افشين علا
10K subscribers
1.21K photos
241 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🔹مقصود مذهب🔹

يا جعفر صادق! جهان را یاوری کن
در شام تاریک ستم روشنگری کن

شد مهد دانش، زخمی تيغ تغافل
در دامنت بیمار خود را بستری کن

بر ما كه برگشتيم سوی جاهلیت
ای وارث پیغمبران! پیغمبری کن

عمری به نام دین به کام کفر رفتیم
مقصود مذهب را به ما یادآوری کن

جان جهانی را ز گمراهی رها ساز
تنها نگویم شیعیان را سروری کن

از دین‌گریزان را به معنا رهنمون شو
روحانیت را سوی رحمت رهبری کن

فتوا بده ای مرجع تقلید دلها
در اختلافات مراجع، داوری کن

آیات را در حوض كوثر شستشو ده
یک بار دیگر حوزه ها را جعفری کن

✍🏻افشین علا

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
❤28
هجده سال از خزان عمر معلم عشق و شاعری‌ام، مادرم، زنده‌یاد "پروين‌دخت ملك محمدی نوری" گذشت و من هنوز همان حال و هوا را دارم. حال و هوای به تصویر کشیده شده در این شعر تلخ که همان ایام سرودمش:

◾️جای مادرم خالی‌‌ست...◾️          

🥀تازگی‌ها دفترم خالی‌ست
شعرها دیگر سراغم را نمی‌گیرند
واژه‌هایم لال
سطرها آب دهان مرده را مانند
خودنویسم گرچه مالامال
جوهرم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست...

🥀صبح‌ها در ازدحام این‌همه آدم
سایه‌های روشن و خاموش
این‌همه چشم و دهان و گوش
باز هم حس می‌کنم دور و برم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست...

🥀ظهرها در خانه همچون روح سرگردان
می‌کشم هر سو سرک، چیزی نمی‌یابم
گاه می‌گریم
گاه می‌خوابم
گاه‌گاهی شانه‌هایم می‌شود سنگین
رفته شاید دخترم باز از سر و کول پدر، بالا
یا نه، شاید ضربه‌ی دست زنم باشد
خسته از پرسیدن حالم
هم ز پاسخ‌های سربالا
یک نفر گاهی به دستم استکانی می‌دهد،
می نوشمش، شاید
چای تلخی یا شرابی خوشگوار است این
سایه‌ای بر سفره می‌لغزد
می‌خورم، شاید ناهار است این
بعد از آن وا می‌روم بر صندلی، اما
صندلی از پیکرم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست...

🥀عصرها، تکرار یک کابوس:
در حیاط پشت خانه، روی رخت‌آویز
چادری در باد می‌رقصد
یک نفر در گوش من می‌خواند این آواز:
"مادرت را باد با خود برد..."
می‌گریزم تا نگوید باز
می‌خزم کنج اتاق خالی مادر
گنجه را وا می‌کنم، بو می‌کشم یک‌سر
خیره گشته عینکش بر من:
"آمدی فرزند؟
چشم من روشن!"
عینکش را می‌کشم بر دیده، پنهانی
کفش‌هایش را به روی لب
جانمازش را به پیشانی
گنجه را می‌بندم و سر می‌نهم بر تخت
هق‌هقم را در لحافش می‌کنم پنهان
عطر اندامش دلم را می‌چلاند سخت
سر که بر می‌دارم از بالین،
خنده‌ام می‌گیرد از تصویر خود در قاب آیینه:
نیمی از من هست، نیم دیگرم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست...

🥀شب که جادوی نوازش یا فریب قرص خواب‌آور
خواب را در چشم‌هایم می‌کند جاری
آن دم آخر
لحظه‌ی پایان بیداری،
باز یادم هست: مادر نیست!
رفته و تا عمر دارم بالش زیر سرم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست...

🥀نیمه‌های شب، دم کابوس‌هایم گرم!
که رها می‌سازدم از چنگ رویاها
-خواب مادر داشتن خوب است، امّا سر ز خوابی این‌چنین برداشتن، دشوار-
سخت بیزارم من از نیرنگ رویاها،
چون‌که وقتی چشم‌ها را می‌گشایم باز،
پوستی می‌بینم از خود مانده بر تختم
لاشه‌ی تن مانده اما جای من در بسترم خالی‌ست
چون‌که جای مادرم خالی‌ست
چون که جای مادرم خالی‌ست...

✍️افشین علا
شهریور ۱۳۸۶

◾️ @afshinala◾️
کانال اشعار و مطالب افشین علا

https://B2n.ir/zp2629
❤56
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸افشین علا: شعر من فقط انقلابی نیست/ دردهای اجتماع را در اشعارم پوشش دادم

🔹 افشین علا شاعر و نویسنده با تاکید بر اینکه شعرش فقط انقلابی نیست، گفت: شعر من مردمی و اجتماعی هم هست. من به شعر اجتماعی باور محکمی دارم و شعر را محدود به درونیات و عواطف شخصی نمی‌بینم، بلکه حوادث پیرامونی بیشتر از آنچه درون من اتفاق می‌افتد در من اثر می‌گذارد.

🔹شعر کودک و نوجوان در ایران یک پدیده نوظهور است و خیلی خوب رشد کرده، اما دچار آفاتی است.

🔹اگر چیزی باور شخصی من است با صدای بلند اعلام می‌کنم. من شاعر اجتماعی هستم و به شعر اجتماعی اعتقاد دارم.

🔹کتاب‌های علی شریعتی را می‌خواندم. کتاب‌های او روی من تاثیر گذاشت و جذب مفاهیم دینی شدم، پس بیشتر به انقلاب و سیاست گرایش پیدا کردم.

🔹همان‌طور که شاعر می‌تواند ستایش‌گر خوبی باشد می‌تواند منتقد و معترض به بدی‌ها و نابراندازنگی‌ها باشد.

🔹من چیزی به عنوان «شعر برای شعر» را قبول ندارم، شعر برای مخاطب است تا بتواند خودش را در آن مثل آیینه‌ای ببیند، مضمون و پیام بگیرد.

لینک خبر

tv.irna.ir
@IRNA_1313
❤28
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥افشین علا: یکی از مظلومیت‌های شاعران انقلاب، پیروزی انقلاب است

🔹شاعر و نویسنده با بیان اینکه یکی از مظلومیت‌های شاعران انقلاب، پیروزی انقلاب است، ادامه داد: تا زمانی که انقلاب پیروز نشده بود، آن‌ها مبارز بودند. اما وقتی انقلاب پیروز شد، شاعران انقلاب، توسط عده‌ای به تملق و حکومتی بودن محکوم شدند.

🔹شاعر انقلاب به حقیقت ایران اسلامی وفادار است، هر جایی انحراف ببیند فریاد می‌زند.

🔹من خیلی از مخالفان خودم را ستایش می‌کنم، زیرا می‌دانم در باور خود صادق هستند ولو اینکه مرا باور نداشته باشند. هرچند در مقابل، رواداری و مدارا نمی‌بینم.

🔹سیمین بهبهانی با اینکه به شهریار انتقاد داشت، برایش احترام فراوانی قائل بود.

🔹مسئولان کشور ما مثلا چقدر آموزه‌های سعدی را می‌دانند و چقدر «قابوس‌نامه» را خوانده‌اند تا آداب حکومت را بدانند؟ ادبیات ما آنقدر غنی است که نه فقط آداب دوستی بلکه آداب دشمنی هم در آن بیان شده است.

لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
❤21
🔹افتخار تازه‌ی کانون برای ایران🔹

بخش کلاسیک جشنواره‌ی فیلم ونیز از میان نسخه‌های مرمت‌ شده‌ی ۱۸ شاهکار سینمایی کشورهای مختلف که در سال گذشته توسط نهادهای فرهنگی و شرکت‌های تولید فیلم بازسازی شده‌اند، جایزه‌ی بهترین اثر را به فیلم «باشو غریبه‌ی کوچک» ساخته‌ی بهرام بیضایی اختصاص داد. این فیلم کلاسیک و محبوب ایرانی که محصول ۱۹۸۶ است، پس از مرمت در استودیو روشنا با حمایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، توسط کمپانی فرانسوی «mk۲ Films» به جشنواره‌ی ونیز ارائه شد. بعد از جایزه اسکار ۲۰۲۵ که به انیمیشن "در سایه‌ی سرو" تعلق گرفت، این دومین توفیق جهانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال جاری است. این موفقیت بزرگ را به همه‌ی هنرمندان، اعضا و مدیران سخت‌کوش کانون تبریک می‌گویم.

✍️ افشین علا
🗓️ شهریور ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤21
🔹برای ثمینه باغچه‌بان🔹

چون بادبادکی که هوا کردی
رفتی و کام خویش روا کردی

سوی پدر که جان و جهانت بود
پرواز با تمام قوا کردی

عمری سکوت ناشنوایان را
با عشق، غرق شور و نوا کردی

بی‌همزبانی آفت جان‌کاهی‌ست
آن را ولی به مهر دوا کردی

تنهاترین جوانه‌ی گلها را
از گوشه‌های باغ سوا کردی

لب‌های بسته را که خمش بودند
چون چشمه‌‌ها به زمزمه وا کردی

گلها نشان ز باغچه‌بان دارند
از بس که غنچه را شنوا کردی

✍️ افشین علا
🗓️ شهریور ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت سالروز دفاع مقدس

🔹یاد ایام🔹

یک عمر خوانده بودیم
"دارا انار دارد"
در دست کوچک خود
"سارا انار دارد"

ما مشق می نوشتیم
با شور و شادمانی
غافل از این که دارا
حتی نداشت نانی

سارا گلوله‌ای خورد
وقتی شعار می‌داد
هنگام مرگ، خونش
بوی بهار می‌داد

در دست‌هایش امروز
دارا تفنگ دارد
با دشمنان سارا
او قصد جنگ دارد

دارا که مشق ما بود
در جبهه‌هاست امروز
درس شجاعت او
سرمشق ماست امروز

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤32
🌺یاد ایام

🔹به مناسبت اول مهر🔹

شاپرک امسال حتما
می‌شود شاگرد اول
درس می‌خواند همیشه
توی صحرا توی جنگل

مشق‌هایش را همیشه
روی گل‌ها می‌نویسد
روی برگ نازک گل
آب بابا می‌نویسد

مادرش پروانه خانم
دوست دارد دخترش را
با دو برگ سبز روشن
جلد کرده دفترش را

دفترش صد برگ دارد
برگ‌های نرم و زیبا
شاپرک هم می‌نویسد
روی آنها مشق و انشا

دیگر از بس مشق کرده
پر شده هر برگ دفتر
می‌خرد مادر برایش
یک گل صدبرگ دیگر

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤35
🔹ما با توایم 🔹

ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب
ما با توایم با تو به رغم نهیب غرب

از حاکمان اگرچه بسی زخم خورده‌ایم
ما را نیاز نیست به ناز طبیب غرب

ماری است غرق چنبره، طاووس باختر
جغدی است در لباس بدل، عندلیب غرب

تا قعر دره رفت در این راه پرنشیب
هرکس که پا گذاشت به افسون شیب غرب

ارزان‌تر از خسی وطن خویش را فروخت
گیرم کسی ستاند دلاری ز جیب غرب

نان تو خورده‌اند و نمکدان شکسته‌اند
خیل مرفهان ز پی زرق و زیب غرب

بسیار انقلابی نادم که رو کنند
از یار آشنا به ديار غریب غرب

بسیار همرهان که دل از دست داده‌اند
با عشوه‌های عقل‌کش دل‌فریب غرب

بس چهره‌ی نجیب گزیدند کیش غیر
زیرا شدند مات رخ نانجیب غرب

بس واعظان خبره که آیات وحی را
تفسیر می‌کنند به میل خطیب غریب

دین را بزک کنند به سرخاب باختر
مشاطه‌گان واله حسرت‌نصیب غرب

بس مرد و زن چو آدم و حوا فتاده‌اند
در ورطه‌ی هبوط به سودای سیب غرب

خود را ز فرط وسوسه مصلوب کرده‌اند
با دست خود به میخ هوس بر صلیب غرب

بسیار همگنان که به هنگامه‌ی خطر
خود را فکنده‌اند به کام لهیب غرب

تنها در این میان تو نیفتاده‌ای ز پا
تنها در این میان، تو نخوردی فریب غریب

تنها تو باصلابت و نستوه مانده‌ای
چون کوه در برابر سیل مهیب غرب

با ما سخن بگو که جهان می‌دهد گواه
پیش تو الکن است زبان ادیب غرب

در چشم من تجسم حب‌الوطن تویی
چون گشت در رکاب تو ایران، رقیب غرب

ویرانی اماکن صهیون به دست تو
دارد اشارتی به غروب قریب غرب

دارد افول می‌کند این تکیه‌گاه سست
بعد از فراز، آمده دور نشیب غرب

بر ما بتاب تا که شود چشم خصم، کور
ای شمس مشرقی که ستاندی شکیب غرب

✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

https://B2n.ir/sf4744
❤28
🍁باز هم پاییز🍁

باز هم پاييز در کف، سینی و قندان گرفت
چای خوردن زير باران لطف صدچندان گرفت

عالم تفتیده از چنگال تابستان رهید
ديو گرما صيد سرما شد ره زندان گرفت

گرچه در جوش و خروش آیند مردم در بهار
رونقی بیش از بهاران، خلوت رندان گرفت

دختر پاییز تا طرحی دراندازد ز نو
کلک سحرآمیز در کف، چون هنرمندان گرفت

تا که از یاران، پذيرایی كند با روی خوش
روكشی از زر به شوق خنده بر دندان گرفت

سفره‌ی رنگين مهيا كرد و از بازار فصل
سيب و نارنج و انار و پسته‌ی خندان گرفت

تا شود آماده بر اندام دی، تور عروس
در ميان بيشه‌ها آذر، حنابندان گرفت

شاد زی ایران! به لطف مطرب باران که ضرب
بر فراز زاگرس‌ها و دماوندان گرفت

✍ افشین علا

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤27
🔸روز وداع🔸

فرمان رسید: آید و فرمان‌دهی کند
در ملک لایزال شهیدان، شهی کند

حق خواست تا اهالی باغ بهشت را
مبهوت آن فصاحت و قد سهی کند

خواهد فلک که روز وداعش برهنه‌پا
در گریه با سپاه ملک همرهی کند

ترسم که در قیامت تشییع قامتش
شمس‌الضحی چو ضاحیه قالب تهی کند

آتش زنم به خامه‌ی گریان خویش اگر
در وصف سربلندی او کوتهی کند

تابوت او به دیده نشانم که پیکرش
جانم عجین به نافه‌ی حزب‌اللهی کند

شیر عرب به بیشه‌ی شیران حق شتافت
گیرم دو روز شیخ دغل، روبهی کند

گیرم دو روز حاکم خون‌خوار خودفروش
می در حرم‌سرا خورد و فربهی کند

او رفت سوی لایتناهی که راه را
با خون خود به قدس و حرم منتهی کند

اسطوره ساخت قاتلش از او به دست خود
بگذار با تمام توان ابلهی کند!

✍️ افشین علا

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤35
🔺گلوگاه تنگ زمین🔺

چرا این مصیبت، تمامی ندارد؟
عدالت مگر پیشگامی ندارد؟

سگ هار هم بود اگر، سیر می‌شد
ولی خبث‌ صهیون تمامی ندارد

بسوزند از ریشه ای‌کاش، زیرا
تل‌آویو غیر از حرامی ندارد

کویری به اندازه‌ی غرب، عقرب
به کج‌عهدی و بدمرامی ندارد

ببارید ای ابرها بر فلسطین
که گل طاقت تشنه‌کامی ندارد

تو ای غزه، ویران و خونینی اما
جهان چون تو شهری گرامی ندارد

به عالم در این عهد ننگین و رسوا
شرافت به جز غزه نامی ندارد

بمیرم برای پسربچه‌ی تو
که شیر است اما کنامی ندارد

بمیرم برای دل دختر تو
که آتش گرفته‌ست و حامی ندارد

بمیرم برای جوانت که فرصت
برای جوانی و خامی ندارد

شمار شهیدان به حدی فزون شد
که فهرست، تاب اسامی ندارد

بنازم به قومی که در خاک و خون هم
سر عجز و تاب غلامی ندارد

به سنوار نازم که دریای غیرت
نهنگی به این خوش‌خرامی ندارد

گلوگاه تنگ زمین! هیچ ذبحی
گلویی بدین سرخفامی ندارد

✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤35
🔺مرگ و زندگی🔺

سوی پیری‌ام بردند لحظه‌ها به آرامی
لحظه‌های خوشحالی لحظه‌های ناکامی

چون درخت‌ها عمری تکیه بر خودم کردم
کس نشد به توفان‌ها غیر ریشه‌ام حامی

در خطر به خود رو کن چون دریغ می‌ورزند
همرهان ز همراهی، همگنان ز همگامی

رغبتم به صحبت نیست کار این جماعت چیست؟
در حضور، مداحی در غیاب، نمامی

از جوان و پیر ای دوست دیده‌ام شگفتی‌ها
وهم فهم، از خامان، هم ز پختگان، خامی

در خواص جز نخوت، خاصیت نخواهی یافت
ای خوشا نشستن‌ها نزد مردم عامی

بین زندگی یا مرگ انتخاب من این بود
مرگ با سبکباری، زندگی به گمنامی...

✍🏻افشین علا

‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‌‏ afshinala@
❤33
انشاالله از امشب با فصل جدید برنامه‌ی "آنگاه" در خدمت عزیزان خواهم بود. این برنامه روزهای پنجشنبه و جمعه حوالی ساعت نوزده و سی از شبکه‌ی دو سیما پخش می‌شود.

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
آغاز جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان، مرا به یاد اوایل دهه هفتاد انداخت که برای سرپرستی گروه داوران کودک و نوجوان این جشنواره به اصفهان رفته بودم. آن سال صد کودک و نوجوان نخبه‌ در قالب پنج گروه انتخاب شده بودند تا در باره‌ی فیلم‌ها نظر بدهند و رأی‌شان را به هر فیلم در قالب پروانه‌های کاغذی به صندوق بیندازند. من، خانم‌ها مرضیه برومند و گیتی خامنه، و آقایان احمد غلامی و محمدتقی جلیلی، هر کدام سرپرست یک گروه بودیم. با بچه‌ها فیلم می‌دیدیم، تبادل نظر می‌کردیم، یاد می‌دادیم و یاد می‌گرفتیم. اما خاطره‌ای که این بچه‌ها با نبوغ و مهر و رفاقت‌شان برای ما بزرگترها آفریدند هرگز از خاطرم نخواهد رفت. بچه‌هایی که روز وداع، آن‌قدر اشک ریختند که ما پنج نفر هم با گریه اصفهان را ترک کردیم. همان سال این شعر را برایشان سرودم:

🔹بچه های اصفهان🔹

این شعر را برای شما گفتم
وقتی که دیدم آن‌همه خوشحالید
وقتی که دیدم آن‌همه می‌خندید
مثل پرنده‌های سبک‌بالید

آن روزها که بین شما بودم
در جمع ما غریبه فقط غم بود
می‌خواستیم پر بزنیم انگار
دنیا برای شادی ما کم بود

کف می‌زدید و سینه‌ی من پر بود
از بارش تگرگ صداهاتان
فریاد من پرنده‌ی محوی بود
در بین شاخ و برگ صداهاتان

زاینده‌رود فرصت خوبی بود
تا غرق نور و خنده و گل باشیم
هم‌بازی خیالی ماهی‌ها
هم‌صحبت صمیمی پل باشیم

آن روزها گذشت، ولی ماندید
در یاد من، همیشه تر از خورشید
با دست مهربان شما یک شهر
در قلب من درست شد از امید

گنجشک‌های کوچک خوش‌لهجه!
شعر من از زبان شما زیباست
شهری که ساختید و به من دادید
مانند اصفهان شما زیباست...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤19
🔹درد مردم🔹

بر مناصب، سوارتان کردیم
شهره‌ی روزگارتان کردیم

فاقد اعتبار چون بودید
واجد اعتبارتان کردیم

اختیاری نداشتید اما
صاحب اختیارتان کردیم

ما بر امواج نام و شهرت خویش
غرق در اشتهارتان کردیم

همه بودید در وطن، گمنام
خودمان نامدارتان کردیم

در بزنگاه‌های خوف و خطر
همت خویش یارتان کردیم

ملت از ما نجیب‌تر دیدید؟
جز صبوری چه‌کارتان کردیم؟

هرچه از ما اگر طلب کردید
با سخاوت نثارتان کردیم

ما به دست خود این مواهب را
بذل ایل و تبارتان کردیم

سر خود را به زیر افکندیم
سرشناس دیارتان کردیم

پشت درهای بسته‌تان ماندیم
باز هم ماندگارتان کردیم

در سمینارهای بی تأثیر
مست شام و ناهارتان کردیم

پایه‌تان سخت در تزلزل بود
چون درخت، استوارتان کردیم

درد ما را ولی نفهمیدید
به خدا واگذارتان کردیم

✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤44
🔹مرا بازگردان!🔹

نمی‌گویم از بندگی خسته‌ام
خدایا ز شرمندگی خسته‌ام

برازنده‌ام نیست تمکین به ظلم
از این نابرازندگی خسته‌ام

ز انبوه بی‌حاصلی مثل سرو
چو بید از سرافکندگی خسته‌ام

درخشیدم اما دمی چون شهاب
از این‌سان درخشندگی خسته‌ام

به شام ستم، کرم شبتاب‌وار
ز بیهوده‌تابندگی خسته‌ام

چو پروانه از چرخش و سوختن
چو شمع از فروزندگی خسته‌ام

کسی نیست دیگر به فکر کسی
من از این‌ پراکندگی خسته‌ام

مرا بازگردان به آغوش خود
خدایا من از زندگی خسته‌ام

✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
🔹پیشواز تلفن همراه‌تان را عوض کنید!🔹

اگرچه شاید محال باشد، ولی امیدوارم کسی مجبور نشود برای انجام کاری به ادارات و نهادها مراجعه کند. چراکه هم سد قطور بوروکراسی در انتظار اوست، هم دیوار بلندی از نخوت و بدعهدی برخی مقامات. (البته حساب مسئولان خدوم، دلسوز و محترم جداست) خود من سال‌هاست که خوشبختانه برای انجام کاری به هیچ اداره و دستگاهی نرفته‌ام. ولی متأسفانه هر از گاه برای احقاق حق عزیزانی که از مصائب ما بی‌خبرند و گمان می‌کنند در نظام، حرف امثال بنده خریداری دارد، ناچارم با بعضی مسئولان تماس بگیرم. شاید باور نکنید، اما در این تماس‌ها چیزی که بیش از پاسخ ندادن‌ها، حرف زدن از سر سیری، دست به سر کردن‌ها و بدعهدی‌ها عذابم می‌دهد، شنیدن پیشواز تلفن همراه بعضی از مقامات است! نه آن‌که مضمون‌ خوبی نداشته باشند. اتفاقا اغلب آنها محتوای زیبا و ارزشمندی دارند. مثل نوای آیاتی از قرآن، صلوات خاصه‌‌ی امام رضا (ع)، زیارت عاشورا، نوحه، فرازی از سخنان رهبری یا شهید قاسم سلیمانی و... اما کاش این‌گونه پیشوازها را فقط از گوشی مردم بشنویم، نه مقامات! چرا؟ چون وقتی این عزیزان در اغلب موارد پاسخگوی مردم نیستند، و اگر هم پاسخ بدهند غالبا منفی یا وعده‌ی سر خرمن است، یا در بسیاری موارد لحنی متکبرانه و تحقیرکننده دارند، فرد تماس‌گیرنده دچار خشم و انزجار می‌شود. بدیهی است شنیدن آن پیشوازها نیز جز ریا و تظاهر به دیانت و انقلابی بودن، چیز دیگری را در ذهن تداعی نمی‌کند. بنابراین از صاحبان قدرت و مقام اعم از خادم و غیر خادم، مخلص و غیرصادق و... تقاضا می‌کنم از قرار دادن این‌گونه پیشوازها در تلفن همراه یا بعضا در تلفن ثابت دستگاه‌ها و نهادهای خود، اجتناب کنند. چراکه متأسفانه بسیاری از مردم برخورد غلط و بدعهدی آنها را به حساب دین و انقلاب و نظام می‌گذارند و از شنیدن آن نواهای ارجمند هم به خشم می‌آیند. اصلا وقتی که این عزیزان، دائم در جلسه یا مأموریت یا سفر کربلا و... هستند و وقت ندارند به داد مردم برسند، چه فرقی می‌کند پیشواز تلفن‌هایشان چه باشد؟ برای سر کار گذاشتن تماس‌گیرندگان، همان بوق ممتد بهتر است و تبعات منفی کمتری دارد.

✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
1❤52
آن‌قدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هرچند دیده، قابل درک حضور نیست

بر پلک‌های خسته‌ی من پا نمی‌نهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست

شد تکه تکه، آینه‌ی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟

ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
بازآ که جان مردم دنیا صبور نیست

رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست

آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم! که چاره به غیر از ظهور نیست


✍🏻افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤40