🍁 امام حسین از منظری دیگر:
قاعده یا استثنا؟
✍🏻 #محسن_کدیور مینویسد:
«امام حسین حقیقتاً سرور آزادگان جهان است.
اقدامات امام حسین از عدم بیعت با سلطان جائر، اقدام به مصادره کاروان حکومتی و کوشش برای تأسیس حکومتی مستقل از خلافت به دعوت مرم کوفه و بصره و در نهایت پذیرش گزینه جنگ، شهادت و اسارت اهل بیتش در مواجهه با سپاه خلیفه جائر در تاریخ ائمه ”قاعده“ نیست، یک ”استثنا“ است.
در دوران #امام_صادق، که عمویشان زید بن علی قیام کرده به سرنوشت امام حسین دچار شد، شیعه جعفری برخلاف شیعه زیدی قیام مسلحانه علیه جائر را شرط امامت ندانست.
الگوی حسینی، با این تبیین که با جائر باید مبارزه کرد و سکوت در مقابل ظالم حرام است، در میان اکثریت علمای شیعه ــ فقهای ساکت ــ هرگز دنبال نشده است.
در فتاوای اکثریت به قریب به اتفاق علمای شیعه وجوب امر به معروف و نهی از منکر منوط به عدم ضرر جانی و مالی است. یعنی یک شیعه متشرع واجب نیست کاری حسینی کند و برای اعتلای کلمه حق تن به شهادت دهد.
امام حسین همواره با محاسبهای انسانی عقلایی تصمیم گرفته، و خیانت دعوتکنندگان سستعنصر کوفه و بصره را پیشبینی نکرده بود. ایشان ذلت بیعت با خلیفه جائر را نپذیرفت و با عزت شربت شهادت نوشید.
دیگر ائمه با درسآموزی از تجربه او کوشیدند از مواجهه علنی با خلفای جائر پرهیز کنند تا به سرنوشت ایشان دچار نشوند.
به تصریح #شیخ_مفید، تنها چهار امام شهید شدهاند: امامان اول و سوم با شمشیر، و امامان دوم و هفتم از طریق مسمومیت. هفت امام دیگر به مرگ طبیعی از دنیا رفتهاند.
درباره اهمیت فاجعه قتل دلخراش سیدالشهداء و اهل بیت و اصحابش در کربلا در تشیع سنتی و تشیع انقلابی مبالغه شده است.
مجالس ماتم حسینی در رویکرد سنتی مجلس کسب ثواب و تکوین هویت شیعی، و در رویکرد مبارزاتی مجلس تجهیز دینداران برای انقلاب علیه طاغوت بوده و در هر دو رویکرد هم توفیق نسبی داشته است.
اما بنا بر ارزیابی رویکرد تاریخی انتقادی، این مجالس و مراسم در ازدیاد معارف اسلامی و رسوخ فضایل مذهبی در میان شیعیان موفق نبوده است، چرا که: اولاً متمرکز در جزئیات مقتل بوده و اطلاع از معارف ضروری قرآنی، نبوی و موازین تعالیم ائمه وجهه نظر این مجالس نبوده؛ ثانیاً شیعیان در تحقق فضایلی که امام حسین به خاطر احیای آنها جانش را فدا کرد متأسفانه از دیگر مسلمانان یا غیرمسلمانان جلوتر نیستند.
علیرغم اینکه بیش از نودوپنج درصد شیعیان در مراسم حسینی فعالانه شرکت میکنند، اما تناسب ملموسی با اخلاق و آزادگی حسینی و پابندی به مناسک و موازین شرعی بیش از دیگر مسلمانان ندارند. لذا میتوان گفت شعائر و ماتم حسینی منجر به استقرار فضائل حسینی، و ارزشهای اسلامی و شیعی در جامعه نشده است. حسین جانش را برای احیای این فضیلتها و ارزشها فدا کرد. پیروی #امام_حسین با رعایت موازین شرعی و اخلاقی قابل راستآزمایی است. از خودمان شروع کنیم.»
©️ از: کانال و سایت محسن کدیور
👨🏼💻 مطالعه متن کامل این یادداشت
قاعده یا استثنا؟
✍🏻 #محسن_کدیور مینویسد:
«امام حسین حقیقتاً سرور آزادگان جهان است.
اقدامات امام حسین از عدم بیعت با سلطان جائر، اقدام به مصادره کاروان حکومتی و کوشش برای تأسیس حکومتی مستقل از خلافت به دعوت مرم کوفه و بصره و در نهایت پذیرش گزینه جنگ، شهادت و اسارت اهل بیتش در مواجهه با سپاه خلیفه جائر در تاریخ ائمه ”قاعده“ نیست، یک ”استثنا“ است.
در دوران #امام_صادق، که عمویشان زید بن علی قیام کرده به سرنوشت امام حسین دچار شد، شیعه جعفری برخلاف شیعه زیدی قیام مسلحانه علیه جائر را شرط امامت ندانست.
الگوی حسینی، با این تبیین که با جائر باید مبارزه کرد و سکوت در مقابل ظالم حرام است، در میان اکثریت علمای شیعه ــ فقهای ساکت ــ هرگز دنبال نشده است.
در فتاوای اکثریت به قریب به اتفاق علمای شیعه وجوب امر به معروف و نهی از منکر منوط به عدم ضرر جانی و مالی است. یعنی یک شیعه متشرع واجب نیست کاری حسینی کند و برای اعتلای کلمه حق تن به شهادت دهد.
امام حسین همواره با محاسبهای انسانی عقلایی تصمیم گرفته، و خیانت دعوتکنندگان سستعنصر کوفه و بصره را پیشبینی نکرده بود. ایشان ذلت بیعت با خلیفه جائر را نپذیرفت و با عزت شربت شهادت نوشید.
دیگر ائمه با درسآموزی از تجربه او کوشیدند از مواجهه علنی با خلفای جائر پرهیز کنند تا به سرنوشت ایشان دچار نشوند.
به تصریح #شیخ_مفید، تنها چهار امام شهید شدهاند: امامان اول و سوم با شمشیر، و امامان دوم و هفتم از طریق مسمومیت. هفت امام دیگر به مرگ طبیعی از دنیا رفتهاند.
درباره اهمیت فاجعه قتل دلخراش سیدالشهداء و اهل بیت و اصحابش در کربلا در تشیع سنتی و تشیع انقلابی مبالغه شده است.
مجالس ماتم حسینی در رویکرد سنتی مجلس کسب ثواب و تکوین هویت شیعی، و در رویکرد مبارزاتی مجلس تجهیز دینداران برای انقلاب علیه طاغوت بوده و در هر دو رویکرد هم توفیق نسبی داشته است.
اما بنا بر ارزیابی رویکرد تاریخی انتقادی، این مجالس و مراسم در ازدیاد معارف اسلامی و رسوخ فضایل مذهبی در میان شیعیان موفق نبوده است، چرا که: اولاً متمرکز در جزئیات مقتل بوده و اطلاع از معارف ضروری قرآنی، نبوی و موازین تعالیم ائمه وجهه نظر این مجالس نبوده؛ ثانیاً شیعیان در تحقق فضایلی که امام حسین به خاطر احیای آنها جانش را فدا کرد متأسفانه از دیگر مسلمانان یا غیرمسلمانان جلوتر نیستند.
علیرغم اینکه بیش از نودوپنج درصد شیعیان در مراسم حسینی فعالانه شرکت میکنند، اما تناسب ملموسی با اخلاق و آزادگی حسینی و پابندی به مناسک و موازین شرعی بیش از دیگر مسلمانان ندارند. لذا میتوان گفت شعائر و ماتم حسینی منجر به استقرار فضائل حسینی، و ارزشهای اسلامی و شیعی در جامعه نشده است. حسین جانش را برای احیای این فضیلتها و ارزشها فدا کرد. پیروی #امام_حسین با رعایت موازین شرعی و اخلاقی قابل راستآزمایی است. از خودمان شروع کنیم.»
©️ از: کانال و سایت محسن کدیور
👨🏼💻 مطالعه متن کامل این یادداشت
🍁 دینآسانی یا آیین به جای ایمان
▪️ آیینها نباید هدف شوند!
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
با جایگزین کردن آیین محرم و عزاداری به جای ایمان، به نوعی به دینآسانی رسیدهایم. دینآسانی یعنی اینکه فقط کافی است در مجلس عزای #امام_حسین حاضر شویم و چند قطره اشک بریزیم، پیراهن مشکی به تن کنیم، در صف نذری بایستیم، و چیزهایی از این قبیل، تا به رستگاری برسیم. این چنین میشود که رستگاری را به کالایی دمدستی و آسانیاب تبدیل کردهایم. چقدر بر منابر و مداحان گفتهاند و میگویند که یک قطره اشک بر امام حسین نجاتبخش اخروی است، و ”نجات“ را چنین آسان کردهاند.
این در حالی است که ایمان، تلاشی مستمر، سختکوشی بنیادین و همیشگی در مسیر حقیقتجویی است. ایمان رفتن و رفتن و گام نهادن در وادی سخت و ناهموار زیستن اخلاقی و خویشتنداری مداوم است. ایمان چیزی نیست که بتوان آن را یک بار برای همیشه به دست آورد. ایمان را باید دایماً نو کرد. ایمان، گام زدن در جهت حقیقتخواهی و زیستن بر مدار عدالتطلبی است. آنان که خود را واصل به حقیقت میدانند به واقع ایمان از کف نهادهاند.
رستگاری کوشش مدام میخواهد. رستگاری یعنی پذیرفتن تمام مشقات و رنجهایی که همه هستی آدمی را درمینوردد، تردیدهایی که روح و جان را در هم میپیچد، تناقضهایی که علیرغمشان باید چنان زیست که گویی با آنها مواجه نشدهای. رستگاری یعنی در میان آتشی بر گرفته از هیزم تنومند خواهشها و تمنیات و یک عمر فرسوده شدن. رستگاری حاصل فراز و نشیبها و رنج کشیدنهای مداوم است.
آیینها که پررنگ میشوند به تدریج، ایمان کمرنگ و کمرنگتر میشود. این چنین میشود که سوگواران، به جای مواجه شدن با خداوند، با آیینها سرگرم میشوند و آیین را به جای ایمان مینشانند.
وقتی با آیین ساده و سهل سوگواری میتوان به رستگاری رسید و یقین حاصل میشود که با ریختن اشک بر شهدای #کربلا آدمی با گناهان تسویه میکند، آنگاه است که ضرورت مراقبت دائم و خویشتنداری مستمر امری بیهوده میشود. و چنین است که رستگاری را به آیین قیمه و قمه تبدیل میکنیم.
.
چرا باید اخلاقی زیست، در حالی که میتوان به سادگی گناهان را با قطره اشکی پاک کرد؟ چرا باید طریق سختِ زیست دینی و اخلاقی را برگزید، در حالی که راهی کوتاه و بیهزینه پیش رو داریم؟ کسانی که خیالی آسوده دارند که میتوانند در روز جزا، پرونده را با اشکهایی که ریختهاند بشویند و فاتحانه بهشت را تصاحب نمایند، چنین افرادی چرا باید تن به مراقبه و نظارت رنجآور بر رفتار خویشتن بدهند؟ چرا باید چون مولانا، بر سر ایمان خویش چو بید لرزان باشند و چرا تشویش درون و اضطراب آنها را فراگیرد؟
همچنان که آمد، آیینهای پررنگ این چنین دو آفت بزرگ دارند:
❗️۱. آیین را به جای ایمان مینهد.
❗️۲. اخلاقی زیستن را بلاموضوع میکند.
آن که به آسانی میتواند در اندک زمانی و با شرکت در آیینها نجات یابد البته در رفتار خویش بیپروایی میکند و اخلاق را در روابط اجتماعی پاس نمیدارد. این در حالی است که انسان خوب بودن و ایمان داشتن، سخت و بسیار سخت است.
سخنان گفتهشده اصلاً به معنای نادیده گرفتن کارکردهای مثبت آیین محرم نیست، و خواهان طرد و حذف آن هم نیست، زیرا نه تنها بود و نبود آیینها به فرمان کسی نیست، بلکه آیینها لابد کارکرد مثبتی را بر دوش دارند که ادامه مییابند.
در اینجا، لبه نقد متوجه نحوه مواجهه با آیینها است. در هر حال، آیینها نباید به جای اصل بنشینند و خودشان هدف شوند. اما آنچه اکنون شاهدش هستیم جابهجا شدن حاشیه و متن است. آیین، که امر حاشیهای است، به جای ایمان و اخلاق، که متن و محور هستند، نشسته است.
📷 yon.ir/mZTVo
© (با اندکی ویرایش از کانال) خرد منتقد
▪️ آیینها نباید هدف شوند!
✍🏻 علی #زمانیان مینویسد:
با جایگزین کردن آیین محرم و عزاداری به جای ایمان، به نوعی به دینآسانی رسیدهایم. دینآسانی یعنی اینکه فقط کافی است در مجلس عزای #امام_حسین حاضر شویم و چند قطره اشک بریزیم، پیراهن مشکی به تن کنیم، در صف نذری بایستیم، و چیزهایی از این قبیل، تا به رستگاری برسیم. این چنین میشود که رستگاری را به کالایی دمدستی و آسانیاب تبدیل کردهایم. چقدر بر منابر و مداحان گفتهاند و میگویند که یک قطره اشک بر امام حسین نجاتبخش اخروی است، و ”نجات“ را چنین آسان کردهاند.
این در حالی است که ایمان، تلاشی مستمر، سختکوشی بنیادین و همیشگی در مسیر حقیقتجویی است. ایمان رفتن و رفتن و گام نهادن در وادی سخت و ناهموار زیستن اخلاقی و خویشتنداری مداوم است. ایمان چیزی نیست که بتوان آن را یک بار برای همیشه به دست آورد. ایمان را باید دایماً نو کرد. ایمان، گام زدن در جهت حقیقتخواهی و زیستن بر مدار عدالتطلبی است. آنان که خود را واصل به حقیقت میدانند به واقع ایمان از کف نهادهاند.
رستگاری کوشش مدام میخواهد. رستگاری یعنی پذیرفتن تمام مشقات و رنجهایی که همه هستی آدمی را درمینوردد، تردیدهایی که روح و جان را در هم میپیچد، تناقضهایی که علیرغمشان باید چنان زیست که گویی با آنها مواجه نشدهای. رستگاری یعنی در میان آتشی بر گرفته از هیزم تنومند خواهشها و تمنیات و یک عمر فرسوده شدن. رستگاری حاصل فراز و نشیبها و رنج کشیدنهای مداوم است.
آیینها که پررنگ میشوند به تدریج، ایمان کمرنگ و کمرنگتر میشود. این چنین میشود که سوگواران، به جای مواجه شدن با خداوند، با آیینها سرگرم میشوند و آیین را به جای ایمان مینشانند.
وقتی با آیین ساده و سهل سوگواری میتوان به رستگاری رسید و یقین حاصل میشود که با ریختن اشک بر شهدای #کربلا آدمی با گناهان تسویه میکند، آنگاه است که ضرورت مراقبت دائم و خویشتنداری مستمر امری بیهوده میشود. و چنین است که رستگاری را به آیین قیمه و قمه تبدیل میکنیم.
.
چرا باید اخلاقی زیست، در حالی که میتوان به سادگی گناهان را با قطره اشکی پاک کرد؟ چرا باید طریق سختِ زیست دینی و اخلاقی را برگزید، در حالی که راهی کوتاه و بیهزینه پیش رو داریم؟ کسانی که خیالی آسوده دارند که میتوانند در روز جزا، پرونده را با اشکهایی که ریختهاند بشویند و فاتحانه بهشت را تصاحب نمایند، چنین افرادی چرا باید تن به مراقبه و نظارت رنجآور بر رفتار خویشتن بدهند؟ چرا باید چون مولانا، بر سر ایمان خویش چو بید لرزان باشند و چرا تشویش درون و اضطراب آنها را فراگیرد؟
همچنان که آمد، آیینهای پررنگ این چنین دو آفت بزرگ دارند:
❗️۱. آیین را به جای ایمان مینهد.
❗️۲. اخلاقی زیستن را بلاموضوع میکند.
آن که به آسانی میتواند در اندک زمانی و با شرکت در آیینها نجات یابد البته در رفتار خویش بیپروایی میکند و اخلاق را در روابط اجتماعی پاس نمیدارد. این در حالی است که انسان خوب بودن و ایمان داشتن، سخت و بسیار سخت است.
سخنان گفتهشده اصلاً به معنای نادیده گرفتن کارکردهای مثبت آیین محرم نیست، و خواهان طرد و حذف آن هم نیست، زیرا نه تنها بود و نبود آیینها به فرمان کسی نیست، بلکه آیینها لابد کارکرد مثبتی را بر دوش دارند که ادامه مییابند.
در اینجا، لبه نقد متوجه نحوه مواجهه با آیینها است. در هر حال، آیینها نباید به جای اصل بنشینند و خودشان هدف شوند. اما آنچه اکنون شاهدش هستیم جابهجا شدن حاشیه و متن است. آیین، که امر حاشیهای است، به جای ایمان و اخلاق، که متن و محور هستند، نشسته است.
📷 yon.ir/mZTVo
© (با اندکی ویرایش از کانال) خرد منتقد
🍁 توسل به اسباب منافاتى با اخلاص ندارد!
▪️بلكه اعتماد بر اسباب با اخلاص منافات دارد!
💬 #علامه_طباطبایی:
«ضمیرهایى که در جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [#یوسف: ۴۲] هست همه به کلمه ”الَّذِی“ بر میگردد، و معنایش این است که : شیطان از یاد رفیق زندانى یوسف محو کرد که نزد ربّش از یوسف سخن به میان آورد، و همین فراموشى باعث شد که یوسف چند سالى دیگر در زندان بماند. [...]
و اما اينكه دو ضمير مذكور را به يوسف برگردانيم و در نتيجه معنا چنين شود كه: شيطان ياد پروردگار يوسف را از دل او ببرد و لاجرم در نجات يافتن از زندان دست به دامن غير آورد و به همين جهت خدا عقابش كرد و چند سال ديگر در زندان بماند، همچنانكه بعضى از مفسرين هم گفتهاند: و چه بسا به روايت هم نسبت داده باشند (احتمال ضعيفى است كه) با نص كتاب مخالفت دارد.
چون صرفنظر از ثنايى كه خداوند در اين سوره از آن جناب نموده تصريح كرده بر اينكه او از مخلصين بوده و نيز تصريح كرده كه مخلصين كسانیاند كه شيطان در ايشان راه ندارد. و #اخلاص براى خدا باعث آن نمىشود كه انسان به غير از خدا متوسل به سببهاى ديگر نشود، زيرا اين از نهايت درجه نادانى است كه آدمى توقع كند كه به طور كلى اسباب را لغو بداند و مقاصد خود را بدون سبب انجام دهد. بلكه تنها و تنها اخلاص سبب مىشود كه انسان به سببهاى ديگر دلبستگى و اعتماد نداشته باشد. و در جمله (”اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّك“َ) قرينهاى كه دلالت كند بر دلبستگى يوسف (ع) به غير خدا وجود ندارد. به علاوه جمله (”وَ قَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ ...“) [یوسف: ۴۵] خود قرينه روشنى است بر اينكه فراموشكننده ساقى بوده، نه يوسف.» (تفسیر المیزان: ج ۱۱، ذیل آيات ۳۵ ــ ۴۲ سوره یوسف)
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا یوسف (ع) در زندان از یاد خدا غافل شد؟
▪️بلكه اعتماد بر اسباب با اخلاص منافات دارد!
💬 #علامه_طباطبایی:
«ضمیرهایى که در جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [#یوسف: ۴۲] هست همه به کلمه ”الَّذِی“ بر میگردد، و معنایش این است که : شیطان از یاد رفیق زندانى یوسف محو کرد که نزد ربّش از یوسف سخن به میان آورد، و همین فراموشى باعث شد که یوسف چند سالى دیگر در زندان بماند. [...]
و اما اينكه دو ضمير مذكور را به يوسف برگردانيم و در نتيجه معنا چنين شود كه: شيطان ياد پروردگار يوسف را از دل او ببرد و لاجرم در نجات يافتن از زندان دست به دامن غير آورد و به همين جهت خدا عقابش كرد و چند سال ديگر در زندان بماند، همچنانكه بعضى از مفسرين هم گفتهاند: و چه بسا به روايت هم نسبت داده باشند (احتمال ضعيفى است كه) با نص كتاب مخالفت دارد.
چون صرفنظر از ثنايى كه خداوند در اين سوره از آن جناب نموده تصريح كرده بر اينكه او از مخلصين بوده و نيز تصريح كرده كه مخلصين كسانیاند كه شيطان در ايشان راه ندارد. و #اخلاص براى خدا باعث آن نمىشود كه انسان به غير از خدا متوسل به سببهاى ديگر نشود، زيرا اين از نهايت درجه نادانى است كه آدمى توقع كند كه به طور كلى اسباب را لغو بداند و مقاصد خود را بدون سبب انجام دهد. بلكه تنها و تنها اخلاص سبب مىشود كه انسان به سببهاى ديگر دلبستگى و اعتماد نداشته باشد. و در جمله (”اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّك“َ) قرينهاى كه دلالت كند بر دلبستگى يوسف (ع) به غير خدا وجود ندارد. به علاوه جمله (”وَ قَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ ...“) [یوسف: ۴۵] خود قرينه روشنى است بر اينكه فراموشكننده ساقى بوده، نه يوسف.» (تفسیر المیزان: ج ۱۱، ذیل آيات ۳۵ ــ ۴۲ سوره یوسف)
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا یوسف (ع) در زندان از یاد خدا غافل شد؟
🍁 آیا یوسف (ع) در زندان از یاد خدا غافل شد؟
▪️آیا توسل به اسباب با توکل منافات دارد؟
✍🏻 #صالحی_نجفآبادی مینویسد:
«بسیاری از مفسران و شاید اکثر آنان جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [یوسف: ۴۲] را چنین معنی کردهاند که شیطان يوسف را از یاد خدا غافل کرد، از این جهت [که] از مخلوق کمک طلبید و مجازات او این بود که چند سالی در زندان ماند، ولی این مطلب به سه دلیل قابل قبول نیست:
➊ در امور عادی آنجا که عاقلانه باشد کمک خواستن از مردم مشروع است و هیچ مانعی ندارد، بلکه گاهی کمک نخواستن بیمورد است. و از این رو [...] هنگامی که یوسف تعبیر خواب شاه را گفت و او احضارش کرد، پیش از آنکه از زندان بیرون آید، توسط فرستاده شاه از او خواست که قضیه بانوان را مورد تحقیق و بررسی قرار دهد و پاکدامنی او ثابت شود؛ آنگاه از زندان خارج شود و شاه تحقیق کرد و بیگناهی یوسف ثابت شد. آنوقت از زندان خارج شد و اگر این طور درخواست عادی مشروع نبود، باید در اینجا هم به جرم اینکه از مخلوق کمک خواسته است مجازات شود و مثلاً این موقع هم از زندان آزاد نگردد.
در اینجا هم بیش از این نیست که یوسف از رفیقش خواست که جریان کار او را به شاه بگوید که بیگناهی او ثابت شود و این مطلب با توکل به خدا منافات ندارد، زیرا معنای #توکل این است که انسان خداوند را علتالعلل دستگاه هستی بداند و معتقد باشد که بدون اذن پروردگار هیچ سببی تأثیر نمیکند، نه اینکه از اسباب و علل عادی یکسره دست بکشد، و مثلاً اگر درندهای به او حمله کرد و کسی هست دفع شر آن را بنماید، از او کمک نخواهد و بگوید این با توکل سازگار نیست. یوسف صدیق در اینجا بیش از این کاری نکرد که برای رفع کردن شری که از بانوی عزیز به وی متوجه شده و زندانی گشته بود درخواست کرد که رفیقش قصهٔ او را به شاه بگوید و بیگناهی او ثابت گردد و این هیچ مانعی ندارد، بلکه سکوت در این مورد ناروا و ترک اولی است.
➋ اینکه معنایی که برای این آیه گفتهاند با لفظ آیه سازگار نیست، زیرا اگر غافل شدن یوسف از یاد خدا سبب شده باشد که به آن شیخ بگوید: شاه را از حال من آگاه کن، باید عبارت آیه این طور باشد: أَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ وَ قَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ؛ زیرا او باید [اول] از یاد خدا غافل شود و [سپس] درخواست یوسف مترتب بر غفلت باشد [...]، در حالی که لفظ آیه این است ”وَ قَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [یوسف: ۴۲]؛ معلوم میشود اول يوسف آن درخواست را کرده و سپس آن فراموشی حاصل شده، و این فراموشی آن رفيق بیوفاست که بعد از آزاد شدن دیگر به فكر رفيق خود نبود، و معنای کلمهٔ ”ذِكْرَ رَبِّهِ“ این است که آن یادآوری که مربوط به سرپرست آن شخص ــ یعنی شاه ــ بود فراموش شد، یعنی شاه را یادآوری نکرد.
➌ اینکه در [...] سه آیه بعد آمده است: ”وَ قَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ“ [یوسف: ۴۵] یعنی از آن دو رفیق آنکه آزاد شد و پس از مدتی یادش آمد گفت: من شما را به تعبیر خواب (شاه) آگاه میکنم پس مرا به زندان بفرستید (تا از آن رفیق زندانی سابقم تعبير خواب را بپرسم) معلوم میشود: آن رفیق فراموشکار پس از مدتی به یاد يوسف افتاده است. بنابراین جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [#یوسف: ۴۲] در آیه مورد بحث مربوط به اوست، نه به يوسف. و مقصود این است: آن شخصی که آزاد شد فراموش کرد که نزد رب خود (يعنی شاه) يوسف را معرفی کند و اوضاع و احوال او را برای وی توضیح دهد، و چون او فراموش کرد شرح حال یوسف را نزد شاه بگوید، به ناچار از حال يوسف تحقیق نشد و او چند سالی در زندان ماند.
سزاوار است معنای آیه مورد نظر این طور فهمیده شود، زیرا مقام شامخ يوسف برتر از آن است که شیطان او را از یاد خدا غافل کند. اگر شیطان میتوانست بر يوسف مسلط شود، خوب بود او را در خلوتگاه کاخ در آن موقع حساس از یاد خدا غافل نماید [...].» (صالحی نجفآبادی، ۱۳۸۵: ۱۱۷ ــ ۱۱۹) «[از این رو] از #قرآن کریم استفاده میشود که چون آن رفيق يوسف فراموش کرد شرح حال یوسف را نزد سرپرست خود بگوید، او چند سالی در زندان ماند، نه اینکه سبب ماندن وی در زندان کمک خواستن وی از مخلوق باشد، و تصادفاً در این مورد، #تورات هم با قرآن موافق است.» (همان: ۱۲۰)
📚 صالحی نجفآبادی، نعمتالله. (۱۳۸۵). جمال انسانیت: تفسیر سوره یوسف. چاپ سوم. تهران: انتشارات امید فردا.
💬 #علامه_طباطبایی: «توسل به اسباب منافاتى با اخلاص ندارد، بلكه اعتماد بر اسباب با اخلاص منافات دارد / فراموشكننده ساقى بوده، نه يوسف.» (تفسیر المیزان: ج ۱۱، ذیل آيات سوره یوسف)
🎥 سریال یوسف پیامبر (قسمت ۱۹: دقیقه ۱۷ ــ ۲۹)
▪️آیا توسل به اسباب با توکل منافات دارد؟
✍🏻 #صالحی_نجفآبادی مینویسد:
«بسیاری از مفسران و شاید اکثر آنان جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [یوسف: ۴۲] را چنین معنی کردهاند که شیطان يوسف را از یاد خدا غافل کرد، از این جهت [که] از مخلوق کمک طلبید و مجازات او این بود که چند سالی در زندان ماند، ولی این مطلب به سه دلیل قابل قبول نیست:
➊ در امور عادی آنجا که عاقلانه باشد کمک خواستن از مردم مشروع است و هیچ مانعی ندارد، بلکه گاهی کمک نخواستن بیمورد است. و از این رو [...] هنگامی که یوسف تعبیر خواب شاه را گفت و او احضارش کرد، پیش از آنکه از زندان بیرون آید، توسط فرستاده شاه از او خواست که قضیه بانوان را مورد تحقیق و بررسی قرار دهد و پاکدامنی او ثابت شود؛ آنگاه از زندان خارج شود و شاه تحقیق کرد و بیگناهی یوسف ثابت شد. آنوقت از زندان خارج شد و اگر این طور درخواست عادی مشروع نبود، باید در اینجا هم به جرم اینکه از مخلوق کمک خواسته است مجازات شود و مثلاً این موقع هم از زندان آزاد نگردد.
در اینجا هم بیش از این نیست که یوسف از رفیقش خواست که جریان کار او را به شاه بگوید که بیگناهی او ثابت شود و این مطلب با توکل به خدا منافات ندارد، زیرا معنای #توکل این است که انسان خداوند را علتالعلل دستگاه هستی بداند و معتقد باشد که بدون اذن پروردگار هیچ سببی تأثیر نمیکند، نه اینکه از اسباب و علل عادی یکسره دست بکشد، و مثلاً اگر درندهای به او حمله کرد و کسی هست دفع شر آن را بنماید، از او کمک نخواهد و بگوید این با توکل سازگار نیست. یوسف صدیق در اینجا بیش از این کاری نکرد که برای رفع کردن شری که از بانوی عزیز به وی متوجه شده و زندانی گشته بود درخواست کرد که رفیقش قصهٔ او را به شاه بگوید و بیگناهی او ثابت گردد و این هیچ مانعی ندارد، بلکه سکوت در این مورد ناروا و ترک اولی است.
➋ اینکه معنایی که برای این آیه گفتهاند با لفظ آیه سازگار نیست، زیرا اگر غافل شدن یوسف از یاد خدا سبب شده باشد که به آن شیخ بگوید: شاه را از حال من آگاه کن، باید عبارت آیه این طور باشد: أَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ وَ قَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ؛ زیرا او باید [اول] از یاد خدا غافل شود و [سپس] درخواست یوسف مترتب بر غفلت باشد [...]، در حالی که لفظ آیه این است ”وَ قَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِی عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [یوسف: ۴۲]؛ معلوم میشود اول يوسف آن درخواست را کرده و سپس آن فراموشی حاصل شده، و این فراموشی آن رفيق بیوفاست که بعد از آزاد شدن دیگر به فكر رفيق خود نبود، و معنای کلمهٔ ”ذِكْرَ رَبِّهِ“ این است که آن یادآوری که مربوط به سرپرست آن شخص ــ یعنی شاه ــ بود فراموش شد، یعنی شاه را یادآوری نکرد.
➌ اینکه در [...] سه آیه بعد آمده است: ”وَ قَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ“ [یوسف: ۴۵] یعنی از آن دو رفیق آنکه آزاد شد و پس از مدتی یادش آمد گفت: من شما را به تعبیر خواب (شاه) آگاه میکنم پس مرا به زندان بفرستید (تا از آن رفیق زندانی سابقم تعبير خواب را بپرسم) معلوم میشود: آن رفیق فراموشکار پس از مدتی به یاد يوسف افتاده است. بنابراین جمله ”فَأَنْسَاهُ الشَّيطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ“ [#یوسف: ۴۲] در آیه مورد بحث مربوط به اوست، نه به يوسف. و مقصود این است: آن شخصی که آزاد شد فراموش کرد که نزد رب خود (يعنی شاه) يوسف را معرفی کند و اوضاع و احوال او را برای وی توضیح دهد، و چون او فراموش کرد شرح حال یوسف را نزد شاه بگوید، به ناچار از حال يوسف تحقیق نشد و او چند سالی در زندان ماند.
سزاوار است معنای آیه مورد نظر این طور فهمیده شود، زیرا مقام شامخ يوسف برتر از آن است که شیطان او را از یاد خدا غافل کند. اگر شیطان میتوانست بر يوسف مسلط شود، خوب بود او را در خلوتگاه کاخ در آن موقع حساس از یاد خدا غافل نماید [...].» (صالحی نجفآبادی، ۱۳۸۵: ۱۱۷ ــ ۱۱۹) «[از این رو] از #قرآن کریم استفاده میشود که چون آن رفيق يوسف فراموش کرد شرح حال یوسف را نزد سرپرست خود بگوید، او چند سالی در زندان ماند، نه اینکه سبب ماندن وی در زندان کمک خواستن وی از مخلوق باشد، و تصادفاً در این مورد، #تورات هم با قرآن موافق است.» (همان: ۱۲۰)
📚 صالحی نجفآبادی، نعمتالله. (۱۳۸۵). جمال انسانیت: تفسیر سوره یوسف. چاپ سوم. تهران: انتشارات امید فردا.
💬 #علامه_طباطبایی: «توسل به اسباب منافاتى با اخلاص ندارد، بلكه اعتماد بر اسباب با اخلاص منافات دارد / فراموشكننده ساقى بوده، نه يوسف.» (تفسیر المیزان: ج ۱۱، ذیل آيات سوره یوسف)
🎥 سریال یوسف پیامبر (قسمت ۱۹: دقیقه ۱۷ ــ ۲۹)
🎥 سریال ”یوسف پیامبر“
عجیب اینکه، در سریال ”یوسف پیامبر“ (قسمت ۱۹: دقیقه ۱۷ ــ ۲۹)، از یک سو، غفلتِ یوسف (ع) از یاد خدا (کمک خواستن از دیگری) و اظهار پشیمانی وی و، از سوی دیگر، عتاب و عقاب از سوی خداوند (حبس بیشتر برای یوسف) را میتوان تماشا کرد❗️
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا یوسف (ع) در زندان از یاد خدا غافل شد؟
عجیب اینکه، در سریال ”یوسف پیامبر“ (قسمت ۱۹: دقیقه ۱۷ ــ ۲۹)، از یک سو، غفلتِ یوسف (ع) از یاد خدا (کمک خواستن از دیگری) و اظهار پشیمانی وی و، از سوی دیگر، عتاب و عقاب از سوی خداوند (حبس بیشتر برای یوسف) را میتوان تماشا کرد❗️
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا یوسف (ع) در زندان از یاد خدا غافل شد؟
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
سریال یوسف پیامبر قسمت 19
دانلود سریال یوسف پیامبر قسمت 19
🍁 فهم حدیث بهتر است یا نقل آن؟
▪️اهمیت فقه الحدیث و متن روایت!
✍🏻 مهدی #سیمایی مینویسد:
«قبول یا رد حديث اغلب وابسته به معنا و متن حديث است. در نمونههای فراوانی، حدیث صحیح و معتبری درست فهمیده نمیشود و سبب انحراف و اشتباه میگردد. گاهی هم حدیثی یافت میشود که سندش بیعیب و نقص است، اما متنش باورپذیر نیست و به صورت یقینی باطل است و صدور آن از معصوم (ع) محال است. بدین دلایل، دانش فقهالحديث جایگاه و اهمیت والایی دارد. #پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز ارزش نقل روایت را در برابر فهم و تلاش در درایت حدیث، ناچیز دانستهاند. #امام_صادق (ع) فرموده است: ”حَدیثٌ تَدْریهِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ حَدیثٍ تَرْویه؛ درایت و فهم کامل یک حدیث بهتر از نقل هزار حدیث است.“ [۱] در روایات چندی نیز امامان مخاطبان خود را به درایت در مقابل اهتمام به نقل فراخواندهاند: ”عليكم بالدرايات لا بالروايات.“ [۲] امام علی (ع) فرمودهاند: ”هِمَّةُ الْعَاقِلِ الّدِرَایةُ و هِمَّةُ الْجَاهِلِ الرِّوَاية؛ همت عاقل و عالم، درایت و دستیابی به فهم کامل مقصود سخن است و همت جاهل، نقل آن است.“ [۳] در نتیجه باید در پی رسیدن به مراد حدیث و فهم کامل آن بود، که بدون فهم نه میتوان حدیثی را پذیرفت و نه میتوان به حدیثی معتقد شد یا طبق آن عمل کرد.» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۶۰)
📝 پانوشتها:
[۱] صدوق، معانی الأخبار (ص ۲)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۱۸۴)
[۲] کراجکی طرابلسی، کنز الفوائد (ج ۲، ص ۳۱)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۶۰)؛ شهید ثانی، منیة المرید (ص ۳۷۰)
[۳] دیلمی، أعلام الدین (ص ۸۷، با تفاوتی اندک)؛ کراجکی طرابلسی، کنز الفوائد (ج ۱، ص ۲۰۰ و ج ۲، ص ۳۱)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۱۶۰)
📷 lish.ir/1nhX
📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بیاعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: انتشارات کتاب طه.
📥 دانلود مقدمه و فهرست کتاب
📝 یادداشت مرتبط:
▪️بفهمید و عمل کنید، نه بشنوید و نقل کنید!
▪️اهمیت فقه الحدیث و متن روایت!
✍🏻 مهدی #سیمایی مینویسد:
«قبول یا رد حديث اغلب وابسته به معنا و متن حديث است. در نمونههای فراوانی، حدیث صحیح و معتبری درست فهمیده نمیشود و سبب انحراف و اشتباه میگردد. گاهی هم حدیثی یافت میشود که سندش بیعیب و نقص است، اما متنش باورپذیر نیست و به صورت یقینی باطل است و صدور آن از معصوم (ع) محال است. بدین دلایل، دانش فقهالحديث جایگاه و اهمیت والایی دارد. #پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز ارزش نقل روایت را در برابر فهم و تلاش در درایت حدیث، ناچیز دانستهاند. #امام_صادق (ع) فرموده است: ”حَدیثٌ تَدْریهِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ حَدیثٍ تَرْویه؛ درایت و فهم کامل یک حدیث بهتر از نقل هزار حدیث است.“ [۱] در روایات چندی نیز امامان مخاطبان خود را به درایت در مقابل اهتمام به نقل فراخواندهاند: ”عليكم بالدرايات لا بالروايات.“ [۲] امام علی (ع) فرمودهاند: ”هِمَّةُ الْعَاقِلِ الّدِرَایةُ و هِمَّةُ الْجَاهِلِ الرِّوَاية؛ همت عاقل و عالم، درایت و دستیابی به فهم کامل مقصود سخن است و همت جاهل، نقل آن است.“ [۳] در نتیجه باید در پی رسیدن به مراد حدیث و فهم کامل آن بود، که بدون فهم نه میتوان حدیثی را پذیرفت و نه میتوان به حدیثی معتقد شد یا طبق آن عمل کرد.» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۶۰)
📝 پانوشتها:
[۱] صدوق، معانی الأخبار (ص ۲)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۱۸۴)
[۲] کراجکی طرابلسی، کنز الفوائد (ج ۲، ص ۳۱)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۶۰)؛ شهید ثانی، منیة المرید (ص ۳۷۰)
[۳] دیلمی، أعلام الدین (ص ۸۷، با تفاوتی اندک)؛ کراجکی طرابلسی، کنز الفوائد (ج ۱، ص ۲۰۰ و ج ۲، ص ۳۱)؛ مجلسی، بحار الأنوار (ج ۲، ص ۱۶۰)
📷 lish.ir/1nhX
📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بیاعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: انتشارات کتاب طه.
📥 دانلود مقدمه و فهرست کتاب
📝 یادداشت مرتبط:
▪️بفهمید و عمل کنید، نه بشنوید و نقل کنید!
🍁 بفهمید و عمل کنید، نه بشنوید و نقل کنید!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد و عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عملكنندگان آن اندکاند.» (#نهجالبلاغه: حکمت ۹۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد و عمل كنيد، نه بشنويد و نقل كنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عملكنندگان آن اندکاند.» (#نهجالبلاغه: حکمت ۹۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
🍁 اربعین را مقابل حج قرار ندهیم!
💬 مهراب #صادقنیا:
سخن گفتن درباره #اربعین، که هاله قدسی و معنوی آن را دربرگرفته است، از منظر جامعهشناسی کار آسانی نیست. پیادهروی اربعین برای ما آیین نوزایی است که به سرعت فراگیر شده و به سرعت در حال مشابهتسازی است. امسال آیینهایی مثل پیادهروی عید غدیر و بازماندگان اربعین از جمله مشابهتسازیها است.
پیادهروی یک محل #دادوستد_فرهنگی برای شیعیان و اشتراک تجربههای فرهنگی و نمایش صورتهای مختلف خردهفرهنگهای مذهبی، از قبیل فرهنگهای ایرانی، افغانی و عراقی و فرهنگهای غیرمذهبی مثل غذاهای فرهنگهای مختلف است. نکته بعدی افزایش خلاقیت همه مشارکتکنندگان در برگزاری عزاداری مثل تأثیرپذیری رسوم عزاداری ایرانی از عزاداری عربهاست.
رؤیتپذیری و مشاهدهپذیری شیعیان نکته بعدی است. این یک اصطلاح جامعهشناسی است که در موقعیتی بیان میشود که اقلیتهای قومی و مذهبی برای کسب حقوق بیشتر تلاش میکنند و کاری میکنند که دیده شوند. این دیده شدن گاهی به صورت افعالی خشن یا گاهی به صورت اشتباهات خودآگاه و فاحش انجام میشود. پیادهروی اربعین مسالمتآمیزترین شیوه در مشاهدهپذیری شیعیان است، اجتماعی بزرگ که یکروزه نیست و باعث میشود شیعیان دیده شوند و مطالعات بر روی آنها انجام شود.
هویت پیادهروی اربعین مردمی و عمومی است. نهادی شدن این پیادهروی یکی از آسیبهاست و به نوعی تعارض بین موکبهای عراقی و مکتب ایرانی و یک جور احساس تقابل بین مردم و نهاد را ایجاد میکند. نهادی شدن این آیین از میزان قدسیت این کم میکند.
مردم یک فرهنگ هرچه به همدیگر نزدیکتر شوند مرزشان با سایر ملتها زیاد میشود. در این مراسم هر چقدر انسجام میان شیعیان افزایش پیدا میکند ممکن است مرزهای آنها با اهل سنت زیاد و به اختلافات دامن زده شود. لذا باید متوجه باشیم که اربعین را مقابل #حج قرار ندهیم. متأسفانه در میان برخی سخنرانیها این نکته دیده میشود. مثلاً، بیان میشود که این حج ماست. تعابیر نادرستی نظیر این بیانها مرزهای اهلسنت و شیعه را زیاد میکند. همچنین پدید آمدن یک سری شکافها میان خود شیعیان و هواداران مراجع و گروههای مختلف از قبیل شیعه ایرانی و شیعه عراقی از دیگر موارد آسیبزاست.
▪️صادقنیا در بخش پایانی سخنان خود به همه کسانی که این سفر را نرفتهاند توصیه کرد که حتماً این تجربه معنوی و آیینی را از سر بگذرانند.
🌐 خبرگزاری ایرنا (انتشار در ۱۳۹۸/۷/۴)
💬 مهراب #صادقنیا:
سخن گفتن درباره #اربعین، که هاله قدسی و معنوی آن را دربرگرفته است، از منظر جامعهشناسی کار آسانی نیست. پیادهروی اربعین برای ما آیین نوزایی است که به سرعت فراگیر شده و به سرعت در حال مشابهتسازی است. امسال آیینهایی مثل پیادهروی عید غدیر و بازماندگان اربعین از جمله مشابهتسازیها است.
پیادهروی یک محل #دادوستد_فرهنگی برای شیعیان و اشتراک تجربههای فرهنگی و نمایش صورتهای مختلف خردهفرهنگهای مذهبی، از قبیل فرهنگهای ایرانی، افغانی و عراقی و فرهنگهای غیرمذهبی مثل غذاهای فرهنگهای مختلف است. نکته بعدی افزایش خلاقیت همه مشارکتکنندگان در برگزاری عزاداری مثل تأثیرپذیری رسوم عزاداری ایرانی از عزاداری عربهاست.
رؤیتپذیری و مشاهدهپذیری شیعیان نکته بعدی است. این یک اصطلاح جامعهشناسی است که در موقعیتی بیان میشود که اقلیتهای قومی و مذهبی برای کسب حقوق بیشتر تلاش میکنند و کاری میکنند که دیده شوند. این دیده شدن گاهی به صورت افعالی خشن یا گاهی به صورت اشتباهات خودآگاه و فاحش انجام میشود. پیادهروی اربعین مسالمتآمیزترین شیوه در مشاهدهپذیری شیعیان است، اجتماعی بزرگ که یکروزه نیست و باعث میشود شیعیان دیده شوند و مطالعات بر روی آنها انجام شود.
هویت پیادهروی اربعین مردمی و عمومی است. نهادی شدن این پیادهروی یکی از آسیبهاست و به نوعی تعارض بین موکبهای عراقی و مکتب ایرانی و یک جور احساس تقابل بین مردم و نهاد را ایجاد میکند. نهادی شدن این آیین از میزان قدسیت این کم میکند.
مردم یک فرهنگ هرچه به همدیگر نزدیکتر شوند مرزشان با سایر ملتها زیاد میشود. در این مراسم هر چقدر انسجام میان شیعیان افزایش پیدا میکند ممکن است مرزهای آنها با اهل سنت زیاد و به اختلافات دامن زده شود. لذا باید متوجه باشیم که اربعین را مقابل #حج قرار ندهیم. متأسفانه در میان برخی سخنرانیها این نکته دیده میشود. مثلاً، بیان میشود که این حج ماست. تعابیر نادرستی نظیر این بیانها مرزهای اهلسنت و شیعه را زیاد میکند. همچنین پدید آمدن یک سری شکافها میان خود شیعیان و هواداران مراجع و گروههای مختلف از قبیل شیعه ایرانی و شیعه عراقی از دیگر موارد آسیبزاست.
▪️صادقنیا در بخش پایانی سخنان خود به همه کسانی که این سفر را نرفتهاند توصیه کرد که حتماً این تجربه معنوی و آیینی را از سر بگذرانند.
🌐 خبرگزاری ایرنا (انتشار در ۱۳۹۸/۷/۴)
ایرنا
اربعین را مقابل حج قرار ندهیم
تهران-ایرنا- عضو هییٔت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب گفت: اربعین را مقابل حج قرار ندهیم. متاسفانه در میان برخی سخنرانیها این نکته دیده میشود. مثلاً بیان می شود که این حج ماست. تعابیر نادرستی نظیر این بیانها مرزهای اهلسنت و شیعه را زیاد میکند.
🍁 ”کربلایی“ و کاربرد تازهاش
✍🏻 جویا #جهانبخش مینویسد:
«”کربلائی / کربلایی“ ــ چنانکه همه میدانیم ــ یعنی: منسوب به #کربلا. نمونه را، ”أهل کربلا، باشندۀ کربلا“ را ”کربلایی“ میگویند. ساخته و پرداختهٔ کربلا یا رهاورد کربلا را نیز ”کربلایی“ میگویند. (مثلاً: ”این مهر و جانماز کربلایی است.“)
همچنین کسی را که به زیارت کربلای معلّیٰ رفته باشد ”کربلایی“ میگویند؛ چنانکه کسی را که به زیارت مشهد رضوی مشرف شده باشد ”مشهدی“ میگویند. دو لقب ”مشهدی“ و ”کربلایی“ در زمان قدیم، که سفرهای زیارتی آسان دست نمیداد و اندکشمار بودند کسانی از تودهها که بتوانند بدین زیارتها مشرف شوند، وجاهت و اعتباری ویژه داشت.
بر پایۀ همین وجاهت و احترام نیز بود که روستاییان و عامّۀ مردم به هنگام مخاطبت کسانی را که نمیشناختند با همین لقب مودتآمیز ”کربلایی“ (یا در تعبیر عامیانه: ”کَبْلای“) صدا میزدند؛ کما اینکه در زمان ما صرفاً جهت احترام و بدون اطّلاع از مراتب تحصیلی، موقع صدا زدن مشتری در بقّالی و نانوایی و سلمانی میگویند: دکتر! یا: مهندس! (و طُرفه اینکه، وقتی کسی توضیح میدهد که من دکتر یا مهندس نیستم؛ لبْگزه میروند و میگویند: نفرمایید! شما برای ما ”دکتر“ید! ... یا ... !!!)
در قدیم ”کربلایی“ نام نوعی پارچۀ خطدار هم بوده است که ذکرش در شعرهای عهد صفوی هست.
باری، واژۀ ”کربلایی“ یک کاربرد نسبتاً تازه هم یافته است؛ و آن، استعمال کلمۀ ”کربلایی“ است به مثابت لقب تشریفی مدّاحان.
بر روی پردهها و برگههای تبلیغی مجالس عزاداری دینی و خصوصاً سوکواریهای دو ماه محرم و صفر، نامهای سخنرانان را که پیشتر بیشتر با القابی چون ”حجّتالاسلام“ (و احیاناً در حقّ بعض مشاهیر خطبا، ”استاد“ و ”خطیب دانشمند“) مینوشتند، این روزها غالباً به ریخت ”حجّتالاسلام دکتر“ و یا تنها ”دکتر“ (که گویا بعض حجج این لقب را دوستتر دارند) مینویسند. وان۟گهی، مدّاحان مجلس را که اغلب نیز در سالهای اخیر به یمن تسهیل امکانات سفر به عراق، سعادت زیارت عتبات یافتهاند به مناسبت همین تشرّف به کربلای معلّیٰ، با لقب ”کربلایی“ معرّفی میکنند و انگاری بناست این کاربرد تازۀ لقب ”کربلایی“ در حقّ مدّاحان، تداعیگر نوعی ”پیوند روحانی“ و مناسبت ملکوتی باشد میان ایشان و دستگاه معنوی سالار شهیدان (علیهالسلام).
به هر روی، نام ”کربلا“ با خاطرۀ تابناک #امام_حسین (ع) پیوند خورده است؛ و زین رو، لقب ”کربلایی“ لقب معنوی فرخندهای است که أهل دیانت آن را ارج مینهند. آرزو میبریم حرمت جلالت آن در گفتار و کردار همۀ آنان که بدین لقب بازخوانده میشوند پاس داشته شود.»
📷 yon.ir/S3GDo
©️ یادگارستان: یادداشتهای جویا جهانبخش
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۷/۲۹
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️مداحمحوری!
▪️مداحان و صیانت از عزاداریها!
✍🏻 جویا #جهانبخش مینویسد:
«”کربلائی / کربلایی“ ــ چنانکه همه میدانیم ــ یعنی: منسوب به #کربلا. نمونه را، ”أهل کربلا، باشندۀ کربلا“ را ”کربلایی“ میگویند. ساخته و پرداختهٔ کربلا یا رهاورد کربلا را نیز ”کربلایی“ میگویند. (مثلاً: ”این مهر و جانماز کربلایی است.“)
همچنین کسی را که به زیارت کربلای معلّیٰ رفته باشد ”کربلایی“ میگویند؛ چنانکه کسی را که به زیارت مشهد رضوی مشرف شده باشد ”مشهدی“ میگویند. دو لقب ”مشهدی“ و ”کربلایی“ در زمان قدیم، که سفرهای زیارتی آسان دست نمیداد و اندکشمار بودند کسانی از تودهها که بتوانند بدین زیارتها مشرف شوند، وجاهت و اعتباری ویژه داشت.
بر پایۀ همین وجاهت و احترام نیز بود که روستاییان و عامّۀ مردم به هنگام مخاطبت کسانی را که نمیشناختند با همین لقب مودتآمیز ”کربلایی“ (یا در تعبیر عامیانه: ”کَبْلای“) صدا میزدند؛ کما اینکه در زمان ما صرفاً جهت احترام و بدون اطّلاع از مراتب تحصیلی، موقع صدا زدن مشتری در بقّالی و نانوایی و سلمانی میگویند: دکتر! یا: مهندس! (و طُرفه اینکه، وقتی کسی توضیح میدهد که من دکتر یا مهندس نیستم؛ لبْگزه میروند و میگویند: نفرمایید! شما برای ما ”دکتر“ید! ... یا ... !!!)
در قدیم ”کربلایی“ نام نوعی پارچۀ خطدار هم بوده است که ذکرش در شعرهای عهد صفوی هست.
باری، واژۀ ”کربلایی“ یک کاربرد نسبتاً تازه هم یافته است؛ و آن، استعمال کلمۀ ”کربلایی“ است به مثابت لقب تشریفی مدّاحان.
بر روی پردهها و برگههای تبلیغی مجالس عزاداری دینی و خصوصاً سوکواریهای دو ماه محرم و صفر، نامهای سخنرانان را که پیشتر بیشتر با القابی چون ”حجّتالاسلام“ (و احیاناً در حقّ بعض مشاهیر خطبا، ”استاد“ و ”خطیب دانشمند“) مینوشتند، این روزها غالباً به ریخت ”حجّتالاسلام دکتر“ و یا تنها ”دکتر“ (که گویا بعض حجج این لقب را دوستتر دارند) مینویسند. وان۟گهی، مدّاحان مجلس را که اغلب نیز در سالهای اخیر به یمن تسهیل امکانات سفر به عراق، سعادت زیارت عتبات یافتهاند به مناسبت همین تشرّف به کربلای معلّیٰ، با لقب ”کربلایی“ معرّفی میکنند و انگاری بناست این کاربرد تازۀ لقب ”کربلایی“ در حقّ مدّاحان، تداعیگر نوعی ”پیوند روحانی“ و مناسبت ملکوتی باشد میان ایشان و دستگاه معنوی سالار شهیدان (علیهالسلام).
به هر روی، نام ”کربلا“ با خاطرۀ تابناک #امام_حسین (ع) پیوند خورده است؛ و زین رو، لقب ”کربلایی“ لقب معنوی فرخندهای است که أهل دیانت آن را ارج مینهند. آرزو میبریم حرمت جلالت آن در گفتار و کردار همۀ آنان که بدین لقب بازخوانده میشوند پاس داشته شود.»
📷 yon.ir/S3GDo
©️ یادگارستان: یادداشتهای جویا جهانبخش
📅 تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۷/۲۹
📝 یادداشتهای مرتبط:
▪️مداحمحوری!
▪️مداحان و صیانت از عزاداریها!
🍁 اربعین ایرانی
▪️ رشد تصاعدی آمار ایرانیها در پیادهروی اربعین
✍🏻 محسن حسام #مظاهری مینویسد:
«”امام حسین! اگر من چند قدم برای تو پیاده نیایم، زندگیام به چه دردی میخورد؟ نسلهای آینده از بچههایم میپرسند: اون موقعی که پیادهروی اربعین راه افتاده بود، آیا بابابزرگ تو هر سال اربعین میرفت؟“ این برشی از سخنان علیرضا #پناهیان ــ خطیب و سخنران مذهبی مشهور ــ در وصف پیادهروی اربعین است که برای ایرانیها آیینی نوظهور محسوب میشود. پناهیان یکی از مبلغان و مروجان اصلی پیادهروی اربعین در سالهای اخیر بوده و در تولید ادبیات تهییجیِ مشارکت در این آیین نقش جدی داشته است. در نتیجهٔ همراهی وی و دیگر کارگزاران مجالس مذهبی (خطبا و مداحان) با تبلیغات گستردهٔ رسانههای رسمی، امروزه پیادهروی اربعین به آیینی پرطرفدار در بین ایرانیان تبدیل شده است.
با سقوط صدام در سال ۱۳۸۲ش/۲۰۰۳م و به قدرترسیدن شیعیان در عراق و بهبود روابط این کشور با ایران، تبادلات مذهبی و فرهنگی میان دو ملت، عمدتاً با محوریت زیارت عتبات عالیات (که از دیرباز جایگاهی برجسته و منحصربهفرد در فرهنگ شیعی ایرانیان داشته است) از سر گرفته شد. این روند با استقرار دولت جدید در عراق و بهبود نسبی امنیت و افزایش امکانات و ارایهٔ خدمات به زایران شدت یافت و پس از چند سال، در اواخر دههٔ ۸۰ شمسی، به مشارکت وسیع ایرانیان در آیین اربعین انجامید، مشارکتی که تا امروز هر سال بر میزان آن افزوده شده است.
طبق آمارهای رسمی، تعداد زایران ایرانی شرکتکننده در پیادهروی اربعین در سال ۱۳۸۹، ۴۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال بعد (۱۳۹۰) به دو برابر رسید. روند صعودی آمار زایران ایرانی اربعین با شتابی بسیار در سالهای بعدی نیز ادامه یافته و در سال ۱۳۹۵ به دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید. یعنی در بازهای پنجساله، ۵۵ برابر شده است. و این تازه تنها آمار رسمی است و باید به آن، شمار زایرانی که هرسال به طریق غیرقانونی در این آیین شرکت کردهاند را نیز افزود.
رشد شتابندهٔ آمار زایران ایرانیِ اربعین را نمیتوان یک رشد طبیعی و معمول دانست. مشخص است که با یک ”پدیدهٔ غیرمترقبه“ (فوقالعاده) مواجهایم. پرسش این است که چه دلایلی برای این رشد شتابان، در یک مقطع کوتاه چندساله، میتوان ذکر کرد؟ به عبارت دیگر، چه جاذبههایی اربعین را در عرض چند سال به آیینی پرطرفدار بین شیعیان ایرانی تبدیل کرده است؟
پیادهروی اربعین البته یک آیین مذهبی (ابداعیِ شیعیان عراق) است و غالب شرکتکنندگان در آن، انگیزهٔ مذهبی دارند: عمل به سنت شیعیِ زیارت #امام_حسین (ع) که جایگاهی فوقالعاده در فرهنگ شیعیان دارد و در منابع حدیثی، ثوابها و فواید دنیوی و اخروی بسیاری برای آن وعده داده شده است . اما در اینجا، منظور من از جاذبه، ناظر به کارکردها و ابعاد دیگری است که به موازات کارکرد دینی، اربعین را ”اربعین“ کرده است، جاذبههایی که سبب شده اربعین جایگاه و تعریفی فراتر از یک آیین مذهبیِ صرف پیدا کند. به نظر میرسد چهار جاذبهٔ مهم را میتوان برشمرد: فراغتی، گفتمانی، سیاسی و بینالمللی؛ جاذبههایی که از آنها باید به عنوان مهمترین دلایل و عوامل زمینهساز توسعهٔ آیین مذکور در بین شیعیان ایرانی نام برد:
➊ جاذبهٔ فراغتی: هم زیارت، هم سیاحت
یک. جاذبهٔ گردشگردی مذهبی
دو. جاذبهٔ تجربهٔ فرهنگ مذهبیِ متفاوت
سه. جاذبهٔ تفریحی
➋ جاذبهٔ گفتمانی: ظهور تکثر جامعهٔ شیعی
➌ جاذبهٔ سیاسی: مانور قدرت شیعیان و جمهوری اسلامی
➍ جاذبهٔ بینالمللی: گردهمایی بینالمللی شیعیان جهان
اما عواقب و پیامدهای رشد شتابندهٔ آیین پیادهروی اربعین و مشخصاً افزایش مشارکت ایرانیها در آن چه میتواند باشد؟ [...] به نظر میرسد استمرار روند توسعه و فربهی #اربعین تبعات و پیامدهایی برای شیعیان، به طور کلی، و برای جامعهٔ شیعی ایران، به طور خاص، خواهد داشت که همهٔ آنها لزوماً مثبت نیستند. در ادامه به چند مورد از این پیامدهای احتمالی اشاره میکنم:
➊ تغییر در الگوهای فرهنگ مذهبی
➋ تغییر در سازمان و ساختار دینی
➌ حساسیتزایی سیاسی
➍ تشدید تنازع گفتمانی شیعه
➎ تعمیق شکاف شیعه/سنی
➏ ایرانیزهکردن اربعین»
📝 متن کامل این مقاله را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 مظاهری، محسن حسام. (۱۳۹۷). اربعین ایرانی: رشد تصاعدی آمار ایرانیها در پیادهروی اربعین (دلایل و پیامدها). در: محسن حسام مظاهری (سرویراستار). پیادهروی اربعین: تأملات جامعهشناختی. اصفهان: نشر آرما.
▪️ رشد تصاعدی آمار ایرانیها در پیادهروی اربعین
✍🏻 محسن حسام #مظاهری مینویسد:
«”امام حسین! اگر من چند قدم برای تو پیاده نیایم، زندگیام به چه دردی میخورد؟ نسلهای آینده از بچههایم میپرسند: اون موقعی که پیادهروی اربعین راه افتاده بود، آیا بابابزرگ تو هر سال اربعین میرفت؟“ این برشی از سخنان علیرضا #پناهیان ــ خطیب و سخنران مذهبی مشهور ــ در وصف پیادهروی اربعین است که برای ایرانیها آیینی نوظهور محسوب میشود. پناهیان یکی از مبلغان و مروجان اصلی پیادهروی اربعین در سالهای اخیر بوده و در تولید ادبیات تهییجیِ مشارکت در این آیین نقش جدی داشته است. در نتیجهٔ همراهی وی و دیگر کارگزاران مجالس مذهبی (خطبا و مداحان) با تبلیغات گستردهٔ رسانههای رسمی، امروزه پیادهروی اربعین به آیینی پرطرفدار در بین ایرانیان تبدیل شده است.
با سقوط صدام در سال ۱۳۸۲ش/۲۰۰۳م و به قدرترسیدن شیعیان در عراق و بهبود روابط این کشور با ایران، تبادلات مذهبی و فرهنگی میان دو ملت، عمدتاً با محوریت زیارت عتبات عالیات (که از دیرباز جایگاهی برجسته و منحصربهفرد در فرهنگ شیعی ایرانیان داشته است) از سر گرفته شد. این روند با استقرار دولت جدید در عراق و بهبود نسبی امنیت و افزایش امکانات و ارایهٔ خدمات به زایران شدت یافت و پس از چند سال، در اواخر دههٔ ۸۰ شمسی، به مشارکت وسیع ایرانیان در آیین اربعین انجامید، مشارکتی که تا امروز هر سال بر میزان آن افزوده شده است.
طبق آمارهای رسمی، تعداد زایران ایرانی شرکتکننده در پیادهروی اربعین در سال ۱۳۸۹، ۴۰ هزار نفر بوده است. این میزان در سال بعد (۱۳۹۰) به دو برابر رسید. روند صعودی آمار زایران ایرانی اربعین با شتابی بسیار در سالهای بعدی نیز ادامه یافته و در سال ۱۳۹۵ به دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید. یعنی در بازهای پنجساله، ۵۵ برابر شده است. و این تازه تنها آمار رسمی است و باید به آن، شمار زایرانی که هرسال به طریق غیرقانونی در این آیین شرکت کردهاند را نیز افزود.
رشد شتابندهٔ آمار زایران ایرانیِ اربعین را نمیتوان یک رشد طبیعی و معمول دانست. مشخص است که با یک ”پدیدهٔ غیرمترقبه“ (فوقالعاده) مواجهایم. پرسش این است که چه دلایلی برای این رشد شتابان، در یک مقطع کوتاه چندساله، میتوان ذکر کرد؟ به عبارت دیگر، چه جاذبههایی اربعین را در عرض چند سال به آیینی پرطرفدار بین شیعیان ایرانی تبدیل کرده است؟
پیادهروی اربعین البته یک آیین مذهبی (ابداعیِ شیعیان عراق) است و غالب شرکتکنندگان در آن، انگیزهٔ مذهبی دارند: عمل به سنت شیعیِ زیارت #امام_حسین (ع) که جایگاهی فوقالعاده در فرهنگ شیعیان دارد و در منابع حدیثی، ثوابها و فواید دنیوی و اخروی بسیاری برای آن وعده داده شده است . اما در اینجا، منظور من از جاذبه، ناظر به کارکردها و ابعاد دیگری است که به موازات کارکرد دینی، اربعین را ”اربعین“ کرده است، جاذبههایی که سبب شده اربعین جایگاه و تعریفی فراتر از یک آیین مذهبیِ صرف پیدا کند. به نظر میرسد چهار جاذبهٔ مهم را میتوان برشمرد: فراغتی، گفتمانی، سیاسی و بینالمللی؛ جاذبههایی که از آنها باید به عنوان مهمترین دلایل و عوامل زمینهساز توسعهٔ آیین مذکور در بین شیعیان ایرانی نام برد:
➊ جاذبهٔ فراغتی: هم زیارت، هم سیاحت
یک. جاذبهٔ گردشگردی مذهبی
دو. جاذبهٔ تجربهٔ فرهنگ مذهبیِ متفاوت
سه. جاذبهٔ تفریحی
➋ جاذبهٔ گفتمانی: ظهور تکثر جامعهٔ شیعی
➌ جاذبهٔ سیاسی: مانور قدرت شیعیان و جمهوری اسلامی
➍ جاذبهٔ بینالمللی: گردهمایی بینالمللی شیعیان جهان
اما عواقب و پیامدهای رشد شتابندهٔ آیین پیادهروی اربعین و مشخصاً افزایش مشارکت ایرانیها در آن چه میتواند باشد؟ [...] به نظر میرسد استمرار روند توسعه و فربهی #اربعین تبعات و پیامدهایی برای شیعیان، به طور کلی، و برای جامعهٔ شیعی ایران، به طور خاص، خواهد داشت که همهٔ آنها لزوماً مثبت نیستند. در ادامه به چند مورد از این پیامدهای احتمالی اشاره میکنم:
➊ تغییر در الگوهای فرهنگ مذهبی
➋ تغییر در سازمان و ساختار دینی
➌ حساسیتزایی سیاسی
➍ تشدید تنازع گفتمانی شیعه
➎ تعمیق شکاف شیعه/سنی
➏ ایرانیزهکردن اربعین»
📝 متن کامل این مقاله را در تلگراف زیر بخوانید!
📚 مظاهری، محسن حسام. (۱۳۹۷). اربعین ایرانی: رشد تصاعدی آمار ایرانیها در پیادهروی اربعین (دلایل و پیامدها). در: محسن حسام مظاهری (سرویراستار). پیادهروی اربعین: تأملات جامعهشناختی. اصفهان: نشر آرما.
Telegraph
اربعین ایرانی
محسن حسام مظاهری مینویسد: «”امام حسین! اگر من چند قدم برای تو پیاده نیایم، زندگیام به چه دردی میخورد؟ نسلهای آینده از بچههایم میپرسند: اون موقعی که پیادهروی اربعین راه افتاده بود، آیا بابابزرگ تو هر سال اربعین میرفت؟“ این برشی از سخنان علیرضا پناهیان…
Forwarded from چشموچراغ
پس چون حسین کشته شد با برادرزادگان، عبیداللهبن زیاد از ولایت عراق برنخورد و خدای مختاربن ابیعبید را بگماشت تا بیامد و آن کشندگان حسین را همه بکشت. پس از آن، مُصعَببن زبیر آمد و مختار را بکشت. پس عبدالمَلِکبن مروان بیامد و به کوفه آمد و سرِ مصعب ببُرید و بر دَرْقهای نهاد و همهٔ پیران کوفه را بار داد. پیری از میانْ گریستن گرفت. عبدالملک او را گفت: ای پیر، چرا همیگریی؟ گفت: اینجا که امیرالمؤمنین نشستهاست، عبیداللهبن زیاد را دیدم، سر حسینبن علی پیش وی نهاده. و پس از آن، مختار را دیدم، سر عبیدالله پیش وی نهاده، و پس، مصعببن زبیر را دیدم، نشسته و سر مختار پیش وی نهاده، و پس از آن، اکنون امیرالمؤمنین را همیبینم، نشسته، سر مصعب پیش نهاده و همچنین، هر باری، ما را بار دادند تا بدیدیم. و ندانیم پس از این چه خواهیم دیدن.
(ترجمهٔ #تفسیر_طبری، قصهها. مجموعهٔ بازخوانی متون. ویرایش: جعفر مدرس صادقی. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۲، ص ۴۰۳-۴۰۴)
#پرسه_در_متون، #اربعین،#امام_حسین(ع)
@cheshmocheragh
(ترجمهٔ #تفسیر_طبری، قصهها. مجموعهٔ بازخوانی متون. ویرایش: جعفر مدرس صادقی. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۲، ص ۴۰۳-۴۰۴)
#پرسه_در_متون، #اربعین،#امام_حسین(ع)
@cheshmocheragh
🍁 از زیارت امام حسین (ع) باید تحول درونی روی دهد!
▪️اصلاح رفتار فرد در جامعه هم تأثیر میگذارد!
💬 محمد #سروش_محلاتی:
”اگر ما کرور کرور رفتیم [زیارت] و برگشتیم و نشانی از تغییر در بیرون ندیدیم، معلوم میشود تغییری در درون هم اتفاق نیفتاده و توفیق زیارتی که ائمه فرمودهاند را پیدا نکردهایم. شکل، ماکت و ظاهر زیارت کار دشواری نیست. چرا ما باید امر حقیقی و ریشهداری که با اعتقاد و جان ما آمیخته است را فرو بکاهیم و به برخی از مسائل سطحی و زودگذر تنزل دهیم و فکر کنیم که توانستهایم از زیارت اربعین استفاده کنیم؟
اگر این تغییر اتفاق افتاد، همه گناهان فرد بخشیده میشود. این سفر یک سفر عادی و معمولی نیست. نباید این زیارت را تنزل دهیم، کوچک کنیم و قدر و منزلت او را پایین بیاوریم؛ برای کسی که بتواند حق این زیارت را ادا کند خیلی باارزش است. انگار زائر امام حسین (ع) آمده تا آنچه حضرت از او میخواست را ادا کند و بگوید تمام وجود من امروز در اختیار شما است. اگر تغییر در درون انسان اتفاق بیفتد، به تبع آن بیرون و رفتار فرد اصلاح میشود. اگر رفتار فرد اصلاح شد، در جامعه هم تأثیر میگذارد و رفتار جامعه هم تغییر پیدا میکند.
کسی که زائر #امام_حسین (ع) میشود باید گواهیهای داخل زیارت اربعین را بدهد. این گواهیها زبانی نیست و اعتقادی است؛ [...] نگاه جامع و کامل به مسأله زیارت آن است که در خود متن این زیارتنامهها هست. اگر انسانی در این مکتب با این الگو تربیت شود، آن وقت وظیفه خودش را در صحنه سیاست و جامعه هم به خوبی انجام میدهد. اما متأسفانه همین خطا و اشتباه ظاهرگرایی، که در مسأله زیارت برای برخی از افراد اتفاق میافتد، در یک سطح وسیعتر و عامتر در بسیاری از مسائل دینی دیده میشود، که ما هم میخواهیم دین را داشته باشیم و هم میخواهیم دین ما قدرتمحور و قدرت مفسر و اختیاردار دین باشد، در حالی که باید دین حاکم بر قدرت باشد و قدرت را جهتدهی کند؛ اگر قدرت بر دین سوار شود، چیزی از دین باقی نمی.ماند.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود ’پایداری قدرت اصالت ندارد.‘ [...] اگر قدرت در ساحت دین ورود کند، فساد دارد. یک موقع دین را از دینشناسان میگیریم و یک موقع دین را از رجال سیاسی میگیریم. دینی که از رجال سیاسی گرفته شود لغزندگی دارد و ممکن است پایه و اساس درستی داشته باشد یا نداشته باشد.
نگاه انتقادی ائمه (ع) این نیست که چرا حکومت را به ما نمیدهید. حکومت حق امام باقر (ع) است؛ ولی انتقاد و اشکال بالاتر از این است. نگاهش این است که هم دین خدا را به استخدام درآوردهاید و هم مردم بیچاره را مصادره کردهاید. نه راهی برای دین و نه چیزی برای ملت باقی مانده است. لذا الگوی اسلام این نیست که مثل مسیحیت بگوید ما با قدرت کاری نداریم و قهر میکنیم. قدرت هست؛ اما این قدرت حاکم بر سرنوشت اسلام نیست، بلکه دین، اخلاق و اصول انسانی جهتگیری قدرت را مشخص میکند.“ (با اندکی ویرایش از پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران)
©️ پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران
📝 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۷/۲۸
▪️اصلاح رفتار فرد در جامعه هم تأثیر میگذارد!
💬 محمد #سروش_محلاتی:
”اگر ما کرور کرور رفتیم [زیارت] و برگشتیم و نشانی از تغییر در بیرون ندیدیم، معلوم میشود تغییری در درون هم اتفاق نیفتاده و توفیق زیارتی که ائمه فرمودهاند را پیدا نکردهایم. شکل، ماکت و ظاهر زیارت کار دشواری نیست. چرا ما باید امر حقیقی و ریشهداری که با اعتقاد و جان ما آمیخته است را فرو بکاهیم و به برخی از مسائل سطحی و زودگذر تنزل دهیم و فکر کنیم که توانستهایم از زیارت اربعین استفاده کنیم؟
اگر این تغییر اتفاق افتاد، همه گناهان فرد بخشیده میشود. این سفر یک سفر عادی و معمولی نیست. نباید این زیارت را تنزل دهیم، کوچک کنیم و قدر و منزلت او را پایین بیاوریم؛ برای کسی که بتواند حق این زیارت را ادا کند خیلی باارزش است. انگار زائر امام حسین (ع) آمده تا آنچه حضرت از او میخواست را ادا کند و بگوید تمام وجود من امروز در اختیار شما است. اگر تغییر در درون انسان اتفاق بیفتد، به تبع آن بیرون و رفتار فرد اصلاح میشود. اگر رفتار فرد اصلاح شد، در جامعه هم تأثیر میگذارد و رفتار جامعه هم تغییر پیدا میکند.
کسی که زائر #امام_حسین (ع) میشود باید گواهیهای داخل زیارت اربعین را بدهد. این گواهیها زبانی نیست و اعتقادی است؛ [...] نگاه جامع و کامل به مسأله زیارت آن است که در خود متن این زیارتنامهها هست. اگر انسانی در این مکتب با این الگو تربیت شود، آن وقت وظیفه خودش را در صحنه سیاست و جامعه هم به خوبی انجام میدهد. اما متأسفانه همین خطا و اشتباه ظاهرگرایی، که در مسأله زیارت برای برخی از افراد اتفاق میافتد، در یک سطح وسیعتر و عامتر در بسیاری از مسائل دینی دیده میشود، که ما هم میخواهیم دین را داشته باشیم و هم میخواهیم دین ما قدرتمحور و قدرت مفسر و اختیاردار دین باشد، در حالی که باید دین حاکم بر قدرت باشد و قدرت را جهتدهی کند؛ اگر قدرت بر دین سوار شود، چیزی از دین باقی نمی.ماند.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود ’پایداری قدرت اصالت ندارد.‘ [...] اگر قدرت در ساحت دین ورود کند، فساد دارد. یک موقع دین را از دینشناسان میگیریم و یک موقع دین را از رجال سیاسی میگیریم. دینی که از رجال سیاسی گرفته شود لغزندگی دارد و ممکن است پایه و اساس درستی داشته باشد یا نداشته باشد.
نگاه انتقادی ائمه (ع) این نیست که چرا حکومت را به ما نمیدهید. حکومت حق امام باقر (ع) است؛ ولی انتقاد و اشکال بالاتر از این است. نگاهش این است که هم دین خدا را به استخدام درآوردهاید و هم مردم بیچاره را مصادره کردهاید. نه راهی برای دین و نه چیزی برای ملت باقی مانده است. لذا الگوی اسلام این نیست که مثل مسیحیت بگوید ما با قدرت کاری نداریم و قهر میکنیم. قدرت هست؛ اما این قدرت حاکم بر سرنوشت اسلام نیست، بلکه دین، اخلاق و اصول انسانی جهتگیری قدرت را مشخص میکند.“ (با اندکی ویرایش از پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران)
©️ پایگاه اطلاعرسانی و خبری جماران
📝 تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۷/۲۸
🍁 به استغفار چنگ زنید!
💬 #امام_باقر (ع) از حضرت #امیرالمؤمنین (ع) نقل فرمود:
«دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را دریابید و بدان چنگ زنید؛ اما امانی که برداشته شد رسول خدا بود و امان باقیمانده #استغفار کردن است، که خدای بزرگ به رسول خدا (ص) فرمود: ”خدا آنان را عذاب نمیکند، در حالی که تو در میان آنان هستی و عذابشان نمیکند تا آن هنگام که استغفار میکنند. [#انفال: ۳۳]“» (#نهجالبلاغه: حکمت ۸۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
💬 #امام_باقر (ع) از حضرت #امیرالمؤمنین (ع) نقل فرمود:
«دو چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکی از آن دو برداشته شد. پس دیگری را دریابید و بدان چنگ زنید؛ اما امانی که برداشته شد رسول خدا بود و امان باقیمانده #استغفار کردن است، که خدای بزرگ به رسول خدا (ص) فرمود: ”خدا آنان را عذاب نمیکند، در حالی که تو در میان آنان هستی و عذابشان نمیکند تا آن هنگام که استغفار میکنند. [#انفال: ۳۳]“» (#نهجالبلاغه: حکمت ۸۸)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
🍁آیا پیامبر (ص) به دست همسرانش مسموم شد؟
✍🏻 مهدی #مسائلی مینویسد:
«چند سالی است که موضوع مسموم شدن و شهادت پیامبر اکرم (ص) توسط نزدیکان ایشان (بعضی از زنان آن حضرت) مطرح میشود. با این رویکرد نوشتههای فراوانی همزمان با ایام درگذشت پیامبر اسلام (ص) در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که در آنها با چینش بعضی روایات خواستهاند این موضوع را اثبات کنند. در ادامه این یادداشت تلاش میشود به صورت مختصر و کوتاه به بعضی از این مطالب پاسخ داده شود.»
📝 ادامه این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
©️ کانال و سایت مهدی مسائلی
✍🏻 مهدی #مسائلی مینویسد:
«چند سالی است که موضوع مسموم شدن و شهادت پیامبر اکرم (ص) توسط نزدیکان ایشان (بعضی از زنان آن حضرت) مطرح میشود. با این رویکرد نوشتههای فراوانی همزمان با ایام درگذشت پیامبر اسلام (ص) در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که در آنها با چینش بعضی روایات خواستهاند این موضوع را اثبات کنند. در ادامه این یادداشت تلاش میشود به صورت مختصر و کوتاه به بعضی از این مطالب پاسخ داده شود.»
📝 ادامه این یادداشت را در تلگراف زیر بخوانید!
©️ کانال و سایت مهدی مسائلی
Telegraph
آیا پیامبر (ص) به دست همسرانش مسموم شد؟
مهدی مسائلی مینویسد: «چند سالی است که موضوع مسموم شدن و شهادت پیامبر اکرم (ص) توسط نزدیکان ایشان (بعضی از زنان آن حضرت) مطرح میشود. با این رویکرد نوشتههای فراوانی همزمان با ایام درگذشت پیامبر اسلام (ص) در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که در آنها…
🍁 هیچ شفاعتکنندهای مؤثرتر از توبه نیست!
▪️ دیدگاه آیتالله منتظری درباره شفاعت!
✍🏻 آیتالله #منتظری مینویسد:
«شفاعت به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیزی برای کمک است؛ و بیشتر درباره کسی استعمال میشود که دارای رتبه برتر است و در کنار پایینتر قرار داده میشود تا او را کمک کند. [۱] به رغم تأكيد قرآن کریم بر نبود هیچ گونه یار و شفیعی در قیامت برای انسان ”لَيسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِی وَ لَا شَفِيعٌ؛ برای آنان جز خدا ولى و شفیعی نیست.“ [۲]، در آیاتی به صراحت از #شفاعت و تأثیر آن در نجات انسان سخن گفته شده است. آنچه از شفاعت نفی شده است برای ظالمان [۳] و کافران [۴] میباشد. مشرکان و کافران و همه کسانی که حقایق دین را انکار میکنند مشمول شفاعت نخواهند شد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ”شفاعت من برای گناهکاران از امت من است، به جز گناه شرک و ظلم.“ [۵] مسلمانان بر این امر اتفاق نظر دارند که رسول خدا از مقام شفاعت برخوردار است، مقامی که خداوند به او داده و آن حضرت را خشنود کرده است [۶]: ”وَ لَسَوْفَ يعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى“ [۷] و آن مقام را حاصل شبزندهداری و تهجد پیامبر دانسته است. [۸] خداوند به کسانی از برگزیدگان و بندگان خوب خود اذن شفاعت داده است: ”وَ لَا يشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى؛ و آنها شفاعت نمیکنند، جز برای کسی که خدا رضایت دهد.“ [۹] مراد از مأذون و مرضى خدا، پیامبران، اوصیا، فرشتگان و برخی از مؤمناناند. [۱۰]
شفاعت کاری خارج از ضابطه نیست. شفاعت نوعی لطف و کرم از جانب خداوند به بندگانی است که اعتقاد و عملشان درست بوده و به رغم اینکه انسان خوبی بودهاند احیاناً در جایی لغزیدهاند، گناهی مرتکب شدهاند و موفق به توبه نگردیدهاند. کسانی که پس از گناه موفق به #توبه بشوند نیازی به شفاعت نخواهند داشت. در حدیث آمده است: ”لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوبَةِ؛ شفیعی مؤثرتر از توبه نیست.“ [۱۱] اهل توحید بودن و در صراط مستقیم الهی قرار داشتن، شرط لازم شفاعت است. شفاعت جبران کاستی و نقص است. شفاعت در واقع از ارتباط وثيق شفاعتکننده و شفاعتشونده حکایت دارد. چنین نیست که هر کس مجاز باشد هر کار خلافی را که مایل بود انجام بدهد و با شفاعت از هوسرانیهای او چشمپوشی شود. بنابراین شفاعت نه به کسی اجازه گناه میدهد و نه با چنان شرایط کسی را جرأت به گناه میدهد. شفاعت روح امید را در دلها زنده نگه میدارد و انسانها را تشویق به انجام وظیفه میکند، تکالیفی که از بندگان خواسته شده و گاه دشوار است و ادای همه آنها سخت میباشد، به خصوص با توجه به اینکه دنیا دار وسوسه و لغزش است. چنین افرادی را خداوند با شفاعت بندهای از برگزیدگانش از عذاب نجات میدهد و یا به رتبه او میافزاید.» (منتظری، ۱۳۸۷: ۳۰۲ ــ ۳۰۳)
📝 پانوشتها:
[۱] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن (صص ۴۵۷ ــ ۴۵۸)
[۲] #انعام: ۵۱
[۳] #غافر: ۱۸
[۴] #مدثر: ۴۶ و ۴۸
[۵] صدوق، الخصال، باب السبعة (ص ۳۵۵، حدیث ۳۶)
[۶] طبرسی، مجمع البیان (ج ۵، ص ۵۰۵)؛ آلوسی، روح المعانی (ج ۲۸، ص ۱۶۰)
[۷] #ضحی: ۵
[۸] #اسرا: ۷۹
[۹] #انبیا: ۲۸
[۱۰] صدوق، الاعتقادات (باب ۲۱، ص ۴۴ و ۴۵)
[۱۱] صدوق، الأمالی (مجلس ۵۲، ص ۳۹۹، حدیث ۹)؛ [#نهجالبلاغه: حکمت ۳۷۱]
📚 منتظری، حسینعلی. (۱۳۸۷). اسلام دین فطرت. چاپ سوم. تهران: نشر سایه.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا شفاعت یک نوع پارتیبازی است؟
▪️ دیدگاه آیتالله منتظری درباره شفاعت!
✍🏻 آیتالله #منتظری مینویسد:
«شفاعت به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیزی برای کمک است؛ و بیشتر درباره کسی استعمال میشود که دارای رتبه برتر است و در کنار پایینتر قرار داده میشود تا او را کمک کند. [۱] به رغم تأكيد قرآن کریم بر نبود هیچ گونه یار و شفیعی در قیامت برای انسان ”لَيسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِی وَ لَا شَفِيعٌ؛ برای آنان جز خدا ولى و شفیعی نیست.“ [۲]، در آیاتی به صراحت از #شفاعت و تأثیر آن در نجات انسان سخن گفته شده است. آنچه از شفاعت نفی شده است برای ظالمان [۳] و کافران [۴] میباشد. مشرکان و کافران و همه کسانی که حقایق دین را انکار میکنند مشمول شفاعت نخواهند شد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ”شفاعت من برای گناهکاران از امت من است، به جز گناه شرک و ظلم.“ [۵] مسلمانان بر این امر اتفاق نظر دارند که رسول خدا از مقام شفاعت برخوردار است، مقامی که خداوند به او داده و آن حضرت را خشنود کرده است [۶]: ”وَ لَسَوْفَ يعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى“ [۷] و آن مقام را حاصل شبزندهداری و تهجد پیامبر دانسته است. [۸] خداوند به کسانی از برگزیدگان و بندگان خوب خود اذن شفاعت داده است: ”وَ لَا يشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى؛ و آنها شفاعت نمیکنند، جز برای کسی که خدا رضایت دهد.“ [۹] مراد از مأذون و مرضى خدا، پیامبران، اوصیا، فرشتگان و برخی از مؤمناناند. [۱۰]
شفاعت کاری خارج از ضابطه نیست. شفاعت نوعی لطف و کرم از جانب خداوند به بندگانی است که اعتقاد و عملشان درست بوده و به رغم اینکه انسان خوبی بودهاند احیاناً در جایی لغزیدهاند، گناهی مرتکب شدهاند و موفق به توبه نگردیدهاند. کسانی که پس از گناه موفق به #توبه بشوند نیازی به شفاعت نخواهند داشت. در حدیث آمده است: ”لَا شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوبَةِ؛ شفیعی مؤثرتر از توبه نیست.“ [۱۱] اهل توحید بودن و در صراط مستقیم الهی قرار داشتن، شرط لازم شفاعت است. شفاعت جبران کاستی و نقص است. شفاعت در واقع از ارتباط وثيق شفاعتکننده و شفاعتشونده حکایت دارد. چنین نیست که هر کس مجاز باشد هر کار خلافی را که مایل بود انجام بدهد و با شفاعت از هوسرانیهای او چشمپوشی شود. بنابراین شفاعت نه به کسی اجازه گناه میدهد و نه با چنان شرایط کسی را جرأت به گناه میدهد. شفاعت روح امید را در دلها زنده نگه میدارد و انسانها را تشویق به انجام وظیفه میکند، تکالیفی که از بندگان خواسته شده و گاه دشوار است و ادای همه آنها سخت میباشد، به خصوص با توجه به اینکه دنیا دار وسوسه و لغزش است. چنین افرادی را خداوند با شفاعت بندهای از برگزیدگانش از عذاب نجات میدهد و یا به رتبه او میافزاید.» (منتظری، ۱۳۸۷: ۳۰۲ ــ ۳۰۳)
📝 پانوشتها:
[۱] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن (صص ۴۵۷ ــ ۴۵۸)
[۲] #انعام: ۵۱
[۳] #غافر: ۱۸
[۴] #مدثر: ۴۶ و ۴۸
[۵] صدوق، الخصال، باب السبعة (ص ۳۵۵، حدیث ۳۶)
[۶] طبرسی، مجمع البیان (ج ۵، ص ۵۰۵)؛ آلوسی، روح المعانی (ج ۲۸، ص ۱۶۰)
[۷] #ضحی: ۵
[۸] #اسرا: ۷۹
[۹] #انبیا: ۲۸
[۱۰] صدوق، الاعتقادات (باب ۲۱، ص ۴۴ و ۴۵)
[۱۱] صدوق، الأمالی (مجلس ۵۲، ص ۳۹۹، حدیث ۹)؛ [#نهجالبلاغه: حکمت ۳۷۱]
📚 منتظری، حسینعلی. (۱۳۸۷). اسلام دین فطرت. چاپ سوم. تهران: نشر سایه.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا شفاعت یک نوع پارتیبازی است؟
🍁خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده است!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«بدان! خدايى كه گنجهاى آسمان و زمين در دست اوست به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده كه از او بخواهى تا عطا كند، درخواست رحمت كنى تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطهاى پناه ببرى، و در صورت ارتكاب گناه درِ #توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايى سزاوار توست رسوا نساخته، و براى بازگشت به خويش شرایط سنگينى مطرح نكرده است. در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكى شمرده است. هر گناه تو را يكى، و هر نيكى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندايت را مىشنود، و چون با او راز دل گويى راز تو را مىداند. پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غمهاى تو را برطرف كند و در مشكلات تو را يارى رساند.» (#نهجالبلاغه: بخشی از نامه ۳۱)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ فقط خداوند حاجتروا است!
💬 #امیرالمؤمنین (ع):
«بدان! خدايى كه گنجهاى آسمان و زمين در دست اوست به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است. تو را فرمان داده كه از او بخواهى تا عطا كند، درخواست رحمت كنى تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسى را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطهاى پناه ببرى، و در صورت ارتكاب گناه درِ #توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايى سزاوار توست رسوا نساخته، و براى بازگشت به خويش شرایط سنگينى مطرح نكرده است. در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكى شمرده است. هر گناه تو را يكى، و هر نيكى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. هر گاه او را بخوانى، ندايت را مىشنود، و چون با او راز دل گويى راز تو را مىداند. پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غمهاى تو را برطرف كند و در مشكلات تو را يارى رساند.» (#نهجالبلاغه: بخشی از نامه ۳۱)
📚 نهجالبلاغه. ترجمه محمد #دشتی (۱۳۸۶). تهران: قدر ولایت.
📝 یادداشت مرتبط:
▪️ فقط خداوند حاجتروا است!
🍁 دربارهٔ ”بشارت به خروج ماه صفر“
✍🏻 مهدی #سیمایی مینویسد:
«از مشهورات دیگر بین شیعیان، که احياناً ممكن است از مستندات نحوست ایام نیز قرار گیرد، روایتی است از پیامبر اکرم (ص)، که هر کس خروج ماہ صفر را بشارت دهد بهشتی خواهد شد. روایتی مبنی بر بشارت به خروج ماه صفر در هیچ یک از منابع روایی شیعه وجود ندارد. این روایت در برخی منابع عامه نقل شده است که خود علمای اهل سنت آن را جعلی دانستهاند. [۱]
روایت دیگری در منابع شیعی موجود است که در آن اشارهای به ماه صفر نشده است. خلاصه این حدیث چنین است:
”پیامبر در جمع اصحاب بودند و گفتند اولین نفری که بر ما وارد میشود از بهشتیان است. برخی از یاران بعد از شنیدن این سخن، به سرعت بیرون رفتند و داخل شدند تا مصداق این سخن پیامبر شوند. پیامبر فرمودند: ’خیر. اکنون چند نفر بر شده وارد میشوند، که هر کدام به من خبر دهد ماه آذار رومی تمام شده اهل بهشت است.‘ پس گروهی داخل شدند و پیامبر رو به ابوذر کردند و فرمودند: ’ای اباذر! ما در چه ماه رومی هستیم؟‘ ابوذر گفت: ’ماه آذار تمام شده است.‘ پیامبر فرمود: ’میدانستم، اما دوست داشتم امت من بدانند. که تو بهشتی هستی.‘ “ [۲]
درباره حدیث فوق باید بدین نکات توجه کرد:
➊ در حدیث اصلاً سخن از ماه صفر نبوده است.
➋ ماه آذار، ماهی رومی و صرفا هماهنگ ماه آذر است. این ماه مطابق ماه مارس میلادی و مقارن با اواسط اسفند است.
➌ بر اساس محاسبات تقویمی، ماه آذار با ماه صفر در هیچ یک از ۱۱ سال اقامت پیامبر در مدینه مطابقتی ندارد.
➍ واژه ”بشّرنی“، از ”بشارت“ در لغت عرب، در خبر خوب منحصر نیست، بلکه مطلق خبردادن را هم شامل می شود.
➎ بر فرض، حتی اگر در روایت ماه صفر ذکر شده بود، اولاً، دلالتی بر نحوست ماه صفر نداشته؛ و ثانياً، معنایی کلی برای همه مخاطبان نیست تا از آن گزارهای عام استفاده شود که هر کسی خروج ماه صفر را بشارت دهد بهشتی میشود، بلکه به عبارت فنی علم حدیث ”قضیهٔ خارجيه“ بوده است. مراد پیامبر معرفی ابوذر به عنوان فردی بهشتی بوده است؛ مانند آنکه اگر پیامبر میگفت اولین کسی که از در وارد شد بهشتی است، کسی برداشت نمیکرد که از در وارد شدن سبب بهشتی شدن شده و عملی مستحب است، بلکه مراد پیامبر آن فردی بوده که در حال ورود بوده است.
➏ حدیث فوق نیز سند معتبری ندارد. در سند این حدیث ، افراد مجهولی مانند تمیم بن بهلول و پدرش واقع شدهاند.» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۱۵۹ ــ ۱۶۰)
📝 پانوشتها:
[۱] میرداماد، الرواشح السماویة، ص ۲۸۵؛ به نقل از مسعودی ”پنداره نحوست ماه صفر“.
[۲] صدوق، علل الشرائع (ج ۱، ص ۱۷۵)؛ همو، معانی الأخبار (ص ۲۰۴)
📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بیاعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: انتشارات کتاب طه.
📥 دانلود مقدمه و فهرست کتاب
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا ماه صفر نحس است؟
✍🏻 مهدی #سیمایی مینویسد:
«از مشهورات دیگر بین شیعیان، که احياناً ممكن است از مستندات نحوست ایام نیز قرار گیرد، روایتی است از پیامبر اکرم (ص)، که هر کس خروج ماہ صفر را بشارت دهد بهشتی خواهد شد. روایتی مبنی بر بشارت به خروج ماه صفر در هیچ یک از منابع روایی شیعه وجود ندارد. این روایت در برخی منابع عامه نقل شده است که خود علمای اهل سنت آن را جعلی دانستهاند. [۱]
روایت دیگری در منابع شیعی موجود است که در آن اشارهای به ماه صفر نشده است. خلاصه این حدیث چنین است:
”پیامبر در جمع اصحاب بودند و گفتند اولین نفری که بر ما وارد میشود از بهشتیان است. برخی از یاران بعد از شنیدن این سخن، به سرعت بیرون رفتند و داخل شدند تا مصداق این سخن پیامبر شوند. پیامبر فرمودند: ’خیر. اکنون چند نفر بر شده وارد میشوند، که هر کدام به من خبر دهد ماه آذار رومی تمام شده اهل بهشت است.‘ پس گروهی داخل شدند و پیامبر رو به ابوذر کردند و فرمودند: ’ای اباذر! ما در چه ماه رومی هستیم؟‘ ابوذر گفت: ’ماه آذار تمام شده است.‘ پیامبر فرمود: ’میدانستم، اما دوست داشتم امت من بدانند. که تو بهشتی هستی.‘ “ [۲]
درباره حدیث فوق باید بدین نکات توجه کرد:
➊ در حدیث اصلاً سخن از ماه صفر نبوده است.
➋ ماه آذار، ماهی رومی و صرفا هماهنگ ماه آذر است. این ماه مطابق ماه مارس میلادی و مقارن با اواسط اسفند است.
➌ بر اساس محاسبات تقویمی، ماه آذار با ماه صفر در هیچ یک از ۱۱ سال اقامت پیامبر در مدینه مطابقتی ندارد.
➍ واژه ”بشّرنی“، از ”بشارت“ در لغت عرب، در خبر خوب منحصر نیست، بلکه مطلق خبردادن را هم شامل می شود.
➎ بر فرض، حتی اگر در روایت ماه صفر ذکر شده بود، اولاً، دلالتی بر نحوست ماه صفر نداشته؛ و ثانياً، معنایی کلی برای همه مخاطبان نیست تا از آن گزارهای عام استفاده شود که هر کسی خروج ماه صفر را بشارت دهد بهشتی میشود، بلکه به عبارت فنی علم حدیث ”قضیهٔ خارجيه“ بوده است. مراد پیامبر معرفی ابوذر به عنوان فردی بهشتی بوده است؛ مانند آنکه اگر پیامبر میگفت اولین کسی که از در وارد شد بهشتی است، کسی برداشت نمیکرد که از در وارد شدن سبب بهشتی شدن شده و عملی مستحب است، بلکه مراد پیامبر آن فردی بوده که در حال ورود بوده است.
➏ حدیث فوق نیز سند معتبری ندارد. در سند این حدیث ، افراد مجهولی مانند تمیم بن بهلول و پدرش واقع شدهاند.» (سیمایی، ۱۳۹۸: ۱۵۹ ــ ۱۶۰)
📝 پانوشتها:
[۱] میرداماد، الرواشح السماویة، ص ۲۸۵؛ به نقل از مسعودی ”پنداره نحوست ماه صفر“.
[۲] صدوق، علل الشرائع (ج ۱، ص ۱۷۵)؛ همو، معانی الأخبار (ص ۲۰۴)
📚 سیمایی، مهدی. (۱۳۹۸). مشهورات بیاعتبار در تاریخ و حدیث: دفتر اول. قم: انتشارات کتاب طه.
📥 دانلود مقدمه و فهرست کتاب
📝 یادداشت مرتبط:
▪️آیا ماه صفر نحس است؟
🍁 آيا ماه صفر نحس است؟
▪️ #مقاله ”پنداره نحوست ماه صفر“
✍🏻 عبدالهادی #مسعودی مینویسد:
«روایت بشارت دادن به خروج از ماه صفر در مجموعههای روایی شیعه نقل نشده است و تنها در دو سه کتاب معاصر آمده است. هیچ کدام از این کتابها سندی برای آن ذکر نکرده و منبع حدیثی کهن یا معتبری برای آن نیاوردهاند. در میان اهل سنت نیز محدثان مشهور به ساختگی بودن این خبر تصریح کردهاند. حدیث مشابه این خبر با متن ”مَنْ بَشَّرَنِی بِخُروجِ آذارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ“ نیز نقل شده که اهل تسنن آن را هم ساختگی دانستهاند، اما محدثان شیعه هرچند آن را ساختگی نخواندهاند، ولی با توجه به فضا و سبب صدورش، با موضوع نحوست ایام و ماه صفر مرتبط ندانستهاند. گفتنی است در اشعار مولوی بدون اشاره به هیچ منبع و سندی به خبر نخست استناد شده، اما آن را دال بر نحوست ماه صفر ندانسته است. مولوی خوشحال شدن پیامبر را نه به دلیل تمام شدن ماه صفر که به معنای بشارت به ماه ربیعالاول به عنوان ظرف زمانی رحلت و عروج خویش دانسته است، زیرا پیامبر اکرم (ص) به لقای خدا میاندیشد و دوستدار وصال اوست.» (مسعودی، ۱۳۹۲)
📷 lish.ir/1pWF
📝 این مقاله را میتوانید از اینجا دانلود کنید!
📘 مسعودی، عبدالهادی. (۱۳۹۲). پنداره نحوست ماه صفر. دوفصلنامه حدیث حوزه. شماره ۶.
▪️ #مقاله ”پنداره نحوست ماه صفر“
✍🏻 عبدالهادی #مسعودی مینویسد:
«روایت بشارت دادن به خروج از ماه صفر در مجموعههای روایی شیعه نقل نشده است و تنها در دو سه کتاب معاصر آمده است. هیچ کدام از این کتابها سندی برای آن ذکر نکرده و منبع حدیثی کهن یا معتبری برای آن نیاوردهاند. در میان اهل سنت نیز محدثان مشهور به ساختگی بودن این خبر تصریح کردهاند. حدیث مشابه این خبر با متن ”مَنْ بَشَّرَنِی بِخُروجِ آذارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ“ نیز نقل شده که اهل تسنن آن را هم ساختگی دانستهاند، اما محدثان شیعه هرچند آن را ساختگی نخواندهاند، ولی با توجه به فضا و سبب صدورش، با موضوع نحوست ایام و ماه صفر مرتبط ندانستهاند. گفتنی است در اشعار مولوی بدون اشاره به هیچ منبع و سندی به خبر نخست استناد شده، اما آن را دال بر نحوست ماه صفر ندانسته است. مولوی خوشحال شدن پیامبر را نه به دلیل تمام شدن ماه صفر که به معنای بشارت به ماه ربیعالاول به عنوان ظرف زمانی رحلت و عروج خویش دانسته است، زیرا پیامبر اکرم (ص) به لقای خدا میاندیشد و دوستدار وصال اوست.» (مسعودی، ۱۳۹۲)
📷 lish.ir/1pWF
📝 این مقاله را میتوانید از اینجا دانلود کنید!
📘 مسعودی، عبدالهادی. (۱۳۹۲). پنداره نحوست ماه صفر. دوفصلنامه حدیث حوزه. شماره ۶.
Forwarded from کلام | سید حمید حسینی
💢 دروغ پایان صفر 💢
❇️ هر ساله با پایان ماه صفر در رسانه های مجازی، پیام های شادباش پایان ماه صفر و شروع ماه ربیع الأول دست به دست می شود و در آنها به حدیثی استناد میشود از پیامبر اکرم ( ص ) که ایشان فرموده اند :
"هرکس پایان صفر را خبر دهد بهشت بر او واجب میشود !!"
1⃣ در ابتدا باید توجه داشت که بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر ، انسان در گرو اعمال خود میباشد و تنها با یک بشارت دادن به خروج یک ماه ، کسی لیاقت ورود به بهشت را نمی یابد .
2⃣ روایت "هر کس پایان ماه صفر را خبر دهد، بهشت بر او واجب میشود" در هیچ منبع روایی معتبر و قابل اعتنایی نیامده است.
3⃣ روایتی با مضمون مشابه در منابع معتبر و با سند معتبر موجود است که هدف آن تضمین یا بشارت بر بهشت در مقابل خبر خروج از ماه نیست، بلکه نشانهای برای معرفی شخصیت صحابی ارجمند پیامبر(ص)، ابوذر غفاری است . در حقیقت این پیامک اقتباسی ناشیانه و ناقص از یک حدیث نسبتاً مفصل بوده است که بخش مورد نظر حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»
متن کامل حدیث در منابعی همچون معانیالأخبار ص205 و عللالشرایع ج1 ص175 آمده است. که خلاصه آن چنین است:
4⃣ روزی پیامبر(ص) به جمعی فرمودند: اولین کسی که بر جمع شما وارد می شود، اهل بهشت است. برخی از آن جمع، بیرون رفتند تا دوباره بر جمع وارد شوند و بهشتی باشند!
پیامبر(ص) که متوجه این عمل آنها شدند ، به جماعت باقیمانده فرمودند : به زودی جماعتی بر شما وارد میشوند که بر یکدیگر پیشی میگیرند، آنکه بشارت اتمام ماه آذار ( یکی از ماه های رومی ) را دهد، اهل بهشت است. در افرادی که وارد شدند، ابوذر هم بود.
پیامبر(ص) از جمع سوال کردند : در چه ماهی از ماههای رومی هستیم؟ ابوذر: یا رسولالله! ماه آذار خارج شده است. پیامبر(ص): تو از اهل بهشتی و بعد از من، تو را به جرم محبّت به اهلبیتم، از حرم من طرد میکنند و از آن پس تنها زندگی کرده و غریب و تنها خواهی مرد و جماعتی به واسطه تو سعادتمند خواهند شد.
5⃣ چنانچه از پایان روایت مشخص است ایستادگی بر مودّت اهلبیت پیامبر(ص) عامل بهشتی بودن ابوذر است، نه خبردادن پایان یک ماه و این تنها یک نشانه بود. در حقیقت پیامبر می خواستند که با این عمل، جایگاه رفیع ابوذر را به اصحاب خود نشان دهد .
حاصل آن که این حدیث به اصطلاح علماء علمالحدیث قضیة فی الواقعة بوده است. یعنی یک حدیث در موردی خاص بوده است و در شأن یک فرد خاص یعنی جناب ابوذر غفاری از صحابی جلیلالقدر رسولالله(ص) ایراد شده است که رسولالله(ص) در قالب این بیان میخواستند به سایرین بفهمانند که جناب ابوذر یکی از اهل بهشت است.
6⃣ علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی 365 روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.
7⃣ دروغ از گناهان کبیره و دروغ بستن بر خدا و پیامبر(ص)، از بدترین گناهان کبیره است. لازم است همه ما با عدم انتشار دروغ های ساخته شده به ساحت پیامبر اکرم (ص )، مانع از نشر خرافات و تحریف واقعیتها شویم.
✍ حسین سعادت
⭕️ @hamidhossaini
❇️ هر ساله با پایان ماه صفر در رسانه های مجازی، پیام های شادباش پایان ماه صفر و شروع ماه ربیع الأول دست به دست می شود و در آنها به حدیثی استناد میشود از پیامبر اکرم ( ص ) که ایشان فرموده اند :
"هرکس پایان صفر را خبر دهد بهشت بر او واجب میشود !!"
1⃣ در ابتدا باید توجه داشت که بر اساس آیات قرآن و روایات معتبر ، انسان در گرو اعمال خود میباشد و تنها با یک بشارت دادن به خروج یک ماه ، کسی لیاقت ورود به بهشت را نمی یابد .
2⃣ روایت "هر کس پایان ماه صفر را خبر دهد، بهشت بر او واجب میشود" در هیچ منبع روایی معتبر و قابل اعتنایی نیامده است.
3⃣ روایتی با مضمون مشابه در منابع معتبر و با سند معتبر موجود است که هدف آن تضمین یا بشارت بر بهشت در مقابل خبر خروج از ماه نیست، بلکه نشانهای برای معرفی شخصیت صحابی ارجمند پیامبر(ص)، ابوذر غفاری است . در حقیقت این پیامک اقتباسی ناشیانه و ناقص از یک حدیث نسبتاً مفصل بوده است که بخش مورد نظر حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»
متن کامل حدیث در منابعی همچون معانیالأخبار ص205 و عللالشرایع ج1 ص175 آمده است. که خلاصه آن چنین است:
4⃣ روزی پیامبر(ص) به جمعی فرمودند: اولین کسی که بر جمع شما وارد می شود، اهل بهشت است. برخی از آن جمع، بیرون رفتند تا دوباره بر جمع وارد شوند و بهشتی باشند!
پیامبر(ص) که متوجه این عمل آنها شدند ، به جماعت باقیمانده فرمودند : به زودی جماعتی بر شما وارد میشوند که بر یکدیگر پیشی میگیرند، آنکه بشارت اتمام ماه آذار ( یکی از ماه های رومی ) را دهد، اهل بهشت است. در افرادی که وارد شدند، ابوذر هم بود.
پیامبر(ص) از جمع سوال کردند : در چه ماهی از ماههای رومی هستیم؟ ابوذر: یا رسولالله! ماه آذار خارج شده است. پیامبر(ص): تو از اهل بهشتی و بعد از من، تو را به جرم محبّت به اهلبیتم، از حرم من طرد میکنند و از آن پس تنها زندگی کرده و غریب و تنها خواهی مرد و جماعتی به واسطه تو سعادتمند خواهند شد.
5⃣ چنانچه از پایان روایت مشخص است ایستادگی بر مودّت اهلبیت پیامبر(ص) عامل بهشتی بودن ابوذر است، نه خبردادن پایان یک ماه و این تنها یک نشانه بود. در حقیقت پیامبر می خواستند که با این عمل، جایگاه رفیع ابوذر را به اصحاب خود نشان دهد .
حاصل آن که این حدیث به اصطلاح علماء علمالحدیث قضیة فی الواقعة بوده است. یعنی یک حدیث در موردی خاص بوده است و در شأن یک فرد خاص یعنی جناب ابوذر غفاری از صحابی جلیلالقدر رسولالله(ص) ایراد شده است که رسولالله(ص) در قالب این بیان میخواستند به سایرین بفهمانند که جناب ابوذر یکی از اهل بهشت است.
6⃣ علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی 365 روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.
7⃣ دروغ از گناهان کبیره و دروغ بستن بر خدا و پیامبر(ص)، از بدترین گناهان کبیره است. لازم است همه ما با عدم انتشار دروغ های ساخته شده به ساحت پیامبر اکرم (ص )، مانع از نشر خرافات و تحریف واقعیتها شویم.
✍ حسین سعادت
⭕️ @hamidhossaini