افشين علا
10K subscribers
1.21K photos
241 videos
1 file
1K links
Download Telegram
◼️در اربعین امام شهید◼️

ز داغ تو برخاست هرسو فغان‌ها
رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها

چهل شب گذشت و ندیدیم رویت
در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها

من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان
من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها

پناهم تو بودی نخواهد رسیدن
به تار عبای تو این سایبان‌ها

بمیرم برایت که با دست زخمی
رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها

در اوج سیادت فقیری گزیدی
به رغم فلان تیره و خاندان‌ها

بمیرم برایت که نشناختندت
به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها

نه تنها تو را کشت خصم حرامی
خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها

نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون
تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها

شریکند در قتلت ای جان عاشق
فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها

همانان که از ظلم‌شان خشم مردم
به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها

همانان که کبریت غارتگری‌شان
زد آتش دمادم به روح و روان‌ها

شریکان قدرت حریصان ثروت
سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها

تو را کشت جولان بی‌عرضه‌گی‌ها
تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها

چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد
شرر بر کنام هژبر زمان‌ها؟

که داد این جسارت به قاتل که آید
پی کشتن اسوه‌ی قهرمان‌ها؟

پی کشتن رادمردی مجاهد
که تاریخ گوید از او داستان‌ها

یلی شرزه و روبه‌رویش رجزخوان
بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها

لبانش دعاگوی ملت ولیکن
به دشنام او باز هر سو دهان‌ها

به جای مقامات خاطی به سویش
کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها

چپاولگران، خود مصون از قضاوت
ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها

چه رندان به نام جناح سیاسی
پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها

زغن‌ها و زاغان که کردند با هم
بهار وطن را شبیه خزان‌ها

همانان که جای رجز پیش دشمن
ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها

پی نفی آموزه‌های بلیغت
نوشتند فهرست سود و زیان‌ها

نیندوختند از تو زاد معانی
نیاموختند از تو طرز بیان‌ها

بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان
گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها

جفا از چپ و راست دیدی ولیکن
روادار بودی به اینها و آنها

چه شیادها در پی کاخ‌سازی
چو شدادها نزد بی‌خانمان‌‌ها

پسرها و دامادها و رفیقان
که با رانت خوردند خون جوان‌ها

چه بسیار کوتوله‌ رفتند بالا
به هر دولت از پله‌ی نردبان‌ها

کسانی که دادند دریای ثروت
به افراد کوچکتر از استکان‌ها

رئیسان اخمو مدیران فاسد
که از خلق بر لب رساندند جان‌ها

در این خون شریکند زاهدنمایان
که شد برملا فسق‌شان در نهان‌ها

چه نوکیسه‌گانی که با پول مردم
رسیدند از خاک تا آسمان‌ها

به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران
گلویت فشردند بس استخوان‌ها

بسا نورچشمی که گمنام و نادان
رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها

شریکند در خونت ای پیر عاشق
رفیقان مردود در امتحان‌ها

شریکند در خونت آن هم‌رکابان
که دادند در دست دشمن، عنان‌ها

من از قاتلانت ننالم که گشتی
شهید قلم‌ها شهید زبان‌ها

✍️ افشین علا
🗓️ فروردین ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
در استقبال از غزل جگرسوز استاد غلام‌علی حداد عادل که در سوگ دختر شهیدشان سرودند

▪️از شانه‌ی پدر▪️

ای یار داغدیده دلت غرق خون مباد
قدت بنفشه‌وار ز غم واژگون مباد

با آن‌که زخم بر دلت افزون شد از شمار
عمرت دراز باد و غمت در فزون مباد

پیوست دخترت به شهیدان کربلا
از شانه‌ی پدر، علمش سرنگون مباد

اکنون که همسفر شده با رهبرش به عرش
هجرش تو را به جانب غم رهنمون مباد

زد خیمه‌گاه، گنبد نیلی ز چادرش
پس جامه‌ات به رسم عزا نیلگون مباد

از خانه‌ی تو دست خدا چید لاله‌ای
ای باغبان، سعادت از این در برون مباد

پیرانه‌سر ببال به بخت جوان خویش
هرگز امیر عشق، اسیر سکون مباد

✍️ افشین علا
🗓️ فروردین ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
▪️لالایی برای بچه‌های میناب▪️

لالالا لالا
دخترم لالا
غنچه‌ی سرخِ
پرپرم لالا

درسش رو که خوند
مشقاشو نوشت
کیفش رو گذاشت
خودش رفت بهشت

دنبالش نگرد
بین کشته‌ها
داره می‌خنده
با فرشته‌ها

لالالا لالا
دخترم لالا
غنچه‌ی سرخِ
پرپرم لالا

مشق آخرش
مونده رو زمین
هم گرفته بیست
هم صدآفرین

جای دخترا
پیش مادره
گلم کی میاد؟
چشمم به دره

لالالا لالا
دخترم لالا
غنچه‌ی سرخِ
پرپرم لالا

نیست که بزنم
شونه رو موهاش
دخترم رفته
خدا به همراش

پر زده ولی
عکسش تو قابه
گریه نکنین
دخترم خوابه

لالالا لالا
دخترم لالا
غنچه‌ی سرخِ
پرپرم لالا...

✍️ افشین علا
🗓️ فروردین ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤21
بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ المُؤمِنينَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبديلًا

هرچند عظمت سوگ و حماسه‌ی توأمانی که با شهادت امام خامنه‌ای در ایران و جهان رقم خورد، با هیچ‌یک از مصائب بی‌شماری که در ۴۷ سال گذشته به‌واسطه‌ی ترورهای پیاپی پیش‌کسوتان نهضت مترقی ۵۷ بر ایران وارد شد، قابل قیاس نیست. اما نباید خسران ناشی از ترور و شهادت سایر همگنان امام شهید را در گذر زمان از یاد ببریم. بزرگانی در کسوت روحانیت و اجتهاد که همگی از حلقه‌ی یاران نزدیک و به مثابه بازوان امام راحل در پی‌ریزی بنای باشکوه انقلاب و احیای مجدد تمدن اسلامی در ایران پس از ۵۷ بوده‌اند. روحانیان شهیدی که در صدر فهرست بلند اسامی‌شان، نام‌هایی چون شهیدان بهشتی و باهنر می‌درخشد. شهیدانی که همراه با جمع دیگری از بزرگان به حق پیوسته‌، همچون مرحومان هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی، برای یاری رساندن به امام و استحکام بنای تازه‌تأسیس نظام اسلامی در بهمن ۵۷ حزب خوشنام جمهوری اسلامی را بنیان نهادند. امام شهید خامنه‌ای تنها بازمانده‌ی امین از آن حلقه بودند که تا رمضان خونین اسفندماه ۱۴۰۴ عمر باعزت یافتند و در جایگاه رفیع ولایت فقیه، جای خالی امام و یاران فقید ایشان را به تنهایی پر کردند. دریغا بر ما که آن تنها یار و یادگار و خلف صالح امام راحل را نیز از دست دادیم و خوشا بر احوال او که با مرگی سرخ و حسین‌وار، به مقام سیدالشهدایی انقلاب اسلامی ایران رسید.
و اما فارغ از شرح این هجران و این خون جگر، لازم است هرچه زودتر به ضرورت‌ها و الزامات دوران جدید به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی اخیر و شهادت رهبر حکیم انقلاب بپردازیم. این دوران پرالتهاب و طاقت‌سوز نیز سپری خواهد شد و انشاالله ملت تمدن‌ساز ایران در سایه‌ی زعامت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، فصل نوینی را در تاریخ پرافتخار نهضت اسلامی رقم خواهند زد. حال باید دید برای رسیدن به اوج قله‌ای که امام شهید بشارت آن را داده بودند و ضمانت‌نامه‌اش را با خون خود امضا کردند، ما بازماندگان چه باید بکنیم؟ بی‌شک تحقق آرمان‌های امام شهید و تحقق مطالبات بر زمین مانده‌ی ملت رنج‌دیده‌ اما استوار ایران در دوران پساجنگ، علاوه بر تدابیر رهبری معظم، همت و اراده‌ی آحاد ملت و ارکان نظام را می‌طلبد. ضمن آن‌که رسیدن به افقی روشن و برازنده‌ی ایران عزیز که امروز به یمن خون امام شهید و حماسه‌ی ایستادگی بی‌نظیر ملت و نظام در برابر استکبار و صهیونیسم به ام‌القرای جهان اسلام و قبله‌ی آمال آزادگان عالم تبدیل شده است، مستلزم طراحی دقیق نقشه‌ی راه و مهندسی صحیح و تیزبینانه‌ی بنای استواری است که برای بقا و بالندگی هرچه بیشتر نظام به آن نیاز داریم. ذکر اولویت‌ها و الزامات این مسیر مجالی وسیع می‌طلبد و در این مقال نمی‌گنجد. بنابراین قصد دارم تنها به یک ضرورت مهم و انکارناپذیر اما مغفول اشاره کنم و آن هم لزوم احیا و شکل‌گیری واقعی اصل تحزب در سپهر سیاسی نظام اسلامی است. کیست که نداند با وجود تأسیس دهها حزب و تشکل در سال‌های اخیر، آن‌چه که امروز در فضای سیاسی کشور شاهد آنیم، با میدان‌داری حقیقی احزاب و نقش‌آفرینی عملی نخبگان و سایر شهروندان در قالب این تشکل‌ها فاصله‌ی بسیار دارد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران برای رسیدن به جایگاه برازنده‌ی خود در معادلات داخلی و بین‌المللی، و جلب رضایت حداکثری آحاد مردم، نیازی مبرم و فوری به تحقق واقعی اصل مردم‌سالاری و سازوکاری ملموس برای رفع مشکلات عدیده‌ی ملت دارد. برای نیل به این مقصود نیز ضروری است هرچه زودتر به تعریف جدید نقش احزاب در پی‌گیری مطالبات و احقاق حقوق آحاد ملت پرداخته شود. پس از حماسه‌ی بی‌نظیری که امام شهید و ملت شریف ایران -علیرغم همه‌ی نارضایتی‌ها و کاستی‌ها- در جنگ اخیر رقم زدند، ایران پساجنگ با ایران پیش از آن تفاوت‌ بسیار دارد. دیگر نباید توقع داشت که سلایق و جریان‌های باندی و جناحی، یکه‌تاز عرصه‌ی اجرا و تصمیم‌گیری باشند. حلقه‌های قدرت که هر از گاه و بعضا بر موج احساسات و هیجانات گذرای مخاطبان خود یا براساس منافع باندی شکل می‌گیرند، نمی‌توانند ملت و نظام را به اصل تحزب رهنمون شوند. البته حساب احزاب و تشکل‌های وفادار به انقلاب را که ذیل عنوان هر گرایشی اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا، معتدل و... در عرصه حضور دارند، از باندهای قدرت جدا می‌دانم و برای همه‌ی آنان احترام قائلم. ضمن آن‌که در سال‌های طولانی کنش‌گری فرهنگی سیاسی‌ام تقریبا با سران و شخصیت‌های محترم تمام جریان‌ها و جناح‌ها تعامل و همکاری داشته‌ام. اما به دلیل تعلق ذاتی‌ام به ساحت فرهنگ، هرگز نخواسته بودم عضو رسمی هیچ حزب و جریان سیاسی باشم. حتی گاه به دلیل سرخوردگی از نوع نگاه و عملکرد جناح‌ها، اعلام کرده‌ام که دیگر تمایلی به ادامه‌ی کنش‌گری سیاسی ندارم.
❤9
اما در دوران جدیدی که بعد از حماسه‌ی اخیر، در حال سپری کردن روزهای آغازین آنیم و راهی دراز و خطیر نیز پیش رو داریم، احساس وظیفه می‌کنم که با تکیه بر خاستگاه فرهنگی‌ام، به وسع خویش قدمی نیز در مسیر اعتلای امور سیاسی و اجرایی کشور بردارم. به‌ویژه از آن رو که در سوگ پیر و مرادم، قافله‌سالار شهید انقلاب، تاب و توان از کف داده‌ام و برای تسکین داغ فقدان آن امام شهید، چاره‌ای جز گام نهادن در مسیری که آن مجاهد حکیم برای دوران پس از حیات نورانی‌اش پیش پای ما گذاشت، نمی‌بینم. اکنون زمان آن نیست که به عزاداری و مرثیه‌سرایی برای آن امام شهید اکتفا کنم. باید به تبیین ابعاد و زوایای بی‌شمار سوگ و حماسه‌ی اخیر و کمک به تحقق آمال امام و مطالبات ملت نیز بپردازیم. راهی که در آن جایی برای مصلحت‌اندیشی و عافیت‌طلبی نیست. برای ورود به این عرصه‌ی خطیر نیز چاره‌ای جز پیوستن به یکی از احزاب و تشکلات ریشه‌دار و همسو با مشی شخصی‌ام نیافتم. انتخابات شورای هفتم نیز -که خوشبختانه به تعویق افتاد- بهانه‌ای شد تا بار دیگر از نزدیک با شاکله و خاستگاه بسیاری از احزاب و تشکل‌ها آشنا شوم. با کمال خوشوقتی باید بگویم که ضمن احترام به همه‌ی احزاب و جریان‌های حاضر، حزب تمدن اسلامی را تنها تشکلی یافتم که حضور در آن با مشی و آمال دیرینه‌ی سیاسی‌ این شاعر کوچک اهل‌بیت و انقلاب همخوانی دارد. این‌که فهرست حزب در انتخابات آتی شورای شهر بتواند رأی‌آور باشد، اولویت اصلی من نیست. هرچند برای تحقق این امر خواهم کوشید و به توفیق آن امید دارم. اما قدمت و اصالت این حزب که ادامه‌ی حزب جمهوری اسلامی است و در سرچشمه‌ی خونین قتلگاه شهید بهشتی ریشه دارد، مرا واداشت که با پیوستن به آن، برای اولین بار رسما به عضویت یک حزب درآیم. من به حزب تمدن اسلامی پیوستم، چراکه این حزب را ادامه دهنده‌ی مشی و اندیشه‌ی شهید بهشتی و دیگر مؤسسان نام‌آور حزب جمهوری اسلامی ازجمله شهید خامنه‌ای، شهید باهنر، آیت‌الله هاشمی و برخی دیگر از یاران امام و پیش‌کسوتان انقلاب اسلامی ایران یافتم. ضمن آن‌که با پیوستن به حزب تمدن اسلامی، خود را از شائبه‌ی تعلق به هرگونه جریان‌ و جناحی ذیل عنوان هر چهره‌ی محترم سیاسی حاضر مبرا می‌بینم. اگر هم قرار است از این پس در سپهر سیاست و فرهنگ، نام این حقیر ذیل عنوان چهره و شخصیتی قرار گیرد، مفتخرم که زیر پرچمی قرار گرفته‌ام که تصویر نورانی و نام پرافتخار شهید مظلوم بهشتی بر آن نقش بسته است. پرچمی که امروز به خون مقدس دیگر مؤسس شهید حزب جمهوری اسلامی یعنی امام خامنه‌ای نیز مزین شده است.
در پایان از عموم اندیشمندان آزاده و مستقل و یاران و وفاداران خردمند و صاحبدل امام فقید، امام شهید و رهبری جدید انقلاب، و نیز از شیفتگان مکتب بزرگان تمدن‌سازی چون شهید بهشتی، دعوت می‌کنم برای آن‌که به فضل الهی بتوانیم به یاری یکدیگر و با عزمی حافظ‌گونه در ساحت فرهنگ و سیاست "فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم" به حزب تمدن اسلامی بپیوندند.

✍️ افشین علا
🗓️ ۳۰ فروردین ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤13
🔹نیل هرمز🔹

خزف نیست با گوهر پاک، یکسان
علف نیست با سرو چالاک، یکسان

به ایران مپیچید، ای هرزه مستان
که هر پیچکی نیست با تاک، یکسان

دیار کهن را چه بیم از حرامی؟
نباشد دماوند و خاشاک، یکسان

خوشا پرچم سبز و سرخ و سفیدش
که شد با بلندای افلاک، یکسان

سگ‌ زرد پنداشت بیهوده خود را
در این عرصه با شیر بی‌باک، یکسان

ندانست، ایام کاخ سفیدش
شود با شب تار و غمناک، یکسان

سپاه دلیران! بزن! تا ز دشمن
به گردون رسد ضرب و پژواک، یکسان

چنان بر زمین زن سوار مغول را
که در هم فتد زین و فتراک، یکسان

چو نیل است هرمز، چنان کن که بارد
به فرعونیان، سیل و کولاک، یکسان

مکش سر ز تأدیب حکام تازی
که هستند با خصم هتاک، یکسان

شیوخ عرب نیز هم‌دوش صهیون
چو مارند با جان ضحاک، یکسان

چنان کن که با خاک میناب گلگون
شود کاخ حکام سفاک، یکسان

به تاوان خون امام و شهیدان
تن از خصم کن با دل چاک، یکسان

چنان باید این بار، شلیک موشک
که گردد تل‌آویو با خاک، یکسان

✍️ افشین علا
🗓️ اردیبهشت ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤12
▪️برای یوسف گم‌گشته‌ی میناب، ماکان نصیری▪️

غمت تاب و طاقت ز پاکان گرفت
قرار از دل سینه‌چاکان گرفت

نه تنها ز مادر نه تنها پدر
توان، هفت پشت از نیاکان گرفت

هلاکو نبرد این قراری که غرب
ز ما خیل از غم‌هلاکان گرفت

از آن روز خلقی مداوم گریست
چو باران که هرشب کماکان گرفت

نشانت ندیدند زان رو که اشک
ره دیده‌ی شرمناکان گرفت

نشان تو باید در آئینه‌ها
نه از خفته در خون و خاکان گرفت

سراغ تو را باید از دشت‌ها
میان بلوطان و تاکان گرفت

تو پنهان شدی از نظرها ولی
تمام وطن، عطر ماکان گرفت

✍️ افشین علا
🗓️ اردیبهشت ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤27
🔺بدون من چرا؟🔺

کرده جماد و انس و جن، قصد جنون من، چرا؟
این‌همه لشکر آمده تشنه به خون من چرا؟

جز تب و اشک و آه و خون نیست سپاه و لشگرم
آمده غم، تمام‌قد سوی قشون من چرا؟

در همه‌عمر، شکوه‌ای از دل من برون نشد
بر همه فاش شد کنون، سر درون من چرا؟

زان‌همه لاله و سمن، بوته‌ی هرز ماند و من
آه فتاده بر چمن، سرو نگون من چرا؟

شب‌پره نغمه‌ساز شد نطق شغال باز شد
باز زبان‌دراز شد خصم زبون من چرا؟

نیست توان رفتنم خسته‌ام از نشستنم
تکیه بگو کجا زنم؟ نیست ستون من چرا؟

آن‌که بدون او دگر عمر نمی‌شود به سر
سوی وصال، بی‌خبر رفت بدون من چرا؟

✍️ افشین علا
🗓️ خرداد ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤30
رمز ماندگاری ادبیات فارسی اتکا به آموزه‌های قرآن کریم بوده است https://share.google/19Aq2BtxDXZipbB68

✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤8
سفرم به همدان و دیدار با اعضا و مربیان خوب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این شهر باستانی و زیبا، مرا به یاد شعری انداخت که ده سال پیش برای بچه‌های همدان سروده بودم. چون در خبرها خوانده بودم که بچه‌های مدرسه‌ای در همدان در یک اقدام زیبا و نمادین در حیاط مدرسه‌شان به نشانه‌ی همدردی با معلمی که موی سرش به دلیل ابتلا به سرطان ریخته بود، به‌طور دسته‌جمعی موهایشان را تراشیدند. همان سال غزل کودکانه‌ای در تجلیل از این کار زیبا سرودم و امسال در جمع بچه‌های کانون و مربیان و والدین‌شان خواندم. خوشبختانه در همین دیدار، مادر گرامی یکی از آن بچه‌ها که در جمع حضور داشت، به من مژده داد که حال آن معلم عزیز خوب شده است.

🔹برای بچه‌های همدان🔹

بچه های همدان! کار شما معرکه بود
دادن هدیه به بیمار شما معرکه بود

جای اصلاح و تراشیدن سر، مدرسه نیست
خودمانیم، ولی کار شما معرکه بود

کرد شوخی سرتان با "سرطان" توی کلاس
شوخی جالب این بار شما معرکه بود

پیش آقای معلم سرتان آینه شد
آن همه آینه! تکرار شما معرکه بود

گل لبخند به لب‌های معلم که شکفت
خنده و شادی دیدار شما معرکه بود

من شدم مشتری دائم سلمانی تان
راستی رونق بازار شما معرکه بود

به دعاهای شما حال معلم شده خوب
بچه‌های همدان! کار شما معرکه بود...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
▪️ای وای، محرم...▪️

ای وای محرم شده و خامنه‌ای نیست
هم‌صحبت ما غم شده و خامنه‌ای نیست

سالی دگر آغاز شد و حنجره‌هامان
با مرثیه همدم شده و خامنه‌ای نیست

ای‌ وای که بار دگر این سینه‌ی مجروح
محتاج به مرهم شده و خامنه‌ای نیست

هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوخت
هم قامت من خم شده و خامنه‌ای نیست

در شام غریبان به شمار سپه شام
از طاقت من کم شده و خامنه‌ای نیست

مانند زمانی که به خون خفت اباالفضل
هنگامه‌ی ماتم شده و خامنه‌ای نیست

از بانگ جگرسوز "علمدار نیامد"
لرزان، تن عالم شده و خامنه‌ای نیست

ای‌وای که در بیت، حسینیه‌ی عشاق
بی مونس و همدم شده و خامنه‌ای نیست

بر پای اسیران غمش بند یتیمی
چون سلسله محکم شده و خامنه‌ای نیست

تا شعله بگیرد دل من هر طرف، آتش
از طعنه فراهم شده و خامنه‌ای نیست

در سعی و صفای حرمش چشم محبان
چون چشمه‌ی زمزم شده و خامنه‌ای نیست

برخاسته این قوم به هر کوی و خیابان
ایران، همه پرچم شده و خامنه‌ای نیست

در سوگ شهیدان، رخ هر آینه‌ پنهان
در آه دمادم شده و خامنه‌ای نیست

"روزی که نباشد" همه گفتیم محال است
این فرض، مسلم شده و خامنه‌ای نیست

✍️ افشین علا
🗓️ خرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
1❤35
▪️یا حسین▪️

ای بی‌کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست

سرچشمه‌ی تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجره‌ی تشنه‌کام توست

هر جا که جاده‌ای و سواری و مقصدی‌ است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست

"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست

آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن؟
وقتی که خاندان نبی در خیام توست

شش گوشه است قبر تو زیرا که دست‌ها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست

مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشک‌ها مقدمه‌ی انتقام توست...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤39
🔹شهید باش!🔹

یک عمر زنده باش ولیکن شهید باش
هر دم پی حماسه و عزمی جدید باش

حتی اگر تمام جهان غرق تیرگی است
چون ماه در برابر شب، روسفید باش

بازار فقر، معدن گنج قناعت است
با سکه‌ی خضوع به فکر خرید باش

یک لحظه از امید دلت را تهی مکن
اما ز هر چه غیر خدا ناامید باش

چون سرو، سرفراز میان ستمگران
در خلوت و نماز ولی مثل بید باش

وقتی که از فرشته، مقام تو برتر است
پاکیزه از پلشتی نفس پلید باش

بر دست اهل صدق بزن بوسه چون نسیم
بر قامت نفاق چو توفان، شدید باش

با جسم خود بسوز چو شمعی میان جمع
اما چو روح وقت گنه، ناپدید باش

بر چهره‌های غم‌زده، جاری چو خنده شو
بر قفل‌های بسته به هر سو کلید باش

در ماتم حسین علی گریه کن ولی
در فکر محو این همه شمر و یزید باش...

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤33
در حاشیه‌ی مصاحبه‌ی اخیر امیر قمیشی

محرم دو سال پیش که "امیر قمیشی" فعال فرهنگی و تهیه‌کننده‌ی خوشنام تلویزیون در مصاحبه‌ای مالامال از شور حسینی، اشک ما را درآورد، شعری برای مادربزرگ به حق پیوسته‌اش سرودم. بانویی مسیحی که محب اهل‌بیت به‌ویژه امام حسین(ع) بود و نوه‌ی مسلمان و آزاده‌اش را حسینی تربیت کرد. خود نیز سر آخر، و در واپسین ساعات عمر شریفش با ادای شهادتین، اسلام آورد و خاطره‌ای بی‌بدیل برای ما باقی گذاشت. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور باد.
اما محرم امسال نیز مصاحبه‌ای از امیر قمیشی منتشر شد که به نوعی دیگر تکان دهنده بود. در این گفتگو، امیر قمیشی از جان باختن پدر گرامی‌اش در حمله‌ی ناجوانمردانه‌ی ترامپ و نتانیاهو به بیمارستان گاندی تهران خبر داد. او که هنوز در شوک و اندوه ناشی از فوت همزمان پدر و شهادت امام و مقتدایش بدحال و بی‌قرار است، این بار "سیاوش قمیشی" تنها عمویش را که در قید حیات است و از خواننده‌های پرطرفدار ایرانی است، مخاطب قرار داد و با حفظ احترام و علاقه‌ی عاطفی‌اش به او، از این خواننده‌ی لس‌آنجلس نشین که داغدار برادر بزرگترش یعنی پدر امیر شده است، خواست طرف مظلوم را بگیرد و از ظالمان برائت جوید. این مصاحبه واکنش‌های بی‌شمار و متفاوتی داشت. من هم تحت تأثیر صدق و حقانیت و آزادگی امیر قمیشی، تصمیم گرفتم شعری را که دو سال پیش برای مادربزرگش زنده‌یاد "رزیک مسیحی شمعون" سرودم، به مناسبت ایام محرم، بار دیگر به اشتراک بگذارم.

▪️خانم بزرگ▪️

خانم‌بزرگ گرچه مسیحی بود
با عشق اهل‌بیت، تو را پرورد
از تربت حسین به کامت ریخت
با گریه بر حسین بزرگت کرد

فکر تو بود و سفره‌ی افطارت
یکشنبه‌ها که شوق کلیسا داشت
نام حسین ورد زبانش بود
با آن‌که کیش حضرت عیسی داشت

از اوست این‌که مانده بر آن عهدی
عهدی که با حسین علی بستی
از دوستان هزار بدی دیدی
هرگز ولی به خصم نپیوستی

این روزها که کسب مناصب شد
مستلزم فریب و ریاکاری
از آن طرف فضای مجازی نیز
زد آتشی به خرمن دین‌داری

حالا که گاه عابد و زاهد نیز
از خود به وقت حادثه بیخود شد
حالا که نزد مردم بی ریشه
انکار دین، نماد تجدد شد

ماندی سپندوار در این میدان
با آن‌که در مسیر جز آتش نیست
این قصه‌ی امیر قمیشی‌هاست
هر کس در این میانه سیاوش نیست

تو عاقبت به خیر شدی‌ هرچند
این مثل روز بر همه روشن بود
بی‌شک دلیل پاکی و اخلاصت
بعد از خدا، بزرگی آن زن بود

آن زن که با تبسم شیرینش
صوت تو را به اوج حلاوت برد
از خانه‌ای که غرق تنعم بود
دست تو را گرفت و به هیأت برد

هنگام مرگ، یکسره جاری بود
عطر شهادتین به بالینش
در واپسین‌دم ازچه مسلمان شد؟
آمد مگر حسین به بالینش؟!

✍️ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤41
▪️حسین اینجاست!▪️

فغان از غصه‌ها، دلشوره‌ها، غم‌ها
فغان از ازدحام سوگ و ماتم‌ها

چرا حس می‌کنم فرقی است بی‌پایان
میان این محرم با محرم‌ها؟

حسین اینجاست اما بر جراحاتش
پزشکان از نمک سازند مرهم‌ها

علی با ماست اما بین ما و او
چه بسیارند حائل، ابن‌ملجم‌ها

در این ره، ساربانا من کم آوردم!
زیادند آشنایان، بگذر از کم‌ها

سراشیبی مرا خم کرد، برگشتم
بمان ای جاده با این پیچ و این خم‌ها

به حاجی عرض کن این سعی باطل را
نمی‌شویند حتی آب زمزم‌ها

خوشا آنان که در میدان همان اول
به خون خفتند در خط مقدم‌ها

ز پشت قاب‌ها در کنج تنهایی
مرا کافی‌است چشم‌انداز پرچم‌ها

اگر باشد بهشتم دست شدادان
همان بهتر بسوزم در جهنم‌ها

تو کز شیطان گریزانی مباش ایمن
از آدم‌ها از آدم‌ها از آدم‌ها

✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🏴🏴"هنوز در پی لبیک"🏴🏴

نبود غیر حرامی، به هرطرف نگریست
ولی خروش برآورد: "یاری آیا نیست؟"

مخاطبش چه کسی بود روز عاشورا؟
به جز من و تو خطاب حسین با چه کسی است؟

چه گفت با بشریت در آن دیار غریب
که قرن‌های پیاپی بشر شنید و گریست؟

هنوز خون گلویش به نیزه‌ها باقی
هنوز در پی لبیک، بانگ او جاری است

چه داند آن‌که به ذلت خوش است، کیست حسین؟
چه داند آن‌که خموشی گزید، زینب کیست؟

چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست
به گاه خون و خطر، معنی برادر چیست؟

دوام مسند و نان است و نام، همت ما
در این زمانه خدا را چه کس حسینی زیست؟

ستم ز هر که زند سر، نسب برد به یزید
شرف، اگر به جهان ماند، از حسین علی است

✍🏻افشین علا
✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤39