افشين علا
11.9K subscribers
1.22K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
◼️"در غم فقدان آن مرد که درد را به زانو درآورد"◼️


گویند محبان محب اهری
با بازی خوب، عمر او شد سپری

اما هنری بزرگ تر داشت حسین:
لبخند زدن به رغم خونین جگری



✍🏻افشین علا
🗓دی 97



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
خوشبختانه خداوند این توفیق را به من داد که برای بسیار کسانی که دوست شان داشته ام، در زنده بودن شان شعر بگویم. استاد مشفق کاشانی نیز که سال ها توفیق بهره گیری از محضرشان را داشتم، از جمله ی این بزرگان بودند. به مناسبت 28 دی ماه که مصادف با چهارمین سال پرواز سبکبارانه ی استاد است، شعری را که در زمان حیات آن پیر خردمند و عاشق، تقدیم شان کرده بودم به اشتراک می‌گذارم.



🔹عمری بر این کبود، غریبانه زیستی*🔹


ای تکیه بر عصازده نازد عصا به تو
بالند در چمن، همه ی سروها به تو

ای تکیه گاه مردم دانا به حیرتم
تو تکیه بر عصا زده ای یا عصا به تو؟

از دامنت اگر که شوم دور، کمترم
از چوب آن عصا که کند اتکا به تو

عمری بر این کبود، غریبانه زیستی
ای بغض ابرهای غریب، آشنا به تو

سقف و ستون و رونق این انجمن تویی
عمری ست کرده ایم همه اقتدا به تو

از ره چو می رسیم ز جا می شوی بلند
بنشین که در ادب نرسد قد ما به تو

در نام و در مرام، تو، تنها تو مشفقی
بخشیده منتهای شفقت، خدا به تو

آن قدر با دلم تو عجینی که گوئیا
دلبسته بودم از ازل، از ابتدا به تو

ابیات تو بهشت برین است، از خدا
خواهم هزار بیت دهد در ازا به تو

از بی بضاعتی ست که تقدیم می کنم
این شعر را چو شاخه گلی کم بها به تو




✍🏻افشین علا
🗓۹۳/۰۵/۲۳


✅*عمری بر این کبود، غریبانه زیستم...
"از زنده یاد استاد مشفق کاشانی"


‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala


‏linkp.ir/l0Ng
ساري
۲۷ دي ٩٧
@afshinala
مهدی جایمند:
"شاعر مردم "🖋📋

✳️ شعرهای "افشین علاء "شاعر مازنی را دیر بازی است که می خوانم .شعرش نشان از "هنر و هنرمندی متعهد" است که سوگمندانه نظیری اندك برای آن در این حوالی می توان یافت .
✳️او مرعوب سیاست و قدرت نشد و به نیکی رسالت خویش را در" فزونی
آگاهی و استمرار آن در بین مردم " پیدا کرده است .قلم و سخن خویش را به عبثی در این مکاره بازار پهن نام و نان نفروخت . خلعت مصلحت و عافیت به تن نپوشید و به آفرینش نقشی سترگ‌ و محتشم از "هنر متعهد" در این سوداگری های موهن اهتمام‌ورزید.
✳️ اما عصر دیروز پنج شنبه ۲۷ دی توفیق یافتم در معیت دوستانی فرهمند در ضیافتی که مازنی ها در تجلیل از "نیم قرن مجاهدت آیت الله هاشمی رفسنجانی " برگزار کردند، شرکت کنم و از نزدیک به سخنان "شاعر شمالی "گوش جان دهم.
✳️ او سخن گفت و چه زیبا و درست می گفت .از این رو زیبا و درست که در مقام سخنگویی توانا ،بی پیرایه ،متفطن و با اقتصاد و ایجاز در کلام به پرسش گری مینا گرانه پرداخت وخودرا اسیر مبالغه و مداهنه نساخت و در چنبره "کیش شخصیت"گرفتار نشد.سخنانش از جان برآمد ،لاجرم بر جان نشست .
✳️او از نگاه فرهنگ بر سیاست گریزی بهنگام زد.بر قبیله سالاری و "خودمانی سازی "در سیاست ایران تاخت و برآشفت . سخنش را به گونه ای با اعتراض از "تباهی سیاسی" که سالهاست در بستر "حامی پروری ها "و "مرید و مراد سازیها" و حلقه های بسته "خودمانی سازی "شکل گرفته است ، سامان داد.
✳️ هنرمندی متعهد که نشان داده است ،باسایه نشینی و خوش نشینی ،عافیت طلبی واعتکاف سیاسی مصلحت آمیز نسبت و میانه ای ندارد.
✳️او به شدت از تقدیم و تقدم منافع باندی و حرکت در سیکل معیوب و "گروه ما"بر" شایستگی" و "بایستگی های عالمانه"در سپهر فرهنگ و سیاست ایران هشدار داد.خاصه آنکه گروهی بالعاب اصلاح طلب نما، اصول گرا و اعتدالی این آب و خاک را ملک طلق خویش خوانده اند و همیشه می خواهند بر صدر نشینند !
✅آری او از سرهنگی برباد رفته "فرهنگ" بر "سیاست "سخن گفت و اینکه مجال و مقامی برای تنفس در فضای فرهنگی‌ "طبرستان" نمانده است. و اهالی فرهنگ را میل و رغبتی برای کارنیست.
✅ سوگمندانه شکوی غریبی نیست آنچه "افشین "عزیز سرداد. در این میانه ،راستی،پرسش این است:
دثار و شعار [ظاهر و باطن]وآرایش نیروهای سیاسی " دیار ما مازندان" از کدام گونه سیاست ورزی حکایت دارد؟
از توسعه یافتگی و عقلانیت،مدارا و گفتگو ،مدنیت واخلاق ،شایستگی و فربهی اندیشه و ایمان یا تخفیف ، تحقیر وعبور از همه فضیلتهای پیش گفته!
🎤 افشین علاء"از اندک فرصتی که در برابر رژه تریبون های انبوه روزانه و هفتگی "اهالی حرف" برایش فراهم شد ، به خوبی از منظر یک "هنرمند متعهد "از علقه و علاقه روانشاد "هاشمی رفسنجانی " به مردم‌سخن گفت و کلامش هشدار و تحذیری بود بر فرجام خسارت بار و شاید غیر قابل جبران ناپایداری "قوه عاقله"، "خرد سیاسی " و "خشکسالی"شایستگی ها تدین و اخلاق" درجغرافیا و سپهر سیاست و اجتماع ایران امروز که بزعم راقم این سطور یکی از بزنگاههای سخت و دشوار تاریخ معاصر را تجربه می کند .
✳️آری صدای او بلند بود از صدارت و زعامت آنان که گویی این ملک و سامان را به "غنیمت "گرفته اند و حصه خویش برمی دارند از ضیافت فرهنگی ترین انقلاب قرن به برکت ذکاوت و برتری ژنتیک و پلتیک خویش!
✳️شاعر رعنای دیار سبز طبرستان از خزان امید مردم گفت .آیا این سخن وآن اشارت مخاطبان خود را خواهد شناخت و می توان به آینده ای روشن با چیرگی "تفکر متعهد نهادمند ملی "بشارت داد ،یا سوداگری های مزمن سرآغاز فصلی از هزینه ها و هزیمت های سنگین را برای این زادبوم رقم خواهد زد؟
✳️القصه پس از پایان مراسم‌ و در تداوم‌ و تجسم رسم پیشامدرن و ناخوشایند "تعظیم اربابان قدرت و چاکر مآبی های متداول شرقی و ایرانی "در اینگونه نشست ها ، کسانی بسیار با عبور از "هاشمی "به "حواشی"عکس و عرض ارادت به آستان صاحب منصبان صغیر و کبیر رسیده بودند .آنگونه که گمان بردم آیا از مناسک این آئین ها است که من از هروله ای شبیه سعی صفا و مروه ای که دوستانم انجام می دهند، بازمانده ام؟!!!
✳️باری از تماشای این ماجرا دقایقی گنگ ومتحیر در گوشه ای مقام عزلت گزیدم و اما آن سوتر "شاعر دردمند و آوازه خوان اندوه مردم "را تنها در آن غوغا در خلوتی دیگر یافتم ، خودآگاه به سویش رفتم و دستی بر شانه هایش نهادم و او را خواندم که:
🌸🌺 👇سپاس شاعر "درد مردم "!
شاعر فرهنگ!🏛📚📖
شاعر سبزینگی ها!🍀🌴
شاعر شعر شعور باران و امید!🌧
شاعر "مکتب اعتراض"برای اهتزازبیرق اندیشه و اخلاق!
شاعر"وطن"!🇮🇷🇮🇷🇮🇷
دستمریزاد!🙏🙏

۲۸دی ☔️☔️☔️
"مهدی جایمند ،بابل"

‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸شعر تازه اي از فريبا صفري نژاد🔸


تقديم به مردي كه رفت و ما رو توي اين دنياي نامرد تنها گذاشت(ابوالفضل خان زرويي)


لوطي چرا خبر ندادي ميري؟
ميري كه حال همه رو بگيري؟

رفتي كه دنيا خالي از وفا شه
مردونگي تو شهرمون نباشه


رفتي كه فصل شعر خوب، تموم شه
قلم به دستِ شاعرا، حروم شه!


حيف تو و اون همه عشق و پاكي
كه پر كشيد از اين زمين خاكي

اونكه مرامش واسه ما سند بود
اونكه وجودش واسه دنيا بد بود

تو دنيايي كه هرزه و پليده
بودنِ تو يه ماضي بعيده!


بعيده اين همه صفا بتونه
رو اين زمين بي وفا بمونه

با کسی که رنگ و ریا نداره
دنیای ما ،بروبیا نداره

رفتي و پر زدي از اين دياري
كه همقدت پيدا نكردي ياري

اينجا هواش براي تو ضرر داشت
زندگي با رسم تو دردسر داشت

وقتي كلاه سر كسي نذاري
يا كلاه هيچكسو بر نداري

وقتي كه بي غل و غش و شريفي
به سادگي ميشكني ،چون ظريفي


وقتي دلت پاك و بدون رنگ
دنيا برات مثل يه تنگِ تنگه

"قربون شكل ماه هر چي مرده"
كه آخريش رفته كه برنگرده

رفتي اگه به زندگي بعدي
سلام ما رو برسون به سعدي!


پ ن :"قربون شكل ماه هر چي مرده"
اين مصرع برگرفته از شعر خود استاد زرويي ست.


✍🏻فريبا صفري نژاد
https://t.me/faribasafarinejad


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala


yon.ir/LStjR
🔸 نشان مهر 🔸


طمع بریده ام از هر چه هست غیر از دوست
که کس کمر به نجاتم نبست غیر از دوست

طناب ها همه پوسیده اند در این چاه
نگیرد از من افتاده دست غیر از دوست

نمی کشم به عبث، ناز می فروشان را
که نیست ساقی جام الست غیر از دوست

به صدر یا که به پایین، تفاوتی نکند
ندیده ایم به بالا و پست غیر از دوست

به دوره ای که ز هر سو غبار کین برخاست
نشان مهر که بر دل نشست غیر از دوست؟

هر آن که انس گرفتم به او، ز خلوت من
رمید و رشته ی الفت گسست غیر از دوست

امانت دل خود را به هر که بخشیدم
به عمد یا که به نسیان شکست غیر از دوست

متاع دانش و دیوانگی ندارد کس
در این جماعت هشیار و مست غیر از دوست

به کیش هیچ یک از داعیان نمی گروم
اگر موحد اگر بت پرست غیر از دوست

به زرق و برق چه حاجت؟ که من در این بازار
طمع بریده ام از هر چه هست غیر از دوست


✍ افشین علا
🗓 بهمن ۹۷



✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔷یاد ایام🔷


✅تابستان 69
✅گیلان
✅پس از زلزله ی رودبار


🔸در این سفر برای کودکان و نوجوانان زلزله زده، کتابخانه ای درست کرده بودیم.

🔸ازجمله افراد حاضر در عکس: فریدون عموزاده خلیلی، نقی سلیمانی، فرشته طائرپور، مهرداد غفارزاده، حجت الله صیدی، وحید نیکخواه آزاد، بیوک ملکی، مصطفی خرامان، افسانه شعبان نژاد، بابک نیک طلب، شادی صدر، آتوسا صالحی، مژگان کلهر، رضا کریمی، امیر فیضی، طیبه صالحی و حسین فتاحی.



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔷حصار حوصله🔷


به دودمان و به دارایی اش حریق افتاد
اگر کسی سر و کارش به نارفیق افتاد

هر آن که دست کشید از مصاحب ناجنس
به جای شعله به گلشن ز منجنیق افتاد

بهشت دیده ام انگار چون مرا سر و کار
به یار زیرک صاحبدل شفیق افتاد

دمی که صبح وصالش دمید، دانستم
که تیر آه شبم بر هدف، دقیق افتاد

هماره غرق سپاسم ز گریه، چون چشمم
ز فیض اشک به سرچشمه ای عمیق افتاد

میان این همه سنگین دلان بی انصاف
خوشا که قرعه به نامم، دل رقیق افتاد

خلل به حلقه ی خوبان نمی رسد، خوش باش
اگر نگینی از آن خاتم عقیق افتاد

هزار نکته ی ناگفته در دل است اما
حصار حوصله شد تنگ و وقت، ضیق افتاد



✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
دوست فرهیخته و گرامی
جناب آقای دکتر عبدالوحید فیاضی

انتصاب تان را به معاونت توسعه، پشتیبانی و مدیریت منابع دانشگاه مذاهب اسلامی تبریک عرض می کنم و توفیق روزافزون تان را در عرصه های خطیر علمی، فرهنگی و معرفتی خواستارم.


🔸افشین علا
🗓بهمن 97


‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
حضور گرامی جناب آقای حسین زادگان
استاندار محترم مازندران

با سلام و تحیت
🔻ظاهرا قرار است مشکل قدیمی انباشت زباله ی بخش هایی از استان عزیزمان با دپوی آنها در اراضی بلده ی نور برطرف شود! مصرانه از جناب عالی تقاضا می کنم مانع این کار شوید.

🔻می دانم که قانون دست مسئولان را برای احداث صنایع کلان در اراضی تحت اختیار دوائر دولتی باز گذاشته است و محدودیت هایی مانند آنچه که پیش پای شهروندان در ساخت و سازهای مسکونی، تجاری، صنعتی و... در اراضی مختلف شهری و روستایی قرار دارد مقرر نکرده است. اما از مسئولان محترم انتظار می رود با وجود بسط ید در تخصیص اراضی به صنایع گوناگون، قبل از هرگونه واگذاری، ملاحظات اقلیمی و فرهنگی را نیز در نظر بگیرند.

🔻می دانید که منطقه ی باستانی بلده در عین آن که یکی از خوش آب و هواترین نواحی ییلاقی ایران است، صاحب تاریخی پرافتخار و چهره های بی شمار در ساحت فرهنگ، علم، هنر، ادب، فقه و سیاست نیز هست.

🔻علاوه بر این، طبیعت بکر، منابع آبی سرشار، گونه های منحصر به فرد گیاهی و نمونه های کمیابی از حیات وحش، از ویژگی های این اقلیم زیبا و دل انگیز است.

🔻برای بنده که چندی پیش به واسطه ی حضور خانه و مزار و یادگارهای نیمای بزرگ، پیگیر تبدیل شدن شهرستان نور و روستای پرافتخار یوش بلده به عنوان قطب ادبیات معاصر کشور بودم، جای بسی شگفتی و اندوه است که می بینم آن رویا به فراموشی سپرده شد، اما انتقال زباله به این خطه در دستور کار قرار گرفت!

🔻البته با شناختی که از سوابق درخشان جناب عالی دارم بعید می دانم با این تصمیم موافقت کنید. بلکه انتظار می رود به جای آن، به غنای فرهنگی این خطه ی هنرخیز بیندیشید. هرچند واقعیات تلخ موجود در فضای استان، توسعه ی فرهنگی و هنری نور و بلده را ذیل نام نامی نیمایوشیج به چیزی شبیه "افسانه" تبدیل کرده است.

🔻عرض آخر این که اگر قرار نیست زباله های غفلت از ساحت فرهنگ و هنر غنی خطه ی نور و بلده و یوش زدوده شود، لااقل زباله های استان را نیز به دیار نیما نفرستید!

با تجدید ارادت
✍🏻افشین علا
🗓بهمن ۹۷

☘️کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا☘️

@afshinala
Forwarded from مجله فرهنگی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشنوید شعری از افشین علا با صدای دانش اموز بوشهری تبسم خزنی
‏🇮🇷ایران🇮🇷


نقشه ها تو را
شکل گربه دیده اند
در نگاه من ولی
بیشتر شبیه سیب نیم خورده ای!
دشمنان
تکه هایی از تو را در این قرون
بارها به نیش خود کشیده اند
کرم ها هم از درون
شیره ی تو را مکیده اند...



✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97



‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸تو با من باش🔸


در سختی حالم تو با من باش
چون تلخ شد فالم تو با من باش

وقتی پرستار شفیقم نیز
فارغ شد از حالم تو با من باش

وقتی به جا چیزی نمی ماند
از یال و کوپالم تو با من باش

وقتی عقاب مرگ می گیرد
ناگه به چنگالم تو با من باش

آیند چون جمعی پی تابوت
سرخوش به دنبالم تو با من باش

آن دم که بی جان، روی سنگی سرد
در چنگ غسالم تو با من باش

بر قامتم وقتی کفن ماند
باقی ز اموالم تو با من باش

چون می گذارد گورکن، تنها
در قعر گودالم تو با من باش

وقتی که تلقینم کنند اما
کور و کر و لالم تو با من باش

چون خشت سنگین می نهد صیاد
روی پر و بالم تو با من باش

وقتی که بر من خاک می ریزند
غافل ز احوالم تو با من باش

وقتی که پنهان می شود در گل
نقش خط و خالم تو با من باش

در زیر پای عابران، فردا
وقتی لگدمالم تو با من باش

تنها تو را خواهم چه سان باشم
دلخوش به اعمالم؟ تو با من باش


✍🏻افشین علا
🗓بهمن 97



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸 شعر نوجوان 🔸


🥀 به ياد نوجوانان شهيد🥀


تیم محله ی ما
بسیار تیم خوبی است
هرچند خسرو امروز
در جمع بچه ها نیست

جایش چقدر خالی است
او همزبان ما بود
یادش به خیر خسرو
دروازه بان ما بود

تا بود، تیم ما هم
از هر محله می برد
دائم برنده بودیم
چون هیچ گل نمی خورد

افسوس رفت و دیگر
در جمع بچه ها نیست
دیگر صدای پایش
در گوش کوچه ها نیست

فردا دوباره داریم
یک دوره بازی از نو
با تیم های دیگر
در سالگرد خسرو


✍ افشین علا


📚 از مجموعه ی "یک سبد بوی بهار"
📌 نشر افق / سال ۱۳۷۰




✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔷شکایت سگ🔷


دم ظهر، وقت نماز زوال
سگی زخمی و لاغر و خسته حال

به مسجد رسید و کنار درش
نشست از سر اضطرار و ملال

قضارا یکی از بزرگان شهر
می آمد بدان سو به فرّ و جلال

برای نماز و به دنبال او
مریدان پی کسب عنوان و مال

یکی گشت ناگه دوان از پی اش
چو مردان جنگی به قصد قتال

به ناگاه سگ را به سنگی نواخت
به دشنام و نفرین از این احتمال

که از پوزه ی سگ مبادا نجس
شود دامن مرد نیکوخصال

دگر مردمان نیز دنبال او
به سگ حمله ور از جنوب و شمال

سگ بینوا ناله ای کرد و رفت
از آن در ولی در نگاهش سؤال:

مگر من چه کردم که ناگه شدند
به من حمله ور با چنین قیل و قال؟

نه از بانگ من گوشی آزرده شد
نه بر دوش آن جمع بودم وبال

نه نانی بریدم به عمرم ز خلق
نه حقی شد از من ز کس پایمال

اگر لقمه نانی به من داد کس
نبردم ز خاطر به ماه و به سال

نگهبانی از گله ها کرده ام
که نقصان نیابد ز گرگ و شغال

خود آگاهم از حرمت سجده گاه
که بر در نشستم نه جای رجال

اگر بر در مسجدم راه نیست
نجس تر ز من از چه یابد مجال؟

چرا در نبندند بر مکر و جور؟
چرا ره نگیرند بر ابتذال؟

سگان، رانده از در، ولیکن به صدر
چه گرگان و شیران، به کوپال و یال

چه بسیار روباه آدم نما
چه بسیار ماران خوش خط ّو خال

از این مردمان کارها سر زند
که هرگز نگنجد مرا در خیال

نشان ده اگر در صفا چون منند
یکی از همینان برای مثال

ریا و تظاهر کجا کرده ام؟
چه کس دیده از من، دغل تا به حال؟

من و ناسپاسی؟ گمانی بعید
من و بی وفایی؟ خیالی محال

به محشر، بشر خود گواهی دهد
نجس،بيشتر بوده ام يا زلال؟

قضاوت کند بین اینان و من
خداوند بخشنده ی لایزال...



✍🏻افشین علا
🗓آبان 97





✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
دختر جهیزیه نه، ولی رنگ و رو که داشت
گیریم آس و پاس.. ولی آبرو که داشت!

زنجیر و سینه ریز و گلوبند... نه! ولی
بغضی به وزن این همه را در گلو که داشت!

لبخند می زد از ته دل... نه، مگو که بود
حس غرور جشن شما را، مگو که داشت

در خانه ی مجلل بخت احتیاج ...نه!
اما هوایی از خفقان، از هوو که داشت!

او را به جرم هیچ، به جرم نداشتن
بی دستبند برد به دنبال، او که داشت!

داماد پیرتر ز پدر... این چه صیغه ای ست؟!
دختر پدر نداشت، ولی آرزو که داشت!


فریبا صفری نژاد

https://t.me/faribasafarinejad
“تبرستانی ام و نوری ام و خاک بهشت
خوش تر از رامسر و ساری و گرگانم نیست”

🔷انشاالله امشب ساعت ٢١ در شبکه تلویزیونی مازندران، به طور زنده در خدمت عزیزان هم استانی خواهم بود.


🔸افشین علا
📍ساری
🗓١٢بهمن ٩٧




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"مرا به خانه ی زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید"


از زبان شاعر
افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷چهلمین سال انقلاب بدون رتوش با افشین علا
🔸بالاخره این طرفی هستید یا آن طرفی؟!




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸چهلمین سال انقلاب🔸
👈🏻بدون رتوش با افشین علا

"✅انقلاب یک موجود زنده است و به چهل سالگی رسیده است، پس به چکاپ احتیاج دارد.

✅جشن تولد گرفتن و ریسه بستن و آفرین گفتن برای بچه هاست.

✅در چهل سالگى این تجلیل ها و تبلیغ های تکراری دردی را دوا نمی کند. "




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala