سال ۱۳۵۴ در شیراز خدمت سربازی بودم، یه آگهی تبلیغی از باغ وحش شیراز در خیابانهای شیراز خودنمایی میکرد با عنوان« جدال الاغ و شیر» که قرار بود الاغی را به قفس شیر بفرستند و مردم از دیدن دریده شدن الاغ توسط این شیر لذت برده و صاحبان باغ وحش هم از فروش بلیت این جدال به سودی فراتر از روزهای عادی برسند، روایت شد که روز جدال فرا رسید و جمعیت نسبتا زیادی برای تماشای این واقعه حضور یافتند و پس از باز شدن قفس شیر بر روی الاغ و ورود آن به محوطه قفس، الاغ بیچاره برای رهایی از حمله شیر به هر کاری دست زد و به ناگاه سم خود را به شکم شیر فرود آورد و او را نقش بر زمین کرد و شیر دیگر از زمین برنخیزید، حکایت این واقعه شهردار محترم با همسر راننده وی نیز حکایتی آشنا به نظر میرسد