افشين علا
10K subscribers
1.21K photos
242 videos
1 file
1K links
Download Telegram
✨آستان شاه✨

ما در تنور وسوسه، هیزم نمی‌شویم
سیریم و خام فتنه‌ی گندم نمی‌شویم

حتی اگر که خواست فلک منتی نهد
ما زینت‌المجالس انجم نمی‌شویم

جان می‌دهیم در ره مردم ولی به مکر
همراه با سلیقه‌ی مردم نمی‌شویم

در افت و خیز هرزه‌ی گرد و غبارها
نادیده مانده‌ایم ولی گم نمی‌شویم

هرکس ز ره رسید به ما نیش زد ولی
کج‌خلق با حریف چو کژدم نمی‌شویم

با موج‌های زودگذر کف نمی‌کنیم
با هر نسیم غرق تلاطم نمی‌شویم

نوشیده‌ایم چون قدحی از می الست
فارغ، دمی ز مستی این خم نمی‌شویم

راضی به خاکساری دربار و درگهی
جز آستانه‌ی شه هشتم نمی‌شویم

✍ افشین علا
🗓️خرداد ١٤٠٢

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹غرور زخمی🔹

تو دوستی ‌کن اگر خلق، اهل دشمنی‌اند
بتاب، گرچه به دنبال محو روشنی‌اند

به رغم باد مخالف بایست مثل درخت
نه مثل مردم بی بته‌ای که منحنی‌اند

ز طعنه‌ها که به ما می‌زنند غصه نخور
که با نفاق و حسادت برادر تنی‌اند

غرور زخمی ما را شکسته می‌خواهند
ولی صبور بمان، اهل قبله آهنی‌اند

ترک نمی‌خورد این کوه با تلنگر باد
ببین چه بیهده در فکر لرزه افکنی‌اند

نترس و عزم حرم کن چو رهروان طریق
که با وجود حرامی مصون ز رهزنی‌اند

شبیه رود، روان باش گرچه خیل وزغ
به قعر حاشیه، غرق لجن پراکنی‌اند

وفا به عهد قدیم است رمز ماندن ما
گروه تازه به دوران رسیده رفتنی‌اند

✍ افشین علا
🗓️خرداد ١٤٠٢

‏✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔺آموزگار عشق🔺


جرم كمی نبود
بي لكنت از سپيده سخن گفتن
با كاهنان الكن خواب آلود
از قبله، با قبيله‌ی روشنفكر...

بيهوده نيست، اين كه تو را مثل آفتاب
در هر دو سوی آب
انكار می كنند
هم دشمنان ز بغض
هم دوستان ز بخل
هم فربهان دون كه افاضات چرب را
بر سفره‌ی فريب، تلنبار می كنند
هم رهزنان دين كه اضافات غرب را
در خوابگاه تيره‌ی اوهام
نشخوار می كنند...

جرم كمی نبود
از آسمان خراش خردسوز باختر
در پيش چشم اين همه ناباور حسود
رو بر كشيدن و دل بستن
بر تربت مدينه‌ی پيغمبر
بر وصله‌ی بهشت برين
در پاره های كفش علی
بر كهكشان شيری پنهان فاطمه
در خانه ای گلين

جرم کمی نبود
از جنس زينتی،
زن را به شأن زينبی اش خواندن
مردان خشم و غفلت و شهوت را
در مكتب حسين نشاندن...

اي خفته در دمشق
آموزگار عشق
نام تو را رقيب، گر انكار می كند
تاريخ تا ابد
مدهوش واژگان تو خواهد شد
يك روز، ناگزير
در اين قبيله هرچه كه قابيل است
مغلوب بازوان تو خواهد شد...


✍ افشین علا

‏✨🆔
@afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔸در این مهمان سرا🔸

بس که عمری در جهان از این و آن بد دیده‌ایم
خویش را در سخت‌جانی‌ها سرآمد دیده‌ایم

گاه اگر بالا و گه پایین، چه فرقی می‌کند؟
مثل دریاییم ما، هم جزر و هم مد دیده‌ایم

روزگارا! دیگر از ما خواهش ماندن مکن
زان‌که در مهمان‌نوازی آن‌چه باید، دیده‌ایم

مثل رود، آغوش وا کردیم بهر هر‌کسی
در جواب از او دلی چون سنگ را سد دیده‌ایم

آبروها بس خریدیم و به هنگام خطر
در خط ابروی یاران، پاسخ رد دیده‌ایم

خوشه‌ای گندم نچیدیم از بهشت اغنیا
گرچه از اهل چپاول، ظلم بی‌حد دیده‌ایم

ای مسافر! بر مصادر چون رسیدی، دل مبند
ما در این مهمان‌سرا بس رفت و آمد دیده‌ایم

بی نیازیم از کریمان، چون که اصل جود را
در رسول و حیدر و آل محمد (ص) دیده‌ایم

✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🇸🇪نامه‌ای به استکهلم🇸🇪

در هرم دوزخ، روضه‌ی رضوان نمی‌سوزد
نام خدا در آتش شیطان نمی‌سوزد

نوری که در دل می‌شود روشن نمی‌میرد
عطری که در گل می‌شود پنهان نمی‌سوزد

فرمود خالق: حافظ قرآن خداوند است
در شعله، گنج خالق سبحان نمی‌سوزد

هم لوح محفوظ است هم ام‌الکتاب است این
ناموس خلقت، نامه‌ی یزدان نمی‌سوزد

یک نسخه از آیات را گیرم ‌که سوزاندی
الهام‌بخش فطرت انسان نمی‌سوزد

این جسم آیات است جانش را چه خواهی کرد؟
جسمی به‌ظاهر سوخت اما جان نمی‌سوزد

قرآن که کاغذ نیست ای بی‌آبرو! هرچند
این جلد و کاغذ نیز بی‌تاوان نمی‌سوزد

فردا که چون رشدی شدی مفلوک، می‌فهمی
جز لاشه‌ات در آتش عصیان نمی‌سوزد

یک آیه هم سهل است، حتی بای بسم‌الله
در آتش خشم تو ای نادان نمی‌سوزد

در آتش نمرودی امیال حیوانی
آب زلال چشمه‌ی حیوان نمی‌سوزد

فرق است بین حق و باطل، عاقبت ای غرب
از ریشه می‌سوزی ولی فرقان نمی‌سوزد

چون کودکان بازی مکن بیهوده با کبریت
در آتش گوگردها قرآن نمی‌سوزد

✍ افشین علا
🗓️تیر ١٤٠٢

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤1
💦رود گل‌آلود💦


بر تخته پاره‌ای زده‌ام چنگ
در رود موج‌خیز و گل‌آلود
با آن‌که هست راه گریزم
هرگز جدا نمی‌شوم از رود

رودی ستیزه‌جوی که ریزد
انبوه خار و خس به گلویم
امواج او زنند پیاپی
شلاق خشم بر سر و رویم

فریاد می‌زنند که برگرد!
یاران من نشسته به ساحل
خواهم جواب‌شان دهم اما
لبریز گشته کام من از گل

گویند: "در کشاکش سیلاب
بی برگ و بار، دل به چه بستی؟
کشتی‌نشسته‌گان که مصون‌اند!
بر تخته‌پاره از چه نشستی؟"

خواهم بگویم: "آی جماعت!
ساحل پر از سراب و فسون است
در هر دو سوی رود گل‌آلود
بسیار گرگ تشنه به خون است"

خواهم جواب‌شان دهم اما
نایی نمانده در تن خونین
تنها به تخته‌پاره‌ توانم
چنگی زنم به ناخن خونین

آری جدا نمی‌شوم از رود
در اشتیاق دیدن دریا
زیرا همین مسیر گل‌آلود
روزی رسد به دامن دریا"


✍ افشین علا
🗓️تیر ١٤٠٢

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به مناسبت نوزدهم تیرماه، هفتمین سال‌روز فقدان بانوی بی‌بدیل، راوی مهربان آیات و ابیات، زنده‌یاد مهدیه‌‌ الهی قمشه‌ای

🔹بی‌مادری بیماری سختی‌ست!🔹

آغاز شادی‌های من! آخر گمت کردم
تا آمدم نجوا کنم: "مادر" گمت کردم

همسایه‌ام بودی فقط یک کوچه پایین‌تر
از آسمان یک کوچه بالاتر گمت کردم

ای در مزامیرت اساطیر کهن، پنهان
چون نغمه‌ی داوود تا محشر گمت کردم

بالانشین خاکی‌ام! درویش اشرافی!
ممکن-محال من! چه ناباور گمت کردم

بعد از تو دنیا پیش چشمم کاغذی کاهی‌ست
مضمون مشقم! آیه‌ی پرپر! گمت کردم

رحل اقامت بر رحیل افکنده‌ای افسوس
ای پاره‌ی قرآن پیغمبر! گمت کردم

یک روز پیدا کردمت در "با"ی بسم الله
یک شب میان سوره‌ی کوثر گمت کردم

آن شیوه‌ها را در سخن، در دلبری، در حسن
دیگر نمی‌داند کسی، دیگر گمت کردم

انگشت حسرت می‌گزم هرگوشه سرگردان
آخر کدامین سو چو انگشتر گمت کردم؟

بی‌مادری بیماری سختی‌ست، زین‌رو من
بیزارم از بستر، که در بستر گمت کردم

عمری حکایت گفتی از ابیات مولانا
در بیت‌های مثنوی، آخر گمت کردم...


✍ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️کیمیاگر مهر و مدارا▪️

احمدرضا احمدی یکی از پیشکسوتان شعر موج نوی فارسی از میان ما پر کشید. شاعری که صدرنشین محافل گوناگون ادبی و هنری با سلیقه‌ها و نگرش‌های متفاوت بود، از کانون نویسندگان گرفته تا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. اما به باور من نام او بیش از آن‌که سلیقه و گرایشی را تداعی کند، یادآور مهربانی و رفاقت و رواداری‌ است. شاهد صدق این ادعا، بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر این روزگارند که با هر نگاه و گرایشی دوستش می‌داشتند و او نیز آنها را دوست می‌داشت. این دوست داشتن بی‌دریغ و مهرورزیدن بی‌مضایقه، همان متاع کمیابی است که در روزگار ما به کیمیا تبدیل شده است. متاع گمشده‌ای که آن را در چهره‌ی مهربان و آغوش گشاده‌ی احمدرضا احمدی به وضوح می‌شد دید. پس مبالغه نیست اگر او را کیمیاگر مهر و مدارا در حلقه‌ی شاعران امروز بنامیم. در کنار این خصیصه‌ی کمياب ، پایبندی دیرسال او به کودکان را نیز نباید از یاد برد. هرچند شاعر نامداری چون او اگر هم در این حیطه ورود نمی‌کرد، چیزی از کارنامه‌ی پربارش کاسته نمی‌شد. اما شاید به‌خاطر زلالی و معصومیت نهفته در وجودش که عمری از آن مراقبت کرد، ناگزیر بود که به کودکان نیز بیندیشد، به آنان عشق بورزد، برایشان شعر بگوید، کتاب بنویسد و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را برای کار و فعالیت حرفه‌ای انتخاب کند. او بازنشسته‌ی کانون بود، اما هرگز فراموشش نکرد. تا جایی که برای روز وداع با دوست‌داران بی‌شمارش، حیاط قدیمی و پرخاطره‌ی کانون را انتخاب کرد. انتخابی که شاید آخرین مضمون شاعرانه‌‌ی او برای آخرین پیامش به همگان باشد. این که کودکان را دوست بداریم و کار جدی و عاشقانه برای آنان را در اولویت دغدغه‌هایمان قرار دهیم. ما نیز با دلی شکسته و چشمی گریان، در همان خانه‌ی مألوف و دوست‌داشتنی‌اش با او وداع می‌کنیم و نام و یادش را گرامی می‌داریم.

✍ افشین علا
🗓️تیر ١٤٠٢

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺

https://b2n.ir/d98950
ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست

سرچشمه‌ی تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجره ی تشنه کام توست

هر جا که جاده‌ای و سواری و مقصدی‌ست
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست

"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست

آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن
وقتی که خاندان نبی در خیام توست

شش گوشه است قبر تو زیرا که دست‌ها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست

مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشک‌ها مقدمه‌ی انتقام توست


✍ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤1
از زبان حضرت سیدالساجدین (ع)

🔳در غروبی نفس‌گیر🔳

یش چشمم تو را سر بریدند
دست‌هایم ولی بی رمق بود
بر زبانم در آن لحظه جاری
«قل اعوذ برب الفلق» بود

گفتی: آیا کسی یار من نیست؟
قفل بر دست و دندان من بود
لحظه ای تب امانم نمی داد
بی تو آن خیمه زندان من بود

کاش می‌شد که من هم بیایم
در سپاهت علمدار باشم
کاش تقدیرم از من نمی خواست
تا که در خیمه بیمار باشم

ماندم و در غروبی نفسگیر
روی آن نیزه دیدم سرت را
ماندم و از زمین جمع کردم
پاره های تن اکبرت را

ماندم و تا ابد دادم از کف
طاقت و تاب بعد از اباالفضل
ماندم و ماند کابوس یک عمر
خوردن آب بعد از اباالفضل

ماندم و بغض سنگین زینب
تا ابد حلقه زد بر گلویم
ماندم و دیدم افتاده در خاک
قاسم آن یادگار عمویم

گفتم ای کاش کابوس باشد
گفتم این صحنه شاید خیالی‌ست
یادم از طفل شش ماهه آمد
یادم آمد که گهواره خالی‌ست

پیش چشمم تو را سر بریدند
دست‌هایم ولی بی رمق بود
بر زبانم در آن لحظه جاری
«قل اعوذ برب الفلق» بود...

✍ افشین علا

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤1
زبان حال دانشمند مجاهد و صاحبدل جناب آقای حاج محمد طالبی که در شب تاسوعای حسینی داغ فرزند جوان دید.

🏴 در فراق داوود 🏴

روز عاشورا که عالم غرق آه و دود بود
نوبت خاموشی دردانه‌ام داوود بود

پیک مرگ! ای‌کاش قدری دیرتر می‌آمدی
رفتن آن جان شیرین از کنارم زود بود

در وداعش سوخت جانم گرچه سیل اشک‌ها
بر سر خاکش روان از هر طرف چون رود بود

تا شکفت آن نازک‌آرا وقت پژمردن رسید
تا درودی گفت با ما موعد بدرود بود

عمر در حقش اگر کوتاهی بسیار کرد
در مقابل، آن قد و بالا سراپا جود بود

می‌زدم بر سینه‌ام اما ز اندوه حسین
یا که از داغ پسر؟ این قصه رازآلود بود

ذات حق باشد گواه من که این مخلوق خویش
در غم و شادی رضا بر داده‌ی معبود بود

کاش پیغمبر ببیند چون حسین بن علی
قلب من تسلیم حق در این غم موعود بود

آنچه از داغ علیِّ اکبر آمد بر حسین
در خطوط درهم پیشانی‌ام مشهود بود

ناگهان دیدم به چشم دل چه شد در کربلا
آفرینش را مگر جز کربلا مقصود بود؟

گرچه در عالم زیان کردم ولی در روز حشر
فاش خواهد شد از این داغ آنچه دیدم سود بود

✍🏻افشین علا
مرداد ۱۴۰۲

▪️کانال رسمی افشین علا▪️
◾️ ‏@afshinala ◾️
❤2
🔹درخت تزویر🔹

فلک تغیر کند به اخمی امید تغییر اگر بخشکد
به کام جان بر لبان چو زخمی غم گلوگیر اگر بخشکد

به روز روشن چنین نمایان چو می‌کنی ظلم بر ضعیفان
بماندت لکه‌‌ روی دامان ز آه شبگیر اگر بخشکد

تهی شود گر ز عدل، میهن فغان برآید ز کوی و برزن
چنان‌که خیزد ز طفل، شیون به سینه‌ای شیر اگر بخشکد

چو فاسقی رخت زهد پوشد نهان ولی خون خلق نوشد
بدان که آن خون دوباره جوشد به روی شمشیر اگر بخشکد

درخت زقوم در صحاری دمد به‌زودی ز اشک جاری
نشان فقر و غم نداری ز بیخ و بن، دیر اگر بخشکد

شکوه زنجیر و طبل غران نخواهد افکند شور در جان
نشاط در سینه‌ی جوانان ز بیم زنجیر اگر بخشکد

مکن تو با خستگان تقابل به جای تحمیل کن تحمل
فرو بریزد ز پایه این پل، زلال تدبیر اگر بخشکد

چه حاصل آمد به جز تباهی هم از اوامر هم از نواهی
خود، این جوانان شوند الهی‌ درخت تزویر اگر بخشکد

✍ افشین علا
🗓️مرداد ١٤٠٢

✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
◾️پیام تسلیت حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی خطاب به جناب آقای محمد طالبی از قضات ارشد دیوان عالی کشور که در سوگ فرزند برومندشان داود نشسته‌اند.

📚کانال رسمی افشین علا📚

@afshinala
🔹خبرنگاران🔹

ای خبرنگاران، ای راویان دانایی
وارث رسولانید با دم مسیحایی

می‌کنید در میدان با یلان، هماوردی
کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی

هم گهرشناسان را انس با اسامی‌تان
هم جریده‌خوانان را با شما هم‌آوایی

ای خوشا نگارش‌ها، نقدها، گزارش‌ها
اشتیاق عکاسی، شور صفحه آرایی

پای حرف‌هاتان تا یک دقیقه بنشینیم
برده‌اید ساعت‌ها رنج راه‌پیمایی

جوهر حقایق شد جاری از قلم‌هاتان
گرچه می‌کند باطل، میل خامه فرسایی

مرغ زیرکید آری بر شما همین زیبد
در رهایی استغنا در قفس، شکیبایی

ملت از شما خرسند در رسانه ها هرچند
سخت می‌توان گفتن حرف حق به شیوایی

✍ افشین علا


✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
حججی

سر می‌بُرند، از ماه ای شب بیا تماشا
با ذکر یا اباالفضل (ع) بر لب بیا تماشا

ای کربلا تنش را، حالات رفتنش را
هر روز کن زیارت هر شب بیا تماشا

افتاده است یارم، آن ماه بی‌مزارم
بی‌سر به سینه‌ی خاک، مرکب بیا تماشا

من عاجزم ز وصفش، سوسن ز باغ برخیز
با کاکل پریشان کوکب بیا تماشا

ای نام و رسم و عنوان، خاکی بریز بر سر
مصدر بیا به پایین، منصب بیا تماشا

ای مرگ! بعد از این داغ، دیگر مرا نترسان
از سوختن چه دانی؟ ای تب بیا تماشا

بانو! مدافعت را بردند سوی مقتل
بر تلّ خویش بازآ زینب بیا تماشا...




✍🏻افشین علا




📚کانال رسمی افشین علا📚.
👇مشاهده دیگر اشعار و مطالب 👇

💎 @afshinala 💎
💎 @afshinala 💎
💎 @afshinala 💎
❤1
🌏مقصود آفرینش🌎



دل خوش مکن به دنیا چون آشنای ما نیست
این خانه‌ی کهن جز مهمان‌سرای ما نیست

جام جهان‌نما را از پیش دست بردار
چون مقصدی به جز گور در پیش پای ما نیست

این پسته‌ هست خندان اما مزن به دندان
آجیل شور دنیا مشکل‌گشای ما نیست

ویرانه را مکن فرش قصری بساز در عرش
این خانه‌ی کلنگی والله جای ما نیست

این را که از تولد تا مرگ، زنده هستیم
باور مکن که تنها این ماجرای ما نیست

هم ابتدا نداریم هم انتها نداریم
ما با ابد عجینیم مرگ، انتهای ما نیست

از این سرای خاکی روزی که پر بگیریم
آغاز شادی ماست روز عزای ما نیست

پیوند ما و ساقی تا محشر است باقی
ما جاودانه هستیم مردن فنای ما نیست

از ما دو روز، مردم بگذار بد بگویند
بر صدق ما گواهی غیر از خدای ما نیست

تا عاشق حسینیم خورشید عالمینیم
مقصود آفرینش جز کربلای ما نیست

✍🏻افشین علا
مرداد ۱۴۰۲


📚کانال رسمی افشین علا📚




👇عضویت در کانال از طریق آی دی زیر👇

💎 @afshinala 💎
❤1
بازآفرینی مرثیه‌ای که ۹ سال پیش در روز وداع با زنی سرودم که آموزگار غزلم بود

💐ای خوش به حال خاک...

پیچیده در عزای تو ای زن! وطن به خویش
آن‌سان که در فتادن سروی، چمن به خویش

داغت به سینه نیش چنان زد که بعد از این
چون مار زخم‌خورده بپیچد سخن به خویش

تابوت اگر به رقص درآید بعید نیست
وقتی که بر تن تو نگنجد کفن به خویش

ای خوش به حال خاک که پیچیده تا ابد
از نرمی حریر تنت پیرهن به خویش

جمعیم بر مزار تو و داغدار تو
شمعیم و چاره نیست به‌جز سوختن به خویش

ترسم نبیند ای زن بشکوه استوار
بعد از تو روزگار، شبیه تو زن به خویش

تنها نه من به مهر تو پیوند خورده‌ام
بالیده ملتی به تو مانند من به خویش

شعر تو را گرفته‌ام از شیر مادرم
خو کرده‌ام به نام تو آن‌سان که تن به خویش

شد جامه‌‌ی تو گرچه تهی از تو، هر بهار
از خامه‌ی تو عطر زند نسترن به خویش

سر می‌زنم به خاک تو بسیار بعد از این
چون سر زدن به توست همان سر زدن به خویش

افشین علا✍🏻



📚 کانال رسمی #افشین_علا 📚
👇عضویت در کانال👇
💎 @afshinala 💎
❤1