مرا بپیچ در حریر بوسهات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستارهها جدا مکن
نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لایلای گرم تو
لبالب از شراب خواب میشود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب میشود
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستارهها جدا مکن
نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لایلای گرم تو
لبالب از شراب خواب میشود
به روی گاهوارههای شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب میشود
~فروغ فرخزاد عزیزم
🌱❤14
من نمیخوام چیزی از تو یادم بیاد، اما واقعیت اینجاست که وقتی پتو رو مچاله کردم دور خودم، اونجایی که مه جاده رو گرفته بود، وقتی چایی ریخت روی دستم و داشتم میخندیدم و سرم رو به شیشه ماشین تکیه داده بودم،
به تو فکر کردم..
به تو فکر کردم..
❤13