افشين علا
11.7K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
⚡️شبی با کودکان بندر⚡️


🔸 پنجشنبه شب، مهمان نمایشگاه کتاب استان هرمزگان بودم و در آئین رونمایی از چند کتاب کودک نوشته ی آقای امیرحسین والا، هنرمند مقیم بندرعباس، شرکت کردم. هریک از این کتاب ها حاوی معرفی یکی از چهره های شاخص شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی برای کودکان بود.

🔸 در این مراسم برای آشنایی بچه ها با شخصیت های شاهنامه، کودکانی با شمایل هایی در دست، هر یک از آن چهره ها را از زبان خودش به حاضران معرفی می کردند. کار خوبی بود و بچه ها و بزرگترها را به وجد آورده بود.

🔸 من هم ساعتی پیرامون ثروت تمام نشدنی ادبیات فارسی که در خانه های تک تک ما ایرانیان موجود است و ضرورت مأنوس کردن بچه ها با این گنجینه ی قیمتی، سخن گفتم.

🔸 علاقه ی فراوان بچه ها، والدین و مربیان کودک، که با سکوت و دقت و لبخند، از نکته ها و تمثیل های سرشار از زیبایی و ظرافت ادب گرانسنگ کشورمان استقبال می کردند، جرقه ی امید دیگری بود برای آن که عشق به ادبیات، ازجمله در حیطه ی کودک و نوجوان را زنده و سیال ببینم، به ویژه در روزگاری که این نهال زیبا از آفات فراوانی رنج می برد.

🔸 پس از مدت ها خستگی و افسرده حالی، در این سفر با دیدن استقبال پرشور مردم بندرعباس از نمایشگاه کتاب، بار دیگر احساس سبکباری کردم. البته باید از عزیزان وزارت ارشاد تشکر کنم که هم به فکر نمایشگاه های استانی هستند و هم میزبانانی بردبار و قدرشناسند. ولی مدت هاست به این نتیجه رسیده ام که به جای اکتفا کردن به دغدغه ها و تلاش های نهادهای رسمی متولی فرهنگ، هنر و ادبیات کودک، باید به دغدغه های فردی هنرمندان و پشتوانه ی عظیم احساس مسئولیت و اشتیاق خانواده های فهیم ایرانی و کودکان دلبندشان دلخوش باشیم.


✍افشین علا، بهمن 1396



✨ @afshinala ✨
🔼کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔼
🔻شعر طنز🔻


⚡️💭قصیده ی تلگرامیه💭⚡️


هرکه تلگرام دید، از دلش آرام رفت
خواب ندارد به چشم، هرکه در این دام رفت

وای! چه بر من گذشت؟ آن دو سه روزی که گشت
قطع و ز فقدان او از دلم آرام رفت

کل خلایق شدند در پی فیلترشکن
مرغ سعادت مگر از سر این بام رفت؟!

خم شده سرهای خلق، از همه سو بر موبایل
یک شبه خود، پخته شد هرکه در او خام رفت

کُرد خبر دارد از تُرک و بلوچ و عرب
رشت خبر دارد از آن چه بر ایلام رفت

گر که نبود این متاع، بود بشر بی نصیب
زان چه به عالم ز نیک یا بد ایام رفت

این که فلان چهره داشت با چه عزیزی، قرار؟
جشن تولد گرفت، با که سر شام رفت؟

این که تتلو چه گفت؟ یا که جدیدی چه کرد؟
دولت مهر از چه رو این همه بدنام رفت؟

سوت نمی زد مخی از رقم اختلاس
یا ز هزاران کرور سود که با وام رفت

فرق نمی شد عیان بین ژن خوب و بد
باز نمی شد گره زان چه در ابهام رفت

گفت یکی: این همه جمعیت معترض
ملت ایران نبود، بهر عموسام رفت!

کرد یکی برملا: بر سر ما این بلا
خود، ز برادرزن سابق صدام رفت!

یک نفر اما نگفت پیر و جوان عاصی اند
زین همه ظلمی که از جانب حکام رفت

کاش که اخبار ما حرف دل خلق بود
تا که نبینیم کس سوی تلگرام رفت!


✍ افشین علا، زمستان 96



✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔼
⚡️ مدیری نه از "طبق معمول" ها! ⚡️


🔸 اهالی ادب، او را با تخلصی قدیمی در غزل ها و شعرهای سپیدش یعنی "مهیار کاوه" می شناسند، و چه بسا ندانند که او در عرصه های علمی، اقتصادی و مدیریتی نیز چهره ای نام آشناست، هرچند نه با نامی شاعرانه، که با نام واقعی اش "حجت الله صیدی".

🔸 اکنون او پس از سال ها طی مدارج عالی علمی و کسب تجربه های گرانسنگ در مناصب اقتصادی و مدیریتی کشور، به مدیر عاملی بانک صادرات منصوب شده است. انتصابی که نه تنها برازنده است، که نویدبخش بازگشت برازندگی به عرصه ی انتخاب های مدیریتی کلان کشور محسوب می شود.

🔸 بیش از سی سال است که دکتر حجت الله صیدی را از نزدیک می شناسم. در این مجال کوتاه قصد برشمردن دانش ادبی و توانمندی های ذوقی اش را ندارم. هرچند جایگاه او در این عرصه را از پیش، بزرگان فقیدی چون مشفق کاشانی، قیصر امین پور، حسن حسینی و... گواهی داده اند و استادان حاضر چون ساعد باقری و سهیل محمودی و... اما من کمترین هم که سالیان دراز با او هم نفس و همراه بوده ام، شهادت می دهم که در عرصه ی مدیریت، چه از نظر دانش و چه از حیث تقوا، او را از سرآمدان روزگار یافته ام.

🔸 اگرچه هر دوی ما در دوران دانشجویی، خوشه چین محضر بزرگان شعر و ادب روزگار بودیم، اما او به کسب دانش و تقویت ذوق ادبی اکتفا نکرد و در کنار آن، به تحصیل جدی در حوزه ی علم اقتصاد پرداخت و به دانش محدود هم قانع نشد و هرگز دست از تلاش برنداشت. در شرایط سخت معیشتی و با امکانات ناچیز زندگی دانشجویی تا مقطع دکتری ادامه ی تحصیل داد و مدتی نیز برای تکمیل گنجینه ی دانسته ها و یافته هایش عازم انگلستان شد. همزمان در دانشگاه های معتبر کشور به تدریس پرداخت و در مناصب خطیر مدیریتی، تلاش خستگی ناپذیری از خود نشان داد. از حضور در مدیریت های کلان ایران خودرو گرفته تا مسئولیت مؤسسه ی عظیم خوارزمی.

🔸 اما آنچه که او را از سایر همگنانش متمایز می کند، آراستگی توأمان به تخصص و تعهد اخلاقی است. تواضع، پاکدستی، اخلاقمداری و زهد بدون ریا و تظاهر، از او مدیری ساخته است که به قول زنده یاد حسن حسینی با "طبق معمول" ها تفاوت فراوان دارد. به جرأت می توان گفت که دکتر صیدی از معدود مدیرانی است که در جهان بینی، تخصص، فرزانگی، آداب دانی، مسئولیت پذیری، دیانت، مناعت طبع، بلندهمتی و مدیریت هوشمندانه و خستگی ناپذیر و... به معدلی بالا در درون خود دست یافته است.

🔸 زمانی که خبر این انتصاب را شنیدم، هم بسیار خوشنود شدم، هم نگران! خوشنود به خاطر حسن انتخاب دولتمردان و نگران به خاطر بار تازه و البته بسیار سنگینی که قرار است بر دوش این دوست و برادر مؤمن و آزاده ام گذاشته شود. اما وقتی به من گفت استخاره کرده است و با دیدن کدام آیه و مضمون شریف، قبول این مسئولیت را بر خود واجب یافته است، نگرانی ام رفع شد.

🔸 شأن امثال صیدی ها نه با کسب مقام افزوده خواهد شد، نه با محرومیت از مقام ها، از آن کاسته می شود. بلکه این خود مناصب اند که سخت به حضور چنین پاکانی نیازمندند. وقتی دلیل پذیرش این مسئولیت خطیر را از او جویا شدم، علاوه بر استخاره به نکته ای اشاره کرد که بسیار بر دلم نشست. او ضمن اشاره به سختی های مسیر پیش روی خود، به ضرورت سپر بلا شدن در برابر خطراتی که اقتصاد کشور را تهدید می کند اشاره کرد و به درستی و با خلوص کم نظیرش گفت اگر اقتدار و امنیت کشور و انقلاب به حضور قاسم سلیمانی ها بستگی دارد، میدان مبارزه با آفات و خطرات اقتصادی نیز نیروهای داوطلب و جان برکف می طلبد. در برابر چنین واجبی، دیگر چه اهمیتی دارد که زندگی و توان و حیثیت امثال ما به خطر بیفتد...

🔸 در روزگاری که کشورمان حتی در حوزه های فرهنگی، از حضور بسیاری از افراد لایق و فرهیخته محروم است، در حوزه ی اقتصاد، انتصاب مدیری فرزانه چون دکتر حجت الله صیدی را باید به فال نیک گرفت. من این انتصاب را نه به او، که به دولت آقای روحانی تبریک می گویم.


✍️ افشین علا، بهمن 96
✨ @afshinala ✨

http://l1l.ir/seydi
❤1
Audio
📻 شعرخوانی و گفتگوی رادیویی
🔺در زمینه انتظار و موعود🔺

✨ 🆔 @afshinala ✨
شعری قدیمی که در تعزیت بانوی دو عالم حضرت صدیقه کبری (س) و در آرزوی زیارت مدینه و قبرستان بقیع سرودم:

" مهر بقیع "

مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را دانید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید

مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید

مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...

https://telegram.me/afshinala
🥀"از زبان حضرت فاطمه زهرا (س)"🥀

 
گلم را تشنه لب کشتند با تیغ تر این مردم
سرش را در طبق بردند پیش دختر این مردم
 
ز من پهلو، ز حیدر فرق، از اصغر چه می خواهند؟
چه کردند ای خدا با ساقه نیلوفر این مردم
 
از آن روزی که سیلی خوردم از این قوم دانستم
که روزی می برند از زاده زهرا سر این مردم
 
بریدند از قفا آن سر که سامان پیمبر بود
چه می گویند فردا با نبی در محشر این مردم؟
 
بریدند از قفا آن سر که پروردم به دامانم
نصیبی برده اند آیا ز مهر مادر این مردم؟!
 
چرا پنهان نباشد تا ابد قبرم؟ که می دانم
پس از ما نیز بدعهدند با یگدیگر این مردم...

✍️ افشین علا
🍂از شعرهای قدیمی🍂

❄️کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا❄️

👇👇👇👇👇👇👇👇👇

💫https://telegram.me/afshinala💫
⚡️🍃 حجاب 🍃⚡️


ای حجاب، ای باور مظلوم
بر بلندِ قامت زن، جاودان باشی

ای نشان رازگون از یاس نامعلوم
از دو آفت در امان باشی:

آفت اجبار
آفت انکار

آن که با تحمیل، شأنت می برد از یاد
آن که از خامی به چوبت می دهد بر باد...


✍افشين علا، ۱۱ بهمن ٩٦


✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺

http://b2n.ir/Hejab
⚡️در آستانه ی چهل سالگی انقلاب⚡️


🔸چهل سالگی، سن کمال است و مجالی برای مرور جوانی و تشخیص درست یا غلط بودن رفتارها. انسان چهل ساله دیگر جوان نیست و فرصتی برای آزمون و خطا ندارد. او باید با درایت و اعتدال، حقانیت خود را به نسل جدیدی که با تیزبینی رفتارش را زیر نظر دارد، ثابت کند.

🔸 اکنون انقلاب اسلامی نیز در آستانه ی چهل سالگی است. اگر ارزش این انقلاب سرنوشت ساز را از ارزش یک انسان کمتر نمی دانیم، از او توقع داریم مجالی برای مرور چهل سال پر فراز و نشیبی که پشت سر گذاشت، فراهم کند و همان قدر که به تبلیغ و تقویت نقاط قوتش می اندیشد، نقاط ضعف خود را هم بشناسد، به آنها اذعان کند و به رفع آنها همت گمارد.

🔸 به نظر می رسد صاحبان تریبون های رسمی هنوز این ضرورت را درنیافته اند و به تکرار مکررات مشغولند. این در حالی است که صدای اعتراض فرزندان همین انقلاب از گوشه و کنار به گوش می رسد.

🔸 به عنوان شاعری که جوانی اش را در حال و هوای انقلاب وقف کرده و با وجود تلخکامی های بسیار، در میانسالی هنوز به عهد خود وفادار مانده است، تقاضا می کنم تا دیر نشده، مجال نقد را فراهم کنید.


✍️ افشین علا، 14 بهمن 1396


✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️ 🔮 لعل و خزف 🔮 ⚡️


اگرچه لعل و خزف شد بهایشان یکسان
نریز هستی خود را به پایشان یکسان

از آن گروه به ظاهر رفیق دوری کن
که هست بود و نبودت برایشان یکسان

اگر برای خدا در کنارشان ماندی
برو که با تو نباشد خدایشان یکسان

به جای صدرنشینی به کنج قانع باش
که نیست رند و هنرمند جایشان یکسان

ز حرمتی که پس از مرگ می نهند چه سود
که هست شیوه ی جشن و عزایشان یکسان

مزن به طبل خرد در همایشی که رسد
به گوش، ناله ی جغد و همایشان یکسان

هوس مباز به پرواز و با قفس خو کن
که هست کوچه و محبس، هوایشان یکسان



✍️ افشین علا، 95/12/10، نور


✨ https://telegram.me/afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔥آتش اعمال🔥


روزی که مرگم می رسد، تنها نخواهم ماند؟
با بار سنگین جسد، تنها نخواهم ماند؟

حمدی نخواندم از سر اخلاص، آیا من
بی قل هوالله احد تنها نخواهم ماند؟

امروز گیرم باطنم، از خلق پنهان است
فردا که افشا می شود، تنها نخواهم ماند؟

وقتی سیاوش ها از آتش ها گذر کردند
در آتش اعمال بد تنها نخواهم ماند؟

روزی که باری برنمی دارد کسی از دوش
بی یار و همراه و مدد، تنها نخواهم ماند؟

در پاسخ عذرم اگر پروردگارم زد
بر سینه ی من دست رد، تنها نخواهم ماند؟

نامم مسلمان است و با الحاد همدستم!
در گور، آیا با لحد تنها نخواهم ماند؟

✍️افشین علا، بهمن 96، نور


💥عضویت در کانال رسمی افشین علا💥
👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿👇🏿
💫https://telegram.me/afshinala💫
⚡️ به یاد بهمن 57 ⚡️


بیا به بهمن پنجاه و هفت برگردیم
به عطر دامن پنجاه و هفت برگردیم

به یاد آن همه از خود گذشتگی هامان
به خویش، آن "من" پنجاه و هفت برگردیم

ز کینه، میهن خود را تهی کنیم این بار
اگر به میهن پنجاه و هفت برگردیم

چه سخت شد، چه گران شد بهار آزادی
بیا به گلشن پنجاه و هفت برگردیم

بیا ز سردی آغوش سال های اخیر
به گرمی تن پنجاه و هفت برگردیم

بیا ز عارضه ی فقر و ثروت اندوزی
به ساده بودن پنجاه و هفت برگردیم

چقدر کشف حجاب و حجاب اجباری؟
به حرمت زن پنجاه و هفت برگردیم

به جای این همه بدعت، به جای این همه فرع
به اصل متقن پنجاه و هفت برگردیم

دوباره آمده بهمن، ولی تکیده و زرد
بیا به بهمن پنجاه و هفت برگردیم...


✍️افشین علا، بهمن 96



✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️💭مرگ و زندگی💭⚡️


سوی پیری ام بردند لحظه ها به آرامی
لحظه های خوشحالی، لحظه های ناکامی

چون درخت ها عمری تکیه بر خودم کردم
کس نشد به توفان ها غیر ریشه ام حامی

در خطر به خود رو کن چون دریغ می ورزند
همرهان ز همراهی ، همگنان ز همگامی

رغبتم به صحبت نیست کار این جماعت چیست؟
در حضور، مداحی، در غیاب، نمامی

از جوان و پیر، ای دوست، دیده ام شگفتی ها
وهم فهم، از خامان، هم ز پختگان، خامی

در خواص جز نخوت خاصیت نخواهی یافت
ای خوشا نشستن ها نزد مردم عامی

بین زندگی یا مرگ انتخاب من این بود
مرگ با سبکباری ، زندگی به گمنامی...


✍ افشین علا، 96/2/31



✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Forwarded from Deleted Account
نخستین جشنواره سراسری شعر مازندران(نشان ملی نیما)با حضور مقامات و مسئولین و شاعرانی از سراسرکشور به میزبانی شهرستان نور در 19 بهمن 96باشکوه تمام برگزار گردید.روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاداسلامی نور
✳️سخنرانی افشین علا و رونمایی از تندیس نیما و کتاب شعرمازندران درنخستین جشنواره شعر مازندران(نشان ملی نیما)در سالن همایش دانشگاه آزاد نور

🗓پنجشنبه 19 بهمن 96

✅به"صدای نور"بپیوندید👇
🔴 @Sedaye_Noor
🍀 از خود پلي بساز 🍀


بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش
روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش

توفان اگر گرفت تو کشتی نوح باش
رو کن به وقت خشم، چو موسی به طور خویش

گم گشته ی تو در تو نهان است و غافلی
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش

دلخوش به صید ماهی دریا نشو که تور
گاهی شود اسیر گره های کور خویش

تا بگذری ز دره ی صعب العبور عمر
از خود پلی بساز برای عبور خویش

اقلیم توست ملک سلیمان چرا شدی
قانع به سعی و همت کمتر ز مور خویش؟

از گور خفتگان به تغافل گذر نکن
داری عبور می کنی از سنگ گور خویش ...


✍️افشین علاء
27/5/95 نور- ميناك

✨@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
⚡️خاطراتی از حکیم مهدی الهی قمشه‌ای⚡️

✍️ به قلم دکتر داریوش شایگان

درباره حکیم الهی قمشه‌ای ماجرا بکلی به گونه‌ای دیگر بود. او از بزرگان فلسفه و عارفی تمام بود. ما دست‌کم دو بار در ماه به دیدار حکیم می‌رفتیم. خانه‌اش در جنوب شهر در خیابان خراسان بود و آب و برق نداشت. استاد بیرون از چهارچوب زمان و مکان می‌زیست و هرگز امکان نداشت که بتوانیم درسی را با او تا به آخر برسانیم. هنوز موضوعی را تمام نکرده به سوی شعر پر می‌کشید. شعر ـ گاه از خودش، و گاه از عارفان بزرگ ایرانی چون عطار، سنایی، مولانا،‌ و حافظ ـ در فیضانات پرشور شاعرانه از او می‌تراوید. هرگز کسی را چون او سرشار از عشق و چون او شیفته سرمستی‌های غنایی زبان ندیده‌ام. گویی عرفان برای او سرچشمه فیاضی بود که جهان را با امواج شعر آبیاری می‌کرد. چیز زیادی از او نمی‌آموختیم. اما در اقیانوسی از نور، ‌از لمعان، از اشراق‌های ناگهانی و احساسات جوشان شنا می‌کردیم و تر و تازه، شاداب و جوان، پوست انداخته، و سرشار از نیرویی که لایزال می‌نمود، از آن به در می‌آمدیم.
این روحیات سخت عاطفی، از چاشنی طنزی لطیف و گاه براستی طعنه‌آلود برخوردار بود. یک بار با او به قم رفتیم. جمعاً شش نفر بودیم که در یک اتومبیل امریکایی به هم فشرده می‌شدیم. حکیم الهی در تمام طول راه با نقل حکایات بامزه و لطیفه‌های خنده‌دار،‌ که گاه از نزاکت خارج می‌شد، ما را می‌خنداند. غروب‌گاه، برای نماز توقف کردیم. حکیم سجاده خود را پهن کرد و دست به نمازی گذاشت که یک ساعت طول کشید. من حرکات او را که به جلو می‌آمد، عقب می‌نشست، و رها می‌کرد می‌پاییدم، به جزری می‌ماند که برمی‌خیزد و بر خود می‌لرزد تا سرازیر شود و بر سواحل جوار خداوند بنالد و بموید.
تصویری که از این حکیم دوست‌داشتنی و دلپذیر در من مانده است، تصویر پناهی امن و آرام است. زیرا هرگز ندیدم که سایه‌ای از شک یا اضطراب چهره همیشه خندانش را بساید. اگر علامه طباطبایی تجسم فیلسوفی حکیم بود، حکیم قمشه‌ای مظهر نمونه ازلی عارف عاشق و سالک طریق «بندگی عشق» بود.


🆔✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺

http://l1l.ir/laq1