باكلاس باشيم
68.9K subscribers
15.6K photos
2.37K videos
26 files
3.39K links
✨ آموزش مهارت هاي اجتماعي و فردي✨

ادمین: @Al1Az1z

لینک تعرفه های تبلیغات 👇
https://t.me/tablighatebozoorg

فروشگاه باکلاس باشیم 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAFN_Y58nwsJa09lUTQ
Download Telegram
🔹صیادی دامی گسترد و کبوتر و یارانش در آن افتادند. پرندگان با هم‌دستی دام را از زمین کندند و به هوا پریدند.
زاغی که ناظر ماجرا بود، کنجکاو شد و پیِ آن‌ها پرواز کرد تا پایان کار را ببیند.

🔹کبوتران نزد یک سنجاب فرود آمدند؛ سنجاب بندها را با دندان برید، همگی را نجات داد و آرام به حفرهٔ درختش بازگشت.
🔹زاغ با دیدن این وفاداری و هوش، شیفته شد و بر شاخهٔ کنار لانه نشست و پیوند دوستی خواست.

🔹سنجاب از پناهگاهش گفت: «دوستی ما شدنی نیست؛ عاقل دنبال کار محال نمی‌رود. تو شکارچی هستی و من لقمه؛ لقمه و شکارچی چطور با هم برادر شوند؟»

🔹زاغ سوگند خورد که نیت بدی ندارد و گفت تا جواب موافق نگیرد از آنجا نمی‌رود.

🔹سنجاب پاسخ داد: «دشمنی ۲ جور است: یکی موقتی که با گذر زمان و گذشت فراموش می‌شود؛ دیگری دشمنیِ ذاتی و ریشه‌دار، مثل رابطهٔ آب و آتش.

🔹 آب هرچه از گرما داغ شود، دست‌آخر آتش را خاموش می‌کند. دل بستن به دشمنِ ذاتی، مثل مار در دست گرفتن است؛ هرچقدر هم افسونگر باشی، بالاخره زهرش را می‌ریزد.»

#حکایت
@bakelasbashim 1⃣

@bakelasbashim_banu 2⃣

https://eitaa.com/BAKELASBASHIMorg 3⃣
👍10🔥1
تو کاملی فقط نوع نگاهِت بده



@bakelasbashim 1⃣

@bakelasbashim_banu 2⃣

https://eitaa.com/BAKELASBASHIMorg 3⃣
👍3