🌉از خود پلي بساز 🌉
بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش
روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش
توفان اگر گرفت تو کشتی نوح باش
رو کن به وقت خشم، چو موسی به طور خویش
گم گشته ی تو در تو نهان است و غافلی
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش
دلخوش به صید ماهی دریا نشو که تور
گاهی شود اسیر گره های کور خویش
تا بگذری ز دره ی صعب العبور عمر
از خود پلی بساز برای عبور خویش
اقلیم توست ملک سلیمان چرا شدی
قانع به سعی و همت کمتر ز مور خویش؟
از گور خفتگان به تغافل گذر نکن
داری عبور می کنی از سنگ گور خویش ...
✍🏻افشين علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش
روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش
توفان اگر گرفت تو کشتی نوح باش
رو کن به وقت خشم، چو موسی به طور خویش
گم گشته ی تو در تو نهان است و غافلی
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش
دلخوش به صید ماهی دریا نشو که تور
گاهی شود اسیر گره های کور خویش
تا بگذری ز دره ی صعب العبور عمر
از خود پلی بساز برای عبور خویش
اقلیم توست ملک سلیمان چرا شدی
قانع به سعی و همت کمتر ز مور خویش؟
از گور خفتگان به تغافل گذر نکن
داری عبور می کنی از سنگ گور خویش ...
✍🏻افشين علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔺همین چراغ که می سوزد...🔺
همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن
همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن
همین که حاصل عمری شعر، آپارتمان نود متری
همیشه عطر زنی دارد، و بوی پونه و آویشن
همین اتاق پذیرایی همین که جای نشیمن نیز
ببین چه حوصله ای دارد برای این همه حتی من
همین چراغ که می سوزد همین اجاق که روز و شب
اگر نه بوقلمون اما به شوق اشکنه ای روشن
همین که سایه و سقفی هست برای دوری و نزدیکی
برای آمدن یک دوست برای رفتن یک دشمن
همین که منتظرم حتی برای آمدن قبضی
چه قبض گاز، چه قبض برق، چه قبض روح، چه قبض تن
همین تنازع دخل و خرج همین جدال زناشویی
همین که: "خسته شدیم از هم" همین دروغ: "طلاق اصلا!"
همین که دخترکی دارم شبیه سوژه نقاشی
گلی نشسته به دامانش هزار غنچه به پیراهن
همین که دست مرا گیرد در ازدحام خیابان ها
به ناگهان کشدم یک سو به شوق دیدن یک دامن
همین که: "خسته شدم دیگر مرا به خانه ببر بابا"
همین نیامده رفتن ها همین بهانه برگشتن
برای دلخوشی ام کافی ست برای شکر ولی بسیار
که باید این همه را فردا به جا گذاشتن و رفتن...
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
همین که خانه گرمی هست همین دوخوابه کم روزن
همین مثلث تکراری، سه ضلع: کودک و مرد وزن
همین که حاصل عمری شعر، آپارتمان نود متری
همیشه عطر زنی دارد، و بوی پونه و آویشن
همین اتاق پذیرایی همین که جای نشیمن نیز
ببین چه حوصله ای دارد برای این همه حتی من
همین چراغ که می سوزد همین اجاق که روز و شب
اگر نه بوقلمون اما به شوق اشکنه ای روشن
همین که سایه و سقفی هست برای دوری و نزدیکی
برای آمدن یک دوست برای رفتن یک دشمن
همین که منتظرم حتی برای آمدن قبضی
چه قبض گاز، چه قبض برق، چه قبض روح، چه قبض تن
همین تنازع دخل و خرج همین جدال زناشویی
همین که: "خسته شدیم از هم" همین دروغ: "طلاق اصلا!"
همین که دخترکی دارم شبیه سوژه نقاشی
گلی نشسته به دامانش هزار غنچه به پیراهن
همین که دست مرا گیرد در ازدحام خیابان ها
به ناگهان کشدم یک سو به شوق دیدن یک دامن
همین که: "خسته شدم دیگر مرا به خانه ببر بابا"
همین نیامده رفتن ها همین بهانه برگشتن
برای دلخوشی ام کافی ست برای شکر ولی بسیار
که باید این همه را فردا به جا گذاشتن و رفتن...
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤2
🔻 وقت ملاقات 🔻
تقویم در برابر اوقات ما کم است
گوش فلک برای شکایات ما کم است
هر روز با همیم و نمی دانم از چه رو
حس می کنم که وقت ملاقات ما کم است
جز اشک تحفهای که ندارم، قبول کن
دیگر نگو که ارزش سوغات ما کم است
جرم من و گناه دلم هر چه هست و نیست
آیا غمت برای مکافات ما کم است؟
بگذار عاشقانه نهم سر به دامنت
پیش تو گر چه قدر مناجات ما کم است
مهلت برای راز و نیازم نمیدهی
شاید که پیش لطف تو حاجات ما کم است
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
تقویم در برابر اوقات ما کم است
گوش فلک برای شکایات ما کم است
هر روز با همیم و نمی دانم از چه رو
حس می کنم که وقت ملاقات ما کم است
جز اشک تحفهای که ندارم، قبول کن
دیگر نگو که ارزش سوغات ما کم است
جرم من و گناه دلم هر چه هست و نیست
آیا غمت برای مکافات ما کم است؟
بگذار عاشقانه نهم سر به دامنت
پیش تو گر چه قدر مناجات ما کم است
مهلت برای راز و نیازم نمیدهی
شاید که پیش لطف تو حاجات ما کم است
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
♦️بيست و سه سال از فقدان علامه محمدتقي جعفري گذشت...♦️
"دولت افتادگی"
ای سخنت رونق لفظ دری
قند درآمیخته با آذری
درس تو دارد اثری بیشتر
از اثر تربیت مادری
ناموری، گرچه تو را رغبتی
هیچ نبوده ست به نام آوری
نزد تو زانو زده از هر طرف
منبری و لشکری و کشوری
فقه تو با عشق در آمیخته
فلسفه ات با هنر دلبری
کاش فحول از تو می آموختند
راحتی و رندی و روشنگری
بر سرت ازدولت افتادگی است
تاج برازندگی و سروری
تا ابد آویزه گوش دل است
نام "محمد تقی جعفری"...
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
"دولت افتادگی"
ای سخنت رونق لفظ دری
قند درآمیخته با آذری
درس تو دارد اثری بیشتر
از اثر تربیت مادری
ناموری، گرچه تو را رغبتی
هیچ نبوده ست به نام آوری
نزد تو زانو زده از هر طرف
منبری و لشکری و کشوری
فقه تو با عشق در آمیخته
فلسفه ات با هنر دلبری
کاش فحول از تو می آموختند
راحتی و رندی و روشنگری
بر سرت ازدولت افتادگی است
تاج برازندگی و سروری
تا ابد آویزه گوش دل است
نام "محمد تقی جعفری"...
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔸 به آستان پاک حضرت فاطمه معصومه (س) 🔸
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
میان چوب بست دست های زائران دارد
ضریحی سبز و حاصل خیز رشک طارم، این بانو
کویر از او گلستان است و می روید ز دامانش
هزاران باغ سیب و کشتزار گندم، این بانو
بسا شه دخت و شه بانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا می خواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو...
✍🏻افشین علا
🗓آذر ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
air.ir/9GW
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
میان چوب بست دست های زائران دارد
ضریحی سبز و حاصل خیز رشک طارم، این بانو
کویر از او گلستان است و می روید ز دامانش
هزاران باغ سیب و کشتزار گندم، این بانو
بسا شه دخت و شه بانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا می خواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو...
✍🏻افشین علا
🗓آذر ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
air.ir/9GW
🔹افشين علا: شعر صفارزاده نگرشی نو به جهان است🔹
فرشاد شيرزادي-روزنامه نگار
🔹صفارزاده را بهعنوان شاعری آوانگارد میشناسیم، اما تفاوت عمده او با سایر همگنانش در این بود که صفارزاده بیش و پیش از آنکه روشنفکر باشد، مسلمان بود. مبانی روشنفکری، ویژگیهای شعر آوانگارد و فضای مدرن ذهنی و زبانی او نیز نتوانست بر جهانبینی او اثر بگذارد و تعهدش را به مبانی فکری اسلامی در لابهلای واژگان و مضامین بهروز و جهانشمول شعرش پنهان سازد. پس او برای معترض بودن انگیزه مضاعف و خاستگاه توأمانی داشت. منظورم دوبعد شخصیتی او است که هردو نیز پررنگ بودند؛ هم «روشنفکر» بودن و هم «مسلمان» بودن. اغلب همگنان او یکی از این دو مؤلفه را داشتند. با این حال، غالباً معترض بودند اما صفارزاده برای اعتراض دو مشوق درونی داشت؛ هم تعلقش به حلقه روشنفكران و هم جهانبینی اسلامیاش نمیگذاشت که در برابر کجیها و نابرازندگیها سکوت کند. 🔹با نگاه به برهه زمانی سرایش شعرهای مجموعه «مردان منحني" درمییابیم که او در سالهایی به سرودن این اشعار پرداخت که استبداد از یک سو و خفت و خواری ملازمان دربار و گدایان قدرت از سوی دیگر، بیش از هر آفت طاقتسوزی وجدان و اندیشه شاعری مسلمان و روشنفکر را به درد میآورد. بنابراین دست به سرودن شعرهایی زد که ضمن نشانهگیری حاکمان وقت، آموزههایی اصیل و ماندگار برای همه عصرها و نسلها را به یادگار گذاشت. بیشک این بخش از ویژگیهای شعری او (یعنی ماندگاری در عین بهروز بودن) در جهانبینی اسلامی او ریشه دارد. اسلامی راستین که رذیلتهای اخلاقی را در هر قالب و هر زمانی برنمیتابد و شاعر اندیشمند و آزاده را به اعتراض وامیدارد.
🔹من از دوران نوجوانی و سالهای آغازین انقلاب با اشعار صفارزاده مأنوس بودم اما متأسفانه توفیق دیدار مکرر و انس با خود ایشان را نداشتم. یکبار در جشنواره شعر فجر ایشان را در تالار وحدت دیدم که حاضر نشدند روی سن بیایند و جایزه بگیرند. در نهایت و پس از اصرارهای فراوان نیز آن جایزه را به خانواده زندهیاد سلمان هراتی تقدیم کردند. یکبار هم در اواخر عمرشان در حوزه هنری توانستم ایشان را از نزدیک ملاقات کنم. در آن جلسه هم خانم صفارزاده، ساکت و متواضع بودند و حاضر نشدند شعری بخوانند. اتفاقاً من حرف زدم و شرح سالها اشتیاق و ارادت تلنبار شده در سینهام نسبت به ایشان را ابراز کردم. عجیب آنکه واکنش ایشان نه فقط متواضعانه، بلکه معصومانه و توأم با ناباوری بود! من ایشان را بانویی دانشمند اما عارف و فانی در باور الهی خویش یافتم که حتی برای لحظهای شیفته و فریفته جایگاه و نقش کمنظیرش در ساحت شعر و اندیشه دینی نشده بود.
🔹در میان زنان شاعری که دوستشان دارم، فروغ و صفارزاده جایگاه و نقشی متفاوت دارند. فروغ برای من تداعیکننده شاعرانگی محض و جلوههای بیبدیل صداقت زنانه است اما صفارزاده ضمن آنکه شاعری آوانگارد بود، در جایجای اشعارش ردپای آموزههای اعتقادی و انقلابی نیز دیده میشود. به بیان دیگر در شعر فروغ، شاعرانگی بیشتری میبینم اما شعر صفارزاده نگرش و راه تازهای در نگاهم و پیش پایم میگذارد.
🔹بهنظرم بهترین و مؤثرترین ابزار برای شناساندن جهان و زبان شعری صفارزاده به این نسل و نسلهای آینده، خود شعر او است. شعر صفارزاده پر از کلیدواژه برای فهم جهانبینی شاعر است. شاید برای فهم بهتر ادعایم بد نباشد که از تمثیلی استفاده کنم. در بین اندیشمندان معاصر، من کسی را نمیشناسم که به اندازه دکتر شریعتی بتواند بیواسطه با مخاطب ارتباط برقرار کند و بر او تأثیر بگذارد. فهم کامل و اثرگذار آثار سایر همگنان او به تفسیر یا پانویس نیاز دارد اما منظومه فکری و زبانی شریعتی بهگونهای بود که خودش کدهای لازم برای فهم عمیق سخنانش را در لابهلای سخنانش بهدست مخاطب میداد. در میان شاعران هم صفارزاده را اینگونه میبینم. اشعار او این ویژگی را دارد که دست مخاطب را میگیرد و با خود همراه میکند. در این همراهی، هم با ضربهها و غافلگیریهای نوبهنو مواجهیم، هم خود شاعر با نمادها و اشارههایی که مختص ذهنیت و نحوه بیان او است، به مرور گره از رمزها و رازهای مضمونی و زبانیاش میگشاید و مخاطب را با مبانی فکریاش مأنوس میکند.
🔹درخصوص ترجمه قرآن، چون با مبحثی خطیر و کاملاً تخصصی مواجهیم اجازه بدهید ادعای اظهارنظر متقنی نداشته باشم. این قدر میدانم که خانم صفارزاده هم شاعر بود، هم قرآنپژوه؛ بنابراین بهعنوان یک شاعر میتوانم امیدوار باشم که در ترجمه قرآن ایشان، جنبههای تخصصی فهم آیات، قربانی شاعرانگی و آرايه هاي زبانی نشده باشد.
🔹منيع: روزنامه همشهري ٢٦ آبان ١٤٠٠
https://newspaper.hamshahrionline.ir/id/145724/شعر-صفارزاده-نگرشی-جهان-است.html
فرشاد شيرزادي-روزنامه نگار
🔹صفارزاده را بهعنوان شاعری آوانگارد میشناسیم، اما تفاوت عمده او با سایر همگنانش در این بود که صفارزاده بیش و پیش از آنکه روشنفکر باشد، مسلمان بود. مبانی روشنفکری، ویژگیهای شعر آوانگارد و فضای مدرن ذهنی و زبانی او نیز نتوانست بر جهانبینی او اثر بگذارد و تعهدش را به مبانی فکری اسلامی در لابهلای واژگان و مضامین بهروز و جهانشمول شعرش پنهان سازد. پس او برای معترض بودن انگیزه مضاعف و خاستگاه توأمانی داشت. منظورم دوبعد شخصیتی او است که هردو نیز پررنگ بودند؛ هم «روشنفکر» بودن و هم «مسلمان» بودن. اغلب همگنان او یکی از این دو مؤلفه را داشتند. با این حال، غالباً معترض بودند اما صفارزاده برای اعتراض دو مشوق درونی داشت؛ هم تعلقش به حلقه روشنفكران و هم جهانبینی اسلامیاش نمیگذاشت که در برابر کجیها و نابرازندگیها سکوت کند. 🔹با نگاه به برهه زمانی سرایش شعرهای مجموعه «مردان منحني" درمییابیم که او در سالهایی به سرودن این اشعار پرداخت که استبداد از یک سو و خفت و خواری ملازمان دربار و گدایان قدرت از سوی دیگر، بیش از هر آفت طاقتسوزی وجدان و اندیشه شاعری مسلمان و روشنفکر را به درد میآورد. بنابراین دست به سرودن شعرهایی زد که ضمن نشانهگیری حاکمان وقت، آموزههایی اصیل و ماندگار برای همه عصرها و نسلها را به یادگار گذاشت. بیشک این بخش از ویژگیهای شعری او (یعنی ماندگاری در عین بهروز بودن) در جهانبینی اسلامی او ریشه دارد. اسلامی راستین که رذیلتهای اخلاقی را در هر قالب و هر زمانی برنمیتابد و شاعر اندیشمند و آزاده را به اعتراض وامیدارد.
🔹من از دوران نوجوانی و سالهای آغازین انقلاب با اشعار صفارزاده مأنوس بودم اما متأسفانه توفیق دیدار مکرر و انس با خود ایشان را نداشتم. یکبار در جشنواره شعر فجر ایشان را در تالار وحدت دیدم که حاضر نشدند روی سن بیایند و جایزه بگیرند. در نهایت و پس از اصرارهای فراوان نیز آن جایزه را به خانواده زندهیاد سلمان هراتی تقدیم کردند. یکبار هم در اواخر عمرشان در حوزه هنری توانستم ایشان را از نزدیک ملاقات کنم. در آن جلسه هم خانم صفارزاده، ساکت و متواضع بودند و حاضر نشدند شعری بخوانند. اتفاقاً من حرف زدم و شرح سالها اشتیاق و ارادت تلنبار شده در سینهام نسبت به ایشان را ابراز کردم. عجیب آنکه واکنش ایشان نه فقط متواضعانه، بلکه معصومانه و توأم با ناباوری بود! من ایشان را بانویی دانشمند اما عارف و فانی در باور الهی خویش یافتم که حتی برای لحظهای شیفته و فریفته جایگاه و نقش کمنظیرش در ساحت شعر و اندیشه دینی نشده بود.
🔹در میان زنان شاعری که دوستشان دارم، فروغ و صفارزاده جایگاه و نقشی متفاوت دارند. فروغ برای من تداعیکننده شاعرانگی محض و جلوههای بیبدیل صداقت زنانه است اما صفارزاده ضمن آنکه شاعری آوانگارد بود، در جایجای اشعارش ردپای آموزههای اعتقادی و انقلابی نیز دیده میشود. به بیان دیگر در شعر فروغ، شاعرانگی بیشتری میبینم اما شعر صفارزاده نگرش و راه تازهای در نگاهم و پیش پایم میگذارد.
🔹بهنظرم بهترین و مؤثرترین ابزار برای شناساندن جهان و زبان شعری صفارزاده به این نسل و نسلهای آینده، خود شعر او است. شعر صفارزاده پر از کلیدواژه برای فهم جهانبینی شاعر است. شاید برای فهم بهتر ادعایم بد نباشد که از تمثیلی استفاده کنم. در بین اندیشمندان معاصر، من کسی را نمیشناسم که به اندازه دکتر شریعتی بتواند بیواسطه با مخاطب ارتباط برقرار کند و بر او تأثیر بگذارد. فهم کامل و اثرگذار آثار سایر همگنان او به تفسیر یا پانویس نیاز دارد اما منظومه فکری و زبانی شریعتی بهگونهای بود که خودش کدهای لازم برای فهم عمیق سخنانش را در لابهلای سخنانش بهدست مخاطب میداد. در میان شاعران هم صفارزاده را اینگونه میبینم. اشعار او این ویژگی را دارد که دست مخاطب را میگیرد و با خود همراه میکند. در این همراهی، هم با ضربهها و غافلگیریهای نوبهنو مواجهیم، هم خود شاعر با نمادها و اشارههایی که مختص ذهنیت و نحوه بیان او است، به مرور گره از رمزها و رازهای مضمونی و زبانیاش میگشاید و مخاطب را با مبانی فکریاش مأنوس میکند.
🔹درخصوص ترجمه قرآن، چون با مبحثی خطیر و کاملاً تخصصی مواجهیم اجازه بدهید ادعای اظهارنظر متقنی نداشته باشم. این قدر میدانم که خانم صفارزاده هم شاعر بود، هم قرآنپژوه؛ بنابراین بهعنوان یک شاعر میتوانم امیدوار باشم که در ترجمه قرآن ایشان، جنبههای تخصصی فهم آیات، قربانی شاعرانگی و آرايه هاي زبانی نشده باشد.
🔹منيع: روزنامه همشهري ٢٦ آبان ١٤٠٠
https://newspaper.hamshahrionline.ir/id/145724/شعر-صفارزاده-نگرشی-جهان-است.html
شعر صفارزاده نگرشی نو به جهان است
شعر زندهیاد طاهره صفارزاده چنان اعتبار و ارزشی دارد که برخی از بزرگان شعر و ادبیات ایران، شعر و شخصیتاش را یک سر و گردن از دیگر شاعران زن همعصر او بالاتر میدانند. روزنامه همشهری امروز،روزنامه همشهری صبح،صفحه روزنامه همشهری،دانلود روزنامه همشهری امروز،همشهری…
🔺با دل من چه کردهای🔺
مثل هميشه نيستم با دل من چه كرده اى؟
من، منِ تازه كيستم با دل من چه كرده اى؟
عقل چو داده ام زكف،مى كشي ام به هر طرف
دست خودم كه نيستم، با دل من چه كرده اى؟
در عجبم كه بر زمين اين همه سال پيش از اين
بى تو چگونه زيستم؟ با دل من چه كرده اى؟
روز به روز خم شدم لحظه به لحظه كم شدم
شب همه شب گريستم با دل من چه كرده اي؟
روحم اگر،چرا تنم؟ خاكم اگر،چرا منم؟
يار بگو كه چيستم؟ بادل من چه كرده اى؟
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
مثل هميشه نيستم با دل من چه كرده اى؟
من، منِ تازه كيستم با دل من چه كرده اى؟
عقل چو داده ام زكف،مى كشي ام به هر طرف
دست خودم كه نيستم، با دل من چه كرده اى؟
در عجبم كه بر زمين اين همه سال پيش از اين
بى تو چگونه زيستم؟ با دل من چه كرده اى؟
روز به روز خم شدم لحظه به لحظه كم شدم
شب همه شب گريستم با دل من چه كرده اي؟
روحم اگر،چرا تنم؟ خاكم اگر،چرا منم؟
يار بگو كه چيستم؟ بادل من چه كرده اى؟
✍🏻 افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
يك سال از وداع ابدي با قصه گوي راستي ها گذشت...
🔹هم نشين كودكان🔹
"قصه هاي راستگو به سر رسيد
عمر راستگوي قصه ها تمام شد.."
تا به گوشم اين خبر رسيد،
بغض كهنه ام شكست
مثل بچه ها شدم
كودكان سال هاي شصت...
رفتم از بزرگسالي ام به كودكي
ديدم از صميم جان
در اتاق كوچكي
پاي حرف هاي او نشسته ام
پشت قاب شيشه اي
پاي قصه هاي راستگو نشسته ام
او كه بر تنش
جامه ي رسول پاك بود
پست و منصبي نداشت
هم نشين كودكان خاك بود
با گچ سفيد و تخته ي سياه
بچه هاي نسل انقلاب را
سوي روشني روانه كرده بود
انس با كتاب را
بازي قشنگ كودكانه كرده بود
بچه هاي روستا و شهر و پايتخت را
پاي تخته مي نشاند
آيه هاي سخت را
مثل جرعه هاي آب
در گلوي كودكان تشنه مي نشاند
در كلاس او
هركسي براي شيطنت اجازه داشت
راستگو
در جواب بچه ها به جاي اخم
حرف هاي تازه داشت
روي تخته ي سياه
دست خط او كه موج مي گرفت
در ميان خانه ها
شور كودكانه اوج مي گرفت
با گچي كه جان نداشت
نقش هاي زنده مي كشيد
هيچ كس در آن كلاس درس
ترس امتحان نداست
چون كه او به جاي ترس
طرح خنده مي كشيد
جاي ميله ي قفس، پرنده مي كشيد
بچه ها به محض ديدنش
يا شنيدن صداي او
بارها ز خنده روده بر شدند
چشم هايشان ولي
با شنيدن حقايقي كه پشت خنده بود
بارها ز اشك شوق پر شدند...
خوش به حال راستگو
در تمام عمر خود همان كه خواست بود
كار خويش را رها نكرد
جز به آيه ها و بچه ها
اعتنا نكرد
حرف هاي او اگرچه قصه بود
راست بود
✍افشين علا
🆔@afshinala
https://b2n.ir/609250
🔹هم نشين كودكان🔹
"قصه هاي راستگو به سر رسيد
عمر راستگوي قصه ها تمام شد.."
تا به گوشم اين خبر رسيد،
بغض كهنه ام شكست
مثل بچه ها شدم
كودكان سال هاي شصت...
رفتم از بزرگسالي ام به كودكي
ديدم از صميم جان
در اتاق كوچكي
پاي حرف هاي او نشسته ام
پشت قاب شيشه اي
پاي قصه هاي راستگو نشسته ام
او كه بر تنش
جامه ي رسول پاك بود
پست و منصبي نداشت
هم نشين كودكان خاك بود
با گچ سفيد و تخته ي سياه
بچه هاي نسل انقلاب را
سوي روشني روانه كرده بود
انس با كتاب را
بازي قشنگ كودكانه كرده بود
بچه هاي روستا و شهر و پايتخت را
پاي تخته مي نشاند
آيه هاي سخت را
مثل جرعه هاي آب
در گلوي كودكان تشنه مي نشاند
در كلاس او
هركسي براي شيطنت اجازه داشت
راستگو
در جواب بچه ها به جاي اخم
حرف هاي تازه داشت
روي تخته ي سياه
دست خط او كه موج مي گرفت
در ميان خانه ها
شور كودكانه اوج مي گرفت
با گچي كه جان نداشت
نقش هاي زنده مي كشيد
هيچ كس در آن كلاس درس
ترس امتحان نداست
چون كه او به جاي ترس
طرح خنده مي كشيد
جاي ميله ي قفس، پرنده مي كشيد
بچه ها به محض ديدنش
يا شنيدن صداي او
بارها ز خنده روده بر شدند
چشم هايشان ولي
با شنيدن حقايقي كه پشت خنده بود
بارها ز اشك شوق پر شدند...
خوش به حال راستگو
در تمام عمر خود همان كه خواست بود
كار خويش را رها نكرد
جز به آيه ها و بچه ها
اعتنا نكرد
حرف هاي او اگرچه قصه بود
راست بود
✍افشين علا
🆔@afshinala
https://b2n.ir/609250
🔹بر بام عمر🔹
غرقيم در نزاع و هياهو براي هيچ
مست غرور و قدرت بازو براي هيچ
جاي گره گشايي و لبخند نزد خلق
افكنده ايم، اخم بر ابرو براي هيچ
ما در كمين يكدگريم و حريف نيز
ما در تلاش بهر عبث، او براي هيچ
گيرم غزال تيزتكي شد شكارمان
گردد يتيم، بره ي آهو براي هيچ
مقصد، درون ماست وليكن تمام عمر
زين سو دويده ايم به آن سو براي هيچ
پوچ است پوچ، صحبت نوكيسه گان پست
هم انزوا به خانه و پستو براي هيچ
نزد مرادهاي دغل، لشكر مريد
عمري نشسته اند دوزانو براي هيچ
در قحطسال برف، تلنبار كرده ايم
بر بام عمر، اين همه پارو براي هيچ
زير لحد به خواب ابد رفتنم خوش است
پُر كن لحاف خود ز پر قو براي هيچ
✍🏻 افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
غرقيم در نزاع و هياهو براي هيچ
مست غرور و قدرت بازو براي هيچ
جاي گره گشايي و لبخند نزد خلق
افكنده ايم، اخم بر ابرو براي هيچ
ما در كمين يكدگريم و حريف نيز
ما در تلاش بهر عبث، او براي هيچ
گيرم غزال تيزتكي شد شكارمان
گردد يتيم، بره ي آهو براي هيچ
مقصد، درون ماست وليكن تمام عمر
زين سو دويده ايم به آن سو براي هيچ
پوچ است پوچ، صحبت نوكيسه گان پست
هم انزوا به خانه و پستو براي هيچ
نزد مرادهاي دغل، لشكر مريد
عمري نشسته اند دوزانو براي هيچ
در قحطسال برف، تلنبار كرده ايم
بر بام عمر، اين همه پارو براي هيچ
زير لحد به خواب ابد رفتنم خوش است
پُر كن لحاف خود ز پر قو براي هيچ
✍🏻 افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🦋شاپرك هاي يتيم🦋
بس بلند است اي يتيمان! بخت و اقبال شما
چون كه قرآن بارها پرسيده از حال شما
خاتم پيغمبران هم بود در عالم، يتيم
تا شود همدردتان، پس خوش بر احوال شما
چتر دامان علي پيداست در تقديرتان
هم دعاي حضرت زهراست در فال شما
ديگران شايد پدر دارند يا مادر، ولي
چشم مشتاقان فراوان است دنبال شما
شاپرك هاي يتيمم! گشته چون رنگين كمان
دفتر شعر من از نقش خط و خال شما
بال در بال ملائك مي دود هر سو نسيم
تا كشد دست نوازش بر پر و بال شما
دردهاتان غصه هاتان رنج هاتان مال من
شادي و آرامش و لبخند من مال شما
✍🏻 افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
بس بلند است اي يتيمان! بخت و اقبال شما
چون كه قرآن بارها پرسيده از حال شما
خاتم پيغمبران هم بود در عالم، يتيم
تا شود همدردتان، پس خوش بر احوال شما
چتر دامان علي پيداست در تقديرتان
هم دعاي حضرت زهراست در فال شما
ديگران شايد پدر دارند يا مادر، ولي
چشم مشتاقان فراوان است دنبال شما
شاپرك هاي يتيمم! گشته چون رنگين كمان
دفتر شعر من از نقش خط و خال شما
بال در بال ملائك مي دود هر سو نسيم
تا كشد دست نوازش بر پر و بال شما
دردهاتان غصه هاتان رنج هاتان مال من
شادي و آرامش و لبخند من مال شما
✍🏻 افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔹چنین گفت زینب!🔹
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روح الامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا ، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبه ی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل ، رازی
که در گوش ام البنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنه کامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔸جِرم گیری🔸
مرد دندانساز با قدّارهای خون ريز
جِرمها را میزدود از کام من با درد دندانسوز
در سرم با نعرههای ارّه مانندش جنون میریخت
لحظهای هم رخصت فریاد اگر میداد
از دهانم چرک و خون میریخت...
🔻
با خودم گفتم: دهاني اين چنين چركين
بيش از اين آيا ز كين آكنده خواهد شد؟
جِرمها وقتی كه از دندان فرو ريزد چنين جانسوز
جُرمها چون جان سنگین از تنم یک روز
با چه رنجی کنده خواهد شد؟...
✍🏻افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
مرد دندانساز با قدّارهای خون ريز
جِرمها را میزدود از کام من با درد دندانسوز
در سرم با نعرههای ارّه مانندش جنون میریخت
لحظهای هم رخصت فریاد اگر میداد
از دهانم چرک و خون میریخت...
🔻
با خودم گفتم: دهاني اين چنين چركين
بيش از اين آيا ز كين آكنده خواهد شد؟
جِرمها وقتی كه از دندان فرو ريزد چنين جانسوز
جُرمها چون جان سنگین از تنم یک روز
با چه رنجی کنده خواهد شد؟...
✍🏻افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔹احاطه ام كن!🔹
احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد
احاطه ام كن چنان كه دريا كشد به گرداب ريشخندي
غريق كشتي شكسته را چون دخيل بر تخته پاره بندد
احاطه ام كن چنان كه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پاي گل، سنگ خاره بندد
احاطه ام كن چنان كه شيري به رسم بازيچه، صيد خود را
رها كند، ره بر او ببندد، رها كند، ره دوباره بندد
احاطه ام كن چنان كه مادر، دمي رود چون قرارش از كف
ره نفس بر گلوي طفلش ز بوسه ي بي شماره بندد
احاطه ام كن چنان كه شعري چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد
احاطه ام كن چنان حرامي كه در شبيخون بي امانش
ز كارواني كه خفته در خود، پياده گيرد، سواره بندد
احاطه ام كن چنان كه مرگي به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان و ديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد
احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بيكرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
احاطه ام كن چنان كه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد
احاطه ام كن چنان كه دريا كشد به گرداب ريشخندي
غريق كشتي شكسته را چون دخيل بر تخته پاره بندد
احاطه ام كن چنان كه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پاي گل، سنگ خاره بندد
احاطه ام كن چنان كه شيري به رسم بازيچه، صيد خود را
رها كند، ره بر او ببندد، رها كند، ره دوباره بندد
احاطه ام كن چنان كه مادر، دمي رود چون قرارش از كف
ره نفس بر گلوي طفلش ز بوسه ي بي شماره بندد
احاطه ام كن چنان كه شعري چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد
احاطه ام كن چنان حرامي كه در شبيخون بي امانش
ز كارواني كه خفته در خود، پياده گيرد، سواره بندد
احاطه ام كن چنان كه مرگي به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان و ديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد
احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بيكرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
جناب حجت الاسلام والمسلمين محمدعلي صفري (زرافشان) از مشهد، لطف كرده اند و تضميني بر غزل "پلكان خيس" بنده سروده اند.
ضمن سپاس از ايشان، در اين عصر جمعه، اثر ارزشمندشان را به ساحت حضرت ولي عصر (عج) تقديم مي كنم.
🔹پلكان خيس🔹
تا هست دوري تو در این شب، سرور نیست
اندوه و درد هست ولی شوق و شور نیست
شور و طرب بدون تو تا نفخ صور نیست
"آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هر چند دیده لایق درک حضور نیست"
هر چند در فراق تو کردیم کوتهی
رفتیم سوی چاه غم از فرط گمرهی
بر چشم ما قدم بنه از مرحمت، گهی
"بر پلک های خستهی من پا نمی نهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست"
با این كه بود پرتو تو روشنای راه
با سر فتاده ايم ز غفلت به قعر چاه
ما را ببخش از کرم ای حجت الاه
"شد تکه تکه آینهی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟"
تا ره بریم سوی تو ای مقتدای دین
آوردهایم روی به سرچشمه ی یقین
هر لحظه می نهیم به خاک رهت جبین
"ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
باز آ که جان مردم دنیا صبور نیست"
ای نور چشم فاطمه، فرزند بوتراب
باز آ که رفته از دل ایام، صبر و تاب
برخیز و مثل ماه برون آی از حجاب
"رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست"
ای مظهر عنایت رب الفلق، بیا
ظلمت فکنده پرده به روي شفق، بیا
ای روشنای چشم و دل ماخَلَق، بیا
"آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم، که چاره به غیر از ظهور نیست"
✍🏻 محمدعلي صفري
🗓 مشهد مقدس
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ضمن سپاس از ايشان، در اين عصر جمعه، اثر ارزشمندشان را به ساحت حضرت ولي عصر (عج) تقديم مي كنم.
🔹پلكان خيس🔹
تا هست دوري تو در این شب، سرور نیست
اندوه و درد هست ولی شوق و شور نیست
شور و طرب بدون تو تا نفخ صور نیست
"آن قدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هر چند دیده لایق درک حضور نیست"
هر چند در فراق تو کردیم کوتهی
رفتیم سوی چاه غم از فرط گمرهی
بر چشم ما قدم بنه از مرحمت، گهی
"بر پلک های خستهی من پا نمی نهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست"
با این كه بود پرتو تو روشنای راه
با سر فتاده ايم ز غفلت به قعر چاه
ما را ببخش از کرم ای حجت الاه
"شد تکه تکه آینهی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟"
تا ره بریم سوی تو ای مقتدای دین
آوردهایم روی به سرچشمه ی یقین
هر لحظه می نهیم به خاک رهت جبین
"ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
باز آ که جان مردم دنیا صبور نیست"
ای نور چشم فاطمه، فرزند بوتراب
باز آ که رفته از دل ایام، صبر و تاب
برخیز و مثل ماه برون آی از حجاب
"رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست"
ای مظهر عنایت رب الفلق، بیا
ظلمت فکنده پرده به روي شفق، بیا
ای روشنای چشم و دل ماخَلَق، بیا
"آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم، که چاره به غیر از ظهور نیست"
✍🏻 محمدعلي صفري
🗓 مشهد مقدس
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹ارزش املاك🔹
اگرچه با خزف و خس، سر ستيزم نيست
ز گوشمالي ناكس، گهي گريزم نيست
اگر چو آينه صافم، خيال كج مكني
گمان مبر چو شكستم، زبان تيزم نيست
مرا به هيزم دوزخ حواله كمتر ده
كه دست زور ندارم كه چشم هيزم نيست
مقام دنيوي و اخروي به كام تو باد
كه غير دوست نيازي به هيچ چيزم نيست
چو رودخانه روانم به شوق اقيانوس
در اين مسير هراسي ز افت و خيزم نيست
به گور، ارزش املاك روي هم چند است؟
بگو دو پول سيه! حاجت پشيزم نيست
اگر تو شاه جهاني منم غلام علي (ع)
هواي حاجب و فرمانبر و كنيزم نيست
تو پشت ميز بمان من به عشق مشغولم
بر اين اريكه نيازي به شغل و ميزم نيست
چگونه تكيه كنم بر درخت عمر بلند؟
كه سايه ي پدر و مادر عزيزم نيست
✍🏻افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
اگرچه با خزف و خس، سر ستيزم نيست
ز گوشمالي ناكس، گهي گريزم نيست
اگر چو آينه صافم، خيال كج مكني
گمان مبر چو شكستم، زبان تيزم نيست
مرا به هيزم دوزخ حواله كمتر ده
كه دست زور ندارم كه چشم هيزم نيست
مقام دنيوي و اخروي به كام تو باد
كه غير دوست نيازي به هيچ چيزم نيست
چو رودخانه روانم به شوق اقيانوس
در اين مسير هراسي ز افت و خيزم نيست
به گور، ارزش املاك روي هم چند است؟
بگو دو پول سيه! حاجت پشيزم نيست
اگر تو شاه جهاني منم غلام علي (ع)
هواي حاجب و فرمانبر و كنيزم نيست
تو پشت ميز بمان من به عشق مشغولم
بر اين اريكه نيازي به شغل و ميزم نيست
چگونه تكيه كنم بر درخت عمر بلند؟
كه سايه ي پدر و مادر عزيزم نيست
✍🏻افشین علا
🗓آذر ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
دیده در حسرت آن قامت زیبای بلند
نقره افشان شده چون ماه به شب های بلند
با تو ایام رود چون شب تابستان زود
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
نقره افشان شده چون ماه به شب های بلند
با تو ایام رود چون شب تابستان زود
بی تو هر ساعت عمرم شب یلدای بلند
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
🔆روح خدا🔆
ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم
ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم
چارده قرن است
در زیارت نامه ی پیغمبر خاتم
از تو می گوییم
از تو و نوح و خلیل و حضرت آدم
ما فقط در ابتدای سال
یاد میلادت نمی افتیم
چارده قرن است در خوشحالی و ماتم
از تو با تقویم ها گفتیم
مهربانی در مرام ما به نام توست
پاک دامانی به نام مادرت مریم
اينك اي روح خدا اي پاك
سرزمينت را ببين آكنده از باروت
خون مظلومان نگر بر خاك
از يمن تا غزه تا بيروت
حاكمان با ظلم، هم پيمان
حامي مظلوم، تنها ملت ایران
خود قضاوت كن مسيح اي راوي انجيل
رهروانت در تل آویوند یا تهران؟
فارس بر حق است
یا سران غرب و اسرائيل؟
✍🏻افشین علا
🗓دی ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
ای مسیح ای هم رکاب منجی عالم
ما تو را یکشنبه ها تنها نمی جوییم
چارده قرن است
در زیارت نامه ی پیغمبر خاتم
از تو می گوییم
از تو و نوح و خلیل و حضرت آدم
ما فقط در ابتدای سال
یاد میلادت نمی افتیم
چارده قرن است در خوشحالی و ماتم
از تو با تقویم ها گفتیم
مهربانی در مرام ما به نام توست
پاک دامانی به نام مادرت مریم
اينك اي روح خدا اي پاك
سرزمينت را ببين آكنده از باروت
خون مظلومان نگر بر خاك
از يمن تا غزه تا بيروت
حاكمان با ظلم، هم پيمان
حامي مظلوم، تنها ملت ایران
خود قضاوت كن مسيح اي راوي انجيل
رهروانت در تل آویوند یا تهران؟
فارس بر حق است
یا سران غرب و اسرائيل؟
✍🏻افشین علا
🗓دی ١٤٠٠
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔻آدرس اینستاگرام:
🆔 Instagram.com/afshin.ala
❤1