آرمانگرام | میلاد گودرزی
3.19K subscribers
386 photos
154 videos
5 files
234 links
Download Telegram
🔰لبه‌ی آشوب!

🔺دیشب آقای احمدی‌نژاد و دوستان‌شون اتاقی با محوریت موضوع مدیریت و نظریه‌های حکمرانی و انتخابات برگزار کردند. نزدیکترین سوالاتی که با این موضوع و ناظر به ایشون بنظرم می‌رسید رو پرسیدم. {ویدئوی ضمیمه👇🏻} سوال اولم که بنظرم مهمترین سوال امروز از احمدی‌نژاد محسوب میشه بی‌پاسخ موند. نسبت «نظریه‌ی آشوب» و احمدی‌نژاد!

🔺نظریه‌ی آشوب در مدیریت میگه همیشه یک نظم در بی‌نظمی وجود داره و در یک فضای باز، در چالش با وضع‌موجود و تردید وارد کردن در کلیشه‌‎ها و سنت‌های سازمان، میشه موجب بروز خلاقیت و نوآوری شد. در این نظریه دو حالت نامطلوب برای سازمان تصویر میشه: یکی سطح حداقلی از آشوب که موجب شکل‌گیری رکود و ایستایی میشه و دیگری؛ سطح بالا و غیرقابل‌کنترلی از آشوب که موجب فروپاشی کل سیستم میشه. در کنار این دو حالت، حالت ایده‌آلی وجود داره که در اون سطح قابل‌کنترلی از آشوب در سازمان وجود داره که هم ساختارهای پایه و ایده‌های کلان سازمان رو حفظ میکنه و هم نمیذاره سیستم دچار رکود و محافظه‌کاری بشه و حرکت و پویایی رقم میخوره. به این نقطه‌ی بهینه «لبه‌ی آشوب (Edge of Chaos)» گفته میشه که یه مدیر توانمند باید مختصات اون رو شناسایی و سیستم رو در اون نقطه بالانس و اداره کنه.

🔺با این تعریف، مواضع و رفتارهای ساختارشکنانه‌ی احمدی‌نژاد درصورتی میتونه برای سیستم مفید باشه که در لبه‌ی آشوبِ درستی تعریف شده باشه. نقطه‌ای که در اون، هم اصولی برای پایبندی و آرمان‌هایی برای حرکت وجود داشته و پاس‌داشته بشه و هم وی محکوم به پذیرش وضع‌موجود و رخوت و محافظه‌کاری نشه.

🔺سوالم از احمدی‌نژاد، که به فراخور وقت و فضای کلاب‌هاوس، مختصر و بدون شرح و بسط پرسیده شد، این بود که «لبه‌ی آشوب» تو کجاست؟! یعنی اصولی که به آنها پایبندی و نمی‌خواهی آنها را وارد بی‌نظمی کنی و دغدغه‌ی پاسداشت آنها را داری، کدام‌‌اند و ساختارها و نقاطی که میخواهی آنها را به تندی و سختی به چالش بکشی چه‌جنس چیزهایی هستند؟! شفاف‌شدن هرچه بیشتر این نقطه هم بنفع احمدی‌نژاد و هم بنفع جامعه‌ست.

🔺احمدی‌نژاد پاسخی به این سوال نداد، شاید متوجه منظورم نشد یا هرچیز دیگه‌ای. ولی فکر کردن به اون و شفاف‌کردن این نقطه برای دیگران، بنظرم باید از مهمترین دغدغه‌های این‌روزهای او باشه.

➕پ.ن:
سوال دومم درواقع وارد کردن انتقادی به او بود. بنظرم احمدی‌نژاد باوجود شعارهای فراوان، در واگذاری واقعی قدرت و ثروت به مردم، کارنامه‌ی پرباری نداره.

🔲 @ArmanGram
🔰شورای‌نگهبان؛ حق انتخاب آگاهانه، حق انتخاب مستمر

🔺در یک دنیای ایده‌آل مردم قبل از انتخابِ کسانی که قرار است در مصدر امور قرار بگیرند، بدلیل شفافیت سوابق، مواضع، برنامه‌ها و ایده‌های گزینه‌های مختلف و همچنین بدلیل قاعده‌مند بودن ساختار رقابت، امکان مقایسه و «انتخاب آگاهانه» براساس اولویت‌های خود را خواهند داشت.

🔺فردای انتخاب هم، مردم با ابزارهای نظارت مدنی و نظارت نهادی، کارآمدی و سلامت منتخب را رصد و آزمون میکنند و در هرلحظه‌ای که احساس کنند فرد منتخب از مسیر وعده‌ها و ایده‌هایی که به آنها رأی داده شده، خارج شده یا در اجرای آنها ناتوان است، بدلیل برخورداری از حق «انتخاب مستمر»، از ابزارهای قانونی خود برای حساب‌کشی، توبیخ و حتی عزل منتخب خود استفاده می‌کنند.

🔺اما در وضعیت امروز ما، اولاً بدلیل کاریکاتوری بودن ساختار رقابت، سه‌هفته مانده به روز انتخابات تازه کاندیداهای نهایی معلوم می‌شوند و شفافیت ایده‌ها و امکان مقایسه‌ی آنها کمی لوکس بنظر می‌رسد. و ثانیاً در فقدان شفافیت و ناکارآمدی نهادهای نظارتی و از آنها مهمتر بنا بر مصلحت‌هایی، امکان پاسخگو کردن، توبیخ و عزل منتخبین هم از مردم گرفته شده. مجلس حق استیضاح رئیس‌جمهور و حتی وزرا را ندارد و اعتراض مردم و مطالبه‌ی عزل و محاکمه‌ی مسئولین، مثلاً در واقعه‌ای شبیه آبان۹۸ هم به سرانجامی نمی‌رسد. درواقع نه خبری از انتخاب آگاهانه است و نه انتخاب مستمر و حسن‌روحانی‌نامی در یک هیاهوی چند هفته‌ای می‌تواند بر مصدر قرار بگیرد و ۸سال، بلامنازع در جاده‌ی ناکارآمدی و علیه مردم بتازد.

🔺حال در آستانه‌ی یک انتخاب دیگر، بجای تمهید بستری برای انتخاب آگاهانه و تضمین حق انتخاب مستمر برای آینده، موجودیتی بنام «شورای‌نگهبان» با توجیه و بهانه‌ی جلوگیری از به مصدر رسیدن ناکارآمدها و مسئله‌دارها، با ابزار «ردصلاحیت» به صحنه آمده و میخواهد جای خالی همه‌ی ابزارهای مردمی را پر کرده و حذف و قلع‌وقمع گزینه‌ها را جایگزین انتخاب و رد و تأیید آگاهانه‌ی مردم کند.

🔺صرف‌نظر از این سوالات که "خود این شورا که در همان نظمِ ناکارآمد و غیرپاسخگو زیست کرده، چگونه می‌‎خواهد صلاحیت و کارآمدی و ایده و برنامه‌های گزینه‌های مختلف را بسنجد؟" و "اینکه چه تضمینی برای عادلانه و غیرجانبدارانه بودن تصمیمات آن وجود دارد؟"، اصل اینکه چرا باید نظر ۱۲ نفر، جایگزین آگاهی و حق اعمال‌نظر ۸۰میلیون نفر بشود، مهمترین سوال بی‌پاسخی‌ست که صرف‌نظر از این انتخابات و نتیجه‌ی آن، باید برای آن پاسخ و چاره‌ای یافت.

🔺چرا ابزار احراز صلاحیت و رد و تأیید گزینه‌ها، بصورت حداکثری، از دست مردم گرفته شده و به این جمع سپرده شده؟! تکلیف طیف‌های مختلفی از جامعه که حس می‌کنند با این مکانیزم، سلیقه، گزینه و حق انتخاب آنها حذف شده چه می‌شود؟! و چندین سوال مشابه دیگر که ناظر به آینده‌ای بلندمدت‌تر، باید به آنها فکر کرد. با اندیشیدن به موضوع از موضع «حق انتخاب آگاهانه و مستمر»، هیچ تناقضی بین معترض بودن به ناکارآمدی یک جریان یا گزینه‌ی انتخاباتی و درعین حال موافق‌بودن با تأیید صلاحیت آنها توسط شورای‌نگهبان وجود ندارد.

🔺این انتخابات با همه‌ی سردی احتمالی و خروجی حداقلی آن که البته تا مدت‌ها بر کشور سایه خواهد انداخت، به‌هرحال می‌گذرد. اما برای آینده باید یک تصمیم سخت گرفته شود. به مردم حق انتخاب آگاهانه و مستمر اعطا شود یا به حاکمیت و نهادهایش حق حداکثری جانشینیِ مردم؟! «انتخاب» از سوی مردم اتفاق بیفتد یا صرفاً «رأی‌گیری» از سوی حاکمیت؟! تنها دستاورد انتخابات ۱۴۰۰ و اتفاقاتش می‌تواند این تحول بزرگ در آینده‌ی مناسبات مردم و حکومت باشد.

🔲 @ArmanGram
🔰فهم این‌ها خیلی سخته؟!

🔲 @ArmanGram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰آیا خود کاندیداها می‌دانند چرا ردصلاحیت شده‌اند؟!

🔺حسن سبحانی، اقتصاددان و یکی از پرکارترین و با ایده‌ترین نماینده‌های تاریخ مجلس جمهوری‌اسلامی، امسال برای سومین بار در انتخابات ریاست‌جمهوری احراز صلاحیت نشد. الان رفتم گفتگوم با ایشون بعد از ردصلاحیت در انتخابات۹۶ رو مرور کردم و بسی تأسف.

🔺عزیزان بی‌خبر از واقعیت عرصه که در دفاع از شورای‌نگهبان توپ رو به زمین کاندیداها شوت میکنن، این چند دقیقه رو ببینن:
- به خودتون توضیح دادن دلیل ردصلاحیت رو؟
- نه. هیچی!/ بعد از ردصلاحیت قبلی نامه ۴۴صفحه‌ای به شورای نگهبان نوشتم گفتم شما طبق گفته خودتون معیاری برای رد و تایید ندارید. الان بعد از چندسال هنوز نمیدونم کسی اون نامه رو خونده یا نه!
- عجب! من میخواستم بپرسم جواب‌تونو دادن یا نه، که میگید اصلاً نمیدونم خونده شده یا نه! در دوراهی کمدی یا تراژدی بودن قصه موندم!

➕ پ.ن:
خوندن این نامه مفصل که تیرماه۹۲ منتشر شده رو به مدافعان امروز شورای‌نگهبان توصیه میکنم. چه‌بسا با آشنایی بیشتری از سازوکارها، نظرشون تغییر کرد:
🔗 nasim.news/fa/tiny/news-2373054

🔲 @ArmanGram
🔰عدم‌احراز باصلاحیت‌ها!

🔺رهبر انقلاب، ۱۴۰۰/۳/۶:
"عدم احراز صلاحیّت به معنای بی‌صلاحیّتی نیست. معنای عدم احراز صلاحیّت این است که شورای نگهبان نتوانسته تشخیص بدهد که این آقا صلاحیّت دارد، نه اینکه تشخیص داده که صلاحیّت ندارد؛ نه، ممکن است صلاحیّت بالایی هم داشته باشد امّا حالا گزارشها، امکانات، آشنایی‌های شورای نگهبان نتوانسته این را تشخیص بدهد؛ بنابراین [عدم احراز صلاحیّت] دلیل بر بی‌صلاحیّتی نیست."

🔺این جمله‌ی دقیق و صادقانه رهبر انقلاب تأییدی بر ایراد اساسی ساختار برگزاری انتخاباته. در غیاب احزاب و فضای انتخاب آگاهانه، چیدمان نهایی کاندیداها به شورایی ۱۲نفره سپرده شده که بدلایل مختلف ممکنه صلاحیتِ فرد دارای صلاحیت بالایی رو کشف و احراز نکنن! یعنی احتمال وجود خطای بالا در فرآیند!

🔺این موضوع وقتی قابل‌تأمل‌تر میشه که بدونیم برای بررسی ویژگی‌های مورد اشاره در قانون اساسی برای رئیس‌جمهور، تقریباً شاخص و معیار غیرکیفی و قابل آزمونی وجود نداره و سلیقه و رأی نهایی ۱۲عضو شورای نگهبانه که تعیین‌کننده‌ست.

🔺فرموله و شاخص‌مند شدن معیارها میتونه نقش سلیقه ۱۲نفر رو محدود و سلیقه و نظر ۸۰میلیون نفر رو جایگزین اون کنه. موضوعی که در بندهای ۱-۱۰ و ۵-۱۰ سیاستهای کلی انتخابات، ابلاغی رهبری درسال۹۵، بهش تأکید شده و مجلس و شورای‌نگهبان مکلف به تعریف مفاهیم و تعیین دقیق شاخص‌های احراز صلاحیت شدند که باوجود انتشار دستورالعمل‌هایی بلااستفاده، تاکنون اتفاقی نیفتاده.

🔺فرموله‌شدن میتونه نقش شورای‌نگهبان و خطای احراز و عدم‌احرازها رو به حداقل برسونه و بار اصلی احراز کیفی رو به عموم مردم بسپره. شورا در این سالها هیچوقت به تعریف دقیق شاخص‌ها و بررسی صلاحیت‌ها براساس اون، تن نداده و بنوعی از غیرکیفی‌شدن فرآیند فرار کرده. شاید باید اساساً این مهم، جایی بیرون از شورا اتفاق بیفته...

🔲 @ArmanGram
آرمانگرام | میلاد گودرزی
🔰«همنا» و هم‌اونا؛ بی‌نیاز از پاسخ به مردم! 🔺از نشانه‌های فساد سازمان‌یافته اینه که فضا بهتون اجازه میده که حتی اگه در مظان سنگین‌ترین اتهامات اقتصادی و فساد و رانت باشید، بتونید بدون احساس نیاز به پاسخ و رفع اتهامات، جبهه انتخاباتی و نشست خبری و حتی وعده‌ی…
🔰جناب آقای رئیسی؛
🔺بعنوان رئیس قوه‌قضاییه، یا اتهامات مطرح درمورد آقای #مرتضی_طلایی در برخی پرونده‌های مفاسد اقتصادی رو بررسی و از ایشون رفع اتهام کنید و یا ایشون رو متهم/محکوم معرفی کنید و بعد بعنوان یه کاندیدای ضدفساد، اجازه ندید چنین کسی زیر عکس شما و در ستاد شما سخنرانی کنه!

➕پ.ن۱:
سخنرانی امروز طلایی، بعنوان کاندیدای لیست اصولگرایان در انتخابات شورای‌شهر تهران، در همایش اعضای جبهه همنا در ستاد انتخابات مردمی رئیسی باحضور سردار براتلو، رئیس ستاد انتخاباتی استان تهران رئیسی:
https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-381588
➕پ.ن۲:
تیغ "ردصلاحیت" جایی که باید، چرا تیز نیست؟!

➕ پیشتر مفصل درباره طلایی نوشته و گفته‌ام [اینجا]

🔲 @ArmanGarm
آرمانگرام | میلاد گودرزی
🔰جناب آقای رئیسی؛ 🔺بعنوان رئیس قوه‌قضاییه، یا اتهامات مطرح درمورد آقای #مرتضی_طلایی در برخی پرونده‌های مفاسد اقتصادی رو بررسی و از ایشون رفع اتهام کنید و یا ایشون رو متهم/محکوم معرفی کنید و بعد بعنوان یه کاندیدای ضدفساد، اجازه ندید چنین کسی زیر عکس شما و…
🔰ناکام!
🔺نام #مرتضی_طلایی در لیست نهایی تأییدصلاحیت‌شدگان انتخابات شورای‌شهر تهران دیده نمیشه! یعنی سرلیست اصولگرایان در انتخابات، در آخرین گام، ردصلاحیت شده!
➕امام‌خمینی - ۳ بهمن ۵۷: "فشار افکار عمومی به معنی قانون است." ✌🏻

🔲 @ArmanGram
🔰به دوستان #عیسی_شریفی رأی ندهید!

🔺ایراد اصلی لیست اصولگرایان برای #شورای_شهر تهران، رزومه نداشتنِ آقازاده‌هایی مثل دختر شهیدسلیمانی نیست، بلکه رزومه‌ سابقه‌ی برخی از چهره‌های لیست در دفاع تمام‌قد از عیسی‌شریفی‌هاست. لکه‌ی تعریف و تمجیدهای چمران، سروری، کاشانی، امانی و تشکری‌هاشمی از شریفی پاک‌شدنی نیست!

🔺خرداد۹۶ و بعد از شکست کامل اصولگرایان در انتخابات شورای‌شهر پنجم و پس از بازداشت #سیف و #مهردادی، دو تن از متهمان #هلدینگ_یاس، اخباری مبنی بر خروج از کشور و فرار عیسی شریفی، قائم‌مقامِ قالیباف، شهردار وقت منتشر شد که با واکنش عجیب اعضای شورای‌شهر چهارم مواجه شد. دفاع تمام‌قد و تقدیر از شریفی! [عکس‌های ضمیمه]

🔺کار به همین جلسه و نطق‌های اعضا ختم نشده و به پیشنهاد #چمران و #طلایی قرار میشه از شریفی تقدیر هم بعمل بیاد. شریفی به کشور برمیگرده و اگرچه گفته میشه دلیل سفر، بیماری دخترش بوده، اما بعدها رسانه‌ها نوشتن که با وعده و امان‌نامه‌های دوستانش به کشور برگشته.

🔺جلسه تقدیر هم همون روزها و در دفتر شریفی برگزار میشه، رپورتاژ شریفی در روزنامه صبح‌نو، رسانه‌ی نزدیک به شهردار وقت هم چاپ میشه. [عکس‌های ضمیمه]. و نهایتاً کمتر از ۳ماه بعد و در شهریور ۹۶ سخنگوی قوه‌قضاییه از بازداشت عیسی شریفی با اتهامات مالی خبر میده.

🔺اعضای وقت شورای‌شهر که وظیفه‌شون نظارت بر عملکرد شهرداری و صیانت از حقوق و اموال مردم بوده، نه تنها هیچ اقدامی برای جلوگیری از فساد گسترده‌ی عیسی شریفی و ماجرای #هلدینگ_یاس نکردن که چنین تمجید و دفاعی از عیسی شریفی هم از اونها در تاریخ ثبت شده:
- سروری: "چطور راضی می‌شویم برای امیال سياسی ديگران (شریفی) را ناجوانمردانه تخريب كنيم؟"
- کاشانی: "بسیاری از گره‌های بازنشدنی شهر را آقای شریفی باز كرد"
- چمران: "اتهامات علیه عیسی شریفی صحت ندارد!" (۱۹خرداد۱۴۰۰)
و همچنین مدیران وقت شهرداری تهران و همکاران شریفی:
- امانی: "شریفی انسانی شریف است/ بار اصلی فعالیت‌های اجرایی بعنوان قائم‌مقام پس از دکتر قالیباف بر دوش شریفی بوده"
- تشکری: "شریفی مردی مقتدر، ولایتمدار و پرتوان است/ فضای سیاسی به گونه‌ای ناسالم و مسموم شده که در حق مردان جنگ و جبهه؛ همانانی که جانشان را بر طبق اخلاص گذاشته‌اند هم به راحتی بی انصافی می‌شود"

🔺امروز که عیسی شریفی فقط بخاطر بخشی از پرونده چندهزارمیلیاردی #یاس به ۲۰سال حبس و چندصدمیلیارد تومان جزای نقدی محکوم شده، یاران دیروز او لیست بسته‌ن که دوباره شهر رو بدست بگیرن. بگذریم از حرف‌وحدیث‌هایی مبنی بر ردوبدل‌شدن املاکی نجومی زیر چتر هلدینگ یاس، بین برخی از اعضای وقت شورای‌شهر. اما حتی بافرض سلامت این افراد، چرا باید مجدد مهمترین رکن سیاستگذاری و نظارت شهر تهران رو بدست چنین افرادی با چنین سابقه‌ای سپرد؟

🔺این سوالو بیش از همه، «امت حزب‌الله» باید از خودش بپرسه. طیفی که قراره با کلی توجیه شرعی و انقلابی(!) لیست این بزرگواران رو دست بگیره و جمعه‌ی آینده پای صندوق رأی بره!

🔲 @ArmanGram
🔰مملکت‌مون

🔺مشکلم با جمله‌ی اون پیرمرده اونجایی بود که گفت "خودتون میدونید و مملکت«تون»". مملکت‌«تون» درست نیست. مملکت مال اونا نیست، مال ماست. پس خودمون میدونیم و «مملکت‌مون»!

🔺درسته که برای جراحی غده‌های مملکت‌مون به چندین چاقو و تیغ و ابزار مختلف نیاز داریم اما دلیل نمیشه همین کارد میوه‌خوری کُند انتخابات رو هم کنار بذاریم و ازش استفاده نکنیم!

🔺تا «حکمرانی مشارکتی» خیلی فاصله داریم ولی از حکومت قبیله‌ای و سلطنتی هم خیلی فاصله گرفتیم. فاصله‌مون از «دیروز» یه «صندوق رأی»ه که هرچند نحیف و نزار اما ازش صیانت میکنیم و برای فاصله‌مون تا «فردا» هم حالا حالاها کار داریم. کار ما از «شنبه» شروع میشه. خودمون میدونیم و مملکت‌مون...

🔲 @ArmanGram
🔰۲۹ خرداد ۱۴۰۰

1️⃣ طبق آمارهای اولیه حدود نیمی از مردم رأی ندادن و آرای باطله هم دوم شد. یعنی بیش از نیمی از مردم ایران در این رأی‌گیری، گزینه‌ای برای انتخاب نداشتند. این هشدار بزرگ، پیام مهمی داره. امیدوارم ر‌ئیس‌جمهور منتخب و هر دلسوز صاحب‌نفوذی، در کنار شادی پیروزی، این پیام رو هم دریافت و براش فکری کنه!

2️⃣ اگر عزم دولت جدید، حل مشکلات مردم و حرکت بسمت عدالت باشه، هرکس هرطوری که میتونه باید بهش کمک کنه. نوع کمکی که از ما برمیاد؛ نظارت بیرونی بر حرکت در مسیر عدالت، طرح ایده‌ها و راهکارها، مطالبه‌ی اصلاحات اساسی و همچنان مبارزه‌ی مردمی با فساد و تبعیض خواهد بود.
از این کمک فروگذار نخواهیم کرد ان‌شاالله!

🔲 @ArmanGram
🔰از مرحله‌ی «انکار» در سوگواری عبور کنید!

🔺در روانشناسی نظریه‌ای هست معروف به «نظریه سوگواری»، متعلق به الیزابت کوبلر. میگه آدم‌ها در مواجهه با «از دست دادن» (مرگ عزیزان، ترک همسر و...) و برای کنار اومدن با غم اون، ۵ گام رو به ترتیب طی میکنن: «انکار»، «خشم»، «مصالحه یا چانه‌زنی»، «افسردگی» و «پذیرش».

🔺حکومت، نظریه‌پردازان و طرفدارانش؛ در مواجهه با غمِ از دست‌دادنِ اعتمادعمومی و شکاف با بخش قابل‌توجهی از جامعه و عدم مشارکت نیمی از مردم در بزرگترین رویداد سیاسی خود، در مرحله‌ی «انکار» باقی‌مونده و نمی‌خواد به مرحله‌ی «پذیرش» واقعیت برسه. کرونا، ناکارآمدی دولت اخیر، کارشکنی وزارت کشور در انتخابات و... اگرچه هرکدوم می‌تونن دلیلی برای بخشی از سردی انتخابات اخیر باشن اما محدودکردن علل و تأکید بیش از حد بر این‌ها، نشونه‌های مرحله‌ی «انکار» در سوگواری‌‎ست.

🔺انکار کنندگان امروز، افسردگان فردا خواهند بود. پذیرندگان واقعیت‌اند که ظرفیت حرکت و اصلاح و پیش‌روی دارن. بشخصه سعی کردم هیچ‌وقت میونه‌ی خوبی با انکار واقعیت‌ها نداشته باشم. درنتیجه هیچ‌وقت افسرده و ناامید به فردا نبودم. با همین نگاه، خیلی کوتاه و کپسولی، چنددقیقه‌ای با علی علیزاده درباره‌ی آینده دولت جدید حرف زدیم. فیلم ضمیمه 👇🏻رو ببینید و نظرتونو در اینستاگرام بگید.

🔲 @ArmanGram
🔰پیروزی ۴درصدی‌ها!

🔺دوستان #عیسی_شریفی که رأی آوردند، نماینده‌ی چنددرصد مردم‌اند؟/ چجوری میشه با رأی ۴٪ مردم پیروز شد؟!

🔺طبق اعلام فرمانداری تهران، آرای اخذشده در انتخابات شورای‌شهر تهران [حدود] یک میلیون و ۵۶۵ هزار بوده که ۴۱۴ هزار تاش باطله محسوب میشه. ازطرفی رئیس ستاد انتخابات استان تهران درمورد انتخابات ریاست‌جمهوری گفته که نرخ مشارکت شهر تهران ۲۶٪ بوده که اگه این عدد رو ملاک بگیریم، کل واجدین شرایط تهران میشن ۶ میلیون و ۱۹ هزار نفر.

🔺حالا نگاهی به میزان آرای لیست پیروز بیندازیم. نفر اول لیست با ۴۸۶هزار رأی، کمی بیشتر از آرای باطله رأی آورده و از نفر دوم به بعد همگی کمتر از آرای باطله (۴۱۴ هزار) رأی آوردن. یعنی در تهران هم آرای باطله دوم شد.

🔺اما جالب‌ترین نکته، میزان آرای نفر آخر لیسته. نفر ۲۱ام با ۲۵۶هزار رأی راهی بهشت شده که این میزان معادل فقط ۴درصد از کل واجدین شرایطه. یعنی این فرد با رأی ۴درصد مردم تهران عضو شورای کل مردم شهر شده!

🔺انتخابات تهران بهتر از هرجای دیگه نشون میده که چگونه رأی ندادن، نوعی «رأی دادن» محسوب میشه. ۷۴درصدی که در تهران در انتخابات شرکت نکردن درواقع به ۴درصدی‌ها رأی دادن و ناخودآگاه به پیروزی اونا کمک کردن.

🔺البته نمیخوام مردم رو متهم کنم چرا که این ساختار انتخاباته که ضدمشارکته و حتی اگه کسی میخواست رأی بده با سوالِ "خب به این لیست نه، به کی رأی بدم؟" مواجه بود. اما همچنان در همین ساختار هم تلاش برای رأی نیاوردن عده‌ای میتونست مطلوب باشه. میشد با گلچین کردن آدمای سالم از لیست‌ها و غیره، مانع ورود شهرفروشان و «کارنامه‌ی سیاه‌داران» به رأس امور شد که نشد!

➕پ.ن۱: درمورد ۴ - ۵ درصد رأی‌دهنده به لیست دوستان «عیسی شریفی» و جهان فکری و نحوه تصمیم‌گیری‌شون برای پر کردن برگه‌ی رأی خود هم درد دل بسیاره، که بماند...

➕پ.ن۲: قبل از انتخابات درمورد لیست ائتلاف اصولگرایان نوشته بودم، از این به بعد هم بیشتر خواهم نوشت...

🔲 @ArmanGram
🔰مرگ بر تولید؛ زنده‌باد بیتکوین!

🔺هفته پیش خبری منتشر شد از کشف مزرعه استخراج رمز ارز با ۷هزار ماینر در کارخونه‌ای متروکه در غرب تهران. تو روزای گرما و اوج مصرف برق، خبر مهمی بود. لوگوی کارخونه‌ی متروکه تو عکس‌ها [ضمیمه👇🏻] آشنا بود و توجهم رو جلب کرد. یه کم بررسی کردم، به آدم جالبی رسیدم!

🔺کارخونه «پارس‌متال» که دهه ۴۰ پاگرفته و بیش از ۵۰سال به تولید لوله و اتصالات چدنی و... مشغول و در تولید برخی محصولات، پیشگام و اولین بوده، اوایل سال۹۴، بیش از ۵۰٪ سهامش از شرکت «هسایار» (وابسته به وزارت دفاع) و طبق معمول در فرآیندی غیرشفاف و دورهمی، به بخش‌خصوصی واگذار میشه!

🔺خریدار اما مهمه؛ شرکت «پدیده تجارت سیوان» متعلق به #علیرضا_نیکویی، مالک روزنامه قانون، خریدار این کارخونه‌ی تولیدیه. با شرایطی مبهم و قیمت و ارزشگذاری نامعلوم. با نیکویی و شرکت سیوان، اواخر سال۹۶ و در جریان پرونده بانک‌سرمایه آشنا شدم و ماجرای خرید پارس‌متال رو هم همون ایام شنیدم...

🔺شرکت نیکویی با شرایطی عجیب و بدون وثایق کافی از بانک سرمایه ۸۰ میلیارد تومن تسهیلات گرفته بود و پس نمیداد که با افشای اون در برنامه‌ی #شهرداد در اواخر سال۹۶، بازداشت و بخشی عمده‌ای از اون مبلغ در حسابش بلوکه و تسویه شد. ماجرای اونم جالب بود. ویدئوهای اون پرونده رو تو کانال آوانت میتونید ببینید. [قسمت‌های یک، دو، سه و چهار]

🔺مسئول پیگیر مطالبات بانک میگفت نیکویی تو جلسه و در واکنش به تقاضای ما برای بازپرداخت بدهیش میگفته "اصلاً قرار نبوده پس بدم، تو انگار ادبیات جمهوری‌اسلامی رو بلد نیستی؟!" و تو جلسه برای ترسوندن ما به وزرای ترسناک، به ادعای خودش، زنگ میزده و رو اسپیکر صحبت میکرده. قبلاً تو سخنرانی‌ها بهش اشاره کرده‌م [اینجا]

🔺با بازداشت و برگشت اون پول، احتمالا نیکویی با وجه دیگه‌ای از ادبیات جمهوری‌اسلامی آشنا شده اما سرنوشت نامعلوم دادگاه غیرعلنی او از یکسو و عدم کنکاش و برخورد با حامیان صاحب‌نفوذ او از سوی دیگه و ازهمه مهمتر برچیده‌نشدن اساسی فضای «واگذاری» رانتی منابع عمومی (کارخونه، تسهیلات و...) باعث شده که امروز و بعد از گذشت سالها از چنین تخلفاتی و حتی بعد از افشای برخی از اونا، شاهد چنین صحنه غم‌انگیزی باشیم.

🔺ردیف‌شدن چندهزار ماینر در خرابه‌های کارخونه‌ای که روزی چرخ این مملکت و چرخ زندگی چندین کارگر رو میچرخونده. کارگرهایی که تا همین اخیر هم درگیر تجمع برای حقوق‌شون بودن!

🔺کیس‌ها مهم‌اند، عمیق شدن روی قصه‌هاشون درس‌آموزه. با «علیرضا نیکویی»، «روزنامه قانون»، «بدهی بانکی»، «خصوصی‌سازی»، «تولید»، «کارگر» و «بیتکوین»، جمله که هیچ، میشه یه سینمایی با ژانر «درام/وحشت» ساخت و بعد از تماشا و تحیر، فکری بحال اصلاحات اساسی برای جلوگیری از بازتولید موارد مشابه کرد.

🔲 @ArmanGram
Forwarded from فلاخن||سلمان کدیور (سلمان کدیور)
🔴 به تبعیض در وضع کارگران پایان دهید!

بیانیه جمعی از نیروهای عدالتخواه دربارۀ اعتراضات اخیر کارگران پیمانی صنعت نفت

بسمه تعالی

این روزها شاهد اوج‌گیری اعتراضات بخشی از کارگران صنعت نفت هستیم. کارگرانی که بار عظیم گردش اقتصاد کشور در حوزه انرژی، در مناطق سخت عملیاتی با شرایط طاقت‌فرسا بر شانه آنهاست؛ اما از حقوق اولیۀ خود محرومند. اعتراضاتی که در صورت پیوستن سایر بخش‌های پیمانی که طی سالها طعم تبعیض و نابرابری را چشیده‌اند، ظرفیت خلق بحرانی اقتصادی-امنیتی دارد!

در شرایطی که کارمندان رسمی وزارت نفت با پیگیری‌های وزیر و مجلس، وعده برآورده شدن مطالبات‌شان را دریافت کرده‌اند، رسیدگی به مشکلات کارگران پیمانی و روزمزد نادیده انگاشته شده است! بنظر می‌رسد گروه انبوهی که فاقد لابی‌های موثر حقوقی و سیاسی هستند، از دستیابی به حقوق و مطالبات پایۀ خود محروم می‌شوند! بی‌تردید این روش تبعیض‌آمیز در حل مشکلات کارگران، منجر به افزایش نارضایتی و انباشت خشم و خلق بحرانی عمیق‌تر در آینده خواهد شد.

بر این مبنا، امضاکنندگان این بیانیه ضمن حمایت از مطالبات کارگران معترض، موارد زیر را به عنوان حقوق بدیهی کارگران صنعت نفت تلقی و اجرایی شدن آن را به عنوان مطالبه از دولت، مجلس و دستگاه‌های مسوول اعلام می‌کنند:

1⃣ امکان ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری که پیگیری آزادانه مطالبات جامعه کارگری را فراهم کند تا کارگران بدون هر گونه فشار شغلی یا امنیتی بتوانند خواست‌های صنفی خود را پیگیری کنند.

2⃣ اجرای نظام استاندارد و عادلانه کار و مرخصی با حداقل ۱۰ روز مرخصی در طول ماه.

3⃣ بازنگری در سازوکارهای جذب نیروی کار در پروژه‌های مربوط به صنعت نفت و خلع ید از شرکت‌های پیمانکاری که به واسطۀ شانه خالی کردن وزارت نفت از قرارداد مستقیم با کارگران، منجر به خسارت در انجام مطلوب پروژه‌ها و همچنین اهدای حقوق کارگران شده‌اند.

4⃣ افزایش دستمزد کارگران پیمانی متناسب با کارکنان رسمی وزارت نفت و بهبود وضعیت خوابگاه‌ها، کمپ‌های استراحت و ارائه خدمات پزشکی و درمانی مانند سایر نیروهای شاغل در شرکت‌های تابعۀ نفت.

5⃣ ایجاد سامانه‌ای برای شفاف‌سازی کلیۀ پرداخت‌ها در وزارت نفت به منظور نظارت عمومی و جلوگیری از پرداخت‌های نجومی که پیش از این در کشور بازتاب داشته است.

در نهایت، امضاءکنندگان این بیانیه از نهادهای نظارتی درخواست دارند تا برای بازگشت به کارِ کارگرانی که احیانا در فرآیند اعتراضات اخیر توسط شرکت‌های پیمانکاری یا کارفرمایان اخراج شده‌اند، در اسرع زمان اقدامات لازم را انجام دهند.

✍ امضاءکنندگان:
امیر خراسانی، سلمان کدیور، وحید اشتری، میلاد گودرزی، امیر تفرشی، میلاد دخانچی، مرتضی کیا، محمدرضا اصنافی

....
....
@Falaakhon
🔸🔷🔸🔷🔸🔷🔷🔸🔷🔸🔷🔸

✨ «نهضت» کشته و «نظام» راست شد! ✨

💢 «عدالت اجتماعی» یک سیاست‌کلی یا خط‌مشی در کنار دیگر سیاست‌های کلی اداره امور عمومی جامعه نیست، بلکه یک روح، درونمایه و «کلان‌ایده حکمرانی» است که بر تمام خط‌مشی‌های عمومی سایه می‌گستراند. یعنی اینطور نیست که برای اداره‌ی عادلانه جامعه یک سیاست‌های کلی #آموزش_و_پرورش، یک سیاست‌های کلی #اصل_۴۴ و هم‌عرض این‌ها یک «سیاست‌های کلی #عدالت_اجتماعی» داشته باشیم، بلکه در بطن آن سیاست‌های کلی، باید روح عدالت اجتماعی را حاکم ببینیم. حال مهمترین انتخاب برای یک نظام سیاسی، اتخاذ کلان‌ایده اصلی و تعیین اولویت اول خود برای تحقق آن در خط‌مشی‌گذاری‌های بعدی است. «روح اصلی حکمرانی ما چیست؟» سوال مهمی‌ست که یک «دولت – ملت» در ابتدای راه خود، مثلاً پس از یک انقلاب سیاسی، باید به آن فکر کرده، به آن یک پاسخ ابتدایی داده و در مسیر، پاسخ خود را پخته کرده و کمال ببخشد. «عدالت»، «توسعه»، «بقا» و... پاسخ‌هایی در این لایه هستند.

⬇️⬇️⬇️⬇️
✨ «نهضت» کشته و «نظام» راست شد! ✨
[بخش دوم]

🔶 حال اگر فرآیند خط‌مشی‌گذاری خرد را شامل مراحل «مسئله‌یابی»، «دستورگذاری»، «تدوین»، «اجرا» و «نظارت» بدانیم و دو هویت «سیاستگذار - ناظر» (مثلاً #مجلس) و «مجری» (مثلاً #دولت) را برای تحقق آن لازم بدانیم، می‌توان در لایه‌ی کلان‌تر یعنی نقطه‌ی تعریف کلان‌ایده یک نظام سیاسی نیز بطور نمادین به این ۵ گام فرآیند خط‌مشی‌گذاری و دو هویت ملزوم آن قائل بود. یعنی به نیازشناسی برای یک جامعه‌ی پس از انقلاب، انتخاب و در دستور کار و اولویت قرار دادن یکی از مفاهیم #عدالت یا توسعه و نظایر آن، طراحی و تدوین ساختارها و بایدها برای تحقق آن کلان‌ایده، اجرای بایدها در قالب ساختارها و نهایتاً ارزشیابی و نظارت بر حرکت نظام سیاسی در راستای آن کلان‌ایده، نیازمند بوده و برای ضمانت تحقق این گام‌ها نیز وجود دو هویت «ناظر» و «مجری» ضروری است.

🔷 در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی، اگر «نظام»، شامل قوای سه‌گانه و تمامی نهادها و کارگزاران ذیل آن را، مقام «مجری» برای آن کلان‌ایده بدانیم، به هویت دیگری برای تعیین کلان‌ایده، دستورگذاری آن و نظارت بر حرکت «نظام» در مسیر تحقق آن نیازمندیم. هویتی که با وام‌گرفتن از تعابیر متفکرین انقلاب، می‌توان آن را «#نهضت» نامید. حرکت آرمانگرایانه و پر خروشی که علیه وضع موجود، انقلاب کرده و حالا و بعد از تغییر نظام سیاسی، از دل آن «نظام» جدیدی شکل گرفته که قهراً خود آن تبدیل به وضع‌موجود، محافظه‌کار و مسئول روزمرگی‌های اداره امورعمومی می‌شود. برای تبدیل آرمان‌های نهضت به روح‌کلی و رکن جهت‌سازِ «نظام» جدید، شرط اول حفظ و پایدار ماندن جریان نهضت، پس از انقلاب است. نهضتی که می‌توان در انقلاب اسلامی آن را شامل سه سطح تعریف کرد. سطح اول، نخبگان و دغدغه‌مندان اجتماعی، از دانشجو گرفته تا مُبلغ دینی که برخواسته از توده‌های مردم بوده و می‌توان آن را «نهضت مدنی» نامگذاری کرد. سطح دوم که آنرا «نهضت نهادی» می‌نامم، نهادهای انقلابیِ تأسیس شده پس از انقلاب‌اند که رسالت‌شان چیزی فراتر از روزمرگی‌ها تعریف شده بود. از سپاهی که قرار بود در سیاست دخالت نکرده و پاسدار ارزش‌ها و آرمان‌ها باشد تا صداوسیمایی که بنا بود دانشگاه باشد و صدا و تریبون مردم. سطح سوم، رهبر نهضتی‌ست که با همراهی مردم انقلاب کرده و حالا قرار است علاوه بر «رهبری نهضت»، بار «رهبری نظام» را هم بر دوش بکشد.

🔶 با این تعریف و تفکیک، برای نشستن نام «عدالت اجتماعی» بر تابلوی کلان‌ایده‌ی نظام سیاسی ایرانِ پس از انقلاب، به دو شرط نیازمند بودیم که فقدان آنها، یا به تعبیر بهتر، کشته‌شدن تدریجی آنها در طول دهه‌های گذشته، باعث شده که عدالت در اغما فرو رفته و امروز اثری از روح آن در جسم نحیف نظام دیده نشود. اولاً نهضت که در هر سه لایه، برای دستورگذاری عدالت اجتماعی برای نظام و نظارت بر حسن تحقق آن، امری حیاتی بود، به مرور کمرنگ و کم‌رمق‌تر شد. نخبگان و فعالین اجتماعی هویت بیرونی، ناظر، مستقل، عدالتخواه و منتقد خیرخواهِ خود را از دست داده و یا به بخشی از «نظام» و توجیه‌کننده وضع موجود تبدیل شده، یا به موجودیتی منزوی و یا برانداز. جایگاه نهادهای نهضتی نظیر صداوسیما، از موضع ناظر و هشداردهنده و تریبون نهضت، به روابط‌عمومی نظام تقلیل یافته و هویتی مانند سپاه از یکسو به مال‌سازی آلوده و از سویی دیگر، درگیر لیست بستن و ورود به انتخابات‌ها و پا کردن در کفش «نظام» بوده است. رهبری نیز بنا به اقتضائات اداره یا عدم پشتیبانی نهضت در سطوح قبلی یا با هر دلیل و تحلیل دیگری، به مرور درطول این سالها هرچه پیش آمده‌ایم، بیش از آنکه رهبر نهضتِ منتقد و ناظر بیرونی نظام باشد، متولی هماهنگی قوا، از هم نپاشیدن دولت‌ها، تدبیرکننده‌ی سیاست خارجی و سیاستگذاری‌های جزئی اقتصادی و بطور کلی «رهبر نظام» بوده است. با کم‌رمق شدن هویت نهضت، پای اول تحقق عدالت اجتماعی، لنگ شده و با عدم تحقق این شرط اول، برای نظامِ بدون ناظر و دیدبان، بستری فراهم شد که پایش به میدان تبعیض‌ها و نابرابری‌ها باز شود.

⬇️⬇️⬇️⬇️
✨ «نهضت» کشته و «نظام» راست شد! ✨
[بخش سوم]

🔷 ثانیاً ذیل «نظام» و برای «تدوین» و «اجرا»ی بایدهای تحقق عدالت اجتماعی، می‌بایست در دو ساحتِ «ساختار» و «کارگزار» طراحی یا عزم‌هایی با محوریت عدالت صورت می‌پذیرفت. از طراحی ساختار انتخابات، پارلمانی یا ریاستی بودن نظام و کارکرد #شورای_نگهبان گرفته تا تعریف وضع مطلوب برای نظام‌های آموزشی، سلامت، بانکی، مالیاتی و... ذیل کلان‌ایده‌، اگر «عدالت اجتماعی» می‌بود، توسط کارگزاران و جریان‌های سیاسی مختلف حاکم بر ادوار دولت‌ها و مجلس‌ها، اگر به کلان‌ایده معتقد می‌‎بودند، باید در ساحت نظر و عمل اتفاقاتی رقم می‌خورد. دومین شرط محقق نشده‌ی کلان‌ایده اینجا خودش را نشان می‌دهد. ما اکنون و در طول حدود سه دهه از مهمترین سال‌های طرح‌ریزی ساختمان «نظام»، جریان سیاسی یا کارگزار صاحب قدرتِ «چپ» یا دارای دغدغه‌های عدالتخواهانه و برنامه‌های مبتنی بر رفع نابرابری و توزیع عادلانه‌ها فرصت‌ها و ثروت‌ها نداشته‌ایم. بعد از دهه‌ی ۶۰ که آن هم بخاطر شرایط و اقتضائات ویژه سال‌های ابتدایی پس از انقلاب و جنگ تحمیلی خیلی نمی‌توان جریان‌شناسی اندیشه‌ای دقیقی از آن داشت، از ابتدای دهه ۷۰ تاکنون شاهد دست بدست شدن قدرت میان «راست‌های موسوم به #اصولگرا» و «راست‌های موسوم به #اصلاح_طلب» بوده‌ایم.

📌 بطور خلاصه؛ کشته‌شدن «نهضت» در سطوح مختلفش و راست‌گرا شدن «نظام» در جریان‌های سیاسی‌اش، مهمترین آسیب‌شناسی نگارنده از عدم توفیق نظام جمهوری اسلامی در حوزه عدالت اجتماعی و فاصله‌ی ژرف وضع‌موجود آن با آرمان‌های تصویرشده است. در همین راستا، «احیای نهضت» و «شکل و قدرت گرفتن یک جریان سیاسی عدالت‌محور» و در نتیجه‌ی این دو، تحقق «حکمرانی مشارکتی عدالت‌محور» در دهه‌ی پیش رو، الزام اجتناب‌ناپذیر بازگشت به مسیر تحقق عدالت است.

✍️ «میلاد گودرزی»

#عدالت_چرا_دولت_ها_نتوانستند #دولت_عدالتخواه #نهضت_نظام #میلاد_گودرزی

🆔 @gerayeedalat
🔰به بهانه هشتگ #محاکمه_روحانی
🔲 سرنوشت شکایتم از «حسن‌میرمحمدعلی» (#داماد_شمخانی) چی شد؟

🔺احتمالاً صوت منتشرشده از آقای داماد رو شنیدید که درمورد تخلفاتش در لواسان، میگه: "میلاد گودرزی میخواد خونه‌م رو خراب کنه/ دیه‌ش رو گذاشتم کنار، میکشمش"
تیر۹۹ باعنوان «تهدید» شکایت کردم. در دادسرا متهم احضار شد. منکر صوت شد. پرونده برای تحقیق به آگاهی رفت، اونجا پذیرفت که صدا متعلق به خودشه ولی گفت "«مونتاژ» و «تقطیع» شده و اصلاً مگه همین یک میلاد گودرزی در ایران هست؟!"

🔺بعد از اونم در احضارها و مواجهه حضوری‌های بعدی حاضر نشد. حتی حکم جلب هم صادر شد اما بی‌سرانجام هرکدوم از این رفت‌وبرگشت‌ها هم چندماه طول کشیده و بنده هم بعنوان شاکی مدام درحال رفت و آمد بین دادسرا و آگاهی و سرباز گرفتن از کلانتری برای ابلاغ احضاریه و... بودم. تا اینکه نهایتاً در اردیبهشت۱۴۰۰ و بعد از گذشت ۱۰ماه از ثبت شکایت، باتوجه به صوت و اقرار متهم، کیفرخواست صادر شد.

🔺۵تیر جلسه دادگاه برگزار شد. متهم، آقای داماد، بازهم حاضر نشد. توضیحات و لایحه رو دادم، از قاضی هم پرسیدم حالا که ایشون نیومده چی میشه؟ دوباره جلسه میذارید؟ گفتن نه دیگه، باتوجه به اقرار و عدم حضور، تمومه. چندهفته بعد و درحالیکه منتظر صدور حکم (تا ۲سال حبس بجرم تهدید به‌قتل) بودم مجدد ابلاغیه اومد برای حضور در جلسه دادگاه در تاریخ ۱۷ مرداد.

🔺بازم رفتم، این‌بار نه متهم اومده بود، نه قاضی! یه صفحه نوشتم، گذاشتم روی پرونده که "باتوجه به صوت تهدید واضح، اقرار متهم و دوبار احضار به دادگاه و عدم حضور، لطفاً رأی رو صادر کنید دیگه، منتظر چی هستید؟!"

🔺پریروزا دوباره ابلاغیه اومده و برای سومین بار جلسه دادگاه تنظیم کرده‌اند برای تاریخ ۱۵آذر۱۴۰۰. یعنی ۳ماه بعد! امروز رفتم شعبه دادگاه گفتم آقا دارید چیکار میکنید؟ دستور قاضی رو نشون دادند که نوشته "تحقیقات بیشتر یک ضرورت است!" (یا یه همچین چیزی)

🔺تو پرونده‌ای که شاکی خصوصی داره، صوت و مستندات قطعی داره، متهم اقرار کرده و دو جلسه به دادگاه احضار شده و نیومده، شما یکسال و نیم سر کارید و معلوم هم نیست تا کی باید بدوید تا متهم قدم‌رنجه کرده و تو جلسه حاضر بشه تا شاید حکمی صادر بشه. حالا یا خوشبینانه بخاطر فشل ‌بودن دستگاه قضایی یا بدبینانه بخاطر اینکه متهم، داماد یه مسئولی‌ چیزی‌ست.

🔺حالا دوستان ما، زیر باد کولر هشتگ #محاکمه_روحانی میزنن و انتظار دارن دادستان هم باتوجه به تعداد توییت‌ها و لایک‌ها، علیه رئیس‌جمهور سابق که در دورانش، سوال از وزرایش در مجلس هم ممنوع بود، اعلام‌جرم کند و به نمایندگی از اهالی توییتر شکایت را پی بگیرد.

🔺اگرچه تجربه‌های عمومی مثل ماجرای #عنابستانی و مرخصی‌های #مهدی_هاشمی کافیه که انتظارمون از سطح و کیفیت برخوردقضایی با مسئولین و وابستگان‌شون حداقلی بشه، اما تجربه مواجهه شخصی و بالاپایین کردن راهروهای دادگاه در پیگیری پرونده‌های این‌چنینی، نتایج ملموس‌تری در تعدیل انتظارات داره که البته امیدوارم درگیرش نشید.

➕پ.ن:
در این بین و بعد از جلسه اول دادگاه‌مون، رئیس قوه قضاییه هم تغییر کرد. (۱۰ تیر ۱۴۰۰). من هم که منتظر صدور یک حکم قاطع و اجرای عدالت در این پرونده بودم، میخواستم بصورت نمادین، تحقق صدور رأی در دوران رئیس جدید قوه رو به‌فال نیک بگیرم که نشد 😊
از قرار تو پرونده دیگه‌ای هم که اونجا من متهم بودم و شاکی از یاران یکی از مفسدین اقتصادی بود، تو همین ایامِ عوض شدن رئیس قوه، اتفاقات عجیبی علیه‌م رخ داد که سرفرصت درمورد اون هم می‌نویسم. درکل و بهرحال؛ تا اینجا که نشده که تفسیر خوشبینانه‌ای از «سوره حمد» ارائه بدیم، امیدوارم در آینده تفسیر خوبی رقم بخوره...

🔲 @ArmanGram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔰«تکفیر»؛ همین نزدیکی‌ها!

🔺اصلاً میدونید چیه؟ مسئله ما که فقط برکناری یه امام‌جمعه عدالتخواه نیست. اصل قصه، حاکم‌شدن یه جماعت تکفیری تمامیت‌خواه بر مصدر اموره!

🔺صوت رو گوش کنید، یکی از مسئولان شورای هماهنگی ائمه‌جمعه میگه "تریبون نمازجمعه آقای لواسانی مأمنی برای «عدالتخواهان خودژنرال‌پندار» (اشتری و گودرزی و...) شده بود و ایشون بارها تذکر گرفتند که «برخی امور» رو رعایت نمی‌کنید!"

🔺خیلی محکم میگه "میدونید که انتهای تفکر این‌ها به چه جریانی وصله! برای این‌ها ولایت‌فقیه و نظام‌اسلامی یک ماجرای ثانویه و بدون اهمیته!"
آقای طلبه جوان؛ انتهای تفکر به کجا وصله؟ اتصالات رو شما چجوری و با چه متری اندازه میزنی که انقدر مطمئن حرف میزنی؟

🔺حقیقتاً بنام دین عجب نسلی تربیت شده... 😞

➕پ.ن: صوت منتشرشده پیرامون حواشی اخیر مربوط به برکناری امام‌جمعه لواسان، متعلق به فردی بنام «رضاپور»ـه که خودش رو از مسئولان شورای سیاستگذاری ائمه‌جمعه معرفی میکنه.
🔲 @ArmanGram