🔰دو دوتا روی زمین!
🔺یه ایراد مفهومی و ۲ ایراد محتوایی به ایده «آزادسازی کاربری اراضی کشاورزی» [اسکرینشات توییت ضمیمه را ببینید👇🏻] بنظرم میرسه. اول اینکه؛ بنظرم سیاستگذاری، کنترل پروژه و یا بازی با اعداد نیست و وقتی درمورد اداره امور عمومی حرف میزنیم الزاماً ۱+۲=۳ نمیشه و مثلا متوجه میشی که اون ۱، یکِ باینری بوده و تحت شرایطی صفر خونده میشه!
🔺یعنی مثلاً در این مثال، نمیتونید بگید چون نهایتاً به اندازهی یکدرصد زمینهای کشاورزی، نقدینگی برای ساختوساز وجود داره، پس اگه تغییر کاربری مجاز شد نهایتاً یک درصد زمینهای کشاورزی از دست میرن. نه!ممکنه یکی استدلال کنه که با تبدیلشدن زمینهای کشاورزی به کالای سرمایهای ممکنه خیلی بیش از ۱درصد زمینها وارد فرآیند معامله، دلالی، ساخت پروژههای نیمهکاره و از بین رفتن خاک و غیرقابل برگشتشدن کاربری کشاورزی بشن. ممکنه یکی هزینههای ترک روستا و حاشیهنشینشدن کشاورز رو لیست کنه، یکی درمورد صدسال آینده و حق نسلهای بعدی از زمین امروز بگه و در کل ۱+۲ شما ۳ نشه!
🔺صرفنظر از این ایراد کلی که به ایدههای مهندسی و محاسباتی اینچنینی وارده، درمورد محتوای این ایده هم ۲تا نکته بنظرم میرسه:
اولاً بنظرم رونق صنعت و تولید صنعتی در اینجا موضوعیتی نداره و دعوا حول دوگانهی کشاورزی-مسکونی شکل میگیره. چرا که زمین و قیمت اون در زنجیره ارزش تولیدصنعتی و قیمت تمامشده محصول تاثیر چندانی نداره و مشکل تولید، زمین نیست و چندین فاکتورمهم دیگه وجود داره که تولید رونق نمیگیره.
🔺اما در زنجیره ارزش مسکن و کشاورزی، زمین و قیمتش مهمه. امروز سرمایهای بودن زمین یکی از مهمترین دلایل گرونی مسکن و هزینه تمامشدهست. با تغییرکاربری کشاورزیها و افزایش عرضهی عرصهی زمین مسکونی، میشه رونق ساختوساز و کاهش قیمت مسکن رو متصور بود اما از طرفی در اون طرف کفه، افزایش قیمت زمین کشاورزی و بصرفه نبودن کشت و کار رو هم میشه پیشبینی کرد.
🔺الان کمتر از ۳درصد از عرصهی ۱۶۴ میلیون هکتاری کشور کاربری مسکونی داره و اگرچه تلاش برای افزایش این سهم، میتونه به رونق تولید مسکن و کاهش هزینه مسکن خانوارها کمک کنه اما راه این افزایش، الزاماً زدن از سهم کمتر از ۱۵درصدی اراضی کشاورزی نیست.
🔺ایراد محتوایی دوم به ایده آزادسازی کاربری کشاورزی اینه که این ایده میخواد ابزار تعیین نسبت اراضی مختلف رو که یه موضوع ملی و نیازمند نگاه از بالا و رعایت ملاحظات آمایش سرزمین و نیازها و شرایط اجتماعی و اقلیمی هر منطقهست، به سطح تصمیمگیری خرد هر کشاورز واگذار کنه.
🔺طبق این ایده، مثلاً بجای اینکه حکومت در مقام سیاستگذار ملی بیاد درمورد حدود ۵۵درصد از اراضی کشور که «مرتع» هستند تصمیم بگیره و مثلاً در قالب طرح جامعِ شهرها، مراتع و اراضی حاشیه شهرها رو برای «شهرسازی» اختصاص بده، داره مجوز «خانهسازی» و نه شهرسازی رو به کشاورزها یا روی زمینهای کشاورزیای میده که کمتر از ۱۵درصد اراضی کشور و البته حاصلخیز و کاربردی هم هستند.
🔺با نگاه از بالا شما هم شالیزارهای استانهای شمالی رو میبینی و اجازه نمیدی از زیر کشت خارج بشن و هم گرونی عجیب مسکن در شهرهای بزرگ و مراتع اطراف اونا رو میبینی که ازنظر زیستمحیطی هم مانعی برای تغییر کاربریشون و تولید مسکن وجود نداره. اما کشاورز روی صندلی توی حاکم ننشسته و ممکنه، شالیزار رو بفروشه تا از توش ویلا سبز بشه!
🔺«هرکس هرچی هرجا خواست بسازه» یعنی منِ حکومت هم در طراحیِ اصولی «هر چیزی کجا باید ساخته بشه» عاجزم، هم در رفع عطش و نیازی که برای مسکن و زمین اون وجود داره.
➕پ.ن:
طرح ایدههای جزئی اینچنینی و شکلگرفتن بحث حول اونا ضرورت امروزه. ایدهها و صاحبان اونا رو نکوبیم، هرچند اگه از نظر ما شاذ بنظر میان...
🔲 @ArmanGram
🔺یه ایراد مفهومی و ۲ ایراد محتوایی به ایده «آزادسازی کاربری اراضی کشاورزی» [اسکرینشات توییت ضمیمه را ببینید👇🏻] بنظرم میرسه. اول اینکه؛ بنظرم سیاستگذاری، کنترل پروژه و یا بازی با اعداد نیست و وقتی درمورد اداره امور عمومی حرف میزنیم الزاماً ۱+۲=۳ نمیشه و مثلا متوجه میشی که اون ۱، یکِ باینری بوده و تحت شرایطی صفر خونده میشه!
🔺یعنی مثلاً در این مثال، نمیتونید بگید چون نهایتاً به اندازهی یکدرصد زمینهای کشاورزی، نقدینگی برای ساختوساز وجود داره، پس اگه تغییر کاربری مجاز شد نهایتاً یک درصد زمینهای کشاورزی از دست میرن. نه!ممکنه یکی استدلال کنه که با تبدیلشدن زمینهای کشاورزی به کالای سرمایهای ممکنه خیلی بیش از ۱درصد زمینها وارد فرآیند معامله، دلالی، ساخت پروژههای نیمهکاره و از بین رفتن خاک و غیرقابل برگشتشدن کاربری کشاورزی بشن. ممکنه یکی هزینههای ترک روستا و حاشیهنشینشدن کشاورز رو لیست کنه، یکی درمورد صدسال آینده و حق نسلهای بعدی از زمین امروز بگه و در کل ۱+۲ شما ۳ نشه!
🔺صرفنظر از این ایراد کلی که به ایدههای مهندسی و محاسباتی اینچنینی وارده، درمورد محتوای این ایده هم ۲تا نکته بنظرم میرسه:
اولاً بنظرم رونق صنعت و تولید صنعتی در اینجا موضوعیتی نداره و دعوا حول دوگانهی کشاورزی-مسکونی شکل میگیره. چرا که زمین و قیمت اون در زنجیره ارزش تولیدصنعتی و قیمت تمامشده محصول تاثیر چندانی نداره و مشکل تولید، زمین نیست و چندین فاکتورمهم دیگه وجود داره که تولید رونق نمیگیره.
🔺اما در زنجیره ارزش مسکن و کشاورزی، زمین و قیمتش مهمه. امروز سرمایهای بودن زمین یکی از مهمترین دلایل گرونی مسکن و هزینه تمامشدهست. با تغییرکاربری کشاورزیها و افزایش عرضهی عرصهی زمین مسکونی، میشه رونق ساختوساز و کاهش قیمت مسکن رو متصور بود اما از طرفی در اون طرف کفه، افزایش قیمت زمین کشاورزی و بصرفه نبودن کشت و کار رو هم میشه پیشبینی کرد.
🔺الان کمتر از ۳درصد از عرصهی ۱۶۴ میلیون هکتاری کشور کاربری مسکونی داره و اگرچه تلاش برای افزایش این سهم، میتونه به رونق تولید مسکن و کاهش هزینه مسکن خانوارها کمک کنه اما راه این افزایش، الزاماً زدن از سهم کمتر از ۱۵درصدی اراضی کشاورزی نیست.
🔺ایراد محتوایی دوم به ایده آزادسازی کاربری کشاورزی اینه که این ایده میخواد ابزار تعیین نسبت اراضی مختلف رو که یه موضوع ملی و نیازمند نگاه از بالا و رعایت ملاحظات آمایش سرزمین و نیازها و شرایط اجتماعی و اقلیمی هر منطقهست، به سطح تصمیمگیری خرد هر کشاورز واگذار کنه.
🔺طبق این ایده، مثلاً بجای اینکه حکومت در مقام سیاستگذار ملی بیاد درمورد حدود ۵۵درصد از اراضی کشور که «مرتع» هستند تصمیم بگیره و مثلاً در قالب طرح جامعِ شهرها، مراتع و اراضی حاشیه شهرها رو برای «شهرسازی» اختصاص بده، داره مجوز «خانهسازی» و نه شهرسازی رو به کشاورزها یا روی زمینهای کشاورزیای میده که کمتر از ۱۵درصد اراضی کشور و البته حاصلخیز و کاربردی هم هستند.
🔺با نگاه از بالا شما هم شالیزارهای استانهای شمالی رو میبینی و اجازه نمیدی از زیر کشت خارج بشن و هم گرونی عجیب مسکن در شهرهای بزرگ و مراتع اطراف اونا رو میبینی که ازنظر زیستمحیطی هم مانعی برای تغییر کاربریشون و تولید مسکن وجود نداره. اما کشاورز روی صندلی توی حاکم ننشسته و ممکنه، شالیزار رو بفروشه تا از توش ویلا سبز بشه!
🔺«هرکس هرچی هرجا خواست بسازه» یعنی منِ حکومت هم در طراحیِ اصولی «هر چیزی کجا باید ساخته بشه» عاجزم، هم در رفع عطش و نیازی که برای مسکن و زمین اون وجود داره.
➕پ.ن:
طرح ایدههای جزئی اینچنینی و شکلگرفتن بحث حول اونا ضرورت امروزه. ایدهها و صاحبان اونا رو نکوبیم، هرچند اگه از نظر ما شاذ بنظر میان...
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰شاخص «عزتنفس»
🔺بنظرم نهایتاً حسی که یه جامعهی مطلوب و حکومت اون در افراد ایجاد میکنه یک چیزه: عزتنفس
🔺امروز در ۱۲فروردین۱۴۰۰؛ برای سنجش میزان موفقیت «جمهوریاسلامی»، میشه کیفیت #عزت_نفس رو در مردان و زنان ۴۲ساله ایرانی مطالعه کرد
🔺از صفمرغ گرفته تا صف انتخابات، دارن کیفیت عزتنفس ما رو شکل میدن. برای کارگری که برای فرار از شرمندگی، شبها انقدری دیر میاد خونه که بچهی گرسنهش خوابیده باشه، حس«عزتنفس» درحال شکلگرفتنه. برای جوانی که در تشییع سردار ملیش شرکت میکنه و اشک میریزه، برای نخبهای که به دستاوردی میرسه و یا جوانی که حقوق ابتداییش محترم شمرده نمیشه هم همچنین!
🔺عزتنفس بزرگترین فضیلت اخلاقیایه که میتونه آدمو درمقابل خیلی از رذیلتها هم حفظ کنه. کسی که عزتنفس داره خودش رو بزرگتر و عزیزتر از اون میدونه که بخواد دروغ بگه، دزدی کنه، خودفروشی کنه، زیر بار زور بره. این امنیت درمقابل بدیها، علاوه بر ساحت فردی، در مقیاس یه ملت هم قابل فهمه.
🔺همه سیاستگذاریها و عملکردهای حکومتها در حوزهی آزادی و عدالت اجتماعی، از حداقل دستمزد کارگر گرفته تا شفافیت، گشت ارشاد و... علاوه بر اهمیت موضوعی خودشون، از یه منظر دیگه هم مهماند: تکتک این تصمیم و عملها دارن پیکرهی «عزتنفس» مردم رو شکل میدن. وای بحال ملتی با پیکری نحیف!
t.me/ArmanGram_archive/201
🔲 @ArmanGram
🔺بنظرم نهایتاً حسی که یه جامعهی مطلوب و حکومت اون در افراد ایجاد میکنه یک چیزه: عزتنفس
🔺امروز در ۱۲فروردین۱۴۰۰؛ برای سنجش میزان موفقیت «جمهوریاسلامی»، میشه کیفیت #عزت_نفس رو در مردان و زنان ۴۲ساله ایرانی مطالعه کرد
🔺از صفمرغ گرفته تا صف انتخابات، دارن کیفیت عزتنفس ما رو شکل میدن. برای کارگری که برای فرار از شرمندگی، شبها انقدری دیر میاد خونه که بچهی گرسنهش خوابیده باشه، حس«عزتنفس» درحال شکلگرفتنه. برای جوانی که در تشییع سردار ملیش شرکت میکنه و اشک میریزه، برای نخبهای که به دستاوردی میرسه و یا جوانی که حقوق ابتداییش محترم شمرده نمیشه هم همچنین!
🔺عزتنفس بزرگترین فضیلت اخلاقیایه که میتونه آدمو درمقابل خیلی از رذیلتها هم حفظ کنه. کسی که عزتنفس داره خودش رو بزرگتر و عزیزتر از اون میدونه که بخواد دروغ بگه، دزدی کنه، خودفروشی کنه، زیر بار زور بره. این امنیت درمقابل بدیها، علاوه بر ساحت فردی، در مقیاس یه ملت هم قابل فهمه.
🔺همه سیاستگذاریها و عملکردهای حکومتها در حوزهی آزادی و عدالت اجتماعی، از حداقل دستمزد کارگر گرفته تا شفافیت، گشت ارشاد و... علاوه بر اهمیت موضوعی خودشون، از یه منظر دیگه هم مهماند: تکتک این تصمیم و عملها دارن پیکرهی «عزتنفس» مردم رو شکل میدن. وای بحال ملتی با پیکری نحیف!
t.me/ArmanGram_archive/201
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰امشب ساعت ۲۳ در کلابهاوس، از زاویهای متفاوت به انتخابات میپردازیم. بیاید گپ بزنیم.
🔗در لینک زیر:
https://www.joinclubhouse.com/event/PQDKWDJb
🔲@ArmanGram
🔗در لینک زیر:
https://www.joinclubhouse.com/event/PQDKWDJb
🔲@ArmanGram
🔰معدن مردم!
🔺بعد از نبرد ۱۰سالهی مردم #سریش_آباد در ماجرای معدن #قزل_قیه و مستندی که اخیراً از اون منتشر شد، با شکایت «ستاد اجرایی فرمان امام» از فردی که معدن بشکل غیرقانونی به او واگذار شده بود، تو روزای آخر سال۹۹ دادگاه حکم به خلعید بهرهبردار داده. قرار هم بود که معدن طی فرآیندی به مردم واگذار بشه.
🔺الان چند روز از ضربالاجل دادگاه برای اجرای حکم خلع ید و تخلیهی بهرهبردار متخلف میگذره اما هنوز حکم اجرا نشده. اول گفتهشد رئیس دادگستری استان جلوی اجرا رو گرفته و گفته باید در شورای قضایی استان بررسی بشه، بعد گفتن شورای قضایی نه، باید در شورای تأمین استان بررسی بشه!
🔺مسئولین محلی پاسخگو نیستن و دقیقاً روشن نیست که مشکل از کجاست. کمکاری یا نخواستنِ ستاد در اجرای حکمی که از ماهها پیش بعنوان شاکی باید پیگیر اجراش میبود یا سنگاندازی مسئولین استانی که پیشتر بارها همراهیشون با بهرهبردار متخلف تجربه شده. اینا حدسیات اهالیه. اما هرچی که هست مردمی که بعداز ورود رسانهها و افکارعمومی امیدوار شدن که به حقوقشون برسن، این روزا بدجوری در حالتِ «سنگ قلاب» اند.
🔺تو هفتههای گذشته با واریز وجه از سمت ستاد اجرایی بحساب دادگستری استان برای پس دادنِ پول بهرهبردار متخلف و خلعید او و همچنین قول ستاد مبنی بر هبهی معدن به مردم، فقط یک گام تا تجربهی یک الگوی خاص از واگذاری ثروتهای مردم به خود اونا فاصله داریم.
🔺تعاونیهای تخصصی و تشکلهای مردمی، درصورت اثبات صلاحیت خود، باید بتونن بر منابع عمومی مسلط بشن و ذیل چتر شفافیت، منافع حاصل رو بین مردم توزیع کنن. #قزل_قیه میتونه الگوی خوبی برای این مدل باشه.
🔺منافع معدن #قزل_قیه، بعنوان یکمثال از هزاران، باید به مردم اون شهرستان برسه. تو هفتههای گذشته با طرفین ماجرا در ارتباط بودیم تا بتونیم به الگوی عادلانه و قانونیای برای حل این چالش برسیم. در ادامه؛ از ستاد اجرایی تا مسئولین محلی، هرکس مانع این خواست عمومی بود رو گزارش میکنیم. پیگیریم...
➕پ.ن:
مستند «قزل قیه» رو «اینجا» و صحبتهای نماینده تعاونی مردم سریشآباد در مراسم اکران مستند رو هم «اینجا» میتونید مشاهده کنید.
🔲 @ArmanGram
🔺بعد از نبرد ۱۰سالهی مردم #سریش_آباد در ماجرای معدن #قزل_قیه و مستندی که اخیراً از اون منتشر شد، با شکایت «ستاد اجرایی فرمان امام» از فردی که معدن بشکل غیرقانونی به او واگذار شده بود، تو روزای آخر سال۹۹ دادگاه حکم به خلعید بهرهبردار داده. قرار هم بود که معدن طی فرآیندی به مردم واگذار بشه.
🔺الان چند روز از ضربالاجل دادگاه برای اجرای حکم خلع ید و تخلیهی بهرهبردار متخلف میگذره اما هنوز حکم اجرا نشده. اول گفتهشد رئیس دادگستری استان جلوی اجرا رو گرفته و گفته باید در شورای قضایی استان بررسی بشه، بعد گفتن شورای قضایی نه، باید در شورای تأمین استان بررسی بشه!
🔺مسئولین محلی پاسخگو نیستن و دقیقاً روشن نیست که مشکل از کجاست. کمکاری یا نخواستنِ ستاد در اجرای حکمی که از ماهها پیش بعنوان شاکی باید پیگیر اجراش میبود یا سنگاندازی مسئولین استانی که پیشتر بارها همراهیشون با بهرهبردار متخلف تجربه شده. اینا حدسیات اهالیه. اما هرچی که هست مردمی که بعداز ورود رسانهها و افکارعمومی امیدوار شدن که به حقوقشون برسن، این روزا بدجوری در حالتِ «سنگ قلاب» اند.
🔺تو هفتههای گذشته با واریز وجه از سمت ستاد اجرایی بحساب دادگستری استان برای پس دادنِ پول بهرهبردار متخلف و خلعید او و همچنین قول ستاد مبنی بر هبهی معدن به مردم، فقط یک گام تا تجربهی یک الگوی خاص از واگذاری ثروتهای مردم به خود اونا فاصله داریم.
🔺تعاونیهای تخصصی و تشکلهای مردمی، درصورت اثبات صلاحیت خود، باید بتونن بر منابع عمومی مسلط بشن و ذیل چتر شفافیت، منافع حاصل رو بین مردم توزیع کنن. #قزل_قیه میتونه الگوی خوبی برای این مدل باشه.
🔺منافع معدن #قزل_قیه، بعنوان یکمثال از هزاران، باید به مردم اون شهرستان برسه. تو هفتههای گذشته با طرفین ماجرا در ارتباط بودیم تا بتونیم به الگوی عادلانه و قانونیای برای حل این چالش برسیم. در ادامه؛ از ستاد اجرایی تا مسئولین محلی، هرکس مانع این خواست عمومی بود رو گزارش میکنیم. پیگیریم...
➕پ.ن:
مستند «قزل قیه» رو «اینجا» و صحبتهای نماینده تعاونی مردم سریشآباد در مراسم اکران مستند رو هم «اینجا» میتونید مشاهده کنید.
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰داداش حاجآقا
🔺امروز جلسات دادگاه #حسن_رعیت شروع شده. ینی ممکنه تو دادگاهها، این فیلم جلسه رعیت و بابکزنجانی و مرتضوی رو هم پخش کنن و تحلیل محتوا و کشف رمز کنن که معلوم بشه بالاخره ماجرای #فاضل_لاریجانی (بقول رعیت: داداش حاجآقا) و درخواست رشوه ۳۰میلیاردی از زنجانی چی بوده؟!
➕پ.ن:
حقیقتاً دیدن این کاراکترهای هفتسر، چنین تکیده و فرتوت در لباس زندان و در دادگاه، حس خوبی به آدم میده ولی همین که فضای "قوه قضاییه دمتگرم" تو ذهنت شکل میگیره، #غیرعلنی بودن دادگاه و احتمال پریدن از روی برخی اسمهای خاص در اینجور پروندهها از جلوی چشمت رژه میره و حالت گرفته میشه!
🔲@ArmanGram
🔺امروز جلسات دادگاه #حسن_رعیت شروع شده. ینی ممکنه تو دادگاهها، این فیلم جلسه رعیت و بابکزنجانی و مرتضوی رو هم پخش کنن و تحلیل محتوا و کشف رمز کنن که معلوم بشه بالاخره ماجرای #فاضل_لاریجانی (بقول رعیت: داداش حاجآقا) و درخواست رشوه ۳۰میلیاردی از زنجانی چی بوده؟!
➕پ.ن:
حقیقتاً دیدن این کاراکترهای هفتسر، چنین تکیده و فرتوت در لباس زندان و در دادگاه، حس خوبی به آدم میده ولی همین که فضای "قوه قضاییه دمتگرم" تو ذهنت شکل میگیره، #غیرعلنی بودن دادگاه و احتمال پریدن از روی برخی اسمهای خاص در اینجور پروندهها از جلوی چشمت رژه میره و حالت گرفته میشه!
🔲@ArmanGram
🔰استراتژی رسیدگی «۱۰ درصدی»!
🔺آیا در پروندههای خاص مفاسد اقتصادی، استراتژی رسیدگی «۱۰ درصدی» درحال اجراست؟ به این معنی که برای ۱۰درصد از حجم پرونده و اتهامات کمتر حساس، کیفرخواست صادر شده و به دادگاه میره و حکمی صادر میشه و بعد از سروصدا و "دادگاه فلانی برگزار شد"، اون ۹۰درصد به فراموشی سپرده میشه!
#حسن_رعیت
#اکبر_طبری
#عیسی_شریفی
🔲 @ArmanGram
🔺آیا در پروندههای خاص مفاسد اقتصادی، استراتژی رسیدگی «۱۰ درصدی» درحال اجراست؟ به این معنی که برای ۱۰درصد از حجم پرونده و اتهامات کمتر حساس، کیفرخواست صادر شده و به دادگاه میره و حکمی صادر میشه و بعد از سروصدا و "دادگاه فلانی برگزار شد"، اون ۹۰درصد به فراموشی سپرده میشه!
#حسن_رعیت
#اکبر_طبری
#عیسی_شریفی
🔲 @ArmanGram
🔰در مذمت «میانمایگی»!
🔺انتخابات۱۴۰۰ بشدت قابلیت اینو داره که صحنه رقابت «میانمایهها» باشه. خنثیها، بیتفاوتها، بیموضعها، بیهویتها، گِرد و بدونلبهها، غیرمستقلها، تحتتأثیرها، حرفگوشکنها، امنها، سردها، خستهها، بدون رویاها، نه خوب-نه بد ها و در یک کلام؛ «میانمایهها»!
🔺بنظرم سیر تحولات دهههای گذشته بسمت رونق میانمایگی در سیاست بوده. میانمایههای پیر قدرت رو بدست گرفتن و میانمایههای جوان نردبان پیشرفت رو. میانمایهها آدمهای بدی نیستن، اما آدمهای هیچیای هستن و ایرانِ امروزِ ۱۴۰۰ ما به «هیچی» نیاز نداره. به «رویا» و «تحول» نیاز داره...
🔲 @ArmanGram
🔺انتخابات۱۴۰۰ بشدت قابلیت اینو داره که صحنه رقابت «میانمایهها» باشه. خنثیها، بیتفاوتها، بیموضعها، بیهویتها، گِرد و بدونلبهها، غیرمستقلها، تحتتأثیرها، حرفگوشکنها، امنها، سردها، خستهها، بدون رویاها، نه خوب-نه بد ها و در یک کلام؛ «میانمایهها»!
🔺بنظرم سیر تحولات دهههای گذشته بسمت رونق میانمایگی در سیاست بوده. میانمایههای پیر قدرت رو بدست گرفتن و میانمایههای جوان نردبان پیشرفت رو. میانمایهها آدمهای بدی نیستن، اما آدمهای هیچیای هستن و ایرانِ امروزِ ۱۴۰۰ ما به «هیچی» نیاز نداره. به «رویا» و «تحول» نیاز داره...
🔲 @ArmanGram
🔰ماجرای «احراز»!
🔺 آقای #آملی_لاریجانی، عضو شوراینگهبان جملاتی با کلیدواژههای «احراز» شرایط و «ردصلاحیت»ها گفتند. [فیلم ضمیمه] صرفنظر از ماجرای تعارض منافع در احراز شرایط برادرشون، با شنیدن این جملات یاد ماجرای #احراز و #طبری افتادم. تاریخ این مملکت گزارهی «تخلفات طبری برای ما احراز نشد» رو فراموش نمیکنه. [عکسهای ضمیمه]
🔺فساد و تخلف اداری تقریباً موضوعی «کمّی» و قابل سنجشه. وقتی چنین پدیدهای احراز نشده، در ماجرای صلاحیت کاندیداهای ریاستجمهوری که ناظر به معیارهایی «کیفی»، کلی و گنگه و درنتیجه قصهی «احراز» هم بشدت متأثر از سلیقه و عقیده و فهم احرازکننده میشه، نگرانی بیشتره.
🔺باتوجه به این دغدغه و چندین و چند دغدغهی مشابه دیگه که درمورد فرآیند احراز صلاحیتها در شورای نگهبان وجود داره، باید فکری اساسی برای آینده و چارهای عقلانی برای این انتخابات اندیشید...
➕پ.ن۱؛
💬پیشتر درمورد «تعارض منافع» آقای آملی لاریجانی نوشته بودم:
طبق اصول شفافیت و مدیریت #تعارض_منافع، آقای #آملی_لاریجانی در جلسه تصمیمگیری شوراینگهبان درمورد صلاحیت آقای علی لاریجانی، باید جلسه رو ترک کنن و حق اظهارنظر و رأی نداشته باشن.
مثل سکوت ایشون در ماجرای اتهامات دیگر برادرشون، فاضل لاریجانی، در زمان تصدی ریاست قوه قضاییه 😊
➕پ.ن۲؛
ناظر به دغدغههای اینچنینی، در روزهای گذشته، با جمعی از عدالتخواهان، نامهای به اعضای شوراینگهبان نوشتیم. متن نامه رو «اینجا» میتونید بخونید.
🔲 @ArmanGram
🔺 آقای #آملی_لاریجانی، عضو شوراینگهبان جملاتی با کلیدواژههای «احراز» شرایط و «ردصلاحیت»ها گفتند. [فیلم ضمیمه] صرفنظر از ماجرای تعارض منافع در احراز شرایط برادرشون، با شنیدن این جملات یاد ماجرای #احراز و #طبری افتادم. تاریخ این مملکت گزارهی «تخلفات طبری برای ما احراز نشد» رو فراموش نمیکنه. [عکسهای ضمیمه]
🔺فساد و تخلف اداری تقریباً موضوعی «کمّی» و قابل سنجشه. وقتی چنین پدیدهای احراز نشده، در ماجرای صلاحیت کاندیداهای ریاستجمهوری که ناظر به معیارهایی «کیفی»، کلی و گنگه و درنتیجه قصهی «احراز» هم بشدت متأثر از سلیقه و عقیده و فهم احرازکننده میشه، نگرانی بیشتره.
🔺باتوجه به این دغدغه و چندین و چند دغدغهی مشابه دیگه که درمورد فرآیند احراز صلاحیتها در شورای نگهبان وجود داره، باید فکری اساسی برای آینده و چارهای عقلانی برای این انتخابات اندیشید...
➕پ.ن۱؛
💬پیشتر درمورد «تعارض منافع» آقای آملی لاریجانی نوشته بودم:
طبق اصول شفافیت و مدیریت #تعارض_منافع، آقای #آملی_لاریجانی در جلسه تصمیمگیری شوراینگهبان درمورد صلاحیت آقای علی لاریجانی، باید جلسه رو ترک کنن و حق اظهارنظر و رأی نداشته باشن.
مثل سکوت ایشون در ماجرای اتهامات دیگر برادرشون، فاضل لاریجانی، در زمان تصدی ریاست قوه قضاییه 😊
➕پ.ن۲؛
ناظر به دغدغههای اینچنینی، در روزهای گذشته، با جمعی از عدالتخواهان، نامهای به اعضای شوراینگهبان نوشتیم. متن نامه رو «اینجا» میتونید بخونید.
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰با چهچیز مواجهیم؟ تغییر نگاه یا کمپین انتخاباتی؟!
🔺حضور در کلابهاوس و گفتگوی رودرو با منتقدان، درنگاه اول تحسینبرانگیز بوده و #علی_لاریجانی رو یک درجه از رقبایش فراتر میبره اما در نگاهی عمیقتر، میزان واقعی یا کمپینی بودن اینقبیل رفتارها و موضعگیریها محل سواله.
🔺سوالی که بنظرم مهمترین حرفی بود که میشد با خود وی مطرح کرد. اینکه آقای #لاریجانی در توییتر برای یک کاربر منتقد بنویسه «تو امشب در کلابهاوس مهمون ویژهی خودمی!» با تصویر قبلی از خانوادهلاریجانیها که در اون وبلاگنویسها بخاطر کامنت «از برادران لاریجانی چهخبر؟!» درگیر بازداشت و دادگاه و حبس میشدن؛ همخوانی نداره. حالا؛ این عدم همخوانی نشونهی یه «ریبرندینگ» انتخاباتی برای علاج نفرتعمومی از یک اشرافیت خانوادگیست یا تحول و تغییر آدمها؟!
🔺این سوال وقتی مهمتر میشه که بدونیم رویکار اومدن یه رئیسجمهور حداقلی که اکثریت جامعه رو نمایندگی نمیکنه و همراهی و پشتگرمی مردم رو نداره، در جامعهی متکثر و تحتفشار امروز ما، چه خطر جدیایه. لاریجانی با کمپین و تبلیغات شاید بتونه خوان انتخابات رو بسلامت بگذرونه، اما برای فردای ۲۸خرداد و غول هفتسر ناامیدی مردم هم چارهای خواهد داشت؟!
➕پ.ن:
سؤال من در اتاق گفتگوی آقای لاریجانی در کلابهاوس (۳۰ اردیبهشت۱۴۰۰) و پاسخ ایشون، که البته خیلی پاسخ نبود، رو در ویدئو میتونید بشنوید.👇🏻
🔲 @ArmanGram
🔺حضور در کلابهاوس و گفتگوی رودرو با منتقدان، درنگاه اول تحسینبرانگیز بوده و #علی_لاریجانی رو یک درجه از رقبایش فراتر میبره اما در نگاهی عمیقتر، میزان واقعی یا کمپینی بودن اینقبیل رفتارها و موضعگیریها محل سواله.
🔺سوالی که بنظرم مهمترین حرفی بود که میشد با خود وی مطرح کرد. اینکه آقای #لاریجانی در توییتر برای یک کاربر منتقد بنویسه «تو امشب در کلابهاوس مهمون ویژهی خودمی!» با تصویر قبلی از خانوادهلاریجانیها که در اون وبلاگنویسها بخاطر کامنت «از برادران لاریجانی چهخبر؟!» درگیر بازداشت و دادگاه و حبس میشدن؛ همخوانی نداره. حالا؛ این عدم همخوانی نشونهی یه «ریبرندینگ» انتخاباتی برای علاج نفرتعمومی از یک اشرافیت خانوادگیست یا تحول و تغییر آدمها؟!
🔺این سوال وقتی مهمتر میشه که بدونیم رویکار اومدن یه رئیسجمهور حداقلی که اکثریت جامعه رو نمایندگی نمیکنه و همراهی و پشتگرمی مردم رو نداره، در جامعهی متکثر و تحتفشار امروز ما، چه خطر جدیایه. لاریجانی با کمپین و تبلیغات شاید بتونه خوان انتخابات رو بسلامت بگذرونه، اما برای فردای ۲۸خرداد و غول هفتسر ناامیدی مردم هم چارهای خواهد داشت؟!
➕پ.ن:
سؤال من در اتاق گفتگوی آقای لاریجانی در کلابهاوس (۳۰ اردیبهشت۱۴۰۰) و پاسخ ایشون، که البته خیلی پاسخ نبود، رو در ویدئو میتونید بشنوید.👇🏻
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰لبهی آشوب!
🔺دیشب آقای احمدینژاد و دوستانشون اتاقی با محوریت موضوع مدیریت و نظریههای حکمرانی و انتخابات برگزار کردند. نزدیکترین سوالاتی که با این موضوع و ناظر به ایشون بنظرم میرسید رو پرسیدم. {ویدئوی ضمیمه👇🏻} سوال اولم که بنظرم مهمترین سوال امروز از احمدینژاد محسوب میشه بیپاسخ موند. نسبت «نظریهی آشوب» و احمدینژاد!
🔺نظریهی آشوب در مدیریت میگه همیشه یک نظم در بینظمی وجود داره و در یک فضای باز، در چالش با وضعموجود و تردید وارد کردن در کلیشهها و سنتهای سازمان، میشه موجب بروز خلاقیت و نوآوری شد. در این نظریه دو حالت نامطلوب برای سازمان تصویر میشه: یکی سطح حداقلی از آشوب که موجب شکلگیری رکود و ایستایی میشه و دیگری؛ سطح بالا و غیرقابلکنترلی از آشوب که موجب فروپاشی کل سیستم میشه. در کنار این دو حالت، حالت ایدهآلی وجود داره که در اون سطح قابلکنترلی از آشوب در سازمان وجود داره که هم ساختارهای پایه و ایدههای کلان سازمان رو حفظ میکنه و هم نمیذاره سیستم دچار رکود و محافظهکاری بشه و حرکت و پویایی رقم میخوره. به این نقطهی بهینه «لبهی آشوب (Edge of Chaos)» گفته میشه که یه مدیر توانمند باید مختصات اون رو شناسایی و سیستم رو در اون نقطه بالانس و اداره کنه.
🔺با این تعریف، مواضع و رفتارهای ساختارشکنانهی احمدینژاد درصورتی میتونه برای سیستم مفید باشه که در لبهی آشوبِ درستی تعریف شده باشه. نقطهای که در اون، هم اصولی برای پایبندی و آرمانهایی برای حرکت وجود داشته و پاسداشته بشه و هم وی محکوم به پذیرش وضعموجود و رخوت و محافظهکاری نشه.
🔺سوالم از احمدینژاد، که به فراخور وقت و فضای کلابهاوس، مختصر و بدون شرح و بسط پرسیده شد، این بود که «لبهی آشوب» تو کجاست؟! یعنی اصولی که به آنها پایبندی و نمیخواهی آنها را وارد بینظمی کنی و دغدغهی پاسداشت آنها را داری، کداماند و ساختارها و نقاطی که میخواهی آنها را به تندی و سختی به چالش بکشی چهجنس چیزهایی هستند؟! شفافشدن هرچه بیشتر این نقطه هم بنفع احمدینژاد و هم بنفع جامعهست.
🔺احمدینژاد پاسخی به این سوال نداد، شاید متوجه منظورم نشد یا هرچیز دیگهای. ولی فکر کردن به اون و شفافکردن این نقطه برای دیگران، بنظرم باید از مهمترین دغدغههای اینروزهای او باشه.
➕پ.ن:
سوال دومم درواقع وارد کردن انتقادی به او بود. بنظرم احمدینژاد باوجود شعارهای فراوان، در واگذاری واقعی قدرت و ثروت به مردم، کارنامهی پرباری نداره.
🔲 @ArmanGram
🔺دیشب آقای احمدینژاد و دوستانشون اتاقی با محوریت موضوع مدیریت و نظریههای حکمرانی و انتخابات برگزار کردند. نزدیکترین سوالاتی که با این موضوع و ناظر به ایشون بنظرم میرسید رو پرسیدم. {ویدئوی ضمیمه👇🏻} سوال اولم که بنظرم مهمترین سوال امروز از احمدینژاد محسوب میشه بیپاسخ موند. نسبت «نظریهی آشوب» و احمدینژاد!
🔺نظریهی آشوب در مدیریت میگه همیشه یک نظم در بینظمی وجود داره و در یک فضای باز، در چالش با وضعموجود و تردید وارد کردن در کلیشهها و سنتهای سازمان، میشه موجب بروز خلاقیت و نوآوری شد. در این نظریه دو حالت نامطلوب برای سازمان تصویر میشه: یکی سطح حداقلی از آشوب که موجب شکلگیری رکود و ایستایی میشه و دیگری؛ سطح بالا و غیرقابلکنترلی از آشوب که موجب فروپاشی کل سیستم میشه. در کنار این دو حالت، حالت ایدهآلی وجود داره که در اون سطح قابلکنترلی از آشوب در سازمان وجود داره که هم ساختارهای پایه و ایدههای کلان سازمان رو حفظ میکنه و هم نمیذاره سیستم دچار رکود و محافظهکاری بشه و حرکت و پویایی رقم میخوره. به این نقطهی بهینه «لبهی آشوب (Edge of Chaos)» گفته میشه که یه مدیر توانمند باید مختصات اون رو شناسایی و سیستم رو در اون نقطه بالانس و اداره کنه.
🔺با این تعریف، مواضع و رفتارهای ساختارشکنانهی احمدینژاد درصورتی میتونه برای سیستم مفید باشه که در لبهی آشوبِ درستی تعریف شده باشه. نقطهای که در اون، هم اصولی برای پایبندی و آرمانهایی برای حرکت وجود داشته و پاسداشته بشه و هم وی محکوم به پذیرش وضعموجود و رخوت و محافظهکاری نشه.
🔺سوالم از احمدینژاد، که به فراخور وقت و فضای کلابهاوس، مختصر و بدون شرح و بسط پرسیده شد، این بود که «لبهی آشوب» تو کجاست؟! یعنی اصولی که به آنها پایبندی و نمیخواهی آنها را وارد بینظمی کنی و دغدغهی پاسداشت آنها را داری، کداماند و ساختارها و نقاطی که میخواهی آنها را به تندی و سختی به چالش بکشی چهجنس چیزهایی هستند؟! شفافشدن هرچه بیشتر این نقطه هم بنفع احمدینژاد و هم بنفع جامعهست.
🔺احمدینژاد پاسخی به این سوال نداد، شاید متوجه منظورم نشد یا هرچیز دیگهای. ولی فکر کردن به اون و شفافکردن این نقطه برای دیگران، بنظرم باید از مهمترین دغدغههای اینروزهای او باشه.
➕پ.ن:
سوال دومم درواقع وارد کردن انتقادی به او بود. بنظرم احمدینژاد باوجود شعارهای فراوان، در واگذاری واقعی قدرت و ثروت به مردم، کارنامهی پرباری نداره.
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
🔰شوراینگهبان؛ حق انتخاب آگاهانه، حق انتخاب مستمر
🔺در یک دنیای ایدهآل مردم قبل از انتخابِ کسانی که قرار است در مصدر امور قرار بگیرند، بدلیل شفافیت سوابق، مواضع، برنامهها و ایدههای گزینههای مختلف و همچنین بدلیل قاعدهمند بودن ساختار رقابت، امکان مقایسه و «انتخاب آگاهانه» براساس اولویتهای خود را خواهند داشت.
🔺فردای انتخاب هم، مردم با ابزارهای نظارت مدنی و نظارت نهادی، کارآمدی و سلامت منتخب را رصد و آزمون میکنند و در هرلحظهای که احساس کنند فرد منتخب از مسیر وعدهها و ایدههایی که به آنها رأی داده شده، خارج شده یا در اجرای آنها ناتوان است، بدلیل برخورداری از حق «انتخاب مستمر»، از ابزارهای قانونی خود برای حسابکشی، توبیخ و حتی عزل منتخب خود استفاده میکنند.
🔺اما در وضعیت امروز ما، اولاً بدلیل کاریکاتوری بودن ساختار رقابت، سههفته مانده به روز انتخابات تازه کاندیداهای نهایی معلوم میشوند و شفافیت ایدهها و امکان مقایسهی آنها کمی لوکس بنظر میرسد. و ثانیاً در فقدان شفافیت و ناکارآمدی نهادهای نظارتی و از آنها مهمتر بنا بر مصلحتهایی، امکان پاسخگو کردن، توبیخ و عزل منتخبین هم از مردم گرفته شده. مجلس حق استیضاح رئیسجمهور و حتی وزرا را ندارد و اعتراض مردم و مطالبهی عزل و محاکمهی مسئولین، مثلاً در واقعهای شبیه آبان۹۸ هم به سرانجامی نمیرسد. درواقع نه خبری از انتخاب آگاهانه است و نه انتخاب مستمر و حسنروحانینامی در یک هیاهوی چند هفتهای میتواند بر مصدر قرار بگیرد و ۸سال، بلامنازع در جادهی ناکارآمدی و علیه مردم بتازد.
🔺حال در آستانهی یک انتخاب دیگر، بجای تمهید بستری برای انتخاب آگاهانه و تضمین حق انتخاب مستمر برای آینده، موجودیتی بنام «شوراینگهبان» با توجیه و بهانهی جلوگیری از به مصدر رسیدن ناکارآمدها و مسئلهدارها، با ابزار «ردصلاحیت» به صحنه آمده و میخواهد جای خالی همهی ابزارهای مردمی را پر کرده و حذف و قلعوقمع گزینهها را جایگزین انتخاب و رد و تأیید آگاهانهی مردم کند.
🔺صرفنظر از این سوالات که "خود این شورا که در همان نظمِ ناکارآمد و غیرپاسخگو زیست کرده، چگونه میخواهد صلاحیت و کارآمدی و ایده و برنامههای گزینههای مختلف را بسنجد؟" و "اینکه چه تضمینی برای عادلانه و غیرجانبدارانه بودن تصمیمات آن وجود دارد؟"، اصل اینکه چرا باید نظر ۱۲ نفر، جایگزین آگاهی و حق اعمالنظر ۸۰میلیون نفر بشود، مهمترین سوال بیپاسخیست که صرفنظر از این انتخابات و نتیجهی آن، باید برای آن پاسخ و چارهای یافت.
🔺چرا ابزار احراز صلاحیت و رد و تأیید گزینهها، بصورت حداکثری، از دست مردم گرفته شده و به این جمع سپرده شده؟! تکلیف طیفهای مختلفی از جامعه که حس میکنند با این مکانیزم، سلیقه، گزینه و حق انتخاب آنها حذف شده چه میشود؟! و چندین سوال مشابه دیگر که ناظر به آیندهای بلندمدتتر، باید به آنها فکر کرد. با اندیشیدن به موضوع از موضع «حق انتخاب آگاهانه و مستمر»، هیچ تناقضی بین معترض بودن به ناکارآمدی یک جریان یا گزینهی انتخاباتی و درعین حال موافقبودن با تأیید صلاحیت آنها توسط شوراینگهبان وجود ندارد.
🔺این انتخابات با همهی سردی احتمالی و خروجی حداقلی آن که البته تا مدتها بر کشور سایه خواهد انداخت، بههرحال میگذرد. اما برای آینده باید یک تصمیم سخت گرفته شود. به مردم حق انتخاب آگاهانه و مستمر اعطا شود یا به حاکمیت و نهادهایش حق حداکثری جانشینیِ مردم؟! «انتخاب» از سوی مردم اتفاق بیفتد یا صرفاً «رأیگیری» از سوی حاکمیت؟! تنها دستاورد انتخابات ۱۴۰۰ و اتفاقاتش میتواند این تحول بزرگ در آیندهی مناسبات مردم و حکومت باشد.
🔲 @ArmanGram
🔺در یک دنیای ایدهآل مردم قبل از انتخابِ کسانی که قرار است در مصدر امور قرار بگیرند، بدلیل شفافیت سوابق، مواضع، برنامهها و ایدههای گزینههای مختلف و همچنین بدلیل قاعدهمند بودن ساختار رقابت، امکان مقایسه و «انتخاب آگاهانه» براساس اولویتهای خود را خواهند داشت.
🔺فردای انتخاب هم، مردم با ابزارهای نظارت مدنی و نظارت نهادی، کارآمدی و سلامت منتخب را رصد و آزمون میکنند و در هرلحظهای که احساس کنند فرد منتخب از مسیر وعدهها و ایدههایی که به آنها رأی داده شده، خارج شده یا در اجرای آنها ناتوان است، بدلیل برخورداری از حق «انتخاب مستمر»، از ابزارهای قانونی خود برای حسابکشی، توبیخ و حتی عزل منتخب خود استفاده میکنند.
🔺اما در وضعیت امروز ما، اولاً بدلیل کاریکاتوری بودن ساختار رقابت، سههفته مانده به روز انتخابات تازه کاندیداهای نهایی معلوم میشوند و شفافیت ایدهها و امکان مقایسهی آنها کمی لوکس بنظر میرسد. و ثانیاً در فقدان شفافیت و ناکارآمدی نهادهای نظارتی و از آنها مهمتر بنا بر مصلحتهایی، امکان پاسخگو کردن، توبیخ و عزل منتخبین هم از مردم گرفته شده. مجلس حق استیضاح رئیسجمهور و حتی وزرا را ندارد و اعتراض مردم و مطالبهی عزل و محاکمهی مسئولین، مثلاً در واقعهای شبیه آبان۹۸ هم به سرانجامی نمیرسد. درواقع نه خبری از انتخاب آگاهانه است و نه انتخاب مستمر و حسنروحانینامی در یک هیاهوی چند هفتهای میتواند بر مصدر قرار بگیرد و ۸سال، بلامنازع در جادهی ناکارآمدی و علیه مردم بتازد.
🔺حال در آستانهی یک انتخاب دیگر، بجای تمهید بستری برای انتخاب آگاهانه و تضمین حق انتخاب مستمر برای آینده، موجودیتی بنام «شوراینگهبان» با توجیه و بهانهی جلوگیری از به مصدر رسیدن ناکارآمدها و مسئلهدارها، با ابزار «ردصلاحیت» به صحنه آمده و میخواهد جای خالی همهی ابزارهای مردمی را پر کرده و حذف و قلعوقمع گزینهها را جایگزین انتخاب و رد و تأیید آگاهانهی مردم کند.
🔺صرفنظر از این سوالات که "خود این شورا که در همان نظمِ ناکارآمد و غیرپاسخگو زیست کرده، چگونه میخواهد صلاحیت و کارآمدی و ایده و برنامههای گزینههای مختلف را بسنجد؟" و "اینکه چه تضمینی برای عادلانه و غیرجانبدارانه بودن تصمیمات آن وجود دارد؟"، اصل اینکه چرا باید نظر ۱۲ نفر، جایگزین آگاهی و حق اعمالنظر ۸۰میلیون نفر بشود، مهمترین سوال بیپاسخیست که صرفنظر از این انتخابات و نتیجهی آن، باید برای آن پاسخ و چارهای یافت.
🔺چرا ابزار احراز صلاحیت و رد و تأیید گزینهها، بصورت حداکثری، از دست مردم گرفته شده و به این جمع سپرده شده؟! تکلیف طیفهای مختلفی از جامعه که حس میکنند با این مکانیزم، سلیقه، گزینه و حق انتخاب آنها حذف شده چه میشود؟! و چندین سوال مشابه دیگر که ناظر به آیندهای بلندمدتتر، باید به آنها فکر کرد. با اندیشیدن به موضوع از موضع «حق انتخاب آگاهانه و مستمر»، هیچ تناقضی بین معترض بودن به ناکارآمدی یک جریان یا گزینهی انتخاباتی و درعین حال موافقبودن با تأیید صلاحیت آنها توسط شوراینگهبان وجود ندارد.
🔺این انتخابات با همهی سردی احتمالی و خروجی حداقلی آن که البته تا مدتها بر کشور سایه خواهد انداخت، بههرحال میگذرد. اما برای آینده باید یک تصمیم سخت گرفته شود. به مردم حق انتخاب آگاهانه و مستمر اعطا شود یا به حاکمیت و نهادهایش حق حداکثری جانشینیِ مردم؟! «انتخاب» از سوی مردم اتفاق بیفتد یا صرفاً «رأیگیری» از سوی حاکمیت؟! تنها دستاورد انتخابات ۱۴۰۰ و اتفاقاتش میتواند این تحول بزرگ در آیندهی مناسبات مردم و حکومت باشد.
🔲 @ArmanGram
Telegram
آرشیو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰آیا خود کاندیداها میدانند چرا ردصلاحیت شدهاند؟!
🔺حسن سبحانی، اقتصاددان و یکی از پرکارترین و با ایدهترین نمایندههای تاریخ مجلس جمهوریاسلامی، امسال برای سومین بار در انتخابات ریاستجمهوری احراز صلاحیت نشد. الان رفتم گفتگوم با ایشون بعد از ردصلاحیت در انتخابات۹۶ رو مرور کردم و بسی تأسف.
🔺عزیزان بیخبر از واقعیت عرصه که در دفاع از شوراینگهبان توپ رو به زمین کاندیداها شوت میکنن، این چند دقیقه رو ببینن:
- به خودتون توضیح دادن دلیل ردصلاحیت رو؟
- نه. هیچی!/ بعد از ردصلاحیت قبلی نامه ۴۴صفحهای به شورای نگهبان نوشتم گفتم شما طبق گفته خودتون معیاری برای رد و تایید ندارید. الان بعد از چندسال هنوز نمیدونم کسی اون نامه رو خونده یا نه!
- عجب! من میخواستم بپرسم جوابتونو دادن یا نه، که میگید اصلاً نمیدونم خونده شده یا نه! در دوراهی کمدی یا تراژدی بودن قصه موندم!
➕ پ.ن:
خوندن این نامه مفصل که تیرماه۹۲ منتشر شده رو به مدافعان امروز شوراینگهبان توصیه میکنم. چهبسا با آشنایی بیشتری از سازوکارها، نظرشون تغییر کرد:
🔗 nasim.news/fa/tiny/news-2373054
🔲 @ArmanGram
🔺حسن سبحانی، اقتصاددان و یکی از پرکارترین و با ایدهترین نمایندههای تاریخ مجلس جمهوریاسلامی، امسال برای سومین بار در انتخابات ریاستجمهوری احراز صلاحیت نشد. الان رفتم گفتگوم با ایشون بعد از ردصلاحیت در انتخابات۹۶ رو مرور کردم و بسی تأسف.
🔺عزیزان بیخبر از واقعیت عرصه که در دفاع از شوراینگهبان توپ رو به زمین کاندیداها شوت میکنن، این چند دقیقه رو ببینن:
- به خودتون توضیح دادن دلیل ردصلاحیت رو؟
- نه. هیچی!/ بعد از ردصلاحیت قبلی نامه ۴۴صفحهای به شورای نگهبان نوشتم گفتم شما طبق گفته خودتون معیاری برای رد و تایید ندارید. الان بعد از چندسال هنوز نمیدونم کسی اون نامه رو خونده یا نه!
- عجب! من میخواستم بپرسم جوابتونو دادن یا نه، که میگید اصلاً نمیدونم خونده شده یا نه! در دوراهی کمدی یا تراژدی بودن قصه موندم!
➕ پ.ن:
خوندن این نامه مفصل که تیرماه۹۲ منتشر شده رو به مدافعان امروز شوراینگهبان توصیه میکنم. چهبسا با آشنایی بیشتری از سازوکارها، نظرشون تغییر کرد:
🔗 nasim.news/fa/tiny/news-2373054
🔲 @ArmanGram
🔰عدماحراز باصلاحیتها!
🔺رهبر انقلاب، ۱۴۰۰/۳/۶:
"عدم احراز صلاحیّت به معنای بیصلاحیّتی نیست. معنای عدم احراز صلاحیّت این است که شورای نگهبان نتوانسته تشخیص بدهد که این آقا صلاحیّت دارد، نه اینکه تشخیص داده که صلاحیّت ندارد؛ نه، ممکن است صلاحیّت بالایی هم داشته باشد امّا حالا گزارشها، امکانات، آشناییهای شورای نگهبان نتوانسته این را تشخیص بدهد؛ بنابراین [عدم احراز صلاحیّت] دلیل بر بیصلاحیّتی نیست."
🔺این جملهی دقیق و صادقانه رهبر انقلاب تأییدی بر ایراد اساسی ساختار برگزاری انتخاباته. در غیاب احزاب و فضای انتخاب آگاهانه، چیدمان نهایی کاندیداها به شورایی ۱۲نفره سپرده شده که بدلایل مختلف ممکنه صلاحیتِ فرد دارای صلاحیت بالایی رو کشف و احراز نکنن! یعنی احتمال وجود خطای بالا در فرآیند!
🔺این موضوع وقتی قابلتأملتر میشه که بدونیم برای بررسی ویژگیهای مورد اشاره در قانون اساسی برای رئیسجمهور، تقریباً شاخص و معیار غیرکیفی و قابل آزمونی وجود نداره و سلیقه و رأی نهایی ۱۲عضو شورای نگهبانه که تعیینکنندهست.
🔺فرموله و شاخصمند شدن معیارها میتونه نقش سلیقه ۱۲نفر رو محدود و سلیقه و نظر ۸۰میلیون نفر رو جایگزین اون کنه. موضوعی که در بندهای ۱-۱۰ و ۵-۱۰ سیاستهای کلی انتخابات، ابلاغی رهبری درسال۹۵، بهش تأکید شده و مجلس و شوراینگهبان مکلف به تعریف مفاهیم و تعیین دقیق شاخصهای احراز صلاحیت شدند که باوجود انتشار دستورالعملهایی بلااستفاده، تاکنون اتفاقی نیفتاده.
🔺فرمولهشدن میتونه نقش شوراینگهبان و خطای احراز و عدماحرازها رو به حداقل برسونه و بار اصلی احراز کیفی رو به عموم مردم بسپره. شورا در این سالها هیچوقت به تعریف دقیق شاخصها و بررسی صلاحیتها براساس اون، تن نداده و بنوعی از غیرکیفیشدن فرآیند فرار کرده. شاید باید اساساً این مهم، جایی بیرون از شورا اتفاق بیفته...
🔲 @ArmanGram
🔺رهبر انقلاب، ۱۴۰۰/۳/۶:
"عدم احراز صلاحیّت به معنای بیصلاحیّتی نیست. معنای عدم احراز صلاحیّت این است که شورای نگهبان نتوانسته تشخیص بدهد که این آقا صلاحیّت دارد، نه اینکه تشخیص داده که صلاحیّت ندارد؛ نه، ممکن است صلاحیّت بالایی هم داشته باشد امّا حالا گزارشها، امکانات، آشناییهای شورای نگهبان نتوانسته این را تشخیص بدهد؛ بنابراین [عدم احراز صلاحیّت] دلیل بر بیصلاحیّتی نیست."
🔺این جملهی دقیق و صادقانه رهبر انقلاب تأییدی بر ایراد اساسی ساختار برگزاری انتخاباته. در غیاب احزاب و فضای انتخاب آگاهانه، چیدمان نهایی کاندیداها به شورایی ۱۲نفره سپرده شده که بدلایل مختلف ممکنه صلاحیتِ فرد دارای صلاحیت بالایی رو کشف و احراز نکنن! یعنی احتمال وجود خطای بالا در فرآیند!
🔺این موضوع وقتی قابلتأملتر میشه که بدونیم برای بررسی ویژگیهای مورد اشاره در قانون اساسی برای رئیسجمهور، تقریباً شاخص و معیار غیرکیفی و قابل آزمونی وجود نداره و سلیقه و رأی نهایی ۱۲عضو شورای نگهبانه که تعیینکنندهست.
🔺فرموله و شاخصمند شدن معیارها میتونه نقش سلیقه ۱۲نفر رو محدود و سلیقه و نظر ۸۰میلیون نفر رو جایگزین اون کنه. موضوعی که در بندهای ۱-۱۰ و ۵-۱۰ سیاستهای کلی انتخابات، ابلاغی رهبری درسال۹۵، بهش تأکید شده و مجلس و شوراینگهبان مکلف به تعریف مفاهیم و تعیین دقیق شاخصهای احراز صلاحیت شدند که باوجود انتشار دستورالعملهایی بلااستفاده، تاکنون اتفاقی نیفتاده.
🔺فرمولهشدن میتونه نقش شوراینگهبان و خطای احراز و عدماحرازها رو به حداقل برسونه و بار اصلی احراز کیفی رو به عموم مردم بسپره. شورا در این سالها هیچوقت به تعریف دقیق شاخصها و بررسی صلاحیتها براساس اون، تن نداده و بنوعی از غیرکیفیشدن فرآیند فرار کرده. شاید باید اساساً این مهم، جایی بیرون از شورا اتفاق بیفته...
🔲 @ArmanGram
آرمانگرام | میلاد گودرزی
🔰«همنا» و هماونا؛ بینیاز از پاسخ به مردم! 🔺از نشانههای فساد سازمانیافته اینه که فضا بهتون اجازه میده که حتی اگه در مظان سنگینترین اتهامات اقتصادی و فساد و رانت باشید، بتونید بدون احساس نیاز به پاسخ و رفع اتهامات، جبهه انتخاباتی و نشست خبری و حتی وعدهی…
🔰جناب آقای رئیسی؛
🔺بعنوان رئیس قوهقضاییه، یا اتهامات مطرح درمورد آقای #مرتضی_طلایی در برخی پروندههای مفاسد اقتصادی رو بررسی و از ایشون رفع اتهام کنید و یا ایشون رو متهم/محکوم معرفی کنید و بعد بعنوان یه کاندیدای ضدفساد، اجازه ندید چنین کسی زیر عکس شما و در ستاد شما سخنرانی کنه!
➕پ.ن۱:
سخنرانی امروز طلایی، بعنوان کاندیدای لیست اصولگرایان در انتخابات شورایشهر تهران، در همایش اعضای جبهه همنا در ستاد انتخابات مردمی رئیسی باحضور سردار براتلو، رئیس ستاد انتخاباتی استان تهران رئیسی:
https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-381588
➕پ.ن۲:
تیغ "ردصلاحیت" جایی که باید، چرا تیز نیست؟!
➕ پیشتر مفصل درباره طلایی نوشته و گفتهام [اینجا]
🔲 @ArmanGarm
🔺بعنوان رئیس قوهقضاییه، یا اتهامات مطرح درمورد آقای #مرتضی_طلایی در برخی پروندههای مفاسد اقتصادی رو بررسی و از ایشون رفع اتهام کنید و یا ایشون رو متهم/محکوم معرفی کنید و بعد بعنوان یه کاندیدای ضدفساد، اجازه ندید چنین کسی زیر عکس شما و در ستاد شما سخنرانی کنه!
➕پ.ن۱:
سخنرانی امروز طلایی، بعنوان کاندیدای لیست اصولگرایان در انتخابات شورایشهر تهران، در همایش اعضای جبهه همنا در ستاد انتخابات مردمی رئیسی باحضور سردار براتلو، رئیس ستاد انتخاباتی استان تهران رئیسی:
https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-381588
➕پ.ن۲:
تیغ "ردصلاحیت" جایی که باید، چرا تیز نیست؟!
➕ پیشتر مفصل درباره طلایی نوشته و گفتهام [اینجا]
🔲 @ArmanGarm