چهار خطی
5.12K subscribers
420 photos
10 videos
125 files
1.49K links
رباعی فارسی، به روایت: سید علی میرافضلی

(این صفحه روز پنج‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴ش راه‌اندازی شده است.)
Download Telegram
Forwarded from برکه‌ی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
‌

پیامِ جنابِ آقای «سید علیِ میرافضلی» پژوهشگرِ عزیز در رابطه با رباعیِ دو پستِ قبل:


«این رباعی آن‌چنان که از ترکیب الفاظ و نوع ردیفش معلوم است، نمی‌تواند از شیخ ابوسعید باشد. غیر از این، در دیوان سالک قزوینی شاعر دورۀ صفوی نیز این رباعی ثبت است و پیشترها در مقاله‌ای نشان داده‌ام که بسیاری از رباعیات مزه‌دار ابوسعید، محصول ذهن و زبان شاعران دورۀ صفوی است.

رک. دیوان سالک قزوینی، ص 716»

پایانِ پیامِ ایشان.


لینکِ کانالِ ایشان با نامِ چهارخطی هم در ادامه👇🏼

ـ ‌@Xatt4 ـ

‌
▫️هرچه نخوردی، یَخنی است!

گر کم رسدم وظیفۀ وصلت او
از ناز بود، نباشد از قلّت او
و آنگه گوید: هرچه نخوردی یَخنی است
من بندۀ آن عشوه و آن حیلت او!

مولانا محمد بلخی
(درگذشتۀ 672 ق)
●
یَخنی، گوشت پُخته است که به صورت قورمۀ مرغوب یا آبگوشت پُر ملاط و اعیانی عرضه شود. بسحق اطعمه (درگذشتۀ 840 ق)، بارها در دیوان خود، از یَخنی سخن گفته است: «بگو به مطبخی ما که گوشت، یَخنی کن» (ص 152)؛ یا: «در غارت خوان، یَخنی بردار و غنیمت دان» (ص 184). فرهنگ‌نویسان، یَخنی را به معنی ذخیره و اندوخته هم آورده‌اند و شواهدی از متون نظم و نثر فارسی، این معنا را تأیید می‌کند (رک. لغت‌نامه، 15: 23755؛ فرهنگ بزرگ سخن، 8: 8520). ضمن اینکه دمانیسی، در دو جای کتاب خود، «یخنی» را در برابر ذُخر و ذخیره عربی قرار داده است (مجمع الاقوال فی الحکم و الامثال، 95، 236).
عبارت « هرچه نخوردی، یَخنی است»، ضرب المثل متروکی است که در قرن ششم و هفتم رایج بوده و به تدریج از خاطرها رفته است. مؤلف «قرة العین» در سال‌های میانی قرن ششم به این مثل اشاره کرده است: «مردمان گویند: هرچه نخوری یخنی بود» (ص 16). بعضی مثل‌نگاران قدیم مثل هبله رودی و مخلص لاهوری هم به آن اشاره داشته‌اند (رک. مجمع الامثال، 144؛ مرآت الاصطلاح، 468: نخورده یخنی است). مثل نگاران امروزی هم این مثل را ثبت کرده‌اند (رک. امثال و حکم، 4: 1924؛ داستان‌نامۀ بهمنیاری، 547؛ فرهنگ امثال سخن، 1151).
در متون قدیم، تا آنجا که دیده‌ام، نظامی گنجوی در دو منظومۀ خود این مثل را به کار بُرده است. در شرف نامه گوید (ص 52):
مخور غم به صیدی که ناکرده‌ای
که یخنی بود هرچه ناخورده‌ای
به دشواری آید گهر سوی سنگ
ز سنگش تو آسان کی آری به چنگ

و در خسرو و شیرین (ص 174):
اگر سودی نخوردی، زو زیان نیست
بود ناخورده یخنی، باک از آن نیست
کنون وقت شکیبایی است، مشتاب
که بر بالا به دشواری رود آب

مرحوم فروزانفر، مثل را به وجه مثبتش نقل کرده است: هرچه بخوردی یخنی است. سیاق عبارت، و سابقۀ کاربرد آن در متون و فرهنگ‌ها، این ضبط را تأیید نمی‌کند. بنابراین، ما آن را به «نخوردی» تغییر دادیم. البته، هبله‌رودی در جای دیگری از مجمع الامثال خود، مثل را به عبارت «هرچه بخوری یخنی بود» نیز ثبت کرده (ص 210) که بر خلاف اجماع منابع و مفهوم مثل است. مگر آنکه آن را در وجه طعنه‌آمیز تلقی کنیم.
●
مثل نگاران قدیم و جدید ما، طبق رویۀ معمول خود، به مفهوم این مثل اشاره‌ای نکرده‌اند، غیر از دکتر انوری که آورده: «آنچه نخورده‌ایم یخنی است، انسان آنچه را ندیده و یا ندارد، خوب و گوارا می‌پندارد. یخنی: ذخیره و پس انداز» (فرهنگ امثال سخن، 26). طرز استعمال مثل در شعر نظامی و مولوی، از استنباط ایشان حمایت نمی‌کند. نظامی، هر دو بار، مثل را در مقام نصیحت و دلسوزی آورده است و از قول گوینده، به مخاطب می‌گوید: اگر به خواستۀ خود نرسیدی، شکیبایی به خرج بده. رسیدن به مقصود، به آسانی ممکن نیست. دل رنجه مدار که در آینده، موقعیتی بهتر از این، نصیبت خواهد شد. در شعر مولانا، عاشق خود را چنین تسلی می‌دهد که اگر وصال یار نصیبش نمی‌شود، به خاطر ناز معشوق است، نه عدم تمایل او. این گفتۀ معشوق که «هرچه نخوردی، یخنی است» مفهومش این است که اگر عاشق این نوبت به کام دل نرسیده، چیزهای بهتری در انتظار اوست. عاشق اگرچه این گفته را، عشوه و حیله می‌داند، اما عاشقان را وعدۀ دروغ نیز خوشایند است!
نویسندۀ قرة العین، این آیۀ قرآن را معادل مثل مذکور دانسته است: ما عندکم ینفد و ما عندالله باقی (نحل، 96) که تا حدودی می‌توان مشابهتی برای آن در نظر گرفت. در امثال فارسی، مثل «هرچه را نخوری، داری» (داستان‌نامۀ بهمنیاری، 546)، به مثل مورد نظر ما شباهت بیشتری دارد و مفهوم ذخیره در آن، مندرج است.
به نظر من، یخنی در مثل «هرچه نخوردی یخنی است»، در هر دو سطح واژگانی، گورشت قورمه/ پس انداز، می‌تواند درست باشد. در مقام خویشتن‌داری، نخوردن، همان مفهوم خوردن را می‌دهد، و دست از کام شستن، نوعی کامجویی است. چه بسا، از معنی اصلی واژه، معنی مجازی آن شکل گرفته باشد.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
ای ساقیِ بادهء محبت، جامی
وی قاصدِ غمزهء بیان، پیغامی
تا کِی هدفِ تیغِ تغافل باشیم
لطفی، قهری، تبسمی، دُشنامی.

#لطفی‌تبریزی #موزون‌الملک

تذکره‌ی میخانه؛ملاعبدالنبی فخرالزمانی قزوینی؛ تصحیح و تنقیح و تکمیل تراجم باهتمام احمد گلچین‌معانی؛ اقبال؛ ۱۳۶۷: ۸۲۰، زیرنویس.
https://t.me/tarikhfarhanghonariranzamin
صد تخته نگر ز سیم در هر سویی
صد توده نگر ز برف بر هر کویی

در گوشهٔ تاب‌خانه‌ با مَه‌ْرویی
آتش کن و می خور و برافکن بویی

(معزّی نیشابوری، جنگ رباعی، استاد علی میرافضلی، ص۹۹)

معنای تابخانه: در لغتنامهٔ دهخدا:
خانه‌ای که در آن شیشه بندی بود تا هر چه از بیرون باشد دیده می‌شود و روشنائی خورشید در آن افتد. بعضی خانه‌ای را گفته‌اند که دیوار آن‌را از آئینه و در و پنجره آن‌را از بلور کرده باشند که هر که در درون باشد بیرون را تواند دید. خانه‌ای را گویند که در آن بخاری و تنور باشد. شبستان. کاشانه.
طفلانه هوس نکن طُفیلی هارا
این کار خراب کرده خیلی هارا

مجنونی اگر، برو پی یک لیلی
دنبال نکن تمام لیلی هارا

#خلیل_جوادی
@khalil_javadi
📔نقد و معرفی کتاب چهارخطی؛ کندوکاوی در تاریخ رباعی
🗓شنبه 3 اسفند
🕰 16/30الی 18
🏡 سالن حافظ
💢خانه اندیشمندان علوم انسانی💢
🆔 @iranianhht
💢 انجمن علمی-دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

📌 رباعیات خیام و خیامانه‌های فارسی

🙎🏻‍♂ سخنران: سیدعلی میرافضلی


🗓 یک‌شنبه، ۴ اسفند
🕛 ساعت۱۲ تا ۱۴

🚪 دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، طبقه‌ی چهارم، تالار کمال

https://t.me/AnjomaneElmi
هست آنچه نخواهم آنچه می‌خواهم نیست
اکنون همه هست‌ونیست این است مرا.


مجموعه آثار حکیم شمس‌الدین محمد کیشی، تصحیح نجف جوکار / ۸۳

@atefeh_tayyeh
📔با عرض پوزش از کلیه سروران گرامی نشست علمی نقد و بررسی کتاب چهارخطی؛ کندوکاوی در تاریخ رباعی لغو و به زمان دیگری موکول شد. زمان جدید برنامه متعاقبا در کانال اطلاع رسانی خواهد شد. با سپاس
💢 با توجه به شیوع بیماری کرونا و تعطیلی دانشگاه‌های تهران، برنامه‌‌های انجمن علمی-دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران در این هفته، ۴ تا ۷ اسفند ۱۳۹۸؛ شامل سخنرانی «رباعیات خیام و خیامانه‌های فارسی»، حلقه‌ی مطالعاتی«محاوراتی پیرامون شعر مدرن انگلیسی» و حلقه‌ی مطالعاتی«شاهنامه، داستان فرود» برگزار نخواهند شد.

📌 قابل ذکر است که زمان جایگزین سخنرانی«رباعیات خیام و خیامانه‌های فارسی» متعاقبا اعلام خواهد شد.
Forwarded from از برکه‌های آينه
مختارنامه

مختارنامه، مجموعهٔ رباعیات عطار و یکی از شش اثر مسلم اوست. رباعی‌هایی که به لحاظ ارزش و البته حجم، قابل توجه‌اند. عطار مختارنامه را در پنجاه باب مرتب ساخته اما تنوع تجارب او در حدی است که در صد باب هم نمی‌شود آنها را تقسیم‌بندی کرد. مهم‌ترین نکته دربارهٔ رباعی‌های عطار، اطمینان از صحت انتساب آنهاست، و نکتهٔ مهم دیگر این است که سهم بزرگی از رباعی‌های خیام سروده‌های مسلم عطارند که به خیام نسبت داده شده‌اند. رباعی‌های عطار علاوه بر ارزش‌های عرفانی، زبانی و ادبی، برای خیام‌شناسی از اعتبار بسیاری برخوردارند زیرا بسیاری از معروف‌ترین و زیباترین رباعی‌هایی که به نام خیام شهرت یافته‌اند متعلق به عطارند، مانند این رباعی‌ها:

چون عهده نمی‌کند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دل پرسودا را
می نوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را

بر روی گل از ابر نقاب است هنوز
در طبع دلم میل شراب است هنوز
در خواب مشو چه جای خواب است هنوز
جانا می ده که ماهتاب است هنوز

منبع
مختارنامه، مقدمه و تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، چاپ پنجم 1389، نشر سخن، صفحات 11-16.

#عطار
#رباعی
@Rajabi_Somaye
Forwarded from جُنگِ هنرِ مس
✳️ شمارۀ تازۀ «جُنگ هنر مس»
منتشر شد

> این شماره، ویژه‌نامه‌ای است
برای شاعرِ مؤثرِ معاصر؛
«منوچهر نیستانی»
#آغازگر_غریب_غزل_نو

> فصل‌نامۀ فرهنگ‌وهنر
> شمارۀ پانزدهم
> زمستان ۱۳۹۸ + نوروز ۱۳۹۹
> ۲۰۸ صفحه

#منوچهر_نیستانی
#جنگ_هنر_مس
#ویژه‌نامه

@jongemes
بیدادِ جهان، به سر نخواهد آمد
و اندوهِ تو کارگر نخواهد آمد

صد چون تو، به خاک اگر فرو خواهد شد
هم آب به‌ آب بر نخواهد آمد
(کمال اسماعیل، قرن ۶ و ۷)

فکر می‌کنم این شعر، نا امیدانه‌ترین شعر دنیاست. سیاهیِ مطلق.
ظلمِ دنیا تمامی ندارد، تنها راهِ مقابله با این ظلم، غصه‌خوردن است و این غصه خوردن هم به کاری نمی‌آید و حتی اگر از این غصه‌ها صد نفر مثلِ تو بمیرند، آب از آب تکان نمی‌خورَد.
Forwarded from نُسخۀ خطی
[ یک رباعی (احتمالا نویافتۀ) بسیار زیبا که که در ذیل اشعاری به نام عبدالواسع جَبَلی از ادیبان و شاعران سده ۶ق و در یک نسخۀ خطی مربوط به زمان زیست او ثبت شده است. ]

#نسخه_خوانی

تا زُلفِ تو بر رُخِ تو رقّاصی کرد
مانندۀ(1) نمروذ، مرا عاصی کرد

دریای دو دیذه‌ام تُهی گَشت ز دُرّ
از بس که در او هجرِ تو غوّاصی کرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔸 شاعر: منسوب به عبدالواسع جَبَلی از ادیبان و شاعران سده ۶ق .
📙 از یک نسخۀ خطی محفوظ در دانشگاه دولتی برلین؛ تاریخ کتابت: قرن 6 ه.ق .
✍️پاورقی:
(1) ماننده: مانند،شبیه،نظیر

@manuscript_ir

〰️🍃🌺
▫️منتخب رونق المجالس، دستنویس کتابخانۀ برلین، Ms. or. fol. 99، برگ ۱۳۳ر.
همان‌گونه که از تصویر بر می‌آید، رباعی بالا به هیچ شاعری نسبت داده نشده است. کاتب، اشعار عبدالواسع جبلی را جداگانه کتابت کرده و انتهای اشعار، رقم خود را نوشته است، به تاریخ ۶۲۱ ق.
بنابراین، نه این رباعی از عبدالواسع جبلی است و نه در زمان زیست او نوشته شده است. البته خود منتخب رونق المجالس، در سدۀ ششم هجری کتابت شده، ولی یادداشت‌های آن، از جمله اشعار عبدالواسع جبلی و رباعی مورد اشاره، در سنوات بعد، به دست دارندگان نسخه به ثبت رسیده است.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
Forwarded from محمد مرادی
بی‌تو: غم و دردِ ما زیاد است، بیا
بی‌تابی لحظه‌ها زیاد است، بیا
ای آمدنت باعثِ روییدن ابر!
آلودگی هوا، زیاد است بیا
#محمد_مرادی
#این_من_پنهان
@drmmoradi
رباعیات اصیل خیام.pdf
488.9 KB
رباعیات اصیل خیام، نوشته سیدعلی میرافضلی
@qadahha
22robayi.pdf
680.6 KB
«22 رباعی در مجموعۀ برلین»، محمود ندیمی هرندی، مجلۀ دریچه، سال سیزدهم، شمارۀ 50، زمستان 1397، ص 149-157.
●●

"چهار خطی"
https://telegram.me/Xatt4
جان چيست؟ غم و درد و بلا را هدفى
دل چيست؟ درون سينه سوزىّ و تَفى

القصّه پیِ شکستِ ما بسته صفى
مرگ از طرفىّ و زندگى از طرفى‏!

(مؤمن یزدی، قرن یازدهم)

دیوان مؤمن را جناب آقای حسین مسرّت تصحیح کرده‌اند و این رباعی به نقل از ص ۲۱۲ کتاب اخیر (انتشارات میراث مکتوب) است. این شعر به غلط به نامِ ابوسعید هم آمده.
Forwarded from برکنار (عباس سلیمی)
رباعی لوطیانه

رباعی را به اعتبار وزن، قافیه، شمار ابیات و معنا، در دسته‌های گوناگون جای داده‌اند. دکتر سیروس شمیسا در صفحهٔ ٢٣٣ کتاب سیر رباعی در شعر فارسی، این قالب را به اعتبار معنا و محتوایش به سه دستهٔ عارفانه، عاشقانه و فلسفی یا حکمی تقسیم می‌کند و در ادامه می‌نویسد: «علاوه بر این‌ها گاه به اعتبار مضامین فرعی نیز می‌توان انواعی در رباعی مشخص کرد: ١. رباعی مدحی ٢. رباعی اجتماعی و سیاسی ٣. رباعی مرثیه ۴. رباعیات مستهجن و هجوآمیز ۵. ساقی‌نامه ۶. رباعی نو یا تصویری.... .»
به نظرم، نوعی رباعی هست که در هیچ‌کدام از این دسته‌ها نمی‌گنجد. این‌ها را باید «جوانمردانه» یا دست‌کم «لوطیانه» دانست. پیرامون چنین ارزش‌هایی می‌چرخد: مردانگی، ضعیف‌نوازی، فروتنی، غیرت، ناموس‌پرستی، رازداری و ... .
در صفحهٔ ١١٧ و ١١٨ کتاب نمونهٔ ادبیات تاجیک، رباعی‌هایی از پهلوان محمود قتالی خوارزمی (پوریای ولی) آمده است که نه عاشقانه است و نه عارفانه، نه فلسفی و نه مدحی؛ اندرزی اگر هست، شبیه اندرزهای آشنا و مألوف قصیده‌ها و قطعه‌ها نیست؛ خرده‌فرهنگی خاص را می‌نمایاند. این رباعی‌ها:
گر بر سر نفس خود امیری مردی / ور بر دگران خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن/ گر دست فتاده‌ای بگیری مردی

گر کار جهان به زور بودی و نبرد /مرد از سر نامرد برآوردی گَرد
این کار جهان چو کعبتین است و چو نرد/ نامرد ز مرد می‌برد چه تْوان کرد
(گویند این را شب وفات خود گفته)

از دفتر عشق راز می‌خوان و مگوی/ مَرکب پی این قافله می‌ران و مگوی
خواهی که دل و دین به سلامت ببری/ می‌بین و مکن ظاهر و می‌دان و مگوی

رباعی زیر در صفحهٔ ١۵٨ مختارنامهٔ عطار آمده است اما در کتاب نمونهٔ ادبیات تاجیک به نام پوریای ولی ثبت شده!
با قوّت پیل مور می‌باید بود/ با مُلک دو کون، عور می‌باید بود
این طُرفه نگر که عیب هر آدمی‌ای/ می‌باید دید و کور می‌باید بود
البته، مصراع سوم این رباعی در مختارنامه این است: «وین طرفه نگر که حدّ هر آدمی‌ای»
هرکس که این رباعی را به نام پوریای ولی زده است، آن‌قدر کلمه‌شناس بوده که فرق «حد» و «عیب» و تأثیرش در معنای کلی شعر را بداند. در «حد» غروری نهفته است که به منش جوانمردانهٔ پوریای ولی نمی‌خورد. این خودبزرگ‌پنداری در واژهٔ «عیب» نیست. چون، در آن جهان‌بینی، بی‌عیب خداست.
شکل دیگری از این رباعی را حاج سیاح، در صفحهٔ ۵٢ خاطراتش، از زبان مردی داش‌مشتی و پهلوان‌منش نقل می‌کند. دوباره، مصراع سوم تغییر کرده و عیارانه‌تر شده است؛ انگار سرودهٔ «داش‌آکل» هدایت است نه عطار. بماند که صوفیان و جوانمردان همیشه پیوندهایی داشته‌اند. این است:
با قوت پیل مور می‌باید بود/ با ملک دو کون عور می‌باید بود
از خانه سر[ای] هر که گشتی آگه/ نادیده و گنگ و کور می‌باید بود*
در این‌جا، کاری به واقعی یا افسانه بودن شخصیت پوریای ولی ندارم. کاری هم ندارم شعر می‌سروده یا نه؛ مهم این رباعی‌هاست که به نام اوست و در آن تقسیم‌بندی‌ها نمی‌گنجد. مانند این رباعی‌ها زیاد شنیده و خوانده‌ایم. شاید این رباعی منسوب به حافظ را هم بشود در این دسته جای داد:
مردی ز کنندهٔ در خیبر پرس/ اسرار کرم ز خواجهٔ قنبر پرس
گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/ سرچشمهٔ آن ز ساقی کوثر پرس

پانوشت
*در کتاب «خانه سر» است اما، احتمالاً، «خانه‌سرا» درست است. شاید هم «خانه و سرِّ» درست باشد.

منابع:
١. خاطرت حاج سیاح، به کوشش حمید سیاح، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، تهران ١٣۵٩.
٢. سیر رباعی در شعر فارسی، سیروس شمیسا، انتشارات فردوس، تهران، چاپ دوم، تهران ١٣٧۴.
٣. مختارنامهٔ عطار، محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات سخن، چاپ سوم، تهران ١٣٨۶.
۴. نمونهٔ ادبیات تاجیک، صدرالدین عینی، چاپخانهٔ نشریات مرکزی خلق جماهیر شوروی سوسیالیستی، مسکو ١٩٢۶.
#رباعی
#ادب_کهن
#barkenaar