آغاز جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان اصفهان، مرا به یاد اوایل دهه هفتاد انداخت که برای سرپرستی گروه داوران کودک و نوجوان این جشنواره به اصفهان رفته بودم. آن سال صد کودک و نوجوان نخبه در قالب پنج گروه انتخاب شده بودند تا در بارهی فیلمها نظر بدهند و رأیشان را به هر فیلم در قالب پروانههای کاغذی به صندوق بیندازند. من، خانمها مرضیه برومند و گیتی خامنه، و آقایان احمد غلامی و محمدتقی جلیلی، هر کدام سرپرست یک گروه بودیم. با بچهها فیلم میدیدیم، تبادل نظر میکردیم، یاد میدادیم و یاد میگرفتیم. اما خاطرهای که این بچهها با نبوغ و مهر و رفاقتشان برای ما بزرگترها آفریدند هرگز از خاطرم نخواهد رفت. بچههایی که روز وداع، آنقدر اشک ریختند که ما پنج نفر هم با گریه اصفهان را ترک کردیم. همان سال این شعر را برایشان سرودم:
🔹بچه های اصفهان🔹
این شعر را برای شما گفتم
وقتی که دیدم آنهمه خوشحالید
وقتی که دیدم آنهمه میخندید
مثل پرندههای سبکبالید
آن روزها که بین شما بودم
در جمع ما غریبه فقط غم بود
میخواستیم پر بزنیم انگار
دنیا برای شادی ما کم بود
کف میزدید و سینهی من پر بود
از بارش تگرگ صداهاتان
فریاد من پرندهی محوی بود
در بین شاخ و برگ صداهاتان
زایندهرود فرصت خوبی بود
تا غرق نور و خنده و گل باشیم
همبازی خیالی ماهیها
همصحبت صمیمی پل باشیم
آن روزها گذشت، ولی ماندید
در یاد من، همیشه تر از خورشید
با دست مهربان شما یک شهر
در قلب من درست شد از امید
گنجشکهای کوچک خوشلهجه!
شعر من از زبان شما زیباست
شهری که ساختید و به من دادید
مانند اصفهان شما زیباست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹بچه های اصفهان🔹
این شعر را برای شما گفتم
وقتی که دیدم آنهمه خوشحالید
وقتی که دیدم آنهمه میخندید
مثل پرندههای سبکبالید
آن روزها که بین شما بودم
در جمع ما غریبه فقط غم بود
میخواستیم پر بزنیم انگار
دنیا برای شادی ما کم بود
کف میزدید و سینهی من پر بود
از بارش تگرگ صداهاتان
فریاد من پرندهی محوی بود
در بین شاخ و برگ صداهاتان
زایندهرود فرصت خوبی بود
تا غرق نور و خنده و گل باشیم
همبازی خیالی ماهیها
همصحبت صمیمی پل باشیم
آن روزها گذشت، ولی ماندید
در یاد من، همیشه تر از خورشید
با دست مهربان شما یک شهر
در قلب من درست شد از امید
گنجشکهای کوچک خوشلهجه!
شعر من از زبان شما زیباست
شهری که ساختید و به من دادید
مانند اصفهان شما زیباست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤19
🔹درد مردم🔹
بر مناصب، سوارتان کردیم
شهرهی روزگارتان کردیم
فاقد اعتبار چون بودید
واجد اعتبارتان کردیم
اختیاری نداشتید اما
صاحب اختیارتان کردیم
ما بر امواج نام و شهرت خویش
غرق در اشتهارتان کردیم
همه بودید در وطن، گمنام
خودمان نامدارتان کردیم
در بزنگاههای خوف و خطر
همت خویش یارتان کردیم
ملت از ما نجیبتر دیدید؟
جز صبوری چهکارتان کردیم؟
هرچه از ما اگر طلب کردید
با سخاوت نثارتان کردیم
ما به دست خود این مواهب را
بذل ایل و تبارتان کردیم
سر خود را به زیر افکندیم
سرشناس دیارتان کردیم
پشت درهای بستهتان ماندیم
باز هم ماندگارتان کردیم
در سمینارهای بی تأثیر
مست شام و ناهارتان کردیم
پایهتان سخت در تزلزل بود
چون درخت، استوارتان کردیم
درد ما را ولی نفهمیدید
به خدا واگذارتان کردیم
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
بر مناصب، سوارتان کردیم
شهرهی روزگارتان کردیم
فاقد اعتبار چون بودید
واجد اعتبارتان کردیم
اختیاری نداشتید اما
صاحب اختیارتان کردیم
ما بر امواج نام و شهرت خویش
غرق در اشتهارتان کردیم
همه بودید در وطن، گمنام
خودمان نامدارتان کردیم
در بزنگاههای خوف و خطر
همت خویش یارتان کردیم
ملت از ما نجیبتر دیدید؟
جز صبوری چهکارتان کردیم؟
هرچه از ما اگر طلب کردید
با سخاوت نثارتان کردیم
ما به دست خود این مواهب را
بذل ایل و تبارتان کردیم
سر خود را به زیر افکندیم
سرشناس دیارتان کردیم
پشت درهای بستهتان ماندیم
باز هم ماندگارتان کردیم
در سمینارهای بی تأثیر
مست شام و ناهارتان کردیم
پایهتان سخت در تزلزل بود
چون درخت، استوارتان کردیم
درد ما را ولی نفهمیدید
به خدا واگذارتان کردیم
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤44
🔹مرا بازگردان!🔹
نمیگویم از بندگی خستهام
خدایا ز شرمندگی خستهام
برازندهام نیست تمکین به ظلم
از این نابرازندگی خستهام
ز انبوه بیحاصلی مثل سرو
چو بید از سرافکندگی خستهام
درخشیدم اما دمی چون شهاب
از اینسان درخشندگی خستهام
به شام ستم، کرم شبتابوار
ز بیهودهتابندگی خستهام
چو پروانه از چرخش و سوختن
چو شمع از فروزندگی خستهام
کسی نیست دیگر به فکر کسی
من از این پراکندگی خستهام
مرا بازگردان به آغوش خود
خدایا من از زندگی خستهام
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
نمیگویم از بندگی خستهام
خدایا ز شرمندگی خستهام
برازندهام نیست تمکین به ظلم
از این نابرازندگی خستهام
ز انبوه بیحاصلی مثل سرو
چو بید از سرافکندگی خستهام
درخشیدم اما دمی چون شهاب
از اینسان درخشندگی خستهام
به شام ستم، کرم شبتابوار
ز بیهودهتابندگی خستهام
چو پروانه از چرخش و سوختن
چو شمع از فروزندگی خستهام
کسی نیست دیگر به فکر کسی
من از این پراکندگی خستهام
مرا بازگردان به آغوش خود
خدایا من از زندگی خستهام
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
🔹پیشواز تلفن همراهتان را عوض کنید!🔹
اگرچه شاید محال باشد، ولی امیدوارم کسی مجبور نشود برای انجام کاری به ادارات و نهادها مراجعه کند. چراکه هم سد قطور بوروکراسی در انتظار اوست، هم دیوار بلندی از نخوت و بدعهدی برخی مقامات. (البته حساب مسئولان خدوم، دلسوز و محترم جداست) خود من سالهاست که خوشبختانه برای انجام کاری به هیچ اداره و دستگاهی نرفتهام. ولی متأسفانه هر از گاه برای احقاق حق عزیزانی که از مصائب ما بیخبرند و گمان میکنند در نظام، حرف امثال بنده خریداری دارد، ناچارم با بعضی مسئولان تماس بگیرم. شاید باور نکنید، اما در این تماسها چیزی که بیش از پاسخ ندادنها، حرف زدن از سر سیری، دست به سر کردنها و بدعهدیها عذابم میدهد، شنیدن پیشواز تلفن همراه بعضی از مقامات است! نه آنکه مضمون خوبی نداشته باشند. اتفاقا اغلب آنها محتوای زیبا و ارزشمندی دارند. مثل نوای آیاتی از قرآن، صلوات خاصهی امام رضا (ع)، زیارت عاشورا، نوحه، فرازی از سخنان رهبری یا شهید قاسم سلیمانی و... اما کاش اینگونه پیشوازها را فقط از گوشی مردم بشنویم، نه مقامات! چرا؟ چون وقتی این عزیزان در اغلب موارد پاسخگوی مردم نیستند، و اگر هم پاسخ بدهند غالبا منفی یا وعدهی سر خرمن است، یا در بسیاری موارد لحنی متکبرانه و تحقیرکننده دارند، فرد تماسگیرنده دچار خشم و انزجار میشود. بدیهی است شنیدن آن پیشوازها نیز جز ریا و تظاهر به دیانت و انقلابی بودن، چیز دیگری را در ذهن تداعی نمیکند. بنابراین از صاحبان قدرت و مقام اعم از خادم و غیر خادم، مخلص و غیرصادق و... تقاضا میکنم از قرار دادن اینگونه پیشوازها در تلفن همراه یا بعضا در تلفن ثابت دستگاهها و نهادهای خود، اجتناب کنند. چراکه متأسفانه بسیاری از مردم برخورد غلط و بدعهدی آنها را به حساب دین و انقلاب و نظام میگذارند و از شنیدن آن نواهای ارجمند هم به خشم میآیند. اصلا وقتی که این عزیزان، دائم در جلسه یا مأموریت یا سفر کربلا و... هستند و وقت ندارند به داد مردم برسند، چه فرقی میکند پیشواز تلفنهایشان چه باشد؟ برای سر کار گذاشتن تماسگیرندگان، همان بوق ممتد بهتر است و تبعات منفی کمتری دارد.
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
اگرچه شاید محال باشد، ولی امیدوارم کسی مجبور نشود برای انجام کاری به ادارات و نهادها مراجعه کند. چراکه هم سد قطور بوروکراسی در انتظار اوست، هم دیوار بلندی از نخوت و بدعهدی برخی مقامات. (البته حساب مسئولان خدوم، دلسوز و محترم جداست) خود من سالهاست که خوشبختانه برای انجام کاری به هیچ اداره و دستگاهی نرفتهام. ولی متأسفانه هر از گاه برای احقاق حق عزیزانی که از مصائب ما بیخبرند و گمان میکنند در نظام، حرف امثال بنده خریداری دارد، ناچارم با بعضی مسئولان تماس بگیرم. شاید باور نکنید، اما در این تماسها چیزی که بیش از پاسخ ندادنها، حرف زدن از سر سیری، دست به سر کردنها و بدعهدیها عذابم میدهد، شنیدن پیشواز تلفن همراه بعضی از مقامات است! نه آنکه مضمون خوبی نداشته باشند. اتفاقا اغلب آنها محتوای زیبا و ارزشمندی دارند. مثل نوای آیاتی از قرآن، صلوات خاصهی امام رضا (ع)، زیارت عاشورا، نوحه، فرازی از سخنان رهبری یا شهید قاسم سلیمانی و... اما کاش اینگونه پیشوازها را فقط از گوشی مردم بشنویم، نه مقامات! چرا؟ چون وقتی این عزیزان در اغلب موارد پاسخگوی مردم نیستند، و اگر هم پاسخ بدهند غالبا منفی یا وعدهی سر خرمن است، یا در بسیاری موارد لحنی متکبرانه و تحقیرکننده دارند، فرد تماسگیرنده دچار خشم و انزجار میشود. بدیهی است شنیدن آن پیشوازها نیز جز ریا و تظاهر به دیانت و انقلابی بودن، چیز دیگری را در ذهن تداعی نمیکند. بنابراین از صاحبان قدرت و مقام اعم از خادم و غیر خادم، مخلص و غیرصادق و... تقاضا میکنم از قرار دادن اینگونه پیشوازها در تلفن همراه یا بعضا در تلفن ثابت دستگاهها و نهادهای خود، اجتناب کنند. چراکه متأسفانه بسیاری از مردم برخورد غلط و بدعهدی آنها را به حساب دین و انقلاب و نظام میگذارند و از شنیدن آن نواهای ارجمند هم به خشم میآیند. اصلا وقتی که این عزیزان، دائم در جلسه یا مأموریت یا سفر کربلا و... هستند و وقت ندارند به داد مردم برسند، چه فرقی میکند پیشواز تلفنهایشان چه باشد؟ برای سر کار گذاشتن تماسگیرندگان، همان بوق ممتد بهتر است و تبعات منفی کمتری دارد.
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
1❤52
آنقدر حاضری که کسی از تو دور نیست
هرچند دیده، قابل درک حضور نیست
بر پلکهای خستهی من پا نمینهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست
شد تکه تکه، آینهی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟
ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
بازآ که جان مردم دنیا صبور نیست
رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست
آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم! که چاره به غیر از ظهور نیست
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
هرچند دیده، قابل درک حضور نیست
بر پلکهای خستهی من پا نمینهی
چون پلکان خیس، مجال عبور نیست
شد تکه تکه، آینهی جانم از گناه
اما کدام آینه مشتاق نور نیست؟
ای ترجمان صبر خداوند بر زمین
بازآ که جان مردم دنیا صبور نیست
رو کن تو ای عزیز به ما نیز، چون ثواب
گاهی به جز زیارت اهل قبور نیست
آمیخت حق به باطل و باطل به حق، بیا
ای منتقم! که چاره به غیر از ظهور نیست
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤40
🔹برای کودکان غزه🔹
چون غزهی پیروز، فالت نیک
ای کودک مجروح من! تبریک
چشمان زیبای تو شد روشن
آیندهی دشمن ولی تاریک
راحت بخواب امشب نمیبارد
بمبی بر این ویرانهی باریک
راحت بخواب اکنون که بیند خصم
کابوس موشکهای بالستیک
در صف غذایت را بگیر آرام
بی ترس گرگ و زوزهی شلیک
طرحی بزن بر چهره با لبخند
نقشی بکش بر صفحه با ماژیک
قصری بنا کن در دل آوار
با تکههای خشت و موزائیک
پیش لباس خاکیات مغرب
تسلیم شد با آن لباس شیک
با دستهایت شد نتانیاهو
چون آشغالی از جهان، تفکیک
با خنده پر کن جای یاران را
میترسد اسرائیل از این موزیک
با قوم و خویشاوند خواهی رفت
تا قدس در آیندهای نزدیک
دارو و نان و آب در راه است
قربان صبرت کودکم، تبریک!
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
چون غزهی پیروز، فالت نیک
ای کودک مجروح من! تبریک
چشمان زیبای تو شد روشن
آیندهی دشمن ولی تاریک
راحت بخواب امشب نمیبارد
بمبی بر این ویرانهی باریک
راحت بخواب اکنون که بیند خصم
کابوس موشکهای بالستیک
در صف غذایت را بگیر آرام
بی ترس گرگ و زوزهی شلیک
طرحی بزن بر چهره با لبخند
نقشی بکش بر صفحه با ماژیک
قصری بنا کن در دل آوار
با تکههای خشت و موزائیک
پیش لباس خاکیات مغرب
تسلیم شد با آن لباس شیک
با دستهایت شد نتانیاهو
چون آشغالی از جهان، تفکیک
با خنده پر کن جای یاران را
میترسد اسرائیل از این موزیک
با قوم و خویشاوند خواهی رفت
تا قدس در آیندهای نزدیک
دارو و نان و آب در راه است
قربان صبرت کودکم، تبریک!
✍️ افشین علا
🗓️ مهر ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤29
🌉از خود پلي بساز 🌉
بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش
روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش
توفان اگر گرفت تو کشتی نوح باش
رو کن به وقت خشم، چو موسی به طور خویش
گم گشته ی تو در تو نهان است و غافلی
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش
دلخوش به صید ماهی دریا نشو که تور
گاهی شود اسیر گره های کور خویش
تا بگذری ز دره ی صعب العبور عمر
از خود پلی بساز برای عبور خویش
اقلیم توست ملک سلیمان چرا شدی
قانع به سعی و همت کمتر ز مور خویش؟
از گور خفتگان به تغافل گذر نکن
داری عبور می کنی از سنگ گور خویش ...
✍🏻افشين علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
بنشین شبی به خلوت خود در حضور خویش
روشن کن آسمان و زمین را به نور خویش
توفان اگر گرفت تو کشتی نوح باش
رو کن به وقت خشم، چو موسی به طور خویش
گم گشته ی تو در تو نهان است و غافلی
در غیبتش بکوش برای ظهور خویش
دلخوش به صید ماهی دریا نشو که تور
گاهی شود اسیر گره های کور خویش
تا بگذری ز دره ی صعب العبور عمر
از خود پلی بساز برای عبور خویش
اقلیم توست ملک سلیمان چرا شدی
قانع به سعی و همت کمتر ز مور خویش؟
از گور خفتگان به تغافل گذر نکن
داری عبور می کنی از سنگ گور خویش ...
✍🏻افشين علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
🔹زلزال عدل🔹
کنج غار عزلت خود یار میخواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار میخواهم که نیست
تا که داد خویش را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار میخواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمیآید به شهر
در بیابان، دولت بیدار میخواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بستهاند
نقش این آیینه، بیزنگار میخواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمیخواهم که هست
در مصائب، محرم اسرار میخواهم که نیست
کمترند از هستهی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار میخواهم که نیست
رحم در بین خودی آنسان که قرآن گفته است
چون "اشداء علی الکفار" میخواهم که نیست
خسته از تاراج بیتالمال با زلزال عدل
کاخها بر خاکها آوار میخواهم که نیست
هرکه قدرت یافت از فرزانهگان حرمت شکست
بین اشرار و حرم، دیوار میخواهم که نیست
زانکه دستش میرسد، همت به قدر سوزنی
تا که از پایی برآرد خار میخواهم که نیست
رو نهم تا از خیابانهای پرتزویر شهر
سوی صحرا، مرکبی رهوار میخواهم که نیست
روزهدارم سفرهی رنگین نمیخواهم ولی
شور و حال لحظهی افطار میخواهم که نیست
✍🏻افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
کنج غار عزلت خود یار میخواهم که نیست
در شب تار، احمد مختار میخواهم که نیست
تا که داد خویش را بستانم از غارتگران
ذوالفقار حیدر کرار میخواهم که نیست
مثل سلمان خواب در چشمم نمیآید به شهر
در بیابان، دولت بیدار میخواهم که نیست
پیروان، پیرایه بر آیین، فراوان بستهاند
نقش این آیینه، بیزنگار میخواهم که نیست
بر مناصب، رند نامحرم نمیخواهم که هست
در مصائب، محرم اسرار میخواهم که نیست
کمترند از هستهی خرما و بر مصدر، چو نخل
شهد جان، چون میثم تمار میخواهم که نیست
رحم در بین خودی آنسان که قرآن گفته است
چون "اشداء علی الکفار" میخواهم که نیست
خسته از تاراج بیتالمال با زلزال عدل
کاخها بر خاکها آوار میخواهم که نیست
هرکه قدرت یافت از فرزانهگان حرمت شکست
بین اشرار و حرم، دیوار میخواهم که نیست
زانکه دستش میرسد، همت به قدر سوزنی
تا که از پایی برآرد خار میخواهم که نیست
رو نهم تا از خیابانهای پرتزویر شهر
سوی صحرا، مرکبی رهوار میخواهم که نیست
روزهدارم سفرهی رنگین نمیخواهم ولی
شور و حال لحظهی افطار میخواهم که نیست
✍🏻افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
💢تا وا رهد این تیر💢
مولای من از خویش نشانی بفرستید
جانها به لب آمد همه، جانی بفرستید
مانند ترنجیست دلم پر شده از خون
از تیزی آن تیغ، نشانی بفرستید
یا خود ز در آیید که انگشت ببرّیم
یا طاقتی و صبر و توانی بفرستید
یا پردهی غیبت بدرانید به یکبار
یا مژدهی آن را به جهانی بفرستید
بر جان ستم شعلهای از خشم ببارید
بر آتش غم، آب روانی بفرستید
با خُلق نبی، روشنی ای زادهی نرگس
بر دیدهی خلق نگرانی بفرستید
انباشته از مال حرام است شکمها
بر سفرهی ما لقمهی نانی بفرستید
هر سو دل مظلوم شد از آه، لبالب
تا وا رهد این تیر، کمانی بفرستید
این نیست نمازی که خدا خواسته، از نو
بر مأذنهها بانگ اذانی بفرستید
پروندهی ما لایق امضای شما نیست
بر نامهی ما مُهر امانی بفرستید
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
مولای من از خویش نشانی بفرستید
جانها به لب آمد همه، جانی بفرستید
مانند ترنجیست دلم پر شده از خون
از تیزی آن تیغ، نشانی بفرستید
یا خود ز در آیید که انگشت ببرّیم
یا طاقتی و صبر و توانی بفرستید
یا پردهی غیبت بدرانید به یکبار
یا مژدهی آن را به جهانی بفرستید
بر جان ستم شعلهای از خشم ببارید
بر آتش غم، آب روانی بفرستید
با خُلق نبی، روشنی ای زادهی نرگس
بر دیدهی خلق نگرانی بفرستید
انباشته از مال حرام است شکمها
بر سفرهی ما لقمهی نانی بفرستید
هر سو دل مظلوم شد از آه، لبالب
تا وا رهد این تیر، کمانی بفرستید
این نیست نمازی که خدا خواسته، از نو
بر مأذنهها بانگ اذانی بفرستید
پروندهی ما لایق امضای شما نیست
بر نامهی ما مُهر امانی بفرستید
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤32
🔹از دورنگیها🔹
با دروغ از عقل دل بردیم تا خامَش کنیم
چون که خام عشق شد، بستیم تا رامَش کنیم
صخره را آنقدر پیچاندیم تا افتد در آب
موج را بردیم تا ساحل که در دامش کنیم
سینه را از کینه پر کردیم و چون تابی نماند
ساختیم از مصلحت، گردی که آرامش کنیم
جامهی تنگی ستاندیم از کف خیاط زهد
طفل جان کُشتیم تا آن را بر اندامش کنیم
بر لباس پارهی رفتار ناموزون خویش
وصلهها بستیم تا همرنگ اسلامش کنیم
در سرامان پردهای از زهد و اسبابی ز فسق
پرچمی کو از دورنگی تا که بر بامش کنیم؟
بر جوانی خاک پاشیدیم با دستان خویش
تا که در شبهای پیری، یاد ایامش کنیم
سینهای بیکینه کو تا زخم بر جانش زنیم؟
خاطری آسوده کو تا زهر در جامش کنیم؟!
صد هنر آموختیم از غم که شادی را چهسان
یا بدزدیم از کسی، یا تلخ در کامش کنیم
این هنوز آغاز راه سخت و بیفرجام ماست
خالقا! رحمی، که تدبیر سرانجامش کنیم
✍️ افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
با دروغ از عقل دل بردیم تا خامَش کنیم
چون که خام عشق شد، بستیم تا رامَش کنیم
صخره را آنقدر پیچاندیم تا افتد در آب
موج را بردیم تا ساحل که در دامش کنیم
سینه را از کینه پر کردیم و چون تابی نماند
ساختیم از مصلحت، گردی که آرامش کنیم
جامهی تنگی ستاندیم از کف خیاط زهد
طفل جان کُشتیم تا آن را بر اندامش کنیم
بر لباس پارهی رفتار ناموزون خویش
وصلهها بستیم تا همرنگ اسلامش کنیم
در سرامان پردهای از زهد و اسبابی ز فسق
پرچمی کو از دورنگی تا که بر بامش کنیم؟
بر جوانی خاک پاشیدیم با دستان خویش
تا که در شبهای پیری، یاد ایامش کنیم
سینهای بیکینه کو تا زخم بر جانش زنیم؟
خاطری آسوده کو تا زهر در جامش کنیم؟!
صد هنر آموختیم از غم که شادی را چهسان
یا بدزدیم از کسی، یا تلخ در کامش کنیم
این هنوز آغاز راه سخت و بیفرجام ماست
خالقا! رحمی، که تدبیر سرانجامش کنیم
✍️ افشین علا
✨ @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ :
أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِا
🔹در سایهی عصمت🔹
از خلوتی راه سعادت نهراسید
در جهد ز انبوهی عادت نهراسید
تا با هنر بندگی از بند رهاییم
از کینهی شیطان ز عبادت نهراسید
چون حرز امان داده به ما احمد مختار
از تیر غم و سنگ حسادت نهراسید
با حب علی حیدر کرار به عالم
شاهید، از این عشق و ارادت نهراسید
تا سیدهی هر دو سرا حضرت زهراست
در سایهی عصمت ز سیادت نهراسید
تا این چمن از حُسن حَسن رشک بهشت است
چون سرو خرامان ز رشادت نهراسید
گیرد چو حسین بن علی دست غریقان
در موج حوادث ز شهادت نهراسید
هرچند که بیراهه شلوغ است، دروغ است
از خلوتی راه سعادت نهراسید
✍️ افشین علا
🗓️ آبان ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
أَیُّهَا النَّاسُ لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِا
🔹در سایهی عصمت🔹
از خلوتی راه سعادت نهراسید
در جهد ز انبوهی عادت نهراسید
تا با هنر بندگی از بند رهاییم
از کینهی شیطان ز عبادت نهراسید
چون حرز امان داده به ما احمد مختار
از تیر غم و سنگ حسادت نهراسید
با حب علی حیدر کرار به عالم
شاهید، از این عشق و ارادت نهراسید
تا سیدهی هر دو سرا حضرت زهراست
در سایهی عصمت ز سیادت نهراسید
تا این چمن از حُسن حَسن رشک بهشت است
چون سرو خرامان ز رشادت نهراسید
گیرد چو حسین بن علی دست غریقان
در موج حوادث ز شهادت نهراسید
هرچند که بیراهه شلوغ است، دروغ است
از خلوتی راه سعادت نهراسید
✍️ افشین علا
🗓️ آبان ۱۴۰۴
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤40
🔹چنین گفت زینب🔹
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روحالامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبهی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل، رازی
که در گوش امالبنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنهکامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻 #افشین_علا
📚کانال رسمی افشین علا
🔴 @afshinala 🔴
خجل گشت دنیا چو دین گفت: زینب
خرد نعره زد چون یقین گفت: زینب
بنازم به نامش که در واپسین دم
ز گودال، سلطان دین گفت: زینب
چه وقت وداع و چه بعد از شهادت
چه بر نی چه بر روی زین گفت: زینب
بیارند تا انبیا تاب معنا
به هر وحی، روحالامین گفت: زینب
بشر آیتی جست در فهم هستی
زمان گفت: زهرا، زمین گفت: زینب
بسوزاند آفاق را آن مضامین
که در خطبهی آتشین گفت زینب
دوا شد به داغ اباالفضل، رازی
که در گوش امالبنین گفت زینب
عطش، آب شد از خجالت ز شکری
که با تشنهکامی عجین گفت زینب
"ندیدیم در کربلا جز نکویی"
به آن قوم، آری چنین گفت زینب...
✍🏻 #افشین_علا
📚کانال رسمی افشین علا
🔴 @afshinala 🔴
❤41
🔹احاطهام كن!🔹
احاطهام كن چنانكه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد
احاطهام كن چنانكه دريا كشد به گرداب ريشخندی
غريق كشتیشكسته را چون دخيل بر تختهپاره بندد
احاطهام كن چنانكه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پای گل، سنگ خاره بندد
احاطهام كن چنانكه شيری به رسم بازيچه، صيد خود را
رها كند، ره بر او ببندد، رها كند، ره دوباره بندد
احاطهام كن چنانكه مادر، دمی رود چون قرارش از كف
ره نفس بر گلوی طفلش ز بوسهی بیشماره بندد
احاطهام كن چنانكه شعری چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد
احاطهام كن چنان حرامی كه در شبيخون بیامانش
ز كاروانی كه خفته در خود، پياده گيرد، سواره بندد
احاطهام كن چنانكه مرگی به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان و ديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد
احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بیکرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
احاطهام كن چنانكه آتش چو بر درختان شراره بندد
ز باد و باران زبانه گيرد، ز هر طرف راه چاره بندد
احاطهام كن چنانكه دريا كشد به گرداب ريشخندی
غريق كشتیشكسته را چون دخيل بر تختهپاره بندد
احاطهام كن چنانكه توفان چو قصد زير و زبر نمايد
به دامن صخره گل بريزد، به پای گل، سنگ خاره بندد
احاطهام كن چنانكه شيری به رسم بازيچه، صيد خود را
رها كند، ره بر او ببندد، رها كند، ره دوباره بندد
احاطهام كن چنانكه مادر، دمی رود چون قرارش از كف
ره نفس بر گلوی طفلش ز بوسهی بیشماره بندد
احاطهام كن چنانكه شعری چو از جنون پشتوانه گيرد
زبان تشبيه را بدوزد، دريچه بر استعاره بندد
احاطهام كن چنان حرامی كه در شبيخون بیامانش
ز كاروانی كه خفته در خود، پياده گيرد، سواره بندد
احاطهام كن چنانكه مرگی به ناگهان چون ز در درآيد
زبان و دستان و ديدگان را به ناگه از يك اشاره بندد
احاطه كن عشق! همچنانم ببر به آن سمت بیکرانم
كه عنكبوت فلك به جانم كمند تار از ستاره بندد...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤26
🔹روز بازگشت🔹
ما را دلی است چون تن لرزان بیدها
ای سروقد! بیا و بیاور نویدها
بازآ و با نسیم نگاه بهاریات
جانی دوباره بخش به ما ناامیدها
ما جمعه را به شوق تو تعطیل کردهایم
ای روز بازگشت تو آغاز عیدها
بازآ که خلق را نکشاند به سوی خویش
بازار پرفریب مراد و مریدها
برگرد تا زمین و زمان را رها کنند
چپها و راستها و سیاه و سفیدها
بسیار دستهگل که برای تو چیدهایم
این خاک غرقه است به خون شهیدها
خون حسین میچکد از نیزه ها هنوز
برگرد و انتقام بگیر از یزیدها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ما را دلی است چون تن لرزان بیدها
ای سروقد! بیا و بیاور نویدها
بازآ و با نسیم نگاه بهاریات
جانی دوباره بخش به ما ناامیدها
ما جمعه را به شوق تو تعطیل کردهایم
ای روز بازگشت تو آغاز عیدها
بازآ که خلق را نکشاند به سوی خویش
بازار پرفریب مراد و مریدها
برگرد تا زمین و زمان را رها کنند
چپها و راستها و سیاه و سفیدها
بسیار دستهگل که برای تو چیدهایم
این خاک غرقه است به خون شهیدها
خون حسین میچکد از نیزه ها هنوز
برگرد و انتقام بگیر از یزیدها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤38
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا به خانه زهرای مهربان ببرید
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید
اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید
کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید
مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید
کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید
مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید
نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید
کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید
اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید
کجاست آن در آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید
مرا اگر شدم از دست برنگردانید
به روی دست بگیرید و بی امان ببرید
کجاست آن جگر شرحه شرحه تا که مرا
به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید
مرا که مهر بقیع است در دلم، چه شود؟
اگر به جانب آن چار کهکشان ببرید
نه اشتیاق به گل دارم و نه میل بهار
مرا به غربت آن هیجده خزان ببرید
کسی صدای مرا در زمین نمی شنود
فرشته ها! سخنم را به آسمان ببرید...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤42
🔹انسان🔹
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمرهی "قالوا بلی" گنجاند
با بندهاش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بیمقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنیام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش همرکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چونکه افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه میپرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
میشد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چرا "آدم" حسابم کرد؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
"آیا خدایت نیستم؟" ناگه خطابم کرد
گفتم که هستی! باده در جام شرابم کرد
نام مرا در زمرهی "قالوا بلی" گنجاند
با بندهاش مأنوس شد، "انسان" خطابم کرد
این جان بیمقدار را قابل چرا دانست؟!
من خاک بودم، ذره بودم، آفتابم کرد
من نیست بودم، شهد هستی را به کامم ریخت
هم مست، هم هشیار، هم بیدار و خوابم کرد
من هیچ بودم، پوچ بودم، معنیام بخشید
آمیخت با آب و گلم، مضمون نابم کرد
درمانده بودم، لنگ بودم، رفتنم آموخت
در چابکی با جبرئیلش همرکابم کرد
جان مرا با عشق خود آباد کرد اما
در دام شیطان چونکه افتادم خرابم کرد
گاهی به خلوتگاه خود در خانه راهم داد
هر قدر اما در زدم گاهی جوابم کرد!
گاهی نوازش کرد با آیات رحمانی
گاهی ولیکن با همان قرآن عتابم کرد
با هر گناه تازه میپرسم مرا بخشید؟
یا از ازل مشمول آیات عذابم کرد؟
آخر چه دید از من که بهر دوستی با خود
در بین مخلوقات عالم انتخابم کرد؟!
میشد که حیوان یا علف یا سنگ باشم من
آخر نفهمیدم چرا "آدم" حسابم کرد؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤34
🌴به مناسبت روز کیش🌴
سلام کیش نیلگون که محکم و نژادهای
از آب و خاک نیستی تو از بهشت زادهای
اگرچه کوچکی ولی ز روح بیکران خود
خلیج فارس را چنین شکوه و شور دادهای
بدون کوه و تپهها ز قلهها فراتری
شبیه فرش قیمتی به زیر پا فتادهای
ز همت بلند خود شدی زبانزد وطن
نگین کشورم شدی که مظهر ارادهای
تفاوتی نمیکند چه روز باشد و چه شب
به احترام میهمان همیشه ایستادهای
همیشه با مسافران تبسم است بر لبت
چه روح باسخاوتی چه چهرهی گشادهای
یکیاست جان بومیان چه شیعه و چه سنیات
چه قرنها که اینچنین تو پشت سر نهادهای
پر است شهر و ساحلت ز خاطرات ماندنی
فقط جزیره نیستی بهشت خانوادهای...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
سلام کیش نیلگون که محکم و نژادهای
از آب و خاک نیستی تو از بهشت زادهای
اگرچه کوچکی ولی ز روح بیکران خود
خلیج فارس را چنین شکوه و شور دادهای
بدون کوه و تپهها ز قلهها فراتری
شبیه فرش قیمتی به زیر پا فتادهای
ز همت بلند خود شدی زبانزد وطن
نگین کشورم شدی که مظهر ارادهای
تفاوتی نمیکند چه روز باشد و چه شب
به احترام میهمان همیشه ایستادهای
همیشه با مسافران تبسم است بر لبت
چه روح باسخاوتی چه چهرهی گشادهای
یکیاست جان بومیان چه شیعه و چه سنیات
چه قرنها که اینچنین تو پشت سر نهادهای
پر است شهر و ساحلت ز خاطرات ماندنی
فقط جزیره نیستی بهشت خانوادهای...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤20
به مناسبت سالروز تولد نیما یوشیج
🔹 در کوچههای یوش 🔹
خستهام از این خیابانهای شیک
خانههای سرد خالی از "تلیک"
هیچ دستی در خیابانهای شهر
توی مشت من نمیریزد "ولیک"
لهجهی گنجشکها ماشینی است
فرق دارد با صدای جیکجیک
هیچ میدانی چه میخواهد دلم؟
آه مادر آه مادر "بشتهزیک"
تو مرا با خود ببر یک جای دنج
که فقط من باشم وبوی برنج
من دلم در یوش، توی کوچههاست
تا بپرسد خانهی نیما کجاست؟
من دلم در پشت آن کوهیست که
گلهی مهدیقلی آنجا رهاست
من خودم اینجایم اما قلب من
توی ده در خانهی خیرالنساست
کاش میشد سادهتر صحبت کنید
من دلم از بچههای روستاست
دوست دارم گم شوم در درهها
دوست باشم با تمام برهها
✍️ افشین علا
*تلیک: نوعی زیرانداز مازندرانی است
*ولیک: میوهای جنگلی، شاید زالزالک وحشی
*بشتهزیک: نوعی شیرینی محلی مازندرانی
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹 در کوچههای یوش 🔹
خستهام از این خیابانهای شیک
خانههای سرد خالی از "تلیک"
هیچ دستی در خیابانهای شهر
توی مشت من نمیریزد "ولیک"
لهجهی گنجشکها ماشینی است
فرق دارد با صدای جیکجیک
هیچ میدانی چه میخواهد دلم؟
آه مادر آه مادر "بشتهزیک"
تو مرا با خود ببر یک جای دنج
که فقط من باشم وبوی برنج
من دلم در یوش، توی کوچههاست
تا بپرسد خانهی نیما کجاست؟
من دلم در پشت آن کوهیست که
گلهی مهدیقلی آنجا رهاست
من خودم اینجایم اما قلب من
توی ده در خانهی خیرالنساست
کاش میشد سادهتر صحبت کنید
من دلم از بچههای روستاست
دوست دارم گم شوم در درهها
دوست باشم با تمام برهها
✍️ افشین علا
*تلیک: نوعی زیرانداز مازندرانی است
*ولیک: میوهای جنگلی، شاید زالزالک وحشی
*بشتهزیک: نوعی شیرینی محلی مازندرانی
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤30