کانال بازنگری | ترکاشوند
تعدیلِ دشمنی امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۱۷ @baznegari در نگاه سنّتیِ شیعه، تمام خلفا و حاکمان، غاصب شمرده میشوند زیرا حقِ حکومت و حکمرانی فقط و فقط حقِ دوازده امام دانسته میشود و بس!. شیعیان سنّتی بابتِ این غصبها بیشترین غَضَبها، بغضها و نفرتها را از غاصبینِ…
بند مربوط به امام حسین، تکمیل شد (با سپاس از آقای بهشتی)
روابط حَسَنه با دشمن!
(دنبالۀ یادداشتِ "تعدیل دشمنی")
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۲۱
در یادداشت نخست گفته شد که با فرض وجود دشمنی عمیق میان اهل بیت با خلفای ثلاثه و اموی و عباسی، با این وجود روابط حسنه نیز میان آنها وجود داشت و اینگونه نبود که برخلاف تصورِ ما از آنان، تمام پنجرههای دوستی میانشان بسته باشد بلکه نشانههای بارز دوستی در عین اختلاف و حتی دشمنی، در زندگیشان برقرار بود و گفته شد که اگر ما مدعی پیروی از ائمه هستیم باید در دشمنی با دشمنان، حد نگه داریم و به آنان تأسی کنیم. در اثبات سخن، فقط به یک موضوع از دهها موضوع پرداختم و آن پیوند ازدواج میان ائمۀ اهل بیت با طرف مقابل بود.
وصلت آل مروان با آل علی!!
اینک در همان راستا به ازدواج میان آل مروان با آل علی میپردازیم. فراموش نکنیم که مروان ،آنطور که برایمان گزارش کردهاند، یکی از سرسختترین دشمنان پیامبر، امام علی و اولاد علی است و نام مروان در اذهان ما شیعیان با دشمنی عمیق نسبت به اهل بیت گره خورده است. حال با همین فرض!، نگاه کنید به ازدواجها میان فرزندان مروان با فرزندان امام علی، تا از این رهگذر به زندگیِ توأم با دشمنی و دوستیِ آنان با یکدیگر (و نه پیله کردن بر صِرفِ دشمنی) پی ببرید. ضمناً توجه داشته باشید که این ازدواجها تماماً پس از حدوث آن دشمنیها انجام شده:
🔸دختر امام علی:
ازدواج رمله دختر امام علی با معاویه پسرِ مروان
🔸نوۀ امام علی:
ازدواج سکینه دختر امام حسین و نوۀ امام علی با اصبغ نوۀ مروان (اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان).
(گفتنی است اُمأبیها نوۀ برادرِ امام علی یعنی نوۀ جعفر طیّار با عبدالملک بن مروان که خلیفۀ اموی و پسرِ مروان است ازدواج کرد. اُمأبیها ابنة عبدالله بن جعفر بن أبی طالب)
🔸نتیجۀ امام علی:
یک- ازدواج زینب نوۀ امام حسن و نتیجۀ امام علی با ولید بن عبدالملک که خود خلیفه و نیز نوۀ مروان بود (زینب بنت حسن بن حسن)
دو- ازدواج نفیسه دیگر نوۀ امام حسن و نتیجۀ امام علی با ولید بن عبدالملکِ یادشده. یعنی این خلیفۀ اموی/مروانی با دو تن از نوههای امام حسن ازدواج کرده است (نفیسة بنت زید بن حسن)
با این وصف دختر ، نوه و نتیجۀ امام علی به عقدِ فرزند و نوههای مروان بن حکم درآمدهاند! تا شاید کمی از بغض ما نسبت به دشمن و دشمنها فروکش یابَد و در کنار دشمنیها پنجرههای روابط حسنه نیز گشوده بمانَد.
T.me/baznegari
یادداشتِ تعدیل دشمنی:
https://t.me/baznegari/345
.
.
(دنبالۀ یادداشتِ "تعدیل دشمنی")
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۲۱
در یادداشت نخست گفته شد که با فرض وجود دشمنی عمیق میان اهل بیت با خلفای ثلاثه و اموی و عباسی، با این وجود روابط حسنه نیز میان آنها وجود داشت و اینگونه نبود که برخلاف تصورِ ما از آنان، تمام پنجرههای دوستی میانشان بسته باشد بلکه نشانههای بارز دوستی در عین اختلاف و حتی دشمنی، در زندگیشان برقرار بود و گفته شد که اگر ما مدعی پیروی از ائمه هستیم باید در دشمنی با دشمنان، حد نگه داریم و به آنان تأسی کنیم. در اثبات سخن، فقط به یک موضوع از دهها موضوع پرداختم و آن پیوند ازدواج میان ائمۀ اهل بیت با طرف مقابل بود.
وصلت آل مروان با آل علی!!
اینک در همان راستا به ازدواج میان آل مروان با آل علی میپردازیم. فراموش نکنیم که مروان ،آنطور که برایمان گزارش کردهاند، یکی از سرسختترین دشمنان پیامبر، امام علی و اولاد علی است و نام مروان در اذهان ما شیعیان با دشمنی عمیق نسبت به اهل بیت گره خورده است. حال با همین فرض!، نگاه کنید به ازدواجها میان فرزندان مروان با فرزندان امام علی، تا از این رهگذر به زندگیِ توأم با دشمنی و دوستیِ آنان با یکدیگر (و نه پیله کردن بر صِرفِ دشمنی) پی ببرید. ضمناً توجه داشته باشید که این ازدواجها تماماً پس از حدوث آن دشمنیها انجام شده:
🔸دختر امام علی:
ازدواج رمله دختر امام علی با معاویه پسرِ مروان
🔸نوۀ امام علی:
ازدواج سکینه دختر امام حسین و نوۀ امام علی با اصبغ نوۀ مروان (اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان).
(گفتنی است اُمأبیها نوۀ برادرِ امام علی یعنی نوۀ جعفر طیّار با عبدالملک بن مروان که خلیفۀ اموی و پسرِ مروان است ازدواج کرد. اُمأبیها ابنة عبدالله بن جعفر بن أبی طالب)
🔸نتیجۀ امام علی:
یک- ازدواج زینب نوۀ امام حسن و نتیجۀ امام علی با ولید بن عبدالملک که خود خلیفه و نیز نوۀ مروان بود (زینب بنت حسن بن حسن)
دو- ازدواج نفیسه دیگر نوۀ امام حسن و نتیجۀ امام علی با ولید بن عبدالملکِ یادشده. یعنی این خلیفۀ اموی/مروانی با دو تن از نوههای امام حسن ازدواج کرده است (نفیسة بنت زید بن حسن)
با این وصف دختر ، نوه و نتیجۀ امام علی به عقدِ فرزند و نوههای مروان بن حکم درآمدهاند! تا شاید کمی از بغض ما نسبت به دشمن و دشمنها فروکش یابَد و در کنار دشمنیها پنجرههای روابط حسنه نیز گشوده بمانَد.
T.me/baznegari
یادداشتِ تعدیل دشمنی:
https://t.me/baznegari/345
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
ازدواج عجیب!
از یکسو همه میدانیم که شوهرِ زینب (دخت امام علی و فاطمۀ زهرا) پسر عمویش عبدالله بن جعفر بود. بنابراین زینب و عبدالله دختر عمو پسر عمو بودند.
از سوی دیگر امام علی هنگام شهادت، چند همسر داشت که از جمله لیلی بنت مسعود بود. پس لیلی زنبابایِ زینب و زنعمویِ عبدالله بود.
و اما ازدواج عجیب: عبدالله پس از شهادت امام علی، با لیلی ازدواج کرد و چهار سوژۀ زیر پدید آمد:
عبدالله بر سرِ زینب (دختر فاطمه و علی! و نوۀ رسولخدا!)، هوو!! آورد
عبدالله با زنعموی خود ازدواج کرد!
عبدالله با زنبابای همسرش (که در ردیف مادر زن است) ازدواج کرد!
زنبابای زینب، هووی او شد!
پیداست که زمانه عوض شده و عرف مذهبیها اخلاقیتر!؛ به طوری که امروزه آحاد مذهبی نه تنها تن به چنین ازدواجها و آن نتایج عجیبش نمیدهند بلکه وقتی این یادداشت را میخوانند و از آن ازدواج عجیب باخبر میشوند، ذهن و فکرشان به هم میریزد و آشفته میگردد، و سرانجام شروع به کلنجار با تصورات و ذهنیاتشان میکنند و...
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۲۶
t.me/baznegari
.
.
از یکسو همه میدانیم که شوهرِ زینب (دخت امام علی و فاطمۀ زهرا) پسر عمویش عبدالله بن جعفر بود. بنابراین زینب و عبدالله دختر عمو پسر عمو بودند.
از سوی دیگر امام علی هنگام شهادت، چند همسر داشت که از جمله لیلی بنت مسعود بود. پس لیلی زنبابایِ زینب و زنعمویِ عبدالله بود.
و اما ازدواج عجیب: عبدالله پس از شهادت امام علی، با لیلی ازدواج کرد و چهار سوژۀ زیر پدید آمد:
عبدالله بر سرِ زینب (دختر فاطمه و علی! و نوۀ رسولخدا!)، هوو!! آورد
عبدالله با زنعموی خود ازدواج کرد!
عبدالله با زنبابای همسرش (که در ردیف مادر زن است) ازدواج کرد!
زنبابای زینب، هووی او شد!
پیداست که زمانه عوض شده و عرف مذهبیها اخلاقیتر!؛ به طوری که امروزه آحاد مذهبی نه تنها تن به چنین ازدواجها و آن نتایج عجیبش نمیدهند بلکه وقتی این یادداشت را میخوانند و از آن ازدواج عجیب باخبر میشوند، ذهن و فکرشان به هم میریزد و آشفته میگردد، و سرانجام شروع به کلنجار با تصورات و ذهنیاتشان میکنند و...
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۰/۲۶
t.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
بسیاری از زنان اردنی با حجاب اسلامی در ورزشگاههای امارات حاضر شدند.
چرا با شنیدنِ این خبر در کشورهای دیگر شاد و خوشحال شده ولی از وقوع آن در کشور خودمان ایران نگران و بیتاب میگردیم!؟
@baznegari
چرا با شنیدنِ این خبر در کشورهای دیگر شاد و خوشحال شده ولی از وقوع آن در کشور خودمان ایران نگران و بیتاب میگردیم!؟
@baznegari
تعطیلی حکم خدا؛ اصرار بر ابدیّتِ حکم حدیث!
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۰۴
@baznegari
حکم صریح خدا به ارتش اسلام
به آیۀ ۶۰ سوره انفال در قرآن که حاوی حکم صریح خدا به ارتش اسلام است دقت کنید!؛ خدا در این ابلاغیه به پیامبر گرامی و پیروانش دستور میدهد که ارتش مسلمین را به اسبهای ورزیده تجهیز کنند (واحدِ "سوارهنظام") تا دشمن بترسد (و فکرهای خام به سرش نزند): وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم ...
امروزه ارتش کشورهای اسلامی، حتی آنانی که (همانند کشور ما) حکومتشان نیز اسلامی است مجهّز به واحد ابلاغی قرآن و خدا نیست و با خیالی آسوده از حکم پروردگار عالَم شانه خالی میکنند.و جالب اینکه هیچ یک از رهبران دینی و فقها نسبت به این سرپیچیِ آشکار، اعتراض نمیکنند و فریادِ وااسلاما شنیده نمیشود. چرا کشورهای اسلامی چرا حکومتهای اسلامی چرا فقها و رهبران دینی در برابرِ این تعطیلی حکم خدا سکوت اختیار کرده و واکنشی نشان نمیدهند چرا احساس گناه به آنها دست نمیدهد چرا این نادیدهانگاری را عصیان در برابر خدا و قرآن نمیدانند و چرا برخلاف رهنمود قرآن، سراغ دیگر تجهیزات نظامی میروند؟ چون میدانند آن حکمِ قرآن، مربوط به واقعیات و سطح پیشرفت آن روزگار است و ابزار و تجهیزات نظامی در زمان حاضر بسیار متحولتر و فراتر از تجهیز به اسبِ چنین و چنان است و طبیعی است که اینک اگر ارتشهای اسلامی به دستورِ مصرّح قرآن عمل کنند، شادمانی دشمنانشان را به دنبال داشته و هنگام جنگ به طرفةالعینی سپاه اسلام را نابود میکنند.
و اینچنین همه و همه با طیب خاطر به تعطیلی حکم خدا! رضایت میدهند و "راهِ تجهیز ارتش" را نه دستور قرآن بلکه واقعیتهای زمانه میدانند.
حکم روایی (و غیر قرآنی) در سنگسارِ زانی
مطابق روایات، راهِ اعدام خطاکاران جنسی عبارت از "سنگسار" است. امروز با اینکه زمانه عوض شده و تحولاتی شگرف در شیوۀ تربیت و راههای مجازات و حتی چگونگی و راهِ اعدام به وجود آمده اما در حوزههای علوم دینی همچنان رجم و سنگسار را تدریس و تبلیغ میکنند و آن را حکم خدا برای همۀ زمانها و مکانها میدانند و در برابر تغییر آن و بهروزرسانیاش مقاومت سنگین نشان میدهند و راه ابدی در مقابله با گناه یادشده را فقط اعدام و راهِ اعدام را فقط سنگسار میدانند. در واقع همانها که به راحتی آبِ خوردن، راهِ ابلاغی پروردگار در تجهیز ارتش را به بایگانی فرستادند اما راهِ فرستادۀ پروردگار در چگونگی اعدام را دودستی گرفته و به آن به عنوان میراث لایتغیّر چسبیده و به هیچ وجه حاضر نیستند این را نیز همچو فرمان خودِ خدا بهروزرسانی کنند.
واینچنین همه و همۀ مدارس فقهی، تعطیلناپذیریِ حکم فرستادۀ خدا در "راهِ اعدام زانیِ محصن" را پاسداری میکنند.
مقایسۀ راه تجهیز و راه اعدام و میزان وفاداری مسلمین به آنها در قرآن و سنت
خوانندۀ گرامی توجه دارد که موضوعمان در بندِ نخست، اصل و اساس دفاع نبود بلکه عیناً "راه دفاع" و نوعِ ابزار تجهیز بود که مورد توجه و تصریح قرآن/خدا قرار گرفت ولی مسلمین در ادوارِ پس از اسلام، از "عین متن قرآن" صرفنظر کرده و آن راه و شیوه و ابزار را بهروز کردند. نیز توجه دارید که در بندِ دوم نیز با اینکه موضوعمان اصل و اساس کیفر و حتی اعدام نبود بلکه عیناً "راهِ اعدام" و شیوۀ نابودی بود که مورد توجه روایات قرار داشت ولی فقهای مسلمین در ادوار پس از اسلام تا اکنون، از "عین متن روایت" صرفنظر نکرده و آن راه و شیوه و روش را بهروز نمیکنند.
این بررسی آیا نشان نمیدهد دلبستگیها به روایات بیش از دلبستگی و وفاداری به قرآن و پروردگار است؟ کنار گذاشتنِ تجهیز ارتش به نیروی اسب، به هیچ روی مخالفت و عصیان و سرکشی در برابر پروردگار به حساب نمیآید زیرا آن دستور مربوط به واقعیات عصر نزول قرآن بوده و ابزار و تجهیزات کنونیِ ارتشها مربوط به واقعیات عصر کنونی است که خواستِ خدا در این عصر نیز دقیقاً همین است و به همین ترتیب دستور روایات (با فرض صحتِ صدور) در چگونگی اعدام زانی از طریق سنگسار نیز مربوط به واقعیات و سطح فرهنگی آن روزگار بوده و در این عصر، راههایی مطابق با واقعیات و سطح این روزگار را میطلبد و این راههای جدید و عصری، مرضیِ صاحب روایات نیز میباشد.
گفتنی است مطابق تحقیقی که در کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام آوردم نه تنها سنگسارِ زانی بلکه حتی اصلِ اعدام وی (به هر شیوهای) اسلامی نبوده و بلکه اسلام در هنگام ظهور، این حکم موجود در مکاتب قبلِ از خود را در آیات قرآن مورد نسخ قرار داد. توضیحات فنی در بارۀ روایات رجم که یا ساختگیاند و یا معادل سنگسار نیستند را نیز در آن کتاب آوردهام که باید مراجعه کرد.
فایل کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.me/baznegari/6
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۰۴
@baznegari
حکم صریح خدا به ارتش اسلام
به آیۀ ۶۰ سوره انفال در قرآن که حاوی حکم صریح خدا به ارتش اسلام است دقت کنید!؛ خدا در این ابلاغیه به پیامبر گرامی و پیروانش دستور میدهد که ارتش مسلمین را به اسبهای ورزیده تجهیز کنند (واحدِ "سوارهنظام") تا دشمن بترسد (و فکرهای خام به سرش نزند): وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم ...
امروزه ارتش کشورهای اسلامی، حتی آنانی که (همانند کشور ما) حکومتشان نیز اسلامی است مجهّز به واحد ابلاغی قرآن و خدا نیست و با خیالی آسوده از حکم پروردگار عالَم شانه خالی میکنند.و جالب اینکه هیچ یک از رهبران دینی و فقها نسبت به این سرپیچیِ آشکار، اعتراض نمیکنند و فریادِ وااسلاما شنیده نمیشود. چرا کشورهای اسلامی چرا حکومتهای اسلامی چرا فقها و رهبران دینی در برابرِ این تعطیلی حکم خدا سکوت اختیار کرده و واکنشی نشان نمیدهند چرا احساس گناه به آنها دست نمیدهد چرا این نادیدهانگاری را عصیان در برابر خدا و قرآن نمیدانند و چرا برخلاف رهنمود قرآن، سراغ دیگر تجهیزات نظامی میروند؟ چون میدانند آن حکمِ قرآن، مربوط به واقعیات و سطح پیشرفت آن روزگار است و ابزار و تجهیزات نظامی در زمان حاضر بسیار متحولتر و فراتر از تجهیز به اسبِ چنین و چنان است و طبیعی است که اینک اگر ارتشهای اسلامی به دستورِ مصرّح قرآن عمل کنند، شادمانی دشمنانشان را به دنبال داشته و هنگام جنگ به طرفةالعینی سپاه اسلام را نابود میکنند.
و اینچنین همه و همه با طیب خاطر به تعطیلی حکم خدا! رضایت میدهند و "راهِ تجهیز ارتش" را نه دستور قرآن بلکه واقعیتهای زمانه میدانند.
حکم روایی (و غیر قرآنی) در سنگسارِ زانی
مطابق روایات، راهِ اعدام خطاکاران جنسی عبارت از "سنگسار" است. امروز با اینکه زمانه عوض شده و تحولاتی شگرف در شیوۀ تربیت و راههای مجازات و حتی چگونگی و راهِ اعدام به وجود آمده اما در حوزههای علوم دینی همچنان رجم و سنگسار را تدریس و تبلیغ میکنند و آن را حکم خدا برای همۀ زمانها و مکانها میدانند و در برابر تغییر آن و بهروزرسانیاش مقاومت سنگین نشان میدهند و راه ابدی در مقابله با گناه یادشده را فقط اعدام و راهِ اعدام را فقط سنگسار میدانند. در واقع همانها که به راحتی آبِ خوردن، راهِ ابلاغی پروردگار در تجهیز ارتش را به بایگانی فرستادند اما راهِ فرستادۀ پروردگار در چگونگی اعدام را دودستی گرفته و به آن به عنوان میراث لایتغیّر چسبیده و به هیچ وجه حاضر نیستند این را نیز همچو فرمان خودِ خدا بهروزرسانی کنند.
واینچنین همه و همۀ مدارس فقهی، تعطیلناپذیریِ حکم فرستادۀ خدا در "راهِ اعدام زانیِ محصن" را پاسداری میکنند.
مقایسۀ راه تجهیز و راه اعدام و میزان وفاداری مسلمین به آنها در قرآن و سنت
خوانندۀ گرامی توجه دارد که موضوعمان در بندِ نخست، اصل و اساس دفاع نبود بلکه عیناً "راه دفاع" و نوعِ ابزار تجهیز بود که مورد توجه و تصریح قرآن/خدا قرار گرفت ولی مسلمین در ادوارِ پس از اسلام، از "عین متن قرآن" صرفنظر کرده و آن راه و شیوه و ابزار را بهروز کردند. نیز توجه دارید که در بندِ دوم نیز با اینکه موضوعمان اصل و اساس کیفر و حتی اعدام نبود بلکه عیناً "راهِ اعدام" و شیوۀ نابودی بود که مورد توجه روایات قرار داشت ولی فقهای مسلمین در ادوار پس از اسلام تا اکنون، از "عین متن روایت" صرفنظر نکرده و آن راه و شیوه و روش را بهروز نمیکنند.
این بررسی آیا نشان نمیدهد دلبستگیها به روایات بیش از دلبستگی و وفاداری به قرآن و پروردگار است؟ کنار گذاشتنِ تجهیز ارتش به نیروی اسب، به هیچ روی مخالفت و عصیان و سرکشی در برابر پروردگار به حساب نمیآید زیرا آن دستور مربوط به واقعیات عصر نزول قرآن بوده و ابزار و تجهیزات کنونیِ ارتشها مربوط به واقعیات عصر کنونی است که خواستِ خدا در این عصر نیز دقیقاً همین است و به همین ترتیب دستور روایات (با فرض صحتِ صدور) در چگونگی اعدام زانی از طریق سنگسار نیز مربوط به واقعیات و سطح فرهنگی آن روزگار بوده و در این عصر، راههایی مطابق با واقعیات و سطح این روزگار را میطلبد و این راههای جدید و عصری، مرضیِ صاحب روایات نیز میباشد.
گفتنی است مطابق تحقیقی که در کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام آوردم نه تنها سنگسارِ زانی بلکه حتی اصلِ اعدام وی (به هر شیوهای) اسلامی نبوده و بلکه اسلام در هنگام ظهور، این حکم موجود در مکاتب قبلِ از خود را در آیات قرآن مورد نسخ قرار داد. توضیحات فنی در بارۀ روایات رجم که یا ساختگیاند و یا معادل سنگسار نیستند را نیز در آن کتاب آوردهام که باید مراجعه کرد.
فایل کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام:
t.me/baznegari/6
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
خانههای کماستتار و تکلیفِ رعایت حجاب در آنها
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۰۶
T.me/baznegari
هنگام شرح آیۀ ۶۰ سوره نور (القواعد من النساء اللاتی ...) در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، سه فرض و احتمال را از درون روایات استخراج و حول هر یک به صورت مبسوط توضیح دادم که باید با دقت مطالعه شود و نکات فنیِ آن مورد توجه قرآنپژوهان قرار گیرد (۱- شرح اصلی- معافیت زنان یائسه و سالخورده از پوشش ۲- شرح فرعی- معافیت زنان حاضر در خانه از پوشش ۳- شرح کنایی برای وضع ثیاب)
فرض دوم از این سه فرض، از سوی ایتام آل محمد، از شدت غبار یتیمی و سرگشتگی، مورد تحریف و کم و زیاد شدن قرار گرفته و سپس بر اساس همان کم و زیاد شدنها و تحریفاتی که خود در متن کتاب اِعمال کردند مورد داستانسرایی و داوری و هتاکیِ یتیمانه قرار گرفته است.
ابتدا بخشی از شرح کتاب را ملاحظه کنید:
... جهت دستیابی به ترجمهای برای شرح کنونی همچنین باید دانست که واژۀ "القواعد" جمع یکی از این دو کلمۀ مفرد است: الف- کلمۀ "قاعد" به معنای زن یائسه که دوران حیض و بچّهآوریاش به پایان رسیده و پیشتر در شرح اصلی مورد استناد قرار گرفت. ب- کلمۀ "قاعدة" به معنای "زنِ نشسته" که این معنا اینک مورد استفاده قرار میگیرد. نیز از آنجا که فعل نشستن در خانه رخ میدهد بنابراین القواعد من النساء، اشاره به هنگام حضور و قرار گرفتن زنان در خانه دارد (و نه بیرون از خانه و نه صرفاً زنان یائسه و کهنسال). بر این اساس، آیه درصدد است تا وظیفۀ زنانِ "حاضر در خانه" را از حیث حجاب و پوشش بیان کند. گویا ابنعباس نیز به همین معنای ساده اشاره دارد: «عن ابنعباس فی قوله و القواعد من النساء قال هی المرأة لا جناح علیها انتجلس فی بیتها بدرع و خمار و تضع عنها الجلباب ما لمتتبرج لما یکره الله و هو قوله فلیس علیهن جناح انیضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة». شاید علت صدور حکم در بارۀ پوشش زنانِ حاضر در خانه، به این واقعیّت برمیگشت که خانههای آن دوران از استتار کافی برخوردار نبودند و در نتیجه به خوبی نمیتوانست حاضران در آن را بپوشاند. برای دستیابی به ترجمهای جدید همچنین میبایست تبرّج را به معنای: "خود را از درون خانه و پنجره به دیگران نشان دادن" بگیریم که در شرح آیۀ تبرّج و تطهیر به آن پرداختم. با توجه به این مطالب ترجمۀ آیه چنین است: «بر گردن زنان، وقتی در خانه حضور دارند و در سر سودای هیچ نکاح و اختلاطی نمیپرورانند، گناهی نیست که جامههاشان را [برای راحت بودن] از تن درآورند اما [در این وضعیت] نباید با رفتن جلوی پنجره و دروازهی [بی حفاظِ] خانه، [اندام آشکار] خود را بنمایانند. با اینحال اگر از درآوردن لباس [در آن خانههای بیدرب و حفاظ] خودداری کنند برایشان بهتر است و خدا [بر پرسش مفروض شما در بارۀ حکم حجاب در داخل خانه] شنوا و [در عین حال بر شیطنت و سوءاستفاده از این رخصت] آگاه است». ترجمۀ کنونی در صدد است تا بگوید زنان میتوانند درون خانهشان ،ولو که فاقد درب و استتار کافی باشد، جامه از تن درآورند ولی نباید پس از کندن البسه شروع به ایستادن در مقابل باب و پنجره (و در نتیجه نمایاندن زیباییهای اندام) کنند. این ترجمه تا حدودی یادآور ترجمهای از آیۀ تبرّج و تطهیر است که میگفت: « در خانههای خود قرار و آرام بگیرید و چون دوران جاهلیت پیشین از پنجرهها و بامها و دیوارها خودنمایی مکنید» (و قرن فی بیوتکنّ و لاتبرّجن تبرّج الجاهلیة الاولی).
[حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ ۶۱۲ و ۶۱۳).
و اما تحریف
برخیشان به جای دقت در متن و آموختن، آن را چنین تحریف کردند و سپس با صدور حکم جای خالی داعش را پر کردند:
«زنان در خانه میتوانند درمقابل غریبه و آشنا صددرصد برهنه ظاهر شوند زیرا منظور از «القواعد من النساء» در آیه ۶۰ سوره نور....معنای کاملا برهنه بودن در خانه، حتی در مقابل نامحرمان است ...»:
t.me/Jonbeshe_Edaaame_Enghelabi/10
«حجاب واجب نیست بی حجابی حلال است و زن متاهل در خانه ی خود میتواند در مقابل نامحرم لخت بگردد»:
t.me/Jonbeshe_Edaaame_Enghelabi/18
لحن توأم با طعن و کنایۀ یکی دیگر: «این محقق عالیقدر! در آن کتاب فقیهانه! حجاب شرعی در عصر پیامبر ... در صفحه ۶۱۱ الی ۶۱۳ این کتاب بی نظیر!، در تفسیر "القواعد من النسا" افاضه می فرمایند: "زنان در خانه می توانند در مقابل غریبه و آشنا صد در صد برهنه!!!! شوند زیرا منظور از "القواعد من النسا" در آیه ۶۰ سوره نور که می فرماید: القواعد من النسا .... نه زنان یائسه و سالخورده، بلکه به "احتمال زیاد" زنانی است که در خانه هستند و برهنه بودن را ناپسند نمی دانند؛ و منظور از کنار گذاشتن پوشش، نه برداشتن حجاب شرعی، بلکه به معنی کاملا برهنه بودن در خانه، حتی در مقابل نامحرمان است"!!!!».
خوانندۀ گرامی، موارد تحریفی و افزوده شده را شناسایی و با اصل عبارت مقایسه کند
https://t.me/baznegari/358
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۰۶
T.me/baznegari
هنگام شرح آیۀ ۶۰ سوره نور (القواعد من النساء اللاتی ...) در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر، سه فرض و احتمال را از درون روایات استخراج و حول هر یک به صورت مبسوط توضیح دادم که باید با دقت مطالعه شود و نکات فنیِ آن مورد توجه قرآنپژوهان قرار گیرد (۱- شرح اصلی- معافیت زنان یائسه و سالخورده از پوشش ۲- شرح فرعی- معافیت زنان حاضر در خانه از پوشش ۳- شرح کنایی برای وضع ثیاب)
فرض دوم از این سه فرض، از سوی ایتام آل محمد، از شدت غبار یتیمی و سرگشتگی، مورد تحریف و کم و زیاد شدن قرار گرفته و سپس بر اساس همان کم و زیاد شدنها و تحریفاتی که خود در متن کتاب اِعمال کردند مورد داستانسرایی و داوری و هتاکیِ یتیمانه قرار گرفته است.
ابتدا بخشی از شرح کتاب را ملاحظه کنید:
... جهت دستیابی به ترجمهای برای شرح کنونی همچنین باید دانست که واژۀ "القواعد" جمع یکی از این دو کلمۀ مفرد است: الف- کلمۀ "قاعد" به معنای زن یائسه که دوران حیض و بچّهآوریاش به پایان رسیده و پیشتر در شرح اصلی مورد استناد قرار گرفت. ب- کلمۀ "قاعدة" به معنای "زنِ نشسته" که این معنا اینک مورد استفاده قرار میگیرد. نیز از آنجا که فعل نشستن در خانه رخ میدهد بنابراین القواعد من النساء، اشاره به هنگام حضور و قرار گرفتن زنان در خانه دارد (و نه بیرون از خانه و نه صرفاً زنان یائسه و کهنسال). بر این اساس، آیه درصدد است تا وظیفۀ زنانِ "حاضر در خانه" را از حیث حجاب و پوشش بیان کند. گویا ابنعباس نیز به همین معنای ساده اشاره دارد: «عن ابنعباس فی قوله و القواعد من النساء قال هی المرأة لا جناح علیها انتجلس فی بیتها بدرع و خمار و تضع عنها الجلباب ما لمتتبرج لما یکره الله و هو قوله فلیس علیهن جناح انیضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة». شاید علت صدور حکم در بارۀ پوشش زنانِ حاضر در خانه، به این واقعیّت برمیگشت که خانههای آن دوران از استتار کافی برخوردار نبودند و در نتیجه به خوبی نمیتوانست حاضران در آن را بپوشاند. برای دستیابی به ترجمهای جدید همچنین میبایست تبرّج را به معنای: "خود را از درون خانه و پنجره به دیگران نشان دادن" بگیریم که در شرح آیۀ تبرّج و تطهیر به آن پرداختم. با توجه به این مطالب ترجمۀ آیه چنین است: «بر گردن زنان، وقتی در خانه حضور دارند و در سر سودای هیچ نکاح و اختلاطی نمیپرورانند، گناهی نیست که جامههاشان را [برای راحت بودن] از تن درآورند اما [در این وضعیت] نباید با رفتن جلوی پنجره و دروازهی [بی حفاظِ] خانه، [اندام آشکار] خود را بنمایانند. با اینحال اگر از درآوردن لباس [در آن خانههای بیدرب و حفاظ] خودداری کنند برایشان بهتر است و خدا [بر پرسش مفروض شما در بارۀ حکم حجاب در داخل خانه] شنوا و [در عین حال بر شیطنت و سوءاستفاده از این رخصت] آگاه است». ترجمۀ کنونی در صدد است تا بگوید زنان میتوانند درون خانهشان ،ولو که فاقد درب و استتار کافی باشد، جامه از تن درآورند ولی نباید پس از کندن البسه شروع به ایستادن در مقابل باب و پنجره (و در نتیجه نمایاندن زیباییهای اندام) کنند. این ترجمه تا حدودی یادآور ترجمهای از آیۀ تبرّج و تطهیر است که میگفت: « در خانههای خود قرار و آرام بگیرید و چون دوران جاهلیت پیشین از پنجرهها و بامها و دیوارها خودنمایی مکنید» (و قرن فی بیوتکنّ و لاتبرّجن تبرّج الجاهلیة الاولی).
[حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ ۶۱۲ و ۶۱۳).
و اما تحریف
برخیشان به جای دقت در متن و آموختن، آن را چنین تحریف کردند و سپس با صدور حکم جای خالی داعش را پر کردند:
«زنان در خانه میتوانند درمقابل غریبه و آشنا صددرصد برهنه ظاهر شوند زیرا منظور از «القواعد من النساء» در آیه ۶۰ سوره نور....معنای کاملا برهنه بودن در خانه، حتی در مقابل نامحرمان است ...»:
t.me/Jonbeshe_Edaaame_Enghelabi/10
«حجاب واجب نیست بی حجابی حلال است و زن متاهل در خانه ی خود میتواند در مقابل نامحرم لخت بگردد»:
t.me/Jonbeshe_Edaaame_Enghelabi/18
لحن توأم با طعن و کنایۀ یکی دیگر: «این محقق عالیقدر! در آن کتاب فقیهانه! حجاب شرعی در عصر پیامبر ... در صفحه ۶۱۱ الی ۶۱۳ این کتاب بی نظیر!، در تفسیر "القواعد من النسا" افاضه می فرمایند: "زنان در خانه می توانند در مقابل غریبه و آشنا صد در صد برهنه!!!! شوند زیرا منظور از "القواعد من النسا" در آیه ۶۰ سوره نور که می فرماید: القواعد من النسا .... نه زنان یائسه و سالخورده، بلکه به "احتمال زیاد" زنانی است که در خانه هستند و برهنه بودن را ناپسند نمی دانند؛ و منظور از کنار گذاشتن پوشش، نه برداشتن حجاب شرعی، بلکه به معنی کاملا برهنه بودن در خانه، حتی در مقابل نامحرمان است"!!!!».
خوانندۀ گرامی، موارد تحریفی و افزوده شده را شناسایی و با اصل عبارت مقایسه کند
https://t.me/baznegari/358
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
المرجع الدینی السید کمال الحیدری: الحجاب کان حکما شرعیا فی کل زمان ومکان؟ أو حکم شرعی مرتبط بزمان خاص؟ أو لمیکن حکما شرعیا بل کان امراً عرفیا و اجتماعیا
alhaydari.com/ar/2018/04/65522
@baznegari
alhaydari.com/ar/2018/04/65522
@baznegari
سه دیدگاه پیرامون شرعیّتِ روسری
در کلام مرجع دینی سیّدکمال حیدری
برگرفته از:
-درس خارج فقهِ زن (جلسه ٩٨)– تلاشی برای ارائۀ نگاهی جدید
-درس خارج فقهِ زن جلسه ٩٩
https://t.me/baznegari/360
مرجع سیدکمال حیدری: 《... من یک نظام فکری دارم و شما یک نظام فکری دیگر؛ به همین خاطر:
-گاه گفته میشود حجاب، حکمی شرعی است برای همۀ زمانها و مکانها. اگر چنین برداشتی دارید به نظرتان عمل کنید ولی ما را مجبور به پذیرفتن این نظر نکنید و میبینید که چه اصراری در تحمیل این نظر هست
-و گاه گفته میشود حجاب، حکمی شرعی ولی مختص به زمان خاصی است یعنی قید زمانی و مکانی بودن در موضوع حجاب اخذ شده و با نبود قید، حکم هم منتفی میشود این به این معنی نیست که حجاب مسئلهای موقت بوده بلکه موضوع آن حکم زمانمند و مکانمند بوده [و مثلا الان دیگر آن موضوع از بین رفته]
-و گاه گفته میشود حجاب اساساً حکم شرعی نبوده بلکه امری عرفی و اجتماعی بوده.
[حالا ] در مورد حجاب چه فتوایی میدهید؟ سه نظر هست:
-اولی حکمی شرعی که از نظر زمان و احوال و افراد مطلق است [یعنی همیشه یک شکل و شیوه واحد و ثابت دارد ]
-در نظر دوم اطلاق زمانی هست یا نیست [یعنی آیا در هر زمانی حجاب به آن شکل اولیه واجب است یا نه ]؟ اطلاق نیست.
-از نظر سوم هم که اساساً حجاب، حکم شرعی نیست و این نظر صاحب كتاب حجاب شرعی در عصر بيامبر امیر ترکاشوند است. کتاب او حدود هزار صفحه است. در جلد دوم کتاب صفحه ٩٨٤ میگوید: "که طی آن ثابت گرديد پوشاندن سر را میبایست به دلايل زير حمل بر رسم و اعتبار اجتماعی كرد و نه حمل بر حجاب شرعی". من اینجا درصدد تأیید یا رد این نظر نیستم فقط دارم نظرها را نقل میکنم. حالا نروند پخش کنند که سید حجاب را واجب نمیداند.
نیایید بگویید که حجاب از مسلمات سیرۀ متشرعه است [یعنی مسلمانان قرون ابتدایی همه حجاب داشتهاند پس حتما این حکم قطعی اسلام بوده ]. ما نظر علامه شمسالدین را دربارۀ ارزش داشتن یا نداشتن سیره متشرعه گفتیم. آن سیره تابع فتاوای فقها [و اجتهادات و نظرات آنان ] بوده.
اینجا به اصل و قاعدۀ پنجم میرسیم و آن این است که در هنگام بحث از فقه زن باید توجه کنیم آنچه از اقوال و افعال و تقریرات پیامبر صادر شده آیا
-از احکام شرعی مطلق برای هر زمان و مکان و حالی بوده
-یا از احکام شرعیِ مقید به زمان و مکان بوده
-یا اساسا حکم شرعی نبوده
والحمد لله رب العالمین (درس خارج فقه زن جلسه ۹۸)
[ادامه سخن آن مرجع در جلسه بعدی:]
... عزیزان میتوانند به عوامل تغلیظ حجاب رجوع کنند نویسنده ١٨ علت تغلیظ حجاب را در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر ذکر میکند که عنوان لطیفی هم هست.
كتاب حجاب شرعی در عصر پيامبر امير تركاشوند، عنوان: "علل تغليظ آراء" [یعنی] چطور مسئلهای که خیلی در آن تسامح بود روز به روز سختگیرانهتر شد؟ همانطور که برایتان مثال زدم. میگوید من ١٨ علت را استقراء کردم. از صفحۀ ٨٥٢ شروع میکند تا آخر کتاب، ١٨ علت را با شواهد و ادلهاش ذکر میکند. من فقط عناوینش را ذکر میکنم: ...... (درس خارج فقه زن جلسه ٩٩)》
🔸ترجمه توسط یکی از خوانندگان کانال بازنگری
متن اصلی:
https://t.me/baznegari/294
و
https://t.me/baznegari/298
فایل صوتی:
https://telegram.me/alhaydarii/2426
دانلود کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر "اینجا"
عکس پایین؛
مرجع دینی در حال معرفی کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به طلاب علوم دینی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۱/۰۸
https://t.me/baznegari/361
.
در کلام مرجع دینی سیّدکمال حیدری
برگرفته از:
-درس خارج فقهِ زن (جلسه ٩٨)– تلاشی برای ارائۀ نگاهی جدید
-درس خارج فقهِ زن جلسه ٩٩
https://t.me/baznegari/360
مرجع سیدکمال حیدری: 《... من یک نظام فکری دارم و شما یک نظام فکری دیگر؛ به همین خاطر:
-گاه گفته میشود حجاب، حکمی شرعی است برای همۀ زمانها و مکانها. اگر چنین برداشتی دارید به نظرتان عمل کنید ولی ما را مجبور به پذیرفتن این نظر نکنید و میبینید که چه اصراری در تحمیل این نظر هست
-و گاه گفته میشود حجاب، حکمی شرعی ولی مختص به زمان خاصی است یعنی قید زمانی و مکانی بودن در موضوع حجاب اخذ شده و با نبود قید، حکم هم منتفی میشود این به این معنی نیست که حجاب مسئلهای موقت بوده بلکه موضوع آن حکم زمانمند و مکانمند بوده [و مثلا الان دیگر آن موضوع از بین رفته]
-و گاه گفته میشود حجاب اساساً حکم شرعی نبوده بلکه امری عرفی و اجتماعی بوده.
[حالا ] در مورد حجاب چه فتوایی میدهید؟ سه نظر هست:
-اولی حکمی شرعی که از نظر زمان و احوال و افراد مطلق است [یعنی همیشه یک شکل و شیوه واحد و ثابت دارد ]
-در نظر دوم اطلاق زمانی هست یا نیست [یعنی آیا در هر زمانی حجاب به آن شکل اولیه واجب است یا نه ]؟ اطلاق نیست.
-از نظر سوم هم که اساساً حجاب، حکم شرعی نیست و این نظر صاحب كتاب حجاب شرعی در عصر بيامبر امیر ترکاشوند است. کتاب او حدود هزار صفحه است. در جلد دوم کتاب صفحه ٩٨٤ میگوید: "که طی آن ثابت گرديد پوشاندن سر را میبایست به دلايل زير حمل بر رسم و اعتبار اجتماعی كرد و نه حمل بر حجاب شرعی". من اینجا درصدد تأیید یا رد این نظر نیستم فقط دارم نظرها را نقل میکنم. حالا نروند پخش کنند که سید حجاب را واجب نمیداند.
نیایید بگویید که حجاب از مسلمات سیرۀ متشرعه است [یعنی مسلمانان قرون ابتدایی همه حجاب داشتهاند پس حتما این حکم قطعی اسلام بوده ]. ما نظر علامه شمسالدین را دربارۀ ارزش داشتن یا نداشتن سیره متشرعه گفتیم. آن سیره تابع فتاوای فقها [و اجتهادات و نظرات آنان ] بوده.
اینجا به اصل و قاعدۀ پنجم میرسیم و آن این است که در هنگام بحث از فقه زن باید توجه کنیم آنچه از اقوال و افعال و تقریرات پیامبر صادر شده آیا
-از احکام شرعی مطلق برای هر زمان و مکان و حالی بوده
-یا از احکام شرعیِ مقید به زمان و مکان بوده
-یا اساسا حکم شرعی نبوده
والحمد لله رب العالمین (درس خارج فقه زن جلسه ۹۸)
[ادامه سخن آن مرجع در جلسه بعدی:]
... عزیزان میتوانند به عوامل تغلیظ حجاب رجوع کنند نویسنده ١٨ علت تغلیظ حجاب را در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر ذکر میکند که عنوان لطیفی هم هست.
كتاب حجاب شرعی در عصر پيامبر امير تركاشوند، عنوان: "علل تغليظ آراء" [یعنی] چطور مسئلهای که خیلی در آن تسامح بود روز به روز سختگیرانهتر شد؟ همانطور که برایتان مثال زدم. میگوید من ١٨ علت را استقراء کردم. از صفحۀ ٨٥٢ شروع میکند تا آخر کتاب، ١٨ علت را با شواهد و ادلهاش ذکر میکند. من فقط عناوینش را ذکر میکنم: ...... (درس خارج فقه زن جلسه ٩٩)》
🔸ترجمه توسط یکی از خوانندگان کانال بازنگری
متن اصلی:
https://t.me/baznegari/294
و
https://t.me/baznegari/298
فایل صوتی:
https://telegram.me/alhaydarii/2426
دانلود کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر "اینجا"
عکس پایین؛
مرجع دینی در حال معرفی کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به طلاب علوم دینی
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۱/۰۸
https://t.me/baznegari/361
.
Telegram
کانال بازنگری
المرجع الدینی السید کمال الحیدری: الحجاب کان حکما شرعیا فی کل زمان ومکان؟ أو حکم شرعی مرتبط بزمان خاص؟ أو لمیکن حکما شرعیا بل کان امراً عرفیا و اجتماعیا
alhaydari.com/ar/2018/04/65522
@baznegari
alhaydari.com/ar/2018/04/65522
@baznegari
به زودی یادداشتی با عنوانِ "بیحجابیِ اجباری در صدر اسلام" منتشر خواهم کرد. خوانندگان و به ویژه طلاب و محققان دینی در بارهاش فکر کنند. @baznegari
منتشر شد "اینجا"
منتشر شد "اینجا"
کدامیک باورکردنیتر است؟
(فاطمه! رو در رو گریبانِ مردی بینا را گرفت و کشید یا دورا دور از فردی نابینا در پرده شد؟)
@baznegari
یک- رو در رو گریبانِ عُمَر را کشیدن:
هنگامی که علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند، فاطمه (س) یقۀ عُمَر را گرفت و او را به سمت خود جلو کشید و نهیب زد: ای پسر خطاب! اگر از رسیدنِ بلا به بیگناهان ناراحت نمیشدم ، میفهمیدی که خدا را به سوگند میگرفتم و او نیز (نفرینم را) سریعاً اجابت میکرد.
عن أبیجعفر و أبیعبدالله (ع) قالا إنّ فاطمة (ع) لمّا أَنْ کان مِن أَمرهم ما کان أَخدت بِتَلابيب عُمرَ فجذَبتْه إِلیها ثمّ قالت أَما والله یا ابن الخطّاب لولا أَنّی أَكره أَنيُصيب البلاء مَن لا ذنبَ له لَعلمتَ أَنّی سَأُقسمُ علی الله ثمّ أَجدهُ سریع الإِجابَة (کافی کلینی ح ۱۲۴۰).
دو- دورا دور از عبدالله ابن اُمّ مکتومِ نابینا در پرده شدن:
نابینایی [گویا ابناُمّمکتوم] از فاطمه اذن دخول خواست پس فاطمه خود را از او در پرده بُرد. پیامبر به فاطمه گفت: این فرد که نابینا است چرا خود را از او محجوب میکنی؟ فاطمه پاسخ داد: ای رسولخدا! اگر او مرا نمیبیند من که او را میبینم و [تازه] او بو را احساس میکند. رسولخدا گفت: گواهی میدهم که تو پارۀ تنِ من هستی.
عن جعفربنمحمد أنه قال: استأذن أعمی علی فاطمة فحجبته. فقال لها النبی: لم تحجبینه و هو لایراک؟ قالت: یا رسولالله: إن لمیکن یرانی فإنی أراه و هو یشم الریح. فقال رسولالله: أشهد أنک بضعة منی (دعائم الاسلام ج ۲ ص ۲۱۴ ح ۷۹۲).
کدام را برای سنجش حداقل الگوی فاطمیِ حجاب باور کنیم: روا بودنِ رخ به رخ شدن و گریبان گرفتن و به جلو کشیدن و رو در رو نهیب زدن؛ یا حاضر نبودن به حضور در جمعی که فردی نابینا در آنجاست؟
گفتنی است حدیثسازان این فرد یادشدۀ نابینا (عبدالله بن اُم مکتوم) را نقش ثابتِ احادیث تولیدیِ خود قرار داده و انواع محتوای متفاوت برای احکام خود خلق کردند؛ ادامۀ آن نقش ثابت مطابق آنچه در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر آوردم چنین است:
«واکنش پرسشیِ پیامبر در روایت بالا را با واکنش صریح و دستوریِ وی در این روایات مقایسه کنید:
اُمّسلمه گفت: من و میمونه نزد پیامبر بودیم که ابنآُممکتوم وارد شد ،این جریان پس از این بود که مأمور به پردهنشینی شده بودیم، پس رسولخدا گفت: در حجاب شوید. ما گفتیم: ای رسولخدا او نابینا است و نمیتواند ما را ببیند. رسول گفت: آیا شما هم نابینایید و او را نمیبینید؟ «عن أمسلمة قالت: کنت عند رسولالله(ص) و عنده میمونة فأقبل ابناُممکتوم و ذلک بعد أن امر بالحجاب، فقال: احتجبا، فقلنا: یا رسولالله، ألیس أعمی لایبصرنا؟ قال: أفعمیاوان أنتما؟ ألستما تبصرانه؟»
برخی روایات همین واقعه را دقیقاً در مورد عائشه و حفصه: «عدة من أصحابنا، عن أحمدبن أبیعبدالله قال: استأذن ابنأممکتوم علی النبی(ص) و عنده عائشة و حفصة فقال لهما: قوما فادخلا البیت، فقالتا: إنه أعمی، فقال: إن لمیرکما فإنکما تریانه»
و در جای دیگر در مورد امسلمه و عایشه، نسبت به ابناُممکتوم نقل کردهاند!: و «فی حدیث أمسلمة قالت: کنت أنا و عائشة عند النبی(ص) فدخل ابناُممکتوم فقال النبی(ص): احتجبن، فقلن: إنه أعمی! فقال النبی(ص) أفعمیاوان أنتما».
از این مقایسه عجیبتر، وجود روایات زیر است که پیامبر نه تنها در پرده رفتن از ابناُممکتومِ نابینا را لازم نمیداند بلکه حتّی درآوردن لباس! در برابر وی را بلااشکال و کاملاً روا میداند: « عن أبیسلمة أنه قال سألت فاطمة بنت قیس فأخبرتنی ان زوجها المخزومی طلقها فأبی انینفق علیها فجاءت إلی رسولالله(ص) فأخبرته فقال رسولالله(ص) لا نفقة لک فانتقلی فاذهبی إلی ابنأممکتوم فکونی عنده فإنه رجل أعمی تضعین ثیابک عنده» و «عن عبیدالله، قال: أرسل مروان إلی فاطمة فسألها، فأخبرته أنها کانت عند أبیحفص، و کان النبی(ص) أمر علیبنأبیطالب -یعنی علی بعض الیمن- فخرج معه زوجها، فبعث إلیها بتطلیقة کانت بقیت لها، و أمر عیاش بن أبی ربیعة والحارث بن هشام أن ینفقا علیها، فقالا: والله ما لها نفقة إلا أن تکون حاملا، فأتت النبی فقال: "لا نفقة لک إلا أن تکونی حاملا" و استأذنته فی الانتقال، فأذن لها، فقالت: أین أنتقل یا رسول الله؟ قال: عند ابن أم مکتوم و کان أعمی تضع ثیابها عنده و لایبصرها، فلم تزل هناک حتی مضت عدتها، فأنکحها النبی(ص) أسامة...
(حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ ۲۶۷ و ۲۶۸).
به نقش طوایف و خاندانها در تولید حدیث با حضورِ زنان منتسب به خود، در قبال فردی واحد (عبدالله بن ام مکتوم) دقت شود.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۲۰
https://t.me/baznegari/364
.
.
(فاطمه! رو در رو گریبانِ مردی بینا را گرفت و کشید یا دورا دور از فردی نابینا در پرده شد؟)
@baznegari
یک- رو در رو گریبانِ عُمَر را کشیدن:
هنگامی که علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند، فاطمه (س) یقۀ عُمَر را گرفت و او را به سمت خود جلو کشید و نهیب زد: ای پسر خطاب! اگر از رسیدنِ بلا به بیگناهان ناراحت نمیشدم ، میفهمیدی که خدا را به سوگند میگرفتم و او نیز (نفرینم را) سریعاً اجابت میکرد.
عن أبیجعفر و أبیعبدالله (ع) قالا إنّ فاطمة (ع) لمّا أَنْ کان مِن أَمرهم ما کان أَخدت بِتَلابيب عُمرَ فجذَبتْه إِلیها ثمّ قالت أَما والله یا ابن الخطّاب لولا أَنّی أَكره أَنيُصيب البلاء مَن لا ذنبَ له لَعلمتَ أَنّی سَأُقسمُ علی الله ثمّ أَجدهُ سریع الإِجابَة (کافی کلینی ح ۱۲۴۰).
دو- دورا دور از عبدالله ابن اُمّ مکتومِ نابینا در پرده شدن:
نابینایی [گویا ابناُمّمکتوم] از فاطمه اذن دخول خواست پس فاطمه خود را از او در پرده بُرد. پیامبر به فاطمه گفت: این فرد که نابینا است چرا خود را از او محجوب میکنی؟ فاطمه پاسخ داد: ای رسولخدا! اگر او مرا نمیبیند من که او را میبینم و [تازه] او بو را احساس میکند. رسولخدا گفت: گواهی میدهم که تو پارۀ تنِ من هستی.
عن جعفربنمحمد أنه قال: استأذن أعمی علی فاطمة فحجبته. فقال لها النبی: لم تحجبینه و هو لایراک؟ قالت: یا رسولالله: إن لمیکن یرانی فإنی أراه و هو یشم الریح. فقال رسولالله: أشهد أنک بضعة منی (دعائم الاسلام ج ۲ ص ۲۱۴ ح ۷۹۲).
کدام را برای سنجش حداقل الگوی فاطمیِ حجاب باور کنیم: روا بودنِ رخ به رخ شدن و گریبان گرفتن و به جلو کشیدن و رو در رو نهیب زدن؛ یا حاضر نبودن به حضور در جمعی که فردی نابینا در آنجاست؟
گفتنی است حدیثسازان این فرد یادشدۀ نابینا (عبدالله بن اُم مکتوم) را نقش ثابتِ احادیث تولیدیِ خود قرار داده و انواع محتوای متفاوت برای احکام خود خلق کردند؛ ادامۀ آن نقش ثابت مطابق آنچه در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر آوردم چنین است:
«واکنش پرسشیِ پیامبر در روایت بالا را با واکنش صریح و دستوریِ وی در این روایات مقایسه کنید:
اُمّسلمه گفت: من و میمونه نزد پیامبر بودیم که ابنآُممکتوم وارد شد ،این جریان پس از این بود که مأمور به پردهنشینی شده بودیم، پس رسولخدا گفت: در حجاب شوید. ما گفتیم: ای رسولخدا او نابینا است و نمیتواند ما را ببیند. رسول گفت: آیا شما هم نابینایید و او را نمیبینید؟ «عن أمسلمة قالت: کنت عند رسولالله(ص) و عنده میمونة فأقبل ابناُممکتوم و ذلک بعد أن امر بالحجاب، فقال: احتجبا، فقلنا: یا رسولالله، ألیس أعمی لایبصرنا؟ قال: أفعمیاوان أنتما؟ ألستما تبصرانه؟»
برخی روایات همین واقعه را دقیقاً در مورد عائشه و حفصه: «عدة من أصحابنا، عن أحمدبن أبیعبدالله قال: استأذن ابنأممکتوم علی النبی(ص) و عنده عائشة و حفصة فقال لهما: قوما فادخلا البیت، فقالتا: إنه أعمی، فقال: إن لمیرکما فإنکما تریانه»
و در جای دیگر در مورد امسلمه و عایشه، نسبت به ابناُممکتوم نقل کردهاند!: و «فی حدیث أمسلمة قالت: کنت أنا و عائشة عند النبی(ص) فدخل ابناُممکتوم فقال النبی(ص): احتجبن، فقلن: إنه أعمی! فقال النبی(ص) أفعمیاوان أنتما».
از این مقایسه عجیبتر، وجود روایات زیر است که پیامبر نه تنها در پرده رفتن از ابناُممکتومِ نابینا را لازم نمیداند بلکه حتّی درآوردن لباس! در برابر وی را بلااشکال و کاملاً روا میداند: « عن أبیسلمة أنه قال سألت فاطمة بنت قیس فأخبرتنی ان زوجها المخزومی طلقها فأبی انینفق علیها فجاءت إلی رسولالله(ص) فأخبرته فقال رسولالله(ص) لا نفقة لک فانتقلی فاذهبی إلی ابنأممکتوم فکونی عنده فإنه رجل أعمی تضعین ثیابک عنده» و «عن عبیدالله، قال: أرسل مروان إلی فاطمة فسألها، فأخبرته أنها کانت عند أبیحفص، و کان النبی(ص) أمر علیبنأبیطالب -یعنی علی بعض الیمن- فخرج معه زوجها، فبعث إلیها بتطلیقة کانت بقیت لها، و أمر عیاش بن أبی ربیعة والحارث بن هشام أن ینفقا علیها، فقالا: والله ما لها نفقة إلا أن تکون حاملا، فأتت النبی فقال: "لا نفقة لک إلا أن تکونی حاملا" و استأذنته فی الانتقال، فأذن لها، فقالت: أین أنتقل یا رسول الله؟ قال: عند ابن أم مکتوم و کان أعمی تضع ثیابها عنده و لایبصرها، فلم تزل هناک حتی مضت عدتها، فأنکحها النبی(ص) أسامة...
(حجاب شرعی در عصر پیامبر صفحۀ ۲۶۷ و ۲۶۸).
به نقش طوایف و خاندانها در تولید حدیث با حضورِ زنان منتسب به خود، در قبال فردی واحد (عبدالله بن ام مکتوم) دقت شود.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۱/۲۰
https://t.me/baznegari/364
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
کدامیک باورکردنیتر است؟
(فاطمه! رو در رو گریبانِ مردی بینا را گرفت و کشید یا دورا دور از فردی نابینا در پرده شد؟)
@baznegari
یک- رو در رو گریبانِ عُمَر را کشیدن:
هنگامی که علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند، فاطمه (س) یقۀ عُمَر را گرفت و او را به سمت…
(فاطمه! رو در رو گریبانِ مردی بینا را گرفت و کشید یا دورا دور از فردی نابینا در پرده شد؟)
@baznegari
یک- رو در رو گریبانِ عُمَر را کشیدن:
هنگامی که علی (ع) را وادار به بیعت اجباری کردند، فاطمه (س) یقۀ عُمَر را گرفت و او را به سمت…
📝 غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور میکنیم:
🔗 t.me/baznegari/366
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور میکنیم:
🔗 t.me/baznegari/366
کانال بازنگری | ترکاشوند
📝 غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون (به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی) ✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲ امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
T.me/baznegari/365
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور میکنیم.
اولین غفلت- نادیده گرفته شدنِ صابئان در قانون اساسی:
قرآن در آیاتِ ۶۲ بقره و ۶۹ مائده (نیز تا حدودی در ۱۷ حج) هنگام برشمردن عقاید دینی علاوه بر سه دین یادشده همچنین "صابئان" را نیز برشمرده است:
إنّ الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابئین مَن آمن بالله والیوم الآخِر و عَمِلَ صالحاً فلَهُم أجرُهم عند ربّهم ولا خوفٌ علیهم ولا هم یحزنون:
در حقیقت، کسانی که [به اسلام] ایمان آورده و کسانی که یهودی شدهاند و ترسایان و صابئان، هرکس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد (ترجمۀ
محمدمهدی فولادوند)
در این آیه مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئان یعنی هر کس که دارای ایمان به خدا و آخرت بوده را مورد توجه قرار میدهد و تصریح میکند که: هر یک از آحاد آنان اگر ایمانش را با کردارِ شایسته همراه کند، خیالش راحت باشد که پاداش وی نزد پروردگار محفوظ است و خوف و حزن نگیردش.
چنانکه از ظاهر آیه پیداست در کلام وحی "اسلام و یهودیت و مسیحیت و صابئیگری" همگی رسمی قلمداد شده و حکمی واحد برای آنان وضع شده است امّا نویسندگان قانون اساسی از کنار نصِّ وحی بیتوجه رد شدند و این قانون را مفتخر به ذکر آنان نکردند.
گفتنی است در قرآن از پیروان محمد با عنوان الذین آمنوا و مؤمنون یاد میشود و رایج شدنِ اصطلاح مسلمان و مُسلم مربوط به ادوار پس از پیامبر است.
دومین غفلت- بیتوجهی به کُنهِ معنای صابئان: به رسمیّت شناختنِ ازدینبرگشتگان و ارتدادها.
صابئان چه کسانی هستند؟ منابع کهن برخی گویند مراد ستاره پرستانند برخی دیگر مراد از آن را پیروان فلان نبی میگیرند برخی نیز پای خرّمدینان را وسط میکشند برخی هم شاید دم از دین مبتنی بر فطرت و درون بزنند و نیز احتمالات دیگر؛ اما صابئی دقیقاً به موضوع بسیار مهمی اشاره دارد که ما مذهبیها خوش نداریم بشنویم و از آن فرار میکنیم!! در این راستا لازم نیست راهِ دوری برویم بلکه کافی است به معنای لغوی صابئی و ریشۀ آن صبأ بنگریم؛ فعل صبأ به معنای کسی است که:
دین خود را تغییر دهد
از دینی به دین دیگر منتقل شود
از دین خود برگردد (و به قول ما مذهبیها مرتد شود!!)
و بر این اساس صابئی یعنی ازدینبرگشته، از دین خارجشده، از دین پدرومادری به دینی حاصلِ تحقیقِ خود منتقلشده. پیامبر گرامی نیز دقیقاً به همین خاطر صابئی بود و از دین اجدادی و تنگناهای آن گذر کرد و پا به دین جدید نهاد. ما مذهبیها عادت داریم برعلیهِ ازدینبرگشتگان (و به اصطلاح فقهی، مرتدها) بد و بیراه بگوییم و کج کج نگاهشان کنیم حال آنکه اینان کسانیاند که دینِ به خرافات آلوده و تحریفشدۀ قبلیشان آنها را قانع نمیکرد و چون خود را در تنگنای خرافات و تحریفات و ناصوابها میدیدند عطای آن دین را به لقایش بخشیدند و آیین و عقیدۀ دیگری را برگزیدند. ازدینبرگشتگان از سرِ سیری ترک عقیده و آیین نمیکنند آنان جزو آحاد فهمیدۀ جامعه هستند که خطر تغییر عقیده را به جان میخرند تا به آرامش درون برسند.
جمهوری اسلامی ایران در چهل سالگی خود باید به این بلوغ برسد که صابئان و تغییرات عقیدتی را به رسمیّت بشناسد.
اسناد معنای صابئی و صبأ بر اساس تفسیر مجمعالبیان و کشاف:
T.me/baznegari/367
سومین غفلت- غفلت از اینکه رستگاری و عاقبتبخیری به کردار شایسته است و نه انتساب به این دین و آن دین.
قرآن در دو آیۀ سرنوشتسازِ یادشده وقتی نام یکایکِ مکاتب موجودشان را میبَرَد (چه آیینِ تازهمتولدِ محمدی=الذین آمنوا، چه دو آیین ماقبل یعنی یهودیت و مسیحیت=والذین هادوا والنصاری، و چه اپوزیسیونهای دینی=والصابئین) با اینکه با این ذکرِ نام، آنان را به رسمیّت میشناسد ولی تعارف را کنار میگذارد آب پاکی روی دامنشان میریزد و آشکارا اعلام میکند که دلخوش به این برچسبهای مذهبی دینی نباشید زیرا نگرانیهای اخروی فقط و فقط زمانی برطرف میشود و کارنامهتان مثبت ارزیابی میشود که ایمانتان (مَن آمن بالله والیوم الآخِر) را به کردار شایسته (عَمِلَ صالحاً) گره بزنید.
دو پیام اصلی آیه، یکی رسمیّتِ تنوعات دینی و تغییرات دینی و دیگری حکومت کردار مثبت بر انتسابات دینی، است.
.
.
T.me/baznegari
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
T.me/baznegari/365
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ این نظام فقط ادیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیّت شناخته است. به همین بهانه آیۀ صابئون را مرور میکنیم.
اولین غفلت- نادیده گرفته شدنِ صابئان در قانون اساسی:
قرآن در آیاتِ ۶۲ بقره و ۶۹ مائده (نیز تا حدودی در ۱۷ حج) هنگام برشمردن عقاید دینی علاوه بر سه دین یادشده همچنین "صابئان" را نیز برشمرده است:
إنّ الذین آمنوا والذین هادوا والنصاری والصابئین مَن آمن بالله والیوم الآخِر و عَمِلَ صالحاً فلَهُم أجرُهم عند ربّهم ولا خوفٌ علیهم ولا هم یحزنون:
در حقیقت، کسانی که [به اسلام] ایمان آورده و کسانی که یهودی شدهاند و ترسایان و صابئان، هرکس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد (ترجمۀ
محمدمهدی فولادوند)
در این آیه مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و صابئان یعنی هر کس که دارای ایمان به خدا و آخرت بوده را مورد توجه قرار میدهد و تصریح میکند که: هر یک از آحاد آنان اگر ایمانش را با کردارِ شایسته همراه کند، خیالش راحت باشد که پاداش وی نزد پروردگار محفوظ است و خوف و حزن نگیردش.
چنانکه از ظاهر آیه پیداست در کلام وحی "اسلام و یهودیت و مسیحیت و صابئیگری" همگی رسمی قلمداد شده و حکمی واحد برای آنان وضع شده است امّا نویسندگان قانون اساسی از کنار نصِّ وحی بیتوجه رد شدند و این قانون را مفتخر به ذکر آنان نکردند.
گفتنی است در قرآن از پیروان محمد با عنوان الذین آمنوا و مؤمنون یاد میشود و رایج شدنِ اصطلاح مسلمان و مُسلم مربوط به ادوار پس از پیامبر است.
دومین غفلت- بیتوجهی به کُنهِ معنای صابئان: به رسمیّت شناختنِ ازدینبرگشتگان و ارتدادها.
صابئان چه کسانی هستند؟ منابع کهن برخی گویند مراد ستاره پرستانند برخی دیگر مراد از آن را پیروان فلان نبی میگیرند برخی نیز پای خرّمدینان را وسط میکشند برخی هم شاید دم از دین مبتنی بر فطرت و درون بزنند و نیز احتمالات دیگر؛ اما صابئی دقیقاً به موضوع بسیار مهمی اشاره دارد که ما مذهبیها خوش نداریم بشنویم و از آن فرار میکنیم!! در این راستا لازم نیست راهِ دوری برویم بلکه کافی است به معنای لغوی صابئی و ریشۀ آن صبأ بنگریم؛ فعل صبأ به معنای کسی است که:
دین خود را تغییر دهد
از دینی به دین دیگر منتقل شود
از دین خود برگردد (و به قول ما مذهبیها مرتد شود!!)
و بر این اساس صابئی یعنی ازدینبرگشته، از دین خارجشده، از دین پدرومادری به دینی حاصلِ تحقیقِ خود منتقلشده. پیامبر گرامی نیز دقیقاً به همین خاطر صابئی بود و از دین اجدادی و تنگناهای آن گذر کرد و پا به دین جدید نهاد. ما مذهبیها عادت داریم برعلیهِ ازدینبرگشتگان (و به اصطلاح فقهی، مرتدها) بد و بیراه بگوییم و کج کج نگاهشان کنیم حال آنکه اینان کسانیاند که دینِ به خرافات آلوده و تحریفشدۀ قبلیشان آنها را قانع نمیکرد و چون خود را در تنگنای خرافات و تحریفات و ناصوابها میدیدند عطای آن دین را به لقایش بخشیدند و آیین و عقیدۀ دیگری را برگزیدند. ازدینبرگشتگان از سرِ سیری ترک عقیده و آیین نمیکنند آنان جزو آحاد فهمیدۀ جامعه هستند که خطر تغییر عقیده را به جان میخرند تا به آرامش درون برسند.
جمهوری اسلامی ایران در چهل سالگی خود باید به این بلوغ برسد که صابئان و تغییرات عقیدتی را به رسمیّت بشناسد.
اسناد معنای صابئی و صبأ بر اساس تفسیر مجمعالبیان و کشاف:
T.me/baznegari/367
سومین غفلت- غفلت از اینکه رستگاری و عاقبتبخیری به کردار شایسته است و نه انتساب به این دین و آن دین.
قرآن در دو آیۀ سرنوشتسازِ یادشده وقتی نام یکایکِ مکاتب موجودشان را میبَرَد (چه آیینِ تازهمتولدِ محمدی=الذین آمنوا، چه دو آیین ماقبل یعنی یهودیت و مسیحیت=والذین هادوا والنصاری، و چه اپوزیسیونهای دینی=والصابئین) با اینکه با این ذکرِ نام، آنان را به رسمیّت میشناسد ولی تعارف را کنار میگذارد آب پاکی روی دامنشان میریزد و آشکارا اعلام میکند که دلخوش به این برچسبهای مذهبی دینی نباشید زیرا نگرانیهای اخروی فقط و فقط زمانی برطرف میشود و کارنامهتان مثبت ارزیابی میشود که ایمانتان (مَن آمن بالله والیوم الآخِر) را به کردار شایسته (عَمِلَ صالحاً) گره بزنید.
دو پیام اصلی آیه، یکی رسمیّتِ تنوعات دینی و تغییرات دینی و دیگری حکومت کردار مثبت بر انتسابات دینی، است.
.
.
T.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
📝 غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
کانال بازنگری | ترکاشوند
غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون (به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲ T.me/baznegari/365 امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم…
اَسناد مربوط به معنای لغوی صابئون
(پیوست برای یادداشتِ غفلت سه لایهای از آیۀ
سرنوشتسازِ صابئون)
T.me/baznegari/365
والصابئون: جمع صابئ، و هو من انتقل [من دین] إلی دین آخر، و کل خارج من دین کان علیه إلی آخر غیره سمی فی اللغة صابئاً ...
فکأنه معنی الصابئ: التارک دینه الذی شرع له إلی دین غیره، کما أن الصابئ علی القوم: تارک لأرضه و منتقل إلی سواها. والدین الذی فارقوه: هو ترکهم التوحید إلی عبادة النجوم أو تعظیمها (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۲ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث اللغة)
... وکان الصابئون منتقلین من دینهم الذی اُخذ علیهم إلی سواه، لمیستقم أنیکون إلا من صبأت الذی معناه انتقال من دینهم إلی دین لمیشرع لهم (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۱ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث الحجة)
و ما سموا صابئین إلا لأنهم صبؤا عن الأدیان کلها أی خرجوا (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۶۶۱ شرح آیۀ ۶۹ مائده)
"والصابئین" و هو من صبأ إذا خرج من الدین و هم قوم عدلوا عن دین الیهودیة والنصرانیة و عبدوا الملائکة (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۱۴۶ شرح آیۀ ۶۲ بقره)
توجه
هر پُست تلگرام گنجایش محدودی دارد و به همین
خاطر ناچار، چند خطِ مربوط به اسناد، جداگانه و در اینجا منتشر شد.
لینک یادداشت اصلی:
T.me/baznegari/366
(پیوست برای یادداشتِ غفلت سه لایهای از آیۀ
سرنوشتسازِ صابئون)
T.me/baznegari/365
والصابئون: جمع صابئ، و هو من انتقل [من دین] إلی دین آخر، و کل خارج من دین کان علیه إلی آخر غیره سمی فی اللغة صابئاً ...
فکأنه معنی الصابئ: التارک دینه الذی شرع له إلی دین غیره، کما أن الصابئ علی القوم: تارک لأرضه و منتقل إلی سواها. والدین الذی فارقوه: هو ترکهم التوحید إلی عبادة النجوم أو تعظیمها (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۲ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث اللغة)
... وکان الصابئون منتقلین من دینهم الذی اُخذ علیهم إلی سواه، لمیستقم أنیکون إلا من صبأت الذی معناه انتقال من دینهم إلی دین لمیشرع لهم (مجمع البیان طبرسی ج ۱ ص ۲۴۱ شرح آیۀ ۶۲ بقره مبحث الحجة)
و ما سموا صابئین إلا لأنهم صبؤا عن الأدیان کلها أی خرجوا (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۶۶۱ شرح آیۀ ۶۹ مائده)
"والصابئین" و هو من صبأ إذا خرج من الدین و هم قوم عدلوا عن دین الیهودیة والنصرانیة و عبدوا الملائکة (کشاف زمخشری ج ۱ ص ۱۴۶ شرح آیۀ ۶۲ بقره)
توجه
هر پُست تلگرام گنجایش محدودی دارد و به همین
خاطر ناچار، چند خطِ مربوط به اسناد، جداگانه و در اینجا منتشر شد.
لینک یادداشت اصلی:
T.me/baznegari/366
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
📝 غفلتِ سه لایهای از آیۀ سرنوشتسازِ صابئون
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
(به مناسبت چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی)
✍🏼 امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷.۱۱.۲۲
امروز ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران و در پیِ آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در کشور است. اصل سیزدهم قانون اساسیِ…
انواع ادیان در قرآن
ادیان و عقاید دینی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
🔸ادیان تشریعی
🔸ادیان فطری
برای هر یک از این دو نوع میتوان پنج دین از قرآن معرفی کرد و همگی مادام که مزاحمت برای دیگری ایجاد نکند رسمی و آزاد هستند.
نام این ادیان؛
الف- ادیان تشریعیمکتبی:
۱- دین مسلمانی
۲- دین یهودی
۳- دین مجوس
۴- دین مسیحی
۵- دین شرک
ب- ادیان فطریفکری:
۱- دین حنیف
۲- دین صابئی/انتخابی
۳- دین قیّم/دین پایدار فطرت
۴- دین اسلام
۵- دین خالص/پیراسته از شرک
امیر ترکاشوند، دوم اسفند ۱۳۹۷
T.me/baznegari/368
.
.
ادیان و عقاید دینی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
🔸ادیان تشریعی
🔸ادیان فطری
برای هر یک از این دو نوع میتوان پنج دین از قرآن معرفی کرد و همگی مادام که مزاحمت برای دیگری ایجاد نکند رسمی و آزاد هستند.
نام این ادیان؛
الف- ادیان تشریعیمکتبی:
۱- دین مسلمانی
۲- دین یهودی
۳- دین مجوس
۴- دین مسیحی
۵- دین شرک
ب- ادیان فطریفکری:
۱- دین حنیف
۲- دین صابئی/انتخابی
۳- دین قیّم/دین پایدار فطرت
۴- دین اسلام
۵- دین خالص/پیراسته از شرک
امیر ترکاشوند، دوم اسفند ۱۳۹۷
T.me/baznegari/368
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
انواع ادیان در قرآن
ادیان و عقاید دینی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
🔸ادیان تشریعی
🔸ادیان فطری
برای هر یک از این دو نوع میتوان پنج دین از قرآن معرفی کرد و همگی مادام که مزاحمت برای دیگری ایجاد نکند رسمی و آزاد هستند.
نام این ادیان؛
الف- ادیان…
ادیان و عقاید دینی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
🔸ادیان تشریعی
🔸ادیان فطری
برای هر یک از این دو نوع میتوان پنج دین از قرآن معرفی کرد و همگی مادام که مزاحمت برای دیگری ایجاد نکند رسمی و آزاد هستند.
نام این ادیان؛
الف- ادیان…
او خواهد آمد
(این جمله را که میشنیدم عواطف و رؤیاهای مذهبی سراغم میآمد و آهِ حسرتی میکشیدم و ...؛ اما تازگیها که کمی بزرگ شدهایم، جسارت به خرج دادم و پرسیدم:)
که چکار کند؟
(چپ نگاهم کرد و گفت:)
تا جهان را فتح کند
(باز به گذشتهٔ صاف و سادهام برگشتم و ناامیدانه پرسیدم:)
یعنی فتحِ قلوب و قلبها؟
(با آسودگی از هفت دولت گفت:)
فتح با شمشیر!
(شمشیری که اتفاقاً قلبها! را میدَرَد؛ شمشیری که به تعداد مجاهدان از آسمان میبارَد و روی دستهٔ هر یک، نام صاحبش حک شده؛ شمشیری که خون بیشترِ مردم را میریزد)
و تا کجا؟
تا جهان همه در زیرِ فرمانش درآید
که چه شود؟
تا چهارده قرن ظلم به آل محمد (با استقرار عدل یعنی "او" بر تخت حکمرانی) به پایان رسد.
و سپس چه شود؟
با ظهور او که آخرین! امامِ بر حق است، جهان به نقطهٔ پایانی میرسد و با مرگِ "او" عالَم کنفیکون شده و نابود میگردد تا سرآغاز برپایی قیامت شود.
T.me/baznegari/369
امروز صبح یادداشت زیر را خواندم که در پایانش نوشته بود:
«چطور شبها با آرامش میخوابی؟ من که بر مسند تصمیمگیریای نیستم امشب خوابم نمیبرد»:
T.me/jalaeipour/4170
به یادداشتم اگر خوب دقت شود پاسخ ریشهای برای این خوابهای آرام را خواهید یافت. به همین سادگی.
آیا وقت بازخوانی در این مأموریت جهانی فرا نرسیده؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۳
@baznegari
.
(این جمله را که میشنیدم عواطف و رؤیاهای مذهبی سراغم میآمد و آهِ حسرتی میکشیدم و ...؛ اما تازگیها که کمی بزرگ شدهایم، جسارت به خرج دادم و پرسیدم:)
که چکار کند؟
(چپ نگاهم کرد و گفت:)
تا جهان را فتح کند
(باز به گذشتهٔ صاف و سادهام برگشتم و ناامیدانه پرسیدم:)
یعنی فتحِ قلوب و قلبها؟
(با آسودگی از هفت دولت گفت:)
فتح با شمشیر!
(شمشیری که اتفاقاً قلبها! را میدَرَد؛ شمشیری که به تعداد مجاهدان از آسمان میبارَد و روی دستهٔ هر یک، نام صاحبش حک شده؛ شمشیری که خون بیشترِ مردم را میریزد)
و تا کجا؟
تا جهان همه در زیرِ فرمانش درآید
که چه شود؟
تا چهارده قرن ظلم به آل محمد (با استقرار عدل یعنی "او" بر تخت حکمرانی) به پایان رسد.
و سپس چه شود؟
با ظهور او که آخرین! امامِ بر حق است، جهان به نقطهٔ پایانی میرسد و با مرگِ "او" عالَم کنفیکون شده و نابود میگردد تا سرآغاز برپایی قیامت شود.
T.me/baznegari/369
امروز صبح یادداشت زیر را خواندم که در پایانش نوشته بود:
«چطور شبها با آرامش میخوابی؟ من که بر مسند تصمیمگیریای نیستم امشب خوابم نمیبرد»:
T.me/jalaeipour/4170
به یادداشتم اگر خوب دقت شود پاسخ ریشهای برای این خوابهای آرام را خواهید یافت. به همین سادگی.
آیا وقت بازخوانی در این مأموریت جهانی فرا نرسیده؟
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۳
@baznegari
.
Telegram
کانال بازنگری
او خواهد آمد
(این جمله را که میشنیدم عواطف و رؤیاهای مذهبی سراغم میآمد و آهِ حسرتی میکشیدم و ...؛ اما تازگیها که کمی بزرگ شدهایم، جسارت به خرج دادم و پرسیدم:)
که چکار کند؟
(چپ نگاهم کرد و گفت:)
تا جهان را فتح کند
(باز به گذشتهٔ صاف و سادهام برگشتم…
(این جمله را که میشنیدم عواطف و رؤیاهای مذهبی سراغم میآمد و آهِ حسرتی میکشیدم و ...؛ اما تازگیها که کمی بزرگ شدهایم، جسارت به خرج دادم و پرسیدم:)
که چکار کند؟
(چپ نگاهم کرد و گفت:)
تا جهان را فتح کند
(باز به گذشتهٔ صاف و سادهام برگشتم…
واپسین آیه
(قرآن در واپسین آیهاش نگران حالِ مشرکانِ معاند!! است)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۴
@baznegari
مشرکان عصر پیامبر را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که یا از جغرافیای دعوت دور بودند (و عملاً اصطکاک چندانی با دین جدید پیش نیامد) و یا اگر هم در آن جغرافیا بودند اما از خود خویشتنداری نشان دادند و با پیامبر جدید و آیینِ ضدِ شرکش به ستیز نپرداختند.
بخش دوم از مشرکان اما همان مشرکانی هستند که پیوسته در قرآن از آنها یاد شده و تا جان در بدن داشتند در مقابل این دین نوظهور و پیروانش (که از دین آبا و اجدادیشان مرتد شده بودند) ایستادند ، محاصرۀ کامل اقتصادی کردند ، به فرار و مهاجرت اجباری کشاندند ، جنگ تحمیلی به راه انداختند ، علیهشان ائتلاف نظامی تشکیل دادند ، معاهدۀ آتشبس را نقض کردند ، و...
اینک دقیقاً در بارۀ همین مشرکان اخیر که چیزی در دشمنی و عناد بر علیه پیامبر گرامی ، یارانش و آیین جدیدش فروگذار نکردند سخن میگویم؛ پس دقت کنید. سرانجام که مسلمانان قوت گرفتند و نهایتاً بر این مشرکان معاند پیروز شدند، قرآن! این کتاب آسمانی و الهی (پس از اینکه آب از آسیاب افتاد و مدتی از جنگ گذشت) به صحنه آمد و در اندرزی متعالی و سوپر انسانی، به مسلمانان فاتح و مسلّط در واپسین آیۀ خود، سخنانی تلنگرآمیز در حمایت از همان مشرکان معاند سر داد تا به این وسیله نشان دهد که در پیشگاه پروردگار، مشرکان معاند نیز آفریدههای اویند و در سختترین شرایطی که برایشان پیش آمده باید در کَنَف حمایت قرار گیرند!.
متن آیه را ببینید: ولا یجرمنّکم شنئان قومٍ أن صدّوکم عن المسجد الحرام أن تعتدوا و تعاونوا علی البِرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الإثم و العدوان واتقوا الله إنّ الله شدید العقاب (سورهٔ مائده آیه ۳). در این آیه به مؤمنان هشدار! میدهد که گذشتۀ دشمنانۀ مشرکان نباید موجب شود که مرزهای انسانی و اخلاقی را نادیده بگیرید.
شاید به خاطر همین پیچیدگیهای مغفول از اذهان بشرِ جاهلی ولی مهم برای خدا باشد که قرآن در آیه ۱۷ سوره حج، داوری دقیق در مورد تمام ادیان، شرایع، و آیینها و عقاید: چه مسلمان چه یهودی چه تغییرِ دینداده چه مسیحی چه مجوسی و زرتشتی و چه مشرک را حقِ چشم تیزبین و نافذ پروردگار (علی کل شیئ شهید) میداند و اوست که میتواند (بدون تعصب) در بارۀ آنها (که همه نسبتی مساوی با او دارند) به داوری نشیند:
إن الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس والذین أشرکوا إن الله یفصل بینهم یوم القیامة إن الله علی کلّ شیئ شهید.
گفتنی است آیهٔ ۱ تا ۹ سوره مائده مطابق محاسبات مهندس بازرگان در سیر تحول قرآن، آخرین گروه آیاتی است که بر پیامبر گرامی نازل شد (سال نزول یازدهم هجری).
T.me/baznegari/370
.
.
(قرآن در واپسین آیهاش نگران حالِ مشرکانِ معاند!! است)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۴
@baznegari
مشرکان عصر پیامبر را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که یا از جغرافیای دعوت دور بودند (و عملاً اصطکاک چندانی با دین جدید پیش نیامد) و یا اگر هم در آن جغرافیا بودند اما از خود خویشتنداری نشان دادند و با پیامبر جدید و آیینِ ضدِ شرکش به ستیز نپرداختند.
بخش دوم از مشرکان اما همان مشرکانی هستند که پیوسته در قرآن از آنها یاد شده و تا جان در بدن داشتند در مقابل این دین نوظهور و پیروانش (که از دین آبا و اجدادیشان مرتد شده بودند) ایستادند ، محاصرۀ کامل اقتصادی کردند ، به فرار و مهاجرت اجباری کشاندند ، جنگ تحمیلی به راه انداختند ، علیهشان ائتلاف نظامی تشکیل دادند ، معاهدۀ آتشبس را نقض کردند ، و...
اینک دقیقاً در بارۀ همین مشرکان اخیر که چیزی در دشمنی و عناد بر علیه پیامبر گرامی ، یارانش و آیین جدیدش فروگذار نکردند سخن میگویم؛ پس دقت کنید. سرانجام که مسلمانان قوت گرفتند و نهایتاً بر این مشرکان معاند پیروز شدند، قرآن! این کتاب آسمانی و الهی (پس از اینکه آب از آسیاب افتاد و مدتی از جنگ گذشت) به صحنه آمد و در اندرزی متعالی و سوپر انسانی، به مسلمانان فاتح و مسلّط در واپسین آیۀ خود، سخنانی تلنگرآمیز در حمایت از همان مشرکان معاند سر داد تا به این وسیله نشان دهد که در پیشگاه پروردگار، مشرکان معاند نیز آفریدههای اویند و در سختترین شرایطی که برایشان پیش آمده باید در کَنَف حمایت قرار گیرند!.
متن آیه را ببینید: ولا یجرمنّکم شنئان قومٍ أن صدّوکم عن المسجد الحرام أن تعتدوا و تعاونوا علی البِرّ والتقوی ولا تعاونوا علی الإثم و العدوان واتقوا الله إنّ الله شدید العقاب (سورهٔ مائده آیه ۳). در این آیه به مؤمنان هشدار! میدهد که گذشتۀ دشمنانۀ مشرکان نباید موجب شود که مرزهای انسانی و اخلاقی را نادیده بگیرید.
شاید به خاطر همین پیچیدگیهای مغفول از اذهان بشرِ جاهلی ولی مهم برای خدا باشد که قرآن در آیه ۱۷ سوره حج، داوری دقیق در مورد تمام ادیان، شرایع، و آیینها و عقاید: چه مسلمان چه یهودی چه تغییرِ دینداده چه مسیحی چه مجوسی و زرتشتی و چه مشرک را حقِ چشم تیزبین و نافذ پروردگار (علی کل شیئ شهید) میداند و اوست که میتواند (بدون تعصب) در بارۀ آنها (که همه نسبتی مساوی با او دارند) به داوری نشیند:
إن الذین آمنوا والذین هادوا والصابئین والنصاری والمجوس والذین أشرکوا إن الله یفصل بینهم یوم القیامة إن الله علی کلّ شیئ شهید.
گفتنی است آیهٔ ۱ تا ۹ سوره مائده مطابق محاسبات مهندس بازرگان در سیر تحول قرآن، آخرین گروه آیاتی است که بر پیامبر گرامی نازل شد (سال نزول یازدهم هجری).
T.me/baznegari/370
.
.
Telegram
کانال بازنگری
واپسین آیه
(قرآن در واپسین آیهاش نگران حالِ مشرکانِ معاند!! است)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۴
@baznegari
مشرکان عصر پیامبر را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که یا از جغرافیای دعوت دور بودند (و عملاً اصطکاک چندانی با دین جدید پیش نیامد) و یا اگر هم در آن…
(قرآن در واپسین آیهاش نگران حالِ مشرکانِ معاند!! است)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۴
@baznegari
مشرکان عصر پیامبر را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
بخشی که یا از جغرافیای دعوت دور بودند (و عملاً اصطکاک چندانی با دین جدید پیش نیامد) و یا اگر هم در آن…
Forwarded from "خانهی نویسندگی خلاق"
رضا بابایی این روزها سخت بیمار است و در کار درمان. برای این ذهن خلاق و پرتوان، این پیشکسوت آموزش نویسندگی فارسی و نواندیش و مولویپژوه روزگارمان بهبود شتابان آرزو میکنیم.
دنیای ما به فکر و قلم و جستارهای او احتیاج دارد.
@rezababaei43
#زبان_خلاق
#رضا_بابایی
@nevisandegikhallagh
دنیای ما به فکر و قلم و جستارهای او احتیاج دارد.
@rezababaei43
#زبان_خلاق
#رضا_بابایی
@nevisandegikhallagh
۹۰ سال پیش در چنین روزی
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۶
@baznegari
آیا میدانید تا اوایل همین قرن کنونی، تا همین نود سال پیش، پوشش زنان ایران حجاب قجریِ چادر چاقچور و پوشیه، و داغترین بخش آن عبارت از پوشیه (روبنده) که با آن صورت (چهره) پوشیده میشد بود؟
و یعنی تا همین نود سال پیش:
بیحجاب به زنی میگفتند که پوشیه نداشت
بیحیا به زنی میگفتند که روبندهاش کنار میرفت
عرش خدا به این خاطر دچار لرزه میشد که زنان در تقیّد به پوشیه/روبنده دچار سستی شوند
فساد متحرک زنی بود که روبندش هنگام راهرفتن اینوَر و آنوَر میشد
زن خیابانی به کسی گفته میشد که بدون پوشیه بیرون میآمد
سبب خشکسالی و باران نباریدن، زنی بود که بیپوشیه در زمین خدا قدم میزد
مستحق امر به معروف و نهی از منکر، زنی بود که پوشیه نداشت یا بد استفاده میکرد
بیعفّت، زنی بود که در حضور مردان، پوشیه نمیزد
مخالف ضروری دین کسی بود که زیرِ بار روبنده نمیرفت
آیا میدانید بر اساس متر آن دوران، همهٔ زنان کنونی (چادری، باروسری، بیروسری، شُلروسری) زنانی:
بیحجاب
بیحیا
محرک جوانان
فاسد
خیابانی
بیعفّت
وفاسقاند!؟
T.me/baznegari/
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۶
@baznegari
آیا میدانید تا اوایل همین قرن کنونی، تا همین نود سال پیش، پوشش زنان ایران حجاب قجریِ چادر چاقچور و پوشیه، و داغترین بخش آن عبارت از پوشیه (روبنده) که با آن صورت (چهره) پوشیده میشد بود؟
و یعنی تا همین نود سال پیش:
بیحجاب به زنی میگفتند که پوشیه نداشت
بیحیا به زنی میگفتند که روبندهاش کنار میرفت
عرش خدا به این خاطر دچار لرزه میشد که زنان در تقیّد به پوشیه/روبنده دچار سستی شوند
فساد متحرک زنی بود که روبندش هنگام راهرفتن اینوَر و آنوَر میشد
زن خیابانی به کسی گفته میشد که بدون پوشیه بیرون میآمد
سبب خشکسالی و باران نباریدن، زنی بود که بیپوشیه در زمین خدا قدم میزد
مستحق امر به معروف و نهی از منکر، زنی بود که پوشیه نداشت یا بد استفاده میکرد
بیعفّت، زنی بود که در حضور مردان، پوشیه نمیزد
مخالف ضروری دین کسی بود که زیرِ بار روبنده نمیرفت
آیا میدانید بر اساس متر آن دوران، همهٔ زنان کنونی (چادری، باروسری، بیروسری، شُلروسری) زنانی:
بیحجاب
بیحیا
محرک جوانان
فاسد
خیابانی
بیعفّت
وفاسقاند!؟
T.me/baznegari/
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
شرط پند دِهی
فذکِّر إنْ نفعت الذکری: پس پند ده، اگر پند سود بخشد (سوره اعلی آیهٔ ۹)
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر در متون فقهی نیز همین مشروط بودنِ آن به "احتمال اثرگذاری" است (گر چه...)
آیا پندهای خیابانی، سود بخشیده!؟
آیا احدی از زنانِ کمروسری را متحول کرده!؟
امیر ترکاشـوند
@baznegari
فذکِّر إنْ نفعت الذکری: پس پند ده، اگر پند سود بخشد (سوره اعلی آیهٔ ۹)
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر در متون فقهی نیز همین مشروط بودنِ آن به "احتمال اثرگذاری" است (گر چه...)
آیا پندهای خیابانی، سود بخشیده!؟
آیا احدی از زنانِ کمروسری را متحول کرده!؟
امیر ترکاشـوند
@baznegari