🔹به مناسبت روز بزرگداشت استاد شهریار🔹
کسانی که مثل من مادر از دست دادهاند، کمتر شعری را میتوانند پیدا کنند که مثل "ای وای مادرم" شهریار، ترجمان دقیقی از سهمگینی جای خالی مادر باشد. اکنون همزمان با نوزدهمین سالگرد فقدان مادرم و در آستانهی روز بزرگداشت شهریار، این شعر جاودانهی او بیش از هر چیز دیگری در ذهن و زبان من جاری است. به همین بهانه بار دیگر نامهای را به اشتراک میگذارم که اگرچه آن را زندهیاد سيمين بهبهانی نوشته است اما در آن، هم به شعری که نوزده سال پیش در سوگ مادرم سروده بودم اشاره شده و هم به عظمت شهریار. نامهی گرانبهایی که سبب شد از آن پس این سه نام همیشه در ذهنم مترادف و همنشین هم باشند: شهریار، سيمين و مادرم پروین! مادری که برای من نه فقط نامش تداعی کنندهی نام بزرگبانوی شاعر و حکیم عصر یعنی پروین اعتصامی بود، بلکه راستی و درستی، وقار، دیانت، و آموزههای بیشمار معنویاش نیز مثل شعرهای پروین، از کودکی دست مرا گرفت و در دست نوازشگر، پرمهر و پرمضمون شعر گذاشت. مادرم زندهیاد "پرویندخت ملکمحمدی نوری" نخستین آموزگار عشق و شاعریام بود. او هنوز در نظرم مثل حروف مقطعهی قرآن است. یعنی ناشناختهترین و اسرارآمیزترین موهبت خداوند که هرگز به عمق معنا و عظمتش پی نبردم. اما بی هیچ تردیدی این را میدانم که شاعریام را مدیون دامان پاک، سیمای آسمانی و صوت ملکوتیاش هستم. معلمی عاشق که علاوه بر شاعران متقدم، دیدهی جانم را به نور ستارگان معاصر این آفاق نیز روشن کرد. از شهریار گرفته که مادر، غزل بیهمتای "علی ای همای رحمت" او را با صوتی خوش و نغمهای دلانگیز بارها و بارها در خانه میخواند، تا غزلهای ناب سيمين بهبهانی که آنها را همچون شهدی شیرین در کامم میریخت. اکنون که دست سرنوشت، این سه نام را به طرز شگفتآوری در لوح جانم حک کرده است، بار دیگر آن نامهی بانوی غزل سیمین بهبهانی را تقدیم حضورتان میکنم. نام و یادشان گرامی باد.
✍️ افشین علا
🗓️ شهریور ۱۴۰۵
آقای افشین علا
در خانهی پوران عزیزم شعری شنیدم که در فراق ابدی مادر نوشته بودید. مرا به یاد سرودهی “ای وای مادر“ شهریار انداخت و کم از آن نبود. شما جوانها هستید که باید جای رفتگان را خالی نگذارید. آفرین بر شما!
من پانزده سال بیشتر نداشتم که آن شعر شهریار را خواندم و بر اثر آن گریستم. روی زانوی شهریار بزرگ شده بودم. امیدم آن است که آیندهی شما کم از مقام او نباشد. البته مشکل است، اما شما میتوانید با کوشش و مطالعه این مشکل را آسان سازید. بازهم آفرین بر شما.
✍️ سیمین بهبهانی
🗓️ بهار ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
کسانی که مثل من مادر از دست دادهاند، کمتر شعری را میتوانند پیدا کنند که مثل "ای وای مادرم" شهریار، ترجمان دقیقی از سهمگینی جای خالی مادر باشد. اکنون همزمان با نوزدهمین سالگرد فقدان مادرم و در آستانهی روز بزرگداشت شهریار، این شعر جاودانهی او بیش از هر چیز دیگری در ذهن و زبان من جاری است. به همین بهانه بار دیگر نامهای را به اشتراک میگذارم که اگرچه آن را زندهیاد سيمين بهبهانی نوشته است اما در آن، هم به شعری که نوزده سال پیش در سوگ مادرم سروده بودم اشاره شده و هم به عظمت شهریار. نامهی گرانبهایی که سبب شد از آن پس این سه نام همیشه در ذهنم مترادف و همنشین هم باشند: شهریار، سيمين و مادرم پروین! مادری که برای من نه فقط نامش تداعی کنندهی نام بزرگبانوی شاعر و حکیم عصر یعنی پروین اعتصامی بود، بلکه راستی و درستی، وقار، دیانت، و آموزههای بیشمار معنویاش نیز مثل شعرهای پروین، از کودکی دست مرا گرفت و در دست نوازشگر، پرمهر و پرمضمون شعر گذاشت. مادرم زندهیاد "پرویندخت ملکمحمدی نوری" نخستین آموزگار عشق و شاعریام بود. او هنوز در نظرم مثل حروف مقطعهی قرآن است. یعنی ناشناختهترین و اسرارآمیزترین موهبت خداوند که هرگز به عمق معنا و عظمتش پی نبردم. اما بی هیچ تردیدی این را میدانم که شاعریام را مدیون دامان پاک، سیمای آسمانی و صوت ملکوتیاش هستم. معلمی عاشق که علاوه بر شاعران متقدم، دیدهی جانم را به نور ستارگان معاصر این آفاق نیز روشن کرد. از شهریار گرفته که مادر، غزل بیهمتای "علی ای همای رحمت" او را با صوتی خوش و نغمهای دلانگیز بارها و بارها در خانه میخواند، تا غزلهای ناب سيمين بهبهانی که آنها را همچون شهدی شیرین در کامم میریخت. اکنون که دست سرنوشت، این سه نام را به طرز شگفتآوری در لوح جانم حک کرده است، بار دیگر آن نامهی بانوی غزل سیمین بهبهانی را تقدیم حضورتان میکنم. نام و یادشان گرامی باد.
✍️ افشین علا
🗓️ شهریور ۱۴۰۵
آقای افشین علا
در خانهی پوران عزیزم شعری شنیدم که در فراق ابدی مادر نوشته بودید. مرا به یاد سرودهی “ای وای مادر“ شهریار انداخت و کم از آن نبود. شما جوانها هستید که باید جای رفتگان را خالی نگذارید. آفرین بر شما!
من پانزده سال بیشتر نداشتم که آن شعر شهریار را خواندم و بر اثر آن گریستم. روی زانوی شهریار بزرگ شده بودم. امیدم آن است که آیندهی شما کم از مقام او نباشد. البته مشکل است، اما شما میتوانید با کوشش و مطالعه این مشکل را آسان سازید. بازهم آفرین بر شما.
✍️ سیمین بهبهانی
🗓️ بهار ۱۳۹۳
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
❤121
▫️ شب ملی شعر «شهریار، شاعر مردم ایران» در تبریز
🔹 شب ملی شعر «شهریار، شاعر مردم ایران» با حضور جمعی از شاعران نامدار کشور و چهرههای جوان شعر استان آذربایجان شرقی برگزار میشود.
🔸 در این رویداد، علاوه بر شعرخوانی، پارسا خائف و عاشیقلار به اجرای برنامههای موسیقی خواهند پرداخت.
🔹 این برنامه روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه، ساعت ۱۹ در محوطه خانهموزه قاجار تبریز برگزار خواهد شد.
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
🔹 شب ملی شعر «شهریار، شاعر مردم ایران» با حضور جمعی از شاعران نامدار کشور و چهرههای جوان شعر استان آذربایجان شرقی برگزار میشود.
🔸 در این رویداد، علاوه بر شعرخوانی، پارسا خائف و عاشیقلار به اجرای برنامههای موسیقی خواهند پرداخت.
🔹 این برنامه روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه، ساعت ۱۹ در محوطه خانهموزه قاجار تبریز برگزار خواهد شد.
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
❤20
🔹زبان مادری🔹
بر آن سرم _گر خدا بخواهد_ که داد صدق از دغل بگیرم
به ضرب تیغ گهرشناسان، تقاص اصل از بدل بگیرم
زبان شیوای مادری را که گشته چندی اسیر لکنت
به رسم تیمار و چارهجویی چو مادری در بغل بگیرم
به کند و کاوی دوباره جویم رهی به گنجینهی معانی
پیالهی راز بشکنم تا از آن چو کندو عسل بگیرم
نظام گفتار فارسی را مدد به ایثار جان رسانم
ز هجمهی بیامان رهانم اگر امان از اجل بگیرم
ز تیشهی واژهی فرنگی بری کنم بیشهی دری را
ز اهل تقلید لفظ تازی، علم ستانم کتل بگیرم
به اشک خونین خامه روبم غبار این کاخ باستانی
ز پایههایش که رفته کمکم به سوی سستی، خلل بگیرم
بر آن سرم تا حریر جان را در آبشار خرد بشویم
سریر تدبیر واژگان را ز عالم بیعمل بگیرم
کنون که بس مدعی ز هر سو به کاروان ادب بتازد
به تیغ شعرم ز دست رهزن، عنان اسب غزل بگیرم
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
بر آن سرم _گر خدا بخواهد_ که داد صدق از دغل بگیرم
به ضرب تیغ گهرشناسان، تقاص اصل از بدل بگیرم
زبان شیوای مادری را که گشته چندی اسیر لکنت
به رسم تیمار و چارهجویی چو مادری در بغل بگیرم
به کند و کاوی دوباره جویم رهی به گنجینهی معانی
پیالهی راز بشکنم تا از آن چو کندو عسل بگیرم
نظام گفتار فارسی را مدد به ایثار جان رسانم
ز هجمهی بیامان رهانم اگر امان از اجل بگیرم
ز تیشهی واژهی فرنگی بری کنم بیشهی دری را
ز اهل تقلید لفظ تازی، علم ستانم کتل بگیرم
به اشک خونین خامه روبم غبار این کاخ باستانی
ز پایههایش که رفته کمکم به سوی سستی، خلل بگیرم
بر آن سرم تا حریر جان را در آبشار خرد بشویم
سریر تدبیر واژگان را ز عالم بیعمل بگیرم
کنون که بس مدعی ز هر سو به کاروان ادب بتازد
به تیغ شعرم ز دست رهزن، عنان اسب غزل بگیرم
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
❤82
با شنیدن خبر رحلت آیتالله العظمی شبیری زنجانی، به یاد سرودهای افتادم که چند سال پیش به آن عالم ربانی تقدیم کرده بودم. بارها گفتهام برای عزیزان و بزرگانی که دوستشان میدارم، در زمان حیاتشان شعر میگویم. اکنون نیز به جای مرثیه، آن شعر را بار دیگر به اشتراک میگذارم.
▪️به حضرت علامه شبیری زنجانی ▪️
فسانه شد آن دوران که شرط مسلمانی
ارادت و حرمت بود به عالم ربانی
جهان تشیع بود به حائریان دلخوش
به صدر و بروجردی، امینی و میلانی
سخن، سر حكمت داشت ادب، به نهايت داشت
که ملک فقاهت داشت الهی و شَعرانی
به خون جگر پرورد یلی چو خمینی را
چو خامنهای گیتی ندید به آسانی
فسانه شد آن دوران که مرعشیان بودند
ستون فلک بر خاک چو بهجت گیلانی
ز شش جهت از این ملک، ستاره نمایان بود
چو حجت و خوانساری اراکی و قوچانی
دریغ و فغان از چرخ که فاصله ها انداخت
میان جوانان با مراجع قرآنی
اعاظم قم را گو که چاره بیندیشند
به خاطر محرومان به شیوهی رحمانی
اگرچه به لطف حق به جمعیت پاکان
هنوز وفادارند جماعت ایرانی
هنوز خراسان است به وحدت قم خوشدل
که مرجع تقلید است وحید خراسانی
به مصدر حکمت بین شکوه جوادی را
حلاوت لحن آموز ز جعفر سبحانی
به نسل جوان باید به طرز نوین آموخت
مکارم شیرازی فضائل تهرانی
ادامهی این فهرست به وزن نمیگنجد
که دست سخن بستهست چنان که تو خود دانی
کنون که پس از شاهان قضا و قدر، یکسر
به مجتهدان بخشید نگین سلیمانی
وظیفهی حکام است به شیوهی شاگردان
ز حرمت استادان کنند نگهبانی
به ویژه ز خورشیدی ز مرجع تقلیدی
که خاتم جان نفروخت به خواهش نفسانی
جهانی و بنشسته به کنج خود آهسته
دهان ز سخن بسته به رغم سخندانی
ادب چکد از خامه نویسد اگر نامه
به حضرت علامه شبیری زنجانی
✍🏻افشین علا
🗓آبان ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
▪️به حضرت علامه شبیری زنجانی ▪️
فسانه شد آن دوران که شرط مسلمانی
ارادت و حرمت بود به عالم ربانی
جهان تشیع بود به حائریان دلخوش
به صدر و بروجردی، امینی و میلانی
سخن، سر حكمت داشت ادب، به نهايت داشت
که ملک فقاهت داشت الهی و شَعرانی
به خون جگر پرورد یلی چو خمینی را
چو خامنهای گیتی ندید به آسانی
فسانه شد آن دوران که مرعشیان بودند
ستون فلک بر خاک چو بهجت گیلانی
ز شش جهت از این ملک، ستاره نمایان بود
چو حجت و خوانساری اراکی و قوچانی
دریغ و فغان از چرخ که فاصله ها انداخت
میان جوانان با مراجع قرآنی
اعاظم قم را گو که چاره بیندیشند
به خاطر محرومان به شیوهی رحمانی
اگرچه به لطف حق به جمعیت پاکان
هنوز وفادارند جماعت ایرانی
هنوز خراسان است به وحدت قم خوشدل
که مرجع تقلید است وحید خراسانی
به مصدر حکمت بین شکوه جوادی را
حلاوت لحن آموز ز جعفر سبحانی
به نسل جوان باید به طرز نوین آموخت
مکارم شیرازی فضائل تهرانی
ادامهی این فهرست به وزن نمیگنجد
که دست سخن بستهست چنان که تو خود دانی
کنون که پس از شاهان قضا و قدر، یکسر
به مجتهدان بخشید نگین سلیمانی
وظیفهی حکام است به شیوهی شاگردان
ز حرمت استادان کنند نگهبانی
به ویژه ز خورشیدی ز مرجع تقلیدی
که خاتم جان نفروخت به خواهش نفسانی
جهانی و بنشسته به کنج خود آهسته
دهان ز سخن بسته به رغم سخندانی
ادب چکد از خامه نویسد اگر نامه
به حضرت علامه شبیری زنجانی
✍🏻افشین علا
🗓آبان ۹۷
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا
❤26
▪️بانوی ایران ▪️
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
برایش از کدامین خاک شاید دستهگل چیدن؟
که دارد گنبد و گلدسته رشک طارم، این بانو
کویر از اوست حاصلخیز، چون بیوقفه میریزد
به دامان کبوترهای صحنش گندم، این بانو
بسا شهدخت و شهبانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا میخواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
نگین افکنده بر خاتم ز مهر و انجم، این بانو
که باشد گوهری از آسمان هفتم، این بانو
برایش از کدامین خاک شاید دستهگل چیدن؟
که دارد گنبد و گلدسته رشک طارم، این بانو
کویر از اوست حاصلخیز، چون بیوقفه میریزد
به دامان کبوترهای صحنش گندم، این بانو
بسا شهدخت و شهبانو که رفت از یادها اما
نشد بین هزاران اسم در ایران گم، این بانو
خدا میخواست سلطان وطن تنها رضا (ع) باشد
پس از او هم شود پشت و پناه مردم، این بانو
اگر نالیم هفده قرن، کم باشد در این ماتم
که تنها بود هفده روز مهمان قم، این بانو
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
❤28
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔰مهرامسال، ایران با یاد کودکان شهیدش به مدرسه میرود...
🔹️روایتی از مهر، مدرسه و کودکانی که
نامشان برای همیشه در خاطره مدرسه ماندگار شد.
به یاد شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب؛
برای فردایی که با نام و یادشان روشنتر است. 🌱
*نماهنگ «ما بچههای مینابیم»؛*
✏️ شاعر: افشین علا
🎵 آهنگساز: سهیل سرافراز
🎤 گروه سرود: نور مشکات
⌛ تهیهشده در ادارهکل آموزشهای شهروندی شهرداری تهران
#ما_بچه_های_مینابیم
#شهروند_متعالی
#شهرآموز
#سلام_به_آینده
#اداره_کل_آموزشهای_شهروندی
@shahrvande_motealy
https://ble.ir/shahrAmuz
🔹️روایتی از مهر، مدرسه و کودکانی که
نامشان برای همیشه در خاطره مدرسه ماندگار شد.
به یاد شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب؛
برای فردایی که با نام و یادشان روشنتر است. 🌱
*نماهنگ «ما بچههای مینابیم»؛*
✏️ شاعر: افشین علا
🎵 آهنگساز: سهیل سرافراز
🎤 گروه سرود: نور مشکات
⌛ تهیهشده در ادارهکل آموزشهای شهروندی شهرداری تهران
#ما_بچه_های_مینابیم
#شهروند_متعالی
#شهرآموز
#سلام_به_آینده
#اداره_کل_آموزشهای_شهروندی
@shahrvande_motealy
https://ble.ir/shahrAmuz
❤19