Forwarded from رباعیات فارسی
این شال و هویج و باز چشم تر توست
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
آماج هزار سنگ ما پیکر توست
چه ساده فریب خوردی آدم برفی
امسال کلاه چه کسی بر سر توست!؟
#رحیمی_رامهرمزی
#رباعیات_ارسالی
✍️✍️✍️
دوستانتان را به كانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
Forwarded from فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شکاریم یکسر همه پیش مرگ
با اندوه بسیار، باخبر شدیم پژوهشگر توانای تاریخ ایران و ادب فارسی، شاهنامهپژوه برجسته و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زندهیاد دکتر ابوالفضل خطیبی پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با تجلیل از خدمات ماندگار علمی و فرهنگی این محقّق نکتهسنج و ایراندوست، درگذشت خسارتبار وی را به جامعۀ علمی کشور، همکاران فرهنگستان، بازماندگان آن زندهیاد، بهویژه همسر داغدار ایشان و همکار گرامیمان در گروه دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبهقاره، سرکار خانم دکتر فریبا شکوهی تسلیت میگوید.
یادش گرامی و روانش شاد
با اندوه بسیار، باخبر شدیم پژوهشگر توانای تاریخ ایران و ادب فارسی، شاهنامهپژوه برجسته و عضو هیئتعلمی بازنشستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، زندهیاد دکتر ابوالفضل خطیبی پس از تحمّل دورهای بیماری، چشم از جهان فروبست.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با تجلیل از خدمات ماندگار علمی و فرهنگی این محقّق نکتهسنج و ایراندوست، درگذشت خسارتبار وی را به جامعۀ علمی کشور، همکاران فرهنگستان، بازماندگان آن زندهیاد، بهویژه همسر داغدار ایشان و همکار گرامیمان در گروه دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبهقاره، سرکار خانم دکتر فریبا شکوهی تسلیت میگوید.
یادش گرامی و روانش شاد
Forwarded from نشان
دینار
(تقدیم به استاد سید علی میرافضلی)
زد تیغ ملک بر دل دشمن دی نار
با دولت گفت رونقی با دین آر
گر میبخشند پادشاهان دینار
جان میبخشد خسرو عادل دینار
این رباعی مجانس را افضل الدین ابوحامد کرمانی در مدح ملک دینار غُز، حاکم کرمان (۵۸۴_۵۹۱) سروده و در کتاب عقدالعُلی (تصحیح عامری نائینی با مقدمه باستانی پاریزی ۹۴) نقل کرده و به آن نازیده و الحق هم در حال و هوای خودش رباعی قشنگی است.
امروز دوست دانشمند عزیزم دکتر محمدکاظم رحمتی تصویر صفحات اول و آخر نسخهای کهن از کتاب براهین البهائیه فخررازی که در کتابخانه مجلس موجود است را برای من فرستادند. 👇
علاوه بر قدمت نسخه و اینکه در کرمان کتابت شده، نکتهای که برایم جالب بود، درج رباعیی مجانس از نوع رباعی ابوحامد کرمانی در پایین انجامه نسخه است:
همرنگ رخت به باغ دیدم دی نار
هم زر به دلم خُوار شد هم دینار
اندر زدهای به جان چاکر دی نار
آخر نه مسلمانی، یک ره دین آر
به نظرم این رباعی_ که گوینده آن بر بنده ناشناخته است_ زیباست و شاید زیباتر از رباعی ابوحامد کرمانی باشد با این مزیت که از قید محدودیت مدح هم آزاد است.
نکته شایان ذکر اینکه در مصراع دوم این رباعی باید خوار را با تلفظ کهن آن ( باواو معدوله) خواند: خُوار.
✓درباره اینکه رباعی مذکور- به این صورت- تا به حال شناخته شده یا نه اطلاعی ندارم.
@mohsenpourmokhtar
(تقدیم به استاد سید علی میرافضلی)
زد تیغ ملک بر دل دشمن دی نار
با دولت گفت رونقی با دین آر
گر میبخشند پادشاهان دینار
جان میبخشد خسرو عادل دینار
این رباعی مجانس را افضل الدین ابوحامد کرمانی در مدح ملک دینار غُز، حاکم کرمان (۵۸۴_۵۹۱) سروده و در کتاب عقدالعُلی (تصحیح عامری نائینی با مقدمه باستانی پاریزی ۹۴) نقل کرده و به آن نازیده و الحق هم در حال و هوای خودش رباعی قشنگی است.
امروز دوست دانشمند عزیزم دکتر محمدکاظم رحمتی تصویر صفحات اول و آخر نسخهای کهن از کتاب براهین البهائیه فخررازی که در کتابخانه مجلس موجود است را برای من فرستادند. 👇
علاوه بر قدمت نسخه و اینکه در کرمان کتابت شده، نکتهای که برایم جالب بود، درج رباعیی مجانس از نوع رباعی ابوحامد کرمانی در پایین انجامه نسخه است:
همرنگ رخت به باغ دیدم دی نار
هم زر به دلم خُوار شد هم دینار
اندر زدهای به جان چاکر دی نار
آخر نه مسلمانی، یک ره دین آر
به نظرم این رباعی_ که گوینده آن بر بنده ناشناخته است_ زیباست و شاید زیباتر از رباعی ابوحامد کرمانی باشد با این مزیت که از قید محدودیت مدح هم آزاد است.
نکته شایان ذکر اینکه در مصراع دوم این رباعی باید خوار را با تلفظ کهن آن ( باواو معدوله) خواند: خُوار.
✓درباره اینکه رباعی مذکور- به این صورت- تا به حال شناخته شده یا نه اطلاعی ندارم.
@mohsenpourmokhtar
Forwarded from رضا موسوی طبری (رضا موسوي طبري)
دزدی دیدم به حیله و انبازی
میکرد به جیب خلق دستاندازی
با درکِ مصونیّتِ او، پرسیدم
دکتر! چه کنی؟ گفت: مولّدسازی
https://t.me/rezamousavitabari
میکرد به جیب خلق دستاندازی
با درکِ مصونیّتِ او، پرسیدم
دکتر! چه کنی؟ گفت: مولّدسازی
https://t.me/rezamousavitabari
Telegram
رضا موسوی طبری
یادداشتهایی در ادب و تاریخ و سیاست
@mousavitabari
@mousavitabari
مولانا شمسالدین کاشی فرماید
عین همه چیز مغز یکسر یا پوست
یا اوست چو نیک بازبینی یا زوست
در وحدت مطلق همه کثرت محو است
زین رو نبود دویی میان من و دوست
مولانا شمسالدین کاشی رحمه الله فرماید
ای گشته ز خویش دور، با خویشتن آ
تا کشف شود حقیقت حال تو را
در ملک وجود، کس ندارد خبری
ز اسرار رموز «کنتُ کنزاً» جز ما
و له
زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست
جز با من و با تو عقل و تمییزی نیست
ناچیز که وهم کردهای کآن چیز است
خوش بگذر از این خیال کآن چیزی نیست
• منبع: دستنویس شمارۀ ۳۱۰۹ کتابخانۀ ایاصوفیا، کتابت: نصرالله بن احمد کاتب، ۷۳۸ق، برگ ۲۱۳ر-۲۱۳پ
اصل نسخه، جلد اول و دوم تاریخ وصّاف، اثر خامۀ شرفالدین شیرازی است. نصرالله بن احمد کاتب سه رباعی فوق را در اوراق سفید بین جلد اول و دوم نسخه نوشته و یادداشتی به خط او در کنار رباعی اول دیده میشود: «صاحبه و کاتبه نصرالله بن احمد الکاتب کسّاه الله ثوب غفرانه و کتب ذلک بخمس عشر لیلة خلت من جمادی الاول سنه ثمان و ثلثین سبعمائه حامداً مصلیاً مستغفراً» (برک ۲۱۳ر).
شمسالدین کاشی، شاعر و مورّخ دورۀ ایلخانی است. از او منظومهای به نام شهنامۀ چنگیزی در تاریخ مغول باقی مانده که به اهتمام وحید قنبری ننیز به چاپ رسیده است. حمد مستوفی تاریخ مرگ او را مقارن با سال تألیف کتاب خود در ۷۳۰ ق دانسته است و ذکر عنوان «رحمه الله» در متن ما در دنبالۀ نام او تا حدودی مؤید این تاریخ است و نشان میدهد وی پیش از ۷۳۸ ق درگذشته بوده است. از آنجا که غیر از مثنوی تاریخی شهنامۀ چنگیزی، اشعار کمی از این شاعر باقی مانده، این سه رباعی او بسیار در خور اعتنا و اغتنام است. بنده حدس میزنم کاتب که از علاقهمندان حوزۀ تاریخ بوده و تاریخ وصاّف را برای استفادۀ شخصی خود نگاشته، شمس کاشی را از نزدیک میشناخته و رباعیاتش را از منبع موثقی برگرفته است.
از سه رباعی مذکور، رباعی سوم را در منابع متأخر به حکیم عمر خیّام منسوب داشتهاند (طربخانه، ۹۳؛ نادرۀ ایّام حکیم عمر خیّام، ۳۳۲) و اکنون به واسطۀ این منبع میدانیم که سرایندۀ اصلی آن شمسالدین کاشانی است و ربطی به خیّام ندارد. همین رباعی را عبید زاکانی در رسالۀ اخلاق الاشراف بدون ذکر نام گوینده نقل کرده است (ص ۷۱). دو رباعی دیگر شمس کاشی در منبعی غیر از این نسخه رؤیت نشده است. از احسان آسایش بابت معرفی این منبع سپاسگزارم.
..
https://b2n.ir/s65751
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
عین همه چیز مغز یکسر یا پوست
یا اوست چو نیک بازبینی یا زوست
در وحدت مطلق همه کثرت محو است
زین رو نبود دویی میان من و دوست
مولانا شمسالدین کاشی رحمه الله فرماید
ای گشته ز خویش دور، با خویشتن آ
تا کشف شود حقیقت حال تو را
در ملک وجود، کس ندارد خبری
ز اسرار رموز «کنتُ کنزاً» جز ما
و له
زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست
جز با من و با تو عقل و تمییزی نیست
ناچیز که وهم کردهای کآن چیز است
خوش بگذر از این خیال کآن چیزی نیست
• منبع: دستنویس شمارۀ ۳۱۰۹ کتابخانۀ ایاصوفیا، کتابت: نصرالله بن احمد کاتب، ۷۳۸ق، برگ ۲۱۳ر-۲۱۳پ
اصل نسخه، جلد اول و دوم تاریخ وصّاف، اثر خامۀ شرفالدین شیرازی است. نصرالله بن احمد کاتب سه رباعی فوق را در اوراق سفید بین جلد اول و دوم نسخه نوشته و یادداشتی به خط او در کنار رباعی اول دیده میشود: «صاحبه و کاتبه نصرالله بن احمد الکاتب کسّاه الله ثوب غفرانه و کتب ذلک بخمس عشر لیلة خلت من جمادی الاول سنه ثمان و ثلثین سبعمائه حامداً مصلیاً مستغفراً» (برک ۲۱۳ر).
شمسالدین کاشی، شاعر و مورّخ دورۀ ایلخانی است. از او منظومهای به نام شهنامۀ چنگیزی در تاریخ مغول باقی مانده که به اهتمام وحید قنبری ننیز به چاپ رسیده است. حمد مستوفی تاریخ مرگ او را مقارن با سال تألیف کتاب خود در ۷۳۰ ق دانسته است و ذکر عنوان «رحمه الله» در متن ما در دنبالۀ نام او تا حدودی مؤید این تاریخ است و نشان میدهد وی پیش از ۷۳۸ ق درگذشته بوده است. از آنجا که غیر از مثنوی تاریخی شهنامۀ چنگیزی، اشعار کمی از این شاعر باقی مانده، این سه رباعی او بسیار در خور اعتنا و اغتنام است. بنده حدس میزنم کاتب که از علاقهمندان حوزۀ تاریخ بوده و تاریخ وصاّف را برای استفادۀ شخصی خود نگاشته، شمس کاشی را از نزدیک میشناخته و رباعیاتش را از منبع موثقی برگرفته است.
از سه رباعی مذکور، رباعی سوم را در منابع متأخر به حکیم عمر خیّام منسوب داشتهاند (طربخانه، ۹۳؛ نادرۀ ایّام حکیم عمر خیّام، ۳۳۲) و اکنون به واسطۀ این منبع میدانیم که سرایندۀ اصلی آن شمسالدین کاشانی است و ربطی به خیّام ندارد. همین رباعی را عبید زاکانی در رسالۀ اخلاق الاشراف بدون ذکر نام گوینده نقل کرده است (ص ۷۱). دو رباعی دیگر شمس کاشی در منبعی غیر از این نسخه رؤیت نشده است. از احسان آسایش بابت معرفی این منبع سپاسگزارم.
..
https://b2n.ir/s65751
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر سخن (sokhan publication)
کتاب رباعیات خیام و خیامانههای پارسی ، تالیف سیدعلی میرافضلی به چاپ سوم رسید.
رباعیات خیام و خیامانههای پارسی | سیدعلی میرافضلی | چاپ سوم |542 صفحه | جلد سخت(گالینگور با روکش) | 350000 تومان
به مدت هفتاد و دو ساعت این کتاب را با بیست درصد تخفیف ویژه تهیه کنید.
https://b2n.ir/d45398
رباعیات خیام و خیامانههای پارسی | سیدعلی میرافضلی | چاپ سوم |542 صفحه | جلد سخت(گالینگور با روکش) | 350000 تومان
به مدت هفتاد و دو ساعت این کتاب را با بیست درصد تخفیف ویژه تهیه کنید.
https://b2n.ir/d45398
زین الدین اسعد نسوی.pdf
3.1 MB
▫️«زینالدین اسعد نسوی؛ حکیم و شاعرِ گمنام سدۀ هفتم هجری»، سیدعلی میرافضلی، آینۀ پژوهش، سال ۳۳، شمارۀ ۱۹۷، آذر و دی ۱۴۰۱، ۲۳-۳۸
..
حکیم زینالدین اسعد نسوی، در سدۀ هفتم هجری میزیسته و از یاران و همراهانِ حکیم نامدارِ ایرانی خواجه افضلالدین کاشانی بوده است. متأسفانه تذکرهها و منابع رجالی یا در مورد او سکوت کردهاند، یا آنچه آوردهاند، مشتمل بر لفّاظی و کلیات است و هیچ اطلاعی از دوران حیات او به دست نمیدهند. نام این حکیم نخستین بار در مصنّفات افضل با احترام بسیار آمده است. در سفاین ادبی، اشعاری به نام او دیده میشود که ارتباط او را با افضل کاشانی به خوبی نشان میدهد. تنها قصیدۀ او که به دست ما رسیده، تقریر منظوم مباحث رسالۀ مدارج الکمال افضل است. برخی از رباعیات منسوب به زین نسوی به نام حکیم عمر خیام، سنایی غزنوی و افضل کاشانی نیز شهرت دارد. در مقالۀ حاضر، اطلاعاتی که در مورد زندگی او بهجا مانده است، به همراه اشعار گرد آمده از سفاین و مجموعههای خطی، عرضه میگردد.
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
..
حکیم زینالدین اسعد نسوی، در سدۀ هفتم هجری میزیسته و از یاران و همراهانِ حکیم نامدارِ ایرانی خواجه افضلالدین کاشانی بوده است. متأسفانه تذکرهها و منابع رجالی یا در مورد او سکوت کردهاند، یا آنچه آوردهاند، مشتمل بر لفّاظی و کلیات است و هیچ اطلاعی از دوران حیات او به دست نمیدهند. نام این حکیم نخستین بار در مصنّفات افضل با احترام بسیار آمده است. در سفاین ادبی، اشعاری به نام او دیده میشود که ارتباط او را با افضل کاشانی به خوبی نشان میدهد. تنها قصیدۀ او که به دست ما رسیده، تقریر منظوم مباحث رسالۀ مدارج الکمال افضل است. برخی از رباعیات منسوب به زین نسوی به نام حکیم عمر خیام، سنایی غزنوی و افضل کاشانی نیز شهرت دارد. در مقالۀ حاضر، اطلاعاتی که در مورد زندگی او بهجا مانده است، به همراه اشعار گرد آمده از سفاین و مجموعههای خطی، عرضه میگردد.
..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین (ج.ط نژند)
در دور زمانه بخل از این مطعونان
شد فاش چنانکه حکمت اندر یونان
گر رُستمِ دَستان به مثل زنده شود
یک نان نستاند به سنان زین دونان
#شمسالدینمبارکشاهبنالاعزسنجری
#مبارکشاه
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۶۷۹.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
شد فاش چنانکه حکمت اندر یونان
گر رُستمِ دَستان به مثل زنده شود
یک نان نستاند به سنان زین دونان
#شمسالدینمبارکشاهبنالاعزسنجری
#مبارکشاه
تذکرۀ لبابالالباب؛ محمّدبن محمّد عوفی؛ به تصحیحِ ادوارد جی. براون؛ با مقدمۀ محمّد قزوینی و تصحیحاتِ جدید و حواشی و تعلیقاتِ سعید نفیسی؛ هرمس؛ ۱۳۸۹: ج۲: ۶۷۹.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
Telegram
تاریخ،فرهنگ،هنر و ادبیات ایرانزمین
یادداشتهایی برای روشنگریِ تاریخ، فرهنگ، هنر و ادبیاتِ ایرانِ بزرگِ تاریخی
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
سروش (ج.ط نژند)
@S_nazhand
پیشنهادی برای تصحیح یک رباعی مسعود سعد
بیت دوم رباعی زیر در دیوان مسعود سعد سلمان (تصحیح دکتر مهیار، ۸۲۲):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
با جان و دل خسته و ریشم کردی
این هست که دستگاه پیشم کردی
زیرا که نگونه نام خویشم کردی
خالی از ابهامی نیست. بنده معنی «دستگاه پیشم کردی» را متوجه نشدم و مصحّح دانشور نیز توضیحی در باب آن ننوشتهاند. دکتر مهیار، کلمۀ نگونه را در مصراع چهارم به معنای «معکوس» گرفته و نوشتهاند: «نگونه نام خویشم کردی، یعنی نام من (شاعر) سعد است، آن را نحس کردهای» (همانجا، ۱۰۰۵). با توجه به نام شاعر، راه برای این برداشت باز است. رباعی فقط در یک دستنویس دیوان مسعود آمده و آن مجموعه دواوین حکیم اوغلوی ترکیه است که دستنویس معتبری است و رباعیات زیادی دارد که بسیاری از نسخهها فاقد آنها هستند. در دستنویس مذکور، کلمۀ پیشم و نگونه هر دو بدون نقطه حرف اول آمدهاند و قرائت مصحح محترم، قابل تأمل و بررسی است. در نسخهای از دیوان سنایی که در کتابخانۀ خدابخش نگهداری میشود، رباعی مذکور به گونۀ زیر به نام آن حکیم است (برگ ۹۵ پ):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
تا (با) حال دل خستۀ ریشم کردی
این هست که دستگاهْ بیشم کردی
زیرا که بگونه نام خویشم کردی
این ضبط، امکان قرائت دیگری از رباعی مسعود سعد یا سنایی را پیش میکشد. به نظر من، «نام خویش» نه به گویندۀ سخن، بلکه به مخاطب او بر میگردد. یعنی حال مرا به گونۀ نام خودت کردی. مسعود سعد و سنایی یک رباعی مشترک دیگر نیز دارند که شاید ربطی به رباعی مذکور داشته باشد و گره این رباعی را بگشاید (دیوان مسعود، ۷۹۸؛ جُنگ رباعی، ۳۶):
ای زرّیننام لعبت سیماندام
زرّ تو و سیم تو نه پختهست و نه خام
در کس منگر، به بینیازی بخرام
زیرا که توانگری به اندام و به نام
حدس من این است که رباعی اول هم در مورد همین شخص است که نامش «زرّین» بوده است. بیت دوم رباعی مورد اشارۀ ما حالت طنزآمیز دارد. شاعر میگوید: تا به عشق تو گرفتار شدم، جان و دلم به هزار گونه محنت درآمیخت. اما جای شکرش باقی است (این هست) که بر توانگری من افزوده شد (دستگاهْ بیشم کردی). زیرا تو مرا همچون نام خویش زرّین کردی (یعنی مانند زر، زرد و نزار شدم). تشبیه چهره زرد عاشق به زر و اشک او به سیم، در شعر فارسی سوابقی دارد. سراج قمری گوید:
ز سوز آتشت در بوتۀ غم
سرشک و روی من سیم و زر آمد
انوری در قصیدهای دشمن ممدوحش را چنین نفرین کرده است: سرشک و چهرۀ خصمت چو سیم باد و چو زر (هر دو شاهد از سامانۀ جستجوی دادگان).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
بیت دوم رباعی زیر در دیوان مسعود سعد سلمان (تصحیح دکتر مهیار، ۸۲۲):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
با جان و دل خسته و ریشم کردی
این هست که دستگاه پیشم کردی
زیرا که نگونه نام خویشم کردی
خالی از ابهامی نیست. بنده معنی «دستگاه پیشم کردی» را متوجه نشدم و مصحّح دانشور نیز توضیحی در باب آن ننوشتهاند. دکتر مهیار، کلمۀ نگونه را در مصراع چهارم به معنای «معکوس» گرفته و نوشتهاند: «نگونه نام خویشم کردی، یعنی نام من (شاعر) سعد است، آن را نحس کردهای» (همانجا، ۱۰۰۵). با توجه به نام شاعر، راه برای این برداشت باز است. رباعی فقط در یک دستنویس دیوان مسعود آمده و آن مجموعه دواوین حکیم اوغلوی ترکیه است که دستنویس معتبری است و رباعیات زیادی دارد که بسیاری از نسخهها فاقد آنها هستند. در دستنویس مذکور، کلمۀ پیشم و نگونه هر دو بدون نقطه حرف اول آمدهاند و قرائت مصحح محترم، قابل تأمل و بررسی است. در نسخهای از دیوان سنایی که در کتابخانۀ خدابخش نگهداری میشود، رباعی مذکور به گونۀ زیر به نام آن حکیم است (برگ ۹۵ پ):
تا عهدپرست و مهرکیشم کردی
تا (با) حال دل خستۀ ریشم کردی
این هست که دستگاهْ بیشم کردی
زیرا که بگونه نام خویشم کردی
این ضبط، امکان قرائت دیگری از رباعی مسعود سعد یا سنایی را پیش میکشد. به نظر من، «نام خویش» نه به گویندۀ سخن، بلکه به مخاطب او بر میگردد. یعنی حال مرا به گونۀ نام خودت کردی. مسعود سعد و سنایی یک رباعی مشترک دیگر نیز دارند که شاید ربطی به رباعی مذکور داشته باشد و گره این رباعی را بگشاید (دیوان مسعود، ۷۹۸؛ جُنگ رباعی، ۳۶):
ای زرّیننام لعبت سیماندام
زرّ تو و سیم تو نه پختهست و نه خام
در کس منگر، به بینیازی بخرام
زیرا که توانگری به اندام و به نام
حدس من این است که رباعی اول هم در مورد همین شخص است که نامش «زرّین» بوده است. بیت دوم رباعی مورد اشارۀ ما حالت طنزآمیز دارد. شاعر میگوید: تا به عشق تو گرفتار شدم، جان و دلم به هزار گونه محنت درآمیخت. اما جای شکرش باقی است (این هست) که بر توانگری من افزوده شد (دستگاهْ بیشم کردی). زیرا تو مرا همچون نام خویش زرّین کردی (یعنی مانند زر، زرد و نزار شدم). تشبیه چهره زرد عاشق به زر و اشک او به سیم، در شعر فارسی سوابقی دارد. سراج قمری گوید:
ز سوز آتشت در بوتۀ غم
سرشک و روی من سیم و زر آمد
انوری در قصیدهای دشمن ممدوحش را چنین نفرین کرده است: سرشک و چهرۀ خصمت چو سیم باد و چو زر (هر دو شاهد از سامانۀ جستجوی دادگان).
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
▫️عاشق بدبختی خویش
گه در پیِ دین رویم و گه در پیِ کیش
هر روز بُتی دگر نهیم اندر پیش
در جمله، ز ما هرکه خرد دارد بیش
هستیم همه عاشق بدبختیِ خویش
➖حکیم سنایی غزنوی
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
گه در پیِ دین رویم و گه در پیِ کیش
هر روز بُتی دگر نهیم اندر پیش
در جمله، ز ما هرکه خرد دارد بیش
هستیم همه عاشق بدبختیِ خویش
➖حکیم سنایی غزنوی
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from نشر مسین
نشر مسین منتشر کرد:
▫️با من در و دیوار به آواز آید
گزیدۀ هشتصد سال رباعی اقلیم کرمان
به کوشش و گزینش سید علی میرافضلی
نشر مسین، ۳۲۶ صفحه، بهاء ۲۰۰ هزار تومان
..
این مجموعه دربردارندۀ بیش از ۵۰۰ رباعی از ۷۰ شاعر است که از قرن ششم هجری تا یک صد سال پیش در سرزمین پهناور کرمان میزیستهاند. این گزیده، با اتکا به منابع دست اولی خطی و چاپی فراهم آمده و نموداری از تلاش شاعران کرمانی در بالندگی جریان رباعی فارسی است.
کتاب، مقدمهای در معرفی پیشینۀ رباعی در کرمان دارد و در انتهای کتاب نیز، علاوه بر یادداشتهای مربوط به رباعیات، فهرست رباعیات متن، نمایۀ نامها و فهرست منابع، تک تک شاعران متن، معرفی شدهاند. این بخش کتاب، به تنهایی، تذکرۀ کوچکی از شرح احوال و آثار رباعیسرایان اقلیم کرمان است.
..
برای تهیه کتاب در صفحۀ نشر مسین پیام بگذارید.
..
«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
▫️با من در و دیوار به آواز آید
گزیدۀ هشتصد سال رباعی اقلیم کرمان
به کوشش و گزینش سید علی میرافضلی
نشر مسین، ۳۲۶ صفحه، بهاء ۲۰۰ هزار تومان
..
این مجموعه دربردارندۀ بیش از ۵۰۰ رباعی از ۷۰ شاعر است که از قرن ششم هجری تا یک صد سال پیش در سرزمین پهناور کرمان میزیستهاند. این گزیده، با اتکا به منابع دست اولی خطی و چاپی فراهم آمده و نموداری از تلاش شاعران کرمانی در بالندگی جریان رباعی فارسی است.
کتاب، مقدمهای در معرفی پیشینۀ رباعی در کرمان دارد و در انتهای کتاب نیز، علاوه بر یادداشتهای مربوط به رباعیات، فهرست رباعیات متن، نمایۀ نامها و فهرست منابع، تک تک شاعران متن، معرفی شدهاند. این بخش کتاب، به تنهایی، تذکرۀ کوچکی از شرح احوال و آثار رباعیسرایان اقلیم کرمان است.
..
برای تهیه کتاب در صفحۀ نشر مسین پیام بگذارید.
..
«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
Forwarded from چهار خطی
سندی در باب: اعضای یکدیگر بودن!
در مورد شعر مشهور سعدی: «بنی آدم اعضای یکدیگرند/ یک پیکرند» مباحثههای زیادی بین اهل نظر در پیوسته و به صورت یادداشت و جُستار و مقاله و تعلیقه چاپ شده است. برخی از پژوهندگان معتقدند که آدمها نمیتوانند اعضای یکدیگر باشند، اما میتوانند اعضای یک پیکر باشند. حتی بابت چاپ شعر سعدی بر روی اسکناسها با ضبط «اعضای یکدیگرند»، از خجالت اعضای بانک مرکزی هم حسابی در آمدهاند. یکی از مشکلات اصلی، آن است که دستنویسهای کهن گلستان سعدی با نظر این پژوهشگران همراهی نمیکند.
..
و اما موضوع یادداشت امروز. ندیدم که در همۀ این مباحثات، کسی نظر عزیز نسفی مؤلف کشف الحقایق (تألیف در ۶۸۰ ق) و نویسندۀ همعصر سعدی را پُرسیده باشد. عزیز نسفی هم مثل سعدی معتقد بوده که انسانها میتوانند اعضای یکدیگر باشند. نسفی در بیان ویژگیهای اهل وحدت، پیش از هر چیز تذکر میدهد که «وحدت، مقام است نه مقال تا تو به فصاحت و بلاغت بر خود بندی. در این مقام، فصاحت و بلاغت در نمیگنجد. مشک آنجا که باشد خود بوی دهد. مشک را پنهان نتوان داشت و آفتاب را در انبان نتوان کرد». سپس، به قول روزنامهنگاران، میافزاید: «بدان که یک خاصیت اهل وحدت آن است که هیچ چیز و هیچ کس را دشمن ندارند. بلکه همه چیز و همه کس را دوست دارند که به یقین دانند که جمله، اعضای یکدیگرند» (ص ۲۴۰ - ۲۴۱). از این گفتار نسفی دانسته میشود که لااقل در قرن هفتم هجری، بنی آدم از این امکان برخوردار بودند که اعضای یکدیگر باشند.
●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
در مورد شعر مشهور سعدی: «بنی آدم اعضای یکدیگرند/ یک پیکرند» مباحثههای زیادی بین اهل نظر در پیوسته و به صورت یادداشت و جُستار و مقاله و تعلیقه چاپ شده است. برخی از پژوهندگان معتقدند که آدمها نمیتوانند اعضای یکدیگر باشند، اما میتوانند اعضای یک پیکر باشند. حتی بابت چاپ شعر سعدی بر روی اسکناسها با ضبط «اعضای یکدیگرند»، از خجالت اعضای بانک مرکزی هم حسابی در آمدهاند. یکی از مشکلات اصلی، آن است که دستنویسهای کهن گلستان سعدی با نظر این پژوهشگران همراهی نمیکند.
..
و اما موضوع یادداشت امروز. ندیدم که در همۀ این مباحثات، کسی نظر عزیز نسفی مؤلف کشف الحقایق (تألیف در ۶۸۰ ق) و نویسندۀ همعصر سعدی را پُرسیده باشد. عزیز نسفی هم مثل سعدی معتقد بوده که انسانها میتوانند اعضای یکدیگر باشند. نسفی در بیان ویژگیهای اهل وحدت، پیش از هر چیز تذکر میدهد که «وحدت، مقام است نه مقال تا تو به فصاحت و بلاغت بر خود بندی. در این مقام، فصاحت و بلاغت در نمیگنجد. مشک آنجا که باشد خود بوی دهد. مشک را پنهان نتوان داشت و آفتاب را در انبان نتوان کرد». سپس، به قول روزنامهنگاران، میافزاید: «بدان که یک خاصیت اهل وحدت آن است که هیچ چیز و هیچ کس را دشمن ندارند. بلکه همه چیز و همه کس را دوست دارند که به یقین دانند که جمله، اعضای یکدیگرند» (ص ۲۴۰ - ۲۴۱). از این گفتار نسفی دانسته میشود که لااقل در قرن هفتم هجری، بنی آدم از این امکان برخوردار بودند که اعضای یکدیگر باشند.
●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from نشر مسین
..
▫️رو در رو با رباعی
رباعی، یکی از قالبهای جاودانه و جادوانۀ زبان فارسی است و شاهکارهای ارزندهای را به جهان اندیشه و ادب معرفی کرده است. این تازگیِ کهنسال، همچون اخگری ریشهدار، در زمان و زبان درخشیده است و درخشش لحظهها و واژهها را با روح بیکرانِ خود، ماندگار کرده است. اندیشهورزان بزرگی همچون حکیم عمر خیّام، عطار نیشابوری، مولانا جلالالدین، افضل کاشانی، اوحد کرمانی و بیدل دهلوی، با رباعیات خود، سرمایهای گرانمایه برای تاریخ فکر بشری فراهم آوردهاند که بازخوانی و بازنگریِ آن، کاری ضروری است. مجموعۀ «میراث رباعی فارسی» بدین نیّت منتشر میشود که کتابخوانانِ پیگیر را با دستاوردهای هزارسالۀ تاریخ رباعی فارسی رو در رو کند. این مجموعه، در پیِ احیا و عرضۀ دفترهای رباعی، منتخبِ رباعیاتِ شاعران بزرگ و اثرگذار، رباعیات متعلّق به جریانهایِ دورانساز و مقاطع تاریخی، و گزیدۀ آثار رباعیسرایانِ اقلیمهای زبان فارسی است.
..
با من در و دیوار به آواز آید
گزیدۀ هشتصد سال رباعی اقلیم کرمان
به کوشش و گزینش سید علی میرافضلی
نشر مسین، ۳۲۶ صفحه
..
«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
Forwarded from Mohammad Latifkar
خسته کردن رباعی
از هجر مه رخ تو ای مایۀ جان
پر دُر کردند چون دهان تو جهان
از ناخن دست خسته کردم دل و جان
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن
(سرودههای رودکی، ۴۱-۴۲)
رباعی بالا را دکتر رواقی جزو اشعار رودکی آورده و منبع نقل خود را مشخص نکرده است. در مورد رباعیات این کتاب، مقالۀ جداگانهای نوشتهام که در نامۀ فرهنگستان منتشر شده است. خاطرم نیست چرا بررسی این رباعی از خاطرم رفته است. لاجرم، اکنون و اینجا، به جبران آن میکوشم. مرحوم نفیسی با همۀ جستوجوهایش، این رباعی را در کتاب محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی نیاورده است. ولی برخی دیگر از منابع شعر رودکی آن را نقل کردهاند (دیوان شعر رودکی، شعار، ۶۰؛ دیوان رودکی، احمدنژاد، ۷۴). ایشان نیز منبع خود را قید نفرمودهاند. طبق جستوجوی من، مأخذ این رباعی، تذکرۀ خیرالبیان شاه حسین سیستانی است (رک. تذکرۀ خیرالبیان، ۱: ۸۷). نخستین بار، یکی از محققان تاجیک این رباعی را در مأخذ مذکور یافته و سپس استاد دکتر علی اشرف صادقی در مقالۀ «اشعار تازۀ رودکی» به بازنشر آن پرداخته است (نشر دانش، ۱۳۷۲، شمارۀ ۷۶).
رباعی از سرودههای عثمان مختاری است و ضبط رباعی در دیوان او، از هر جهت بر تذکرۀ خیرالبیان برتری دارد (دیوان مختاری غزنوی، ۶۲۸):
رنج سفر و هجر تو ای راحت جان
بر من کردند چون دهان تو جهان
از ناخن و دست خسته کردم رخ و ران
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن
اوحدی بلیانی نیز رباعی را مطابق ضبط بالا جزو اشعار عثمان مختاری آورده است (عرفات العاشقین، ۵: ۳۳۶۵). «پُر دُر کردند» در خیرالبیان، نامناسب است و پیداست محرّف «بر من کردند» است و منظور شاعر این است که رنج سفر و هجر تو، جهان را چون دهان تو بر من تنگ کردند. مرحوم دکتر جعفر شعار و دکتر احمد نژاد، «پُر دُر کردم» آوردهاند؛ احتمالاً بر مبنای حدس دکتر صادقی در پانوشت مقالۀ مذکور. ایشان پُر دُر کردن را استعاره از اشک باریدن گرفتهاند. مصراع سوم مطابق ضبط خیرالبیان، علاوه بر عیب تکرار قافیه، از لحاظ تناسب و تقارن نیز جالب نیست. نه این بود و نه آن، در مصراع چهارم، نشانۀ آن است که ما باید با دو عمل و دو عامل سر و کار داشته باشیم. ناخن دست، هم حشو است و هم عوامل مجروح کردن را به یکی تقلیل میدهد. معلوم نیست دل و جان را چگونه میشود با ناخن مجروح کرد. منظور شاعر این بوده که از شدت اندوه هجر یار، با ناخن، چهرهاش را خراشیده و با دست، بر رانش کوفته؛ اما این دو عمل هم چارهساز نبوده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
از هجر مه رخ تو ای مایۀ جان
پر دُر کردند چون دهان تو جهان
از ناخن دست خسته کردم دل و جان
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن
(سرودههای رودکی، ۴۱-۴۲)
رباعی بالا را دکتر رواقی جزو اشعار رودکی آورده و منبع نقل خود را مشخص نکرده است. در مورد رباعیات این کتاب، مقالۀ جداگانهای نوشتهام که در نامۀ فرهنگستان منتشر شده است. خاطرم نیست چرا بررسی این رباعی از خاطرم رفته است. لاجرم، اکنون و اینجا، به جبران آن میکوشم. مرحوم نفیسی با همۀ جستوجوهایش، این رباعی را در کتاب محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی نیاورده است. ولی برخی دیگر از منابع شعر رودکی آن را نقل کردهاند (دیوان شعر رودکی، شعار، ۶۰؛ دیوان رودکی، احمدنژاد، ۷۴). ایشان نیز منبع خود را قید نفرمودهاند. طبق جستوجوی من، مأخذ این رباعی، تذکرۀ خیرالبیان شاه حسین سیستانی است (رک. تذکرۀ خیرالبیان، ۱: ۸۷). نخستین بار، یکی از محققان تاجیک این رباعی را در مأخذ مذکور یافته و سپس استاد دکتر علی اشرف صادقی در مقالۀ «اشعار تازۀ رودکی» به بازنشر آن پرداخته است (نشر دانش، ۱۳۷۲، شمارۀ ۷۶).
رباعی از سرودههای عثمان مختاری است و ضبط رباعی در دیوان او، از هر جهت بر تذکرۀ خیرالبیان برتری دارد (دیوان مختاری غزنوی، ۶۲۸):
رنج سفر و هجر تو ای راحت جان
بر من کردند چون دهان تو جهان
از ناخن و دست خسته کردم رخ و ران
فریادرس غمت، نه این بود و نه آن
اوحدی بلیانی نیز رباعی را مطابق ضبط بالا جزو اشعار عثمان مختاری آورده است (عرفات العاشقین، ۵: ۳۳۶۵). «پُر دُر کردند» در خیرالبیان، نامناسب است و پیداست محرّف «بر من کردند» است و منظور شاعر این است که رنج سفر و هجر تو، جهان را چون دهان تو بر من تنگ کردند. مرحوم دکتر جعفر شعار و دکتر احمد نژاد، «پُر دُر کردم» آوردهاند؛ احتمالاً بر مبنای حدس دکتر صادقی در پانوشت مقالۀ مذکور. ایشان پُر دُر کردن را استعاره از اشک باریدن گرفتهاند. مصراع سوم مطابق ضبط خیرالبیان، علاوه بر عیب تکرار قافیه، از لحاظ تناسب و تقارن نیز جالب نیست. نه این بود و نه آن، در مصراع چهارم، نشانۀ آن است که ما باید با دو عمل و دو عامل سر و کار داشته باشیم. ناخن دست، هم حشو است و هم عوامل مجروح کردن را به یکی تقلیل میدهد. معلوم نیست دل و جان را چگونه میشود با ناخن مجروح کرد. منظور شاعر این بوده که از شدت اندوه هجر یار، با ناخن، چهرهاش را خراشیده و با دست، بر رانش کوفته؛ اما این دو عمل هم چارهساز نبوده است.
..
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from اوراق پریشان-رضا ضیاء
کس لب ز طرب به خنده نگشود امسال
از فتنه جهان دمی نیاسود امسال
در خونِ گلم که چهره بنمود امسال
با وقتِ چنین، چه وقتِ گل بود امسال؟!
(کمال اسماعیل، قرن ۶ و۷)
«در خون چیزی یا کسی بودن» اصطلاحیست شبیه به این که امروز میگوییم: «به خونش تشنهام». شاعر میگوید در چنین اوضاعی چه وقتِ خودنمایی گل بود؟
پی نوشت:
پینوشت:
برایم عجیب بود که چرا کمال در مصراع چهارم دو بار «وقت» را تکرار کرده و مثلاً نگفته «چه جای گل بود امسال». بعداً متوجه شدم که ظاهراً «وقت» اول به معنای «حال، موقعیت، شرایط و...» است و با «وقت» دوم به معنی «زمان و...» نوعی جناس برقرار کرده.
https://t.me/oragheparishan
از فتنه جهان دمی نیاسود امسال
در خونِ گلم که چهره بنمود امسال
با وقتِ چنین، چه وقتِ گل بود امسال؟!
(کمال اسماعیل، قرن ۶ و۷)
«در خون چیزی یا کسی بودن» اصطلاحیست شبیه به این که امروز میگوییم: «به خونش تشنهام». شاعر میگوید در چنین اوضاعی چه وقتِ خودنمایی گل بود؟
پی نوشت:
پینوشت:
برایم عجیب بود که چرا کمال در مصراع چهارم دو بار «وقت» را تکرار کرده و مثلاً نگفته «چه جای گل بود امسال». بعداً متوجه شدم که ظاهراً «وقت» اول به معنای «حال، موقعیت، شرایط و...» است و با «وقت» دوم به معنی «زمان و...» نوعی جناس برقرار کرده.
https://t.me/oragheparishan
Telegram
اوراق پریشان-رضا ضیاء
ارتباط
@mohamadrezazia
کانال حافظ خوانی:
https://t.me/hafezxany
اینستاگرام:
https://instagram.com/m_reza_zia?igshid=1u70mkwsxl982
@mohamadrezazia
کانال حافظ خوانی:
https://t.me/hafezxany
اینستاگرام:
https://instagram.com/m_reza_zia?igshid=1u70mkwsxl982
Forwarded from چهار خطی
گویند که ماه روزه نزدیک رسید
مِنْ بَعد، به گرد باده نتوان گردید
در آخر شعبان، بخورم چندان می
کاندر رمضان، مَست بخُسبم تا عید!
جلال عضد یزدی
درگذشته ۷۳۹ ق
..
این رباعی که بیت دومش با تغییراتی در شبکههای اجتماعی به اسم خیام آمده، از جلال عضد یزدی شاعر قرن هشتم است. از دیوان جلال عضد، نسخههای خطی زیادی باقی است؛ از جمله دستنویسی که در سال ۸۱۱ ق فراهم آمده و در کتابخانه حمیدیه ترکیه نگهداری میشود و دستنویس مورخ ۸۲۳ ق کتابخانه خدیوی مصر. این رباعی، در هر دو دستنویس هست.
در بعضی مجموعه رباعیات منسوب به خیام، از جمله طربخانه رشیدی تبریزی (تألیف در ۸۶۷ ق)، رباعی به اسم خیام درج شده که همچون بسیاری دیگر از رباعیات این مجموعهها، از عمر خیام نیشابوری نیست و موجب وهن شخصیت این حکیم شاعر است. همه این مجموعهها، بعد از دستنویسهایی که بدان اشاره کردیم، فراهم آمدهاند.
مرحوم همایی، با اینکه گوینده اصلی رباعی را نمیشناخته، در حاشیه این رباعی نوشته است: «این رباعی در اکثر نسخ طربخانه درج شده و به اعتقاد نگارنده جزو رباعیهای مشکوک بلکه مطرود است. برای اینکه غیر از دعوی افراط در شرابخواری هیچ مضمون لطیف و فکر حکیمانهای که متناسب با حکیم خیام باشد، در آن وجود ندارد. قاعده قافیه دال و ذال فارسی و عربی هم در آن رعایت نشده است؛ اگرچه کلمه عید را بعض اساتید جایز الوجهین شمرده و آن را با دال عربی و ذال فارسی هر دو قافیه کردهاند».
..
جلال عضد یزدی شاعری غزلسراست و در دیوانش ۴۷ رباعی هم هست که اغلب آنها رباعیاتی متوسط و فاقد شور و حال و حادثه و هیجان است.
..
منبع:
جُنگ رباعی، ۴۸۸، ۴۹۴؛ طربخانه، ۱۰۵
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مِنْ بَعد، به گرد باده نتوان گردید
در آخر شعبان، بخورم چندان می
کاندر رمضان، مَست بخُسبم تا عید!
جلال عضد یزدی
درگذشته ۷۳۹ ق
..
این رباعی که بیت دومش با تغییراتی در شبکههای اجتماعی به اسم خیام آمده، از جلال عضد یزدی شاعر قرن هشتم است. از دیوان جلال عضد، نسخههای خطی زیادی باقی است؛ از جمله دستنویسی که در سال ۸۱۱ ق فراهم آمده و در کتابخانه حمیدیه ترکیه نگهداری میشود و دستنویس مورخ ۸۲۳ ق کتابخانه خدیوی مصر. این رباعی، در هر دو دستنویس هست.
در بعضی مجموعه رباعیات منسوب به خیام، از جمله طربخانه رشیدی تبریزی (تألیف در ۸۶۷ ق)، رباعی به اسم خیام درج شده که همچون بسیاری دیگر از رباعیات این مجموعهها، از عمر خیام نیشابوری نیست و موجب وهن شخصیت این حکیم شاعر است. همه این مجموعهها، بعد از دستنویسهایی که بدان اشاره کردیم، فراهم آمدهاند.
مرحوم همایی، با اینکه گوینده اصلی رباعی را نمیشناخته، در حاشیه این رباعی نوشته است: «این رباعی در اکثر نسخ طربخانه درج شده و به اعتقاد نگارنده جزو رباعیهای مشکوک بلکه مطرود است. برای اینکه غیر از دعوی افراط در شرابخواری هیچ مضمون لطیف و فکر حکیمانهای که متناسب با حکیم خیام باشد، در آن وجود ندارد. قاعده قافیه دال و ذال فارسی و عربی هم در آن رعایت نشده است؛ اگرچه کلمه عید را بعض اساتید جایز الوجهین شمرده و آن را با دال عربی و ذال فارسی هر دو قافیه کردهاند».
..
جلال عضد یزدی شاعری غزلسراست و در دیوانش ۴۷ رباعی هم هست که اغلب آنها رباعیاتی متوسط و فاقد شور و حال و حادثه و هیجان است.
..
منبع:
جُنگ رباعی، ۴۸۸، ۴۹۴؛ طربخانه، ۱۰۵
●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
Forwarded from چهار خطی
ترا خواهم خورد!
آمد رمضان، نه صاف داريم و نه دُرد
از چهرۀ ما، گرسنگی رنگ ببُرد
در خانۀ ما، ز خوردنی چيزی نيست
اي روزه! برو، ورنه ترا خواهم خورد!
عبدی شوشتری
سدۀ یازدهم ق.
..
در فیلم جویندگان طلا، ساخته چارلی چاپلین (۱۹۲۵م)، وقتی مک سوین و چارلی به کلبه کوهستانی میرسند و چیزی برای خوردن نمییابند، مک سوین از شدت گرسنگی، چارلی را به شکل مرغ میبیند و به او حمله میکند تا بخوردش! این صحنه، یکی از خندهدارترین و دردناکترین صحنههای فیلم است. کسانی که به سودای یافتن طلا و آرزوهای دور و دراز، راهی سرزمینهای دور شدهاند، نانپارهای هم برای خوردن ندارند.
رباعی طنزآمیز عبدی شوشتری، یکی از نمونههای موفق طنز کلامی است. روزهداری و شاید هم روزهخواری شاعر، در عین طنزآمیز بودن، تراژیک هم هست. شاعر گرسنه، روزه را تهديد میکند که دور و بر او پيدايش نشود، وگرنه از شدت گرسنگي به روزه نيز رحم نخواهد کرد.
..
منبع:
عرفات العاشقين، ج ۴، ص ۲۵۷۹
●●
کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آمد رمضان، نه صاف داريم و نه دُرد
از چهرۀ ما، گرسنگی رنگ ببُرد
در خانۀ ما، ز خوردنی چيزی نيست
اي روزه! برو، ورنه ترا خواهم خورد!
عبدی شوشتری
سدۀ یازدهم ق.
..
در فیلم جویندگان طلا، ساخته چارلی چاپلین (۱۹۲۵م)، وقتی مک سوین و چارلی به کلبه کوهستانی میرسند و چیزی برای خوردن نمییابند، مک سوین از شدت گرسنگی، چارلی را به شکل مرغ میبیند و به او حمله میکند تا بخوردش! این صحنه، یکی از خندهدارترین و دردناکترین صحنههای فیلم است. کسانی که به سودای یافتن طلا و آرزوهای دور و دراز، راهی سرزمینهای دور شدهاند، نانپارهای هم برای خوردن ندارند.
رباعی طنزآمیز عبدی شوشتری، یکی از نمونههای موفق طنز کلامی است. روزهداری و شاید هم روزهخواری شاعر، در عین طنزآمیز بودن، تراژیک هم هست. شاعر گرسنه، روزه را تهديد میکند که دور و بر او پيدايش نشود، وگرنه از شدت گرسنگي به روزه نيز رحم نخواهد کرد.
..
منبع:
عرفات العاشقين، ج ۴، ص ۲۵۷۹
●●
کانال "چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Telegram
چهار خطی
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)
(این صفحه روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راهاندازی شده است.)