«دل دل دل» کُنان
(بیست دل در یک رباعی)
دل دل کنم از دل که دلم دلبر خَست
زین دل دل دل کنان ز دل، صد دل هست
وآن دلبرِ دل، در دل زلف دلبند
دل بر دل و دل بر دل و دل بر دل بست!
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
منبع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس شمارۀ ۴۵۸ دانشگاه استانبول، ۸۹۲ ق، برگ ۵۹۷ر
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
(بیست دل در یک رباعی)
دل دل کنم از دل که دلم دلبر خَست
زین دل دل دل کنان ز دل، صد دل هست
وآن دلبرِ دل، در دل زلف دلبند
دل بر دل و دل بر دل و دل بر دل بست!
امیر خسرو دهلوی
(د. ۷۲۵ ق)
..
منبع: دیوان امیر خسرو دهلوی، دستنویس شمارۀ ۴۵۸ دانشگاه استانبول، ۸۹۲ ق، برگ ۵۹۷ر
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
پیش کردنِ در
پیش کردنِ در، به معنی بستن در، حدود هزار سال است در زبان فارسی به کار میرود و قدیمترین شاهد آن، در اشعار نظامی گنجوی است (رک. لغتنامه، ۵۹۸۵). ممکن است، پیش از او نیز در متون نظم و نثر آمده باشد، ولی بنده از آن اطلاعی ندارم. این اصطلاح، در رفسنجان ما نیز رایج است. پیش کردن در، بستن کامل در و چفت و بست کردنِ آن نیست و اگر لای در کمی هم باز باشد، پیش کردن به حساب میآید (رک. فرهنگ فارسی عامیانه، ۲۸۳). هنگام مطالعۀ رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق)، دو بار به این اصطلاح برخوردم که هم از جهت قدمت در خور توجه است، و هم از این جهت که این رباعیات جایی ثبت نشده است:
در بر غم دوست پیش کردیم و نشد
صبری که کم است، بیش کردیم و نشد
گویند: از آنِ تو شود، جهد بکن
ما باری از آنِ خویش کردیم و نشد
(دستنویس حکیم اوغلو، برگ ۷۹۸ر)
هر شب که در از خلق جهان پیش کنم
از نالۀ خود سینۀ خود ریش کنم
چون رنج من است از دل من شب و روز
از دل گله هم پیش دل خویش کنم
(دستنویس لالهلی، برگ ۴۰۴ر)
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
پیش کردنِ در، به معنی بستن در، حدود هزار سال است در زبان فارسی به کار میرود و قدیمترین شاهد آن، در اشعار نظامی گنجوی است (رک. لغتنامه، ۵۹۸۵). ممکن است، پیش از او نیز در متون نظم و نثر آمده باشد، ولی بنده از آن اطلاعی ندارم. این اصطلاح، در رفسنجان ما نیز رایج است. پیش کردن در، بستن کامل در و چفت و بست کردنِ آن نیست و اگر لای در کمی هم باز باشد، پیش کردن به حساب میآید (رک. فرهنگ فارسی عامیانه، ۲۸۳). هنگام مطالعۀ رباعیات امیر خسرو دهلوی (د. ۷۲۵ ق)، دو بار به این اصطلاح برخوردم که هم از جهت قدمت در خور توجه است، و هم از این جهت که این رباعیات جایی ثبت نشده است:
در بر غم دوست پیش کردیم و نشد
صبری که کم است، بیش کردیم و نشد
گویند: از آنِ تو شود، جهد بکن
ما باری از آنِ خویش کردیم و نشد
(دستنویس حکیم اوغلو، برگ ۷۹۸ر)
هر شب که در از خلق جهان پیش کنم
از نالۀ خود سینۀ خود ریش کنم
چون رنج من است از دل من شب و روز
از دل گله هم پیش دل خویش کنم
(دستنویس لالهلی، برگ ۴۰۴ر)
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from تنیده ز دل بافته ز جان (سیاوش بیگی)
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
صفی یزدی
[جنگ شمارهٔ ۴۸۷ لالااسماعیل، مورخ ۷۴۱_۷۴۲]
@Tanideh_az_del
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
صفی یزدی
[جنگ شمارهٔ ۴۸۷ لالااسماعیل، مورخ ۷۴۱_۷۴۲]
@Tanideh_az_del
یک رباعی و سه انتساب
در یادداشت پیشین که از صفحۀ دوست فاضل آقای سیاوش بیگی به اشتراک گذاشتم، تصویر و متن رباعیی از «صفی یزدی» درج شده است:
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
منبع این رباعی، جُنگ اشعار و مراسلات کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه است که در اواسط قرن هشتم هجری به خط چندین کاتب طی سالهای ۷۴۱ - ۷۴۲ ق فراهم آمده و یادداشتهایی به تاریخ ۷۵۴، ۷۸۸ و ۷۹۲ ق نیز در آن دیده میشود. رباعی در برگ ۲۰۲ر به صفی یزدی نسبت یافته است. منظور از این شخص، احتمالاً همان «امام صفیالدین یزدی» است که عوفی از او در شمارِ افاضل عراق یاد کرده و دوازده بیت از اشعار او را آورده است (لباب الالباب، چاپ نفیسی، ۲۳۱). وی از شاعران قرن ششم هجری است و جزو قدیمیترین سخنوران منطقۀ یزد به شمار میآید.
کاتبی که رباعی مذکور را به اسم صفی یزدی نوشته، عبدالکریم جاربردی است. وی در جای دیگری از جُنگ (برگ ۶۷ر) همین رباعی را با ضبطی متفاوت در شمار رباعیات «خیّام» جای داده است:
دنیا که درو پای بقا لرزان است
اومید مقام، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن ز عیش شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
من این رباعی را به دلایلی از خیّام نمیدانم. علاوه بر ضعف سند، سه قافیهای بودن و داشتن مدّعی و معارض، طرز قافیهبندی مصنوع و متکلّف آن نیز از سبک رباعیات مظنون الاصالۀ خیّام دور است که در آنها به آوردنِ قافیههای ساده و پرهیز از صنعتورزی گرایش داشته است. رباعی بالا نه در لفظ، قوّت و استحکام چندانی دارد و نه از اندیشهای ژرف و ویژه در آن خبری است. تا آنجا که جُستهام، این رباعی در هیچ منبع دیگری به خیّام نسبت نیافته و تکمنبعی محسوب میشود و در همین منبع یگانه نیز، همزمان به اسم دو شاعر آمده است.
این نکته را نیز بیفزایم که رباعی به شکل زیر، در دیوان رضیالدین نیشابوری (د. ۵۹۸ ق) نیز دیده میشود (دستنویس نصیری امینی، ۹۷ر):
جایی که در او پای بقا لرزان است
امّید نشست، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن از شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
این ضبط، به ضبط رباعی منسوب به خیّام نزدیک است. ولی مصراع سوم آن، ناقص نقل شده است.
سؤالی که پیش میآید این است که کدام یک از این سه شاعر را باید گویندۀ رباعی دانست؟ اظهار نظر قاطع و قطعی در این باره دشوار است. من به دلایلی که نوشتم، بعید میدانم رباعی سرودۀ حکیم عمر خیّام باشد. از بین صفی یزدی و رضی نیشابوری، جانب رضی نیشابوری تا حدودی قویتر است. به دلیل آنکه در دیوان او آمده و در رباعیات سرگردان، دیوان شعراء بیشتر قابل اتکا و استناد است؛ خاصّه آنکه در نقل جُنگ اشعار و مراسلات لالا اسماعیل، اطمینان خاطری وجود ندارد و کاتب، یک رباعی را به اسم دو نفر آورده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در یادداشت پیشین که از صفحۀ دوست فاضل آقای سیاوش بیگی به اشتراک گذاشتم، تصویر و متن رباعیی از «صفی یزدی» درج شده است:
دنیا که بدو پای بقا لغزان است
آرام و قرارگاه بیمغزان است
اندیشهٔ روزگار در خاطر من
زشت است ولی میگذرد نغز آن است
منبع این رباعی، جُنگ اشعار و مراسلات کتابخانۀ لالا اسماعیل ترکیه است که در اواسط قرن هشتم هجری به خط چندین کاتب طی سالهای ۷۴۱ - ۷۴۲ ق فراهم آمده و یادداشتهایی به تاریخ ۷۵۴، ۷۸۸ و ۷۹۲ ق نیز در آن دیده میشود. رباعی در برگ ۲۰۲ر به صفی یزدی نسبت یافته است. منظور از این شخص، احتمالاً همان «امام صفیالدین یزدی» است که عوفی از او در شمارِ افاضل عراق یاد کرده و دوازده بیت از اشعار او را آورده است (لباب الالباب، چاپ نفیسی، ۲۳۱). وی از شاعران قرن ششم هجری است و جزو قدیمیترین سخنوران منطقۀ یزد به شمار میآید.
کاتبی که رباعی مذکور را به اسم صفی یزدی نوشته، عبدالکریم جاربردی است. وی در جای دیگری از جُنگ (برگ ۶۷ر) همین رباعی را با ضبطی متفاوت در شمار رباعیات «خیّام» جای داده است:
دنیا که درو پای بقا لرزان است
اومید مقام، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن ز عیش شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
من این رباعی را به دلایلی از خیّام نمیدانم. علاوه بر ضعف سند، سه قافیهای بودن و داشتن مدّعی و معارض، طرز قافیهبندی مصنوع و متکلّف آن نیز از سبک رباعیات مظنون الاصالۀ خیّام دور است که در آنها به آوردنِ قافیههای ساده و پرهیز از صنعتورزی گرایش داشته است. رباعی بالا نه در لفظ، قوّت و استحکام چندانی دارد و نه از اندیشهای ژرف و ویژه در آن خبری است. تا آنجا که جُستهام، این رباعی در هیچ منبع دیگری به خیّام نسبت نیافته و تکمنبعی محسوب میشود و در همین منبع یگانه نیز، همزمان به اسم دو شاعر آمده است.
این نکته را نیز بیفزایم که رباعی به شکل زیر، در دیوان رضیالدین نیشابوری (د. ۵۹۸ ق) نیز دیده میشود (دستنویس نصیری امینی، ۹۷ر):
جایی که در او پای بقا لرزان است
امّید نشست، کار بی مغزان است
شک نیست جدا شدن از شیرین
تلخ است ولی میگذرد نغز آن است.
این ضبط، به ضبط رباعی منسوب به خیّام نزدیک است. ولی مصراع سوم آن، ناقص نقل شده است.
سؤالی که پیش میآید این است که کدام یک از این سه شاعر را باید گویندۀ رباعی دانست؟ اظهار نظر قاطع و قطعی در این باره دشوار است. من به دلایلی که نوشتم، بعید میدانم رباعی سرودۀ حکیم عمر خیّام باشد. از بین صفی یزدی و رضی نیشابوری، جانب رضی نیشابوری تا حدودی قویتر است. به دلیل آنکه در دیوان او آمده و در رباعیات سرگردان، دیوان شعراء بیشتر قابل اتکا و استناد است؛ خاصّه آنکه در نقل جُنگ اشعار و مراسلات لالا اسماعیل، اطمینان خاطری وجود ندارد و کاتب، یک رباعی را به اسم دو نفر آورده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
▫️بدون عنوان
غارتزدۀ مفتی و قاضی شدهایم
شرمندۀ مستقبل و ماضی شدهایم
دنبال عدالت علی میگشتیم
اکنون به بنی امیه راضی شدهایم!
..
سکوت، ما را بلعیده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
غارتزدۀ مفتی و قاضی شدهایم
شرمندۀ مستقبل و ماضی شدهایم
دنبال عدالت علی میگشتیم
اکنون به بنی امیه راضی شدهایم!
..
سکوت، ما را بلعیده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from برکهی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
ای خواجه! زوالِ کرّ و فر نزدیک است
افسردنِ شعلهی اثر نزدیک است
چون شمع فروغت چهقدر خواهد ماند؟
ای کرمکِ شبتاب! سحر نزدیک است!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
ای خواجه! زوالِ کرّ و فر نزدیک است
افسردنِ شعلهی اثر نزدیک است
چون شمع فروغت چهقدر خواهد ماند؟
ای کرمکِ شبتاب! سحر نزدیک است!
«بیدلِ دهلوی»
ـ @berkeye_kohan ـ
▫️در همین حدود و حوالی
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایۀ دادیم و نهاد ستمیم
پَستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آیینۀ زنگخورده و جام جمیم.
حکیم عمر خیام نیشابوری
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایۀ دادیم و نهاد ستمیم
پَستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آیینۀ زنگخورده و جام جمیم.
حکیم عمر خیام نیشابوری
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
کتاب «خلاصه الاشعارفی الرباعیات»منتشرشد
نویسنده: ابوالمجد تبریزی
مترجم: سید محمد عبادی حائری
ناشر: نشرهرمس
ابوالمجد محمدبنمسعودبنمظفر تبریزی از فضلای نیمه نخست قرن هشتم است که در حدیث و تاریخ و ادب و ریاضی نزد استادان برجسته تبریز که در آن عصر مهمترین مرکز فرهنگی ایران و محل آمد و شد دانشمندان نامدار بود درس خواند. رسالههای مجموعه سفینه تبریز که به همت او گردآوری و کتابت شده گویای آگاهی او از علوم گوناگون است. خلاصة الأشعار فی الرباعیات از زمره رباعینامههای موضوعی است که ابوالمجد تبریزی آن را در پنجاه باب و مشتمل بر پانصد رباعی در نیمه نخست قرن هشتم هجری تألیف و تدوین کرده است. نقل رباعیات بزرگان معاصر ابوالمجد در آذربایجان و اران مانند امینالدین حاجی و جلالالدين عتیق در کنار درج رباعیات کسانی مانند اثیر الدین امری و خواجه نصیرالدین طوسی گویای گرایشهای محیط ادبی و عرفانی تبریز در آن عصراست.
@Bookcitycc
نویسنده: ابوالمجد تبریزی
مترجم: سید محمد عبادی حائری
ناشر: نشرهرمس
ابوالمجد محمدبنمسعودبنمظفر تبریزی از فضلای نیمه نخست قرن هشتم است که در حدیث و تاریخ و ادب و ریاضی نزد استادان برجسته تبریز که در آن عصر مهمترین مرکز فرهنگی ایران و محل آمد و شد دانشمندان نامدار بود درس خواند. رسالههای مجموعه سفینه تبریز که به همت او گردآوری و کتابت شده گویای آگاهی او از علوم گوناگون است. خلاصة الأشعار فی الرباعیات از زمره رباعینامههای موضوعی است که ابوالمجد تبریزی آن را در پنجاه باب و مشتمل بر پانصد رباعی در نیمه نخست قرن هشتم هجری تألیف و تدوین کرده است. نقل رباعیات بزرگان معاصر ابوالمجد در آذربایجان و اران مانند امینالدین حاجی و جلالالدين عتیق در کنار درج رباعیات کسانی مانند اثیر الدین امری و خواجه نصیرالدین طوسی گویای گرایشهای محیط ادبی و عرفانی تبریز در آن عصراست.
@Bookcitycc
Forwarded from عنقاء
🔍 کشف کتیبهای پارسی دربردارندهی شعری از مولانا جلالالدین محمد بلخی در گورستانی در اندونزی منسوب به سدهی نهم قمری
✨ تازهها و خبرها
🔻 در پروژهای مشترک، پژوهشگران دانشگاه کمبریج در انگلستان٬ دانشگاه کیوتو در ژاپن٬ و موزه پدیر در اندونزی موفق به کشف و رمزگشایی از کتیبهای پارسی شدند که در گورستانی مفقودشده در شمال جزیرهی سوماترا در کشور اندونزی واقع شده بود. نخستین تصویر منتشرشده از این کتیبه٬ واقع در منطقه بیرئن-آچه٬ بیش از صد سال پیش و در سال ۱۹۱۲ میلادی از دوربینِ طراح و عکاسِ جوان هلندی به نام «د-فینک» گرفته شده بود. اما پس از آن این کتیبه و گورستان هر دو ناپدید شدند و دسترسی پژوهشگران به کتیبهها و سنگقبرها تنها بر اساس تصاویر ثبتشده به دست «د-فینک» میسر بود؛ و البته تلاش متخصصانِ تاریخِ اسلام در جنوب شرق آسیا در خواندن کتیبه بیثمر بود.
🔻 چندی پیش، «مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا» در دانشگاه کیوتو توانست بار دیگر این گورستان را کشف کند و عکسهای جدیدی از سنگقبرهای آن را ثبت نماید. گروهی متشکل از مجید دانشگر (دانشگاه کمبریج)، گرگوریس کوسوانتا (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا شعبه اندونزی)، مشکور شفرالدین (موزهی پدیر، اندونزی)، و مایکل فینر (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا، کیوتو) به بررسی ابعاد متفاوت کتیبهها پرداختند. آنها توانستند سرانجام معمای صد سالهی این سنگنبشته را حل کنند.
🔻 این کتیبه متعلق است به «توهَن مَند» فردی پرنفوذ در شمال سوماترا که در سال ۸۴۴ هجری قمری برابر با ۱۴۴۰ میلادی از دنیا رفته است. بر روی سنگقبر چنین نوشته شده است:
هذالقبر توهن مند
نقلت من الدنیا یوم الخمیس اثنا
عشر یوما من شهر ذوالحجة
ترجمه:
این قبرِ توهَن-مَند است. در روز پنجشنبه، دوازدهم ماه ذوالحجة از دنیا درگذشت.
بخش دیگر کتیبه شاملِ سالِ درگذشت و دو بیت شعر است که به احتمال زیاد به شاعر و عارف پرآوازه مولانا جلال الدین بلخی تعلق دارد:
سنت أربع وأربعون ثمانمائة
روزت بستودم و نمیدانستم شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بردا بدم بمن کمن من بودم من جمل تو بودم و نمیدانستم
ترجمه و بازنویسی با رسمالخط امروزین فارسی اینچنین است:
سال هشتصد و چهل و چهار
روزت بستودم و نمیدانستم؛ شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بُدَم به من که من من بودم؛ من جمله تو بودم و نمیدانستم
🔻 علاوه بر بررسی تاریخی دیگر کتیبههای پارسی در سوماترا٬ این مقاله بهطور خاص به اهمیت دو موضوع می پردازد: نخست اینکه برخلاف اکثر کتیبههای موجود در گورستانهای اسلامی اندونزی، این اشعار هیچ اشارهای به موضوع «مرگ و پس از مرگ» ندارند. محتوای اشعار به «وحدت وجود» –اصلی بنیادین در تصوّف– اشاره دارد. از جهت دیگر، این اشعار بر سنگِ محلیِ سوماترایی و به شیوهای کاملاً فشرده حک شدهاند و به هیچ عنوان از طریق هندوستان وارد نشدهاند. این امر دلالت بر آشنایی کامل مردم منطقه با نگارش و حتی خوانشِ ادبیاتِ پارسی دارد.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر مجید دانشگر و عرفان نورتواب از سوی انتشارات بریل منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند با این پیوند به این مقاله به رایگان دسترسی بیابند. پیش از این، مطالب گوناگونی از مجید دانشگر در عنقاء منتشر کردهام که برای دسترسی به آنها کافی است نام او را در عنقاء جستجو کنید.
#کتیبه #پارسی #بیرئن #آچه #سوماترا #اندونزی #مجید_دانشگر
#Inscription #Persian #Bireuen #Aceh #Sumatra #Indonesia #Majid_Daneshgar #Gregorius_Dwi_Kuswanta #Masykur_Syafruddin #Michael_Feener
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
✨ تازهها و خبرها
🔻 در پروژهای مشترک، پژوهشگران دانشگاه کمبریج در انگلستان٬ دانشگاه کیوتو در ژاپن٬ و موزه پدیر در اندونزی موفق به کشف و رمزگشایی از کتیبهای پارسی شدند که در گورستانی مفقودشده در شمال جزیرهی سوماترا در کشور اندونزی واقع شده بود. نخستین تصویر منتشرشده از این کتیبه٬ واقع در منطقه بیرئن-آچه٬ بیش از صد سال پیش و در سال ۱۹۱۲ میلادی از دوربینِ طراح و عکاسِ جوان هلندی به نام «د-فینک» گرفته شده بود. اما پس از آن این کتیبه و گورستان هر دو ناپدید شدند و دسترسی پژوهشگران به کتیبهها و سنگقبرها تنها بر اساس تصاویر ثبتشده به دست «د-فینک» میسر بود؛ و البته تلاش متخصصانِ تاریخِ اسلام در جنوب شرق آسیا در خواندن کتیبه بیثمر بود.
🔻 چندی پیش، «مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا» در دانشگاه کیوتو توانست بار دیگر این گورستان را کشف کند و عکسهای جدیدی از سنگقبرهای آن را ثبت نماید. گروهی متشکل از مجید دانشگر (دانشگاه کمبریج)، گرگوریس کوسوانتا (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا شعبه اندونزی)، مشکور شفرالدین (موزهی پدیر، اندونزی)، و مایکل فینر (مرکز تحقیقات میراث دریایی آسیا، کیوتو) به بررسی ابعاد متفاوت کتیبهها پرداختند. آنها توانستند سرانجام معمای صد سالهی این سنگنبشته را حل کنند.
🔻 این کتیبه متعلق است به «توهَن مَند» فردی پرنفوذ در شمال سوماترا که در سال ۸۴۴ هجری قمری برابر با ۱۴۴۰ میلادی از دنیا رفته است. بر روی سنگقبر چنین نوشته شده است:
هذالقبر توهن مند
نقلت من الدنیا یوم الخمیس اثنا
عشر یوما من شهر ذوالحجة
ترجمه:
این قبرِ توهَن-مَند است. در روز پنجشنبه، دوازدهم ماه ذوالحجة از دنیا درگذشت.
بخش دیگر کتیبه شاملِ سالِ درگذشت و دو بیت شعر است که به احتمال زیاد به شاعر و عارف پرآوازه مولانا جلال الدین بلخی تعلق دارد:
سنت أربع وأربعون ثمانمائة
روزت بستودم و نمیدانستم شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن بردا بدم بمن کمن من بودم من جمل تو بودم و نمیدانستم
ترجمه و بازنویسی با رسمالخط امروزین فارسی اینچنین است:
سال هشتصد و چهل و چهار
روزت بستودم و نمیدانستم؛ شب با تو غنودم و نمیدانستم
ظن برده بُدَم به من که من من بودم؛ من جمله تو بودم و نمیدانستم
🔻 علاوه بر بررسی تاریخی دیگر کتیبههای پارسی در سوماترا٬ این مقاله بهطور خاص به اهمیت دو موضوع می پردازد: نخست اینکه برخلاف اکثر کتیبههای موجود در گورستانهای اسلامی اندونزی، این اشعار هیچ اشارهای به موضوع «مرگ و پس از مرگ» ندارند. محتوای اشعار به «وحدت وجود» –اصلی بنیادین در تصوّف– اشاره دارد. از جهت دیگر، این اشعار بر سنگِ محلیِ سوماترایی و به شیوهای کاملاً فشرده حک شدهاند و به هیچ عنوان از طریق هندوستان وارد نشدهاند. این امر دلالت بر آشنایی کامل مردم منطقه با نگارش و حتی خوانشِ ادبیاتِ پارسی دارد.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر مجید دانشگر و عرفان نورتواب از سوی انتشارات بریل منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند با این پیوند به این مقاله به رایگان دسترسی بیابند. پیش از این، مطالب گوناگونی از مجید دانشگر در عنقاء منتشر کردهام که برای دسترسی به آنها کافی است نام او را در عنقاء جستجو کنید.
#کتیبه #پارسی #بیرئن #آچه #سوماترا #اندونزی #مجید_دانشگر
#Inscription #Persian #Bireuen #Aceh #Sumatra #Indonesia #Majid_Daneshgar #Gregorius_Dwi_Kuswanta #Masykur_Syafruddin #Michael_Feener
🖋 زهیر میرکریمی
@anqanotes
Telegram
آشیانهی عنقاء
🖼 کتیبهای پارسی بر روی سنگقبر منسوب به سال ۸۴۴ هجری، یافتشده در منطقه بیرئن-آچه در سوماترا، اندونزی.
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر…
🔻 مقالهای دربارهی این کتیبه در مجموعهای از مقالات با عنوان «اسلام پژوهی در بستر جهان مالایا-اندونزی: جشننامهای به افتخار پیتِر گ. ریدِل» زیر نظر…
Forwarded from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین (ج.ط نژند)
گر کرد خلاف و نآمد امشب یارم
من نیز شرابِ دیدگان پیش آرم
با نومیدی غمِ کهن بگسارم
خود فردا را دو صد غمِ نو دارم
#ابوحنیفهاسکاف
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۵۳۵.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
من نیز شرابِ دیدگان پیش آرم
با نومیدی غمِ کهن بگسارم
خود فردا را دو صد غمِ نو دارم
#ابوحنیفهاسکاف
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۵۳۵.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
Telegram
تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
یادداشتهایی برای روشنگریِ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ ایرانِ بزرگِ تاریخی
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
سخنان سیدعلی میرافضلی درباره ی کتاب " خلاصه الاشعار فی الرباعیات" درنشست هفتگی شهرکتاب
@Bookcitycc
@Bookcitycc
پریشانی ما
دردا که طبیب درد روحانی ما
مرهمنهِ داغهای پنهانی ما
پیمانشکنی بُوَد که پنداشته است
جمعیّت خویش در پریشانی ما
نورعلیشاه اصفهانی
(د. ۱۲۱۲ ق)
..
دردا که دوای درد پنهانی ما
افسوس که چارۀ پریشانی ما
در عهدۀ جمعی است که پنداشتهاند
آبادی خویش را ز ویرانی ما!
صافی اصفهانی
(د. ۱۲۱۹ ق)
..
شباهتها، گاهی ریشه در دردهای مشترک دارد.
..
منبع: دیوان نورعلیشاه، دستنویس شمارۀ ۵۹۵۷ دانشگاه تهران، برگ ۹۳ر؛ آتشکدۀ آذر،نیمۀ دوم، ۵۳۰
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
دردا که طبیب درد روحانی ما
مرهمنهِ داغهای پنهانی ما
پیمانشکنی بُوَد که پنداشته است
جمعیّت خویش در پریشانی ما
نورعلیشاه اصفهانی
(د. ۱۲۱۲ ق)
..
دردا که دوای درد پنهانی ما
افسوس که چارۀ پریشانی ما
در عهدۀ جمعی است که پنداشتهاند
آبادی خویش را ز ویرانی ما!
صافی اصفهانی
(د. ۱۲۱۹ ق)
..
شباهتها، گاهی ریشه در دردهای مشترک دارد.
..
منبع: دیوان نورعلیشاه، دستنویس شمارۀ ۵۹۵۷ دانشگاه تهران، برگ ۹۳ر؛ آتشکدۀ آذر،نیمۀ دوم، ۵۳۰
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from رباعیات فارسی
این شال و هویج و باز چشم تر توست
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
Forwarded from فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
با اندوه بسیار، باخبر شدیم پژوهشگر توانای تاریخ ایران و ادب فارسی، شاهنامهپژوه برجسته و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زندهیاد دکتر ابوالفضل خطیبی پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با تجلیل از خدمات ماندگار علمی و فرهنگی این محقّق نکتهسنج و ایراندوست، درگذشت خسارتبار وی را به جامعۀ علمی کشور، همکاران فرهنگستان، بازماندگان آن زندهیاد، بهویژه همسر داغدار ایشان و همکار گرامیمان در گروه دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبهقاره، سرکار خانم دکتر فریبا شکوهی تسلیت میگوید.
یادش گرامی و روانش شاد
با اندوه بسیار، باخبر شدیم پژوهشگر توانای تاریخ ایران و ادب فارسی، شاهنامهپژوه برجسته و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زندهیاد دکتر ابوالفضل خطیبی پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با تجلیل از خدمات ماندگار علمی و فرهنگی این محقّق نکتهسنج و ایراندوست، درگذشت خسارتبار وی را به جامعۀ علمی کشور، همکاران فرهنگستان، بازماندگان آن زندهیاد، بهویژه همسر داغدار ایشان و همکار گرامیمان در گروه دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبهقاره، سرکار خانم دکتر فریبا شکوهی تسلیت میگوید.
یادش گرامی و روانش شاد
Forwarded from نشان
دینار
(تقدیم به استاد سید علی میرافضلی)
زد تیغ ملک بر دل دشمن دی نار
با دولت گفت رونقی با دین آر
گر میبخشند پادشاهان دینار
جان میبخشد خسرو عادل دینار
این رباعی مجانس را افضل الدین ابوحامد کرمانی در مدح ملک دینار غُز، حاکم کرمان (۵۸۴_۵۹۱) سروده و در کتاب عقدالعُلی (تصحیح عامری نائینی با مقدمه باستانی پاریزی ۹۴) نقل کرده و به آن نازیده و الحق هم در حال و هوای خودش رباعی قشنگی است.
امروز دوست دانشمند عزیزم دکتر محمدکاظم رحمتی تصویر صفحات اول و آخر نسخهای کهن از کتاب براهین البهائیه فخررازی که در کتابخانه مجلس موجود است را برای من فرستادند. 👇
علاوه بر قدمت نسخه و اینکه در کرمان کتابت شده، نکتهای که برایم جالب بود، درج رباعیی مجانس از نوع رباعی ابوحامد کرمانی در پایین انجامه نسخه است:
همرنگ رخت به باغ دیدم دی نار
هم زر به دلم خُوار شد هم دینار
اندر زدهای به جان چاکر دی نار
آخر نه مسلمانی، یک ره دین آر
به نظرم این رباعی_ که گوینده آن بر بنده ناشناخته است_ زیباست و شاید زیباتر از رباعی ابوحامد کرمانی باشد با این مزیت که از قید محدودیت مدح هم آزاد است.
نکته شایان ذکر اینکه در مصراع دوم این رباعی باید خوار را با تلفظ کهن آن ( باواو معدوله) خواند: خُوار.
✓درباره اینکه رباعی مذکور- به این صورت- تا به حال شناخته شده یا نه اطلاعی ندارم.
@mohsenpourmokhtar
(تقدیم به استاد سید علی میرافضلی)
زد تیغ ملک بر دل دشمن دی نار
با دولت گفت رونقی با دین آر
گر میبخشند پادشاهان دینار
جان میبخشد خسرو عادل دینار
این رباعی مجانس را افضل الدین ابوحامد کرمانی در مدح ملک دینار غُز، حاکم کرمان (۵۸۴_۵۹۱) سروده و در کتاب عقدالعُلی (تصحیح عامری نائینی با مقدمه باستانی پاریزی ۹۴) نقل کرده و به آن نازیده و الحق هم در حال و هوای خودش رباعی قشنگی است.
امروز دوست دانشمند عزیزم دکتر محمدکاظم رحمتی تصویر صفحات اول و آخر نسخهای کهن از کتاب براهین البهائیه فخررازی که در کتابخانه مجلس موجود است را برای من فرستادند. 👇
علاوه بر قدمت نسخه و اینکه در کرمان کتابت شده، نکتهای که برایم جالب بود، درج رباعیی مجانس از نوع رباعی ابوحامد کرمانی در پایین انجامه نسخه است:
همرنگ رخت به باغ دیدم دی نار
هم زر به دلم خُوار شد هم دینار
اندر زدهای به جان چاکر دی نار
آخر نه مسلمانی، یک ره دین آر
به نظرم این رباعی_ که گوینده آن بر بنده ناشناخته است_ زیباست و شاید زیباتر از رباعی ابوحامد کرمانی باشد با این مزیت که از قید محدودیت مدح هم آزاد است.
نکته شایان ذکر اینکه در مصراع دوم این رباعی باید خوار را با تلفظ کهن آن ( باواو معدوله) خواند: خُوار.
✓درباره اینکه رباعی مذکور- به این صورت- تا به حال شناخته شده یا نه اطلاعی ندارم.
@mohsenpourmokhtar
Forwarded from رضا موسوی طبری (رضا موسوي طبري)
دزدی دیدم به حیله و انبازی
میکرد به جیب خلق دستاندازی
با درکِ مصونیّتِ او، پرسیدم
دکتر! چه کنی؟ گفت: مولّدسازی
https://t.me/rezamousavitabari
میکرد به جیب خلق دستاندازی
با درکِ مصونیّتِ او، پرسیدم
دکتر! چه کنی؟ گفت: مولّدسازی
https://t.me/rezamousavitabari
Telegram
رضا موسوی طبری
یادداشتهایی در ادب و تاریخ و سیاست
@mousavitabari
@mousavitabari
مولانا شمسالدین کاشی فرماید
عین همه چیز مغز یکسر یا پوست
یا اوست چو نیک بازبینی یا زوست
در وحدت مطلق همه کثرت محو است
زین رو نبود دویی میان من و دوست
مولانا شمسالدین کاشی رحمه الله فرماید
ای گشته ز خویش دور، با خویشتن آ
تا کشف شود حقیقت حال تو را
در ملک وجود، کس ندارد خبری
ز اسرار رموز «کنتُ کنزاً» جز ما
و له
زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست
جز با من و با تو عقل و تمییزی نیست
ناچیز که وهم کردهای کآن چیز است
خوش بگذر از این خیال کآن چیزی نیست
• منبع: دستنویس شمارۀ ۳۱۰۹ کتابخانۀ ایاصوفیا، کتابت: نصرالله بن احمد کاتب، ۷۳۸ق، برگ ۲۱۳ر-۲۱۳پ
اصل نسخه، جلد اول و دوم تاریخ وصّاف، اثر خامۀ شرفالدین شیرازی است. نصرالله بن احمد کاتب سه رباعی فوق را در اوراق سفید بین جلد اول و دوم نسخه نوشته و یادداشتی به خط او در کنار رباعی اول دیده میشود: «صاحبه و کاتبه نصرالله بن احمد الکاتب کسّاه الله ثوب غفرانه و کتب ذلک بخمس عشر لیلة خلت من جمادی الاول سنه ثمان و ثلثین سبعمائه حامداً مصلیاً مستغفراً» (برک ۲۱۳ر).
شمسالدین کاشی، شاعر و مورّخ دورۀ ایلخانی است. از او منظومهای به نام شهنامۀ چنگیزی در تاریخ مغول باقی مانده که به اهتمام وحید قنبری ننیز به چاپ رسیده است. حمد مستوفی تاریخ مرگ او را مقارن با سال تألیف کتاب خود در ۷۳۰ ق دانسته است و ذکر عنوان «رحمه الله» در متن ما در دنبالۀ نام او تا حدودی مؤید این تاریخ است و نشان میدهد وی پیش از ۷۳۸ ق درگذشته بوده است. از آنجا که غیر از مثنوی تاریخی شهنامۀ چنگیزی، اشعار کمی از این شاعر باقی مانده، این سه رباعی او بسیار در خور اعتنا و اغتنام است. بنده حدس میزنم کاتب که از علاقهمندان حوزۀ تاریخ بوده و تاریخ وصاّف را برای استفادۀ شخصی خود نگاشته، شمس کاشی را از نزدیک میشناخته و رباعیاتش را از منبع موثقی برگرفته است.
از سه رباعی مذکور، رباعی سوم را در منابع متأخر به حکیم عمر خیّام منسوب داشتهاند (طربخانه، ۹۳؛ نادرۀ ایّام حکیم عمر خیّام، ۳۳۲) و اکنون به واسطۀ این منبع میدانیم که سرایندۀ اصلی آن شمسالدین کاشانی است و ربطی به خیّام ندارد. همین رباعی را عبید زاکانی در رسالۀ اخلاق الاشراف بدون ذکر نام گوینده نقل کرده است (ص ۷۱). دو رباعی دیگر شمس کاشی در منبعی غیر از این نسخه رؤیت نشده است. از احسان آسایش بابت معرفی این منبع سپاسگزارم.
..
https://b2n.ir/s65751
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
عین همه چیز مغز یکسر یا پوست
یا اوست چو نیک بازبینی یا زوست
در وحدت مطلق همه کثرت محو است
زین رو نبود دویی میان من و دوست
مولانا شمسالدین کاشی رحمه الله فرماید
ای گشته ز خویش دور، با خویشتن آ
تا کشف شود حقیقت حال تو را
در ملک وجود، کس ندارد خبری
ز اسرار رموز «کنتُ کنزاً» جز ما
و له
زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست
جز با من و با تو عقل و تمییزی نیست
ناچیز که وهم کردهای کآن چیز است
خوش بگذر از این خیال کآن چیزی نیست
• منبع: دستنویس شمارۀ ۳۱۰۹ کتابخانۀ ایاصوفیا، کتابت: نصرالله بن احمد کاتب، ۷۳۸ق، برگ ۲۱۳ر-۲۱۳پ
اصل نسخه، جلد اول و دوم تاریخ وصّاف، اثر خامۀ شرفالدین شیرازی است. نصرالله بن احمد کاتب سه رباعی فوق را در اوراق سفید بین جلد اول و دوم نسخه نوشته و یادداشتی به خط او در کنار رباعی اول دیده میشود: «صاحبه و کاتبه نصرالله بن احمد الکاتب کسّاه الله ثوب غفرانه و کتب ذلک بخمس عشر لیلة خلت من جمادی الاول سنه ثمان و ثلثین سبعمائه حامداً مصلیاً مستغفراً» (برک ۲۱۳ر).
شمسالدین کاشی، شاعر و مورّخ دورۀ ایلخانی است. از او منظومهای به نام شهنامۀ چنگیزی در تاریخ مغول باقی مانده که به اهتمام وحید قنبری ننیز به چاپ رسیده است. حمد مستوفی تاریخ مرگ او را مقارن با سال تألیف کتاب خود در ۷۳۰ ق دانسته است و ذکر عنوان «رحمه الله» در متن ما در دنبالۀ نام او تا حدودی مؤید این تاریخ است و نشان میدهد وی پیش از ۷۳۸ ق درگذشته بوده است. از آنجا که غیر از مثنوی تاریخی شهنامۀ چنگیزی، اشعار کمی از این شاعر باقی مانده، این سه رباعی او بسیار در خور اعتنا و اغتنام است. بنده حدس میزنم کاتب که از علاقهمندان حوزۀ تاریخ بوده و تاریخ وصاّف را برای استفادۀ شخصی خود نگاشته، شمس کاشی را از نزدیک میشناخته و رباعیاتش را از منبع موثقی برگرفته است.
از سه رباعی مذکور، رباعی سوم را در منابع متأخر به حکیم عمر خیّام منسوب داشتهاند (طربخانه، ۹۳؛ نادرۀ ایّام حکیم عمر خیّام، ۳۳۲) و اکنون به واسطۀ این منبع میدانیم که سرایندۀ اصلی آن شمسالدین کاشانی است و ربطی به خیّام ندارد. همین رباعی را عبید زاکانی در رسالۀ اخلاق الاشراف بدون ذکر نام گوینده نقل کرده است (ص ۷۱). دو رباعی دیگر شمس کاشی در منبعی غیر از این نسخه رؤیت نشده است. از احسان آسایش بابت معرفی این منبع سپاسگزارم.
..
https://b2n.ir/s65751
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر سخن (sokhan publication)
کتاب رباعیات خیام و خیامانههای پارسی ، تالیف سیدعلی میرافضلی به چاپ سوم رسید.
رباعیات خیام و خیامانههای پارسی | سیدعلی میرافضلی | چاپ سوم |542 صفحه | جلد سخت(گالینگور با روکش) | 350000 تومان
به مدت هفتاد و دو ساعت این کتاب را با بیست درصد تخفیف ویژه تهیه کنید.
https://b2n.ir/d45398
رباعیات خیام و خیامانههای پارسی | سیدعلی میرافضلی | چاپ سوم |542 صفحه | جلد سخت(گالینگور با روکش) | 350000 تومان
به مدت هفتاد و دو ساعت این کتاب را با بیست درصد تخفیف ویژه تهیه کنید.
https://b2n.ir/d45398