☮️ شعري براي صلح ☮️
پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار
با طرح های تازه و خلاق
دیروز یک نشست ضروری گذاشتند
در صحن باغچه
در سالن بهار
از هر طرف به شوق ملاقات
تنها، بدون هیأت همراه
بی مرکب و محافظ و تشریفات
از راه، آمدند
شاد و امیدوار
پروانه ها به هم که رسیدند
در جایگاه خود
کوتاه یا بلند، نشستند
در بین شاخه های گل سرخ
بی لحظه ای درنگ
هر جا که جا شدند، نشستند
بی در نظر گرفتن شأن و مقام و رنگ
یا تیره و تبار
دستور کارشان
نشر شمیم گل
در شامه ی ضعیف بشر بود
حفظ و اشاعه ی لبخند
بر چهره ی تکیده و غمگین روزگار
با هم مذاکره کردند
هر جا که اختلاف نظر بود
کوتاه، آمدند
هر جا که اتفاق نظر بود
با بال های نرم
کف می زدند
آرام و باوقار
بعد از مذاکرات مفصل
تصمیم های خوب گرفتند
شیرین تر از عسل
در انتها بیانیه هم دادند
آن را به دست باد سپردند
تا آن که قاصدک ببرد با خود
هر گوشه و کنار
اجلاس شان به خیر و خوشی برگزار شد
بی آن که ذره ای
از جیب غنچه های زبان بسته
خرجی شود برای پذیرایی
خرجی شود برای سمینار...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
پروانه های کوچک خوش نقش و خوش نگار
با طرح های تازه و خلاق
دیروز یک نشست ضروری گذاشتند
در صحن باغچه
در سالن بهار
از هر طرف به شوق ملاقات
تنها، بدون هیأت همراه
بی مرکب و محافظ و تشریفات
از راه، آمدند
شاد و امیدوار
پروانه ها به هم که رسیدند
در جایگاه خود
کوتاه یا بلند، نشستند
در بین شاخه های گل سرخ
بی لحظه ای درنگ
هر جا که جا شدند، نشستند
بی در نظر گرفتن شأن و مقام و رنگ
یا تیره و تبار
دستور کارشان
نشر شمیم گل
در شامه ی ضعیف بشر بود
حفظ و اشاعه ی لبخند
بر چهره ی تکیده و غمگین روزگار
با هم مذاکره کردند
هر جا که اختلاف نظر بود
کوتاه، آمدند
هر جا که اتفاق نظر بود
با بال های نرم
کف می زدند
آرام و باوقار
بعد از مذاکرات مفصل
تصمیم های خوب گرفتند
شیرین تر از عسل
در انتها بیانیه هم دادند
آن را به دست باد سپردند
تا آن که قاصدک ببرد با خود
هر گوشه و کنار
اجلاس شان به خیر و خوشی برگزار شد
بی آن که ذره ای
از جیب غنچه های زبان بسته
خرجی شود برای پذیرایی
خرجی شود برای سمینار...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🌿🌸 *جشن بهار در پارپیرار* 🌸🌿
نوروز خوانی و اجرای شعر و موسیقی در استقبال از بهار 🌿زمان: امشب، یکشنبه ۲۴اسفند، ساعت ۲۰:۰۰ 🕗 🌿 در صفحه اینستاگرام پارپیرار به صورت پخش زنده. با اجرای اساتید و هنرمندانی همچون: 🌸کیوس گوران 🌸محمدرضا اسحاقی🌸 علی اکبر شکارچی🌸عبدالحسین مختاباد 🌸 ناصر وحدتی 🌸افشین اعلاء 🌸هلاکو خلعتبری 🌸 اسماعیل ذوقی 🌸 فردوس حاجیان 🌸علی اصغر رستمی🌸علی اکبر رستگار 🌸رضا دیوسالار🌸حسن محمد حسینی (کل مست)🌸 حمزه محمدی 🌸نوید مصطفی پور🌸 یاسر نوازنده گرجی 🌸مهدی لطفی 🆔https://instagram.com/parpirar_artistic_cultural
نوروز خوانی و اجرای شعر و موسیقی در استقبال از بهار 🌿زمان: امشب، یکشنبه ۲۴اسفند، ساعت ۲۰:۰۰ 🕗 🌿 در صفحه اینستاگرام پارپیرار به صورت پخش زنده. با اجرای اساتید و هنرمندانی همچون: 🌸کیوس گوران 🌸محمدرضا اسحاقی🌸 علی اکبر شکارچی🌸عبدالحسین مختاباد 🌸 ناصر وحدتی 🌸افشین اعلاء 🌸هلاکو خلعتبری 🌸 اسماعیل ذوقی 🌸 فردوس حاجیان 🌸علی اصغر رستمی🌸علی اکبر رستگار 🌸رضا دیوسالار🌸حسن محمد حسینی (کل مست)🌸 حمزه محمدی 🌸نوید مصطفی پور🌸 یاسر نوازنده گرجی 🌸مهدی لطفی 🆔https://instagram.com/parpirar_artistic_cultural
🔺براي شهيد سرافراز مازندران "يوسف سجودي" كه سي و هفت سال است شهر بابل چشم به راه بازگشت قامت بلند و سيماي يوسف گون اوست.
🌹با گل من چه كردي؟🌹
باز رسيده اسفند، آمده ماه يوسف
مانده هنوز بابل، چشم به راه يوسف
شهر، اگرچه گردد غرق بهارنارنج
عيد صفا ندارد بي رخ ماه يوسف
باد ز كاكل او رايحه اي نياورد
قافله اي نيامد بر لب چاه يوسف
در غم او خميده گوشه به گوشه يعقوب
چرخ حسود! جز حسن، چيست گناه يوسف؟
كاش دمي ببيند از بن آن دو ابرو
موي سفيد ما را چشم سياه يوسف
هرچه به جبهه گفتم: با گل من چه كردي؟
هيچ نگفت، چون بود مست نگاه يوسف
در چمنش نبوييد پيرهنش نجوييد
جامه ي اوست خورشيد ماه، كلاه يوسف
لشكر كربلا را يك تنه شد علمدار
پس به يقين، اباالفضل هست پناه يوسف
با صف عاشقان رفت گمشده ام به ميدان
در صف حشر باشد عشق، گواه يوسف
خصم، شكست ما را بلكه به خواب بيند
زان كه هنوز هستيم جمله، سپاه يوسف...
✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🌹با گل من چه كردي؟🌹
باز رسيده اسفند، آمده ماه يوسف
مانده هنوز بابل، چشم به راه يوسف
شهر، اگرچه گردد غرق بهارنارنج
عيد صفا ندارد بي رخ ماه يوسف
باد ز كاكل او رايحه اي نياورد
قافله اي نيامد بر لب چاه يوسف
در غم او خميده گوشه به گوشه يعقوب
چرخ حسود! جز حسن، چيست گناه يوسف؟
كاش دمي ببيند از بن آن دو ابرو
موي سفيد ما را چشم سياه يوسف
هرچه به جبهه گفتم: با گل من چه كردي؟
هيچ نگفت، چون بود مست نگاه يوسف
در چمنش نبوييد پيرهنش نجوييد
جامه ي اوست خورشيد ماه، كلاه يوسف
لشكر كربلا را يك تنه شد علمدار
پس به يقين، اباالفضل هست پناه يوسف
با صف عاشقان رفت گمشده ام به ميدان
در صف حشر باشد عشق، گواه يوسف
خصم، شكست ما را بلكه به خواب بيند
زان كه هنوز هستيم جمله، سپاه يوسف...
✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
مرا معلم عشق تو شاعري آموخت...
در اين شب جمعه ي آخر سال براي همه ي به حق پيوستگان به ويژه مادران آسماني، طلب شادي و مغفرت مي كنم.
بر مزار معلم عشق و شاعري ام، مادرم، زنده ياد "پروين دخت ملك محمدي نوري"
بزرگ آموزگاري كه عطر دامنش ترنم شعر را بر لبانم جاري كرد، صداي آسماني اش گوش جانم را با نواي قرآن و مناجات در هم آميخت، نگاه نوراني اش دست هايم را به دامان اهل بيت (ع) رساند، و اشاره ي سرانگشتان روشنش راه هاي آسمان را نشانم داد.
روحش شاد و نامش جاودانه باد.
افشين علا
اسفند ٩٩
بهشت زهرا (س)
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
در اين شب جمعه ي آخر سال براي همه ي به حق پيوستگان به ويژه مادران آسماني، طلب شادي و مغفرت مي كنم.
بر مزار معلم عشق و شاعري ام، مادرم، زنده ياد "پروين دخت ملك محمدي نوري"
بزرگ آموزگاري كه عطر دامنش ترنم شعر را بر لبانم جاري كرد، صداي آسماني اش گوش جانم را با نواي قرآن و مناجات در هم آميخت، نگاه نوراني اش دست هايم را به دامان اهل بيت (ع) رساند، و اشاره ي سرانگشتان روشنش راه هاي آسمان را نشانم داد.
روحش شاد و نامش جاودانه باد.
افشين علا
اسفند ٩٩
بهشت زهرا (س)
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔺به مناسبت روز ملي شدن صنعت نفت🔺
در صدق كوش!
فرخنده باد بيست و نه اسفند
روزي كه از بهار، مجزا نيست
بي آخرين مناسبت تقويم
پايان سال، اين همه زيبا نيست
روزي كه شير بيشه به خصم آموخت
اين آب و خاك، سفره ي يغما نيست
تاريخ در نگاه مصدق ديد
احقاق حق، فسانه و رويا نيست
بعد از ظفر، نقار نبود اي كاش
زين مار، نيش خورده تر از ما نيست
از كودتا هنوز وطن دارد
زخمي به تن كه در همه دنيا نيست
همراه و متحد به كمين، دشمن
اما دريغ! دوست، شكيبا نيست
در صدق كوش! حسرت يك تاريخ
همراهي مصدق و كاشاني است
✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
در صدق كوش!
فرخنده باد بيست و نه اسفند
روزي كه از بهار، مجزا نيست
بي آخرين مناسبت تقويم
پايان سال، اين همه زيبا نيست
روزي كه شير بيشه به خصم آموخت
اين آب و خاك، سفره ي يغما نيست
تاريخ در نگاه مصدق ديد
احقاق حق، فسانه و رويا نيست
بعد از ظفر، نقار نبود اي كاش
زين مار، نيش خورده تر از ما نيست
از كودتا هنوز وطن دارد
زخمي به تن كه در همه دنيا نيست
همراه و متحد به كمين، دشمن
اما دريغ! دوست، شكيبا نيست
در صدق كوش! حسرت يك تاريخ
همراهي مصدق و كاشاني است
✍🏻افشین علا
🗓اسفند ٩٩
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
"عید آمده ست"
حالم بد است، قند و گلابی درست کن
با شهد بوسه، شربت نابی درست کن
از زهد خود بکاه که جانم به لب رسید
عید آمده ست بزم شرابی درست کن
بگذار با لبان تو افطار وا کنم
حلوای تر به قصد ثوابی درست کن
پرسید اگر خدا به قیامت، از این گناه
با شرم آن نگاه، جوابی درست کن
تا در کنار هم بنشینیم چون قدیم
از گیسوان خاطره، تابی درست کن
تا دزدکی ببینمت از پشت پرده ها
با چوب های پنجره قابی درست کن
شیرازه ای برای دل پاره پاره ام
با خنده ات بساز و کتابی درست کن...
✍🏻افشین علا
🌷عيد نوروز و حلول سال ١٤٠٠ خورشيدي فرخنده باد.🌷
💫کانال اشعار و مطالب افشین علا💫
✨🆔 @afshinala ✨
حالم بد است، قند و گلابی درست کن
با شهد بوسه، شربت نابی درست کن
از زهد خود بکاه که جانم به لب رسید
عید آمده ست بزم شرابی درست کن
بگذار با لبان تو افطار وا کنم
حلوای تر به قصد ثوابی درست کن
پرسید اگر خدا به قیامت، از این گناه
با شرم آن نگاه، جوابی درست کن
تا در کنار هم بنشینیم چون قدیم
از گیسوان خاطره، تابی درست کن
تا دزدکی ببینمت از پشت پرده ها
با چوب های پنجره قابی درست کن
شیرازه ای برای دل پاره پاره ام
با خنده ات بساز و کتابی درست کن...
✍🏻افشین علا
🌷عيد نوروز و حلول سال ١٤٠٠ خورشيدي فرخنده باد.🌷
💫کانال اشعار و مطالب افشین علا💫
✨🆔 @afshinala ✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاعر : افشین علا
خواننده: ابوالحسن خوشرو
آهنگساز: محمد مهدی گورنگی
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
خواننده: ابوالحسن خوشرو
آهنگساز: محمد مهدی گورنگی
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
📿پلکان خیس📿
آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هرچند دیده، قابل درک حضور نیست
بر پلک های خسته ی من پا نمی نهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست
شد تکه تکه، آینه ی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟
ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
بازآ که جان مردم دنیا صبور نیست
رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست
آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم! که چاره به غیر از ظهور نیست
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هرچند دیده، قابل درک حضور نیست
بر پلک های خسته ی من پا نمی نهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست
شد تکه تکه، آینه ی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟
ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
بازآ که جان مردم دنیا صبور نیست
رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست
آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم! که چاره به غیر از ظهور نیست
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا
✨براي گمناماني كه ضامن بقا و امنيت اين خطه اند.
🔺آتشفشان هاي آرام🔺
چون قله، در اوج و خاموش
با ابر غربت، هم آغوش
كوهند پوشيده از برف
همچون يلان كفن پوش
آتشفشان هاي آرام
اما پر از غرش و جوش
از خصم بر گرده، خنجر
بار غم دوست، بر دوش
هم ضامن كاروان ها
هم مأمن بانگ چاووش
هشيار و آگه ز اسرار
بر خلق، اما خطاپوش
ما غافل اما جهاني
بر عزم شان گشته مدهوش
از بيم آنان به سوراخ
بس مارها خفته چون موش
فرعونيان كرده مبهوت
بس ساحران برده از هوش
در عرش، هر سو زبانزد
بر فرش، اما فراموش
حتي ندارند نامي
تا گويم آهسته در گوش
گمنام، گمنام، گمنام
خاموش، خاموش، خاموش...
✍🏻افشین علا
🗓فروردین ۱۴۰۰
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔺آتشفشان هاي آرام🔺
چون قله، در اوج و خاموش
با ابر غربت، هم آغوش
كوهند پوشيده از برف
همچون يلان كفن پوش
آتشفشان هاي آرام
اما پر از غرش و جوش
از خصم بر گرده، خنجر
بار غم دوست، بر دوش
هم ضامن كاروان ها
هم مأمن بانگ چاووش
هشيار و آگه ز اسرار
بر خلق، اما خطاپوش
ما غافل اما جهاني
بر عزم شان گشته مدهوش
از بيم آنان به سوراخ
بس مارها خفته چون موش
فرعونيان كرده مبهوت
بس ساحران برده از هوش
در عرش، هر سو زبانزد
بر فرش، اما فراموش
حتي ندارند نامي
تا گويم آهسته در گوش
گمنام، گمنام، گمنام
خاموش، خاموش، خاموش...
✍🏻افشین علا
🗓فروردین ۱۴۰۰
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
❤1
✨به دوست عزيزم "مزدك فاضلي"✨
🔺به رسم شكرانه🔺
خدا به من بخشيد مصاحبي زيرك
اگرچه در پاكي است شبيه يك كودك
يلي جوانمرد است كه آگه از درد است
به شكل خود ماند نه مثل يك شكلك
ز دوري اش دائم ملول و بي تابم
اگرچه جانم نيست ز جان او منفك
نبسته جز خوبي به هيچ چيزي دل
به مال يا منصب به شغل يا مدرك
محيط زندانم بزرگ شد با او
اگرچه اين دنياست براي او كوچك
هزار دفتر شعر به هر خط دستش
چه حاجتي دارد به دفتر و دستك؟
به بخت من رو كرد نه مثل آناني
كه روي اعصابند مدام چون بختك
نه مثل آناني كه مي فروشندم
به قيمت دلقي به رند يا دلقك
نه مثل آناني كه روي اخلاصم
حساب وا كردند بسان يك قلك
پر است اطرافم ز چاكر و مخلص
كه لاف شان بسيار كه صدق شان اندك
در ادعا بلبل به وقت ياري لال
مدام با انگي به فكر انگولك
قيافه هاشان را دگر نبينم كاش
كه خود نمي ارزند به زحمت عينك
كنون خدا را شكر، مصاحبي دارم
كه جان توان دادن براي او بي شك
به رسم شكرانه شد اين غزل، تقديم
به يار صاحبدل به دوستم مزدك
✍🏻افشین علا
🗓فروردین ۱۴۰۰
📍قائمشهر
💫کانال اشعار و مطالب افشین علا💫
✨🆔 @afshinala ✨
🔺به رسم شكرانه🔺
خدا به من بخشيد مصاحبي زيرك
اگرچه در پاكي است شبيه يك كودك
يلي جوانمرد است كه آگه از درد است
به شكل خود ماند نه مثل يك شكلك
ز دوري اش دائم ملول و بي تابم
اگرچه جانم نيست ز جان او منفك
نبسته جز خوبي به هيچ چيزي دل
به مال يا منصب به شغل يا مدرك
محيط زندانم بزرگ شد با او
اگرچه اين دنياست براي او كوچك
هزار دفتر شعر به هر خط دستش
چه حاجتي دارد به دفتر و دستك؟
به بخت من رو كرد نه مثل آناني
كه روي اعصابند مدام چون بختك
نه مثل آناني كه مي فروشندم
به قيمت دلقي به رند يا دلقك
نه مثل آناني كه روي اخلاصم
حساب وا كردند بسان يك قلك
پر است اطرافم ز چاكر و مخلص
كه لاف شان بسيار كه صدق شان اندك
در ادعا بلبل به وقت ياري لال
مدام با انگي به فكر انگولك
قيافه هاشان را دگر نبينم كاش
كه خود نمي ارزند به زحمت عينك
كنون خدا را شكر، مصاحبي دارم
كه جان توان دادن براي او بي شك
به رسم شكرانه شد اين غزل، تقديم
به يار صاحبدل به دوستم مزدك
✍🏻افشین علا
🗓فروردین ۱۴۰۰
📍قائمشهر
💫کانال اشعار و مطالب افشین علا💫
✨🆔 @afshinala ✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
@afshinala
🔺مرگ و زندگی🔺
سوی پیری ام بردند لحظه ها به آرامی
لحظه های خوشحالی لحظه های ناکامی
چون درخت ها عمری تکیه بر خودم کردم
کس نشد به توفان ها غیر ریشه ام حامی
در خطر به خود رو کن چون دریغ می ورزند
همرهان ز همراهی، همگنان ز همگامی
رغبتم به صحبت نیست کار این جماعت چیست؟
در حضور، مداحی در غیاب، نمامی
از جوان و پیر ای دوست دیده ام شگفتی ها
وهم فهم، از خامان، هم ز پختگان، خامی
در خواص جز نخوت، خاصیت نخواهی یافت
ای خوشا نشستن ها، نزد مردم عامی
بین زندگی یا مرگ انتخاب من این بود
مرگ با سبکباری، زندگی به گمنامی...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
afshinala@
سوی پیری ام بردند لحظه ها به آرامی
لحظه های خوشحالی لحظه های ناکامی
چون درخت ها عمری تکیه بر خودم کردم
کس نشد به توفان ها غیر ریشه ام حامی
در خطر به خود رو کن چون دریغ می ورزند
همرهان ز همراهی، همگنان ز همگامی
رغبتم به صحبت نیست کار این جماعت چیست؟
در حضور، مداحی در غیاب، نمامی
از جوان و پیر ای دوست دیده ام شگفتی ها
وهم فهم، از خامان، هم ز پختگان، خامی
در خواص جز نخوت، خاصیت نخواهی یافت
ای خوشا نشستن ها، نزد مردم عامی
بین زندگی یا مرگ انتخاب من این بود
مرگ با سبکباری، زندگی به گمنامی...
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
afshinala@
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚡️قم اللیل الا قلیلا ⚡️
برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمی دارد
هستی، نقاب از چهره جز در پاره ای از شب
می آید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقاره ای از شب
وقتی که شب ها سینه ی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهواره ای از شب
مستان، سر و سامان نمی جویند در این بزم
هر سو می آید ناله ی آواره ای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خاره ای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه می خواهی
زیرا که می جویم به آهی، چاره ای از شب
✍️ افشین علا
✨ @afshinala✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼
برخیز، از بستر به غیر از پاره ای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قداره ای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمی دارد
هستی، نقاب از چهره جز در پاره ای از شب
می آید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقاره ای از شب
وقتی که شب ها سینه ی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهواره ای از شب
مستان، سر و سامان نمی جویند در این بزم
هر سو می آید ناله ی آواره ای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خاره ای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه می خواهی
زیرا که می جویم به آهی، چاره ای از شب
✍️ افشین علا
✨ @afshinala✨
🔼 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا 🔼
🔸 جدی نباش این قدر! 🔸
یک عمر خواندم نغمه ها از بی قراری ها
آخر چه شد سهمم؟ قفس، مثل قناری ها
ترسیم کن این میله ها را نیز در عکسم
عکسی که می گیری به رسم یادگاری ها
از های و هوی دشمنان هرگز نترسیدم
دل خوش نکردم در گرفتاری به یاری ها
کم جمع کن! روزی نصیب جغد خواهد شد
کاخی که در آن کرده ای شب زنده داری ها
فردا تو هم چون من کفن پوشی اگر امروز
سهم تو دارایی است، سهم ما نداری ها
در عیش، بدمستی نکن در غم شکیبا باش
طی می شود این نشئگی ها و خماری ها
مرگ است پایان تمام جاده ها، بگذار
سبقت بگیرند از منِ عابر، سواری ها
در کوچه و پس کوچه ها جز پاره ای آهن
باقی نه از کالسکه می ماند نه گاری ها
ساز مخالف کم بزن، جدی نباش این قدر
دنیا نمی ارزد به این ناسازگاری ها
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
یک عمر خواندم نغمه ها از بی قراری ها
آخر چه شد سهمم؟ قفس، مثل قناری ها
ترسیم کن این میله ها را نیز در عکسم
عکسی که می گیری به رسم یادگاری ها
از های و هوی دشمنان هرگز نترسیدم
دل خوش نکردم در گرفتاری به یاری ها
کم جمع کن! روزی نصیب جغد خواهد شد
کاخی که در آن کرده ای شب زنده داری ها
فردا تو هم چون من کفن پوشی اگر امروز
سهم تو دارایی است، سهم ما نداری ها
در عیش، بدمستی نکن در غم شکیبا باش
طی می شود این نشئگی ها و خماری ها
مرگ است پایان تمام جاده ها، بگذار
سبقت بگیرند از منِ عابر، سواری ها
در کوچه و پس کوچه ها جز پاره ای آهن
باقی نه از کالسکه می ماند نه گاری ها
ساز مخالف کم بزن، جدی نباش این قدر
دنیا نمی ارزد به این ناسازگاری ها
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸ماه صیام🔸
جام شراب عشق کو؟ تا که به مِی وضو کنم
پشت کنم به عالمی، جانب دوست رو کنم
ای تو همه نیاز من، قبله ي من نماز من
نیست میسّرم که با غیر تو گفتگو کنم
گر همه تار و پود من بگسلد از فراق تو
نیم نگاهی ار کنی، جملهی آن رفو کنم
طعنه زنی که عمر من طی شده بی خیال تو؟!
دعوتِ عام کن که تا پیش تو رو به رو کنم!
گر همه خرّمی رسد، بی تو و بی حضور تو
بگذرم از نشاط دل، با غم عشق خو کنم
ماه صیام و روزهام، روزه ز هر چه غیر او
روزهگشاست یار من، روی به سوی او کنم
زاهد شهر گر کند منع شراب، گو بیا
تا که به کیمیایِ می، جانِ تو شستشو کنم
قطره ای از شراب جان، گر برسد به جامِ دل
کشتیِ باده آورم، در خم و در سبو کنم
" آتش" و گنج عشق تو، شادی هر دو عالمم
چیست گرانبهاتر از دوست که آرزو کنم؟!
زنده یاد مهدیه الهی قمشه ای (آتش)
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
جام شراب عشق کو؟ تا که به مِی وضو کنم
پشت کنم به عالمی، جانب دوست رو کنم
ای تو همه نیاز من، قبله ي من نماز من
نیست میسّرم که با غیر تو گفتگو کنم
گر همه تار و پود من بگسلد از فراق تو
نیم نگاهی ار کنی، جملهی آن رفو کنم
طعنه زنی که عمر من طی شده بی خیال تو؟!
دعوتِ عام کن که تا پیش تو رو به رو کنم!
گر همه خرّمی رسد، بی تو و بی حضور تو
بگذرم از نشاط دل، با غم عشق خو کنم
ماه صیام و روزهام، روزه ز هر چه غیر او
روزهگشاست یار من، روی به سوی او کنم
زاهد شهر گر کند منع شراب، گو بیا
تا که به کیمیایِ می، جانِ تو شستشو کنم
قطره ای از شراب جان، گر برسد به جامِ دل
کشتیِ باده آورم، در خم و در سبو کنم
" آتش" و گنج عشق تو، شادی هر دو عالمم
چیست گرانبهاتر از دوست که آرزو کنم؟!
زنده یاد مهدیه الهی قمشه ای (آتش)
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔺به بهانه ي روز بزرگداشت سعدي🔺
🔸پنجاه سالگی🔸
پنجاه سال را سپری کردم
کم کم رسیده ام به سرازیری
چون کوه اگرچه محکم و مغرورم
برفی نشسته بر تنم از پیری
باور نمی کنم که به این زودی
پنجاه سال، از کفم آسان رفت
از صفحه های کهنه ی تقویمم
اردیبهشت های شتابان رفت
فالی زدم به سعدی و پرسیدم:
"سهمم چه بود از این همه بی تابی؟"
شیخ اجل به طعنه، جوابم داد:
"پنجاه سال رفته و در خوابی!"
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔸پنجاه سالگی🔸
پنجاه سال را سپری کردم
کم کم رسیده ام به سرازیری
چون کوه اگرچه محکم و مغرورم
برفی نشسته بر تنم از پیری
باور نمی کنم که به این زودی
پنجاه سال، از کفم آسان رفت
از صفحه های کهنه ی تقویمم
اردیبهشت های شتابان رفت
فالی زدم به سعدی و پرسیدم:
"سهمم چه بود از این همه بی تابی؟"
شیخ اجل به طعنه، جوابم داد:
"پنجاه سال رفته و در خوابی!"
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔺كشتزار عمر🔺
بردم تو را ز ياد و به ياد مني هنوز
شبها مرا به اسم، صدا مي زني هنوز
از دامن گناه در افتاده ام به چاه
اما چو ماه در شب من روشني هنوز
زين جسم ناتوان، چه به جز عجز ديده اي؟
اي روح بيكران! ز چه رو در تني هنوز؟
بر چون مني كه يوسف خود را فروختم
رو مي كني به نفحه ي پيراهني هنوز
داري اگرچه لشكري از پاكدامنان
مشتاق ديدن من تردامني هنوز
گردن كشي مرا ز تو هرچند دور كرد
نزديك تر به من ز رگ گردني هنوز
از من بعيد نيست بنالم، كه آه را
بيرون مي آوري ز دل آهني هنوز
بر كشتزار عمر خود آتش زدم ولي
در جستجوي دانه در اين خرمني هنوز
تكرار شد خطاي من اما خداي من
در كار عيب پوشي و بخشيدني هنوز...
افشين علا
سحرگاه نهم ماه مبارك رمضان
ارديبهشت ١٤٠٠
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
بردم تو را ز ياد و به ياد مني هنوز
شبها مرا به اسم، صدا مي زني هنوز
از دامن گناه در افتاده ام به چاه
اما چو ماه در شب من روشني هنوز
زين جسم ناتوان، چه به جز عجز ديده اي؟
اي روح بيكران! ز چه رو در تني هنوز؟
بر چون مني كه يوسف خود را فروختم
رو مي كني به نفحه ي پيراهني هنوز
داري اگرچه لشكري از پاكدامنان
مشتاق ديدن من تردامني هنوز
گردن كشي مرا ز تو هرچند دور كرد
نزديك تر به من ز رگ گردني هنوز
از من بعيد نيست بنالم، كه آه را
بيرون مي آوري ز دل آهني هنوز
بر كشتزار عمر خود آتش زدم ولي
در جستجوي دانه در اين خرمني هنوز
تكرار شد خطاي من اما خداي من
در كار عيب پوشي و بخشيدني هنوز...
افشين علا
سحرگاه نهم ماه مبارك رمضان
ارديبهشت ١٤٠٠
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala