چهار خطی
5.1K subscribers
417 photos
10 videos
124 files
1.48K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
Pages from GM100 (2).pdf
222.7 KB
«رباعیات کافی ظفر همدانی و قطب‌الدین عتیقی اهری در سفینۀ رباعیات دانشگاه استانبول»، علی کاملی، گزارش میراث، دورۀ سوم، سال هشتم، شمارۀ سوم (پیاپی ۱۰۰)، پاییز ۱۴۰۱ (انتشار تابستان ۱۴۰۳)، ۸۲-۸۴
‏..
در این یادداشت، علی کاملی به بررسی سه رباعی کافی ظفر همدانی و پنج رباعی قطب‌الدین عتیقی در سفینۀ رباعیات استانبول که نسخه‌ای ناقص از نزهةالمجالس محسوب می‌شود، پرداخته است.
‏..
نشریۀ وزین گزارش میراث باید تکلیف خود را برای اصلاح تاریخ انتشار مجله روشن کند. مجله دو سال است که از تاریخ انتشار عقب است و هر بار مجبور است با دو تاریخ مجله را منتشر کند: یکی، تاریخ ردیفِ نشر و دیگری تاریخ واقعی انتشار مجله. این مسئله کار پژوهشگران را در ارجاع دهی دشوار کرده است. اگر کسی بخواهد به مقالۀ فوق ارجاع بدهد باید سال ۱۴۰۱ را به عنوان سال اصلی در نظر بگیرد یا ۱۴۰۳ ؟ مثلاً بنویسد: کاملی، علی (۱۴۰۱) یا کاملی، علی (۱۴۰۳)؟ قطعاً در برخی پژوهش‌های هم‌عرض که سال انتشار نقش تعیین کننده دارد، این دوگانگی باعث اختلاف نظر نویسندگان و سردرگمی مخاطبان خواهد بود.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
در نگرفت!

با یار مرا زور و ستم در نگرفت
زاری و فغان و لابه هم در نگرفت
از شعر ترم چو سنگ نم در نگرفت
تدبیرِ درم کنم که دم در نگرفت

انوری
(دیوان انوری، ۲: ۹۶۶)
‏..

با وصل توام زر و درم در نگرفت
با هجر توام زور و ستم در نگرفت
شب خواب بدان که تا خیالت بینم
می‌خواستم از خدا و هم در نگرفت

کافی همدانی
(سفینۀ رباعیات استانبول، ۴۳ر)
‏
بعد از تحریر
: یکی از مخاطبان پرسیده است که «دم در نگرفت» در رباعی اول به چه معنی است؟ دَم در اینجا مجازاً به معنی سخن است، و به تعبیر امروزی مُخ‌زنی و زبان‌بازی! شاعر می‌خواهد بگوید که مُخ‌زنی من (با ابزار شاعری) کارساز نشد و باید سرِ کیسه را شُل کنم!
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from دستنویس‌ها و متون کهن فارسی (علی عشایری)
ابیات نویافته در کتاب رسائل‌العشاق (توضیحی دربارهٔ دو مقالهٔ مشابه)

اخیراً چندی از دوستان در پیام‌هایی به بنده تذکر دادند که پیش انتشار مقالهٔ بنده با عنوان معرفی ابیات نویافته در دستنویس رسائل‌العشاق (زمستان ۱۴۰۲) مقاله‌ای دیگر با عنوان مشابه ابیاتی نویافته از برخی شاعران کهن در رسائل العشاق (تابستان ۱۴۰۲) توسط علی کاملی در آینهٔ پژوهش منتشر شده بود، و گلایه کردند که چرا با وجود آن، بنده نیز مقاله‌ای با همین عنوان نوشته‌ام.
گفتنی است که بنده پس از انتشار مقالهٔ خود و آغاز تحقیقات بیشتر در رسائل‌العشاق، مقالهٔ منتشرشده در آینهٔ پژوهش را دیدم و آن را بررسی کردم.
نتیجهٔ کوتاه این بررسی: در مقالهٔ منتشرشده در آینهٔ پژوهش، برخی ابیات نویافتهٔ رسائل‌العشاق معرفی شده، در حالی که در مقالهٔ بنده، اساس تحقیق بر مأخذیابی تمامی اشعار و معرفی تمامی ابیات نویافته (حدود ۲۰۰ بیت) بوده است. همچنین علی‌رغم کوشش مؤلف، مقالهٔ مذکور دارای سهوهایی است که نشان می‌دهد با شتاب فراوان تحریر شده است. نگارنده در مقالهٔ جدید خود، تصحیح و بازیابی چند بیت بر اساس دست‌نویس رسائل‌العشاق، به این موارد اشاره کرده و لازم است آن‌ها را در این یادداشت و صرفاً برای اطلاع دوستانی که موضوع یادشده را به بنده تذکار داده‌اند، بیاورم:
۱. نخستین بیت این مقاله که در نسخۀ رسائل‌العشاق به حکیم بالیث منسوب است (کاملی، ۱۴۰۲: ۲۲۹) نویافته نیست و با تغییر «کرا» به «مرا» در تصحیح انتقادی غزلیات انوری (پایان‌نامهٔ مسعود موحدی)، ص ۹۶؛ همچنین در نامه‌های عین‌القضات، ج ۱، صص ۲۲، ۳۹۱، و ۴۶۲ (بی‌نام)؛ همان، ج ۲، ص ۳۲۱ (بی‌نام) آمده. نیز مشابه این بیت، مطلع یکی از غزلیات مولوی است که در کلیات شمش (۱۳۳۷: ۲۲۴)، مقالات شمس‌ (ص ۲۴۵)، و سندبادنامه (ص ۹۶) نیز ثبت است و مؤلف به آن‌ها اشاره‌ نکرده. پس شایسته بود در صحت انتساب بیت مذکور به بالیث، انوری، یا مولوی تحقیق می‌شد.
۲. دو رباعی به نام ازرقی در رسائل‌العشاق آمده و با اشاره‌ به تصحیحات دیوان ازرقی، در این مقاله به عنوان نویافته‌های او معرفی شده‌اند: «دیوان او تا به حال سه بار تصحیح و چاپ شده ‌است: اول به همت سعید نفیسی... بار دیگر به تصحیح علی عبدالرسولی... و آخرین بار به تصحیح مسعود راستی‌پور و محمدتقی خلوصی» (کاملی، ۱۴۰۲: ۲۳۲). علی‌رغم آگاهی مؤلف به تصحیح‌های دیوان ازرقی، چاپ‌های نفیسی و عبدالرسولی را ندیده؛ رباعی دوم در چاپ نفیسی، ص ۱۰۴ و در چاپ عبدالرسولی، ص ۱۲۷ مضبوط است و از نویافته‌های او نیست! رباعی نخست نیز در دیوان رباعیات اوحدالدین کرمانی، ص ۳۰۷ و سفینۀ کهن رباعیات، ص ۲۵۳ (به نام یزدی) آمده و باید صحت انتسابش به ازرقی بررسی می‌شد.
۳. در صفحۀ ۲۳۳ این مقاله، دو قطعه شعر از رسائل‌العشاق به نام «فخری» نقل شده و از نویافته‌های «فخرالدین اسعد گرگانی» دانسته شده: «از آنجا که نسخه‌های دیوان فرخی همگی متأخر و فروتر از قرن دهم هجری هستند... ارجحیت با منبع نویافتۀ ماست و این اشعار را باید به حساب فخری الدین اسعد گرگانی گذاشت. البته احتمال بسیار ضعیفی هم وجود دارد که کاتب نام فرخی را به اشتباه فخری نوشته باشد» (کاملی، ۱۴۰۲: ۲۳۳). باید گفت احتمالی که در این جا ضعیف خوانده شد، نه‌تنها قوی‌، بل قولی صائب است و استناد تام به رسائل‌العشاق و واریز کردن دو قطعه شعر «فرخی» به حساب «فخری گرگانی» تنها به این دلیل که تاریخ نسخ دیوان فرخی قدیم‌تر از قرن دهم نیستند، کار به‌صلاحی نیست. نظر به این نکته رباعی‌ای که در این مقاله به فخری گرگانی نسبت داده شده (همان: ۲۳۳-۲۳۴) نیز باید از فرخی باشد. نگارنده «خَلط فرخی با فخری» را در مقالۀ خود بررسی کرده و برای معرفی اشعار این دو گوینده، این مهم را در نظر گرفته است (نک. عشایری، ۱۴۰۲: ۱۵-۱۶).
۴. دربارۀ ابیاتی که در صفحات ۲۳۴ و ۲۳۵ این مقاله به عنوان نویافتۀ «علی بن الحسن باخرزی» آمده: رباعی دوم در خلاصة‌الاشعار و زبدة‌الافکار، نسخهٔ ۷۷۹۰ دانشگاه تهران، گ ۳۸۹پ (به نام مجد همگر) ثبت است. رباعی چهارم در رباعیات مهستی گنجوی، ص ۴۸؛ نزهة‌المجالس، ص ۲۳۵ (به نام مهستی)؛ مجموعۀ رباعیات کهن دانشگاه استانبول، گ ۱۰۵ر (به نام عطایی) آمده. قطعۀ هفتم در دیوان سنایی، ص ۷۹۷؛ غزل‌های حکیم سنایی، ص ۱۶؛ دیوان عبدالواسع جبلی، ص ۴۹۱؛ جُنگ ۲۴۴۶ دانشگاه تهران، ص ۳۵۲ (به نام سنایی) ثبت است؛ بیت اولش نیز به‌تنهایی در جُنگ گنج‌بخش، گ ۲۳۱پ (به نام سنایی) نقل شده ‌است. رباعی «گر دوش نیامدی خیالت بر من...» در خلاصةالاشعار فی الرباعیات، ص ۸۱ (به نام سیف‌الدین باخرزی) آمده است. بنابراین باید صحت انتساب این اشعار به گویندگان مذکور بررسی شود و معرفی بلادرنگ آن‌ها به عنوان نویافته بدون اشاره به حضورشان در دیگر متون دور از اصول تحقیق است.

پی‌نوشت
رسائل‌العشاق توسط نگارنده تصحیح شده است و به همراه مأخذیابی اشعار آن منتشر خواهد شد.
Forwarded from دستنویس‌ها و متون کهن فارسی (علی عشایری)
رباعیِ مشترک

سلطان [محمّدِ خوارزم‌شاه] روزی در اثنایِ مجلسِ بزم، این بیت در صنعتِ مُطابقه انشا کرد:
در رزم چو آهنیم و در بزم چو موم
بر دوست مبارکیم و بر دشمن شوم

و خواجه عمیدالدّین را به اتمامِ آن اشارت راند. وزیر بر بدیهه گفت:
از حضرتِ ما بَرَند انصاف به شام
وز هیبتِ ما بُرَند زُنّار به روم
سلطان ستایش‌ها فرمود و آن روز بر سازِ این ترانه شراب نوشید.

(سیرتِ جلال‌الدّینِ مینکبرنی، مقدمهٔ مصحح، ص عز)
Forwarded from مُقطّعه (Abbas Sabzi)
خاقانی مدتی ساکن تبریز بود. شروانشاه او را به شروان طلبید. او این رباعی گفته، فرستاد و معذرت طلبید:
حاشا که من از وصل به هجران آیم
سوی سقر از روضهٔ رضوان آیم
بر هشت بهشت دوزخی بگزینم
تبریز رها کنم به شروان آیم

- جنگ نظم و نثر؛
متعلق به کتابخانهٔ اسعد افندی؛
شمارهٔ ۳۴۲۹؛ ورق ۳۱۲.
Ganjine2- Mirafzali.pdf
2.1 MB
▫️«اشعار کهن فارسی به انتخاب قطب‌الدین شیرازی (با معرفیِ دستنویس ۳۱۴۱ کتابخانۀ فاتح)»، سیدعلی میرافضلی؛ گنجینۀ میراث اسلامی ایران، زیر نظر سید محمود مرعشی نجفی، قم، کتابخانۀ بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، دفتر دوم، ۱۴۰۲، ۱۴۷-۱۷۹
‏..
در کتابخانۀ فاتح نسخه‌ای به قطع بیاض نگهداری می‌شود که تاج‌الدین محمود بن شریف کرمانی آن را به سال ۶۹۶ هجری کتابت کرده است. این دستنویس مشتمل بر چهار رساله و یادداشت‌های پراکنده است. بخش اصلی مجموعه را سه رساله از تألیفات ابن کمّونه (د. ۶۸۳ ق) تشکیل می‌دهد. کاتب در بخش‌های پایانیِ مجموعه، مقداری شعر فارسی و عربی و حدیث و چند نامه و مطلب کوتاه یادداشت کرده که در شناخت شعر کهن فارسی و شاعران بدون دیوان حایز اهمیت است. محمود کرمانی، از شاگردان قطب‌الدین شیرازی (د. ۷۱۰ ق) بوده و اغلبِ بخش‌های بیاض را از روی دستخط استادش نوشته است. دستنویس قطب شیرازی به سال ۶۸۵ ق در قونیه کتابت شده و اکنون در تملّکِ کتابخانۀ مرعشی قم است. پیشتر دکتر جواد بشری اشعار فارسی نسخۀ مرعشی را مورد بررسی قرار داده است.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from واریانی
فردوس خاتون.pdf
124.6 KB
«فردوس خاتون»، علی رحیمی واریانی، آینهٔ پژوهش، شماهٔ ۲۰۳، آذر و دی ۱۴۰۲، ص۳۸۵-۳۸۷
Forwarded from واریانی (واریانی)
واریانی
فردوس خاتون.pdf
در این یادداشت توضیح داده‌ام که فردوس خاتون همان فردوس سمرقندی است که ذکرش در تاریخ جهانشگای آمده است.  تاج‌الدین نیز که در حق فردوس قطعه‌ای سروده و البته پاسخ خود را از او دریافت کرده، تاج‌الدین سمرقندی است که معاصر رضی نیشابوری بوده.
آقای میرافضلی در مقالهٔ «اشعار کهن فارسی به انتخاب قطب‌الدین شیرازی»، احتمال داده‌اند که تاج‌الدین، پوربهای جامی باشد و به همین دلیل در یکی‌بودن فردوس خاتون و فردوس سمرقندی تردید کرده‌اند (نک. توضحات شعر شمارهٔ ۴).
با شناسایی تاج‌الدین، به نظر می‌آید تردید در هویت فردوس خاتون بی‌دلیل باشد.
امام فخر رازی

وفات افضل عالم، محمد رازی
که کس ندید و نبیند ورا نظیر و همال
بسال ششصد و شش بود در زمین هراة
نماز دیگر، اثنین غرّۀ شوّال

و له عند وفاته قدّس الله روحه
اجزاء وجودم به هیولی پیوست
جزوم به کل و کلم به اجزا پیوست
ارواحُ و طبیعتم درین عالم خاک
در عالم کل به نفس اولی پیوست
‏..

رباعی بالا در ظهر دستنویس کتاب المحصل امام فخر رازی کتابت شده است. دستنویس مذکور به شمارۀ ۲۱۴۶ در کتابخانۀ بایزید ولی‌الدین ترکیه نگه‌داری می‌شود و کتابت آن در جمادی الآخر سال ۶۹۴ ق صورت گرفته است. این رباعی در منبع دیگری به نام امام فخر دیده نشده است. رباعی را در دستنویسی از قرن هشتم به نام افضل کاشانی دیده‌ام که تفصیل آن جای دیگر خواهد آمد.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر مسین
نشر مسین منتشر کرد

هادربون
(فرهنگ گویش شفاهی مردم رفسنجان)،
به کوشش حسن رجبی بهجت،
رفسنجان، نشر مسین، ۱۴۰۳، ۱۴۴ صفحه
‏..

هادِربُون، در فرهنگ مردم رفسنجان به معنی نگهبان باغ و کشتزار است. کتاب هادربون استاد حسن رجبی بهجت به این قصد فراهم آمده که از کشتزار فرهنگ گویش مردم رفسنجان، در عصر جهانی‌سازی و مرکزگرایی، نگهبانی کند. بسیاری از لغات و اصطلاحات مردم رفسنجان و مناطق اطراف که ریشه در فرهنگ و ادب کهن این مرز و بوم دارد و سرشار از غنا و خلاقیت است، در حال فراموشی است.
حسن رجبی بهجت، شاعر و پژوهشگر و دبیر بازنشستۀ ادبیات، در سال‌های متمادی، مواد و مصالح این کتاب را گردآوری کرده و بخشی از آن را در این اثر عرضه داشته است. در انتهای کتاب، از سروده‌های مؤلف، ۳۷ دوبیتی که دربردارندۀ لغات خاص این حوزۀ جغرافیایی است، جای گرفته است. سبک و سیاق این دوبیتی‌ها، یادآور ترانه‌های کهن مردم جنوب شرق ایران است.
این کتاب علاوه بر گویشوران این خطه، برای دوستداران و پژوهشگران فرهنگ عامه و زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نیز سودمند خواهد بود.
‌‏..

«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
تبدیل کمیت به کیفیت

در مورد کمیت و کیفیت، کارشناسان علم مدیریت سخنان گهربار زیادی گفته‌اند. اما بعید می‌دانم هیچ کدام به اندازۀ یک رباعی ظهوری ترشیزی کُنهِ این مسئله را هدف قرار داده باشند. ظهوری (د. ۱۰۲۶) ، مجموعه اشعاری دارد به نام گلزار ابراهیم که آن را به نام ابراهیم عادلشاه دوم پادشاه دکن سروده است. بخشی از این دفتر شعر، به رباعیات اختصاص دارد. رباعیات بی‌شمارِ ظهوری در این دفتر بیشتر در مدح عادلشاه و توصیف بناها و باغ‌ها و میوه‌ها و آئین‌ها و مراسم رسمی(از جمله آتش‌بازی) و متعلقین و متعلقات دربار است. ظهوری چند رباعی نیز در توصیف فلونیا دارد که ظاهراً مرحمتی خاص عادلشاه به او بوده است. فلونیا معجونی کیف‌آور و نشئه‌زا بوده که در ترکیب آن چند مادۀ مخدّر و گیاه دارویی به کار می‌رفته است. رباعی مورد اشارۀ ما،‌ تأثیر مصرف فلونیا را به‌خوبی نشان می‌دهد:

اندوه، به التفات شَه، عشرت شد
بیماری جان و دل، همه صحّت شد
در شُکر فلونیا، زبانْ محو شده‌ست
کمّیت ما ـ‌ تمامْ ـ کیفیت شد!

دکتر علی تسلیمی، کمیتی را که واجد کیفیت باشد، «کیمیّت» نامیده است. ظهوری ترشیزی، امکان عملیِ این نظریه را به اثبات رسانده است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
عیسی شوشتری شاعر ناشناخته.pdf
4.9 MB
▫️عیسی شوشتری شاعر گمنام قرن هفتم

«عیسی شوشتری؛ شاعر ناشناختۀ قرن هفتم هجری»، سیدعلی میرافضلی، به یاد ایرج افشار، دفتر دوم، به کوشش جواد بشری، تهران، بنیاد موقوفات افشار، ۱۴۰۲، ۸۳۳-۸۵۳
..

به خواهش دوستی، با گوشی از روی مقالۀ فوق تصویری برداشتم. به نظرم رسید مقاله با همین کیفیت هم برای استفاده و نقد و نظر اهل پژوهش که به کتاب دسترسی ندارد، مفید باشد. ملاحظات انتقادی که پیشتر در همین کانال نوشته بودم، در صفحۀ جداگانه به انتهای مقاله الحاق شد تا مورد استفاده قرار گیرد.
..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
عیسی شوشتری شاعر گمنام قرن هفتم

«عیسی شوشتری؛ شاعر ناشناختۀ قرن هفتم هجری»، سیدعلی میرافضلی، به یاد ایرج افشار، دفتر دوم، به کوشش جواد بشری، تهران، بنیاد موقوفات افشار، ۱۴۰۲، ۸۳۳-۸۵۳
‏..

یکی از شاعران ناشناختۀ قرن هفتم، صدرالدین علی فخر کی معروف به عیسی شوشتری است که در جُنگ‌های ادبیِ قرن هشتم، اشعاری از او نقل شده است. روضة‌الناظر عزیز کاشانی، خلاصةالاشعار فی الرباعیات ابوالمجد تبریزی، مونس‌الاحرار محمد بن بدر جاجرمی و انیس‌الوحدة محمود گلستانه از جمله مجموعه‌های شناخته شدۀ ادبی است که اشعاری از او آورده‌اند. هر چهار اثر، در نیمۀ اول قرن هشتم هجری گردآوری شده است. در مقالۀ مورد وصف، اطلاعات مختصری که در مورد زندگی عیشی شوشتری به دست آورده‌ایم، به همراه اشعار یافته شدۀ او به اهتمام دکتر جواد بشری در دفتر دوم «به یاد افشار» عرضه شده است.

آنچه ما از اشعار عیسی ششتری یافته‌ایم، قصیده‌ای در ۳۵ بیت، سه بیت از یک مثنوی، ۱۹ رباعی و دو بیت منفرد است که مجموعاً به ۷۸ بیت می‌رسد. قدیمی‌ترین جایی که شعری از او نقل شده، دستنویس کتابخانۀ لاله‌لی ترکیه است که شهاب اوحدی آن را به سال ۶۷۳ ق کتابت کرده است.

از نگارش مقاله و تحویل آن به جناب دکتر بشری بیش از یک‌سال می‌گذرد و قرار بود قبل از چاپ، دو سه نکتۀ اصلاحی مهم در آن اعمال شود که نشد. لاجرم نکات اصلاحی را اینجا عرضه می‌کنم.

▫️ابوالمجد تبریزی و محمود گلستانه لفظ «کی» را در دنبالۀ نام این شاعر آورده‌اند: فخر علی کی ششتری (خلاصةالاشعار فی الرباعیات)؛ صدرالدین علی کی (انیس‌الوحدة). از این رو بنده در بادی امر گمان بُرده بودم که در این بیت مثنوی او:
ز بس آرزوها که زیر گل است
رهِ آمدن بر کیا مشکل است
کیا اشاره‌ای به نسبت شاعر دارد. ولی در بررسی مجدد متوجه خطای خود شدم و دانستم که کلمۀ مذکور کیا نیست بلکه گیا (گیاه) است و اگر اشاره‌ای به نسبت شاعر داشته باشد (که بسیار بعید است)، به طریق ایهام است و بس.

▫️در جُنگ اشعار شمارۀ ‌۵۸۷ کتابخانۀ دانشگاه استانبول که نسختی از روضةالناظر است، رباعی زیر به اسم «علی فخرالدین» درج شده (برگ ۱۲۰پ) که در روضة‌الناظر شمارۀ ۷۶۶ دانشگاه استانبول (برگ ۲۰۰ر) فاقد نام گوینده و در نسخۀ تبریز به نام صاحب شمس‌الدین (برگ ۱۹۶پ) است:
گر حال نه بر حسب قضا افتادی
مهجوری‌ام از یار کجا افتادی
در حادثه خانۀ فلک گر بودی
زین واقعه صعب‌تر مرا افتادی

▫️در فهرستی که جناب نوشاهی از مجموعۀ لطایف سیف جام هروی منتشر کرده شاعری به نام «عیشی ششتری» هم دیده می‌شود (ص ۶۳) که احتمالاً همان عیسی شوشتری است. ظاهراً نسخۀ مورد وصف ایشان فاقد شعر اوست. از شاعری به نام عیسی در مجموعۀ لطایف سیف جام هروی اشعاری موجود است که دوستم احسان آسایش معتقد است همان عیسی شوشتری است. طبق آنچه از اشعار عیسی مذکور بر می‌آید وی از مریدان و معتقدان قطب‌الدین حیدر زاوه‌ای (د. ۶۱۸ ق) بوده است: «شاهباز لامکانی قطب عالم حیدر است» (دستنویس کتابخانۀ بریتانیا، برگ ۳۱۴ر). اگر این فرض را درست بگیریم که منظور از این عیسی همان عیسی شوشتری است، زمان زندگی او از آنچه قبلاً حدس زده بودیم، قدری جلوتر می‌آید و می‌توان دورۀ حیات او را اواسط قرن هفتم تعیین کرد. این مسئله، محتاج بررسی بیشتر است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
رباعی

در خواب شبی همدم دلدار شدم
زین واقعه با شادی و غم یار شدم

شادی ز برای آنکه خوابش دیدم
غم زآنکه چرا ز خواب بیدار شدم

میرزا مرشد

«رباعیات ذیل خلاصة الاشعار به انتخاب تقی‌الدین کاشی»، به کوشش سید علی میرافضلی

در
[به یاد ایرج افشار (دفتر اول)، به کوشش دکتر جواد بشری، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۰، ص ۶۲۸]

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation
خیام و مهستی در سفینۀ اسکندری.pdf
2 MB
«رباعیات خیّام و مهستی در سفینۀ اسکندری» (دستنویس مورخ ۸۱۳ ق موزۀ گلبنکیان)؛ سیدعلی میرافضلی، آینۀ پژوهش، سال سی و پنجم، شمارۀ سوم (پیاپی ۲۰۷)، مرداد و شهریور ۱۴۰۳، ۱۹۵-۲۱۵
‏..

از جمله نوادر نسخی که برای کتابخانۀ جلال‌الدین اسکندر (نوۀ تیمور گورکانی) تهیه شده، مجموعه‌ای از اشعار و رسایل است که در سال ۸۱۳ ق فراهم آمده است و اکنون در کتابخانۀ موزۀ گالوست گلبنکیان شهرِ لیسبون نگه‌داری می‌شود. این نسخۀ ارجمند دارای دو دفتر مجزا در یک مجلّد است که یکی به آثار منظوم و دیگری به رسایل اختصاص دارد. اشعار موجود در دفتر اول، دربردارندۀ آثار بزرگان شعر و ادب فارسی از قرن پنجم تا اوایل قرن نهم است که در متن و هامش نسخه به قلم دو تن از کاتبان دستگاه اسکندر میرزا کتابت شده است: حسن الحافظ و محمود الحسینی. از جملۀ اشعار موجود در این گلچین شعر، هفت رباعی منسوب به خیّام و ۲۲ رباعی منسوب به مهستی گنجوی است که در مقالۀ حاضر به معرفی و بررسی آن‌ها پرداخته‌ایم. همچنین گزارش کوتاهی از بخش رباعیات منبع مذکور به دست داده‌ایم.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from نشر مسین
نشر مسین منتشر کرد

کوچک‌ترین خانۀ خشتی دنیا
(خُرده خاطرات)
محمود دُرکی،
رفسنجان، نشر مسین، ۱۴۰۳، 192 صفحه
‏..
دم دمای غروب، سی چهل‌تا کفتر چاهی با چادر شب گرفتیم و بین خودمان تقسیم کردیم. تا رسیدم خانه، بیشتر بچه ملایی‌ها رفته بودند؛ تنها چشم‌های سبز صدیقه، در تاریک روشن غروب می‌درخشید. سبزی چشمانش همه وجودت را می‌بلعید و تو جز سبزینه نمی‌دیدی. نگاه خیس و بارانی‌اش جان از دست و پایم برد. دستان سپید و لطیفش را جلو آورد و با صدای گرم و مخملی‌اش گفت: «تو دلت می‌آد این بی‌زبون‌ها را بکشی؟» کیسه را به آرامی از دستم گرفت، نگاه غم‌زده و سرزنشگرش جان از دست و پایم گریزاند. رام رام بره‌ای زیر نوازش‌های شیرین مادرش. کیسه را در دستانش گذاشتم به رغبت و خاموش ایستادم به تماشایش. گفت: «تو مهربونی، می‌دانستم دلت نمی‌آید این بی‌زبون‌ها را بکشی. تو خیلی مهربونی...». نبودم، شدم یک آن. دهانه کیسه را گشود و همۀ کبوترهای وحشی را رها کرد.
‏..

«نشر مسین»
https://t.me/mesinpub
Forwarded from دستنویس‌ها و متون کهن فارسی (علی عشایری)
حکایة

روایت کنند که سلطان محمود، رَحِمَهُ الله، روزی در میدان گوی می‌باخت. اسب را در پیِ گوی جهانید؛ خطا کرد. از سورتِ غضب، شمشیر از نیام کشید که گردنِ اسب زنَد. عنصری حاضر بوده؛ در بدیهه بگفت:
شاها ادبی کن فلکِ بدخو را
کو چشم رسانید رخِ نیکو را
گر گوی خطا کرد، به چوگانْش بزن
ور اسب خطا کرد، به من بخش او را
درحال فروآمذ و اسب را به عنصری بخشید.
(جنگ پسر حاجی، ص ۴۶۲)

توضیح مصحح
این حکایت به نام سلطان سنجر و امیر معزّی مشهور است. نک: تاریخ گزیده، ص ۷۴۸ و ۷۴۹؛ همچنین رباعی منقول در حکایت، در دیوان معزّی آمده است. نک: دیوان معزّی، ص ۷۹۹.

منبع:
رحیمی واریانی، علی (۱۴۰۳)، «جُنگ پسر حاجی»، به یاد ایرج افشار، دفتر دوم، به کوشش جواد بشری، تهران: دکتر محمود افشار، ص ۴۳۵-۴۷۴.
معنی کمال
(نظر ابن جلال یزدی در مورد کمال اصفهانی)

نظرخواهی از شاعران و ادیبان در مورد شاعران قدیم و مقایسۀ آن‌ها با یکدیگر امری مرسوم بوده است. مثل آنچه از مجد همگر در مورد جایگاه ظهیر و انوری پرسیده‌اند و در کتب تذکره نقل شده و مشهور است. سیدنظام‌الدین ابن جلال یزدی (د. ۷۶۳ ق) فرزند سید جلال عضد، از ستایشگران شاه شیخ ابواسحاق شیرازی و برخی از بزرگان بود. ابن جلال در شیراز می‌زیست و تقی کاشانی نسبت او را شیرازی نوشته است. از ابن جلال، دیوانی باقی نمانده، اما منتخبی که تقی کاشانی از اشعار او فراهم کرده در حدود هشتصد بیت شعر است. این اشعار، تنها در یکی از نسخ تذکرۀ خلاصةالاشعار موجود است و آن، دستنویس کتابخانۀ مدرسۀ چشمه رحمت هند است که به اهتمام یوسف بیگ باباپور و حمیده حجازی در سه جلد منتشر شده است. تصویر دستنویس مذکور نیز در دسترس اهل تحقیق هست.

از قرار معلوم، کسی از ابن جلال خواسته که در مورد جایگاه اثیر و کمال اسماعیل نظر خود را بگوید. از شعر جلال، معلوم نیست که کدام اثیر مدّ نظر پرسندۀ سؤال و خودِ او بوده: اثیر اخسیکتی یا اثیر اومانی. ابن جلال دو رباعی در داوری بین کمال و اثیر گفته و جانب کمال را گرفته است. تأکید اثیر به معنی کمال، به «خلاق المعانی» بودن کمال اشاره دارد. این دو رباعی را تقی کاشانی در منتخبات اشعار ابن جلال نقل کرده است (چاپی، جلد اول، ۵۰۸؛ خطی، برگ ۳۹۵ر):

گفتند کمال را اثیر است نظیر
با عقل بیان کردم و کرد این تقریر
کز لفظ اثیر تا به معنیِ کمال
چندان باشد که از زمین تا به اثیر
‏..
اندر سرِ هر نادره حالی دگر است
در خاطر هر یکی خیالی دگر است
گرچه دگران جمال معنی دارند
معنی کمال را جمالی دگر است.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
▪️ بُردند و برادرانه قسمت کردند

وحشی و برادرش چو خلوت کردند
در ملک سخن، رفع خصومت کردند
هر شعر که در کهنه کتابی دیدند
بُردند و برادرانه قسمت کردند!

غضنفر کر‌جاری
درگذشتۀ ۱۰۰۳ ق.
‏..

برادرانه قسمت کردن، از جمله خصایل محمود ما ملت ایران است. تا آنجا که هنگام غارت چیزی نیز، حرمت برادری را نگاه می‌داریم و به اصطلاح تک‌خوری نمی‌کنیم. رباعیاتی که در این بخش به اشتراک می‌گذاریم، سند گویایی است بر سابقۀ رعایت اخلاق «بُردن» در فرهنگ ما. اخلاق، چیزی است که رعایت کردنش، در هر کاری حتی در بُردن و خوردن، از نماز شب هم واجب‌تر است.
‏..

وحشی بافقی از شاعران نامدار سدۀ دهم هجری است. کار شاعری او، نخست در محافل شعر کاشان بالا گرفت و در آنجا با مثنوی «فرهاد و شیرین» و غزل‌های عاشقانه‌اش میان شاعران عصر، نام بر آورد. در آن شهر، میان او و غضنفر کرجاری (یا کلجاری)، اختلاف افتاد و کار آن‌ها به هجو کشید. در این قضیه، حاکم کاشان هم بی تقصیر نبود و کل‌کل شاعران با یکدیگر، برای او تفریح محسوب می‌شد. به روایت تقی کاشانی، «مولانای مشارالیه و مولانای وحشی با یکدیگر مصاحبت می‌نمودند. نوبتی میان ایشان به واسطۀ شعر مخالفتی روی نمود. به عرض نوّاب میرزایی رسانیدند و آن حضرت حکم فرمود که هر دو شعری بگویند. مولانا غضنفر در حق وحشی این رباعی بگفت:
وحشی که گرفته شوره گرد سر او
دایم ز سر کل است شور و شر او
افتاده میان ما و او کُشتی شعر
اما نتوان نهاد سر بر سر او

و جناب مولانا وحشی این قطعه در سلک نظم ترتیب داد:
غضنفر کرجاری، به طبع همچو پلنگ
رسید و خواست کند خویش را برابر من
ولی ز آتش طبعم پلنگ وار گریخت
غریب جانوری دور گشت از سر من

چون این هر دو نظم به نظر اصلاح خان میرزا رسید، رباعی مولانا غضنفر، مستحسن افتاد». رباعی مورد اشاره ما هم از تبعات همین رقابت‌های شعری است.
‏..

عبارت «بردند و برادرانه قسمت کردند»، یادآور یکی از رباعیات آصفی هروی (درگذشتۀ ۹۲۳ق) است:
آن لب که بتان سبزه در او پروردند
وز فاصله‌ای، به جوی خضر آوردند
بود آب بقا که خضر و الیاس به‌هم
دیدند و برادرانه قسمت کردند.

اما در قرن دهم، این مصراع عیناً در یک رباعی حسابی نطنزی از اقران وحشی و غضنفر هم دیده شده است:
کردند گزین دو کوکب مهر قرین
هر جان و دلی که بود در روی زمین
بُردند و برادرانه قسمت کردند
جان‌ها همه آن گرفت و دل‌ها همه این

و نشان می‌دهد، مصراع مذکور بر ذهن و زبان ادبای آن دوره، جاری بوده است. نصرآبادی، ذیل شرح حال «احسنی خوانساری» گوید: «ملا خضری، مثنوی را خوب می‌گفت. فوت شد. شعرش از بی‌کسی‌ها ظاهر نشد و شهرت نکرد. احسنی از راه شوخی، رباعیی گفت که یک بیتش این است:
اشعارش را زلالی و قاضی امین
بُردند و برادرانه قسمت کردند».
‏..

برای اینکه پروندۀ این بحث را ببندیم، به رباعیی از شاعر روزگارمان، فرخی یزدی اشاره می‌کنیم و می‌گذریم. این رباعی، جنبۀ اجتماعی «بردارانه قسمت کردن» را نشان می‌دهد:
چون عیش و غم زمانه قسمت کردند
ما را غم بی‌کرانه قسمت کردند
شیخ و شه و شحنه، عیش و نوش همه را
بُردند و برادرانه قسمت کردند!
‏..

منابع:
خلاصة الاشعار، بخش یزد و کرمان، ۴؛ خلاصة الاشعار، بخش کاشان، ۳۳۳، ۳۵۱؛ عرفات العاشقین، ج ۴، ۲۷۰۷ – ۲۷۰۸؛ دیوان آصفی هروی، ۲۴۳؛ هفت اقلیم، ج ۲، ۱۰۰۱؛ تذکرۀ نصرآبادی، ج ۱، ۳۱۸؛ دیوان فرخی یزدی، ۲۳۵
‏●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from چهار خطی
■ قصّۀ مشکل ما

شرح غم یار، قصّۀ مشکل ماست
وز هر دو جهان شیشۀ می حاصل ماست
از شیشه شنیده‌ام که بگریزد دیو
آن دیو که شیشه دوست دارد، دل ماست!

فخرالدین مبارک‌شاه
درگذشتۀ ۶۰۲ ق.
‏..

سر دفتر عشق، قصّۀ مشکل ماست
سر خیل ملامت، دل بی حاصل ماست
آن سنگ که نرمی نپذیرد، دل توست
وآن دل که ز سختی نگزیرد، دل ماست.

اوحدالدین کرمانی
درگذشتۀ ۶۳۵ ق.
‏..

افسانۀ شهر، قصّۀ مشکل ماست
دیوانۀ دهر، این دل بی حاصل ماست
بر من نکند رحم، اگر دل دل توست
وز تو نشود سیر، اگر دل دل ماست.

مجد همگر
درگذشتۀ ۶۸۶ ق
‏..

منابع:
تذکرۀ‌ هفت اقلیم، ج ۲، ۵۲۷؛ تذکرۀ لطایف الخیال، ج ۲، ۲۵۷؛ تذکرۀ خلاصة الاشعار، دستنویس کتابخانۀ مرکزی دانشگاه تهران، برگ ۳۸۸ ر
‏●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4