صوت جلسات اخلاق زبان در نهج البلاغه
سه جلسه | #ابوالقاسم_فنایی | کانون توحید لندن✔️
💫 → @abolghasemfanaei
✨ → http://goo.gl/PbRVz1
سه جلسه | #ابوالقاسم_فنایی | کانون توحید لندن✔️
💫 → @abolghasemfanaei
✨ → http://goo.gl/PbRVz1
اصالت وجود در اگزیستانسیالیسم و فلسفه اسلامی:
اگزیستانسیالیست ها بر تقدم وجود بر ماهیت تاکید می ورزند و این امر موجب شده است که پاره ای مترجمان اساسا اصطلاح اگزیستانسیالیسم را به اصالت وجود ترجمه کنند که ترجمه ای نادرست و غلط انداز است، از این رو، توضیحی در این مورد لازم به نظر می رسد. ویژگی های دیدگاه اگزیستانسیالیزم درباره تقدم وجود بر ماهیت را به صورت زیرین می توان تلخیص کرد:
۱_ تقدم وجود بر ماهیت به معنای اعتباری بودن ماهیت نیست.
۲_ تقدم وجود بر ماهیت، تنها در خصوص انسان صادق است.
۳_ تقدم وجود بر ماهیت تنها پیش از تولد انسان صادق است.
۴_ تقدم وجود بر ماهیت فحوای ارزشی و اخلاقی دارد.
۵_ در اگزیستانسیالیسم وجود و ماهیت هر دو اصیل اند.
با توجه به این ویژگی ها روشن می شود که تقدم وجود بر ماهیت به معنای اگزیستانسیالیسمی آن با تقدم وجود بر ماهیت به معنای مورد نظر فلسفه اسلامی، به یک معنا نیست.
حکمت متعالیه که یکی از گرایش های فلسفه اسلامی است و مبتکر اصالت وجود و اثبات کننده آن به شمار می رود، ماهیت را اعتباری می داند و هیچ گونه تحقق و تاثیری برای آن قائل نیست و این نکته را نه فقط درباره انسان که درباره همه ممکنات می گوید و در مورد انسان نیز، بر خلاف اگزیستانسیالیسم، نمی گوید که انسان پس از تولد و با افعال و رفتار خود ماهیت خویش را رقم می زند.
اصولا تحقق ماهیت بر اساس این مبنا محال است.
بنابراین، حکمت متعالیه ماهیت را از همه ممکنات سلب می کند نه از خصوص انسان و نه از انسان پیش از تولد.
از سوی دیگر مقصود اگزیستانسیالیستها از نفی ماهیت از انسان نفی تعین است، هرچند از این تعین به ماهیت تعبیر کرده اند، در حالی که حکمت متعالیه برای همه ممکنات به نوعی تعین قائل است، اگرچه این تعین را به وجود آن ها نسبت می دهد نه به ماهیت آن ها.
اصالت وجود در حکمت متعالیه فحوای ارزشی و اخلاقی ندارد، در حالی که در اگزیستانسیالیسم به لحاظ اخلاقی فحوایی بس مهم دارد و اصولا این دیدگاه برای تاکید برای آزادی انسان پیش کشیده شده است، در حالی که حکمت متعالیه به دلیل اعتقاد به تعین انسان چنین آزادی بی حد و حصری را برای او قائل نیست، هرچند با مقدماتی دیگر مطلوب و مراد واقعی اگزیستانسیالیست ها را اثبات می کند که در عنوان بعدی به آن می پردازیم.
البته در حکمت اشراق که گرایشی دیگر از گرایش فلسفه اسلامی است گفته می شود که «نفس(انسان) و موجودات مافوق آن وجود محض اند» و هیچ ماهیتی ندارند که این دیدگاه به دیدگاه اگزیستانسیالیست ها بسیار نزدیک است ولی حکیمان اصالت وجودی این تعبیرات را بر اصالت وجود به معنای اصطلاحی آن در حکمت متعالیه حمل کرده اند.@abolghasemfanaei
(فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ص ۶_۳۴۵، یادداشت های فصل ششم، دکتر ابوالقاسم فنایی)
اگزیستانسیالیست ها بر تقدم وجود بر ماهیت تاکید می ورزند و این امر موجب شده است که پاره ای مترجمان اساسا اصطلاح اگزیستانسیالیسم را به اصالت وجود ترجمه کنند که ترجمه ای نادرست و غلط انداز است، از این رو، توضیحی در این مورد لازم به نظر می رسد. ویژگی های دیدگاه اگزیستانسیالیزم درباره تقدم وجود بر ماهیت را به صورت زیرین می توان تلخیص کرد:
۱_ تقدم وجود بر ماهیت به معنای اعتباری بودن ماهیت نیست.
۲_ تقدم وجود بر ماهیت، تنها در خصوص انسان صادق است.
۳_ تقدم وجود بر ماهیت تنها پیش از تولد انسان صادق است.
۴_ تقدم وجود بر ماهیت فحوای ارزشی و اخلاقی دارد.
۵_ در اگزیستانسیالیسم وجود و ماهیت هر دو اصیل اند.
با توجه به این ویژگی ها روشن می شود که تقدم وجود بر ماهیت به معنای اگزیستانسیالیسمی آن با تقدم وجود بر ماهیت به معنای مورد نظر فلسفه اسلامی، به یک معنا نیست.
حکمت متعالیه که یکی از گرایش های فلسفه اسلامی است و مبتکر اصالت وجود و اثبات کننده آن به شمار می رود، ماهیت را اعتباری می داند و هیچ گونه تحقق و تاثیری برای آن قائل نیست و این نکته را نه فقط درباره انسان که درباره همه ممکنات می گوید و در مورد انسان نیز، بر خلاف اگزیستانسیالیسم، نمی گوید که انسان پس از تولد و با افعال و رفتار خود ماهیت خویش را رقم می زند.
اصولا تحقق ماهیت بر اساس این مبنا محال است.
بنابراین، حکمت متعالیه ماهیت را از همه ممکنات سلب می کند نه از خصوص انسان و نه از انسان پیش از تولد.
از سوی دیگر مقصود اگزیستانسیالیستها از نفی ماهیت از انسان نفی تعین است، هرچند از این تعین به ماهیت تعبیر کرده اند، در حالی که حکمت متعالیه برای همه ممکنات به نوعی تعین قائل است، اگرچه این تعین را به وجود آن ها نسبت می دهد نه به ماهیت آن ها.
اصالت وجود در حکمت متعالیه فحوای ارزشی و اخلاقی ندارد، در حالی که در اگزیستانسیالیسم به لحاظ اخلاقی فحوایی بس مهم دارد و اصولا این دیدگاه برای تاکید برای آزادی انسان پیش کشیده شده است، در حالی که حکمت متعالیه به دلیل اعتقاد به تعین انسان چنین آزادی بی حد و حصری را برای او قائل نیست، هرچند با مقدماتی دیگر مطلوب و مراد واقعی اگزیستانسیالیست ها را اثبات می کند که در عنوان بعدی به آن می پردازیم.
البته در حکمت اشراق که گرایشی دیگر از گرایش فلسفه اسلامی است گفته می شود که «نفس(انسان) و موجودات مافوق آن وجود محض اند» و هیچ ماهیتی ندارند که این دیدگاه به دیدگاه اگزیستانسیالیست ها بسیار نزدیک است ولی حکیمان اصالت وجودی این تعبیرات را بر اصالت وجود به معنای اصطلاحی آن در حکمت متعالیه حمل کرده اند.@abolghasemfanaei
(فلسفه اخلاق در قرن بیستم، ص ۶_۳۴۵، یادداشت های فصل ششم، دکتر ابوالقاسم فنایی)
اهانت، نقد، آزادی بیان و ارتداد از منظر اخلاقی
در 4 قسمت | #دکتر_ابوالقاسم_فنائی👆
در 4 قسمت | #دکتر_ابوالقاسم_فنائی👆
☄دانلود تمام مقالات دکتر ابوالقاسم فنایی ☄
فایل pdf مقالات | @abolghasemfanaei | #ابوالقاسم_فنایی
✨ →http://goo.gl/RVgHsc
فایل pdf مقالات | @abolghasemfanaei | #ابوالقاسم_فنایی
✨ →http://goo.gl/RVgHsc
Forwarded from وبسایت فرهنگی صدانت
جناب آقای #دكتر_فنایی ، موضوعی كه این روزها صورت جدیتری برای من پیدا كرده است، بحث ازدواج و انتخاب همسر است. در بین معیارهای متعدد ازدواج، یك معیار هم توجه به سیستم فكری و اعتقادی و اندیشگی فرد مقابل است. چگونه می توان به عقاید اكنون فرد كه هیچگونه چارچوب مشخصی ندارد، اعتماد كرد؟ آیا صرف گفتن اینكه من تضمین میكنم در زندگی فردی اخلاقی خواهم بود، می تواند دلیل كافی باشد؟ ادعای مطلق بودن اخلاق تا چه حد قابل اعتماد است؟
@abolghasemfanaei @sedanet
http://goo.gl/J8gnsz
@abolghasemfanaei @sedanet
http://goo.gl/J8gnsz
صدانت
اخلاقی زیستن در ظرف عدم یقین ، پاسخ ابوالقاسم فنایی به پرسشی پیرامون ازدواج • صدانت
پرسش از ابوالقاسم فنایی پیرامون ازدواج: موضوعی كه این روزها صورت جدی برای من پیدا كرده است، بحث ازدواج و انتخاب همسر است. در بین معیارهای متعدد ازدواج...
اگر دین شناسان در مقام فهم و تفسیر دین «ظرف» دین را از «مضمون» و «محتوای» دین جدا نکنند و آن را در قالب ظرف عصر خود نریزند ، دین به امری نافهمیدنی تبدیل میشود و نقش و کارکرد شایسته خود در زندگی دینداران را از دست خواهد داد و به صورت افیون درخواهد آمد. ظرف ظهور دین اسلام ، یعنی فرهنگ اعراب صدر اسلام ، در عین اینکه برای آنان شرط فهم دین و عمل به آن بوده است ، برای کسانیکه در دنیای جدید زندگی میکنند ، مانع فهم دین و عمل به آن است، اینان برای فهم درست دین یا باید دنیای خود را عوض کنند و به عقب بازگردند و جلو تغییر و تحول دنیا را بگیرند که کاری نشدنی و در صورت امکان نامطلوب است ، و یا باید دین را از دنیای قدیم جدا کنند تا بتوانند آن را به دنیای خود پیوند بزنند.
وقتی دین به امری نامفهوم بدل شد، دینداران به ناچار به قشر و ظاهر دین قناعت خواهند کرد و آن را به جای باطن و حقیقت دین خواهند نشاند، در حقیقت این نیز یک نوع جمع بین دین و مقتضیات دنیای جدید است . در این حالت زندگی دینداران به دو حوزه کاملا مجزا و مستقل تجزیه میشود ، یک حوزه که قلمرو دین است ، عبارت است از مجموعه ای از اعتقادات جزمی و کلیشه ای و رفتارهای خشک و بی روح و تصنعی و تقلیدی و بی اثر و بی خاصیت که نه به درد دنیا میخورد و نه به درد آخرت، چنین دینی صرفا نوعی سرگرمی و افیون است. اما حوزه دیگر که قلمرو زندگی است جایی است که در آن از دین هیچ خبری نیست. خودداری از ترجمه فرهنگی دین را به جسد بی روحی بدل میکند که جز ظاهر و پوسته خشنی از آن در حاشیه زندگی انسان چیزی باقی نمی ماند.
@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی 465
وقتی دین به امری نامفهوم بدل شد، دینداران به ناچار به قشر و ظاهر دین قناعت خواهند کرد و آن را به جای باطن و حقیقت دین خواهند نشاند، در حقیقت این نیز یک نوع جمع بین دین و مقتضیات دنیای جدید است . در این حالت زندگی دینداران به دو حوزه کاملا مجزا و مستقل تجزیه میشود ، یک حوزه که قلمرو دین است ، عبارت است از مجموعه ای از اعتقادات جزمی و کلیشه ای و رفتارهای خشک و بی روح و تصنعی و تقلیدی و بی اثر و بی خاصیت که نه به درد دنیا میخورد و نه به درد آخرت، چنین دینی صرفا نوعی سرگرمی و افیون است. اما حوزه دیگر که قلمرو زندگی است جایی است که در آن از دین هیچ خبری نیست. خودداری از ترجمه فرهنگی دین را به جسد بی روحی بدل میکند که جز ظاهر و پوسته خشنی از آن در حاشیه زندگی انسان چیزی باقی نمی ماند.
@abolghasemfanaei
دکتر ابوالقاسم فنایی | اخلاق دین شناسی 465
صفحه ی مربوط به دکتر ابوالقاسم فنایی در سایتِ خانه اخلاق پژوهان جوان
✨ →http://goo.gl/eIPsw8
✨ →http://goo.gl/eIPsw8
دکتر #ابوالقاسم_فنایی :اصل نخستین و بنیادینِ اخلاق دشمنی ، اصل عدالت و انصاف و وجوب عدالت ورزیدن با دشمنان و به عدالت رفتار کردن با آنان است و سایر اصول این اخلاق به نوعی به همین اصل بر میگردند و از آن استنتاج میشوند. به بیان دیگر، ظلم کردن بد است، حتی به دشمن. یعنی در رابطه با تعیین اینکه رفتار خاصی عادلانه یا ظالمانه است، دوستی و دشمنی از پارامترهای اخلاقاً مربوط نیست و نباید در قضاوت و داوری اخلاقی ما تأثیر بگذارد و حکم اخلاقی عمل را عوض کند...
🌐 → @abolghasemfanaei
✨ →http://goo.gl/MIZw2v
🌐 → @abolghasemfanaei
✨ →http://goo.gl/MIZw2v
صدانت
اخلاق دشمنی ، ابوالقاسم فنایی • صدانت
شاید بتوان ادعا کرد که اصل نخستین و بنیادینِ اخلاق دشمنی ، اصل عدالت و انصاف و وجوب عدالت ورزیدن با دشمنان و به عدالت رفتار کردن با آنان است...
Forwarded from آزاد | Azad
📢ظرفیت #دوره_حضوری «دین و اخلاق» تکمیل شد
🔴فقط امکان ثبت نام در #دوره_مجازی وجود دارد
🔶سایر برنامه ها نیز در آستانه #تکمیل_ظرفیت هستند
⚡️ثبت نام:
AzadfekriSchool.ir
@AzadfekriSchool
🔴فقط امکان ثبت نام در #دوره_مجازی وجود دارد
🔶سایر برنامه ها نیز در آستانه #تکمیل_ظرفیت هستند
⚡️ثبت نام:
AzadfekriSchool.ir
@AzadfekriSchool