🌺عيد سعيد مبعث گرامي باد🌺
🔅منظومه ی حدیث کساء🔅
تا بشنويم راز نهاني را
احمد گشود گنج معاني را
فرمود "روی دوش پدر بگذار
ای فاطمه! عبای یمانی را"
آن سرو چون به خدمت او برخاست
مدهوش کرد چرخ کمانی را
آمد حسن ز راه و به هر سو یافت
در خانه از بهشت، نشانی را
آمد حسین و رایحه ای حس کرد
خوشبو تر از بهار جوانی را
حیدر رسید و سرمه ی چشمان کرد
خاک ره برادر جانی را
احمد نشاندشان همه را در بر
تعیین نکرد عالی و دانی را
بر زانوان، حسین و حسن بنشاند
گویی به سر، دو تاج کیانی را
یک سوی خود نشاند علی، یک سو
زهرا همان محمد ثانی را
پس با عبای عصمت خود پوشاند
آن باقیان عالم فانی را
هرگز ندیده بود فلک زان پیش
این شیوه ی پیام رسانی را
اندیشه گشت عاجز و با جبریل
آغاز کرد جامه درانی را...
🔸
این نامه را به نظم پراکندم
آن سان که نافه، مشک فشانی را
پس در بهار حشر، جدا گردان
یارب! ز من سموم خزانی را
✍🏻افشین علا
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔅منظومه ی حدیث کساء🔅
تا بشنويم راز نهاني را
احمد گشود گنج معاني را
فرمود "روی دوش پدر بگذار
ای فاطمه! عبای یمانی را"
آن سرو چون به خدمت او برخاست
مدهوش کرد چرخ کمانی را
آمد حسن ز راه و به هر سو یافت
در خانه از بهشت، نشانی را
آمد حسین و رایحه ای حس کرد
خوشبو تر از بهار جوانی را
حیدر رسید و سرمه ی چشمان کرد
خاک ره برادر جانی را
احمد نشاندشان همه را در بر
تعیین نکرد عالی و دانی را
بر زانوان، حسین و حسن بنشاند
گویی به سر، دو تاج کیانی را
یک سوی خود نشاند علی، یک سو
زهرا همان محمد ثانی را
پس با عبای عصمت خود پوشاند
آن باقیان عالم فانی را
هرگز ندیده بود فلک زان پیش
این شیوه ی پیام رسانی را
اندیشه گشت عاجز و با جبریل
آغاز کرد جامه درانی را...
🔸
این نامه را به نظم پراکندم
آن سان که نافه، مشک فشانی را
پس در بهار حشر، جدا گردان
یارب! ز من سموم خزانی را
✍🏻افشین علا
🆔 @afshinala
🔺 کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤25
🇮🇷چهل و پنج سالگی🇮🇷
ای باغ انقلاب که پر سرو و لالهای
تو نهضت حسین علی را سلالهای
هرجا که ملتی رمق از ظالمی ستاند
از دست توست در کف آنان حوالهای
مهری نشاندهای به دل مردم جهان
آنسان که صبح بر رخ هر برگ، ژالهای
این کوه را هراس ز طوفان و تیشه نیست
این نخل را چه بیم ز خیل نخالهای
اصحاب قبله با قلم خون نوشتهاند
در این قبیله بر سر عهدت قبالهای
دست خداست اینکه فرو برد در زمین
انبوه دشمنان تو را چون زبالهای
از داعش و منافق و صدام و دیگران
ماندهست زیر پای تو برگ مچالهای
با اینهمه، مرمت و اصلاح بایدت
زیرا همیشه در خطر استحالهای
پس نو به نو ببال و به تکرار خو مکن
دل خوش مکن به سستی نطق و مقالهای
شو پختهتر، که مرجع تقلید عالمی
پرمغزتر، که خلق جهان را رسالهای
از سفلهگان و تازه به دوران رسیدهگان
پرهیز کن، میفت ز چاهی به چالهای
رزق وسیع مردم مستضعفی، مباد
نوکیسهگان خورند تورا چون نوالهای
بگشای چشم خویش که رندان گرفتهاند
هرسو به کف ز خون شهیدان پیالهای
سرچشمهات به سورهی کوثر رسد ولی
آلوده میکند قدحت را تفالهای
خو کن به اعتراف که معمار فحل را
هنگام اشتباه چه حاجت به مالهای؟
سرخورده میشوند جوانان اگر ز مهر
اطراف چهرهی تو نبینند هالهای
در عدل و داد کوش که ریزد مهابتت
خیزد اگر ز جانب مظلوم، نالهای
یک خواهش از تو دارم و دیگر نمیدهم
زین بیش رشتهی سخنم را اطالهای
تا چند آزمون و خطا؟ وقت پختگی است
اکنون که نهضتی چهل و پنج سالهای
افشین علا✍🏻
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
B2n.ir/t08384
ای باغ انقلاب که پر سرو و لالهای
تو نهضت حسین علی را سلالهای
هرجا که ملتی رمق از ظالمی ستاند
از دست توست در کف آنان حوالهای
مهری نشاندهای به دل مردم جهان
آنسان که صبح بر رخ هر برگ، ژالهای
این کوه را هراس ز طوفان و تیشه نیست
این نخل را چه بیم ز خیل نخالهای
اصحاب قبله با قلم خون نوشتهاند
در این قبیله بر سر عهدت قبالهای
دست خداست اینکه فرو برد در زمین
انبوه دشمنان تو را چون زبالهای
از داعش و منافق و صدام و دیگران
ماندهست زیر پای تو برگ مچالهای
با اینهمه، مرمت و اصلاح بایدت
زیرا همیشه در خطر استحالهای
پس نو به نو ببال و به تکرار خو مکن
دل خوش مکن به سستی نطق و مقالهای
شو پختهتر، که مرجع تقلید عالمی
پرمغزتر، که خلق جهان را رسالهای
از سفلهگان و تازه به دوران رسیدهگان
پرهیز کن، میفت ز چاهی به چالهای
رزق وسیع مردم مستضعفی، مباد
نوکیسهگان خورند تورا چون نوالهای
بگشای چشم خویش که رندان گرفتهاند
هرسو به کف ز خون شهیدان پیالهای
سرچشمهات به سورهی کوثر رسد ولی
آلوده میکند قدحت را تفالهای
خو کن به اعتراف که معمار فحل را
هنگام اشتباه چه حاجت به مالهای؟
سرخورده میشوند جوانان اگر ز مهر
اطراف چهرهی تو نبینند هالهای
در عدل و داد کوش که ریزد مهابتت
خیزد اگر ز جانب مظلوم، نالهای
یک خواهش از تو دارم و دیگر نمیدهم
زین بیش رشتهی سخنم را اطالهای
تا چند آزمون و خطا؟ وقت پختگی است
اکنون که نهضتی چهل و پنج سالهای
افشین علا✍🏻
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
B2n.ir/t08384
❤32
یا حسین!
ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمهی تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجرهی تشنهکام توست
هر جا که جادهای و سواری و مقصدیست
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن؟
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشکها مقدمهی انتقام توست...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ای بی کفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمهی تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجرهی تشنهکام توست
هر جا که جادهای و سواری و مقصدیست
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن؟
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشکها مقدمهی انتقام توست...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤47
به بهانهی میلاد سید الساجدین امام زینالعابدین(ع)
✨فرج را از تو میخواهم✨
یاریام کن ای که یاران را دعا کردی
خستگان، شبزندهداران را دعا کردی
آشنا در کربلا چون با عطش بودی
تشنهکامان، بیقراران را دعا کردی
آفتاب و باد و باران با تو بد کردند
آفتاب و باد و باران را دعا کردی
از عطش اکنده و با چشم بارانی
دشتها و کشتزاران را دعا کردی
گرچه نیروی نظامی با تو دشمن بود
با مدارا مرزداران را دعا کردی
از خدا تاب و توان توبه میخواهم
چون شنیدم توبهکاران را دعا کردی
گرچه در انبان ندارم تحفهای جز شرم
دلخوشم چون شرمساران را دعا کردی
خوش به حال آنکه عمری روزهداری کرد
چونکه عمری روزهداران را دعا کردی
روز میلادت فرج را از تو میخواهم
چون خودت چشمانتظاران را دعا کردی
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
✨فرج را از تو میخواهم✨
یاریام کن ای که یاران را دعا کردی
خستگان، شبزندهداران را دعا کردی
آشنا در کربلا چون با عطش بودی
تشنهکامان، بیقراران را دعا کردی
آفتاب و باد و باران با تو بد کردند
آفتاب و باد و باران را دعا کردی
از عطش اکنده و با چشم بارانی
دشتها و کشتزاران را دعا کردی
گرچه نیروی نظامی با تو دشمن بود
با مدارا مرزداران را دعا کردی
از خدا تاب و توان توبه میخواهم
چون شنیدم توبهکاران را دعا کردی
گرچه در انبان ندارم تحفهای جز شرم
دلخوشم چون شرمساران را دعا کردی
خوش به حال آنکه عمری روزهداری کرد
چونکه عمری روزهداران را دعا کردی
روز میلادت فرج را از تو میخواهم
چون خودت چشمانتظاران را دعا کردی
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤32
❤️🔥دخترکشی
سعدیا دیگر بنیآدم برادر نیستند
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ
گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
کودکان هرچند بسیارند در ویرانهها
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
کانال رسمی افشین علا📚
@afshinala
B2n.ir/d72245
سعدیا دیگر بنیآدم برادر نیستند
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ
گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
کودکان هرچند بسیارند در ویرانهها
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
کانال رسمی افشین علا📚
@afshinala
B2n.ir/d72245
❤47
💵پول
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزونخواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذریست که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسهی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ما صاحب منصب
صد وعدهی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیهای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزهی ترتیب اثر داد
با مردم نوکیسه درآمیخت به میلیارد
صنار گر از لطف به اصحاب هنر داد
اینقدر مگو پول هدر رفت، چه پولی؟
پول است که عمر همگان را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال اشعار و مطالب افشین علا📚
@afshinala
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزونخواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذریست که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسهی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ما صاحب منصب
صد وعدهی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیهای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزهی ترتیب اثر داد
با مردم نوکیسه درآمیخت به میلیارد
صنار گر از لطف به اصحاب هنر داد
اینقدر مگو پول هدر رفت، چه پولی؟
پول است که عمر همگان را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال اشعار و مطالب افشین علا📚
@afshinala
❤26
🐠در سردخانهی شیلات سرودم:
به سردخانه شبی رفتم برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی به رنج و زحمت از آن بوها
مدام زل زده بودم من به لاشههای نهان در یخ
به جسم تیرهی ماهیها به چشم خیرهی میگوها
یکی به خنده یکی با اخم توگوییا که به من میگفت
به زیر خاک فرو رفتند چه چشمها و چه ابروها
ز بستهبندیِشان پر زد خیال من به کفنپوشان
به آن حجاب که پنهان شد در آن برای ابد، موها
چه بندها ز چه انگشتان شدند از نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ز شانهها و ز گیسوها
به یاد نعش خود افتادم به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی کزآن برون زده پهلوها
تن مرا نه خریداری نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان برند جانب سکوها
برای غسل، نه چون صیدی که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی میان شادی جاشوها
به مرگ کمترم از ماهی که نیست مشتریام هرگز
برای سرعت تدفینم ولی به صف شده بازوها
ستاره گرچه فراوان بود در آسمان خلیج آنشب
گره نخورد نگاهم هیچ به برق آنهمه سوسوها
✍🏻افشین علا
بوشهر بندر دیر
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
به سردخانه شبی رفتم برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی به رنج و زحمت از آن بوها
مدام زل زده بودم من به لاشههای نهان در یخ
به جسم تیرهی ماهیها به چشم خیرهی میگوها
یکی به خنده یکی با اخم توگوییا که به من میگفت
به زیر خاک فرو رفتند چه چشمها و چه ابروها
ز بستهبندیِشان پر زد خیال من به کفنپوشان
به آن حجاب که پنهان شد در آن برای ابد، موها
چه بندها ز چه انگشتان شدند از نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ز شانهها و ز گیسوها
به یاد نعش خود افتادم به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی کزآن برون زده پهلوها
تن مرا نه خریداری نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان برند جانب سکوها
برای غسل، نه چون صیدی که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی میان شادی جاشوها
به مرگ کمترم از ماهی که نیست مشتریام هرگز
برای سرعت تدفینم ولی به صف شده بازوها
ستاره گرچه فراوان بود در آسمان خلیج آنشب
گره نخورد نگاهم هیچ به برق آنهمه سوسوها
✍🏻افشین علا
بوشهر بندر دیر
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤36
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖شعر من از زبان شما زیباست
🌱محمد مذهب جعفری
۷ ساله از تهران
📚کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
@afshinala
🌱محمد مذهب جعفری
۷ ساله از تهران
📚کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
@afshinala
❤18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚫️تسلیت به تاجیکستان
از خروش افتاد بيماری که بیمانند بود
خرقه خالی کرد درویشی که دولتمند بود
داشتند انسی کهن با نالهاش ایرانیان
با گل باغ وطن آن لاله خویشاوند بود
نغمهاش زیر و بم احساس ما را میشناخت
بین ما با بیقراریها پل پیوند بود
آتشی از باستان در سینهی ما روشن است
او هم آری بر سر این شعله چون اسپند بود
بست عهدی در ازل با ساقی روز الست
تا ز راه آید اجل، باقی بر آن سوگند بود
از گلوی بیقرارش واژههای تلخ نیز
چونکه میآمد برون چون حبههای قند بود
در غمش ایرانی و تاجیک و افغانی گریست
رشتهی وحدت میان ما چو گردنبند بود
تسلیت میگوید ایران ملت تاجیک را
گرچه خود چون مادر و او نازنینفرزند بود
در پناه ماه هشتم بیگمان آسوده است
زانکه سلطان خراسان نیز از او خرسند بود
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
از خروش افتاد بيماری که بیمانند بود
خرقه خالی کرد درویشی که دولتمند بود
داشتند انسی کهن با نالهاش ایرانیان
با گل باغ وطن آن لاله خویشاوند بود
نغمهاش زیر و بم احساس ما را میشناخت
بین ما با بیقراریها پل پیوند بود
آتشی از باستان در سینهی ما روشن است
او هم آری بر سر این شعله چون اسپند بود
بست عهدی در ازل با ساقی روز الست
تا ز راه آید اجل، باقی بر آن سوگند بود
از گلوی بیقرارش واژههای تلخ نیز
چونکه میآمد برون چون حبههای قند بود
در غمش ایرانی و تاجیک و افغانی گریست
رشتهی وحدت میان ما چو گردنبند بود
تسلیت میگوید ایران ملت تاجیک را
گرچه خود چون مادر و او نازنینفرزند بود
در پناه ماه هشتم بیگمان آسوده است
زانکه سلطان خراسان نیز از او خرسند بود
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤39
گرگ!
دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ
هست هم در بیشهها هم کوچه و بازار، گرگ
خانهمان امن است، اما برهی معصوم من
بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار، گرگ
دل برای باختن خوب است، اما خوب من
دل نباز آسان که حتی دیدهام دلدار، گرگ
ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین
ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ
نیش چون خوردم فراوان میدهم هشدار: مار!
چون خطر بسیار دیدم میدهم اخطار: گرگ!
بارها شد خانهام ویرانه، چون شد بارها
در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ
گرچه میدانم که بیزاری تو از تکرارها
باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار: گرگ!...
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افسین علا
@afshinala
دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ
هست هم در بیشهها هم کوچه و بازار، گرگ
خانهمان امن است، اما برهی معصوم من
بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار، گرگ
دل برای باختن خوب است، اما خوب من
دل نباز آسان که حتی دیدهام دلدار، گرگ
ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین
ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ
نیش چون خوردم فراوان میدهم هشدار: مار!
چون خطر بسیار دیدم میدهم اخطار: گرگ!
بارها شد خانهام ویرانه، چون شد بارها
در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ
گرچه میدانم که بیزاری تو از تکرارها
باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار: گرگ!...
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افسین علا
@afshinala
❤41
🌤️به پیشگاه منجی موعود
بازآ که نقش خدعه در این ره کشیدهاند
لشکر به هرطرف، صف روبه کشیدهاند
مستضعفان منتظرت را به خاک و خون
هر گوشهی قلمروت ای شه کشیدهاند
بنگر که غاصبان زمین از دروغ و مکر
بر چهرهها نقاب مُوَجّه کشیدهاند
فرعونیان عصر، غلامان قصر را
چون بندگان به جانب درگه کشیدهاند
دیوارهای فاصله با ساکنان کوخ
اطراف کاخ قشر مرفه کشیدهاند
بر لوح روزگار، زمام مراد را
تنها به دست چاکر و ابله کشیدهاند
خس را به صدر برده و شمشاد و سرو را
در نقشها تکیده و کوته کشیدهاند
دلدادگان شعبده را با طناب جهل
در چاههای بهبه و چهچه کشیدهاند
تردامنان سفله، رها و حصارها
گرد یلان پاک و منزه کشیدهاند
تا سد کنند راه نفس، میلهی قفس
در پیش روی مردم آگه کشیدهاند
انگار خاک مرده به رخسار آفتاب
گویی حجاب غم به رخ مه کشیدهاند
بازآ که عمر واژه به پایان رسیده است
مفهومها برای سخن ته کشیدهاند
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
بازآ که نقش خدعه در این ره کشیدهاند
لشکر به هرطرف، صف روبه کشیدهاند
مستضعفان منتظرت را به خاک و خون
هر گوشهی قلمروت ای شه کشیدهاند
بنگر که غاصبان زمین از دروغ و مکر
بر چهرهها نقاب مُوَجّه کشیدهاند
فرعونیان عصر، غلامان قصر را
چون بندگان به جانب درگه کشیدهاند
دیوارهای فاصله با ساکنان کوخ
اطراف کاخ قشر مرفه کشیدهاند
بر لوح روزگار، زمام مراد را
تنها به دست چاکر و ابله کشیدهاند
خس را به صدر برده و شمشاد و سرو را
در نقشها تکیده و کوته کشیدهاند
دلدادگان شعبده را با طناب جهل
در چاههای بهبه و چهچه کشیدهاند
تردامنان سفله، رها و حصارها
گرد یلان پاک و منزه کشیدهاند
تا سد کنند راه نفس، میلهی قفس
در پیش روی مردم آگه کشیدهاند
انگار خاک مرده به رخسار آفتاب
گویی حجاب غم به رخ مه کشیدهاند
بازآ که عمر واژه به پایان رسیده است
مفهومها برای سخن ته کشیدهاند
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤28
شفقنا- افشین علا در پیامی به حجت الاسلام والمسلیمن سید حسن خمینی، درگذشت آیت الله موسوی بجنوردی را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است:
حضور گرامی برادر بزرگوارم آیتالله سید حسن خمینی…
🔻ادامه در لینک زیر🔻
https://fa.shafaqna.com/news/1749616/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85/
B2n.ir/y39135
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
در این پیام آمده است:
حضور گرامی برادر بزرگوارم آیتالله سید حسن خمینی…
🔻ادامه در لینک زیر🔻
https://fa.shafaqna.com/news/1749616/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85/
B2n.ir/y39135
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤5
نیمهی شعبان🌤️
مهدی اگر نبود، به تن جان نداشتیم
در این شب ستم، سر و سامان نداشتیم
تن داشتیم، روح ولی در میان نبود
سر داشتیم، جز به گریبان نداشتیم
افسرده میشدیم ز تکرار روزها
زیرا به روز واقعه ایمان نداشتیم
بیهوده محو ظاهر آیات میشدیم
چیزی به نام باطن قرآن نداشتیم
سلطان عالمیم که او پادشاه ماست
ای وای اگر که سایهی سلطان نداشتیم
روی زمین نبود اگر حجت خدا
راهی به جز اطاعت شیطان نداشتیم
در ابر غیبت است ولی آسمان اگر
ابری نبود نعمت باران نداشتیم
ما زخمیان داغ جگرسوز کربلا
بیمنتقم، امید به درمان نداشتیم
دقمرگ میشدیم ز ماتم، قرار شوق
اینگونه بر مزار شهیدان نداشتیم
بی او ز هر کجای جهان، برق اشتیاق
در چشمهای خیره به ایران نداشتیم
در اوج یأس، گرم شکفتن نمیشدیم
در فصل سرد، نرگس خندان نداشتیم
بی هیچ بهره از رمضان میگذشت عمر
عیدی اگر چو نیمهی شعبان نداشتیم
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
⚜️ @afshinala ⚜️
مهدی اگر نبود، به تن جان نداشتیم
در این شب ستم، سر و سامان نداشتیم
تن داشتیم، روح ولی در میان نبود
سر داشتیم، جز به گریبان نداشتیم
افسرده میشدیم ز تکرار روزها
زیرا به روز واقعه ایمان نداشتیم
بیهوده محو ظاهر آیات میشدیم
چیزی به نام باطن قرآن نداشتیم
سلطان عالمیم که او پادشاه ماست
ای وای اگر که سایهی سلطان نداشتیم
روی زمین نبود اگر حجت خدا
راهی به جز اطاعت شیطان نداشتیم
در ابر غیبت است ولی آسمان اگر
ابری نبود نعمت باران نداشتیم
ما زخمیان داغ جگرسوز کربلا
بیمنتقم، امید به درمان نداشتیم
دقمرگ میشدیم ز ماتم، قرار شوق
اینگونه بر مزار شهیدان نداشتیم
بی او ز هر کجای جهان، برق اشتیاق
در چشمهای خیره به ایران نداشتیم
در اوج یأس، گرم شکفتن نمیشدیم
در فصل سرد، نرگس خندان نداشتیم
بی هیچ بهره از رمضان میگذشت عمر
عیدی اگر چو نیمهی شعبان نداشتیم
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
⚜️ @afshinala ⚜️
❤31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آرون بوشنل🔥
خود سوختی ولی به جهانی شرر زدی
با تیر غم به قلب ستم نیشتر زدی
انسان شدی و گوهر خود را شناختی
آتش به کاخ اهرمن بدگهر زدی
تنها نسوختی تن خود را که آتشی
بر جسم و جان و هیمنهی باختر زدی
تنها نه تار و پود تو مانند کاه سوخت
آتش به کاهدان ستم زین خبر زدی
خاکستر تو گشت چو خاری به چشم خصم
تیری به قلب تیرهی اصحاب شر زدی
رسواگر دغل شدی و مهر باطلی
بر مکر داعیان حقوق بشر زدی
باروت بغض کودک لرزان غزه بود
برق جرقهای که به خون جگر زدی
برخاستی اگرچه از آن قوم بتپرست
زان سوختن به پیکر بتها تبر زدی
داغت تلنگری است که با دود و اشک و خون
در آزمون به مردم صاحبنظر زدی
کبریت پیش چشم سلبریتیان عصر
بر جان غربباور اهل هنر زدی
زود است ساکنان تلآویو بنگرند
همچون عذاب گشتی و بر خشک و تر زدی
میگیرد این لهیب، گریبان غرب را
زان ضجهها که با جگر شعلهور زدی
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
@afshinala
خود سوختی ولی به جهانی شرر زدی
با تیر غم به قلب ستم نیشتر زدی
انسان شدی و گوهر خود را شناختی
آتش به کاخ اهرمن بدگهر زدی
تنها نسوختی تن خود را که آتشی
بر جسم و جان و هیمنهی باختر زدی
تنها نه تار و پود تو مانند کاه سوخت
آتش به کاهدان ستم زین خبر زدی
خاکستر تو گشت چو خاری به چشم خصم
تیری به قلب تیرهی اصحاب شر زدی
رسواگر دغل شدی و مهر باطلی
بر مکر داعیان حقوق بشر زدی
باروت بغض کودک لرزان غزه بود
برق جرقهای که به خون جگر زدی
برخاستی اگرچه از آن قوم بتپرست
زان سوختن به پیکر بتها تبر زدی
داغت تلنگری است که با دود و اشک و خون
در آزمون به مردم صاحبنظر زدی
کبریت پیش چشم سلبریتیان عصر
بر جان غربباور اهل هنر زدی
زود است ساکنان تلآویو بنگرند
همچون عذاب گشتی و بر خشک و تر زدی
میگیرد این لهیب، گریبان غرب را
زان ضجهها که با جگر شعلهور زدی
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
@afshinala
❤40
لعل و خزف 💎
اگرچه لعل و خزف شد بهایشان یکسان
نریز هستی خود را به پایشان یکسان
از آن گروه به ظاهر رفیق دوری کن
که هست بود و نبودت برایشان یکسان
اگر برای خدا در کنارشان ماندی
برو که با تو نباشد خدایشان یکسان
به جای صدرنشینی به کنج قانع باش
که نیست رند و هنرمند جایشان یکسان
ز حرمتی که پس از مرگ مینهند چه سود؟
که هست شیوهی جشن و عزایشان یکسان
مزن به طبل خرد در همایشی که رسد
به گوش، نالهی جغد و همایشان یکسان
هوس مباز به پرواز و با قفس خو کن
که هست کوچه و محبس، هوایشان یکسان
افشین علا✍🏻
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
اگرچه لعل و خزف شد بهایشان یکسان
نریز هستی خود را به پایشان یکسان
از آن گروه به ظاهر رفیق دوری کن
که هست بود و نبودت برایشان یکسان
اگر برای خدا در کنارشان ماندی
برو که با تو نباشد خدایشان یکسان
به جای صدرنشینی به کنج قانع باش
که نیست رند و هنرمند جایشان یکسان
ز حرمتی که پس از مرگ مینهند چه سود؟
که هست شیوهی جشن و عزایشان یکسان
مزن به طبل خرد در همایشی که رسد
به گوش، نالهی جغد و همایشان یکسان
هوس مباز به پرواز و با قفس خو کن
که هست کوچه و محبس، هوایشان یکسان
افشین علا✍🏻
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤25
درخت صبر🌴
ریشه خواهد زد نهال سبز زیتونی که در اسفند
باغبان پیر، اما استوار باغ آفتدیدهی دین کاشت
هم بهزودی کودکان غزه میچینند
میوهی شیرین پیروزی از آن نخلی که صبر نسل پیشین کاشت
ریشه خواهد زد بهزودی ساقهی ترد نهالانی که اهریمن
زیر آوار ستم در خاک و خون افکند
ساقههای نورسی کز روی کین با جسم خونین کاشت
پیکر نوزادهای خفته در خون سبز خواهد شد
تندباد خاوران از ریشه خواهد کند
شاخههای قوم غاصب را که چون زقوم
باختر با بغض دیرین کاشت
سبز خواهد شد تبر در دستهای ملتی دربند
از پی محو درخت هرز اسرائیل
از همان بذری که در خاک فلسطین کاشت
✍️افشین علا
۱۵ اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
ریشه خواهد زد نهال سبز زیتونی که در اسفند
باغبان پیر، اما استوار باغ آفتدیدهی دین کاشت
هم بهزودی کودکان غزه میچینند
میوهی شیرین پیروزی از آن نخلی که صبر نسل پیشین کاشت
ریشه خواهد زد بهزودی ساقهی ترد نهالانی که اهریمن
زیر آوار ستم در خاک و خون افکند
ساقههای نورسی کز روی کین با جسم خونین کاشت
پیکر نوزادهای خفته در خون سبز خواهد شد
تندباد خاوران از ریشه خواهد کند
شاخههای قوم غاصب را که چون زقوم
باختر با بغض دیرین کاشت
سبز خواهد شد تبر در دستهای ملتی دربند
از پی محو درخت هرز اسرائیل
از همان بذری که در خاک فلسطین کاشت
✍️افشین علا
۱۵ اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤26
🔺 هوای زهد 🔺
بشر به فکر عمر است، فنا نمیگذارد
از او به جز خیالی به جا نمیگذارد
مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمیگذارد
چه حرصها که دارند برای قدرت اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمیگذارد
بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمیگذارد
چه بیشمار کسها غریبه با هوسها
هوای زهد دارند، هوا نمیگذارد
چه نکتهها شد از بر، خطيب تا به منبر
درست گوید اما خطا نمیگذارد
چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمیگذارد
ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمیگذارد!
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
بشر به فکر عمر است، فنا نمیگذارد
از او به جز خیالی به جا نمیگذارد
مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمیگذارد
چه حرصها که دارند برای قدرت اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمیگذارد
بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمیگذارد
چه بیشمار کسها غریبه با هوسها
هوای زهد دارند، هوا نمیگذارد
چه نکتهها شد از بر، خطيب تا به منبر
درست گوید اما خطا نمیگذارد
چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمیگذارد
ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمیگذارد!
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤35
🔸دام دامنگیر🔸
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تاثیر بود
من نه خود گمراه بودم راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آن چه را در فهم می جستم نشان از وهم داشت
آن چه را پرواز می پنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگی ها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آن که چون روباه آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آن چه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آن چه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آن چه آمد، آن چه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تاثیر بود
من نه خود گمراه بودم راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آن چه را در فهم می جستم نشان از وهم داشت
آن چه را پرواز می پنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگی ها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آن که چون روباه آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آن چه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آن چه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آن چه آمد، آن چه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
❤27