🏴🏴" مهر بقیع "🏴🏴
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید
اگر نشانی شهر مدینه را بلديد
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید
کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید
مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید
کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید
مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید
نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید
کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید
اگر نشانی شهر مدینه را بلديد
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید
کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید
مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید
کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید
مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید
نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید
کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
▪️یَآ أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى إِلَى رَبِّکَ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِى فِى عِبَادِى وَادْخُلِى جَنَّتِى
▪️حضور گرامي بانوي بزرگوار سركار خانم زهره صادقي و جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي
ضايعه ي فقدان مادر بافضيلت و نازنين تان زنده ياد منصوره صدر (صادقي) را كه در ايام سوگواري حضرت فاطمه زهرا (س) به ديدار معبود شتافت، خدمت شما و ساير بازماندگان محترم، تسليت عرض مي كنیم.
اگرچه آن خواهر صبور و مجاهد پس از سالها تحمل فراق برادر، در حسرت ديدار يوسف گم گشته اش چشم از جهان فرو بست، يقين داریم پاداش خويش را در بزمي كه خداوند براي صابران و مقربان درگاهش مهيا كرده است ستانده و با مقتدايش حضرت زينب كبري (س) محشور شده است.
روح آن پير به حق پيوسته شاد و دعاي خيرشان بدرقه ي راهتان باد.
با احترام
افشين علاء و فرزندان بانو مهديه الهي قمشه اي
📚کانال رسمی افشین علا📚
⚡️ @afshinala ⚡️
▪️حضور گرامي بانوي بزرگوار سركار خانم زهره صادقي و جناب حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي
ضايعه ي فقدان مادر بافضيلت و نازنين تان زنده ياد منصوره صدر (صادقي) را كه در ايام سوگواري حضرت فاطمه زهرا (س) به ديدار معبود شتافت، خدمت شما و ساير بازماندگان محترم، تسليت عرض مي كنیم.
اگرچه آن خواهر صبور و مجاهد پس از سالها تحمل فراق برادر، در حسرت ديدار يوسف گم گشته اش چشم از جهان فرو بست، يقين داریم پاداش خويش را در بزمي كه خداوند براي صابران و مقربان درگاهش مهيا كرده است ستانده و با مقتدايش حضرت زينب كبري (س) محشور شده است.
روح آن پير به حق پيوسته شاد و دعاي خيرشان بدرقه ي راهتان باد.
با احترام
افشين علاء و فرزندان بانو مهديه الهي قمشه اي
📚کانال رسمی افشین علا📚
⚡️ @afshinala ⚡️
Forwarded from افشين علا
🔸بدرقه ی سلیمان🔸
شور قیامت است این شرح و بیان ندارد
با چه زبان بگویم؟ عشق زبان ندارد
عقل نشسته حیران لفظ گرفته پایان
شعر، دَرَد گریبان تاب بیان ندارد
آمده اند مردم از همه سو به تشییع
بدرقه ی سلیمان پیر و جوان ندارد
خواست دلم از این غم شرح دهم به عالم
نامه خوش است، اما خامه توان ندارد
صف زده اند هر سو لشکر حق و باطل
چون تو سپهبد اما ملک جهان ندارد
گرچه نفس به تنگی می کشم از فراقت
مرگ به این قشنگی آه و فغان ندارد
زنده تویی که رفتی مرده منم که ماندم
من چه بگویم از تو؟ مرده که جان ندارد
حسرت آن نگاهت کشت مرا که شعرم
این همه لطف و خوبی دارد و آن ندارد
حال که در دو عالم این همه سود بردی
یک نظری به ما کن این که زیان ندارد!
✍🏻افشین علا
🗓دی 98
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
شور قیامت است این شرح و بیان ندارد
با چه زبان بگویم؟ عشق زبان ندارد
عقل نشسته حیران لفظ گرفته پایان
شعر، دَرَد گریبان تاب بیان ندارد
آمده اند مردم از همه سو به تشییع
بدرقه ی سلیمان پیر و جوان ندارد
خواست دلم از این غم شرح دهم به عالم
نامه خوش است، اما خامه توان ندارد
صف زده اند هر سو لشکر حق و باطل
چون تو سپهبد اما ملک جهان ندارد
گرچه نفس به تنگی می کشم از فراقت
مرگ به این قشنگی آه و فغان ندارد
زنده تویی که رفتی مرده منم که ماندم
من چه بگویم از تو؟ مرده که جان ندارد
حسرت آن نگاهت کشت مرا که شعرم
این همه لطف و خوبی دارد و آن ندارد
حال که در دو عالم این همه سود بردی
یک نظری به ما کن این که زیان ندارد!
✍🏻افشین علا
🗓دی 98
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
https://www.mehrnews.com/news/5116061/شهید-سلیمانی-همانند-اسطوره-ها-بود-آمیختگی-ادبیات-و-مفاهیم-دینی
خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
نویسنده منظومه «سربازنامه»: شهید سلیمانی همانند اسطورهها بود/ آمیختگی ادبیات و مفاهیم دینی
بجنورد- نویسنده منظومه «سربازنامه» گفت: سردار شهید سلیمانی همانند اسطورهها بود لذا ما هنرمندان وظیفه داریم که از این ثروت ملی محافظت کنیم.
https://www.30book.com/Book/109559/بوی-بال-فرشته-می-آید-افشین-علا-خانه-فرهنگ-و-هنر-گویا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🔺 استغاثه 🔺
درياب، اي ابوالبشر! اين خانواده را
در صدر بين، جماعت قابيل زاده را
اي نوح! سر برآور و سكان به كف ببين
فرزندهاي ناخلف پرافاده را
بنگر خليل! خدعه ي رندان چو منجنيق
هر سو هدف گرفته يلان فتاده را
موسي! در اشتها همه چون اژدها ببين
هفتاد شغله هاي عصا قورت داده را
عيسي! ببين خيانت برخي حواريون
مصلوب خصم كرده جوانان ساده را
بازآ رسول خاتم و هم كاخ را ببين
هم كوخ هاي شهر و بيابان و جاده را
حيدر! بر اين خزانه كه تنگي گرفته است
بنگر بسي برادر و دست گشاده را
زهرا! نگر ز غصب فدك هاي بي شمار
تقسيم سهم بين تبار و نواده را
اي مجتبي! ببين كه لگدمال كرده اند
خيل سوار، سفره ي خلق پياده را
زير قدوم و در كف اشرار، يا حسين!
خون شهيد را نگر و جام باده را
اي اهل بيت پاك! ز افلاك بنگريد
ايران زخم خورده، ولي ايستاده را
از شر رهزنان، برهان اي امام عصر!
اين ملت صبور و نجيب و نژاده را
📝افشين علا
🗓دي ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
درياب، اي ابوالبشر! اين خانواده را
در صدر بين، جماعت قابيل زاده را
اي نوح! سر برآور و سكان به كف ببين
فرزندهاي ناخلف پرافاده را
بنگر خليل! خدعه ي رندان چو منجنيق
هر سو هدف گرفته يلان فتاده را
موسي! در اشتها همه چون اژدها ببين
هفتاد شغله هاي عصا قورت داده را
عيسي! ببين خيانت برخي حواريون
مصلوب خصم كرده جوانان ساده را
بازآ رسول خاتم و هم كاخ را ببين
هم كوخ هاي شهر و بيابان و جاده را
حيدر! بر اين خزانه كه تنگي گرفته است
بنگر بسي برادر و دست گشاده را
زهرا! نگر ز غصب فدك هاي بي شمار
تقسيم سهم بين تبار و نواده را
اي مجتبي! ببين كه لگدمال كرده اند
خيل سوار، سفره ي خلق پياده را
زير قدوم و در كف اشرار، يا حسين!
خون شهيد را نگر و جام باده را
اي اهل بيت پاك! ز افلاك بنگريد
ايران زخم خورده، ولي ايستاده را
از شر رهزنان، برهان اي امام عصر!
اين ملت صبور و نجيب و نژاده را
📝افشين علا
🗓دي ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🔺به ياد محمود كيانوش🔺
شايد عجيب باشد يك عمر مديون كسي باشي كه هرگز او را نديده اي. "محمود كيانوش" براي من همان كس است. كسي كه تا عمر دارم نه تنها فراموشش نخواهم كرد كه حضورش را چون سايه ي درختي پر شاخ و برگ بر سرم احساس مي كنم. چراكه هيچ كس به اندازه ي او به گردن شعرهايم حق ندارد.
كودكي ده ساله بودم كه قدم به وادي شعر گذاشتم. اما به رسم بسياري از طفلان تازه وارد، بلد نبودم كه مضامين و واژه ها را در قالبي برازنده بيان كنم. پس اداي بزرگترها را درمي آوردم و براي خوشايند آنان، دريافت هاي شاعرانه ام را در قالب تعابير و كلمات قلمبه سلمبه به نظم مي كشيدم.
تا آن كه مجموعه اي از كتاب هاي شعر محمود كيانوش به دستم رسيد. مجموعه شعرهايي كه براي كودكان و نوجوانان سروده شده بود. البته پيش از آن، كتاب هاي كودكانه ي بسياري را ديده يا خوانده بودم. اما شعرهاي كيانوش با همه ي آنها فرق داشت. احساس مي كردم انگار براي خود من سروده شده اند. آن شعرها با اين كه تصاوير رنگ آميزي شده ي مرسوم كتاب هاي كودك را در كنار خود نداشتند، چنان مجذوبم كردند كه همدم روزها و شبهايم شدند. شعر كيانوش چنان ذهن و زبانم را به بازي گرفت كه به جرأت مي توانم بگويم سرنوشت شاعري ام را عوض كرد. من نه تنها خودم را مخاطب واقعي آن شعرها يافتم، كه تصميم گرفتم وقتي بزرگتر شدم مثل او براي بچه ها شعر بگويم. كاري كه به لطف خدا از همان نوجواني آغازش كردم و هنوز هم يكي از دغدغه هاي اصلي من است. بعدها با ديگر سرآمدان شعر كودك نيز آشنا شدم كه از خرمن هر كدام شان توشه اي برداشتم. اما نام محمود كيانوش همچنان در صدر آن اسامي قرار دارد. به زعم من، او پيش كسوت تمام شاعراني است كه شعر كودك را نه از سر تفنن، كه با دانش و اشرافي توأم با عشق و آگاهي انتخاب كرده اند. پس از او شعرهاي ماندگار فراواني توسط ديگران سروده شد، شعرهايي چه بسا بهتر از شعر او، اما جايگاه كيانوش در ميان شاعران ديگر، همچنان ممتاز است. چراكه او آغازگر بود. نه آن كه پيش از او در ايران، از شعر كودك نشاني نباشد. ولي كيانوش بيش از هر شاعري به شعر كودك، اسلوب و شيوه و مضمون داد. افقي كه او پيش روي شاعران كودك ترسيم كرد، همچنان در تداوم است و راهي كه پيش پايشان گذاشت، همچنان ادامه دارد.
او اگرچه دور از وطن مي زيست، با جديت و علاقه، كارهاي ما را در ايران رصد مي كرد. سالها پيش، از لندن كتابي برايم فرستاد كه اشك شوق را بر چهره ام جاري كرد. چراكه در صفحه ي سفيد ابتداي كتابش با دستخطي زيبا، فروتنانه نوشته بود: "تمام آرزويم در اين ساليان دراز، رسيدن به نقطه اي بود كه اكنون شما به آن رسيده ايد. پس احساس مي كنم پاداش تمام تلاش هايم را گرفته ام."
اما بي شك پاداش خدمات كيانوش به شعر و ادبيات كودك فراتر از اينهاست. پس اكنون كه به ابديت پيوسته است، از درگاه خداوند پاداشي درخور قلب پرمهر و دست پرتلاش او برايش آرزو مي كنم.
📝افشين علا
🗓دي ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
https://b2n.ir/399848
شايد عجيب باشد يك عمر مديون كسي باشي كه هرگز او را نديده اي. "محمود كيانوش" براي من همان كس است. كسي كه تا عمر دارم نه تنها فراموشش نخواهم كرد كه حضورش را چون سايه ي درختي پر شاخ و برگ بر سرم احساس مي كنم. چراكه هيچ كس به اندازه ي او به گردن شعرهايم حق ندارد.
كودكي ده ساله بودم كه قدم به وادي شعر گذاشتم. اما به رسم بسياري از طفلان تازه وارد، بلد نبودم كه مضامين و واژه ها را در قالبي برازنده بيان كنم. پس اداي بزرگترها را درمي آوردم و براي خوشايند آنان، دريافت هاي شاعرانه ام را در قالب تعابير و كلمات قلمبه سلمبه به نظم مي كشيدم.
تا آن كه مجموعه اي از كتاب هاي شعر محمود كيانوش به دستم رسيد. مجموعه شعرهايي كه براي كودكان و نوجوانان سروده شده بود. البته پيش از آن، كتاب هاي كودكانه ي بسياري را ديده يا خوانده بودم. اما شعرهاي كيانوش با همه ي آنها فرق داشت. احساس مي كردم انگار براي خود من سروده شده اند. آن شعرها با اين كه تصاوير رنگ آميزي شده ي مرسوم كتاب هاي كودك را در كنار خود نداشتند، چنان مجذوبم كردند كه همدم روزها و شبهايم شدند. شعر كيانوش چنان ذهن و زبانم را به بازي گرفت كه به جرأت مي توانم بگويم سرنوشت شاعري ام را عوض كرد. من نه تنها خودم را مخاطب واقعي آن شعرها يافتم، كه تصميم گرفتم وقتي بزرگتر شدم مثل او براي بچه ها شعر بگويم. كاري كه به لطف خدا از همان نوجواني آغازش كردم و هنوز هم يكي از دغدغه هاي اصلي من است. بعدها با ديگر سرآمدان شعر كودك نيز آشنا شدم كه از خرمن هر كدام شان توشه اي برداشتم. اما نام محمود كيانوش همچنان در صدر آن اسامي قرار دارد. به زعم من، او پيش كسوت تمام شاعراني است كه شعر كودك را نه از سر تفنن، كه با دانش و اشرافي توأم با عشق و آگاهي انتخاب كرده اند. پس از او شعرهاي ماندگار فراواني توسط ديگران سروده شد، شعرهايي چه بسا بهتر از شعر او، اما جايگاه كيانوش در ميان شاعران ديگر، همچنان ممتاز است. چراكه او آغازگر بود. نه آن كه پيش از او در ايران، از شعر كودك نشاني نباشد. ولي كيانوش بيش از هر شاعري به شعر كودك، اسلوب و شيوه و مضمون داد. افقي كه او پيش روي شاعران كودك ترسيم كرد، همچنان در تداوم است و راهي كه پيش پايشان گذاشت، همچنان ادامه دارد.
او اگرچه دور از وطن مي زيست، با جديت و علاقه، كارهاي ما را در ايران رصد مي كرد. سالها پيش، از لندن كتابي برايم فرستاد كه اشك شوق را بر چهره ام جاري كرد. چراكه در صفحه ي سفيد ابتداي كتابش با دستخطي زيبا، فروتنانه نوشته بود: "تمام آرزويم در اين ساليان دراز، رسيدن به نقطه اي بود كه اكنون شما به آن رسيده ايد. پس احساس مي كنم پاداش تمام تلاش هايم را گرفته ام."
اما بي شك پاداش خدمات كيانوش به شعر و ادبيات كودك فراتر از اينهاست. پس اكنون كه به ابديت پيوسته است، از درگاه خداوند پاداشي درخور قلب پرمهر و دست پرتلاش او برايش آرزو مي كنم.
📝افشين علا
🗓دي ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
https://b2n.ir/399848
استوري شاعر ارجمند احمد ميرزاده در خصوص "سربازنامه" منظومه اي كه در وصف شهيد قاسم سليماني سروده ام.
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
🏴🥀قصیده ای در سوگ گل یاس
از بس كه بود مثل محمد، شمایلش
گويي پدر چو آینه بود، او مقابلش
تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش
دریای بیکرانه ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش
اوصاف او به سوره ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش
اعجاز، واژه ای است که زهراست آیتش
معراج، مزرعی است که زهراست حاصلش
"قالوا بلي" فسانه ي روز الست نيست
بار امانتی است که زهراست حاملش
تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه ی زهراست مٓنزلش
آل عبا اگر ز محمد، مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش
حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش
نازم به خانه ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش
نازم به قامتی که ملک رشک می برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش
نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات، پی رفع مشکلش
از کودک گرسنه ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش
جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی رسند به طی مراحلش
قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش
جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش
جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش
گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی ست ز بحر خصائلش
در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته ست دست حضرت زهرا حمایلش
زهراست تکیه گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه خوان پسر در مقاتلش
زینب، اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه ی زهراست در دلش
ام البنین اگرچه ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش
نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر، اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش
گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه کن کنند تبار و سلاسلش
نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش
وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش
وای از دمی که شرم زند شعله بی امان
نزد رسول، بر جگر خصم جاهلش
ما لعن بر جماعت غاصب نمی کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش
این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می کنیم به دیدار عاجلش
✍ افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
از بس كه بود مثل محمد، شمایلش
گويي پدر چو آینه بود، او مقابلش
تنها نه زن، که خالق هستی ز نور خویش
بخشیده بود جوهر انسان کاملش
دریای بیکرانه ی عصمت که در جهان
تنها علی رسید به ادراک ساحلش
اوصاف او به سوره ی کوثر خلاصه شد
زیرا به وحی نیز نگنجد فضائلش
اعجاز، واژه ای است که زهراست آیتش
معراج، مزرعی است که زهراست حاصلش
"قالوا بلي" فسانه ي روز الست نيست
بار امانتی است که زهراست حاملش
تنزیل اگرچه قدر ز مُنزِل گرفته است
نازد به خود که خانه ی زهراست مٓنزلش
آل عبا اگر ز محمد، مقام یافت
زهراست ثقل دایره و شمع محفلش
حیدر " ولی" و حضرت زهراست حامی اش
میزان، علی و حضرت زهرا معادلش
نازم به خانه ای که در آن جن و انس را
اذن دخول نیست چو زهراست داخلش
نازم به قامتی که ملک رشک می برد
بر تار و پود چادر او در نوافلش
نازم به دامنی که نبی سر بر آن گذاشت
در ناملایمات، پی رفع مشکلش
از کودک گرسنه ی خود کرد نان، دریغ
تا نگذرد گرسنه از آن سفره، سائلش
جاری چو زمزم است ولی مروه و صفا
هرگز نمی رسند به طی مراحلش
قبرش نهان شد از نظر خلق تا ز آه
هر دم به جای گُل ندمد آتش از گِلش
جانم فدای یاس کبودی که از نظر
در روز حشر نیز نهان است محملش
جانم فدای ماه منیری که در سفر
عاجز شد آفتاب ز سیر منازلش
گر شهره شد حسن به کرامت، ز مادر است
جود و کرم نمی ست ز بحر خصائلش
در اهتزاز مانده اگر بیرق حسین
بسته ست دست حضرت زهرا حمایلش
زهراست تکیه گاه پسر در مصائبش
زهراست نوحه خوان پسر در مقاتلش
زینب، اگر گرفت به صحرای کربلا
سکان به کف، سکینه ی زهراست در دلش
ام البنین اگرچه ابوالفضل پرورید
از شیر خود، عنایت زهراست شاملش
نازم به کوثری که تبار رسول از اوست
ابتر، اگرچه خواند ز کین، ابن وائلش
گرگان پس از شهادت او نیز در کمین
تا ریشه کن کنند تبار و سلاسلش
نامحرمی و ضربه به پهلوی فاطمه؟!
شکر خدا که شد در و دیوار، حائلش
وای از دمی که شکوه کند نزد مصطفی
در روز حشر، حضرت زهرا ز قاتلش
وای از دمی که شرم زند شعله بی امان
نزد رسول، بر جگر خصم جاهلش
ما لعن بر جماعت غاصب نمی کنیم
زیرا فدک نبود و فلک نیز قابلش
این شکوه را چو یوسف زهراست مدعی
موکول می کنیم به دیدار عاجلش
✍ افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔼 کانال اشعار و مطالب افشین علا 🔼
🔺عاقبت ترامپ🔺
بر تن خصم، قاسما! زلزله ي شديد بين
سيلي انتقام بر اهرمن پليد بين
كاخ سفيد را نگر از همه روسياه تر
لشكر خويش را ولي فاتح و روسفيد بين
آن كه به سرو قامتت خنجر كين ز پشت زد
صاعقه بر سرش نگر لرزه بر او چو بيد بين
گاوچران سرخ مو رفته به لاك خود فرو
چرخ، شكسته شاخ او هيمنه ي شهيد بين
راه ترامپ گشته سد خورده ز هر دري لگد
قاتل خويش چون جسد از همه نااميد بين
گشته بر او كريسمس، تيره و تار چون قفس
خطه ي فارس را ولي در تب و تاب عيد بين
اي كه ز خاك رسته اي آن همه بت شكسته اي
جايگزين خود بسي بت شكن جديد بين
نام تو با حسين شد تا به ابد قرين، ولي
عاقبت ترامپ چون آخرت يزيد بين!
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
بر تن خصم، قاسما! زلزله ي شديد بين
سيلي انتقام بر اهرمن پليد بين
كاخ سفيد را نگر از همه روسياه تر
لشكر خويش را ولي فاتح و روسفيد بين
آن كه به سرو قامتت خنجر كين ز پشت زد
صاعقه بر سرش نگر لرزه بر او چو بيد بين
گاوچران سرخ مو رفته به لاك خود فرو
چرخ، شكسته شاخ او هيمنه ي شهيد بين
راه ترامپ گشته سد خورده ز هر دري لگد
قاتل خويش چون جسد از همه نااميد بين
گشته بر او كريسمس، تيره و تار چون قفس
خطه ي فارس را ولي در تب و تاب عيد بين
اي كه ز خاك رسته اي آن همه بت شكسته اي
جايگزين خود بسي بت شكن جديد بين
نام تو با حسين شد تا به ابد قرين، ولي
عاقبت ترامپ چون آخرت يزيد بين!
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
بازسرايي غزلي قديمي
🔺روزه ي صبر🔺
کنج غار عزلت خود یار می خواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار می خواهم که نیست
تا که داد خلق را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار می خواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمی آید به شهر
در بیابان، دولت بیدار می خواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بسته اند
نقش این آیینه بی زنگار می خواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمی خواهم که هست
در مصائب، محرم اسرار می خواهم که نیست
کمترند از هسته ی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار می خواهم که نیست
بین ياران، همدلي آن سان که قرآن گفته است
چون اشداء علی الکفار می خواهم که نیست
بر سر دزدان بیت المال، باران بلا
خاك ها بر كاخ ها آوار می خواهم که نیست
گرچه خاموشم، به گوشم مي رسد دشنام ها
بین اشرار و حرم، دیوار می خواهم که نیست
سوزد از خاشاك غم، چشمانم اما سوزنی
تا که از پایي برآرم خار می خواهم که نیست
سوي صحرا از خیابان های پرتزویر شهر
تا گريزم، مرکبی رهوار می خواهم که نیست
روزه ي اين صبر را تا بشكنم، از مرگ سرخ
شربتي بر سفره ي افطار می خواهم که نیست
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔺روزه ي صبر🔺
کنج غار عزلت خود یار می خواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار می خواهم که نیست
تا که داد خلق را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار می خواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمی آید به شهر
در بیابان، دولت بیدار می خواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بسته اند
نقش این آیینه بی زنگار می خواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمی خواهم که هست
در مصائب، محرم اسرار می خواهم که نیست
کمترند از هسته ی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار می خواهم که نیست
بین ياران، همدلي آن سان که قرآن گفته است
چون اشداء علی الکفار می خواهم که نیست
بر سر دزدان بیت المال، باران بلا
خاك ها بر كاخ ها آوار می خواهم که نیست
گرچه خاموشم، به گوشم مي رسد دشنام ها
بین اشرار و حرم، دیوار می خواهم که نیست
سوزد از خاشاك غم، چشمانم اما سوزنی
تا که از پایي برآرم خار می خواهم که نیست
سوي صحرا از خیابان های پرتزویر شهر
تا گريزم، مرکبی رهوار می خواهم که نیست
روزه ي اين صبر را تا بشكنم، از مرگ سرخ
شربتي بر سفره ي افطار می خواهم که نیست
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔸 به کولبران مظلوم 🔸
رازید ولی نهفته در برف
ناگفته و ناشنفته در برف
چون کوه، خموش و بار بر دوش
اسرار مگو نهفته در برف
با روی کبود چون بنفشه
مانند گلی شکفته در برف
هم گرده ی خویش کرده خالی
هم گوهر خویش سفته در برف
گوش شنوا ندیده بر خاک
شرح غم خویش گفته در برف
با شوق بهار رفته در خواب
از چهره، غبار رفته در برف
رفتید و چو کبک سر به زیریم
ای کولبران خفته در برف...
📝افشين علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
رازید ولی نهفته در برف
ناگفته و ناشنفته در برف
چون کوه، خموش و بار بر دوش
اسرار مگو نهفته در برف
با روی کبود چون بنفشه
مانند گلی شکفته در برف
هم گرده ی خویش کرده خالی
هم گوهر خویش سفته در برف
گوش شنوا ندیده بر خاک
شرح غم خویش گفته در برف
با شوق بهار رفته در خواب
از چهره، غبار رفته در برف
رفتید و چو کبک سر به زیریم
ای کولبران خفته در برف...
📝افشين علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️به مناسبت 13 جمادی الثانی، سالروز وفات حضرت ام البنين (س) :
🔸رشک حور🔸
زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت
اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشای خود نداشت
ام البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دلارای خود نداشت
در پیش روی چار جگرگوشه ی بتول
آئینه بود و چشم تماشای خود نداشت
زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت
در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلای خود نداشت
عمری به شرم زیست که عباس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت...
✍🏻افشین علا
◀️ آواز: محمد معتمدي
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔸رشک حور🔸
زن، رشک حور بود و تمنای خود نداشت
چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت
اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر
در خانه ی علی سر افشای خود نداشت
ام البنین کنایه ای از شرم عاشقی است
کز حجب، تاب نام دلارای خود نداشت
در پیش روی چار جگرگوشه ی بتول
آئینه بود و چشم تماشای خود نداشت
زن؟ نه! همای عرش نشینی که آشیان
جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت
در عشق، پاره های جگر داده بود و لیک
بعد از حسین، میل تسلای خود نداشت
عمری به شرم زیست که عباس، وقت مرگ
دستی برای یاری مولای خود نداشت...
✍🏻افشین علا
◀️ آواز: محمد معتمدي
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
بازسرايي يك شعر كودكانه ي قديمي به ياد مادرم زنده ياد "پروين دخت ملك محمدي نوري" كه هماره لبانش مترنم به تلاوت آيات بود.
✨مادرم، قرآن بخوان✨
مادرم، قرآن بخوان
با صدایی آشنا
آشنا مثل نسیم
مثل خواب بچه ها
از صدایت خوب تر
در تمام خانه نیست
نرمی آواز تو
در پر پروانه نیست
هیچ می دانی که شب
وقت قرآن خواندنت
می گذارد مثل من
ماه، سر بر دامنت؟
رحل را آورده ام
خانه امشب روشن است
مادرم، قرآن بخوان
وقت قرآن خواندن است
مي شوم بي اختيار
با تو غرق زمزمه
قلب من پر مي زند
در هواي فاطمه...
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
yon.ir/N9UXT
✨مادرم، قرآن بخوان✨
مادرم، قرآن بخوان
با صدایی آشنا
آشنا مثل نسیم
مثل خواب بچه ها
از صدایت خوب تر
در تمام خانه نیست
نرمی آواز تو
در پر پروانه نیست
هیچ می دانی که شب
وقت قرآن خواندنت
می گذارد مثل من
ماه، سر بر دامنت؟
رحل را آورده ام
خانه امشب روشن است
مادرم، قرآن بخوان
وقت قرآن خواندن است
مي شوم بي اختيار
با تو غرق زمزمه
قلب من پر مي زند
در هواي فاطمه...
📝افشين علا
🗓بهمن ٩٩
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
yon.ir/N9UXT