چهار خطی
5.1K subscribers
416 photos
10 videos
124 files
1.48K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
Forwarded from نشر سخن (sokhan publication)
تازه‌های نشر سخن در نمایشگاه کتاب تهران 1404

www.sokhanpub.net
Forwarded from نشر سخن (sokhan publication)
Forwarded from مَـهـــتــــــابــــ گـــردانـــ 🌘 (علیِ کاملی (کرمانشاهی))
بیدل! طلب هم‌نفسی پیدا کن
گر عشق نباشد، هوسی پیدا کن

تنهایی، آب می‌کند زَهرهٔ سنگ
ای بی‌کس جاوید! کسی پیدا کن

بیدل دهلوی (۱۰۵۵-۱۱۳۳ ق)

منبع: بیدل دهلوی، عبدالقادربن عبدالخالق. رباعیّات (نسخهٔ خطّی)، دست‌‌نویس شمارهٔ HL 645 کتابخانهٔ خدابخش هند، شکسته نستعلیق بیدل دهلوی (شاعر)، کتابت ۱۹ محرّم ۱۱۱۵ ق، ۱۶۱گ.

#رباعی

* با سپاس از استاد میرافضلی بابت تذکر شمارهٔ نسخه.

@shahreshgh7
رباعیات افضل کاشانی
پژوهش: سیدعلی میرافضلی، تهران، سخن، ۱۴۰۴
‏..

حکیم افضل‌الدین محمد مَرَقیِ کاشانی، اندیشه‌مند نامدار ایرانی قرن ششم هجری است که تألیفات او نقش مهمی در حوزۀ نگارش‌های فلسفی و حکمی در زبان فارسی دارد. نام افضل کاشانی همچون خیّام نیشابوری در تاریخ شعر فارسی به رباعی‌گویی پُرآوازه شده است. تعداد رباعیات مسلّم الصدور افضل به صد رباعی نمی‌رسد، ولی به مرور زمان نزدیک به ۷۰۰ رباعی به دفتر اشعار او ملحق شده است. اغلب رباعیاتِ منسوب به افضل، میان او و رباعی‌سرایانِ دیگر همچون خیّام، عطار، مولانا، اوحد کرمانی، کمال اسماعیل اصفهانی، ابوسعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری مشترک است.

در تحقیق حاضر، چند گروه از منابعِ مهم رباعیات منسوب به افضل بررسی و ارزیابی شده است: رباعیات موجود در آثار منثور افضل، نسخۀ خطی مصنّفات افضل به تاریخ ۶۷۴ ق، ۳۲ سفینۀ و منبع کهن ادبی، مجموعه رباعیات گردآمده در قرن نهم هجری قمری و بعد از آن، و تذکره‌های شعر فارسی. فصلی از کتاب به نقد منابع و بررسی رباعیات سرگردان اختصاص یافته است.
‏..

"چهار خطی"
رباعی فارسی، به روایت سید علی میرافضلی
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from مُقطّعه (Abbas Sabzi)
- رباعیات افضل کاشانی؛
- افضل الدین محمد مرقی کاشانی؛
- پژوهش سید علی میرافضلی؛
- انتشارات سخن؛
- چاپ اول؛
- بهار ۱۴۰۴؛
- ۴۶۴ صفحه.
Forwarded from مُقطّعه (Abbas Sabzi)
فهرست مطالب کتاب.
.
شب‌های غمت به سر نخواهد آمد
عاشق نشوی سحر نخواهد آمد

چون کرم درون پیله خواهی پوسید
پروانه‌ای از تو در نخواهد آمد


#حمیدرضاشکارسری

‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://t.me/mahbube_man_1
Forwarded from چهار خطی
قدَح مردان و سهم نامردان

در عشق تو از ملامتم ننگی نیست
با بی‌خبران در این سخن جنگی نیست
این شربت عاشقی همه مردان راست
نامردان را در این قدح رنگی نیست

ناشناس (مرصاد العباد، ۳۸۵؛ نزهة المجالس، ۲۰۹)
‏..

مصراع چهارم رباعی، مثل نیست، ولی حالتی مثل‌گونه دارد. یکی از معانی رنگ، سهم و بهره است (رک. لغت‌نامه، ۸: ۱۲۲۶۳). دکتر انوری، شاهد این معنی را به بیت دوم همین رباعی استناد جُسته است (فرهنگ بزرگ سخن، ۴: ۳۶۸۴). دهخدا، یکی از معانی رنگ را «رواج و رونق کار» آورده (لغت‌نامه، ۸: ۱۲۲۶۱) که با مفهوم رباعی فوق تا حدودی سازگار است. یکی دیگر از معانی رنگ، منفعت و فایده است (همانجا، ۱۲۲۶۳). بر اساس این معانی، می‌توان گفت که مفهوم مصراع چهارم به تقریب چنین است که: برای نامردان در این قدح سود و سهمی متصوّر نیست.
بنده موفق به شناسایی گویندۀ رباعی فوق نشدم. در هیچ یک از دو منبع کهن آن، نام گوینده قید نشده است. رباعی در دو نسخۀ جعلی کمبریج و چستربیتی و بعضی چاپ‌های رباعیات خیام آمده (رک. شراب رحمانی، سوامی گویندا تیرتا، ۱۸۲)، ولی با این اسنادِ متأخّر و مشکوک، نمی‌توان رباعی را به خیّام بست.
‏..

مصراع چهارم رباعی بالا را می‌توان در یکی از رباعیات منسوب به بابا افضل شناسایی کرد (دیوان حکیم افضل الدین کاشانی، ۲۰۵). ولی در آنجا تا حدودی شاهد تغییر واژگان هستیم:
در راه اگر به بی‌نوایی برسی
سر در قدمش نِهْ که به جایی برسی
بی‌دردان را از این قدح دردی نیست
با درد در آ، تا به دوایی برسی

در یک نسخۀ قدیمی‌تر رباعیات منسوب به بابا افضل، مصراع سوم رباعی چنین است: بی‌دردان را درین قدح رنگی نیست. گویا بعدها «درد» را جایگزین رنگ کرده‌اند که با دیگر کلمات بیت دوم تناسب بیشتری داشته باشد.
‏..

باز در یکی از دستنوشته‌های دیوان عصمت بخارایی (موزۀ بریتانیا، ۳۰۹ پ) رباعیی آمده که در دیوان چاپی او نیست و کاملاً متأثر از رباعی مرصاد العباد است:
از طعنۀ هیچ منکرم ننگی نیست
با هیچ کسم در این سخن جنگی نیست
گویند [که بیت‌های] رنگین گویم
نامردان را از این سخن رنگی نیست

مصراع سوم رباعی در دستنویس مذکور مخدوش و ناقص است و من آن را بر اساس شکل کلمات بازسازی کرده‌ام. ولی در اینکه اصل سخن شاعر همین بوده، یقین ندارم. عصمت بخارایی ، به تناسب مصراع سوم، به جای «قدح»از کلمۀ «سخن» استفاده کرده است.

‏●●
"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from حاصل اوقات
خواهشی از جانب سعید لیان
(یکی از پژوهشگران گروه فرهنگ‌نویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی)

از عزیزانی که از مجلدات منتشرشدۀ «فرهنگ جامع زبان فارسی» استفاده کرده‌اند خواهشمندم که اگر ملاحظه‌ای در باب این فرهنگ دارند (انتقاد، پیشنهاد، یا ذکر نقاط ضعف و قوت آن)، آن‌ را در پیام‌رسان تلگرام برای بنده بفرستند (@saeedlayan). امیدوارم که بتوانیم در حد توانمان از این نکات برای ارتقای این فرهنگ بهره ببریم.

تذکر: آنچه گفتم درخواستی رسمی از طرف فرهنگستان نیست، بل که استدعایی شخصی از طرف خود من (سعید لیان) است.
از دوستان عزیزم سپاس‌گزارم که اجازه دادند این پیام را در کانال «حاصل اوقات» منتشر کنم. دیگر دوستان محقق صاحب‌کانالم لطف می‌کنند اگر این پیام را در کانال خود قرار دهند.
Audio
#پوشه_شنیداری

زندگی، افکار و رباعیات خیام

با حضور:
رحیم رئیس‌نیا
حسین معصومی‌همدانی
سیدعلی میرافضلی
مسعود جعفری‌جزی

۶ مهر ۱۴۰۰

@bookcitycc
Forwarded from از گذشته و اکنون (احمدرضا بهرامپور عمران)
«نیما، خیام و قالبِ رباعی» (به‌مناسبت ِ ۲۸ اردیبهشت، روز خیام)*

کسانی که با نوشته‌های منثورِ نیما سر‌وکار نداشته‌اند شاید گمان‌کنند نیما به‌جهتِ عصیانگریِ خیام و نیز تجربه‌هایی که خود در قالبِ رباعی داشته، از ستایشگرانِ بی‌چون‌و‌چرای شعر و شخصیتِ خیام بوده‌؛ حال‌آن‌که او در اغلبِ اشاراتش رباعیاتِ خیام را به‌دیدهٔ انتقاد نگریسته‌است.

نیما نخستین‌بار سالِ ۱۳۰۷ آن‌گاه که تاحدّ زیادی از روحیّاتِ رمانتیکِ سال‌های گذشته فاصله‌گرفته‌بود و حسرتِ زندگیِ مردمِ عادی را می‌خورد، می‌نویسد اگر دوباره زندگی‌ام را ازسرمی‌گرفتم، ترجیح‌می‌دادم حرفه‌ای می‌آموختم و شغلی می‌داشتم؛ و درادامه برای نمونه به انوری و خیامِ منجّم و آلفرد دوموسه و ابنِ سینای طبیب اشاره‌می‌کند. او سال بعد (۱۳۰۸) در سفرنامه‌اش خود را در بی‌قیدی نسبت‌به مناسکِ مذهبی، بالاتر از خیام معرفی‌می‌کند.

نخستین موضع‌گیریِ نیما علیهِ شعرِ خیام در نامه‌اش به خانلری، زمانی‌ که خود سخت به سوسیالیسمِ علمی باورمند بوده، منعکس‌شده‌است. در این نامهٔ مهم، نیما پس‌از یادآوریِ تعهّدِ شاعر و نویسنده نسبت‌به جامعه و اهمیّتِ «وضعیّات» و «احتیاجاتِ زمان»، از ادبیّاتِ «مفید» سخن‌می‌گوید؛ ادبیّاتی که «غیرِ آزاد» (یعنی مقیّد به زمانه و روزگارِ خویش) و متّکی‌به دانشِ عصرِ خویش است. نیما درادامه می‌افزاید «ما در عهدِ توسعه و تکامل هستیم، نه پارازیت* و خوش‌گذران بودن مثلِ خیام». او دو سالِ بعد (۱۳۱۲) که هم‌چنان بر همان سیرت‌و‌سان می‌اندیشید، هنگامِ اشاره‌به اندیشهٔ ذهنیّت‌گرای گذشته‌گرایان (که به اعتقادِاو «به جریانِ مادیِ زندگی» بی‌توجّه‌ اند و به تطوّرِ تاریخ اهمیّتی نمی‌دهند) می‌افزاید، به‌سببِ این‌که پایانِ کارِ دنیا فنا و نابودی است، نباید هم‌چون «یک شاعرِ معروفِ نیشابوری در قرنِ پنجمِ هجری» جهان را «به‌ خواب و مستی» بگذرانیم. آشکار است که در پسِ این نامِ خیام را بر‌زبان‌نیاوردن و او را «شاعرِ...» خواندن، نوعی اکراه و خوارداشت نهفته است.
نیما جدااز این‌گونه انتقادهای محتوایی، بعدها یک‌بار به محدودیتِ تلفیقات و تعابیرِ شعریِ خیام نیز اشاره‌دارد. او می‌نویسد، «فکر» تازه به‌ناگزیر تلفیقاتِ تازه نیز می‌آفریند؛ «و شعرایی که فکری ندارند تلفیقاتِ تازه نیز ندارند». او با استثناء خواندنِ نظامی و حافظ می‌افزاید، «خیام هم مجبور شده‌است نسبت‌به‌خود کنایاتی یافته کوزه و کوزه‌گر بسازد؛ ولی این خیلی ساده است».

تأثیرپذیریِ شعرِ نیما از فرمِ رباعی:

نیما بیش‌از هزار رباعی سروده. او خود تصریح‌‌کرده لحظاتِ شخصی‌تر و دغدغه‌های درونی‌اش را در این قالب می‌سروده‌:
«اگر رباعیات نبودند، من شاید به مهلکه‌ای ورود می‌کردم. [...] در رباعیات به‌طورِ مُجمل بیانِ احوالِ خود را کرده‌ام، حقیقتِ مسلکِ خود را که طریقت است به‌اشاراتی گفته‌ام».

نکته‌ای که در بررسیِ سرچشمه‌های خلّاقیّتِ نیما از نگاهِ محققان پنهان مانده، تأثیرپذیریِ اشعارِ کوتاه و ساختمندِ واپسین سال‌های شاعریِ اوست از فرمِ رباعی. رباعی به‌سببِ ایجاز دارای وحدتِ اندیشگی_ عاطفی و انسجامِ ساختاری است. شمسِ قیس در المعجم می‌نویسد «به‌حکمِ آن‌که بنای آن بر دو بیت بیش نیست، باید ترکیبِ اجزاء آن درست و قوافی متمکّن و [...] باشد». نیما خود در یک رباعی به انسجامِ این قالب اشاره کرده‌:

یک دست بر این بسته و یک دست بر آن
آویخته پای و باز یک دست در آن
آقای رباعی است که می‌جوشد زود
می‌خسبد و خلق مانده بر وی نگران

مُحال است شاعرِ هوشمندی هم‌چون نیما، خودآگاه یا ناخودآگاه در اشعارِ کوتاهِ پس‌از سال‌های ۱۳۲۰ متأثّر از قالبِ رباعی نبوده‌باشد. آری، میراثِ گذشته هم‌‌واره می‌تواند در دستانِ شاعری نوجو و تجربه‌گر، بازآفریده‌شود.
نیما در شعرهای کوتاهش آن‌قدر متأثّر از قالبِ رباعی بوده، که حتی یکی از قطعاتِ آزادش را با خطابِ «ابجد!» آغازکرده‌است. و می‌دانیم که او در برخی از رباعیاتش نیز چنین‌کرده‌است. او به‌سببِ ممارست‌های فراوانش در این قالب، حتی وزنِ رباعی را در یکی از مثنوی‌هایش («عمو رجب») به‌کارگرفته‌است. و این درحالی است که در تاریخِ شعرِ فارسی وزن‌های اصلیِ رباعی کم‌تر در قالبِ مثنوی تجربه‌ شده‌است. قابلِ‌توجه آن‌که، اغلبِ شاعرانِ امروز که توفیقی در کوتاه‌سرایی دارند (ازجمله: شفیعیِ کدکنی، سید‌حسنِ حسینی و امین‌پور) در سرودنِ رباعی و گاه دوبیتی دستی توانا دارند. بدین‌ترتیب نیما از احیاگرانِ قالبِ رباعی در سدهٔ اخیر نیز بوده‌. او خود جایی اشاره‌کرده: «[رباعی‌هایم] چه نفوذی در مردم دارد! حالا رباعی و شعرِ قدیم ‌گفتن رایج شده‌است!».

نکتهٔ آخر آن‌که شاملو تصریح کرده یکی از منسجم‌ترین اشعارش («نازْلی») را متأثّر از فرمِ دوبیتی سروده. او در ادامه یادآور شده، این شیوه را از نیما آموخته‌است.


* برگرفته از اثرِ نویسنده: در تمام طول شب.

* طفیلی و وابسته

@azgozashtevaaknoon
▨ شعر: یازده ترانه از خیام
▨ شاعر: خیام نیشابوری
▨ به تصحیح: استاد سیدعلی میرافضلی
▨ با صدای: دکتر محسن احمدوندی
─────♬ ─────
11 Tarane Az Khayyam
Khayyam Neyshabouri | @Schahrouzk
▨ شعر: یازده ترانه از خیام
▨ شاعر: خیام نیشابوری
▨ به تصحیح: استاد سیدعلی میرافضلی
▨ با صدای: دکتر محسن احمدوندی
♬ پالایش و تنظیم: شهروز

دیدن متن کامل شعر
─────♬ ─────
شعر با صدای شاعر |
@schahrouzk
روز بزرگداشت خیّام و هدیۀ یک دوست

دوست دانشور نادیده‌ام دکتر محسن احمدوندی لطف کرده و تعدادی از ترانه‌های خیّام را از روی کتاب «رباعیات خیّام و خیامانه‌های پارسی» خوانده و آقای شهروز کبیری آن را تنظیم کرده است که در همین کانال آن را به اشتراک گذاشتم. لطف دیگر جناب دکتر احمدوندی، معرفی کریمانۀ کتاب «رباعیات خیّام و خیّامانه‌های پارسی» است که هم جامع است و هم کامل. با خواندن این معرفی، مخاطبان در جریان مباحث کتاب و دیدگاه‌های نویسنده قرار می‌گیرند. در این یکی دو هفته به دلیل چند مشکل پی در پی مجالی دست نداد که مطلب تازه‌ای بابت روز خیّام به دوستداران این حکیم پُرآوازه عرضه کنم. نوشتۀ دکتر احمدوندی، کوتاهی مرا، جبران فرموده است. از ایشان بسیار سپاسگزارم.
‏..

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
📚معرّفی کتاب
📗نام کتاب: رباعیات خیام‌ و خیامانه‌های پارسی (بخش اول)
◾️نویسنده: سیدعلی میرافضلی
◾️نوبت چاپ: اول
◾️محل چاپ: تهران
◾️ناشر: سخن
◾️سال چاپ: ۱۳۹۹
◾️تعداد صفحات: ۵۴۲
◾️معرفی‌کننده: محسن احمدوندی

بدون‌شک بهترین پژوهشی که در سال‌های اخیر دربارۀ خیام انجام شده است، کتاب «رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی» از سیدعلی میرافضلی است. خواندن این کتاب از دو جنبه حائز اهمیت است: یکی اطلاعات مستند و مستدلی که دربارۀ خیام و رباعیاتش در آن گرد آمده و دیگر به کارگیری روش علمی برای شناخت رباعیات اصیل این شاعر پرآوازۀ ایرانی؛ بنابراین خواندن این کتاب نه‌تنها برای کسانی که دل در گروِ عشق خیام دارند مفید است، بلکه برای کسانی هم که در قلمرو ادبیات فارسی پژوهش می‌کنند، یک کلاس درس تمام‌عیار برای آموختن شیوۀ دقیقِ پژوهشِ علمی است.

غیاث‌الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری مشهور به خیام (۴۳۹ ـ ۵۲۶ هـ. ق.) در فلسفه، ریاضی و نجوم از سرآمدان روزگار خود بوده است. آنچه پس از نه‌صد سال از او به ما رسیده است، ده رسالۀ کوتاه علمی به زبان عربی، حدود چهل بیت عربی و حدود هفتاد رباعی فارسی است. رسالۀ نوروزنامه و صدها رباعی دیگر هم به خیام نسبت داد‌ه‌اند که در نسبت آن‌ها هنوز هم چون‌وچراست.

شهرت عالم‌گیر خیام با ترجمۀ ادوارد فیتزجرالد از رباعیات او آغاز شد. ترجمه‌‌ای که نخستین ویراست آن در سال ۱۸۵۹ م. به زبان انگلیسی منتشر شد و همین امر نام خیام را بر سر زبان‌ها انداخت و توجه غیرِایرانیان از شرق و غرب عالم را به این شاعر ایرانی جلب کرد. نخستین پژوهشگری که به تحقیق در زمینۀ خیام و شناخت رباعیات اصیل او از رباعیات منسوب به او گام برداشت، والنتین ژوکوفسکی، ایران‌شناس روس، بود که با نوشتن مقاله‌ای در سال ۱۸۷۹ م. راه را برای پژوهشگران بعدی باز کرد و این پژوهش‌ها تا به امروز هم ادامه داشته است و کارنامۀ خیام‌پژوهی قدمتی صدوسی‌‌ساله یافته و بسیار پُربرگ‎وبار شده است.

میرافضلی در پیش‌گفتار کتابش اعلام می‌کند که در سال ۱۳۷۲ با نوشتن مقاله‌ای تحت عنوان «رباعیات خیام در شش جُنگ کهن فارسی» به جَرگۀ خیام‌پژوهان پیوسته است. از او تا به امروز دو کتاب مهم دربارۀ خیام منتشر شده است، یکی «رباعیات خیام در منابع کهن» است که در سال ۱۳۸۲ منتشر شده و دیگری «رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی» است که در سال ۱۳۹۹ به چاپ رسیده است و تقریباً ماحصل سی سال پژوهش او در زمینۀ زندگی و اشعار خیام است.

کتاب «رباعیات خیام و خیامانه‌های پارسی» دو بخش اصلی دارد. بخش نخست آن دربارۀ خیام و رباعیات اصیل اوست و بخش دوم دربارۀ رباعیات خیامانه است، یعنی رباعیاتی که در طول تاریخ ادبیات فارسی به نام خیام بر سر زبان‌ها افتاده‌اند و متأثر از گفتمان خیامی بوده‌اند، اما در اصل از شاعرانی دیگر هستند و خیام آن‌ها را نسروده است.

میرافضلی در بخش اول کتاب، این مسئله را مطرح می‌کند که هر چه از زمان خیام به پیش می‌آییم بر میزان رباعیات منسوب به او افزوده شده است. او اعلام می‌کند بر اساس منابع موجود، تا حدود یک قرن بعد از خیام هیچ اثری به زبان فارسی نداریم که حتی یک رباعی از خیام در آن نقل شده باشد و اولین آثاری که از خیام و رباعیاتش سخنی به میان آورده‌اند، ازجمله «رسالۀ التنبیه» فخر رازی، «مرصادالعباد» نجم دایه، «الاقطاب‌القطبیه» عبدالقادر اهری و «تاریخ جهانگشا»ی عطاملک جوینی، تقریباً یک قرن با خیام فاصله دارند. اگرچه ما تقریباً تا یکصد سال بعد از مرگ خیام، هیچ شعری از او در منابع فارسی نداریم، اما در گلچینی از اشعار عربی به نام «طرائف‌الطرف» که بارع هروی بغدادی در زمان حیات خیام گردآوری کرده، هفت بیت شعر عربی از او آمده است.

میرافضلی برای شناخت رباعیات اصیل خیام سه اصل را با هم به کار بسته است:

۱. اصل اول شناسایی و ارزیابی منابع کهنی است که رباعیات خیام در آن‌ها آمده است و تواتر و تکرار این رباعیات در این منابع. منظور میرافضلی از منابع کهن منابعی است که از اوایل قرن ششم تا اوایل قرن نهم (از سال ۶۰۶ تا ۸۱۴ هـ. ق.) شعری از خیام در آن‌ها آمده است. او این منابع را به دو دسته تقسیم کرده است: منابع اصلی (۳۲ منبع) و منابع کمکی (۳۵ منبع). منظور میرافضلی از منابع اصلی متونی هستند که یک یا چند رباعی از خیام در آن‌ها نقل شده است و صریحاً ذکر شده که این اشعار از خیام است و منظور از منابع کمکی متونی هستند که شعری از خیام در آن‌ها آمده، اما به نام خیام در ذیل آن اشاره نشده است. در مجموعِ این منابع، ۱۹۷ رباعی آمده که با حذف رباعی‌های تکراری، مجموعاً ۱۵۶ رباعی باقی می‌ماند؛ یعنی در طول سیصد سال در منابع مختلف ۱۵۶ رباعی به اسم خیام داریم.در صد سال اول فقط ۴ رباعی، در صد سال دوم ۹۵ رباعی و در صد سال سوم ۵۷ رباعی به نام این شاعر در این منابع ثبت شده است.

📗شعر، فرهنگ و ادبیات
@mohsenahmadvandi
📚معرّفی کتاب
📗نام کتاب: رباعیات خیام‌ و خیامانه‌های پارسی (بخش دوم)
◾️نویسنده: سیدعلی میرافضلی
◾️نوبت چاپ: اول
◾️محل چاپ: تهران
◾️ناشر: سخن
◾️سال چاپ: ۱۳۹۹
◾️تعداد صفحات: ۵۴۲
◾️معرفی‌کننده: محسن احمدوندی

۲. اصل دوم پالایش رباعیات خیام از دیگران و تعیین تکلیفِ رباعیات سرگردان است؛ منظور از رباعیات سرگردان رباعیاتی است که به چند نفر منسوب‌اند. میرافضلی کوشیده است رباعیاتی را که طبق اسناد متقن متعلّق به دیگران است از رباعیات خیام جدا کند و کنار بگذارد و تنها آن‌هایی را باقی بگذارد که مدعی ندارند.

۳. اصل سوم اتکا به سبک قافیه‌بندی است. میرافضلی معتقد است که تقریباً ۸۶ تا ۹۳ درصد رباعیات شاعران هم‌عصرِ خیام چهارقافیه‌ای‌اند. او این سخن را با بررسی آماری رباعیات دیوان نُه شاعر از شاعران قرن پنجم و اوایل قرن ششم و سخن کسانی چون خواجه نصیرالدین طوسی و جمال‌الدین قَرشی که به چهارقافیه‌ای بودن رباعی در این عصر اشاره‌ کرده‌اند می‌زند. بر این اساس او نتیجه می‌گیرد که رباعیات خیام نیز ناگزیر باید از این ویژگی سبکی برخوردار باشند و رباعی‌های سه قافیه‌ای اغلب از دایرۀ رباعیات اصیل خیام بیرون می‌مانند.

بر اساس این سه اصل، میرافضلی از ۱۵۶ رباعی‌ای که در منابع کهن آمده است، ۲۰ رباعی را رباعیات اصیل برشمرده که هر سه اصل در آن‌ها رعایت شده است (من یازده مورد از این رباعیات اصیل را خوانده‌ام و دوست ارجمندم، آقای شهروز کبیری، پالایش و صداگذاری کرده‌اند، این رباعیات را از اینجا می‌توانید بشنوید). ۴۹ رباعی را رباعیات محتمل به شمار آورده که دو اصل از اصول سه‌گانه را دارند (مجموعِ این ۶۹ رباعی را در تارنمای گنجور می‌توانید ببینید و بخوانید)؛ و ۵۱ رباعی را مشکوک و مردود به شمار آورده است که فقط یک اصل از اصول سه‌گانه را دارند. از ۳۶ رباعی باقی‌مانده نیز، ۲۶ رباعی متعلّق به شاعران دیگر است و در دواوین آن‌ها آمده است و ۱۰ رباعی هم با منظومۀ فکری خیام نمی‌خواند و به این طریق کنار گذاشته شده‌اند.

میرافضلی بر اساس رباعیات بیست‌گانۀ خیام به چند نکتۀ مهم دربارۀ شعر او اشاره کرده است. او بر این باور است که «کوزه و کارگاه کوزه‌گری» و «راه و جاده و رفتن و آمدن» دو استعارۀ مفهومی و بنیادین رباعیات خیام است. خیام در رباعیاتش از پرسش بسیار بهره می‌برد، البته پرسشی که از پیش پاسخ آن را می‌داند. قافیه در شاعر او ساده است و از ردیف به‌ندرت بهره می‌برد. شگرد برجسته کردن مصراعِ چهارمِ رباعی که از اوایل قرن ششم به بعد به شگردی دل‌چسب در رباعی‌سرایی بدل می‌شود، در رباعیات او جایی ندارد و مصراع چهار رباعیاتش برجستگی خاصی ندارد. زبان رباعیات خیام ساده است و به شعر سبک خراسانی و سنت‌های شعری این دوره گرایش دارد. خیام به‌ندرت از هنرسازه‌ها و آرایه‌های ادبی استفاده می‌کند. رباعیاتش اغلب چهار‌قافیه‌ای‌اند. هستۀ مرکزی گفتمان رباعیات او حیرت و تردید، پرسش و پرخاش، عصیان و اعتراض، رنج اجتناب‌ناپذیر زندگی و اغتنام فرصت‌ها و شادخواری است.

میرافضلی می‌گوید درحالی‌که تعداد رباعیات خیام از زمان مرگ او تا اوایل قرن نهم یعنی در طول سیصد سال فقط ۱۵۶ رباعی است، در این قرن و فقط طی چند دهه به ۵۵۰ رباعی می‌رسد. در همین قرن است ـ یعنی ۳۳۰ سال پس از مرگ خیام ـ که کار تدوین مجموعه رباعیاتی به نام خیام آغاز می‌شود. قدیمی‌ترین مجموعه رباعیات خیام «نسخۀ کتابخانه بادلیان آکسفورد» است که محمود پیربوداقی آن را در سال ۸۶۵ هـ. ق. جمع‌آوری کرده، مجموعۀ بعدی «طربخانۀ» یاراحمد بن حسین رشیدی در سال ۸۶۷ هـ. ق. است و به همین ترتیب بر میزان مجموعه‌ها و تعداد رباعیاتی که در هر مجموعه از خیام نقل شده، روز‌به‌روز افزوده می‌شود. میرافضلی برای این مجموعه‌ها در سنجش رباعیات اصیل خیام اعتباری قائل نیست و دلایلی برای این سخن خود برمی‌شمرد، ازجمله این‌که حجم وسیعی از رباعیاتی که در این مجموعه‌ها به خیام نسبت داده شده، از دیگران است. دوم این‌که رباعیات این مجموعه‌ها با رباعیاتی که در منابع کهن آمده‌اند همپوشانی چندانی ندارند. سوم این‌که خود این مجموعه‌ها نیز با هم اختلافات بسیاری دارند و همین امر استناد به آن‌ها را برای شناخت سره از ناسره دشوار کرده است. بر این اساس او برای شناخت رباعیات اصیل خیام به مجموعه‌های عصر تیموری استناد نکرده است و اما اذعان کرده خیامی که ما در این سال‌ها شناخته‌ایم، متأسفانه خیامی بوده که مجموعه‌های عصر تیموری برای ما برساخته‌اند و با خیام اصیلِ قرن پنجم و ششم بسیار فاصله دارد.

بخش دوم کتاب میرافضلی به خیامانه‌های پارسی اختصاص دارد. میرافضلی در این بخش تعدادی از رباعی‌های قرن پنجم تا هفتم را که به اسم خیام معروف شده‌اند و از او نیستند، با استناد به متون چاپی و نُسَخ خطی به صاحبان اصلی آن‌ها برگردانده است.
(۱۴۰۴/۲/۲۸)

📗شعر، فرهنگ و ادبیات
@mohsenahmadvandi
http://yun.ir/qegp1c
زین بحر وجود آمده پیدا ز نهفت
کس نیست که او جوهر تحقیق بسُفت

هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآن روی که هست، کس نمی‌داند گفت


۲۸ اردیبهشت، بزرگداشت حکیم #خیام_نیشابوری گرامی باد.
📚 بیست‌وچهار رباعی خیام به انتخاب #سید_علی_میرافضلی.
@delelaal
پرسش
        به: استاد سیدعلی میرافضلی


اکنون دوباره کاش خروش خجسته‌ات!
ای آنکه در صدای تو رنگِ ریا نبود!
خیام! از جهانِ فراسو به ما بگو
آیا به راستی خبری بود یا نبود؟


محمدرضا روزبه
اردیبهشت ۱۴۰۴

@Mohammadrezarouzbeh
خیام؛ حکیمی که در شعرهایش از راز هستی سخن می‌گوید

🔹️خیام، حکیمی که با فراخوان حیرت‌هایش، انسان را به عبور از فطرت اول (عالم محسوس) به سوی فطرت ثانی (عالم معقولات) دعوت می‌کند، با مطالعه آثارش، باب حکمت را به روی مخاطب باز می‌کند. دعوتی که به تعبیر ارسطو، اولین منزل حکمت است.
iqna.ir/00HyGl
@iqnanews