چهار خطی
5.12K subscribers
420 photos
10 videos
125 files
1.49K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
سلام و شب عالی به خیر



رباعی مورد بحث در یادداشت گدایی بر سر گنج را- با تغییراتی- امیرنظام گروسی در یک نامه بسیار لطیف خود آورده و گفته کسی که این رباعی را بر سنگ قبرم بنویسد بهترین دوست من است.

تاریخ کرمان وزیری ۲/۸۴۲
#پیشنهاد (1)

🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥

پیدا که دوباره گم شدی خواهی شد
خواهی که دوباره گم شدی پیداشد
گم خواهی شد دوباره پیدا که شدی
پیدا که شدی دوباره گم خواهی شد

🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥🚥

همه ی ما حداقل برای یک بار هم که شده با جورچین سر و کار داشته ایم.

جورچین کامل نمی شود مگر تکه ها و اجزایش را جابجا کرده و با تفکر تکمیلش کرده باشیم.

لازمه ی این نوع رباعی، تبحر در وزن است.
فکراین شکل از رباعی چندین سال پیش شکل گرفت و اینک پیشِ رویِ شماست.

البته این یک پیشنهاداست؛ تا پیشنهادِ شما چه باشد؟؟؟


#شرف_الدین_امیرپور #رباعی #رباعی_معاصر #پازل #جور_چین #وزن #پیشنهاد #عروض #شکل


@be_in_zodiha👈
▫️بنگ یا باده؟

یکی از مباحثی که در قرن هفتم و هشتم هجری در محافل ادبی جریان داشت، نه مسئلۀ غامض «بودن یا نبودن»، یا قدیم و محدث بودن جهان، یا چیرگی عقل بر عشق، یا وحدت و کثرت وجود یا وحدت در عین کثرت، بلکه مسئلۀ ترجیح بنگ بر باده و بالعکس بود. بسیاری از شاعران آن روزگار، وظیفۀ خود می‌دانستند که موضع‌شان را در این باره، به سمع و نظر مخاطبان برسانند. ما انعکاس این موضوع را در رباعیّات آن دوره، به وضوح می‌بینیم. مطلب حاضر، گزارش دم دستی این مباحث است. رایج‌ترین معادل بنگ، کلمۀ «سبز» (حشیش) است، و مؤلف تاریخ وصّاف، اصطلاح «خمر الاعاجم» را برای‌ آن به‌کار بُرده است.

شاید نامدارترین مدافع بنگ، ملک شمس‌الدین محمد کرت باشد که در زمان ایلخانان بر بخشی از خراسان قدیم حکومت می‌راند و اباقاخان او را به سال ۶۷۶ ق کُشت. شرف‌الدین شیرازی صراحت دارد که وی بنگ مصرف می‌کرد:
«ملک شمس‌الدین با این کمال عقل و شجاعت و شمایل و شهامت، تناول خمر الاعاجم را متعرّض شدی و او را بسیار دوبیتی است در مدح و ترجیح آن بر شراب. اعجاب را این ابیات اثبات کرد، چه از قبیل صنعت تحسین مستقبح است:
می‌خواره اگر غنی بود، عور شود
وز عربده‌اش جهان پُر از شور شود
در حقّۀ لعل از آن زمرّد ریزم
تا دیدۀ افعی غمم کور شود
..
هرگه که من از سبز طربناک شوم
شایستۀ ‌سبزْ خنگ افلاک شوم
با سبز خطان سبز خورَم در سبزه
زآن پیش که همچو سبزه در خاک شوم
در این حال، تا روی دعوی بدین شرح، چون تیغ شاه به خون دشمن، سرخ شود و جاهلان از سبز سیاه‌روی، سیر گردند، این دوبیتی انشاء و ایراد کرد:
با سرخ گل، آن سرخ می ای سرخ عذار
تا سرخ شود روی طرب، زود بیار
رخ زرد مکن به سبزی از ازرق چرخ
ور چند سیه سپید شد لیل و نهار».

همان طور که شرف‌الدین شیرازی، مصرف بنگ را باعث زرد رویی دانسته، همشهری او شیخ سعدی نیز بر همین نظر است:
از مَی طرب افزایـد و مردی خیزد
وز فعلِ گیا، خشکی و سردی خیزد
در بادۀ سرخ پیچ و در رویِ سفید
کز خوردنِ سبز، رویْ‌زردی خیزد
..
گر آدمیی، بادۀ گلرنگ بخور
بر نالۀ نای و نغمۀ چنگ بخور
گر بنگ‌خوری، چو سنگ‌مانی برجای
یک‌باره چو بنگ می‌خوری، سنگ بخور!

اما شاعر هم‌عصرشان، پوربهاء جامی، نظری مخالف آن‌ها دارد. او بنگ را باعث روشن شدن مغز دانسته، به شرطی که به اعتدال مصرف شود:
بنگ است کزو عقل منوّر گردد
هرکس که علف‌خوار خورَد، خر گردد
اکسیر قناعت است، یک‌جو بس از او
تا مسّ وجودت سره چون زر گردد
ایضاً:
سبزی که شفای مردم دلتنگ است
زو معنویان را ادب و فرهنگ است
چندان که نظر همی‌کنم در کارش
عیبش جز از این نیست که نامش بنگ است!
ایضاً:
غم کیست که گرد دل بنگی گردد
بنگی همه گرد لوت سنگی گردد
گر پیر دو صدساله خورَد یک‌جو بنگ
در حال، چو میمونک زنگی گردد!
البته، در دیدگاه پوربهاء جامی، مصرف بنگ و نوشیدن شراب مانعة الجمع نیست!

یکی از مهم‌ترین طوایف مصرف‌کنندگان بنگ، قلندریان و اهل خانقاه - و به تعبیر پوربهاء معنویان!-‌ بوده‌اند. زکریای قزوینی (د. ۶۸۲ ق) در عجایب المخلوقات خود، در توصیف گیاه شاهدانه آورده است: «ورق او بنگ است. عقل را مشوّش کند و اعضا را مخدّر کند. قلندریان او را سبز خوانند و بدان مشعوف باشند. و شاعر ایشان گفته است:
آن را که به سر در، اثر سبزش نیست
در باغ سعادت شجر سبزش نیست
سرو، از سر سبز زنده باشد همه سال
مُرده شمر‌ آن را که سر سبزش نیست!»
شیوع مصرف بنگ در خانقاه‌ها چنان بوده که اوحد کرمانی چند رباعی در مذمت حشیش آورده و حتی مجوز قتل سبزک‌خوران را صادر کرده است: «بر گردن من خون چنان کس، بکُشش!»؛ اما تکلیف خواننده با این رباعی او معلوم نیست که تعریف است یا تقبیح:
این خوش پسران خوی پلنگ آوردند
روی چو مه و دل چو سنگ آوردند
از بیم پدر، باده نمی‌یارند خورد
ناچار همه روی به بنگ آوردند!
ظاهراً علت مصرف بنگ، علاوه بر آنکه آدابی نداشته و زودتر اثر می‌کرده، عدم تحریم آن توسط اغلب فقها بوده است.

یادآور شوم که از دید بنگیان، گناه دزدیدن بنگ، کمتر از شکستن سبوی باده نیست. مولانا اشرف‌الدین دامغانی که در پرونده‌اش سابقۀ صوفی‌گری هم هست،‌ فرموده:
بنگی که به یک آقچه خریدم کردی
تا دفع غمی کند، دوای دردی
یک بنگی زن جلب بدزدید از من
و آن‌گاه چه بنگ بود؟ گردی، مردی!
لغیره:
از خانه برون‌ آمد از این قحبه‌زنی
وز دود جهنّم به تنش پیرهنی
بشکست صراحی‌ام که عمرش کم باد
و آنگه چه شراب بود؟ مردی و منی!
●
منابع:
تاریخ وصاف، ۸۳؛ کلیات سعدی، ۸۴۲، ۸۴۴؛ جُنگ رباعی، ۴۵۱، ۴۵۴، ۴۵۵؛ عجایب المخلوقات، برگ ۷۴ (از مقالۀ خانم حیدرپور)؛ دیوان رباعیّات اوحد کرمانی، ۲۷۲، ۲۷۳؛ مجموعۀ اشعار و مراسلات، برگ ۹
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from لغت‌بازی
✅ کریم‌الطرفین:

وقتی کسی از سوی پدر و‌ مادر نجیب و نژاده باشد، یا به عبارت دیگر همان «ژن خوب».
عبدالحسین زرین‌کوب در کتاب «از کوچه رندان» می‌گوید رندان در دورۀ حافظ «بنگ و باده» را با هم می‌خوردند و به آن کریم‌الطرفین می‌گفتند.

@Loghatbazi
یک

باران آمد ، نگار درباران بود
برچوبه ی دار، یار در باران بود
تا سیر ببیندش به هنگام وداع
آن عاشق بی قرار
درباران بود!

دو

مارا و تو را ، به دارمی آویزند
یعنی که به زلف یار می آویزند
تا در ره عشق
دل به دریا نزنیم
بردار، هزاربار می آویزند

سه

یارم گل سرخ و
غمگسارم ، گل سرخ
پاییز و زمستان و بهارم ، گل سرخ
از بس دیدم ، نشان خون بر دیوار
صبح و شب و روز و
روزگارم ؛ گل سرخ!

چار

ازکوزه ی خون، میل تراویدن داشت
آتش برکف، هوای رقصیدن داشت
می رفت به پای دار ؛ خود ، عاشق وار
این رقص جنون و
رقص خون دیدن داشت !


#علی_بابا_چاهی
#این_کشتی_پر_اسرار
#انتشارات_نگاه / (۱۳۹۳)
#دو_بیتی #رباعی #رباعی_معاصر

@be_in_zodiha👈
حیرانی


دلبسته بر این قمارِ لعنت‌خورده
ماندیم، ولی نه باخته نه بُرده

هستیم ولی ز نیستی لبریزیم
«چون ناخن و مو، نه زنده و نه مُرده»(۱)

___________________

(۱) مصراع از بیدل دهلوی



محمدرضا روزبه

@Mohammadrezarouzbeh
Forwarded from محاضرات ادبی
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
قلیان
گلزار دماغ شعله آشامان را
سرچشمه آتش است و فواره دود
میرالهی (سده۱۰)
نقاش: ناشناخته (بیریتیش میوزیوم)

توتون و تنباکو
تاباکو/ تنباکو واژه است که از طریق زبان پرتغالی به دیگر زبان‌ها راه یافته است. به گفته آنژلوس دوسن ژوزف لابروس این نام برگرفته از جزیره‌ای به نام تاباکو/ تنباکو در ینگه دنیا است. توتون هم واژه ترکی است به همان معنا.
زمانی که پرتغالی‌ها به دربار شاه تهماسب آمدند، به گفته مورخان صفوی هدایایی جالبی برای او آوردند، احتمالا یکی از این هدایا تنباکو بود. اسمی از انواع این هدیه ها برده نشده است ولی با توجه به این که عینک، ساعت و تفنگ پیش از این در دربار صفوی دیده شده بود، احتمالا این هدیه جالب تنباکو است.
تنباکو ظاهرا برای نخستین بار در ایران با چپق استعمال شده است. در متون صفوی اشاره به چپق کشیدن مهدعلیا خیرالنساء بیگم مادر شاه عباس شده است.
طبق گفته بلیانی نویسنده عرفات العاشقین رواج کشیدن تنباکو از سال ۱۰۱۷ق است. هر چند شاه عباس با کشیدن تنباکو به ویژه در دربار مخالف بود و آن را ممنوع کرده بود.
احتمالا فراگیری قلیان، از زمانی است که در نقاشی‌ها به عنوان سوژه کار شد.
@bazmavard
معرفی رباعی‌نامه‌های امروز
(بخش اول)

موتور رباعی امروز را نیما یوشیج روشن کرد و به راه انداخت. نیما رباعیاتش را آیینۀ احوالات خویش می‌دانست؛ چاه نجیبی که در آن سر فرو می‌بُرد و شعر می‌گفت. حاصل کار او بیش از دو هزار رباعی است. اولین کتابی که بعد از مرگ نیما منتشر شد، افسانه و رباعیّات بود. این کتاب، چهرۀ متفاوتی از نیما به نمایش گذاشت. اما از پیروان نیما عدۀ معدودی این حرکت را ادامه دادند. سیاوش کسرایی یکی از آن‌ها بود. مجموعۀ سنگ و شبنم او که در ۱۳۴۵ منتشر شد، به رباعی و دوبیتی اختصاص داشت.
در آستانۀ انقلاب ۱۳۵۷، انتشار دفتر رباعیّات منصور اوجی با نام مرغ سحر ، موج جدیدی در رباعی امروز در افکند؛ این موج، نسل جدیدی از رباعی‌سرایان را در دهة شصت با خود همراه کرد. قیصر امین‌پور و سید حسن حسینی از چهره‌های شاخص این نسل بودند. با پایان جنگ در سال ۶۸، این موج فرو خوابید. دورۀ اصلاحات (از ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) و باز شدن فضای فرهنگی، با خود گروه جدیدی از شاعران رباعی‌سرا را به عرصه آورد. ایرج زبردست، بیژن ارژن و جلیل صفربیگی برخی از بهترین آثار خود را در این دوره منتشر کردند.
از اواخر دهۀ هشتاد، با قدرت گرفتن شبکه‌های اجتماعی، رواج مینی‌مالیسم و آسان شدن نشر شعر در فضای مجازی و چاپ کتاب، رباعی در شعر امروز به جریان پُر دامنه‌ای بدل شد و مجموعه‌ رباعیّات متعدد و متنوعی انتشار یافت. از شاعران جدیدی که در این دوره آثار متفاوتی منتشر کردند، می‌توان از میلاد عرفان‌پور، زهیر توکلی، عباس صادقی زرینی و طیبه بقایی اردکانی یاد کرد.
در دهة نود، ‌تا آنجا که به خاطرم هست، مجموعه رباعیات مستقلی از فرهنگ آزادمنش، بهروز آورزمان، حامد ابراهیم پور، حسین احمدی محجوب، وحید اشجع، احسان افشاری، مهدی امیدنژاد، علی امرونی، شرف‌الدین امیرپور، لیلا بنی تمیم، پروانۀ بهزادی آزاد، سید مجید حسینی، صادق حسینی، مریم حقیقت، حسین خلیلی، خلیل جوادی، علیرضا دهرویه، عارفه دهقانی، سعید ربیعی، محمد رفیعی،‌ آرمان سلیمی، شهرام شکیبا، محمد قائدی، قاسم قاسمی، احمدرضا قدیریان، زری قهارترس، صدیقه محمدجانی، محمدرضا مختارنژاد، امیر مرادی، محمد مرادی نصاری، محمد مرادی نصرآباد، داود ملک‌زاده، شهلا منصور زاده، سید مهدی موسوی، حسن نیکوفرید، آرش واقع طلب، علی اکبر یاغی‌تبار، حجت یحیوی و بسیاری از شاعران دیگر منتشر شده است.
این حجم رباعی در روزگار ما، بررسی‌های مستقلی را می‌طلبد. در سه دهۀ گذشته، چندین رباعی نامه، حاوی گزیدۀ‌ رباعیّات شاعران امروز منتشر شده است که در این یادداشت، به اختصار و به ترتیب تاریخ نشر آن‌ها را معرفی می‌کنم. اغلب این گزیده‌ها، فاقد مقدمه‌ای در شناخت رباعی امروز هستند و فروتنانه باید ذکر کنم که جز در دو گزیده‌ای که نگارنده فراهم آورده، در گزیده‌های دیگر نگاه تحلیلی و حتی تاریخی به رباعی امروز وجود ندارد. برخی از مجموعه‌ها نیز که مقدمه دارند، مقدمۀ آن‌ها مربوط به سیر تاریخ رباعی فارسی یا ارزش و اهمیت قالب رباعی است و وارد حیطۀ بررسی رباعی امروز نشده‌اند. البته مقالاتی در نشریات علمی پژوهشی در مورد رباعی امروز یافت می‌شود که خارج از بحث این گزیده‌هاست. این نوشتار، به اقتضای بستر انتشار، به قول استادن، مدعی استقای تام و تمام نیست و همۀ جوانب این آثار در آن بررسی نشده است.

▫️رباعی امروز، به کوشش محمدرضا عبدالملکیان، تهران، انتشارات برگ، ۱۳۶۶،‌ ۱۸۴ ص
این گزیده شامل ۳۲۱ رباعی است و در آن، آثار ۹۰ شاعر دهة شصت آورده شده است. بسیاری از شاعران این مجموعه، بعدها کار شاعری را رها کردند. بیشترین رباعیّات کتاب متعلق است به قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی، وحید امیری، محمدرضا سهرابی نژاد، میرهاشم میری، ایرج قنبری، سلمان هراتی، سهیل محمودی و محمدرضا محمدی نیکو. عبدالملکیان در مقدمۀ کتاب، پنج ملاک انتخاب رباعیات کتاب را حضور اندیشه و عاطفه و خیال، پویایی زبان، ارتباط منطقی چهار مصراع، تکان‌دهندگی مصراع چهارم، پرهیز از شعار، و هماهنگی با ارزش‌های جامعه بر شمُرده است. جنگ و شهادت، از موضوعات اصلی رباعیات این کتاب است. منابع کار در کتاب درج نشده است.

▫️یک سبد آئینه: برگزیدۀ رباعی امروز فارس، به اهتمام ایرج زبردست، شیراز، انتشارات کتاب شیراز، ۱۳۷۹، ۷۲ ص
همان‌گونه که از نام کتاب بر می‌آید، رباعیات ۴۷ شاعر رباعی‌سرای استان فارس در این کتاب گرد آمده است. ایرج زبردست، از رباعی‌سرایان نامدار روزگار ماست و این اثر، جزو اولین آثار قلمی اوست. کتاب، مقدمه‌ای کوتاه به قلم همایون پزدان‌پور و گرد آورنده دارد. زبردست در مقدمه قول جلدهای دیگری را هم داده که محقق نشده است. منابع رباعیات در‌آخر کتاب ذکر شده و نظم رباعیات بر اساس حروف الفبای قافیه‌هاست.

●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
معرفی رباعی‌نامه‌های امروز
(بخش دوم)

▫️گوشۀ تماشا: رباعی از نیما تا امروز، سید علی میرافضلی، تهران، نشر کازرونیه، ۱۳۸۳، ۳۲۰ ص
این کتاب، مروری بر کارنامۀ رباعی امروز از نیما یوشیج تا اوایل دهۀ هشتاد هجری شمسی دارد و در خلال بخش‌های مختلف آن، رباعیات نیما و نوپردازان، شاعران سنت‌گرا، و رباعیات دو دهۀ شصت و هفتاد جداگانه بررسی شده و گزیدۀ مفصلی از رباعیات هر گروه ارائه شده است. این گزیده، چشم اندازی از جریان رباعی امروز از ۱۳۰۰ تا ۱۳۸۰ به دست می‌دهد. در انتهای کتاب، فهرست منابع آمده که شامل منابع اینترنتی هم هست.

▫️دو سده رباعی در بوشهر، به کوشش عبدالمجید زنگویی، تهران، انتشارات لیان، ۱۳۸۶، ۲۶۶ ص
مؤلف در این اثر، رباعیّات ۵۶ شاعر دیار بوشهر را گرد‌ آورده است. با اینکه عنوان کتاب، دو سده رباعی بوشهر است، بیش از ۹۰ درصد رباعیات کتاب مربوط به سدۀ اخیر است. دکتر سید جعفر حمیدی مقدمه‌ای بر این کتاب نگاشته و اشاره کرده که مؤلف توصیه‌های او را مبنی بر حذف رباعیات متوسط و معیوب، به دلیل رودربایستی با شاعران به کار نگرفته است!

▫️سه بعلاوۀ یک: گزیدۀ رباعی امروز ایران، به انتخاب سید احمد حسینی، تهران، نشر جمهوری، ۱۳۹۱، ۱۳۶ ص
حسینی در این گزیده، رباعیات ۳۲ شاعر رباعی‌سرای دهة هشتاد را عرضه داشته است. در ابتدای گزیدۀ رباعیّات هر شاعر، مشخصات شناسنامه‌ای، فهرست آثار و نشانی وبلاگ او درج شده است. ترتیب کتاب، بر اساس حروف الفبایی نام شاعران است.

▫️چاره‌ها: گزینۀ رباعی معاصر، به کوشش میلاد عرفان‌پور، تهران، شهرستان ادب، ۱۳۹۱، ۱۲۰ ص
میلاد عرفان‌پور، یکی از رباعی‌سرایان موفق روزگار ماست. وی در این گزیده، صد رباعی از شاعران سه دهۀ شصت هشتاد را آورده است. وی مهم‌ترین ملاک‌های انتخاب را، اصالت زبان، تأثیرگذاری و کشف مضامین تازه در موضوعات متنوع قرار داده است. کتاب، مقدمه‌ای به قلم محمدرضا سنگری دارد. رباعیّات کتاب، ترتیب مشخصی ندارد و کتاب فاقد فهرست منابع است.

▫️در آستانۀ تازه شدن: ۱۰۰ رباعی امروز، به کوشش سید علی میرافضلی، مشهد، انتشارات سپیده‌باوران، ۱۳۹۱، ۱۰۴ ص
این کتاب نیز همچون کتاب قبلی (چاره‌ها)، گزیده‌ای از رباعیات سه دهۀ شصت تا هشتاد است و بر خلاف عنوان کتاب،‌ در آن ۱۱۹ رباعی انتخاب شده است، نه صد رباعی! رباعیات ۶۷ شاعر در این کتاب آمده است. در مقدمۀ این گزیده، کارنامۀ رباعی‌ امروز مورد بررسی قرار گرفته است. کتاب، فهرست منابع دارد.

▫️نگاهی تازه به دریا: رباعی امروز ایران، به کوشش عبدالمجید زنگویی، مشهد، بوتیمار،‌۱۳۹۱، ۴۶۴ ص
کتاب، مقدمه‌ای در شناخت رباعی دارد و بعد از آن، گزیدۀ مفصلی از رباعیات سدۀ اخیر ارائه شده است. ارائه آثار بر مبنای ترتیب الفبایی نام شاعران است. در این کتاب، رباعیات حدود ۴۸۰ شاعر امروز گردآوری شده است. ذیل نام هر شاعر، تاریخ تولد و آثار او به اجمال ذکر و منبع رباعیات نیز آورده شده است.
جلد دوم نگاهی تازه به دریا، به سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات لیان منتشر شد و رباعیات ۱۷۰ شاعر را در بر دارد.

▫️رباعی‌های شاعران امروز، به کوشش و گزینش: مجید شفق، تهران، انتشارات ارمغان، ۱۳۹۶، ۷۰۳ ص
از مؤلف این اثر پیش‌تر، گزیدۀ دوبیتی‌ها، غزل‌ها و مثنوی‌های شاعران امروز در مجلدات جداگانه منتشر شده است. این گزیده‌ای، مقدمه‌ای در شناخت رباعی دارد و سپس آثار شاعران رباعی‌پرداز، به ترتیب الفبای نام شاعران ارائه گردیده است. در این کتاب، رباعیات ۸۶۰ شاعر عصر اخیر گرد آمده که در نوع خود، آمار عجیب و غریبی است. در انتهای کتاب، فهرست منابع ذکر شده است.

▫️روزگار و رباعی، به کوشش پیمان سلیمانی و سیامک کیهانی، کرج، نشر شانی، ۱۳۹۷، ۱۸۷ ص
دفتر حاضر، مقدمه‌ای به قلم استاد دکتر میرجلال‌الدین کزازی در اهمیت قالب رباعی دارد. کتاب روزگار و رباعی، مشتمل بر ۳۴۷ رباعی از شاعران دهۀ هشتاد و نود است و مؤلفان در مقدمه آورده‌اند که در گزنش خود وسواس زیادی به خرج داده‌اند. ترتیب رباعیّات بر اساس الفبای نام شاعران است. کتاب فاقد فهرست منابع است.

▫️چهار: گزیدۀ رباعی کارگاه تخصصی رباعی، جلیل صفربیگی،‌ ایلام، انتشارات زانا، ۱۳۹۷، ۱۳۲ ص
مجموعۀ حاضر، گزیدۀ رباعیات اعضای دورۀ تخصصی آموزش رباعی است که توسط جلیل صفربیگی به صورت مجازی برگزار شده است. جلیل صفربیگی از چهره‌های شاخص رباعی امروز است و رباعیات مجموعۀ حاضر به گفتۀ گردآورنده، در مدت دو ماه سروده شده‌اند. تعدادی از شاعران این کارگاه، تا پیش از این کتاب، رباعی نسروده بودند و این رباعی‌ها، ‌نخستین تجربه‌های آن‌هاست. صفربیگی در مقدمه وعدۀ انتشار چهار مجلد دیگر را در سال ۹۸ داده که ظاهراً یک جلد دیگر آنم منتشر شده که من ندیده‌ام. رباعیات ۷۷ شاعر در کتاب به ترتیب الفبایی نام شاعران درج شده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
نگاره " رویت سلطان سنجر ماه شوال را و بدیهه سرایی امیر معزی " ، از نسخه خطی "چهار مقاله" نظامی عروضی سمرقندی، حدود سده های 7 و 8 هجری ، احتمالا مکتب سلجوقی یا ایلخانی

🔹رباعی امیر معزی درباره هلال عید فطر :
ای ماه چو ابروان یاری گویی
یا نی چون کمان شهریاری گویی
نعلی زده از زر عیاری گویی
در گوش سپهر گوشواری گویی

🔹 نگاره های ویژه را در کانال " مکتب نگارگری تبریز" ببینیم، با لینک👇
@tabrizschoolofpersianpainting
رباعی خیام در بیاض هندوشاه.pdf
978 KB
«رباعی خیام در بیاض هندوشاه نخجوانی»، سیدعلی میرافضلی، گزارش میراث، دورۀ سوم، سال سوم، شمارۀ یکم و دوم، بهار-تابستان ۱۳۹۷ (تاریخ انتشار: بهار ۱۳۹۹)، ص ۵۳ - ۵۴
..
▫️هندوشاه نخجوانی، ادیب سرشناس قرن هفتم و هشتم ق و نویسندۀ کتاب تجارب السلف،‌ بیاضی فراهم آورده و از ۷۱۲ تا ۷۲۱ در آن یادداشت‌هایی نوشته است. محمد فرزند هندوشاه نیز در سال ۷۴۳ ق در تبریز مطالبی به بیاض پدرش افزوده است.

▫️در بیاض هندوشاه، قطعه‌ای از امیر معزّی نیشابوری در باب خیّام وجود دارد که بسیار مغتنم است. این شعر، در دیوان چاپی معزی موجود نیست.

▫️هندوشاه، در ۷۱۷ ق، یکی از رباعیّات خیّام را در بیاض خود نگاشته است. این منبع، ۲۱ سال از منبع پیشین این رباعی قدیمی‌تر است: ای آنکه نتیجۀ چهار و هفتی... الخ.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
#ابن_خطیب_گنجه:

گر من نه مرید عالم خس بدمی
واندر پی مردار چو کرکس بدمی
یاران همه رفتند و من ار کس بدمی
از پیش برفتمی ، نه واپس بدمی!

منبع:
سفینه خطی استاد همایی کتابت 651 هجری قمری

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
.
پورخطیب گنجه از شاعران سده 6 هجری است که دیوان یا مجموعه شعری از او در دست نیست. آوازه شعر او در حد و اندازه ای بوده که شاعر بزرگی چون حکیم سنایی غزنوی (وفات 535 ق) مصرعی از او را تضمین کرده است:
هم بدین وزن ای پسر پورخطیب گنجه گفت
"نوبهار آمد نگارا، باده ی گلنار کو؟"

قدیمترین رباعی که از او در دست داریم در اثر ارزشمند مجمع الرباعیات تالیف اواخر سده 6 هجری است.
یک رباعی چهارقافیه ای و شهرآشوب در ذکر کفشگر:
چون داد غم یار مزین دادم
دل در هوس کفشگری بنهادم
شاید که ز عشق خویش با فریادم
کز تارک سر با کف پای افتادم

منابع متعدد او را همسر #مهستی_گنجوی نوشته اند. قصه امیراحمد و مهستی داستانی غیرمستند ، عامیانه و البته مشهور است که در عشق آن دو ساخته و پرداخته شده، و نسخه های خطی متعددی از آن در کتابخانه های مختلف موجود است. تعداد قابل توجهی از رباعیات خیامانه در این داستان به پورخطیب منسوب شده است.

#مهدی_دهقان
@parniyan7rang
سه رباعی به‌هم پیوسته

خود را ز لب و خط تو ای سیمین بر
بر آتش و آب می‌زند عود و شکر
با پستۀ تنگت - که فدایش بادام!
در پوست، نهفته خنده زد غنچه مگر

این بی ادبی، نامیه ناگاه شنید
از خشم، روانش به سر دار کشید
چون دم ز هواداری تو می‌زد باد
شد تند و دهان غنچه از هم بدرید؛

تا خوار و خجل میان بُستان گردد
وز خندۀ سرد خود پشیمان گردد
لب بر دوزد، دهان ببندد غنچه
آنجا که نبایدش که خندان گردد.

در قرن هشتم هجری که شاعران رباعی‌گوی از خلق معانی تازه و شگرف باز ماندند و خود را در بن بست رباعیات شاعران نامدار رباعی‌گوی از قبیل خیّام، مه‌ستی گنجوی، اوحد کرمانی، عطار، بابا افضل، کمال اسماعیل و مولوی گرفتار می‌دیدند، خود را به فُرم رباعی مشغول داشتند. سرودن رباعیات به‌هم پیوسته، یکی از این دل‌مشغولی‌ها بود. پیشتر دو رباعی به هم پیوسته از ابن یمین آوردیم. ابن یمین در رباعی مستزاد نیز ابتکارهای ویژه دارد. اگر او نگاهی عمیق‌تر به گشایش‌های وزنی در رباعی داشت، و یا برخوردش با شگرد ادبی تسلسل (رباعیات موقوف المعانی)، برخوردی تفننی و از روی سرگرمی نبود، می‌توانست با ترکیب مستزاد و رباعیات به‌هم پیوسته، فرم تازه‌ای در شعر فارسی بیافریند و تحوّل شعر فارسی را چند قرن جلوتر بیندازد. رباعیّات به‌هم پیوسته را می‌توان یکی از سرچشمه‌های قالب چهارپاره دانست. چهارپاره، در اوایل قرن بیستم، یکی از گونه‌های نوآوری به شمار می‌رفت و هنوز هم طرفداران خودش را دارد. بسیاری از ترانه‌ها، در قالب چهارپاره گفته شده‌اند.

سه رباعی بالا را گرد آورندۀ بیاض کتابخانۀ اسعد افندی ترکیه که در ۸۲۷ ق فراهم آمده، نقل کرده و احتمالاً از یادگاران قرن هشتم هجری است. شمس فخری اصفهانی، خودش را مبدع رباعیات موقوف المعانی دانسته است: «روزی در مجلس صاحب اعظم خواجه عماد الدوله محمود الکرمانی، بحث انواع تضمینات می‌رفت. چون بدین نوع رسیدند، فرمود که هیچ کس سه رباعی گفته باشد که تا رباعی آخر نخوانند، معنی رباعی اول تمام نشود؟ اصحاب گفتند کس نگفته است. این بنده هم در مجلس هشت رباعی موقوف بدیهه در مدح آن حضرت بگفت».
دکتر شفیعی کدکنی، یک قطعۀ به‌هم پیوسته در وزن رباعی از جُنگ اشعار مورخ ۷۳۱ ق ایاصوفیا نقل کرده که بر شعر شمس فخری اصفهانی تقدّم دارد و ادعای او را باطل می‌کند. ایشان آن را «نوعی تجربۀ خروج از فرم‌های شناخته شدۀ شعر فارسی» دانسته است.
چهار پنج نمونه‌ای که از رباعیات موقوف المعانی در اختیار داریم، اغلب شعرهایی متوسط و مصنوع هستند و حظی به مخاطب نمی‌دهند. به نظر می‌رسد سودای گفتن رباعیات به‌هم پیوسته در همین قرن هشتم هجری به انتها رسیده و کسی این تجربۀ جالب نوآوری را کامل نکرده است.
‏..

منبع: بیاض اسعد افندی، برگ ۴۲۸ پ؛ موسیقی شعر، ۵۵۷ - ۵۵۹؛‌ معیار جمالی و مفتاح ابواسحاقی، ۲۳۹
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from محمد مرادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در می‌کوبد... رفیق در می‌کوبد
آن هم‌نفسِ شفیق در می‌کوبد
مرگ است که از میان یاران قدیم
وقتی آمد دقیق در می‌کوبد
#مرگ
#محمد_علی_کشاورز
@drmmoradi
بر من به دو جو!

آهم چو شنید، گفت: بر من به دو جو
اشکم چو بدید، گفت: هر من به دو جو
جان کردم عرضه، گفت: صد خرمن از این
نزدیک من، ای سوخته خرمن، به دو جو!

اوحد کرمانی
(درگذشته ۶۳۵ ق)
●
این رباعی عاشقانه، فضایی طنزآمیز دارد؛ تلاش عاشق برای به دست آوردن دل معشوق، و بی اعتنایی معشوق، در ترکیب با تعبیر مثلی کهن: «بر من به دو جو»، نموداری از استغنای معشوقانه در ادب فارسی است. البته این نوع معشوقانی که جان عاشق را، خرمن خرمن، به هیچ بر نمی‌گیرند، با منطق زر آشنایی کافی دارند. کمال اسماعیل اصفهانی، رباعیّات زیادی در وصف این طایفه دارد. او حتی از معشوقانی یاد می‌کند که در برابر خواهش بوس و کنار و ادعای بی پولی عاشق، می‌گویند: برو، اوام را در باز است! یعنی برو وام بگیر و زر بیار که کار، زر دارد زر!
●
تعبیر مثلی، «بر من به دو جو»، یعنی برای من پشیزی ارزش ندارد. یک جو هم می‌گویند. چنان‌که عطار گفته است:
هم بی دو جهان تویی و هم در دو جهان
من بی خویشم با تو بهم در دو جهان
گر جو به جوم کنی و بر باد دهی
یک جو نکنم عشق تو کم در دو جهان

یا در رباعی منسوب به خیّام می‌خوانیم:
ای من در میخانه به سبلت رُفته
ترک بد و نیک جمله عالم گفته
گر عالم را چو کاه برباید باد
بر من به جوی، چو مست باشم خفته!

و حضرت مولانا، نقیضۀ آن را چنین آورده است:
ای جان تو بر مقصّران آشفته
همجان تو عذر جان ایشان گفته
توفان بلا اگر بگیرد عالم
بر من به دو جو چو مست باشم خفته!

و نظیر آن را در قصاید سنایی نیز می‌یابیم:
گویم او را: بروم، گوید: بر من به دو جو
زین چنین کَهدان، کم گیر چو تو برگ کَهی

جو، علاوه بر آنکه نام نوعی غلّه‌ است و با خرمن تناسب مستقیم دارد، یکی از کوچک‌ترین واحدهای وزنی هم هست، معادل یک دهم گرم، یعنی وزنی برابر با یک دانۀ جو. از این رو، اوحد کرمانی آن را با «من» که معادل سه کیلوست، متناظر آورده است: هر من به دو جو! یادآور این شعر حافظ هم هست: که یک جو منّت دونان به صد من زر نمی‌ارزد. کمال اسماعیل اصفهانی گوید:
این سیم که جو جو به همش می‌آری
خرمن خرمن به‌جای بگذاشته گیر!

رباعی اوحد کرمانی، یادآور این بیت استاد جمال الدین اصفهانی نیز هست:
گویم: ای خام! چو کاهم ز غمت
گویی: ای سوخته! بر من به دو جو!
●
اما انگیزۀ نگارش این یادداشت، هنگام مطالعۀ سراج السائرین شیخ احمد جام دست داد. در باب دوازدهم این کتاب، بیت زیر آمده است:
گر شهر پُر از خروش و غوغاست
بر ما بدو چو یار با ماست
مصراع دوم، وزن آشفته‌ای دارد. مصحح فاضل کتاب، دکتر حسن نصیری جامی، در حاشیه آورده است: در اصل: بدو چو؛ احتمالاً «چو» اضافۀ کاتب (مکرر نویسی) باشد. بر ما بدو: به ما بگرو.
اصلاح ایشان و توجیه بعد از آن خطاست. در واقع، همان تعبیر مثلی «بر ما به دو جو» بوده که چون به گوش ایشان نا آشنا ‌آمده، آن را تغییر داده‌اند. درستش چنین است: بر ما به دو جو، چو یار با ماست.
●
منابع: دیوان رباعیات اوحدالدین کرمانی، ۲۸۰؛ مختارنامه، ۲۴۹؛ طربخانه، ۸۵؛ کلیات شمس، ۸: ۲۶۹؛ دیوان سنایی غزنوی، ۷۱۴؛ دیوان حافظ، ۱۰۳؛ دیوان کمال اسماعیل اصفهانی، ۸۲۰، ۹۱۱؛ دیوان جمال‌الدین اصفهانی، ۴۷۵؛ سراج السائرین، ۱۴۹
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گرگ‌تر شدن گرگ

هر روز تبر بزرگ‌تر خواهد شد
از گردن تو، سترگ‌تر خواهد شد
این میش که برّه میشود، برّه که میش...
آن گرگ، همیشه گرگ‌تر خواهد شد.
..
اولین سیاه‌مشق‌های من در سال‌های 61-62 در قالب رباعی بود. این قالب را از همان نوجوانی دوست داشتم. بعضی رباعیّاتی که در آن سال‌ها گفته بودم، مقبولیتی هم داشت. هرچه در رباعی غرق‌تر شدم، از گفتن رباعی بیشتر فاصله گرفتم. البته گاه‌گدار و پراکنده‌وار در همۀ این سال‌ها رباعیاتی گفته‌ام که ارزش انتشار ندارد. بیشتر برای آن است که به قول نیما، حسب حالی کرده باشم.
رباعی بالا را امروز نوشتم و وسوسه شدم و آن را در اینستاگرام گذاشتم. همان لحظۀ اول، دو تن از دوستان رباعی سرای، آقایان احمد ایزدی و سجاد سعید نژاد، یادآوری کردند که رباعی بالا تحت تأثیر رباعی محمد رهام، رباعی‌سرای این سال‌ها، گفته شده است. همیشه بررسی تأثیرهای ادبی به‌خصوص در قالب رباعی از سرگرمی‌های مورد علاقۀ من بوده است و بخشی از یادداشت‌های چهارخطی، در همین موضوع است. این بار، باید در مورد خودم بنویسم. رباعی محمد رهام را می‌نویسم که یادم بماند که تأثیرپذیری ادبی، از آنچه در آینه می‌بینیم، به آدم نزدیک‌تر است:

صحرا صحرا، سترگ‌تر خواهد شد
گرگی که نمُرد، گرگ‌تر خواهد شد
گیرم همه عمر سنگ پرتاب کنید
این کوه فقط بزرگ‌تر خواهد شد


پ.ن. تغییری که در متن در مورد تأثیرپذیری صورت گرفته، به دلیل جلوگیری از بعضی سوء تفاهم‌ها بوده است.
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from هومن گلهو
کوچکها را، بزرگها را بشمار
لاغرها را، سترگها را بشمار
تا خواب ز چشمت بپرد، برّۀ من!
امشب تا صبح گرگها را بشمار.

#هومن_گلهو

@h_golhoo