افشين علا
11.6K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
"پیام سید محمد خاتمی به مناسبت اولین سالروز عروج مهدیه الهی قمشه ای"

یاد بانوی گرانقدری را که هنر و اندیشه و فرهنگ، وامدار فضیلت و نیکی و پاکی اوست سرکار خانم مهدیه الهی قمشه ای همیشه گرامی است و امیدوارم که اینک متنعم به نعمت و رحمت گسترده الهی، پاداش بزرگی ها و خدمت های والایش به دین و فرهنگ را دریافت کرده باشد.
بسیار متأسفم که توفیق حضور در جمع عزیزانی که سالروز درگذشت این عزیز بزرگوار را زنده و گرامی می دازند، ندارم.
به همه دوستداران و بستگان آن فقیده سعیده به خصوص دختران خوب و بزرگوار و داماد بافضیلت و گرامی و دیگر بستگان عرض ادب و احترام دارم.

یاد آن بانوی والامقام گرامی و روانش شاد باد.

سید محمد خاتمی 1396/4/18

https://telegram.me/afshinala
"چون سایه مرغان هوا در سفر خاک
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم"


اجل بار دیگر درختی سایه گستر را از بوستان سروهای گزیده زندگی ام چید و با خود برد.

"زنده یاد صفری نژاد" پدر گرامی دوست جانی و خواهر ازلی ام شاعر یگانه فریبا صفری نژاد، شب گذشته به آغوش مهربان خداوند سفر کرد. در حالی که دختر، هزاران فرسنگ دور از او برای بازگشت به وطن و دیدار پدر لحظه شماری می کرد.

ضمن عرض تسلیت به خانواده پاک، هنرپرور و بافضیلت صفری نژاد، از فریبای عزیز می خواهم قلب دریایی اش را مزار پدر عزیزتر از جانش کند و همچون جام، با دل خونین به مفاهیم قراردادی بشر ازجمله بعد مکان پوزخند بزند.

خواهرم!
آخرین وداعت با پدر هنگام عزیمتت به فرودگاه و رفتن به خانه بختت بود. همان اشک و آغوش و لبخند در آستانه سفر را ماندگارترین خاطره از پدر آسمانی ات بدان و با او وداع کن. نه با جسم رنجور و درد کشیده ای که ما در اینجا به خاک خواهیم سپرد.

برای آمدن تعجیل نکن، چون به وداعش نمی رسی.

اما اکنون که بی هیچ تردید، روح رهای آن بنده خاص خدا آفاق را درنوردیده تا در دورترین نقطه جهان با تو که عزیزترین جگرگوشه اش بودی وداع کند، همراه با همسر گرامی ات به استقبالش بشتاب و تا دروازه بهشت بدرقه اش کن.

فریباجان!
از جا بلند شو، بزمی برازنده برای عروج پدر و رهایی اش از دردی جانکاه را مهیا کن و با استعانت از کلام وحی به جان سوخته خودت و روح خسته او تسلا ببخش.

ما و شما در دو سوی جهان هریک به طریقی تعزیت آن مرد نیکوسرشت را برپا خواهیم کرد.
همچون همیشه صبری زیبا و برازنده بزرگی ات را از تو انتظار داریم. عاش سعیدا و مات سعیدا... روحش شاد.

افشین علا
96/4/21

https://telegram.me/afshinala
"این رفتن آهسته"

بگذار که این پنجره ها بسته بمانند
با پرده خود محکم و پیوسته بمانند

چشمان من از شهر ندیدند به جز شر
بگذار بر این منظره ها بسته بمانند

بهتر که از این قوم ریا دور بمانم
بهتر که جدا از من دل خسته بمانند

کوتوله پرستند خدایان سیاست
چون در پی آنند که برجسته بمانند

وقتی ره صد ساله توان رفت به یک آه
بگذار در این رفتن آهسته بمانند

شمعیم ولی لایق این جمع نبودیم
رفتیم که جمعیت شایسته بمانند

باید که در این معرکه، اصحاب صداقت
در خانه نشینند که وارسته بمانند

اصرار نکن تا سر از این راز درآری
اسرار چه خوب است که سربسته بمانند...

افشین علا 96/4/20

https://telegram.me/afshinala
برای داغداران "محمود صفری نژاد" روح همیشه جاری در جان اهالی تاکستان های سرسبز زادگاهش

"در انگورزاران"

نشاید بر این خفته در گور، زاری
بر این خفته در حجله حور، زاری

بر این خسته از رنج ناسوت، ماتم
بر این رسته از زخم ناسور، زاری

نه گور است، این مهد از پیله رستن
کجا کرد پروانه در نور، زاری؟

کجا ناله جغد و قاف تجلی؟
کند ذوق پرواز را کور، زاری

کفن، رخت وصل است اما بدوزد
بر آن جامه صد وصله ناجور، زاری

چو پرداخت عمری به معماری دل
مبادا در این بیت معمور، زاری

میاشوب، این خواب شیرین به شیون
نکن جای سرمستی و شور، زاری

رگ تاک در خاک او ریشه دارد
خماران! مبادا به مخمور، زاری

به می تازه کن جان خود را نشاید
که بر چشمه آب انگور، زاری

به صد رنج، گنج بقا یافت زین پس
نزیبد بر آن جسم رنجور، زاری

به می گرم شو در زمستان هجرش
که باشد ز مستان حق دور، زاری

به یادش به هرسو خوشا خوشه چیدن
در انگورزاران، نه بر گور، زاری...

افشین علاء
ابهر روستای قروه 96/4/25

https://telegram.me/afshinala
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد

نام مرا در زمره "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد

این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد

من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد

من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد

درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد

جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد

گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!

گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد

با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟

آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!

می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!

افشین علا
96/4/28

https://telegram.me/afshinala
"خالکوبی دست های پنهان در سیاست"

پیرامون قبح استفاده از یک چهره جنجالی در تبلیغات سیاسی، بسیار سخن گفته شد. اما پرداختن به ریشه های این گونه آفات در سپهر سیاست را از یاد برده ایم.
بی آن که بخواهم زهد بفروشم، تمسخر چهره، تیپ و ویژگی های خصوصی افراد را جایز نمی دانم و به جای استفاده سیاسی از این خطای آشکار، بر کشف ریشه ها و نقد رفتارهای دون شأن سیاسیون اصرار دارم.
اکتفا به تمسخر مصادیق، سبب می شود رقیبان نیز مصادیق مشابه در رفتار تبلیغاتی جناح مقابل را از آرشیو بیرون بکشند و با تمسک به قاعده "این به آن در" پرونده این گونه آفات سیاسی و اخلاقی را مختومه بدانند و در هیاهوی مچ گیری جناح ها از هم، قبح این رفتارها فراموش شود.
در ماجرای اخیر هم آن چهره جنجالی را مقصر نمی دانم. چرا که در این بازار مکاره، خیلی ها بی هیچ ربط و ضابطه ای دچار توهم نزدیک شدن به کانون های قدرت شده اند و البته خیلی ها هم به آن رسیده اند! مقصر اصلی، سیاسیونند که برای کسب وجاهت نزد عوام، گاه مرتکب این گونه خطاهای محیرالعقول می شوند. حال اگر شخصی با ظاهری نامأنوس و سابقه ای بی ربط نیز دچار این وسوسه شد، نباید از آن دستاویزی برای تحقیر و تمسخر او بسازیم. واضح است که قصد دفاع از این گونه رفتارها را ندارم. اما چگونه است که رسوایی های آشکار را در بوق و کرنا می کنیم، ولی از کنار رسوایی های پنهان و خطرناک تر می گذریم؟!
وقتی بسیاری از سیاسیون ما در گزینش افراد تصمیم ساز، به زد و بند و منافع باندی و گاه به قول آن بزرگ: به سفارش عمه و خاله! بیش از شأن و لیاقت و پیشینه افراد بها می دهند، فاجعه عمیق تر از حضور شخصی با بدن خالکوبی شده و ظاهر نامناسب در میتینگی تبلیغاتی است.
جناح های سیاسی چقدر از حضور نخبگان و فرهیختگان در عرصه های خطیر استفاده کرده اند؟ جز این است که در کشور ما غالب افراد لایق، خانه نشین شده اند و سیاسیون نیز نیازی به حضور آنان نمی بینند؟! پس بهتر نیست اول به فکر پاک کردن خالکوبی دست های آلوده تری باشیم که به چشم نمی آیند و چه بسا آراسته و برازنده هم به نظر می رسند، اما به ناحق، و با زد و بند و باندبازی به تقسیم غنائم و فرصت ها مشغولند؟ آنگاه به رسوایی های آشکار هم بپردازیم.

https://telegram.me/afshinala
"مرجع تقلید دلها"

برخیز یاصادق! جهان را یاوری کن
در شام تاریک ستم روشنگری کن

هم دین و هم دل برده از ما عشوه ی غرب
باز از جهان ای شمس مشرق دلبری کن

شد مهد دانش زخمی شمشیر داعش
در دامنت بیمار خود را بستری کن

بر سرزمین ها جاهلیت چیره شد باز
ای وارث پیغمبران! پیغمبری کن

عمری به نام دین به کام کفر رفتیم
مقصود مذهب را به ما یادآوری کن

جان جهانی را ز گمراهی رها ساز
تنها نگویم شیعیان را سروری کن

از دین گریزان را به معنا رهنمون شو
روحانیت را سوی رحمت رهبری کن

فتوا بده ای مرجع تقلید دلها
در اختلافات مراجع داوری کن

آیات را درحوض کوثر شست و شو ده
یک بار دیگر حوزه ها را جعفری کن!...

مرداد 95 نور شهادت امام جعفر صادق (ع)

https://telegram.me/afshinala
"یاد ایام"
تصاویر زیر را دوست شاعرم آقای حامد محقق از آرشیو کیهان بچه ها فرستاده اند و مرا بی نهایت خوشحال کرده اند. خاطره آن روزها که اولین سروده هایم در سنین نوجوانی چاپ می شد، مرا به دنیایی سرشار از شادی و سبکباری می برد که قابل وصف نیست... با سپاس از آقازاده استاد جواد محقق.👇
Forwarded from VII
۵آبان ۶۱