♦️شوکران♦️
دل به خاکدان بستن، ترک آسمان کردن
ظلم را سبک دیدن، بار خود گران کردن
روی فرش ابریشم، راه عرش پیمودن
بر زمین غصبی، سر سوی آسمان کردن
در پي زر و منصب، این دو روز دنیا را
از خدا نترسیدن، مدح این و آن کردن
خواندن جوانان بر هتک حرمت پیران
یا به حکم پیران، خون در دل جوان کردن
امتیازها آسان بر رفوزه بخشیدن
گرچه پاکبازان را سخت، امتحان کردن
لقمه های نامشروع در گلو فرو بردن
چون حرامیان بر خلق، قصد مال و جان کردن
خود به عیش و مردم را از عذاب ترساندن
در عيان ز دين گفتن، فسق در نهان کردن
فکر جيب خود بودن بر گراني افزودن
دم به دم ضعیفان را زار و ناتوان کردن
اغتنام فرصت ها غارت غنیمت ها
اکتساب چندین شغل، ظلم توأمان کردن
ناقدان لایق را با سكوت دق دادن
ناصحان مشفق را زخمی زبان کردن
هم به کام نادانان، شهد وهم نوشاندن
هم به جام دانایان، زهر شوکران کردن
صبر وتاب مردم را بیکرانه دانستن
خون خلق را خوردن، ظلم بیکران کردن
بس کنید! کافی نیست؟ تا به کی در اين بازار
روغن ریاکاری، رونق دکان کردن؟
هم در اين جهان ننگ است هم در آن جهان، رسوا
نام آن جهان بردن، کار اين جهان کردن!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
دل به خاکدان بستن، ترک آسمان کردن
ظلم را سبک دیدن، بار خود گران کردن
روی فرش ابریشم، راه عرش پیمودن
بر زمین غصبی، سر سوی آسمان کردن
در پي زر و منصب، این دو روز دنیا را
از خدا نترسیدن، مدح این و آن کردن
خواندن جوانان بر هتک حرمت پیران
یا به حکم پیران، خون در دل جوان کردن
امتیازها آسان بر رفوزه بخشیدن
گرچه پاکبازان را سخت، امتحان کردن
لقمه های نامشروع در گلو فرو بردن
چون حرامیان بر خلق، قصد مال و جان کردن
خود به عیش و مردم را از عذاب ترساندن
در عيان ز دين گفتن، فسق در نهان کردن
فکر جيب خود بودن بر گراني افزودن
دم به دم ضعیفان را زار و ناتوان کردن
اغتنام فرصت ها غارت غنیمت ها
اکتساب چندین شغل، ظلم توأمان کردن
ناقدان لایق را با سكوت دق دادن
ناصحان مشفق را زخمی زبان کردن
هم به کام نادانان، شهد وهم نوشاندن
هم به جام دانایان، زهر شوکران کردن
صبر وتاب مردم را بیکرانه دانستن
خون خلق را خوردن، ظلم بیکران کردن
بس کنید! کافی نیست؟ تا به کی در اين بازار
روغن ریاکاری، رونق دکان کردن؟
هم در اين جهان ننگ است هم در آن جهان، رسوا
نام آن جهان بردن، کار اين جهان کردن!
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
🔻🔻🔻
🔸️به مناسبت روز ملی ادبیات کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان قم برگزار میشود.
🔸️ویژه برنامه:"آن خاطرات شیرین"
🔸️با حضور" افشین اعلا"
شاعر و نویسنده کودک و نوجوان
⏳زمان:۱۷ تیرماه ساعت ۱۱
🏠شرکت از طریق لینک:
http://qom.kpf.ir/adabi
🔸️شرکت برای عموم آزاد است .
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان_استان_قم
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان
#روز_ملی_ادبیات_کودک_و_نوجوان
#افشین_ اعلا
🔸️به مناسبت روز ملی ادبیات کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان قم برگزار میشود.
🔸️ویژه برنامه:"آن خاطرات شیرین"
🔸️با حضور" افشین اعلا"
شاعر و نویسنده کودک و نوجوان
⏳زمان:۱۷ تیرماه ساعت ۱۱
🏠شرکت از طریق لینک:
http://qom.kpf.ir/adabi
🔸️شرکت برای عموم آزاد است .
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان_استان_قم
#کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان
#روز_ملی_ادبیات_کودک_و_نوجوان
#افشین_ اعلا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز در فضاي مجازي، مهمان كاركنان محترم و اعضاي نوجوان كانون پرورش فكري قم بودم. برنامه ي بسيار خوبي بود. اين هم كليپي كه عزيزان اين استان بر اساس سروده اي از من ساخته بودند: "يادش به خير، كانون"...
✍ افشین علا
🗓تير ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
✍ افشین علا
🗓تير ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
🔺 پنج سال از فقدان ابدي راوي مهربان آيات و ابيات بانو مهديه ي الهي قمشه اي گذشت.
روحش شاد و نامش ماندگار باد.
🔺بی مادری بیماری سختی است!...🔺
آغاز شادی های من! آخر گمت کردم
تا آمدم نجوا کنم: مادر! گمت کردم
همسایه ام بودی فقط یک کوچه پایین تر
از آسمان، یک کوچه بالاتر گمت کردم
ای در مزامیرت اساطیر کهن، پنهان
چون نغمه داوود، تا محشر گمت کردم
بالانشین خاکی ام! درویش اشرافی!
ممکن-محال من! چه ناباور گمت کردم
بعد ازتو دنیا پیش چشمم کاغذی کاهی است
مضمون مشقم! آیه ی پرپر! گمت کردم
رحل اقامت بر رحیل افکنده ای افسوس
ای پاره ی قرآن پیغمبر! گمت کردم
یک روز پیدا کردمت در "با"ی بسم الله
یک شب میان سوره ی کوثر گمت کردم
آن شیوه ها را درسخن، در دلبری، در حسن
دیگر نمی داند کسی، دیگر گمت کردم
انگشت حسرت می گزم هرگوشه سرگردان
آخرکدامین سو چو انگشتر گمت کردم؟
بی مادری بیماری سختی است، اما من
بیزارم از بستر، که دربستر گمت کردم
عمری حکایت گفتی از ابیات مولانا
در بیت های مثنوی، آخر گمت کردم...
✍ افشین علا
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
روحش شاد و نامش ماندگار باد.
🔺بی مادری بیماری سختی است!...🔺
آغاز شادی های من! آخر گمت کردم
تا آمدم نجوا کنم: مادر! گمت کردم
همسایه ام بودی فقط یک کوچه پایین تر
از آسمان، یک کوچه بالاتر گمت کردم
ای در مزامیرت اساطیر کهن، پنهان
چون نغمه داوود، تا محشر گمت کردم
بالانشین خاکی ام! درویش اشرافی!
ممکن-محال من! چه ناباور گمت کردم
بعد ازتو دنیا پیش چشمم کاغذی کاهی است
مضمون مشقم! آیه ی پرپر! گمت کردم
رحل اقامت بر رحیل افکنده ای افسوس
ای پاره ی قرآن پیغمبر! گمت کردم
یک روز پیدا کردمت در "با"ی بسم الله
یک شب میان سوره ی کوثر گمت کردم
آن شیوه ها را درسخن، در دلبری، در حسن
دیگر نمی داند کسی، دیگر گمت کردم
انگشت حسرت می گزم هرگوشه سرگردان
آخرکدامین سو چو انگشتر گمت کردم؟
بی مادری بیماری سختی است، اما من
بیزارم از بستر، که دربستر گمت کردم
عمری حکایت گفتی از ابیات مولانا
در بیت های مثنوی، آخر گمت کردم...
✍ افشین علا
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️در سوگ هنرمند عاشق، روح بي قرار مازندران و شمع محفل ياران هم دياري ام، زنده ياد "فرهود جلالي كندلوسي"
🔺به سان آرش🔺
به قحط شادي ز چرخ غدار
خبر رسيد از غمي دگربار
شمال، خالي شد از جلالي
فلك! چه بردي نصيب از اين كار؟
چرا گزيدي تو بهترين گل؟
چقدر داري به چيدن اصرار؟
دوباره بردي رفيق يكدل
مرا سپردي به چنگ اغيار
بلند و بشكوه از اين جهان رفت
جهان ولي شد به رويم آوار
نديدمش سير و ناگه او را
رسيد با مرگ، وقت ديدار
به كندلوس اين خبر رسانيد
كه داده از كف دو چشم بيدار
ز رامسر تا نكا و ساري
شد ابر، غران خزر، عزادار
كجور سر را به شانه ي نور
نهاده از غم به چشم خون بار
ولي صدايش به سان آرش
هماره ماند به گوش اعصار
خوشا به حالش كه شد مسافر
چنين مهيا چنين سبكبار
رفيق امروز! اميد فردا!
چه زود رفتي ز پارپيرار!...
* "پارپيرار" نام مؤسسه اي است كه زنده ياد جلالي سالها در آن به فرهنگ، هنر و ادبيات مازندران خدمات بي نظيري كرد.
✍ افشین علا
🗓 تیر ١٤٠٠
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔺به سان آرش🔺
به قحط شادي ز چرخ غدار
خبر رسيد از غمي دگربار
شمال، خالي شد از جلالي
فلك! چه بردي نصيب از اين كار؟
چرا گزيدي تو بهترين گل؟
چقدر داري به چيدن اصرار؟
دوباره بردي رفيق يكدل
مرا سپردي به چنگ اغيار
بلند و بشكوه از اين جهان رفت
جهان ولي شد به رويم آوار
نديدمش سير و ناگه او را
رسيد با مرگ، وقت ديدار
به كندلوس اين خبر رسانيد
كه داده از كف دو چشم بيدار
ز رامسر تا نكا و ساري
شد ابر، غران خزر، عزادار
كجور سر را به شانه ي نور
نهاده از غم به چشم خون بار
ولي صدايش به سان آرش
هماره ماند به گوش اعصار
خوشا به حالش كه شد مسافر
چنين مهيا چنين سبكبار
رفيق امروز! اميد فردا!
چه زود رفتي ز پارپيرار!...
* "پارپيرار" نام مؤسسه اي است كه زنده ياد جلالي سالها در آن به فرهنگ، هنر و ادبيات مازندران خدمات بي نظيري كرد.
✍ افشین علا
🗓 تیر ١٤٠٠
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 حيف خوزستان...🔺
✍🏻 شعر: افشين علا
🎼 اجرا: محمدرضا يزدان پرست
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
✍🏻 شعر: افشين علا
🎼 اجرا: محمدرضا يزدان پرست
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔺تقویم های لال🔺
برگرد! عمر منتظران طی شد
اردیبهشت ها همگی دی شد
تقویم های لال چه می دانند
این قرن های رفته چه سان طی شد؟
شوق هزار شنبه ی طولانی
پامال جمعه های پیاپی شد
بس کاسه های سر که به خاک افتاد
بسیار جام دل که پر از می شد
خون است، این که می خورم این نان نیست
این گندمی که سهم من از ری شد
بازآ به آن سری که به عاشورا
در کربلا بریده و بر نی شد
این جمعه هم اگر که نمی آیی
با من بگو که وعده ی ما کی شد؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
برگرد! عمر منتظران طی شد
اردیبهشت ها همگی دی شد
تقویم های لال چه می دانند
این قرن های رفته چه سان طی شد؟
شوق هزار شنبه ی طولانی
پامال جمعه های پیاپی شد
بس کاسه های سر که به خاک افتاد
بسیار جام دل که پر از می شد
خون است، این که می خورم این نان نیست
این گندمی که سهم من از ری شد
بازآ به آن سری که به عاشورا
در کربلا بریده و بر نی شد
این جمعه هم اگر که نمی آیی
با من بگو که وعده ی ما کی شد؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔺قصيده ي غديريه🔺
خورشيد بر مسير سفر بست راه را
در دست خود گرفت سپس دست ماه را
بين سياه چاله ي تاريك و نور محض
مي خواست تا نشان بدهد راه و چاه را
تا شعله هاي فتنه نخيزد پس از غدير
بنشاند نزد بركه، هزاران گواه را
فرمود: "هر كه سرور و مولاي او منم
اينك علي است" داد نشان، پادشاه را
فرمود: "در شمايل اين مرد بنگريد
آئينه ي تمام نماي الاه را"
تاريخ گشت محو تماشاي هيبتش
برداشت گنبد فلك از سر كلاه را
ترسيم كرد صحنه ي پيوند آن دو دست
در پيش چشم خلق، مسير نگاه را
"اتممت نعمتي" پي "اكملت دينكم"
شد نازل و شناخت بشر، تكيه گاه را
تا تكيه بر سرير ولايت زند علي
اعزام كرد خيل ملائك، سپاه را
صد كهكشان به وصله ي پيراهنش، نهان
گيتي نديده بود چنين فر و جاه را
ميزان حق، علي شد و نهج البلاغه اش
آباد كرد خرمن خشك و تباه را
سامان گرفت بي سر و ساماني بشر
پيدا نمود پشت عدالت، پناه را
يابي چون او ميانه ي اصحاب مصطفي
با هم اگر شبيه كني كوه و كاه را
افسوس! خاك تيره ندانست قدر او
شرمنده كرد سرخي خونش پگاه را
گيرم ز كينه، فرق علي را توان شكافت
تاوان چه سان دهند چنين اشتباه را؟
گيرم به داغ فاطمه اش مي توان نشاند
بينند با چه رو نبي دادخواه را؟
گيرم ز كين، توان جگر مجتبي گداخت
تا حشر مي كشند به دوش، اين گناه را
گيرم كه راه آب توان بست بر حسين
سد مي كنند با چه، ره اشك و آه را؟
ذرات عالم است روايت گر غدير
بيني اگر ضمير جماد و گياه را
خورشيد روزم احمد و ماه شبم علي است
يارب مگير، از سرم اين مهر و ماه را
يا مرتضي! بگير به حق ولايتت
هنگام مرگ، دست من روسياه را
✍ افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
https://b2n.ir/w15351
خورشيد بر مسير سفر بست راه را
در دست خود گرفت سپس دست ماه را
بين سياه چاله ي تاريك و نور محض
مي خواست تا نشان بدهد راه و چاه را
تا شعله هاي فتنه نخيزد پس از غدير
بنشاند نزد بركه، هزاران گواه را
فرمود: "هر كه سرور و مولاي او منم
اينك علي است" داد نشان، پادشاه را
فرمود: "در شمايل اين مرد بنگريد
آئينه ي تمام نماي الاه را"
تاريخ گشت محو تماشاي هيبتش
برداشت گنبد فلك از سر كلاه را
ترسيم كرد صحنه ي پيوند آن دو دست
در پيش چشم خلق، مسير نگاه را
"اتممت نعمتي" پي "اكملت دينكم"
شد نازل و شناخت بشر، تكيه گاه را
تا تكيه بر سرير ولايت زند علي
اعزام كرد خيل ملائك، سپاه را
صد كهكشان به وصله ي پيراهنش، نهان
گيتي نديده بود چنين فر و جاه را
ميزان حق، علي شد و نهج البلاغه اش
آباد كرد خرمن خشك و تباه را
سامان گرفت بي سر و ساماني بشر
پيدا نمود پشت عدالت، پناه را
يابي چون او ميانه ي اصحاب مصطفي
با هم اگر شبيه كني كوه و كاه را
افسوس! خاك تيره ندانست قدر او
شرمنده كرد سرخي خونش پگاه را
گيرم ز كينه، فرق علي را توان شكافت
تاوان چه سان دهند چنين اشتباه را؟
گيرم به داغ فاطمه اش مي توان نشاند
بينند با چه رو نبي دادخواه را؟
گيرم ز كين، توان جگر مجتبي گداخت
تا حشر مي كشند به دوش، اين گناه را
گيرم كه راه آب توان بست بر حسين
سد مي كنند با چه، ره اشك و آه را؟
ذرات عالم است روايت گر غدير
بيني اگر ضمير جماد و گياه را
خورشيد روزم احمد و ماه شبم علي است
يارب مگير، از سرم اين مهر و ماه را
يا مرتضي! بگير به حق ولايتت
هنگام مرگ، دست من روسياه را
✍ افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
https://b2n.ir/w15351
🔸کرونا🔸
آیا گمان کردیم
تنها گنه کارانِ پیش از ما
مشمول آیات بلا بودند؟
تنها ثمود و عاد
از فرط بدکاری به زاری مبتلا بودند؟
بار گناه رفتگان آیا
سنگین تر از ما بود؟
یا خون ما رنگین تر از آنان؟
ما ماجرای رفتگان را داستان دیدیم
ما سنگ باران عقوبت را
اوهام عهد باستان دیدیم
اما خدا با خرده ویروسی
ناگه به ترسی سایه گستر مبتلامان کرد
در چنگ کابوسی
از مرگ هم بدتر، رهامان کرد
شاید توانستیم
از چنگ این ویروس بگریزیم
شاید به کام مرگ بشتابیم
اما خدا را شکر دانستیم
چون ذره، ناچیزیم
در دره های کهکشان،چون کرم شب تابیم...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
آیا گمان کردیم
تنها گنه کارانِ پیش از ما
مشمول آیات بلا بودند؟
تنها ثمود و عاد
از فرط بدکاری به زاری مبتلا بودند؟
بار گناه رفتگان آیا
سنگین تر از ما بود؟
یا خون ما رنگین تر از آنان؟
ما ماجرای رفتگان را داستان دیدیم
ما سنگ باران عقوبت را
اوهام عهد باستان دیدیم
اما خدا با خرده ویروسی
ناگه به ترسی سایه گستر مبتلامان کرد
در چنگ کابوسی
از مرگ هم بدتر، رهامان کرد
شاید توانستیم
از چنگ این ویروس بگریزیم
شاید به کام مرگ بشتابیم
اما خدا را شکر دانستیم
چون ذره، ناچیزیم
در دره های کهکشان،چون کرم شب تابیم...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
◾️تقديم به استاد يوسفعلي ميرشكاك كه در سوگ فرزندي برومند نشسته است.
▪️ساقه ي فردوس▪️
مرگ با داغ جوان مي خواست مغلوبت ببيند
شعله ور شد درد تا اي مرد! مرعوبت ببيند
غم نمي دانست بر مي خيزي از آتش چو عنقا
گرچه در ويرانه اي سوزان و مخروبت ببيند
شاعران را با رسولان نسبتي ديرينه باشد
زين سبب مي خواست حق تا صبر ايوبت ببيند
گر چو ابراهيم، جانت منجنيق ماتمي شد
عالمي را در گلستان خواست مجذوبت ببيند
فهم در كامت نجويد جز دم گرم مسيحا
وهم بر دار بلا هرچند مصلوبت ببيند
ميرشكاكا! اميرالمؤمنين مي خواست بي شك
در شمار كشتگان خویش محسوبت ببيند
چون غلام حضرت صديقه اي، از داغ زهرا
شمه اي مي خواست در قلب پرآشوبت ببيند
چون ثناگوي حسيني، خواست سالار شهيدان
در بغل، رخساره ي فرزند محبوبت ببيند
در زمين نامت زبانزد بود، طالع خواست گردون
بعد از اين در صفحه ي افلاك، مكتوبت ببيند
در طريقت خواست چندي چون جلال الدين محمد
بيخود از هجر صلاح الدين زركوبت ببيند
از درخت قامتت گر شاخه اي چيد، اي قلندر!
ساقه اي مي خواست در فردوس، از چوبت ببيند
پير كنعان يا عزيز مصر؟ توفيري ندارد
بوده اي يك چند يوسف، خواست يعقوبت ببيند!
✍ افشین علا
🗓 مرداد ١٤٠٠
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ساقه ي فردوس▪️
مرگ با داغ جوان مي خواست مغلوبت ببيند
شعله ور شد درد تا اي مرد! مرعوبت ببيند
غم نمي دانست بر مي خيزي از آتش چو عنقا
گرچه در ويرانه اي سوزان و مخروبت ببيند
شاعران را با رسولان نسبتي ديرينه باشد
زين سبب مي خواست حق تا صبر ايوبت ببيند
گر چو ابراهيم، جانت منجنيق ماتمي شد
عالمي را در گلستان خواست مجذوبت ببيند
فهم در كامت نجويد جز دم گرم مسيحا
وهم بر دار بلا هرچند مصلوبت ببيند
ميرشكاكا! اميرالمؤمنين مي خواست بي شك
در شمار كشتگان خویش محسوبت ببيند
چون غلام حضرت صديقه اي، از داغ زهرا
شمه اي مي خواست در قلب پرآشوبت ببيند
چون ثناگوي حسيني، خواست سالار شهيدان
در بغل، رخساره ي فرزند محبوبت ببيند
در زمين نامت زبانزد بود، طالع خواست گردون
بعد از اين در صفحه ي افلاك، مكتوبت ببيند
در طريقت خواست چندي چون جلال الدين محمد
بيخود از هجر صلاح الدين زركوبت ببيند
از درخت قامتت گر شاخه اي چيد، اي قلندر!
ساقه اي مي خواست در فردوس، از چوبت ببيند
پير كنعان يا عزيز مصر؟ توفيري ندارد
بوده اي يك چند يوسف، خواست يعقوبت ببيند!
✍ افشین علا
🗓 مرداد ١٤٠٠
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
توفان سهمگين كرونا كه تابستان مان را به خزان عمر بسياري از هم وطنان عزيز تبديل كرده است، نه فرصتي براي سوگواري درخور داغ فراق آن عزيزان باقي گذاشته، نه مجالي مي دهد براي اداي دين به مقام بسياري از بزرگان كه به مرگ طبيعي از ميان ما مي روند.
استاد "محمود دست پيش" از جمله ي آن بزرگان است كه پس از يك عمر تلاش فروتنانه در راه اعتلاي فرهنگ، آئين، هنر و ادبيات ايران، از ميان ما رفت و دوست داران بي شمارش به ويژه هم وطنان ترك زبان را سوگوار كرد.
بنده افتخار آن را داشتم كه سالها در شوراي عالي شعر واحد موسيقي صدا و سيما در خدمت ايشان باشم و از خرمن ذوق، دانش، زهد و تواضع آن بزرگوار بهره ها ببرم.
خاطرات شيريني نيز از سفر با ايشان به نقاط مختلفي در داخل و خارج از كشور دارم كه يكي از به ياد ماندني ترين آنها سفر به جمهوري آذربايجان در اوايل دهه ي هشتاد است. استاد دست پيش كه خود از ايرانيان متولد باكو بودند، در اين سفر نقش راهنما و حلقه ي وصل ميهمانان و ميزبانان را ايفا مي كردند.
ايشان علاوه بر اشعار فارسي و تركي، در زمينه ي ترجمه و تحقيق نيز آثار ارزشمندي آفريده اند. اما بسياري از علاقمندان استاد در ايران، جمهوري آذربايجان و تركيه، ايشان را با ترانه ي دلنشين و ماندگار "سيزه سلام گتير ميشم" مي شناسند.
سرود حماسي "خلبانان" نيز از جمله آثار خاطره انگيز استاد دست پيش به شمار مي رود كه به دو زبان فارسي و تركي سروده شده و براي ما ايرانيان يادآور خاطرات سالها دفاع قهرمانانه ي رزمندگان است.
با قلبي آكنده از اندوه فقدان ابدي آن پير روشن ضمير، اين ضايعه را به خانواده ي محترم ايشان، شاعران و همه ي دوست داران گنجينه ي هنر و ادب ايران زمين تسليت عرض مي كنم.
✍ افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
https://b2n.ir/p94074
استاد "محمود دست پيش" از جمله ي آن بزرگان است كه پس از يك عمر تلاش فروتنانه در راه اعتلاي فرهنگ، آئين، هنر و ادبيات ايران، از ميان ما رفت و دوست داران بي شمارش به ويژه هم وطنان ترك زبان را سوگوار كرد.
بنده افتخار آن را داشتم كه سالها در شوراي عالي شعر واحد موسيقي صدا و سيما در خدمت ايشان باشم و از خرمن ذوق، دانش، زهد و تواضع آن بزرگوار بهره ها ببرم.
خاطرات شيريني نيز از سفر با ايشان به نقاط مختلفي در داخل و خارج از كشور دارم كه يكي از به ياد ماندني ترين آنها سفر به جمهوري آذربايجان در اوايل دهه ي هشتاد است. استاد دست پيش كه خود از ايرانيان متولد باكو بودند، در اين سفر نقش راهنما و حلقه ي وصل ميهمانان و ميزبانان را ايفا مي كردند.
ايشان علاوه بر اشعار فارسي و تركي، در زمينه ي ترجمه و تحقيق نيز آثار ارزشمندي آفريده اند. اما بسياري از علاقمندان استاد در ايران، جمهوري آذربايجان و تركيه، ايشان را با ترانه ي دلنشين و ماندگار "سيزه سلام گتير ميشم" مي شناسند.
سرود حماسي "خلبانان" نيز از جمله آثار خاطره انگيز استاد دست پيش به شمار مي رود كه به دو زبان فارسي و تركي سروده شده و براي ما ايرانيان يادآور خاطرات سالها دفاع قهرمانانه ي رزمندگان است.
با قلبي آكنده از اندوه فقدان ابدي آن پير روشن ضمير، اين ضايعه را به خانواده ي محترم ايشان، شاعران و همه ي دوست داران گنجينه ي هنر و ادب ايران زمين تسليت عرض مي كنم.
✍ افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔸کانال اشعار و مطالب افشین علا🔸
🔸🆔 @afshinala 🔸
https://b2n.ir/p94074
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای خبرنگاران! ای راویان دانایی!
وارثِ رسولانید، با دمِ مسیحایی!
✍🏻 شاعر: افشين علا
🎤اجرا: محمدرضا يزدان پرست
🔺به مناسبت ۱۷مردادماه، روز خبرنگار🔺
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
وارثِ رسولانید، با دمِ مسیحایی!
✍🏻 شاعر: افشين علا
🎤اجرا: محمدرضا يزدان پرست
🔺به مناسبت ۱۷مردادماه، روز خبرنگار🔺
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در آستانه ي محرم حسيني و چهارمين سالگرد شهيد محسن حججي
(فيلم مربوط به محرم همان سال و در روضه ي محمديه ي يزد است.)
🔺بيا تماشا🔺
سر میبُرند، از ماه ای شب بیا تماشا
با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا
ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را
هر روز کن زیارت هر شب بیا تماشا
افتاده است یارم، آن ماه بی مزارم
بی سر به سینه ي خاک، مرکب بیا تماشا
من عاجزم ز وصفش، سوسن ز باغ برخیز
با کاکل پریشان، کوکب بیا تماشا
ای نام و رسم و عنوان، خاکی بریز بر سر
مصدر بیا به پایین، منصب بیا تماشا
ای مرگ! بعد از این داغ، ديگر مرا مترسان
از سوختن چه دانی؟ ای تب! بیا تماشا
بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل
بر تلّ خویش باز آ، زینب! بیا تماشا...
✍ افشین علا
🗓مرداد ۹۶
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
(فيلم مربوط به محرم همان سال و در روضه ي محمديه ي يزد است.)
🔺بيا تماشا🔺
سر میبُرند، از ماه ای شب بیا تماشا
با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا
ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را
هر روز کن زیارت هر شب بیا تماشا
افتاده است یارم، آن ماه بی مزارم
بی سر به سینه ي خاک، مرکب بیا تماشا
من عاجزم ز وصفش، سوسن ز باغ برخیز
با کاکل پریشان، کوکب بیا تماشا
ای نام و رسم و عنوان، خاکی بریز بر سر
مصدر بیا به پایین، منصب بیا تماشا
ای مرگ! بعد از این داغ، ديگر مرا مترسان
از سوختن چه دانی؟ ای تب! بیا تماشا
بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل
بر تلّ خویش باز آ، زینب! بیا تماشا...
✍ افشین علا
🗓مرداد ۹۶
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
🔺شهيد باش!🔺
يك عمر زنده باش وليكن شهيد باش
هر دم پي حماسه و عزمي جديد باش
حتي اگر تمام جهان غرق تيرگي است
چون ماه در سراسر شب روسفيد باش
بازار فقر، غرق متاع قناعت است
با سكه ي غرور به فكر خريد باش
يك لحظه از اميد دلت را تهي مكن
اما ز هر چه غير خدا نااميد باش
چون سرو، سرفراز ميان ستمگران
در خلوت و نماز ولي مثل بيد باش
وقتي كه از فرشته، مقام تو برتر است
پاكيزه از پلشتي نفس پليد باش
بر دست اهل صدق بزن بوسه چون نسيم
بر قامت نفاق چو توفان، شديد باش
با جسم خود بسوز چو شمعي ميان جمع
اما چو روح وقت گنه، ناپديد باش
بر چهره هاي غم زده، جاري چو خنده شو
در قفل هاي بسته به هر سو كليد باش
در ماتم حسين علي گريه كن ولي
در فكر محو اين همه شمر و يزيد باش
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
يك عمر زنده باش وليكن شهيد باش
هر دم پي حماسه و عزمي جديد باش
حتي اگر تمام جهان غرق تيرگي است
چون ماه در سراسر شب روسفيد باش
بازار فقر، غرق متاع قناعت است
با سكه ي غرور به فكر خريد باش
يك لحظه از اميد دلت را تهي مكن
اما ز هر چه غير خدا نااميد باش
چون سرو، سرفراز ميان ستمگران
در خلوت و نماز ولي مثل بيد باش
وقتي كه از فرشته، مقام تو برتر است
پاكيزه از پلشتي نفس پليد باش
بر دست اهل صدق بزن بوسه چون نسيم
بر قامت نفاق چو توفان، شديد باش
با جسم خود بسوز چو شمعي ميان جمع
اما چو روح وقت گنه، ناپديد باش
بر چهره هاي غم زده، جاري چو خنده شو
در قفل هاي بسته به هر سو كليد باش
در ماتم حسين علي گريه كن ولي
در فكر محو اين همه شمر و يزيد باش
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
▪️در اين هجوم بلا▪️
حسين جان! نم آبي براي ما بفرست
نشان رفع عذابي براي ما بفرست
به سوي خويش، امير شباب اهل بهشت!
ز لطف، شور و شتابي براي ما بفرست
نمي رسيم به ادراك وسعت عطشت
از آن شريعه، شرابي براي ما بفرست
به وقت مرگ، از آن رو كه جمله روسيهيم
ز خون سرخ، خضابي براي ما بفرست
پس از تو نيست در اين كهكشان، نشان اميد
به شام تيره، شهابي براي ما بفرست
هزار نامه نوشتيم گرچه بدعهديم
بخوان و پاسخ نابي براي ما بفرست
مگر كه شرم فرار از تو را بپوشانيم
بكُش چراغ و نقابي براي ما بفرست
به روي زين، سخنت را اگرچه نشنيديم
ز روي نيزه، خطابي براي ما بفرست
هزار بغض در آتشفشان سينه ي ماست
بجوش و اشك مذابي براي ما بفرست
براي پر زدن از بند، خسته ايم و نژند
توان بال عقابي براي ما بفرست
ز شهد آن همه گلبرگ هاي پرپر سرخ
به خاك گور، گلابي براي ما بفرست
براي آن كه ببينيم نقشي از قمرت
ز آب علقمه، قابي براي ما بفرست
ز بوي زلف پريشان اكبرت هر سو
دواي جان خرابي براي ما بفرست
ز گاهواره ي اصغر در اين هجوم بلا
قرار و راحت و خوابي براي ما بفرست
در اين مسير، كماكان پياده ايم و اسير
سوار پا به ركابي براي ما بفرست
در آتشي كه خود افروختيم مي سوزيم
ز اوج عرش سحابي براي ما بفرست
گزافه هاي شفاهي كجا و روضه كجا؟
از آن حماسه، كتابي براي ما بفرست
مدافع عتباتيم و غافل از كلمات
به جرم وهن، عتابي براي ما بفرست
خَمُش به خيمه و از شش جهت محاصره ايم
ز قتلگه، تب و تابي براي ما بفرست
ميان امت و غارتگران حرمله خو
به تير غيب، حجابي براي ما بفرست
اگر كه نامه ي ما هم به خط كوفي بود
خطا بپوش و جوابي براي ما بفرست
✍🏻افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
📆شب تاسوعا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
حسين جان! نم آبي براي ما بفرست
نشان رفع عذابي براي ما بفرست
به سوي خويش، امير شباب اهل بهشت!
ز لطف، شور و شتابي براي ما بفرست
نمي رسيم به ادراك وسعت عطشت
از آن شريعه، شرابي براي ما بفرست
به وقت مرگ، از آن رو كه جمله روسيهيم
ز خون سرخ، خضابي براي ما بفرست
پس از تو نيست در اين كهكشان، نشان اميد
به شام تيره، شهابي براي ما بفرست
هزار نامه نوشتيم گرچه بدعهديم
بخوان و پاسخ نابي براي ما بفرست
مگر كه شرم فرار از تو را بپوشانيم
بكُش چراغ و نقابي براي ما بفرست
به روي زين، سخنت را اگرچه نشنيديم
ز روي نيزه، خطابي براي ما بفرست
هزار بغض در آتشفشان سينه ي ماست
بجوش و اشك مذابي براي ما بفرست
براي پر زدن از بند، خسته ايم و نژند
توان بال عقابي براي ما بفرست
ز شهد آن همه گلبرگ هاي پرپر سرخ
به خاك گور، گلابي براي ما بفرست
براي آن كه ببينيم نقشي از قمرت
ز آب علقمه، قابي براي ما بفرست
ز بوي زلف پريشان اكبرت هر سو
دواي جان خرابي براي ما بفرست
ز گاهواره ي اصغر در اين هجوم بلا
قرار و راحت و خوابي براي ما بفرست
در اين مسير، كماكان پياده ايم و اسير
سوار پا به ركابي براي ما بفرست
در آتشي كه خود افروختيم مي سوزيم
ز اوج عرش سحابي براي ما بفرست
گزافه هاي شفاهي كجا و روضه كجا؟
از آن حماسه، كتابي براي ما بفرست
مدافع عتباتيم و غافل از كلمات
به جرم وهن، عتابي براي ما بفرست
خَمُش به خيمه و از شش جهت محاصره ايم
ز قتلگه، تب و تابي براي ما بفرست
ميان امت و غارتگران حرمله خو
به تير غيب، حجابي براي ما بفرست
اگر كه نامه ي ما هم به خط كوفي بود
خطا بپوش و جوابي براي ما بفرست
✍🏻افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
📆شب تاسوعا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
▪️ يا حسين ▪️
ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمه ی شهامت و آزادگی، حسین!
از ارتفاع حنجره ی تشنه کام توست
هر جا که جاده ای و سواری و مقصدی است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو ، اگر شد تهی ز آب
این اشک ها مقدمه انتقام توست...
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمه ی شهامت و آزادگی، حسین!
از ارتفاع حنجره ی تشنه کام توست
هر جا که جاده ای و سواری و مقصدی است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو ، اگر شد تهی ز آب
این اشک ها مقدمه انتقام توست...
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
▪️مرثيه اي براي "فرشته"▪️
به طبل عزاداری بكوب و بزن شيپور
كه خفته مهی در خاك ، غنوده زنی در گور
زني كه هنرمندان ز بينش او مبهوت
زني كه سخندانان ز دانش او مسحور
زني جگرآور بود، اديب و سخنور بود
هميشه سراپا شوق، هماره سراپا شور
بزرگ ولي ساده، دلير ولي مظلوم
نژاده ولي خاكي، فتاده ولي مغرور
اگرچه جوان اما به ديده ي من، مادر
نماد پرستاري ولي به هنر مشهور
سپيدي گيسويش نه از سر پيري بود
هنر به سرش تاجي گذاشته بود از نور
درست نديديمش كه بود به ما نزديك
چو قله ولي پيداست كنون كه شد از ما دور
به اهل خرد گوييد ز خانه ي دانايي
جواهري از كف رفت شد آينه اي مستور
خوشا به سرانجامش كه در شب عاشورا
به اهل حرم پيوست "فرشته ي طائرپور"
✍🏻افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
ی🆔 Instagram.com/afshin.ala
به طبل عزاداری بكوب و بزن شيپور
كه خفته مهی در خاك ، غنوده زنی در گور
زني كه هنرمندان ز بينش او مبهوت
زني كه سخندانان ز دانش او مسحور
زني جگرآور بود، اديب و سخنور بود
هميشه سراپا شوق، هماره سراپا شور
بزرگ ولي ساده، دلير ولي مظلوم
نژاده ولي خاكي، فتاده ولي مغرور
اگرچه جوان اما به ديده ي من، مادر
نماد پرستاري ولي به هنر مشهور
سپيدي گيسويش نه از سر پيري بود
هنر به سرش تاجي گذاشته بود از نور
درست نديديمش كه بود به ما نزديك
چو قله ولي پيداست كنون كه شد از ما دور
به اهل خرد گوييد ز خانه ي دانايي
جواهري از كف رفت شد آينه اي مستور
خوشا به سرانجامش كه در شب عاشورا
به اهل حرم پيوست "فرشته ي طائرپور"
✍🏻افشین علا
🗓مرداد ١٤٠٠
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
ی🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔺برای پدرم که در بستر بیماری است 🔺
دیر زی ای سپید موی نژند
که یلان نژاده چون تو کمند
قامت تو درون بستر نیز
سایه گسترده چون درخت بلند
از غرور تو ببرها مبهوت
هم گوزنان بیشه ی مازند
گرچه بر گرده، زخم ها داری
تیشه بر کوه کی رسانده گزند؟
خفته بر تخت، دولت بیدار!
تخت کی شیر را کشد در بند؟
رشته های خطوط پیشانیت
هیبت افزا به خشم یا لبخند
همچو توفان به موج های خزر
بر رُخَت گرچه چرخ، چین افکند
باز مانند کوه، بشکوهی
باز مانند قله، بی مانند
با خروش تو رعد، هم پیمان
با نگاه تو برق، در پیوند
با صدای تو همنوا، باران
با سکوت تو بیشه، خویشاوند
جانم از شادی تو فروردین
بر سر آتشِ غمت، اسفند
تار مویت پدر! شرف دارد
به پدرخوانده های دولتمند...
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
دیر زی ای سپید موی نژند
که یلان نژاده چون تو کمند
قامت تو درون بستر نیز
سایه گسترده چون درخت بلند
از غرور تو ببرها مبهوت
هم گوزنان بیشه ی مازند
گرچه بر گرده، زخم ها داری
تیشه بر کوه کی رسانده گزند؟
خفته بر تخت، دولت بیدار!
تخت کی شیر را کشد در بند؟
رشته های خطوط پیشانیت
هیبت افزا به خشم یا لبخند
همچو توفان به موج های خزر
بر رُخَت گرچه چرخ، چین افکند
باز مانند کوه، بشکوهی
باز مانند قله، بی مانند
با خروش تو رعد، هم پیمان
با نگاه تو برق، در پیوند
با صدای تو همنوا، باران
با سکوت تو بیشه، خویشاوند
جانم از شادی تو فروردین
بر سر آتشِ غمت، اسفند
تار مویت پدر! شرف دارد
به پدرخوانده های دولتمند...
✍🏻افشین علا
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
برای دوست و برادر نازنینم "افشین علاء" که این روزها با دلی پردرد بر بالین پدرش نظارهگر رنجی جانکاه است...
"شوکرانِ تلخ"
اینگونه غرقِ درد،برادر! نبینمت
دردت مباد مرد! مکدّر نبینمت
بر چهرهات همیشه گُلِ خنده زنده باد
با چشمهای غمزدهی تر نبینمت
کزکرده پشتِ جنگلی از غم نجویمت
در برکههای غصّه،شناور نبینمت
ای باغِ سبزِ شعر و غزل! پُرشکوفه باش
پژمرده و گرفته و پرپر نبینمت
آه ای عقابِ تیزپرِ آسمانِ شعر
اینگونه تیرخورده و بیپر نبینمت
ایاختر سپهرِ سخن! در محاقِ درد
از چشمزخمِ چرخِ بداختر نبینمت
ای بارها چشیده از این شوکرانِ تلخ
هرگز دچار یک غمِ دیگر نبینمت
باشی همیشه شاد و به جز شادیات مباد
اینگونه غرقِ درد، برادر نبینمت
سید احمد میرزاده/۳شهریور۱۴۰۰
@ahmadmirzade
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
"شوکرانِ تلخ"
اینگونه غرقِ درد،برادر! نبینمت
دردت مباد مرد! مکدّر نبینمت
بر چهرهات همیشه گُلِ خنده زنده باد
با چشمهای غمزدهی تر نبینمت
کزکرده پشتِ جنگلی از غم نجویمت
در برکههای غصّه،شناور نبینمت
ای باغِ سبزِ شعر و غزل! پُرشکوفه باش
پژمرده و گرفته و پرپر نبینمت
آه ای عقابِ تیزپرِ آسمانِ شعر
اینگونه تیرخورده و بیپر نبینمت
ایاختر سپهرِ سخن! در محاقِ درد
از چشمزخمِ چرخِ بداختر نبینمت
ای بارها چشیده از این شوکرانِ تلخ
هرگز دچار یک غمِ دیگر نبینمت
باشی همیشه شاد و به جز شادیات مباد
اینگونه غرقِ درد، برادر نبینمت
سید احمد میرزاده/۳شهریور۱۴۰۰
@ahmadmirzade
🔻کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔻
👉 🆔 @afshinala 👈
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala