بیا منو ببین.
چون من چشمام رو نمیخوام اگه تو نگاهم نکنی.
بیا بهم بگو بعد از من کسی چشمات رو نبوسیده. به بهونهی کتابم که جا مونده دستتت، بیا.
به بهونهی اینکه نمیدونی چی برای دوستت بخری، بیا. بیا منو ببر کافه هنر، ببر میدون صدف، ببر آزادگان.
بیا اون لحظه که دارم میگم” جبران نمیشوی حتی به گریههای عمیق” جبران شو عزیزدلم..
چون من چشمام رو نمیخوام اگه تو نگاهم نکنی.
بیا بهم بگو بعد از من کسی چشمات رو نبوسیده. به بهونهی کتابم که جا مونده دستتت، بیا.
به بهونهی اینکه نمیدونی چی برای دوستت بخری، بیا. بیا منو ببر کافه هنر، ببر میدون صدف، ببر آزادگان.
بیا اون لحظه که دارم میگم” جبران نمیشوی حتی به گریههای عمیق” جبران شو عزیزدلم..
~ف_جعفری🌿من بلد نبودم غمات رو توی خودم حل کنم، اما غمت، غمم بود. من سرم رو میذاشتم روی شونههای تو و غمهات اشک میشد توی چشمای من... من به جای دوتامون باورت میکردم و برات آب پرتقال درست میکردم، که بهت بگم تو منو داری. تو زخمِ عزیز من بودی. همونی که خنده هام گیر میکرد توی “آی دلبرم، آی دلبر “خوندنات ساعت دوازده و نیم ظهر. همونی که بهش پناه میبردم و نگفته، میدونستی دارم دق میکنم. من به تو پناه میبردم و فکر میکردم غمم بزرگ نیست و تو عادتم داده بودی به اینکه هرجا خسته شدم از غم، پیش تو برگردم. عادتم داده بودی به اینکه کنارت سعی نکنم آدم خوبی باشم، کنارم سعی نکنی آدم خوبی باشی، که مهم نیست اگه همیشه قوی نباشیم. تو هر بار از عطری که دیوونهش بودم میزدی روی پیرهن چهارخونهات و میگفتی حالا حتی اگه از پیشت برم بوی منو میدی و من نمی دونستم عطرها تا ابد میمونن. نمیدونستم با هر بار خندیدنهای از ته دل و آهنگِ دوتایی گوش کردن، توی تنهاییِ همدیگه رسوخ میکنیم. که وقتی کنار همدیگه نیستیم، تنهاتر از قبل میشیم. چون هیچی هیچوقت تموم نمیشه.
میدونی استخوون تن یه نفر دیگه بودن، یعنی چی؟ استخوون تنم بودی
استخوون تنم بودی
استخوون تنم بودی...
#ف_جعفری
میدونی استخوون تن یه نفر دیگه بودن، یعنی چی؟ استخوون تنم بودی
استخوون تنم بودی
استخوون تنم بودی...
#ف_جعفری
آرورا؛
<unknown> – تا آخر عمرم
نیاو[💙]
بودنت برام خیلی واجبه. تو که دیفونهی دونات و کروسان و گل سرای قرمزی. دلیل قشنگی دنیایی. تو یادم دادی قشنگیا رو ببینم حتی اگه همه جا تاریکه. از روی زمین بلندم کردی شبایی که فکر میکردم صبح نمیشه. خندیدی باهام وقتایی که دلم میخواست از خوشی کل خیابونای شهر رو متر کنم. تو همون” پاداش صبر و سکوت منی” که یراحی میگه.
تو برد همه باختهای منی. نباشی کج میشم
.
.
تولدت مبآرک قُل من
گیانکم، باوانکم.🌿
@judy_nill
بودنت برام خیلی واجبه. تو که دیفونهی دونات و کروسان و گل سرای قرمزی. دلیل قشنگی دنیایی. تو یادم دادی قشنگیا رو ببینم حتی اگه همه جا تاریکه. از روی زمین بلندم کردی شبایی که فکر میکردم صبح نمیشه. خندیدی باهام وقتایی که دلم میخواست از خوشی کل خیابونای شهر رو متر کنم. تو همون” پاداش صبر و سکوت منی” که یراحی میگه.
تو برد همه باختهای منی. نباشی کج میشم
.
.
تولدت مبآرک قُل من
گیانکم، باوانکم.🌿
@judy_nill
میتونی از دست کسی عصبانی باشی و همزمان دلت هم براش تنگ بشه..
🎬 To All the Boys I've Loved Before (2018)تو یاد من افتادی؟ وقتی از خستگی خوابت برد و کسی نبود بگه دردت وه گیانم، همه خستگیات برا من. وقتی هیچکس دلش واسه گودی زیر چشمات نرفت، یاد من افتادی؟ تو دلت تنگ نشد واسه روزایی که همه چیز من بودی؟
من خیلی نگرانتم.
نگران اینکه سیگار کشیدنات زیاد نشده باشه و معده دردات زیاد. که برد همه باختهای کسی که دوسش داری نباشی.
تو اصلا دونستی چی شد بعد تو؟ خواستی بدونی؟ تو حتی وقتی منو اتفاقی دیدی، سر برگردوندی تا هیچی یادت نیاد. حتی وقتی شنیدی هیچی نیست به زندگی وصلم کنه گوشات رو گرفتی و رد شدی. تو چشماتو روی گریهها و خستگیها و دلتنگیام حتی اون شبی که بهت گفتم دیگه دوستت ندارم، بستی. تو اصلا فهمیدی چقدر جنگیدم هر روز با خودم تا وقتی دیدمت نگم چقدر قشنگی؟
من نگرانتم هنوزم. من دوستت دارم هنوزم. من چشم به راهتم هنوزم.
من از قیدت نمیخواهم رهایی را، ولی دوریت منو از زندگی انداخت عزیزدلم..
#ف_جعفری
من خیلی نگرانتم.
نگران اینکه سیگار کشیدنات زیاد نشده باشه و معده دردات زیاد. که برد همه باختهای کسی که دوسش داری نباشی.
تو اصلا دونستی چی شد بعد تو؟ خواستی بدونی؟ تو حتی وقتی منو اتفاقی دیدی، سر برگردوندی تا هیچی یادت نیاد. حتی وقتی شنیدی هیچی نیست به زندگی وصلم کنه گوشات رو گرفتی و رد شدی. تو چشماتو روی گریهها و خستگیها و دلتنگیام حتی اون شبی که بهت گفتم دیگه دوستت ندارم، بستی. تو اصلا فهمیدی چقدر جنگیدم هر روز با خودم تا وقتی دیدمت نگم چقدر قشنگی؟
من نگرانتم هنوزم. من دوستت دارم هنوزم. من چشم به راهتم هنوزم.
من از قیدت نمیخواهم رهایی را، ولی دوریت منو از زندگی انداخت عزیزدلم..
#ف_جعفری
یه زخمی که از تن خودُم توو تن تو بود
یه اشکی که اومدنش رفتن تو بود
یه خونی که از سر پسین گردن تو بود
ستارهای که دکمهی پیرهن تو بود
🌱”
یه اشکی که اومدنش رفتن تو بود
یه خونی که از سر پسین گردن تو بود
ستارهای که دکمهی پیرهن تو بود
🌱”
❤8