🔻به مهربانی های برادر و دوست شاعرم، سید محسن خاتمی🔻
🔸 به مناسبت سالروز تولدش:
⚡️ از خویش فراتر ⚡️
دوست خوبست اگر چون تو برادر باشد
مثل آیینه به آیینه برابر باشد
دوست نیکوست اگر در گذر شادی وغم
پل لبخند به لبهای برادر باشد
هر جوانمرد که مثل تو رها باشد و پاک
باید این قدر عزیز سر و همسر باشد
هرکه ای خاتم خوبان، به تو انداخت نظر
گفت باید که از اولاد پیمبر باشد
می شد ای کاش که مانند تو، ای سرو رشید
خون رگ های من از ریشه حیدر باشد
یار بسیار، ولی یار وفادار کجاست؟
که به هنگام خطر، چون تو دلاور باشد
کار ناپخته نکرد و سخن خام نگفت
آن که مانند تو از خویش فراتر باشد
وقت پیری به یقین جان جهان خواهدشد
هر جوانی که چنین پاک و مطهر باشد
چون که هم شاعری و هم پسر فاطمهای
سخن از خوبی تو، قند مکرر باشد
شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان
که خداوند تو را حافظ و یاور باشد
✍ افشین علا، اسفند ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
http://llink.ir/m110
🔸 به مناسبت سالروز تولدش:
⚡️ از خویش فراتر ⚡️
دوست خوبست اگر چون تو برادر باشد
مثل آیینه به آیینه برابر باشد
دوست نیکوست اگر در گذر شادی وغم
پل لبخند به لبهای برادر باشد
هر جوانمرد که مثل تو رها باشد و پاک
باید این قدر عزیز سر و همسر باشد
هرکه ای خاتم خوبان، به تو انداخت نظر
گفت باید که از اولاد پیمبر باشد
می شد ای کاش که مانند تو، ای سرو رشید
خون رگ های من از ریشه حیدر باشد
یار بسیار، ولی یار وفادار کجاست؟
که به هنگام خطر، چون تو دلاور باشد
کار ناپخته نکرد و سخن خام نگفت
آن که مانند تو از خویش فراتر باشد
وقت پیری به یقین جان جهان خواهدشد
هر جوانی که چنین پاک و مطهر باشد
چون که هم شاعری و هم پسر فاطمهای
سخن از خوبی تو، قند مکرر باشد
شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان
که خداوند تو را حافظ و یاور باشد
✍ افشین علا، اسفند ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
http://llink.ir/m110
▪️هل جزاء الإحسان الا الإحسان؟▪️
بانوی فرهیخته و نیکوکار
سرکار خانم مریم مرعشی
از طرف خودم و فرزندان زنده یاد بانو مهدیه ی الهی قمشه ای، درگذشت پدر بزرگوارتان "جناب آقای حاج سید حسین مرعشی" را به شما و سایر بازماندگان گرامی به ویژه خانواده های محترم مرعشی و هاشمی رفسنجانی تسلیت عرض می کنم.
اکنون که آن پیر فرهیخته و نورانی، پس از عمری باعزت و سرشار از معنویت و احسان به خلق، به اجداد مطهرش پیوسته است، برای شما و سایر داغداران، صبر و پاداشی برازنده آرزو می کنم.
✍ افشین علا
@afshinala
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
https://bit.ly/2TLsjXG
بانوی فرهیخته و نیکوکار
سرکار خانم مریم مرعشی
از طرف خودم و فرزندان زنده یاد بانو مهدیه ی الهی قمشه ای، درگذشت پدر بزرگوارتان "جناب آقای حاج سید حسین مرعشی" را به شما و سایر بازماندگان گرامی به ویژه خانواده های محترم مرعشی و هاشمی رفسنجانی تسلیت عرض می کنم.
اکنون که آن پیر فرهیخته و نورانی، پس از عمری باعزت و سرشار از معنویت و احسان به خلق، به اجداد مطهرش پیوسته است، برای شما و سایر داغداران، صبر و پاداشی برازنده آرزو می کنم.
✍ افشین علا
@afshinala
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
https://bit.ly/2TLsjXG
✅به مناسبت ميلاد مولا علي (ع) و عيد نوروز
🔶در اين آشفته حالي ها...🔶
ز ایوان نجف رویی به استقبال برگردان
به حال خوش، مرا ای احسن الاحوال برگردان
ترازوی ستم را بشکن از شاهین ابرویت
ز دزدان، سهم ما مثقال تا مثقال برگردان
سؤال مال را پاسخ، زغال آتشین دادي
نوال بذل و بخشش را بدان منوال برگردان
به پیش چشم غارتگر بچرخان ذوالفقارت را
چنین سهم یتیمان را به بیت المال برگردان
تفأل بر تو باید زد در این آشفته حالی ها
تو ای قرآن ناطق، قرعه از این فال برگردان
زر و سیم خوانین را ز کابین زنان، بستان
خواتین ز خشم آزرده را خلخال برگردان
ز دام رهزنان دین و دنیا، شیعیانت را
به دامان خودت ای کعبه آمال برگردان...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔶در اين آشفته حالي ها...🔶
ز ایوان نجف رویی به استقبال برگردان
به حال خوش، مرا ای احسن الاحوال برگردان
ترازوی ستم را بشکن از شاهین ابرویت
ز دزدان، سهم ما مثقال تا مثقال برگردان
سؤال مال را پاسخ، زغال آتشین دادي
نوال بذل و بخشش را بدان منوال برگردان
به پیش چشم غارتگر بچرخان ذوالفقارت را
چنین سهم یتیمان را به بیت المال برگردان
تفأل بر تو باید زد در این آشفته حالی ها
تو ای قرآن ناطق، قرعه از این فال برگردان
زر و سیم خوانین را ز کابین زنان، بستان
خواتین ز خشم آزرده را خلخال برگردان
ز دام رهزنان دین و دنیا، شیعیانت را
به دامان خودت ای کعبه آمال برگردان...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🌟🕌 "چنین گفت زینب!" 🕌🌟
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻افشین علا
🔆کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔆
@afshinala
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻افشین علا
🔆کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔆
@afshinala
🥀دروازه قرآن🥀
وقتی ندارد زهد، با حکمت سر یاری
چون شرط تقوا شد ریا و مردم آزاری
وقتی خودی ها هرطرف سرگرم تاراجند
آن سان که چنگیز مغول یا قوم تاتاری
روید چو بر خون شهیدان، جای پا بسیار
بر خاک شان اما عمارت های درباری
چون شد جواهر، بی خریدار و خزف بر صدر
خاران چو نور چشم و خوبان غرق در خواری
چون بانک گوید در جواب بینوایان: نه!
با چشمکی گوید به غارتگر ولی: آری
وقتی ز هر سو می رسد فریاد بی حاصل
تنها به دنبال حقوق، از قشم تا ساری
چون خیل بیکاران پی نانند و مسئولان
سرگرم استخرند با صبحانه ی کاری
مردان قاتل، شامل عفو و زنان در بند
بی وحشت زندان، رها رندان به طراری
بیکارگان هرسو به عیش و فسق، در جولان
بیچارگان از طفل و مرد و زن، به بیگاری
وقتی پس از ده سال نفرت باز هم باید
بر طبل کین کوبید و از هم جست بیزاری
وقتی که شد از آشتی گفتن، ملال آور
دعوت به وحدت مثل شعرم گشت تکراری
کوته سخن، وقتی که دین این قدر مهجور است
سیلاب، از دروازه قرآن هم شود جاری!
✍🏻افشین علا
🗓نوروز 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
وقتی ندارد زهد، با حکمت سر یاری
چون شرط تقوا شد ریا و مردم آزاری
وقتی خودی ها هرطرف سرگرم تاراجند
آن سان که چنگیز مغول یا قوم تاتاری
روید چو بر خون شهیدان، جای پا بسیار
بر خاک شان اما عمارت های درباری
چون شد جواهر، بی خریدار و خزف بر صدر
خاران چو نور چشم و خوبان غرق در خواری
چون بانک گوید در جواب بینوایان: نه!
با چشمکی گوید به غارتگر ولی: آری
وقتی ز هر سو می رسد فریاد بی حاصل
تنها به دنبال حقوق، از قشم تا ساری
چون خیل بیکاران پی نانند و مسئولان
سرگرم استخرند با صبحانه ی کاری
مردان قاتل، شامل عفو و زنان در بند
بی وحشت زندان، رها رندان به طراری
بیکارگان هرسو به عیش و فسق، در جولان
بیچارگان از طفل و مرد و زن، به بیگاری
وقتی پس از ده سال نفرت باز هم باید
بر طبل کین کوبید و از هم جست بیزاری
وقتی که شد از آشتی گفتن، ملال آور
دعوت به وحدت مثل شعرم گشت تکراری
کوته سخن، وقتی که دین این قدر مهجور است
سیلاب، از دروازه قرآن هم شود جاری!
✍🏻افشین علا
🗓نوروز 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🥀یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل، آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب، می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان، اشک روانی داشتم...🥀
▪️فقدان ابدی بعضی از بزرگترها را نمی توان باور کرد. به ویژه آنان که بیش از قوم و خویش بودن، تکیه گاه و "دوست" بوده اند.
▪️مردانی که یک عمر به اندازه ی پدر دوست شان داشته ای، در خانه شان کودکی کرده ای، آسوده بر خوان سخاوت شان نشسته ای، چتر امن حضور مهربان شان را بر سر گرفته ای، و بی دغدغه و هراس از ناملایمات، در سایه سار دامان پرمهرشان به شادی نشسته ای.
▪️بزرگترهایی که حضور اطمینان بخش شان در سفر عمر، لنگر آرامش بوده است، همراهت بوده اند، دستت را گرفته اند، افق های روشن مهر و راستی و جوانمردی را نشانت داده اند و خاطرات بی شماری از خویش در ناب ترین لحظه های عمرت به جا گذاشته اند.
▪️بی شک زنده یاد "سید محمد موسوی" که او را با نام خوش آهنگ "هوشنگ خان" می شناختیم، از آن زمره بود. نامی آشنا و صمیمی که تمام فصل های خاطرات زندگی ام، از نور و میناک گرفته تا ساری و تهران، با او عجین شده بود. یادش جاودانه باد.
▪️درگذشت "جناب سرهنگ سید محمد موسوی" را به همسر عزیز، فرزندان گرامی و سایر بازماندگان به ویژه خانواده های محترم موسوی و ملک محمدی نوری تسلیت عرض می کنم و خود را در غم یکایک داغداران، شریک می دانم. روح بلند آن بزرگ مرد، با نیاکان پاکش محشور باد.
🔸افشین علا
🗓فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
https://b2n.ir/35597
در میان لاله و گل، آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب، می سوختم پروانه وار
پای آن سرو روان، اشک روانی داشتم...🥀
▪️فقدان ابدی بعضی از بزرگترها را نمی توان باور کرد. به ویژه آنان که بیش از قوم و خویش بودن، تکیه گاه و "دوست" بوده اند.
▪️مردانی که یک عمر به اندازه ی پدر دوست شان داشته ای، در خانه شان کودکی کرده ای، آسوده بر خوان سخاوت شان نشسته ای، چتر امن حضور مهربان شان را بر سر گرفته ای، و بی دغدغه و هراس از ناملایمات، در سایه سار دامان پرمهرشان به شادی نشسته ای.
▪️بزرگترهایی که حضور اطمینان بخش شان در سفر عمر، لنگر آرامش بوده است، همراهت بوده اند، دستت را گرفته اند، افق های روشن مهر و راستی و جوانمردی را نشانت داده اند و خاطرات بی شماری از خویش در ناب ترین لحظه های عمرت به جا گذاشته اند.
▪️بی شک زنده یاد "سید محمد موسوی" که او را با نام خوش آهنگ "هوشنگ خان" می شناختیم، از آن زمره بود. نامی آشنا و صمیمی که تمام فصل های خاطرات زندگی ام، از نور و میناک گرفته تا ساری و تهران، با او عجین شده بود. یادش جاودانه باد.
▪️درگذشت "جناب سرهنگ سید محمد موسوی" را به همسر عزیز، فرزندان گرامی و سایر بازماندگان به ویژه خانواده های محترم موسوی و ملک محمدی نوری تسلیت عرض می کنم و خود را در غم یکایک داغداران، شریک می دانم. روح بلند آن بزرگ مرد، با نیاکان پاکش محشور باد.
🔸افشین علا
🗓فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
https://b2n.ir/35597
🔸 به مناسبت سالروز فقدان شاعر آزاده و جوانمرد زنده ياد سيد حسن حسيني:
⚡️🍃پيراهن سبز🍃⚡️
آن روزکه دربهشت زهرا
جان درتب وتاب رفتنت بود
از پشت حصار شیشه دیدم
پیراهن سبز،برتنت بود
چون سرو،تمام عمر مغرور
ازفرش به عرش سرکشیدی
پایان تونیز،دیدنی بود
با جامه سبز،آرمیدی
نوروز،به خاک پا نهادی
نوروز،به خاک خفتی ای دوست
بعد ازتو،تمام هفت سین ها
با نفحه کاکل تو خوشبوست
ای شاعر سبز،خوش به حالت
رفتی و ندیدی آنچه دیدیم
بعدازتومپرس، ازخس وخار
دردیده خود،چه ها کشیدیم
هرچند، گزند خار و خاشاک
چون زخم به روی دامن ماست
پیراهن سبز رنگت اما
ای دوست! هميشه بر تن ماست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
yon.ir/afshinala4
⚡️🍃پيراهن سبز🍃⚡️
آن روزکه دربهشت زهرا
جان درتب وتاب رفتنت بود
از پشت حصار شیشه دیدم
پیراهن سبز،برتنت بود
چون سرو،تمام عمر مغرور
ازفرش به عرش سرکشیدی
پایان تونیز،دیدنی بود
با جامه سبز،آرمیدی
نوروز،به خاک پا نهادی
نوروز،به خاک خفتی ای دوست
بعد ازتو،تمام هفت سین ها
با نفحه کاکل تو خوشبوست
ای شاعر سبز،خوش به حالت
رفتی و ندیدی آنچه دیدیم
بعدازتومپرس، ازخس وخار
دردیده خود،چه ها کشیدیم
هرچند، گزند خار و خاشاک
چون زخم به روی دامن ماست
پیراهن سبز رنگت اما
ای دوست! هميشه بر تن ماست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
yon.ir/afshinala4
✅شاعر ارجمند جناب سید احمد میرزاده از مشهد مقدس شعری سرشار از محبت و بلندنظری فرستاده اند که توصیفات و تعابیر زیبای آن، برازنده ی خود این عزیز است. من نیز اگر آن را در اینجا به اشتراک می گذارم، از سر ادب و قدرشناسی است، نه آن که خود را قابل این همه مهر و فروتنی و اخلاص بدانم.
🔽🔽🔽
" افشین علاء"
خندید گُل و چلچله برگشت به لانه
از کوه و چمن لاله کشیدهست زبانه
آلاله دمیدهست؛ بیایید به صحرا
نوروز رسیدهست؛ نمانید به خانه
نوروز شد و وقتِ سفرهای شمال است
آنجا که سراسر همه سبزهست و جوانه
آنجا که فرو میچکد از گونهی گُل ، شعر
در جوی و جرش نم نم ِ عشق است روانه
زیباست لبِ ساحلش و تنگ ِ غروبش
زیباست در آن پرسه زدنهای شبانه
آنجا که پر از رایحهی خاطرهی اوست
آن شاعرِ فرزانهی در شعر یگانه
شفّافترین شاعرِ شیدایِ شمالی
سرسبزترین باغِ گُل و شعر و ترانه
افشینِ علا جنگل و دریا تویی ای دوست
دریا و چه دریا ! که در آن نیست کرانه
یک عمر خروشیدی و پیوسته سرودی
در اوجِ سخن بودی و بر موجِ رسانه
البرزِ سخن ، سلسله کوهیست که در آن
نامِ تو بلند است علمکوهِ زمانه
هرچند که من هم "بلدم شعر بگویم"
دربارهی دام و طمعِ مرغک و دانه
ای کاش بگویم "بلدم آینه باشم"
آیینه که از عالَم معناست نشانه
آیینه تویی! طبعِ تو در عیب نمودن
از راست و از چپ نپذیرفت بهانه
دنیای سیاست کف ِ آب است برادر
جز شعر تو باقی همه باد است و فسانه
آیا رسد آن روز که همسایه و همدل
نارنج بچینیم همه شانه به شانه؟
دیریست که دلتنگ توام صبح ِ دلافروز
"خواهد به سر آید شبِ هجرانِ تو یا نِه؟"
سید احمد میرزاده/ ۹فروردین ۹۸
@ahmadmirzade
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔽🔽🔽
" افشین علاء"
خندید گُل و چلچله برگشت به لانه
از کوه و چمن لاله کشیدهست زبانه
آلاله دمیدهست؛ بیایید به صحرا
نوروز رسیدهست؛ نمانید به خانه
نوروز شد و وقتِ سفرهای شمال است
آنجا که سراسر همه سبزهست و جوانه
آنجا که فرو میچکد از گونهی گُل ، شعر
در جوی و جرش نم نم ِ عشق است روانه
زیباست لبِ ساحلش و تنگ ِ غروبش
زیباست در آن پرسه زدنهای شبانه
آنجا که پر از رایحهی خاطرهی اوست
آن شاعرِ فرزانهی در شعر یگانه
شفّافترین شاعرِ شیدایِ شمالی
سرسبزترین باغِ گُل و شعر و ترانه
افشینِ علا جنگل و دریا تویی ای دوست
دریا و چه دریا ! که در آن نیست کرانه
یک عمر خروشیدی و پیوسته سرودی
در اوجِ سخن بودی و بر موجِ رسانه
البرزِ سخن ، سلسله کوهیست که در آن
نامِ تو بلند است علمکوهِ زمانه
هرچند که من هم "بلدم شعر بگویم"
دربارهی دام و طمعِ مرغک و دانه
ای کاش بگویم "بلدم آینه باشم"
آیینه که از عالَم معناست نشانه
آیینه تویی! طبعِ تو در عیب نمودن
از راست و از چپ نپذیرفت بهانه
دنیای سیاست کف ِ آب است برادر
جز شعر تو باقی همه باد است و فسانه
آیا رسد آن روز که همسایه و همدل
نارنج بچینیم همه شانه به شانه؟
دیریست که دلتنگ توام صبح ِ دلافروز
"خواهد به سر آید شبِ هجرانِ تو یا نِه؟"
سید احمد میرزاده/ ۹فروردین ۹۸
@ahmadmirzade
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
قال علی (ع): لدوا للموت وابنوا للخراب
بزایید برای مرگ، و بسازید برای ویرانی!
▪️شیرینی سفر بهمن ماه جمعی از شاعران به بوشهر، هنوز در کام مان بود که با شنیدن خبری تلخ از آن دیار، در احاطه ی بهت و اندوهی وصف ناپذیر قرار گرفتیم.
▪️"حسین جلال پور" شاعر و پژوهشگر برجسته ی بوشهری که به تازگی میهمان سخاوت بی پایان و لبخندهای بی دریغش بودیم، در سانحه ی رانندگی درگذشت!
▪️عمر آن سفر اگرچه کوتاه بود، اما هرگز گمان نمی کردم عمر عزیز تازه به دست آمده مان نیز چنین کوتاه باشد. چه عهدها که نبسته بودیم و چه قول و قرارها که با او نگذاشته بودیم!
▪️چاره چیست؟ باید بپذیریم که پدیدآورنده ی آن همه آثار ارجمند و خالق آن همه لحظه های ناب در سفر زمینی ما، در اوج بالندگی، سفر ابدی و آسمانی خود را آغاز کرده است.
▪️از سنگینی این مصیبت به خداوند جان و جهان پناه می برم و با قلبی شکسته و زبانی قاصر، فقدان تلخ او را به خانواده ی داغدار و دوستان و دوستداران بی شمارش به ویژه اصحاب فرهنگ، هنر و ادب بوشهر سرفراز تسلیت عرض می کنم.
🔹افشین علا
🗓فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
بزایید برای مرگ، و بسازید برای ویرانی!
▪️شیرینی سفر بهمن ماه جمعی از شاعران به بوشهر، هنوز در کام مان بود که با شنیدن خبری تلخ از آن دیار، در احاطه ی بهت و اندوهی وصف ناپذیر قرار گرفتیم.
▪️"حسین جلال پور" شاعر و پژوهشگر برجسته ی بوشهری که به تازگی میهمان سخاوت بی پایان و لبخندهای بی دریغش بودیم، در سانحه ی رانندگی درگذشت!
▪️عمر آن سفر اگرچه کوتاه بود، اما هرگز گمان نمی کردم عمر عزیز تازه به دست آمده مان نیز چنین کوتاه باشد. چه عهدها که نبسته بودیم و چه قول و قرارها که با او نگذاشته بودیم!
▪️چاره چیست؟ باید بپذیریم که پدیدآورنده ی آن همه آثار ارجمند و خالق آن همه لحظه های ناب در سفر زمینی ما، در اوج بالندگی، سفر ابدی و آسمانی خود را آغاز کرده است.
▪️از سنگینی این مصیبت به خداوند جان و جهان پناه می برم و با قلبی شکسته و زبانی قاصر، فقدان تلخ او را به خانواده ی داغدار و دوستان و دوستداران بی شمارش به ویژه اصحاب فرهنگ، هنر و ادب بوشهر سرفراز تسلیت عرض می کنم.
🔹افشین علا
🗓فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
به مناسبت سالروز شهادت باب الحوائج حضرت امام موسي كاظم (ع)
▪️غزل کاظمین 🕌 ▪️
گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای
من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!
شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای
چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای
چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای
به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای
پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای
به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای
دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!
✍افشین علا
📍کاظمین
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️غزل کاظمین 🕌 ▪️
گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای
من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!
شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای
چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای
چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای
به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای
پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای
به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای
دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!
✍افشین علا
📍کاظمین
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹برای جوانان پاک این دیار
🌿سیزده به در🌿
نوروز چون که سیزده آمد به سر شود
اما خوشا که مطلع صبحی دگر شود
ای کاش با سپیده ی فردا در این دیار
شب های غرق آه جوانان سحر شود
در قلب پاک نسل جوان هرچه آرزوست
ای کاش چون شکوفه و گل، بارور شود
از روزگار، پستی بسیار دیده اند
هستی به کام شان همه شهد و شکر شود
هرچند راه شان ز حرامی لبالب است
یارب تو چاره ساز مگر بی خطر شود
هرجا غمی است کم شود از بار غصه شان
هرجا خوشند شادی شان بیشتر شود
از چهره شان که هست چو ماه چهارده
این سیزده به در، غم ایام در شود
تیری هنوز مانده اگر در کمین شان
بگذار تا که قد کمانم سپر شود
شد شرحه شرحه زین غم مشروح، شعر من
ای کاش بعد از این سخنم مختصر شود
✍🏻افشین علا
🗓سیزدهم فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🌿سیزده به در🌿
نوروز چون که سیزده آمد به سر شود
اما خوشا که مطلع صبحی دگر شود
ای کاش با سپیده ی فردا در این دیار
شب های غرق آه جوانان سحر شود
در قلب پاک نسل جوان هرچه آرزوست
ای کاش چون شکوفه و گل، بارور شود
از روزگار، پستی بسیار دیده اند
هستی به کام شان همه شهد و شکر شود
هرچند راه شان ز حرامی لبالب است
یارب تو چاره ساز مگر بی خطر شود
هرجا غمی است کم شود از بار غصه شان
هرجا خوشند شادی شان بیشتر شود
از چهره شان که هست چو ماه چهارده
این سیزده به در، غم ایام در شود
تیری هنوز مانده اگر در کمین شان
بگذار تا که قد کمانم سپر شود
شد شرحه شرحه زین غم مشروح، شعر من
ای کاش بعد از این سخنم مختصر شود
✍🏻افشین علا
🗓سیزدهم فروردین 98
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔆 علت پيدايش هستي 🔆
ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد
تا خرد تر کند ازعشق، سر خامه خود را
خواست برصفحه اعجاز دواتی بفرستد
خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر وثباتی بفرستد
تا ببینیم درآئینه او حسن خدارا
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد
تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد
تا شود شیوه رفتار بشر، معتدل ازاو
سرو موزون حرکات وسکناتی بفرستد
تا که از تیربلا دور بمانیم به محشر
ز امان نامه ی ابروش براتی بفرستد
تا بیابیم یقین، برلب پیغمبر اُمّی
خواست درقالب قرآن کلماتی بفرستد
نتواند که بخواند نتواند بنویسد
ولی از فضل خود اورا درجاتی بفرستد
با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق
بهر ادراک خود، ازخویش صفاتی بفرستد
خواست بعداز شب معراج زپیدایش زهرا
به سراپرده عفت نفحاتی بفرستد
نقشی از جود کشد با حَسَنش برهمه عالم
با حسینش زفَلَک، فُلک نجاتی بفرستد
خواست ازگنج خرد با نفس جعفرصادق
به در خانه اندیشه زکاتی بفرستد
همه ی جان جهان بود و خدا خواست برایش
همه ی عالم هستی صلواتی بفرستد
✍🏻افشين علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
https://b2n.ir/82366
ذات حق خواست به خاک، آب حیاتی بفرستد
پی احیای جمادات، نباتی بفرستد
تا خرد تر کند ازعشق، سر خامه خود را
خواست برصفحه اعجاز دواتی بفرستد
خواست تا فاش شود علت پیدایش هستی
تا به حیرانی ما صبر وثباتی بفرستد
تا ببینیم درآئینه او حسن خدارا
خواست در قالب احمد حسناتی بفرستد
تا مبارک شود ایام برای همه عالم
خواست با نام محمد برکاتی بفرستد
تا شود شیوه رفتار بشر، معتدل ازاو
سرو موزون حرکات وسکناتی بفرستد
تا که از تیربلا دور بمانیم به محشر
ز امان نامه ی ابروش براتی بفرستد
تا بیابیم یقین، برلب پیغمبر اُمّی
خواست درقالب قرآن کلماتی بفرستد
نتواند که بخواند نتواند بنویسد
ولی از فضل خود اورا درجاتی بفرستد
با علی بن ابیطالبِ او سوی خلایق
بهر ادراک خود، ازخویش صفاتی بفرستد
خواست بعداز شب معراج زپیدایش زهرا
به سراپرده عفت نفحاتی بفرستد
نقشی از جود کشد با حَسَنش برهمه عالم
با حسینش زفَلَک، فُلک نجاتی بفرستد
خواست ازگنج خرد با نفس جعفرصادق
به در خانه اندیشه زکاتی بفرستد
همه ی جان جهان بود و خدا خواست برایش
همه ی عالم هستی صلواتی بفرستد
✍🏻افشين علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
https://b2n.ir/82366
حضور گرامی سید بزرگوار جناب آقای #خاتمی
درگذشت زنده یاد #غلامرضا_رمضانی مسئول دفتر و یار و همراه وفادارتان، مایه ی بهت و اندوه فراوان شد.
بی شک کسانی که در این سال های دشوار، توفیق دیدار و بهره گیری از محضرتان را داشته اند، این فرصت های مغتنم را مدیون تلاش های خستگی ناپذیر آن عزیز سفر کرده اند.
دریغا که قدر امثال ایشان که گمنام و بی ادعا در خدمت بزرگان و فرزانگان این آب و خاکند، در زمان حیات شان کمتر شناخته می شود.
به راستی آن عزیز که در اداره ی امور دفترتان نقشی بی بدیل داشت، درایت و ادب را با جدیت و مسئولیت شناسی در هم آمیخته بود.
هرگز از یاد نمی برم که با وجود مشغله ی بسیار، اولین کسی بود که در صف نماز حاضر می شد و به جناب عالی اقتدا می کرد. روحش شاد باد.
اکنون که در فقدان آن یار و همراه قدیمی، کلماتی برای تسلی خاطرتان نمی یابم، دعا می کنم که خداوند صبر بیشتری به شما عطا کند.
او در این جهان، مصاحب سیدی بزرگوار چون شما بود. انشاء الله در سرای باقی نیز با نیاکان پاک تان محشور شود.
✍🏻افشین علا
فروردین 98
http://yon.ir/iBUcP
درگذشت زنده یاد #غلامرضا_رمضانی مسئول دفتر و یار و همراه وفادارتان، مایه ی بهت و اندوه فراوان شد.
بی شک کسانی که در این سال های دشوار، توفیق دیدار و بهره گیری از محضرتان را داشته اند، این فرصت های مغتنم را مدیون تلاش های خستگی ناپذیر آن عزیز سفر کرده اند.
دریغا که قدر امثال ایشان که گمنام و بی ادعا در خدمت بزرگان و فرزانگان این آب و خاکند، در زمان حیات شان کمتر شناخته می شود.
به راستی آن عزیز که در اداره ی امور دفترتان نقشی بی بدیل داشت، درایت و ادب را با جدیت و مسئولیت شناسی در هم آمیخته بود.
هرگز از یاد نمی برم که با وجود مشغله ی بسیار، اولین کسی بود که در صف نماز حاضر می شد و به جناب عالی اقتدا می کرد. روحش شاد باد.
اکنون که در فقدان آن یار و همراه قدیمی، کلماتی برای تسلی خاطرتان نمی یابم، دعا می کنم که خداوند صبر بیشتری به شما عطا کند.
او در این جهان، مصاحب سیدی بزرگوار چون شما بود. انشاء الله در سرای باقی نیز با نیاکان پاک تان محشور شود.
✍🏻افشین علا
فروردین 98
http://yon.ir/iBUcP
🇮🇷 ایران من، بخند 🇮🇷
ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند
دف می زنم برای تو، با من دمی بخند
زانوی غم گرفته در آغوش تا به کی؟
یک دم بدون هیچ ملال و غمی بخند
تا چشم دشمن تو شود کور، شاد باش
بگذار تا نگاه کند عالمی، بخند
ای سرو باستانی من، کم نمی شود
چیزی ز ریشه ات که ز بن محکمی، بخند
با بته جقه های لباست چو دختران
چرخی بزن، به نغمه ی زیر و بمی بخند
دنیا اگر به قصد تو برخاست، غم مخور
ایران من! تو کشور جام جمی، بخند
اوج و نشیب های فراوان چو دیده ای
از پیچ و خم نترس، به پیچ و خمی بخند
هر شادمانی و طربی ابتذال نیست
مهد بنان و پایور و خرمی، بخند
تا چند انتظار گشایش؟ بلند شو
تا کی به یاد حادثه و ماتمی؟ بخند
خواهی که انتقام بگیری ز غم؟ برقص
خواهی به زخم خویش نهی مرهمی؟ بخند
دیدی اگرچه داغ جوانان بی شمار
چون غرق عشرتند شهیدان، همی بخند
پیراهن سه رنگ برای تو دوختیم
با نقش خوش نگار چنین پرچمی بخند...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ایران زخم دیده ی غمگین، کمی بخند
دف می زنم برای تو، با من دمی بخند
زانوی غم گرفته در آغوش تا به کی؟
یک دم بدون هیچ ملال و غمی بخند
تا چشم دشمن تو شود کور، شاد باش
بگذار تا نگاه کند عالمی، بخند
ای سرو باستانی من، کم نمی شود
چیزی ز ریشه ات که ز بن محکمی، بخند
با بته جقه های لباست چو دختران
چرخی بزن، به نغمه ی زیر و بمی بخند
دنیا اگر به قصد تو برخاست، غم مخور
ایران من! تو کشور جام جمی، بخند
اوج و نشیب های فراوان چو دیده ای
از پیچ و خم نترس، به پیچ و خمی بخند
هر شادمانی و طربی ابتذال نیست
مهد بنان و پایور و خرمی، بخند
تا چند انتظار گشایش؟ بلند شو
تا کی به یاد حادثه و ماتمی؟ بخند
خواهی که انتقام بگیری ز غم؟ برقص
خواهی به زخم خویش نهی مرهمی؟ بخند
دیدی اگرچه داغ جوانان بی شمار
چون غرق عشرتند شهیدان، همی بخند
پیراهن سه رنگ برای تو دوختیم
با نقش خوش نگار چنین پرچمی بخند...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼نام شاعران را حذف نکنید!🎼
🔻کار اخیر آقای #محسن_چاوشی با نام "حلالم کن" که اثری زیبا و به یاد ماندنی است، سروده ی شاعر خوش قریحه ی معاصر، خانم "#فریبا_صفری_نژاد" است.
🔻نمی دانم چرا در شناسنامه ی اثر، نام شاعر نیامده است! از نهادهای فرهنگی و پدیدآورندگان آثار موسیقایی می خواهم در کنار اسامی سایر عوامل، نام شاعران را هم درج کنند!
🔻شما هم اگر اثر را پسندیدید، لطفا این متن را در کنار آن نشر دهیدتا در خاتمه دادن به پدیده ی نامطلوب حذف نام شاعران سهیم باشید.
✍🏻 #افشین_علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔻کار اخیر آقای #محسن_چاوشی با نام "حلالم کن" که اثری زیبا و به یاد ماندنی است، سروده ی شاعر خوش قریحه ی معاصر، خانم "#فریبا_صفری_نژاد" است.
🔻نمی دانم چرا در شناسنامه ی اثر، نام شاعر نیامده است! از نهادهای فرهنگی و پدیدآورندگان آثار موسیقایی می خواهم در کنار اسامی سایر عوامل، نام شاعران را هم درج کنند!
🔻شما هم اگر اثر را پسندیدید، لطفا این متن را در کنار آن نشر دهیدتا در خاتمه دادن به پدیده ی نامطلوب حذف نام شاعران سهیم باشید.
✍🏻 #افشین_علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🤝 مدارا 🤝
اکنون که از رو بسته خنجر، دشمن از هر سو
باید شود از کینه عاری میهن از هر سو
دست از جفا باید به اصحاب وفا برداشت
کوبد چو بر طبل ستم اهریمن از هر سو
قرآن "اشداء علی الکفار" اگر گوید
بین خودی ها از چه خیزد شیون از هر سو؟
با دوستان همزبان زخم زبان تا کی؟
داریم وقتی زخم دشمن بر تن از هر سو
اغماض با غارتگران خانگی تا چند؟
وقتی کمین کرده ست بیرون، رهزن از هر سو
از ریشه باید کند سالوس و چپاول را
باید پر و بال ریا را چیدن از هر سو
باید سخن با دیگراندیشان به نرمی گفت
در بند و زندان تا به کی مرد و زن از هر سو؟
از آسمان چون جای رحمت خشم می بارد
از توبه باید ساخت سدی ایمن از هر سو
از آه مظلومان مشو غافل که می ترسم
فردا به جای سیل بارد آهن از هر سو
گردون دون ترسم به کام کافران گردد
چون شیخ و زاهد دیده ام تردامن از هر سو
با من که دل چرکینم ای باران مدارا کن
هرچند دل خونند یاران چون من از هر سو
✍🏻افشین علا
فروردین 98
کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
✨@afshinala✨
اکنون که از رو بسته خنجر، دشمن از هر سو
باید شود از کینه عاری میهن از هر سو
دست از جفا باید به اصحاب وفا برداشت
کوبد چو بر طبل ستم اهریمن از هر سو
قرآن "اشداء علی الکفار" اگر گوید
بین خودی ها از چه خیزد شیون از هر سو؟
با دوستان همزبان زخم زبان تا کی؟
داریم وقتی زخم دشمن بر تن از هر سو
اغماض با غارتگران خانگی تا چند؟
وقتی کمین کرده ست بیرون، رهزن از هر سو
از ریشه باید کند سالوس و چپاول را
باید پر و بال ریا را چیدن از هر سو
باید سخن با دیگراندیشان به نرمی گفت
در بند و زندان تا به کی مرد و زن از هر سو؟
از آسمان چون جای رحمت خشم می بارد
از توبه باید ساخت سدی ایمن از هر سو
از آه مظلومان مشو غافل که می ترسم
فردا به جای سیل بارد آهن از هر سو
گردون دون ترسم به کام کافران گردد
چون شیخ و زاهد دیده ام تردامن از هر سو
با من که دل چرکینم ای باران مدارا کن
هرچند دل خونند یاران چون من از هر سو
✍🏻افشین علا
فروردین 98
کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
✨@afshinala✨
shesh ghahraman { beepmusic.org }
{ beepmusic.org }
🎼بر اساس نغمه ی مازندرانی
✨پغوم✨
🎼آهنگساز: محمدمهدی گورنگی
🎼خواننده: ابوالحسن خوشرو
✍🏻شاعر : افشین علا
📝کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🆔 https://telegram.me/afshinala
✨پغوم✨
🎼آهنگساز: محمدمهدی گورنگی
🎼خواننده: ابوالحسن خوشرو
✍🏻شاعر : افشین علا
📝کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🆔 https://telegram.me/afshinala
بزرگان و خُردان
سلطان سنجر را در آن وقت كه اسير دست غـزها بود پرسيدند: چه شد كه ملكى بدان آراستگى كه تو را بود چنين بر باد رفت؟ گفت كارهاى بزرگ به مردم خُرد فرمودم و بزرگان را به كار خرد گماشتم، خردان كار بزرگ نتوانستند كرد و بزرگان از كار خُرد عار داشتند.
هر دو كار تباه شد و نقصان به ملك رسيد.
"تذكرهء دولتشاه سمرقندى"
📝کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
✨ https://telegram.me/afshinala ✨
سلطان سنجر را در آن وقت كه اسير دست غـزها بود پرسيدند: چه شد كه ملكى بدان آراستگى كه تو را بود چنين بر باد رفت؟ گفت كارهاى بزرگ به مردم خُرد فرمودم و بزرگان را به كار خرد گماشتم، خردان كار بزرگ نتوانستند كرد و بزرگان از كار خُرد عار داشتند.
هر دو كار تباه شد و نقصان به ملك رسيد.
"تذكرهء دولتشاه سمرقندى"
📝کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
✨ https://telegram.me/afshinala ✨
🔸برای حضرت علی اکبر (ع)🔸
💠 آیینه ی پیامبر 💠
بر روی قامت تو خدا مَد گذاشته ست
بر سروهای باغ، سرآمد گذاشته ست
انگار چهره ی تو -به تعریف هر که دید-
آیینه رو به روی محمد گذاشته ست
روی پیمبری تو دستان تیغ را
در لحظه ی فرود، مردد گذاشته ست
هر کس که کینه داشته از بدر ماه تو
بر پیکر تو زخم مشدد گذاشته ست
داغ تو را به لاله سپرده ست و بعد از آن
با پرچمی به سینه ی گنبد گذاشته ست...
✍️ زنده یاد مهدی پرویز
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://bit.ly/2z4BloY
💠 آیینه ی پیامبر 💠
بر روی قامت تو خدا مَد گذاشته ست
بر سروهای باغ، سرآمد گذاشته ست
انگار چهره ی تو -به تعریف هر که دید-
آیینه رو به روی محمد گذاشته ست
روی پیمبری تو دستان تیغ را
در لحظه ی فرود، مردد گذاشته ست
هر کس که کینه داشته از بدر ماه تو
بر پیکر تو زخم مشدد گذاشته ست
داغ تو را به لاله سپرده ست و بعد از آن
با پرچمی به سینه ی گنبد گذاشته ست...
✍️ زنده یاد مهدی پرویز
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://bit.ly/2z4BloY