افشين علا
11.7K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🔺شعر کودک🔺
🍃«عموی من ابوالفضل»🍃


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🌺🍃نزدیکتر از تیغ ندیدم به گل ای دوست
یک چند چه خواهدشد اگر خار تو باشم؟🍃🌺

⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
⚡️کانال اشعار و مطالب افشین علا⚡️
🔻▪️به مناسبت سالروز درگذشت آیت الله سید روح الله خاتمی▪️🔻


خوشا یزد و زیبایی سرزمینش
کویر نکوتر ز خلد برینش

خوشا یزد فیروزه فام و درخشان
چو انگشتر و اردکان چون نگینش

خوشا اردکان، شهر تقوا و دانش
خوشا خطه خاتمی آفرینش

همان پیر روشن ضمیری که منبر
ببالد به عهدی که شد هم نشینش

خوش آن لحن و آن لهجه اردکانی
که مَستند محرابها از طنینش

اویس قرن بهر پیر جماران
که در بین اقران نیابی قرینش

شکار دل خلق، فتح الفتوحش
مدارا و لبخند، حبل المتینش

خطیبی نوازشگر دین، کلامش
فقیهی که روشنگر فکر، دینش

خوشا یادگار عزیزی که اکنون
به ارث از پدر برده صبر و یقینش

افق های پهناور دین و دانش
هویداست چون آسمان در جبینش

امیری که اهل هنر، در رکابش
مقیمند در صحن حصن حصینش

قبای ریاست به جمهوری دل
برازنده قامت نازنینش

هوادار ملت، وفادار رهبر
به رغم رقیبان پر خشم و کینش

خدا بیش از این بر پدر نور بارد
دهد عزتی برپسر بیش ازاینش

✍️ افشین علا


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala

http://yon.ir/ala24
🍃به یاد قیصر امین پور🍃

به شکرانه یک نفس با تو بودن
همه عمر را از تو خواهم سرودن

سرودم ترا بارها خود گواهی
نه تنها پس از تو، که در زنده بودن

اگرچه در اقلیم روم تغزل
تو خود، قیصری بی نیاز از ستودن

پس از تو ندانم چه شعری چه شوری
غبار غم از سینه خواهد زدودن؟

چه دستی به سبک اشارات قیصر
گره خواهد از زلف معنی گشودن؟

چه کس با کنایات رندانه، هر دم
به مفهوم هر واژه خواهد فزودن؟

سخن چیست بعد از تو؟ بیهوده گفتن
غزل چیست؟ دندان به نشخوار سودن

کنون ای رها کرده گیسو به بالین
خوشت باد در مصر معنا غنودن...

✍️افشین علا، پاییز 86

⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala

http://yon.ir/gheysr
مضاحبه با افشین علا2.pdf
3.1 MB
🍂 لهجه گنجشک ها ماشینی اَست 🍂

🔺مصاحبه نشریه «ایران خودرو» با افشین علا🔺
🗓 6 آبان 1396

⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🔻به برخی بزرگان🔻

ستیزه این همه با مردم حزین نکنید
هزار مرتبه کردید، بعد از این نکنید

شرر زنید، شبیخون به آبرو نزنید
خطا کنید، ولیکن به نام دین نکنید

به هتک حرمت عشاق چون کمر بستید
طمع به غارت ایمان مؤمنین نکنید

به روی آه سپر کردگان، کمان نکشید
به راه صبر ز کف دادگان، کمین نکنید

اگرچه کاسه ی صبر خداست کون و مکان
به آه نیم شبی پر شود، چنین نکنید

کجا ز ملت ایران نجیب تر دیدید؟
جدل، هرآینه با خلق خود به کین نکنید

گمان بد به جوانان خسته جان نبرید
هم اعتماد به هر پینه بر جبین نکنید

به رأی خویش خلایق چو می کنند اصرار
شما هم این همه انکار با یقین نکنید

به آستان مقامات، عرض ما نرسید
که پاسبانی افعی در آستین نکنید

✍️ افشین علا، آبان 96


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🔻مسلماني متفاوت از كليشه‌ها 🔻

📌 نوشتاري از افشين علا درباره مسلماني قيصر
📄روزنامه اعتماد / دوشنبه ۸ آبان 1396 📄


✍️ در سال‌هاي بعد از قيصر كه ناگهان خيل عظيمي رفيق گرمابه و گلستانش شده‌اند و بسيار كسان به فراخور سليقه و ديدگاه شخصي به توصيف چهره‌اي دلخواه خود از او پرداخته‌اند، زياد خوش ندارم كه پيش روي همگان، دفتر پربرگ خاطره‌هايم را از سال‌هاي خوشه‌چيني و همنفسي و دلباختگي‌ام به آن يوسف مصر معنا ورق بزنم. هم به احترام نام بلندش، هم به حرمت خانواده دلبند و دوستان عزيزتر از جانش كه احساس مي‌كنم آنها نيز ترجيح داده‌اند، از حجم گفتار و نوشتار خود پيرامون آن عزيز بكاهند. اما پرسش دوست گرامي روزنامه‌نگارم به جنبه‌اي از شخصيت قيصر اشاره داشت كه نتوانستم اهميت آن را ناديده بگيرم و طبق روال معمول سال‌هاي اخير، عذر بخواهم و پاسخ آن را به عزيزاني ديگر حواله بدهم چراكه از من پيرامون تفكر ديني قيصر پرسيدند و اينكه او چگونه مسلماني بود. نكته‌اي كه اين روزها به دلايل عديده، پرداختن به آن را ضروري مي‌دانم.

✍️ آنچه من طي سال‌ها شاگردي عاشقانه نزد قيصر پيرامون نگرش و رفتار اعتقادي او دريافتم، وفاداري به حرمت انسان، عشق ورزيدن به خالق هستي و تلاش بي‌وقفه براي آفرينش مفاهيم ناب و مضمون‌هاي بكر مهرورزي بود. بي‌شك قيصر امين‌پور شاعري مسلمان بود. اما مسلماني او با قواعد رايج پررنگ و لعاب و پرسر وصدا به چشم و گوش نمي‌آمد. نه زهد مي‌فروخت، نه به قسمي از اقسام بي‌شمار فسق، تظاهر مي‌كرد. مسلمان بود، اما شامه كساني را كه باور يا تقيد مذهبي نداشتند، نمي‌آزرد و روشنفكر بود اما ذره‌اي از نخوت و تبختر برخي روشنفكران اين روزگار در مواجهه با مخاطب مانوس با عقايد و سنن ديرين اين ديار را در نگاه و كلام و رفتارش نمي‌توانستي ببيني. در عين حال «دو» چهره نداشت. يعني همزمان صفا و صميميت و خونگرمي شهرستاني و حتي روستايي جوانمردان اقليمش را با اشراف كم‌نظيرش بر مباني تفكر و هنر و فرهنگ روزگار جديد، در خود جمع كرده بود.

✍️ بي شك در نگرش اعتقادي‌اش چارچوب تعريف شده و مرزهاي معيني داشت. اما براي ديگران مرز تعيين نمي‌كرد و به باورهاي عميق يا سطحي متفاوت با باورهاي خود احترام مي‌گذاشت. او به طرز اعجاب‌آوري شبيه شعرهايش بود و همان‌گونه كه شعرش تحسين و لذت و احترام برمي‌انگيخت، رفتار و گفتارش هم هر مخاطبي را مجذوب خود مي‌كرد و دركنار حس برانگيزي، به تفكر وا مي‌داشت و چه بسا منجر به اين مي‌شد كه مخاطب، جذب منظومه فكري و اعتقادي و ذوقي‌اش شود و حقانيت مسيري را كه او با رواداري و مهرورزي پيش پايش مي‌گذاشت، بپذيرد. او مسلمان بود. اما مسلماني متفاوت از آنچه كليشه‌ها پيش روي مردم گذاشته‌اند. معاشرتش با روشنفكران ضمن آنكه گفت‌وگوساز و مضمون‌آفرين بود، به باورهاي او خللي نمي‌رساند. بي‌واهمه از انگ تعلق به سنت‌ها را خوردن، شعرهاي آييني مي‌سرود. همان‌گونه كه بي‌هراس از تهمت اباحي‌گري و تخطي از مظاهر زهد و تقوا، شعرهاي عاشقانه مي‌گفت. ضمن آنكه در هر دو حيطه، باز هم خودش بود و به ضرورت باور و حقيقت درونش به مضمون‌سازي مي‌پرداخت و صدالبته استادانه و رندانه سخن مي‌گفت، مي‌نوشت و شعر مي‌سرود.

✍️ اگر بخواهم در يك كلام جنس مسلماني قيصر را به تصوير بكشم، بايد بگويم شيوه او بيش از هر شاعري كه ديده‌ام به مسلماني از جنس «حافظ» شباهت داشت. «حافظ» بيتي دارد كه به نظرم به تنهايي يك جهان‌بيني كامل است و همه ما ايرانيان اگر فقط به همين يك بيت او تاسي كنيم، مشكلات ملك و ملت برطرف خواهد شد! آنجا كه مي‌گويد:

✨ دلا، دلالت خيرت كنم به راه نجات
مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش✨

و قيصر به راستي چنين بود. روح بلند او با ممدوحان معصومش محشور باد.



⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
Forwarded from KHAMENEI.IR
🌹در کنار قیصر بودن، درس زندگی می‌داد

🔻حوزه‌ی دوستداران قیصر امین‌پور یک حوزه‌ی خاص از یک مشرب خاصی نیست، عوام و خواص و کسانی که دارای سلیقه‌های متفاوتی هستند در عرصه‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی نسبت به قیصر امین‌پور احترام خاصی قائل هستند.
🔹اینکه رهبر معظم انقلاب تاکید دارند بر شخص قیصر امین‌پور دقیقا به خاطر همان اشراف و تسلطی است که عرض کردم و رهبرانقلاب بیشتر از سایرین این اشراف را دارند.
🔺یعنی هم جوهره‌ی ادبیات‌مان را می‌شناسند و هم فنون و شیوه‌های سخنوری را اشراف دارند و به‌همین دلیل بیش از دیگران ارزش قیصر امین‌پور را می‌دانستند.

👥بمناسبت سالگرد درگذشت قیصر امین‌پور؛ گفت‌وگو با آقای افشین علا، شاعر برجسته و شاگرد مرحوم قیصر امین‌پور👇🏻
http://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=38039
🔻⚡️به برخی مدیران⚡️🔻

غم ندانی که چیست، شادی نیز
فرق جاندار با جمادی نیز

"هِر"چو از "بِر" نمی دهی تشخیص
شدی اسباب طنز و شادی نیز

پینه داری به روی پیشانیت
هم درون مایه عبادی نیز

خوش نداری سخن به غیر از مدح
طاقت حرف انتقادی نیز

هست حبس از وصال تو خوشتر
بند و سلول انفرادی نیز

ژن مرغوب در بساطت پر
ساختی گعده نژادی نیز

کرده ای قوم و خویش، استخدام
بس رفیقان، قراردادی نیز

عاشقی بر سفر به شهر فرنگ
بر مدیریت جهادی نیز

زده ای عکس مهتران بر در
روی لیوان و جامدادی نیز

دگمه را سفت تا گلو بستی
یقه خواهد گهی گشادی نیز

لطف ها کرده ای به ما با حرف
به خود، الطاف اقتصادی نیز

نیستی بر حقوق خود قانع
گرچه هست از سرت زیادی نیز

در نماز شبی به فکر مقام
در مناجات بامدادی نیز

هست دستت به سوی بیت المال
توی یک کاسه با ایادی نیز

می گذاری کلاس استادی
نزد مجموعه ستادی نیز

حرف، کمتر بزن که رو نشود
دست خالیت و بی سوادی نیز

از تو بهتر امور را دانند
نوجوانان طرح کادی نیز

پیش مافوق، مثل موش نباش
شیر با شهروند عادی نیز

بلدی شیوه اداری را
کسب کن جرأت ارادی نیز

داده ات چرخ، چون زمام مراد
می رسد عهد نامرادی نیز

کار و بار تو سکه است اما
می رسد دوره ی کسادی نیز

کم بینداز باد در غبغب
دارد این آسیاب بادی نیز

عطسه ای کن تفرعنت بپرد
آن عصایی که قورت دادی نیز!


✍️ افشین علا، آبان 1396


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🥀 سوگ سروده ای برای حضرت علی اکبر (ع) 🥀

هر آن که دید تو را گفت محشر آمده است
ورق ورق شده، قرآن پرپر آمده است

سر است بر سر نی یا اگر غلط نکنم
پیمبر است که یک بار دیگر آمده است؟

پیمبر است ولی پاره پاره پیرهنش
چرا جدا سر پاکش ز پیکر آمده است؟

سر نبی است که با ابروان خون آلود
پی خطابه به بالای منبر آمده است؟

تو شرحه شرحه فرود آمدی چو بسم الله
که گوشه گوشه قرآن، مکرر آمده است

فغان از آن دم آخر که دید چشم پدر
چه بر نواده ی زهرا و حیدر آمده است

کنار رود، خدایا ببین ز فرط عطش
چه ها که بر لب فرزند کوثر آمده است

چه آتشی دل زینب گرفت وقتی دید
ز یادگار برادر، فقط سر آمده است

چه ها بر آن تن چالاک تر ز باد بهار
به زیر سم ستوران لشکر آمده است

کمک کنید جوانان هاشمی که حسین
خمیده با تن خونین اکبر آمده است...


✍️ افشین علا، آبان 96 / شیراز


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
💥باید از تهران گریخت...💥

▫️▫️▫️
✅ دیشب که بعد از چند روز سفر به جیرفت، بم، رفسنجان، کرمان و شیراز به تهران بازگشتم، آلودگی طاقت سوز هوای پاییزی تهران، چنان غافلگیرم کرد که با حالی نزار این شعر نه چندان جدی اما نه چندان طنز را سرودم:
▫️▫️▫️

ای مسلمانان، نه تنها باید از شیطان گریخت
باید از آبادی بیگانه با انسان گریخت

هم نه تنها از هوای نفس، باید از نفس
در هوای تیره و آلوده تهران گریخت

گله های ابر، از این آسمان رم کرده اند
ما مگر گرگیم ای یاران؟ چرا باران گریخت؟

ریخت در تهران ز هرسو بر سرم آوار دود
باید از این خانه آلوده ویران گریخت

من نمی گویم که باید ترک آب و خاک کرد
باید از تهران به کنجی دیگر از ایران گریخت

ریشه هامان می رسد هریک به باغی چون بهشت
زنده باید کرد آن عهد و به آن دوران گریخت

ترس فقر از روستامان دور کرد، اینجا ولی
نانمان حناق شد، باید که از این نان گریخت

فقر شهرستانیان از فخر تهران خوش تر است
فخر موهومی است این، باید به شهرستان گریخت

هرکسی در این مکان مبهوت امکانات شد
پایتخت ارزانی او، باید از امکان گریخت

هر کجا رفتم چه برخوردار یا محروم، گفت
عقل با من: باید از تهران به این سامان گریخت

چشمه ها در آستین دارد هر استان وطن
سالکان! زین آستان باید به هر استان گریخت

بشنوید ازمن که سی سال است اینجا مانده ام:
باید اهل روستا شد، باید از تهران گریخت!

✍ افشین علا، آبان 1396



⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
🍂🍂 مردگانیم، اگرچه زنده به اسم، مرگ را جسم چاک لازم نیست
نعش ما را که دفن در خویشیم، لحد و خشت و خاک لازم نیست... 🍂🍂



⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
✨کانال اشعار و مطالب افشین علا✨
✨🌹 شهیدان کلام 🌹✨


بر من که به تنگ آمده ام خرده نگیرید
راه من بی طاقت افسرده نگیرید

من ذله ام از زخم زبان خوردن بسیار
پس خرده بر این زخم زبان خورده نگیرید

دادید بسی دسته گل تازه چو بر آب
بیهوده سراغ از گل پژمرده نگیرید

بر سوختن سوخته اصرار نورزید
تصمیم به آزردن آزرده نگیرید

ماری است ریاست که ندارد سر سیری
چون تاج گلش این همه بر گرده نگیرید

عکس رخ ما را که شهیدان کلامیم
در قاب خموشان سیه چرده نگیرید

چون کشت مرا تلخی تان، سینی حلوا
در مجلس ترحیم منِ مُرده نگیرید


✍️ افشین علا، بهمن95 / نور


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
✅یک توضیح ضروری:

با تماس برخی از دوستان متوجه شدم که گویا برخی افراد ناشناس احتمالاً بیمار یا سودجو به مدیریت کانال این جانب دسترسی پیدا کرده اند و توانسته اند چند مطلب خلاف ادب را برای لحظاتی در کانال منتشر کنند. بحمدالله با تماس و مشورت با ادمین اصلی کانال و برخی دوستان فنی و پیگیری موضوع، این مشکل حل شد. با این همه باز هم از مخاطبین عزیز و محترم عذرخواهم و امیدوارم دیگر چنین مشکلی پیش نیاید.

افشین علا
@afshinala
⚡️🔸امان از فضای مجازی🔸⚡️


▪️این شعر را پس از شوخی بیجای یک مهمان ناخوانده سرودم که توانست وارد خلوت هرچند کوچک اما مغتنم برای من در کانال مطالب و اشعارم شود و پیش روی صدها مخاطب فرهیخته، شرمنده ام کند. اگر این بداخلاقی ها نبود، فضای مجازی می توانست چه مجال وسیعی برای نمایش خوبی ها و زیبایی ها باشد...▪️


امان از فضای مجازی
که گاهی در آن دزدها می توانند
مجالی بیابند
برای به هر خلوتی دست یازی
امان از فضای مجازی

امان از مراعات نشناختن ها
حریم سخن را به یک باره آلوده کردن
به یک باره با دیگران شوخی تلخ و بیهوده کردن
به شوق در این عرصه ی هرزگی یکه تازی
امان از فضای مجازی

امان از شبیخون به اخلاق
امان از برآشفتن خلوتی ناب با یک تلنگر
نه با قصد بیدار کردن
که بهر تمسخر
به شوق فساد افکنی، حقه بازی
امان از فضای مجازی

امان از فسون کمین کرده ای پشت نیرنگ، پنهان
به یکباره با غفلتی گشته پیدا
چو ناخوانده مهمان
اسیر جنونی که تنهاست این آرزویش
که با آبرویی کند بلکه بازی
امان از فضای مجازی

خوشا گوشه ای دنج، از دل سرودن
خوشا بازگشتن به خلوت
به محدوده های حقیقی
به دفترچه ای کوچک و کهنه مأنوس بودن
خوشا ترک این وسعت پرهیاهو
ازین بی در و پیکر، این خانه شیشه ای پر گشودن
خوشا از فضایی چنین، بی نیازی
امان از فضای مجازی...


✍️افشین علا، 15 آبان 1396


⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
مرگ قیصر امین پور چه چیزی به شاعران و نویسندگان متعهد آموخت؟
هفته نامه صدا 6 آبان 96

@afshinala
🔺 صفحه #ادبيات ٩٦/٨/١٦

🔴 آخــوندِ ميهـن پرست

▪️صفحه اى در ١٣١ سالگى ملك الشعراى بهار

🆔 @hamdeliliterature