🇮🇷 به دشمنان ایران 🇮🇷
دور باد از وطنم چشم بد انشاءالله
چشم بد ریشهی خود را زند انشاءالله
هرچه اشرار اعم از خودی و غیر خودی
شرشان از سر ما کم شود انشاءالله
شیشهی عمر هر آنکس که کمین کرده چو دیو
به تلنگر زدنی بشکند انشاءالله
هر که از بغض کشد بهر وطن، خط و نشان
عمرش امروز به پایان رسد انشاءالله
خواست نمرود اگر آتش کین افروزد
پشهای در سر پوکش رود انشاالله
چشم دنیاست به ایران، به در آید ناگاه
کاسهی چشم عدو از حسد انشاءالله
کشت بسیار زن و طفل، بماند ایکاش
روی دستش دوبرابر جسد انشاءالله
خواری ملت ما خواست اگر خصم پلید
دم به دم خار به چشمش خلد انشاءالله
هر که از خیل حرامی که به ما شد نزدیک
از وطن دور شود با لگد انشاءالله
هر کسی داشت سر توطئه، بر سینهی او
بزند مشت خدا دست رد انشاءالله
خشتی از خانهی آبادی ما کاست اگر
شود آن خشت به قبرش لحد انشاءالله
هر که چون موش پی لطمه به سوراخ خزید
پایهی تخت خودش را جود انشاءالله
خواست هر کس که دهد میهن ما را بر باد
باد صرصر به دیارش وزد انشاءالله
دشمنان گرچه زیادند ولی رشتهی خصم
مثل زنجیر ز هم بگسلد انشاءالله
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
دور باد از وطنم چشم بد انشاءالله
چشم بد ریشهی خود را زند انشاءالله
هرچه اشرار اعم از خودی و غیر خودی
شرشان از سر ما کم شود انشاءالله
شیشهی عمر هر آنکس که کمین کرده چو دیو
به تلنگر زدنی بشکند انشاءالله
هر که از بغض کشد بهر وطن، خط و نشان
عمرش امروز به پایان رسد انشاءالله
خواست نمرود اگر آتش کین افروزد
پشهای در سر پوکش رود انشاالله
چشم دنیاست به ایران، به در آید ناگاه
کاسهی چشم عدو از حسد انشاءالله
کشت بسیار زن و طفل، بماند ایکاش
روی دستش دوبرابر جسد انشاءالله
خواری ملت ما خواست اگر خصم پلید
دم به دم خار به چشمش خلد انشاءالله
هر که از خیل حرامی که به ما شد نزدیک
از وطن دور شود با لگد انشاءالله
هر کسی داشت سر توطئه، بر سینهی او
بزند مشت خدا دست رد انشاءالله
خشتی از خانهی آبادی ما کاست اگر
شود آن خشت به قبرش لحد انشاءالله
هر که چون موش پی لطمه به سوراخ خزید
پایهی تخت خودش را جود انشاءالله
خواست هر کس که دهد میهن ما را بر باد
باد صرصر به دیارش وزد انشاءالله
دشمنان گرچه زیادند ولی رشتهی خصم
مثل زنجیر ز هم بگسلد انشاءالله
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤24
خدا بزرگتر است از مرام و مسلکها
هم از ضعیف و قوی هم بزرگ و کوچکها
به خاک سمّ ستور ملائکش نرسند
سران دهر به شلیک کل موشکها
یقین به قدرت او کن اگرچه او را نیست
نه حاجتی به یقین و نه بیمی از شکها
بزرگتر به نظر میرسد از آنچه که هست
جهان، به خاطر این ذرهبین عینکها
به ارج و قرب رسیدن در این دو روزهی عمر
شبیه بازی باد است و بادبادکها
مباش تا که خدا هست، بندهی زر و زور
مترس تا که خدا هست، از مترسکها
رسد چو روز دمیدن به صور اسرافیل
رسانههای جهاناند مثل سوتکها
صفای گوشهنشینان نکتهدان و خموش
کجا و رونق بازار این ملیجکها؟
به دست خالی خویش و به دفتری از شعر
خوشیم و فارغ از این دفتریم و دستکها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
هم از ضعیف و قوی هم بزرگ و کوچکها
به خاک سمّ ستور ملائکش نرسند
سران دهر به شلیک کل موشکها
یقین به قدرت او کن اگرچه او را نیست
نه حاجتی به یقین و نه بیمی از شکها
بزرگتر به نظر میرسد از آنچه که هست
جهان، به خاطر این ذرهبین عینکها
به ارج و قرب رسیدن در این دو روزهی عمر
شبیه بازی باد است و بادبادکها
مباش تا که خدا هست، بندهی زر و زور
مترس تا که خدا هست، از مترسکها
رسد چو روز دمیدن به صور اسرافیل
رسانههای جهاناند مثل سوتکها
صفای گوشهنشینان نکتهدان و خموش
کجا و رونق بازار این ملیجکها؟
به دست خالی خویش و به دفتری از شعر
خوشیم و فارغ از این دفتریم و دستکها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤31
🔹نرد قدرت🔹
پشت میز، آسوده پا بر روی پا انداختن
فرش بهر منشی و دربان، جدا انداختن
بر مصادر، چاکری پیش مقامات عظام
در معابر، چاکران را در قفا انداختن
نابهسامانی ز بیتدبیری و تقصیر را
گردن قانون و تقدیر و قضا انداختن
خواندن مردم به همراهی ولی وقت نیاز
چین نخوت بر جبین، بیاعتنا انداختن
دادن، آقازادهگان را انس با ماشین لوکس
همزمان، ماشین بنجل را به ما انداختن
هم سفرهای اداری هم زیارت، هفتهها
کار ملت را به بعد از کربلا انداختن
چفیهی پاکی که پیر عاشقان دارد به دوش
دور گردن در ادارات از ریا انداختن
در محافل، نطق الکن، در تریبونها شعار
لفظ و مضمون را چنین از محتوا انداختن
سفرهی مستضعفان را تنگ کردن دم به دم
سفرهی رنگین برای اغنیا انداختن
دعوت از مردم به وحدت در عیان گفتن ولی
نرد قدرت با رقیبان در خفا انداختن
گیرم از اینها گریزی نیست، اما تا به کی
مردم آزاده را در انزوا انداختن؟
ناصح مشفق نمییابید چون ما گرچه هست
سخت در ذهن شما این نکته جا انداختن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
پشت میز، آسوده پا بر روی پا انداختن
فرش بهر منشی و دربان، جدا انداختن
بر مصادر، چاکری پیش مقامات عظام
در معابر، چاکران را در قفا انداختن
نابهسامانی ز بیتدبیری و تقصیر را
گردن قانون و تقدیر و قضا انداختن
خواندن مردم به همراهی ولی وقت نیاز
چین نخوت بر جبین، بیاعتنا انداختن
دادن، آقازادهگان را انس با ماشین لوکس
همزمان، ماشین بنجل را به ما انداختن
هم سفرهای اداری هم زیارت، هفتهها
کار ملت را به بعد از کربلا انداختن
چفیهی پاکی که پیر عاشقان دارد به دوش
دور گردن در ادارات از ریا انداختن
در محافل، نطق الکن، در تریبونها شعار
لفظ و مضمون را چنین از محتوا انداختن
سفرهی مستضعفان را تنگ کردن دم به دم
سفرهی رنگین برای اغنیا انداختن
دعوت از مردم به وحدت در عیان گفتن ولی
نرد قدرت با رقیبان در خفا انداختن
گیرم از اینها گریزی نیست، اما تا به کی
مردم آزاده را در انزوا انداختن؟
ناصح مشفق نمییابید چون ما گرچه هست
سخت در ذهن شما این نکته جا انداختن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤32
🔸دام دامنگیر🔸
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زانکه بیتقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تأثیر بود
من نه خود گمراه بودم، راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آنچه را در فهم میجستم نشان از وهم داشت
آنچه را پرواز میپنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگیها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آنکه چون روباهی آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آنچه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آنچه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آنچه آمد، آنچه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
ای دل این تقصیر اگر از جانب تقدیر بود
عقل را کم سرزنش کن زانکه بیتقصیر بود
بخت را دشنام کم گو،خرده بر طالع مگیر
ناله کم کن کاش قدری ناله را تأثیر بود
من نه خود گمراه بودم، راه ناهموار شد
من نه خود پابند گشتم، دام دامنگیر بود
آنچه را در فهم میجستم نشان از وهم داشت
آنچه را پرواز میپنداشتم زنجیر بود
عشق در خامی گرامی بود، اما زود بود
عقل در پیری غنیمت بود، اما دیر بود
جام وقت تشنگیها از تهی لبریز ماند
کام وقتی آمد از در، دیده و دل سیر بود
آنکه چون روباهی آمد انس با روحم گرفت
در پلشتی موش بود و در درشتی شیر بود
آنچه نوش انگاشتم چون مار بر دل نیش زد
آنچه را مرهم شمردم نیزه بود و تیر بود
چاره جز تکرار اینم نیست با خود روز و شب
آنچه آمد، آنچه رفت از جانب تقدیر بود...
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺 کانال اشعار و یادداشتهای افشین علا🔺
❤29
🔹سیاههی اوهام🔹
امروز اگر ز شش جهت از چرخ، دلخوری
تغییر در پی است، چرا در تغیری؟
کوهی، به خود ز ناله چرا تیشه میزنی؟
سروی، ز خود به غصه چرا ریشه میبری؟
جایی برای شادی اگر در دل تو نیست
زآن روست ای عزیز که از آرزو پری
حیف تو نیست شب همه شب تا سپیدهدم
بنشینی و سیاههی اوهام بشمری؟
اجر تو با خداست ، ز احسان بندگان
هرگز نمیرسد به تو پاداش درخوری
وقتی که از تو کاخ سخن گشته استوار
دل خوش مکن به خشتی و سنگی و آجری
چون عازمیم سوی وطن، شرط عقل نیست
سر را فرو کنیم در این ره به آخوری
لطف سفر به چیست؟ فقط یک پیاله چای
زین رو بسنده کن به اجاقی و چادری
گیرم بریده شد نفست در میان راه
باید زدن گریز به راه میانبری
چون گوی خالیاند در این ره، حرامیان
مثل حباب میشکنند از تلنگری
شاه بلامنازع دنیا و آخرت
در انتظار توست چرا غصه میخوری؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
امروز اگر ز شش جهت از چرخ، دلخوری
تغییر در پی است، چرا در تغیری؟
کوهی، به خود ز ناله چرا تیشه میزنی؟
سروی، ز خود به غصه چرا ریشه میبری؟
جایی برای شادی اگر در دل تو نیست
زآن روست ای عزیز که از آرزو پری
حیف تو نیست شب همه شب تا سپیدهدم
بنشینی و سیاههی اوهام بشمری؟
اجر تو با خداست ، ز احسان بندگان
هرگز نمیرسد به تو پاداش درخوری
وقتی که از تو کاخ سخن گشته استوار
دل خوش مکن به خشتی و سنگی و آجری
چون عازمیم سوی وطن، شرط عقل نیست
سر را فرو کنیم در این ره به آخوری
لطف سفر به چیست؟ فقط یک پیاله چای
زین رو بسنده کن به اجاقی و چادری
گیرم بریده شد نفست در میان راه
باید زدن گریز به راه میانبری
چون گوی خالیاند در این ره، حرامیان
مثل حباب میشکنند از تلنگری
شاه بلامنازع دنیا و آخرت
در انتظار توست چرا غصه میخوری؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
🔹 همهی ما شهید گمنامیم! 🔹
مردگانیم اگرچه زنده به اسم، مرگ را جسم چاک لازم نیست
نعش ما را که دفن در خویشیم، لحد و خشت و خاک لازم نیست
غم چو چنگیزمان گرفته به چنگ، هم هلاکوی هول در مشتش
غول کین چون مغول به ما مشغول، دیگر از مرگ، باک لازم نیست
هوس آب و دانه را کشتیم در قفسهای مرگ تدریجی
خون دلها که میخوریم بس است مردگان را خوراک لازم نیست
خنجر از پشت میزنیم به هم، پشتهی کشتههای یکدگریم
گردهی پاره پارهی ما را تیغهای هلاک لازم نیست
متحرک شبیه تابوتیم پس به تشییع ما خوش آمدهاید
بر شما ای یلان رسته ز بند، نوحهی سوزناک لازم نیست
ای شهیدان که میرسید از راه، رمقی کو برای ناله و آه؟
همهی ما شهید گمنامیم! استخوان و پلاک لازم نیست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
مردگانیم اگرچه زنده به اسم، مرگ را جسم چاک لازم نیست
نعش ما را که دفن در خویشیم، لحد و خشت و خاک لازم نیست
غم چو چنگیزمان گرفته به چنگ، هم هلاکوی هول در مشتش
غول کین چون مغول به ما مشغول، دیگر از مرگ، باک لازم نیست
هوس آب و دانه را کشتیم در قفسهای مرگ تدریجی
خون دلها که میخوریم بس است مردگان را خوراک لازم نیست
خنجر از پشت میزنیم به هم، پشتهی کشتههای یکدگریم
گردهی پاره پارهی ما را تیغهای هلاک لازم نیست
متحرک شبیه تابوتیم پس به تشییع ما خوش آمدهاید
بر شما ای یلان رسته ز بند، نوحهی سوزناک لازم نیست
ای شهیدان که میرسید از راه، رمقی کو برای ناله و آه؟
همهی ما شهید گمنامیم! استخوان و پلاک لازم نیست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤30
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سعدیا دیگر بنیآدم برادر نیستند
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
نازکاندامان که میمیرند بی آب و غذا
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
جملگی اعضای یک اندام و پیکر نیستند
عضوهای بیشماری را به درد آورده چرخ
عضوهای دیگر اما یار و یاور نیستند
کودک چشمآبی غرب و سیهچشم عرب
در نگاه غربیان با هم برابر نیستند
شاید اطفالی که اکنون در فلسطین زندهاند
تا رسد شعرم به این مصراع، دیگر نیستند
از نگاه غربیان انگار در مشرقزمین
مادران داغ کودکدیده مادر نیستند
نزد آنانی که میگریند در سوگ سگان
صحنههای قتل انسان گریهآور نیستند
بیمروت! کودکاند اینها نه مردان حماس
خانهاند اینها که شد ویرانه، سنگر نیستند
نازکاندامان که میمیرند بی آب و غذا
ساقههای ترد ریحاناند لشکر نیستند
کاش بیبیسی سوال از باربیسازان کند:
این عروسکها که میسوزند دختر نیستند؟
خادمان کعبه سرگرماند در کابارهها؟
یا که اهل جنگ جز با رقص خنجر نیستند؟
بار دیگر خو گرفت این قوم با دخترکشی؟
یا که غیرت داده از کف یا دلاور نیستند؟
پشتهها از کشتهها پیداست، دنیا کور نیست؟
آسمان از ناله پر شد، گوشها کر نیستند؟
تا به کی کودککشی در غزه؟ آیا غربیان
در هراس از انتقام اهل خاور نیستند؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
❤53
🔥غرب🔥
مگر ای باختر! با شرق، پیمان جفا بستی؟
که عمری تا توانستی به خاور، افترا بستی
بر اقلیم جهان وقتی خداوند است سلطانش
تو بر خود با کدامین وصله نام کدخدا بستی؟
به جراری هزاران چشم را از رو در آوردی
تو ای بی چشم و رو! انگ ترور اما به ما بستی
زدی بر آب و آتش گرچه خود بودی سزاوارش
اگر مهد دلیران را به باد ناسزا بستی
چه باشد وصف رفتار و کلام و مشی و پیمانت؟
خطا رفتی خطا گفتی خطا کردی خطا بستی
ز کشتار سیاه و سرخ، رویت را بزک کردی
ز خون کودکان شرق بر مویت حنا بستی
به هرجا دست بردی حاصلش خون بود و ویرانی
به هرجا پا نهادی داربستی از عزا بستی
نماد مکر و تلبیسی، مگر مزدور ابلیسی؟
که عمری بر خلایق در جهان راه خدا بستی
اگر هم با کسی یکچند دست دوستی دادی
به جز مرگش نشد حاصل که شمشیر از قفا بستی
به لبخند سیاست در جهان وارد شدی هر جا
کمربند خباثت بر میان بهر فنا بستی
نشاندی حاکمان را بر خر لنگ دموکراسی
ولی افسار این خر را به تزویر و ریا بستی
به استقلال اگر گاهی کمر بستند دولتها
بر آنان راه را با جنگ یا با کودتا بستی
تو ای جاسوسپرور! از چه زنجیر سیهروزی
به پای مردم دنیا ز تزویر سیا بستی
چراگاه تو اینجا نیست برگرد از همان راهی
که پیمودی، به یاد آور که گاوت را کجا بستی؟
گرفتم هیتلر سوزاند خیل بیشماری را
تو این قوم فراری را به ریش ما چرا بستی؟
چرا ویرانه میخواهی چنین مهد رسولان را؟
چرا خاک فلسطین را به ناف اشقیا بستی؟
به روی مردمی محصور در باریکهای ویران
هم از دریا هم از خشکی چرا راه غذا بستی؟
بر این کودککشی گیرم صدایت در نمیآید
چرا بر سازمانهای جهان، راه صدا بستی؟
همین مولود نامشروع خواهد داد بر بادت
که آن را چون سگ هاری به غرب آسیا بستی
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
مگر ای باختر! با شرق، پیمان جفا بستی؟
که عمری تا توانستی به خاور، افترا بستی
بر اقلیم جهان وقتی خداوند است سلطانش
تو بر خود با کدامین وصله نام کدخدا بستی؟
به جراری هزاران چشم را از رو در آوردی
تو ای بی چشم و رو! انگ ترور اما به ما بستی
زدی بر آب و آتش گرچه خود بودی سزاوارش
اگر مهد دلیران را به باد ناسزا بستی
چه باشد وصف رفتار و کلام و مشی و پیمانت؟
خطا رفتی خطا گفتی خطا کردی خطا بستی
ز کشتار سیاه و سرخ، رویت را بزک کردی
ز خون کودکان شرق بر مویت حنا بستی
به هرجا دست بردی حاصلش خون بود و ویرانی
به هرجا پا نهادی داربستی از عزا بستی
نماد مکر و تلبیسی، مگر مزدور ابلیسی؟
که عمری بر خلایق در جهان راه خدا بستی
اگر هم با کسی یکچند دست دوستی دادی
به جز مرگش نشد حاصل که شمشیر از قفا بستی
به لبخند سیاست در جهان وارد شدی هر جا
کمربند خباثت بر میان بهر فنا بستی
نشاندی حاکمان را بر خر لنگ دموکراسی
ولی افسار این خر را به تزویر و ریا بستی
به استقلال اگر گاهی کمر بستند دولتها
بر آنان راه را با جنگ یا با کودتا بستی
تو ای جاسوسپرور! از چه زنجیر سیهروزی
به پای مردم دنیا ز تزویر سیا بستی
چراگاه تو اینجا نیست برگرد از همان راهی
که پیمودی، به یاد آور که گاوت را کجا بستی؟
گرفتم هیتلر سوزاند خیل بیشماری را
تو این قوم فراری را به ریش ما چرا بستی؟
چرا ویرانه میخواهی چنین مهد رسولان را؟
چرا خاک فلسطین را به ناف اشقیا بستی؟
به روی مردمی محصور در باریکهای ویران
هم از دریا هم از خشکی چرا راه غذا بستی؟
بر این کودککشی گیرم صدایت در نمیآید
چرا بر سازمانهای جهان، راه صدا بستی؟
همین مولود نامشروع خواهد داد بر بادت
که آن را چون سگ هاری به غرب آسیا بستی
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
🔻صید در قفس🔻
ای خدا ببین چهکار میکنند؟
قتل عام بیشمار میکنند
صهیونیستهای سفله را ببین
در خرابهها چهکار میکنند؟
دامن تمام اهل خاک را
تا به حشر لکهدار میکنند
مینهند کشته روی کشتهها
پشته روی پشته بار میکنند
مثل داس، ساقههای یاس را
وحشیانه تار و مار میکنند
غاصبان هرزهگرد باردار
خون غزه را ویار میکنند
تا که بچهای فتد به روی خاک
حقه روی هم سوار میکنند
خواب را به چشمهای کودکان
مثل آب، زهرمار میکنند
آهوان تشنه و گرسنه را
در صف غذا شکار میکنند
برههای کوچک اسیر را
طعمهی سگان هار میکنند
وای از این درندگان، پرنده را
صید در قفس چو مار میکنند
هر کدامشان که بچه، بیشتر
میکشند، افتخار میکنند
بر سر فزونی شکارشان
در خرابهها قمار میکنند
غزه راه پیش و پس ندارد، آه!
بچهها کجا فرار میکنند؟
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ای خدا ببین چهکار میکنند؟
قتل عام بیشمار میکنند
صهیونیستهای سفله را ببین
در خرابهها چهکار میکنند؟
دامن تمام اهل خاک را
تا به حشر لکهدار میکنند
مینهند کشته روی کشتهها
پشته روی پشته بار میکنند
مثل داس، ساقههای یاس را
وحشیانه تار و مار میکنند
غاصبان هرزهگرد باردار
خون غزه را ویار میکنند
تا که بچهای فتد به روی خاک
حقه روی هم سوار میکنند
خواب را به چشمهای کودکان
مثل آب، زهرمار میکنند
آهوان تشنه و گرسنه را
در صف غذا شکار میکنند
برههای کوچک اسیر را
طعمهی سگان هار میکنند
وای از این درندگان، پرنده را
صید در قفس چو مار میکنند
هر کدامشان که بچه، بیشتر
میکشند، افتخار میکنند
بر سر فزونی شکارشان
در خرابهها قمار میکنند
غزه راه پیش و پس ندارد، آه!
بچهها کجا فرار میکنند؟
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤40
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹پیام تصویری به نشست نسیم شرقی
✍️ افشین علا
🗓️ جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
📍برلین
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
✍️ افشین علا
🗓️ جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴
📍برلین
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤12
🔹نصیحت حکام🔹
نگویمت به شبی ملک را گلستان کن
نگاه مرحمتی هم به زیردستان کن
به فصل گرمی بازار، از رضایت خلق
دعا ذخیره برای شب زمستان کن
کنون که خیل ضعیفان خمار نان شباند
تهی ز خون دل خلق، جام مستان کن
هزار شهر و هزاران ده پریشان را
رها ز مکر و فسون هزاردستان کن
رواج بتشکنی در وفور بتکدهها
برای خاطر خیل خداپرستان کن
به دفع موش بیندیش، از خزانهی ملک
دریغ منصب و پست از خسان و پستان کن
به مکر و سفسطه، قرآن به روی نیزه مگیر
حذر ز آتش طغیان در این نیستان کن
ز تار و پود عدالت بباف جامهی نو
به قامت ضعفا رخت تندرستان کن
به جای اهل سیاست نهال تازه بکار
کویر را به چنین شیوه باغ و بستان کن
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
نگویمت به شبی ملک را گلستان کن
نگاه مرحمتی هم به زیردستان کن
به فصل گرمی بازار، از رضایت خلق
دعا ذخیره برای شب زمستان کن
کنون که خیل ضعیفان خمار نان شباند
تهی ز خون دل خلق، جام مستان کن
هزار شهر و هزاران ده پریشان را
رها ز مکر و فسون هزاردستان کن
رواج بتشکنی در وفور بتکدهها
برای خاطر خیل خداپرستان کن
به دفع موش بیندیش، از خزانهی ملک
دریغ منصب و پست از خسان و پستان کن
به مکر و سفسطه، قرآن به روی نیزه مگیر
حذر ز آتش طغیان در این نیستان کن
ز تار و پود عدالت بباف جامهی نو
به قامت ضعفا رخت تندرستان کن
به جای اهل سیاست نهال تازه بکار
کویر را به چنین شیوه باغ و بستان کن
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
🔹تاریخ مصرف🔹
تا به کی طومار چپ یا راست بر کف داشتن؟
ملتی را از دو سو بیهوده در صف داشتن
مشقهای پرغلط در دفتر تصمیم و باز
شهروندان را به تکلیفی مکلف داشتن
تا به کی اصرار بر تشدید لفظ چاکری؟
مردم آزاده را تا کی مخفف داشتن؟
زندگی در کاخها وقتی که سقف آرزو
نیست جز آلونکی امن و مسقف داشتن
با عروس و دختر و داماد رفتن بر سریر
کی شود ایران رها از شاه و اشرف داشتن؟
پیش روی دوربینها یا به تشریف سفر
صد نفر را در رکاب خود مشرف داشتن
هر دم، استخدام نورچشمیان بی هیچ کار
کاردانان را به بیکاری موظف داشتن
چیست از تدبیر آقایان و آقازادهگان
سهم مستضعف به جز رنج مضاعف داشتن؟
شاعرا! خاموش! زیرا نزد اینان شاعری
نیست جز در چنته ابیاتی مزخرف داشتن
وقت اصحاب سیاست صرف رندان است و بس
سهم پاکان نیست جز تاریخ مصرف داشتن
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
تا به کی طومار چپ یا راست بر کف داشتن؟
ملتی را از دو سو بیهوده در صف داشتن
مشقهای پرغلط در دفتر تصمیم و باز
شهروندان را به تکلیفی مکلف داشتن
تا به کی اصرار بر تشدید لفظ چاکری؟
مردم آزاده را تا کی مخفف داشتن؟
زندگی در کاخها وقتی که سقف آرزو
نیست جز آلونکی امن و مسقف داشتن
با عروس و دختر و داماد رفتن بر سریر
کی شود ایران رها از شاه و اشرف داشتن؟
پیش روی دوربینها یا به تشریف سفر
صد نفر را در رکاب خود مشرف داشتن
هر دم، استخدام نورچشمیان بی هیچ کار
کاردانان را به بیکاری موظف داشتن
چیست از تدبیر آقایان و آقازادهگان
سهم مستضعف به جز رنج مضاعف داشتن؟
شاعرا! خاموش! زیرا نزد اینان شاعری
نیست جز در چنته ابیاتی مزخرف داشتن
وقت اصحاب سیاست صرف رندان است و بس
سهم پاکان نیست جز تاریخ مصرف داشتن
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤24
ای خبرنگاران، ای راویان دانایی
وارث رسولانید با دم مسیحایی
میکنید در میدان با یلان، هماوردی
کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی
هم گهرشناسان را انس با اسامیتان
هم جریدهخوانان را با شما همآوایی
ای خوشا نگارشها، نقدها، گزارشها
اشتیاق عکاسی، شور صفحهآرایی
پای حرفهاتان تا یک دقیقه بنشینیم
بردهاید ساعتها رنج راهپیمایی
جوهر حقایق شد جاری از قلمهاتان
گرچه میکند باطل، میل خامهفرسایی
مرغ زیرکاید آری بر شما همین زیبد
در رهایی استغنا در قفس، شکیبایی
ملت از شما خرسند در رسانهها هرچند
سخت میتوان گفتن حرف حق به شیوایی
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
وارث رسولانید با دم مسیحایی
میکنید در میدان با یلان، هماوردی
کار لشکری کردید گاه خود به تنهایی
هم گهرشناسان را انس با اسامیتان
هم جریدهخوانان را با شما همآوایی
ای خوشا نگارشها، نقدها، گزارشها
اشتیاق عکاسی، شور صفحهآرایی
پای حرفهاتان تا یک دقیقه بنشینیم
بردهاید ساعتها رنج راهپیمایی
جوهر حقایق شد جاری از قلمهاتان
گرچه میکند باطل، میل خامهفرسایی
مرغ زیرکاید آری بر شما همین زیبد
در رهایی استغنا در قفس، شکیبایی
ملت از شما خرسند در رسانهها هرچند
سخت میتوان گفتن حرف حق به شیوایی
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤24
🔹حریم زخم🔹
مگرد آسوده در عالم که عالم صاحبی دارد
نفس را هم مدان از خود که این دم صاحبی دارد
امانت دان اگر بسیار یا کم ثروتی داری
که در دست تو این بسیار یا کم صاحبی دارد
اگر غم سینهات را سوخت شاکر باش چون خیزد
گلستان زآتش این غم که این غم صاحبی دارد
حریم زخم را مشکن به وهم یاری مرهم
شفا نزد طبیبان نیست، مرهم صاحبی دارد
ز غم حتی به هنگام طرب یک دم مشو غافل
که این نوروز هم مثل محرم صاحبی دارد
مناز ای دل به سعیات چون صفای گریه شد حاصل
بدان این چشمهی جوشان چو زمزم صاحبی دارد
هوای کربلا هر کس تنفس کرد میداند
بهشت عدن جز حوا و آدم صاحبی دارد
تهی از برق شد فرش سلیمان تا براق آمد
شب معراج چون خورشید خاتم صاحبی دارد
چه آسان میکنی تقسیم بیتالمال؟ این مصدر
چو حیدر، فکر سهم ابن ملجم، صاحبی دارد
ز خرمای فدک افطار گردد روزهی عذرا
که چون زهرای اطهر، رزق مریم صاحبی دارد
بدان وقتی به تابوت حسن تیر ستم بارد
ز اصحاب پیمبر هم جهنم صاحبی دارد
نهید ای داغداران سر به دامان شکیبایی
به جز زینب مپندارید ماتم صاحبی دارد
حسین بن علی وقتی به میدان رفت دانستم
که تنهایی به جز ذات خدا هم صاحبی دارد
علم در دست عباس است تا محشر، چه غم داری؟
علمداران اگر رفتند پرچم صاحبی دارد
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
مگرد آسوده در عالم که عالم صاحبی دارد
نفس را هم مدان از خود که این دم صاحبی دارد
امانت دان اگر بسیار یا کم ثروتی داری
که در دست تو این بسیار یا کم صاحبی دارد
اگر غم سینهات را سوخت شاکر باش چون خیزد
گلستان زآتش این غم که این غم صاحبی دارد
حریم زخم را مشکن به وهم یاری مرهم
شفا نزد طبیبان نیست، مرهم صاحبی دارد
ز غم حتی به هنگام طرب یک دم مشو غافل
که این نوروز هم مثل محرم صاحبی دارد
مناز ای دل به سعیات چون صفای گریه شد حاصل
بدان این چشمهی جوشان چو زمزم صاحبی دارد
هوای کربلا هر کس تنفس کرد میداند
بهشت عدن جز حوا و آدم صاحبی دارد
تهی از برق شد فرش سلیمان تا براق آمد
شب معراج چون خورشید خاتم صاحبی دارد
چه آسان میکنی تقسیم بیتالمال؟ این مصدر
چو حیدر، فکر سهم ابن ملجم، صاحبی دارد
ز خرمای فدک افطار گردد روزهی عذرا
که چون زهرای اطهر، رزق مریم صاحبی دارد
بدان وقتی به تابوت حسن تیر ستم بارد
ز اصحاب پیمبر هم جهنم صاحبی دارد
نهید ای داغداران سر به دامان شکیبایی
به جز زینب مپندارید ماتم صاحبی دارد
حسین بن علی وقتی به میدان رفت دانستم
که تنهایی به جز ذات خدا هم صاحبی دارد
علم در دست عباس است تا محشر، چه غم داری؟
علمداران اگر رفتند پرچم صاحبی دارد
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤19
▪️در سوگ استاد فرشچیان▪️
خداوندگار نقوش حسینی
سفر کرد با زاد و توش حسینی
سر، آسوده بگذاشت بر خواب راحت
نگارندهی سختکوش حسینی
به بالین آن پیر در واپسیندم
رسید از لب حق، سروش حسینی
ظریفی که در عاشقی گوی سبقت
ربود از حریفان به هوش حسینی
شنید آن مضامین و آموزهها را
ز گفتار زینب به گوش حسینی
ز خمخانهی کربلا رنگ میزد
به بوم خود آن بادهنوش حسینی
برانگیخت انگشت حسنآفرینش
جهان را به جوش و خروش حسینی
بیفکند یک عمر دلدادگان را
از آن خامه در جنب و جوش حسینی
ز مهر خطاپوش حق، نور غفران
بر آن دیدهی عیبپوش حسینی
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
خداوندگار نقوش حسینی
سفر کرد با زاد و توش حسینی
سر، آسوده بگذاشت بر خواب راحت
نگارندهی سختکوش حسینی
به بالین آن پیر در واپسیندم
رسید از لب حق، سروش حسینی
ظریفی که در عاشقی گوی سبقت
ربود از حریفان به هوش حسینی
شنید آن مضامین و آموزهها را
ز گفتار زینب به گوش حسینی
ز خمخانهی کربلا رنگ میزد
به بوم خود آن بادهنوش حسینی
برانگیخت انگشت حسنآفرینش
جهان را به جوش و خروش حسینی
بیفکند یک عمر دلدادگان را
از آن خامه در جنب و جوش حسینی
ز مهر خطاپوش حق، نور غفران
بر آن دیدهی عیبپوش حسینی
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤38
▪️"ای تن بیسر چه کردی؟"▪️
چند میلیون تن خروشان! ای تن بیسر چه کردی؟
هر طرف چون چشمه جوشان، ای تن بیسر چه کردی؟
چند میلیون زائر، آن هم جمله با پای پیاده
با چنین سیلی خروشان، ای تن بیسر چه کردی؟
تشنهی این خم، هزار و چارصد سالاند مردم
قرنها با میفروشان ای تن بیسر چه کردی؟
اربعین تا اربعین در حسرت رخت سیاهت
سرخپوشان، سبزپوشان، ای تن بیسر چه کردی؟
تا ابد میلرزد از طبل عزایت پشت باطل
با ضعیفان با خموشان ای تن بیسر چه کردی؟
عالمی مست از سبوی های و هوی زائرانت
با گلوی بادهنوشان ایتن بیسر چه كردی؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
چند میلیون تن خروشان! ای تن بیسر چه کردی؟
هر طرف چون چشمه جوشان، ای تن بیسر چه کردی؟
چند میلیون زائر، آن هم جمله با پای پیاده
با چنین سیلی خروشان، ای تن بیسر چه کردی؟
تشنهی این خم، هزار و چارصد سالاند مردم
قرنها با میفروشان ای تن بیسر چه کردی؟
اربعین تا اربعین در حسرت رخت سیاهت
سرخپوشان، سبزپوشان، ای تن بیسر چه کردی؟
تا ابد میلرزد از طبل عزایت پشت باطل
با ضعیفان با خموشان ای تن بیسر چه کردی؟
عالمی مست از سبوی های و هوی زائرانت
با گلوی بادهنوشان ایتن بیسر چه كردی؟
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤39
▪️شور اربعین ▪️
بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و سفسطه و تحریف امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسد
بنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایند
ای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسد
سوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و سفسطه و تحریف امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسد
بنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایند
ای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسد
سوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤25
🔹ابتذال در عزاداری🔹
اربعین امسال هم گذشت و بار دیگر نصایح و انذارها در خصوص ضرورت تجدید نظر و تغییر در سبک رایج نوحهها و عزاداریها ناشنیده ماند. سالهاست که در عزاداریهای این ایام شیوههای نابرازنده و گاه موهنی رواج یافته است که نه با معارف عاشورا نسبتی دارد و نه با نواها و نغمههای محزون اما ریشهدار در موسیقی اصیل ایرانی. از فریادهای گوشخراش همراه با طنین کرکنندهی اکوها گرفته تا ملودیهای ضعیف و مضامین سست، زننده و خالی از کمترین حال و هوای شاعرانهی مدایح و مراثی کهن ایرانی. به اضافهی اصراری عجیب بر شباهت لحن، ادبیات، مضامین و حتی حالات افراد به یکدیگر! بهویژه کلفت کردن تصنعی صدا و لحنهای جاهلی و دون شأن عزای سرور و سالار شهیدان. شاید سلسلهجنبانان این بدعت آشکار، با انگیزهی جذب نسل جوان، به ترویج این رویه مشغولاند. در این صورت نیز باید گفت پیروی از سلیقه و ذائقهی متغیر نسلهای پیاپی نهتنها خدمتی به دستگاه اباعبدالله (ع) نیست، بلکه به وهن این ساحت مقدس نیز منجر شده است. چه کسی گفته است که نوآوری در هر حیطهای و به هر قیمتی، امری پسندیده و ضروری است؟ مگر شیوههای متین، الحان حزین و مضامین وزین نیاکان ما اعم از عوام و خواص چه مشکلی داشت که این بلا را به سر خود آوردهایم؟! برفرض هم که قصد نوآوری و انگیزهی جلب مخاطب در میان باشد. آیا چارهای جز پناه بردن به ابتذال نداریم؟! آیا شیوههای بدیع، مراثی پرمضمون و ملودیهای حماسی و باشکوه مادحان و ذاکران نسلهای قدیم باید به فراموشی سپرده شود؟ به فرض محال، در برابر منسوخ شدن شیوههای کهن، چارهای نداریم. چرا حال و هوای شکوهمند حاکم بر مجالس عزا در روزگاری نه چندان دور را نیز فراموش کردهایم؟ مگر چند سال از نوحهخوانی مرحوم کوثری در حسینیهی جماران میگذرد؟ پیر جانسوختهای که کافی بود لب به آهنگ حزین السلام علیک یا اباعبدالله باز کند تا در و دیوار به گریه بیفتد. اوج مراثیاش نیز نه با عربده همراه بود، نه تعبیرات مبتذل امروز. کافی بود که بخواند: وای از آن ساعتی که با تن چاک چاک... و میدیدیم که چه شور و هرولهای به پا میشد! از آن سالها هم که بگذریم، چرا از خلاقیتها و شیوههای زیبا و دلنشین موجود در برخی عزاداریهای همین سالها نیز غافلیم؟ مثلا نوحهخوانی جمعی، پرمضمون و حماسی گروهی از جوانان یزدی که هم محتوا و هم موسیقی در نوحههایشان غوغا میکند. نواهایی که یادآور محرم ۵۷ و شور شعورآفرین عزاداریهای رایج در ماههای منجر به پیروزی انقلاب است. بعد از انقلاب هم، چه در عزاداریهای محرم و صفر، و چه در تبلیغ حماسههای حسینی رزمندگان اسلام، همه سبکها وزین بود و همه شعرها پرمضمون و ضربهدار. البته نمیخواهم بگویم در مدایح و مراثی حتما باید از شعر به معنای فنی آن استفاده کرد. آئینهای سوگواری جای رجز و شعار هم هست. اما در دهههای گذشته، شعارها نیز پرمضمون و آگاهیبخش بود. اتفاق دیگری که این سالها در نوحهها و مراثی شاهد آنیم، گرایش به ترانهسرایی حتی استفاده از موسیقی پاپ است. این امر به خودی خود هیچ اشکالی ندارد. اما نه با این ملودیهای عجیب و غریب و مضامین سستی که از رسانه و کوچه و بازار به گوش میرسد. خطر دیگر این بدعتها که اغلب از پایتخت آغاز شده است و به لحن و لهجهی قشری خاص از مردان تهرانی اختصاص دارد، تسخیر روزافزون ذوق و سلیقهی جوانان شهرستانی است. مادحان و ذاکرانی جوان از اقوام گوناگون و با گویشهای مختلف که متأسفانه به تقلید از شیوههای مرسوم پایتخت مشغولاند و میراث ارجمند گذشتگان خود را به فراموشی سپردهاند. خود من بارها با شگفتی و دردمندی شاهد تقلید ناشیانهی جوانان شهرستانی از نسخههای سخیف رایج در تهران بودهام. یعنی همان اوسه اوسه گفتنها و بالا و پایین پریدنها و تکرار مضامین سست و موهن، با لهجهی تصنعی تهرانی، در قالب اصوات گوشخراش! پس ناچارم این سکوت دیرسال را بشکنم و دردمندانه از همگان بخواهم این خطر را جدی بگیریم و از رخنهی ابتذال در آئینهای عزاداری محرم و صفر ساده نگذریم.
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
اربعین امسال هم گذشت و بار دیگر نصایح و انذارها در خصوص ضرورت تجدید نظر و تغییر در سبک رایج نوحهها و عزاداریها ناشنیده ماند. سالهاست که در عزاداریهای این ایام شیوههای نابرازنده و گاه موهنی رواج یافته است که نه با معارف عاشورا نسبتی دارد و نه با نواها و نغمههای محزون اما ریشهدار در موسیقی اصیل ایرانی. از فریادهای گوشخراش همراه با طنین کرکنندهی اکوها گرفته تا ملودیهای ضعیف و مضامین سست، زننده و خالی از کمترین حال و هوای شاعرانهی مدایح و مراثی کهن ایرانی. به اضافهی اصراری عجیب بر شباهت لحن، ادبیات، مضامین و حتی حالات افراد به یکدیگر! بهویژه کلفت کردن تصنعی صدا و لحنهای جاهلی و دون شأن عزای سرور و سالار شهیدان. شاید سلسلهجنبانان این بدعت آشکار، با انگیزهی جذب نسل جوان، به ترویج این رویه مشغولاند. در این صورت نیز باید گفت پیروی از سلیقه و ذائقهی متغیر نسلهای پیاپی نهتنها خدمتی به دستگاه اباعبدالله (ع) نیست، بلکه به وهن این ساحت مقدس نیز منجر شده است. چه کسی گفته است که نوآوری در هر حیطهای و به هر قیمتی، امری پسندیده و ضروری است؟ مگر شیوههای متین، الحان حزین و مضامین وزین نیاکان ما اعم از عوام و خواص چه مشکلی داشت که این بلا را به سر خود آوردهایم؟! برفرض هم که قصد نوآوری و انگیزهی جلب مخاطب در میان باشد. آیا چارهای جز پناه بردن به ابتذال نداریم؟! آیا شیوههای بدیع، مراثی پرمضمون و ملودیهای حماسی و باشکوه مادحان و ذاکران نسلهای قدیم باید به فراموشی سپرده شود؟ به فرض محال، در برابر منسوخ شدن شیوههای کهن، چارهای نداریم. چرا حال و هوای شکوهمند حاکم بر مجالس عزا در روزگاری نه چندان دور را نیز فراموش کردهایم؟ مگر چند سال از نوحهخوانی مرحوم کوثری در حسینیهی جماران میگذرد؟ پیر جانسوختهای که کافی بود لب به آهنگ حزین السلام علیک یا اباعبدالله باز کند تا در و دیوار به گریه بیفتد. اوج مراثیاش نیز نه با عربده همراه بود، نه تعبیرات مبتذل امروز. کافی بود که بخواند: وای از آن ساعتی که با تن چاک چاک... و میدیدیم که چه شور و هرولهای به پا میشد! از آن سالها هم که بگذریم، چرا از خلاقیتها و شیوههای زیبا و دلنشین موجود در برخی عزاداریهای همین سالها نیز غافلیم؟ مثلا نوحهخوانی جمعی، پرمضمون و حماسی گروهی از جوانان یزدی که هم محتوا و هم موسیقی در نوحههایشان غوغا میکند. نواهایی که یادآور محرم ۵۷ و شور شعورآفرین عزاداریهای رایج در ماههای منجر به پیروزی انقلاب است. بعد از انقلاب هم، چه در عزاداریهای محرم و صفر، و چه در تبلیغ حماسههای حسینی رزمندگان اسلام، همه سبکها وزین بود و همه شعرها پرمضمون و ضربهدار. البته نمیخواهم بگویم در مدایح و مراثی حتما باید از شعر به معنای فنی آن استفاده کرد. آئینهای سوگواری جای رجز و شعار هم هست. اما در دهههای گذشته، شعارها نیز پرمضمون و آگاهیبخش بود. اتفاق دیگری که این سالها در نوحهها و مراثی شاهد آنیم، گرایش به ترانهسرایی حتی استفاده از موسیقی پاپ است. این امر به خودی خود هیچ اشکالی ندارد. اما نه با این ملودیهای عجیب و غریب و مضامین سستی که از رسانه و کوچه و بازار به گوش میرسد. خطر دیگر این بدعتها که اغلب از پایتخت آغاز شده است و به لحن و لهجهی قشری خاص از مردان تهرانی اختصاص دارد، تسخیر روزافزون ذوق و سلیقهی جوانان شهرستانی است. مادحان و ذاکرانی جوان از اقوام گوناگون و با گویشهای مختلف که متأسفانه به تقلید از شیوههای مرسوم پایتخت مشغولاند و میراث ارجمند گذشتگان خود را به فراموشی سپردهاند. خود من بارها با شگفتی و دردمندی شاهد تقلید ناشیانهی جوانان شهرستانی از نسخههای سخیف رایج در تهران بودهام. یعنی همان اوسه اوسه گفتنها و بالا و پایین پریدنها و تکرار مضامین سست و موهن، با لهجهی تصنعی تهرانی، در قالب اصوات گوشخراش! پس ناچارم این سکوت دیرسال را بشکنم و دردمندانه از همگان بخواهم این خطر را جدی بگیریم و از رخنهی ابتذال در آئینهای عزاداری محرم و صفر ساده نگذریم.
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤52