✨ تقویم در برابر اوقات ما کم است
گوش فلک برای شکایات ما کم است
هر روز با همیم و نمی دانم از چه رو
حس می کنم که وقت ملاقات ما کم است...✨
⚡️🆔 @afshinala ⚡️
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
گوش فلک برای شکایات ما کم است
هر روز با همیم و نمی دانم از چه رو
حس می کنم که وقت ملاقات ما کم است...✨
⚡️🆔 @afshinala ⚡️
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻 به مناسبت روز معلم و به ياد مادر آموزگارم كه اولين معلم عشق و شاعري ام بود 🔻
⚡️مسافر جاده هراز ⚡️
📌قسمت چهل و ششم
🔸 نمی دانم الآن بچه ها دقیقا چه حسی به معلم هایشان دارند. ولی سال هایی که ما مدرسه می رفتیم، خانم معلم یا آقامعلم جانشین پدر و مادر، و سومین بزرگترمان بودند. حسی که به معلم هایمان داشتیم آمیزه ای بود از انس و وابستگی توأم با ترس و احترام. هرگز یادم نمی رود که با یک اخم خانم نیلی معلم کلاس سوم مان یک شب تا صبح تب کردم و اشک ریختم! آن روز خانم نیلی که بانوی موقر و بسیار خوش پوشی بود، به خاطر شیطنتم برای اولین بار به رویم لبخند نزد و با اخم از من رو برگرداند. هر چقدر هم به آب و آتش زدم که دوباره توجه آن خانم معلم مهربان (که عجیب شبیه خانم عاطفی قصه گوی تلویزیون قبل از انقلاب بود) را دوباره به خودم جلب کنم، موفق نشدم. قهر خانم معلم برای من سخت ترین تنبیه بود. همان طور که لبخند رضایتش را باارزش ترین هدیه و پاداش می دانستم.
🔸 یک بار هم که کلاس دوم بودم، خانم خواجه نوری دوست قدیمی و همکار مادرم، خانم معلم های شهر را به خانه اش دعوت کرده بود. ما چون دوست صمیمی بودیم زودتر رفته بودیم تا مادرم در کارها کمک کند. قرار بود خانم معلم من هم آن شب به آن مهمانی بیاید. باورم نمی شد که بتوانم خانم معلمم را نه سر کلاس، که در یک مهمانی و در جمع خانواده ببینم! باغ آقای خواجه نوری پر از بوته گل های رنگارنگ بود. من هم که می خواستم به محض ورود خانم معلم، دسته گلی را به او تقدیم کنم، تمام روز را به کمک دختر آقای خواجه نوری صرف انتخاب و چیدن شاخه گل های مناسب و زیبا کردم. رزهای سرخ و زرد و سفید، نسترن های انبوه صورتی و گل های درشت ساعت با گلبرگ های پهن بنفش و پرچم های زرد عقربه مانند را با نظم و سلیقه چیدیم و کنار هم گذاشتیم. هنوز هم دسته گلی را به آن زیبایی و شکوه به یاد نمی آورم. بی صبرانه در حیاط و باغ جست و خیز می کردم یا در خانه، کنار پنجره می نشستم و به بیرون خیره می شدم. ثانیه ها را می شمردم تا ماشین همسر خانم معلم را ببینم که از در نرده ای کنار جاده وارد شود و از راه آسفالت وسط باغ به حیاط جلوی خانه برسد. من هم زودتر از همه به استقبال شان بروم و به محض پیاده شدن خانم معلم، دسته گل را به دستش بدهم. حالا بگذریم که آن شب خانم معلم من به آن مهمانی نیامد و من واله و شیدا را در خماری گذاشت!
🔸 منظورم انس و علاقه شدیدی است که به معلم هایم داشتم. البته گل بردن برای معلم ها در مدرسه های شمال عادت دیرینه بچه ها بود. مخصوصا در فصل بهار که باغ و باغچه همه خانه ها غرق گل بود. هیچ روز بهاری را به یاد ندارم که مادرم بدون دسته گلی خوشبو و خوش رنگ از مدرسه به خانه بازگشته باشد. روز معلم هم که جای خود داشت. خانه ما در این روز از سال، همیشه گلباران بود. به ویژه بعد از انقلاب که روز معلم به اردیبهشت ماه افتاده بود، یعنی اوج شکوفایی گلهای رنگارنگ با عطرهای مسحورکننده. هرگز نمی توانم گلهایی مشابه گلهای بهار کودکی ام را در گل فروشی های امروز پیدا کنم. مخصوصا رزهای سرخ تیره با گلبرگ های پرپشت و عطری جادویی که در همه خانه های شهرم پیدا می شد و بچه ها بهترینش را برای معلم هایشان می بردند. هر بهار، شاخه های خاردار آن گلها را روی میز کلاس یا میزهای دفتر مدرسه داخل پارچ یا لیوان آبی می شد دید. به راستی مدرسه ها در بهاران غرق بوی گل سرخ بود. روز معلم هم که دیگر غوغا بود.
🔸 هنوز هم دوازده اردیبهشت برای من یادآور دو چیز است. یکی مادرم که آموزگاری مهربان و چیره دست بود و یکی آواری از گلبرگ های سرخ تیره و خوشبو. هرسال در این روز با خودم می گویم کاش آن جسم پاک را به جای بهشت زهرا در نور به خاک سپرده بودیم. آن وقت می توانستم در روز معلم به جای دسته گل های کم رنگ و کم عطر پیچیده در زرورق که از بچه های گلفروش جاده بهشت زهرا می خرم، شاخه ای از همان گل سرخ های تیره و خوشبوی کوچه باغ های شهرم را بر خاک مزار مادرم بگذارم. هنوز هم وقتی شاخه های گل آویخته از دیوارهای خانه ها را در کوچه و خیابان های شهرم می بینم یاد دست های مادرم می افتم که هر روز پر از آنها بود و یاد مانتو و مقنعه قهوه ای رنگش می افتم که همیشه بوی آن گلها را می داد. بس که بچه ها برایش گل می آوردند و او با دقت و وسواس، همه آن گل ها را به سینه می فشرد و با خود به خانه می آورد.
🔸 مطمئنم اگر قبر مادرم در نور بود، شاگردان قدیمش که حالا زنان میان سالی شده اند، مرتب بر سر خاکش می آمدند و از همان گل هایی که او دوست داشت و آنها را با لبخندی رضایت آمیز بو می کشید، بر سنگ قبرش پرپر می کردند.
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️مسافر جاده هراز ⚡️
📌قسمت چهل و ششم
🔸 نمی دانم الآن بچه ها دقیقا چه حسی به معلم هایشان دارند. ولی سال هایی که ما مدرسه می رفتیم، خانم معلم یا آقامعلم جانشین پدر و مادر، و سومین بزرگترمان بودند. حسی که به معلم هایمان داشتیم آمیزه ای بود از انس و وابستگی توأم با ترس و احترام. هرگز یادم نمی رود که با یک اخم خانم نیلی معلم کلاس سوم مان یک شب تا صبح تب کردم و اشک ریختم! آن روز خانم نیلی که بانوی موقر و بسیار خوش پوشی بود، به خاطر شیطنتم برای اولین بار به رویم لبخند نزد و با اخم از من رو برگرداند. هر چقدر هم به آب و آتش زدم که دوباره توجه آن خانم معلم مهربان (که عجیب شبیه خانم عاطفی قصه گوی تلویزیون قبل از انقلاب بود) را دوباره به خودم جلب کنم، موفق نشدم. قهر خانم معلم برای من سخت ترین تنبیه بود. همان طور که لبخند رضایتش را باارزش ترین هدیه و پاداش می دانستم.
🔸 یک بار هم که کلاس دوم بودم، خانم خواجه نوری دوست قدیمی و همکار مادرم، خانم معلم های شهر را به خانه اش دعوت کرده بود. ما چون دوست صمیمی بودیم زودتر رفته بودیم تا مادرم در کارها کمک کند. قرار بود خانم معلم من هم آن شب به آن مهمانی بیاید. باورم نمی شد که بتوانم خانم معلمم را نه سر کلاس، که در یک مهمانی و در جمع خانواده ببینم! باغ آقای خواجه نوری پر از بوته گل های رنگارنگ بود. من هم که می خواستم به محض ورود خانم معلم، دسته گلی را به او تقدیم کنم، تمام روز را به کمک دختر آقای خواجه نوری صرف انتخاب و چیدن شاخه گل های مناسب و زیبا کردم. رزهای سرخ و زرد و سفید، نسترن های انبوه صورتی و گل های درشت ساعت با گلبرگ های پهن بنفش و پرچم های زرد عقربه مانند را با نظم و سلیقه چیدیم و کنار هم گذاشتیم. هنوز هم دسته گلی را به آن زیبایی و شکوه به یاد نمی آورم. بی صبرانه در حیاط و باغ جست و خیز می کردم یا در خانه، کنار پنجره می نشستم و به بیرون خیره می شدم. ثانیه ها را می شمردم تا ماشین همسر خانم معلم را ببینم که از در نرده ای کنار جاده وارد شود و از راه آسفالت وسط باغ به حیاط جلوی خانه برسد. من هم زودتر از همه به استقبال شان بروم و به محض پیاده شدن خانم معلم، دسته گل را به دستش بدهم. حالا بگذریم که آن شب خانم معلم من به آن مهمانی نیامد و من واله و شیدا را در خماری گذاشت!
🔸 منظورم انس و علاقه شدیدی است که به معلم هایم داشتم. البته گل بردن برای معلم ها در مدرسه های شمال عادت دیرینه بچه ها بود. مخصوصا در فصل بهار که باغ و باغچه همه خانه ها غرق گل بود. هیچ روز بهاری را به یاد ندارم که مادرم بدون دسته گلی خوشبو و خوش رنگ از مدرسه به خانه بازگشته باشد. روز معلم هم که جای خود داشت. خانه ما در این روز از سال، همیشه گلباران بود. به ویژه بعد از انقلاب که روز معلم به اردیبهشت ماه افتاده بود، یعنی اوج شکوفایی گلهای رنگارنگ با عطرهای مسحورکننده. هرگز نمی توانم گلهایی مشابه گلهای بهار کودکی ام را در گل فروشی های امروز پیدا کنم. مخصوصا رزهای سرخ تیره با گلبرگ های پرپشت و عطری جادویی که در همه خانه های شهرم پیدا می شد و بچه ها بهترینش را برای معلم هایشان می بردند. هر بهار، شاخه های خاردار آن گلها را روی میز کلاس یا میزهای دفتر مدرسه داخل پارچ یا لیوان آبی می شد دید. به راستی مدرسه ها در بهاران غرق بوی گل سرخ بود. روز معلم هم که دیگر غوغا بود.
🔸 هنوز هم دوازده اردیبهشت برای من یادآور دو چیز است. یکی مادرم که آموزگاری مهربان و چیره دست بود و یکی آواری از گلبرگ های سرخ تیره و خوشبو. هرسال در این روز با خودم می گویم کاش آن جسم پاک را به جای بهشت زهرا در نور به خاک سپرده بودیم. آن وقت می توانستم در روز معلم به جای دسته گل های کم رنگ و کم عطر پیچیده در زرورق که از بچه های گلفروش جاده بهشت زهرا می خرم، شاخه ای از همان گل سرخ های تیره و خوشبوی کوچه باغ های شهرم را بر خاک مزار مادرم بگذارم. هنوز هم وقتی شاخه های گل آویخته از دیوارهای خانه ها را در کوچه و خیابان های شهرم می بینم یاد دست های مادرم می افتم که هر روز پر از آنها بود و یاد مانتو و مقنعه قهوه ای رنگش می افتم که همیشه بوی آن گلها را می داد. بس که بچه ها برایش گل می آوردند و او با دقت و وسواس، همه آن گل ها را به سینه می فشرد و با خود به خانه می آورد.
🔸 مطمئنم اگر قبر مادرم در نور بود، شاگردان قدیمش که حالا زنان میان سالی شده اند، مرتب بر سر خاکش می آمدند و از همان گل هایی که او دوست داشت و آنها را با لبخندی رضایت آمیز بو می کشید، بر سنگ قبرش پرپر می کردند.
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻به ساحت حضرت ولی عصر (عج)🔻
⚡️جان ها به لب آمد...⚡️
مولای من از خویش نشانی بفرستید
جان ها به لب آمد همه، جانی بفرستید
مانند ترنجی است دلم پر شده از خون
از تیزی آن تیغ نشانی بفرستید
یا خود ز در آیید که انگشت ببرّیم
یا طاقتی و صبر و توانی بفرستید
یا پرده ی غیبت بدرانید به یکبار
یا مژده ی آن را به جهانی بفرستید
بر جان ستم شعله ای از خشم ببارید
بر آتش غم آب روانی بفرستید
با خُلق نبی، روشنی ای زاده ی نرگس
بر دیده ی خلق نگرانی بفرستید
انباشته از مال حرام است شکم ها
بر سفره ی ما لقمه ی نانی بفرستید
هر سو، دل مظلوم شد از آه، لبالب
تا وارهد این تیر، کمانی بفرستید
این نیست نمازی که خدا خواسته، از نو
بر مأذنه ها بانگ اذانی بفرستید
پرونده ی ما لایق امضای شما نیست
بر نامه ی ما مُهر امانی بفرستید
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️جان ها به لب آمد...⚡️
مولای من از خویش نشانی بفرستید
جان ها به لب آمد همه، جانی بفرستید
مانند ترنجی است دلم پر شده از خون
از تیزی آن تیغ نشانی بفرستید
یا خود ز در آیید که انگشت ببرّیم
یا طاقتی و صبر و توانی بفرستید
یا پرده ی غیبت بدرانید به یکبار
یا مژده ی آن را به جهانی بفرستید
بر جان ستم شعله ای از خشم ببارید
بر آتش غم آب روانی بفرستید
با خُلق نبی، روشنی ای زاده ی نرگس
بر دیده ی خلق نگرانی بفرستید
انباشته از مال حرام است شکم ها
بر سفره ی ما لقمه ی نانی بفرستید
هر سو، دل مظلوم شد از آه، لبالب
تا وارهد این تیر، کمانی بفرستید
این نیست نمازی که خدا خواسته، از نو
بر مأذنه ها بانگ اذانی بفرستید
پرونده ی ما لایق امضای شما نیست
بر نامه ی ما مُهر امانی بفرستید
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️💭در این هواپیما💭⚡️
در این هواپیما که می رود تا کیش
چرا من شیدا؟ چرا من درویش؟
یکی پی کسب است، یکی پی تفریح
مسافر از هر قوم، مسافر از هر کیش
به مرد و زن بنگر چقدر خوشحالند
در این سفر دارند چه لحظه ها در پیش!ّ
هر آن که می بینی به دیگری مشغول
به صحبت و شادی به شوق از حد بیش
ّ
نشسته ام تنها چو وصله ای ناجور
به دیده ام حسرت، به سینه ام تشویش
سفر، خوش است اما چگونه خوش باشم؟
که فکری از هر سو زند به جانم نیش
به حیرتم زین غم در آسمان ها هم
به من چه نزدیک است، چقدر دوراندیش!
▪️▪️▪️
نشست، این پرواز دوباره در مقصد
ولی کماکان من نشسته ام در خویش...
✍ افشین علا،
🗓 اردیبهشت ۹۷، کیش
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
در این هواپیما که می رود تا کیش
چرا من شیدا؟ چرا من درویش؟
یکی پی کسب است، یکی پی تفریح
مسافر از هر قوم، مسافر از هر کیش
به مرد و زن بنگر چقدر خوشحالند
در این سفر دارند چه لحظه ها در پیش!ّ
هر آن که می بینی به دیگری مشغول
به صحبت و شادی به شوق از حد بیش
ّ
نشسته ام تنها چو وصله ای ناجور
به دیده ام حسرت، به سینه ام تشویش
سفر، خوش است اما چگونه خوش باشم؟
که فکری از هر سو زند به جانم نیش
به حیرتم زین غم در آسمان ها هم
به من چه نزدیک است، چقدر دوراندیش!
▪️▪️▪️
نشست، این پرواز دوباره در مقصد
ولی کماکان من نشسته ام در خویش...
✍ افشین علا،
🗓 اردیبهشت ۹۷، کیش
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️💭 از خلق، کناره گیر 💭⚡️
کو یار؟ چگونه یار خواهی داشت؟
چون دام در انتظار خواهی داشت
بگذر ز قرار، در چه میعادی
با اهل دلی قرار خواهی داشت؟
از خلق، کناره گیر چون هر سو
صد مهلکه در کنار خواهی داشت
با این همه دام های گسترده
هر گوشه، طناب دار خواهی داشت
خواهد به جنون کشد سر و کارت
در سر چو هوای کار خواهی داشت
خواهی به صلاح ملک، اندیشی؟
آخر هوس فرار خواهی داشت
پرسش نکن از چرا و چون، زیرا
در پاسخ، نیش مار خواهی داشت
مکنت خواهی؟ به سفلگان رو کن
با ما غم بی شمار خواهی داشت...
✍ افشین علا
🗓اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
کو یار؟ چگونه یار خواهی داشت؟
چون دام در انتظار خواهی داشت
بگذر ز قرار، در چه میعادی
با اهل دلی قرار خواهی داشت؟
از خلق، کناره گیر چون هر سو
صد مهلکه در کنار خواهی داشت
با این همه دام های گسترده
هر گوشه، طناب دار خواهی داشت
خواهد به جنون کشد سر و کارت
در سر چو هوای کار خواهی داشت
خواهی به صلاح ملک، اندیشی؟
آخر هوس فرار خواهی داشت
پرسش نکن از چرا و چون، زیرا
در پاسخ، نیش مار خواهی داشت
مکنت خواهی؟ به سفلگان رو کن
با ما غم بی شمار خواهی داشت...
✍ افشین علا
🗓اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
Forwarded from نازیلانوبهاری
دور همی شاعران کیش در خانه بومیان با حضور :
#افشین_اعلا
#دکتر_محمدرضا_بهشتی
و مسئولین فرهنگی سازمان منطقه آزاد کیش
#نازیلا_نوبهاری
کانال نوشته هایی از جنس باران
@nazilanobahari
#افشین_اعلا
#دکتر_محمدرضا_بهشتی
و مسئولین فرهنگی سازمان منطقه آزاد کیش
#نازیلا_نوبهاری
کانال نوشته هایی از جنس باران
@nazilanobahari
⚡️به خاک پای رسول امّی (ص)⚡️
به خط و خال، چو مه بود و خط نمی دانست
شهی که علم حروف و نقط نمی دانست
"نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت"
به غمزه گشت مدرس، چو خط نمی دانست
اگر غلط نکنم آن درست کار امین
به روی سطر، درست از غلط نمی دانست
به عرش، یکه و بر خاک، شهر دانش بود
ولی نوشتن و خواندن فقط نمی دانست
به مدح او چه قلم هاست مست خطاطی
چنان که کاتب عقل این نمط نمی دانست
سرم فدای حسین شهید تشنه لبش
که در کویر عطش، راه شط نمی دانست...
✍ افشین علا
🗓اردیبهشت۹۷، نور
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به خط و خال، چو مه بود و خط نمی دانست
شهی که علم حروف و نقط نمی دانست
"نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت"
به غمزه گشت مدرس، چو خط نمی دانست
اگر غلط نکنم آن درست کار امین
به روی سطر، درست از غلط نمی دانست
به عرش، یکه و بر خاک، شهر دانش بود
ولی نوشتن و خواندن فقط نمی دانست
به مدح او چه قلم هاست مست خطاطی
چنان که کاتب عقل این نمط نمی دانست
سرم فدای حسین شهید تشنه لبش
که در کویر عطش، راه شط نمی دانست...
✍ افشین علا
🗓اردیبهشت۹۷، نور
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
بار دیگر سخنی با شورای شهر تهران
✅برای نزدیک شدن به انتخاب گزینه نهایی شهرداری تهران، وقت زیادی نمانده است.
اعضای اصلاح طلب شورای شهر، بعد از تجربه ناموفق انتخاب شهردار قبلی که به دلایلی مجبور به کناره گیری شد، باید به گزینه ای برسند که برآورنده انتظارات عدیده و بعضا متناقضی باشد که هم شهروندان از او دارند، هم لایه های پیچیده حاضر در ارکان قدرت.
✅چندی پیش بر لزوم تمکین اعضای محترم شورا در برابر نظرات رهبر اصلاحات پیرامون اولویت های گزینه مد نظر، تأکید کرده بودم.
دلایل آن را نیز برشمردم و نیازی به تکرار آن نمی بینم. اما اکنون به نظر می رسد با منتفی شدن حضور دو گزینه جدی نزدیک به رهبر اصلاحات، راه برای رقابت نمایندگان احزاب و گرایش های مختلف درون اصلاحات درخصوص انتخاب گزینه ای نزدیک به جریان خود، باز شده باشد.
✅این در حالی است که اصرار اعضای شورا بر شهردار شدن گزینه نزدیک به خود، علاوه بر آن که خطر تشتت و اختلاف را به همراه خواهد داشت، موجب دلسردی شهروندان و ایجاد تشکیک در ذهن آنان نسبت به انگیزه ها و نیات حقیقی منتخبان خود در شورا خواهد شد.
✅پیشنهاد من، هم به اعضای شورا و هم به چهره های تعیین کننده اصلاحات این است که با توجه به شرایط خاص جریان اصلاح طلبی در این برهه زمانی، و واقعیت های موجود در عرصه های پیدا و ناپیدای تعاملات قدرت، از اصرار بر انتخاب از میان گزینه های صرفا سیاسی اجتناب کنند و چهره های اجرایی و واجد امکان تعامل با نهادها و جناح های ذی نفوذ را در اولویت قرار دهند.این هم به نفع جریان اصلاح طلبی برای حفظ حضور خود در چرخه تعاملات سیاسی درون نظام است، هم اعتماد شهروندان را به آنان بیشتر خواهد کرد.
✅فراموش نکنیم هر چهره اصلاح طلبی که شهردار تهران بشود، جامعیت و وزنی به اندازه محمدعلی نجفی نخواهد داشت. وقتی نجفی نتوانست یا نگذاشتند در تحقق آمال اصلاحات موفق باشد، چهره های اصلاح طلب دیگر با وزن سیاسی و اجتماعی کمتر چگونه خواهند توانست با موانع موجود بر سر راه اصلاح طلبان در عرصه های اجرایی دست و پنجه نرم کنند؟
✅حرف آخر این که آیا بهتر نیست به جای تأکید بر اصلاح طلب بودن شهردار آتی، به گزینه ای بیندیشید که نزدیک به اصلاح طلبان باشد، اما قدرت اجرایی بیشتر و امکان تعامل وسیع تر با سایر ارکان قدرت در نظام را داشته باشد؟ ضمن آن که از یاد نبریم اصلاحات دیگر وقتی برای آزمون و خطا ندارد.
✍️کانال رسمی افشین علا
👇👇👇👇
@afshinala
✅برای نزدیک شدن به انتخاب گزینه نهایی شهرداری تهران، وقت زیادی نمانده است.
اعضای اصلاح طلب شورای شهر، بعد از تجربه ناموفق انتخاب شهردار قبلی که به دلایلی مجبور به کناره گیری شد، باید به گزینه ای برسند که برآورنده انتظارات عدیده و بعضا متناقضی باشد که هم شهروندان از او دارند، هم لایه های پیچیده حاضر در ارکان قدرت.
✅چندی پیش بر لزوم تمکین اعضای محترم شورا در برابر نظرات رهبر اصلاحات پیرامون اولویت های گزینه مد نظر، تأکید کرده بودم.
دلایل آن را نیز برشمردم و نیازی به تکرار آن نمی بینم. اما اکنون به نظر می رسد با منتفی شدن حضور دو گزینه جدی نزدیک به رهبر اصلاحات، راه برای رقابت نمایندگان احزاب و گرایش های مختلف درون اصلاحات درخصوص انتخاب گزینه ای نزدیک به جریان خود، باز شده باشد.
✅این در حالی است که اصرار اعضای شورا بر شهردار شدن گزینه نزدیک به خود، علاوه بر آن که خطر تشتت و اختلاف را به همراه خواهد داشت، موجب دلسردی شهروندان و ایجاد تشکیک در ذهن آنان نسبت به انگیزه ها و نیات حقیقی منتخبان خود در شورا خواهد شد.
✅پیشنهاد من، هم به اعضای شورا و هم به چهره های تعیین کننده اصلاحات این است که با توجه به شرایط خاص جریان اصلاح طلبی در این برهه زمانی، و واقعیت های موجود در عرصه های پیدا و ناپیدای تعاملات قدرت، از اصرار بر انتخاب از میان گزینه های صرفا سیاسی اجتناب کنند و چهره های اجرایی و واجد امکان تعامل با نهادها و جناح های ذی نفوذ را در اولویت قرار دهند.این هم به نفع جریان اصلاح طلبی برای حفظ حضور خود در چرخه تعاملات سیاسی درون نظام است، هم اعتماد شهروندان را به آنان بیشتر خواهد کرد.
✅فراموش نکنیم هر چهره اصلاح طلبی که شهردار تهران بشود، جامعیت و وزنی به اندازه محمدعلی نجفی نخواهد داشت. وقتی نجفی نتوانست یا نگذاشتند در تحقق آمال اصلاحات موفق باشد، چهره های اصلاح طلب دیگر با وزن سیاسی و اجتماعی کمتر چگونه خواهند توانست با موانع موجود بر سر راه اصلاح طلبان در عرصه های اجرایی دست و پنجه نرم کنند؟
✅حرف آخر این که آیا بهتر نیست به جای تأکید بر اصلاح طلب بودن شهردار آتی، به گزینه ای بیندیشید که نزدیک به اصلاح طلبان باشد، اما قدرت اجرایی بیشتر و امکان تعامل وسیع تر با سایر ارکان قدرت در نظام را داشته باشد؟ ضمن آن که از یاد نبریم اصلاحات دیگر وقتی برای آزمون و خطا ندارد.
✍️کانال رسمی افشین علا
👇👇👇👇
@afshinala
⚡️ از پند پیران نپرهیز ⚡️
لذت زندگی در هوس نیست
نفس با جان ما هم نفس نیست
بین خوب و بدی مرز بگذار
عمر انسان هوا و هوس نیست
هرگز از پند پیران نپرهیز
هرچه با ما بگویند بس نیست
نزد جان های پاکیزه بنشین
گوهری دارد انسان، مگس نیست
دائم از چشم بد باش پنهان
گنج نایاب در دسترس نیست
زینت و مال، خوب است، اما
ارزش تو به این خار و خس نیست
عالم غیب، باقی است، پس هست
عالم خاک، فانی است، پس نیست
بی معاد، این جهان تنگ و تار است
بی قیامت، زمین جز قفس نیست
تو منی، من توأم، هر دو اوییم
جز خدا در جهان هیچ کس نیست
✍افشین علا
🗓اردیبهشت۹۷، نور
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
لذت زندگی در هوس نیست
نفس با جان ما هم نفس نیست
بین خوب و بدی مرز بگذار
عمر انسان هوا و هوس نیست
هرگز از پند پیران نپرهیز
هرچه با ما بگویند بس نیست
نزد جان های پاکیزه بنشین
گوهری دارد انسان، مگس نیست
دائم از چشم بد باش پنهان
گنج نایاب در دسترس نیست
زینت و مال، خوب است، اما
ارزش تو به این خار و خس نیست
عالم غیب، باقی است، پس هست
عالم خاک، فانی است، پس نیست
بی معاد، این جهان تنگ و تار است
بی قیامت، زمین جز قفس نیست
تو منی، من توأم، هر دو اوییم
جز خدا در جهان هیچ کس نیست
✍افشین علا
🗓اردیبهشت۹۷، نور
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
Forwarded from افشين علا
⚡️به ترامپ⚡️
هر علفی که می جوی، مزمزه کن، بیان مکن
یا که اگر غلط کنی، گنده تر از دهان مکن
می دهی از زبان سبز آن سر سرخ را به باد
قلقلک خیال را لقلقه ی زبان مکن
از وطنم بگو ولی جانب احتیاط گیر
با دم شیر، این چنین بازی آن چنان مکن
نام خلیج فارس را چون که ز یاد برده ای
بیش مگو و خویش را مضحکه ی جهان مکن
حامی خاص داعشی، اصل و اساس داعشی
پس سخن از ترور نگو خنده ی ما عیان مکن
شیخ خمیده ای اگر رقص کند به ساز تو
خشم خداست در کمین تکیه بر این کمان مکن
تیر به سنگ خورده ای، کاکل رنگ خورده ای
آب فرنگ خورده ای، میل به شوکران مکن
دنبه ی صهیونیست را بوی کباب یافتی
گاوچران سرخ مو! سیخ در استخوان مکن
وهم سراب دیده ای پنبه به خواب دیده ای
چون شتران بی خرد لف لفِ بی امان مکن
خاور عشق زان ما، صور و دمشق جان ما
کابل، هم زبان ما، هلهله چون زنان مکن
شام و عراق رام شد، خواب یمن تمام شد
سکه ی دین به نام شد، گیس مکش، فغان مکن
فارس، شکوه یافته، سوی فلک شتافته
قلب اتم شکافته، خشم من امتحان مکن!
افشین علا، مهر 96
⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
هر علفی که می جوی، مزمزه کن، بیان مکن
یا که اگر غلط کنی، گنده تر از دهان مکن
می دهی از زبان سبز آن سر سرخ را به باد
قلقلک خیال را لقلقه ی زبان مکن
از وطنم بگو ولی جانب احتیاط گیر
با دم شیر، این چنین بازی آن چنان مکن
نام خلیج فارس را چون که ز یاد برده ای
بیش مگو و خویش را مضحکه ی جهان مکن
حامی خاص داعشی، اصل و اساس داعشی
پس سخن از ترور نگو خنده ی ما عیان مکن
شیخ خمیده ای اگر رقص کند به ساز تو
خشم خداست در کمین تکیه بر این کمان مکن
تیر به سنگ خورده ای، کاکل رنگ خورده ای
آب فرنگ خورده ای، میل به شوکران مکن
دنبه ی صهیونیست را بوی کباب یافتی
گاوچران سرخ مو! سیخ در استخوان مکن
وهم سراب دیده ای پنبه به خواب دیده ای
چون شتران بی خرد لف لفِ بی امان مکن
خاور عشق زان ما، صور و دمشق جان ما
کابل، هم زبان ما، هلهله چون زنان مکن
شام و عراق رام شد، خواب یمن تمام شد
سکه ی دین به نام شد، گیس مکش، فغان مکن
فارس، شکوه یافته، سوی فلک شتافته
قلب اتم شکافته، خشم من امتحان مکن!
افشین علا، مهر 96
⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🔻شعر نوجوان🔻
⚡️🍃 بهارنارنج 🍃⚡️
درخت نارنج کوچک من
شکوفه آوردنت مبارک!
لباس خوش رنگ و نونواری
که کرده ای بر تنت مبارک!
همین که اردیبهشت، آمد
تو پر شدی از بهارنارنج
که فصل پاییز، از تو ریزد
به دامن ما هزار نارنج
شکوفه ات رنگ و بوی خود را
مگر که از آسمان گرفته؟
که خانه مان گشته از تو خوشبو
حیاط مان از تو جان گرفته؟
خدا کند روز و روزگارت
همیشه اردیبهشت باشد
که باغ ما از بهارنارنج
همیشه مثل بهشت باشد
✍افشین علا
📚از مجموعه ی "یک سبد بوی بهار"
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️🍃 بهارنارنج 🍃⚡️
درخت نارنج کوچک من
شکوفه آوردنت مبارک!
لباس خوش رنگ و نونواری
که کرده ای بر تنت مبارک!
همین که اردیبهشت، آمد
تو پر شدی از بهارنارنج
که فصل پاییز، از تو ریزد
به دامن ما هزار نارنج
شکوفه ات رنگ و بوی خود را
مگر که از آسمان گرفته؟
که خانه مان گشته از تو خوشبو
حیاط مان از تو جان گرفته؟
خدا کند روز و روزگارت
همیشه اردیبهشت باشد
که باغ ما از بهارنارنج
همیشه مثل بهشت باشد
✍افشین علا
📚از مجموعه ی "یک سبد بوی بهار"
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
حضور گرامی سید بزرگوار جناب آقای خاتمی عزیز
با عرض سلام و تقدیم احترام
✅جریان ریشه دار و پرطرفدار اصلاحات روزگار خوشی را سپری نمی کند. دلایل عمده آن را نیز همه می دانیم. ازجمله وقایع 88 که به منع و محدودیت فراوان برای جنابعالی انجامید، رد صلاحیت گسترده چهره های شاخص اصلاحات که سبب شد در غیاب آنان، شما و ملت، ریاست جناب روحانی بر قوه مجریه و حضور چهره های نه چندان آزموده در قوه مقننه را به انفعال و بی عملی ترجیج دهید، و...
✅اما دلیل عمده دیگری که متأسفانه توسط سران اصلاحات یا دیده نشده یا جدی گرفته نشده است، اشتباهات مکرر محاسباتی و رفتاری برخی تصمیم سازان و حلقه ثابت مشاوران و نزدیکان جنابعالی است که قطعا تداوم آن به صلاح اصلاحات و رهبر اندیشمند آن نیست.
✅ارائه فهرست مخدوش و غیرقابل دفاع شورای شهر تهران توسط شورای عالی اصلاح طلبان که متأسفانه مورد تأیید شما نیز قرار گرفت، تنها یکی از پیامدهای روند غلطی است که به آن اشاره شد و مصادیق آن را بارها حضورتان عرض کرده ام و اکنون قصد پرداختن به جزئیات آن را ندارم.
✅تنها اجازه می خواهم درخصوص انتخاب شهردار جدید تهران عرض مختصری داشته باشم. گرچه می دانم شأن و مشی جنابعالی ورود به مصادیق این چنینی نیست و درنهایت به تشخیص و نظر بدنه اصلاحات تمکین می کنید و احترام می گذارید.
✅از شخصیتی چون جنابعالی، اتخاذ چنین رویه ای فی نفسه برازنده و قابل احترام است. اما به دلایل عدیده ازجمله آفات درونی اصلاحات که به اجمال عرض شد، جسارتا گاه لازم است شخص شما نیز قاطعانه وارد گود شوید و از تداوم این اشتباهات جلوگیری کنید.
✅می دانید که در انتخابات شورا نه با سد نظارت استصوابی مواجه بودیم، نه با قحط الرجال. اما شد آنچه که نمی بایست، و تقصیر هم صرفا متوجه اصلاح طلبان بود، نه جناح مقابل. در انتخاب شهردار هم اجماع بر جناب آقای نجفی صورت گرفت که چهره شاخص و باسابقه اصلاح طلب هستند. اما خود گواهید که شورا و شهردار برآمده از اصلاحات پس از استقرار، در انتصابات و عملکردها چه شیوه هایی درپیش گرفتند و حتی در مواردی به منویات جنابعالی نیز توجهی نکردند.
✅با وجود این هرگز نمی خواستیم ماجرا به کناره گیری جناب نجفی بینجامد. ولی ظاهرا چاره ای جز این نبود. اما الآن چه؟ آیا احتمال نمی دهید با عدم ورود قاطع شما و خدای نکرده تکرار خطایی دیگر توسط شورا، موقعیت اصلاحات به خطر بیفتد؟
✅شاید به حق بفرمایید جریان اصلاح طلبی ریشه دارتر از آن است که با اینگونه خطاهای رفتاری عده ای به مخاطره بیفتد. اما توقع دارم بپذیرید که در شرایط کنونی، سرنوشت اصلاحات را همین عده محدود که بر سر کارند، تعیین می کنند. بقیه یاران شما که یا مغضوب نظامند یا مطرود از جانب حلقه مشاوران و نزدیکان جنابعالی!
✅باور کنید اصلاحات دیگر فرصت زیادی برای آزمون و خطا ندارد. در بدنه عظیم اصلاح طلبان کشور، انگیزه ها سست، امیدها کم رنگ و گلایه ها بسیار شده است. آیا صبوری، نجابت و عدم ورود جنابعالی به عرصه تصمیم گیری ها و انتصابات که متأسفانه به مجال نابرازنده ای برای تقسیم رانت ها و موقعیت ها تبدیل شده است، سرنوشت این جریان اصیل را به مخاطره نمی اندازد؟
✅در پایان لازم است بخواهم جسارت فرزند کوچک تان را که می دانم به خیرخواهی و ارادتش اطمینان دارید، بپذیرید.
✍️. افشین علا
۲۱ اردی بهشت ۱۳۹۷
✨@afshinala✨
با عرض سلام و تقدیم احترام
✅جریان ریشه دار و پرطرفدار اصلاحات روزگار خوشی را سپری نمی کند. دلایل عمده آن را نیز همه می دانیم. ازجمله وقایع 88 که به منع و محدودیت فراوان برای جنابعالی انجامید، رد صلاحیت گسترده چهره های شاخص اصلاحات که سبب شد در غیاب آنان، شما و ملت، ریاست جناب روحانی بر قوه مجریه و حضور چهره های نه چندان آزموده در قوه مقننه را به انفعال و بی عملی ترجیج دهید، و...
✅اما دلیل عمده دیگری که متأسفانه توسط سران اصلاحات یا دیده نشده یا جدی گرفته نشده است، اشتباهات مکرر محاسباتی و رفتاری برخی تصمیم سازان و حلقه ثابت مشاوران و نزدیکان جنابعالی است که قطعا تداوم آن به صلاح اصلاحات و رهبر اندیشمند آن نیست.
✅ارائه فهرست مخدوش و غیرقابل دفاع شورای شهر تهران توسط شورای عالی اصلاح طلبان که متأسفانه مورد تأیید شما نیز قرار گرفت، تنها یکی از پیامدهای روند غلطی است که به آن اشاره شد و مصادیق آن را بارها حضورتان عرض کرده ام و اکنون قصد پرداختن به جزئیات آن را ندارم.
✅تنها اجازه می خواهم درخصوص انتخاب شهردار جدید تهران عرض مختصری داشته باشم. گرچه می دانم شأن و مشی جنابعالی ورود به مصادیق این چنینی نیست و درنهایت به تشخیص و نظر بدنه اصلاحات تمکین می کنید و احترام می گذارید.
✅از شخصیتی چون جنابعالی، اتخاذ چنین رویه ای فی نفسه برازنده و قابل احترام است. اما به دلایل عدیده ازجمله آفات درونی اصلاحات که به اجمال عرض شد، جسارتا گاه لازم است شخص شما نیز قاطعانه وارد گود شوید و از تداوم این اشتباهات جلوگیری کنید.
✅می دانید که در انتخابات شورا نه با سد نظارت استصوابی مواجه بودیم، نه با قحط الرجال. اما شد آنچه که نمی بایست، و تقصیر هم صرفا متوجه اصلاح طلبان بود، نه جناح مقابل. در انتخاب شهردار هم اجماع بر جناب آقای نجفی صورت گرفت که چهره شاخص و باسابقه اصلاح طلب هستند. اما خود گواهید که شورا و شهردار برآمده از اصلاحات پس از استقرار، در انتصابات و عملکردها چه شیوه هایی درپیش گرفتند و حتی در مواردی به منویات جنابعالی نیز توجهی نکردند.
✅با وجود این هرگز نمی خواستیم ماجرا به کناره گیری جناب نجفی بینجامد. ولی ظاهرا چاره ای جز این نبود. اما الآن چه؟ آیا احتمال نمی دهید با عدم ورود قاطع شما و خدای نکرده تکرار خطایی دیگر توسط شورا، موقعیت اصلاحات به خطر بیفتد؟
✅شاید به حق بفرمایید جریان اصلاح طلبی ریشه دارتر از آن است که با اینگونه خطاهای رفتاری عده ای به مخاطره بیفتد. اما توقع دارم بپذیرید که در شرایط کنونی، سرنوشت اصلاحات را همین عده محدود که بر سر کارند، تعیین می کنند. بقیه یاران شما که یا مغضوب نظامند یا مطرود از جانب حلقه مشاوران و نزدیکان جنابعالی!
✅باور کنید اصلاحات دیگر فرصت زیادی برای آزمون و خطا ندارد. در بدنه عظیم اصلاح طلبان کشور، انگیزه ها سست، امیدها کم رنگ و گلایه ها بسیار شده است. آیا صبوری، نجابت و عدم ورود جنابعالی به عرصه تصمیم گیری ها و انتصابات که متأسفانه به مجال نابرازنده ای برای تقسیم رانت ها و موقعیت ها تبدیل شده است، سرنوشت این جریان اصیل را به مخاطره نمی اندازد؟
✅در پایان لازم است بخواهم جسارت فرزند کوچک تان را که می دانم به خیرخواهی و ارادتش اطمینان دارید، بپذیرید.
✍️. افشین علا
۲۱ اردی بهشت ۱۳۹۷
✨@afshinala✨
⚡️ به احمدی نژاد چه ربطی دارد؟ ⚡️
🔸 درست در شرایطی که رهبر انقلاب اسلامی با عزت و اقتداری درخور، پاسخ مناسبی به غلط اخیر دونالد ترامپ داده اند و بار دیگر اعلام کرده اند که از ابتدا مخالف اعتماد به آمریکا و دولت های غربی بوده اند، آقای احمدی نژاد در خلال سخنانی که به سیاق همیشگی، جسورانه و عوام فریبانه بود، با گریزی کاملاً بی ربط اما عامدانه اظهار داشت که از ابتدا مجوز مذاکره با آمریکا توسط رهبر انقلاب صادر شده بود.
🔸 این اولین بار نیست که او با آزادی کامل، هرچه دلش می خواهد می گوید و در مواجهه با ارکان حکومت چنان پیش می رود که مایه شگفتی همگان می شود. البته این مواضع جسورانه که آمیزه ای از سخنان حق و باطل است، با بی اعتنایی کامل افکار عمومی مواجه شده است، اما سؤال اینجاست که چرا نظام اسلامی یک هزارم سعه صدری را که در برابر او دارد، نسبت به دیگران به خصوص اصلاح طلبان قائل نیست؟
🔸 به آقای احمدی نژاد هم باید گفت: برفرض ادعای اخیرتان صحت داشته باشد، به شما چه ربطی دارد؟ اگر هم قرار باشد کسی از این نمد کلاهی برای خود بسازد و در برابر سیل هجمه های مخالفان برجام از آن استفاده کند، آن شخص قاعدتا آقای روحانی است نه شما.
🔸 البته بدیهی است که شأن و درایت رئیس محترم دولت اعتدال، اجل از آن است که در دام چنین شبه افشاگری های کودکانه ای بیفتد. نه تنها ایشان که حتی رئیس محترم دولت اصلاحات نیز که سال هاست با منع و مضیقه و هتک حرمت بسیار مواجه است، هرگز به خود اجازه نمی دهد که سخنانی منافی شأن و مصلحت رهبر انقلاب اسلامی بر زبان آورد.
🔸 آیا وقت آن نرسیده که بزرگان نظام، دوست و دشمن داخلی خود را بهتر بشناسند و با رفع حصر و منع و نقارهای کهنه، هم نامحرمان و تازه به دوران رسیدگان داخلی را سر جای خود بنشانند، هم صفوف ملت را در برابر توطئه های دشمن کینه توز خارجی متحدتر کنند؟
✍ افشین علا
🗓 ۲۲ اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸 درست در شرایطی که رهبر انقلاب اسلامی با عزت و اقتداری درخور، پاسخ مناسبی به غلط اخیر دونالد ترامپ داده اند و بار دیگر اعلام کرده اند که از ابتدا مخالف اعتماد به آمریکا و دولت های غربی بوده اند، آقای احمدی نژاد در خلال سخنانی که به سیاق همیشگی، جسورانه و عوام فریبانه بود، با گریزی کاملاً بی ربط اما عامدانه اظهار داشت که از ابتدا مجوز مذاکره با آمریکا توسط رهبر انقلاب صادر شده بود.
🔸 این اولین بار نیست که او با آزادی کامل، هرچه دلش می خواهد می گوید و در مواجهه با ارکان حکومت چنان پیش می رود که مایه شگفتی همگان می شود. البته این مواضع جسورانه که آمیزه ای از سخنان حق و باطل است، با بی اعتنایی کامل افکار عمومی مواجه شده است، اما سؤال اینجاست که چرا نظام اسلامی یک هزارم سعه صدری را که در برابر او دارد، نسبت به دیگران به خصوص اصلاح طلبان قائل نیست؟
🔸 به آقای احمدی نژاد هم باید گفت: برفرض ادعای اخیرتان صحت داشته باشد، به شما چه ربطی دارد؟ اگر هم قرار باشد کسی از این نمد کلاهی برای خود بسازد و در برابر سیل هجمه های مخالفان برجام از آن استفاده کند، آن شخص قاعدتا آقای روحانی است نه شما.
🔸 البته بدیهی است که شأن و درایت رئیس محترم دولت اعتدال، اجل از آن است که در دام چنین شبه افشاگری های کودکانه ای بیفتد. نه تنها ایشان که حتی رئیس محترم دولت اصلاحات نیز که سال هاست با منع و مضیقه و هتک حرمت بسیار مواجه است، هرگز به خود اجازه نمی دهد که سخنانی منافی شأن و مصلحت رهبر انقلاب اسلامی بر زبان آورد.
🔸 آیا وقت آن نرسیده که بزرگان نظام، دوست و دشمن داخلی خود را بهتر بشناسند و با رفع حصر و منع و نقارهای کهنه، هم نامحرمان و تازه به دوران رسیدگان داخلی را سر جای خود بنشانند، هم صفوف ملت را در برابر توطئه های دشمن کینه توز خارجی متحدتر کنند؟
✍ افشین علا
🗓 ۲۲ اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻عجیب ترین گروه در تلگرام/ اصلاح طلبان و اصولگرایان در یک تمرین بزرگ🔻
شاید باورتان نشود ولی در تلگرام گروهی وجود دارد عجیب و غریب، انواع و اقسام فعالان سیاسی، رسانه ای و فرهنگی با گرایش های متفاوت و گاه متضاد کنار هم به خوبی و خوشی فعالیت می کنند.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری برنا، شاید اصلا باور نکنید که در این گروه فعالان رسانه ای حزب اتحاد ملت در کنار اصولگراهای عضو جبهه پایداری حضور دارند، از دبیران و خبرنگاران شرق تا سردبیر مشرق و خبرنگاران جهان نیوز ،از فعالان و تحلیل گران سیاسی اصلاح طلب و اعتداگرا تا اصولگراترین تحلیل گران سیاسی، از رضا امیرخانی نزدیک به اصولگرایان تا ساعد باقری اصلاح طلب و حتی گاه گداری برخی حامیان محمود احمدی نژاد هستند و بحث می کنند.
تصورتان از حضور این همه آدم متضاد در یک گروه تلگرامی چیست؟ اگر مبنا را بر فضای عمومی جامعه بگذارید، احتمالا فکر می کنید در این گروه از صبح تا شام دعواست، بحث ها به جنجال و هتاکی می رسد و اعضا یک به یک پته همدیگر را بیرون می ریزند، شاید تصور کنید آنجا یک ادمینی دارد که دم به دقیقه تذکر می دهد:" دوستان، احترام یکدیگر را حفظ کنید" و اوضاع که خراب می شود فوری نفری خاطی را "ریمو" می کند و...!
تصورتان اگر اینهاست، سخت در اشتباهید، در گروه " گفت و شنود" با این جمع متضاد، نه دعوایی وجود دارد و نه مرافعه ای، موضوع زمانی جالب می شود که بدانید وقتی یک اصلاح طلب به دادگاه می رود اصولگراها آرزو می کنند اتفاقی برایش نیفتد و وقتی یک اصولگرا دچار مشکل می شود اصلاح طلب ها آستین همت بالا می زنند.
یک الگوی کوچکی را در گفت و شنود می بینید، الگویی از گفتگو و مفاهمه پیرامون مسائل مبتلابه جامعه، هیچ کس توهین نمی کند، کسی خود را حق مطلق نمی پندارد، اصولگرا به اصلاح طلب احترام می گذارد و اصلاح طلب به اصولگرا، هیچکس از موضعش کوتاه نمی آید ولی هیچکس حرمت کس دیگر را هم نمی ریزد، بحث های جدی روزانه در این گروه در جریان است ولی این بحث ها باعث آزار و آزردگی کسی نمی شود.
گروه گفت و شنود را می توان تعمیم داد، می توان تکثیر کرد، می توان به کف فضای سیاسی کشور آورد، به شرطی که هیچ کس خود را عقل کامل و حق مطلق نداند و همه باور کنند حتی جناح مقابلشان هم دلش برای منافع ملی می سوزد که اگر چنین شد، گفت و شنود شکل می گیرد و جناح های سیاسی در مورد تشابهات و تفاوت هایشان با هم به گفتگو می نشینند.
گفت و گو نیاز جدی و ضروری جامعه است، زمانی که اختلافی بروز می کند می توان با نظرات کارشناسی و تحلیل ها دقیق به بحث نشست و موضوعات را بررسی کند، کاری که در گفت و شنود انجام می شود، در این گروه کارشناسان حرف می زنند و دیگران می پرسند، اگر موضوع تاریخی باشد عبداله شهبازی اطلاعات می دهد، اگر موضوع سیاست داخلی باشد، سعید شریعتی پای ثابت بحث هاست، در حوزه فعالان دانشجویی البرز زاهدی صحبت می کند، در زمینه فضای مجازی پوریا آسترکی صاحب سخن است، در موضوعات امنیتی و دفاعی، افراد صاحب معلومات دعوت می شوند، در زمینه فرهنگی و ادبی سهیل محمودی، ساعد باقری، رضا امیرخانی و افشین علا فعال هستند، د ربحث مذهبی چند روحانی حضور دارند که توضیح می دهند و رفع شبهه می کنند، در فعالان سیاسی جوانان اگر جوانان اصولگرا هستند، ریحانه طباطبایی و ساجده عرب سرخی هم چند نفر دیگر هم حضور دارند، در بحث منطقه ای سعداله زارعی میدانداری می کند، در حوزه رسانه ای از حسن سلیمانی اصولگرا تا صدرا محقق اصلاح طلب و ... نظر کارشناسی می دهند، در بحث ورزشی علی حق شناس صاحب نظر است و در موضوعات اقتصادی چند کارشناس بحث را اداره می کنند.
این یک گروه تلگرامی است، گروهی که نه کسی به موسوی و خاتمی و کروبی توهین می کند و نه کسی به چهره و شخصیت ها اصولگرا، نه کسی دیگری را فتنه گر می خواند و نه آن یکی به مخالفانش انگ اقتدارگرایی می زند، همه به هم احترام می گذارند، شوخی است، مزاح های ریز و درشت رد و بدل می شد ولی هیچ کس متهم و محکوم نیست، همه عضو یک جامعه هستند، نظراتشان را بی واهمه می زنند و نظرات طرف مقابله را بی واسطه می خوانند. حسین قاسمی، ادمین این گروه می گوید: " تلاش کردیم گروهی داشته باشیم که همه بتوانند حرف بزنند، در این حرف زدن به نقاط مشترک می رسیم، متوجه می شویم دغدغه های افراد چیست؟ برای رفع کاستی ها و کمبودها باید چه کرد؟"
وی اضافه می کند: " تلاشمان این بود از همه تفکرات و جریان های فکری نمایندگانی حضور داشته باشند، در موضوعات مختلف، کارشناسان صحبت کنند و به سوالات پاسخ گویند، همه به میزان اطلاعات خود در بحث ها مشارکت داشته باشند و بتوانند در فضایی آرام و دوستانه بحث کنند. البته نظرات متنوع هستند و بحث ها جدی است ولی این جدیت بحث ها به جدل و منازعه ختم نمی شود."
📌 منبع: خبرگزاری برنا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
شاید باورتان نشود ولی در تلگرام گروهی وجود دارد عجیب و غریب، انواع و اقسام فعالان سیاسی، رسانه ای و فرهنگی با گرایش های متفاوت و گاه متضاد کنار هم به خوبی و خوشی فعالیت می کنند.
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری برنا، شاید اصلا باور نکنید که در این گروه فعالان رسانه ای حزب اتحاد ملت در کنار اصولگراهای عضو جبهه پایداری حضور دارند، از دبیران و خبرنگاران شرق تا سردبیر مشرق و خبرنگاران جهان نیوز ،از فعالان و تحلیل گران سیاسی اصلاح طلب و اعتداگرا تا اصولگراترین تحلیل گران سیاسی، از رضا امیرخانی نزدیک به اصولگرایان تا ساعد باقری اصلاح طلب و حتی گاه گداری برخی حامیان محمود احمدی نژاد هستند و بحث می کنند.
تصورتان از حضور این همه آدم متضاد در یک گروه تلگرامی چیست؟ اگر مبنا را بر فضای عمومی جامعه بگذارید، احتمالا فکر می کنید در این گروه از صبح تا شام دعواست، بحث ها به جنجال و هتاکی می رسد و اعضا یک به یک پته همدیگر را بیرون می ریزند، شاید تصور کنید آنجا یک ادمینی دارد که دم به دقیقه تذکر می دهد:" دوستان، احترام یکدیگر را حفظ کنید" و اوضاع که خراب می شود فوری نفری خاطی را "ریمو" می کند و...!
تصورتان اگر اینهاست، سخت در اشتباهید، در گروه " گفت و شنود" با این جمع متضاد، نه دعوایی وجود دارد و نه مرافعه ای، موضوع زمانی جالب می شود که بدانید وقتی یک اصلاح طلب به دادگاه می رود اصولگراها آرزو می کنند اتفاقی برایش نیفتد و وقتی یک اصولگرا دچار مشکل می شود اصلاح طلب ها آستین همت بالا می زنند.
یک الگوی کوچکی را در گفت و شنود می بینید، الگویی از گفتگو و مفاهمه پیرامون مسائل مبتلابه جامعه، هیچ کس توهین نمی کند، کسی خود را حق مطلق نمی پندارد، اصولگرا به اصلاح طلب احترام می گذارد و اصلاح طلب به اصولگرا، هیچکس از موضعش کوتاه نمی آید ولی هیچکس حرمت کس دیگر را هم نمی ریزد، بحث های جدی روزانه در این گروه در جریان است ولی این بحث ها باعث آزار و آزردگی کسی نمی شود.
گروه گفت و شنود را می توان تعمیم داد، می توان تکثیر کرد، می توان به کف فضای سیاسی کشور آورد، به شرطی که هیچ کس خود را عقل کامل و حق مطلق نداند و همه باور کنند حتی جناح مقابلشان هم دلش برای منافع ملی می سوزد که اگر چنین شد، گفت و شنود شکل می گیرد و جناح های سیاسی در مورد تشابهات و تفاوت هایشان با هم به گفتگو می نشینند.
گفت و گو نیاز جدی و ضروری جامعه است، زمانی که اختلافی بروز می کند می توان با نظرات کارشناسی و تحلیل ها دقیق به بحث نشست و موضوعات را بررسی کند، کاری که در گفت و شنود انجام می شود، در این گروه کارشناسان حرف می زنند و دیگران می پرسند، اگر موضوع تاریخی باشد عبداله شهبازی اطلاعات می دهد، اگر موضوع سیاست داخلی باشد، سعید شریعتی پای ثابت بحث هاست، در حوزه فعالان دانشجویی البرز زاهدی صحبت می کند، در زمینه فضای مجازی پوریا آسترکی صاحب سخن است، در موضوعات امنیتی و دفاعی، افراد صاحب معلومات دعوت می شوند، در زمینه فرهنگی و ادبی سهیل محمودی، ساعد باقری، رضا امیرخانی و افشین علا فعال هستند، د ربحث مذهبی چند روحانی حضور دارند که توضیح می دهند و رفع شبهه می کنند، در فعالان سیاسی جوانان اگر جوانان اصولگرا هستند، ریحانه طباطبایی و ساجده عرب سرخی هم چند نفر دیگر هم حضور دارند، در بحث منطقه ای سعداله زارعی میدانداری می کند، در حوزه رسانه ای از حسن سلیمانی اصولگرا تا صدرا محقق اصلاح طلب و ... نظر کارشناسی می دهند، در بحث ورزشی علی حق شناس صاحب نظر است و در موضوعات اقتصادی چند کارشناس بحث را اداره می کنند.
این یک گروه تلگرامی است، گروهی که نه کسی به موسوی و خاتمی و کروبی توهین می کند و نه کسی به چهره و شخصیت ها اصولگرا، نه کسی دیگری را فتنه گر می خواند و نه آن یکی به مخالفانش انگ اقتدارگرایی می زند، همه به هم احترام می گذارند، شوخی است، مزاح های ریز و درشت رد و بدل می شد ولی هیچ کس متهم و محکوم نیست، همه عضو یک جامعه هستند، نظراتشان را بی واهمه می زنند و نظرات طرف مقابله را بی واسطه می خوانند. حسین قاسمی، ادمین این گروه می گوید: " تلاش کردیم گروهی داشته باشیم که همه بتوانند حرف بزنند، در این حرف زدن به نقاط مشترک می رسیم، متوجه می شویم دغدغه های افراد چیست؟ برای رفع کاستی ها و کمبودها باید چه کرد؟"
وی اضافه می کند: " تلاشمان این بود از همه تفکرات و جریان های فکری نمایندگانی حضور داشته باشند، در موضوعات مختلف، کارشناسان صحبت کنند و به سوالات پاسخ گویند، همه به میزان اطلاعات خود در بحث ها مشارکت داشته باشند و بتوانند در فضایی آرام و دوستانه بحث کنند. البته نظرات متنوع هستند و بحث ها جدی است ولی این جدیت بحث ها به جدل و منازعه ختم نمی شود."
📌 منبع: خبرگزاری برنا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⛔️ شعرطنز ⛔️
⚡️ فیلترشکن 👀⚡️
وقتی که شعر طنزی در انجمن ندارم
حالم بد است، انگار جان در بدن ندارم
باید سری در آرم امروز بین سرها
زیرا که چند وقت است شعری خفن ندارم
پس راه چاره، دیگر جز گیر دادنم نیست
هرچند قصد سوئی از این سخن ندارم
هم در معاشرت ها آرام و سر به زیرم
هم در میان دعوا دست بزن ندارم
هرگز حسد نبردم بر بچه های بالا
از این که مایه و رانت دارند و من ندارم
یک دوست خوانَدَم چپ، یک دوست گویدم راست
اما از این دو در گور حتی کفن ندارم
ژن های خوب و مرغوب دور و برم زیادند
اما به زیر پایم جز یک لگن ندارم
ماشین گنده خوب است من دوست دارم اما
از ترس گشت ارشاد میلی به ون ندارم
در خواب، همسرم دید دل کندم از تلگرام
اما من اعتقادی بر خواب زن ندارم
از قرض و از گرانی کارم گذشته دیگر
تنها غم من این است: فیلترشکن ندارم!
✍ افشین علا
🗓 اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
⚡️ فیلترشکن 👀⚡️
وقتی که شعر طنزی در انجمن ندارم
حالم بد است، انگار جان در بدن ندارم
باید سری در آرم امروز بین سرها
زیرا که چند وقت است شعری خفن ندارم
پس راه چاره، دیگر جز گیر دادنم نیست
هرچند قصد سوئی از این سخن ندارم
هم در معاشرت ها آرام و سر به زیرم
هم در میان دعوا دست بزن ندارم
هرگز حسد نبردم بر بچه های بالا
از این که مایه و رانت دارند و من ندارم
یک دوست خوانَدَم چپ، یک دوست گویدم راست
اما از این دو در گور حتی کفن ندارم
ژن های خوب و مرغوب دور و برم زیادند
اما به زیر پایم جز یک لگن ندارم
ماشین گنده خوب است من دوست دارم اما
از ترس گشت ارشاد میلی به ون ندارم
در خواب، همسرم دید دل کندم از تلگرام
اما من اعتقادی بر خواب زن ندارم
از قرض و از گرانی کارم گذشته دیگر
تنها غم من این است: فیلترشکن ندارم!
✍ افشین علا
🗓 اردیبهشت ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🕌 به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟! 🕌
▪️اگر خدا بخواهد عازم زیارت کربلا، کعبه خونین دلهای عاشقان، و سایر عتبات عالیات هستم. دعاگوی همه شما عزیزان خواهم بود و تقاضا دارم شما نیز دعا کنید آن ارواح مطهر به این فقیر سراپا تقصیر، اذن ورود به حرم های آسمانی شان را بدهند.
✍ افشین علا
🗓 ۲۶ شعبان ۱۴۳۹
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟! 🕌
▪️اگر خدا بخواهد عازم زیارت کربلا، کعبه خونین دلهای عاشقان، و سایر عتبات عالیات هستم. دعاگوی همه شما عزیزان خواهم بود و تقاضا دارم شما نیز دعا کنید آن ارواح مطهر به این فقیر سراپا تقصیر، اذن ورود به حرم های آسمانی شان را بدهند.
✍ افشین علا
🗓 ۲۶ شعبان ۱۴۳۹
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
⚡️ غزل کاظمین 🕌 ⚡️
گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای
من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!
شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای
چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای
چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای
به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای
پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای
به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای
دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!
✍افشین علا
🗓 اردیبهشت۹۷، کاظمین
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای
من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!
شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای
چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای
چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای
به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای
پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای
به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای
دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!
✍افشین علا
🗓 اردیبهشت۹۷، کاظمین
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🏴انا لله و انا الیه راجعون🏴
🔻در اولین روز و اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان که سعادت حضور در نجف اشرف را دارم، از شهرستان نور خبر رسید که مادر بزرگوار شهیدان صادقی به دیار باقی شتافت.
🔻خوشا به سعادت این بانوی مؤمنه که عمری به زهد و تقوا زیست و با نثار جان پاره های تنش در راه نورانی اباعبدالله الحسین (ع) در زمره اولیاء الهی قرار گرفت و انشاالله از امشب با حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما محشور خواهد بود.
🔻اکنون این نسل از مادران و پدران شهید که بهترین ثمره های عمرشان را تقدیم اسلام و انقلاب کرده اند و دم برنیاورده اند، یک یک از میان ما می روند. پس وای بر ما اگر قدرشناس شان نباشیم و وای بر صاحب منصبان اگر با ظلم، تزویر، بی عدالتی، رانت بازی و حیف و میل بیت المال، پا بر خون فرزندان گلگون کفن این پیران به حق پیوسته بگذارند.
🔻فقدان این مادر گرامی را که درست همزمان با سالروز فقدان ابدی مادرم به وصال معبود رسید، به فرزندان گرامی و خاندان محترمش و بازماندگان و علی الخصوص به دوست عزيزم جناب آقاي شاه حسيني تسليت عرض مي كنم.
🔻اگر قابل باشم در حرم ملکوتی مولا امیرالمومنین علی (ع) در کنار دعا برای شادی روح مادرم که عمری مادحه مولای متقیان بود، برای این مادر والامقام نیز علو درجات را آرزو می کنم.
✍️ افشین علا
🕌نجف اشرف 🕌
✔️کانال اشعار و مطالب افشین علا✔️
👇👇👇👇
@afshinala
🔻در اولین روز و اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان که سعادت حضور در نجف اشرف را دارم، از شهرستان نور خبر رسید که مادر بزرگوار شهیدان صادقی به دیار باقی شتافت.
🔻خوشا به سعادت این بانوی مؤمنه که عمری به زهد و تقوا زیست و با نثار جان پاره های تنش در راه نورانی اباعبدالله الحسین (ع) در زمره اولیاء الهی قرار گرفت و انشاالله از امشب با حضرت فاطمه زهرا و زینب کبری سلام الله علیهما محشور خواهد بود.
🔻اکنون این نسل از مادران و پدران شهید که بهترین ثمره های عمرشان را تقدیم اسلام و انقلاب کرده اند و دم برنیاورده اند، یک یک از میان ما می روند. پس وای بر ما اگر قدرشناس شان نباشیم و وای بر صاحب منصبان اگر با ظلم، تزویر، بی عدالتی، رانت بازی و حیف و میل بیت المال، پا بر خون فرزندان گلگون کفن این پیران به حق پیوسته بگذارند.
🔻فقدان این مادر گرامی را که درست همزمان با سالروز فقدان ابدی مادرم به وصال معبود رسید، به فرزندان گرامی و خاندان محترمش و بازماندگان و علی الخصوص به دوست عزيزم جناب آقاي شاه حسيني تسليت عرض مي كنم.
🔻اگر قابل باشم در حرم ملکوتی مولا امیرالمومنین علی (ع) در کنار دعا برای شادی روح مادرم که عمری مادحه مولای متقیان بود، برای این مادر والامقام نیز علو درجات را آرزو می کنم.
✍️ افشین علا
🕌نجف اشرف 🕌
✔️کانال اشعار و مطالب افشین علا✔️
👇👇👇👇
@afshinala
ای غمگسار فاطمه...
در حضرت تو تاب کلامی نداشتم
حتی توان عرض سلامی نداشتم
صحنت وسیع و صبر تو بی انتها، ولی
حتی به قدر وسع، کلامی نداشتم
میخواستم به سوی ضریحت روم ولی
با پای لنگ، جرأت گامی نداشتم
از درد با تو دم نزدم چون به شانه ام
ای مرد، زخم کوفه و شامی نداشتم
حتی برای جرعه ای از باده ی غمت
ای غمگسار فاطمه، جامی نداشتم
با باری از گناه نشستم مقابلت
گر بخششت نبود، دوامی نداشتم
هرگز به قدر این سفر ای ساقی بهشت
در عمر خویش، عیش مدامی نداشتم
ای داد اگر که صحن نجف بر زمین نبود
ای وای اگر که چون تو امامی نداشتم
عمرم به شعر طی شد و بی ذکر "یا علی"
هنگام مرگ، حسن ختامی نداشتم
✍️افشین علا
سحرگاه دوم رمضان🌄
نجف اشرف🕌
✅کانال اشعار و مطالب افشین علا✅
👇👇👇👇
@afshinala
در حضرت تو تاب کلامی نداشتم
حتی توان عرض سلامی نداشتم
صحنت وسیع و صبر تو بی انتها، ولی
حتی به قدر وسع، کلامی نداشتم
میخواستم به سوی ضریحت روم ولی
با پای لنگ، جرأت گامی نداشتم
از درد با تو دم نزدم چون به شانه ام
ای مرد، زخم کوفه و شامی نداشتم
حتی برای جرعه ای از باده ی غمت
ای غمگسار فاطمه، جامی نداشتم
با باری از گناه نشستم مقابلت
گر بخششت نبود، دوامی نداشتم
هرگز به قدر این سفر ای ساقی بهشت
در عمر خویش، عیش مدامی نداشتم
ای داد اگر که صحن نجف بر زمین نبود
ای وای اگر که چون تو امامی نداشتم
عمرم به شعر طی شد و بی ذکر "یا علی"
هنگام مرگ، حسن ختامی نداشتم
✍️افشین علا
سحرگاه دوم رمضان🌄
نجف اشرف🕌
✅کانال اشعار و مطالب افشین علا✅
👇👇👇👇
@afshinala
🕌غزل سامرا🕌
به سامرا شبي بي تاب دنبال تو مي گشتم
ميان صحن، از هر باب دنبال تو مي گشتم
رسيدم با سري شوريده و پايي پر از تاول
پلنگ آسا پي مهتاب دنبال تو مي گشتم
تو چون ابرو به روي ديده بودي و نمي ديدم
از اين رو در خم محراب دنبال تو مي گشتم
كنار قبر جدت يا پدر يا عمه و مادر
در آن مجموعه ي كمياب دنبال تو مي گشتم
براي درك تو بيدار بايد بود و من عمري
پي تعبيرها در خواب دنبال تو مي گشتم
دريغ اي غايب حاضر كه با افسون رمالان
به فال و رمل و اسطرلاب دنبال تو مي گشتم
دلم هرچند دريا نيست كاش اي رشك نيلوفر
درون خويش، در مرداب دنبال تو مي گشتم
نه تنها صحن سامرا، كه گرمي بخش دنيايي
چرا من در دل سرداب دنبال تو مي گشتم؟!
✍️افشين علا
🗓ارديبهشت ٩٧
📍سامرا🕌
کانال اشعار و نوشته های افشین علا
👇👇👇👇
@afshinala
به سامرا شبي بي تاب دنبال تو مي گشتم
ميان صحن، از هر باب دنبال تو مي گشتم
رسيدم با سري شوريده و پايي پر از تاول
پلنگ آسا پي مهتاب دنبال تو مي گشتم
تو چون ابرو به روي ديده بودي و نمي ديدم
از اين رو در خم محراب دنبال تو مي گشتم
كنار قبر جدت يا پدر يا عمه و مادر
در آن مجموعه ي كمياب دنبال تو مي گشتم
براي درك تو بيدار بايد بود و من عمري
پي تعبيرها در خواب دنبال تو مي گشتم
دريغ اي غايب حاضر كه با افسون رمالان
به فال و رمل و اسطرلاب دنبال تو مي گشتم
دلم هرچند دريا نيست كاش اي رشك نيلوفر
درون خويش، در مرداب دنبال تو مي گشتم
نه تنها صحن سامرا، كه گرمي بخش دنيايي
چرا من در دل سرداب دنبال تو مي گشتم؟!
✍️افشين علا
🗓ارديبهشت ٩٧
📍سامرا🕌
کانال اشعار و نوشته های افشین علا
👇👇👇👇
@afshinala