Forwarded from چهار خطی
تا بال نداشتم
آزاد بودم در قفس
تا بال پروازم نبود
زنجیر شد دامم به پا تا پر به یکدیگر زدم.
مرتضی قلیبیگ
(سدۀ یازدهم ق)
..
زین پیش که دل قابل فرهنگ نبود
از پیچ و خم تعلّقم ننگ نبود
آگاهیام از هر دو جهان وحشت داد
تا بال نداشتم، قفس تنگ نبود.
بیدل دهلوی
(درگذشتۀ ۱۱۳۳ ق)
..
منبع: قصص الخاقانی، ۲: ۱۱۴۵ (چاپ جدید)؛ شاعر آینهها، ۳۱۲
●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آزاد بودم در قفس
تا بال پروازم نبود
زنجیر شد دامم به پا تا پر به یکدیگر زدم.
مرتضی قلیبیگ
(سدۀ یازدهم ق)
..
زین پیش که دل قابل فرهنگ نبود
از پیچ و خم تعلّقم ننگ نبود
آگاهیام از هر دو جهان وحشت داد
تا بال نداشتم، قفس تنگ نبود.
بیدل دهلوی
(درگذشتۀ ۱۱۳۳ ق)
..
منبع: قصص الخاقانی، ۲: ۱۱۴۵ (چاپ جدید)؛ شاعر آینهها، ۳۱۲
●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from پرنیان ۷ رنگ
خلاصه الاشعار.pdf
8 MB
#خلاصةالاشعار_فیالرباعیات تالیف و تدوین ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی در سال ۷۲۱ هجری قمری؛ بخشی از مجموعهی نفیس سفینه تبریز است که به شماره ۱۴۵۹۰ در کتابخانه مجلس نگهداری میشود.
ابوالمجد در
@parniyan7rang
ابوالمجد در
خلاصةالاشعار ۵۰۰ رباعی برگزیده از حدود ۱۲۰ شاعر گردآوری کرده است. حدود یکسوم رباعیات مذکور با عناوینی همچون لغیره، آخر و ... آمده و نام سراینده آنها بر مولف معلوم نبوده است. این اثر از منابع مغتنم در تدوین دیوان شاعران، بررسی سیر تالیف رباعینامهها و مطالعه و بررسی رباعیات سرگردان به شمار میرود.@parniyan7rang
Forwarded from فلسفه
📍«پانوشتهایی فلسفی بر ترانههای خیام» منتشر شد
در کتاب «پانوشتهایی فلسفی بر ترانههای خیام» به خداباوری و خداناباری، ندانمگرایی، مسئله شر، بهشت و دوزخ، طبیعتگرایی، لذتجویی و لذتگرایی، جبر و اختیار و مرگ در رباعیات خیام پرداخته شده است.
نویسنده: زهیر باقری نوعپرست
طراح جلد: فرنوش فارمر
@philosopherin
مرداد ۱۴۰۱
۱۹۶ صفحه
برای تهیه کتاب به آیدی زیر پیام دهید👇
@MSaharkhizz
.
در کتاب «پانوشتهایی فلسفی بر ترانههای خیام» به خداباوری و خداناباری، ندانمگرایی، مسئله شر، بهشت و دوزخ، طبیعتگرایی، لذتجویی و لذتگرایی، جبر و اختیار و مرگ در رباعیات خیام پرداخته شده است.
نویسنده: زهیر باقری نوعپرست
طراح جلد: فرنوش فارمر
@philosopherin
مرداد ۱۴۰۱
۱۹۶ صفحه
برای تهیه کتاب به آیدی زیر پیام دهید👇
@MSaharkhizz
.
هر همه
از دیروز دارم رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق) را میخوانَم. اگر او را بزرگترین و نامدارترین شاعر پارسی زبان در سرزمین هند بنامیم، دور از حقیقت نیست. متأسفانه، به رغم اهمیّت این سخنور، دیوان پُر مایۀ او هنوز از یک تصحیح علمی و جامع برخوردار نیست و میتوان گفت که فقط یک سوم رباعیات او به چاپ رسیده است. رباعیات او، نکات زیادی برای گفتن دارد. یک تعبیرِ زیبا که در رباعیات او چند بار تکرار شده و شاید در سایر اشعار او هم باشد، اصطلاح «هر همه» است. «هر همه»، همان «همه» است، ولی با تأکید بیشتر بر جامعیت و شمولِ آن.
ای هر همه را نظر بر احسان تو بس
بر درد همه، قطرۀ درمان تو بس
خلقی ز پی فعل بد از من برمید
من ماندم و امّید، همین زآن تو بس
..
زآن شَه که از او به عالم اسباب رسید
دو کارد به من روشن و با تاب رسید
بر هر همه، ابرِ کف او دریا ریخت
زو بهره به من دو قطرۀ آب رسید
..
ای تیغ جهانگیر که فتح انگیزی
بس خون عدو که بر زمین میریزی
بر هر همه غالبی که خفته ز نیام
هر روز به دست راست بر میخیزی
..
ای هر همه را خلعت تو کرده هوس
از ناکسیِ زمانه فریادم رس
فریاد که قدر من نمیداند کس
امّید که مخدوم جهان داند و بس!
..
این اصطلاح از آنجا برای من اهمیت پیدا کرد که مردم قدیم رفسنجان آن را به کار میبُردند و هنوز هم کمابیش کاربُردش را از دست نداده است. میگویند: «هر همهشون رفتهن»، یعنی بلا استثنا تمام افراد رفتهاند و کسی باقی نمانده است. در لغتنامۀ دهخدا و فرهنگ بزرگ سخن مدخل «هر همه» را ندیدم. در سامانۀ جستجوی دادگان، شواهد متعدد برای آن در آثار سنایی، سید حسن غزنوی، احمد غزالی، کمال اسماعیل، ضیاء نخشبی، شمس عفیف، عبدالرزاق سمرقندی، یحیی سرهندی، هبلهرودی و عبدالستار لاهوری آمده است. در فرهنگنامۀ قرآنی، «هر همه» یکی از چندین معادل برای کلمات کُلّ، کلّها، کافة و لفیف است. ممکن است در سرزمینهای شرقیِ زبان فارسی رواج آن بیشتر از سایر نقاط بوده باشد. علاوه بر رباعیات امیر خسرو دهلوی، برای تکمیل شواهد، دو رباعی زیر را نیز به واسطۀ سامانۀ دادگان، نقل میکنم:
غم گنج نهادهای، چه خواهم دیگر ؟
اشکم چو گشادهای، چه خواهم دیگر؟
گفتی که: چه بایدت، بخواه و مندیش
چون هر همه دادهای، چه خواهم دیگر؟
(سید حسن غزنوی)
در عشق ز کام دل چه در بایستی
گر سوز دل و خون جگر بایستی
این هر همه هیچ مینخواهد دلدار
زر میباید، دریغ زر بایستی!
(کمال اسماعیل اصفهانی)
..
منابع: دیوان امیر خسرو دهلوی (دستنویس حکیم اوغلو)، ۹۰۳ ق، دیوان سید حسن غزنوی (بگجانی)، ۳۵۳؛ دیوان کمال اسماعیل (محمدرضا ضیاء)، ۳۲۰؛ سامانۀ جستجوی دادگان (فرهنگستان)
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از دیروز دارم رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق) را میخوانَم. اگر او را بزرگترین و نامدارترین شاعر پارسی زبان در سرزمین هند بنامیم، دور از حقیقت نیست. متأسفانه، به رغم اهمیّت این سخنور، دیوان پُر مایۀ او هنوز از یک تصحیح علمی و جامع برخوردار نیست و میتوان گفت که فقط یک سوم رباعیات او به چاپ رسیده است. رباعیات او، نکات زیادی برای گفتن دارد. یک تعبیرِ زیبا که در رباعیات او چند بار تکرار شده و شاید در سایر اشعار او هم باشد، اصطلاح «هر همه» است. «هر همه»، همان «همه» است، ولی با تأکید بیشتر بر جامعیت و شمولِ آن.
ای هر همه را نظر بر احسان تو بس
بر درد همه، قطرۀ درمان تو بس
خلقی ز پی فعل بد از من برمید
من ماندم و امّید، همین زآن تو بس
..
زآن شَه که از او به عالم اسباب رسید
دو کارد به من روشن و با تاب رسید
بر هر همه، ابرِ کف او دریا ریخت
زو بهره به من دو قطرۀ آب رسید
..
ای تیغ جهانگیر که فتح انگیزی
بس خون عدو که بر زمین میریزی
بر هر همه غالبی که خفته ز نیام
هر روز به دست راست بر میخیزی
..
ای هر همه را خلعت تو کرده هوس
از ناکسیِ زمانه فریادم رس
فریاد که قدر من نمیداند کس
امّید که مخدوم جهان داند و بس!
..
این اصطلاح از آنجا برای من اهمیت پیدا کرد که مردم قدیم رفسنجان آن را به کار میبُردند و هنوز هم کمابیش کاربُردش را از دست نداده است. میگویند: «هر همهشون رفتهن»، یعنی بلا استثنا تمام افراد رفتهاند و کسی باقی نمانده است. در لغتنامۀ دهخدا و فرهنگ بزرگ سخن مدخل «هر همه» را ندیدم. در سامانۀ جستجوی دادگان، شواهد متعدد برای آن در آثار سنایی، سید حسن غزنوی، احمد غزالی، کمال اسماعیل، ضیاء نخشبی، شمس عفیف، عبدالرزاق سمرقندی، یحیی سرهندی، هبلهرودی و عبدالستار لاهوری آمده است. در فرهنگنامۀ قرآنی، «هر همه» یکی از چندین معادل برای کلمات کُلّ، کلّها، کافة و لفیف است. ممکن است در سرزمینهای شرقیِ زبان فارسی رواج آن بیشتر از سایر نقاط بوده باشد. علاوه بر رباعیات امیر خسرو دهلوی، برای تکمیل شواهد، دو رباعی زیر را نیز به واسطۀ سامانۀ دادگان، نقل میکنم:
غم گنج نهادهای، چه خواهم دیگر ؟
اشکم چو گشادهای، چه خواهم دیگر؟
گفتی که: چه بایدت، بخواه و مندیش
چون هر همه دادهای، چه خواهم دیگر؟
(سید حسن غزنوی)
در عشق ز کام دل چه در بایستی
گر سوز دل و خون جگر بایستی
این هر همه هیچ مینخواهد دلدار
زر میباید، دریغ زر بایستی!
(کمال اسماعیل اصفهانی)
..
منابع: دیوان امیر خسرو دهلوی (دستنویس حکیم اوغلو)، ۹۰۳ ق، دیوان سید حسن غزنوی (بگجانی)، ۳۵۳؛ دیوان کمال اسماعیل (محمدرضا ضیاء)، ۳۲۰؛ سامانۀ جستجوی دادگان (فرهنگستان)
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
زآن پیش که پُر کنند
آباد کن از نشاط، ویرانۀ عمر
خوش کن ز طرب مجلس مستانۀ عمر
پیمانه ز باده پُر کن ای یار عزیز
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ عمر
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
در مورد اهمیّت رباعیات امیرخسرو دهلوی تا کنون سخن چندانی گفته نشده است؛ به ویژه خیّامانههای او که حجم درخوری در میان رباعیات او دارد. رباعی بالا یکی از خیامانههای تأثیرگذار اوست که سلمان ساوجی مصراع چهارمش را با تغییر یک کلمه (تبدیل عمر به او)، در رباعی خود کارسازی کرده است. مضمون رباعیِ امیر خسرو، چندان تازه نیست، اما شیوۀ اجرای آن، و بازی با اصطلاح کناییِ «پُر شدن پیمانه» تازگی دارد.
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای رند خراباتی دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز می
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
(سلمان ساوجی)
..
مستان چو هوای در میخانه کنند
پیمان شکنند و عزم پیمانه کنند
کاشانه به آب چشم ساغر گل کن
زآن پیش که از گل تو کاشانه کنند
(خواجو کرمانی)
..
برخیز و بیا یکی ز بهر دل ما
حل کن به جمال خویش این مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زآن پیش که کوزهها کنند از گل ما
(منسوب به خیام)
..
رباعی امیر خسرو دهلوی، در طرح ردیف و قافیه، یادآور یکی از رباعیات منسوب به حافظ و عمر خیّام هم هست:
سیلاب گرفت گرد ویرانۀ عمر
و آغاز پُری نهاد پیمانۀ عمر
بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد
حمّال زمانه رخت از خانۀ عمر
رباعی فوق در سفینۀ متعلّق به مرحوم همایی که در سال ۶۵۱ ق کتابت شده و اکنون در کتابخانۀ ملی نگهداری میشود، به همراه یک رباعی دیگر در همین حال و هوا، بی نام گوینده نقل شده و این نقل، انتساب رباعی را به حافظ منتفی میسازد:
زد خیمه زمانه در نهانخانۀ عمر
بی شمع امید ماند پروانۀ عمر
دردا و دریغا که برون خواهد بُرد
مرغ اجل از دام جهان، دانۀ عمر
..
منابع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس دانشگاه مک گیل، ۲۳۲ر؛ کلیات سلمان ساوجی، ۵۳۷؛ دیوان اشعار خواجو کرمانی، ۷۸۳؛ مجموعۀ نظم و نثر، دستنویس شمارۀ ۶۳۳ کتابخانۀ مجلس، ۸۲ر؛ دیوان حافظ، تصحیح خانلری، ۱۱۰۹-۱۱۱۰؛ شراب رحمانی، سوامی گواندا تیرتا، ۵۳؛ «رباعیات مندرج در سفینۀ مکتوب به سال ۶۵۱ ق»، مهرداد چترایی، ۱۴۷
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آباد کن از نشاط، ویرانۀ عمر
خوش کن ز طرب مجلس مستانۀ عمر
پیمانه ز باده پُر کن ای یار عزیز
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ عمر
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
در مورد اهمیّت رباعیات امیرخسرو دهلوی تا کنون سخن چندانی گفته نشده است؛ به ویژه خیّامانههای او که حجم درخوری در میان رباعیات او دارد. رباعی بالا یکی از خیامانههای تأثیرگذار اوست که سلمان ساوجی مصراع چهارمش را با تغییر یک کلمه (تبدیل عمر به او)، در رباعی خود کارسازی کرده است. مضمون رباعیِ امیر خسرو، چندان تازه نیست، اما شیوۀ اجرای آن، و بازی با اصطلاح کناییِ «پُر شدن پیمانه» تازگی دارد.
آمد سحری ندا ز میخانۀ ما
کای رند خراباتی دیوانۀ ما
برخیز که پُر کنیم پیمانه ز می
زآن پیش که پُر کنند پیمانۀ ما
(سلمان ساوجی)
..
مستان چو هوای در میخانه کنند
پیمان شکنند و عزم پیمانه کنند
کاشانه به آب چشم ساغر گل کن
زآن پیش که از گل تو کاشانه کنند
(خواجو کرمانی)
..
برخیز و بیا یکی ز بهر دل ما
حل کن به جمال خویش این مشکل ما
یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم
زآن پیش که کوزهها کنند از گل ما
(منسوب به خیام)
..
رباعی امیر خسرو دهلوی، در طرح ردیف و قافیه، یادآور یکی از رباعیات منسوب به حافظ و عمر خیّام هم هست:
سیلاب گرفت گرد ویرانۀ عمر
و آغاز پُری نهاد پیمانۀ عمر
بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد
حمّال زمانه رخت از خانۀ عمر
رباعی فوق در سفینۀ متعلّق به مرحوم همایی که در سال ۶۵۱ ق کتابت شده و اکنون در کتابخانۀ ملی نگهداری میشود، به همراه یک رباعی دیگر در همین حال و هوا، بی نام گوینده نقل شده و این نقل، انتساب رباعی را به حافظ منتفی میسازد:
زد خیمه زمانه در نهانخانۀ عمر
بی شمع امید ماند پروانۀ عمر
دردا و دریغا که برون خواهد بُرد
مرغ اجل از دام جهان، دانۀ عمر
..
منابع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس دانشگاه مک گیل، ۲۳۲ر؛ کلیات سلمان ساوجی، ۵۳۷؛ دیوان اشعار خواجو کرمانی، ۷۸۳؛ مجموعۀ نظم و نثر، دستنویس شمارۀ ۶۳۳ کتابخانۀ مجلس، ۸۲ر؛ دیوان حافظ، تصحیح خانلری، ۱۱۰۹-۱۱۱۰؛ شراب رحمانی، سوامی گواندا تیرتا، ۵۳؛ «رباعیات مندرج در سفینۀ مکتوب به سال ۶۵۱ ق»، مهرداد چترایی، ۱۴۷
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from تنیده ز دل بافته ز جان (سیاوش بیگی)
تا کی ز خمار می سرافکنده شویم
کو می که چو آفتاب تابنده شویم
پیمانهٔ هرکه پر شود، میمیرد
پیمانهٔ ما چو پر شود، زنده شویم
نظام دستغیب شیرازی
ساقی! اگرم می ندهی میمیرم
ور جام طرب ز کف نهی میمیرم
پیمانهٔ هرکه پر شود، میمیرد
پیمانهٔ من چو شد تهی میمیرم
میرزامحمّدحکیم شیرازی
[جنگ معانی؛ تدوین: احمد گلچینمعانی؛ بهاهتمام: پرویز گلچینمعانی؛ تهران: فصلنامهٔ آینهٔ میراث، ضمیمهٔ شمارهٔ ۷؛ چاپ اوّل: ۱۳۸۵؛ ص۵۶]
@Tanideh_az_del
کو می که چو آفتاب تابنده شویم
پیمانهٔ هرکه پر شود، میمیرد
پیمانهٔ ما چو پر شود، زنده شویم
نظام دستغیب شیرازی
ساقی! اگرم می ندهی میمیرم
ور جام طرب ز کف نهی میمیرم
پیمانهٔ هرکه پر شود، میمیرد
پیمانهٔ من چو شد تهی میمیرم
میرزامحمّدحکیم شیرازی
[جنگ معانی؛ تدوین: احمد گلچینمعانی؛ بهاهتمام: پرویز گلچینمعانی؛ تهران: فصلنامهٔ آینهٔ میراث، ضمیمهٔ شمارهٔ ۷؛ چاپ اوّل: ۱۳۸۵؛ ص۵۶]
@Tanideh_az_del
«دل دل دل» کُنان
(بیست دل در یک رباعی)
دل دل کنم از دل که دلم دلبر خَست
زین دل دل دل کنان ز دل، صد دل هست
وآن دلبرِ دل، در دل زلف دلبند
دل بر دل و دل بر دل و دل بر دل بست!
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
منبع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس شمارۀ ۴۵۸ دانشگاه استانبول، ۸۹۲ ق، برگ ۵۹۷ر
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
(بیست دل در یک رباعی)
دل دل کنم از دل که دلم دلبر خَست
زین دل دل دل کنان ز دل، صد دل هست
وآن دلبرِ دل، در دل زلف دلبند
دل بر دل و دل بر دل و دل بر دل بست!
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
منبع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس شمارۀ ۴۵۸ دانشگاه استانبول، ۸۹۲ ق، برگ ۵۹۷ر
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
پیش کردنِ در
پیش کردنِ در، به معنی بستن در، حدود هزار سال است در زبان فارسی به کار میرود و قدیمترین شاهد آن، در اشعار نظامی گنجوی است (رک. لغتنامه، ۵۹۸۵). ممکن است، پیش از او نیز در متون نظم و نثر آمده باشد، ولی بنده از آن اطلاعی ندارم. این اصطلاح، در رفسنجان ما نیز رایج است. پیش کردن در، بستن کامل در و چفت و بست کردنِ آن نیست و اگر لای در کمی هم باز باشد، پیش کردن به حساب میآید (رک. فرهنگ فارسی عامیانه، ۲۸۳). هنگام مطالعۀ رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق)، دو بار به این اصطلاح برخوردم که هم از جهت قدمت در خور توجه است، و هم از این جهت که این رباعیات جایی ثبت نشده است:
در بر غم دوست پیش کردیم و نشد
صبری که کم است، بیش کردیم و نشد
گویند: از آنِ تو شود، جهد بکن
ما باری از آنِ خویش کردیم و نشد
(دستنویس حکیم اوغلو، برگ ۷۹۸ر)
هر شب که در از خلق جهان پیش کنم
از نالۀ خود سینۀ خود ریش کنم
چون رنج من است از دل من شب و روز
از دل گله هم پیش دل خویش کنم
(دستنویس لالهلی، برگ ۴۰۴ر)
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
پیش کردنِ در، به معنی بستن در، حدود هزار سال است در زبان فارسی به کار میرود و قدیمترین شاهد آن، در اشعار نظامی گنجوی است (رک. لغتنامه، ۵۹۸۵). ممکن است، پیش از او نیز در متون نظم و نثر آمده باشد، ولی بنده از آن اطلاعی ندارم. این اصطلاح، در رفسنجان ما نیز رایج است. پیش کردن در، بستن کامل در و چفت و بست کردنِ آن نیست و اگر لای در کمی هم باز باشد، پیش کردن به حساب میآید (رک. فرهنگ فارسی عامیانه، ۲۸۳). هنگام مطالعۀ رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق)، دو بار به این اصطلاح برخوردم که هم از جهت قدمت در خور توجه است، و هم از این جهت که این رباعیات جایی ثبت نشده است:
در بر غم دوست پیش کردیم و نشد
صبری که کم است، بیش کردیم و نشد
گویند: از آنِ تو شود، جهد بکن
ما باری از آنِ خویش کردیم و نشد
(دستنویس حکیم اوغلو، برگ ۷۹۸ر)
هر شب که در از خلق جهان پیش کنم
از نالۀ خود سینۀ خود ریش کنم
چون رنج من است از دل من شب و روز
از دل گله هم پیش دل خویش کنم
(دستنویس لالهلی، برگ ۴۰۴ر)
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from تنیده ز دل بافته ز جان (سیاوش بیگی)
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
صفی یزدی
[جنگ شمارهٔ ۴۸۷ لالااسماعیل، مورخ ۷۴۱_۷۴۲]
@Tanideh_az_del
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
صفی یزدی
[جنگ شمارهٔ ۴۸۷ لالااسماعیل، مورخ ۷۴۱_۷۴۲]
@Tanideh_az_del
یک رباعی و سه انتساب
در یادداشت پیشین که از صفحۀ دوست فاضل آقای سیاوش بیگی به اشتراک گذاشتم، تصویر و متن رباعیی از «صفی یزدی» درج شده است:
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
منبع این رباعی، جُنگ اشعار و مراسلات کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه است که در اواسط قرن هشتم هجری به خط چندین کاتب طی سالهای ۷۴۱ - ۷۴۲ ق فراهم آمده و یادداشتهایی به تاریخ ۷۵۴، ۷۸۸ و ۷۹۲ ق نیز در آن دیده میشود. رباعی در برگ ۲۰۲ر به صفی یزدی نسبت یافته است. منظور از این شخص، احتمالاً همان «امام صفیالدین یزدی» است که عوفی از او در شمارِ افاضل عراق یاد کرده و دوازده بیت از اشعار او را آورده است (لباب الالباب، چاپ نفیسی، ۲۳۱). وی از شاعران قرن ششم هجری است و جزو قدیمیترین سخنوران منطقۀ یزد به شمار میآید.
کاتبی که رباعی مذکور را به اسم صفی یزدی نوشته، عبدالکریم جاربردی است. وی در جای دیگری از جُنگ (برگ ۶۷ر) همین رباعی را با ضبطی متفاوت در شمار رباعیات «خیّام» جای داده است:
دنیا که درو پای بقا لرزان است
اومید مقام، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن ز عیش شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
من این رباعی را به دلایلی از خیّام نمیدانم. علاوه بر ضعف سند، سه قافیهای بودن و داشتن مدّعی و معارض، طرز قافیهبندی مصنوع و متکلّف آن نیز از سبک رباعیات مظنون الاصالۀ خیّام دور است که در آنها به آوردنِ قافیههای ساده و پرهیز از صنعتورزی گرایش داشته است. رباعی بالا نه در لفظ، قوّت و استحکام چندانی دارد و نه از اندیشهای ژرف و ویژه در آن خبری است. تا آنجا که جُستهام، این رباعی در هیچ منبع دیگری به خیّام نسبت نیافته و تکمنبعی محسوب میشود و در همین منبع یگانه نیز، همزمان به اسم دو شاعر آمده است.
این نکته را نیز بیفزایم که رباعی به شکل زیر، در دیوان رضیالدین نیشابوری (د. ۵۹۸ ق) نیز دیده میشود (دستنویس نصیری امینی، ۹۷ر):
جایی که در او پای بقا لرزان است
امّید نشست، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن از شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
این ضبط، به ضبط رباعی منسوب به خیّام نزدیک است. ولی مصراع سوم آن، ناقص نقل شده است.
سؤالی که پیش میآید این است که کدام یک از این سه شاعر را باید گویندۀ رباعی دانست؟ اظهار نظر قاطع و قطعی در این باره دشوار است. من به دلایلی که نوشتم، بعید میدانم رباعی سرودۀ حکیم عمر خیّام باشد. از بین صفی یزدی و رضی نیشابوری، جانب رضی نیشابوری تا حدودی قویتر است. به دلیل آنکه در دیوان او آمده و در رباعیات سرگردان، دیوان شعراء بیشتر قابل اتکا و استناد است؛ خاصّه آنکه در نقل جُنگ اشعار و مراسلات لالا اسماعیل، اطمینان خاطری وجود ندارد و کاتب، یک رباعی را به اسم دو نفر آورده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در یادداشت پیشین که از صفحۀ دوست فاضل آقای سیاوش بیگی به اشتراک گذاشتم، تصویر و متن رباعیی از «صفی یزدی» درج شده است:
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
منبع این رباعی، جُنگ اشعار و مراسلات کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه است که در اواسط قرن هشتم هجری به خط چندین کاتب طی سالهای ۷۴۱ - ۷۴۲ ق فراهم آمده و یادداشتهایی به تاریخ ۷۵۴، ۷۸۸ و ۷۹۲ ق نیز در آن دیده میشود. رباعی در برگ ۲۰۲ر به صفی یزدی نسبت یافته است. منظور از این شخص، احتمالاً همان «امام صفیالدین یزدی» است که عوفی از او در شمارِ افاضل عراق یاد کرده و دوازده بیت از اشعار او را آورده است (لباب الالباب، چاپ نفیسی، ۲۳۱). وی از شاعران قرن ششم هجری است و جزو قدیمیترین سخنوران منطقۀ یزد به شمار میآید.
کاتبی که رباعی مذکور را به اسم صفی یزدی نوشته، عبدالکریم جاربردی است. وی در جای دیگری از جُنگ (برگ ۶۷ر) همین رباعی را با ضبطی متفاوت در شمار رباعیات «خیّام» جای داده است:
دنیا که درو پای بقا لرزان است
اومید مقام، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن ز عیش شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
من این رباعی را به دلایلی از خیّام نمیدانم. علاوه بر ضعف سند، سه قافیهای بودن و داشتن مدّعی و معارض، طرز قافیهبندی مصنوع و متکلّف آن نیز از سبک رباعیات مظنون الاصالۀ خیّام دور است که در آنها به آوردنِ قافیههای ساده و پرهیز از صنعتورزی گرایش داشته است. رباعی بالا نه در لفظ، قوّت و استحکام چندانی دارد و نه از اندیشهای ژرف و ویژه در آن خبری است. تا آنجا که جُستهام، این رباعی در هیچ منبع دیگری به خیّام نسبت نیافته و تکمنبعی محسوب میشود و در همین منبع یگانه نیز، همزمان به اسم دو شاعر آمده است.
این نکته را نیز بیفزایم که رباعی به شکل زیر، در دیوان رضیالدین نیشابوری (د. ۵۹۸ ق) نیز دیده میشود (دستنویس نصیری امینی، ۹۷ر):
جایی که در او پای بقا لرزان است
امّید نشست، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن از شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
این ضبط، به ضبط رباعی منسوب به خیّام نزدیک است. ولی مصراع سوم آن، ناقص نقل شده است.
سؤالی که پیش میآید این است که کدام یک از این سه شاعر را باید گویندۀ رباعی دانست؟ اظهار نظر قاطع و قطعی در این باره دشوار است. من به دلایلی که نوشتم، بعید میدانم رباعی سرودۀ حکیم عمر خیّام باشد. از بین صفی یزدی و رضی نیشابوری، جانب رضی نیشابوری تا حدودی قویتر است. به دلیل آنکه در دیوان او آمده و در رباعیات سرگردان، دیوان شعراء بیشتر قابل اتکا و استناد است؛ خاصّه آنکه در نقل جُنگ اشعار و مراسلات لالا اسماعیل، اطمینان خاطری وجود ندارد و کاتب، یک رباعی را به اسم دو نفر آورده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
▫️بدون عنوان
غارتزدۀ مفتی و قاضی شدهایم
شرمندۀ مستقبل و ماضی شدهایم
دنبال عدالت علی میگشتیم
اکنون به بنی امیه راضی شدهایم!
..
سکوت، ما را بلعیده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
غارتزدۀ مفتی و قاضی شدهایم
شرمندۀ مستقبل و ماضی شدهایم
دنبال عدالت علی میگشتیم
اکنون به بنی امیه راضی شدهایم!
..
سکوت، ما را بلعیده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from برکهی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
ای خواجه! زوالِ کرّ و فر نزدیک است
افسردنِ شعلهی اثر نزدیک است
چون شمع فروغت چهقدر خواهد ماند؟
ای کرمکِ شبتاب! سحر نزدیک است!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
ای خواجه! زوالِ کرّ و فر نزدیک است
افسردنِ شعلهی اثر نزدیک است
چون شمع فروغت چهقدر خواهد ماند؟
ای کرمکِ شبتاب! سحر نزدیک است!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
▫️در همین حدود و حوالی
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایۀ دادیم و نهاد ستمیم
پَستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آیینۀ زنگخورده و جام جمیم.
حکیم عمر خیام نیشابوری
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایۀ دادیم و نهاد ستمیم
پَستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آیینۀ زنگخورده و جام جمیم.
حکیم عمر خیام نیشابوری
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
کتاب «خلاصه الاشعارفی الرباعیات»منتشرشد
نویسنده: ابوالمجد تبریزی
مترجم: سید محمد عبادی حائری
ناشر: نشرهرمس
ابوالمجد محمدبنمسعودبنمظفر تبریزی از فضلای نیمه نخست قرن هشتم است که در حدیث و تاریخ و ادب و ریاضی نزد استادان برجسته تبریز که در آن عصر مهمترین مرکز فرهنگی ایران و محل آمد و شد دانشمندان نامدار بود درس خواند. رسالههای مجموعه سفینه تبریز که به همت او گردآوری و کتابت شده گویای آگاهی او از علوم گوناگون است. خلاصة الأشعار فی الرباعیات از زمره رباعینامههای موضوعی است که ابوالمجد تبریزی آن را در پنجاه باب و مشتمل بر پانصد رباعی در نیمه نخست قرن هشتم هجری تألیف و تدوین کرده است. نقل رباعیات بزرگان معاصر ابوالمجد در آذربایجان و اران مانند امینالدین حاجی و جلالالدين عتیق در کنار درج رباعیات کسانی مانند اثیر الدین امری و خواجه نصیرالدین طوسی گویای گرایشهای محیط ادبی و عرفانی تبریز در آن عصراست.
@Bookcitycc
نویسنده: ابوالمجد تبریزی
مترجم: سید محمد عبادی حائری
ناشر: نشرهرمس
ابوالمجد محمدبنمسعودبنمظفر تبریزی از فضلای نیمه نخست قرن هشتم است که در حدیث و تاریخ و ادب و ریاضی نزد استادان برجسته تبریز که در آن عصر مهمترین مرکز فرهنگی ایران و محل آمد و شد دانشمندان نامدار بود درس خواند. رسالههای مجموعه سفینه تبریز که به همت او گردآوری و کتابت شده گویای آگاهی او از علوم گوناگون است. خلاصة الأشعار فی الرباعیات از زمره رباعینامههای موضوعی است که ابوالمجد تبریزی آن را در پنجاه باب و مشتمل بر پانصد رباعی در نیمه نخست قرن هشتم هجری تألیف و تدوین کرده است. نقل رباعیات بزرگان معاصر ابوالمجد در آذربایجان و اران مانند امینالدین حاجی و جلالالدين عتیق در کنار درج رباعیات کسانی مانند اثیر الدین امری و خواجه نصیرالدین طوسی گویای گرایشهای محیط ادبی و عرفانی تبریز در آن عصراست.
@Bookcitycc
Forwarded from عنقاء
🔍 کشف کتیبهای پارسی دربردارندهی شعری از مولانا جلالالدین محمد بلخی در گورستانی در اندونزی منسوب به سدهی نهم قمری
✨ تازهها و خبرها
🔻 در پروژهای مشترک، پژوهشگران دانشگاه کمبریج در انگلستان٬ دانشگاه کیوتو در ژاپن٬ و موزه پدیر در اندونزی موفق به کشف و رمزگشایی از کتیبهای پارسی شدند که در گورستانی مفقودشده در شمال جزیرهی سوماترا در کشور اندونزی واقع شده بود. نخستین تصویر منتشرشده از این کتیبه٬ واقع در منطقه بیرئن-آچه٬ بیش از صد سال پیش و در سال ۱۹۱۲ میلادی از دوربینِ طراح و عکاسِ جوان هلندی به نام «د-فینک» گرفته شده بود. اما پس از آن این کتیبه و گورستان هر دو ناپدید شدند و دسترسی پژوهشگران به کتیبهها و سنگقبرها تنها بر اساس تصاویر ثبتشده به دست «د-فینک» میسر بود؛ و البته تلاش متخصصانِ تاریخِ اسلام در جنوب شرق آسیا در خواندن کتیبه بیثمر بود.
🔻 چندی پیش، «مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا» در دانشگاه کیوتو توانست بار دیگر این گورستان را کشف کند و عکسهای جدیدی از سنگقبرهای آن را ثبت نماید. گروهی متشکل از مجید دانشگر (دانشگاه کمبریج)، گرگوریس کوسوانتا (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا شعبه اندونزی)، مشکور شفرالدین (موزهی پدیر، اندونزی)، و مایکل فینر (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا، کیوتو) به بررسی ابعاد متفاوت کتیبهها پرداختند. آنها توانستند سرانجام معمای صد سالهی این سنگنبشته را حل کنند.
🔻 این کتیبه متعلق است به «توهَن مَند» فردی پرنفوذ در شمال سوماترا که در سال ۸۴۴ هجری قمری برابر با ۱۴۴۰ میلادی از دنیا رفته است. بر روی سنگقبر چنین نوشته شده است:
هذالقبر توهن مند
نقلت من الدنیا یوم الخمیس اثنا
عشر یوما من شهر ذوالحجة
ترجمه:
این قبرِ توهَن-مَند است. در روز پنجشنبه، دوازدهم ماه ذوالحجة از دنیا درگذشت.
بخش دیگر کتیبه شاملِ سالِ درگذشت و دو بیت شعر است که به احتمال زیاد به شاعر و عارف پرآوازه مولانا جلال الدین بلخی تعلق دارد:
سنت أربع وأربعون ثمانمائة
روزت بستودم و نمیدانستم شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بردا بدم بمن کمن من بودم من جمل تو بودم و نمیدانستم
ترجمه و بازنویسی با رسمالخط امروزین فارسی اینچنین است:
سال هشتصد و چهل و چهار
روزت بستودم و نمیدانستم؛ شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بُدَم به من که من من بودم؛ من جمله تو بودم و نمیدانستم
🔻 علاوه بر بررسی تاریخی دیگر کتیبههای پارسی در سوماترا٬ این مقاله بهطور خاص به اهمیت دو موضوع می پردازد: نخست اینکه برخلاف اکثر کتیبههای موجود در گورستانهای اسلامی اندونزی، این اشعار هیچ اشارهای به موضوع «مرگ و پس از مرگ» ندارند. محتوای اشعار به «وحدت وجود» –اصلی بنیادین در تصوّف– اشاره دارد. از جهت دیگر، این اشعار بر سنگِ محلیِ سوماترایی و به شیوهای کاملاً فشرده حک شدهاند و به هیچ عنوان از طریق هندوستان وارد نشدهاند. این امر دلالت بر آشنایی کامل مردم منطقه با نگارش و حتی خوانشِ ادبیاتِ پارسی دارد.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر مجید دانشگر و عرفان نورتواب از سوی انتشارات بریل منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند با این پیوند به این مقاله به رایگان دسترسی بیابند. پیش از این، مطالب گوناگونی از مجید دانشگر در عنقاء منتشر کردهام که برای دسترسی به آنها کافی است نام او را در عنقاء جستجو کنید.
#کتیبه #پارسی #بیرئن #آچه #سوماترا #اندونزی #مجید_دانشگر
#Inscription #Persian #Bireuen #Aceh #Sumatra #Indonesia #Majid_Daneshgar #Gregorius_Dwi_Kuswanta #Masykur_Syafruddin #Michael_Feener
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
✨ تازهها و خبرها
🔻 در پروژهای مشترک، پژوهشگران دانشگاه کمبریج در انگلستان٬ دانشگاه کیوتو در ژاپن٬ و موزه پدیر در اندونزی موفق به کشف و رمزگشایی از کتیبهای پارسی شدند که در گورستانی مفقودشده در شمال جزیرهی سوماترا در کشور اندونزی واقع شده بود. نخستین تصویر منتشرشده از این کتیبه٬ واقع در منطقه بیرئن-آچه٬ بیش از صد سال پیش و در سال ۱۹۱۲ میلادی از دوربینِ طراح و عکاسِ جوان هلندی به نام «د-فینک» گرفته شده بود. اما پس از آن این کتیبه و گورستان هر دو ناپدید شدند و دسترسی پژوهشگران به کتیبهها و سنگقبرها تنها بر اساس تصاویر ثبتشده به دست «د-فینک» میسر بود؛ و البته تلاش متخصصانِ تاریخِ اسلام در جنوب شرق آسیا در خواندن کتیبه بیثمر بود.
🔻 چندی پیش، «مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا» در دانشگاه کیوتو توانست بار دیگر این گورستان را کشف کند و عکسهای جدیدی از سنگقبرهای آن را ثبت نماید. گروهی متشکل از مجید دانشگر (دانشگاه کمبریج)، گرگوریس کوسوانتا (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا شعبه اندونزی)، مشکور شفرالدین (موزهی پدیر، اندونزی)، و مایکل فینر (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا، کیوتو) به بررسی ابعاد متفاوت کتیبهها پرداختند. آنها توانستند سرانجام معمای صد سالهی این سنگنبشته را حل کنند.
🔻 این کتیبه متعلق است به «توهَن مَند» فردی پرنفوذ در شمال سوماترا که در سال ۸۴۴ هجری قمری برابر با ۱۴۴۰ میلادی از دنیا رفته است. بر روی سنگقبر چنین نوشته شده است:
هذالقبر توهن مند
نقلت من الدنیا یوم الخمیس اثنا
عشر یوما من شهر ذوالحجة
ترجمه:
این قبرِ توهَن-مَند است. در روز پنجشنبه، دوازدهم ماه ذوالحجة از دنیا درگذشت.
بخش دیگر کتیبه شاملِ سالِ درگذشت و دو بیت شعر است که به احتمال زیاد به شاعر و عارف پرآوازه مولانا جلال الدین بلخی تعلق دارد:
سنت أربع وأربعون ثمانمائة
روزت بستودم و نمیدانستم شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بردا بدم بمن کمن من بودم من جمل تو بودم و نمیدانستم
ترجمه و بازنویسی با رسمالخط امروزین فارسی اینچنین است:
سال هشتصد و چهل و چهار
روزت بستودم و نمیدانستم؛ شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بُدَم به من که من من بودم؛ من جمله تو بودم و نمیدانستم
🔻 علاوه بر بررسی تاریخی دیگر کتیبههای پارسی در سوماترا٬ این مقاله بهطور خاص به اهمیت دو موضوع می پردازد: نخست اینکه برخلاف اکثر کتیبههای موجود در گورستانهای اسلامی اندونزی، این اشعار هیچ اشارهای به موضوع «مرگ و پس از مرگ» ندارند. محتوای اشعار به «وحدت وجود» –اصلی بنیادین در تصوّف– اشاره دارد. از جهت دیگر، این اشعار بر سنگِ محلیِ سوماترایی و به شیوهای کاملاً فشرده حک شدهاند و به هیچ عنوان از طریق هندوستان وارد نشدهاند. این امر دلالت بر آشنایی کامل مردم منطقه با نگارش و حتی خوانشِ ادبیاتِ پارسی دارد.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر مجید دانشگر و عرفان نورتواب از سوی انتشارات بریل منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند با این پیوند به این مقاله به رایگان دسترسی بیابند. پیش از این، مطالب گوناگونی از مجید دانشگر در عنقاء منتشر کردهام که برای دسترسی به آنها کافی است نام او را در عنقاء جستجو کنید.
#کتیبه #پارسی #بیرئن #آچه #سوماترا #اندونزی #مجید_دانشگر
#Inscription #Persian #Bireuen #Aceh #Sumatra #Indonesia #Majid_Daneshgar #Gregorius_Dwi_Kuswanta #Masykur_Syafruddin #Michael_Feener
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
Telegram
آشیانهی عنقاء
🖼 کتیبهای پارسی بر روی سنگقبر منسوب به سال ۸۴۴ هجری، یافتشده در منطقه بیرئن-آچه در سوماترا، اندونزی.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر…
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر…
Forwarded from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین (ج.ط نژند)
گر کرد خلاف و نآمد امشب یارم
من نیز شرابِ دیدگان پیش آرم
با نومیدی غمِ کهن بگسارم
خود فردا را دو صد غمِ نو دارم
#ابوحنیفهاسکاف
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۵۳۵.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
من نیز شرابِ دیدگان پیش آرم
با نومیدی غمِ کهن بگسارم
خود فردا را دو صد غمِ نو دارم
#ابوحنیفهاسکاف
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۵۳۵.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
Telegram
تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
یادداشتهایی برای روشنگریِ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ ایرانِ بزرگِ تاریخی
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
سخنان سیدعلی میرافضلی درباره ی کتاب " خلاصه الاشعار فی الرباعیات" درنشست هفتگی شهرکتاب
@Bookcitycc
@Bookcitycc
پریشانی ما
دردا که طبیب درد روحانی ما
مرهمنهِ داغهای پنهانی ما
پیمانشکنی بُوَد که پنداشته است
جمعیّت خویش در پریشانی ما
نورعلیشاه اصفهانی
(د. ۱۲۱۲ ق)
..
دردا که دوای درد پنهانی ما
افسوس که چارۀ پریشانی ما
در عهدۀ جمعی است که پنداشتهاند
آبادی خویش را ز ویرانی ما!
صافی اصفهانی
(د. ۱۲۱۹ ق)
..
شباهتها، گاهی ریشه در دردهای مشترک دارد.
..
منبع: دیوان نورعلیشاه، دستنویس شمارۀ ۵۹۵۷ دانشگاه تهران، برگ ۹۳ر؛ آتشکدۀ آذر،نیمۀ دوم، ۵۳۰
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
دردا که طبیب درد روحانی ما
مرهمنهِ داغهای پنهانی ما
پیمانشکنی بُوَد که پنداشته است
جمعیّت خویش در پریشانی ما
نورعلیشاه اصفهانی
(د. ۱۲۱۲ ق)
..
دردا که دوای درد پنهانی ما
افسوس که چارۀ پریشانی ما
در عهدۀ جمعی است که پنداشتهاند
آبادی خویش را ز ویرانی ما!
صافی اصفهانی
(د. ۱۲۱۹ ق)
..
شباهتها، گاهی ریشه در دردهای مشترک دارد.
..
منبع: دیوان نورعلیشاه، دستنویس شمارۀ ۵۹۵۷ دانشگاه تهران، برگ ۹۳ر؛ آتشکدۀ آذر،نیمۀ دوم، ۵۳۰
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from رباعیات فارسی
این شال و هویج و باز چشم تر توست
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat