🔶"جسدهای گریزان از هم" 🔶
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم
خفته در گور خود و کنده دل و جان از هم
جز در آغوش هم آرام نداریم، اما
می گریزیم به تاریکی زندان از هم
مستی و شور نزاید که به خون آغشته ست
لقمه نانی که ربودیم به دندان از هم
هر طرف باده مهیاست ولی از سر زهد
خو گرفتیم به نوشیدن پنهان از هم
می گریزیم به بن بست به هنگام عبور
تا نبینیم نشانی به خیابان از هم
تا که از آتش آهی نشود دستی گرم
بخل ورزیم نفس را به زمستان از هم
مگرش کارگه حشر ببافد از نو
تار و پودی که جدا گشته بدینسان از هم
این چه شهر است؟ صف آهن و سیمان و لحد
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم...
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم
خفته در گور خود و کنده دل و جان از هم
جز در آغوش هم آرام نداریم، اما
می گریزیم به تاریکی زندان از هم
مستی و شور نزاید که به خون آغشته ست
لقمه نانی که ربودیم به دندان از هم
هر طرف باده مهیاست ولی از سر زهد
خو گرفتیم به نوشیدن پنهان از هم
می گریزیم به بن بست به هنگام عبور
تا نبینیم نشانی به خیابان از هم
تا که از آتش آهی نشود دستی گرم
بخل ورزیم نفس را به زمستان از هم
مگرش کارگه حشر ببافد از نو
تار و پودی که جدا گشته بدینسان از هم
این چه شهر است؟ صف آهن و سیمان و لحد
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم...
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔰به مناسبت روز بزرگداشت #مولانا
🔹محفل ادبی دود عود
🔹با حضور افشین علا #شاعر و #نویسنده
🔹دانشکده پزشکی سالن حکیم جرجانی
🔹8 مهر ماه ساعت 14:30
هماهنگی حضور: @E_H_S_A_N
@KanoonBeheshti
🔹محفل ادبی دود عود
🔹با حضور افشین علا #شاعر و #نویسنده
🔹دانشکده پزشکی سالن حکیم جرجانی
🔹8 مهر ماه ساعت 14:30
هماهنگی حضور: @E_H_S_A_N
@KanoonBeheshti
مراسم بزرگداشت حماسه ي عاشورايكشنبه ٨مهر ساعت ١٩
كانون فرهنگي سميه (شهرري)
باحضور دكتر ناصرمهدوي وافشين علا
شوراي هماهنگي تشكلها و فعالان خط امام شهرستان ري
✳️کانال مطالب افشین علا✳️
@afshinala
كانون فرهنگي سميه (شهرري)
باحضور دكتر ناصرمهدوي وافشين علا
شوراي هماهنگي تشكلها و فعالان خط امام شهرستان ري
✳️کانال مطالب افشین علا✳️
@afshinala
🔻✨خسته از سالوس✨🔻
بارالها، چتر رحمت بر سر یاران بگیر
در شب وحشت، سراغ از چشم بیداران بگیر
دشمن از هرسو کمر بر محو ایران بسته است
گرد و خاک کینه را از سینه ی یاران بگیر
قفل زندان بشکن و بازار رندان کن کساد
نعمت آزادی از دزدان و طراران بگیر
انقلاب انداخت بر کاخ جهان خواران، شکاف
خاکِ این اقلیم را نیز از زمین خواران بگیر
شاخ داعش را شکستیم، از خود اما غافلیم
شاخ از این اشرار بشکن، نیش از این ماران بگیر
آفت نسل جوان شد سیل آقازاده ها
از ملخ ها، انتقام خیل بیکاران بگیر
خانه ها چون قوطی کبریت شد، خشمی گران
زآتش گوگرد این غم بر ستمکاران بگیر
جور خس راه نفس را بر گیاهان بسته است
وسعت روییدن گل را از این خاران بگیر
کیسه ی نوکیسه گان شد از چپ و از راست، پر
سرد کن بازار اینان، داد ِما زاران بگیر
خسته از سالوس و نیرنگیم، سرگردان و منگ
انتقام ما خماران را ز هشیاران بگیر
بغض، سنگین است یا رب قدرت فریاد ده
بر سرم، ای ابر رحمت، سایه شو باران بگیر
✍️ افشین علا
🗓 آبان ۱۳۹۶
⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
بارالها، چتر رحمت بر سر یاران بگیر
در شب وحشت، سراغ از چشم بیداران بگیر
دشمن از هرسو کمر بر محو ایران بسته است
گرد و خاک کینه را از سینه ی یاران بگیر
قفل زندان بشکن و بازار رندان کن کساد
نعمت آزادی از دزدان و طراران بگیر
انقلاب انداخت بر کاخ جهان خواران، شکاف
خاکِ این اقلیم را نیز از زمین خواران بگیر
شاخ داعش را شکستیم، از خود اما غافلیم
شاخ از این اشرار بشکن، نیش از این ماران بگیر
آفت نسل جوان شد سیل آقازاده ها
از ملخ ها، انتقام خیل بیکاران بگیر
خانه ها چون قوطی کبریت شد، خشمی گران
زآتش گوگرد این غم بر ستمکاران بگیر
جور خس راه نفس را بر گیاهان بسته است
وسعت روییدن گل را از این خاران بگیر
کیسه ی نوکیسه گان شد از چپ و از راست، پر
سرد کن بازار اینان، داد ِما زاران بگیر
خسته از سالوس و نیرنگیم، سرگردان و منگ
انتقام ما خماران را ز هشیاران بگیر
بغض، سنگین است یا رب قدرت فریاد ده
بر سرم، ای ابر رحمت، سایه شو باران بگیر
✍️ افشین علا
🗓 آبان ۱۳۹۶
⬇️⚡️⚡️⬇️
@afshinala
⭐️"جلال الدین محمد بلخی"به جای"ملای رومی"⭐️
✅به مناسبت روز جهانی مولانا با دانشجویان ادب دوست دانشکده ی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی نشست خوبی داشتم. بیشتر حول محور "طبیب" حقیقی بودن بزرگان ادب فارسی به ویژه مولانا سخن گفتم و ضمن معرفی کتاب "سیری در گلزار مثنوی" زنده یاد بانو مهدیه ی الهی قمشه ای، به تأثیرات شگفت "تمثیل و روایت" در فرازمانی و فرامکانی شدن مثنوی معنوی اشاره کردم.
✅اشاره ای نیز به استقبال مخاطبان بی شمار مولانا در مغرب زمین داشتم. مخاطبانی که او را بیشتر با نام "رومی" می شناسند. از طرفی واقع شدن مزار او در "قونیه" که به اقلیم تاریخی غرب نزدیک است، به این باور غلط نزد برخی مخاطبان عام دامن زده است که خاستگاه آن شاعر و حکیم بی بدیل "روم" قدیم یا مغرب زمین است. اگر هم این باور عمومیت نداشته باشد، بسیارند مخاطبانی که مولانا را متعلق به ترکیه می دانند، نه ایران!
✅این گفته ها مورد توجه خاص دانشجویان و استادان حاضر قرار گرفت و به پیشنهاد قابل تقدیر یکی از استادان خلاق حاضر جناب آقای دکتر کدخدازاده منجر شد.
✅آقای کدخدازاده از دانشجویان حاضر خواستند حرکتی را در عرصه ی جهانی مبنی بر تبلیغ نام مولانا "جلال الدین محمد بلخی" به جای رومی آغاز کنند. من نیز ضمن استقبال از این پیشنهاد مسئولانه، از همه ی شاعران، صاحب نظران، استادان و نهادهای فرهنگی و هنری دعوت می کنم به فکر کمپین بزرگی باشند برای جایگزین کردن "بلخی" به جای "رومی".
✅درست است که بلخ در جغرافیای امروز ایران قرار نمی گیرد. اما اصالت و خاستگاه ایرانی آن همانند بسیاری دیگر از شهرهای تاریخی جدا شده از نقشه ی کنونی کشورمان، بر کسی پوشیده نیست. از این استدلال هم که بگذریم، بار مفهومی بلخی به مراتب برازنده تر از رومی است و ترویج این نام به ویژه در فضاهای هنری و فرهنگی بین المللی، از حقیقتی بزرگ که چه بسا عامدانه پنهان مانده باشد، پرده برمی دارد.
✍🏻 افشین علا
🗓 مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/BDn3G
✅به مناسبت روز جهانی مولانا با دانشجویان ادب دوست دانشکده ی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی نشست خوبی داشتم. بیشتر حول محور "طبیب" حقیقی بودن بزرگان ادب فارسی به ویژه مولانا سخن گفتم و ضمن معرفی کتاب "سیری در گلزار مثنوی" زنده یاد بانو مهدیه ی الهی قمشه ای، به تأثیرات شگفت "تمثیل و روایت" در فرازمانی و فرامکانی شدن مثنوی معنوی اشاره کردم.
✅اشاره ای نیز به استقبال مخاطبان بی شمار مولانا در مغرب زمین داشتم. مخاطبانی که او را بیشتر با نام "رومی" می شناسند. از طرفی واقع شدن مزار او در "قونیه" که به اقلیم تاریخی غرب نزدیک است، به این باور غلط نزد برخی مخاطبان عام دامن زده است که خاستگاه آن شاعر و حکیم بی بدیل "روم" قدیم یا مغرب زمین است. اگر هم این باور عمومیت نداشته باشد، بسیارند مخاطبانی که مولانا را متعلق به ترکیه می دانند، نه ایران!
✅این گفته ها مورد توجه خاص دانشجویان و استادان حاضر قرار گرفت و به پیشنهاد قابل تقدیر یکی از استادان خلاق حاضر جناب آقای دکتر کدخدازاده منجر شد.
✅آقای کدخدازاده از دانشجویان حاضر خواستند حرکتی را در عرصه ی جهانی مبنی بر تبلیغ نام مولانا "جلال الدین محمد بلخی" به جای رومی آغاز کنند. من نیز ضمن استقبال از این پیشنهاد مسئولانه، از همه ی شاعران، صاحب نظران، استادان و نهادهای فرهنگی و هنری دعوت می کنم به فکر کمپین بزرگی باشند برای جایگزین کردن "بلخی" به جای "رومی".
✅درست است که بلخ در جغرافیای امروز ایران قرار نمی گیرد. اما اصالت و خاستگاه ایرانی آن همانند بسیاری دیگر از شهرهای تاریخی جدا شده از نقشه ی کنونی کشورمان، بر کسی پوشیده نیست. از این استدلال هم که بگذریم، بار مفهومی بلخی به مراتب برازنده تر از رومی است و ترویج این نام به ویژه در فضاهای هنری و فرهنگی بین المللی، از حقیقتی بزرگ که چه بسا عامدانه پنهان مانده باشد، پرده برمی دارد.
✍🏻 افشین علا
🗓 مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/BDn3G
🔶من خاك بودم!🔶
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمره "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمره "قالوا بلی" گنجاند
با بنده اش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بی مقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنی ام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش هم رکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چون که افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه می پرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
می شد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چه شد "آدم" حسابم کرد؟!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
♦️به مسئولان♦️
دل به خاکدان بستن ترک آسمان کردن
ظلم را سبک دیدن بار خود گران کردن
روی فرش ابریشم راه عرش پیمودن
بر زمین غصبی سر سوی آسمان کردن
درپی زر ومنصب این دوروز دنیارا
ازخدا نترسیدن مدح این وآن کردن
خواندن جوانان بر هتک حرمت پیران
یابه حکم پیران، خون دردل جوان کردن
امتیازها آسان بر رفوزه بخشیدن
گرچه پاکبازان را سخت، امتحان کردن
لقمه های نامشروع درگلو فروبردن
چون حرامیان برخلق، قصد مال وجان کردن
خود به عیش ومردم را ازعذاب ترساندن
درعیان زدین گفتن فسق درنهان کردن
فکرجیب خودبودن برگرانی افزودن
دم به دم ضعیفان را زار وناتوان کردن
اغتنام فرصت ها غارت غنیمت ها
اکتساب چندین شغل ظلم توأمان کردن
ناقدان لایق را باسکوت دق دادن
ناصحان مشفق را زخمی زبان کردن
هم به کام نادانان شهد وهم نوشاندن
هم به جام دانایان زهر شوکران کردن
صبر وتاب مردم را بیکرانه دانستن
خون خلق راخوردن ظلم بیکران کردن
بس کنید مسئولان! تابه کی دراین بازار
روغن ریاکاری رونق دکان کردن؟
هم دراین جهان ننگ است هم درآن جهان، رسوا
نام آن جهان بردن کاراین جهان کردن!
✍🏻افشین علا
🗓مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
دل به خاکدان بستن ترک آسمان کردن
ظلم را سبک دیدن بار خود گران کردن
روی فرش ابریشم راه عرش پیمودن
بر زمین غصبی سر سوی آسمان کردن
درپی زر ومنصب این دوروز دنیارا
ازخدا نترسیدن مدح این وآن کردن
خواندن جوانان بر هتک حرمت پیران
یابه حکم پیران، خون دردل جوان کردن
امتیازها آسان بر رفوزه بخشیدن
گرچه پاکبازان را سخت، امتحان کردن
لقمه های نامشروع درگلو فروبردن
چون حرامیان برخلق، قصد مال وجان کردن
خود به عیش ومردم را ازعذاب ترساندن
درعیان زدین گفتن فسق درنهان کردن
فکرجیب خودبودن برگرانی افزودن
دم به دم ضعیفان را زار وناتوان کردن
اغتنام فرصت ها غارت غنیمت ها
اکتساب چندین شغل ظلم توأمان کردن
ناقدان لایق را باسکوت دق دادن
ناصحان مشفق را زخمی زبان کردن
هم به کام نادانان شهد وهم نوشاندن
هم به جام دانایان زهر شوکران کردن
صبر وتاب مردم را بیکرانه دانستن
خون خلق راخوردن ظلم بیکران کردن
بس کنید مسئولان! تابه کی دراین بازار
روغن ریاکاری رونق دکان کردن؟
هم دراین جهان ننگ است هم درآن جهان، رسوا
نام آن جهان بردن کاراین جهان کردن!
✍🏻افشین علا
🗓مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🍃 دشت ناز 🍃
وقتی در آسمان دل انگیز دشت ناز
می بینی از درون هواپیما:
آهسته یک قطار
بر مارپیچ ریل، به آوای دلنواز
از لا به لای برکه و شالیزار
از باغ پرتقال
رد می شود
دیگر چرا ملال
از رنج بی نهایت این روز و روزگار؟
بگذار بگذرد...
✍ افشین علا ، ساری، دشت ناز
🗓 خرداد ۹۷
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
وقتی در آسمان دل انگیز دشت ناز
می بینی از درون هواپیما:
آهسته یک قطار
بر مارپیچ ریل، به آوای دلنواز
از لا به لای برکه و شالیزار
از باغ پرتقال
رد می شود
دیگر چرا ملال
از رنج بی نهایت این روز و روزگار؟
بگذار بگذرد...
✍ افشین علا ، ساری، دشت ناز
🗓 خرداد ۹۷
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🌱به همسرم🌱
✨کنج امن✨
اگر خسته ام یا دلی تنگ دارم
اگر با خودم هم سر جنگ دارم
اگر زخم ها خوردم از نارفیقان
که از شرح و تفصیل آن ننگ دارم
خراش و ترک های بسیار بر دل
اگر مثل آئینه از سنگ دارم
اگر از چپ و راست بر شانه، زخمی
ز شمشیر تزویر و نیرنگ دارم
بریدند اگر نانم، اما به سیلی
هنوز اندکی بر رخم رنگ دارم...
به فضل الهی است، چون کنج امنی
به زیبایی نقش ارژنگ دارم
که یاری برازنده از نسل پاکان
زنی با غرورم هم آهنگ دارم
زنی چشم و دل سیر و افتاده، اما
مزین به آئین و فرهنگ دارم
از او زیر این سقف، باغی پر از گل
فراتر ز هکتار و فرسنگ دارم
جهان در کنارش چنان است روشن
که جام جم انگار در چنگ دارم
عنایات سنگین دلان را نجویم
که در خانه گنجی گران سنگ دارم
✍🏻افشین علا
🗓مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
✨کنج امن✨
اگر خسته ام یا دلی تنگ دارم
اگر با خودم هم سر جنگ دارم
اگر زخم ها خوردم از نارفیقان
که از شرح و تفصیل آن ننگ دارم
خراش و ترک های بسیار بر دل
اگر مثل آئینه از سنگ دارم
اگر از چپ و راست بر شانه، زخمی
ز شمشیر تزویر و نیرنگ دارم
بریدند اگر نانم، اما به سیلی
هنوز اندکی بر رخم رنگ دارم...
به فضل الهی است، چون کنج امنی
به زیبایی نقش ارژنگ دارم
که یاری برازنده از نسل پاکان
زنی با غرورم هم آهنگ دارم
زنی چشم و دل سیر و افتاده، اما
مزین به آئین و فرهنگ دارم
از او زیر این سقف، باغی پر از گل
فراتر ز هکتار و فرسنگ دارم
جهان در کنارش چنان است روشن
که جام جم انگار در چنگ دارم
عنایات سنگین دلان را نجویم
که در خانه گنجی گران سنگ دارم
✍🏻افشین علا
🗓مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
👧🏽👶🏻به مناسبت روز کودک👦🏻🧒🏼
☀️بچه ها سلام☀️
بچه ها سلام، وقت تان به خیر
حال و روزگارتان که خرم است؟
مثل من خدانکرده نیستید
خنده تان زیاد، غصه تان کم است
حال من هم ای، اگرچه خوب نیست
شاد می شوم من از صدایتان
با همین دل گرفته، باز هم
شعر تازه گفته ام برایتان
بچه ها شما که باصفاترید
از تمام چشمه های پشت کوه
گریه هایتان چقدر بی دریغ
خنده هایتان چقدر باشکوه
بچه ها شما که مثل آفتاب
باصفا و مهربان و روشنید
مثل ساقه های نازک برنج
رقص می کنید و موج می زنید
بچه ها شما که خوابتان پر است
از خیال های خوب رنگ رنگ
مثل قهرهای کودکانه، پاک
مثل لحظه های آشتی، قشنگ...
هر کدام تان که مهربان ترید
از صمیم دل، مرا صدا کنید
اسم من که یادتان نرفته است؟
بچه ها برای من دعا کنید...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/TPsou
☀️بچه ها سلام☀️
بچه ها سلام، وقت تان به خیر
حال و روزگارتان که خرم است؟
مثل من خدانکرده نیستید
خنده تان زیاد، غصه تان کم است
حال من هم ای، اگرچه خوب نیست
شاد می شوم من از صدایتان
با همین دل گرفته، باز هم
شعر تازه گفته ام برایتان
بچه ها شما که باصفاترید
از تمام چشمه های پشت کوه
گریه هایتان چقدر بی دریغ
خنده هایتان چقدر باشکوه
بچه ها شما که مثل آفتاب
باصفا و مهربان و روشنید
مثل ساقه های نازک برنج
رقص می کنید و موج می زنید
بچه ها شما که خوابتان پر است
از خیال های خوب رنگ رنگ
مثل قهرهای کودکانه، پاک
مثل لحظه های آشتی، قشنگ...
هر کدام تان که مهربان ترید
از صمیم دل، مرا صدا کنید
اسم من که یادتان نرفته است؟
بچه ها برای من دعا کنید...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/TPsou
🔷زلزال عدل 🔷
کنج غار عزلت خود یار می خواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار می خواهم که نیست
تا که داد خویش را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار می خواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمی آید به شهر
در بیابان، دولت بیدار می خواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بسته اند
نقش این آیینه بی زنگار می خواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمی خواهم که هست
در مصایب، محرم اسرار می خواهم که نیست
کم ترند از هسته ی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار می خواهم که نیست
رحم در بین خودی آن سان که قرآن گفته است
چون اشداء علی الکفار می خواهم که نیست
خسته از تاراج بیت المال با زلزال عدل
کاخ ها بر خاک ها آوار می خواهم که نیست
هرکه قدرت یافت از فرزانگان حرمت شکست
بین اشرار و حرم، دیوار می خواهم که نیست
زان که دستش می رسد، همت به قدر سوزنی
تا که از پایی برآرد خار می خواهم که نیست
رو نهم تا از خیابان های پرتزویر شهر
سوی صحرا، مرکبی رهوار می خواهم که نیست
روزه دارم سفره ی رنگین نمی خواهم ولی
ربنای دلکش افطار می خواهم که نیست
✍🏻افشین علا
🗓 مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
کنج غار عزلت خود یار می خواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار می خواهم که نیست
تا که داد خویش را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار می خواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمی آید به شهر
در بیابان، دولت بیدار می خواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بسته اند
نقش این آیینه بی زنگار می خواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمی خواهم که هست
در مصایب، محرم اسرار می خواهم که نیست
کم ترند از هسته ی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار می خواهم که نیست
رحم در بین خودی آن سان که قرآن گفته است
چون اشداء علی الکفار می خواهم که نیست
خسته از تاراج بیت المال با زلزال عدل
کاخ ها بر خاک ها آوار می خواهم که نیست
هرکه قدرت یافت از فرزانگان حرمت شکست
بین اشرار و حرم، دیوار می خواهم که نیست
زان که دستش می رسد، همت به قدر سوزنی
تا که از پایی برآرد خار می خواهم که نیست
رو نهم تا از خیابان های پرتزویر شهر
سوی صحرا، مرکبی رهوار می خواهم که نیست
روزه دارم سفره ی رنگین نمی خواهم ولی
ربنای دلکش افطار می خواهم که نیست
✍🏻افشین علا
🗓 مهر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔶شعر را صيقل بزن! 🔶
مثل حافظ باش، عالم را به خونریزی مگیر
هفت اقلیم جهان جز با دل انگیزی مگیر
با غزل خو کن، بهاری باش و در فصل خزان
از به خاک افتادن گل خُلق پاییزی مگیر
قتل عام برگ های سرخ در چنگال باد
چون که دیدی اندک اندک طبع چنگیزی مگیر
نرم خویی با ضعیفان کن ولی با ظالمان
شعر را صیقل بزن، از تیغ آن تیزی مگیر
از نخی جز ریسمان عرش، آویزان مشو
در بدل کاران نشانی از دلاویزی مگیر
آدمی فانی است، باقی در جهان تنها خداست
در پی آدم نباش و از عدم چیزی مگیر
طبع نازک را مرنجان در گران جانان مپیچ
با ستم کاران درشتی کن، هم آمیزی مگیر
دم ز شعر حافظ شیراز بی قرآن مزن
هم سراغ مولوی بی شمس تبریزی مگیر
✍🏻 افشین علا
🗓۲۰/مهر/۹۷-نور
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/k5hfD
مثل حافظ باش، عالم را به خونریزی مگیر
هفت اقلیم جهان جز با دل انگیزی مگیر
با غزل خو کن، بهاری باش و در فصل خزان
از به خاک افتادن گل خُلق پاییزی مگیر
قتل عام برگ های سرخ در چنگال باد
چون که دیدی اندک اندک طبع چنگیزی مگیر
نرم خویی با ضعیفان کن ولی با ظالمان
شعر را صیقل بزن، از تیغ آن تیزی مگیر
از نخی جز ریسمان عرش، آویزان مشو
در بدل کاران نشانی از دلاویزی مگیر
آدمی فانی است، باقی در جهان تنها خداست
در پی آدم نباش و از عدم چیزی مگیر
طبع نازک را مرنجان در گران جانان مپیچ
با ستم کاران درشتی کن، هم آمیزی مگیر
دم ز شعر حافظ شیراز بی قرآن مزن
هم سراغ مولوی بی شمس تبریزی مگیر
✍🏻 افشین علا
🗓۲۰/مهر/۹۷-نور
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/k5hfD
💵پول کثیف💵
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزون خواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذری است که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسه ی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ارگان و ادارات
صد وعده ی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیه ای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزه ی ترتیب اثر داد
خود با ژن مرغوب درآمیخت به میلیارد
صنار به اکراه به اصحاب هنر داد
این قدر مگو پول هدر رفت چه پولی؟
این پول کثیف است که ما را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
🗓مهر۹۷
📍نور
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزون خواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذری است که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسه ی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ارگان و ادارات
صد وعده ی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیه ای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزه ی ترتیب اثر داد
خود با ژن مرغوب درآمیخت به میلیارد
صنار به اکراه به اصحاب هنر داد
این قدر مگو پول هدر رفت چه پولی؟
این پول کثیف است که ما را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
🗓مهر۹۷
📍نور
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روضه(ليلى اى دخـتر سه سـاله ى من )
عـزادارى شب شهادت حضرت رقيه(س)
هـيأت راية العباس-رزمنـدگان شميرانات
با مداحى حاج محمودكريمى
سرودهی افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
عـزادارى شب شهادت حضرت رقيه(س)
هـيأت راية العباس-رزمنـدگان شميرانات
با مداحى حاج محمودكريمى
سرودهی افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
⚡️قم اللیل الا قلیلا ⚡️
برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمی دارد
هستی، نقاب از چهره جز در پاره ای از شب
می آید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقاره ای از شب
وقتی که شب ها سینه ی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهواره ای از شب
مستان، سر و سامان نمی جویند در این بزم
هر سو می آید ناله ی آواره ای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خاره ای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه می خواهی
زیرا که می جویم به آهی، چاره ای از شب
✍️ افشین علا، دی 96
✨ @afshinala✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼
برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمی دارد
هستی، نقاب از چهره جز در پاره ای از شب
می آید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقاره ای از شب
وقتی که شب ها سینه ی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهواره ای از شب
مستان، سر و سامان نمی جویند در این بزم
هر سو می آید ناله ی آواره ای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خاره ای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه می خواهی
زیرا که می جویم به آهی، چاره ای از شب
✍️ افشین علا، دی 96
✨ @afshinala✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼
⚠️آدم کسی نباش! ⚠️
خوب من! به جز خدا همدم کسی نباش
بی خبر ولی دمی از غم کسی نباش
قدر و قیمت تو هست از شماره بیشتر
محو ثروت زیاد یا کم کسی نباش
هر کسی که با تو گفت: عمر و هستی منی
ذره ای یقین نکن، عالَم کسی نباش
چون دم مسیح باش، دم بدم نفس ببخش
یک نفس ولی ملول از دم کسی نباش
شاد باش و شاد کن، سرخوشی زیاد کن
سور و سات جشن شو، ماتم کسی نباش
سرخمیدگان اگر یافتند نام و نان
خوش به حال شان! ولی در خم کسی نباش
هر چه گفته ام بدان معنی اش غرور نیست
خاک پای خلق باش، آدم کسی نباش!
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
خوب من! به جز خدا همدم کسی نباش
بی خبر ولی دمی از غم کسی نباش
قدر و قیمت تو هست از شماره بیشتر
محو ثروت زیاد یا کم کسی نباش
هر کسی که با تو گفت: عمر و هستی منی
ذره ای یقین نکن، عالَم کسی نباش
چون دم مسیح باش، دم بدم نفس ببخش
یک نفس ولی ملول از دم کسی نباش
شاد باش و شاد کن، سرخوشی زیاد کن
سور و سات جشن شو، ماتم کسی نباش
سرخمیدگان اگر یافتند نام و نان
خوش به حال شان! ولی در خم کسی نباش
هر چه گفته ام بدان معنی اش غرور نیست
خاک پای خلق باش، آدم کسی نباش!
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
@afshinala