افشين علا
10.1K subscribers
1.2K photos
241 videos
1 file
997 links
Download Telegram
❤21
🔹از دورنگی‌ها🔹

با دروغ از عقل دل بردیم تا خامَش کنیم 
چون که خام عشق شد، بستیم تا رامَش کنیم

صخره را آن‌قدر پیچاندیم تا افتد در آب
موج را بردیم تا ساحل که در دامش کنیم

سینه را از کینه پر کردیم و چون تابی نماند
ساختیم از مصلحت، گردی که آرامش کنیم

جامه‌ی تنگی ستاندیم از کف خیاط زهد
طفل جان کُشتیم تا آن را بر اندامش کنیم

بر لباس پاره‌ی رفتار ناموزون خویش
وصله‌ها بستیم تا همرنگ اسلامش کنیم

در سرامان پرده‌ای از زهد و اسبابی ز فسق
پرچمی کو از دورنگی تا که بر بامش کنیم؟

بر جوانی خاک پاشیدیم با دستان خویش
تا که در شب‌های پیری، یاد ایامش کنیم

سینه‌ای بی‌کینه کو تا زخم بر جانش زنیم؟
خاطری آسوده کو تا زهر در جامش کنیم؟!

صد هنر آموختیم از غم  که شادی را چه‌سان
یا بدزدیم از کسی، یا تلخ در کامش کنیم

این هنوز آغاز راه سخت و بی‌فرجام ماست
خالقا! رحمی، که تدبیر سرانجامش کنیم

✍️ افشین علا

✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤18
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ :
أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِا

🔹در سایه‌ی عصمت🔹

از خلوتی راه سعادت نهراسید
در جهد ز انبوهی عادت نهراسید

تا با هنر بندگی از بند رهاییم
از کینه‌ی شیطان ز عبادت نهراسید

چون حرز امان داده به ما احمد مختار
از تیر غم و سنگ حسادت نهراسید

با حب علی حیدر کرار به عالم
شاهید، از این عشق و ارادت نهراسید

تا سیده‌ی هر دو سرا حضرت زهراست
در سایه‌ی عصمت ز سیادت نهراسید

تا این چمن از حُسن حَسن رشک بهشت است
چون سرو خرامان ز رشادت نهراسید

گیرد چو حسین بن علی دست غریقان
در موج حوادث ز شهادت نهراسید

هرچند که بی‌راهه شلوغ است، دروغ است
از خلوتی راه سعادت نهراسید

✍️ افشین علا
🗓️ آبان ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤40
🔹چنین گفت زینب🔹



خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب

بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب

چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب

بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح‌الامین گفت: زینب

بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا، زمین گفت: زینب

بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه‌ی آتشین گفت زینب

دوا شد به داغ اباالفضل، رازی
که در گوش ام‌البنین گفت زینب

عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه‌کامی عجین گفت زینب

"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...



✍🏻
#افشین_علا



📚کانال رسمی افشین علا
🔴
@afshinala 🔴
❤41
🔹احاطه‌ام كن!🔹

احاطه‌ام كن چنان‌كه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه دريا كشد به گرداب ريشخندی
غريق كشتی‌شكسته را چون دخيل بر تخته‌پاره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پای گل، سنگ خاره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه شيری به رسم بازيچه، صيد خود را
رها كند، ره بر او ببندد، رها كند، ره دوباره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه مادر، دمی رود چون قرارش از كف
ره نفس بر گلوی طفلش ز بوسه‌ی بی‌شماره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه شعری چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد

احاطه‌ام كن چنان حرامی كه در شبيخون بی‌امانش
ز كاروانی كه خفته در خود، پياده گيرد، سواره بندد

احاطه‌ام كن چنان‌كه مرگی به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان و ديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد

احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بی‌کرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤26
🔹روز بازگشت🔹
     
ما را دلی‌ است چون تن لرزان بیدها
ای سروقد! بیا و بیاور نویدها

بازآ و با نسیم نگاه بهاری‌ات
جانی دوباره بخش به ما ناامیدها

ما جمعه را به شوق تو تعطیل کرده‌ایم
ای روز بازگشت تو آغاز عیدها

بازآ که خلق را نکشاند به سوی خویش
بازار پرفریب مراد و مریدها

برگرد تا زمین و زمان را رها کنند
چپ‌ها و راست‌ها و سیاه و سفیدها

بسیار دسته‌گل که برای تو چیده‌ایم
این خاک غرقه است به خون شهیدها

خون حسین می‌چکد از نیزه ها هنوز
برگرد و انتقام بگیر از یزیدها

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید

مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید

کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید

مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید

نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید

کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤42
🔹انسان🔹

"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد

نام مرا در زمره‌ی "قالوا بلی" گنجاند
با بنده‌اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد

این جان بی‌مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد

من نیست بودم،  شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد

من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی‌ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد

درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم‌رکابم کرد

جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون‌که افتادم خرابم کرد

گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!

گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد

با هر گناه تازه می‌پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟

آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!

می‌شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چرا "آدم" حسابم کرد؟!

✍️ افشین علا

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
🌴به مناسبت روز کیش🌴

سلام کیش نیلگون که محکم و نژاده‌ای
از آب و خاک نیستی تو از بهشت زاده‌ای

اگرچه کوچکی ولی ز روح بیکران خود
خلیج فارس را چنین شکوه و شور داده‌ای

بدون کوه و تپه‌ها ز قله‌ها فراتری
شبیه فرش‌ قیمتی به زیر پا فتاده‌ای

ز همت بلند خود شدی زبانزد وطن
نگین کشورم شدی که مظهر اراده‌ای

تفاوتی نمی‌کند چه روز باشد و چه شب
به احترام میهمان همیشه ایستاده‌ای

همیشه با مسافران تبسم است بر لبت
چه روح باسخاوتی چه چهره‌ی گشاده‌ای

یکی‌است جان بومیان چه شیعه و چه سنی‌ات
چه قرن‌ها که این‌چنین تو پشت سر نهاده‌ای

پر است شهر و ساحلت ز خاطرات ماندنی
فقط جزیره نیستی بهشت خانواده‌ای...

✍ افشین علا

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
به مناسبت سالروز تولد نیما یوشیج

🔹 در کوچه‌های یوش 🔹

خسته‌ام از این خیابان‌های شیک
خانه‌های سرد خالی از "تلیک"
هیچ دستی در خیابان‌های شهر
توی مشت من نمی‌ریزد "ولیک"
لهجه‌ی گنجشک‌ها ماشینی است
فرق دارد با صدای جیک‌جیک
هیچ می‌دانی چه می‌خواهد دلم؟
آه مادر آه مادر "بشته‌زیک"

تو مرا با خود ببر یک جای دنج
که فقط من باشم وبوی برنج
                                                      
                                                     
من دلم در یوش، توی کوچه‌هاست
تا بپرسد خانه‌ی نیما کجاست؟
من دلم در پشت آن کوهی‌ست که
گله‌ی مهدی‌قلی آنجا رهاست
من خودم اینجایم اما قلب من
توی ده در خانه‌ی خیرالنساست
کاش می‌شد ساده‌تر صحبت کنید
من دلم از بچه‌های روستاست

دوست دارم گم شوم در دره‌ها
دوست باشم با تمام بره‌ها

✍️ افشین علا

*تلیک: نوعی زیرانداز مازندرانی است
*ولیک: میوه‌ای جنگلی، شاید زالزالک وحشی
*بشته‌زیک: نوعی شیرینی محلی مازندرانی

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤30
🔹در غیاب یلان🔹

گدای در پی ثروت عجول، دشمن ماست
فساد و مال حرام و نزول، دشمن ماست

حقیر بی سر و پایی که از مواهب رانت
در اقتصاد بدل شد به غول، دشمن ماست

مجیزگوی مقامات با صدای بلند
برای آن که کنندش قبول، دشمن ماست

مدیر چابک و چالاک پیش چشم رئیس
به نزد خلق، ولی گیج و گول، دشمن ماست

نشست‌ها و سمینارهای شام و نهار
اداره‌های پر از عرض و طول، دشمن ماست

هم آن‌که کرد خیانت به نام اصلاحات
هم آن‌که ساخت دکان از اصول، دشمن ماست

به صدر مصطبه، رندی که در غیاب یلان
نشسته است به جای فحول، دشمن ماست

ترامپ گرچه پلید است، خصم اصلی نیست
که حرص رهزن ما شد، که پول دشمن ماست! 

✍🏻افشین علا

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤38
⚡️ از زهد ما چه سود...⚡️


از ماه و سال تازه تری از بهار هم
از لحظه های پرتپش انتظار هم

بغض از گلوی صاعقه وا می کنی به خشم
با بوسه ای ز غنچه بی برگ و بار هم

می بینی آنچه را که چو من در حساب نیست
چون آینه نمی گذری از غبار هم

رو می کنی ز لطف به رؤیای خفتگان
سر می زنی به مردم شب زنده دار هم

دام از چه می نهی؟ چو مجال گریز نیست
تیر از چه می زنی؟ که نجنبد شکار هم

از زهد ما چه سود؟ که خاصان درگهت
شکرت نگفته اند یکی از هزار هم

غرقیم در گناه و گرامی به نزد خلق
این آبرو مریز به روز شمار هم


✍افشین علا



‏✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤21
خداوند باران! به کوثر قسم
به آب وضوی پیمبر قسم

تو را ای شکافنده‌ی ابرها
به پیشانی و فرق حیدر قسم

به خونی که از سینه‌ی مجتبی
شتک زد به بالین و بستر قسم

به خون گلوی حسین شهید
به قرآن بر نیزه، پرپر قسم

به لب‌تشنه گل‌های دشت عطش
به قاسم به اکبر به اصغر قسم

به آبی که چون اشک بر خاک ریخت
ز مشک علمدار لشکر قسم

به خون دل زینب، آن دم که دید
به گودال، ذبح برادر قسم

به ایران صاحب‌عزای حسین
به این کربلای مکرر قسم

به چشمش که مانده‌ست بهر ظهور
پس از چارده قرن بر در قسم

به گلدسته‌هایی که زآنها به گوش
هنوز آید الله اکبر قسم

غبار از مزار شهیدان بشوی
به آه دل زار مادر قسم

بر این ملک باریدن از سر بگیر
به خون جوانان بی‌سر قسم

✍️ افشین علا
🗓️ آبان ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤60
▪️قصیده‌ی گل یاس▪️

از بس كه بود مثل محمد، شمایلش
گويی پدر چو آینه بود، او مقابلش

تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش

دریای بیکرانه‌ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش

اوصاف او به سوره‌ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش

اعجاز، واژه‌ای‌ست که زهراست آیتش
معراج، مزرعی‌ست که زهراست حاصلش

"قالوا بلی" فسانه‌ی روز الست نيست
بار امانتی‌ست که زهراست حاملش

تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه‌ی زهراست مٓنزلش

آل عبا اگر ز محمد مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش

حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی‌اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش

نازم به خانه‌ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش

نازم به قامتی که ملک رشک می‌برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش

نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات پی رفع مشکلش

از کودک گرسنه‌ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش

جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی‌رسند به طی مراحلش

قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش

جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش

جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش

گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی‌ست ز بحر خصائلش

در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته‌ست دست حضرت زهرا حمایلش

زهراست تکیه‌گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه‌خوان پسر در مقاتلش

زینب اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه‌ی زهراست در دلش

ام‌البنین اگر که ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش

نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش

گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه‌کن کنند تبار و سلاسلش

نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش

وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش

وای از دمی که شرم زند شعله بی‌امان
نزد رسول بر جگر خصم جاهلش

ما لعن بر جماعت غاصب نمی‌کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش

این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می‌کنیم به دیدار عاجلش...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤47
🔸مهتران🔸

سفله‌گانی که رنج نشناسند
جز سرای سه‌پنج نشناسند

چون پی فر و جاه یک شبه‌اند
حرمت دست‌رنج نشناسند

مادحان را چو دوست‌تر دارند
ناصح نکته‌سنج نشناسند

در ملاقات مهتران عزیز
دست را از ترنج نشناسند

دهر در پنجه‌شان ولی افسوس
فرق ده را ز پنج نشناسند

خاک، زرخیز و مردمان، بی‌چیز
چون در این ملک، گنج نشناسند

✍🏻افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤31
افشین علا: اولویت‌دادن به کار فرهنگی در خلیج فارس یک ضرورت ملی است

بندرعباس-شاعر برجسته کشور با اشاره به اهمیت فرهنگی و سرزمینی جزایر خلیج فارس گفت: افتتاح مراکز فرهنگی در جزایر جنوبی اقدامی ارزشمند و خاطره‌ساز است.

به گزارش خبرنگار مهر، افشین علا شاعر برجسته و چهره شناخته‌شده ادبی کشور صبح یکشنبه در جمع خبرنگاران با تبریک افتتاح مراکز فرهنگی کانون پرورش فکری در جزایر جنوبی، این اقدام را یک «خاطره شکوهمند» برای منطقه عنوان کرد و گفت: اتفاقی که امروز در این جزیره مهم و راهبردی خلیج فارس رقم می‌خورد، بی‌تردید در حافظه فرهنگی منطقه ماندگار خواهد شد.

ضرورت توجه فرهنگی در کنار اهمیت اقتصادی و نظامی خلیج فارس

علا با اشاره به موقعیت استراتژیک استان هرمزگان اظهار داشت: این استان به دلیل قرار گرفتن در تنگه حیاتی هرمز و آب‌های سرزمینی خلیج فارس، همواره از منظر اقتصادی و نظامی مورد توجه بوده است؛ اما نباید فراموش کنیم که در این پیشانی و نگین کشور، کار فرهنگی نیز باید در اولویت قرار گیرد.

وی افزود: در حوزه فرهنگ بیش از همه، مخاطب کودک و نوجوان است که نیازمند برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری جدی می‌باشد و اقداماتی از این دست، آینده‌ساز خواهد بود.

علا که خود از دوران کودکی عضو کانون بوده، تأکید کرد: کانون نهادی استثنایی است؛ نه تنها در ایران مشابهی ندارد بلکه در خارج از کشور نیز نمونه‌ای شبیه به آن دیده نمی‌شود. به همین دلیل، این نهاد نیازمند حمایت مستمر همه دستگاه‌هاست.

علا با اشاره به ظرفیت‌های گردشگری استان هرمزگان تصریح کرد: پیشنهاد جدی من به وزارت آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری، سازمان مناطق آزاد و سایر نهادهای مسئول این است که در مقصد مهمی مانند کیش که سالانه پذیرای جمعیت گسترده‌ای از گردشگران ایرانی و خارجی است یک مرکز فرهنگی تخصصی و بین‌المللی تأسیس شود؛ مرکزی در شأن خلیج فارس، استان هرمزگان و ایران اسلامی.

وی در پایان ابراز امیدواری کرد: پس از افتتاح مراکز فرهنگی در جزایر سه‌گانه، توسعه این فعالیت‌ها در دیگر نقاط استان نیز با جدیت دنبال شود.

https://B2n.ir/jq1123
❤11
بودن در کنار بچه های ابوموسی یکی از بهترین روزهای زندگی من است

ابوموسی- افشین علا در آیین گشایش سالن سینما کانون در ابوموسی گفت: بودن در کنار شما بچه‌های خوب جزیره ابوموسی و دیدن مرکز فرهنگی‌هنری کانون از نزدیک، یکی از بهترین روزهای زندگی من است.

به گزارش خبرگزاری مهر، هم‌زمان با ۹ آذر ۱۴۰۴، روز ملی جزایر سه‌گانه، سالن سینمای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در جزیره ابوموسی با حضور مسئولان کانون و مسئولان استان هرمزگان گشایش یافت.

افشین علا، نویسنده کودک و نوجوان و عضو هیأت‌مدیره کانون پرورش فکری، در این آئین با تأکید بر نقش کودکان در آینده کشور گفت: ایران به شما افتخار می‌کند و چشم همه ملت ایران به این جزایر است. آینده این سرزمین به شما، بچه‌های خوب این جزیره، وابسته است و شما باید قدر لحظه‌های کودکی و نوجوانی خود را بدانید.

او با اشاره به اهمیت مراکز فرهنگی هنری کانون در رشد نسل آینده افزود: یکی از بهترین جاهایی که می‌توانید در کنار درس و مدرسه، اوقات خود را پربار کنید، همین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.

اعلا درباره علاقه‌اش به جزیره ابوموسی گفت: اگر آرزویی داشته باشم هرچند محال است از خدا می‌خواهم دوباره به زمان کودکی بازگردم و در جزیره‌ای مثل ابوموسی زندگی کنم. من از کودکی فقط در نقشه جغرافیا این جزیره را می‌دیدم و هرگز فکر نمی‌کردم روزی از نزدیک، زیبایی‌های آن را ببینم.

این نویسنده کودک و نوجوان سپس بخشی از شعری را که در مسیر سفر به ابوموسی سروده بود، برای حاضران خواند:

«خلیج فارس دارد
نگینی مثل مهتاب
ابوموسی‌است نامش
بهشتی در دل آب

ابوموسی همیشه
به لب لبخند دارد
در آغوش زلالش
دو تا فرزند دارد

یکی تنب بزرگ است
یکی هم تنب کوچک
دو مروارید زیبا
دو هم‌بازی دو کودک

ابوموسی چراغی‌ست
برای خاک میهن
از این فانوس زیباست
خلیج فارس، روشن

امید کشور ماست
به این خاک دلیران
به این یار قدیمی
ابوموسای ایران

افشین اعلا در پایان از مسئولان استان هرمزگان، دست‌اندرکاران برگزاری آئین گشایش و همکاران خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قدردانی کرد.

https://B2n.ir/pw1795
❤23
🔹نامه‌ای به رضا امیرخانی🔹

شنیدم سطح هوشیاری‌ات پایین آمده است. شگفتا! رضا امیرخانی و هوش پایین؟! سالهاست که نسلی با عقل زمینی و هوش ماورایی‌ات بالیده‌اند و از تماشای پنجره‌هایی که چشم تیزبین و قلم عقل‌آفرین تو، رو به عالم معنا گشوده‌ است، از خواب غفلت بیدار شده‌اند. پس اجازه بده باور نکنم و از پزشکان گرامی خواهش کنم نگویند سطح هوشیاری‌ات پایین آمده است. هوش فلک‌پیمای تو همراه با جسم فروتنت، امروز در بلندترین جایگاه آرمیده است. خلوتی که خداوند در آن، مقربان درگاه خویش را از جام باده‌ی یقین، سرمست می‌کند و به هوشیاری محض می‌رساند. تو هم قرار است مدتی از هوش عالم ملک به هوش عالم ملکوت برسی. برای همین است که به خواب رفته‌ای، در خلوتی اثیری. در جایگاهی که پرواز هیچ پاراگلایدری نمی‌توانست تو را به آنجا برساند. هرچند تمام این سالها در اوج بوده‌ای و قله‌ها و ابرها را درنوردیده‌ای. این اشتیاق عجیب تو به پرواز، شاید از آن روست که با وجود همه‌ی دارندگی‌ها و برازندگی‌هایت خاک را قابل نمی‌دانی. شاید روح بلند و سبک‌سیر تو تحمل این همه تلخکامی و نابرازندگی را که زمین به آن مبتلاست، ندارد. حتی من هم که دست عقل و معرفتم به پای اندیشه‌ی بلند تو نمی‌رسد، از این‌همه تلخکامی به تنگ آمده‌ام. من هم به‌ظاهر بیدارم، اما در حقیقت، به خواب تلخی رفته‌ام که در لحظه‌لحظه‌اش جز کابوس نمی‌بینم. من هم خسته‌ام، خسته از اخبار، از وقایع، از خون و نفرت و ویرانی، از وقاحت و سبعیت انسان مدرن، از هجمه‌ی بی‌امان بیگانگان از بیرون و نااهلان از درون به این آب و خاک کهن و مظلوم. آب و خاکی که من و تو با عشق ورزیدن به آن بر سینه‌اش قد کشیدیم. و آیینه‌ای شدیم برای به تصویر کشیدن عظمت و مظلومیت توأمانش. من، شاعر شوریده‌ و ناتوانی شدم برای سرودن شادی‌ها و آرزوها و مصائبش، و تو نگارنده‌ای هوشیار و تیزبین برای راه نشان دادن، تلنگر زدن، بیدار کردن و آگاهی بخشیدن. من کجا و تو کجا؟ اما در این‌که دغدغه‌ها و دردهامان با همه‌ی تفاوت‌هایش در خاک یک باغ ریشه دارد، شکی نیست. باغی پردرخت و سایه‌گستر، اما آفت‌زده و بلادیده. حال چه فرقی می‌کند که نخل بلند دانایی و فرزانگی تو یک سر و گردن از این درخت زخم‌دیده و غمگین که من باشم، بلندتر است. بید لرزان اما همچنان ایستاده که دوستان و دشمنان بسیار به او تکیه داده‌اند و وقت برخاستن، جز زخم بر آن یادگاری نگذاشته‌اند. حال من که چنین باشد، خدا می‌داند چون تویی چه‌ها کشیده از این عهد بی‌وفا، از این مهمان‌خانه‌ی مهمان‌کش. پس به این استراحت نیاز داشتی. آن هم بعد از رنجی که این همه سال کشیدی، از آنچه که می‌خواهی و نمی‌بینی، و از آنچه که می‌بینی و نمی‌خواهی. پس آرام بخواب و استراحت کن. بگذار بال‌های همیشه در پروازت کمی در بستر بیاسایند تا برای اوج گرفتن بیشتر رمقی تازه بگیرند. ما هنوز به هوش سرشار و ایمان استوار و قلم پربارت نیازمندیم. این بیرون، دست‌های فراوانی به دعا گشوده شده‌اند رو به آسمان. یقین دارم خدای مهربان دعاهای ما را خواهد شنید و بار دیگر رضای نازنین را به آغوش اهالی قبله و قلم بازمی‌گرداند.

✍️ افشین علا
🗓️ آذر ۱۴۰۴

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

https://B2n.ir/db8965
❤40