𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
Photo
نتفلیکس تولید فیلم اکشن درام تاریخی «DOCHABI» را تأیید و از ترکیب بازیگران آن شامل کیم دو هون، جون جونگ سو، لی جونگی، لی سانگ یی و بائه این هیوک رونمایی کرد.
«دوچابی» واژهای کاملا کرهای به معنای «دوککِبی» است. این فیلم داستان آهای، زنی از قوم ژورچن (یوجین)، و تهسان، سرباز سابقی را روایت میکند که در منطقه مرزی کوهستانی و در خفا زندگی میکند؛ جایی که کشاورزان موسوم به هواجئونمین (کشاورزانی که با روش سوزاندن پوشش گیاهی زمین را برای کشت آماده میکردند) در آن سکونتگاههایی ایجاد کردهاند.
هنگامی که لی دو کوان، فرماندهای مرموز و نقابدار از آن منطقه مرزی، به تعقیب این کشاورزان میپردازد، تهسان و آهای در برابر او مقاومت میکنند و در نهایت به نام «دوچابی» شناخته میشوند.
«دوچابی» به کارگردانی آن تهجین ساخته میشود؛ کارگردانی که سبک منحصربهفردش در نخستین فیلمش، «The Night Owl»، تحسین منتقدان را به همراه داشت. فیلمنامه این اثر را هوانگ سونگگو نوشته است که بهخاطر شخصیتپردازی قدرتمند و داستانگویی منسجم در آثار «The King’s Warden» و «Anarchist from Colony» شناخته میشود. تهیهکنندگی این فیلم نیز بر عهده Ondaworks است؛ شرکتی که ساخت «The King’s Warden» را در کارنامه دارد.
#خبر #فیلم
#دوچابی
🆔 @ActorJoongi
«دوچابی» واژهای کاملا کرهای به معنای «دوککِبی» است. این فیلم داستان آهای، زنی از قوم ژورچن (یوجین)، و تهسان، سرباز سابقی را روایت میکند که در منطقه مرزی کوهستانی و در خفا زندگی میکند؛ جایی که کشاورزان موسوم به هواجئونمین (کشاورزانی که با روش سوزاندن پوشش گیاهی زمین را برای کشت آماده میکردند) در آن سکونتگاههایی ایجاد کردهاند.
هنگامی که لی دو کوان، فرماندهای مرموز و نقابدار از آن منطقه مرزی، به تعقیب این کشاورزان میپردازد، تهسان و آهای در برابر او مقاومت میکنند و در نهایت به نام «دوچابی» شناخته میشوند.
«دوچابی» به کارگردانی آن تهجین ساخته میشود؛ کارگردانی که سبک منحصربهفردش در نخستین فیلمش، «The Night Owl»، تحسین منتقدان را به همراه داشت. فیلمنامه این اثر را هوانگ سونگگو نوشته است که بهخاطر شخصیتپردازی قدرتمند و داستانگویی منسجم در آثار «The King’s Warden» و «Anarchist from Colony» شناخته میشود. تهیهکنندگی این فیلم نیز بر عهده Ondaworks است؛ شرکتی که ساخت «The King’s Warden» را در کارنامه دارد.
#خبر #فیلم
#دوچابی
🆔 @ActorJoongi
❤15🎉3❤🔥1💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
لی جونگی و ساکاگوچی کنتارو در برنامه «نابغه ی مطالعه» به میزبانی هونگ جینکیونگ حضور خواهند داشت (سپتامبر) #خبر 🆔 @ActorJoongi
در تاریخ ۱۹ اوت، SportsDaily مطلع شد که لی جونگی و کنتارو ساکاگوچی اخیرا در ضبط یکی از قسمتهای برنامه سرگرمی اینترنتی «نابغه ی واقعی مطالعه» به میزبانی هونگ جینکیونگ شرکت کردهاند.
حضور آنها بهعنوان مهمان در این برنامه، با هدف تبلیغ سریال درام مشترک جهانیشان با عنوان «kiDnap GAME» است.
«بازی آدم ربایی» داستان آدمرباییهای همزمانی است که در ۷ شهر آسیایی، شامل سئول، توکیو، تایپه، سنگاپور، بانکوک، ناها و مانیل، رخ میدهد.
قرار است این سریال در ماه اکتبر از شبکه Channel A کره پخش شود.
لی جونگی در نقش «هان کیجو»، یک جراح نابغه بازنشسته و ساکن سئول، ظاهر میشود، در حالی که کنتارو ساکاگوچی نقش «نیده توشیرو»، یک کارآگاه نخبه مستقر در توکیو، را ایفا میکند. از آنجا که این دو بهندرت در برنامههای ورایتی حضور پیدا میکنند، حضور آنها به عنوان مهمان در «Real Genius of Study» باعث افزایش انتظار و هیجان طرفداران شده است.
این حضور بهطور ویژه، نخستین حضور لی جونگی در یک برنامه سرگرمی طی ۳ سال اخیر محسوب میشود؛ از زمان حضور او در برنامه «You Quiz on the Block» در اوت ۲۰۲۳. همچنین، بینندگان برای نخستین بار پس از سریال «شمشیر آرامون» شاهد حضور لی جونگی در یک برنامه تلویزیونی خواهند بود.
او قرار است درباره فعالیتهایش در این مدت، پشتصحنههای فیلمبرداری و همچنین تجربه همکاری و همبازی شدن با کنتارو ساکاگوچی، اطلاعات و جزئیاتی را با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
ادرس کانال یوتیوبی برنامه
https://youtube.com/@zzin_genius
#خبر
🆔 @ActorJoongi
حضور آنها بهعنوان مهمان در این برنامه، با هدف تبلیغ سریال درام مشترک جهانیشان با عنوان «kiDnap GAME» است.
«بازی آدم ربایی» داستان آدمرباییهای همزمانی است که در ۷ شهر آسیایی، شامل سئول، توکیو، تایپه، سنگاپور، بانکوک، ناها و مانیل، رخ میدهد.
قرار است این سریال در ماه اکتبر از شبکه Channel A کره پخش شود.
لی جونگی در نقش «هان کیجو»، یک جراح نابغه بازنشسته و ساکن سئول، ظاهر میشود، در حالی که کنتارو ساکاگوچی نقش «نیده توشیرو»، یک کارآگاه نخبه مستقر در توکیو، را ایفا میکند. از آنجا که این دو بهندرت در برنامههای ورایتی حضور پیدا میکنند، حضور آنها به عنوان مهمان در «Real Genius of Study» باعث افزایش انتظار و هیجان طرفداران شده است.
این حضور بهطور ویژه، نخستین حضور لی جونگی در یک برنامه سرگرمی طی ۳ سال اخیر محسوب میشود؛ از زمان حضور او در برنامه «You Quiz on the Block» در اوت ۲۰۲۳. همچنین، بینندگان برای نخستین بار پس از سریال «شمشیر آرامون» شاهد حضور لی جونگی در یک برنامه تلویزیونی خواهند بود.
او قرار است درباره فعالیتهایش در این مدت، پشتصحنههای فیلمبرداری و همچنین تجربه همکاری و همبازی شدن با کنتارو ساکاگوچی، اطلاعات و جزئیاتی را با مخاطبان به اشتراک بگذارد.
ادرس کانال یوتیوبی برنامه
https://youtube.com/@zzin_genius
#خبر
🆔 @ActorJoongi
❤🔥11❤2😍2🎉1💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
مقاله ی نیور- چهرهای ناآشنا از لی جونگی آشنای ما #خبر 🆔 @ActorJoongi
لی جونگی آماده میشود تا در ژانری که بیش از همه با آن آشناست، یعنی ساگوک، ناآشناترین چهرهاش را به نمایش بگذارد.
چهرهای که هرگز پیش از این به ما نشان نداده است.
وقتی آن چهره آشکار شود، داستان واقعی دوچابی آغاز خواهد شد.
شمشیر لی جونگی به سوی چه چیزی نشانه رفته است؟
لی جونگی در حال بازگشت به ژانر ساگوک (درام تاریخی) است. اما این بار، با چهرهای متفاوت از آنچه تاکنون از لی جونگی میشناختهایم.
در تاریخ ۱۳ اوت، نتفلیکس از فهرست چشمگیر بازیگران فیلم اکشن تاریخی «دوچابی» (Dochabi) رونمایی کرد؛ فیلمی با حضور کیم دو هون در نقش اصلی، در کنار جون جونگ سو، لی جونگی، لی سانگ یی و بائه این هیوک.
سکان هدایت این پروژه تأییدشده را آن ته جین، کارگردان فیلم «جغد شب» (The Night Owl)، بر عهده دارد و هوانگ سونگ گو، نویسنده آثاری همچون «آنارشیست از کلونی» (Anarchist from Colony) و «نگهبان پادشاه» (The King's Warden)، نیز به او پیوسته است.
نامی که بیش از همه جلب توجه میکند، البته لی جونگی است. لی جونگی در آثار ساگوک، همواره تجسم «عدالت با شمشیر» بوده است. از شاخصههای نقشآفرینیهای او در آثار تاریخی، شخصیتهای قهرمانیای هستند که با حرکات اکشن چشمگیر، بازیهای احساسی پرشدت و تراژدیهای ریشهدار و عمیق به آنها جان بخشیده است.
با این حال، «دوچابی» وعده میدهد که این فرمول را بهکلی دگرگون کند.
دوچابی فقط یک بازگشت به ساگوک برای او نیست
برای لی جونگی، «دوچابی» فقط بازگشت به ژانر ساگوک نیست. داستان «دوچابی» در مناطق مرزی و کوهستانی میگذرد؛ جایی که هواجئونمینها (کشاورزان) در آن سکونتگاههایی برپا کردهاند. این اثر داستان «آهای»، زنی از قوم جورچن، و «تهسان»، سربازی سابق، را روایت میکند که با «یی دو گوان»، شکارچی نقابدار و مرموز کشاورزان، مبارزه میکنند و همچنین چگونگی آن را به تصویر میکشد که این دو چگونه به نام «دوچابی» شناخته میشوند.
عنوان «دوچابی» واژهای اصیل کرهای برای «دوکبی» است. جالب اینکه این موجود افسانهای کرهای، یعنی «دوکبی»، با هیولاهای موجود در فانتزی غربی تفاوت دارد. دوکبی اگرچه موجودی ترسناک است، اما در عین حال شخصیتی کمیک نیز دارد؛ موجودی که انسانها را مجازات میکند و همچون آینهای، بازتابدهندهی خواستهها و امیال انسانی است.
بنابراین، این احتمال وجود دارد که فیلم «دوچابی» پرسشهای پیچیدهای را مطرح کند:
«هیولاها به دنیا میآیند یا ساخته میشوند؟»
«اگر انسانی برای بقا، نقاب یک هیولا را بر چهره بزند، آیا میتواند همچنان واقعا انسان باقی بماند؟»
در مرکز این پرسشها، لی جونگی قرار دارد.
ماجرای جالب انتخاب لی
انتخاب لی جونگی برای این نقش، بهویژه با توجه به مسیر حرفهای او بهعنوان یک بازیگر، بسیار جالب توجه است. لی برای مدت طولانی، شخصیتهایی با باورها و اهدافی محکم و استوار را به تصویر کشیده است. در حالی که بدن او هنگام اجرای بدلکاریها و صحنههای اکشن، حرکاتی سریع و دقیق داشت، احساساتی که این حرکات برمیانگیختند، همواره حامل زخمها و تنهایی بودند.
به همین دلیل، اینکه لی جونگی نقش یک شرور را ایفا میکند؛ شخصیتی که کاملا با نقشهای قبلی او متفاوت است، بهخودیخود روایتی مستقل است.
در نهایت، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این نیست که «لی جونگی نقش شرور را ایفا میکند»، بلکه این است که «مخاطبان چگونه این تصویر از شر را که با چهرهی لی جونگی خلق شده است، دریافت خواهند کرد.»
وقتی بازیگری که تا این حد با او آشنا هستیم، چهرهای را به ما نشان میدهد که برایمان کاملا تازه و ناآشناست، به تماشای این شخصیت در طول داستان ادامه خواهیم داد.
دلایل بیشتری برای چشمانتظار «دوچابی» بودن.
کارگردان آن تهجین دلیل دیگری برای چشمانتظار بودن «دوچابی» است. این کارگردان در نخستین تجربهاش در ساخت یک فیلم بلند تجاری، «جغد شب» (The Night Owl)، بهجای بازنمایی سادهی رویدادهای تاریخی، با بهرهگیری از محدودیتهای فضایی و تنشی که از شرایط موجود ایجاد میشد، مخاطبان را با خود همراه کرد.
در «دوچابی»، شاهد بهکارگیری زیرکی و هوشمندی او در فضای مناطق مرزی و کوهستانی خواهیم بود. فضای مکانی «دوچابی» از محدودههای معمول در آثار ساگوک، یعنی قصرها یا قلعهها، خارج شده است.
در اعماق کوهستان. مرزها. سکونتگاههای کشاورزان. نقابی مرموز. شکارچیای که شبها از دل تاریکی پدیدار میشود.
این ترکیب میتواند این ظرفیت را به فیلم بدهد که فراتر از ژانر ساگوک گسترش یابد و به ژانرهای تریلر، اکشن و معمایی وارد شود؛ در حالی که ریشههایی در فرهنگ عامیانه کرهای دارد.
#خبر
🆔 @ActorJoongi
چهرهای که هرگز پیش از این به ما نشان نداده است.
وقتی آن چهره آشکار شود، داستان واقعی دوچابی آغاز خواهد شد.
شمشیر لی جونگی به سوی چه چیزی نشانه رفته است؟
لی جونگی در حال بازگشت به ژانر ساگوک (درام تاریخی) است. اما این بار، با چهرهای متفاوت از آنچه تاکنون از لی جونگی میشناختهایم.
در تاریخ ۱۳ اوت، نتفلیکس از فهرست چشمگیر بازیگران فیلم اکشن تاریخی «دوچابی» (Dochabi) رونمایی کرد؛ فیلمی با حضور کیم دو هون در نقش اصلی، در کنار جون جونگ سو، لی جونگی، لی سانگ یی و بائه این هیوک.
سکان هدایت این پروژه تأییدشده را آن ته جین، کارگردان فیلم «جغد شب» (The Night Owl)، بر عهده دارد و هوانگ سونگ گو، نویسنده آثاری همچون «آنارشیست از کلونی» (Anarchist from Colony) و «نگهبان پادشاه» (The King's Warden)، نیز به او پیوسته است.
نامی که بیش از همه جلب توجه میکند، البته لی جونگی است. لی جونگی در آثار ساگوک، همواره تجسم «عدالت با شمشیر» بوده است. از شاخصههای نقشآفرینیهای او در آثار تاریخی، شخصیتهای قهرمانیای هستند که با حرکات اکشن چشمگیر، بازیهای احساسی پرشدت و تراژدیهای ریشهدار و عمیق به آنها جان بخشیده است.
با این حال، «دوچابی» وعده میدهد که این فرمول را بهکلی دگرگون کند.
دوچابی فقط یک بازگشت به ساگوک برای او نیست
برای لی جونگی، «دوچابی» فقط بازگشت به ژانر ساگوک نیست. داستان «دوچابی» در مناطق مرزی و کوهستانی میگذرد؛ جایی که هواجئونمینها (کشاورزان) در آن سکونتگاههایی برپا کردهاند. این اثر داستان «آهای»، زنی از قوم جورچن، و «تهسان»، سربازی سابق، را روایت میکند که با «یی دو گوان»، شکارچی نقابدار و مرموز کشاورزان، مبارزه میکنند و همچنین چگونگی آن را به تصویر میکشد که این دو چگونه به نام «دوچابی» شناخته میشوند.
عنوان «دوچابی» واژهای اصیل کرهای برای «دوکبی» است. جالب اینکه این موجود افسانهای کرهای، یعنی «دوکبی»، با هیولاهای موجود در فانتزی غربی تفاوت دارد. دوکبی اگرچه موجودی ترسناک است، اما در عین حال شخصیتی کمیک نیز دارد؛ موجودی که انسانها را مجازات میکند و همچون آینهای، بازتابدهندهی خواستهها و امیال انسانی است.
بنابراین، این احتمال وجود دارد که فیلم «دوچابی» پرسشهای پیچیدهای را مطرح کند:
«هیولاها به دنیا میآیند یا ساخته میشوند؟»
«اگر انسانی برای بقا، نقاب یک هیولا را بر چهره بزند، آیا میتواند همچنان واقعا انسان باقی بماند؟»
در مرکز این پرسشها، لی جونگی قرار دارد.
ماجرای جالب انتخاب لی
انتخاب لی جونگی برای این نقش، بهویژه با توجه به مسیر حرفهای او بهعنوان یک بازیگر، بسیار جالب توجه است. لی برای مدت طولانی، شخصیتهایی با باورها و اهدافی محکم و استوار را به تصویر کشیده است. در حالی که بدن او هنگام اجرای بدلکاریها و صحنههای اکشن، حرکاتی سریع و دقیق داشت، احساساتی که این حرکات برمیانگیختند، همواره حامل زخمها و تنهایی بودند.
به همین دلیل، اینکه لی جونگی نقش یک شرور را ایفا میکند؛ شخصیتی که کاملا با نقشهای قبلی او متفاوت است، بهخودیخود روایتی مستقل است.
در نهایت، آنچه بیش از همه اهمیت دارد این نیست که «لی جونگی نقش شرور را ایفا میکند»، بلکه این است که «مخاطبان چگونه این تصویر از شر را که با چهرهی لی جونگی خلق شده است، دریافت خواهند کرد.»
وقتی بازیگری که تا این حد با او آشنا هستیم، چهرهای را به ما نشان میدهد که برایمان کاملا تازه و ناآشناست، به تماشای این شخصیت در طول داستان ادامه خواهیم داد.
دلایل بیشتری برای چشمانتظار «دوچابی» بودن.
کارگردان آن تهجین دلیل دیگری برای چشمانتظار بودن «دوچابی» است. این کارگردان در نخستین تجربهاش در ساخت یک فیلم بلند تجاری، «جغد شب» (The Night Owl)، بهجای بازنمایی سادهی رویدادهای تاریخی، با بهرهگیری از محدودیتهای فضایی و تنشی که از شرایط موجود ایجاد میشد، مخاطبان را با خود همراه کرد.
در «دوچابی»، شاهد بهکارگیری زیرکی و هوشمندی او در فضای مناطق مرزی و کوهستانی خواهیم بود. فضای مکانی «دوچابی» از محدودههای معمول در آثار ساگوک، یعنی قصرها یا قلعهها، خارج شده است.
در اعماق کوهستان. مرزها. سکونتگاههای کشاورزان. نقابی مرموز. شکارچیای که شبها از دل تاریکی پدیدار میشود.
این ترکیب میتواند این ظرفیت را به فیلم بدهد که فراتر از ژانر ساگوک گسترش یابد و به ژانرهای تریلر، اکشن و معمایی وارد شود؛ در حالی که ریشههایی در فرهنگ عامیانه کرهای دارد.
#خبر
🆔 @ActorJoongi
❤8❤🔥2👍2💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
مقاله ی نیور- چهرهای ناآشنا از لی جونگی آشنای ما #خبر 🆔 @ActorJoongi
چالش واقعی برای لی جونگی، اکشن نیست.
لی جونگی ارتباط نزدیکی با ژانر اکشن داشته است. چالش واقعی و دشوار برای او این نیست که شمشیر به دست بگیرد و بدنش را به اینسو و آنسو پرتاب کند؛ بلکه این است که تا حد امکان مرزهای دنیای درونی این شخصیت شمشیرزن را گسترش دهد و آن را از حالت آشنا خارج کند.
مخاطبان از قبل میدانند که باید از اکشن لی جونگی چه انتظاری داشته باشند. آنها از قبل میدانند که او با چه سرعتی حرکت میکند، چشمانش هنگام اجرای نقش چقدر نافذ به نظر میرسند و وقتی مجبور است تا پایان دوام بیاورد، چهرهی خونآلودش چه شکلی میشود.
بنابراین، مانعی که «دوچابی» برای لی جونگی ایجاد میکند، شدت بدلکاریهای اکشن نیست. بلکه چالش این است که «لی جونگی» را از آن ویژگیهای قهرمانانهای که مخاطبان انتظار دارند در او ببینند، عاری کند.
جالبتر از همه این خواهد بود که ببینیم او چگونه میتواند مخاطبان را متقاعد کند بازیگری که همیشه او را یک قهرمان میدانستهاند، در واقع میتواند به یک هیولا نزدیکتر باشد. این چالشبرانگیزترین وظیفهی لی جونگی در «دوچابی» خواهد بود.
چرا «دوچابی» و نه «دوکبی»؟
عنوان فیلم نیز سرنخی از هدفی که این اثر دنبال میکند به ما میدهد. «دوچابی» واژهای اصیل کرهای برای «دوکبی» است. انتخاب این واژهی ناآشنا برای عنوان فیلم، گویی اعلامی است مبنی بر اینکه سازندگان میخواهند جهانی کاملا متفاوت از تصاویری که تاکنون از دوکبی برایمان ساخته شده است، خلق کنند.
این عنوان نوید ارائهی یک ژانر جدید کرهای را میدهد که فرهنگ عامیانه و اکشن را در بستری از مرزها و کوهستانها با یکدیگر ترکیب میکند؛ نه ساگوکی که بارها و بارها در فضای قصرها تکرار شده است.
اگر «دوچابی» به موفقیت برسد، میتواند به گسترش فضاها و بسترهای داستانی ساگوک کرهای کمک کند؛ از قصرها به کوهستانها، از پادشاهان به مردم عادی، و از تاریخ ثبتشده به فرهنگ عامه.
و در مرکز تمام این تغییرات، لی جونگی قرار خواهد داشت.
آنچه لی جونگی به ما نشان خواهد داد
«دوچابی» هم برای لی جونگی و هم برای صنعت سینما اهمیت زیادی دارد.لی جونگی که تاکنون بیشتر بر آثار تلویزیونی تمرکز داشته است، اکنون با برانگیختن کنجکاوی ما درباره اینکه در سینما چه چهرهای از خود به ما نشان خواهد داد، توجهها را به خود جلب کرده است.
از آنجا که این اثر در پلتفرم جهانی نتفلیکس منتشر خواهد شد، بازی لی در ژانر اکشن تاریخی و ایفای نقش او در این شخصیت، نهتنها توسط مخاطبان داخلی، بلکه توسط مخاطبان سراسر جهان نیز دیده خواهد شد. اما خلاصه کردن بازگشت او صرفا در قالب اعدادی مانند «بازگشت به سینما پس از ۱۰ سال»، بهسادگی حق مطلب را ادا نمیکند.
مهمتر از آن، این است که او با چه چیزی برمیگردد. لی جونگی آماده میشود تا در ساگوک، ژانری که بیش از هر ژانر دیگری با آن آشناست، ناآشناترین چهرهاش را به ما نشان دهد.
او دیگر یک قهرمان شمشیر به دست نیست، بلکه چهرهای نقابدار است. دیگر ناجی مردم نیست، بلکه مایهی ترس مردم است. شخصیتی که تنها در زیر چهرهی یک هیولا، انسان میشود.
فیلم «دوچابی» این پرسش را مطرح میکند که لی جونگی چه چهرههایی دارد.
دلیلی برای چشمانتظار «دوچابی» بودن
چهرهای که لی جونگی هرگز پیش از این به ما نشان نداده است. وقتی آن چهره سرانجام آشکار شود، داستان واقعی «دوچابی» آغاز خواهد شد.
آنگاه مخاطبان خواهند پرسید: آیا باید از دوکبی نقابدار بترسیم، یا از انسانهایی که آنها را وادار به بر چهره زدن آن نقابها کردهاند؟
کارگردان آن تهجین که با «جغد شب»، اثری سرشار از تنش، استانداردهای ژانر ساگوک را ارتقا داد؛ هوانگ سونگ گو، نویسنده؛ و بازیگرانی همچون لی جونگی، جون جونگسو و کیم دو هون. اینها دقیقا همان دلایلی هستند که باید به خاطرشان چشمانتظار «دوچابی»، موردانتظارترین اثر اکشن ساگوک کرهای، باشیم.
#خبر
🆔 @ActorJoongi
لی جونگی ارتباط نزدیکی با ژانر اکشن داشته است. چالش واقعی و دشوار برای او این نیست که شمشیر به دست بگیرد و بدنش را به اینسو و آنسو پرتاب کند؛ بلکه این است که تا حد امکان مرزهای دنیای درونی این شخصیت شمشیرزن را گسترش دهد و آن را از حالت آشنا خارج کند.
مخاطبان از قبل میدانند که باید از اکشن لی جونگی چه انتظاری داشته باشند. آنها از قبل میدانند که او با چه سرعتی حرکت میکند، چشمانش هنگام اجرای نقش چقدر نافذ به نظر میرسند و وقتی مجبور است تا پایان دوام بیاورد، چهرهی خونآلودش چه شکلی میشود.
بنابراین، مانعی که «دوچابی» برای لی جونگی ایجاد میکند، شدت بدلکاریهای اکشن نیست. بلکه چالش این است که «لی جونگی» را از آن ویژگیهای قهرمانانهای که مخاطبان انتظار دارند در او ببینند، عاری کند.
جالبتر از همه این خواهد بود که ببینیم او چگونه میتواند مخاطبان را متقاعد کند بازیگری که همیشه او را یک قهرمان میدانستهاند، در واقع میتواند به یک هیولا نزدیکتر باشد. این چالشبرانگیزترین وظیفهی لی جونگی در «دوچابی» خواهد بود.
چرا «دوچابی» و نه «دوکبی»؟
عنوان فیلم نیز سرنخی از هدفی که این اثر دنبال میکند به ما میدهد. «دوچابی» واژهای اصیل کرهای برای «دوکبی» است. انتخاب این واژهی ناآشنا برای عنوان فیلم، گویی اعلامی است مبنی بر اینکه سازندگان میخواهند جهانی کاملا متفاوت از تصاویری که تاکنون از دوکبی برایمان ساخته شده است، خلق کنند.
این عنوان نوید ارائهی یک ژانر جدید کرهای را میدهد که فرهنگ عامیانه و اکشن را در بستری از مرزها و کوهستانها با یکدیگر ترکیب میکند؛ نه ساگوکی که بارها و بارها در فضای قصرها تکرار شده است.
اگر «دوچابی» به موفقیت برسد، میتواند به گسترش فضاها و بسترهای داستانی ساگوک کرهای کمک کند؛ از قصرها به کوهستانها، از پادشاهان به مردم عادی، و از تاریخ ثبتشده به فرهنگ عامه.
و در مرکز تمام این تغییرات، لی جونگی قرار خواهد داشت.
آنچه لی جونگی به ما نشان خواهد داد
«دوچابی» هم برای لی جونگی و هم برای صنعت سینما اهمیت زیادی دارد.لی جونگی که تاکنون بیشتر بر آثار تلویزیونی تمرکز داشته است، اکنون با برانگیختن کنجکاوی ما درباره اینکه در سینما چه چهرهای از خود به ما نشان خواهد داد، توجهها را به خود جلب کرده است.
از آنجا که این اثر در پلتفرم جهانی نتفلیکس منتشر خواهد شد، بازی لی در ژانر اکشن تاریخی و ایفای نقش او در این شخصیت، نهتنها توسط مخاطبان داخلی، بلکه توسط مخاطبان سراسر جهان نیز دیده خواهد شد. اما خلاصه کردن بازگشت او صرفا در قالب اعدادی مانند «بازگشت به سینما پس از ۱۰ سال»، بهسادگی حق مطلب را ادا نمیکند.
مهمتر از آن، این است که او با چه چیزی برمیگردد. لی جونگی آماده میشود تا در ساگوک، ژانری که بیش از هر ژانر دیگری با آن آشناست، ناآشناترین چهرهاش را به ما نشان دهد.
او دیگر یک قهرمان شمشیر به دست نیست، بلکه چهرهای نقابدار است. دیگر ناجی مردم نیست، بلکه مایهی ترس مردم است. شخصیتی که تنها در زیر چهرهی یک هیولا، انسان میشود.
فیلم «دوچابی» این پرسش را مطرح میکند که لی جونگی چه چهرههایی دارد.
دلیلی برای چشمانتظار «دوچابی» بودن
چهرهای که لی جونگی هرگز پیش از این به ما نشان نداده است. وقتی آن چهره سرانجام آشکار شود، داستان واقعی «دوچابی» آغاز خواهد شد.
آنگاه مخاطبان خواهند پرسید: آیا باید از دوکبی نقابدار بترسیم، یا از انسانهایی که آنها را وادار به بر چهره زدن آن نقابها کردهاند؟
کارگردان آن تهجین که با «جغد شب»، اثری سرشار از تنش، استانداردهای ژانر ساگوک را ارتقا داد؛ هوانگ سونگ گو، نویسنده؛ و بازیگرانی همچون لی جونگی، جون جونگسو و کیم دو هون. اینها دقیقا همان دلایلی هستند که باید به خاطرشان چشمانتظار «دوچابی»، موردانتظارترین اثر اکشن ساگوک کرهای، باشیم.
#خبر
🆔 @ActorJoongi
❤7❤🔥5👍1🔥1💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
مصاحبه ی جونگی و کنتارو با TV LIFE #مصاحبه #بازی_ادمربایی 🆔 @ActorJoongi
س: فیلمبرداری از ژاپن شروع شد و بعد در کره جنوبی، تایپه، سنگاپور و دیگر شهرهای آسیایی ادامه پیدا کرد. اعلام شده بود که این سریال در ۱۸ کشور و منطقه پخش و منتشر خواهد شد. وقتی برای اولین بار درباره ی این پروژه شنیدید، چه فکری کردید؟
کنتارو: راستش، اولش نگران بودم. با خودم فکر میکردم واقعا ممکنه فیلمبرداری در چندین شهر مختلف آسیا امکانپذیر باشه؟
جونگی: من هم دقیقا همین حس رو داشتم. با خودم میگفتم: «واقعا میتونیم از پسش بربیایم؟» ولی در عین حال، کمکم امیدوار شدم که اگه واقعا عملی بشه، میتونه یه اثر فوقالعاده باشه.
کنتارو: بعد، هرچی بیشتر با تهیهکنندهها و کارگردان صحبت کردم، کمکم این پروژه برام واقعیتر شد. چیزی که من رو جذب کرد، اشتیاق و انگیزهای بود که گروه سازنده برای انجام این پروژه ی عظیم از خودشون نشون میداد.
جونگی: راستش، یکی از دلایل مهم دیگه این بود که کنتارو بازیگر بود. همیشه دوست داشتم در کنارش کار کنم. خیلی خوشحالم که آرزوم توی این پروژه ی بزرگ و فوقالعاده برآورده شد!
کنتارو: من هم خیلی منتظر بودم که با جونگی کار کنم. وقتی واقعا در کنارش بازی کردم، اینطور برداشت کردم که جونگی «بازیگریه که از ته دل بازی میکنه». مطمئن میشه که احساسات شخصیتی رو که بازی میکنه بهدرستی درک کنه و بعد همون احساسات رو همونطور که به وجود میان، به نمایش میذاره. بازی کردن روبهروی جونگی باعث شد چشمم به روی طیف گستردهای از احتمالات باز بشه.
س: کنتارو نقش نیده توشیرو، کارآگاهی را بازی میکند که همسر محبوبش ربوده شده است؛ جونگی نیز نقش کیجو، جراح و پدری را بازی میکند که دختر عزیزش ربوده شده است.
کنتارو: موقع بازی کردن این شخصیت، تمرکزم روی احساس «خشم» بود. چون خشم انرژی خیلی شدیدی داره، حفظ کردنش در طول بازی سخت بود. نشون دادن شکلهای مختلف خشم، یکی از چالشهای بزرگ من توی این پروژه بود.
جونگی: کیجو نقطه ی مقابل نیدهست؛ کسی که فراز و نشیبهای احساسی زیادی داره. کیجو شخصیتی آروم و دقیق داره. اما وقتی این دوتا با هم شروع به تحقیق درباره ی پروندهها کردن، باید طوری به نظر میرسیدیم که انگار شریک و همکار هم هستن. برای همین به واکنشهایی که کنتارو به من نشون میداد، خیلی دقت میکردم.
کنتارو: نیده و کیجو با هم شریک و همکار میشن، اما صحنههایی هم هست که در مقابل هم قرار میگیرن. بنابراین، ایجاد تعادل بین این دو شخصیت هم بخش سخت کار بود.
جونگی: یکی دیگه از بخشهای سخت این بود که فیلمبرداری رو به ترتیب زمانی داستان انجام نمیدادیم. اولین روز فیلمبرداری من، صحنهای از بخشهای پایانی داستان رو گرفتیم که احساسات توش به اوج میرسید. برای همین، از همون اول کار خیلی مضطرب و نگران بودم. این موضوع باعث شد بهعنوان بازیگر هم بیشتر رشد کنم.
س: اگر شخص مورد علاقهتون، درست مثل شخصیت شما در داستان، ربوده بشه، چه کار میکنید؟
کنتارو: فکر نمیکنم بتونم مثل نیده اینقدر جسورانه عمل کنم و جلو برم. برای همین فکر میکنم انتخابهایی که نیده میکنه واقعا شگفتانگیزن و حتی اگه فقط یه شخصیت باشه، من احترام خیلی زیادی براش قائلم، مثل یک انسان به یک انسان دیگه.
جونگی: من هم فکر نمیکنم بتونم مثل کیجو رفتار کنم. چون فکر میکنم در نهایت، آدمها معمولا اول به خودشون فکر میکنن. اما در واقع، از اعضای گروهم پرسیدم که اگه توی چنین موقعیتی قرار بگیرن، چه کار میکنن. و در خیلی از موارد، جوابهایی که گرفتم کاملا با تصمیمهایی که شخصیت من میگیره متفاوت بود. فهمیدم که خیلی از مردم ایدههای نسبتا سادهای برای محافظت از آدمهای مورد علاقهشون دارن.
کنتارو: بهعنوان بازیگری که این شخصیت رو بازی میکنه، میخواستم همه ی انتخابهاش رو بپذیرم، اما یه بخشی از وجودم هم فکر میکرد که باید یه جور مخالفت و مقاومت هم وجود داشته باشه. وگرنه احساس میکردم بیش از حد روی انتخابها و تصمیمهای این شخصیت تمرکز میکنم و ممکنه همهچیز از هم بپاشه. برای همین، درست مثل کاری که جونگی کرد، سعی کردم قبل از شروع بازی، نظر آدمهای دیگه رو هم بدونم و بهشون فکر کنم.
جونگی: باور دارم این اثر احساسات و پیامهایی رو منتقل میکنه که ممکنه بینندهها برای اولین بار تجربهشون کنن. این داستان احساسات قدرتمندی رو در شما به وجود میاره. پس لطفا منتظرش باشید!
#مصاحبه #بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
کنتارو: راستش، اولش نگران بودم. با خودم فکر میکردم واقعا ممکنه فیلمبرداری در چندین شهر مختلف آسیا امکانپذیر باشه؟
جونگی: من هم دقیقا همین حس رو داشتم. با خودم میگفتم: «واقعا میتونیم از پسش بربیایم؟» ولی در عین حال، کمکم امیدوار شدم که اگه واقعا عملی بشه، میتونه یه اثر فوقالعاده باشه.
کنتارو: بعد، هرچی بیشتر با تهیهکنندهها و کارگردان صحبت کردم، کمکم این پروژه برام واقعیتر شد. چیزی که من رو جذب کرد، اشتیاق و انگیزهای بود که گروه سازنده برای انجام این پروژه ی عظیم از خودشون نشون میداد.
جونگی: راستش، یکی از دلایل مهم دیگه این بود که کنتارو بازیگر بود. همیشه دوست داشتم در کنارش کار کنم. خیلی خوشحالم که آرزوم توی این پروژه ی بزرگ و فوقالعاده برآورده شد!
کنتارو: من هم خیلی منتظر بودم که با جونگی کار کنم. وقتی واقعا در کنارش بازی کردم، اینطور برداشت کردم که جونگی «بازیگریه که از ته دل بازی میکنه». مطمئن میشه که احساسات شخصیتی رو که بازی میکنه بهدرستی درک کنه و بعد همون احساسات رو همونطور که به وجود میان، به نمایش میذاره. بازی کردن روبهروی جونگی باعث شد چشمم به روی طیف گستردهای از احتمالات باز بشه.
س: کنتارو نقش نیده توشیرو، کارآگاهی را بازی میکند که همسر محبوبش ربوده شده است؛ جونگی نیز نقش کیجو، جراح و پدری را بازی میکند که دختر عزیزش ربوده شده است.
کنتارو: موقع بازی کردن این شخصیت، تمرکزم روی احساس «خشم» بود. چون خشم انرژی خیلی شدیدی داره، حفظ کردنش در طول بازی سخت بود. نشون دادن شکلهای مختلف خشم، یکی از چالشهای بزرگ من توی این پروژه بود.
جونگی: کیجو نقطه ی مقابل نیدهست؛ کسی که فراز و نشیبهای احساسی زیادی داره. کیجو شخصیتی آروم و دقیق داره. اما وقتی این دوتا با هم شروع به تحقیق درباره ی پروندهها کردن، باید طوری به نظر میرسیدیم که انگار شریک و همکار هم هستن. برای همین به واکنشهایی که کنتارو به من نشون میداد، خیلی دقت میکردم.
کنتارو: نیده و کیجو با هم شریک و همکار میشن، اما صحنههایی هم هست که در مقابل هم قرار میگیرن. بنابراین، ایجاد تعادل بین این دو شخصیت هم بخش سخت کار بود.
جونگی: یکی دیگه از بخشهای سخت این بود که فیلمبرداری رو به ترتیب زمانی داستان انجام نمیدادیم. اولین روز فیلمبرداری من، صحنهای از بخشهای پایانی داستان رو گرفتیم که احساسات توش به اوج میرسید. برای همین، از همون اول کار خیلی مضطرب و نگران بودم. این موضوع باعث شد بهعنوان بازیگر هم بیشتر رشد کنم.
س: اگر شخص مورد علاقهتون، درست مثل شخصیت شما در داستان، ربوده بشه، چه کار میکنید؟
کنتارو: فکر نمیکنم بتونم مثل نیده اینقدر جسورانه عمل کنم و جلو برم. برای همین فکر میکنم انتخابهایی که نیده میکنه واقعا شگفتانگیزن و حتی اگه فقط یه شخصیت باشه، من احترام خیلی زیادی براش قائلم، مثل یک انسان به یک انسان دیگه.
جونگی: من هم فکر نمیکنم بتونم مثل کیجو رفتار کنم. چون فکر میکنم در نهایت، آدمها معمولا اول به خودشون فکر میکنن. اما در واقع، از اعضای گروهم پرسیدم که اگه توی چنین موقعیتی قرار بگیرن، چه کار میکنن. و در خیلی از موارد، جوابهایی که گرفتم کاملا با تصمیمهایی که شخصیت من میگیره متفاوت بود. فهمیدم که خیلی از مردم ایدههای نسبتا سادهای برای محافظت از آدمهای مورد علاقهشون دارن.
کنتارو: بهعنوان بازیگری که این شخصیت رو بازی میکنه، میخواستم همه ی انتخابهاش رو بپذیرم، اما یه بخشی از وجودم هم فکر میکرد که باید یه جور مخالفت و مقاومت هم وجود داشته باشه. وگرنه احساس میکردم بیش از حد روی انتخابها و تصمیمهای این شخصیت تمرکز میکنم و ممکنه همهچیز از هم بپاشه. برای همین، درست مثل کاری که جونگی کرد، سعی کردم قبل از شروع بازی، نظر آدمهای دیگه رو هم بدونم و بهشون فکر کنم.
جونگی: باور دارم این اثر احساسات و پیامهایی رو منتقل میکنه که ممکنه بینندهها برای اولین بار تجربهشون کنن. این داستان احساسات قدرتمندی رو در شما به وجود میاره. پس لطفا منتظرش باشید!
#مصاحبه #بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
❤🔥7❤2💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
مصاحبه ی جونگی و کنتارو با TV LIFE #مصاحبه #بازی_ادمربایی 🆔 @ActorJoongi
س: چه چیزهایی رو در زندگی روزمرهتون ارزشمند میدونید؟
کنتارو: امیدوارم آدمهایی که باهاشون سر صحنه کار کردم، خاطرات خوبی با خودشون به خونه ببرن. ما معمولا برای ساخت یک سریال، سه تا چهار ماه با هم کار میکنیم و وقتی کار تموم میشه، همهمون به سراغ صحنه های دیگه میریم.
برای همین میخوام برای همین زمان کوتاهی که با هم میگذرونیم ارزش قائل باشم و باور دارم که با جمع شدن همین تجربهها، تبدیل به نیروی محرکه ی پشت یک پروژه میشن.
جونگی: برای من، دعا کردنه. به طور کلی، دعا میکنم صلح حفظ بشه. در مورد اطرافیانم، دعا میکنم «اینیون» من (ارتباطات و پیوندهایی که با آدمها دارم) حفظ بشه. امیدوارم تمام این «اینیون»هایی که با خانواده، دوستان، همکاران و همه ی آدمهایی که زندگی من رو تشکیل میدن دارم، برای همیشه ادامه داشته باشن. هر روز دعا میکنم: «امیدوارم که زندگی همه پر از برکت باشه.» این تبدیل به بخشی از برنامه ی روزمرهم شده.
#مصاحبه #بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
کنتارو: امیدوارم آدمهایی که باهاشون سر صحنه کار کردم، خاطرات خوبی با خودشون به خونه ببرن. ما معمولا برای ساخت یک سریال، سه تا چهار ماه با هم کار میکنیم و وقتی کار تموم میشه، همهمون به سراغ صحنه های دیگه میریم.
برای همین میخوام برای همین زمان کوتاهی که با هم میگذرونیم ارزش قائل باشم و باور دارم که با جمع شدن همین تجربهها، تبدیل به نیروی محرکه ی پشت یک پروژه میشن.
جونگی: برای من، دعا کردنه. به طور کلی، دعا میکنم صلح حفظ بشه. در مورد اطرافیانم، دعا میکنم «اینیون» من (ارتباطات و پیوندهایی که با آدمها دارم) حفظ بشه. امیدوارم تمام این «اینیون»هایی که با خانواده، دوستان، همکاران و همه ی آدمهایی که زندگی من رو تشکیل میدن دارم، برای همیشه ادامه داشته باشن. هر روز دعا میکنم: «امیدوارم که زندگی همه پر از برکت باشه.» این تبدیل به بخشی از برنامه ی روزمرهم شده.
#مصاحبه #بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
❤🔥10❤2💘1
❤🔥9💘2😍1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
Photo
سؤال: وقتی اولین بار نقشهاتون بهتون پیشنهاد شد، چه فکری کردید؟
کنتارو:
این روزها توی چند تا پروژه همکاری داشتم و خارج از کشور هم فیلمبرداری کردم، ولی وقتی درباره بزرگی این پروژه و دنیای داستانش که توی چند تا شهر آسیایی اتفاق میافته شنیدم، راستش با خودم گفتم: «واقعا میتونیم اینو فیلمبرداری کنیم؟» ولی بعد از چند جلسه که درباره فیلمنامه صحبت کردیم، کمکم حس کردم این پروژه داره واقعاً شکل میگیره.
جونگی:
دقیقا همونطور که کنتارو گفت. منم با خودم گفتم: «واقعا میتونیم این کارو انجام بدیم؟» در عین حال، فکر کردم اگه بتونیم از پسش بربیایم، واقعا یه کار خیلی سرگرمکننده و عالی از آب درمیاد، برای همین همون اول تصمیم گرفتم این نقش رو قبول کنم. از طرفی، همیشه دوست داشتم با کنتارو کار کنم. برای همین نمیدونم این اتفاق یه جور تصادف بود یا قسمت و سرنوشت، ولی واقعا خیلی خوشحال بودم که تونستم توی این پروژه فوقالعاده باهاش کار کنم. هر روز با یه چالش جدید پشت سر هم روبهرو میشدم، ولی هر روز واقعا حس میکنم خوششانس بودم که بخشی از این پروژه هستم.
سؤال: بعد از شروع فیلمبرداری، از چه زمانی متوجه شدید که ابعاد این پروژه واقعا خیلی بزرگه؟
کنتارو:
وقتی بالاخره فیلمبرداری رو شروع کردم، متوجه شدم که در روز اول حتی هیچ دیالوگ ژاپنیای هم نداشتم. وقتی اتفاقهایی از این دست یکی پس از دیگری پیش میاومد، کمکم این پروژه برام واقعیتر شد. از طرفی، تحت تاثیر اراده و اشتیاق کارگردانها و تهیهکنندههایی قرار گرفتم که پذیرفته بودن چنین پروژه بزرگی رو به چالش بکشن.
سؤال: وقتی برای اولین بار فیلمنامه رو خوندید، چه فکری کردید؟
کنتارو:
کارگردان گفته بود که دوست داره شخصیت «نیده» احساس خشم رو در خودش داشته باشه، اما من شخصا خشم زیادی درونم ندارم. شاید در ظاهر به نظر بیاد که برای نشون دادن خشم، فقط کافیه صدام رو بالا ببرم یا چند تا حرکت خاص انجام بدم، اما این برای من چالش سختی بود، چون باید اون خشم رو بهصورت آرام و در سکوت حفظ میکردم و بعدتر، در عین حال، غمی رو که نیده با خودش حمل میکنه هم به تصویر میکشیدم.
جونگی:
فیلمنامه واقعا خوندنی و جذاب بود و کل روند حل کردن سرنخها و کنار هم گذاشتن تکههای پازل بازی، حسابی هیجانزدهام میکرد. از طرفی، خیلی هیجان داشتم که قرار بود در کنار بازیگرهایی از کشورهای دیگه کار کنم. دلم میخواست هرچه زودتر فیلمبرداری رو شروع کنم.
سؤال: این پروژه اولین همکاری شما با یکدیگره. برداشت اولیهای که از کارهای همدیگه داشتید، بعد از اینکه حضوری همدیگه رو ملاقات کردید، چطور تغییر کرد؟
کنتارو:
قبل از اینکه از نزدیک ببینمش، یه تصویر کلی و مبهم ازش داشتم که از تماشای کارهاش توی ذهنم شکل گرفته بود. اما وقتی واقعا از نزدیک ملاقاتش کردم، دیدم خیلی آروم، مهربون و ملایمه. سر صحنه، به تکتک اعضای گروه احترام میذاشت، برای همین فکر میکردم بقیه هم سر صحنه احساس میکنن محیط کاری خیلی خوبی دارن و حسابی بهشون خوش میگذره. این سریال اتفاقات ۱۰ روز رو روایت میکنه، بنابراین پر از صحنههای پرتنشه. اما جونگی باعث میشد فضای پشت صحنه تا لحظهای که دوربینها شروع به فیلمبرداری میکردن، خیلی راحت و صمیمی باشه... این موضوع خیلی به من کمک کرد. مهمتر از همه، احساس میکردم ما کاملا با هم همفکر و همموج هستیم.
جونگی:
برداشت اولیهای که از کنتارو داشتم این بود که آدم خیلی پاک، مهربون و گرمیه. بازیگریش بینقصه و رهبری خیلی خوبی هم داره؛ انگار توی صحنه راه رو برای همه ما باز میکنه و جلوتر از بقیه حرکت میکنه. وقتی درباره نگرانیهامون در مورد پروژه با هم صحبت میکردیم، حس کردم که واقعا وابستگی و علاقه عمیقی به این پروژه داره.
سؤال: آیا اثر یا بازی خاصی از همدیگه هست که بیشتر از همه در خاطرتون مونده باشه؟
کنتارو:
برای من، «گل شیطان» بود. در کل، از داستان و فضای درام خیلی لذت بردم. بیشتر از همه، فکر میکردم جونگی توی این اثر فوقالعاده بود. چشمهای جونگی داستانهای مختلفی رو روایت میکنن؛ از یه طرف، از چشمهاش میشه فهمید که داره لذت میبره، اما در عین حال، نشونههایی از غمی عمیق رو هم در خودشون دارن. حتی وقتی حالت چهرهاش آروم و مهربونه، در واقع به نظر میرسه که به چیزهای متفاوت و دیگری فکر میکنه. به عبارت دیگه، اون فقط یک احساس رو در هر لحظه منتقل نمیکرد. برای همین، بین اولین و دومین باری که کارش رو دیدم، احساسات متفاوتی داشتم. اون موقع هیچوقت تصور نمیکردم که یه روز بتونم در کنار جونگی کار کنم. وقتی شنیدم جونگی قراره در این پروژه بازی کنه، واقعا از شدت هیجان ذوقزده شده بودم.
#مصاحب
#بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
کنتارو:
این روزها توی چند تا پروژه همکاری داشتم و خارج از کشور هم فیلمبرداری کردم، ولی وقتی درباره بزرگی این پروژه و دنیای داستانش که توی چند تا شهر آسیایی اتفاق میافته شنیدم، راستش با خودم گفتم: «واقعا میتونیم اینو فیلمبرداری کنیم؟» ولی بعد از چند جلسه که درباره فیلمنامه صحبت کردیم، کمکم حس کردم این پروژه داره واقعاً شکل میگیره.
جونگی:
دقیقا همونطور که کنتارو گفت. منم با خودم گفتم: «واقعا میتونیم این کارو انجام بدیم؟» در عین حال، فکر کردم اگه بتونیم از پسش بربیایم، واقعا یه کار خیلی سرگرمکننده و عالی از آب درمیاد، برای همین همون اول تصمیم گرفتم این نقش رو قبول کنم. از طرفی، همیشه دوست داشتم با کنتارو کار کنم. برای همین نمیدونم این اتفاق یه جور تصادف بود یا قسمت و سرنوشت، ولی واقعا خیلی خوشحال بودم که تونستم توی این پروژه فوقالعاده باهاش کار کنم. هر روز با یه چالش جدید پشت سر هم روبهرو میشدم، ولی هر روز واقعا حس میکنم خوششانس بودم که بخشی از این پروژه هستم.
سؤال: بعد از شروع فیلمبرداری، از چه زمانی متوجه شدید که ابعاد این پروژه واقعا خیلی بزرگه؟
کنتارو:
وقتی بالاخره فیلمبرداری رو شروع کردم، متوجه شدم که در روز اول حتی هیچ دیالوگ ژاپنیای هم نداشتم. وقتی اتفاقهایی از این دست یکی پس از دیگری پیش میاومد، کمکم این پروژه برام واقعیتر شد. از طرفی، تحت تاثیر اراده و اشتیاق کارگردانها و تهیهکنندههایی قرار گرفتم که پذیرفته بودن چنین پروژه بزرگی رو به چالش بکشن.
سؤال: وقتی برای اولین بار فیلمنامه رو خوندید، چه فکری کردید؟
کنتارو:
کارگردان گفته بود که دوست داره شخصیت «نیده» احساس خشم رو در خودش داشته باشه، اما من شخصا خشم زیادی درونم ندارم. شاید در ظاهر به نظر بیاد که برای نشون دادن خشم، فقط کافیه صدام رو بالا ببرم یا چند تا حرکت خاص انجام بدم، اما این برای من چالش سختی بود، چون باید اون خشم رو بهصورت آرام و در سکوت حفظ میکردم و بعدتر، در عین حال، غمی رو که نیده با خودش حمل میکنه هم به تصویر میکشیدم.
جونگی:
فیلمنامه واقعا خوندنی و جذاب بود و کل روند حل کردن سرنخها و کنار هم گذاشتن تکههای پازل بازی، حسابی هیجانزدهام میکرد. از طرفی، خیلی هیجان داشتم که قرار بود در کنار بازیگرهایی از کشورهای دیگه کار کنم. دلم میخواست هرچه زودتر فیلمبرداری رو شروع کنم.
سؤال: این پروژه اولین همکاری شما با یکدیگره. برداشت اولیهای که از کارهای همدیگه داشتید، بعد از اینکه حضوری همدیگه رو ملاقات کردید، چطور تغییر کرد؟
کنتارو:
قبل از اینکه از نزدیک ببینمش، یه تصویر کلی و مبهم ازش داشتم که از تماشای کارهاش توی ذهنم شکل گرفته بود. اما وقتی واقعا از نزدیک ملاقاتش کردم، دیدم خیلی آروم، مهربون و ملایمه. سر صحنه، به تکتک اعضای گروه احترام میذاشت، برای همین فکر میکردم بقیه هم سر صحنه احساس میکنن محیط کاری خیلی خوبی دارن و حسابی بهشون خوش میگذره. این سریال اتفاقات ۱۰ روز رو روایت میکنه، بنابراین پر از صحنههای پرتنشه. اما جونگی باعث میشد فضای پشت صحنه تا لحظهای که دوربینها شروع به فیلمبرداری میکردن، خیلی راحت و صمیمی باشه... این موضوع خیلی به من کمک کرد. مهمتر از همه، احساس میکردم ما کاملا با هم همفکر و همموج هستیم.
جونگی:
برداشت اولیهای که از کنتارو داشتم این بود که آدم خیلی پاک، مهربون و گرمیه. بازیگریش بینقصه و رهبری خیلی خوبی هم داره؛ انگار توی صحنه راه رو برای همه ما باز میکنه و جلوتر از بقیه حرکت میکنه. وقتی درباره نگرانیهامون در مورد پروژه با هم صحبت میکردیم، حس کردم که واقعا وابستگی و علاقه عمیقی به این پروژه داره.
سؤال: آیا اثر یا بازی خاصی از همدیگه هست که بیشتر از همه در خاطرتون مونده باشه؟
کنتارو:
برای من، «گل شیطان» بود. در کل، از داستان و فضای درام خیلی لذت بردم. بیشتر از همه، فکر میکردم جونگی توی این اثر فوقالعاده بود. چشمهای جونگی داستانهای مختلفی رو روایت میکنن؛ از یه طرف، از چشمهاش میشه فهمید که داره لذت میبره، اما در عین حال، نشونههایی از غمی عمیق رو هم در خودشون دارن. حتی وقتی حالت چهرهاش آروم و مهربونه، در واقع به نظر میرسه که به چیزهای متفاوت و دیگری فکر میکنه. به عبارت دیگه، اون فقط یک احساس رو در هر لحظه منتقل نمیکرد. برای همین، بین اولین و دومین باری که کارش رو دیدم، احساسات متفاوتی داشتم. اون موقع هیچوقت تصور نمیکردم که یه روز بتونم در کنار جونگی کار کنم. وقتی شنیدم جونگی قراره در این پروژه بازی کنه، واقعا از شدت هیجان ذوقزده شده بودم.
#مصاحب
#بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
❤🔥7❤2💘1
𝑳𝒆𝒆𝑱𝒐𝒐𝒏𝑮𝒊 𝑵𝒆𝒘𝒔🗞
سؤال: وقتی اولین بار نقشهاتون بهتون پیشنهاد شد، چه فکری کردید؟ کنتارو: این روزها توی چند تا پروژه همکاری داشتم و خارج از کشور هم فیلمبرداری کردم، ولی وقتی درباره بزرگی این پروژه و دنیای داستانش که توی چند تا شهر آسیایی اتفاق میافته شنیدم، راستش با خودم…
جونگی:
من کارهای مختلفی رو که کنتارو توشون بازیهای خیلی خوبی داشته، دیدم و به نظرم میاومد که بسته به هر اثر، حالوهوای متفاوتی از خودش نشون میده. اولش تصویر خیلی قوی و مردانهای ازش داشتم، اما در فیلم «امشب، در سینما» (Color Me True) کاملا متفاوت بود. من آدمی نیستم که خیلی گریه کنم، ولی وقتی این فیلم رو دیدم، نتونستم جلوی اشکام رو بگیرم؛ چون کنتارو جوری بازی میکرد که انگار احساساتش بهطور طبیعی از عمق قلبش سرچشمه میگرفت. این فیلم باعث شد پاکی و جذابیت کنتارو رو بیشتر درک کنم. واقعا عاشقش شدم و صادقانه، در حالی که اشک از صورتم سرازیر شده بود، با خودم گفتم: «واقعا دلم میخواد باهاش کار کنم.»
سؤال: و این آرزوتون با این همکاری به حقیقت تبدیل شد.
جونگی:
نمیدونم این همکاری اتفاقی شکل گرفت یا به خاطر سرنوشت بود، اما واقعا خوشحالم که از طریق این پروژه تونستم کنتارو رو ملاقات کنم و در کنارش کار کنم. کنتارو از خیلی جهات واقعا آدم جالب و جذابیه و یه پاکی و معصومیت خاصی در وجودش داره. این توصیف کاملا برازندهشه، چون بازیگریه که جذابیت فوقالعاده زیادی داره. خیلی خوشحالم که تونستم باهاش کار کنم.
— شکلگیری اعتماد در اولین همکاری و انگیزه گرفتن از بازی یکدیگر
سؤال: در طول همکاریتون، لحظهای بود که با خودتون بگید: «وای، چقدر عالیه!»؟
کنتارو:
وقتی با هم کار میکردیم، صحنههایی داشتیم که در اون شخصیت من و کیجو، شخصیت جونگی، در مقابل هم قرار میگرفتن و همینطور صحنههایی که با هم شریک و همکار میشدیم. در طول این صحنهها، وقتی کیجو رو تماشا میکردم، این حس رو داشتم که جونگی بعد از اینکه خیلی درباره شخصیتش فکر کرده، قطعا برداشت و تفسیر خودش رو از اون ساخته. برای همین، بازیش رو کاملا واقعی و باورپذیر میدونستم. لحظاتی بود که وقتی روبهروی جونگی قرار میگرفتم و چشم در چشم هم میشدیم، این چیزها کاملا بهطور طبیعی به من منتقل میشد.
سؤال: لحظهای بود که تحت تأثیر بازی جونگی قرار گرفته باشین؟
کنتارو:
من صحنههای گریه زیادی ندارم، اما وقتی کیجو رو در حالی دیدم که درد میکشید و رنج میبرد، اون حالت چهرهاش یه احساس عمیق در قلبم ایجاد کرد. شاید به این خاطر بود که جونگی از ته دل بازی میکرد. وقتی در حین بازی مقابلش با چنین لحظاتی روبهرو میشدم، چشمم رو به راه ها و امکان های مختلفی باز میکرد.
سؤال: تو چطور، جونگی؟
جونگی:
من واقعا تحت تأثیر این قرار گرفتم که چقدر روی کارش تمرکز داشت، چقدر توانمند بود که مشکلاتی رو که در لوکیشنهای مختلف باهاشون روبهرو میشدیم حل کنه و چقدر مشتاق بود راههای مختلفی رو امتحان کنه تا هرچی بیشتر برای کارش تلاش کنه. وقتی من همسنوسال کنتارو بودم، فکر نمیکنم هیچوقت توی موقعیتهایی مثل موقعیتهایی که کنتارو از پسشون برمیاومد قرار گرفته باشم. از این نظر، کار کردن باهاش واقعا الهام زیادی به من داد. حالا که اینهمه انرژی ازش گرفتم، دوست دارم این انرژی رو با آدمهای اطرافم که در پروژههای بعدی باهاشون کار میکنم، به اشتراک بذارم.
سؤال: شما در شهرهای مختلف و با زبانهای متفاوت سر صحنه کار کردید. مشکلی در برقراری ارتباط داشتید؟
جونگی:
کنتارو کرهای رو خوب صحبت میکنه.
کنتارو:
اصلا! جونگی ژاپنی رو میفهمه و خیلی هم روان صحبت میکنه، پس مطمئنم این سؤال رو هم که به ژاپنیه، کاملا متوجه شده. سر صحنه گاهی برای بیان بعضی ظرافتهای جزئی از زبان کرهای استفاده میکرد، ولی در اصل ژاپنی رو کاملا میفهمه.
جونگی:
ممنونم. من خیلی چیزها ازت یاد گرفتم. ولی احساس میکنم هنوز در حد یه زباناموز متوسطام.
کنتارو:
وقتی چیزهایی رو به کرهای میشنوم، فقط یه برداشت کلی ازشون پیدا میکنم و هنوز به کره ای مسلط نیستم. موقع بازی، برای اینکه ظرافتها و جزئیات احساسی رو بهتر متوجه بشم، از مترجم کمک میگرفتم. گاهی هم برای ارتباط برقرار کردن در موقعیتهای روزمره، از طریق مترجم گوش میدادم.
سؤال: شما دوتا با چند زبان مختلف، از جمله ژاپنی و کرهای، با هم ارتباط برقرار میکردید، درسته؟
جونگی:
من به انگلیسی، ژاپنی و کرهای صحبت میکردم...
کنتارو:
من فقط میتونستم چند کلمه کرهای صحبت کنم. ولی کیجوی جونگی میتونه ژاپنی صحبت کنه، چون قبلا یه مدت در ژاپن کار کرده بود. بنابراین، در اصل ما با هم به ژاپنی و انگلیسی صحبت میکردیم. انگلیسی من خیلی خوب نیست، برای همین دیالوگهای انگلیسیام رو سر صحنه حفظ میکردم. وقتی دوربینها در حال فیلمبرداری نبودن، صحبت کردن با بازیگرهایی از کشورهای مختلف خیلی برام لذتبخش بود.
#مصاحبه
#بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
من کارهای مختلفی رو که کنتارو توشون بازیهای خیلی خوبی داشته، دیدم و به نظرم میاومد که بسته به هر اثر، حالوهوای متفاوتی از خودش نشون میده. اولش تصویر خیلی قوی و مردانهای ازش داشتم، اما در فیلم «امشب، در سینما» (Color Me True) کاملا متفاوت بود. من آدمی نیستم که خیلی گریه کنم، ولی وقتی این فیلم رو دیدم، نتونستم جلوی اشکام رو بگیرم؛ چون کنتارو جوری بازی میکرد که انگار احساساتش بهطور طبیعی از عمق قلبش سرچشمه میگرفت. این فیلم باعث شد پاکی و جذابیت کنتارو رو بیشتر درک کنم. واقعا عاشقش شدم و صادقانه، در حالی که اشک از صورتم سرازیر شده بود، با خودم گفتم: «واقعا دلم میخواد باهاش کار کنم.»
سؤال: و این آرزوتون با این همکاری به حقیقت تبدیل شد.
جونگی:
نمیدونم این همکاری اتفاقی شکل گرفت یا به خاطر سرنوشت بود، اما واقعا خوشحالم که از طریق این پروژه تونستم کنتارو رو ملاقات کنم و در کنارش کار کنم. کنتارو از خیلی جهات واقعا آدم جالب و جذابیه و یه پاکی و معصومیت خاصی در وجودش داره. این توصیف کاملا برازندهشه، چون بازیگریه که جذابیت فوقالعاده زیادی داره. خیلی خوشحالم که تونستم باهاش کار کنم.
— شکلگیری اعتماد در اولین همکاری و انگیزه گرفتن از بازی یکدیگر
سؤال: در طول همکاریتون، لحظهای بود که با خودتون بگید: «وای، چقدر عالیه!»؟
کنتارو:
وقتی با هم کار میکردیم، صحنههایی داشتیم که در اون شخصیت من و کیجو، شخصیت جونگی، در مقابل هم قرار میگرفتن و همینطور صحنههایی که با هم شریک و همکار میشدیم. در طول این صحنهها، وقتی کیجو رو تماشا میکردم، این حس رو داشتم که جونگی بعد از اینکه خیلی درباره شخصیتش فکر کرده، قطعا برداشت و تفسیر خودش رو از اون ساخته. برای همین، بازیش رو کاملا واقعی و باورپذیر میدونستم. لحظاتی بود که وقتی روبهروی جونگی قرار میگرفتم و چشم در چشم هم میشدیم، این چیزها کاملا بهطور طبیعی به من منتقل میشد.
سؤال: لحظهای بود که تحت تأثیر بازی جونگی قرار گرفته باشین؟
کنتارو:
من صحنههای گریه زیادی ندارم، اما وقتی کیجو رو در حالی دیدم که درد میکشید و رنج میبرد، اون حالت چهرهاش یه احساس عمیق در قلبم ایجاد کرد. شاید به این خاطر بود که جونگی از ته دل بازی میکرد. وقتی در حین بازی مقابلش با چنین لحظاتی روبهرو میشدم، چشمم رو به راه ها و امکان های مختلفی باز میکرد.
سؤال: تو چطور، جونگی؟
جونگی:
من واقعا تحت تأثیر این قرار گرفتم که چقدر روی کارش تمرکز داشت، چقدر توانمند بود که مشکلاتی رو که در لوکیشنهای مختلف باهاشون روبهرو میشدیم حل کنه و چقدر مشتاق بود راههای مختلفی رو امتحان کنه تا هرچی بیشتر برای کارش تلاش کنه. وقتی من همسنوسال کنتارو بودم، فکر نمیکنم هیچوقت توی موقعیتهایی مثل موقعیتهایی که کنتارو از پسشون برمیاومد قرار گرفته باشم. از این نظر، کار کردن باهاش واقعا الهام زیادی به من داد. حالا که اینهمه انرژی ازش گرفتم، دوست دارم این انرژی رو با آدمهای اطرافم که در پروژههای بعدی باهاشون کار میکنم، به اشتراک بذارم.
سؤال: شما در شهرهای مختلف و با زبانهای متفاوت سر صحنه کار کردید. مشکلی در برقراری ارتباط داشتید؟
جونگی:
کنتارو کرهای رو خوب صحبت میکنه.
کنتارو:
اصلا! جونگی ژاپنی رو میفهمه و خیلی هم روان صحبت میکنه، پس مطمئنم این سؤال رو هم که به ژاپنیه، کاملا متوجه شده. سر صحنه گاهی برای بیان بعضی ظرافتهای جزئی از زبان کرهای استفاده میکرد، ولی در اصل ژاپنی رو کاملا میفهمه.
جونگی:
ممنونم. من خیلی چیزها ازت یاد گرفتم. ولی احساس میکنم هنوز در حد یه زباناموز متوسطام.
کنتارو:
وقتی چیزهایی رو به کرهای میشنوم، فقط یه برداشت کلی ازشون پیدا میکنم و هنوز به کره ای مسلط نیستم. موقع بازی، برای اینکه ظرافتها و جزئیات احساسی رو بهتر متوجه بشم، از مترجم کمک میگرفتم. گاهی هم برای ارتباط برقرار کردن در موقعیتهای روزمره، از طریق مترجم گوش میدادم.
سؤال: شما دوتا با چند زبان مختلف، از جمله ژاپنی و کرهای، با هم ارتباط برقرار میکردید، درسته؟
جونگی:
من به انگلیسی، ژاپنی و کرهای صحبت میکردم...
کنتارو:
من فقط میتونستم چند کلمه کرهای صحبت کنم. ولی کیجوی جونگی میتونه ژاپنی صحبت کنه، چون قبلا یه مدت در ژاپن کار کرده بود. بنابراین، در اصل ما با هم به ژاپنی و انگلیسی صحبت میکردیم. انگلیسی من خیلی خوب نیست، برای همین دیالوگهای انگلیسیام رو سر صحنه حفظ میکردم. وقتی دوربینها در حال فیلمبرداری نبودن، صحبت کردن با بازیگرهایی از کشورهای مختلف خیلی برام لذتبخش بود.
#مصاحبه
#بازی_ادمربایی
🆔 @ActorJoongi
❤🔥7❤1💘1