خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر...
چنان عاشقانه زیست و چنان با سرافرازی تاج شهادت بر سر نهاد و به معبود ازلی پیوست که زبانم به تسلیت نمیچرخد. انشاالله امشب پس از ساعت ۲۲ در شبکهی یک سیما پیرامون این حماسهی شکوهمند و شورانگیز با عزیزان سخن خواهم گفت.
✍ افشین علا
🗓️۷ مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر...
چنان عاشقانه زیست و چنان با سرافرازی تاج شهادت بر سر نهاد و به معبود ازلی پیوست که زبانم به تسلیت نمیچرخد. انشاالله امشب پس از ساعت ۲۲ در شبکهی یک سیما پیرامون این حماسهی شکوهمند و شورانگیز با عزیزان سخن خواهم گفت.
✍ افشین علا
🗓️۷ مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
❤55
▪️خورشید نصر▪️
چون بر فراز بام شهادت طلوع کرد
تقویم فصل تازهی خود را شروع کرد
خفاش را بگو که شهادت غروب نیست
خورشید نصر تازه به لبنان طلوع کرد
با قاتلش بگو که رقم زد هلاک خویش
زالو اگر ز خون یلان سد جوع کرد
نازم به قامتی که چو افتاد خم نشد
خود در قیام بود و هماینک رکوع کرد
اسلام با صلابت رزمش به اوج رفت
تاریخ در برابر عزمش خضوع کرد
بیروت شاخهای ز نهال بهشت بود
پس سوی اصل پر زد و ترک فروع کرد
لله گفت چون ازلی بود عهد او
انا الیه خواند و به مقصد رجوع کرد
تنها نه در برابر او درهی بقاع
هر قلهای که خاست ز لبنان، خشوع کرد
عمری شهید زیست که طاقت بیاوریم
آری علاج واقعه قبل از وقوع کرد
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
چون بر فراز بام شهادت طلوع کرد
تقویم فصل تازهی خود را شروع کرد
خفاش را بگو که شهادت غروب نیست
خورشید نصر تازه به لبنان طلوع کرد
با قاتلش بگو که رقم زد هلاک خویش
زالو اگر ز خون یلان سد جوع کرد
نازم به قامتی که چو افتاد خم نشد
خود در قیام بود و هماینک رکوع کرد
اسلام با صلابت رزمش به اوج رفت
تاریخ در برابر عزمش خضوع کرد
بیروت شاخهای ز نهال بهشت بود
پس سوی اصل پر زد و ترک فروع کرد
لله گفت چون ازلی بود عهد او
انا الیه خواند و به مقصد رجوع کرد
تنها نه در برابر او درهی بقاع
هر قلهای که خاست ز لبنان، خشوع کرد
عمری شهید زیست که طاقت بیاوریم
آری علاج واقعه قبل از وقوع کرد
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
❤51
بنیامین نتانیاهو در پیامی به مردم ایران گفت: زمان "آزادی" آنها زودتر از آنچه تصور میکنند، فرا میرسد!
🔹تو یکی، خامش!🔹
پیکی ز جانب مگسی سرخوش
آمد به سوی مملکت کورش!
وز وز کنان، نوید رهایی داد
یاللعجب که شد مگسی چاوش!
با او بگو: پس از مصی و مریم
حالا شدی تو منجی ایران؟ هش!
گیرم که مردمان، همه ناراضی
اما در این میان تو یکی، خامش!
افتاده بر تن تو مگر خارش؟
خواهد دلت چو میخ مگر چکش؟
تنها تو ای یهودی سرگردان
کم بودی این وسط که رسیدی خوش!
بیچاره مردمی که پناه آرند
بر تو حرامزادهی کودککش!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
🔹تو یکی، خامش!🔹
پیکی ز جانب مگسی سرخوش
آمد به سوی مملکت کورش!
وز وز کنان، نوید رهایی داد
یاللعجب که شد مگسی چاوش!
با او بگو: پس از مصی و مریم
حالا شدی تو منجی ایران؟ هش!
گیرم که مردمان، همه ناراضی
اما در این میان تو یکی، خامش!
افتاده بر تن تو مگر خارش؟
خواهد دلت چو میخ مگر چکش؟
تنها تو ای یهودی سرگردان
کم بودی این وسط که رسیدی خوش!
بیچاره مردمی که پناه آرند
بر تو حرامزادهی کودککش!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
❤85
تقدیم به روح بلند شهید تهرانی مقدم
🔹جای تو بود خالی🔹
دیشب که شد تلآویو یکباره چون جهنم
پائیز شد در ایران مثل بهار، خرم
سید حسن به قاسم تبریک گفت در عرش
مهمان ما هنیه شد شادمان و من هم
آمد به شور و جنبش کشمیر تا مراکش
شد قدس غرق جوشش لبنان رها شد از غم
آمد به صحن اقصی گویی براق دیگر
معراج شد مکرر احزاب شد مجسم
سوراخ موش پر شد از جانیان صهیون
شیران به بام رفتند اما بهسان پرچم
خشم سپاه و ارتش ناگه گرفت بارش
کاخ سفید لرزید زان غرش دمادم
شد گرز رستم و گیو آوار بر سر دیو
کودککش تلآویو دیشب گرفت ماتم
موشک گداخت از دور جان شیوخ مزدور
اما گذاشت چون نور بر زخم غزه، مرهم
شد روز مرگ صهیون نزدیکتر به تقویم
شد بیشتر فلسطین بر عزم خود مصمم
اما در این حوالی جای تو بود خالی
هرچند شاهدی خود بر ما و اهل عالم
یک دم به خواب شیرین بردار سر ز بالین
تا قد خصم بینی مانند گنبدش خم
بذری که کاشت دستت امروز شد شکوفا
ای باغبان! نهالت شد مثل سرو، محکم
بر روح پرفتوحت شد ملتی دعاگو
آنسان که از تو راضی است روح رسول خاتم
ایران، صلابتش را تهران مهابتش را
مدیون توست آری تهرانی مقدم!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
https://B2n.ir/r03405
🔹جای تو بود خالی🔹
دیشب که شد تلآویو یکباره چون جهنم
پائیز شد در ایران مثل بهار، خرم
سید حسن به قاسم تبریک گفت در عرش
مهمان ما هنیه شد شادمان و من هم
آمد به شور و جنبش کشمیر تا مراکش
شد قدس غرق جوشش لبنان رها شد از غم
آمد به صحن اقصی گویی براق دیگر
معراج شد مکرر احزاب شد مجسم
سوراخ موش پر شد از جانیان صهیون
شیران به بام رفتند اما بهسان پرچم
خشم سپاه و ارتش ناگه گرفت بارش
کاخ سفید لرزید زان غرش دمادم
شد گرز رستم و گیو آوار بر سر دیو
کودککش تلآویو دیشب گرفت ماتم
موشک گداخت از دور جان شیوخ مزدور
اما گذاشت چون نور بر زخم غزه، مرهم
شد روز مرگ صهیون نزدیکتر به تقویم
شد بیشتر فلسطین بر عزم خود مصمم
اما در این حوالی جای تو بود خالی
هرچند شاهدی خود بر ما و اهل عالم
یک دم به خواب شیرین بردار سر ز بالین
تا قد خصم بینی مانند گنبدش خم
بذری که کاشت دستت امروز شد شکوفا
ای باغبان! نهالت شد مثل سرو، محکم
بر روح پرفتوحت شد ملتی دعاگو
آنسان که از تو راضی است روح رسول خاتم
ایران، صلابتش را تهران مهابتش را
مدیون توست آری تهرانی مقدم!
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
▪️کانال اشعار و مطالب افشین علا▪️
https://B2n.ir/r03405
❤57
🍁پاییز🍁
باز هم پاييز در کف، سینی و قندان گرفت
چای خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت
عالم تفتیده از چنگال تابستان رهید
ديو گرما صيد سرما شد ره زندان گرفت
گرچه در جوش و خروش آیند مردم در بهار
رونقی بیش از بهاران، خلوت رندان گرفت
دختر پاییز تا طرحی دراندازد ز نو
کلک سحرآمیز در کف، چون هنرمندان گرفت
تا که از یاران، پذيرایی كند با روی خوش
روكشی از زر به شوق خنده بر دندان گرفت
سفرهی رنگين مهيا كرد و از بازار فصل
سيب و نارنج و انار و پستهی خندان گرفت
تا شود آماده بر اندام دی، تور عروس
در ميان بيشهها آذر، حنابندان گرفت
شاد زی ایران! به لطف مطرب باران که ضرب
بر فراز زاگرسها و دماوندان گرفت
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
باز هم پاييز در کف، سینی و قندان گرفت
چای خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت
عالم تفتیده از چنگال تابستان رهید
ديو گرما صيد سرما شد ره زندان گرفت
گرچه در جوش و خروش آیند مردم در بهار
رونقی بیش از بهاران، خلوت رندان گرفت
دختر پاییز تا طرحی دراندازد ز نو
کلک سحرآمیز در کف، چون هنرمندان گرفت
تا که از یاران، پذيرایی كند با روی خوش
روكشی از زر به شوق خنده بر دندان گرفت
سفرهی رنگين مهيا كرد و از بازار فصل
سيب و نارنج و انار و پستهی خندان گرفت
تا شود آماده بر اندام دی، تور عروس
در ميان بيشهها آذر، حنابندان گرفت
شاد زی ایران! به لطف مطرب باران که ضرب
بر فراز زاگرسها و دماوندان گرفت
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🍀حضور در برنامهی همشاگردی سلام🍀
به مناسبت بازگشایی مدارس
شبکهی آموزش سیما
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به مناسبت بازگشایی مدارس
شبکهی آموزش سیما
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤23
▪️به روح پاک شهید عباس نیلفروشان▪️
چون رود، بیصدا و خروشان بود
مانند چشمه، ساکت و جوشان بود
عمری چو نخل، پرثمر و خالی
از نخوت افاده فروشان بود
میسوخت بیامان که بیاساییم
یک عمر، شمع جمع خموشان بود
آرام و سربهزیر ولی چون شیر
کابوس شام تیرهی موشان بود
با ساقی الست چو پیمان بست
بر عهد خویش محکم و کوشان بود
مجنونصفت به کوه و بیابان زد
چون ابرها ز خانه به دوشان بود
گهوارهی وطن که رهید از موج
مدیون عزم نیلفروشان بود
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
چون رود، بیصدا و خروشان بود
مانند چشمه، ساکت و جوشان بود
عمری چو نخل، پرثمر و خالی
از نخوت افاده فروشان بود
میسوخت بیامان که بیاساییم
یک عمر، شمع جمع خموشان بود
آرام و سربهزیر ولی چون شیر
کابوس شام تیرهی موشان بود
با ساقی الست چو پیمان بست
بر عهد خویش محکم و کوشان بود
مجنونصفت به کوه و بیابان زد
چون ابرها ز خانه به دوشان بود
گهوارهی وطن که رهید از موج
مدیون عزم نیلفروشان بود
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤41
🇮🇷آن جمعهی بشکوه🇮🇷
ای خطبهی غرای تو چون آب بر آتش
تسکین دل سوتهی اصحاب بر آتش
شد هیمنهی خصم در آن جمعهی بشکوه
چون دود ز جمعیت احباب بر آتش
یکپارچه در سوز و گداز آمده بودند
تا روی تو بینند چو مهتاب بر آتش
ای پیر جوانبخت! ز آهنگ نمازت
مانند سپندی شده محراب بر آتش
بر چیرگیات در سخن، اعدا متحیر
چون خیرگی کرمک شبتاب بر آتش
خنیاگر صهیون نگر از نطق بلیغت
افکنده ز کف، آلت و مضراب بر آتش
فهماند کلام تو به صیاد جهانخوار
ماهی نشود صید ز قلاب بر آتش
از شش جهت افروخت شرر، جانی غاصب
زین رو شده بریان، خود قصاب بر آتش
ما چون تو اگر سوختهایم از غم یاران
گشتیم بهاور چو زر ناب بر آتش
تصویر "حسن" شیر عرب، حک شده بر عرش
هرگز نتوان سوختن این قاب بر آتش
دست از تو نداریم، اگر پا بگذارند
بسیار سران از پی ارباب بر آتش
فردا چو بسوزند عجب نیست که امروز
کردند بنا کاخ خود، اعراب بر آتش
ای پیر! هوادار توأم چونکه در این راه
بیداری و بس قافله در خواب بر آتش
دل کندهام از راست و چپ یکسره، چون تو
بر خندق سلمانی و احزاب بر آتش
از بغض تو بر گردهی ما دشنهی دشنام
بسیار زند سفله چو تنداب بر آتش
خفاش چه داند ز چه در چرخشم ای دوست
گرد تو چو پروانهی بیتاب بر آتش
از طعن رقیبان به فلاخن، چو خلیلم
در باغ گل افتاده ز پرتاب بر آتش
بگذار حسودم بزند طعنه که افتاد
زین شعر تر و تازه و شاداب بر آتش
✍🏻افشین علا
مهر ۱۴۰۳
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
https://B2n.ir/d54498
ای خطبهی غرای تو چون آب بر آتش
تسکین دل سوتهی اصحاب بر آتش
شد هیمنهی خصم در آن جمعهی بشکوه
چون دود ز جمعیت احباب بر آتش
یکپارچه در سوز و گداز آمده بودند
تا روی تو بینند چو مهتاب بر آتش
ای پیر جوانبخت! ز آهنگ نمازت
مانند سپندی شده محراب بر آتش
بر چیرگیات در سخن، اعدا متحیر
چون خیرگی کرمک شبتاب بر آتش
خنیاگر صهیون نگر از نطق بلیغت
افکنده ز کف، آلت و مضراب بر آتش
فهماند کلام تو به صیاد جهانخوار
ماهی نشود صید ز قلاب بر آتش
از شش جهت افروخت شرر، جانی غاصب
زین رو شده بریان، خود قصاب بر آتش
ما چون تو اگر سوختهایم از غم یاران
گشتیم بهاور چو زر ناب بر آتش
تصویر "حسن" شیر عرب، حک شده بر عرش
هرگز نتوان سوختن این قاب بر آتش
دست از تو نداریم، اگر پا بگذارند
بسیار سران از پی ارباب بر آتش
فردا چو بسوزند عجب نیست که امروز
کردند بنا کاخ خود، اعراب بر آتش
ای پیر! هوادار توأم چونکه در این راه
بیداری و بس قافله در خواب بر آتش
دل کندهام از راست و چپ یکسره، چون تو
بر خندق سلمانی و احزاب بر آتش
از بغض تو بر گردهی ما دشنهی دشنام
بسیار زند سفله چو تنداب بر آتش
خفاش چه داند ز چه در چرخشم ای دوست
گرد تو چو پروانهی بیتاب بر آتش
از طعن رقیبان به فلاخن، چو خلیلم
در باغ گل افتاده ز پرتاب بر آتش
بگذار حسودم بزند طعنه که افتاد
زین شعر تر و تازه و شاداب بر آتش
✍🏻افشین علا
مهر ۱۴۰۳
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
https://B2n.ir/d54498
❤52
🔶من خاك بودم!🔶
"آیا خدایت نیستم؟" این سان خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمرهی "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
"آیا خدایت نیستم؟" این سان خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمرهی "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
❤36
🦋بزم فرشتگان در بیمارستان مفید🦋
روزگار غریبی است. بسیاری از پیران برای لقمهای نان مجبورند با کمر خميده کار کنند. بسیاری از جوانان نیز با وجود آنکه تمام امید و آرزویشان یک چهاردیواری امن و اندکی پول توی جیبی است، یا بیکارند یا دستمزدی که پس از یک ماه دوندگی میگیرند، از خرج یک ساعت خوشگذرانی برخی ازمابهتران هم کمتر است. اجارهها سر به فلک کشیده است. یک دست لباس، یک جفت کفش، یا قدری گوشت که مزهاش ساعتی در دهان بماند، برای بسیاری از خانوادهها به رؤیا تبدیل شده است. پدرها خشمگین و شرمندهاند. مادرها غمگین و نگران، در خفا اشک میریزند. بسیار دخترکان معصوم، پیوستن به سراب آرزوها در کوچه و خیابان را به حفظ حریم پاک و گوهر مقدسشان ترجیح دادهاند. همانطور که بسیار پسران نازنین در انتقام از جریحهدار شدن غرورشان با شلوارهای پاره و بازوان خالکوبی شده، بر سنگفرش آیندهای که پیش روی خود نمیبینند، پرسه میزنند و سیگار میکشند. پشت شلوغی شهرها، بغض سنگینی نهفته و روستاها در سکوتی ملالآور خمیازه میکشند...
اینها همه درد است. اما امید هم کم نیست. به همهی این آرزوها -هرچند محال به نظر بیاید- میتوان رسید. همهی این دردها چاره دارد. ولو در درازمدت، ولو دیر و دور. اما امان از دردهایی که چاره ندارند. باید هر آن به خدا پناه ببریم از ابتلا به این دردهای بیدرمان. در این میان چه دردی طاقتسوزتر از غم ابتلای فرزند به مرضی لاعلاج؟! آنوقت است که انسان از خدا میخواهد غم نان و لباس و کاشانه را بدهد، اما این درد را بگیرد. حتی تصورش هم سخت است. پدران و مادران حتی تحمل این را ندارند که ببینند پشهای بر گونهی پسرک یا دخترک دلبندشان نشسته و میخواهد نیشی به او بزند. چه برسد به آنکه مرضی لاعلاج بر جسم نازک جگرگوشهشان پنجه بیندازد! اما آنچه که ما از تصورش هم عاجزیم، واقعیتی است به تلخی نیش تمام مارهای عالم که بر جگر بسیار پدران و مادران نشسته است. عزیزانی که جگرگوشههایشان پیش چشمشان از درد به خود میپیچند، فریاد میزنند، ناله میکنند و ذرهذره آب میشوند. اما کاری از دست آنها ساخته نیست. اگر حجم اندوه طاقتسوزی را که بر قلب و شانههای این زنان و مردان سنگینی میکند، در یک کفه بگذاریم و در کفهی دیگر تمام کوههای عالم را، کدامیک سنگینتر است؟ به یقین، غم ابتلای جگرگوشه! که به قول نیما:
نازکآرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم میشکند...
اینهمه از درد گفتم، بگذارید از امید هم بگویم. بیشک خداوند این نونهالان رنجدیده و پدران و مادران دردمندشان را فراموش نمیکند. اگر درد میدهد، درمان نیز میفرستد. اگر ساقههای ترد قامت این نونهالان و درخت خمیدهی تن والدین را با تندباد ابتلا میآزماید، بارش رحمت خود را نیز از آنان دریغ نمیکند. اما این باران را از ابر سخاوت و ایثاری فرو میبارد که در دستهای بندگان برگزیدهی اوست. ازجمله پزشکان، پرستاران و همهی کارکنان کادر درمان که طبیبانه به بالین این جگرگوشهگان میشتابند و برای تسکین جان دردمند آنان شب و روز نمیشناسند. به اضافهی خیل نیکوکارانی که در این کمبودها و گرانیها با کمک مالی خود به مراکز درمانی، حلقههای اشک شوق را زینت چشم فرشتگان الهی میکنند. بهراستی چه احسانی زیباتر و برازندهتر از این که کودکان بیمار را چون فرزندان خود بدانیم و به یاریشان بشتابیم؟ و کدام پاداش با اجری که خدای شاهد و ناظر به این گروه از بندگان خود عطا خواهد کرد، برابری میکند؟ که خود فرمود: هل جزاءالاحسان الا الاحسان؟
بیاییم در فرو نشاندن شعلههای درد و اندوه از جسم و جان فرزندان بیمار این آب و خاک، از هم پیشی بگیریم. بیشک یکی از نمادهای درخشان درمان کودکان در روزگار ما بیمارستان مفید در قلب پایتخت ایران است. بهشتی که فرشتگان سفیدپوش در آن به التیام دردهای لاعلاج بچههای معصوم مشغولاند. عزیزانی که از خواب و خوراک و راحت خود گذشتهاند و تنها به درمان درد کودکان و التیام زخم والدینشان میاندیشند. اما کیست که نداند کمبودها و مشکلات، با جان خستهی آنان چهها که نمیکند! بیاییم به یاری این برگزیدگان عالم بشتابیم و ما نیز با کمکهای مالی خود در بزم عاشقانهای که پروردگار مهربان در دنیا و آخرت برایشان مهيا کرده است، شرکت کنیم.از همهی عزیزانی که استطاعت مالی دارند برای سهیم شدن در این اجر بیمثال دنیوی و اخروی دعوت میکنم. قرار ما: کمک مالی به خزانهی پاک بیمارستان مفید.
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
روزگار غریبی است. بسیاری از پیران برای لقمهای نان مجبورند با کمر خميده کار کنند. بسیاری از جوانان نیز با وجود آنکه تمام امید و آرزویشان یک چهاردیواری امن و اندکی پول توی جیبی است، یا بیکارند یا دستمزدی که پس از یک ماه دوندگی میگیرند، از خرج یک ساعت خوشگذرانی برخی ازمابهتران هم کمتر است. اجارهها سر به فلک کشیده است. یک دست لباس، یک جفت کفش، یا قدری گوشت که مزهاش ساعتی در دهان بماند، برای بسیاری از خانوادهها به رؤیا تبدیل شده است. پدرها خشمگین و شرمندهاند. مادرها غمگین و نگران، در خفا اشک میریزند. بسیار دخترکان معصوم، پیوستن به سراب آرزوها در کوچه و خیابان را به حفظ حریم پاک و گوهر مقدسشان ترجیح دادهاند. همانطور که بسیار پسران نازنین در انتقام از جریحهدار شدن غرورشان با شلوارهای پاره و بازوان خالکوبی شده، بر سنگفرش آیندهای که پیش روی خود نمیبینند، پرسه میزنند و سیگار میکشند. پشت شلوغی شهرها، بغض سنگینی نهفته و روستاها در سکوتی ملالآور خمیازه میکشند...
اینها همه درد است. اما امید هم کم نیست. به همهی این آرزوها -هرچند محال به نظر بیاید- میتوان رسید. همهی این دردها چاره دارد. ولو در درازمدت، ولو دیر و دور. اما امان از دردهایی که چاره ندارند. باید هر آن به خدا پناه ببریم از ابتلا به این دردهای بیدرمان. در این میان چه دردی طاقتسوزتر از غم ابتلای فرزند به مرضی لاعلاج؟! آنوقت است که انسان از خدا میخواهد غم نان و لباس و کاشانه را بدهد، اما این درد را بگیرد. حتی تصورش هم سخت است. پدران و مادران حتی تحمل این را ندارند که ببینند پشهای بر گونهی پسرک یا دخترک دلبندشان نشسته و میخواهد نیشی به او بزند. چه برسد به آنکه مرضی لاعلاج بر جسم نازک جگرگوشهشان پنجه بیندازد! اما آنچه که ما از تصورش هم عاجزیم، واقعیتی است به تلخی نیش تمام مارهای عالم که بر جگر بسیار پدران و مادران نشسته است. عزیزانی که جگرگوشههایشان پیش چشمشان از درد به خود میپیچند، فریاد میزنند، ناله میکنند و ذرهذره آب میشوند. اما کاری از دست آنها ساخته نیست. اگر حجم اندوه طاقتسوزی را که بر قلب و شانههای این زنان و مردان سنگینی میکند، در یک کفه بگذاریم و در کفهی دیگر تمام کوههای عالم را، کدامیک سنگینتر است؟ به یقین، غم ابتلای جگرگوشه! که به قول نیما:
نازکآرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم میشکند...
اینهمه از درد گفتم، بگذارید از امید هم بگویم. بیشک خداوند این نونهالان رنجدیده و پدران و مادران دردمندشان را فراموش نمیکند. اگر درد میدهد، درمان نیز میفرستد. اگر ساقههای ترد قامت این نونهالان و درخت خمیدهی تن والدین را با تندباد ابتلا میآزماید، بارش رحمت خود را نیز از آنان دریغ نمیکند. اما این باران را از ابر سخاوت و ایثاری فرو میبارد که در دستهای بندگان برگزیدهی اوست. ازجمله پزشکان، پرستاران و همهی کارکنان کادر درمان که طبیبانه به بالین این جگرگوشهگان میشتابند و برای تسکین جان دردمند آنان شب و روز نمیشناسند. به اضافهی خیل نیکوکارانی که در این کمبودها و گرانیها با کمک مالی خود به مراکز درمانی، حلقههای اشک شوق را زینت چشم فرشتگان الهی میکنند. بهراستی چه احسانی زیباتر و برازندهتر از این که کودکان بیمار را چون فرزندان خود بدانیم و به یاریشان بشتابیم؟ و کدام پاداش با اجری که خدای شاهد و ناظر به این گروه از بندگان خود عطا خواهد کرد، برابری میکند؟ که خود فرمود: هل جزاءالاحسان الا الاحسان؟
بیاییم در فرو نشاندن شعلههای درد و اندوه از جسم و جان فرزندان بیمار این آب و خاک، از هم پیشی بگیریم. بیشک یکی از نمادهای درخشان درمان کودکان در روزگار ما بیمارستان مفید در قلب پایتخت ایران است. بهشتی که فرشتگان سفیدپوش در آن به التیام دردهای لاعلاج بچههای معصوم مشغولاند. عزیزانی که از خواب و خوراک و راحت خود گذشتهاند و تنها به درمان درد کودکان و التیام زخم والدینشان میاندیشند. اما کیست که نداند کمبودها و مشکلات، با جان خستهی آنان چهها که نمیکند! بیاییم به یاری این برگزیدگان عالم بشتابیم و ما نیز با کمکهای مالی خود در بزم عاشقانهای که پروردگار مهربان در دنیا و آخرت برایشان مهيا کرده است، شرکت کنیم.از همهی عزیزانی که استطاعت مالی دارند برای سهیم شدن در این اجر بیمثال دنیوی و اخروی دعوت میکنم. قرار ما: کمک مالی به خزانهی پاک بیمارستان مفید.
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤24
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹به مناسبت روز بزرگداشت حافظ🔹
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🍀آدرس اینستاگرام ساقی ملکیان👇
Instagram.com/saghi.malekian
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🍀آدرس اینستاگرام ساقی ملکیان👇
Instagram.com/saghi.malekian
❤11
🧚♂️دولت افتادگی
از مادرم آموختهام سادگیام را
یکرنگی و سرسختی و آزادگیام را
صد عقل عمیق و دل پیچیده بباید
تا درک کند کیفیت سادگیام را
سوگند به عالم که به عالم نفروشم
ارث پدرم جرأتم استادگیام را
ساقی! اگرم تا پر عنقا برسانی
از کف ندهم دولت افتادگیام را
عمریست که شرمنده شد از زندگیام، مرگ
چون دید به شوق سفر، آمادگیام را
دل نیست زبان نیست قلم نیست توان نیست
تا شرح دهم این همه دلدادگیام را
✍🏻افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
💎 @afshinala 💎
از مادرم آموختهام سادگیام را
یکرنگی و سرسختی و آزادگیام را
صد عقل عمیق و دل پیچیده بباید
تا درک کند کیفیت سادگیام را
سوگند به عالم که به عالم نفروشم
ارث پدرم جرأتم استادگیام را
ساقی! اگرم تا پر عنقا برسانی
از کف ندهم دولت افتادگیام را
عمریست که شرمنده شد از زندگیام، مرگ
چون دید به شوق سفر، آمادگیام را
دل نیست زبان نیست قلم نیست توان نیست
تا شرح دهم این همه دلدادگیام را
✍🏻افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
💎 @afshinala 💎
❤57
🔻زادهی بیشهی البرز
نظر از روی طمع سوی بزرگانم نیست
ترسی از زوزه و از پوزهی گرگانم نیست
از پدر بردهام این ارث که از سیلی خویش
سُرخم اما سر خم پیش بزرگانم نیست
داده شیرم زنی از دودهی پاکان که نیاز
به فلان شخص و فلان منصب و ارگانم نیست
زادهی بیشهی البرزم و از ریشه سترگ
وحشت تازهستبران و سترگانم نیست
طبرستانیام و نوریام و خاک بهشت
خوشتر از رامسر و ساری و گرگانم نیست
اگر از سوی بزرگان نظر لطف به ماست
نظر از روی طمع سوی بزرگانم نیست
✍🏻افشين علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
نظر از روی طمع سوی بزرگانم نیست
ترسی از زوزه و از پوزهی گرگانم نیست
از پدر بردهام این ارث که از سیلی خویش
سُرخم اما سر خم پیش بزرگانم نیست
داده شیرم زنی از دودهی پاکان که نیاز
به فلان شخص و فلان منصب و ارگانم نیست
زادهی بیشهی البرزم و از ریشه سترگ
وحشت تازهستبران و سترگانم نیست
طبرستانیام و نوریام و خاک بهشت
خوشتر از رامسر و ساری و گرگانم نیست
اگر از سوی بزرگان نظر لطف به ماست
نظر از روی طمع سوی بزرگانم نیست
✍🏻افشين علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤52
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از خواندن شعر اخیر افشین علا پیرامون حماسهی جمعهی نصر، خطاب به ایشان نوشتهاند:
"قوی، زیبا و استادانه است. کاش شأن نزولش این حقیر نبودم. به هرحال وظیفه داشتم تشکر کنم."
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
"قوی، زیبا و استادانه است. کاش شأن نزولش این حقیر نبودم. به هرحال وظیفه داشتم تشکر کنم."
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤72
✨بگو به امین✨
به رغم زخم زبانها به غم، عنان ندهم
ز کف، قرار خود از طعن طاعنان ندهم
رفیق عهدشکن! از تو کمترم آری
اگر که بر سر پیمان خویش جان ندهم
اگر چه صورتم از سیلی خودی سرخ است
چراغ سبز به بیگانگان نشان ندهم
به خیمهگه چو شبیخون بیامان زده خصم
ز تیربار کلامم به او امان ندهم
به رغم این همه تحریم، پیش چشم عدو
ز بیم، پرچم تسلیم را تکان ندهم
سبکسرانه چو پیران طالب تمجید
زمام عقل به تأیید هر جوان ندهم
بس است خوردن نیش از شکافها یک بار
دوباره در دهن مار، امتحان ندهم
رهین باور خویشم! هر آن چه خواهی گو
که دل به خشم و خوشایند این و آن ندهم
به رغم تازه به دوران رسیدگان حریص
مقام فقر به سرمایهی جهان ندهم
زمین اگر همه دشمن شود، بگو به “امین”
که دست زخمی او را به آسمان ندهم
✍🏻افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
به رغم زخم زبانها به غم، عنان ندهم
ز کف، قرار خود از طعن طاعنان ندهم
رفیق عهدشکن! از تو کمترم آری
اگر که بر سر پیمان خویش جان ندهم
اگر چه صورتم از سیلی خودی سرخ است
چراغ سبز به بیگانگان نشان ندهم
به خیمهگه چو شبیخون بیامان زده خصم
ز تیربار کلامم به او امان ندهم
به رغم این همه تحریم، پیش چشم عدو
ز بیم، پرچم تسلیم را تکان ندهم
سبکسرانه چو پیران طالب تمجید
زمام عقل به تأیید هر جوان ندهم
بس است خوردن نیش از شکافها یک بار
دوباره در دهن مار، امتحان ندهم
رهین باور خویشم! هر آن چه خواهی گو
که دل به خشم و خوشایند این و آن ندهم
به رغم تازه به دوران رسیدگان حریص
مقام فقر به سرمایهی جهان ندهم
زمین اگر همه دشمن شود، بگو به “امین”
که دست زخمی او را به آسمان ندهم
✍🏻افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤67
🔺شیر خونینیال🔺
داد باران این خبر با غرش رگبارها:
عاقبت کشتند شیر غزه را تاتارها
گرچه چون نی در خروش آمد جهان از داغ او
تا ابد پیچد نفیرش در دل نیزارها
شد فلک، مبهوت شیر خفته و بر نعش او
حال عالم را به هم زد زوزهی کفتارها
خود پی این بود عمری، چونکه میدانست نیست
جز شهادت، جامهای زیبندهی سردارها
قاتلان از کشتهاش ترسان، ولی آسوده بود
در دل ویرانه حتی چون سپهسالارها
خون او هرچند یاقوتی است بر تاج حماس
لکهی ننگی است بر دامان سازشکارها
سرزمین نخل و زیتون سر نخواهد کرد خم
تا ز خاک قدس خیزد میثم تمارها
آرزویم اینچنین مرگی است با چشمان باز
مست خوابی ناز چون او در دل آوارها
شیر خونینیال من! از غرش مردانهات
باختر لرزید با انبوه جنگافزارها
زندهی جاویدی اما خیل غاصب، روز و شب
خفته در تابوت هر آژیر، چون مردارها
روی هم فردا تلنبار است نعش غاصبان
غرب وحشی! هرچه داری رو کن از انبارها
کربلا را کردهای تکرار، اما دیر نیست
تا بیفتی عاقبت در پنجهی مختارها
در فلسطین، سنگها مشتاق سر کوبیدناند
تا برون آریم از سوراخ صهیون، مارها
دارتان خواهد شد این سروی که آبش دادهاند
خون قاسمها، حسنها، هنیهها، سنوارها
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/n98433
داد باران این خبر با غرش رگبارها:
عاقبت کشتند شیر غزه را تاتارها
گرچه چون نی در خروش آمد جهان از داغ او
تا ابد پیچد نفیرش در دل نیزارها
شد فلک، مبهوت شیر خفته و بر نعش او
حال عالم را به هم زد زوزهی کفتارها
خود پی این بود عمری، چونکه میدانست نیست
جز شهادت، جامهای زیبندهی سردارها
قاتلان از کشتهاش ترسان، ولی آسوده بود
در دل ویرانه حتی چون سپهسالارها
خون او هرچند یاقوتی است بر تاج حماس
لکهی ننگی است بر دامان سازشکارها
سرزمین نخل و زیتون سر نخواهد کرد خم
تا ز خاک قدس خیزد میثم تمارها
آرزویم اینچنین مرگی است با چشمان باز
مست خوابی ناز چون او در دل آوارها
شیر خونینیال من! از غرش مردانهات
باختر لرزید با انبوه جنگافزارها
زندهی جاویدی اما خیل غاصب، روز و شب
خفته در تابوت هر آژیر، چون مردارها
روی هم فردا تلنبار است نعش غاصبان
غرب وحشی! هرچه داری رو کن از انبارها
کربلا را کردهای تکرار، اما دیر نیست
تا بیفتی عاقبت در پنجهی مختارها
در فلسطین، سنگها مشتاق سر کوبیدناند
تا برون آریم از سوراخ صهیون، مارها
دارتان خواهد شد این سروی که آبش دادهاند
خون قاسمها، حسنها، هنیهها، سنوارها
✍ افشین علا
🗓️مهر ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/n98433
❤60
🔹بر چهرهی وقار🔹
ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیدهای
در کنج خویش، گوشهی عزلت گزیدهای
گاه ایستادهایم چو شمعی میان جمع
گاهی فتادهایم چو اشک چکیدهای
دوران چو ما ندیده و ما را نشانده است
با مردمان تازه به دوران رسیدهای
در قد و در قوارهی ما نیست مدعی
با قامت ز بار تعلق، خمیدهای
ما را چه حاجت است به این نور چشمیان؟
وقتی ادب ندیده چو ما نور دیدهای
سرخی اگرچه رفته ز رخسار، ماندهایم
بر چهرهی وقار، چو خون دویدهای
ای روزگار! حرمت ما را نگاه دار
زیرا تو نیز گرمی و سردی چشیدهای
فردا که قدر ما بشناسی چه مانده است
از ما به جز غریب به گور آرمیدهای؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیدهای
در کنج خویش، گوشهی عزلت گزیدهای
گاه ایستادهایم چو شمعی میان جمع
گاهی فتادهایم چو اشک چکیدهای
دوران چو ما ندیده و ما را نشانده است
با مردمان تازه به دوران رسیدهای
در قد و در قوارهی ما نیست مدعی
با قامت ز بار تعلق، خمیدهای
ما را چه حاجت است به این نور چشمیان؟
وقتی ادب ندیده چو ما نور دیدهای
سرخی اگرچه رفته ز رخسار، ماندهایم
بر چهرهی وقار، چو خون دویدهای
ای روزگار! حرمت ما را نگاه دار
زیرا تو نیز گرمی و سردی چشیدهای
فردا که قدر ما بشناسی چه مانده است
از ما به جز غریب به گور آرمیدهای؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
👹شیشهی عمر دیو
دیو کودککشی در فلسطین
در پی کشتن کودکان است
روز و شب در خیابان و خانه
در کمین تن کودکان است
یک شب از دست این دیو وحشی
بچهها خواب راحت ندارند
دم به دم میپرند از دل خواب
لحظهای استراحت ندارند
کشته و زخمی و بیپناهند
شاپرکهای مظلوم غزه
بمب میریزد از آسمانها
بر سر طفل معصوم غزه
ای خدا بچههای فلسطین
نان ندارند، دارو ندارند
مثل آهو اسیرند و راهی
رو به این سو و آن سو ندارند
غزه زخمی است اما کسی نیست
تا مداوا کند پیکرش را
کودک غزه مادر ندارد
تا به دامن بگیرد سرش را
با که میجنگی ای دیو صهیون؟
بچهها بمب و موشک ندارند
زیر آوار وقت شهادت
در بغل، جز عروسک ندارند
میرسد روزی اما که در قدس
بشکند شیشهی عمرت ای دیو
کودک غزه! طاقت بیاور
میرسد روز محو تلآویو
✍🏻افشین علا
آبان ۱۴۰۳
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
دیو کودککشی در فلسطین
در پی کشتن کودکان است
روز و شب در خیابان و خانه
در کمین تن کودکان است
یک شب از دست این دیو وحشی
بچهها خواب راحت ندارند
دم به دم میپرند از دل خواب
لحظهای استراحت ندارند
کشته و زخمی و بیپناهند
شاپرکهای مظلوم غزه
بمب میریزد از آسمانها
بر سر طفل معصوم غزه
ای خدا بچههای فلسطین
نان ندارند، دارو ندارند
مثل آهو اسیرند و راهی
رو به این سو و آن سو ندارند
غزه زخمی است اما کسی نیست
تا مداوا کند پیکرش را
کودک غزه مادر ندارد
تا به دامن بگیرد سرش را
با که میجنگی ای دیو صهیون؟
بچهها بمب و موشک ندارند
زیر آوار وقت شهادت
در بغل، جز عروسک ندارند
میرسد روزی اما که در قدس
بشکند شیشهی عمرت ای دیو
کودک غزه! طاقت بیاور
میرسد روز محو تلآویو
✍🏻افشین علا
آبان ۱۴۰۳
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤49
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🩸یاقوت سرخ🩸
جدیدترین اثر تولیدی گروه همآوایی انوارالهدی قم
🔹شعر عربی: نشوان الغولی
🔹شعر فارسی: افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
جدیدترین اثر تولیدی گروه همآوایی انوارالهدی قم
🔹شعر عربی: نشوان الغولی
🔹شعر فارسی: افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤22
🔹صف دین🔹
به جبین بگشا گره از چینها
که تو را باشد پر شاهینها
تو نه از خاکی که ز افلاکی
به فلک رو کن نه به بالینها
مهراس از شب که سحر، ظاهر
شده پاورچین لب پرچینها
رسد آن روزی که به خاک افتد
سر جلادان به تبرزینها
همگی دشمن شده با صهیون
همه ملتها همه آئینها
سپهی خیزد ز بنیهاشم
چو تنی زآنان فتد از زینها
نکنی تلخی! که خوشند اکنون
همه فرهادان برِ شیرینها
ز شدائد کن به فرج، دلخوش
که طبیب آید پی تسکینها
تو مباش ای دل ز دعا غافل
که جهان دارد به لب، آمینها
خللی بر ما نرسد زین غم
صف دین دارد صفیالدینها
✍ افشین علا
🗓️آبان ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به جبین بگشا گره از چینها
که تو را باشد پر شاهینها
تو نه از خاکی که ز افلاکی
به فلک رو کن نه به بالینها
مهراس از شب که سحر، ظاهر
شده پاورچین لب پرچینها
رسد آن روزی که به خاک افتد
سر جلادان به تبرزینها
همگی دشمن شده با صهیون
همه ملتها همه آئینها
سپهی خیزد ز بنیهاشم
چو تنی زآنان فتد از زینها
نکنی تلخی! که خوشند اکنون
همه فرهادان برِ شیرینها
ز شدائد کن به فرج، دلخوش
که طبیب آید پی تسکینها
تو مباش ای دل ز دعا غافل
که جهان دارد به لب، آمینها
خللی بر ما نرسد زین غم
صف دین دارد صفیالدینها
✍ افشین علا
🗓️آبان ۱۴۰۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤33