تو از آیین انسانی چه میدانی
اگر جان را خدا دادهست
چرا باید تو بستانی؟..
~
اگر جان را خدا دادهست
چرا باید تو بستانی؟..
~
فریدون مشیری❤19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محبوبم دیدی نموندی تا دلیل دلمه پختنم باشی :’))
🌱.
🌱.
❤13
Forwarded from شبتابِ بیتاب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صدای #ماهان_صدرات است که دیشب با دوستدخترش سوگند، از زندان تماس گرفته و میگوید: «اتفاقی نمیفته نگران نباش دو هفته تحمل کن میام بیرون.» و حالا امروز در یک قدمی اعدام است. سوگند میگوید: «خواهش میکنم صدای ماهان باشید. اجازه ندید زندگی یک انسان بیگناه دیگه رو ازمون بگیرن.»
🔗 +۱۵۰۰تصویر (@1500tasvir)
🔗 +۱۵۰۰تصویر (@1500tasvir)
❤11
شبتابِ بیتاب
این صدای #ماهان_صدرات است که دیشب با دوستدخترش سوگند، از زندان تماس گرفته و میگوید: «اتفاقی نمیفته نگران نباش دو هفته تحمل کن میام بیرون.» و حالا امروز در یک قدمی اعدام است. سوگند میگوید: «خواهش میکنم صدای ماهان باشید. اجازه ندید زندگی یک انسان بیگناه دیگه…
کاش میتوانستم دردتان را دوا کنم
همین دردِ دور بودنها، دیر دیدنها،
دیگر ندیدنها..
🌿.
همین دردِ دور بودنها، دیر دیدنها،
دیگر ندیدنها..
~محمدصالح اعلا🌿.
❤11
وقتی بعد این همه دوری دیدمت بهت نگفتم چقدر تشنهی دیدنت بودم ، نگفتم وقتی کنارمی چقدر خوشم و اگه یه بار دیگه نمی دیدمت میمُردم، نگفتم تیشرت سفیدت چقدر بهت میاد.
من باهات حتی خداحافظی هم نکردم، فقط گفتم مراقب خودت باش.
نگات کردم تا سوار ماشینت بشی و بری. اما نرفتی. از آینه بغلی ماشینت نگاه کردی به راه رفتنم، به وایسادن و برگشتنم سمتت، به زنگ خونه رو زدنم.
شبش اومدم نشستم کنار جای خالیت
و لیوان آب نصفهت رو بوسیدم و گریه کردم، مثل وقتی که باید میگفتم چقدر نیازت دارم اما نگفتم. نگفتم و تنها تونستم سرم رو بذارم روی شونه هات و دعا کنم خدا تو رو بهم ببخشه.
چون که من از همیشه ندیدنت میترسم عزیزدلم
.
.
من باهات حتی خداحافظی هم نکردم، فقط گفتم مراقب خودت باش.
نگات کردم تا سوار ماشینت بشی و بری. اما نرفتی. از آینه بغلی ماشینت نگاه کردی به راه رفتنم، به وایسادن و برگشتنم سمتت، به زنگ خونه رو زدنم.
شبش اومدم نشستم کنار جای خالیت
و لیوان آب نصفهت رو بوسیدم و گریه کردم، مثل وقتی که باید میگفتم چقدر نیازت دارم اما نگفتم. نگفتم و تنها تونستم سرم رو بذارم روی شونه هات و دعا کنم خدا تو رو بهم ببخشه.
چون که من از همیشه ندیدنت میترسم عزیزدلم
.
.
❤20
بذار اعتراف کنم که هنوزم دستم میره روی شمارت و دلم میخواد بهت زنگ بزنم. هنوزم عکست والیپر واتساپمه. هنوز وقتی از غصه پُرم و گریه میام آزادگان. با دیدنت قلبم از جاش کنده میشه و انگار هزار کاکلی شاد توو تنم آواز میخونن. هیچی اندازه نبودنت سخت نبوده و هیچی اندازه چشمات وقتی از غم پُره نمیتونه منو از پا بندازه. دلم برات تنگ شده و اگه مثل اون سالها شجاعت رفتن پی قلبم رو داشتم بهت میگفتم: «بیا که من تو رو حتی با آزادی هم تاخت نمیزنم.»
[🌱]
[🌱]
❤19