چند روز پيش، زماني كه داشتم اين شعر را در كانال مي گذاشتم، هرگز گمان نمي كردم كه همزمان، ابوالفضل زرويي عزيز در احمدآباد مستوفي از سراي فاني بار سفر بسته باشد!
اكنون آن را دوباره به اشتراك مي گذارم و اين بار به روح بلندش تقديم مي كنم. چراكه به راستي وصف حال اوست...
🔸🔶بر چهره ی وقار🔶🔸
ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده ای
در کنج خویش، گوشه ی عزلت گزیده ای
گاه ایستاده ایم چو شمعی میان جمع
گاهی فتاده ایم چو اشک چکیده ای
دوران چو ما ندیده و ما را نشانده است
با مردمان تازه به دوران رسیده ای
در قد و در قواره ی ما نیست مدعی
با قامت ز بار تعلق، خمیده ای
ما را چه حاجت است به این نور چشمیان؟
وقتی ادب ندیده چو ما نور دیده ای
سرخی اگرچه رفته ز رخسار، مانده ایم
بر چهره ی وقار، چو خون دویده ای
ای روزگار حرمت ما را نگاه دار
زیرا تو نیز گرمی و سردی چشیده ای
فردا که قدر ما بشناسی چه مانده است
از ما به جز غریب به گور آرمیده ای؟
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
http://b2n.ir/48376
اكنون آن را دوباره به اشتراك مي گذارم و اين بار به روح بلندش تقديم مي كنم. چراكه به راستي وصف حال اوست...
🔸🔶بر چهره ی وقار🔶🔸
ما کیستیم؟ خیل ملامت کشیده ای
در کنج خویش، گوشه ی عزلت گزیده ای
گاه ایستاده ایم چو شمعی میان جمع
گاهی فتاده ایم چو اشک چکیده ای
دوران چو ما ندیده و ما را نشانده است
با مردمان تازه به دوران رسیده ای
در قد و در قواره ی ما نیست مدعی
با قامت ز بار تعلق، خمیده ای
ما را چه حاجت است به این نور چشمیان؟
وقتی ادب ندیده چو ما نور دیده ای
سرخی اگرچه رفته ز رخسار، مانده ایم
بر چهره ی وقار، چو خون دویده ای
ای روزگار حرمت ما را نگاه دار
زیرا تو نیز گرمی و سردی چشیده ای
فردا که قدر ما بشناسی چه مانده است
از ما به جز غریب به گور آرمیده ای؟
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
http://b2n.ir/48376
کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری مرکز همزمان با روز جهانی حقوق بشر برگزار میکند:
بزرگداشتِ هفتادمین سالگرد تصویب اعلامیۀ جهانی حقوق بشر
با شعار
«تفاوتها را جشن بگیریم»!
با سخنرانی:
دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی)
دکتر سیدمحمد قاری سیدفاطمی (استاد حقوق بشر)
دکتر سعید مدنی (استاد جامعه شناسی و جرمشناسی)
همراه با
سخنرانی جناب اقای دکتر عیسی امینی(ریاست هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز)
و
شعر خوانی اقای افشین علا
و
گزارش کمیته پایش کمیسیون حقوق بشر
زمان: یکشنبه 18/09/1397 ساعت 15 تا 18
مکان: میدان آرژانتین، خیابان زاگرس، پلاک 3، کانون وکلای دادگستری مرکز، سالن جلالی نائینی.
حضور برای همه آزاد است.
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
بزرگداشتِ هفتادمین سالگرد تصویب اعلامیۀ جهانی حقوق بشر
با شعار
«تفاوتها را جشن بگیریم»!
با سخنرانی:
دکتر حاتم قادری (استاد علوم سیاسی)
دکتر سیدمحمد قاری سیدفاطمی (استاد حقوق بشر)
دکتر سعید مدنی (استاد جامعه شناسی و جرمشناسی)
همراه با
سخنرانی جناب اقای دکتر عیسی امینی(ریاست هیات مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز)
و
شعر خوانی اقای افشین علا
و
گزارش کمیته پایش کمیسیون حقوق بشر
زمان: یکشنبه 18/09/1397 ساعت 15 تا 18
مکان: میدان آرژانتین، خیابان زاگرس، پلاک 3، کانون وکلای دادگستری مرکز، سالن جلالی نائینی.
حضور برای همه آزاد است.
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔷جسدهای گریزان از هم🔷
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم
خفته در گور خود و کنده دل و جان از هم
جز در آغوش هم آرام نداریم، اما
می گریزیم به تاریکی زندان از هم
مستی و شور نزاید که به خون آغشته ست
لقمه نانی که ربودیم به دندان از هم
هر طرف باده مهیاست ولی از سر زهد
خو گرفتیم به نوشیدن پنهان از هم
می گریزیم به بن بست به هنگام عبور
تا نبینیم نشانی به خیابان از هم
تا که از آتش آهی نشود دستی گرم
بخل ورزیم نفس را به زمستان از هم
مگرش کارگه حشر ببافد از نو
تار و پودی که جدا گشته بدینسان از هم
این چه شهر است؟ صف آهن و سیمان و لحد
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم
خفته در گور خود و کنده دل و جان از هم
جز در آغوش هم آرام نداریم، اما
می گریزیم به تاریکی زندان از هم
مستی و شور نزاید که به خون آغشته ست
لقمه نانی که ربودیم به دندان از هم
هر طرف باده مهیاست ولی از سر زهد
خو گرفتیم به نوشیدن پنهان از هم
می گریزیم به بن بست به هنگام عبور
تا نبینیم نشانی به خیابان از هم
تا که از آتش آهی نشود دستی گرم
بخل ورزیم نفس را به زمستان از هم
مگرش کارگه حشر ببافد از نو
تار و پودی که جدا گشته بدینسان از هم
این چه شهر است؟ صف آهن و سیمان و لحد
ما که هستیم؟ جسدهای گریزان از هم...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔷تفاوت ها را جشن بگيريم🔷
گزارش تصويري از مراسم بزرگداشت هفتادمين سالگرد تصويب اطلاعيه ي حقوق بشر
كانون وكلاي تهران ١٨ آذر ٩٧
📸عكس ها از صالح نقره كار
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
گزارش تصويري از مراسم بزرگداشت هفتادمين سالگرد تصويب اطلاعيه ي حقوق بشر
كانون وكلاي تهران ١٨ آذر ٩٧
📸عكس ها از صالح نقره كار
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔸جِرم گیری🔸
مرد دندان ساز با قدّاره ای خون ريز
جِرم ها را می زدود از کام من با درد دندان سوز
در سرم با نعره های ارّه مانندش جنون می ریخت
لحظه ای هم رخصت فریاد اگر می داد
از دهانم چرک و خون می ریخت...
با خودم گفتم: دهانی این چنین چرکین
جُرم هایش با چه آبی شسته خواهد شد؟!
حفره ای از طعنه و نیش زبان لبریز
عاقبت پُر با چه خواهد شد؟
راستی این جان سنگین از تنم یک روز
با چه رنجی کنده خواهد شد؟...
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
مرد دندان ساز با قدّاره ای خون ريز
جِرم ها را می زدود از کام من با درد دندان سوز
در سرم با نعره های ارّه مانندش جنون می ریخت
لحظه ای هم رخصت فریاد اگر می داد
از دهانم چرک و خون می ریخت...
با خودم گفتم: دهانی این چنین چرکین
جُرم هایش با چه آبی شسته خواهد شد؟!
حفره ای از طعنه و نیش زبان لبریز
عاقبت پُر با چه خواهد شد؟
راستی این جان سنگین از تنم یک روز
با چه رنجی کنده خواهد شد؟...
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
✨همین چراغ که می سوزد...✨
همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن
همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن
همین که حاصل عمری شعر، آپارتمان نود متری
همیشه عطر زنی دارد، و بوی پونه و آویشن
همین اتاق پذیرایی همین که جای نشیمن نیز
ببین چه حوصله ای دارد برای این همه حتی من
همین چراغ که می سوزد همین اجاق که روز و شب
اگر نه بوقلمون اما به شوق اشکنه ای روشن
همین که سایه و سقفی هست برای دوری و نزدیکی
برای آمدن یک دوست برای رفتن یک دشمن
همین که منتظرم حتی برای آمدن قبضی
چه قبض گاز، چه قبض برق، چه قبض روح، چه قبض تن
همین تنازع دخل و خرج همین جدال زناشویی
همین که: "خسته شدیم از هم" همین دروغ: "طلاق اصلا!"
همین که دخترکی دارم شبیه سوژه نقاشی
گلی نشسته به دامانش هزار غنچه به پیراهن
همین که دست مرا گیرد در ازدحام خیابان ها
به ناگهان کشدم یک سو به شوق دیدن یک دامن
همین که: "خسته شدم دیگر مرا به خانه ببر بابا"
همین نیامده رفتن ها همین بهانه برگشتن
برای دلخوشی ام کافی ست برای شکر ولی بسیار
که باید این همه را فردا به جا گذاشتن و رفتن...
✍افشین علا، آبان92
↙️ کانال اشعار و مطالب افشین علا ↙️
⚡️@afshinala ⚡️
همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن
همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن
همین که حاصل عمری شعر، آپارتمان نود متری
همیشه عطر زنی دارد، و بوی پونه و آویشن
همین اتاق پذیرایی همین که جای نشیمن نیز
ببین چه حوصله ای دارد برای این همه حتی من
همین چراغ که می سوزد همین اجاق که روز و شب
اگر نه بوقلمون اما به شوق اشکنه ای روشن
همین که سایه و سقفی هست برای دوری و نزدیکی
برای آمدن یک دوست برای رفتن یک دشمن
همین که منتظرم حتی برای آمدن قبضی
چه قبض گاز، چه قبض برق، چه قبض روح، چه قبض تن
همین تنازع دخل و خرج همین جدال زناشویی
همین که: "خسته شدیم از هم" همین دروغ: "طلاق اصلا!"
همین که دخترکی دارم شبیه سوژه نقاشی
گلی نشسته به دامانش هزار غنچه به پیراهن
همین که دست مرا گیرد در ازدحام خیابان ها
به ناگهان کشدم یک سو به شوق دیدن یک دامن
همین که: "خسته شدم دیگر مرا به خانه ببر بابا"
همین نیامده رفتن ها همین بهانه برگشتن
برای دلخوشی ام کافی ست برای شکر ولی بسیار
که باید این همه را فردا به جا گذاشتن و رفتن...
✍افشین علا، آبان92
↙️ کانال اشعار و مطالب افشین علا ↙️
⚡️@afshinala ⚡️
🏴انا لله و انا الیه راجعون🏴
▪️"استاد منصور خورشیدی" شاعر نامدار مازندران پس از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری، خرقه ی خاکی تهی کرد و به افلاک پیوست.
▪️سال های متمادی، او و خانواده ی بافضیلتش در بهشهر تکیه گاه شاعران و هنرمندان صاحبدل بودند و کانون گرم و صمیمی شان، مأمن قلندران و پیش کسوتان شعر و هنر معاصر بود.
▪️آثار ارزشمندی که از آن عزیز به حق پیوسته به جا مانده است، گواه اشراف توأمان او بر ظرایف سرودن و لطایف انسان بودن در روزگار ماست.
▪️امروز سرتاسر اقلیم شعر معاصر، به خصوص مازندران زیبا و بهشهر شاعرپرور در فقدان آن نازنین مرد، سوگوار و سیه پوش شده اند.
▪️این ضایعه را به فرزندان داغدار، بستگان ارجمند و سایر دوستداران آن استاد فرزانه، به ویژه دوست و برادر شاعرم جناب حنیف خورشیدی که فرزندی شایسته، شاگردی وفادار و یاری غمخوار برای پدر بود تسلیت عرض می کنم.
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/Dt6ch
▪️"استاد منصور خورشیدی" شاعر نامدار مازندران پس از مدت ها دست و پنجه نرم کردن با بیماری، خرقه ی خاکی تهی کرد و به افلاک پیوست.
▪️سال های متمادی، او و خانواده ی بافضیلتش در بهشهر تکیه گاه شاعران و هنرمندان صاحبدل بودند و کانون گرم و صمیمی شان، مأمن قلندران و پیش کسوتان شعر و هنر معاصر بود.
▪️آثار ارزشمندی که از آن عزیز به حق پیوسته به جا مانده است، گواه اشراف توأمان او بر ظرایف سرودن و لطایف انسان بودن در روزگار ماست.
▪️امروز سرتاسر اقلیم شعر معاصر، به خصوص مازندران زیبا و بهشهر شاعرپرور در فقدان آن نازنین مرد، سوگوار و سیه پوش شده اند.
▪️این ضایعه را به فرزندان داغدار، بستگان ارجمند و سایر دوستداران آن استاد فرزانه، به ویژه دوست و برادر شاعرم جناب حنیف خورشیدی که فرزندی شایسته، شاگردی وفادار و یاری غمخوار برای پدر بود تسلیت عرض می کنم.
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/Dt6ch
Forwarded from كانال اشعار فريبا صفري نژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از مجموعه شعر" تقديم به با معرفتهاي عالم"
شاعر: ابوالفضل زرويي نصرآباد
با صداي شاعر
شاعر: ابوالفضل زرويي نصرآباد
با صداي شاعر
🏴به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س)🏴
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
میان چوب بست دست های زائران دارد
ضریحی سبز و حاصل خیز رشک طارم، این بانو
کویر از او گلستان است و می روید ز دامانش
هزاران باغ سیب و کشتزار گندم، این بانو
بسا شه دخت و شه بانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا می خواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو...
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
air.ir/9GW
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
میان چوب بست دست های زائران دارد
ضریحی سبز و حاصل خیز رشک طارم، این بانو
کویر از او گلستان است و می روید ز دامانش
هزاران باغ سیب و کشتزار گندم، این بانو
بسا شه دخت و شه بانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا می خواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو...
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
air.ir/9GW
🥀ماه احمدآباد🥀
ز هرکس که پرسی به هرکس که گویی
ندیده ست از یار من جز نکویی
به نامش قسم روضه بر غربت او
نه اغراق باشد نه بیهوده گویی
اجل تا کنون از میان رفیقان
نچیده ست ریحان بدین مشک بویی
سخندان و صاحبدلی عارف اما
نه با زهدورزي نه آشفته مويي
مقید به آئین، نه نان خوردن از دین
به عهد ریا محو آئینه خویی
شب احمدآباد را بعد از آن مه
نمانده ست برجا به جز کورسویی
بمیرم در این غم که در واپسین دم
طبیبش نیامد پی چاره جویی
دریغا ابوالفضل صاحب فضایل
دریغا زرویی دریغا زرویی...
✍🏻افشین علا
🗓آذر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/W3YnO
ز هرکس که پرسی به هرکس که گویی
ندیده ست از یار من جز نکویی
به نامش قسم روضه بر غربت او
نه اغراق باشد نه بیهوده گویی
اجل تا کنون از میان رفیقان
نچیده ست ریحان بدین مشک بویی
سخندان و صاحبدلی عارف اما
نه با زهدورزي نه آشفته مويي
مقید به آئین، نه نان خوردن از دین
به عهد ریا محو آئینه خویی
شب احمدآباد را بعد از آن مه
نمانده ست برجا به جز کورسویی
بمیرم در این غم که در واپسین دم
طبیبش نیامد پی چاره جویی
دریغا ابوالفضل صاحب فضایل
دریغا زرویی دریغا زرویی...
✍🏻افشین علا
🗓آذر97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
yon.ir/W3YnO
🔻فاجعه در گمرک!🔻
مجلس ما دچار غیرت شد
باز در صحن آن قیامت شد
گفتم "آیا چه اتفاق افتاد؟
بمب ترکید یا جنایت شد؟
داعش آیا دوباره خونی ریخت؟
یا که از ملک، هتک حرمت شد؟
در نهادی مگر زبانم لال
جیب ملت دوباره غارت شد؟
باز هم کودکی در آتش سوخت؟
یا زنی طعمه ی شرارت شد؟
یا به اندک حقوق کارگران
باز در گوشه ای خیانت شد؟
در خیابان مگر به دست فروش
باز هم حمله و جسارت شد؟"
گفت "این حرف ها که چیزی نیست!
ظلم شد، جور بی نهایت شد
فسقی این بار اتفاق افتاد
که از آن خون به قلب امت شد!
مگر ای بی خبر نمی دانی
چه زیانی نصیب ملت شد؟!"
گفتمش "زودتر بگو چه شده ست؟
که ز کف، صبر رفت و طاقت شد!"
ناله ای کرد و گفت "در گمرک
به نماینده ای اهانت شد!"
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
مجلس ما دچار غیرت شد
باز در صحن آن قیامت شد
گفتم "آیا چه اتفاق افتاد؟
بمب ترکید یا جنایت شد؟
داعش آیا دوباره خونی ریخت؟
یا که از ملک، هتک حرمت شد؟
در نهادی مگر زبانم لال
جیب ملت دوباره غارت شد؟
باز هم کودکی در آتش سوخت؟
یا زنی طعمه ی شرارت شد؟
یا به اندک حقوق کارگران
باز در گوشه ای خیانت شد؟
در خیابان مگر به دست فروش
باز هم حمله و جسارت شد؟"
گفت "این حرف ها که چیزی نیست!
ظلم شد، جور بی نهایت شد
فسقی این بار اتفاق افتاد
که از آن خون به قلب امت شد!
مگر ای بی خبر نمی دانی
چه زیانی نصیب ملت شد؟!"
گفتمش "زودتر بگو چه شده ست؟
که ز کف، صبر رفت و طاقت شد!"
ناله ای کرد و گفت "در گمرک
به نماینده ای اهانت شد!"
✍🏻افشین علا
🗓آذر 97
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
Forwarded from افشين علا
✨ با تو ایام رود چون شب تابستان زود
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند ✨
⚡️ @afshinala ⚡️
🍂 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🍂
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند ✨
⚡️ @afshinala ⚡️
🍂 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🍂
🔶🔸قصه کوتاه کن...🔸🔶
دیده در حسرت آن قامت زیبای بلند
نقره افشان شده چون ماه به شب های بلند
با تو ایام رود چون شب تابستان زود
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند
گرچه از چشم تو افتاده ام از من مگریز
به مدد خیز که افتاده ام از جای بلند
سرم از ابر چه کم داشت؟ که بر شانه خویش
نپذیرفتی اش ای کوه شکیبای بلند؟
دلم از عربده جویی به وصالت نرسید
نشود خام، خریدار ز غوغای بلند
گرهی از سر زلف تو گشودن؟ هیهات!
دست کوتاه من و حل معمای بلند؟
نشود رام تو این قله به اصرار ای دل
قصه کوتاه کن از آن قد و بالای بلند...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
دیده در حسرت آن قامت زیبای بلند
نقره افشان شده چون ماه به شب های بلند
با تو ایام رود چون شب تابستان زود
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند
گرچه از چشم تو افتاده ام از من مگریز
به مدد خیز که افتاده ام از جای بلند
سرم از ابر چه کم داشت؟ که بر شانه خویش
نپذیرفتی اش ای کوه شکیبای بلند؟
دلم از عربده جویی به وصالت نرسید
نشود خام، خریدار ز غوغای بلند
گرهی از سر زلف تو گشودن؟ هیهات!
دست کوتاه من و حل معمای بلند؟
نشود رام تو این قله به اصرار ای دل
قصه کوتاه کن از آن قد و بالای بلند...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🥀بای ذنب قتلت🥀
گرچه آن بی گناه دخترکان
پرکشیدند و چون فرشته شدند
من ولی با دریغ می پرسم:
به کدامین گناه کشته شدند؟...
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
گرچه آن بی گناه دخترکان
پرکشیدند و چون فرشته شدند
من ولی با دریغ می پرسم:
به کدامین گناه کشته شدند؟...
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔻چهل سالگی ۱🔻
🔹 موریانه ها 🔹
ای درخت استوار
با تو موریانه ها چه کرده اند؟
موذیانه از هزار سو
در تن تو رخنه کرده اند
هرچه بیشتر
لانه در تنت درست می کنند
رفته رفته پایه های محکم تو را
سست می کنند
شیره ی تو را اگر که می جوند
ریشه ی تو را هدف گرفته اند
روی خون لاله ها اگر که راست راست
راه می روند
در کمین غنچه های نوشکفته اند
دشمن از برون
با تبر حریف قامتت نشد
موریانه ها ولی
از درون
سرنگونی تو را نشانه رفته اند...
✍🏻افشین علا
🗓زمستان ۹۷
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
✨🆔 @afshinala ✨
🔹 موریانه ها 🔹
ای درخت استوار
با تو موریانه ها چه کرده اند؟
موذیانه از هزار سو
در تن تو رخنه کرده اند
هرچه بیشتر
لانه در تنت درست می کنند
رفته رفته پایه های محکم تو را
سست می کنند
شیره ی تو را اگر که می جوند
ریشه ی تو را هدف گرفته اند
روی خون لاله ها اگر که راست راست
راه می روند
در کمین غنچه های نوشکفته اند
دشمن از برون
با تبر حریف قامتت نشد
موریانه ها ولی
از درون
سرنگونی تو را نشانه رفته اند...
✍🏻افشین علا
🗓زمستان ۹۷
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
✨🆔 @afshinala ✨
Forwarded from 🔅رسانهحنيفخورشيدي🔅
🅾 #همه_دعوتید
به آیین سوگ و یادبود #منصور_خورشیدی
🔰شاعر عارف ، مهربان با آینه ها و پرنده ها و شکل های تو در تو
🔰دعوتید به #میهمانی_خورشید
به آیین سوگ و یادبود #منصور_خورشیدی
🔰شاعر عارف ، مهربان با آینه ها و پرنده ها و شکل های تو در تو
🔰دعوتید به #میهمانی_خورشید
🔆براي ميلاد مسيح (ع)🔆
ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم
ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم
چارده قرن است
در زیارت نامه ی پیغمبر خاتم
از تو می گوییم
از تو و نوح و خلیل و حضرت آدم
ما فقط در ابتدای سال
یاد میلادت نمی افتیم
چارده قرن است در خوشحالی و ماتم
از تو با تقویم ها گفتیم
مهربانی شد به نامت در طریق ما
پاک دامانی به نام مادرت مریم
اینک اما داعیان کاذب انجیل
دشمنت را دوست تر دارند
از مسلمانان
از صفای زائران مروه و زمزم
بر صلیبی گیرمت کشتند بدنامان اسرائیل
این زمان آیا هوادار توأند آنان
یا جوانان مسیحادم
غرق خون در غزه و لبنان؟
این شهیدان جمله قابیلند یا هابیل؟
راستی ای زادگاهت سرزمینی دلکش و خرم
ملک زیتون را کدامین قوم کرد آکنده از باروت؟
غاصبان قدس یا ایران؟
ما یهوداییم یا یحیی؟
رهروانت در تل آویوند یا بیروت؟
خود بگو موسای صدر ما شبیه توست
یا نتانیاهو و بن سلمان؟!
✍🏻افشین علا
🗓دی 97
🎊کریسمس
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
http://ytre.ir/eCm
ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم
ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم
چارده قرن است
در زیارت نامه ی پیغمبر خاتم
از تو می گوییم
از تو و نوح و خلیل و حضرت آدم
ما فقط در ابتدای سال
یاد میلادت نمی افتیم
چارده قرن است در خوشحالی و ماتم
از تو با تقویم ها گفتیم
مهربانی شد به نامت در طریق ما
پاک دامانی به نام مادرت مریم
اینک اما داعیان کاذب انجیل
دشمنت را دوست تر دارند
از مسلمانان
از صفای زائران مروه و زمزم
بر صلیبی گیرمت کشتند بدنامان اسرائیل
این زمان آیا هوادار توأند آنان
یا جوانان مسیحادم
غرق خون در غزه و لبنان؟
این شهیدان جمله قابیلند یا هابیل؟
راستی ای زادگاهت سرزمینی دلکش و خرم
ملک زیتون را کدامین قوم کرد آکنده از باروت؟
غاصبان قدس یا ایران؟
ما یهوداییم یا یحیی؟
رهروانت در تل آویوند یا بیروت؟
خود بگو موسای صدر ما شبیه توست
یا نتانیاهو و بن سلمان؟!
✍🏻افشین علا
🗓دی 97
🎊کریسمس
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
http://ytre.ir/eCm
⚫️در سوگ دانشجویان⚫️
قتلگاه است این خدایا! این که دانشگاه نیست
سهم دانشجو از آن جز اشک و خون و آه نیست
در قفس هم بر جوانان بسته شد راه نفس
بعد از این یوسف به زندان هم مصون از چاه نیست
گرچه گیرد چون عوارض، پول های بی حساب
جاده ای پر پیچ و خم مانند این بنگاه نیست
ای رئیسان! بنزهاتان را مجهزتر کنید
چون در این بیغوله حتی امنیت در راه نیست
در مسیر رفت و برگشت کلاس درس هم
بعد از این از مرگ یا ماندن، کسی آگاه نیست
پول بی حد دادن و دیدن، غم داغ جوان
هیچ رنجی در جهان مانند این جانکاه نیست
کار صنار و سه شاهی نیست تحصیل جوان
جز پدر یا مادر از این غم کسی آگاه نیست
هر طرف، ای وای بر من، خفته گل در خاک و خون
حیف این اندام سرو و روی همچون ماه نیست؟
تا ریاست بر جوانان را به پیران می دهند
دور هیچ ایام چون عمر جوان کوتاه نیست
داغ، سنگین است آری خرده بر شعرم مگیر
بعد از این تاب سکوتم گاه هست و گاه نیست
✍🏻افشین علا
🥀دی ۹۷🥀
کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
◼️ https://t.me/afshinala ◼️
قتلگاه است این خدایا! این که دانشگاه نیست
سهم دانشجو از آن جز اشک و خون و آه نیست
در قفس هم بر جوانان بسته شد راه نفس
بعد از این یوسف به زندان هم مصون از چاه نیست
گرچه گیرد چون عوارض، پول های بی حساب
جاده ای پر پیچ و خم مانند این بنگاه نیست
ای رئیسان! بنزهاتان را مجهزتر کنید
چون در این بیغوله حتی امنیت در راه نیست
در مسیر رفت و برگشت کلاس درس هم
بعد از این از مرگ یا ماندن، کسی آگاه نیست
پول بی حد دادن و دیدن، غم داغ جوان
هیچ رنجی در جهان مانند این جانکاه نیست
کار صنار و سه شاهی نیست تحصیل جوان
جز پدر یا مادر از این غم کسی آگاه نیست
هر طرف، ای وای بر من، خفته گل در خاک و خون
حیف این اندام سرو و روی همچون ماه نیست؟
تا ریاست بر جوانان را به پیران می دهند
دور هیچ ایام چون عمر جوان کوتاه نیست
داغ، سنگین است آری خرده بر شعرم مگیر
بعد از این تاب سکوتم گاه هست و گاه نیست
✍🏻افشین علا
🥀دی ۹۷🥀
کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
◼️ https://t.me/afshinala ◼️
با معرفتهای عالم
ابوالفضل زرویی نصراباد
مَردا بدونِ ميز هم عزيزن
رفوزه ها هميشه پشتِ ميزن!
رفوزه ها هميشه پشتِ ميزن!