افشين علا
11.9K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹یاد ایام🔹

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
🔸بر سریر گور🔸

کاهیم و کوهی از گنه آوردیم
رویی چو روز خود سیه آوردیم

شد هیچ و پوچ، حاصل‌مان از عمر
از این سفر، غبار ره آوردیم

تا بر سریر گور بیاساییم
از خاک و خشت، تکیه‌گه آوردیم

تا با هجوم واقعه بستیزیم
از مشت استخوان، سپه آوردیم

تا در امان ز تیر بلا مانیم
از کاسه‌های سر، کله آوردیم

بی هیچ طاعتی طلب پاداش
در پیشگاه پادشه آوردیم

با خود به رسم تحفه، ز بی‌برگی
شمعی به بزم مهر و مه آوردیم

ما یکّه در حساب نمی‌آییم
پس التجا به چارده آوردیم

✍🏻افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤24
🔹ارزش املاک🔹

اگرچه با خزف و خس، سر ستیزم نیست
ز گوشمالی ناکس، گهی گریزم نیست

اگر چو آینه صافم، خیال کج مکنی
گمان مبر چو شکستم، زبان تیزم نیست

مرا به هیزم دوزخ حواله کمتر ده
که دست زور ندارم، که چشم هیزَم نیست

مقام دنیوی و اخروی به کام تو باد
که غیر دوست نیازی به هیچ چیزم نیست

چو رودخانه روانم به شوق اقیانوس
در این مسیر هراسی ز افت و خیزم نیست

به گور، ارزش املاک روی هم چند است؟
بگیر، مال تو! حاجت به یک پشیزم نیست

اگر تو شاه جهانی منم غلام علی (ع)
هوای حاجب و فرمانبر و کنیزم نیست

تو پشت میزی و من صدر مصدر سخنم
بر این اریکه نیازی به پست و میزم نیست

در این سرای کلنگی چه‌سان بیاسایم؟
که سایه‌ی پدر و مادر عزیزم نیست...

✍ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤26
به مناسبت سالروز ولادت حضرت جوادالائمه (ع)

☀️کاظمین☀️

گذرم فتاده به جاده‌ای
که رسد به چشمه‌ی باده‌ای

من تشنه‌کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده‌ای!

شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده‌ای

چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره‌ای، ز پیاده‌ای

چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده‌ای

به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده‌ای

پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده‌ای

به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده‌ای

دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته‌ای و چه داده‌ای!

✍افشین علا

‏🆔 @afshinala
‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
❤40
برگی از شاخه‌ی بالای سرم چیدم، گفتم:
"چشم را باز کنید
آیتی بهتر از این می‌خواهید؟"
می‌شنیدم که به هم می‌گفتند:
"سحر می‌داند، سحر!"
سر هر کوه، رسولی دیدند؛
ابر انکار به دوش آوردند
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد
خانه‌هاشان پر داوودی بود
چشم‌شان را بستیم
دست‌شان را نرساندیم به سرشاخه‌ی هوش
جیب‌شان را پر عادت کردیم
خواب‌شان را به صدای سفر آینه‌ها آشفتیم...

🍀بخشی از "سوره‌ی تماشا"
✍ سروده‌ی سهراب سپهری

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
🔥در غم لس‌آنجلس🔥

این سرزمین که رونق و فر و وقار داشت
شهری پرآب بود، در آتش چه کار داشت؟

یکباره از چه سوخت؟ چرا گشت چون خزان؟
این خاک غرق گل که شمیم بهار داشت

ای مردمی که بار نخست است شهرتان
از درد و داغ، تجربه‌ای ناگوار داشت

بی‌شک جهنمی که شما را احاطه کرد
بغضی نهفته بود و سر انفجار داشت

این آتش جهنده‌ی سرکش، نه از شما
از حاکمان سرکش‌تان انزجار داشت

شکر خدا که این شرر بی‌امان فقط
با خانه‌هایتان سر ناسازگار داشت

شکر خدا ز مهلکه بردید جان به در
چون سرزمین‌تان همه سو سایه‌سار داشت

چون داشتید جمله ز آتش، گریزگاه
هر کس گریخت خیل پرستار و یار داشت

اما چه دید غزه‌ی مظلوم بی‌سلاح
از لشکری که اسلحه‌ی بی‌شمار داشت

در غزه نیز کودک لرزان خسته کاش
همچون شما ز مهلکه راه فرار داشت

بر خطه‌ای که مثل قفس، تنگ و کوچک است
راه نفس نماند که هر سو حصار داشت

دیدید چند کشته اگر در کنار خویش
در غزه هر تنی جسدی در کنار داشت

باریکه‌ بود، در دل ویرانه‌ها ولی
نعش عیان و گم‌شده، دهها هزار داشت

یک سال و نیم سوخت فلسطین و باختر
با اهل غزه دشمنی آشکار داشت

یک سال و نیم سوخت ولی دولت شما
هر لحظه زخم بیشتری انتظار داشت

چون آتشی که هست به دنبال‌تان هنوز
با اهل غزه کینه‌ی دنباله‌دار داشت

از کشته پشته ساخت اگر دیو روسیاه
از خویش؟ نه! ز کاخ سفید اختیار داشت

کشتار کرد غاصب بی‌آبرو بسی
با پول‌تان که در همه جا اعتبار داشت

آری برای نسل‌کشی، راحت خیال
از دولت شما به وفور دلار داشت

از آستین غرب درآورد سر برون
این اژدها که حنجره‌ای شعله‌بار داشت

تا در حریق، شخم زند خاک غزه را
گاوآهنی ز پول شما نونوار داشت

با خرج حاکمان شما بهر قتل عام
از بمب‌‌های چندتنی کوله‌بار داشت

از تکه‌های پیکر اطفال بی‌گناه
صیاد صهیونیست به هر سو شکار داشت

هر جا که پا نهاد چرا دولت شما
از قتل عام، خاطره‌ای ماندگار داشت؟

حالا که سوخت شهر شما یاد ما کنید
آیا کم این دیار دل داغدار داشت؟

ایران هم از قدیم، جراحات بی‌شمار
بر تن ز حاکمان شما يادگار داشت

یاد آورید از ستم دولت شما
بر ملتی که ریشه و اصل و تبار داشت

پنجاه سال فتنه و تحریم و جنگ را
در سر به قصد سیطره بر این دیار داشت

در سربریدن و ترور و قتل‌عام نیز
تکفیریان بسی به یمین و یسار داشت

داعش به جان منطقه انداخت چون رتیل
آری در آستین نه فقط پنجه، مار داشت

جز شر ندیده‌ایم ز حکام‌تان ولی
ایران نه با شما سر این کارزار داشت

ما هم شریک درد شماییم چون‌که فارس
از باستان به داد و دهش اشتهار داشت

آموخت درس مهر و مدارا به آدمی
سعدی که کاخی از سخن استوار داشت

فرمود مردمان همه اعضای یک تن‌اند
هرگز ندید کس، سر و پیکر نقار داشت

قلب است بی‌قرار، اگر پا و سر شکست
دست است غمگسار، اگر دیده خار داشت

پس متحد شویم که تابان شود به مهر
آیینه‌مان که این همه گرد و غبار داشت

درمان کنیم درد فلسطین خسته را
خاکی که زخم کهنه ز گرگان هار داشت

می‌خواهم از خدا که ز باران رحمتش
ریزد به خاک‌تان که بسی برگ و بار داشت

هم خانه‌های غزه برآرند سر ز خاک
هم خانه‌‌ی شما که گل و سبزه‌زار داشت

هم مسلمین خلاص شوند از گزند غرب
هم امت مسیح که از کینه عار داشت

✍ افشین علا
🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤56
🔸در اين آشفته حالي ها... 🔸

از ایوان نجف رویی به استقبال برگردان
به حال خوش، مرا ای احسن‌الاحوال برگردان

ترازوی ستم را بشکن از شاهین ابرویت
ز دزدان، سهم ما مثقال تا مثقال برگردان

سؤال مال را پاسخ، زغال آتشین دادی
نوال بذل و بخشش را بدان منوال برگردان

به پیش چشم غارتگر بچرخان ذوالفقارت را
چنین سهم یتیمان را به بیت المال برگردان

زر و سیم خوانین را ز کابین زنان، بستان
خواتین ز خشم آزرده را خلخال برگردان

تفأل بر تو باید زد در این آشفته حالی ها
تو ای قرآن ناطق، قرعه از این فال برگردان

ز دام رهزنان دین و دنیا، شیعیانت را
به دامان خودت ای کعبه آمال برگردان...

✍🏻افشین علا

‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏
@afshinala
❤36
🍀شاه بی شهود🍀


از شام ها گریخت شمیم تو یاعلی
ایام شد تهی ز نسیم تو یاعلی

گفتی دهید سهم خلافت به دیگری
با آن که کس نبود سهیم تو یاعلی

با چشم بسته رد شدی از "فسق در نهان"
این گونه بود حفظ حریم تو یاعلی

وحشت نداشت از تو کسی وقت اعتراض
لکنت کسی نداشت ز بیم تو یاعلی

بر خصم، راه آب نبستی اگرچه بست
در کربلا به ذبح عظیم تو یاعلی

بر نعش طلحه نیز به زاری گریستی
زیراکه بود یار قدیم تو یاعلی

بعد از جمل، جمیله‌ی پیغمبرت ندید
جز رحم، از وجود رحیم تو یاعلی

گفتی چو بندگان ندوید از پی‌ام، به خلق
ای لشکر فرشته ندیم تو یاعلی

ترسا شکایت از تو به اسلام چون که برد
تسلیم بود قلب سلیم تو یاعلی

وقتی که شد به اسم، خطاب و تو "یا امیر"
آشفته گشت روی بسیم تو یاعلی

محکوم بی گناه من ای شاه بی شهود!
نازد قضا به حکم حکیم تو یاعلی

چشم برادر، آتش خشم تو را چشید
بی هیچ بهره از زر و سیم تو یاعلی

فرقی نبود بین غذای تو با اسیر
جانم فدای فرق دو نیم تو یاعلی

بعد از تو تکیه گاه برای بشر نماند
تنها نه شیعه ماند یتیم تو یاعلی...


✍️ افشین علا


‏✨🆔 @afshinala✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤30
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعری در سوگ زنده‌یاد دولتمند خالف نوازنده و خواننده‌ی فقید تاجیک

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤22
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعری در پاسخ به این سروده‌ی زنده‌یاد فرمان بختی شاعر فقید تاجیک که گفت:

از ازل تا به ابد قسمت من ایران است...

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤31
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی در جمع فعالان فرهنگی و گردشگری تاجیکستان

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤21
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یکی از باشکوه‌ترین و ماندگارترین بخش‌های سفر به تاجیکستان این اثر خاطره‌آفرین و زیبا بود. با اجرای دوست نازنینم جناب محمد عبدالحسینی همراه با خوانندگان و نوازندگان تاجیک

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤13
حضور در یکی از مدارس ایرانی شهر دوشنبه در جمع بچه‌های ایرانی، افغانی و تاجیک

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤17
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعر من از زبان شما زیباست...

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شعر من از زبان شما زیباست...

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤16
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
"پسر در سرزمین پدر!
"مهمانی که میزبان بود!
نه
بهتره بگم
بلدم شعر بگویم!"
🔷در سرزمین پدر شعر فارسی میزبان استاد افشین علا شاعر نامی کشورمان بودیم!
مجتمع امام صادق(ع) تاجیکستان
دیماه ۱۴۰۳(ژانویه ۲۰۲۵)
--------🌹🌸🌹🌸🌹🌸-----------
❤17
دیدار با خانم گل‌رخسار صفی‌آوا شاعر ملی تاجیکستان که در این کشور به "مادر ملت تاجیک" مشهور است.

افشین علا
تاجیکستان

🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤22
☀️سفر به سرزمین شعر☀️
🔺قسمت اول

شامگاه سه‌شنبه ۲۵ دی حدود ساعت ده شب به وقت تاجیکستان وارد پاویون فرودگاه دوشنبه شدیم. مثل سفرهای قبل احساس کردم به قرون کهن بازگشته‌ام و قرار است شبیه‌ترین آدم‌ها به نیاکان پاک‌مان را ببینم. پیش از این نیز در سفر به تاجیکستان، حس می‌کردم پاره‌های تن و خویشاوندانی را که قرن‌ها از هم دور مانده بودیم، پیدا کرده‌ام. این بار هم، با دیدن همه‌ی آدم‌ها از مأموران پای پله هواپیما گرفته تا کارکنان فرودگاه و کارکنان وزارت فرهنگ تاجیکستان که برای استقبال از ما آمده بودند، و حتی زن رفتگری که در حیاط مشجر پاویون، جاروکشان و لبخندزنان به من خوش‌آمد گفت، یا نسیم، راننده‌ی ون که ما را به هتل رساند و شبیه نجیب‌ترین جوانان روستاهای ایران قدیم بود، همین احساس را داشتم.
از آخرین سفرم به دوشنبه، بیست سال می‌گذشت‌، اما با وجود نونوار شدن آشکار خیابان‌های عریض و بناهای بازسازی شده‌، تاجیکستان همان حال و هوای قدیم را داشت. دو دهه پیش که آمده بودم امکانات اقامتی و رفاهی برای مسافران بسیار کم بود. اما حالا هتل‌های مدرنی را می‌دیدم که در دو سوی خیابان "صدرالدین عینی" صف کشیده بودند. راستی در تاجيکستان نام بزرگان ادبیات را فقط‌ بر خیابان‌ها نمی‌گذارند. بلکه نام خیلی از نواحی شهری و حتی بعضی شهرستان‌ها را از میان اسامی شاعران‌ انتخاب کرده‌اند. حالا ما که توقع نام شهر و خیابان نداریم! اما کاش در ایران هم به شعر این‌قدر اهمیت می‌دادند.
محل اقامت ما هتل هیلتون بود. هتلی نوساز که اگرچه با استانداردهای بین‌المللی‌‌اش فاصله‌ دارد، اما امکانات رفاهی‌اش خوب است. چون خسته بودم و شام سبکی هم در هواپیما خورده بودم، خواستم زودتر حمام کنم و بخوابم تا فردا برای تجدید دیدار با تاجیکستان عزیز سرحال باشم. اما در حمام دمپایی پلاستیکی نبود. با رسپشن تماس گرفتم. کارمند جوان هتل که خیلی هم مودب و مهمان‌نواز بود، متوجه منظورم نشد و بعد از توضیح فراوان، تازه فهمیدم در گویش تاجیک‌ واژه‌ی دمپایی فارسی وجود ندارد. کلی دنبال جایگزین گشتم تا بالاخره یکی از حدس‌هایم درست از آب درآمد و آن هم "پای‌افزار" بود. بگذریم که آن‌چه می‌خواستم یافت نشد. به هر زحمتی بود با همان دمپایی مقوایی موجود در اتاق هتل، حمام کردم. بعد هم کمی پای تلویزیون نشستم و خیلی زود به خواب عمیقی رفتم.

✍️ افشین علا
🗓️دی ماه ۱۴۰۳

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

https://B2n.ir/h67370
❤21