❤️🔥دخترکشی
سعدیا دیگر بنیآدم برادر نیستند
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ
گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
کودکان هرچند بسیارند در ویرانهها
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
کانال رسمی افشین علا📚
@afshinala
B2n.ir/d72245
سعدیا دیگر بنیآدم برادر نیستند
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
ای نتانیاهو اگر مردی تو با مردان بجنگ
گرچه اسرائیلیان از دم مذکر نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
کودکان هرچند بسیارند در ویرانهها
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
کانال رسمی افشین علا📚
@afshinala
B2n.ir/d72245
❤47
💵پول
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزونخواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذریست که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسهی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ما صاحب منصب
صد وعدهی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیهای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزهی ترتیب اثر داد
با مردم نوکیسه درآمیخت به میلیارد
صنار گر از لطف به اصحاب هنر داد
اینقدر مگو پول هدر رفت، چه پولی؟
پول است که عمر همگان را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال اشعار و مطالب افشین علا📚
@afshinala
گور پدر پول! که ما را به هدر داد
هم حرص فزونخواهی و هم خون جگر داد
شد سکه به تدبیر نیاکان بشر، ضرب
اما هوس جنگ به ابنای بشر داد
بذریست که آن را چو کسی در دل خود کاشت
جز کینه نرویید اگر برگ و ثمر داد
خشکاند ز انبوهی خود دست سخاوت
پاکان جهان را چه بسا دامن تر داد
صد فتنه برانگیخت میان زن و شوهر
عشاق چه بسیار که از عشق حذر داد
افروخت بسی آتش کین در دل دختر
از سهم کلانی که فلانی به پسر داد
هم فاصله انداخت میان دو برادر
هم خون به دل مادر و هم دق به پدر داد
ما را که پی مشهد و حج و عتباتیم
تا ترکیه و چین و دبی، حرص سفر داد
آموزش رندی به مدیران و مریدان
در هر دو سر میز پی کیسهی زر داد
بسیار چپی را که فرستاد پی راست
بس راستیان را پی چپ میل گذر داد
چون فاقد آنیم، به ما صاحب منصب
صد وعدهی بیهوده به اما و اگر داد
در ثانیهای نیز به امضای مقامات
با چشمکی انگیزهی ترتیب اثر داد
با مردم نوکیسه درآمیخت به میلیارد
صنار گر از لطف به اصحاب هنر داد
اینقدر مگو پول هدر رفت، چه پولی؟
پول است که عمر همگان را به هدر داد!
✍🏻افشین علا
بهمن ۱۴۰۲
📚کانال اشعار و مطالب افشین علا📚
@afshinala
❤26
🐠در سردخانهی شیلات سرودم:
به سردخانه شبی رفتم برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی به رنج و زحمت از آن بوها
مدام زل زده بودم من به لاشههای نهان در یخ
به جسم تیرهی ماهیها به چشم خیرهی میگوها
یکی به خنده یکی با اخم توگوییا که به من میگفت
به زیر خاک فرو رفتند چه چشمها و چه ابروها
ز بستهبندیِشان پر زد خیال من به کفنپوشان
به آن حجاب که پنهان شد در آن برای ابد، موها
چه بندها ز چه انگشتان شدند از نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ز شانهها و ز گیسوها
به یاد نعش خود افتادم به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی کزآن برون زده پهلوها
تن مرا نه خریداری نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان برند جانب سکوها
برای غسل، نه چون صیدی که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی میان شادی جاشوها
به مرگ کمترم از ماهی که نیست مشتریام هرگز
برای سرعت تدفینم ولی به صف شده بازوها
ستاره گرچه فراوان بود در آسمان خلیج آنشب
گره نخورد نگاهم هیچ به برق آنهمه سوسوها
✍🏻افشین علا
بوشهر بندر دیر
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
به سردخانه شبی رفتم برای دیدن میگوها
به شوق و حیرت از انبوهی به رنج و زحمت از آن بوها
مدام زل زده بودم من به لاشههای نهان در یخ
به جسم تیرهی ماهیها به چشم خیرهی میگوها
یکی به خنده یکی با اخم توگوییا که به من میگفت
به زیر خاک فرو رفتند چه چشمها و چه ابروها
ز بستهبندیِشان پر زد خیال من به کفنپوشان
به آن حجاب که پنهان شد در آن برای ابد، موها
چه بندها ز چه انگشتان شدند از نظرم پنهان
چقدر آینه خالی شد ز شانهها و ز گیسوها
به یاد نعش خود افتادم به سردخانه پس از مردن
درون کاور چرکینی کزآن برون زده پهلوها
تن مرا نه خریداری نه دوستداری و نه یاری
در انتظار که غسالان برند جانب سکوها
برای غسل، نه چون صیدی که هست رونق بازارش
نه مثل شستن یک ماهی میان شادی جاشوها
به مرگ کمترم از ماهی که نیست مشتریام هرگز
برای سرعت تدفینم ولی به صف شده بازوها
ستاره گرچه فراوان بود در آسمان خلیج آنشب
گره نخورد نگاهم هیچ به برق آنهمه سوسوها
✍🏻افشین علا
بوشهر بندر دیر
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤36
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📖شعر من از زبان شما زیباست
🌱محمد مذهب جعفری
۷ ساله از تهران
📚کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
@afshinala
🌱محمد مذهب جعفری
۷ ساله از تهران
📚کانال اشعار و یادداشت های افشین علا
@afshinala
❤18
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚫️تسلیت به تاجیکستان
از خروش افتاد بيماری که بیمانند بود
خرقه خالی کرد درویشی که دولتمند بود
داشتند انسی کهن با نالهاش ایرانیان
با گل باغ وطن آن لاله خویشاوند بود
نغمهاش زیر و بم احساس ما را میشناخت
بین ما با بیقراریها پل پیوند بود
آتشی از باستان در سینهی ما روشن است
او هم آری بر سر این شعله چون اسپند بود
بست عهدی در ازل با ساقی روز الست
تا ز راه آید اجل، باقی بر آن سوگند بود
از گلوی بیقرارش واژههای تلخ نیز
چونکه میآمد برون چون حبههای قند بود
در غمش ایرانی و تاجیک و افغانی گریست
رشتهی وحدت میان ما چو گردنبند بود
تسلیت میگوید ایران ملت تاجیک را
گرچه خود چون مادر و او نازنینفرزند بود
در پناه ماه هشتم بیگمان آسوده است
زانکه سلطان خراسان نیز از او خرسند بود
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
از خروش افتاد بيماری که بیمانند بود
خرقه خالی کرد درویشی که دولتمند بود
داشتند انسی کهن با نالهاش ایرانیان
با گل باغ وطن آن لاله خویشاوند بود
نغمهاش زیر و بم احساس ما را میشناخت
بین ما با بیقراریها پل پیوند بود
آتشی از باستان در سینهی ما روشن است
او هم آری بر سر این شعله چون اسپند بود
بست عهدی در ازل با ساقی روز الست
تا ز راه آید اجل، باقی بر آن سوگند بود
از گلوی بیقرارش واژههای تلخ نیز
چونکه میآمد برون چون حبههای قند بود
در غمش ایرانی و تاجیک و افغانی گریست
رشتهی وحدت میان ما چو گردنبند بود
تسلیت میگوید ایران ملت تاجیک را
گرچه خود چون مادر و او نازنینفرزند بود
در پناه ماه هشتم بیگمان آسوده است
زانکه سلطان خراسان نیز از او خرسند بود
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤39
گرگ!
دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ
هست هم در بیشهها هم کوچه و بازار، گرگ
خانهمان امن است، اما برهی معصوم من
بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار، گرگ
دل برای باختن خوب است، اما خوب من
دل نباز آسان که حتی دیدهام دلدار، گرگ
ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین
ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ
نیش چون خوردم فراوان میدهم هشدار: مار!
چون خطر بسیار دیدم میدهم اخطار: گرگ!
بارها شد خانهام ویرانه، چون شد بارها
در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ
گرچه میدانم که بیزاری تو از تکرارها
باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار: گرگ!...
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افسین علا
@afshinala
دخترم هش دار! چون دارد جهان، بسیار گرگ
هست هم در بیشهها هم کوچه و بازار، گرگ
خانهمان امن است، اما برهی معصوم من
بارد آن بیرون ز هر سو از در و دیوار، گرگ
دل برای باختن خوب است، اما خوب من
دل نباز آسان که حتی دیدهام دلدار، گرگ
ای بسا بیداری اما خفته گرگی در کمین
ای بسا خوابی و بر بالین تو بیدار، گرگ
نیش چون خوردم فراوان میدهم هشدار: مار!
چون خطر بسیار دیدم میدهم اخطار: گرگ!
بارها شد خانهام ویرانه، چون شد بارها
در لباس گوسفندان بر سرم آوار، گرگ
گرچه میدانم که بیزاری تو از تکرارها
باز ناچارم که در گوشت کنم تکرار: گرگ!...
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افسین علا
@afshinala
❤41
🌤️به پیشگاه منجی موعود
بازآ که نقش خدعه در این ره کشیدهاند
لشکر به هرطرف، صف روبه کشیدهاند
مستضعفان منتظرت را به خاک و خون
هر گوشهی قلمروت ای شه کشیدهاند
بنگر که غاصبان زمین از دروغ و مکر
بر چهرهها نقاب مُوَجّه کشیدهاند
فرعونیان عصر، غلامان قصر را
چون بندگان به جانب درگه کشیدهاند
دیوارهای فاصله با ساکنان کوخ
اطراف کاخ قشر مرفه کشیدهاند
بر لوح روزگار، زمام مراد را
تنها به دست چاکر و ابله کشیدهاند
خس را به صدر برده و شمشاد و سرو را
در نقشها تکیده و کوته کشیدهاند
دلدادگان شعبده را با طناب جهل
در چاههای بهبه و چهچه کشیدهاند
تردامنان سفله، رها و حصارها
گرد یلان پاک و منزه کشیدهاند
تا سد کنند راه نفس، میلهی قفس
در پیش روی مردم آگه کشیدهاند
انگار خاک مرده به رخسار آفتاب
گویی حجاب غم به رخ مه کشیدهاند
بازآ که عمر واژه به پایان رسیده است
مفهومها برای سخن ته کشیدهاند
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
بازآ که نقش خدعه در این ره کشیدهاند
لشکر به هرطرف، صف روبه کشیدهاند
مستضعفان منتظرت را به خاک و خون
هر گوشهی قلمروت ای شه کشیدهاند
بنگر که غاصبان زمین از دروغ و مکر
بر چهرهها نقاب مُوَجّه کشیدهاند
فرعونیان عصر، غلامان قصر را
چون بندگان به جانب درگه کشیدهاند
دیوارهای فاصله با ساکنان کوخ
اطراف کاخ قشر مرفه کشیدهاند
بر لوح روزگار، زمام مراد را
تنها به دست چاکر و ابله کشیدهاند
خس را به صدر برده و شمشاد و سرو را
در نقشها تکیده و کوته کشیدهاند
دلدادگان شعبده را با طناب جهل
در چاههای بهبه و چهچه کشیدهاند
تردامنان سفله، رها و حصارها
گرد یلان پاک و منزه کشیدهاند
تا سد کنند راه نفس، میلهی قفس
در پیش روی مردم آگه کشیدهاند
انگار خاک مرده به رخسار آفتاب
گویی حجاب غم به رخ مه کشیدهاند
بازآ که عمر واژه به پایان رسیده است
مفهومها برای سخن ته کشیدهاند
✍🏻افشین علا
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤28
شفقنا- افشین علا در پیامی به حجت الاسلام والمسلیمن سید حسن خمینی، درگذشت آیت الله موسوی بجنوردی را تسلیت گفت.
در این پیام آمده است:
حضور گرامی برادر بزرگوارم آیتالله سید حسن خمینی…
🔻ادامه در لینک زیر🔻
https://fa.shafaqna.com/news/1749616/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85/
B2n.ir/y39135
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
در این پیام آمده است:
حضور گرامی برادر بزرگوارم آیتالله سید حسن خمینی…
🔻ادامه در لینک زیر🔻
https://fa.shafaqna.com/news/1749616/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85/
B2n.ir/y39135
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤5
نیمهی شعبان🌤️
مهدی اگر نبود، به تن جان نداشتیم
در این شب ستم، سر و سامان نداشتیم
تن داشتیم، روح ولی در میان نبود
سر داشتیم، جز به گریبان نداشتیم
افسرده میشدیم ز تکرار روزها
زیرا به روز واقعه ایمان نداشتیم
بیهوده محو ظاهر آیات میشدیم
چیزی به نام باطن قرآن نداشتیم
سلطان عالمیم که او پادشاه ماست
ای وای اگر که سایهی سلطان نداشتیم
روی زمین نبود اگر حجت خدا
راهی به جز اطاعت شیطان نداشتیم
در ابر غیبت است ولی آسمان اگر
ابری نبود نعمت باران نداشتیم
ما زخمیان داغ جگرسوز کربلا
بیمنتقم، امید به درمان نداشتیم
دقمرگ میشدیم ز ماتم، قرار شوق
اینگونه بر مزار شهیدان نداشتیم
بی او ز هر کجای جهان، برق اشتیاق
در چشمهای خیره به ایران نداشتیم
در اوج یأس، گرم شکفتن نمیشدیم
در فصل سرد، نرگس خندان نداشتیم
بی هیچ بهره از رمضان میگذشت عمر
عیدی اگر چو نیمهی شعبان نداشتیم
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
⚜️ @afshinala ⚜️
مهدی اگر نبود، به تن جان نداشتیم
در این شب ستم، سر و سامان نداشتیم
تن داشتیم، روح ولی در میان نبود
سر داشتیم، جز به گریبان نداشتیم
افسرده میشدیم ز تکرار روزها
زیرا به روز واقعه ایمان نداشتیم
بیهوده محو ظاهر آیات میشدیم
چیزی به نام باطن قرآن نداشتیم
سلطان عالمیم که او پادشاه ماست
ای وای اگر که سایهی سلطان نداشتیم
روی زمین نبود اگر حجت خدا
راهی به جز اطاعت شیطان نداشتیم
در ابر غیبت است ولی آسمان اگر
ابری نبود نعمت باران نداشتیم
ما زخمیان داغ جگرسوز کربلا
بیمنتقم، امید به درمان نداشتیم
دقمرگ میشدیم ز ماتم، قرار شوق
اینگونه بر مزار شهیدان نداشتیم
بی او ز هر کجای جهان، برق اشتیاق
در چشمهای خیره به ایران نداشتیم
در اوج یأس، گرم شکفتن نمیشدیم
در فصل سرد، نرگس خندان نداشتیم
بی هیچ بهره از رمضان میگذشت عمر
عیدی اگر چو نیمهی شعبان نداشتیم
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
⚜️ @afshinala ⚜️
❤31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آرون بوشنل🔥
خود سوختی ولی به جهانی شرر زدی
با تیر غم به قلب ستم نیشتر زدی
انسان شدی و گوهر خود را شناختی
آتش به کاخ اهرمن بدگهر زدی
تنها نسوختی تن خود را که آتشی
بر جسم و جان و هیمنهی باختر زدی
تنها نه تار و پود تو مانند کاه سوخت
آتش به کاهدان ستم زین خبر زدی
خاکستر تو گشت چو خاری به چشم خصم
تیری به قلب تیرهی اصحاب شر زدی
رسواگر دغل شدی و مهر باطلی
بر مکر داعیان حقوق بشر زدی
باروت بغض کودک لرزان غزه بود
برق جرقهای که به خون جگر زدی
برخاستی اگرچه از آن قوم بتپرست
زان سوختن به پیکر بتها تبر زدی
داغت تلنگری است که با دود و اشک و خون
در آزمون به مردم صاحبنظر زدی
کبریت پیش چشم سلبریتیان عصر
بر جان غربباور اهل هنر زدی
زود است ساکنان تلآویو بنگرند
همچون عذاب گشتی و بر خشک و تر زدی
میگیرد این لهیب، گریبان غرب را
زان ضجهها که با جگر شعلهور زدی
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
@afshinala
خود سوختی ولی به جهانی شرر زدی
با تیر غم به قلب ستم نیشتر زدی
انسان شدی و گوهر خود را شناختی
آتش به کاخ اهرمن بدگهر زدی
تنها نسوختی تن خود را که آتشی
بر جسم و جان و هیمنهی باختر زدی
تنها نه تار و پود تو مانند کاه سوخت
آتش به کاهدان ستم زین خبر زدی
خاکستر تو گشت چو خاری به چشم خصم
تیری به قلب تیرهی اصحاب شر زدی
رسواگر دغل شدی و مهر باطلی
بر مکر داعیان حقوق بشر زدی
باروت بغض کودک لرزان غزه بود
برق جرقهای که به خون جگر زدی
برخاستی اگرچه از آن قوم بتپرست
زان سوختن به پیکر بتها تبر زدی
داغت تلنگری است که با دود و اشک و خون
در آزمون به مردم صاحبنظر زدی
کبریت پیش چشم سلبریتیان عصر
بر جان غربباور اهل هنر زدی
زود است ساکنان تلآویو بنگرند
همچون عذاب گشتی و بر خشک و تر زدی
میگیرد این لهیب، گریبان غرب را
زان ضجهها که با جگر شعلهور زدی
افشین علا✍🏻
اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی #افشین_علا
@afshinala
❤40
لعل و خزف 💎
اگرچه لعل و خزف شد بهایشان یکسان
نریز هستی خود را به پایشان یکسان
از آن گروه به ظاهر رفیق دوری کن
که هست بود و نبودت برایشان یکسان
اگر برای خدا در کنارشان ماندی
برو که با تو نباشد خدایشان یکسان
به جای صدرنشینی به کنج قانع باش
که نیست رند و هنرمند جایشان یکسان
ز حرمتی که پس از مرگ مینهند چه سود؟
که هست شیوهی جشن و عزایشان یکسان
مزن به طبل خرد در همایشی که رسد
به گوش، نالهی جغد و همایشان یکسان
هوس مباز به پرواز و با قفس خو کن
که هست کوچه و محبس، هوایشان یکسان
افشین علا✍🏻
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
اگرچه لعل و خزف شد بهایشان یکسان
نریز هستی خود را به پایشان یکسان
از آن گروه به ظاهر رفیق دوری کن
که هست بود و نبودت برایشان یکسان
اگر برای خدا در کنارشان ماندی
برو که با تو نباشد خدایشان یکسان
به جای صدرنشینی به کنج قانع باش
که نیست رند و هنرمند جایشان یکسان
ز حرمتی که پس از مرگ مینهند چه سود؟
که هست شیوهی جشن و عزایشان یکسان
مزن به طبل خرد در همایشی که رسد
به گوش، نالهی جغد و همایشان یکسان
هوس مباز به پرواز و با قفس خو کن
که هست کوچه و محبس، هوایشان یکسان
افشین علا✍🏻
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤25
درخت صبر🌴
ریشه خواهد زد نهال سبز زیتونی که در اسفند
باغبان پیر، اما استوار باغ آفتدیدهی دین کاشت
هم بهزودی کودکان غزه میچینند
میوهی شیرین پیروزی از آن نخلی که صبر نسل پیشین کاشت
ریشه خواهد زد بهزودی ساقهی ترد نهالانی که اهریمن
زیر آوار ستم در خاک و خون افکند
ساقههای نورسی کز روی کین با جسم خونین کاشت
پیکر نوزادهای خفته در خون سبز خواهد شد
تندباد خاوران از ریشه خواهد کند
شاخههای قوم غاصب را که چون زقوم
باختر با بغض دیرین کاشت
سبز خواهد شد تبر در دستهای ملتی دربند
از پی محو درخت هرز اسرائیل
از همان بذری که در خاک فلسطین کاشت
✍️افشین علا
۱۵ اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
ریشه خواهد زد نهال سبز زیتونی که در اسفند
باغبان پیر، اما استوار باغ آفتدیدهی دین کاشت
هم بهزودی کودکان غزه میچینند
میوهی شیرین پیروزی از آن نخلی که صبر نسل پیشین کاشت
ریشه خواهد زد بهزودی ساقهی ترد نهالانی که اهریمن
زیر آوار ستم در خاک و خون افکند
ساقههای نورسی کز روی کین با جسم خونین کاشت
پیکر نوزادهای خفته در خون سبز خواهد شد
تندباد خاوران از ریشه خواهد کند
شاخههای قوم غاصب را که چون زقوم
باختر با بغض دیرین کاشت
سبز خواهد شد تبر در دستهای ملتی دربند
از پی محو درخت هرز اسرائیل
از همان بذری که در خاک فلسطین کاشت
✍️افشین علا
۱۵ اسفند ۱۴۰۲
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤26
🔺 هوای زهد 🔺
بشر به فکر عمر است، فنا نمیگذارد
از او به جز خیالی به جا نمیگذارد
مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمیگذارد
چه حرصها که دارند برای قدرت اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمیگذارد
بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمیگذارد
چه بیشمار کسها غریبه با هوسها
هوای زهد دارند، هوا نمیگذارد
چه نکتهها شد از بر، خطيب تا به منبر
درست گوید اما خطا نمیگذارد
چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمیگذارد
ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمیگذارد!
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
بشر به فکر عمر است، فنا نمیگذارد
از او به جز خیالی به جا نمیگذارد
مراقب است صیاد که وقت صید کردن
فقط سکوت باشد، صدا نمیگذارد
چه حرصها که دارند برای قدرت اما
قَدَر نمی پذیرد، قضا نمیگذارد
بلای جان مردم شدند و دوست دارند
که در امان بمانند، بلا نمیگذارد
چه بیشمار کسها غریبه با هوسها
هوای زهد دارند، هوا نمیگذارد
چه نکتهها شد از بر، خطيب تا به منبر
درست گوید اما خطا نمیگذارد
چه تیرها که بدخواه نشانه رفت و یک آه
گرفت راه او چون دعا نمیگذارد
ستمگران عالم چقدر دوست دارند
عزیز خلق باشند، خدا نمیگذارد!
✍ افشین علا
📚کانال رسمی افشین علا
@afshinala
❤35
🔸دام دامنگیر🔸
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تاثیر بود
من نه خود گمراه بودم راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آن چه را در فهم می جستم نشان از وهم داشت
آن چه را پرواز می پنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگی ها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آن که چون روباه آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آن چه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آن چه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آن چه آمد، آن چه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زان که بی تقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تاثیر بود
من نه خود گمراه بودم راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آن چه را در فهم می جستم نشان از وهم داشت
آن چه را پرواز می پنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگی ها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آن که چون روباه آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آن چه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آن چه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آن چه آمد، آن چه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
❤27
🍀مادر🍀
به ماه روزه میکند دلم هوای مادرم
که گشت در شروع آن خمش، صدای مادرم
بدون چتر سوی من نیا که خیس میشوی
که ابری و گرفتهام که در هوای مادرم
دل از چه خوش کنم دمی به این جهان بیکران
که با تمام وسعتش نبود جای مادرم
درخت قامتش چرا نهان به زیر خاک شد؟
چرا نماندی ای زمین! تو زیر پای مادرم؟
به سینه تنگ شد نفس در این سرای چون قفس
که میکشند خار و خس، نفس به جای مادرم
کسی برون نمیکشد مرا ز باتلاق غم
فقط امید بستهام به دستهای مادرم
خوش است زندگی ولی به شوق مرگ، بعد از او
خوش است جان ولی اگر شود فدای مادرم
اگرچه پیر گشتهام ولی شبیه بچهها
همیشه تنگ میشود دلم برای مادرم
✍ افشین علا
🗓️اسفند ۱۴۰۲
✨🆔 @afshinala ✨
🔺افشین علا🔺
به ماه روزه میکند دلم هوای مادرم
که گشت در شروع آن خمش، صدای مادرم
بدون چتر سوی من نیا که خیس میشوی
که ابری و گرفتهام که در هوای مادرم
دل از چه خوش کنم دمی به این جهان بیکران
که با تمام وسعتش نبود جای مادرم
درخت قامتش چرا نهان به زیر خاک شد؟
چرا نماندی ای زمین! تو زیر پای مادرم؟
به سینه تنگ شد نفس در این سرای چون قفس
که میکشند خار و خس، نفس به جای مادرم
کسی برون نمیکشد مرا ز باتلاق غم
فقط امید بستهام به دستهای مادرم
خوش است زندگی ولی به شوق مرگ، بعد از او
خوش است جان ولی اگر شود فدای مادرم
اگرچه پیر گشتهام ولی شبیه بچهها
همیشه تنگ میشود دلم برای مادرم
✍ افشین علا
🗓️اسفند ۱۴۰۲
✨🆔 @afshinala ✨
🔺افشین علا🔺
❤54
همراه با برادرم نصرالله زکوی، فرزندان داغدارش، سایر بستگان و اهالی عباسا، ناباورانه در سوگ بانوی پرهیزکار و باایمان زندهیاد سکینه دهقان نشستهایم.
این چند بیت ناقابل را که در وصف آن بانوی بهشتی سرودهام تقدیم روح بلندش میکنم.
▪️تسلیت به عباسا▪️
روستامان شد تهی از عطر آن دامان پاک
وای از این داغ و امان از رفتن آن جان پاک
بارش لطف الهی بود بر روی زمین
حیف! سوی ابرها برگشت آن باران پاک
از جهان چشمتنگ و از زمین رنگرنگ
چشم پوشید آن زن پوشیده با چشمان پاک
مثل شمعی سوخت اما خنده از لب برنداشت
تا که خود خاموش شد آن شعلهی لرزان پاک
با وضو باید در این صحن و سرا وارد شوی
چون به مژگان رُفت عمری خانه و ایوان پاک
سر نهاد اکنون به دامان گل یاس نبی
زیست زهراوار چون آن چشمهی جوشان پاک
سنگ مینالد ز هجرش دل که دارد جای خود
حک شد آری در دلم با چهرهی خندان پاک
✍ افشین علا
🗓️اسفند ۱۴۰۲
✨🆔 @afshinala ✨
🔺افشین علا🔺
این چند بیت ناقابل را که در وصف آن بانوی بهشتی سرودهام تقدیم روح بلندش میکنم.
▪️تسلیت به عباسا▪️
روستامان شد تهی از عطر آن دامان پاک
وای از این داغ و امان از رفتن آن جان پاک
بارش لطف الهی بود بر روی زمین
حیف! سوی ابرها برگشت آن باران پاک
از جهان چشمتنگ و از زمین رنگرنگ
چشم پوشید آن زن پوشیده با چشمان پاک
مثل شمعی سوخت اما خنده از لب برنداشت
تا که خود خاموش شد آن شعلهی لرزان پاک
با وضو باید در این صحن و سرا وارد شوی
چون به مژگان رُفت عمری خانه و ایوان پاک
سر نهاد اکنون به دامان گل یاس نبی
زیست زهراوار چون آن چشمهی جوشان پاک
سنگ مینالد ز هجرش دل که دارد جای خود
حک شد آری در دلم با چهرهی خندان پاک
✍ افشین علا
🗓️اسفند ۱۴۰۲
✨🆔 @afshinala ✨
🔺افشین علا🔺
❤19
✨قم اللیل الا قلیلا...✨
برخیز، از بستر به غیر از پارهای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قدارهای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمیدارد
هستی، نقاب از چهره جز در پارهای از شب
میآید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقارهای از شب
وقتی که شبها سینهی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهوارهای از شب
مستان، سر و سامان نمیجویند در این بزم
هر سو میآید نالهی آوارهای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خارهای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه میخواهی
زیرا که میجویم به آهی، چارهای از شب
✍🏻افشین علا
✨کانال رسمی افشین علا✨
🔹 @afshinala 🔹
برخیز، از بستر به غیر از پارهای از شب
در جنگ دیو آور به کف، قدارهای از شب
مستی ندارد روز، زیرا برنمیدارد
هستی، نقاب از چهره جز در پارهای از شب
میآید از پشت سکوت گنبد گیتی
مثل حرم، موسیقی نقارهای از شب
وقتی که شبها سینهی بخشش پر از شیر است
اشکی چو طفلان ریز در گهوارهای از شب
مستان، سر و سامان نمیجویند در این بزم
هر سو میآید نالهی آوارهای از شب
در روز، مروارید را حتی تلألو نیست
یابد ولی مقدار، سنگ خارهای از شب
با من جفا کن ای ستمگر هرچه میخواهی
زیرا که میجویم به آهی، چارهای از شب
✍🏻افشین علا
✨کانال رسمی افشین علا✨
🔹 @afshinala 🔹
❤29
🌲🌳در جنگل هزارجریب🌳🌲
اسفند ماه
در بیشه ی بنفش
حیران به روی خاک نشستم
مدهوش رنگ و نقش
ناگاه
قرقاولی به نخوت یک طاووس
دامن کشان رسید کنار من
یک باره چون خروس
در گوش من خروش برآورد: "دور شو!"
گفتم: "چه كرده ام؟!"
با طعنه گفت:
"گیرم نیامدی به شکار من!
این گونه بر حواشی دامانم
آسوده ازچه نشستی؟"
گفتم: "به روی خاک نشستم"، گفت:
"بر فرشی از بنفشه نشستی!"
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
اسفند ماه
در بیشه ی بنفش
حیران به روی خاک نشستم
مدهوش رنگ و نقش
ناگاه
قرقاولی به نخوت یک طاووس
دامن کشان رسید کنار من
یک باره چون خروس
در گوش من خروش برآورد: "دور شو!"
گفتم: "چه كرده ام؟!"
با طعنه گفت:
"گیرم نیامدی به شکار من!
این گونه بر حواشی دامانم
آسوده ازچه نشستی؟"
گفتم: "به روی خاک نشستم"، گفت:
"بر فرشی از بنفشه نشستی!"
✍🏻افشین علا
✳️کانال اشعار و یادداشت های افشین علا✳️
@afshinala
❤25
ما روزهی خود به باده افطار کنیم
تا مست شویم و با تو دیدار کنیم
این مستی و بیخودی اگر هست گناه
هرسال به ماه روزه تکرار کنیم
🍀مهدیه الهی قمشهای (آتش)🍀
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
تا مست شویم و با تو دیدار کنیم
این مستی و بیخودی اگر هست گناه
هرسال به ماه روزه تکرار کنیم
🍀مهدیه الهی قمشهای (آتش)🍀
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤32