افشين علا
9.98K subscribers
1.21K photos
243 videos
1 file
1K links
Download Telegram
🔸عروس شرق🔸


امشب دلم انبار باروت است
آتش فشان داغ بيروت است

افتاده يك سو شاخه ي زيتون
يك سو در آتش، ساقه ي توت است

تور عروس شرق، گلدوزي
با دانه هاي سرخ ياقوت است

مانند قايق هاي سرگردان
جاري به هر سو خيل تابوت است

اي خطه ي زيبا! شكيبا باش
جان جهاني با تو مبهوت است

آينده ي لبنان و اسراييل
چون قصه ي طالوت و جالوت است

اين زخم چركين، رو به نابودي است
اين غده ي بدخيم، فرتوت است

طاقت بياور باز هم لبنان!
ديگر زمان محو طاغوت است


✍🏻افشين علا
🗓مرداد ٩٩



🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
‏🆔 @afshinala
🔸خبرنگاران🔸


ای خبرنگاران، ای راویان دانایی
وارث رسولانید با دم مسیحایی

می کنید در میدان با یلان، هم آوردی
کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی

هم گهرشناسان را انس با اسامی تان
هم جریده خوانان را با شما هم آوایی

ای خوشا نگارش ها نقدها گزارش ها
اشتیاق عکاسی شور صفحه آرایی

پای حرف هاتان تا یک دقیقه بنشینیم
برده اید ساعت ها رنج راه پیمایی

جوهر حقایق شد جاری از قلم هاتان
گرچه می کند باطل میل خامه فرسایی

مرغ زیرکید آری بر شما همین زیبد
در رهایی استغنا در قفس، شکیبایی

ملت از شما خرسند در رسانه ها هرچند
سخت می توان گفتن حرف حق به شیوایی



✍🏻افشین علا




‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala
🔸شاه بی شهود🔸


ازشام ها گریخت شمیم تو یاعلی
ایام شد تهی ز نسیم تو یاعلی

گفتی دهید سهم خلافت به دیگری
با آن که کس نبود سهیم تو یاعلی

با چشم بسته رد شدی از "فسق در نهان"
این گونه بود حفظ حریم تو یاعلی

وحشت نداشت از تو کسی وقت اعتراض
لکنت کسی نداشت زبیم تو یاعلی

برخصم، راه آب نبستی اگرچه بست
درکربلا به ذبح عظیم تو یاعلی

برنعش طلحه نیز به زاری گریستی
زیراکه بود یار قدیم تو یاعلی

بعداز جمل، جمیله ی پیغمبرت ندید
جز رحم، از وجود رحیم تو یاعلی

گفتی چو بندگان ندوید ازپی ام، به خلق
ای لشکر فرشته ندیم تو یاعلی

ترسا شکایت ازتو به اسلام چون که برد
تسلیم بود قلب سلیم تو یاعلی

ترسا چو شد به اسم، خطاب و تو "یاامیر"
آشفته گشت روی بسیم تو یاعلی

محکوم بی گناه من ای شاه بی شهود!
نازد قضا به حکم حکیم تو یاعلی

چشم برادر، آتش خشم تورا چشید
بی هیچ بهره از زر و سیم تو یاعلی

فرقی نبود بین غذای تو با اسیر
جانم فدای فرق دو نیم تویاعلی

بعداز تو تکیه گاه برای بشر نماند
تنها نه شیعه ماند یتیم تو یاعلی...


✍️ افشین علا


✨🆔 @afshinala✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به مناسبت سالروز ولادت حضرت امام موسي كاظم (ع)


🌺 🕌 غزل کاظمین 🕌 🌺


گذرم فتاده به جاده ای
که رسد به چشمه ی باده ای

من تشنه کام و رهی چنین؟
چه مسافری و چه جاده ای!

شده بیخود از همه سو کسی
همه سو فتاده فتاده ای

چکد اشک دیده به خاک ره
ز سواره ای، ز پیاده ای

چه رهی! که خود به دو کهکشان
کشدم بدون اراده ای

به چه مهری و به چه اختری
به چه پیری و به چه زاده ای

پدر رضا، پسر رضا
چه نیایی و چه نواده ای

به حرم نگر، چه ضیافتی!
ز کرم، چه خوان گشاده ای

دل من خوشا به سعادتت
چه گرفته ای و چه داده ای!


✍افشین علا
📍کاظمین


🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸به حاكمان عرب 🔸

شيري كه برازنده ي فخر است و مباهات
سيد حسن است آيا يا شيخ امارات؟

اين داده چو قواده به عشرتكده، رونق
آن گشته ولي قائد احرار به شامات

آن پخته سخن گويد با تكيه به قرآن
اين خام ولي چون شتران، حامل تورات

آن لرزه درافكنده به اركان تل آويو
اين با تن لرزان شده پنهان به عمارات

اي شيخ! كني تكيه به قومي كه خداوند
از دوستي اش كرده تو را نهي به آيات؟

اين نهي، نديدي و نخواندي تو به قرآن؟
يا خوانده اي از وحي، فقط لفظ و عبارات؟

هش دار و بپرهيز، از اين غده ي بدخيم
جز ننگ چه بخشيد مناخيم به سادات؟

سيد حسن از چيست كه بي سلطنت و كاخ
خورشيد عرب گشته و حكام چو ذرات

زير قدمش له شده است ارتش صهيون
با آن همه جنگنده و آلات و مهمات

آيا نكني شرم ز لبنان و فلسطين؟
آيا نشنيدي تو ز آيات و روايات؟

ايران چه بدي كرد به اعراب و به اسلام؟
كز كينه ي او كور شدي، كور به كرات!

بحرين و عراق و يمن و شام چرا سوخت؟
در آتش بدخواهي ات اي شيخك بدذات!

آيا نرهاندند نواميس عرب را
سيد حسن و قاسم و ياران ز بليات؟

خنجر زدي از پشت به اعراب و نشستي
با مرتكب آن همه كشتار و جنايات

با قاتل كودك كش صبرا و شتيلا
با جاني نفرين شده در ارض و سماوات

يكباره عقال از سر بي عقل بيفكن
خو كن چو جهودان به عرق چين و كراوات

بيهوده مكش فيل دبي را به رخ اي شاه!
وقتي كه ز سرباز يمن هم شده اي مات

حيثيت خود دادي چون با ثمن بخس
حقانيت فارس شد از خبث تو اثبات

شاهان عرب، طايفه ي لوط و ثمودند
هم بنده ي عزي و منات و هبل و لات

خون عرب است آيا اي مردنمايان!
اين ننگ كه بر دامن تان مانده ز عادات؟

هم قدس ز كف داده و هم مكه و يثرب
جز غرب نداريد دگر قبله ي حاجات

در عقد تل آويو در آييد از اين پس
بوديد چو يك عمر، عيالات ايالات

اي قوم عرب! غيرت اجدادي تان كو؟
بودند نياكان شما اهل فتوحات

تكرار مبادا شود اندوه فلسطين
تا چند برد غرب، از اين منطقه، سوغات؟

دزد است در اين قافله، تا چند تغافل؟
موش است در اين مزرعه، تا چند مماشات؟

تند است چرا اين همه توفان تجاوز؟
كند است چرا اين همه شمشير مجازات؟

خواند همه را قدس به ياري، ز چه خوابيد؟
اقليم عرب گشته چرا خانه ي اموات؟

با اين همه، اي غرب! بپرهيز كه دارد
اين باديه، بس خار مغيلان و نخيلات

دل خوش مكن اي خصم به ويراني بيروت
مكرون! مكن از مكر، گذر سوي خرابات

لبنان نكند روي خود از پارس به پاريس
چون ديده از او خير فراوان، ز تو آفات

سوزنده ي قانا شده دلسوز شهيدان!
غارتگر شبعا شده همدرد جراحات!

اي ننگ به هر كس كه شود خام تو اي خصم
اي واي به شيخي كه كند با تو ملاقات

قوم عرب و اهل خليج كهن فارس
هيهات كه ذلت بپذيرد ز تو، هيهات

آينده از آن يمن و غزه و قدس است
اي غرب به هش باش! رسد روز مكافات...



✍🏻افشين علا
🗓مرداد ٩٩


🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
🆔 @afshinala
🔸دگرانديشي و رواداري🔸


✅گفت و گوي بهمن فرمان آرا با زنده ياد سيمين بهبهاني، از معدود آثار ژانر مألوف مستندهاي روشنفكري بود كه بسيار به دلم نشست.
در اين فيلم با تمام زواياي شخصيت سيمين بهبهاني رو به رو هستيم، نه فقط شاعرانگي يا دگرانديشي اش. زني كه با وجود جايگاه بلندش در ميان شاعران و روشنفكران معاصر، بي هيچ نيازي به تفاخر و فضل فروشي، به زبان ساده ي يك زن ايراني سخن مي گويد. البته از اعتراض و ابراز مخالفتش با نظام حاكم بر كشور ابايي ندارد، اما در ابراز اين مخالفت به دشنام و تحقير و انكار مخاطباني متوسل نمي شود كه نظري خلاف نظر او را دارند.
حتي زماني كه از شهريار سخن مي گويد (شهرياري كه به خاطر همسو شدنش با انقلاب و نظام، مغضوب بسياري از همگنان سيمين بود) تكريم و قدرشناسي از او را فراموش نمي كند و حرمت پيش كسوتي و استادي اش را نگاه مي‌دارد.
جالب آن كه وقتي هم كه مي خواهد از موضع او در خصوص تقديس شعار " خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار" انتقاد كند، فقط مي گويد شهريار نمي بايست از آن به عنوان بهترين "شعر" ياد مي كرد، چراكه آن يك "شعار" بود، نه شعر. و جالب تر آن كه نه تنها به محتواي اين شعار تعريضي نمي كند، بلكه آن را به عنوان يك "دعا" قابل احترام مي داند.
نكته ي قابل توجه ديگر رواداري او با جوانان است. حتي كساني كه آزارش داده اند، تهديدش كرده اند و به او چشم بند زده اند.
سيمين ضمن اعتراض به اين گونه برخوردهاي امنيتي با دگرانديشان، دلسوزي مادرانه ي خود را نيز حتي از آنان دريغ نمي كند و از نصايحش به آنها مي گويد و از شعري كه در آن، خود را "مادر"شان مي داند و هم سرنوشت و شريك شان در تلخي هايي كه بر ميهنش گذشته است.
ناگفته پيداست كه سليقه و نگرش كسي چون من با آن بانوي پيش كسوت، تفاوت ها و تضادهاي بسيار دارد. با روشنفكران و دگرانديشان هم وجوه مشترك چنداني احساس نمي كنم. البته اين به معناي انكار آنان نيست. هرچند آنان امثال ما را انكار مي كنند. ولي به تجربه آموخته ام كه رواداري، شرط اصلي ارتقاء سطح فكر و فرهنگ و آئين يك ملت است.
هم از اين روست كه سيمين بهبهاني در ماه هاي پاياني عمرش وقتي كه شعر نيمايي "سوگ مادر" و غزل هاي مرا خواند، خودش زنگ زد، خودش به خانه اش دعوتم كرد و خودش آن نامه ي پرمهر را كه وصيتي گران بها نيز در آن بود، برايم نوشت.
پيش از آن هرگز گمان نمي كردم كه كسي چون او مشوق كوچك تري چون من باشد. چراكه امثال من از دگرانديشان، تنها تهمت "شاعر حكومتي" بودن را شنيده بوديم. اما سيمين چنان مادرانه و متعهدانه به دفاع از شعرم پرداخت كه تا عمر دارم حلاوت اين رواداري اش را از ياد نخواهم برد. همان گونه كه تعصبش به ايران را و ماندنش در كنار مردمي كه بسياري از آنها قدرش را نمي شناختند. اما سيمين سختي ها و تلخي هاي ماندن در وطن را به جان خريد و هرگز حاضر نشد به خاطر مخالفتش با نظام حاكم، به غرب پناه ببرد. غربي كه چنان عزيزش مي داشت كه نماد قدرتش يعني رييس جمهور ايالات متحده، در مقابل دوربين ها غزل او را به زبان فارسي براي ايرانيان خواند.
اينك در هفتمين سالگرد فقدان آن بانوي غزل نوين فارسي، ياد و نامش را گرامي مي دارم و به روح بلندش درود مي فرستم. به روح شاعري آزاده كه اگرچه در روزگار خود، معترض و دگرانديش شمرده مي شد، اما آن قدر صداقت و شهامت داشت كه به بهانه ي مخالفتش با نظام، چشمش را به روي حماسه هاي بي شمار رزمندگان و شهيدان و جانبازان و معتقدان به انقلاب نبندد و در خانه اش را همچون پنجره هاي ابيات غزلش به روي آنان نيز باز بگذارد.



✍🏻افشين علا
🗓٢٨ مرداد ٩٩



🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
🆔 @afshinala

https://b2n.ir/693712
🕊مرغ سحر🕊


خسرو آواز قرن، شاه بی قرین
شد ز نظر غایب و خلقی پی اش غمین

مرغ سحر، خفته به بستر چرا خموش؟
دلشدگان در عطش بانگ آتشین

فتح جهان کرد بدون سلاح و جنگ
نغمه ی عرش است که جاری است بر زمین

چون که کند لب به ترنم، دوباره باز
از دمش این خاک شود جنت برین

جغد، خمش گردد و باغ از زغن، تهی
زهره به رقص آید و ناهید از آن طنین

طالع سرکش پی خاموشی اش مکوش
چرخ ستمگر پی صیدش مکن کمین

نرگس بیمار مرا در امان بدار
دست طبیعت گل عمر مرا مچین



✍🏻افشین علا






‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‌‏ @afshinala



‏yon.ir/DuszQ
🔹️آیت الله خامنه ای شعر مذمت رهبر امارات را ستود

به گزارش خبرگزاری تسنیم، آیت الله علی خامنه ای در پیامی به افشین علا، "از شاعران شناخته شده" ایران از شعری که او در مذمت توافق عادی سازی روابط اسرائیل و امارات سروده ستایش به عمل آورده است.
این شاعر در شعر خود رهبر امارات را با سید حسن نصرالله مقایسه کرده و با تقبیح وی، به خاطر ادامه خصومت رهبر حزب الله با اسرائیل، به ستایش از او پرداخته است. افشین علا در پایان این شعر پیروزی "یمن و غزه و قدس" و "مکافات" کشورهای غربی را وعده داده است.
به گزارش تسنیم رهبر جمهوری اسلامی در پیام خود به افشین علا نوشته: "شعری که خطاب به حاکمان عرب سرودید، بسیار بجا و به موقع بود. دست شما درد نکند."
به گفته برخی ناظران، توافق اخیر امارات و اسرائیل علاوه بر ایجاد زمینه همکاری دو قدرت مالی و تکنولوژیک منطقه، امکان حضور اسرائیل در نزدیکی مرزهای ایران را نیز فراهم کرده است. همچنین، این توافق می تواند به تقویت قابل ملاحظه نظامی امارات منجر شود.

‏@bbcpersian



🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
‏🆔 @afshinala
❤1
🏴🏴محرم 🏴🏴


یک بار دگر ماه محرم شده آغاز
تنها نه خزان است، که ماتم شده آغاز

پیداست ز اردو زدن قافله ی ابر
در وادی غم، باز محرم شده آغاز

دلشوره ی زهراست، اگر شب شده دلگیر
اندوه رسول است، اگر غم شده آغاز

باران خزان نیست که جاری شده از ابر
این گریه ی مولاست که نم نم شده آغاز

سوز نفس زینب کبراست به هر سو
این باد که با آه دمادم شده آغاز

از کوفه نشان دارد و از پوزه ی گرگان
این زوزه ی پاییز که که کم کم شده آغاز

یادآور گل هاست به زیر سم اسبان
هر خش خش برگی که به عالم شده آغاز

دیروز؟ نه، امروز؟ نه، ای کشته ی جاوید
این سلسله ی اشک، از آدم شده آغاز

آوارگی پردگیان حرم عشق
سوزی است که از سوره ی مریم شده آغاز

آغاز عزای تو نه پاییز و بهار است
این زمزمه از چشمه ی زمزم شده آغاز...


✍🏻افشین علا




✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔸به مناسبت روز "پزشك"🔸


پزشک، نسخه ی خود را نوشت با لبخند
برای مرد سیاستمدار دولتمند

مریض چون که غنی بود و نامدار و بزرگ
به جای عرض تشکر به چهره چین افکند

ولی پزشک نرنجید و طرز مصرف را
برای آن که بفهمد، شمرده گفت و بلند:

سه قرص می دهمت با سه شربت و سه پماد
ولی مهم تر از این ها هزار نکته و پند

اگر که نشنوی آن را نمی شوی درمان
نه با دوا و نه دارو، نه حیله و ترفند

سه بار در روز از خود بپرس: آیا من
همیشه می فهمم، دیگران نمی فهمند؟!

سه بار هر نوبت با خودت بکن تکرار:
نمی رسانم از این پس به جان خلق، گزند

شبی بلند شو از خواب و قطره اشکی ریز
برای درد و غم مردم فقیر و نژند

خیال کن دو سه نوبت تو هم گرفتاری
شبیه مردم زندان کشیده ی دربند

سه بار جانب قصابی محله برو
بپرس چون زن همسایه، گوشت سیری چند؟

اگر به خلق، بدی کرده ای تلافی کن
چنان که از تو شود دلشکسته ای خرسند

چو کام مردم داناست از غرور تو تلخ
از این به بعد چنان کن که از تو گردد قند

غریبه را بنواز و بگیر قدرت را
ز چاپلوس زبان باز و قوم و خویشاوند

به اشتباه خود اقرار کن، اگرچه بزرگ
که اعتراف رهاند اسیر را ز کمند

عنان به تازه به دوران رسیدگان مسپار
در سرای به پاکان گشا، به سفله ببند

"ببین که از که بریدی و با که پیوستی؟"
چه شد نصیبت از آن قهرها و این پیوند؟

به اوج رفته ای اما هنوز ناراضی
در آتشی و نداری قرار مثل سپند

از انتقاد میاشوب، از اعتراض نترس
که ناصحان خردمند همچو جام جم اند

خلاصه پند بگیر از ملوک خفته به گور
که خاک گور چه نام آوران کشیده به بند

"من آن چه شرط بلاغ است با تو می گویم"
اگر قبول نیفتاد، مشنو و مپسند

هزار نسخه، علاج غم تو را نکند
اگر برای تو بیچارگان دعا نکنند...


✍🏻افشین علا



‎✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
‏ @afshinala


https://b2n.ir/944292
🔹پاسخ فرزند گرامي زنده ياد سيمين بهبهاني به مطلب "دگر انديشي و رواداري"🔹


سرور گرامی شاعر وادیب عالیقدر جناب آقای افشین علا

با درود فراوان
نقد و نظر جنابعالي نسبت به مصاحبه مصور اقای فرمان آرا با مادر، بسیار نغز و پرمحتوا و منطبق با واقعیت ها بود و بسیار بر دل نشست. بدين وسيله، مراتب سپاسگزاری خود و خانواده را از آن همه الطاف بیکران به محضر جنابعالی تقدیم ميدارد.

ارادتمند حسین بهبهانی


🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
‏🆔 https://t.me/afshinala/2463
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔻کانال اشعار و یادداشت های افشین علا🔻
‏🆔 @afshinala
🔺 در حاشيه ي شعر "به حاكمان امارات"🔺


به گزارش روابط عمومی موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران محمد ناصرزاده شریفی عضو هیات مدیرۀ موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران تقریظی بر سروده افشین علا شاعر معاصر کشورمان منتشر کرد که متن آن به شرح ذیل است:

«بحران عبارت از این واقعیت است که کهنه در شرف مرگ است و نو قادر به زاده‌شدن نیست. در این میانه انواع نشانه‌های خوفناک پدیدار می‌شود. به این جمله گرامشی می‌افزایم‌، برخی کشورهای عربی آمیزه‌ای از پیشرفت، درآمد و سابقه تمدن عربی-اسلامی را دارا هستند.

اما اینها نظام کهنه قبیله‌ای و سرسپردگی عمیق به قدرت‌هایی که در شکل‌گیری سیاسی آنان در هفت دهه اول قرن بیستم نقش داشتند را حفظ کرده، در خوابی گران که به آنان مستولی شده به سر می‌برند.

در این منطقه کهنه‌های ساخته و پرداخته قرن پیش در حال مرگ است و جهان جدیدی می‌خواهد متولد شود. استقلال، آزادی و تصمیمات از درون و تبیین رابطه دارا و ندار را می‌طلبد. نگاهی نویی به مذهب دارد و در منطقه جغرافیایی ما سلطه‌پذیری به ملت‌ها را بر نمی‌تابد و رعایت را می‌طلبد.

حال در این میان، برقراری رابطه با پرچمی که یک نعش آن را برافراخته و مرده به دنیا آمده نشانه خوفناک مقابله با این تولد است، ادامه سرسپردگی است که در اندیشه‌های نسل جوان و مردم این منطقه منقضی شده است.

به‌قول میگدال، هر دولتی با دو عنصر تصویر ذهنی و اقدامات عملی تعریف می‌شود، حقیقتاً دولت عربی که با اسراییل رابطه برقرار می‌کند چه تصویری از این کار و این عمل ساخته و پرداخته کرده؟ بی جهت نیست برخی رفتارها عینیت خیانت را می‌رساند!

بخواهیم و نخواهیم در زایش دنیای جدید، افکار و اولویتها و موضع‌گیری‌ها را ادبیات حماسی و مقاومت باید به‌دوش بکشد و نگذارد زیبایی‌های عمیق انسانی چون آزاداندیشی و رادمنشی کریمانه از پیرنگ زندگی حذف شود. شعر محمود درویش چنین کرد و سروده افشین علاء نیز همینطور»

📹ویدئویی از افشین اعلا در حال خواندن تازه‌ترین سروده خود با نام "به حاکمان عرب" را در زیر ببینید:
📎https://b2n.ir/523147
@avayeqalam

Instagram.com/afshin.ala
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ای کربلا تنش را...
حالات رفتنش را...
هر روز کن زیارت...
هر شب بیا تماشا...

✅غزل افشين علا در مراسم تاسوعاي روضه محمديه يزد


◼️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا◼️
‏ @afshinala
آدرس اینستاگرام:
Instagram.com/afshin.ala
🏴🏴"هنوز در پی لبیک"🏴🏴


نبود غیر حرامی، به هرطرف نگریست
ولی خروش برآورد: "یاری آیا نیست؟"

مخاطبش چه کسی بود روز عاشورا؟
به جز من و تو خطاب حسین با چه کسی است؟

چه گفت با بشریت در آن دیار غریب
که قرن های پیاپی بشر شنید و گریست؟

هنوز خون گلویش به نیزه ها باقی
هنوز در پی لبیک، بانگ او جاری است

چه داند آن که به ذلت خوش است، کیست حسین؟
چه داند آن که خموشی گزید، زینب کیست؟

چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست
به گاه خون و خطر، معنی برادر چیست؟

دوام مسند و نان است و نام، همت ما
در این زمانه خدارا چه کس حسینی زیست؟

ستم ز هر که زند سر، نسب برد به یزید
شرف، اگر به جهان ماند، از حسین علی است


✍🏻افشین علا




‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺



yon.ir/xWj1p

آدرس اینستاگرام:

Instagram.com/afshin.ala
🏴🏴⚡️ام البنین (س)⚡️🏴🏴


زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشای خود نداشت

ام البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دلارای خود نداشت

در پیش روی چار جگرگوشه ی بتول
آئینه بود و چشم تماشای خود نداشت

زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلای خود نداشت

عمری به شرم زیست که عباس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت...


✍️ افشین علا


‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

‏yon.ir/U36U1
آدرس اینستاگرام:

Instagram.com/afshin.ala