▪️فقیر اشرافی▪️
پناه ملت ایران پناهگاه نداشت
غریب بود و به جز ذات حق، گواه نداشت
به وقت غرش موشک به وقت بارش بمب
شبیه ما فقرا جز خدا پناه نداشت
به کنج امن ز تهدید خصم هرزه نرفت
که ترس در دل آن شیر شرزه راه نداشت
سرای ساده و کوچک برای او بس بود
بزرگ بود، نیازی به فر و جاه نداشت
زعیم بود و مزین به فقر اشرافی
حکیم بود و شباهت به شیخ و شاه نداشت
سریر و مصطبه، سجادهی نمازش بود
که از خزائن دنیا جز اشک و آه نداشت
نمیرسید به افلاک، اقتدار وطن
به رغم خیل حرامی، اگر سپاه نداشت
ز بندگی به سیادت رساند ایران را
اگر شنید ملامت، جز این گناه نداشت
در این سرای کهن مثل شمع چون میسوخت
مسیر عشق نیازی به مهر و ماه نداشت
به روشنای دلانگیز صحبتش خوش بود
دلم، ولی خبر از این شب سیاه نداشت
خدا کند که نیفتد نگاه خستهی من
به هر که حرمت آن پیر را نگاه نداشت
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
پناه ملت ایران پناهگاه نداشت
غریب بود و به جز ذات حق، گواه نداشت
به وقت غرش موشک به وقت بارش بمب
شبیه ما فقرا جز خدا پناه نداشت
به کنج امن ز تهدید خصم هرزه نرفت
که ترس در دل آن شیر شرزه راه نداشت
سرای ساده و کوچک برای او بس بود
بزرگ بود، نیازی به فر و جاه نداشت
زعیم بود و مزین به فقر اشرافی
حکیم بود و شباهت به شیخ و شاه نداشت
سریر و مصطبه، سجادهی نمازش بود
که از خزائن دنیا جز اشک و آه نداشت
نمیرسید به افلاک، اقتدار وطن
به رغم خیل حرامی، اگر سپاه نداشت
ز بندگی به سیادت رساند ایران را
اگر شنید ملامت، جز این گناه نداشت
در این سرای کهن مثل شمع چون میسوخت
مسیر عشق نیازی به مهر و ماه نداشت
به روشنای دلانگیز صحبتش خوش بود
دلم، ولی خبر از این شب سیاه نداشت
خدا کند که نیفتد نگاه خستهی من
به هر که حرمت آن پیر را نگاه نداشت
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤45
▪️از بوریا به عرش▪️
رخسارهی چو ماه تو را نازم
آرامش نگاه تو را نازم
بر تارک سپیدهی پیشانیت
عمامهی سیاه تو را نازم
در قاب آسمانی آن عینک
چشمان خیرخواه تو را نازم
هم خندهی همیشگی شیرین
هم بغض گاهگاه تو را نازم
عمری اگرچه خون جگر خوردی
آتشفشان آه تو را نازم
بعد از تو شد زمین و زمان، مبعوث
انبوهی سپاه تو را نازم
ای بوریانشین فلکپیما
در عرش، فرش راه تو را نازم
آن خانهی محقر ویرانه
بی حصن و جانپناه تو را نازم
با دخترت به فاطمهی زهرا
ملحق شدی، گواه تو را نازم
آوردهای نواده به قربانگاه
آهوی بیگناه تو را نازم
ای جاننثار خفتهی کشوردوست
گودال قتلگاه تو را نازم
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
رخسارهی چو ماه تو را نازم
آرامش نگاه تو را نازم
بر تارک سپیدهی پیشانیت
عمامهی سیاه تو را نازم
در قاب آسمانی آن عینک
چشمان خیرخواه تو را نازم
هم خندهی همیشگی شیرین
هم بغض گاهگاه تو را نازم
عمری اگرچه خون جگر خوردی
آتشفشان آه تو را نازم
بعد از تو شد زمین و زمان، مبعوث
انبوهی سپاه تو را نازم
ای بوریانشین فلکپیما
در عرش، فرش راه تو را نازم
آن خانهی محقر ویرانه
بی حصن و جانپناه تو را نازم
با دخترت به فاطمهی زهرا
ملحق شدی، گواه تو را نازم
آوردهای نواده به قربانگاه
آهوی بیگناه تو را نازم
ای جاننثار خفتهی کشوردوست
گودال قتلگاه تو را نازم
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤41
◾️مردم خداحافظ◾️
دارم ز تهران میروم مردم خداحافظ
دیگر مرخص میشوم ای قم خداحافظ
خیر تو را میخواستم ایران حلالم کن
ای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظ
گفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم من
رفتم ولی تا گنبد طارم خداحافظ
مستأجری بودم درون خانهای کوچک
آن هم که شد در بمب و موشک گم خداحافظ
این خانهی زهراست، پاسش را نگه دارید
حالا که این در سوخت در هیزم خداحافظ
من سوختم اما نه از موشک ز بیمهری
ای نیشهای بدتر از کژدم خداحافظ
مستی مهیا بود اما من ننوشیدم
چیزی به غیر از خون دل ای خم خداحافظ
دیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهد
زیر چراغ کوکب هشتم خداحافظ
من با عروس و دختر و داماد و زهرایم
پرمیکشم از خاک تا انجم خداحافظ
با جسم پرپر میروم تا کربلا اینک
چون نعش اربابم به زیر سم خداحافظ
ای خیل صاحبمنصبان از ملک ری رفتم
مال شما این خاک و این گندم خداحافظ
قدرم ندانستید اما مجتبایم را
لطفا مرنجانید ای مردم خداحافظ...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
دارم ز تهران میروم مردم خداحافظ
دیگر مرخص میشوم ای قم خداحافظ
خیر تو را میخواستم ایران حلالم کن
ای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظ
گفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم من
رفتم ولی تا گنبد طارم خداحافظ
مستأجری بودم درون خانهای کوچک
آن هم که شد در بمب و موشک گم خداحافظ
این خانهی زهراست، پاسش را نگه دارید
حالا که این در سوخت در هیزم خداحافظ
من سوختم اما نه از موشک ز بیمهری
ای نیشهای بدتر از کژدم خداحافظ
مستی مهیا بود اما من ننوشیدم
چیزی به غیر از خون دل ای خم خداحافظ
دیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهد
زیر چراغ کوکب هشتم خداحافظ
من با عروس و دختر و داماد و زهرایم
پرمیکشم از خاک تا انجم خداحافظ
با جسم پرپر میروم تا کربلا اینک
چون نعش اربابم به زیر سم خداحافظ
ای خیل صاحبمنصبان از ملک ری رفتم
مال شما این خاک و این گندم خداحافظ
قدرم ندانستید اما مجتبایم را
لطفا مرنجانید ای مردم خداحافظ...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤78
▪️ذبح عظیم▪️
یا علی! پیرانهسر فرزند پاکت جان به کف
با تنی صدپاره آمد سوی ایوان نجف
باز کن آغوش خود را در برش گیر آنچنان
کز تنش بیرون بیاید خستگی، یابد شعف
راهیاش کن از نجف سوی خیام کربلا
تا به استقبالش آیند اهل بیت از هر طرف
یا حسین! این نایب مهدی که عطشان شد شهید
گفت لاتحزن به ما عمری، تو گویش لاتخف
دختری یکساله در تابوت دارد غرق خون
گوهری دردانه آوردهست با خود در صدف
زینب کبری! به استقبال بشرایش بیا
دختری از نسل حیدر، یاس پرپر را خلف
ام کلثوما! عروسش را در آغوشت بگیر
مجتبی گوهر فرستادهست مجروح از خزف
ای جوانان بنیهاشم! شتابید از حرم
سوی مصباحالهدی آن کشتهی راه شرف
چون حبیب بن مظاهر آمد از راه این زمان
پیر ما در خاک و خون، همراه او خوبان به صف
یا رب! این ذبح عظیم ملت ما کن قبول
جان ایران را فرستادیم در صحرای طف
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
یا علی! پیرانهسر فرزند پاکت جان به کف
با تنی صدپاره آمد سوی ایوان نجف
باز کن آغوش خود را در برش گیر آنچنان
کز تنش بیرون بیاید خستگی، یابد شعف
راهیاش کن از نجف سوی خیام کربلا
تا به استقبالش آیند اهل بیت از هر طرف
یا حسین! این نایب مهدی که عطشان شد شهید
گفت لاتحزن به ما عمری، تو گویش لاتخف
دختری یکساله در تابوت دارد غرق خون
گوهری دردانه آوردهست با خود در صدف
زینب کبری! به استقبال بشرایش بیا
دختری از نسل حیدر، یاس پرپر را خلف
ام کلثوما! عروسش را در آغوشت بگیر
مجتبی گوهر فرستادهست مجروح از خزف
ای جوانان بنیهاشم! شتابید از حرم
سوی مصباحالهدی آن کشتهی راه شرف
چون حبیب بن مظاهر آمد از راه این زمان
پیر ما در خاک و خون، همراه او خوبان به صف
یا رب! این ذبح عظیم ملت ما کن قبول
جان ایران را فرستادیم در صحرای طف
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤46
▪️بر دامن رضا▪️
باز این چه شورش است خدایا؟ پیغمبرا حسین شهیدا
از کربلا به داد دلم رس سقای تشنه، سرو رشیدا
در ماتمی که سوخته جان را هم جان شیعه را و جهان را
یاری کنید امام زمان را شیخ صدوق و شیخ مفیدا
پیری که خواب خصم برآشفت عمری جهاد کرد و به خون خفت
در وصف او جز این چه توان گفت: عاش سعید و مات سعیدا
این ملک، لطمهها ز خزان دید هم بیشمار داغ جوان دید
اما قیامتی که عیان دید تشییع توست، پیر فقیدا
شد کربلا دوباره مجسم ای داد از این اسیری و ماتم
بعد از تو ما چگونه بمانیم در شام تیره، صبح سپیدا
اینک رهیدی از غم ایام در مشهدالرضا شدی آرام
آسوده سر گذار و بیارام بر دامن مراد، مریدا
حالا که خود شفیع نفوسی یار و ملازم شه توسی
در سایهسار شمس شموسی بر ما بتاب، نور امیدا
بردم شکایت از غم هجران در پاسخ من ایزد منان
گفت از طریق آیهی قرآن: ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدا*
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
آیهی یازدهم سورهی مدثر:
"مرا با كسى كه خود آفريدم تنها گذار"
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
باز این چه شورش است خدایا؟ پیغمبرا حسین شهیدا
از کربلا به داد دلم رس سقای تشنه، سرو رشیدا
در ماتمی که سوخته جان را هم جان شیعه را و جهان را
یاری کنید امام زمان را شیخ صدوق و شیخ مفیدا
پیری که خواب خصم برآشفت عمری جهاد کرد و به خون خفت
در وصف او جز این چه توان گفت: عاش سعید و مات سعیدا
این ملک، لطمهها ز خزان دید هم بیشمار داغ جوان دید
اما قیامتی که عیان دید تشییع توست، پیر فقیدا
شد کربلا دوباره مجسم ای داد از این اسیری و ماتم
بعد از تو ما چگونه بمانیم در شام تیره، صبح سپیدا
اینک رهیدی از غم ایام در مشهدالرضا شدی آرام
آسوده سر گذار و بیارام بر دامن مراد، مریدا
حالا که خود شفیع نفوسی یار و ملازم شه توسی
در سایهسار شمس شموسی بر ما بتاب، نور امیدا
بردم شکایت از غم هجران در پاسخ من ایزد منان
گفت از طریق آیهی قرآن: ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدا*
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
آیهی یازدهم سورهی مدثر:
"مرا با كسى كه خود آفريدم تنها گذار"
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤46
◾️یاد ایام◾️
همزمان با ایام سوگواری رهبر حکیم و شهید انقلاب، ده سال از عروج ابدی راوی مهربان آیات و ابیات، بانو مهدیه الهی قمشهای گذشت. به همین مناسبت با دلی دردمند، بار دیگر پیام تسلیت امام شهید در فقدان آن بانوی گرامی را مرور میکنیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
درگذشت بانوی ادیب و فاضل و پژوهشگر؛ سرکار خانم مهدیهی الهی قمشهئی فرزند محترم مرحوم عالم و عارف و حکیم و شاعر برجسته و مترجم قرآن مجید مرحوم آقای حاج شیخ مهدی الهی قمشهئی رحمةالله علیهما را به خاندان مکرم و بازماندگان و همهی آشنایان با مراتب علمی و معنوی آن بانوی گرامی تسلیت عرض میکنم و علوّ درجات ایشان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.
سید علی خامنهای
۳ مرداد ۱۳۹۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
همزمان با ایام سوگواری رهبر حکیم و شهید انقلاب، ده سال از عروج ابدی راوی مهربان آیات و ابیات، بانو مهدیه الهی قمشهای گذشت. به همین مناسبت با دلی دردمند، بار دیگر پیام تسلیت امام شهید در فقدان آن بانوی گرامی را مرور میکنیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
درگذشت بانوی ادیب و فاضل و پژوهشگر؛ سرکار خانم مهدیهی الهی قمشهئی فرزند محترم مرحوم عالم و عارف و حکیم و شاعر برجسته و مترجم قرآن مجید مرحوم آقای حاج شیخ مهدی الهی قمشهئی رحمةالله علیهما را به خاندان مکرم و بازماندگان و همهی آشنایان با مراتب علمی و معنوی آن بانوی گرامی تسلیت عرض میکنم و علوّ درجات ایشان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.
سید علی خامنهای
۳ مرداد ۱۳۹۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤47
▪️بر آستان رضا (ع)▪️
به جهان، نور ایزد آوردی
شور و مضمون بیحد آوردی
روح مستی به زهد بخشیدی
عاشقی را به معبد آوردی
پرچم اقتدار ایران را
از شبستان به گنبد آوردی
رونق از خون سرخ تا محشر
به رواق زبرجد آوردی
در ره حق ز خانوادهی خود
کشتهگانی سرآمد آوردی
پی تابوتشان جهانی را
به خیابان و مرقد آوردی
اهل عالم شدند خونخواهت
قاصدان را به مقصد آوردی
سر سپردی بر آستان رضا
کربلا را به مشهد آوردی
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به جهان، نور ایزد آوردی
شور و مضمون بیحد آوردی
روح مستی به زهد بخشیدی
عاشقی را به معبد آوردی
پرچم اقتدار ایران را
از شبستان به گنبد آوردی
رونق از خون سرخ تا محشر
به رواق زبرجد آوردی
در ره حق ز خانوادهی خود
کشتهگانی سرآمد آوردی
پی تابوتشان جهانی را
به خیابان و مرقد آوردی
اهل عالم شدند خونخواهت
قاصدان را به مقصد آوردی
سر سپردی بر آستان رضا
کربلا را به مشهد آوردی
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤45
خوشا در سایهسار فکر، خفتن
به مشهد در رواقی بکر، خفتن
خوشا پیرانهسر در ذات باقی
فنا گشتن، به دارالذکر خفتن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
به مشهد در رواقی بکر، خفتن
خوشا پیرانهسر در ذات باقی
فنا گشتن، به دارالذکر خفتن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤39
تقدیم به روح بلند شهید زهرا حداد عادل
▪️ستون عرش▪️
ای خوشا در عشق چون زهرای اطهر سوختن
مهر جاویدان شدن در راه حیدر سوختن
در سبکباری خرامان مثل سروی در چمن
در وفاداری چو شمع از پای تا سر سوختن
در هجوم اشقیا تقدیر زهرا سیرتان
نیست جز در پشت آن دیوار و آن در سوختن
تو ستون عرشی و ما استن حنانهایم
سهم تو در وصل بود و سهم ما در سوختن
تا که بسپاری ولایت را به دست صاحبش
انتخابت بود پیش چشم همسر سوختن
کودکانت را چه غم؟ چون انس دارند از ازل
مثل اولاد علی با داغ مادر سوختن
مرغ حق بودی شدی سیمرغ در عرش برین
کی توان ققنوس قاف عشق را پر سوختن
تا شوی مضمون شعر سالکان راه عشق
ای خوشا چون مصرعی در بیت رهبر سوختن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ستون عرش▪️
ای خوشا در عشق چون زهرای اطهر سوختن
مهر جاویدان شدن در راه حیدر سوختن
در سبکباری خرامان مثل سروی در چمن
در وفاداری چو شمع از پای تا سر سوختن
در هجوم اشقیا تقدیر زهرا سیرتان
نیست جز در پشت آن دیوار و آن در سوختن
تو ستون عرشی و ما استن حنانهایم
سهم تو در وصل بود و سهم ما در سوختن
تا که بسپاری ولایت را به دست صاحبش
انتخابت بود پیش چشم همسر سوختن
کودکانت را چه غم؟ چون انس دارند از ازل
مثل اولاد علی با داغ مادر سوختن
مرغ حق بودی شدی سیمرغ در عرش برین
کی توان ققنوس قاف عشق را پر سوختن
تا شوی مضمون شعر سالکان راه عشق
ای خوشا چون مصرعی در بیت رهبر سوختن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤35
▪️شعرم را برای خدا بخوان▪️
سالهاست که بسیاری از بچههای دوم ابتدایی شعر مرا که در کتاب درسیشان چاپ شده برایم میخوانند یا فیلم شعرخوانیشان را میفرستند. بدیهی است که به عنوان شاعر کودک، از این اتفاق قشنگ به وجد میآیم. اما امروز که مشابه یکی از آن فیلمها به دستم رسید، جگرم آتش گرفت! چراکه این بار شعرم را پسر دلبندی خوانده که به دست جانی کودکخوار اپستین شهید شده است "شهید علیاصغر فروزانفر از میناب"
نمیدانم در برابر این معصومیت و مظلومیت، در برابر وحشیگری و سفاکی بیمار پدوفیلی چون ترامپ، و در برابر عظمت داغی که بر دل خانوادهی جگرسوختهی علیاصغر نشسته است چه بگویم؟ تازه این تمام ماجرا نیست! شنیدم که این طفل معصوم دو بار تشییع شده است! یک بار نیمی از بدن کوچکش را پیدا کردند و به خاک سپردند و بعد از چهل روز، نیمهی دیگر پیکر پاره پارهاش را یافتند و تشییع کردند، ازجمله چشم و ابروی قشنگش را... وای بر من... خدایا تو شاهد باش که این ملت نجیب و ریشهدار، این کودکان بیگناه و دلبند، و مردم عزیز میناب به جرم ایرانی و مسلمان بودن، چهها که ندیدند و چهها که نکشیدند...خدایا آتش عذابت را بر سر شیاطین جانی و کودککش آمریکایی اسرائیلی نازل کن... خدایا داد علیاصغرهای مظلوم ما را از یزید زمان بستان و با پیروزی نهایی ملت ایران، آبی بر آتش دل خانوادههای داغدیده بریز...
علیاصغر عزیزم! کاش من هم پیش تو بودم. سلام مرا به همکلاسیهای شهیدت در بهشت برسان و شعرم را برای خدا بخوان...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
سالهاست که بسیاری از بچههای دوم ابتدایی شعر مرا که در کتاب درسیشان چاپ شده برایم میخوانند یا فیلم شعرخوانیشان را میفرستند. بدیهی است که به عنوان شاعر کودک، از این اتفاق قشنگ به وجد میآیم. اما امروز که مشابه یکی از آن فیلمها به دستم رسید، جگرم آتش گرفت! چراکه این بار شعرم را پسر دلبندی خوانده که به دست جانی کودکخوار اپستین شهید شده است "شهید علیاصغر فروزانفر از میناب"
نمیدانم در برابر این معصومیت و مظلومیت، در برابر وحشیگری و سفاکی بیمار پدوفیلی چون ترامپ، و در برابر عظمت داغی که بر دل خانوادهی جگرسوختهی علیاصغر نشسته است چه بگویم؟ تازه این تمام ماجرا نیست! شنیدم که این طفل معصوم دو بار تشییع شده است! یک بار نیمی از بدن کوچکش را پیدا کردند و به خاک سپردند و بعد از چهل روز، نیمهی دیگر پیکر پاره پارهاش را یافتند و تشییع کردند، ازجمله چشم و ابروی قشنگش را... وای بر من... خدایا تو شاهد باش که این ملت نجیب و ریشهدار، این کودکان بیگناه و دلبند، و مردم عزیز میناب به جرم ایرانی و مسلمان بودن، چهها که ندیدند و چهها که نکشیدند...خدایا آتش عذابت را بر سر شیاطین جانی و کودککش آمریکایی اسرائیلی نازل کن... خدایا داد علیاصغرهای مظلوم ما را از یزید زمان بستان و با پیروزی نهایی ملت ایران، آبی بر آتش دل خانوادههای داغدیده بریز...
علیاصغر عزیزم! کاش من هم پیش تو بودم. سلام مرا به همکلاسیهای شهیدت در بهشت برسان و شعرم را برای خدا بخوان...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤58
▪️خزانهی غیب▪️
پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزم
از مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که بریزم
چیزی بخور اگرچه نه قابل، چیزی بخر به قیمت نازل
این هم به دستم آمده مشکل زیرا نه پست هست و نه میزم
بگذار صاحبان مناصب میلیاردها تومن بفرستند
آن سوی آب بهر عزیزان، اینقدر سهم ماست عزیزم
بگذار سرخوش از صله باشند دزدان، شریک قافله باشند
از رانت، مست هلهله باشند غافل ز آه زلزلهخیزم
چیزی نخوردی و نخریدی از دام خورد و خواب رهیدی
ایکاش مثل چون تو شهیدی من هم از این قفس بگریزم
پانصد تومن زدم به حسابت غافل که همزمان شده واریز
سرمایهای برای تو از عرش، مافوق هستی و همه چیزم
حالا تو از خزانهی داور واریز کن به سینهی مادر
صبری چنان که تا دم آخر با خصم قاتلت بستیزم
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزم
از مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که بریزم
چیزی بخور اگرچه نه قابل، چیزی بخر به قیمت نازل
این هم به دستم آمده مشکل زیرا نه پست هست و نه میزم
بگذار صاحبان مناصب میلیاردها تومن بفرستند
آن سوی آب بهر عزیزان، اینقدر سهم ماست عزیزم
بگذار سرخوش از صله باشند دزدان، شریک قافله باشند
از رانت، مست هلهله باشند غافل ز آه زلزلهخیزم
چیزی نخوردی و نخریدی از دام خورد و خواب رهیدی
ایکاش مثل چون تو شهیدی من هم از این قفس بگریزم
پانصد تومن زدم به حسابت غافل که همزمان شده واریز
سرمایهای برای تو از عرش، مافوق هستی و همه چیزم
حالا تو از خزانهی داور واریز کن به سینهی مادر
صبری چنان که تا دم آخر با خصم قاتلت بستیزم
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤55
🔺آموزگار عشق🔺
جرم كمی نبود
بي لكنت از سپيده سخن گفتن
با كاهنان الكن خواب آلود
از قبله، با قبيلهی روشنفكر...
بيهوده نيست، اين كه تو را مثل آفتاب
در هر دو سوی آب
انكار می كنند
هم دشمنان ز بغض
هم دوستان ز بخل
هم فربهان دون كه افاضات چرب را
بر سفرهی فريب، تلنبار می كنند
هم رهزنان دين كه اضافات غرب را
در خوابگاه تيرهی اوهام
نشخوار می كنند...
جرم كمی نبود
از آسمان خراش خردسوز باختر
در پيش چشم اين همه ناباور حسود
رو بر كشيدن و دل بستن
بر تربت مدينهی پيغمبر
بر وصلهی بهشت برين
در پاره های كفش علی
بر كهكشان شيری پنهان فاطمه
در خانه ای گلين
جرم کمی نبود
از جنس زينتی،
زن را به شأن زينبی اش خواندن
مردان خشم و غفلت و شهوت را
در مكتب حسين نشاندن...
اي خفته در دمشق
آموزگار عشق
نام تو را رقيب، گر انكار می كند
تاريخ تا ابد
مدهوش واژگان تو خواهد شد
يك روز، ناگزير
در اين قبيله هرچه كه قابيل است
مغلوب بازوان تو خواهد شد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
جرم كمی نبود
بي لكنت از سپيده سخن گفتن
با كاهنان الكن خواب آلود
از قبله، با قبيلهی روشنفكر...
بيهوده نيست، اين كه تو را مثل آفتاب
در هر دو سوی آب
انكار می كنند
هم دشمنان ز بغض
هم دوستان ز بخل
هم فربهان دون كه افاضات چرب را
بر سفرهی فريب، تلنبار می كنند
هم رهزنان دين كه اضافات غرب را
در خوابگاه تيرهی اوهام
نشخوار می كنند...
جرم كمی نبود
از آسمان خراش خردسوز باختر
در پيش چشم اين همه ناباور حسود
رو بر كشيدن و دل بستن
بر تربت مدينهی پيغمبر
بر وصلهی بهشت برين
در پاره های كفش علی
بر كهكشان شيری پنهان فاطمه
در خانه ای گلين
جرم کمی نبود
از جنس زينتی،
زن را به شأن زينبی اش خواندن
مردان خشم و غفلت و شهوت را
در مكتب حسين نشاندن...
اي خفته در دمشق
آموزگار عشق
نام تو را رقيب، گر انكار می كند
تاريخ تا ابد
مدهوش واژگان تو خواهد شد
يك روز، ناگزير
در اين قبيله هرچه كه قابيل است
مغلوب بازوان تو خواهد شد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤510
▪️اربعین▪️
بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و مضحکه و تحریف، امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسد
آن نی که در سفر، سر خونینت آیات وحی بر سر آن میخواند
در کوی و برزن است هنوز اما از صوت دلنشین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسد
بنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایند
ای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسد
سوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/pq6054
بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و مضحکه و تحریف، امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسد
آن نی که در سفر، سر خونینت آیات وحی بر سر آن میخواند
در کوی و برزن است هنوز اما از صوت دلنشین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسد
بنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایند
ای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسد
سوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/pq6054
❤44
▪️توشهی بهشت▪️
آنان که شکوه، وقت سحر با صبا کنند
بسیار گریه در غم آل عبا کنند
ای کاش در بقیع، مرا نیز چون غبار
پابوس زائر حسن مجتبی کنند
از تکههای سنگ مزارش مهندسان
تعمیر عرش، با شجر و کهربا کنند
بلقیس، اعتنا به سلیمان نمیکند
از مجتبی حکایت اگر در سبا کنند
گر جلوهای کند نه زلیخا که جن و انس
در عرش و فرش، ولوله از مرحبا کنند
در خانهاش دهند گدا را طعام شاه
هم بر تن فقیر ز اطلس قبا کنند
گر بنگرد به گوشهی چشمی، بهشت را
تأمین توشه، زان نظر دلربا کنند
ما را بس است قرب به درگاه مجتبی
حکام اگر مراوده با اقربا کنند
زان دم که خواهر، آن جگر شرحه شرحه دید
در عرش، شور حشر ز "وا زینبا" کنند...
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
آنان که شکوه، وقت سحر با صبا کنند
بسیار گریه در غم آل عبا کنند
ای کاش در بقیع، مرا نیز چون غبار
پابوس زائر حسن مجتبی کنند
از تکههای سنگ مزارش مهندسان
تعمیر عرش، با شجر و کهربا کنند
بلقیس، اعتنا به سلیمان نمیکند
از مجتبی حکایت اگر در سبا کنند
گر جلوهای کند نه زلیخا که جن و انس
در عرش و فرش، ولوله از مرحبا کنند
در خانهاش دهند گدا را طعام شاه
هم بر تن فقیر ز اطلس قبا کنند
گر بنگرد به گوشهی چشمی، بهشت را
تأمین توشه، زان نظر دلربا کنند
ما را بس است قرب به درگاه مجتبی
حکام اگر مراوده با اقربا کنند
زان دم که خواهر، آن جگر شرحه شرحه دید
در عرش، شور حشر ز "وا زینبا" کنند...
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤36
▪️ریسمان وحی▪️
تنها نه بی تو مکه و یثرب گریستند
اهل زمین به مشرق و مغرب گریستند
در حجرهی تو جامه دریدند، اهل بیت
پشت درت، ملائک حاجب گریستند
چون چیده شد ز روی زمین، ریسمان وحی
در مکتبت مرکب و کاتب گریستند
ای آفتاب هر دو جهان، در غروب تو
چون بارش شهاب، کواکب گریستند
تا غایب از نظر شدی ای ترجمان غیب
در ماتم تو حاضر و غایب گریستند
تنها نه مسلمین، بشریت یتیم شد
ادیان به سر زدند و مذاهب گریستند
عمری گریستی و چو رفتی، سلالهات
بسیار در هجوم مصائب گریستند
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
تنها نه بی تو مکه و یثرب گریستند
اهل زمین به مشرق و مغرب گریستند
در حجرهی تو جامه دریدند، اهل بیت
پشت درت، ملائک حاجب گریستند
چون چیده شد ز روی زمین، ریسمان وحی
در مکتبت مرکب و کاتب گریستند
ای آفتاب هر دو جهان، در غروب تو
چون بارش شهاب، کواکب گریستند
تا غایب از نظر شدی ای ترجمان غیب
در ماتم تو حاضر و غایب گریستند
تنها نه مسلمین، بشریت یتیم شد
ادیان به سر زدند و مذاهب گریستند
عمری گریستی و چو رفتی، سلالهات
بسیار در هجوم مصائب گریستند
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤31
▪️ای خفته در توس▪️
یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزلها
شور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلها
صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلها
پابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلها
با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلها
گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
خواهند در بستر مرگ، افتد به تأخیر، اجلها
تنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختت
سلطان، تویی گرچه تاریخ بسیار بیند بدلها
عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقی است تا صبح محشر، عهدی مصون از خللها
با ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمندهایم از عملها...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزلها
شور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلها
صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلها
پابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلها
با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلها
گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
خواهند در بستر مرگ، افتد به تأخیر، اجلها
تنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختت
سلطان، تویی گرچه تاریخ بسیار بیند بدلها
عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقی است تا صبح محشر، عهدی مصون از خللها
با ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمندهایم از عملها...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤256
🍀فصل جاودانگی🍀
آوازهخوان پیر که پرواز کرد و رفت
بغض از گلوی خاطرهها باز کرد و رفت
عمری پرندهوار به دنبال یار گشت
از سوز عشق، توشهی ره ساز کرد و رفت
هم خاکسار مردم بازار و کوچه بود
هم بر خواص، فضل خود ابراز کرد و رفت
در هر شیار صفحه، صدایش به چرخش است
فصلی ز جاودانگی آغاز کرد و رفت
از حیلهی تجدد و جادوی ابتذال
دوری گزید، با هنر اعجاز کرد و رفت
موسیقی غریب وطن را به قلهها
چون پرچم سهرنگ، سرافراز کرد و رفت
آواز او ز خاطر "گلها" نمیرود
بس باغها شکفته به آواز کرد و رفت
ایرج که شوق صحبت یاران رفته داشت
رو سوی تاج و خرم و شهناز کرد و رفت
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
آوازهخوان پیر که پرواز کرد و رفت
بغض از گلوی خاطرهها باز کرد و رفت
عمری پرندهوار به دنبال یار گشت
از سوز عشق، توشهی ره ساز کرد و رفت
هم خاکسار مردم بازار و کوچه بود
هم بر خواص، فضل خود ابراز کرد و رفت
در هر شیار صفحه، صدایش به چرخش است
فصلی ز جاودانگی آغاز کرد و رفت
از حیلهی تجدد و جادوی ابتذال
دوری گزید، با هنر اعجاز کرد و رفت
موسیقی غریب وطن را به قلهها
چون پرچم سهرنگ، سرافراز کرد و رفت
آواز او ز خاطر "گلها" نمیرود
بس باغها شکفته به آواز کرد و رفت
ایرج که شوق صحبت یاران رفته داشت
رو سوی تاج و خرم و شهناز کرد و رفت
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤151
◼️در اربعین امام شهید◼️
ز داغ تو برخاست هرسو فغانها
رسید آه عشاق تا کهکشانها
چهل شب گذشت و ندیدیم رویت
در اندوه و تشویش و هول و تکانها
من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان
من اینجا اسیر و تو در بیکرانها
پناهم تو بودی نخواهد رسیدن
به تار عبای تو این سایبانها
بمیرم برایت که با دست زخمی
رخی داشتی سرخ چون ارغوانها
در اوج سیادت فقیری گزیدی
به رغم فلان تیره و خاندانها
بمیرم برایت که نشناختندت
به غیر از شهیدان و عرشآشیانها
نه تنها تو را کشت خصم حرامی
خودی نیز کشتت به تیغ و سنانها
نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون
تو را پیش از این کشت زخم زبانها
شریکند در قتلت ای جان عاشق
فلانها فلانها فلانها فلانها
همانان که از ظلمشان خشم مردم
به ناگه بدل شد به آتشفشانها
همانان که کبریت غارتگریشان
زد آتش دمادم به روح و روانها
شریکان قدرت حریصان ثروت
سهیمان هلدینگها و دکانها
تو را کشت جولان بیعرضهگیها
تو را کشت کمکاری ناتوانها
چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد
شرر بر کنام هژبر زمانها؟
که داد این جسارت به قاتل که آید
پی کشتن اسوهی قهرمانها؟
پی کشتن رادمردی مجاهد
که تاریخ گوید از او داستانها
یلی شرزه و روبهرویش رجزخوان
بسی پنبه در کسوت پهلوانها
لبانش دعاگوی ملت ولیکن
به دشنام او باز هر سو دهانها
به جای مقامات خاطی به سویش
کشیدند بس تیر کین از کمانها
چپاولگران، خود مصون از قضاوت
ولی رهبر، آماج حدس و گمانها
چه رندان به نام جناح سیاسی
پی ساز و برگ از دل سازمانها
زغنها و زاغان که کردند با هم
بهار وطن را شبیه خزانها
همانان که جای رجز پیش دشمن
ز تسلیم گفتند چون نوحهخوانها
پی نفی آموزههای بلیغت
نوشتند فهرست سود و زیانها
نیندوختند از تو زاد معانی
نیاموختند از تو طرز بیانها
بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان
گروهی دلآزرده زین حکمرانها
جفا از چپ و راست دیدی ولیکن
روادار بودی به اینها و آنها
چه شیادها در پی کاخسازی
چو شدادها نزد بیخانمانها
پسرها و دامادها و رفیقان
که با رانت خوردند خون جوانها
چه بسیار کوتوله رفتند بالا
به هر دولت از پلهی نردبانها
کسانی که دادند دریای ثروت
به افراد کوچکتر از استکانها
رئیسان اخمو مدیران فاسد
که از خلق بر لب رساندند جانها
در این خون شریکند زاهدنمایان
که شد برملا فسقشان در نهانها
چه نوکیسهگانی که با پول مردم
رسیدند از خاک تا آسمانها
به چشمت خلیدند بس هرزهخاران
گلویت فشردند بس استخوانها
بسا نورچشمی که گمنام و نادان
رسیدند یکیک به نام و نشانها
شریکند در خونت ای پیر عاشق
رفیقان مردود در امتحانها
شریکند در خونت آن همرکابان
که دادند در دست دشمن، عنانها
من از قاتلانت ننالم که گشتی
شهید قلمها شهید زبانها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
ز داغ تو برخاست هرسو فغانها
رسید آه عشاق تا کهکشانها
چهل شب گذشت و ندیدیم رویت
در اندوه و تشویش و هول و تکانها
من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان
من اینجا اسیر و تو در بیکرانها
پناهم تو بودی نخواهد رسیدن
به تار عبای تو این سایبانها
بمیرم برایت که با دست زخمی
رخی داشتی سرخ چون ارغوانها
در اوج سیادت فقیری گزیدی
به رغم فلان تیره و خاندانها
بمیرم برایت که نشناختندت
به غیر از شهیدان و عرشآشیانها
نه تنها تو را کشت خصم حرامی
خودی نیز کشتت به تیغ و سنانها
نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون
تو را پیش از این کشت زخم زبانها
شریکند در قتلت ای جان عاشق
فلانها فلانها فلانها فلانها
همانان که از ظلمشان خشم مردم
به ناگه بدل شد به آتشفشانها
همانان که کبریت غارتگریشان
زد آتش دمادم به روح و روانها
شریکان قدرت حریصان ثروت
سهیمان هلدینگها و دکانها
تو را کشت جولان بیعرضهگیها
تو را کشت کمکاری ناتوانها
چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد
شرر بر کنام هژبر زمانها؟
که داد این جسارت به قاتل که آید
پی کشتن اسوهی قهرمانها؟
پی کشتن رادمردی مجاهد
که تاریخ گوید از او داستانها
یلی شرزه و روبهرویش رجزخوان
بسی پنبه در کسوت پهلوانها
لبانش دعاگوی ملت ولیکن
به دشنام او باز هر سو دهانها
به جای مقامات خاطی به سویش
کشیدند بس تیر کین از کمانها
چپاولگران، خود مصون از قضاوت
ولی رهبر، آماج حدس و گمانها
چه رندان به نام جناح سیاسی
پی ساز و برگ از دل سازمانها
زغنها و زاغان که کردند با هم
بهار وطن را شبیه خزانها
همانان که جای رجز پیش دشمن
ز تسلیم گفتند چون نوحهخوانها
پی نفی آموزههای بلیغت
نوشتند فهرست سود و زیانها
نیندوختند از تو زاد معانی
نیاموختند از تو طرز بیانها
بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان
گروهی دلآزرده زین حکمرانها
جفا از چپ و راست دیدی ولیکن
روادار بودی به اینها و آنها
چه شیادها در پی کاخسازی
چو شدادها نزد بیخانمانها
پسرها و دامادها و رفیقان
که با رانت خوردند خون جوانها
چه بسیار کوتوله رفتند بالا
به هر دولت از پلهی نردبانها
کسانی که دادند دریای ثروت
به افراد کوچکتر از استکانها
رئیسان اخمو مدیران فاسد
که از خلق بر لب رساندند جانها
در این خون شریکند زاهدنمایان
که شد برملا فسقشان در نهانها
چه نوکیسهگانی که با پول مردم
رسیدند از خاک تا آسمانها
به چشمت خلیدند بس هرزهخاران
گلویت فشردند بس استخوانها
بسا نورچشمی که گمنام و نادان
رسیدند یکیک به نام و نشانها
شریکند در خونت ای پیر عاشق
رفیقان مردود در امتحانها
شریکند در خونت آن همرکابان
که دادند در دست دشمن، عنانها
من از قاتلانت ننالم که گشتی
شهید قلمها شهید زبانها
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤39
🔹مذاکره میکنیم، اما...🔹
خاموش باش مردک گستاخ و گوش کن
کمتر میان معرکه جوش و خروش کن
وقتی که از مذاکره دم میزنی، دو روز
اصوات زشت و انکر خود را خموش کن
خواهی اگر در آینهی ما نظر کنی
پیشانی چروک نیاور، اتوش کن!
هم شیوهی سخنوری آموز در رجز
هم رنگ موی و گونهی خود را رتوش کن
این نکته را که ملت ایران دلاورند
در سر اگرچه فاقد مغزی، فروش کن!
کم پارس کن که پارس ز روئینتنان پر است
ترک مصاف لشکر پولادپوش کن
در باورت چگونه بگنجد که گویمت
ای بیخرد! که گوش به بانگ سروش کن
جام جم است در کف ایرانیان، بفهم!
تاریخ را بخوان و کمی کسب هوش کن
این سرو را سکندر و چنگیز خم نکرد
چندی جنون تو نیز چو اسب چموش کن
با ناوهای خویش نه از ما که قبض روح
از گاوهای شیرده خودفروش کن
اینجا حجاز نیست که شیر شتر خوری
خواهی اگر شرنگ، بفرما و نوش کن
این پنبهدانه است که لفلف جویدهای
کمتر در این خیال عبث، حرص و جوش کن
غارتگر خزانهی تو موش صهیون است
با شیر در نيفت، ز خود دفع موش کن!
نزدیک شد زوال تلآویو طفلکش
فکری به حال عاقبت این وحوش کن
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
خاموش باش مردک گستاخ و گوش کن
کمتر میان معرکه جوش و خروش کن
وقتی که از مذاکره دم میزنی، دو روز
اصوات زشت و انکر خود را خموش کن
خواهی اگر در آینهی ما نظر کنی
پیشانی چروک نیاور، اتوش کن!
هم شیوهی سخنوری آموز در رجز
هم رنگ موی و گونهی خود را رتوش کن
این نکته را که ملت ایران دلاورند
در سر اگرچه فاقد مغزی، فروش کن!
کم پارس کن که پارس ز روئینتنان پر است
ترک مصاف لشکر پولادپوش کن
در باورت چگونه بگنجد که گویمت
ای بیخرد! که گوش به بانگ سروش کن
جام جم است در کف ایرانیان، بفهم!
تاریخ را بخوان و کمی کسب هوش کن
این سرو را سکندر و چنگیز خم نکرد
چندی جنون تو نیز چو اسب چموش کن
با ناوهای خویش نه از ما که قبض روح
از گاوهای شیرده خودفروش کن
اینجا حجاز نیست که شیر شتر خوری
خواهی اگر شرنگ، بفرما و نوش کن
این پنبهدانه است که لفلف جویدهای
کمتر در این خیال عبث، حرص و جوش کن
غارتگر خزانهی تو موش صهیون است
با شیر در نيفت، ز خود دفع موش کن!
نزدیک شد زوال تلآویو طفلکش
فکری به حال عاقبت این وحوش کن
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤280