Forwarded from آنسو | AnSoo
بازخوانی آیات روزه (دزفول)
امیر ترکاشوند
۱۷ خرداد ۱۳۹۷ برابر با شب ۲۳ رمضان ۱۴۳۹
محورهای این سخنرانی:
🔸 ابلاغ روزه و اشاره به پیشینه و هدف
🔸 ایام روزهداری: ماهی سه روز (در سال ۳۶ روز)
🔸 جایگزینِ روزه: اِطعام درماندگان
🔸 بحران غذا! راز جایگزینپذیری روزه
(بنابراین هر ماه: یا سه روز روزه یا تامین سه روز غذای مسکین)
🔸 دو ویژگیِ رمضان در برنامۀ ابلاغی ماهی سه روز روزه:
ویژگی۱. سه روز سهمیۀ رمضان، به پاسداشتِ نزول قرآن در آن ماه، عیناً و بدون جایگزین روزه گرفته شود
ویژگی۲. روزههای قضای ماههای پیش، در این ماه تسویه و تکمیل شود
🔸 تعریف روزه و طول ساعتِ آن.
🔹كانال شخصی امیرحسین ترکاشوند:
@Baznegari
⬇️ دريافت فايل شنیداریِ كامل اين جلسه با كيفيت خوب:
t.me/AnSoo
امیر ترکاشوند
۱۷ خرداد ۱۳۹۷ برابر با شب ۲۳ رمضان ۱۴۳۹
محورهای این سخنرانی:
🔸 ابلاغ روزه و اشاره به پیشینه و هدف
🔸 ایام روزهداری: ماهی سه روز (در سال ۳۶ روز)
🔸 جایگزینِ روزه: اِطعام درماندگان
🔸 بحران غذا! راز جایگزینپذیری روزه
(بنابراین هر ماه: یا سه روز روزه یا تامین سه روز غذای مسکین)
🔸 دو ویژگیِ رمضان در برنامۀ ابلاغی ماهی سه روز روزه:
ویژگی۱. سه روز سهمیۀ رمضان، به پاسداشتِ نزول قرآن در آن ماه، عیناً و بدون جایگزین روزه گرفته شود
ویژگی۲. روزههای قضای ماههای پیش، در این ماه تسویه و تکمیل شود
🔸 تعریف روزه و طول ساعتِ آن.
🔹كانال شخصی امیرحسین ترکاشوند:
@Baznegari
⬇️ دريافت فايل شنیداریِ كامل اين جلسه با كيفيت خوب:
t.me/AnSoo
خانهخرابیِ جمعه و جماعت
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۲۳
telegram.me/baznegari/313
امام جمعۀ اصفهان صادقانه و بیهیچ شیلهپیله سالهاست که آموختههای فقهیِ خود را با سادگی و اعتماد به نفس، در جامعه و از موضع حکومتی منتشر میکند تا کشور را به آمال خشک و بیروحِ فقه سنتی حواله دهد. او اخیراً گفته: «روایت داریم اگر فردی سه هفته از روی بیاعتنایی نمازجمعه را ترک کرد باید خانه را روی سرش خراب کرد»:
http://aftabnews.ir/fa/news/528308
گمانم ایشان در نقل روایت دچار اشتباه شده زیرا تا آنجا که خاطرم هست آنچه پیرامون ترک نماز جمعه در روایات مطرح شده این است که اگر فردی سه هفتۀ پیاپی نماز جمعه نرود "منافق است یا خدا بر قلبش مُهر میزند" و یا از این دست تعابیر..
خب این را اصلاح نکردم تا خواننده خرسند شود که خدا را شکر، چنان مجازات سختی وجود ندارد و بحمدالله بخیر گذشت؛ نخیر، همان مجازات، البته کمی شدیدتر (آتش زدن خانه) و بر علیهِ طیفی وسیعتر (کسانی که نماز جماعت نمیروند) وجود دارد!، ببینید:
عن ابن أبییعفور قال: قلت لأبیعبدالله: بما تعرف عداله الرجل بین المسلمین .... وقال رسولالله: لا غيبة إلا لمن صلى في بيته ورغب عن جماعتنا ومن رغب عن جماعة المسلمين وجب على المسلمين غيبته وسقطت بينهم عدالته ووجب هجرانه وإذا رفع إلى إمام المسلمين أنذره وحذره فإن حضر جماعة المسلمين وإلا أحرق عليه بيته و من لزم جماعتهم حرمت علیهم غیبته و ثبتت عدالته بینهم (تهذیب ج 6 ص 241 ح 596)
یعنی: روایت است که هرکس از نماز جماعت روگردان باشد بر مسلمانها واجب!! است که غیبتِ او را کنند و او (با ترک نماز جماعت) از عدالت میافتد و باید رفتوآمد با وی را قطع کرد و امام مسلمین باید او را بترساند و از ترک نماز جماعت برحذر دارد پس اگر اهل نماز جماعت شد که هیچ وگرنه باید خانهاش را روی سرش به آتش کشاند!! و اگر کسی اهل نماز جماعت باشد با این کار هم عادل شمرده میشود و هم نباید بر علیه او غیبت کرد.
ببینید در همین یک قلم روایتِ غیر مطابق با قرآن (که متأسفانه قدما با اتکا به آنها فتوا صادر میکردند) چه فجایع بزرگِ ضد اخلاقی و ضدّ انسانی، به سادگی آبِ خوردن رقم خورده است:
نگاه آپارتایدی به مقولۀ اخلاق (تبعیضبردار شدنِ فعل غیر اخلاقیِ غیبت)
بازی با مفهوم متعالی عدالت (و آن را به شرکت یا عدم شرکت در نماز جماعت رساندن)
شِعب ابیطالب بر علیهِ غیرمسجدیها راه انداختن (و روابط متعارف انسانی را تخریب کردن)
توسعۀ جُرم به حوزههای شخصی
کیفرهای دهشتناک و ضد تربیتی وضع کردن.
به راستی اگر قرار باشد خانۀ کسانی که در نماز جماعت شرکت نمیکنند را با ساکنانش به آتش کشاند و یا به قول آن امام جمعه، خانۀ کسانی را که سه هفته پیاپی در نماز جمعه حاضر نمیشوند را بر سرشان خراب کرد، در این صورت چند درصد از مردم ایران باقی میمانند؟ گمانم دستِکم نود و پنج درصد مردم (حتی اکثریت قاطع روحانیون، پاسداران، قضات دادگستری، مأموران انتظامی و...) را باید خانهخراب و روانۀ گورستان کرد!!
این حذفها و کشتوکشتارها در مبانی قدما امری عادی بوده و آن را برای پاکسازی جامعه از گناه!!! لازم میدانند و درست به همین خاطر است که مهدی در نگاه اینان، کارش فتح جهان با شمشیر و از میان بردن گناه (کفر و فسق) بوده و در این راه چنان کشتاری به راه میاندازد که از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را میکشد: القائم إذا قام بالغضب فيقتل من ألف تسعمائة وتسعة وتسعين (بحار ج 24 ص 398).
بنابراین باید صداقت و سادگی این امام جمعه را ستود و اجازه داد تا بیشتر به طرح محتوای فقه سنتی پرداخته شود تا مگر عقلا به فکر افتند و درمانی اساسی را در دستور کار قرار دهند.
#بهکجامیبرندمان؟
t.me/baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۲۳
telegram.me/baznegari/313
امام جمعۀ اصفهان صادقانه و بیهیچ شیلهپیله سالهاست که آموختههای فقهیِ خود را با سادگی و اعتماد به نفس، در جامعه و از موضع حکومتی منتشر میکند تا کشور را به آمال خشک و بیروحِ فقه سنتی حواله دهد. او اخیراً گفته: «روایت داریم اگر فردی سه هفته از روی بیاعتنایی نمازجمعه را ترک کرد باید خانه را روی سرش خراب کرد»:
http://aftabnews.ir/fa/news/528308
گمانم ایشان در نقل روایت دچار اشتباه شده زیرا تا آنجا که خاطرم هست آنچه پیرامون ترک نماز جمعه در روایات مطرح شده این است که اگر فردی سه هفتۀ پیاپی نماز جمعه نرود "منافق است یا خدا بر قلبش مُهر میزند" و یا از این دست تعابیر..
خب این را اصلاح نکردم تا خواننده خرسند شود که خدا را شکر، چنان مجازات سختی وجود ندارد و بحمدالله بخیر گذشت؛ نخیر، همان مجازات، البته کمی شدیدتر (آتش زدن خانه) و بر علیهِ طیفی وسیعتر (کسانی که نماز جماعت نمیروند) وجود دارد!، ببینید:
عن ابن أبییعفور قال: قلت لأبیعبدالله: بما تعرف عداله الرجل بین المسلمین .... وقال رسولالله: لا غيبة إلا لمن صلى في بيته ورغب عن جماعتنا ومن رغب عن جماعة المسلمين وجب على المسلمين غيبته وسقطت بينهم عدالته ووجب هجرانه وإذا رفع إلى إمام المسلمين أنذره وحذره فإن حضر جماعة المسلمين وإلا أحرق عليه بيته و من لزم جماعتهم حرمت علیهم غیبته و ثبتت عدالته بینهم (تهذیب ج 6 ص 241 ح 596)
یعنی: روایت است که هرکس از نماز جماعت روگردان باشد بر مسلمانها واجب!! است که غیبتِ او را کنند و او (با ترک نماز جماعت) از عدالت میافتد و باید رفتوآمد با وی را قطع کرد و امام مسلمین باید او را بترساند و از ترک نماز جماعت برحذر دارد پس اگر اهل نماز جماعت شد که هیچ وگرنه باید خانهاش را روی سرش به آتش کشاند!! و اگر کسی اهل نماز جماعت باشد با این کار هم عادل شمرده میشود و هم نباید بر علیه او غیبت کرد.
ببینید در همین یک قلم روایتِ غیر مطابق با قرآن (که متأسفانه قدما با اتکا به آنها فتوا صادر میکردند) چه فجایع بزرگِ ضد اخلاقی و ضدّ انسانی، به سادگی آبِ خوردن رقم خورده است:
نگاه آپارتایدی به مقولۀ اخلاق (تبعیضبردار شدنِ فعل غیر اخلاقیِ غیبت)
بازی با مفهوم متعالی عدالت (و آن را به شرکت یا عدم شرکت در نماز جماعت رساندن)
شِعب ابیطالب بر علیهِ غیرمسجدیها راه انداختن (و روابط متعارف انسانی را تخریب کردن)
توسعۀ جُرم به حوزههای شخصی
کیفرهای دهشتناک و ضد تربیتی وضع کردن.
به راستی اگر قرار باشد خانۀ کسانی که در نماز جماعت شرکت نمیکنند را با ساکنانش به آتش کشاند و یا به قول آن امام جمعه، خانۀ کسانی را که سه هفته پیاپی در نماز جمعه حاضر نمیشوند را بر سرشان خراب کرد، در این صورت چند درصد از مردم ایران باقی میمانند؟ گمانم دستِکم نود و پنج درصد مردم (حتی اکثریت قاطع روحانیون، پاسداران، قضات دادگستری، مأموران انتظامی و...) را باید خانهخراب و روانۀ گورستان کرد!!
این حذفها و کشتوکشتارها در مبانی قدما امری عادی بوده و آن را برای پاکسازی جامعه از گناه!!! لازم میدانند و درست به همین خاطر است که مهدی در نگاه اینان، کارش فتح جهان با شمشیر و از میان بردن گناه (کفر و فسق) بوده و در این راه چنان کشتاری به راه میاندازد که از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را میکشد: القائم إذا قام بالغضب فيقتل من ألف تسعمائة وتسعة وتسعين (بحار ج 24 ص 398).
بنابراین باید صداقت و سادگی این امام جمعه را ستود و اجازه داد تا بیشتر به طرح محتوای فقه سنتی پرداخته شود تا مگر عقلا به فکر افتند و درمانی اساسی را در دستور کار قرار دهند.
#بهکجامیبرندمان؟
t.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری
خانهخرابیِ جمعه و جماعت
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۲۳
telegram.me/baznegari/313
امام جمعۀ اصفهان صادقانه و بیهیچ شیلهپیله سالهاست که آموختههای فقهیِ خود را با سادگی و اعتماد به نفس، در جامعه و از موضع حکومتی منتشر میکند تا کشور را به آمال خشک و بیروحِ…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۲۳
telegram.me/baznegari/313
امام جمعۀ اصفهان صادقانه و بیهیچ شیلهپیله سالهاست که آموختههای فقهیِ خود را با سادگی و اعتماد به نفس، در جامعه و از موضع حکومتی منتشر میکند تا کشور را به آمال خشک و بیروحِ…
rajm-e sangsar1.pdf
2.3 MB
نام کتاب: رجمِ سنگسار
گردآورنده: امیر ترکاشوند
موضوع: نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی)
بارگذاری: تیر ۱۳۹۰
عرضه در: فضای مجازی در قالب فایل پیدیاف
ویرایشِ ۱
۲۵۲ صفحه (A4)
قیمت: رایگان
T.me/baznegari/314
گردآورنده: امیر ترکاشوند
موضوع: نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی)
بارگذاری: تیر ۱۳۹۰
عرضه در: فضای مجازی در قالب فایل پیدیاف
ویرایشِ ۱
۲۵۲ صفحه (A4)
قیمت: رایگان
T.me/baznegari/314
شرارتآفرینان از دیدگاه قرآن
إنّ شرّ الدّوابّ عندالله الصُمُّ البُکم الذین لا یعقلون
(سورۀ انفال آیۀ 22)
شرّترین مردم از دیدگاه قرآن کسانیاند که:
✔️همچو حیوانات، نابخردانه! گوشِ شنوا ندارند تا سخن عقلای قوم را استماع کنند
و
✔️همچو حیوانات، بیگانه با عقل، زبان سخن گفتن با برگزیدگان قوم را ندارند.
آری شرترین انسانها کسانیاند که عقل را متعصبانه تعطیل کرده و حاضر به گفت و شنود نیستند
telegram.me/baznegari
.
.
إنّ شرّ الدّوابّ عندالله الصُمُّ البُکم الذین لا یعقلون
(سورۀ انفال آیۀ 22)
شرّترین مردم از دیدگاه قرآن کسانیاند که:
✔️همچو حیوانات، نابخردانه! گوشِ شنوا ندارند تا سخن عقلای قوم را استماع کنند
و
✔️همچو حیوانات، بیگانه با عقل، زبان سخن گفتن با برگزیدگان قوم را ندارند.
آری شرترین انسانها کسانیاند که عقل را متعصبانه تعطیل کرده و حاضر به گفت و شنود نیستند
telegram.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
چشم در برابر چشم!؟
(بازخوانی آیۀ قصاصِ عضو)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۳۱
@baznegari
یکی از آیات چالشی که فهمِ رسمی و سنتی از آن، تصویری خشکوخشن از قرآن را به نمایش میگذارد آیۀ موسوم به قصاصِ عضو است (این تفسیر رسمی، طبیعتاً به قانون مجازات اسلامی نیز راه یافته).
متن آیه: «و کتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والأذن بالأذن والسِنّ بالسنّ والجروح قصاص فمن تصدّق به فهو کفّارة له ومن لمیحکم بما أنزل الله فألئک هم الظالمون» (سورۀ مائده آیۀ ۴۵).
طبق برداشت رسمی/مشهورِ آیه، حکم خدا دایر بر این است که به تلافیِ از دست دادنِ چشم، بینی، گوش، دندان و یا وارد شدنِ جراحت، دادگاه عیناً همان عضو را از فردِ مرتکب جنایت سلب کند مثلاً: چشمش را (در إزای چشمِ ازدسترفتۀ مجنیعلیه) درآورد و کور کند یا گوش و بینیاش را ببُرّد یا دندانش را بشکنند و از جا درآورد.
با اینهمه جالب است بدانید در آیه، هیچ کلمه یا عبارتی که نشان دهد مثلاً در إزای چشمِ از دستداده میتوان"چشمِ طرف مقابل را از کاسه درآورد یا کور کرد و همان صدمهای که او به صدمهدیده وارد کرده را تلافی کرد" وجود ندارد! و در واقع، این مفسران بودند که از آن، چنان برداشتی داشتند زیرا ترجمۀ "العین بالعین" عبارت از "چشم با چشم" است نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش!
قضیه از چه قرار است
مردم در دوران ماقبل اسلام (موسوم به جاهلیّت) دائم در حال جنگ و زدوخورد بودند و این جنگها چنان کشدار میشد که سالیان سال ادامه مییافت!؛ در این حال پیامبر گرامی با حرفهایی متفاوت ظهور کرد و دین رحمانی اسلام را معرفی کرد و خواهان پایان بخشیدن به چنین جنگهای خانمانسوزی شد. تحت تأثیر همین آیین جدید بود که اتفاقات مهمی رخ داد از جمله در شأن نزول آیات قصاص میخوانیم که قبایل درگیرِ جنگ تصمیم گرفتند نزد رسولِ صلح حضرت محمد روند تا او به غائله میانشان پایان دهد. در همین نوع مراجعات بود که آیات قصاص نازل شد و خواهانِ این شد که صدمات جانیِ وارد بر طرفین را عُرفاً تعیین و عادلانه (و نه بر اساس برتریطلبی یک قبیله بر قبیلۀ دیگر) احصا کنند و با کسرِ خسارات وارده و دیههای متعلقه از یکدیگر، مازاد به قبیلۀ بیشتر خسارتدیده پرداخت شود؛ و چون عزمِ طرفین بر صلح، آنها را به پای میز مذاکره کشانده بود پس قرآن توصیه کرد که تا آنجا که جا دارد طرفِ بیشتر زیاندیده از خسارت مازادِ تعیینشده (مبلغ نهایی) درگذرد. بنابراین العین بالعین والأنف بالأنف و... یعنی هر چیزی دقیقاً با مثل خودش سنجیده و تعیینِ دیه و خسارت شود زیرا قبایل نسبت به یکدیگر احساس برتری داشتند و دیۀ یک نفر از خودشان را دو برابر دیۀ قبیلۀ مقابل میدانستند و مثلا برخیشان دیۀ قتل نفس را برای خود عبارت از صد بار شتر ولی برای قبیلۀ مقابل پنجاه بارِ شتر تعیین کرده بودند. قرآن در آیۀ قصاص خواهان دقت در محاسبه و عدالت در این امر شد و اجازه نداد مثلا چشم را با دو چشم تعیین خسارت کنند.
بر پایۀ این برداشت، آیه ضمن استقبال از تصمیمشان در آتشبس یا ترک مخاصمات فردی، خواهان آن شده که کار تعیین خساراتِ ماقبل را بر مبنای مساوی بودنِ انسانها (النفس بالنفس) و مساوی بودنِ ارزش اعضا و جوارحشان (العین بالعین والأنف بالأنف والأذن بالأذن والسِنّ بالسنّ والجروح قصاص) اندازهگیری کرده و حتّیالامکان به خسارت نهایی، تخفیف لحاظ کنند (فمن تصدّق به فهو کفّارة له).
https://t.me/baznegari/317
بازخوانی آیات قصاص (سخنرانی):
https://t.me/sarayeghalam/3580
تقابل مجلس با: آیه قصاص / اصل قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات / قاعدۀ قرآنیِ وزر:
https://t.me/baznegari/1145
(بازخوانی آیۀ قصاصِ عضو)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۳۱
@baznegari
یکی از آیات چالشی که فهمِ رسمی و سنتی از آن، تصویری خشکوخشن از قرآن را به نمایش میگذارد آیۀ موسوم به قصاصِ عضو است (این تفسیر رسمی، طبیعتاً به قانون مجازات اسلامی نیز راه یافته).
متن آیه: «و کتبنا علیهم فیها أن النفس بالنفس والعین بالعین والأنف بالأنف والأذن بالأذن والسِنّ بالسنّ والجروح قصاص فمن تصدّق به فهو کفّارة له ومن لمیحکم بما أنزل الله فألئک هم الظالمون» (سورۀ مائده آیۀ ۴۵).
طبق برداشت رسمی/مشهورِ آیه، حکم خدا دایر بر این است که به تلافیِ از دست دادنِ چشم، بینی، گوش، دندان و یا وارد شدنِ جراحت، دادگاه عیناً همان عضو را از فردِ مرتکب جنایت سلب کند مثلاً: چشمش را (در إزای چشمِ ازدسترفتۀ مجنیعلیه) درآورد و کور کند یا گوش و بینیاش را ببُرّد یا دندانش را بشکنند و از جا درآورد.
با اینهمه جالب است بدانید در آیه، هیچ کلمه یا عبارتی که نشان دهد مثلاً در إزای چشمِ از دستداده میتوان"چشمِ طرف مقابل را از کاسه درآورد یا کور کرد و همان صدمهای که او به صدمهدیده وارد کرده را تلافی کرد" وجود ندارد! و در واقع، این مفسران بودند که از آن، چنان برداشتی داشتند زیرا ترجمۀ "العین بالعین" عبارت از "چشم با چشم" است نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش!
قضیه از چه قرار است
مردم در دوران ماقبل اسلام (موسوم به جاهلیّت) دائم در حال جنگ و زدوخورد بودند و این جنگها چنان کشدار میشد که سالیان سال ادامه مییافت!؛ در این حال پیامبر گرامی با حرفهایی متفاوت ظهور کرد و دین رحمانی اسلام را معرفی کرد و خواهان پایان بخشیدن به چنین جنگهای خانمانسوزی شد. تحت تأثیر همین آیین جدید بود که اتفاقات مهمی رخ داد از جمله در شأن نزول آیات قصاص میخوانیم که قبایل درگیرِ جنگ تصمیم گرفتند نزد رسولِ صلح حضرت محمد روند تا او به غائله میانشان پایان دهد. در همین نوع مراجعات بود که آیات قصاص نازل شد و خواهانِ این شد که صدمات جانیِ وارد بر طرفین را عُرفاً تعیین و عادلانه (و نه بر اساس برتریطلبی یک قبیله بر قبیلۀ دیگر) احصا کنند و با کسرِ خسارات وارده و دیههای متعلقه از یکدیگر، مازاد به قبیلۀ بیشتر خسارتدیده پرداخت شود؛ و چون عزمِ طرفین بر صلح، آنها را به پای میز مذاکره کشانده بود پس قرآن توصیه کرد که تا آنجا که جا دارد طرفِ بیشتر زیاندیده از خسارت مازادِ تعیینشده (مبلغ نهایی) درگذرد. بنابراین العین بالعین والأنف بالأنف و... یعنی هر چیزی دقیقاً با مثل خودش سنجیده و تعیینِ دیه و خسارت شود زیرا قبایل نسبت به یکدیگر احساس برتری داشتند و دیۀ یک نفر از خودشان را دو برابر دیۀ قبیلۀ مقابل میدانستند و مثلا برخیشان دیۀ قتل نفس را برای خود عبارت از صد بار شتر ولی برای قبیلۀ مقابل پنجاه بارِ شتر تعیین کرده بودند. قرآن در آیۀ قصاص خواهان دقت در محاسبه و عدالت در این امر شد و اجازه نداد مثلا چشم را با دو چشم تعیین خسارت کنند.
بر پایۀ این برداشت، آیه ضمن استقبال از تصمیمشان در آتشبس یا ترک مخاصمات فردی، خواهان آن شده که کار تعیین خساراتِ ماقبل را بر مبنای مساوی بودنِ انسانها (النفس بالنفس) و مساوی بودنِ ارزش اعضا و جوارحشان (العین بالعین والأنف بالأنف والأذن بالأذن والسِنّ بالسنّ والجروح قصاص) اندازهگیری کرده و حتّیالامکان به خسارت نهایی، تخفیف لحاظ کنند (فمن تصدّق به فهو کفّارة له).
https://t.me/baznegari/317
بازخوانی آیات قصاص (سخنرانی):
https://t.me/sarayeghalam/3580
تقابل مجلس با: آیه قصاص / اصل قرآنیِ شخصی بودن جرم و مجازات / قاعدۀ قرآنیِ وزر:
https://t.me/baznegari/1145
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
چشم در برابر چشم!؟
(بازخوانی آیۀ قصاصِ عضو)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۳۱
@baznegari
یکی از آیات چالشی که فهمِ رسمی و سنتی از آن، تصویری خشکوخشن از قرآن را به نمایش میگذارد آیۀ موسوم به قصاصِ عضو است (این تفسیر رسمی، طبیعتاً به قانون مجازات اسلامی نیز راه یافته).…
(بازخوانی آیۀ قصاصِ عضو)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۳/۳۱
@baznegari
یکی از آیات چالشی که فهمِ رسمی و سنتی از آن، تصویری خشکوخشن از قرآن را به نمایش میگذارد آیۀ موسوم به قصاصِ عضو است (این تفسیر رسمی، طبیعتاً به قانون مجازات اسلامی نیز راه یافته).…
آیا میدانید که
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۷
@baznegari
آیا میدانید که امام صادق گفته است که: از نیکبختی شخص، آن است که دخترش پیش از "آغاز دوران حیض" (یعنی پیش از بلوغ جنسی و نوجوانی) شوهر داده شود!
امّا امام کاظم (فرزندِ همان امام) نه تنها هیچیک از هجده دخترش را در کودکی شوهر نداد بلکه سفارش کرد که تا آخر عمر اساساً ازدواج نکنند!
آیا میدانید که پیامبر گرامی ازدواج را سنّت و موجب حفظِ نیمی از دین دانسته
اما امام حسن عسکری تن به آن سنّت و کارکرد نداد و تا آخر عمر ازدواج نکرد!
آیا میدانید که امام زینالعابدین این سخن پیامبر گرامی که "عورة المؤمن علی المؤمن حرامٌ" را به: لزوم پوشیدگیِ ناحیۀ دامن و نگاه نکردن به دامنِ غیر تفسیر میکرد
اما امام صادق این تفسیر شایع را قبول نداشت و میگفت منظور از آن عدم افشای "عیوب، لغزشها و اسرارِ مگوی" مردم و به رُخ نکشیدنِ آنها در فرصت مناسب است!
آیا میدانید که امام حسین بر علیهِ یزید خروشید
اما فرزندش امام سجاد لام تا کام چیزی نگفت و حتّی برای سپاه خلیفه، دعای مخصوص مرزداران را سرود!
آیا میدانید که امام کاظم به مبارزه با دستگاه خلافتِ عباسی پرداخت
اما فرزندش امام رضا با همان دستگاه ائتلاف کرد و ولیعهدشان شد!
آیا میدانید که پیامبر گرامی، فزونی جمعیتِ مسلمین را خواستار شد و زنِ خوب را زنی دانسته که زیاد بچه بزایَد
اما همو خودش با وجود آنهمه زنانِ بسیار که برایش نوشتهاند و با آنهمه حرص و ولعِ جنسی که به پایش گذاشتهاند، به حرفِ خود عمل نکرد و از آنهمه زن (بجز حضرت خدیجه در ماقبل بعثت) صاحب فرزند نشد و به فزونی جمعیت دینِ خودش کمک نکرد!
آیا میدانید که پیامبر گرامی و برخی دیگر از امامان از اهمیت آغاز سخن با "بسم الله الرحمن الرحیم" سخن گفته و افزودهاند که هر کلام و سخنِ دارای اهمیتی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشود، ابتر و نافرجام است
اما همانها خودشان هیچگاه در آغازِ کلام و احادیث فراوان و حتی خطبهها و سخنرانیها بسم الله و به نامِ خدا نگفتهاند!
به نظر شما این تفاوت و تعارضها را چگونه میتوان توضیح داد:
"جعل حدیث"
یا پذیرش "تفاوت ویژگیها" در میان ایشان
یا "تغییر شرایط" و بنا به اقتضا تصمیم گرفتن
یا ....؟
telegram.me/baznegari/318
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۷
@baznegari
آیا میدانید که امام صادق گفته است که: از نیکبختی شخص، آن است که دخترش پیش از "آغاز دوران حیض" (یعنی پیش از بلوغ جنسی و نوجوانی) شوهر داده شود!
امّا امام کاظم (فرزندِ همان امام) نه تنها هیچیک از هجده دخترش را در کودکی شوهر نداد بلکه سفارش کرد که تا آخر عمر اساساً ازدواج نکنند!
آیا میدانید که پیامبر گرامی ازدواج را سنّت و موجب حفظِ نیمی از دین دانسته
اما امام حسن عسکری تن به آن سنّت و کارکرد نداد و تا آخر عمر ازدواج نکرد!
آیا میدانید که امام زینالعابدین این سخن پیامبر گرامی که "عورة المؤمن علی المؤمن حرامٌ" را به: لزوم پوشیدگیِ ناحیۀ دامن و نگاه نکردن به دامنِ غیر تفسیر میکرد
اما امام صادق این تفسیر شایع را قبول نداشت و میگفت منظور از آن عدم افشای "عیوب، لغزشها و اسرارِ مگوی" مردم و به رُخ نکشیدنِ آنها در فرصت مناسب است!
آیا میدانید که امام حسین بر علیهِ یزید خروشید
اما فرزندش امام سجاد لام تا کام چیزی نگفت و حتّی برای سپاه خلیفه، دعای مخصوص مرزداران را سرود!
آیا میدانید که امام کاظم به مبارزه با دستگاه خلافتِ عباسی پرداخت
اما فرزندش امام رضا با همان دستگاه ائتلاف کرد و ولیعهدشان شد!
آیا میدانید که پیامبر گرامی، فزونی جمعیتِ مسلمین را خواستار شد و زنِ خوب را زنی دانسته که زیاد بچه بزایَد
اما همو خودش با وجود آنهمه زنانِ بسیار که برایش نوشتهاند و با آنهمه حرص و ولعِ جنسی که به پایش گذاشتهاند، به حرفِ خود عمل نکرد و از آنهمه زن (بجز حضرت خدیجه در ماقبل بعثت) صاحب فرزند نشد و به فزونی جمعیت دینِ خودش کمک نکرد!
آیا میدانید که پیامبر گرامی و برخی دیگر از امامان از اهمیت آغاز سخن با "بسم الله الرحمن الرحیم" سخن گفته و افزودهاند که هر کلام و سخنِ دارای اهمیتی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشود، ابتر و نافرجام است
اما همانها خودشان هیچگاه در آغازِ کلام و احادیث فراوان و حتی خطبهها و سخنرانیها بسم الله و به نامِ خدا نگفتهاند!
به نظر شما این تفاوت و تعارضها را چگونه میتوان توضیح داد:
"جعل حدیث"
یا پذیرش "تفاوت ویژگیها" در میان ایشان
یا "تغییر شرایط" و بنا به اقتضا تصمیم گرفتن
یا ....؟
telegram.me/baznegari/318
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
آیا میدانید که
@baznegari
آیا میدانید که امام صادق گفته است که: از نیکبختی شخص، آن است که دخترش پیش از "آغاز دوران حیض" (یعنی پیش از بلوغ جنسی و نوجوانی) شوهر داده شود!
امّا امام کاظم (فرزندِ همان امام) نه تنها هیچیک از هجده دخترش را در کودکی شوهر نداد…
@baznegari
آیا میدانید که امام صادق گفته است که: از نیکبختی شخص، آن است که دخترش پیش از "آغاز دوران حیض" (یعنی پیش از بلوغ جنسی و نوجوانی) شوهر داده شود!
امّا امام کاظم (فرزندِ همان امام) نه تنها هیچیک از هجده دخترش را در کودکی شوهر نداد…
تبرئه
@baznegari
۱- تبرئۀ زنِ ناچار
در اخبار آمده که زنی شوهردار به اتهام تماس جنسی با مردی دیگر، محکوم و رأی به مجازات وی صادر شد. امام علی اشکال کرد و خواهان تحقیق بیشتر شد و این تحقیق را با بازجویی از خودِ وی آغاز کرد. علتِ تندادن به خطا چه بود؟ زن گفت: در بیابان تشنه و عطشان و ناامید بودم و از مردی درخواست آب کردم و او در عوض خواهان تماس جنسی شد؛ من نپذیرفتم ولی هنگامی که از شدت تشنگی مرگ را جلوی چشمانم دیدم، ناچار به آن کار شدم. امام علی با استناد به آیۀ "فمن اضطرّ غیر باغٍ ولا عادٍ فلا إثم علیه -بقره 173-" (که اشاره به گناه نداشتنِ خوردن گوشت خوک و مردار از روی ناچاری و اضطرار و بیقصدِ قبلی دارد) رأی به تبرئۀ او داد و خلیفۀ دوم نیز تغییر موضع داد و رأی او را پذیرفت.
گفتنی است داستان آن زن به دو گونۀ متفاوت با محتوایی نسبتاً واحد روایت شده:
[وسائل الشيعة ج 28 آلالبیت ص 111 - 113
( 34346 ) 7 - ... أتت امرأة إلى عمر فقالت : أميرالمؤمنين إني فجرت فأقم في حد الله ، فأمر برجمها ، وكان علي حاضرا ، فقال له : سلها كيف فجرت ؟ قالت : كنت في فلاة من الأرض فأصابني عطش شديد ، فرفعت لي خيمة ، فأتيتها فأصبت فيها رجلا أعرابيا ، فسألته الماء فأبى علي أن يسقيني إلا أن أمكنه من نفسي ، فوليت منه هاربة ، فاشتد بي العطش ، حتى غارت عيناي وذهب لساني ، فلما بلغ مني أتيته فسقاني ، ووقع على ، فقال له علي: هذه التي قال الله عز وجل : " فمن اضطر غير باع ولا عاد" هذه غير باغية ولا عادية إليه فخلى سبيلها ، فقال عمر : لولا علي لهلك عمر . ورواه الصدوق بإسناده عن محمد بن عمرو بن سعيد مثله.
( 34347 ) 8 - محمد بن محمد المفيد في ( الارشاد ) قال : روى العامة والخاصة أن امرأة شهد عليها الشهود ، أنهم وجدوها في بعض مياه العرب مع رجل يطؤها وليس ببعل لها ، فأمر عمر برجمها ، وكانت ذات بعل ، فقالت : اللهم إنك تعلم أنى بريئة ، فغضب عمر ، وقال : وتجرح الشهود أيضا ؟ ! فقال : أميرالمؤمنين: ردوها واسألوها ، فلعل لها عذرا ، فردت وسئلت عن حالها فقالت : كان لأهلي إبل فخرجت مع إبل أهلي وحملت معي ماء ، ولم يكن في إبلي لبن ، وخرج معي خليطنا وكان في إبل ، فنفد مائي فاستسقيته فأبى أن يسقيني حتى أمكنه من نفسي فأبيت ، فلما كادت نفسي أن تخرج أمكنته من نفسي كرها ، فقال أميرالمؤمنين: الله أكبر " فمن اضطر غير باغ ولا عاد فلا إثم " فلما سمع عمر ذلك خلى سبيلها]
۲- تبرئۀ زنِ ایوب
«حضرت ایّوب [در دوران بیماری و ابتلا] وقتی دید که همسرش با رزق و درآمدی بیش از نان کارگریِ روزانه به خانه آمد ترسید که او مرتکب تنفروشی و خیانت جنسی شده باشد [و این رزق و عایدیِ مازاد، از آن راه به دست آمده باشد] پس سوگند خورد [که پس از بهبودی] همسرش را به خاطر این فحشا صد ضربه کیفر کند (ليضربن امرأته مائة). زمانی که ایوب(ع) مورد رحمت خدا واقع شد و مشکل و بیماریاش برطرف گردید و سپس پی به بیگناهی همسرش از اتهامِ وارده برد آنگاه خدای عزوجل به او وحی کرد که "شاخهای نرم [با ساقههای متعدد] برگیر و با آن بزن [یعنی بر همسرت بنواز] و سوگند خود را مشکن" پس ایّوب(ع) شاخهای گندممانند که صد ساقه داشت را برگرفت و آن را به همانگونه که خدا فرمان داد بر همسرش بنواخت»
وأخرج ابنالمنذر عن سعيدبنالمسيب أن بلغه ان أيوب(ع) حلف ليضربن امرأته مائة في أن جاءته في زيادة على ما كانت تأتى به من الخبز الذي كانت تعمل عليه وخشي انتكون قارفت من الخيانة فلما رحمه الله وكشف عنه الضر علم براءة امرأته مما اتهمها به فقال الله عز وجل وخذ بيدك ضغثا فاضرب به ولا تحنث فاخذ ضغثا من ثمام وهو مائة عود فضرب به كما أمره الله تعالى (الدرالمنثور ج 5 ص 317 [سوره ص آیۀ 44]).
۳- اگر امام در اثر اشتباه، حکم به عفوِ متهم دهد بهتر از این است که با عقوبتِ وی، دچار اشتباه شود
«رسولخدا(ص) گفت: تا هرچه جا دارد رفع حد/مجازات از مسلمانان کنید پس اگر راهی به نفع متهم یافتید وی را آزاد کنید زیرا اگر امام با عفوِ متّهم دچار اشتباه شود بهتر از این است که با عقوبتِ وی اشتباه کند»
رسولالله(ص): اِدرَؤوا الحُدودَ عَنِ المُسلمين مَا استَطَعتُم، فإن وجدتم للمسلم مخرجا فخلوا سبیله فإن الإمام لأن یخطئ فی العفو خیر من أنیخطئ فی العقوبة (میزانالحکمة ج 1 ص 554 ح 735 [کنزالعمال 12971]
کانال بازنگری، ترکاشوند
telegram.me/baznegari
.
.
@baznegari
۱- تبرئۀ زنِ ناچار
در اخبار آمده که زنی شوهردار به اتهام تماس جنسی با مردی دیگر، محکوم و رأی به مجازات وی صادر شد. امام علی اشکال کرد و خواهان تحقیق بیشتر شد و این تحقیق را با بازجویی از خودِ وی آغاز کرد. علتِ تندادن به خطا چه بود؟ زن گفت: در بیابان تشنه و عطشان و ناامید بودم و از مردی درخواست آب کردم و او در عوض خواهان تماس جنسی شد؛ من نپذیرفتم ولی هنگامی که از شدت تشنگی مرگ را جلوی چشمانم دیدم، ناچار به آن کار شدم. امام علی با استناد به آیۀ "فمن اضطرّ غیر باغٍ ولا عادٍ فلا إثم علیه -بقره 173-" (که اشاره به گناه نداشتنِ خوردن گوشت خوک و مردار از روی ناچاری و اضطرار و بیقصدِ قبلی دارد) رأی به تبرئۀ او داد و خلیفۀ دوم نیز تغییر موضع داد و رأی او را پذیرفت.
گفتنی است داستان آن زن به دو گونۀ متفاوت با محتوایی نسبتاً واحد روایت شده:
[وسائل الشيعة ج 28 آلالبیت ص 111 - 113
( 34346 ) 7 - ... أتت امرأة إلى عمر فقالت : أميرالمؤمنين إني فجرت فأقم في حد الله ، فأمر برجمها ، وكان علي حاضرا ، فقال له : سلها كيف فجرت ؟ قالت : كنت في فلاة من الأرض فأصابني عطش شديد ، فرفعت لي خيمة ، فأتيتها فأصبت فيها رجلا أعرابيا ، فسألته الماء فأبى علي أن يسقيني إلا أن أمكنه من نفسي ، فوليت منه هاربة ، فاشتد بي العطش ، حتى غارت عيناي وذهب لساني ، فلما بلغ مني أتيته فسقاني ، ووقع على ، فقال له علي: هذه التي قال الله عز وجل : " فمن اضطر غير باع ولا عاد" هذه غير باغية ولا عادية إليه فخلى سبيلها ، فقال عمر : لولا علي لهلك عمر . ورواه الصدوق بإسناده عن محمد بن عمرو بن سعيد مثله.
( 34347 ) 8 - محمد بن محمد المفيد في ( الارشاد ) قال : روى العامة والخاصة أن امرأة شهد عليها الشهود ، أنهم وجدوها في بعض مياه العرب مع رجل يطؤها وليس ببعل لها ، فأمر عمر برجمها ، وكانت ذات بعل ، فقالت : اللهم إنك تعلم أنى بريئة ، فغضب عمر ، وقال : وتجرح الشهود أيضا ؟ ! فقال : أميرالمؤمنين: ردوها واسألوها ، فلعل لها عذرا ، فردت وسئلت عن حالها فقالت : كان لأهلي إبل فخرجت مع إبل أهلي وحملت معي ماء ، ولم يكن في إبلي لبن ، وخرج معي خليطنا وكان في إبل ، فنفد مائي فاستسقيته فأبى أن يسقيني حتى أمكنه من نفسي فأبيت ، فلما كادت نفسي أن تخرج أمكنته من نفسي كرها ، فقال أميرالمؤمنين: الله أكبر " فمن اضطر غير باغ ولا عاد فلا إثم " فلما سمع عمر ذلك خلى سبيلها]
۲- تبرئۀ زنِ ایوب
«حضرت ایّوب [در دوران بیماری و ابتلا] وقتی دید که همسرش با رزق و درآمدی بیش از نان کارگریِ روزانه به خانه آمد ترسید که او مرتکب تنفروشی و خیانت جنسی شده باشد [و این رزق و عایدیِ مازاد، از آن راه به دست آمده باشد] پس سوگند خورد [که پس از بهبودی] همسرش را به خاطر این فحشا صد ضربه کیفر کند (ليضربن امرأته مائة). زمانی که ایوب(ع) مورد رحمت خدا واقع شد و مشکل و بیماریاش برطرف گردید و سپس پی به بیگناهی همسرش از اتهامِ وارده برد آنگاه خدای عزوجل به او وحی کرد که "شاخهای نرم [با ساقههای متعدد] برگیر و با آن بزن [یعنی بر همسرت بنواز] و سوگند خود را مشکن" پس ایّوب(ع) شاخهای گندممانند که صد ساقه داشت را برگرفت و آن را به همانگونه که خدا فرمان داد بر همسرش بنواخت»
وأخرج ابنالمنذر عن سعيدبنالمسيب أن بلغه ان أيوب(ع) حلف ليضربن امرأته مائة في أن جاءته في زيادة على ما كانت تأتى به من الخبز الذي كانت تعمل عليه وخشي انتكون قارفت من الخيانة فلما رحمه الله وكشف عنه الضر علم براءة امرأته مما اتهمها به فقال الله عز وجل وخذ بيدك ضغثا فاضرب به ولا تحنث فاخذ ضغثا من ثمام وهو مائة عود فضرب به كما أمره الله تعالى (الدرالمنثور ج 5 ص 317 [سوره ص آیۀ 44]).
۳- اگر امام در اثر اشتباه، حکم به عفوِ متهم دهد بهتر از این است که با عقوبتِ وی، دچار اشتباه شود
«رسولخدا(ص) گفت: تا هرچه جا دارد رفع حد/مجازات از مسلمانان کنید پس اگر راهی به نفع متهم یافتید وی را آزاد کنید زیرا اگر امام با عفوِ متّهم دچار اشتباه شود بهتر از این است که با عقوبتِ وی اشتباه کند»
رسولالله(ص): اِدرَؤوا الحُدودَ عَنِ المُسلمين مَا استَطَعتُم، فإن وجدتم للمسلم مخرجا فخلوا سبیله فإن الإمام لأن یخطئ فی العفو خیر من أنیخطئ فی العقوبة (میزانالحکمة ج 1 ص 554 ح 735 [کنزالعمال 12971]
کانال بازنگری، ترکاشوند
telegram.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
قبول وجوب تخییریِ روزهداری و نقد نظر آقای ترکاشوند درباره ایام روزهداری
نیما حقپور، ۲۵ خرداد ۱۳۹۷
@baznegari
چند سال پیش، تحت عنوان «نکاتی در چرایی و چگونگی روزه داری»، پیرامون ماهیت و فلسفه وجودی روزه و شقوق مندرج در آیه 184 بقره توضیحاتی ارائه دادهام، حال پس از اظهارات اخیر جناب ترکاشوند در این خصوص، برآنم ضمن تصحیح یکی از مدعیات پیشینم، بخشی از نظر جناب ترکاشوند را مورد نقد قرار دهم.
پیشتر دلالت «عَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ» (بقره 184) را بر کسانی دانسته بودم که در روزهداری طاقتشان طاق میشود، اما پس از توضیحات جناب ترکاشوند و بر رسی سایر آیاتی که از ریشه «طوق» در آنها واژهای بکار رفته و نیز با توجه به قسمت متأخر آیه که میفرماید «فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ»، بایسته و شایسته است فهم پیشین خود از آیه را تصحیح نمایم و «يُطيقونَهُ» را دال بر کسانی بدانم که هرچند دارای طاقت روزهداری هستند اما نمیخواهند روزه بگیرند، نه اینکه وقتی روزه میگیرند توان به پایان رساندن آن را ندارند، چرا که در آیه 184 بقره، ابتداء تکلیف دو دسته از کسانی که به دلیل بیماری یا در سفر بودن نمیتوانند روزه بگیرند مشخص میشود مبنی بر اینکه باید در ایام پسینی به جای روزهایی که روزهداری نکردهاند، روزه بگیرند (فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ)، سپس تکلیف دسته سوم بیان میشود که باید فدیه بدهند و فدیهشان طعام مسکین است: «وَعَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ». اگر در اینجا «يُطيقونَهُ» را دال بر کسانی بپنداریم که طاقتشان در روزهداری طاق میشود، این فهم با عبارتهای پسینی که میفرماید «فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأن تَصوموا خَيْرٌ لَّكُمْ»، همخوانی و انسجام ندارد، چرا که به کسی که نتوانسته علیرغم تمایلش روزه را به پایان برساند منطقاً نباید گفته شود که «پس آنکه از نیکوتری اطاعت کند پس برای او بهتر است و اگرکه روزه بدارید برای شما بهتر است»، چون او با اینکه خواستش روزهداری بوده نتوانسته آن را به پایان برد، و وقتی کسی به انجام امری توانایی ندارد، توصیه بدان صواب نیست.
از سوی دیگر؛ پیش از فعل «يُطيقونَ» از ادات نفی استفاده نشده است که معنای آن را منفی نماید و بار معنایی منفی نیز در بطن آن وجود ندارد چرا که در دو آیه 249 و 286 بقره، واژه »طاقة» که از ریشه «طوق» است با «لا» که از ادات نفی است بکار رفته و پر واضح است که در آن دو آیه «لا طاقة» بار معنایی منفی دارد: «قالوا لا طاقَةَ لَنا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ»، گفتند ما را امروز توانایی نبرد با جالوت و سربازانش نیست، «وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ»، و بار نکن بر ما آنچه توانایی انجام آن را نداریم.
با این توضیحات روشن میشود که «عَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ» دلالت دارد برکسانی که طاقت روزهداری دارند اما بدان تمایل ندارند و خداوند بدانها میفرماید که پس به جای آن فدیه داده مسکینی را طعام دهند هرچند که اگر روزه بگیرند برای آنها بهتر است. با این اوصاف، به استناد این آیه، هرچند به روزهداری توصیه شده اما وجوب آن تخییری است و ایمان آورندگان بین روزهداری یا اطعام مسکین مخیّر شدهاند. ...
.
.
.
اما جناب ترکاشوند در اظهارات اخیر خود این نظر را مطرح نمودهاند که متعاقب توصیه به سه روز روزهداری در همه ماههای سال، بر مسلمانان سه روز روزهداری در ماه رمضان واجب شده است. ایشان اظهار میدارند: ...
نگارنده به این بسنده میکند که جناب ترکاشوند شاهد قرآنی این سه روز را «ایام معدودات» دانستهاند و به نقل توضیحات مفصل ایشان در اثبات نظرشان نمیپردازد و مخاطبان این سطور را به استماع یا مطالعه اظهارات آن محقق ارجمند ارجاع میدهد و در اینجا تنها به نقد نظر ایشان مبنی بر وجوب سه روز روزهداری و اثبات نظر خود مبنی بر وجوب روزهداری در کل ماه رمضان میپردازد:
۱-... ۲-... ۳- ... ۴-... ناگفته نماند که «فَمَن شَهِدَ» میتواند گویای این باشد که هرکس اهمیت و بایستگی روزهداری در ماه رمضان را درک کرد پس بایسته است آن را روزه بدارد و این معنا با وجوب تخییری آن در آیه 184 بقره همخوانی دارد و به همین جهت در آیه 185، دیگر «وَعَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ» بعد از «مَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» نیامده است چون بایستگی و بهتری روزهداری توسط ایمان آورندگان پذیرفته شده و آنها از این رو تمایل به روزهداری خواهند داشت و وقتی که آثار نیکویی آن را در بینش و منش خود محقق گردانند، به اطعام مساکین هم خواهند پرداخت. ۵- ...
telegram.me/baznegari
متن کامل مقاله:
www.neeloofar.org/nima-haghpor/1829-070497-2.html
.
.
نیما حقپور، ۲۵ خرداد ۱۳۹۷
@baznegari
چند سال پیش، تحت عنوان «نکاتی در چرایی و چگونگی روزه داری»، پیرامون ماهیت و فلسفه وجودی روزه و شقوق مندرج در آیه 184 بقره توضیحاتی ارائه دادهام، حال پس از اظهارات اخیر جناب ترکاشوند در این خصوص، برآنم ضمن تصحیح یکی از مدعیات پیشینم، بخشی از نظر جناب ترکاشوند را مورد نقد قرار دهم.
پیشتر دلالت «عَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ» (بقره 184) را بر کسانی دانسته بودم که در روزهداری طاقتشان طاق میشود، اما پس از توضیحات جناب ترکاشوند و بر رسی سایر آیاتی که از ریشه «طوق» در آنها واژهای بکار رفته و نیز با توجه به قسمت متأخر آیه که میفرماید «فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأن تَصُومُوا خَيْرٌ لَّكُمْ»، بایسته و شایسته است فهم پیشین خود از آیه را تصحیح نمایم و «يُطيقونَهُ» را دال بر کسانی بدانم که هرچند دارای طاقت روزهداری هستند اما نمیخواهند روزه بگیرند، نه اینکه وقتی روزه میگیرند توان به پایان رساندن آن را ندارند، چرا که در آیه 184 بقره، ابتداء تکلیف دو دسته از کسانی که به دلیل بیماری یا در سفر بودن نمیتوانند روزه بگیرند مشخص میشود مبنی بر اینکه باید در ایام پسینی به جای روزهایی که روزهداری نکردهاند، روزه بگیرند (فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ)، سپس تکلیف دسته سوم بیان میشود که باید فدیه بدهند و فدیهشان طعام مسکین است: «وَعَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ». اگر در اینجا «يُطيقونَهُ» را دال بر کسانی بپنداریم که طاقتشان در روزهداری طاق میشود، این فهم با عبارتهای پسینی که میفرماید «فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأن تَصوموا خَيْرٌ لَّكُمْ»، همخوانی و انسجام ندارد، چرا که به کسی که نتوانسته علیرغم تمایلش روزه را به پایان برساند منطقاً نباید گفته شود که «پس آنکه از نیکوتری اطاعت کند پس برای او بهتر است و اگرکه روزه بدارید برای شما بهتر است»، چون او با اینکه خواستش روزهداری بوده نتوانسته آن را به پایان برد، و وقتی کسی به انجام امری توانایی ندارد، توصیه بدان صواب نیست.
از سوی دیگر؛ پیش از فعل «يُطيقونَ» از ادات نفی استفاده نشده است که معنای آن را منفی نماید و بار معنایی منفی نیز در بطن آن وجود ندارد چرا که در دو آیه 249 و 286 بقره، واژه »طاقة» که از ریشه «طوق» است با «لا» که از ادات نفی است بکار رفته و پر واضح است که در آن دو آیه «لا طاقة» بار معنایی منفی دارد: «قالوا لا طاقَةَ لَنا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ»، گفتند ما را امروز توانایی نبرد با جالوت و سربازانش نیست، «وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ»، و بار نکن بر ما آنچه توانایی انجام آن را نداریم.
با این توضیحات روشن میشود که «عَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ» دلالت دارد برکسانی که طاقت روزهداری دارند اما بدان تمایل ندارند و خداوند بدانها میفرماید که پس به جای آن فدیه داده مسکینی را طعام دهند هرچند که اگر روزه بگیرند برای آنها بهتر است. با این اوصاف، به استناد این آیه، هرچند به روزهداری توصیه شده اما وجوب آن تخییری است و ایمان آورندگان بین روزهداری یا اطعام مسکین مخیّر شدهاند. ...
.
.
.
اما جناب ترکاشوند در اظهارات اخیر خود این نظر را مطرح نمودهاند که متعاقب توصیه به سه روز روزهداری در همه ماههای سال، بر مسلمانان سه روز روزهداری در ماه رمضان واجب شده است. ایشان اظهار میدارند: ...
نگارنده به این بسنده میکند که جناب ترکاشوند شاهد قرآنی این سه روز را «ایام معدودات» دانستهاند و به نقل توضیحات مفصل ایشان در اثبات نظرشان نمیپردازد و مخاطبان این سطور را به استماع یا مطالعه اظهارات آن محقق ارجمند ارجاع میدهد و در اینجا تنها به نقد نظر ایشان مبنی بر وجوب سه روز روزهداری و اثبات نظر خود مبنی بر وجوب روزهداری در کل ماه رمضان میپردازد:
۱-... ۲-... ۳- ... ۴-... ناگفته نماند که «فَمَن شَهِدَ» میتواند گویای این باشد که هرکس اهمیت و بایستگی روزهداری در ماه رمضان را درک کرد پس بایسته است آن را روزه بدارد و این معنا با وجوب تخییری آن در آیه 184 بقره همخوانی دارد و به همین جهت در آیه 185، دیگر «وَعَلَى الَّذينَ يُطيقونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكينٍ» بعد از «مَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» نیامده است چون بایستگی و بهتری روزهداری توسط ایمان آورندگان پذیرفته شده و آنها از این رو تمایل به روزهداری خواهند داشت و وقتی که آثار نیکویی آن را در بینش و منش خود محقق گردانند، به اطعام مساکین هم خواهند پرداخت. ۵- ...
telegram.me/baznegari
متن کامل مقاله:
www.neeloofar.org/nima-haghpor/1829-070497-2.html
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
ذوب شدن در ولایت یعنی با تمام وجود "شرک" را پذیرفتن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۴
@baznegari
اگر کارنامۀ چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی را پیشِ رو گیریم و به نمرههای منفی و بد نگاه اندازیم، بیگمان یکی از بدترین نمرهها مربوط به سیاستِ "اطاعت طلبی" است. ما مذهبیها در این چهل سال، خود و دیگران را دعوت و بلکه ناچار به اطاعتِ محض از رهبری نظام (چه رهبر پیشین و چه رهبر کنونی) کردیم و آن را به یک ارزشِ بیچونوچرا و بلکه به اصلیترین ارزش در نظام دینی تبدیل کردیم.
کرامت و ارجمندی را از آحاد مردم و بزرگان ستاندیم و به جای آن پیروی نشاندیم.
به جای آنکه به آنان شخصیت دهیم و بزرگشان بداریم و راهِ بزرگتر شدن و شخصیتمندتر شدن را بسترسازی کنیم، آنها را مطیع و پیرو بار آوردیم و عملاً دعوت به بندگی خمینی و خامنهای کردیم.
سیدمحمدباقر صدر میگفت: «ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام» حال آنکه قرآن ذوبشدگیِ مردم در شخصیت علمای دینی را محکوم کرده: «إتخذوا أحبارهم و رُهبانهم ارباباً مِن دون الله ...». آیا او ، ما و بزرگان سیاسی مذهبیِ کشورمان، این آیه را ندیده بودیم!؟
قرآن بر داستان دور و درازِ اطاعت محض از رئیس قبیله و علمای دینی خط بطلان کشید و اطاعت را محدود به در برابر خدا و رسولش (حامل پیام خدا) کرد و حتی اطاعت از امامان و امیرانی که خاصّاً و نصّاً از سوی خودِ پیامبر گرامی منصوب شدند را نیز مشروط! کرد و دستورات اینان را قابل مناقشه دانست و اختلاف با آنها را پذیرفت: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیئ فرُدّوه الی الله والرسول ...».
امید که در کارنامۀ یادشده تجدیدیمان به مردودی نینجامد و سیاستها عوض شود و نظاممان در شهریور قبول شود.
کانال بازنگری
telegram.me/baznegari/322
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۴
@baznegari
اگر کارنامۀ چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی را پیشِ رو گیریم و به نمرههای منفی و بد نگاه اندازیم، بیگمان یکی از بدترین نمرهها مربوط به سیاستِ "اطاعت طلبی" است. ما مذهبیها در این چهل سال، خود و دیگران را دعوت و بلکه ناچار به اطاعتِ محض از رهبری نظام (چه رهبر پیشین و چه رهبر کنونی) کردیم و آن را به یک ارزشِ بیچونوچرا و بلکه به اصلیترین ارزش در نظام دینی تبدیل کردیم.
کرامت و ارجمندی را از آحاد مردم و بزرگان ستاندیم و به جای آن پیروی نشاندیم.
به جای آنکه به آنان شخصیت دهیم و بزرگشان بداریم و راهِ بزرگتر شدن و شخصیتمندتر شدن را بسترسازی کنیم، آنها را مطیع و پیرو بار آوردیم و عملاً دعوت به بندگی خمینی و خامنهای کردیم.
سیدمحمدباقر صدر میگفت: «ذوبوا فی الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام» حال آنکه قرآن ذوبشدگیِ مردم در شخصیت علمای دینی را محکوم کرده: «إتخذوا أحبارهم و رُهبانهم ارباباً مِن دون الله ...». آیا او ، ما و بزرگان سیاسی مذهبیِ کشورمان، این آیه را ندیده بودیم!؟
قرآن بر داستان دور و درازِ اطاعت محض از رئیس قبیله و علمای دینی خط بطلان کشید و اطاعت را محدود به در برابر خدا و رسولش (حامل پیام خدا) کرد و حتی اطاعت از امامان و امیرانی که خاصّاً و نصّاً از سوی خودِ پیامبر گرامی منصوب شدند را نیز مشروط! کرد و دستورات اینان را قابل مناقشه دانست و اختلاف با آنها را پذیرفت: «یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیئ فرُدّوه الی الله والرسول ...».
امید که در کارنامۀ یادشده تجدیدیمان به مردودی نینجامد و سیاستها عوض شود و نظاممان در شهریور قبول شود.
کانال بازنگری
telegram.me/baznegari/322
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
ذوب شدن در ولایت یعنی با تمام وجود "شرک" را پذیرفتن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۴
@baznegari
اگر کارنامۀ چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی را پیشِ رو گیریم و به نمرههای منفی و بد نگاه اندازیم، بیگمان یکی از بدترین نمرهها مربوط به سیاستِ "اطاعت طلبی" است.…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۴
@baznegari
اگر کارنامۀ چهار دهه استقرار نظام جمهوری اسلامی را پیشِ رو گیریم و به نمرههای منفی و بد نگاه اندازیم، بیگمان یکی از بدترین نمرهها مربوط به سیاستِ "اطاعت طلبی" است.…
آیا امامان اهل صیغه بودند!؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۸
متعه یا صیغه عبارت از قرارداد تمتّع جنسی به صورت ساعتی، روزی، هفتهای یا در مدت بیشتر است. فقهای ما در طول تاریخ، آن را جایز و بلکه مستحب دانسته و محدودیتی در تعداد صیغههایی که فرد در طول عمرش انجام میدهد قائل نیستند. آنان این حکم را از "اختصاصات شیعه" میدانند و با توضیحات مفصل، بر صحّت و تشریع آن پای میفشارند.
یکی از آنها فقیه معروفِ متأخر سیدکاظم یزدی صاحب کتاب العروة الوثقی است که چنانکه پیشتر در یادداشتی (اینجا) از وی نقل کردم صیغۀ هزار زن را نیز مستحب میداند.
امّا همو هنگامی که در برابر این پرسش قرار میگیرد که آیا امامان، خود اهل صیغه و این نوع تماسهای جنسی بودند، پاسخِ مثبت نمیتواند بدهد و به جز دو مورد (که البته این دو نیز قابل مناقشه است) هیچ سندی در تأیید وجود آن عمل، در زندگی آنان نمییابد:
«سؤال: هیچ یک از ائمه (ع) متعه کردهاند یا نه؟
جواب: در این مطلب خبری دیده نشده است مگر آنچه از مفید نقل شده است که در رسالۀ متعه فرموده روی ابن بابویه باسناده ان علیاً نکح امراة بالکوفة من بنی نهشل متعة. و همچنین نقل کرده است متعه کردنِ پیغمبر قال روی ابوالفضل الشیبانی باسناده الی الباقر ان عبدالله ابن عطاء المکی سأله عن قوله تعالی: و اذ اسرّ النبی الی بعض ازواجه -الآیة- فقال ان رسولالله تزوج بالحرة متعة فاطلع علیه بعض نسائه فاتهمته بالفاحشة فقال له رسولالله انّه لی حلال انه نکاح باجل فاکتمیه فاطلعت علیه بعض نسائه. دیگر در سایر ائمه دیده نشده است لکن بعید نیست که با این تأکیدات اکیده و ثوابهای بسیار متعه کرده باشند چگونه میشود با اینکه حضرت صادق میفرماید: انی لاحب للمؤمن ان لا یخرج من الدنیا حتی یتمتّع ولو مرّة و ان یصلّی الجمعة فی جماعة. و ایضاً میفرماید: المتعة والله افضل من الحج. و ایضاً میفرماید به محمد بن مسلم لا تخرج من الدنیا حتی تحیی السنّة. و فرمودند به اسماعیل بن فضل هاشمی و ان کنت مستغنیاً فانّی احب ان تحیی سنة رسولالله چگونه میشود که مع ذلک خود، این سنت را به عمل نیاورده باشند و شاید عدم اظهار آن از تقیه است». (سؤال و جواب ج 2 ص 275 ش 1170).
https://t.me/baznegari/323
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۸
متعه یا صیغه عبارت از قرارداد تمتّع جنسی به صورت ساعتی، روزی، هفتهای یا در مدت بیشتر است. فقهای ما در طول تاریخ، آن را جایز و بلکه مستحب دانسته و محدودیتی در تعداد صیغههایی که فرد در طول عمرش انجام میدهد قائل نیستند. آنان این حکم را از "اختصاصات شیعه" میدانند و با توضیحات مفصل، بر صحّت و تشریع آن پای میفشارند.
یکی از آنها فقیه معروفِ متأخر سیدکاظم یزدی صاحب کتاب العروة الوثقی است که چنانکه پیشتر در یادداشتی (اینجا) از وی نقل کردم صیغۀ هزار زن را نیز مستحب میداند.
امّا همو هنگامی که در برابر این پرسش قرار میگیرد که آیا امامان، خود اهل صیغه و این نوع تماسهای جنسی بودند، پاسخِ مثبت نمیتواند بدهد و به جز دو مورد (که البته این دو نیز قابل مناقشه است) هیچ سندی در تأیید وجود آن عمل، در زندگی آنان نمییابد:
«سؤال: هیچ یک از ائمه (ع) متعه کردهاند یا نه؟
جواب: در این مطلب خبری دیده نشده است مگر آنچه از مفید نقل شده است که در رسالۀ متعه فرموده روی ابن بابویه باسناده ان علیاً نکح امراة بالکوفة من بنی نهشل متعة. و همچنین نقل کرده است متعه کردنِ پیغمبر قال روی ابوالفضل الشیبانی باسناده الی الباقر ان عبدالله ابن عطاء المکی سأله عن قوله تعالی: و اذ اسرّ النبی الی بعض ازواجه -الآیة- فقال ان رسولالله تزوج بالحرة متعة فاطلع علیه بعض نسائه فاتهمته بالفاحشة فقال له رسولالله انّه لی حلال انه نکاح باجل فاکتمیه فاطلعت علیه بعض نسائه. دیگر در سایر ائمه دیده نشده است لکن بعید نیست که با این تأکیدات اکیده و ثوابهای بسیار متعه کرده باشند چگونه میشود با اینکه حضرت صادق میفرماید: انی لاحب للمؤمن ان لا یخرج من الدنیا حتی یتمتّع ولو مرّة و ان یصلّی الجمعة فی جماعة. و ایضاً میفرماید: المتعة والله افضل من الحج. و ایضاً میفرماید به محمد بن مسلم لا تخرج من الدنیا حتی تحیی السنّة. و فرمودند به اسماعیل بن فضل هاشمی و ان کنت مستغنیاً فانّی احب ان تحیی سنة رسولالله چگونه میشود که مع ذلک خود، این سنت را به عمل نیاورده باشند و شاید عدم اظهار آن از تقیه است». (سؤال و جواب ج 2 ص 275 ش 1170).
https://t.me/baznegari/323
Telegram
کانال بازنگری
آیا امامان اهل صیغه بودند!؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۸
متعه یا صیغه عبارت از قرارداد تمتّع جنسی به صورت ساعتی، روزی، هفتهای یا در مدت بیشتر است. فقهای ما در طول تاریخ، آن را جایز و بلکه مستحب دانسته و محدودیتی در تعداد صیغههایی که فرد در طول عمرش انجام…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۸
متعه یا صیغه عبارت از قرارداد تمتّع جنسی به صورت ساعتی، روزی، هفتهای یا در مدت بیشتر است. فقهای ما در طول تاریخ، آن را جایز و بلکه مستحب دانسته و محدودیتی در تعداد صیغههایی که فرد در طول عمرش انجام…
رقص و آواز دینی ؛ سماع مریمِ نبی
@baznegari
«🔸انبیا غالباً شاعر، و اغلب ایشان آلات موسیقی مینواختند ۸۷۴
🔸موسی پس از عبور از دریای قلزم سرود انشاد نموده از برای بنیاسرائیل همی خواند و مریم خواهر او با رقص و نواختن موزیک وی را جواب میداد ۸۴۵
🔸انبیای عهد عتیق نیز طالب معاونان لایقه موسیقی در عبادات خود بودهاند ۸۴۵
🔸رقص ... گاهی از اوقات از جمله شعایر دینیّه بود و فعل مرقوم با صدای اسباب طرب و دایره به انجام میرسید چنانکه داود هنگامی که تابوت خداوند را به شهر خود میبرد در حضور خداوند رقص نمود ۴۱۹».
(قاموس کتاب مقدس، ترجمه و تألیف مستر هاکس، صفحات یادشده).
موسی و هارون را همه میشناسند. این دو، خواهری داشتند به نام مریم؛ هر سه فرد یادشده "پیامبر" و جزو انبیا بودند. مریم خواهر بزرگِ موسی است و همو بود که با مادرش دل به دریا زدند و موسای نوزاد را در سبد نهاده و روی آبِ روان رها کردند تا در مسیر، نصیب همسر فرعون شود و در آن هنگام مریم که سبد را دورادور دنبال میکرد نزد یابنده رفت و به وی توضیح داد که دایهای میشناسد که میتواند به نوزادِ از آبگرفتهاش شیر دهد و با این ترفند موسی در امن و امان به دامان مادر بازگشت.
هنگامی که حضرت موسی قوم خود را به سلامت از دریا عبور داد، سرود رهایی خواند و خواهرش مریمِ نبی نیز به دستافشانی پرداخت و هارمونی انبیا تکمیل گشت: «سرود رهایی. آنگاه موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سراییده، گفتند که ...؛ و مریمِ نبیّه، خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دفها گرفته، رقصکنان بیرون آمدند پس مریم در جواب ایشان گفت: خداوند را بسرایید زیرا که با جلال مظفر شده است، اسب و سوارش را به دریا انداخت» (سِفر خروج باب ۱۵).
کانال بازنگری
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۹
T.me/baznegari/326
.
@baznegari
«🔸انبیا غالباً شاعر، و اغلب ایشان آلات موسیقی مینواختند ۸۷۴
🔸موسی پس از عبور از دریای قلزم سرود انشاد نموده از برای بنیاسرائیل همی خواند و مریم خواهر او با رقص و نواختن موزیک وی را جواب میداد ۸۴۵
🔸انبیای عهد عتیق نیز طالب معاونان لایقه موسیقی در عبادات خود بودهاند ۸۴۵
🔸رقص ... گاهی از اوقات از جمله شعایر دینیّه بود و فعل مرقوم با صدای اسباب طرب و دایره به انجام میرسید چنانکه داود هنگامی که تابوت خداوند را به شهر خود میبرد در حضور خداوند رقص نمود ۴۱۹».
(قاموس کتاب مقدس، ترجمه و تألیف مستر هاکس، صفحات یادشده).
موسی و هارون را همه میشناسند. این دو، خواهری داشتند به نام مریم؛ هر سه فرد یادشده "پیامبر" و جزو انبیا بودند. مریم خواهر بزرگِ موسی است و همو بود که با مادرش دل به دریا زدند و موسای نوزاد را در سبد نهاده و روی آبِ روان رها کردند تا در مسیر، نصیب همسر فرعون شود و در آن هنگام مریم که سبد را دورادور دنبال میکرد نزد یابنده رفت و به وی توضیح داد که دایهای میشناسد که میتواند به نوزادِ از آبگرفتهاش شیر دهد و با این ترفند موسی در امن و امان به دامان مادر بازگشت.
هنگامی که حضرت موسی قوم خود را به سلامت از دریا عبور داد، سرود رهایی خواند و خواهرش مریمِ نبی نیز به دستافشانی پرداخت و هارمونی انبیا تکمیل گشت: «سرود رهایی. آنگاه موسی و بنیاسرائیل این سرود را برای خداوند سراییده، گفتند که ...؛ و مریمِ نبیّه، خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته و همۀ زنان از عقب وی دفها گرفته، رقصکنان بیرون آمدند پس مریم در جواب ایشان گفت: خداوند را بسرایید زیرا که با جلال مظفر شده است، اسب و سوارش را به دریا انداخت» (سِفر خروج باب ۱۵).
کانال بازنگری
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۹
T.me/baznegari/326
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
رقص و آواز دینی ؛ سماع مریمِ نبی
@baznegari
«🔸انبیا غالباً شاعر، و اغلب ایشان آلات موسیقی مینواختند ۸۷۴
🔸موسی پس از عبور از دریای قلزم سرود انشاد نموده از برای بنیاسرائیل همی خواند و مریم خواهر او با رقص و نواختن موزیک وی را جواب میداد ۸۴۵
🔸انبیای عهد…
@baznegari
«🔸انبیا غالباً شاعر، و اغلب ایشان آلات موسیقی مینواختند ۸۷۴
🔸موسی پس از عبور از دریای قلزم سرود انشاد نموده از برای بنیاسرائیل همی خواند و مریم خواهر او با رقص و نواختن موزیک وی را جواب میداد ۸۴۵
🔸انبیای عهد…
استمداد زنی خواننده از پیامبر گرامی
(مساعدۀ حضرت به خوانندۀ بیکار برای گذار از دوران رکودِ مجالس خوانندگی)
@baznegari
«زنی به نام ساره كه كنيز ابوعمرو یکی از مهرههای استبداد حاكم بر مكه بود، دو سال پس از پيكار بدر و كشتهشدنِ سران شرک و بيداد، به مدينه آمد و به حضور پيامبر گرامي شرفياب گرديد.
پيامبر از او پرسيد كه : آيا نور ايمان و اسلام بر دل او تابيده است و از پیِ آن هجرت نموده است؟
او پاسخ داد: نه!
پرسيد: آيا به هجرت دست يازيده است تا نيک بينديشد و حق را بيابد؟
گفت: نه!
پيامبر پرسيد: پس چرا به مدينه آمده است؟
آن زن گفت : هان ای محمد! شما ركن اصلی و اساسی قبيلۀ من هستيد و سالار و بزرگِ من و همۀ فاميل و بستگان!؛ با آمدن شما سيادت و بزرگي از ما رخت بر بسته و اينک سخت نيازمند و بينوا هستم و آمدهام تا شما به من مهری ورزيد و مالی ببخشيد و لباس و مركبی مناسب به من دهيد تا بپوشم و سوار شوم و فقر و گرفتاری را از خود دور سازم .
از آن جایی كه اين زن خواننده و نوازنده بود و در مكه برای نسل جوان میخواند و درآمد سرشاری در روزگار خود داشت،
پيامبر پرسيد: پس جوانان مكه كه برايشان میخواندی چه شدهاند؟
او گفت: حقيقت اين است كه پس از جنگ بدر و كشته شدنِ سران شرک و استبداد، ديگر نه از آن محفلها و نشستها برای خواندن چندان خبری است و نه كسی به سراغ من برای خواندن میآيد.
پيامبرِ مهر و مدارا رو به ياران و فرزندان عبدالمطلب كرد و فرمود: برای او لباس و مركب و هزينه سفر فراهم آوريد و اگر میخواهد به خانه و شهر و ديار خويش برگردد، وسيلۀ رفتنِ او را آماده سازيد! و اين رويداد درست در شرايطی بود كه پيامبر و مردم باايمان براي فتح مكه و حركت به سوی آن شهر آماده میشدند.
به هر حال ساره پس از دريافت مركب و لباس و هزينه زندگی از ياران و بستگان پيامبر، آماده حركت به سوی مكه شد»
(ترجمۀ تفسیر مجمعالبیان ج ۱۴ ص ۷۲۷).
متن اصلی:
«... أن سارة مولاة أبی عمرو بن صیفی بن هشام أتت رسولالله من مکة الی المدینة بعد بدر بسنتین
فقال لها رسولالله: أمسلمة جئت؟
قالت: لا
قال: أمهاجرة جئت؟
قالت: لا
قال: فما جاء بك؟
قالت: كنتم الأصل والعشيرة والموالي، وقد ذهب مواليّ واحتجت حاجة شديدة فقدمت عليكم لتعطوني وتكسوني وتحملوني!
قال: فأين أنت من شبان [شباب] مكة ، وكانت مغنية نائحة
قالت: ما طلب مني بعد وقعة بدر.
فحث رسولالله عليها بني عبد المطلب ، فكسوها ، وحملوها ، وأعطوها نفقة ...»
(مجمعالبيان ج ۹ ص ۴۴۶-۴۴۵ ذیل آیات نخست سورۀ ممتحنه)
🔸شما خوانندۀ گرامی چه نتایجی از دیدار عادیِ خوانندۀ زن با شخص اولِ عالَم اسلام میگیرید؟ شاید لازم باشد در این دوران که من، تو، او و همگیِ ما مشغول مرور دوبارۀ آموزهها و نقد آموختههای موروثی هستیم، با دقت نتایج این نوع اخبار را استخراج و با احکام موروثی مقایسه کنیم!.
به برخی نتایج در انتهای این پُست اشاره شده:
telegram.me/mohamadrezahakimi/379
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۹
https://t.me/baznegari/327
.
.
(مساعدۀ حضرت به خوانندۀ بیکار برای گذار از دوران رکودِ مجالس خوانندگی)
@baznegari
«زنی به نام ساره كه كنيز ابوعمرو یکی از مهرههای استبداد حاكم بر مكه بود، دو سال پس از پيكار بدر و كشتهشدنِ سران شرک و بيداد، به مدينه آمد و به حضور پيامبر گرامي شرفياب گرديد.
پيامبر از او پرسيد كه : آيا نور ايمان و اسلام بر دل او تابيده است و از پیِ آن هجرت نموده است؟
او پاسخ داد: نه!
پرسيد: آيا به هجرت دست يازيده است تا نيک بينديشد و حق را بيابد؟
گفت: نه!
پيامبر پرسيد: پس چرا به مدينه آمده است؟
آن زن گفت : هان ای محمد! شما ركن اصلی و اساسی قبيلۀ من هستيد و سالار و بزرگِ من و همۀ فاميل و بستگان!؛ با آمدن شما سيادت و بزرگي از ما رخت بر بسته و اينک سخت نيازمند و بينوا هستم و آمدهام تا شما به من مهری ورزيد و مالی ببخشيد و لباس و مركبی مناسب به من دهيد تا بپوشم و سوار شوم و فقر و گرفتاری را از خود دور سازم .
از آن جایی كه اين زن خواننده و نوازنده بود و در مكه برای نسل جوان میخواند و درآمد سرشاری در روزگار خود داشت،
پيامبر پرسيد: پس جوانان مكه كه برايشان میخواندی چه شدهاند؟
او گفت: حقيقت اين است كه پس از جنگ بدر و كشته شدنِ سران شرک و استبداد، ديگر نه از آن محفلها و نشستها برای خواندن چندان خبری است و نه كسی به سراغ من برای خواندن میآيد.
پيامبرِ مهر و مدارا رو به ياران و فرزندان عبدالمطلب كرد و فرمود: برای او لباس و مركب و هزينه سفر فراهم آوريد و اگر میخواهد به خانه و شهر و ديار خويش برگردد، وسيلۀ رفتنِ او را آماده سازيد! و اين رويداد درست در شرايطی بود كه پيامبر و مردم باايمان براي فتح مكه و حركت به سوی آن شهر آماده میشدند.
به هر حال ساره پس از دريافت مركب و لباس و هزينه زندگی از ياران و بستگان پيامبر، آماده حركت به سوی مكه شد»
(ترجمۀ تفسیر مجمعالبیان ج ۱۴ ص ۷۲۷).
متن اصلی:
«... أن سارة مولاة أبی عمرو بن صیفی بن هشام أتت رسولالله من مکة الی المدینة بعد بدر بسنتین
فقال لها رسولالله: أمسلمة جئت؟
قالت: لا
قال: أمهاجرة جئت؟
قالت: لا
قال: فما جاء بك؟
قالت: كنتم الأصل والعشيرة والموالي، وقد ذهب مواليّ واحتجت حاجة شديدة فقدمت عليكم لتعطوني وتكسوني وتحملوني!
قال: فأين أنت من شبان [شباب] مكة ، وكانت مغنية نائحة
قالت: ما طلب مني بعد وقعة بدر.
فحث رسولالله عليها بني عبد المطلب ، فكسوها ، وحملوها ، وأعطوها نفقة ...»
(مجمعالبيان ج ۹ ص ۴۴۶-۴۴۵ ذیل آیات نخست سورۀ ممتحنه)
🔸شما خوانندۀ گرامی چه نتایجی از دیدار عادیِ خوانندۀ زن با شخص اولِ عالَم اسلام میگیرید؟ شاید لازم باشد در این دوران که من، تو، او و همگیِ ما مشغول مرور دوبارۀ آموزهها و نقد آموختههای موروثی هستیم، با دقت نتایج این نوع اخبار را استخراج و با احکام موروثی مقایسه کنیم!.
به برخی نتایج در انتهای این پُست اشاره شده:
telegram.me/mohamadrezahakimi/379
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۱۹
https://t.me/baznegari/327
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
استمداد زنی خواننده از پیامبر گرامی
(مساعدۀ حضرت به خوانندۀ بیکار برای گذار از دوران رکودِ مجالس خوانندگی)
@baznegari
«زنی به نام ساره كه كنيز ابوعمرو یکی از مهرههای استبداد حاكم بر مكه بود، دو سال پس از پيكار بدر و كشتهشدنِ سران شرک و بيداد، به مدينه…
(مساعدۀ حضرت به خوانندۀ بیکار برای گذار از دوران رکودِ مجالس خوانندگی)
@baznegari
«زنی به نام ساره كه كنيز ابوعمرو یکی از مهرههای استبداد حاكم بر مكه بود، دو سال پس از پيكار بدر و كشتهشدنِ سران شرک و بيداد، به مدينه…
لباس آستین کوتاهِ زنان؟
telegram.me/irannewspaper/144953
در خبرها آمده که حراستِ یکی از شهرداریهای کشور، طیّ ابلاغیۀ رسمی، به رانندگان آژانس اخطار کرده که چنانچه در محلّ کار خود از لباس آستین کوتاه (که آن را مغایر شئونات اسلامی دانسته) استفاده نمایند از فعالیّتشان جلوگیری شده و اخراج خواهند شد. این در حالی است که امام جعفر صادق در یکی از دو روایتی که از وی در تفسیر آیۀ "ولا یبدین زینتهنّ إلا ما ظهر منها" که مربوط به مواضع جایز الکشفِ زنان! است وارد شده، پوشش ذراعان یعنی ساعد را لازم ندانسته و در واقع لباس آستین کوتاه را، حتّی برای زنان نیز روا میشمارد:
روایت اول- عن أبیعبدالله فی قوله جلّ ثناؤه "الا ما ظهر منها" قال: الوجه والذراعان (مستدرک الوسائل ش 16701 ، حجاب شرعی در عصر پیامبر ص 681).
روایت دوم- سمعت جعفر وقد سئل عما تظهر المرأة من زینتها؟ قال: الوجه والکفین (وسائل الشیعه ش 25429 ، حجاب شرعی در عصر پیامبر ص 681).
کانال بازنگری،
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۲٦
telegram.me/baznegari/329
تصویر ابلاغیۀ مربوط به حراستِ یکی از شهرداریها:
telegram.me/irannewspaper/144953
telegram.me/irannewspaper/144953
در خبرها آمده که حراستِ یکی از شهرداریهای کشور، طیّ ابلاغیۀ رسمی، به رانندگان آژانس اخطار کرده که چنانچه در محلّ کار خود از لباس آستین کوتاه (که آن را مغایر شئونات اسلامی دانسته) استفاده نمایند از فعالیّتشان جلوگیری شده و اخراج خواهند شد. این در حالی است که امام جعفر صادق در یکی از دو روایتی که از وی در تفسیر آیۀ "ولا یبدین زینتهنّ إلا ما ظهر منها" که مربوط به مواضع جایز الکشفِ زنان! است وارد شده، پوشش ذراعان یعنی ساعد را لازم ندانسته و در واقع لباس آستین کوتاه را، حتّی برای زنان نیز روا میشمارد:
روایت اول- عن أبیعبدالله فی قوله جلّ ثناؤه "الا ما ظهر منها" قال: الوجه والذراعان (مستدرک الوسائل ش 16701 ، حجاب شرعی در عصر پیامبر ص 681).
روایت دوم- سمعت جعفر وقد سئل عما تظهر المرأة من زینتها؟ قال: الوجه والکفین (وسائل الشیعه ش 25429 ، حجاب شرعی در عصر پیامبر ص 681).
کانال بازنگری،
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۴/۲٦
telegram.me/baznegari/329
تصویر ابلاغیۀ مربوط به حراستِ یکی از شهرداریها:
telegram.me/irannewspaper/144953
Telegram
روزنامه ایران
🔸تصویر بخشنامهای که به موجب آن پوشیدن لباس آستین کوتاه برای رانندگان تاکسی قزوین ممنوع شد!/ خبرآنلاین
@Irannewspaper
@Irannewspaper
تاریخ بخوانید تا بدانید
... به او (شاه سلطان حسین صفوی) گفته بودند که دولت صفوی به دولت امام زمان متصل خواهد شد و او هم باور کرده بود.
بخشی از یادداشت رضا بابایی در:
https://t.me/rezababaei43/1083
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۴/۳۱ @baznegari
.
... به او (شاه سلطان حسین صفوی) گفته بودند که دولت صفوی به دولت امام زمان متصل خواهد شد و او هم باور کرده بود.
بخشی از یادداشت رضا بابایی در:
https://t.me/rezababaei43/1083
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۴/۳۱ @baznegari
.
Telegram
یادداشتها
هشت بار؟!
مذاکره در سیاست مانند آزمایش در علوم تجربی است؛ مانند استدلال در علوم عقلی است؛ مانند چانه زدن در بازار است. انسان عاقل بالغ از گفتوگو هراسی ندارد؛ ولو طرف مقابل حیلهگر و زورگو باشد. اگر مذاکره نکردن افتخار است، شما بیایید از این یک افتخار بگذرید.…
مذاکره در سیاست مانند آزمایش در علوم تجربی است؛ مانند استدلال در علوم عقلی است؛ مانند چانه زدن در بازار است. انسان عاقل بالغ از گفتوگو هراسی ندارد؛ ولو طرف مقابل حیلهگر و زورگو باشد. اگر مذاکره نکردن افتخار است، شما بیایید از این یک افتخار بگذرید.…
نسخ شناور
(نوبت آشتی با جهان و زنان است)
امیر ترکاشوند،۱۳۹۷/۵/۱
@baznegari
اگر شرع در مسئلهای، حکمی کند و هنگامی دیگر در همان مسئله! حکم دیگری ابلاغ کند اصطلاحاً گویند نَسخ رُخ داده؛ به این معنا که حکم دوم، حکم اول را نقض کرده است!
در نگاه سنتی حکم دوم (که ناسخ مینامند) برای همیشه تنها حکم معتبر بوده و حکم اول (که منسوخ خوانند) را برای همیشه منقضی و فاقد اعتبار میدانند!
عجیبتر اینکه در خوانش اینان، همواره آن حکمی که تندتر، قهرآمیزتر و محدودکنندهتر باشد ناسخ! و حرف نهایی اسلام شمرده شده و حکمی که نَرمتر، مسالمتآمیزتر و آزادانهتر باشد منسوخ و حرفِ نقضشده تلقی میگردد!. اینان توضیح میدهند که مثلاً آیات صلح و همزیستی با غیر مسلمانها مربوط به ابتدای دعوت اسلامی بوده و حرف اصلی و نهاییِ شرع تا قیام قیامت عبارت از جهاد ابتدایی و تهاجم به کافران!! است.
اگر برداشت اینان درست باشد که نیست، معلوم نیست چرا خدا قرآن را با این آیاتِ منسوخالاعتبار تدوین و نهایی کرده و مؤمنین را تشویق به قرائت آنها کرده است!
خوانشهای تند و قهرآمیز و داشتن نگاه سراپا منفی به دیگر ادیان، مذاهب و اندیشهها و به زنان و حضور و بروز هنرهایشان و همچنین بدبینی نسبت به "انسان" و اختیاراتش در سایۀ همین تلقی از ناسخ و منسوخ پدید آمده است.
لزوم نگاهِ مؤمنانهتر به قرآن و شریعت:
برخلاف خوانش یادشده، باید نگاه مؤمنانهتری به قرآن داشت. هر حکمی در جای خودش معتبر بوده و بسته به تجدید شرایطِ منجر به نزولِ هریک، احیا میشود: اگر دوستی نشان دادند باید به آنان دوستی کرد و بلکه در آن پیشگام بود، اگر سرِ ستیز داشتند باید آماده و مهیّا شد. مرحوم محمدهادی معرفت در بحثی با عنوان نسخ مشروط میگوید: «با تأمل در بسیاری از آیاتی که منسوخ شمرده شدهاند میتوان دریافت که نسخِ آنها نسخ مطلق نبوده بلکه به شرایط خاص همان دوران بستگی داشته است به این معنا که با تغییر شرایط و بهبود وضع، حکم سابق منسوخ گردیده و حکمی متناسب با شرایط جدید تشریع گردیده است و اگر احیاناً همان شرایط زمانی و مکانی پیش آید آیاتِ مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجرا است ... اینگونه آیات را با عنوان نسخ مشروط مطرح ساختیم بدین جهت که آیات منسوخه مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی خویش است و چنانچه در رقعه مکانی یا برهه زمانی آنگونه شرایط پیش آید، آیات صفح قوت یافته و حاکم خواهد بود».
نسخ شناور
احکام متفاوت قرآن (و هکذا سنّت) را باید "شناور" تبیین و فهم کرد. اگر میبینید در مسئلهای واحد دو یا چند حکم متفاوت نازل شده، دقیقاً به خاطر توجهِ قرآن به تغییر ظرف و شرایط و لزومِ اتخاذ تصمیماتی متناسب با هر وضعیت است. مثال زندۀ شناوری و چرخش حکم در شرایط متفاوت و از جمله بازگشت به حکم نخستین (و به اصطلاح منسوخ) را در مسئلۀ چگونگی رابطه با مخالفان دینی میتوان دید زیرا قرآن ابتدائاً نسخۀ زندگی عادی در کنار مخالفان دینی را تجویز میکرد سپس که مشرکان پیمان صلح را زیر پا نهادند نسخۀ مقابلۀ سخت با آنان پیچیده شد و سرانجام در سالهای پایانی، دوباره نسخۀ اول یعنی زندگی مسالمتآمیز در حق مشرکانی که جنگ نکرده بودند را یادآوری کرد و مورد تأکید قرار داد و نیز خواهان ملاطفت نسبت به مشرکان بدعهد و شکستخورده شد.
نوبت آشتی است
اینک نوبت عمل به آیات منسوخانگاشتۀ قرآن است
نوبت آیات صلح و فاقد مرگ بر این و آن است
نوبت آن است که تمام کشورها و مردمها از ما و سیاستهایمان در امان باشند
نوبت ورود به سفارتخانهها از در و نه از دیوار است
نوبت عمل به آیات سورۀ ممتحنه که به درستی اصل چهاردهم قانون اساسی به آن مزیّن شده، است
نوبت تحویل سفارتخانۀ اشغالی به حافظ منافعش است
نوبت آن است که دست از کار حسینی برداریم! خودِ حسین (ع) هم اکثراً حسینی نبود حسنی بود
نوبت سر دادنِ ندای محمدی و دشمن شادکنِ "من دخل دار أبیسفیان فهو آمن" از سوی مقامات کشورمان است
نوبت دست کشیدن از جهاد اصغر و رو آوردن به جهاد اکبر و مبارزه با نفس سرکش و سیریناپذیر است
نوبت نشان دادنِ رأفت اسلامی به یهودیانِ رانده شده از تمدن غرب/اروپا و سوختهشده در کورههای ضدِ تمدنشان است
اینک نوبت آشتی با زنان است
نوبت از حصر درآوردنِ هنرهای آنان است
نوبت نمایش رقصهای محلی و صدور آن است
نوبت کنار گذاردن خمودی و خشکی است
نوبت شاد زیستن و زندگی کردن است. اساس زندگی آب است پس لیاقتتان در بهرهداری از آن را به مردمتان نشان دهید
اینک نوبت شرک اعلام کردنِ ذوب در ولایت است
نوبت روا شدنِ انتقاد از رهبر قبلی و فعلی در رسانههای رسمی است
نوبت دست کشیدن از دخالت در زندگی شخصی مردم و کنار گذاردن عناوینِ باغی و فاسق و محارب است
T.me/baznegari/332
.
.
(نوبت آشتی با جهان و زنان است)
امیر ترکاشوند،۱۳۹۷/۵/۱
@baznegari
اگر شرع در مسئلهای، حکمی کند و هنگامی دیگر در همان مسئله! حکم دیگری ابلاغ کند اصطلاحاً گویند نَسخ رُخ داده؛ به این معنا که حکم دوم، حکم اول را نقض کرده است!
در نگاه سنتی حکم دوم (که ناسخ مینامند) برای همیشه تنها حکم معتبر بوده و حکم اول (که منسوخ خوانند) را برای همیشه منقضی و فاقد اعتبار میدانند!
عجیبتر اینکه در خوانش اینان، همواره آن حکمی که تندتر، قهرآمیزتر و محدودکنندهتر باشد ناسخ! و حرف نهایی اسلام شمرده شده و حکمی که نَرمتر، مسالمتآمیزتر و آزادانهتر باشد منسوخ و حرفِ نقضشده تلقی میگردد!. اینان توضیح میدهند که مثلاً آیات صلح و همزیستی با غیر مسلمانها مربوط به ابتدای دعوت اسلامی بوده و حرف اصلی و نهاییِ شرع تا قیام قیامت عبارت از جهاد ابتدایی و تهاجم به کافران!! است.
اگر برداشت اینان درست باشد که نیست، معلوم نیست چرا خدا قرآن را با این آیاتِ منسوخالاعتبار تدوین و نهایی کرده و مؤمنین را تشویق به قرائت آنها کرده است!
خوانشهای تند و قهرآمیز و داشتن نگاه سراپا منفی به دیگر ادیان، مذاهب و اندیشهها و به زنان و حضور و بروز هنرهایشان و همچنین بدبینی نسبت به "انسان" و اختیاراتش در سایۀ همین تلقی از ناسخ و منسوخ پدید آمده است.
لزوم نگاهِ مؤمنانهتر به قرآن و شریعت:
برخلاف خوانش یادشده، باید نگاه مؤمنانهتری به قرآن داشت. هر حکمی در جای خودش معتبر بوده و بسته به تجدید شرایطِ منجر به نزولِ هریک، احیا میشود: اگر دوستی نشان دادند باید به آنان دوستی کرد و بلکه در آن پیشگام بود، اگر سرِ ستیز داشتند باید آماده و مهیّا شد. مرحوم محمدهادی معرفت در بحثی با عنوان نسخ مشروط میگوید: «با تأمل در بسیاری از آیاتی که منسوخ شمرده شدهاند میتوان دریافت که نسخِ آنها نسخ مطلق نبوده بلکه به شرایط خاص همان دوران بستگی داشته است به این معنا که با تغییر شرایط و بهبود وضع، حکم سابق منسوخ گردیده و حکمی متناسب با شرایط جدید تشریع گردیده است و اگر احیاناً همان شرایط زمانی و مکانی پیش آید آیاتِ مربوطه از نو قوت گرفته و قابل اجرا است ... اینگونه آیات را با عنوان نسخ مشروط مطرح ساختیم بدین جهت که آیات منسوخه مربوط به شرایط خاص زمانی و مکانی خویش است و چنانچه در رقعه مکانی یا برهه زمانی آنگونه شرایط پیش آید، آیات صفح قوت یافته و حاکم خواهد بود».
نسخ شناور
احکام متفاوت قرآن (و هکذا سنّت) را باید "شناور" تبیین و فهم کرد. اگر میبینید در مسئلهای واحد دو یا چند حکم متفاوت نازل شده، دقیقاً به خاطر توجهِ قرآن به تغییر ظرف و شرایط و لزومِ اتخاذ تصمیماتی متناسب با هر وضعیت است. مثال زندۀ شناوری و چرخش حکم در شرایط متفاوت و از جمله بازگشت به حکم نخستین (و به اصطلاح منسوخ) را در مسئلۀ چگونگی رابطه با مخالفان دینی میتوان دید زیرا قرآن ابتدائاً نسخۀ زندگی عادی در کنار مخالفان دینی را تجویز میکرد سپس که مشرکان پیمان صلح را زیر پا نهادند نسخۀ مقابلۀ سخت با آنان پیچیده شد و سرانجام در سالهای پایانی، دوباره نسخۀ اول یعنی زندگی مسالمتآمیز در حق مشرکانی که جنگ نکرده بودند را یادآوری کرد و مورد تأکید قرار داد و نیز خواهان ملاطفت نسبت به مشرکان بدعهد و شکستخورده شد.
نوبت آشتی است
اینک نوبت عمل به آیات منسوخانگاشتۀ قرآن است
نوبت آیات صلح و فاقد مرگ بر این و آن است
نوبت آن است که تمام کشورها و مردمها از ما و سیاستهایمان در امان باشند
نوبت ورود به سفارتخانهها از در و نه از دیوار است
نوبت عمل به آیات سورۀ ممتحنه که به درستی اصل چهاردهم قانون اساسی به آن مزیّن شده، است
نوبت تحویل سفارتخانۀ اشغالی به حافظ منافعش است
نوبت آن است که دست از کار حسینی برداریم! خودِ حسین (ع) هم اکثراً حسینی نبود حسنی بود
نوبت سر دادنِ ندای محمدی و دشمن شادکنِ "من دخل دار أبیسفیان فهو آمن" از سوی مقامات کشورمان است
نوبت دست کشیدن از جهاد اصغر و رو آوردن به جهاد اکبر و مبارزه با نفس سرکش و سیریناپذیر است
نوبت نشان دادنِ رأفت اسلامی به یهودیانِ رانده شده از تمدن غرب/اروپا و سوختهشده در کورههای ضدِ تمدنشان است
اینک نوبت آشتی با زنان است
نوبت از حصر درآوردنِ هنرهای آنان است
نوبت نمایش رقصهای محلی و صدور آن است
نوبت کنار گذاردن خمودی و خشکی است
نوبت شاد زیستن و زندگی کردن است. اساس زندگی آب است پس لیاقتتان در بهرهداری از آن را به مردمتان نشان دهید
اینک نوبت شرک اعلام کردنِ ذوب در ولایت است
نوبت روا شدنِ انتقاد از رهبر قبلی و فعلی در رسانههای رسمی است
نوبت دست کشیدن از دخالت در زندگی شخصی مردم و کنار گذاردن عناوینِ باغی و فاسق و محارب است
T.me/baznegari/332
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
نسخ شناور
(نوبت آشتی با جهان و زنان است)
امیر ترکاشوند،۱۳۹۷/۵/۱
@baznegari
اگر شرع در مسئلهای، حکمی کند و هنگامی دیگر در همان مسئله! حکم دیگری ابلاغ کند اصطلاحاً گویند نَسخ رُخ داده؛ به این معنا که حکم دوم، حکم اول را نقض کرده است!
در نگاه سنتی حکم دوم…
(نوبت آشتی با جهان و زنان است)
امیر ترکاشوند،۱۳۹۷/۵/۱
@baznegari
اگر شرع در مسئلهای، حکمی کند و هنگامی دیگر در همان مسئله! حکم دیگری ابلاغ کند اصطلاحاً گویند نَسخ رُخ داده؛ به این معنا که حکم دوم، حکم اول را نقض کرده است!
در نگاه سنتی حکم دوم…
لباس آستین کوتاهِ زنان (۲)
(برای هموطنان حنفی در استانهای سیستان و بلوچستان و گلستان)
t.me/baznegari/333
در یادداشت نخست اشاره شد که از رئیس مذهبمان امام جعفر صادق دو روایت در خصوص ساعدِ زنان به دست ما رسیده که مطابق یکی از آن دو، پوشش آن، واجب نبوده و در نتیجه استفاده از لباس آستین کوتاه حرام نمیباشد.
درست همانند بالا، دو نقل نیز در فقه حنفی وجود دارد که مطابق یکی از آن دو، پوشاندن ساعد واجب نبوده و در نتیجه زنان، مجاز به استفاده از لباس آستین کوتاه هستند. در این رابطه به ذکر بریدهای از کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر بسنده میکنم:
«فقهای حنفی علاوه بر تشابهشان با امامیّه در استثناء قدم، همچنین از دیرباز گروهی از آنان قائل به جواز کشف ذراع و ساعد بودند و گروهی نیز پوشاندنش را در نماز لازم شمردند و در غیر نماز لزومی به ستر آن ندیدند. برخی که قائل به لازم نبودن پوشش ذراعاند دلیلشان را آیۀ (الّا ماظهرمنها) و نیاز به کشف آن برای انجامِ راحتترِ کار دانستند: «... (و للحرة) ... (جمیع بدنها) حتی شعرها النازل فی الأصح (خلا الوجه و الکفین) ... (و القدمین) ... و ذراعیها علی المرجوح» ، «قال فی المعراج عن المبسوط: و فی الذراع روایتان، و الأصح أنها عورة اه. قال فی البحر: و صحح بعضهم أنه عورة فی الصلاة لا خارجها» و «... و صحح بعضهم أنه [الذراع] عورة فی الصلاة لا خارجها» .
قاضی ابویوسف ،از اعاظم حنفی، رأی به عورة نبودن ذراع و در نتیجه، لازم نبودن سترش داده و علاوه بر آن نگاه کردنِ مردان به آن را نیز بلااشکال میداند: «... الذراع عورة و عن أبییوسف لیس بعورة و اختاره فی الاختیار للحاجة الی کشفه للخدمة، و لأنه من الزینة الظاهرة و هو السوار» و «ذکر فی جامع البرامکة عن أبییوسف انه یباح النظر الی ذراعیها أیضا لأنها فی الخبز و غسل الثیاب تبتلی بابداء ذراعیها أیضا» .
ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی نیز ،بنا به آنچه از وی نقل شده، قائل به لازم نبودن ستر ذراع و ساعد است: «ذراع الحرة عورة فی ظاهر الروایة و هی الأصح و عن ابیحنیفة لیس بعورة» و «... و عنه [ابییوسف] ان ذراعها [الحرّة] لیست بعورة و هو روایة عن ابیحنیفة» و «فی الملتقط عن ابیحنیفة ان ذراع الحرة لیست بعورة کذراع الامة» (حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیر ترکاشوند ص 753 و 754).
گفتنی است برخی اخبار، حاکی از برخورد با رانندگان آژانس و تاکسی در صورت پوشیدن لباس آستین کوتاه است که موردی را در یادداشت نخست نقل کردم (هر چند آن ابلاغیه به این صورت که فقط مربوط به حوزۀ داخلی آن شهرداری بوده تصحیح شد). در این فاصله اخبار دیگری از جمله خبر زیر دریافت شد که نشان از وجود برخورد با مردان رانندۀ تاکسی در برخی دیگر از شهرها میباشد:
https://telegram.me/akhbar19/8900
این در حالی است که مطابق یکی از دو نقل در فقه جعفری (شیعی) و حنفی، پیراهن آستین کوتاه، حتی برای زنان نیز گناه یا ممنوع نمیباشد.
امیر ترکاشوند، 1397/05/06
@baznegari
...............................................
یادداشت نخست:
https://t.me/baznegari/329
.
.
(برای هموطنان حنفی در استانهای سیستان و بلوچستان و گلستان)
t.me/baznegari/333
در یادداشت نخست اشاره شد که از رئیس مذهبمان امام جعفر صادق دو روایت در خصوص ساعدِ زنان به دست ما رسیده که مطابق یکی از آن دو، پوشش آن، واجب نبوده و در نتیجه استفاده از لباس آستین کوتاه حرام نمیباشد.
درست همانند بالا، دو نقل نیز در فقه حنفی وجود دارد که مطابق یکی از آن دو، پوشاندن ساعد واجب نبوده و در نتیجه زنان، مجاز به استفاده از لباس آستین کوتاه هستند. در این رابطه به ذکر بریدهای از کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر بسنده میکنم:
«فقهای حنفی علاوه بر تشابهشان با امامیّه در استثناء قدم، همچنین از دیرباز گروهی از آنان قائل به جواز کشف ذراع و ساعد بودند و گروهی نیز پوشاندنش را در نماز لازم شمردند و در غیر نماز لزومی به ستر آن ندیدند. برخی که قائل به لازم نبودن پوشش ذراعاند دلیلشان را آیۀ (الّا ماظهرمنها) و نیاز به کشف آن برای انجامِ راحتترِ کار دانستند: «... (و للحرة) ... (جمیع بدنها) حتی شعرها النازل فی الأصح (خلا الوجه و الکفین) ... (و القدمین) ... و ذراعیها علی المرجوح» ، «قال فی المعراج عن المبسوط: و فی الذراع روایتان، و الأصح أنها عورة اه. قال فی البحر: و صحح بعضهم أنه عورة فی الصلاة لا خارجها» و «... و صحح بعضهم أنه [الذراع] عورة فی الصلاة لا خارجها» .
قاضی ابویوسف ،از اعاظم حنفی، رأی به عورة نبودن ذراع و در نتیجه، لازم نبودن سترش داده و علاوه بر آن نگاه کردنِ مردان به آن را نیز بلااشکال میداند: «... الذراع عورة و عن أبییوسف لیس بعورة و اختاره فی الاختیار للحاجة الی کشفه للخدمة، و لأنه من الزینة الظاهرة و هو السوار» و «ذکر فی جامع البرامکة عن أبییوسف انه یباح النظر الی ذراعیها أیضا لأنها فی الخبز و غسل الثیاب تبتلی بابداء ذراعیها أیضا» .
ابوحنیفه رئیس مذهب حنفی نیز ،بنا به آنچه از وی نقل شده، قائل به لازم نبودن ستر ذراع و ساعد است: «ذراع الحرة عورة فی ظاهر الروایة و هی الأصح و عن ابیحنیفة لیس بعورة» و «... و عنه [ابییوسف] ان ذراعها [الحرّة] لیست بعورة و هو روایة عن ابیحنیفة» و «فی الملتقط عن ابیحنیفة ان ذراع الحرة لیست بعورة کذراع الامة» (حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیر ترکاشوند ص 753 و 754).
گفتنی است برخی اخبار، حاکی از برخورد با رانندگان آژانس و تاکسی در صورت پوشیدن لباس آستین کوتاه است که موردی را در یادداشت نخست نقل کردم (هر چند آن ابلاغیه به این صورت که فقط مربوط به حوزۀ داخلی آن شهرداری بوده تصحیح شد). در این فاصله اخبار دیگری از جمله خبر زیر دریافت شد که نشان از وجود برخورد با مردان رانندۀ تاکسی در برخی دیگر از شهرها میباشد:
https://telegram.me/akhbar19/8900
این در حالی است که مطابق یکی از دو نقل در فقه جعفری (شیعی) و حنفی، پیراهن آستین کوتاه، حتی برای زنان نیز گناه یا ممنوع نمیباشد.
امیر ترکاشوند، 1397/05/06
@baznegari
...............................................
یادداشت نخست:
https://t.me/baznegari/329
.
.
Telegram
کانال بازنگری
لباس آستین کوتاهِ زنان (۲)
(برای هموطنان حنفی در استانهای سیستان و بلوچستان و گلستان)
t.me/baznegari/333
در یادداشت نخست اشاره شد که از رئیس مذهبمان امام جعفر صادق دو روایت در خصوص ساعدِ زنان به دست ما رسیده که مطابق یکی از آن دو، پوشش آن، واجب نبوده و…
(برای هموطنان حنفی در استانهای سیستان و بلوچستان و گلستان)
t.me/baznegari/333
در یادداشت نخست اشاره شد که از رئیس مذهبمان امام جعفر صادق دو روایت در خصوص ساعدِ زنان به دست ما رسیده که مطابق یکی از آن دو، پوشش آن، واجب نبوده و…
سیاست جمعیّتی، با کدام الگو؟
(الگوی امام کاظم با ۳۷ فرزند یا الگوی امام رضا با یک فرزند)
@baznegari
وقتی در فضاهای دینی، بحث سیاست جمعیّتی مطرح شود چند موضوع اصلی و فرعی به ذهن متبادر میشود: تعداد فرزندِ توصیهشده در دین ، ازدواج زودرس ، تعدّد زوجات و...
الف-تعداد فرزندِ توصیهشده در دین :
حکم دین در بارۀ تعداد فرزند چیست؟ اولین چیزی که در این باره در ذهن برخی متدینان نقش میبندد (و هر سیاست جمعیتی باید خود را در ذیل آن تعریف کند) لزوم فزونی اُمت اسلام و بالیدنِ پیامبر به این فزونی در روز قیامت است و حتی نقل است که حضرت، زنِ خوب را زنی دانسته که وَلود بوده و زیاد بچه بزایَد.
اگر پیامبر گرامی چنان توصیفی از زن خوب دارد و قرار است از آن رهگذر، در جهان آخرت به کثرت و بیشتر بودنِ جمعیت مسلمانان بنازد پس چرا خودش با وجود چندین و چند زنِ دائم و موقت و مملوک، از هیچ کدامشان اقدام به تولید فرزند نکرد و نقشی در آن سیاست جمعیتی ایفا ننمود و فقط به اندکفرزندانِ خدیجه که پیش از "ظهور اسلام"! با وی ازدواج کرده بود بسنده کرد؟ (آن یک فرزندی هم که ماریه قبطیه به دنیا آورد عمرش وفا نکرد و در همان کودکی جان سپرد).
بنابراین اگر الگوی عملی! پیامبر گرامی مهم است و آن را باید عیناً و مو به مو (و بیتوجه به شرایط زمان و مکان و تغییرات) به کار بست در این صورت آشکارا باید پذیرفت که سیاست جمعیتی حضرت در دوران نبوّتش اکتفا به تکفرزندی (با وجود دهها همسری که راویان برایش ثبت کردهاند) بوده است.
و اگر علاوه بر پیامبر گرامی، ائمه نیز برایمان مهماند باید اعتراف کرد که از رفتار متفاوت ایشان نمیتوان به الگویی واحد رسید زیرا:
الگوی کاظمی با ۳۷ فرزند:
از یکسو امام موسی کاظم را داریم که ۳۷ فرزند (۱۹ پسر و ۱۸ دختر) برایش نوشتهاند و تازه این در حالی است که سالهای زیادی از عمر این امام در حبس و زندان گذشت و یعنی اگر چنین نبود شمار فرزندان او یحتمل بسیار بیش از آن میشد (آمار امامزادههای بلافصلِ او بالغ بر صدها تن شده به طوریکه کمتر منطقهای از ایران را میتوان پیدا کرد که مقبرۀ یکی از فرزندان بلافصل او در آنجا نباشد).
الگوی رضوی با یک فرزند:
و از سوی دیگر امام رضا و امام حسن عسکری را داریم که هر دو بنابر قول مشهور فقط به یک فرزند بسنده نمودند؛
با این وصف سیاستگذار مذهبی، کدام الگو را در سیاست جمعیتی خود ملاک میداند؟ الگوی رضوی عسکری و سیاست تکفرزندی را و یا الگوی کاظمی و سیاستِ دهها فرزندی را!؟
وَلَع ترجیح الگوی کاظمی در اذهان برخی متدینان را میتوان در اخبار جعلیِ عصر ظهور دنبال کرد که در آن، هر مرد شیعی صاحب هزار پسر! میشود.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۹/۱۴
telegram.me/baznegari
.
.
(الگوی امام کاظم با ۳۷ فرزند یا الگوی امام رضا با یک فرزند)
@baznegari
وقتی در فضاهای دینی، بحث سیاست جمعیّتی مطرح شود چند موضوع اصلی و فرعی به ذهن متبادر میشود: تعداد فرزندِ توصیهشده در دین ، ازدواج زودرس ، تعدّد زوجات و...
الف-تعداد فرزندِ توصیهشده در دین :
حکم دین در بارۀ تعداد فرزند چیست؟ اولین چیزی که در این باره در ذهن برخی متدینان نقش میبندد (و هر سیاست جمعیتی باید خود را در ذیل آن تعریف کند) لزوم فزونی اُمت اسلام و بالیدنِ پیامبر به این فزونی در روز قیامت است و حتی نقل است که حضرت، زنِ خوب را زنی دانسته که وَلود بوده و زیاد بچه بزایَد.
اگر پیامبر گرامی چنان توصیفی از زن خوب دارد و قرار است از آن رهگذر، در جهان آخرت به کثرت و بیشتر بودنِ جمعیت مسلمانان بنازد پس چرا خودش با وجود چندین و چند زنِ دائم و موقت و مملوک، از هیچ کدامشان اقدام به تولید فرزند نکرد و نقشی در آن سیاست جمعیتی ایفا ننمود و فقط به اندکفرزندانِ خدیجه که پیش از "ظهور اسلام"! با وی ازدواج کرده بود بسنده کرد؟ (آن یک فرزندی هم که ماریه قبطیه به دنیا آورد عمرش وفا نکرد و در همان کودکی جان سپرد).
بنابراین اگر الگوی عملی! پیامبر گرامی مهم است و آن را باید عیناً و مو به مو (و بیتوجه به شرایط زمان و مکان و تغییرات) به کار بست در این صورت آشکارا باید پذیرفت که سیاست جمعیتی حضرت در دوران نبوّتش اکتفا به تکفرزندی (با وجود دهها همسری که راویان برایش ثبت کردهاند) بوده است.
و اگر علاوه بر پیامبر گرامی، ائمه نیز برایمان مهماند باید اعتراف کرد که از رفتار متفاوت ایشان نمیتوان به الگویی واحد رسید زیرا:
الگوی کاظمی با ۳۷ فرزند:
از یکسو امام موسی کاظم را داریم که ۳۷ فرزند (۱۹ پسر و ۱۸ دختر) برایش نوشتهاند و تازه این در حالی است که سالهای زیادی از عمر این امام در حبس و زندان گذشت و یعنی اگر چنین نبود شمار فرزندان او یحتمل بسیار بیش از آن میشد (آمار امامزادههای بلافصلِ او بالغ بر صدها تن شده به طوریکه کمتر منطقهای از ایران را میتوان پیدا کرد که مقبرۀ یکی از فرزندان بلافصل او در آنجا نباشد).
الگوی رضوی با یک فرزند:
و از سوی دیگر امام رضا و امام حسن عسکری را داریم که هر دو بنابر قول مشهور فقط به یک فرزند بسنده نمودند؛
با این وصف سیاستگذار مذهبی، کدام الگو را در سیاست جمعیتی خود ملاک میداند؟ الگوی رضوی عسکری و سیاست تکفرزندی را و یا الگوی کاظمی و سیاستِ دهها فرزندی را!؟
وَلَع ترجیح الگوی کاظمی در اذهان برخی متدینان را میتوان در اخبار جعلیِ عصر ظهور دنبال کرد که در آن، هر مرد شیعی صاحب هزار پسر! میشود.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۹/۱۴
telegram.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
اوج ملیگرایی در میان فریقین. اگر قومگرایی و قبیلهگرایی در دورانهای گذشته، چیزی معادل یا نزدیک به ملّیگرایی در ادبیات کنونی و مرزبندیهای جدید باشد، در این صورت باید پذیرفت که هر دو فرقۀ اسلامی، ملیگرا بودند چه، توصیفاتی حتی در برتریِ!! عرب و قبایلِ زادگاه اسلام روایت و تبلیغ کرده (ناسیونالیسم افراطی) و لزومِ آن را به عنوان استراتژی دینی مطرح میکنند چندان که مثلاً فقهِ اهل سنت بر آن است که رهبری جوامع باید صرفاً در میان آحاد قریش (قبیلۀ پیامبر) بچرخد و ما شیعیان نیز (با ادلهای که میآوریم) این رهبری را محدود به خاندانی خاص و برگزیده (از همان قبیله) میدانیم. بنابراین حال که ملیگرایی و قومگرایی بد نیست و بلکه ممدوحِ هر دو قرائت است پس نوبت آن است که مقامات و سیاستگزاران کشورمان، وجهۀ همّت خود را و تمام فکر و ذهنشان را متمرکز و معطوف بر ایران و ایرانی نموده و مردمش را به عظمت و شکوه و جلال و تعالی رسانده و سرزمینش را آباد و آبادان کنند تا این خلأ که در چهل سال گذشته از آن غفلت داشتیم، در ادامۀ مسیرِ پیشِ رو، پُر شود و جبران گردد. انشاء الله. پر واضح است که مراقب خواهیم بود و هرگز در تلۀ ناسیونالیسم افراطی و برتری نژادی که مخالف دین و نگرش والای انسانی است نخواهیم افتاد.
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۹/۲۱
T.me/baznegari/335
.
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۹/۲۱
T.me/baznegari/335
.
Telegram
کانال بازنگری
اوج ملیگرایی در میان فریقین. اگر قومگرایی و قبیلهگرایی در دورانهای گذشته، چیزی معادل یا نزدیک به ملّیگرایی در ادبیات کنونی و مرزبندیهای جدید باشد، در این صورت باید پذیرفت که هر دو فرقۀ اسلامی، ملیگرا بودند چه، توصیفاتی حتی در برتریِ!! عرب و قبایلِ…
سه هزار و هفتصد سال گذشت و هنوز بزرگ نشدهایم! چه، همچنان فرزندان اسماعیل و اسحاق در جنگ و آتشافروزی و فتنهانگیزی و عالَمسوزی و هلاک حرث و نسلاند!. چه سخت است بزرگ شدن! چه آسان است کش دادن دعوا
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۰۹/۲۵
https://t.me/baznegari/336
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۰۹/۲۵
https://t.me/baznegari/336
Telegram
کانال بازنگری
سه هزار و هفتصد سال گذشت و هنوز بزرگ نشدهایم! چه، همچنان فرزندان اسماعیل و اسحاق در جنگ و آتشافروزی و فتنهانگیزی و عالَمسوزی و هلاک حرث و نسلاند!. چه سخت است بزرگ شدن! چه آسان است کش دادن دعوا
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۰۹/۲۵
https://t.me/baznegari/336
امیر ترکاشوند ۱۳۹۷/۰۹/۲۵
https://t.me/baznegari/336
کافر یا غیر مسلمان؛ کدامیک؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۰۹/۲۶
اصلیترین گره در سیاست خارجی نظام و در روابط بینالمللیمان، کافر شماریِ دُوَل غربی! و بار کردن احکام فقهیِ کفر بر آنهاست. روابط سرد و تیره و دشمنشماری، عمدتاً از قِبَل همین نگاه فقهی سنتی و احکام مترتب بر آن نشأت میگیرد.
آیا فردی که در مزرعههای استرالیا ، یا در کارخانههای اروپا ، یا در ایالتهای امریکا ، یا در جزایر ژاپن ، یا در این گوشه و آن گوشۀ جهان زندگی میگذرانَد و هزاران کیلومتر! و چندین قرن! از نقطۀ مختصات وحی فاصله دارد را ما حق داریم "کافر"بدانیم!؟ البته ما آدمهای عوام چنین حق و اجازهای به خود نمیدهیم ولی متأسفانه فقهای خواص، به راحتی آبِ خوردن، دیگران را کافر (با تمام بارِ منفیای که این واژه دارد) میشمارند؛ چرا؟ چون میگویند چرا مردم جهان در جای جای آن، کار و زندگیشان را تعطیل نمیکنند و تحقیق نمیکنند و به پیغمبرِ ما که هزار و چهارصد سال پیش در گوشهای از جهان ظهور کرده ایمان نمیآورند!!!
آیا این فقهای سنتی و خواص (که در طول قرون متمادی حکم به کفرِ غیر مسلمانها کرده و میکنند) نمیدانند که اگر خود در کشوری غیر مسلمان به دنیا میآمدند، جزو همان کفّار!! محسوب میشدند!؟
کافر کسی است که در مواجهه با حضرت محمد (ص)، زیر بارِ ادعای ارتباطِ او با خدا نمیرود!؛ ولی امروز شخص پیامبر گرامی، اساساً حضور! ندارد که مواجههای و ابتلایی و عرضۀ دعوتی وجود داشته باشد! که کسی ایمان بیاورد و کسی راه کفر و انکار و لِجاج و حقپوشی در پیش گیرد! پس این اجازه از کجا آمده که در غیاب دعوتکننده و با هزاران کیلومتر فاصلۀ مکانی از محلِ دعوت و با هزار و چهارصد سال فاصلۀ زمانی از زمان دعوت، و به صِرفِ اینکه پیامبرِ ما را پیامبر خودشان نمیدانند، برچسب کفر بر آنها بزنیم و دارالکفر و دارالاسلام به راه اندازیم و کشورشان را مملکت کفر بدانیم و سیاستِ کشورمان را بر همین اساس تنظیم کنیم و ...
ما حق نداریم مردمی که هیچ طَرَفیّتی با دعوت پیامبر گرامی ندارند را کافر شماریم!؛ بله آنان غیر مسلماناند! همین و بس؛ بنابراین باید از این انتسابات بلا موضوع دست شست.
پس زنده باد تمام کشورهای کرۀ زمین که پُر است از آفریدهها، آفریدههایی که در پیشگاه پروردگار هیچ فرقی میانشان جز به خودداری و تقوا نیست. مطمئناً دستودلبازانه میلیاردها آفریده را مادرزادی به کفر متّصف کردن، از تقوا به دور است
Telegram.me/baznegari
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۰۹/۲۶
اصلیترین گره در سیاست خارجی نظام و در روابط بینالمللیمان، کافر شماریِ دُوَل غربی! و بار کردن احکام فقهیِ کفر بر آنهاست. روابط سرد و تیره و دشمنشماری، عمدتاً از قِبَل همین نگاه فقهی سنتی و احکام مترتب بر آن نشأت میگیرد.
آیا فردی که در مزرعههای استرالیا ، یا در کارخانههای اروپا ، یا در ایالتهای امریکا ، یا در جزایر ژاپن ، یا در این گوشه و آن گوشۀ جهان زندگی میگذرانَد و هزاران کیلومتر! و چندین قرن! از نقطۀ مختصات وحی فاصله دارد را ما حق داریم "کافر"بدانیم!؟ البته ما آدمهای عوام چنین حق و اجازهای به خود نمیدهیم ولی متأسفانه فقهای خواص، به راحتی آبِ خوردن، دیگران را کافر (با تمام بارِ منفیای که این واژه دارد) میشمارند؛ چرا؟ چون میگویند چرا مردم جهان در جای جای آن، کار و زندگیشان را تعطیل نمیکنند و تحقیق نمیکنند و به پیغمبرِ ما که هزار و چهارصد سال پیش در گوشهای از جهان ظهور کرده ایمان نمیآورند!!!
آیا این فقهای سنتی و خواص (که در طول قرون متمادی حکم به کفرِ غیر مسلمانها کرده و میکنند) نمیدانند که اگر خود در کشوری غیر مسلمان به دنیا میآمدند، جزو همان کفّار!! محسوب میشدند!؟
کافر کسی است که در مواجهه با حضرت محمد (ص)، زیر بارِ ادعای ارتباطِ او با خدا نمیرود!؛ ولی امروز شخص پیامبر گرامی، اساساً حضور! ندارد که مواجههای و ابتلایی و عرضۀ دعوتی وجود داشته باشد! که کسی ایمان بیاورد و کسی راه کفر و انکار و لِجاج و حقپوشی در پیش گیرد! پس این اجازه از کجا آمده که در غیاب دعوتکننده و با هزاران کیلومتر فاصلۀ مکانی از محلِ دعوت و با هزار و چهارصد سال فاصلۀ زمانی از زمان دعوت، و به صِرفِ اینکه پیامبرِ ما را پیامبر خودشان نمیدانند، برچسب کفر بر آنها بزنیم و دارالکفر و دارالاسلام به راه اندازیم و کشورشان را مملکت کفر بدانیم و سیاستِ کشورمان را بر همین اساس تنظیم کنیم و ...
ما حق نداریم مردمی که هیچ طَرَفیّتی با دعوت پیامبر گرامی ندارند را کافر شماریم!؛ بله آنان غیر مسلماناند! همین و بس؛ بنابراین باید از این انتسابات بلا موضوع دست شست.
پس زنده باد تمام کشورهای کرۀ زمین که پُر است از آفریدهها، آفریدههایی که در پیشگاه پروردگار هیچ فرقی میانشان جز به خودداری و تقوا نیست. مطمئناً دستودلبازانه میلیاردها آفریده را مادرزادی به کفر متّصف کردن، از تقوا به دور است
Telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.