چهار خطی
5.11K subscribers
417 photos
10 videos
124 files
1.48K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
دوغ یا نوشابه

سرمست برون آمدم از بزم الست
معشوقه در آغوش و می عشق به دست
با شیر، شراب عشق می‌خوردم و عقل
می‌گفت که: دوغ خوردی ای باده‌پرست!

شرف‌الدین شفروۀ اصفهانی
(دیوان خطی، ۱۲۷پ)

شفروه، همچنان‌که پیشتر گفته‌ام، شاعری طناز است. مولانا که تصرّف در اشعار دیگران، شیوۀ دلخواه اوست و نمونه‌های آن را قبل‌تر آورده‌ام، رباعی شفروه را چنین ویراسته است:
سرمست برون آمد از بزم الست
معشوق در آغوش و می عشق به دست
من شیر شراب عشق می‌خوردم و عقل
می‌گفت که: نوش بادت ای عشق‌پرست!
(کلیات شمس، جزو هشتم، ۴۴)

انصاف را که رباعی شفروه، هم انسجام بیشتری دارد و هم مزّۀ بهتری.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
زر یا سر

گر عاشقی ای سرزدۀ عشوه‌پرست
آن عربده‌ها کو که کند عاشق مست؟
بر سر چه زنی دست، اگر دردی هست
زر بر کف دست نِهْ، نه سر بر کف دست!

شرف‌الدین شفروۀ اصفهانی
(دیوان خطی، ۱۲۶پ)

آن طنز پنهانی که گفتیم در رباعیات شفروه جریان دارد، در رباعی بالا ، نیکْ پیداست. رباعی از زبان معشوق روایت شده و او در حال عتاب با عاشقی است که لابد لاف زده:حاضرم سرم را برایت بدهم! مضمون زرپرستیِ معشوق در رباعیات کمال اسماعیل اصفهانی هم چندین بار دستمایه قرار گرفته، با همین شیوۀ طنازی. صفت «سرزدۀ عشوه‌پرست» در مصراع اول رباعی شفروه، چه قدر مناسب نشسته و چه تمهید خوشایندی ایجاد کرده است.
گویا مریدان اهل خانقاه، رباعیات شفروۀ اصفهانی را فتوح می‌دانستند و از دستبرد به دیوان او برای پُر و پیمان کردنِ انبان رباعیات مراد و مرشد خود ابایی نداشتند. این رباعی شفروه نیز به اوحد کرمانی منسوب شده و از تصرّفات خانقاهیان در امان نمانده است:
گر عاشقی ای سرزدۀ عشوه‌پرست
آن عربده‌ها کو که کند عاشق مست؟
بر سر چه زنی دست، اگرت دردی نیست
سر بر کف نِهْ، چه سر زنی بر کف دست؟
(دیوان رباعیات اوحد کرمانی، ۲۰۷)
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from Ali. Ashayeri
دل‌دار به ما چنین‌چنین کرد و برفت
بارِ دگرم چنین‌چنین کرد و برفت
من در عقبش چنین‌چنین می‌کردم
او دست به ما چنین چنین کرد و برفت!

دست‌نویسِ مجموعهٔ کتابخانهٔ ایاصوفیه، شمارهٔ ۱۸۳۸، برگ ۱۴۲ رو.
Pages from NO 204.pdf
939.4 KB
‏▫️
«نه غزل از خسروی هروی شاعر قرن نهم ق»، سیدعلی میرافضلی؛ آینۀ پژوهش، سال ۳۴، شمارۀ ششم (پیاپی ۲۰۴)، بهمن و اسفند ۱۴۰۲، ۱۱۹-۱۲۶
‏..
آنچه در این نوشتار عرضه می‌شود، نُه غزل یافته شده از خسروی هروی شاعر قرن نهم هجری است. به نوشتۀ امیرعلیشیر نوایی، دیوان اشعار خسروی در قرن نهم در دست مردم بوده است، ولی امروزه نسخه‌ای از دیوان او سراغ نداریم و نشانی از آن در فهرست‌ها نیافتیم. این غزلیات، اگرچه پایۀ چندان بلندی ندارد، ولی یادگاری از یک شاعر از یادرفته است. منبع این اشعار، دستنویسی کهن متعلق به کتابخانۀ فاضل احمد ترکیه و تحفةالحبیب فخری هروی است. آنچه در تذکره‌ها به نام او نقل شده، تنها بیت مطلع یکی از غزلیات اوست.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Pages from No 205.pdf
600.6 KB
‏▫️
«تعلیقاتی بر نزهةالمجالس»، سیدعلی میرافضلی؛ آینۀ پژوهش، سال ۳۵، شمارۀ اول (پیاپی ۲۰۵)، فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳، ۳۷۷-۴۰۵
‏..
نزهةالمجالس جمال شروانی، یکی از منابع مهم تاریخ رباعی و در بردارندۀ ۴۱۳۹ رباعی از ۳۰۰ شاعر از قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم است. تنها نسخۀ کتاب به خط اسماعیل ابهری در ۷۳۱ ق کتابت شده است. این دستنویس به شمارۀ ۱۶۶۷ جزو مجموعۀ علی امیری جارالله نگه‌داری می‌شود. دکتر محمد امین ریاحی کتاب را بر اساس نسخۀ مذکور، تصحیح و در سال ۱۳۶۶ منتشر کرد. مقدمه، نمایه‌های کتاب، تعلیقات و توضیحات رباعیات بسیار سودمند و پُرمایه است. متأسفانه تک‌نسخۀ نزهةالمجالس ایرادهایی دارد که به متن چاپی انتقال یافته است. با پیدا شدن دو دستنویس با اهمیت، گشایشی در بررسی و تصحیح مجدّد نزهةالمجالس پدید آمده: یکی، خلاصةالاشعار فی‌الرباعیات ابوالمجد تبریزی که در ۷۲۱ قمری کتابت شده، و دیگری، سفینۀ رباعیات کتابخانۀ دانشگاه استانبول است. این دو منبع، در برطرف کردن اغلاط کتابتی و بسامان آوردن عناوین شاعران نزهةالمجالس، منبعی کارگشاست.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
چهار خطی
دل‌دار به ما چنین‌چنین کرد و برفت بارِ دگرم چنین‌چنین کرد و برفت من در عقبش چنین‌چنین می‌کردم او دست به ما چنین چنین کرد و برفت! دست‌نویسِ مجموعهٔ کتابخانهٔ ایاصوفیه، شمارهٔ ۱۸۳۸، برگ ۱۴۲ رو.
▫️یادداشت مخاطبان

یکی از مخاطبان فرهیخته، پیام زیر را از طریق دکتر اکبر ایرانی در مورد رباعی مذکور ارسال فرمودند که در خور توجه است. یادآور می‌شوم که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر، رباعی را با همین ضبط «چنین چنین» نقل کرده و فرموده: «شاعر، حرکات سر و چشم را به اعتبار تنوع آن‌ها، جانشین تنوّع دلالت وضعی کلمات کرده... و عملا عذری برای ایطاء جلی و تکرار قافیه یافته است» (موسیقی شعر، 77). و اما یادداشت جناب آقای رضی پور:

سلام. وقت‌بخیر.
امروز این رباعی بسیار زیبا را  در کانال "چهار خطی" خواندم که متاسفانه درست نقل و بازنویسی نشده و خلاقیت و قدرت آفرینندگی و همه‌ی هنر نوآوری و شاعرانگی و زیبایی او گم گشته و بر باد رفته است.
این رباعی، به‌صورتی که نقل شده، از نظر قافیه معیوب است و از هنر شاعری تهی است زیرا ظرافت‌های شاعری  و آرایه‌های ادبی (از جمله جناس) و شگرد بدیعی که شاعر در سرودن آن به‌کار برده (به‌کار بردن پانتومیم و نمایش در سرایش و نقلِ شعر - که چیزی نو یا کم‌یاب است)، از آن زدوده گشته.
هشت بار "چُنین" را  ردیف کردن از هر کس ساخته است؛ و کجا "شعر"ش  توان خواند؟
نگارنده، بر آن است که خوانشِ مقدّر  که بتواند آن ظرافت‌ و هنر شاعری و باریکی سخن را نشان دهد و لطافت را به آن باز گرداند، می‌باید چیزی مانند این بوده باشد:

۱- دل‌دار به‌ما جَبین چُنین کرد و برفت
(= اخم کرد؛ و شاعر آن حرکت چشم و ابروی اخم‌آلود و پیشانی چین‌دارِ دل‌دار را برای مستمعش نشان می‌داده)
۲- بارِ دگرم، چُنین، جَبین کرد و برفت.
"چنین" را در اینجا باید به‌تاکید خواند؛ شاعر می‌گوید بار دوم (یا بارِ دیگر برایم) باز هم دل‌دارم اخم کرد و تلخی نمود و گره بر ابرو و چین بر پیشانی افکند، ولی به شکلی دیگر: "این‌طور"، "این‌چنین"، در حالی‌که آن  حرکتِ دل‌دار را به مستمع نشان می‌دهد.
۳- من در عقبش چُنین حَنین[۱] می‌کردم.

۴- او، دست به ما چُنین چُنین کرد و برفت.
دل‌دار هم با حرکت دستش (= برو، برو؛ جهت حرکت: از شاعر به‌سوی مستمع؛ و یا هر نوع دیگر از حرکت با دست که نشانه‌ی پس زدن و راندن  و "رد" کردن یا بی‌اعتنا بودن، باشد) پاسخی منفی داده.

[۱] حَنین = ناله؛ ناله‌ی ناقه که از بچه جدا شود. بسیاریِ گریه. لغت‌نامه.

به مسؤل چهارخطی دسترس ندارم. اگر صلاح می‌دانید، لطف کنید برایش بفرستید، بلکه اصلاح کند تا خوبی و لطافت و ظرافت این رباعی اعلا، و خلاقیت شاعرش در سرایش آن، باز‌نموده گردد و دادِ او داده شود.


ارادتمند، محمد‌ رضی‌پور.


"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
چهار خطی
▫️یادداشت مخاطبان یکی از مخاطبان فرهیخته، پیام زیر را از طریق دکتر اکبر ایرانی در مورد رباعی مذکور ارسال فرمودند که در خور توجه است. یادآور می‌شوم که دکتر شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر، رباعی را با همین ضبط «چنین چنین» نقل کرده و فرموده: «شاعر، حرکات سر…
توضیح تکمیلی

رباعی «چنین چنین» را دوست فاضلم جناب علی عشایری برای من فرستاد و برای تشکر از لطف او، آن را در کانال چهارخطی به اشتراک گذاشتم. حدود چهل سال پیش، رباعی را از زبان دکتر عزیز الله جوینی در سر کلاس درسش در دانشگاه تهران شنیده بودم. مرحوم جوینی به این رباعی علاقۀ زیادی داشت و آن را با حرکات دست و سر اجرا می‌کرد. دکتر جوینی رباعی را به سال ۱۳۵۳ در مقاله‌ای ثبت کرده بود. مأخذ رباعی، نسخۀ شمارۀ ۱۸۳۸ کتابخانۀ ایاصوفیاست که در ۸۴۳ ق کتابت شده و تصویرش در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران موجود است. دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر، در مبحث قافیه به این رباعی توجه کرده و نوشته است (چاپ دوم، ۱۳۶۸، صفحۀ ۷۷):
«شاعری، حرکات سر و چشم را ـ‌ به اعتبار تنوع آن‌ها ـ جانشین تنوّع دلالت وضعی کلمات کرده و این رباعی را که نمونه‌هایی دیگر نیز دارد سروده است:
دلدار به ما چنین‌ چنین کرد و برفت
بارِ دگرم چنین‌ چنین کرد و برفت
من در عقبش چنین‌چنین می‌کردم
او دست به ما چنین چنین کرد و برفت!
که هر کدام از موارد استعمال «چنین چنین» را به معنی مورد نظر خودش ـ که از طریق دست و سر و چشم و ... قابل تصویر است ـ قرار داده است و عملاً عذری برای ایطاء جلی و تکرار قافیه یافته است».

قرائت پیشنهادی آقای محمد رضی پور، تلاشی است در جهت قاعده‌مند کردن رباعی و بازگرداندنش به به دایرۀ اصول بنیادین شعر پارسی. متن پیشنهادی ایشان، یک ویرایش ذوقی خارج از سند است که هنوز در آن عیب تکرار قافیه وجود دارد. آنچه در نسخه به وضوح آمده، همان «چنین چنین» است. به نظر من، لطف رباعی، در چنین بودنش و در خروجش از قواعد و هنجارهاست. کاری که سرایندۀ گمنام این رباعی کرده، امری ابداعی است. تا پیش از او، به ذهن کسی نرسیده که می‌توان از ظرفیت کلام، چنین بهره‌ای بُرد. قاعده‌مند کردن رباعی، آن هم به مدد ذوق شخصی و با تکلّف بسیار، به کلیشه‌ای شدن رباعی انجامیده و مشکل قافیه را نیز به تمامی حل نکرده است.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
▫️ماندن یا رفتن؟

آمد شُدِ تو در این جهان دانی چیست؟
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد!

عطار نیشابوری
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
هنوزیه

در قرن هفتم هجری رفیع‌الدین محمود ابهری (درگذشتۀ ۶۷۲ ق) رباعیی با ردیف «هنوز» سرود که دو تن از شاعران گمنام در استقبال آن رباعیاتی با همین ردیف و قافیه سرودند. مسعود بن منصور متطبب این سه رباعی را به سال ۷۶۳ ق در سفینه‌ای از آثار منظوم و منثور (دستنویس شمارۀ ۲۸۰ کتابخانۀ چلبی عبدالله) نقل کرد. دو شاعری که به رباعی ابهری پاسخ داده‌اند گمنامند، ولی حدس می‌زنیم که از معاصران او باشند. البته، یقین کاملی در این حدس و احتمال نتوان داشت. رباعیات این سه تن به قرار زیر است:

للامام الافضل رفیع الدین الابهری
ما را دل عشق و سر سوداست هنوز
در سینۀ ما نقش دل‌آراست هنوز
طعم لب و بوی زلف و رنگ رخ یار
در کام و مشام و دیدۀ ماست هنوز

لسعد بن المؤید مجاوبة له
باغ رخ یار سخت زیباست هنوز
دیوانه دلم به داغ شیداست هنوز
بیخ گل عشق و‌آب سلسال خیال
در طرف روان و دیدۀ ماست هنوز

لصدر المغفور تاج الدین علی بن ابرهیم المیراثی
آن نرگس بیمار تو رعناست هنوز
واندر سر من ز عشق سوداست هنوز
زلفین چو زنجیر و خیال رخ تو
در پای دل و دو دیدۀ ماست هنوز
(برگ ۲۰پ)

چند دهه بعد از حیات ابهری، به سال ۷۲۴ هجری قمری، شرف‌الدین داود قیصری، از شارحان مشهور آرای ابن عربی که در تبریز به‌سر می‌بُرد، هنگام کتابت دستنویسی از منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری و شرح آن به قلم کاشانی، رباعیی از خود و نظام شیرازی را در در اوراق میانی نسخه درج کرد. این نسخه اکنون به شمارۀ ۷۴۴ در کتابخانۀ فاضل احمد (کوپریلی) نگه‌داری می‌شود. این دو رباعی، در همان ردیف و قافیۀ ابهری است:

لکاتبه شرف الرومی
با موی سپید، خواجه رعناست هنوز
وز عشق بتان واله و شیداست هنوز
تن پیر شد و هنوز دل پیر نشد
و اندر سر او هزار سوداست هنوز

لنظام الدین الشیرازی
پیریم ولی چو عشق با ماست هنوز
عیش و طرب و نشاط برجاست هنوز
شد ریش سپید، لیکن از چشم سیاه
اندر سر ما مادۀ سوداست هنوز
(برگ ۱۸ر)

در همان روزگار، از جلال‌الدین عتیقی تبریزی (درگذشتۀ ۷۴۳ ق) رباعیی در دست داریم که بی ارتباط با رباعیات بالا نیست و این حدس را تقویت می‌کند که رباعی ابهری در محافل ادبی تبریز همچنان مطرح و حاضر بوده است (‌دیوان عتیقی، چاپ عکسی، ۷۶۹):
دل در هوس آن رخ زیباست هنوز
جان شیفتۀ آن قد و بالاست هنوز
یک بار برفت بر زبان یاد لبش
شیرینی آن در دهن ماست هنوز

این حدس از آنجاست که دیگر شاعر متصّوف آن دیار یعنی غیاث‌الدین کججی تبریزی (درگذشته در حدود ۷۸۸ ق) نیز رباعیی در همین زمین و زمینه دارد که یک مصراع آن با رباعی عتیقی مشترک است (دیوان غیاث‌الدین کججی، ۲۰۶):
دل عاشق آن چهرۀ زیباست هنوز
جان شیفتۀ آن قد و بالاست هنوز
با آن همه جورها که او با دل کرد
آرامگه این دل شیداست هنوز

شاید بشود گفت که سه نسل از شاعران، به اقتراحی که رفیع‌الدین ابهری در افکنده بود، پاسخ داده‌اند. چنین امری در محافل ادبی آن عصر بی سابقه نیست و محمدبن بدر جاجرمی نظایر آن را در سفینۀ شعر خود آورده است (رک. مونس‌الاحرار، ۲: ۱۱۵۹). جاجرمی این دسته از رباعیات اقتراحی را «تضمینات» نامیده و نام جلال‌الدین عتیقی نیز در بین آن‌ها دیده می‌شود. کمتر دیده شده که از دل اشعار اقتراحی شعری متعالی و ماندگار برآید. کارکرد این اشعار، بیشتر محفل‌آرایی و ذوق‌آزمایی بوده است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
@GhazalBidelHasanHoseyni..pdf
152.4 KB
کلبۀ بیدلان
گزیدۀ رباعیات بیدل
به انتخاب زنده‌یاد
دکتر سیدحسن حسینی
@ghazalbidelhasanhoseyni
هنوزیه دو
(چند رباعی تکمیلی)

آقایان طاهری نژند و علی رحیمی واریانی سه رباعی «هنوزیه» یافته‌اند که یک رباعی آن قابل نقل در این صفحه نیست. دو رباعی دیگر به ترتیب عبارتند از:

با ریش سفید میر رعناست هنوز
و اندر طلب دلبر زیباست هنوز
با ریش سفید و چشم‌های سیهش
اندر سر او مایهٔ سوداست هنوز
شاه نعمت‌الله ولی (درگذشتۀ ۸۳۴ ق)
(کلیات اشعار، ۷۸۹)

ما را دل و جان چو با تو یکتاست هنوز
گفتم که مگر دل تو با ماست هنوز
گفتا زر [و] سیم، گفتم اینک دل و جان
گفتا رگ سوزیانت بر جاست هنوز
(جنگ شمارهٔ ۱۳۱۰۰ کتابخانهٔ مرعشی، حاشیهٔ ص ۲۰۱)
‏..

این چند رباعی را نیز بعد از یادداشت اول یافتم. رباعی اول، سرودۀ مجدالدین ابن رشید عزیزی است که به قول عوفی از «اعیان فضلای خراسان» در قرن ششم هجری بود و به به «شرف الکُتّاب» شهرت داشت (لباب الالباب، ۱۴۱):
چشمم ز غم عشق تو دریاست هنوز
سودای تو در سر زدن ماست هنوز
کردم چو قبا پیرهن از درد فراق
لیکن دل ما به مهر یکتاست هنوز

با این رباعی، مجدالدین عزیزی را باید پیشرو همۀ شاعران در این ردیف و قافیه دانست. عضد که از شاعران گمنام قرن هشتم هجری است، به قول ادبای عصر صفوی رباعیی در همین «زمین» دارد (دیوان عضد، ۲۵۳):
سودای رخ تو در سر ماست هنوز
ما را هوس آن قد و بالاست هنوز
گویند چرا شاد نه‌ای، غمگینی
شادی ز دل آید و دل آنجاست هنوز

این رباعی نورالدین جامی (د. ۸۹۸ ق) نیز قابل ذکر است (دیوان جامی، ۲: ۶۷۳):
دوران فلک نیست به ما راست هنوز
با ما در بند شور و غوغاست هنوز
بی جرم بریخت خون ما خسته‌دلان
وین طرفه که جُرم از طرف ماست هنوز
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
داستان پنبه و پشم

خط در آوردن معشوقکان، گویی بزرگ‌ترین مسئلۀ شاعران قدیم ما بوده و اگر اشعار مرتبط با این مضمون گرد آید، دفتری بزرگ خواهد شد. در دو رباعی زیر، سنایی و مهستی که علی الظاهر هم‌عصر بوده‌اند، در قافیه‌ای نادر، با یکدیگر به رقابت پرداخته‌اند.

رباعی اول، در سفینه‌ای کهن که به شمارۀ ۷۳۸ در کتابخانۀ دانشگاه استانبول نگه‌داری می‌شود، به نام حکیم سنایی درج شده و در دیوان او موجود نیست. این نسخه که من آن را «سفینۀ ابتر» می‌نامم، جزوِ جداشده‌ای از جُنگ اشعار کتابخانۀ اسماعیل صائب است که یونس بن ابی‌بکر آن را در ۶۸۱ ق کتابت کرده و تصویر آن در کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران موجود است.

قال السنایی قدّس الله روحه العزیز
خطّت صنما چون شبه آمد بر یشم
وآن خط بناگوش تو پوشید از خشم
خوبی و جمال با رخت می‌گوید
ما پنبه گرفتیم، تو دانی با پشم
(سفینۀ ابتر، برگ ۲۷ر)

رباعی دوم را فردی به نام حسین بن قاضی هکاری عثمانی مشتهر به کُرد به سال ۷۵۰ ق بر ورقی از دیوان انوری به یادگار نوشته و آن را از مهستی دانسته است. این نسخه به شمارۀ ‌۳۷۸۴ در کتابخانۀ فاتح استانبول موجود است. اصل نسخه در ۷۰۸ ق کتابت شده است. نخستین بار فریتز مایر از وجود این رباعی در منبع مذکور خبر داده (مهستی زیبا، ۲۰۹)، اما در خواندن رباعی چندان کامیاب نبوده و جای دو سه کلمه را خالی گذاشته است. دوست فاضلم آقای محسن شریفی صحی در یادداشتی که در صفحۀ تلگرام ایشان عرضه شده، این رباعی و دو رباعی دیگر نسخه را خوانده است. رباعی، این است:

مهستی
معشوقۀ من تا شبه در یشم آورد
اسب طربم ناخنه در چشم آورد
پار از برِ من برفت بی پنبه و پشم
باز آمد و هم پنبه و هم پشم آورد
(دستنویس دیوان انوری، ‌برگ ۵۹ر)

در دنبالۀ این رباعی، دو رباعی دیگر با قافیه‌های مشابه و ردیف متفاوت آمده که مایر آن دو را نیز به مهستی منسوب ساخته، ولی در نسخه لفظی نیامده که مؤید این تلقی باشد و به جای کلماتی مثل «ایضاً» و «ولها»، از علامت رایج کاتبان در جدا کردن اشعار استفاده شده است.
‏..
این دو یادداشت را به قلم محسن شریفی صحی بخوانید:
مهستی و ریش
یشم یا پشم
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
مشکل خس و خاشاک بودن

افکند به تنگ بدخصالان، خسی‌ام
این‌هاست همه نشانۀ واپسی‌ام
سهل است حیات و موت «احمد»، اما
وا بی‌کسی‌ام، بی‌کسی‌ام، بی‌کسی‌ام!

خان احمد گیلانی
(درگذشتۀ ۱۰۰۷ ق)
‏..
منبع:‌ جُنگ اشعار شمارۀ ۳۸۴۱ کتابخانۀ ملک تهران، ۱۰۱۵-۱۰۱۸ ق، صفحۀ ۵۴
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
آهسته‌ترک تاز

شهاب‌الدین ابوالحسن بن طلحۀ مروزی از شاعران نیمۀ نخست قرن ششم هجری، در وصف حالات خود در دیدار معشوق و بدرود کردنِ او هنگام رفتن، گوید (رسائل العشّاق، ۱۳۸):
دلشاد شوم چو اندر آیى ز درم
لیكن چو دهى ز باز گشتن خبرم
آواز همى‌دهد به تو جان ز برم
آهسته كه مى‌روى و من بر اثرم

جمال خلیل شروانی، مؤلف نزهةالمجالس رباعی را با اندکی تغییر به خودش بسته است (چاپ اول، ۳۷۹).

انوری نیز که مضمون رباعی را خوش یافته، آن را به شکل زیر بازآفرینی کرده است (دیوان انوری، ۲: ۱۰۱۰):
دی کرد وداع بر جناح سفرم
تا دست فراق کرد زیر و زبرم
او می‌شد و جان نعره همی‌زد ز پی‌اش
آهسته‌ترک تاز که من بر اثرم!

انوری، انسجام بیشتری به رباعی داده، ولی در هر صورت، بر سر سفرۀ آماده نشسته است.
مصراع سوم رباعی در یکی از کهن‌ترین نُسَخ دیوان انوری که در ۶۹۹ ق کتابت شده و بخشی از مجموعه دواوین شمارۀ ۱۰۳ کتابخانۀ چستربیتی ایرلند است، چنین است (برگ ۴۰۳پ):
او می‌شد و جان نعره همی‌زد ز برم
این روایت، به نظرم به اصل سخن شاعر نزدیک‌تر است. چرا که حذف قافیۀ سوم رباعی، عملی است مطابق پسند زمانه و آسان‌تر و محتمل‌تر از قافیه‌دار کردنِ مصراع سوم است. چنین چیزی در کتابت و روایت رباعیات قرن ششم زیاد اتفاق افتاده است.

رسائل العشّاق و وسائل المشتاق
، کتابی است مشتمل بر صد نامۀ عاشقانه که علی بن احمد سیفی نیشابوری آن را در اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری ترتیب داده است. سیفی به رباعیات ابوالحسن طلحه علاقۀ زیادی داشته و ۳۴ فقره از آن‌ها را در کتاب خود نقل کرده است.
‏..

پ.ن. دوست فاضل آقای علی عشایری یادآور شدند که نام مؤلف رسائل العشّاق در دیباچۀ‌ کتاب مسعود بن احمد سیفی است نه علی بن احمد؛ آن‌چنان‌که عوفی ذکر کرده.
‏..


"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
از عجایب

گر بخت ز ما ننگ ندارد عجب است
ور چرخ سرِ جنگ نخارد عجب است
وز شومی و بدعهدی این سنگ‌دلان
بالله که اگر سنگ نبارد عجب است!

شرف‌الدین شفروه اصفهانی
(د. حدود ۶۰۰ ق)
‏..
با ما فلک اَر جنگ ندارد عجب است
ور بر سرِ ما سنگ نبارد عجب است
قاضی که خرید باده و وقف فروخت
در مسجد اگر بنگ نکارد عجب است!

عماد فقیه کرمانی
(د. ۷۷۳ ق)
‏..
در مورد این دو رباعی ، علاوه بر اشتراک ردیف و قافیه، نکتۀ جالب آن است که شاعران هر دو رباعی، رقیب و مدعی دارند. رباعی نخست را گردآورندۀ نزهة المجالس به نام عماد غزنوی آورده، و رباعی دوم را رشیدی تبریزی به اسم خیّام ثبت کرده است.
نکتۀ دیگر اینکه جمال خلیل شروانی مؤلف نزهة المجالس در قافیۀ رباعی شرف‌الدین شفروه دست بُرده و آن را خراب کرده‌است. هر دو رباعی، ذوقافیتین است و علاوه بر قافیۀ اصلی (ندارد/ نبارد/ نخارد/ نکارد)، قافیۀ مضاعفی نیز دارند (ننگ/ جنگ/ سنگ/ بنگ). روایت نزهة المجالس چنین است:
گر بخت ز ما ننگ ندارد عجب است
ور چرخ سرِ جنگ ندارد عجب است
وز سردی و بدعهدی این سنگ‌دلان
والله که اگر سنگ نبارد عجب است!

«سر چیزی خاریدن» ترکیبی کنایی است و چندین معنای مختلف دارد: شرمندگی، تعلل، نومیدی، اهمال، مکر، اظهار عجز، خطر کردن، بهانه آوردن و بهانه‌گیری‌. در رباعی شرف شفروه، معنای آخر سازگارتر به نظر می‌رسد؛ یعنی دنبال بهانه گشتن برای انجام دادن یا انجام ندادنِ کاری. احتمالاً این کنایه برای مؤلف یا کاتب ناآشنا بوده و آن را به صورتِ قریب الذهن تغییر داده‌اند.
این یادداشت کوتاه را به هوای اشتراک‌گذاری رباعی منسوب به عماد غزنوی در صفحۀ دوست دانشور جناب سیاوش بیگی نوشتم. امیدوارم به کار آمده باشد.
‏..
منابع: دیوان شرف‌الدین شفروه، دستنویس بایگانی ملی هند، ۱۲۲ر؛ دیوان عماد کرمانی، ۵۶۱؛ نزهة المجالس، ۵۹۱؛ طربخانه، ۷۰؛ لغت‌نامه، ۹: ۱۳۵۷۸
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
▪️
در گردش افلاک چو کردم نظری
از مردمِ آدمی ندیدم اثری
هرجا که سری بود، فرو رفت به‌خاک
هرجا که خری بود، برآورد سری!
‏..
کشکول شیخ بهایی، دستنویس شمارۀ ۷۸۹۶ دانشگاه تهران، برگ ۱۹۳ ر
‏..
"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
بشری_1402_به_یاد_ایرج_افشار_دفتر_دوم_فهرست_و_صفحۀ_نخست_مقالات_.pdf
2.5 MB
دفتر دوم مجموعۀ «به یاد ایرج افشار» به‌کوشش دکتر جواد بشری منتشر گردید.

نویسندگان مقالات این دفتر عبارت‌اند از:
سجاد آیدنلو، مهران افشاری، محمد افشین‌وفایی، محمود امیدسالار، بهروز ایمانی، جواد بشری، علیرضا خزایی، مهدی رحیم‌پور، علی رحیمی‌واریانی، مهران رضایی، محمدرضا شفیعی کدکنی، علی‌اشرف صادقی، نسرین عسکری، نسیم عظیمی‌پور، عبدالرسول فروتن، پژمان فیروزبخش، سید احمدرضا قائم‌مقامی، باقر قربانی زرین، سمیره کریمی، سعید لیان، سید علی میرافضلی و مقاله‌ای از ولادیمیر مینورسکی با ترجمۀ سید پدرام رسولی.

فایل حاضر با رعایت حقوق ناشر محترم منتشر گردیده و تنها دارای فهرست مقالات و صفحۀ اول هر مقاله است.

@IranologyTopics
Forwarded from شرح دهم غم تو را .. (امین ماریف)
للشیخ العارف روزبهان البقلی قدس سره

هنگام سپیده‌دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه‌گری

یعنی که نمودند از آیینهٔ صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی‌خبری

یتیمة‌الدّرر و کریمة‌الفقر، جمال‌الدّین محمّدبن محمّد اصفهانی
دست‌‌نویس شمارهٔ ۵۸۷۴ کتابخانهٔ موزهٔ ملّی ملک، نسخ، کاتب جمال‌الدّین محمّدبن محمّد اصفهانی، بی تا (سدهٔ ۸ ه‌ق)، مختلف‌السّطر، برگ۷۰.

https://t.me/marif_Amin