شرط پند دِهی
فذکِّر إنْ نفعت الذکری: پس پند ده، اگر پند سود بخشد (سوره اعلی آیهٔ ۹)
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر در متون فقهی نیز همین مشروط بودنِ آن به "احتمال اثرگذاری" است (گر چه...)
آیا پندهای خیابانی، سود بخشیده!؟
آیا احدی از زنانِ کمروسری را متحول کرده!؟
امیر ترکاشـوند
@baznegari
فذکِّر إنْ نفعت الذکری: پس پند ده، اگر پند سود بخشد (سوره اعلی آیهٔ ۹)
یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر در متون فقهی نیز همین مشروط بودنِ آن به "احتمال اثرگذاری" است (گر چه...)
آیا پندهای خیابانی، سود بخشیده!؟
آیا احدی از زنانِ کمروسری را متحول کرده!؟
امیر ترکاشـوند
@baznegari
ایرانیان بیشناسنامه
(أبتر خواندنِ پیامبر همچنان ادامه دارد)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۵
@baznegari
فاطمه دختر پیامبر است، اما فرزندان فاطمه:
حسن و حسین فرزند و نوۀ پیامبر نیستند
زینب نیز نوه و فرزند پیامبر نیست
امام محمد باقر نیز هکذا فرزند و نوادۀ پیامبر نیست
امام جعفر صادق نیز فرزند آن رسول گرامی نیست
امام رضا نیز فرزند و نوادۀ او (ص) نیست
تمام سادات ایران، هیچ یک سیّد و از نسل پیامبر نیستند
اصلاً اینکه به امامانمان "یابن رسولالله" (ای فرزند رسولخدا) خطاب میشد، نادرست است و هیچ کدامشان فرزند و نوادۀ آن پیامبر و رسول گرامی نبودند!
میپرسید چرا!!!؟؟؟
زیرا کودکان بسیاری که در حکومت جمهوری اسلامی!! از مادرانی ایرانی (و پدری افغان) زاده شده و میشوند، ایرانی شمرده نمیشوند و همچنان فاقدِ شناسنامۀ کشورشان ایران هستند!
چه سخت است رنجِ بیشناسنامه بودن را در طول سالهای کودکی، نوجوانی، جوانی، مدرسه، دانشگاه، اشتغال، ازدواج و... با خود داشتن و بر دوش کشیدن!
آیا این رویّه (: ایرانی ندانستنِ کسانی که در ایران از مادری ایرانی و پدری افغان زاده شدهاند، و همزمان ایرانی شمردنِ کسانی که در ایران از پدری ایرانی و مادری افغان زاده شدهاند) امتداد همان جاهلیّتی که پیامبر گرامی را اَبتر و بیپُشت میخواند نیست!؟
آیا با زبان بیزبانی شعار جاهلیّت عملاً تکرار نمیشود!؟
روایت شده که هارون الرشيد از امام موسي كاظم پرسيد: چگونه خود را فرزند پيامبر ميدانيد با آنكه شما فرزند علي هستيد و نسبت فرزندي از راه پدر معتبر است، نه مادر؟ امام كاظم اين آيه را خواند: و از فرزندان او (ابراهيم)... زكريا و يحيی و عيسی [را هدايت كرديم] كه همه آنان از شايستگان بودند (انعام ۸۴) با آنكه عيسی پدر نداشت، بلكه نسبش از طريق مادر (مریم) به پيامبران پيش از خود و به ابراهيم میرسيد، همين گونه فرزندي ما نسبت به پيامبر، از طريق مادرمان زهرا است
Telegram.me/baznegari
.
.
(أبتر خواندنِ پیامبر همچنان ادامه دارد)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۵
@baznegari
فاطمه دختر پیامبر است، اما فرزندان فاطمه:
حسن و حسین فرزند و نوۀ پیامبر نیستند
زینب نیز نوه و فرزند پیامبر نیست
امام محمد باقر نیز هکذا فرزند و نوادۀ پیامبر نیست
امام جعفر صادق نیز فرزند آن رسول گرامی نیست
امام رضا نیز فرزند و نوادۀ او (ص) نیست
تمام سادات ایران، هیچ یک سیّد و از نسل پیامبر نیستند
اصلاً اینکه به امامانمان "یابن رسولالله" (ای فرزند رسولخدا) خطاب میشد، نادرست است و هیچ کدامشان فرزند و نوادۀ آن پیامبر و رسول گرامی نبودند!
میپرسید چرا!!!؟؟؟
زیرا کودکان بسیاری که در حکومت جمهوری اسلامی!! از مادرانی ایرانی (و پدری افغان) زاده شده و میشوند، ایرانی شمرده نمیشوند و همچنان فاقدِ شناسنامۀ کشورشان ایران هستند!
چه سخت است رنجِ بیشناسنامه بودن را در طول سالهای کودکی، نوجوانی، جوانی، مدرسه، دانشگاه، اشتغال، ازدواج و... با خود داشتن و بر دوش کشیدن!
آیا این رویّه (: ایرانی ندانستنِ کسانی که در ایران از مادری ایرانی و پدری افغان زاده شدهاند، و همزمان ایرانی شمردنِ کسانی که در ایران از پدری ایرانی و مادری افغان زاده شدهاند) امتداد همان جاهلیّتی که پیامبر گرامی را اَبتر و بیپُشت میخواند نیست!؟
آیا با زبان بیزبانی شعار جاهلیّت عملاً تکرار نمیشود!؟
روایت شده که هارون الرشيد از امام موسي كاظم پرسيد: چگونه خود را فرزند پيامبر ميدانيد با آنكه شما فرزند علي هستيد و نسبت فرزندي از راه پدر معتبر است، نه مادر؟ امام كاظم اين آيه را خواند: و از فرزندان او (ابراهيم)... زكريا و يحيی و عيسی [را هدايت كرديم] كه همه آنان از شايستگان بودند (انعام ۸۴) با آنكه عيسی پدر نداشت، بلكه نسبش از طريق مادر (مریم) به پيامبران پيش از خود و به ابراهيم میرسيد، همين گونه فرزندي ما نسبت به پيامبر، از طريق مادرمان زهرا است
Telegram.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
نقدی بر «ایام روزهداری: ماهی سه روز، در سال ۳۶ روز»/ معین مشکات ۱۳۹۷.۰۳.۲۸
اختصاصی شبکه اجتهاد:
پژوهشگر محترم، جناب امیرحسین ترکاشوند اخیراً نظری در باب روزهداری مطرح کرده و بازخوانیای در آیات روزه صورت داده است که بهطور خلاصه بیان میدارد ایام روزهداری جمعاً ۳۶ روز در سال است که بهشکل «سه روز در هر ماه» ادا میشود و این همان معنای عبارت «ایاماً معدودات» در آیۀ ۱۸۴ میباشد که راجع به مدت روزهداری ذکر شده. همچنین این حکم یک واجب تخییریست و بهغیر از سهروز مربوط به ماه رمضان در مابقی ماهها فرد مختار است که مابین روزه گرفتن یا غذا دادن به فقیر یکی را انتخاب کند و این معنای عبارت «یطیقونه» بهکار رفته در آیه است.
اگر آقای ترکاشوند اذعان میداشت که این نظریه ابتکار ایشان است، من منتظر میماندم تا استدلالات ایشان را برای مخالفت با اجماع امت در تفسیر این آیه بشنوم و با دلیلهای مفسران قرآن سبک-سنگین کنم؛ چرا که نظریۀ ابداعی و شاذ را به صرف شاذ بودناش محکوم نمیدانم. اما ایشان بیان داشته که این نظر نویی نیست و مفسران متقدم آن را ذکر کردهاند.
آقای ترکاشوند در شرح معنای «ایاماً معدودات» که بهنظر ایشان حاکی از سه روز در هرماه است و در شرح عبارت «یطیقونه» که به گفتۀ ایشان تخییری بودن وجوب روزه (جز سه روز رمضان) را افاده میکند، از باب مثال به تفسیرهایی ارجاع داده است. اکنون من نیز تنها به متن همان کتابهایی که ایشان نامآورده ارجاع میکنم تا نشان بدهم که هیچیک از تفسیرهای نامبرده نظر ایشان را تأیید نمیکنند و سخنی متفاوت از نظریۀ مطرحشدۀ ایشان بیان میدارند.
توضیح آنکه آنچه این تفسیرها ذکر کردهاند اشاره به یک قول تفسیریست که ادعای وجود یک حکم نَسخیده در صدراسلام را دارد؛ در واقع تمام این قول (که صحت آن نیز محل سؤال است) میگوید که در صدر اسلام حکم روزهداری سه روز از هر ماه بود و این همان معنای «ایاماً معدودات» است که سپس این حکم روزهداری «سهروز در ماه» با وجوب روزۀ ماه رمضان نَسخید (یعنی آنچه مورد نسخ قرار گرفت، همین ایام “سه روز در هر ماه” است.) و روزهداری در ماه رمضان جای این حکم را گرفت و نسخ (طبق این قول) از عبارت «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» در آیۀ بعدی برمیآید. قول مشهور دربارۀ «ایاماً معدودات» نیز همان “کل ماه رمضان” است که نسخ را در این آیات نمیپذیرد.
و در باب «یطیقونه» نیزنظرات مختلفی مطرح شده که دراینجا نیز کسانی که تخییر مابین روزهداری و اطعام مسکین را آوردهاند آن را مرتبط با همان حکم نسخشده میدانند. یا آنکه آن را حکم خاص و مرتبط با بیمار و پیر و… میشمارند. اکنون به متن کتابهای مورد اشارۀ ایشان ارجاع خواهم داد: ...
حاصل اینکه کسی از مفسران مورد اشارۀ آقای ترکاشوند نگفته روزۀ قرآنی سه روزدر هر ماه است؛ بلکه یکی از قولهایی که این مفسران در تفسیر خود به آنها پرداختهاند آن است که حکم روزه در ابتدای اسلام سه روز در هر ماه بوده و سپس نسخ شده و جای خود را به روزۀ ماه رمضان داده است. بنابراین حتی اگر نقدهای وارده از سوی مرحوم علامه بر این قول تفسیری را نپذیریم و همچنان به آن قائل باشیم، باید دانست که نسخ این عبادت از سوی خود خداوند صورت گرفته است.
نکتۀ دیگر راجع به ادعای تخییر در روزهداریست که مفسرانی که به این ادعا اعتنا کردهاند آن را به حکم قبل از نسخ بازگرداندهاند. تفاوت فقط در موضوع نسخ است که بعضی آن را «روزۀ سهروزه در هر ماه» برشمردهاند و بعضی افرادی خاص مانند زنان باردار و زنان شیرده. پس آنچه مورد استناد آقای ترکاشوند قرار گرفته مؤید نظریۀ ایشان نیست و ما یا باید به انتظار استنادات دقیقتری از کتابهای تفسیری بنشینیم که با دقت بیشتری مورد استفاده قرار بگیرند، یا به انتظار استدلالات درونمتنی محکم که بتواند در مقام معارضه با نظرات مفسران (که احتمالاً شامل همۀ مفسران مسلمان میشود) با قوت به پیش بیاید و نظرات آنان و روایاتی که روزه را سیروز برشمردهاند ابطال کند ...
متن کامل نقد:
http://ijtihadnet.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%8C-%D8%AF/
▪️توضیح ترکاشوند:
یا من منظورم را خوب نرساندم و یا ایشان خوب دقت نکرده زیرا آنچه در این بازخوانی گفتم و ایشان چکیدۀ آن را در آغاز نقدش با دقت برشمرد، دقیقاً ابتکار خودم بوده و نه نظر مفسران متقدم!!؛ هر چند از فهم ایشان در تشخیص معنای بخشهایی از آیه کمک گرفتم ولی تفسیر نهایی و جمعبندی مربوط به آنان نیست.
به عبارت دیگر این نقد، بر فرضی اساساً نادرست تنظیم شده است.
با چند یادداشت در سال آینده، روشنگری بیشتری خواهد شد
T.me/baznegari
.
.
اختصاصی شبکه اجتهاد:
پژوهشگر محترم، جناب امیرحسین ترکاشوند اخیراً نظری در باب روزهداری مطرح کرده و بازخوانیای در آیات روزه صورت داده است که بهطور خلاصه بیان میدارد ایام روزهداری جمعاً ۳۶ روز در سال است که بهشکل «سه روز در هر ماه» ادا میشود و این همان معنای عبارت «ایاماً معدودات» در آیۀ ۱۸۴ میباشد که راجع به مدت روزهداری ذکر شده. همچنین این حکم یک واجب تخییریست و بهغیر از سهروز مربوط به ماه رمضان در مابقی ماهها فرد مختار است که مابین روزه گرفتن یا غذا دادن به فقیر یکی را انتخاب کند و این معنای عبارت «یطیقونه» بهکار رفته در آیه است.
اگر آقای ترکاشوند اذعان میداشت که این نظریه ابتکار ایشان است، من منتظر میماندم تا استدلالات ایشان را برای مخالفت با اجماع امت در تفسیر این آیه بشنوم و با دلیلهای مفسران قرآن سبک-سنگین کنم؛ چرا که نظریۀ ابداعی و شاذ را به صرف شاذ بودناش محکوم نمیدانم. اما ایشان بیان داشته که این نظر نویی نیست و مفسران متقدم آن را ذکر کردهاند.
آقای ترکاشوند در شرح معنای «ایاماً معدودات» که بهنظر ایشان حاکی از سه روز در هرماه است و در شرح عبارت «یطیقونه» که به گفتۀ ایشان تخییری بودن وجوب روزه (جز سه روز رمضان) را افاده میکند، از باب مثال به تفسیرهایی ارجاع داده است. اکنون من نیز تنها به متن همان کتابهایی که ایشان نامآورده ارجاع میکنم تا نشان بدهم که هیچیک از تفسیرهای نامبرده نظر ایشان را تأیید نمیکنند و سخنی متفاوت از نظریۀ مطرحشدۀ ایشان بیان میدارند.
توضیح آنکه آنچه این تفسیرها ذکر کردهاند اشاره به یک قول تفسیریست که ادعای وجود یک حکم نَسخیده در صدراسلام را دارد؛ در واقع تمام این قول (که صحت آن نیز محل سؤال است) میگوید که در صدر اسلام حکم روزهداری سه روز از هر ماه بود و این همان معنای «ایاماً معدودات» است که سپس این حکم روزهداری «سهروز در ماه» با وجوب روزۀ ماه رمضان نَسخید (یعنی آنچه مورد نسخ قرار گرفت، همین ایام “سه روز در هر ماه” است.) و روزهداری در ماه رمضان جای این حکم را گرفت و نسخ (طبق این قول) از عبارت «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه» در آیۀ بعدی برمیآید. قول مشهور دربارۀ «ایاماً معدودات» نیز همان “کل ماه رمضان” است که نسخ را در این آیات نمیپذیرد.
و در باب «یطیقونه» نیزنظرات مختلفی مطرح شده که دراینجا نیز کسانی که تخییر مابین روزهداری و اطعام مسکین را آوردهاند آن را مرتبط با همان حکم نسخشده میدانند. یا آنکه آن را حکم خاص و مرتبط با بیمار و پیر و… میشمارند. اکنون به متن کتابهای مورد اشارۀ ایشان ارجاع خواهم داد: ...
حاصل اینکه کسی از مفسران مورد اشارۀ آقای ترکاشوند نگفته روزۀ قرآنی سه روزدر هر ماه است؛ بلکه یکی از قولهایی که این مفسران در تفسیر خود به آنها پرداختهاند آن است که حکم روزه در ابتدای اسلام سه روز در هر ماه بوده و سپس نسخ شده و جای خود را به روزۀ ماه رمضان داده است. بنابراین حتی اگر نقدهای وارده از سوی مرحوم علامه بر این قول تفسیری را نپذیریم و همچنان به آن قائل باشیم، باید دانست که نسخ این عبادت از سوی خود خداوند صورت گرفته است.
نکتۀ دیگر راجع به ادعای تخییر در روزهداریست که مفسرانی که به این ادعا اعتنا کردهاند آن را به حکم قبل از نسخ بازگرداندهاند. تفاوت فقط در موضوع نسخ است که بعضی آن را «روزۀ سهروزه در هر ماه» برشمردهاند و بعضی افرادی خاص مانند زنان باردار و زنان شیرده. پس آنچه مورد استناد آقای ترکاشوند قرار گرفته مؤید نظریۀ ایشان نیست و ما یا باید به انتظار استنادات دقیقتری از کتابهای تفسیری بنشینیم که با دقت بیشتری مورد استفاده قرار بگیرند، یا به انتظار استدلالات درونمتنی محکم که بتواند در مقام معارضه با نظرات مفسران (که احتمالاً شامل همۀ مفسران مسلمان میشود) با قوت به پیش بیاید و نظرات آنان و روایاتی که روزه را سیروز برشمردهاند ابطال کند ...
متن کامل نقد:
http://ijtihadnet.ir/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B3%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%8C-%D8%AF/
▪️توضیح ترکاشوند:
یا من منظورم را خوب نرساندم و یا ایشان خوب دقت نکرده زیرا آنچه در این بازخوانی گفتم و ایشان چکیدۀ آن را در آغاز نقدش با دقت برشمرد، دقیقاً ابتکار خودم بوده و نه نظر مفسران متقدم!!؛ هر چند از فهم ایشان در تشخیص معنای بخشهایی از آیه کمک گرفتم ولی تفسیر نهایی و جمعبندی مربوط به آنان نیست.
به عبارت دیگر این نقد، بر فرضی اساساً نادرست تنظیم شده است.
با چند یادداشت در سال آینده، روشنگری بیشتری خواهد شد
T.me/baznegari
.
.
شبکه اجتهاد
نقدی بر «ایام روزهداری: ماهی سه روز، در سال ۳۶ روز»/ معین مشکات - شبکه اجتهاد
اختصاصی شبکه اجتهاد: پژوهشگر محترم، جناب امیرحسین ترکاشوند اخیراً نظری در باب روزهداری مطرح کرده و بازخوانیای در آیات روزه صورت داده است که بهطور خلاصه بیان میدارد ایام روزهداری جمعاً ۳۶ روز در سال است که بهشکل «سه روز در هر ماه» ادا میشود و این همان…
کشف حجابِ طاهره سرانجام جایز شمرده شد
(گاهی به گذشتهات نگاه کن؛ بخش ۲)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۹
همه میدانید زنان در عصر قاجار چگونه خود را میپوشاندند و دستِکم از طریق سریالهایی که آن دوران تا اواسط عصر رضاشاه را به تصویر کشیده، با حجاب عصر قجری (که علاوه بر چادری کاملاً پوشا همچنین از پردهای (=حجابی) آویزان بر روی چهره ،یعنی پوشیه یا روبنده، استفاده میکردند) آشنا هستید. این پرده! ناموس دین و حفاظت از آن، جدیترین دغدغۀ متدینان آن دوران بود.
گذشته از این پوشش غلیظ، اساساً زنان، پردهنشین و در اندرونی بودند و نه تنها هیچ حضور اجتماعی نداشتند بلکه به ندرت از خانه بیرون میرفتند و به اصطلاح آفتاب مهتاب ندیده بودند و این ویژگی! ارزش به شمار میآمد.
بانو زرینتاج قزوینی ملقب و متخلص به طاهره، نخستین زنی در آغاز دوران معاصر بود که در آن تنگنای غلیظ و نفَسگیر،
هم سنّت غلطِ پردهنشینی را شکست ، به تحصیل علوم دینی/رایج پرداخت و فعال جامعه شد
و هم بدتر از آن، اینکه چندان اعتنایی به استفاده از آن پرده/حجاب (یعنی روبند و پوشیه) از خود نشان نداد و با چهرۀ نمایان! و بیپوشیه دیده شد! و به دنبال همین امر، برخی متشرعان از آن زمان تاکنون (اکثراً بیتوجه به شرایطی که طاهره در آن میزیست و غافل از کمّوکیفِ اقدام وی) انواع تهمتهای اخلاقی و جنسی! را نثار آن بانوی شاعر و فعال کردند تا دِینِ خود را به حدیث غلطِ باهتوهم (:لجنمالی مخالفان) ادا کرده باشند.
طاهره استفاده از پوشیه را شرعاً لازم نمیدانست و به همین خاطر مبادرت به کشفِ آن کرد و با این کارش تهمتها را به سوی خود روانه ساخت تا اینکه یکصد سال پس از وی مرتضی مطهری فقیه حوزوی و یکی از معلمان انقلاب اسلامی ایران، با نگارش کتاب و ذکر ادلۀ دینی:
نه تنها پوشیه را لازم ندانست
بلکه حتی چادر را هم واجب قلمداد نکرد
امروز نه طاهره حضور دارد و نه ابلاغ رضاشاه ملاک است بلکه برعکس در فضای موجود جمهوری اسلامی، پوشیدگیِ بیشتر و هرچه بیشتر و بیشتر، امتیاز و ارزش به حساب میآید، با این وجود حتّی یک دههزارمِ عموم زنان و نیز حتی یک صدم طلابِ زن یا همسر روحانیون، حاضر نیستند به پوششی که طاهره آن را کنار گذاشت بازگردند و با روبنده بیرون آیند.
پس بد نیست گاهگاهی به گذشتهمان بنگریم که چرا پیشگامی چون او که اینک همه چون اویند را مورد بیمهری قرار میدادیم و همچنان با اعتماد به نفسِ عجیب، از تاریخ خود شرمنده نیستیم
(گفتنی است در این یادداشت، کاری به دیگر ایدههای طاهره: وقوع ظهور، بابیگری، نوسازی شریعت و... نداریم گرچه مطمئنیم تنگناهای وحشتناک بر علیه زنان، در آن رویکردها بیتأثیر نبوده است).
@baznegari
.........................
ترانهای از سرودههای طاهره:
http://dl2.sarimusic.net/Old/1396/08/15/Ho/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/11Shifte%20Bala.mp3
.
.
(گاهی به گذشتهات نگاه کن؛ بخش ۲)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۷/۱۲/۱۹
همه میدانید زنان در عصر قاجار چگونه خود را میپوشاندند و دستِکم از طریق سریالهایی که آن دوران تا اواسط عصر رضاشاه را به تصویر کشیده، با حجاب عصر قجری (که علاوه بر چادری کاملاً پوشا همچنین از پردهای (=حجابی) آویزان بر روی چهره ،یعنی پوشیه یا روبنده، استفاده میکردند) آشنا هستید. این پرده! ناموس دین و حفاظت از آن، جدیترین دغدغۀ متدینان آن دوران بود.
گذشته از این پوشش غلیظ، اساساً زنان، پردهنشین و در اندرونی بودند و نه تنها هیچ حضور اجتماعی نداشتند بلکه به ندرت از خانه بیرون میرفتند و به اصطلاح آفتاب مهتاب ندیده بودند و این ویژگی! ارزش به شمار میآمد.
بانو زرینتاج قزوینی ملقب و متخلص به طاهره، نخستین زنی در آغاز دوران معاصر بود که در آن تنگنای غلیظ و نفَسگیر،
هم سنّت غلطِ پردهنشینی را شکست ، به تحصیل علوم دینی/رایج پرداخت و فعال جامعه شد
و هم بدتر از آن، اینکه چندان اعتنایی به استفاده از آن پرده/حجاب (یعنی روبند و پوشیه) از خود نشان نداد و با چهرۀ نمایان! و بیپوشیه دیده شد! و به دنبال همین امر، برخی متشرعان از آن زمان تاکنون (اکثراً بیتوجه به شرایطی که طاهره در آن میزیست و غافل از کمّوکیفِ اقدام وی) انواع تهمتهای اخلاقی و جنسی! را نثار آن بانوی شاعر و فعال کردند تا دِینِ خود را به حدیث غلطِ باهتوهم (:لجنمالی مخالفان) ادا کرده باشند.
طاهره استفاده از پوشیه را شرعاً لازم نمیدانست و به همین خاطر مبادرت به کشفِ آن کرد و با این کارش تهمتها را به سوی خود روانه ساخت تا اینکه یکصد سال پس از وی مرتضی مطهری فقیه حوزوی و یکی از معلمان انقلاب اسلامی ایران، با نگارش کتاب و ذکر ادلۀ دینی:
نه تنها پوشیه را لازم ندانست
بلکه حتی چادر را هم واجب قلمداد نکرد
امروز نه طاهره حضور دارد و نه ابلاغ رضاشاه ملاک است بلکه برعکس در فضای موجود جمهوری اسلامی، پوشیدگیِ بیشتر و هرچه بیشتر و بیشتر، امتیاز و ارزش به حساب میآید، با این وجود حتّی یک دههزارمِ عموم زنان و نیز حتی یک صدم طلابِ زن یا همسر روحانیون، حاضر نیستند به پوششی که طاهره آن را کنار گذاشت بازگردند و با روبنده بیرون آیند.
پس بد نیست گاهگاهی به گذشتهمان بنگریم که چرا پیشگامی چون او که اینک همه چون اویند را مورد بیمهری قرار میدادیم و همچنان با اعتماد به نفسِ عجیب، از تاریخ خود شرمنده نیستیم
(گفتنی است در این یادداشت، کاری به دیگر ایدههای طاهره: وقوع ظهور، بابیگری، نوسازی شریعت و... نداریم گرچه مطمئنیم تنگناهای وحشتناک بر علیه زنان، در آن رویکردها بیتأثیر نبوده است).
@baznegari
.........................
ترانهای از سرودههای طاهره:
http://dl2.sarimusic.net/Old/1396/08/15/Ho/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/Houshmand%20Aghili%20-%20Bordi%20Az%20Yadam/11Shifte%20Bala.mp3
.
.
کشورداری یا اُمّتپروری و توسعه نفوذ؟
نهیب امام رضا به مأمون والی مسلمین:
ای امیر! چرا دلخوش به موفقیتهای برونمرزی، و بیتوجه به معیشت و مشکلات مردمِ خودت هستی؛ از این فخرها دست بردار، به کشورت بازگرد و به درد مردم خودت برس:
«··· فجاء المأمون و معه کتابٌ طویلٌ فأَراد الرضا (ع) أنیقومَ فأقْسمَ علیهِ الْمأْمون بحقّ رسولالله (ص) ألّا یَقومَ إِلیه ثم جاء حتى انکبّ على أبیالحسن (ع) و قبّل وجهه و قعد بین یدیه على وسادة فقرأ ذلک الکتاب علیه فإذا هو فتح لبعض قُرى کابل فیه: إنا فتحنا قریة کذا وکذا؛ فلما فرغ قال له الرضا (ع): وسرّک فتح قریة من قرى الشرک فقال له المأمون: أو لیس فی ذلک سرور؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین اتق الله فی أمة محمد (ص) وما ولّاک الله من هذا الأمر وخصّک به فإنک قد ضیّعت أمور المسلمین وفوّضت ذلک إلى غیرک یحكم فیهم بغیر حکم الله وقعدت فی هذه البلاد وترکت بیت الهجرة ومهبط الوحی وإنّ المهاجرین والأنصار یُظلمون دونک ولا یرقبون فی مؤمن إلّا ولا ذمّة ویأتی على المظلوم دهرٌ یتعب فیه نفسه ویعجز عن نفقته فلا یجد مَن یشكو إلیه حاله ولا یصل إلیک فاتق الله یا أمیر المؤمنین فی أمور المسلمین وارجع إلى بیت النبوة ومعدن المهاجرین والأنصار أما علمت یا أمیرالمؤمنین أنّ والی المسلمین مثل العمود فی وسط الفسطاط من أراده أخذه قال المأمون یا سیدی فما ترى قال أرى أنتخرج من هذه البلاد و تتحوّل إلى موضع آبائک وأجدادک وتنظر فی أمور المسلمین ولا تكلهم إلى غیرک فإنّ الله تعالی سائلک عمّا ولّاک فقام المأمون فقال: نِعمَ ما قلت یا سیدی، هذا هو الرأی ...»
از روی این روایت سه بار نه، سی بار بنویس و ترجمهاش را جمله به جمله و کلمه به کلمه پیدا کن
.......
توجه
ترجمه روایت بالا به شرح زیر، همراه با دو نکته کوتاه (امروز ۱۴۰۱/۳/۲۲) به این یادداشت قدیمی افزوده شد:
《... مأمون با نامهای بلند که در دست داشت وارد شد، حضرت [رضا] خواست برخیزد و احترام کند مأمون قسم داد که تو را به حق پیغمبر (ص) بلند نشو؛ آنگاه آمد و خود را به حضرت رسانید و روی او را بوسید و در مقابلش روی تشک نشست، و نامه را خواند و در آن خبرِ فتح پارهای از قریههای کابل بود و نوشته بود که ما قلعه فلان را گشودیم و چنان و چنین نمودیم ... وقتی خواندن نامه را تمام کرد حضرت به او فرمود: آیا فتح قریهای از قریههای مشرکین تو را خشنود میکند؟ مأمون گفت: آیا این پیروزی خوشحال کننده نیست؟ امام فرمود: ای امیر! از خدا بترس و امّت محمد و مأموریتی که خدا به تو داده را در نظر بیاور و فراموش مکن! سرزمینهایی که بر آنها حکومت داری ضایع گذاشتهای و به امورشان رسیدگی نمیکنی و آن را برعهده دیگران محوّل کردهای، و آنان بر این امت به خلاف آنچه خدا فرموده حکومت میکنند و به کلی از مدینهای که پیامبر به آن مهاجرت نمود غافل شدهای که آن سرزمین، جایگاه رحمت و نزول وحی الهی است و اولاد مهاجر و انصار در آنجا مظلوم واقع شدهاند و با بودن تو به آنان مرتب ظلم و ستم میشود و دادرسی ندارند و کسانی که بر آنان مسلط میباشند ملاحظه و رعایت هیچگونه پیمان و عهدی نه با خدا و نه با خلق نمیکنند و روزگاری بر مردم مظلوم آن سرزمین میگذرد که کاملا در مشقت و بدبختی میگذرانند و از نفقه و مخارج خود عاجزند و کسی را ندارند یا نمییابند که شکایتِ حال پریشان خود را به او ببرند، و دست آنان به دامن امیر نمیرسد. ای امیر! از خدا بترس و به امور مسلمانان رسیدگی نما، و نظری به خانه نبوت و مرکز مهاجرین و انصار بینداز، آیا نمیدانی ای امیر که والی و سرپرستِ مسلمین حکمش حکم عمود خیمه است، هرکس قصد برانداری آن خیمه را دارد اول عمود را میاندازد؟ مأمون عرض کرد: ای سیّد من! اکنون چه کنم، نظر شما چیست؟ امام فرمودند: نظر من این است که از این سرزمین بیرون روی و در مرکزی که پدرانت در آنجا بودند اقامت کنی و در آنجا به امور مسلمانان رسیدگی کنی، و آنان را به دیگران وانگذاری، زیرا خداوند تعالی از کارهای تو خواهد پرسید. مأمون برخاست و عرض کرد: نظر شما درست و پسندیده و صحیح است، و بیرون رفت و ...》(عیون اخبار الرضا ج ۲ باب ۴۰ ح ۲۳ ص ۱۶۹ ترجمه محمد رحمتی شهرضا).
۱- اگر میگذاشتند به رهنمود امام رضا عمل شود و از گسترش نظامی اسلام چشمپوشی میشد شاید امروز طالبان بر گرده مردم کابل و افغانستان سوار نبود
۲- در شرایط کنونی کشور که اولویت حکومتمان تمرکزِ اکید بر بیرون مرزها و توسعه نفوذ و حضور است و احساس عمومی آن است که مردم و رفاه و آرامشِ پایدارشان در معادلات کلان، موضوعیتِ ویژه و چندانی ندارد، خواندن روایت بالا توصیه میشود
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۲/۲۰:
T.me/baznegari/379
نهیب امام رضا به مأمون والی مسلمین:
ای امیر! چرا دلخوش به موفقیتهای برونمرزی، و بیتوجه به معیشت و مشکلات مردمِ خودت هستی؛ از این فخرها دست بردار، به کشورت بازگرد و به درد مردم خودت برس:
«··· فجاء المأمون و معه کتابٌ طویلٌ فأَراد الرضا (ع) أنیقومَ فأقْسمَ علیهِ الْمأْمون بحقّ رسولالله (ص) ألّا یَقومَ إِلیه ثم جاء حتى انکبّ على أبیالحسن (ع) و قبّل وجهه و قعد بین یدیه على وسادة فقرأ ذلک الکتاب علیه فإذا هو فتح لبعض قُرى کابل فیه: إنا فتحنا قریة کذا وکذا؛ فلما فرغ قال له الرضا (ع): وسرّک فتح قریة من قرى الشرک فقال له المأمون: أو لیس فی ذلک سرور؟ فقال: یا أمیرالمؤمنین اتق الله فی أمة محمد (ص) وما ولّاک الله من هذا الأمر وخصّک به فإنک قد ضیّعت أمور المسلمین وفوّضت ذلک إلى غیرک یحكم فیهم بغیر حکم الله وقعدت فی هذه البلاد وترکت بیت الهجرة ومهبط الوحی وإنّ المهاجرین والأنصار یُظلمون دونک ولا یرقبون فی مؤمن إلّا ولا ذمّة ویأتی على المظلوم دهرٌ یتعب فیه نفسه ویعجز عن نفقته فلا یجد مَن یشكو إلیه حاله ولا یصل إلیک فاتق الله یا أمیر المؤمنین فی أمور المسلمین وارجع إلى بیت النبوة ومعدن المهاجرین والأنصار أما علمت یا أمیرالمؤمنین أنّ والی المسلمین مثل العمود فی وسط الفسطاط من أراده أخذه قال المأمون یا سیدی فما ترى قال أرى أنتخرج من هذه البلاد و تتحوّل إلى موضع آبائک وأجدادک وتنظر فی أمور المسلمین ولا تكلهم إلى غیرک فإنّ الله تعالی سائلک عمّا ولّاک فقام المأمون فقال: نِعمَ ما قلت یا سیدی، هذا هو الرأی ...»
از روی این روایت سه بار نه، سی بار بنویس و ترجمهاش را جمله به جمله و کلمه به کلمه پیدا کن
.......
توجه
ترجمه روایت بالا به شرح زیر، همراه با دو نکته کوتاه (امروز ۱۴۰۱/۳/۲۲) به این یادداشت قدیمی افزوده شد:
《... مأمون با نامهای بلند که در دست داشت وارد شد، حضرت [رضا] خواست برخیزد و احترام کند مأمون قسم داد که تو را به حق پیغمبر (ص) بلند نشو؛ آنگاه آمد و خود را به حضرت رسانید و روی او را بوسید و در مقابلش روی تشک نشست، و نامه را خواند و در آن خبرِ فتح پارهای از قریههای کابل بود و نوشته بود که ما قلعه فلان را گشودیم و چنان و چنین نمودیم ... وقتی خواندن نامه را تمام کرد حضرت به او فرمود: آیا فتح قریهای از قریههای مشرکین تو را خشنود میکند؟ مأمون گفت: آیا این پیروزی خوشحال کننده نیست؟ امام فرمود: ای امیر! از خدا بترس و امّت محمد و مأموریتی که خدا به تو داده را در نظر بیاور و فراموش مکن! سرزمینهایی که بر آنها حکومت داری ضایع گذاشتهای و به امورشان رسیدگی نمیکنی و آن را برعهده دیگران محوّل کردهای، و آنان بر این امت به خلاف آنچه خدا فرموده حکومت میکنند و به کلی از مدینهای که پیامبر به آن مهاجرت نمود غافل شدهای که آن سرزمین، جایگاه رحمت و نزول وحی الهی است و اولاد مهاجر و انصار در آنجا مظلوم واقع شدهاند و با بودن تو به آنان مرتب ظلم و ستم میشود و دادرسی ندارند و کسانی که بر آنان مسلط میباشند ملاحظه و رعایت هیچگونه پیمان و عهدی نه با خدا و نه با خلق نمیکنند و روزگاری بر مردم مظلوم آن سرزمین میگذرد که کاملا در مشقت و بدبختی میگذرانند و از نفقه و مخارج خود عاجزند و کسی را ندارند یا نمییابند که شکایتِ حال پریشان خود را به او ببرند، و دست آنان به دامن امیر نمیرسد. ای امیر! از خدا بترس و به امور مسلمانان رسیدگی نما، و نظری به خانه نبوت و مرکز مهاجرین و انصار بینداز، آیا نمیدانی ای امیر که والی و سرپرستِ مسلمین حکمش حکم عمود خیمه است، هرکس قصد برانداری آن خیمه را دارد اول عمود را میاندازد؟ مأمون عرض کرد: ای سیّد من! اکنون چه کنم، نظر شما چیست؟ امام فرمودند: نظر من این است که از این سرزمین بیرون روی و در مرکزی که پدرانت در آنجا بودند اقامت کنی و در آنجا به امور مسلمانان رسیدگی کنی، و آنان را به دیگران وانگذاری، زیرا خداوند تعالی از کارهای تو خواهد پرسید. مأمون برخاست و عرض کرد: نظر شما درست و پسندیده و صحیح است، و بیرون رفت و ...》(عیون اخبار الرضا ج ۲ باب ۴۰ ح ۲۳ ص ۱۶۹ ترجمه محمد رحمتی شهرضا).
۱- اگر میگذاشتند به رهنمود امام رضا عمل شود و از گسترش نظامی اسلام چشمپوشی میشد شاید امروز طالبان بر گرده مردم کابل و افغانستان سوار نبود
۲- در شرایط کنونی کشور که اولویت حکومتمان تمرکزِ اکید بر بیرون مرزها و توسعه نفوذ و حضور است و احساس عمومی آن است که مردم و رفاه و آرامشِ پایدارشان در معادلات کلان، موضوعیتِ ویژه و چندانی ندارد، خواندن روایت بالا توصیه میشود
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۷/۱۲/۲۰:
T.me/baznegari/379
Telegram
کانال بازنگری
کشورداری یا اُمّتپروری و توسعه نفوذ؟
نهیب امام رضا به مأمون والی مسلمین:
ای امیر! چرا دلخوش به موفقیتهای برونمرزی، و بیتوجه به معیشت و مشکلات مردمِ خودت هستی؛ از این فخرها دست بردار، به کشورت بازگرد و به درد مردم خودت برس:
«··· فجاء المأمون و معه کتابٌ…
نهیب امام رضا به مأمون والی مسلمین:
ای امیر! چرا دلخوش به موفقیتهای برونمرزی، و بیتوجه به معیشت و مشکلات مردمِ خودت هستی؛ از این فخرها دست بردار، به کشورت بازگرد و به درد مردم خودت برس:
«··· فجاء المأمون و معه کتابٌ…
پروین و حجابِ قجری
(به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی)
امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
@baznegari
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.
چنانکه از تاریخ ولادت تا مرگ وی پیداست او در بطن و متن دورانِ گذار از حجاب عصر قجری به پوشش جدید قرار داشته و هر دو نوع پوشش را در ادوار زندگیاش تجربه کرده است:
الف- ترسیم پوشش نوجوانیِ پروین از سوی شهریار:
محمدحسین شهریار شاعر نامور معاصر ایران، که در سنین نوجوانیِ پروین با او آشنا شده بود، شعر بلندی (در سبک شعر نو) در بارۀ او سرود:
به راستی که یکی از نوابغ ادب است
میان شاعره ها تا کنون نظیرش نیست
......
به یادم است که او شاعر شهیری بود
قصایدش به مجلات منتشر میشد
ولی کسی نه گمان داشت کو زنی باشد
.....
به یادم است که عصر دوشنبهها گاهی
در آن اطاق خصوصی اعتصام الملک
مجالس ادبی نیز پیش میآمد
به یادم است که استاد نامدار بهار
مرا به همراۀ خود بار اول آنجا برد
....
از آن پس من و او آشنای هم بودیم
خیال میکنم او بیست سال کمتر داشت
هزار و سه صد و دو یا سه ، او محصل بود
هنوز کالج و دارالمعلمین میدید
کتب زیر بغل داشت در ورود از در
به زیر «چادر مشکی و پیچه»!، ماهی بود
🔸مراد از پیچه٬ روبنده است. بنابراین پروین در دوران دانشجویی و اوان جوانی ملبّس به حجاب عصر قجری یعنی چادر مشکی و روبنده بود.
ب- اعتراض شدید پروین به حجاب و تنگناهای قجری:
پروین در شعری موسوم به "زن در ایران" به روشنی پرده از محرومیتها و انزوای وصفناشدنیِ زنان در آغاز قرن معاصر برمیدارد. چنین پیداست که از گشایشها در این باره استقبال داشته و بر رعایت تقوی تأکید میکند. ملاحظه کنید:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
دادخواهیهای زن میماند عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود
زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
میوههای دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود
بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود
ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پردهپوش عیب نادانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود
زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود
اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان
زآن که میدانست کآنجا جای مهمانی نبود
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشهای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
«چادر پوسیده»!، بنیاد مسلمانی نبود
🔸مراد پروین از چادر پوسیده٬ عبارت از ترکیب چادر مشکی با پیچه/روبنده است که شهریار به آن اشاره داشت و برای اختصار، از کُل آن به چادر تعبیر کرد. چنین مینماید که پروین در ادامۀ زندگیاش مطابق محتوای این شعر، حجاب قجری را به کل کنار نهاده است
T.me/baznegari
.
.
(به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی)
امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
@baznegari
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.
چنانکه از تاریخ ولادت تا مرگ وی پیداست او در بطن و متن دورانِ گذار از حجاب عصر قجری به پوشش جدید قرار داشته و هر دو نوع پوشش را در ادوار زندگیاش تجربه کرده است:
الف- ترسیم پوشش نوجوانیِ پروین از سوی شهریار:
محمدحسین شهریار شاعر نامور معاصر ایران، که در سنین نوجوانیِ پروین با او آشنا شده بود، شعر بلندی (در سبک شعر نو) در بارۀ او سرود:
به راستی که یکی از نوابغ ادب است
میان شاعره ها تا کنون نظیرش نیست
......
به یادم است که او شاعر شهیری بود
قصایدش به مجلات منتشر میشد
ولی کسی نه گمان داشت کو زنی باشد
.....
به یادم است که عصر دوشنبهها گاهی
در آن اطاق خصوصی اعتصام الملک
مجالس ادبی نیز پیش میآمد
به یادم است که استاد نامدار بهار
مرا به همراۀ خود بار اول آنجا برد
....
از آن پس من و او آشنای هم بودیم
خیال میکنم او بیست سال کمتر داشت
هزار و سه صد و دو یا سه ، او محصل بود
هنوز کالج و دارالمعلمین میدید
کتب زیر بغل داشت در ورود از در
به زیر «چادر مشکی و پیچه»!، ماهی بود
🔸مراد از پیچه٬ روبنده است. بنابراین پروین در دوران دانشجویی و اوان جوانی ملبّس به حجاب عصر قجری یعنی چادر مشکی و روبنده بود.
ب- اعتراض شدید پروین به حجاب و تنگناهای قجری:
پروین در شعری موسوم به "زن در ایران" به روشنی پرده از محرومیتها و انزوای وصفناشدنیِ زنان در آغاز قرن معاصر برمیدارد. چنین پیداست که از گشایشها در این باره استقبال داشته و بر رعایت تقوی تأکید میکند. ملاحظه کنید:
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود
دادخواهیهای زن میماند عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود؛ چوپانی نبود
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود
زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوک هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
میوههای دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود
بهر زن تقلید تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود
ارزش پوشانده کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
سادگی و پاکی و پرهیز یک یک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن
زیور و زر، پردهپوش عیب نادانی نبود
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلوده دامانی نبود
زن چون گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود
اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان
زآن که میدانست کآنجا جای مهمانی نبود
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشهای و رهنوردی، جز پشیمانی نبود
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
«چادر پوسیده»!، بنیاد مسلمانی نبود
🔸مراد پروین از چادر پوسیده٬ عبارت از ترکیب چادر مشکی با پیچه/روبنده است که شهریار به آن اشاره داشت و برای اختصار، از کُل آن به چادر تعبیر کرد. چنین مینماید که پروین در ادامۀ زندگیاش مطابق محتوای این شعر، حجاب قجری را به کل کنار نهاده است
T.me/baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
سرودۀ زن در ایران، از پروین اعتصامی:
https://t.me/baznegari/380
https://t.me/baznegari/380
Telegram
کانال بازنگری
پروین و حجابِ قجری
(به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی)
امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
@baznegari
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم…
(به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی)
امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵
@baznegari
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم…
سه بیت آخر، از پروین نیست
کانال بازنگری: به دنبال انتشار یادداشتِ "پروین و حجاب قجری" (و در پی آن انتشار متن سرودۀ زن در ایران از پروین اعتصامی) پژوهشگر ارجمند سیداسدالله نورحسینی (ادیب و محقق) طیّ تماس تلفنی و ارسال یادداشت، انتساب سه بیت آخر از آن شعر به پروین را نادرست دانسته و چنین عنوان کردند که آن سه بیت که در تمجید از رضاشاه است احتمالاً توسط دوستداران آن شاه به شعر پروین افزوده شده! چرا که اولاً پروین رابطۀ خوبی با رضاشاه و دربار نداشت و ثانیاً در دیوان چاپشده توسط برادرِ پروین (ابوالفتح اعتصامی) که به سال ۱۳۱۴ بازمیگردد این شعر ۲۳ بیت دارد و فاقد سه بیت منسوب بوده و آخرین بیتش چنین است:
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف // چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود.
کانال بازنگری نیز یادداشت خود را تحت تأثیر این تماس و یادداشت، ویرایش کرد و تغییراتی در آن إعمال کرد و سه بیت مورد بحثِ زیر از یادداشت حذف گردید تا بحث تخصصی پیرامون آن به متخصصان شعر و ادب و تاریخ سپرده شود:
((خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود))
🔸متن یادداشت دریافتی از آقای نورحسینی:
استاد عزیزم جناب ترکاشوند سلام !
خدا قوت پسرم !
از مطالب ارسالی شما بسیار استفاده میکنم چرا که واقعا نوعی بازنگری نسبت به بسیاری از فروعاتی است که جای اصول را در اعتقادات ما گرفتهاند و این بازنگریها آگاهیهای لازم را میدهند و چشم ما را دراین روزگار وانفسا تا حدی باز میکنند
امروز قصیدهای زیبا و تأمل برانگیز از پروین اعتصامی به مناسبت تولد او فرستادید که خیلی بجا بود که متاسفانه در بعضی از نسخههای سالهای اخیر چاپ نمیشود یعنی آن را کاملا حذف کردهاند ! !
کسانی که این قصیده را در نسخههای جدید حذف کردهاند کار کاملا ضد اخلاقی انجام دادهاند
بگذرم ، ، ، ، ،
قصیده جالبی که امروز در کانال فرستادید در نسخه اصلی آن ۲۳ بیت است که توسط برادرِ پروین یعنی (ابولفتح اعتصامی) در سال ۱۳۱۴ به چاپ رسیده و مرتب بدون حذف نقطه یا کلمهای تا به زمانیکه بنده در ۱۳۴۱ چاپ پنجم آنرا گرفتم چاپ شده است ،،
اما امروز به این قصیده سه بیت اضافه شده !! ، ، ، کاری که تازگیها بعضیها یاد گرفتند که علایق و خواستههای خود را از زبان بزرگان نقل میکنند که کاری است شدیدا ضد اخلاقی مثل آن ناشری که اصل قصیده رو از کل کتاب حذف میکند !!
چه فرقی این دو گروه باهم دارند؟!
ا، ، ، ، ، ، ،
این سه بیت آخر برای کسانی که با اشعار پروین انس دارند کاملا مشخص است که از پروین نیست حال و هوای اشعار پروین برای دوستدارانش کاملا مشخص است
پروین حرف دلش را در آخرین بیت این قصیده گفته:
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود !
ا×+×+×+×+×+
دوستدارِ ( خسرو ) ! دوستیش رو از زبان خودش بگه نه از زبان پروین که حاضر نبود تابع حاکم باشه !!
وبارها دعوت او رو رد کرد !!
...............................................
کانال بازنگری:
Telegram.me/baznegari
کانال بازنگری: به دنبال انتشار یادداشتِ "پروین و حجاب قجری" (و در پی آن انتشار متن سرودۀ زن در ایران از پروین اعتصامی) پژوهشگر ارجمند سیداسدالله نورحسینی (ادیب و محقق) طیّ تماس تلفنی و ارسال یادداشت، انتساب سه بیت آخر از آن شعر به پروین را نادرست دانسته و چنین عنوان کردند که آن سه بیت که در تمجید از رضاشاه است احتمالاً توسط دوستداران آن شاه به شعر پروین افزوده شده! چرا که اولاً پروین رابطۀ خوبی با رضاشاه و دربار نداشت و ثانیاً در دیوان چاپشده توسط برادرِ پروین (ابوالفتح اعتصامی) که به سال ۱۳۱۴ بازمیگردد این شعر ۲۳ بیت دارد و فاقد سه بیت منسوب بوده و آخرین بیتش چنین است:
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف // چادر پوسیده، بنیاد مسلمانی نبود.
کانال بازنگری نیز یادداشت خود را تحت تأثیر این تماس و یادداشت، ویرایش کرد و تغییراتی در آن إعمال کرد و سه بیت مورد بحثِ زیر از یادداشت حذف گردید تا بحث تخصصی پیرامون آن به متخصصان شعر و ادب و تاریخ سپرده شود:
((خسروا، دست توانای تو، آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
شه نمیشد گردر این گمگشته کشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود))
🔸متن یادداشت دریافتی از آقای نورحسینی:
استاد عزیزم جناب ترکاشوند سلام !
خدا قوت پسرم !
از مطالب ارسالی شما بسیار استفاده میکنم چرا که واقعا نوعی بازنگری نسبت به بسیاری از فروعاتی است که جای اصول را در اعتقادات ما گرفتهاند و این بازنگریها آگاهیهای لازم را میدهند و چشم ما را دراین روزگار وانفسا تا حدی باز میکنند
امروز قصیدهای زیبا و تأمل برانگیز از پروین اعتصامی به مناسبت تولد او فرستادید که خیلی بجا بود که متاسفانه در بعضی از نسخههای سالهای اخیر چاپ نمیشود یعنی آن را کاملا حذف کردهاند ! !
کسانی که این قصیده را در نسخههای جدید حذف کردهاند کار کاملا ضد اخلاقی انجام دادهاند
بگذرم ، ، ، ، ،
قصیده جالبی که امروز در کانال فرستادید در نسخه اصلی آن ۲۳ بیت است که توسط برادرِ پروین یعنی (ابولفتح اعتصامی) در سال ۱۳۱۴ به چاپ رسیده و مرتب بدون حذف نقطه یا کلمهای تا به زمانیکه بنده در ۱۳۴۱ چاپ پنجم آنرا گرفتم چاپ شده است ،،
اما امروز به این قصیده سه بیت اضافه شده !! ، ، ، کاری که تازگیها بعضیها یاد گرفتند که علایق و خواستههای خود را از زبان بزرگان نقل میکنند که کاری است شدیدا ضد اخلاقی مثل آن ناشری که اصل قصیده رو از کل کتاب حذف میکند !!
چه فرقی این دو گروه باهم دارند؟!
ا، ، ، ، ، ، ،
این سه بیت آخر برای کسانی که با اشعار پروین انس دارند کاملا مشخص است که از پروین نیست حال و هوای اشعار پروین برای دوستدارانش کاملا مشخص است
پروین حرف دلش را در آخرین بیت این قصیده گفته:
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده بنیاد مسلمانی نبود !
ا×+×+×+×+×+
دوستدارِ ( خسرو ) ! دوستیش رو از زبان خودش بگه نه از زبان پروین که حاضر نبود تابع حاکم باشه !!
وبارها دعوت او رو رد کرد !!
...............................................
کانال بازنگری:
Telegram.me/baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال بازنگری | ترکاشوند
پروین و حجابِ قجری (به مناسبت ۲۵ اسفند روز بزرگداشت پروین اعتصامی) امیر ترکاشوند٬ ۱۳۹۷/۱۲/۲۵ @baznegari رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد و در فروردین ۱۳۲۰ شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به…
یادداشت،👆 ویرایش شد و تغییراتی در آن إعمال شد
سروِ هزاران سالۀ ابرکوه (ابرقو)؛ منسوب به زرتشت @baznegari
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
سروِ هزاران سالۀ ابرکوه (ابرقو)؛ منسوب به زرتشت @baznegari
ای سروِ سبز فام و هزاران ساله!
نمیدانم چه نسبتی با او! داری؟
آیا او نهالت را کِشت یا نه بسیار پیش از او بودی و وی در سایهات تنهایی میگزید (چنانکه گویند پیامدارِ فرامرزیمان در حرا خلوت میگزید) یا هیچیک نیست و همه افسانه است و افسون؛
هرچه هست اما شادمانیم که نام آن پیامآورِ درونمرزیمان، در حافظه و ذهنها در کنار دعوت به "گفتار و کردار و پندارِ" نیک، در اُنس با درخت گره خورده و به نمادی از او درآمده
و چه ناشادیم که برخی، آن یک دگر پیامآور را، با وجودی که او نیز به تمامه درصدد جاهلیتزدایی و اصلاح کردار و اندیشه بود اما نامش را نه با درخت بل با شمشیر پیوند دادند
(ششم فروردین زادروز زرتشت)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۱/۰۵
https://t.me/baznegari/384
نمیدانم چه نسبتی با او! داری؟
آیا او نهالت را کِشت یا نه بسیار پیش از او بودی و وی در سایهات تنهایی میگزید (چنانکه گویند پیامدارِ فرامرزیمان در حرا خلوت میگزید) یا هیچیک نیست و همه افسانه است و افسون؛
هرچه هست اما شادمانیم که نام آن پیامآورِ درونمرزیمان، در حافظه و ذهنها در کنار دعوت به "گفتار و کردار و پندارِ" نیک، در اُنس با درخت گره خورده و به نمادی از او درآمده
و چه ناشادیم که برخی، آن یک دگر پیامآور را، با وجودی که او نیز به تمامه درصدد جاهلیتزدایی و اصلاح کردار و اندیشه بود اما نامش را نه با درخت بل با شمشیر پیوند دادند
(ششم فروردین زادروز زرتشت)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۱/۰۵
https://t.me/baznegari/384
ارگ کریمخان زند؛ وکیل الرعایا
شایعترین حسّی و سخنی که بر لب یا در ضمیرِ بسیاری از مردم هنگام مواجهه با تلاطماتِ تمامنشدنی اقتصادی ، یا فجایع مربوط به منابع طبیعی شکل میگیرد (و انگار نه انگار اتفاقی افتاده) این است که:
«مملکت صاحاب نداره»!
اجازه دهید این تلقی از اوضاع را به صورت زیر تصحیح و تکمیل کنم:
🔸آنجا که پای نظام! و انقلاب! ،ولو جزئیترین مطالبِ مربوط به آنها، در میان باشد، صاحاب دارد!! و ابداً بیصاحاب نیست.
و تازه در اینگونه موارد نه فقط رهبر بلکه بسیاری دیگر نیز پیدا میشوند که در قوارهٔ صاحبهای کوچکتر ظاهر شده و اجازه نمیدهند کوچکترین خطّ و خشی بر اندام انقلاب و نظام وارد آید.
رهبر به عنوان صاحب نظام نه فقط اجازهٔ ایجاد هیچ خشی بر نظام و انقلاب را نمیدهد بلکه سال به سال درخت نظام و انقلاب تناورتر شده و میشود. پیروزیهای منطقهای رهبری و ولایت، در بدترین شرایط تحریمی، گواه این روند رو به رشد است.
🔸اما آنجا که پای مردم (عموم مردم و نه صرفاً کسانی که نمازجمعه و راهپیمایی میروند) در میان باشد و یا پای زیستمحیطِ کشور در میان باشد، در اینجاست که جای خالی صاحب/صاحاب به وضوح حس میشود. در این مواقع مردم و منابع طبیعیشان بیپناه بوده و بلکه پناهشان در اوج بی کسی یک به یک تضعیف میشوند
لزوم شهروند محوری
گرچه نظام و انقلاب با پادشاهان، خوب نیست اما خوشبختانه دستِکم کریمخان زند را پذیرفته و همچنان نام خیابانی در شیراز و تهران و برخی دیگر از شهرها به نام او نامیده میشود. کریمخان زند ملقب به وکیل الرعایا بود.
در حالیکه در ارگ کریمخان قدم میزدم توجهم به همین لقب: "وکیل الرعایا" افتاد و با خود گفتم این نکته را در چهل سالگیِ تأسیس سلسلۀ فقها و استقرار جمهوری اسلامی بنویسم که: صاحب باید خود را صاحب هر دو بخش (چه نظام و انقلاب و چه به ویژه مردمِ هشتاد میلیونی و منابع طبیعیاش) بداند تا حسِّ بیصاحاب بودنِ مملکت، در سایۀ همین تکمیل رویکرد، زدوده شود.
بر این اساس به همان اندازه که فقیه سلسله نسبت به بند بندِ مسائل مربوط به نظام و انقلاب، احساس صاحب بودن دارد و ورودِ جدی میکند به همان اندازه باید نسبت به بند بندِ مسائل مربوط به عموم مردم و طبیعتشان احساس صاحب بودن نموده و ورودِ جدی کند.
از مزایای این رویکرد این است که مثلاً؛
پروندۀ سیل دروازه قرآنِ شیراز و نیز آق قلا با جدیّت و بیتعارف و البته به دور از هیاهو و صِرفِ شنیدهها تا آخر پیگیری شود: چه علتش محاسبات غیر علمی ارگانهای عمومی باشد چه علتش بیتوجهی نهادهای انقلابی باشد چه هیچکدام!
یا مثلاً به همان اندازه که فقیهِ سلسله از رفتن جوانان به مراسم اعتکاف خشنود میشود درست به همان اندازه و بلکه بیشتر، از مراسم شمع روشن کردن جوانان شیرازی در سوگ جانباختگان سیل اخیر استقبال کند
یا مثلاً همانطور که در پیِ برخی اخبار و نگرانیهای خاص، تاب بریده میشود و عمامه بر زمین کوفته میشود باید هزار برابرِ آن، از کاهش قدرت اقتصادی و خرید دهها میلیون نفر!!! نگران شد
آیا جز این است که اگر فرضاً خدا رسول جدیدی را در ایران میفرستاد، تمام همّ و غمِ او مصروفِ مردم و طبیعتش میشد!؟
امیر ترکاشوند، نهم فروردین ۱۳۹۸
https://t.me/baznegari/386
.
شایعترین حسّی و سخنی که بر لب یا در ضمیرِ بسیاری از مردم هنگام مواجهه با تلاطماتِ تمامنشدنی اقتصادی ، یا فجایع مربوط به منابع طبیعی شکل میگیرد (و انگار نه انگار اتفاقی افتاده) این است که:
«مملکت صاحاب نداره»!
اجازه دهید این تلقی از اوضاع را به صورت زیر تصحیح و تکمیل کنم:
🔸آنجا که پای نظام! و انقلاب! ،ولو جزئیترین مطالبِ مربوط به آنها، در میان باشد، صاحاب دارد!! و ابداً بیصاحاب نیست.
و تازه در اینگونه موارد نه فقط رهبر بلکه بسیاری دیگر نیز پیدا میشوند که در قوارهٔ صاحبهای کوچکتر ظاهر شده و اجازه نمیدهند کوچکترین خطّ و خشی بر اندام انقلاب و نظام وارد آید.
رهبر به عنوان صاحب نظام نه فقط اجازهٔ ایجاد هیچ خشی بر نظام و انقلاب را نمیدهد بلکه سال به سال درخت نظام و انقلاب تناورتر شده و میشود. پیروزیهای منطقهای رهبری و ولایت، در بدترین شرایط تحریمی، گواه این روند رو به رشد است.
🔸اما آنجا که پای مردم (عموم مردم و نه صرفاً کسانی که نمازجمعه و راهپیمایی میروند) در میان باشد و یا پای زیستمحیطِ کشور در میان باشد، در اینجاست که جای خالی صاحب/صاحاب به وضوح حس میشود. در این مواقع مردم و منابع طبیعیشان بیپناه بوده و بلکه پناهشان در اوج بی کسی یک به یک تضعیف میشوند
لزوم شهروند محوری
گرچه نظام و انقلاب با پادشاهان، خوب نیست اما خوشبختانه دستِکم کریمخان زند را پذیرفته و همچنان نام خیابانی در شیراز و تهران و برخی دیگر از شهرها به نام او نامیده میشود. کریمخان زند ملقب به وکیل الرعایا بود.
در حالیکه در ارگ کریمخان قدم میزدم توجهم به همین لقب: "وکیل الرعایا" افتاد و با خود گفتم این نکته را در چهل سالگیِ تأسیس سلسلۀ فقها و استقرار جمهوری اسلامی بنویسم که: صاحب باید خود را صاحب هر دو بخش (چه نظام و انقلاب و چه به ویژه مردمِ هشتاد میلیونی و منابع طبیعیاش) بداند تا حسِّ بیصاحاب بودنِ مملکت، در سایۀ همین تکمیل رویکرد، زدوده شود.
بر این اساس به همان اندازه که فقیه سلسله نسبت به بند بندِ مسائل مربوط به نظام و انقلاب، احساس صاحب بودن دارد و ورودِ جدی میکند به همان اندازه باید نسبت به بند بندِ مسائل مربوط به عموم مردم و طبیعتشان احساس صاحب بودن نموده و ورودِ جدی کند.
از مزایای این رویکرد این است که مثلاً؛
پروندۀ سیل دروازه قرآنِ شیراز و نیز آق قلا با جدیّت و بیتعارف و البته به دور از هیاهو و صِرفِ شنیدهها تا آخر پیگیری شود: چه علتش محاسبات غیر علمی ارگانهای عمومی باشد چه علتش بیتوجهی نهادهای انقلابی باشد چه هیچکدام!
یا مثلاً به همان اندازه که فقیهِ سلسله از رفتن جوانان به مراسم اعتکاف خشنود میشود درست به همان اندازه و بلکه بیشتر، از مراسم شمع روشن کردن جوانان شیرازی در سوگ جانباختگان سیل اخیر استقبال کند
یا مثلاً همانطور که در پیِ برخی اخبار و نگرانیهای خاص، تاب بریده میشود و عمامه بر زمین کوفته میشود باید هزار برابرِ آن، از کاهش قدرت اقتصادی و خرید دهها میلیون نفر!!! نگران شد
آیا جز این است که اگر فرضاً خدا رسول جدیدی را در ایران میفرستاد، تمام همّ و غمِ او مصروفِ مردم و طبیعتش میشد!؟
امیر ترکاشوند، نهم فروردین ۱۳۹۸
https://t.me/baznegari/386
.
Telegram
کانال بازنگری
ارگ کریمخان زند؛ وکیل الرعایا
شایعترین حسّی و سخنی که بر لب یا در ضمیرِ بسیاری از مردم هنگام مواجهه با تلاطماتِ تمامنشدنی اقتصادی ، یا فجایع مربوط به منابع طبیعی شکل میگیرد (و انگار نه انگار اتفاقی افتاده) این است که:
«مملکت صاحاب نداره»!
اجازه دهید…
شایعترین حسّی و سخنی که بر لب یا در ضمیرِ بسیاری از مردم هنگام مواجهه با تلاطماتِ تمامنشدنی اقتصادی ، یا فجایع مربوط به منابع طبیعی شکل میگیرد (و انگار نه انگار اتفاقی افتاده) این است که:
«مملکت صاحاب نداره»!
اجازه دهید…
باران و حجاب 😃
خواهرم!! گفتیم حجاب!، امّا نه دیگه اینقدر سفت!!!؛ ... سیل راه افتاد و مملکتو آب بُرد؛ ... یه کم شُلِش کن!!!؛
نه اون وقت که از بس شل بود، کشورو خشکسالی گرفت؛ نه الآن که از بس سفته، همه جا رو آب برداشت؛ خیر الاُمور اوسطها
آخه چرا با یه تیکه لچک! با سرنوشت یه مملکت!! بازی میکنی!؟
سیزدهبدری، دربهدرمون کردی!!
کانال بازنگری @baznegari
..........
تصویری از پوششی محلی، عادی و حد وسط (نه شل نه سفت):
https://karnaval.ir/uploads/2016/07/%D9%84%D8%B10.jpg
.
خواهرم!! گفتیم حجاب!، امّا نه دیگه اینقدر سفت!!!؛ ... سیل راه افتاد و مملکتو آب بُرد؛ ... یه کم شُلِش کن!!!؛
نه اون وقت که از بس شل بود، کشورو خشکسالی گرفت؛ نه الآن که از بس سفته، همه جا رو آب برداشت؛ خیر الاُمور اوسطها
آخه چرا با یه تیکه لچک! با سرنوشت یه مملکت!! بازی میکنی!؟
سیزدهبدری، دربهدرمون کردی!!
کانال بازنگری @baznegari
..........
تصویری از پوششی محلی، عادی و حد وسط (نه شل نه سفت):
https://karnaval.ir/uploads/2016/07/%D9%84%D8%B10.jpg
.
شماره حسابِ واریز کمکهای نقدی به سیلزدگان
اگر نمیتوانیم برای امداد به هموطنانمان در استانهای درگیرِ سیل برویم، با پرداخت وجوه نقدی به روشهای سادۀ زیر، به یاری آنان بشتابیم.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
T.me/imamalisociety/6038
🔸جمعیت امداد دانشجویی امام علی:
-شماره کارت : ۶۱۰۴۳۳۷۵۹۳۹۱۹۴۲۴
-شماره حساب : ۵۵۰۸۹۶۶۲۱۷
بانک ملت. به نام جمعیت امام علی
🔸جمعیت هلال احمر:
-شماره حساب ۹۹۹۹۹ نزد تمامی بانکهای کشور به نام جمعیت هلال احمر
-واریز از طریق شماره کارت بانک ملت: ۶۱۰۴۳۳۷۹۹۹۹۹۹۹۹۶
-واریز از طریق شماره کارت بانک رفاه: ۵۸۹۴۶۳۱۸۵۰۲۵۹۷۳۰
-شماره شبای بانک ملت: ۹۲۰۱۲۰/۰۰۰۰/۰۰۰۰/۰۰۰۰/۰۹۹۹۹۹
-کد دستوری: *۷۸۰*۱۱۲#
–اپلیکیشن آپ
🔸و دیگر شماره حسابهای دولتی یا مردمی
...................................
کانال بازنگری:
T.me/baznegari/388
.
.
اگر نمیتوانیم برای امداد به هموطنانمان در استانهای درگیرِ سیل برویم، با پرداخت وجوه نقدی به روشهای سادۀ زیر، به یاری آنان بشتابیم.
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
T.me/imamalisociety/6038
🔸جمعیت امداد دانشجویی امام علی:
-شماره کارت : ۶۱۰۴۳۳۷۵۹۳۹۱۹۴۲۴
-شماره حساب : ۵۵۰۸۹۶۶۲۱۷
بانک ملت. به نام جمعیت امام علی
🔸جمعیت هلال احمر:
-شماره حساب ۹۹۹۹۹ نزد تمامی بانکهای کشور به نام جمعیت هلال احمر
-واریز از طریق شماره کارت بانک ملت: ۶۱۰۴۳۳۷۹۹۹۹۹۹۹۹۶
-واریز از طریق شماره کارت بانک رفاه: ۵۸۹۴۶۳۱۸۵۰۲۵۹۷۳۰
-شماره شبای بانک ملت: ۹۲۰۱۲۰/۰۰۰۰/۰۰۰۰/۰۰۰۰/۰۹۹۹۹۹
-کد دستوری: *۷۸۰*۱۱۲#
–اپلیکیشن آپ
🔸و دیگر شماره حسابهای دولتی یا مردمی
...................................
کانال بازنگری:
T.me/baznegari/388
.
.
Telegram
جمعیت امام علی
📌 #سيل_خوزستان (۹۸/۱/۱۳)
بازی داوطلبین جمعیت امام علی با کودکان اسکان دادهشده در #کمپ_آهو_دشت
بعد از شرایط بحرانی، بازی با کودکان منجر به تخلیهی هیجانی و کاهش ناراحتی در آنان میشود.
🆔 @imamalisociety
بازی داوطلبین جمعیت امام علی با کودکان اسکان دادهشده در #کمپ_آهو_دشت
بعد از شرایط بحرانی، بازی با کودکان منجر به تخلیهی هیجانی و کاهش ناراحتی در آنان میشود.
🆔 @imamalisociety
به همین سادگی (+فهرست در انتهای یادداشت)
ناسخ و منسوخ در قرآن را عموم علما و فقها قبول دارند و آن به این معناست که:
پروردگار عالَم و صاحب قرآن، حُکم و دستورش به مؤمنان در موضوعات واحد را در مدت کوتاهِ ۲۳ سالی که بر رسولش محمد (ص) وحی میفرستاد، یک یا چند بار تغییر!! داد؛
چرا؟ چون شرایط تغییر میکرد و میبایست در وضعیتِ جدیدتر آیهای متناسب با وضعیت اخیر نازل میکرد!؛ به همین سادگی
با این وجود قرنهاست که مؤمنین را در حوزههای مختلف زندگی، مکلّف و مقیّد به روایاتی! (و نه حتّی آیاتی!!) که آن روایات مربوط به زمان و مکان و ظرف خودش بوده میکنند. به عبارت دیگر خودِ خدا نسبت به حکم خودش تعصّب نورزیده و سیّال و شناور آیه فرستاده اما اکثر فقهای سنتی قائلاند که تکتکِ سخنان پیامبر و ائمه باید موبهمو برای همیشهٔ تاریخ و در تمام جغرافیای گیتی، مبنای زندگی همهٔ انسانها در تمام حوزهها (شخصی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، بینالملل و...) قرار گیرد
تغییر حکم نقطهٔ قوّت و عین قرآنباوری؛ و پافشاری بر تغییرناپذیریِ احکام دینی، نقطهٔ ضعف و محکمایستادن در گذشته است.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۲۴
T.me/baznegari
در همین راستا نگاه کنید به:
نسخ شناور
https://t.me/baznegari/332
توقف افق شرعی در نقطهٔ جاهلیّت
https://t.me/baznegari/70
.... ..... .....
توجه
فهرست برخی یادداشتها با موضوع زیر، بعدها به این پُست افزوده شد و به مرور تکمیل خواهد شد
نسخ و تغییرپذیری احکام دینی:
نسخ آیه جزیه ۱۳۹۸/۰۳/۱۶:
https://t.me/baznegari/406
به همین سادگی (تغییر حکم قرآن در مدت کوتاهِ ۲۳ ساله) ۱۳۹۸/۰۱/۲۴:
https://t.me/baznegari/389
نسخ شناور (نوبت آشتی با جهان و زنان است) ۱۳۹۷/۰۵/۰۱:
https://t.me/baznegari/332
بیست و یک دلیل قرآنی بر نفی سنگسار (برشی از کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام) ۱۳۹۴/۰۹/۲۵:
https://t.me/baznegari/18
روند کاهش تدریجی خشونت جاهلی (نمونه: تبدیل حبس ابد به صد تَرکه، در کیفر زنای محصنه) ۱۳۹۴/۱۰/۰۷:
https://t.me/baznegari/25
توقف افق شرعی در نقطه جاهلیت (آیا ما باید محکوم به محدودیّتهای عصر جاهلیّت باشیم!؟) ۱۳۹۵/۰۳/۱۸:
https://t.me/baznegari/70
جایگزین روزه در قرآن ۱۳۹۹/۰۲/۰۲:
https://t.me/baznegari/545
مختصّ صدر اسلام (بازداشت مردان پوشیده و باحجابِ صدر اسلام بر طبق مقررات کنونی) ۱۴۰۰/۸/۱۹:
https://t.me/baznegari/748
فقه منسوخ (جواز تکخوانی زنان) ۱۴۰۱/۰۷/۲۹:
https://t.me/baznegari/899
امکان روانسازیِ حکمرانی (فرق ولایت فقیه با ولایت مطلقه) ۱۴۰۲/۰۸/۱۹:
https://t.me/baznegari/931
امکان روانسازیِ حکمرانی بخش۲ (۱۴۰۱/۰۸/۲۶):
https://t.me/baznegari/943
چرا از برپایی حکومت دینی در عصر غیبت نهی شده؟ (۱۴۰۱/۰۹/۲۳):
https://t.me/baznegari/982
عدول بنیانگذار ۱۴۰۱/۱۲/۰۲:
https://t.me/baznegari/1031
راه طی/نهی شده در ازدواج با نزدیکان ۱۴۰۲/۰۶/۰۴:
https://t.me/baznegari/1158
اگر حجاببانان نگران شرعاند پس در خیابانها چه میکنند ۱۴۰۲/۰۶/۱۲:
https://t.me/baznegari/1170
+ر.ک به فهرست زیر:
وابستگی حکم شرع به زمان و مکان:
https://t.me/baznegari/1386
ناسخ و منسوخ در قرآن را عموم علما و فقها قبول دارند و آن به این معناست که:
پروردگار عالَم و صاحب قرآن، حُکم و دستورش به مؤمنان در موضوعات واحد را در مدت کوتاهِ ۲۳ سالی که بر رسولش محمد (ص) وحی میفرستاد، یک یا چند بار تغییر!! داد؛
چرا؟ چون شرایط تغییر میکرد و میبایست در وضعیتِ جدیدتر آیهای متناسب با وضعیت اخیر نازل میکرد!؛ به همین سادگی
با این وجود قرنهاست که مؤمنین را در حوزههای مختلف زندگی، مکلّف و مقیّد به روایاتی! (و نه حتّی آیاتی!!) که آن روایات مربوط به زمان و مکان و ظرف خودش بوده میکنند. به عبارت دیگر خودِ خدا نسبت به حکم خودش تعصّب نورزیده و سیّال و شناور آیه فرستاده اما اکثر فقهای سنتی قائلاند که تکتکِ سخنان پیامبر و ائمه باید موبهمو برای همیشهٔ تاریخ و در تمام جغرافیای گیتی، مبنای زندگی همهٔ انسانها در تمام حوزهها (شخصی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، بینالملل و...) قرار گیرد
تغییر حکم نقطهٔ قوّت و عین قرآنباوری؛ و پافشاری بر تغییرناپذیریِ احکام دینی، نقطهٔ ضعف و محکمایستادن در گذشته است.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۲۴
T.me/baznegari
در همین راستا نگاه کنید به:
نسخ شناور
https://t.me/baznegari/332
توقف افق شرعی در نقطهٔ جاهلیّت
https://t.me/baznegari/70
.... ..... .....
توجه
فهرست برخی یادداشتها با موضوع زیر، بعدها به این پُست افزوده شد و به مرور تکمیل خواهد شد
نسخ و تغییرپذیری احکام دینی:
نسخ آیه جزیه ۱۳۹۸/۰۳/۱۶:
https://t.me/baznegari/406
به همین سادگی (تغییر حکم قرآن در مدت کوتاهِ ۲۳ ساله) ۱۳۹۸/۰۱/۲۴:
https://t.me/baznegari/389
نسخ شناور (نوبت آشتی با جهان و زنان است) ۱۳۹۷/۰۵/۰۱:
https://t.me/baznegari/332
بیست و یک دلیل قرآنی بر نفی سنگسار (برشی از کتاب نسخ سنگسار توسط اسلام) ۱۳۹۴/۰۹/۲۵:
https://t.me/baznegari/18
روند کاهش تدریجی خشونت جاهلی (نمونه: تبدیل حبس ابد به صد تَرکه، در کیفر زنای محصنه) ۱۳۹۴/۱۰/۰۷:
https://t.me/baznegari/25
توقف افق شرعی در نقطه جاهلیت (آیا ما باید محکوم به محدودیّتهای عصر جاهلیّت باشیم!؟) ۱۳۹۵/۰۳/۱۸:
https://t.me/baznegari/70
جایگزین روزه در قرآن ۱۳۹۹/۰۲/۰۲:
https://t.me/baznegari/545
مختصّ صدر اسلام (بازداشت مردان پوشیده و باحجابِ صدر اسلام بر طبق مقررات کنونی) ۱۴۰۰/۸/۱۹:
https://t.me/baznegari/748
فقه منسوخ (جواز تکخوانی زنان) ۱۴۰۱/۰۷/۲۹:
https://t.me/baznegari/899
امکان روانسازیِ حکمرانی (فرق ولایت فقیه با ولایت مطلقه) ۱۴۰۲/۰۸/۱۹:
https://t.me/baznegari/931
امکان روانسازیِ حکمرانی بخش۲ (۱۴۰۱/۰۸/۲۶):
https://t.me/baznegari/943
چرا از برپایی حکومت دینی در عصر غیبت نهی شده؟ (۱۴۰۱/۰۹/۲۳):
https://t.me/baznegari/982
عدول بنیانگذار ۱۴۰۱/۱۲/۰۲:
https://t.me/baznegari/1031
راه طی/نهی شده در ازدواج با نزدیکان ۱۴۰۲/۰۶/۰۴:
https://t.me/baznegari/1158
اگر حجاببانان نگران شرعاند پس در خیابانها چه میکنند ۱۴۰۲/۰۶/۱۲:
https://t.me/baznegari/1170
+ر.ک به فهرست زیر:
وابستگی حکم شرع به زمان و مکان:
https://t.me/baznegari/1386
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4
• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314
• فهرست موضوعیِ یادداشتهای کانال:
T.me/baznegari/1162
.
انتظارِ "فَرَج یا نابودی"!؟
(به مناسبت نیمۀ شعبان)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۳۱
@baznegari
اعتقاد به مهدی و انتظار ظهورِ او بیگمان نقشی ممتاز در زندگی ایرانیان و به ویژه مذهبیترها دارد تا جایی که این انتظار "بافضیلتترین عمل" دانسته شده: افضل الاعمال انتظار الفرج؛ حکومتمان جمهوری اسلامی نیز طبیعتاً و به طریق اولی و بلکه بیش از هر چیز دیگر تحت همین تأثیر بوده و حتی حکومت را به نیابت از او! دارای مشروعیت دانسته و رسماً خود را زمینهساز ظهور مهدی میشمارد.
حال اگر در میان آحاد مردم و مذهبیها به طرح این پرسش بپردازیم که مگر مهدی در وقتِ آن ظهور (که برای بشر نقطۀ عطف!!! در تاریخش دانسته شده و انتظارش برترین اعمال خوانده میشود) چه تحولاتی به وجود میآورَد چه کارها و اقدامات متمایزی انجام خواهد داد و چه سیاست متفاوتی در پیش خواهد گرفت، با دو پاسخ متفاوت روبرو میشویم و یعنی هرکس بسته به ذائقه و فهمش از دین، یکی از آن دو را مورد توجه و مطالبه قرار میدهد: یکی از فتح جهان با شمشیر و پایان دادن به حکومتهای بشری/عرفی و نابودیِ گناه و حذفِ مخالفانش میگوید و دیگری از پیشرفتِ خیرهکنندۀ علمیِ بشر، عدالتگستری و امنیّتآفرینیِ او میگوید. اینک نگاهی گذرا به این دو تلقی از ظهور میاندازیم:
الف- تسخیر جهان
برخی تمام آمال و آرزوهای دینیشان در این خلاصه شده که مهدی به عنوان موعود اُمم ظهور کند و دمار از روزگارِ بیدینان و کفار درآورد، تمام جهان را تحت تسلط خود درآورَد و به حکومتهای غیر دینی پایان بخشد. بر این اساس با روی کار آمدنِ آن رهبر منصوب از سوی پروردگار و تشکیل حکومت جهانیالهیاش که به نابودی کفر و گناه و مخالفان میانجامد، ارادۀ پروردگار در زمین به تحقق میرسد و هدف خدا از آفرینش بشر محقق میشود؛ و چون چنین شد و سپس مهدی درگذشت، از آن پس ادامۀ حیات بشر فاقد توجیه میشود و به همین خاطر زمین و آسمان متلاشی شده، حیات نابود گشته و قیامت برپا میگردد! به همین سادگی! چنانکه دیدید در این تلقی از ظهور، با دو نابودی روبرو هستیم: هم نابودی و کشتارِ اکثر مردم جهان برای تحقق این حکومتِ جهانی (بطوریکه مطابق روایاتِ این دیدگاه، فجیعترین کشتارها در طول تاریخ بشریت به گَردِ پای این قتلعام نمیرسد) و هم بلافاصله پس از آن نابودی زمین و آسمان و جهان.
ب- پیشرفت عمیق و همهجانبه
برخی دیگر از ما شیعیان و منتظران ظهور، منتظرِ شکوفاتر شدنِ چندچندانِ تمام علوم در زمان مهدیاند و بر این باورند که او به مدد اتصالش به پروردگار، از عهدۀ توسعۀ فراگیر علوم برمیآید و میتواند ابناء بشرِ مشتاق رابه قلههای علوم شناختهشده و شناختهنشده رهنمون شود بطوریکه بشر تا زمان ظهور فقط ۲ علم از ۲۷ علم را کشف کرده و ۲۵ علم باقیمانده توسط وی به بشر عرضه میگردد. این تلقی، مهدی را عدالتگسترِ بزرگ بشریت میداند که تمام مستضعفان میتوانند در پرتو حکومت وی از فرصتهای رشد که برایشان فراهم نبوده برخوردار شوند. در این دیدگاه چنان امنیت فراگیری در جهان حاکم خواهد شد که زن ومرد و پیر و جوان در امنیت کامل به هر جا بخواهند سفر میکنند و در زمینۀ حیات وحش و سازمانهای حفاظت از محیط زیست چنان پیشرفت خواهد شد که حیوانات وحشی در کنار انسانها و حیوانات اهلی حضور یافته و هیچیک به دیگری آسیب نمیرسانند (مطابق روایاتِ دیدگاه نخست، تمام حیوانات غیر اهلی به دستور مهدی قتل عام میشوند). اخلاق و ویژگیهای متعالی در عصر ظهور شکوفا میشود.
اینک ماییم وانتخاب بزرگ در چهل سالگی انقلاب که در فصل جدیدِ آن، به کدامیک از این دو تلقی، تعلق نشان دهد و تحت تأثیر کدام قرائت از عصر ظهور قرار گیرد و سیاستهای کلان خود را بر کدام اساس تنظیم کند وزمینهسازِ ظهورِ کدام مهدی باشد.
شما خوانندۀ این یادداشت در صورتی که اعتقاد به مهدی داری، چه انتظاری از ظهور داری و به انتظارِ چه نشستهای!؟
شما مُبلّغ دین، مروّج کدام دیدگاه خواهی بود؟
عناوین دیگر:
مُنجی یا مُهلک؟
منتظر ظهورِ کدام مهدی؟
T.me/baznegari/390
(به مناسبت نیمۀ شعبان)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۳۱
@baznegari
اعتقاد به مهدی و انتظار ظهورِ او بیگمان نقشی ممتاز در زندگی ایرانیان و به ویژه مذهبیترها دارد تا جایی که این انتظار "بافضیلتترین عمل" دانسته شده: افضل الاعمال انتظار الفرج؛ حکومتمان جمهوری اسلامی نیز طبیعتاً و به طریق اولی و بلکه بیش از هر چیز دیگر تحت همین تأثیر بوده و حتی حکومت را به نیابت از او! دارای مشروعیت دانسته و رسماً خود را زمینهساز ظهور مهدی میشمارد.
حال اگر در میان آحاد مردم و مذهبیها به طرح این پرسش بپردازیم که مگر مهدی در وقتِ آن ظهور (که برای بشر نقطۀ عطف!!! در تاریخش دانسته شده و انتظارش برترین اعمال خوانده میشود) چه تحولاتی به وجود میآورَد چه کارها و اقدامات متمایزی انجام خواهد داد و چه سیاست متفاوتی در پیش خواهد گرفت، با دو پاسخ متفاوت روبرو میشویم و یعنی هرکس بسته به ذائقه و فهمش از دین، یکی از آن دو را مورد توجه و مطالبه قرار میدهد: یکی از فتح جهان با شمشیر و پایان دادن به حکومتهای بشری/عرفی و نابودیِ گناه و حذفِ مخالفانش میگوید و دیگری از پیشرفتِ خیرهکنندۀ علمیِ بشر، عدالتگستری و امنیّتآفرینیِ او میگوید. اینک نگاهی گذرا به این دو تلقی از ظهور میاندازیم:
الف- تسخیر جهان
برخی تمام آمال و آرزوهای دینیشان در این خلاصه شده که مهدی به عنوان موعود اُمم ظهور کند و دمار از روزگارِ بیدینان و کفار درآورد، تمام جهان را تحت تسلط خود درآورَد و به حکومتهای غیر دینی پایان بخشد. بر این اساس با روی کار آمدنِ آن رهبر منصوب از سوی پروردگار و تشکیل حکومت جهانیالهیاش که به نابودی کفر و گناه و مخالفان میانجامد، ارادۀ پروردگار در زمین به تحقق میرسد و هدف خدا از آفرینش بشر محقق میشود؛ و چون چنین شد و سپس مهدی درگذشت، از آن پس ادامۀ حیات بشر فاقد توجیه میشود و به همین خاطر زمین و آسمان متلاشی شده، حیات نابود گشته و قیامت برپا میگردد! به همین سادگی! چنانکه دیدید در این تلقی از ظهور، با دو نابودی روبرو هستیم: هم نابودی و کشتارِ اکثر مردم جهان برای تحقق این حکومتِ جهانی (بطوریکه مطابق روایاتِ این دیدگاه، فجیعترین کشتارها در طول تاریخ بشریت به گَردِ پای این قتلعام نمیرسد) و هم بلافاصله پس از آن نابودی زمین و آسمان و جهان.
ب- پیشرفت عمیق و همهجانبه
برخی دیگر از ما شیعیان و منتظران ظهور، منتظرِ شکوفاتر شدنِ چندچندانِ تمام علوم در زمان مهدیاند و بر این باورند که او به مدد اتصالش به پروردگار، از عهدۀ توسعۀ فراگیر علوم برمیآید و میتواند ابناء بشرِ مشتاق رابه قلههای علوم شناختهشده و شناختهنشده رهنمون شود بطوریکه بشر تا زمان ظهور فقط ۲ علم از ۲۷ علم را کشف کرده و ۲۵ علم باقیمانده توسط وی به بشر عرضه میگردد. این تلقی، مهدی را عدالتگسترِ بزرگ بشریت میداند که تمام مستضعفان میتوانند در پرتو حکومت وی از فرصتهای رشد که برایشان فراهم نبوده برخوردار شوند. در این دیدگاه چنان امنیت فراگیری در جهان حاکم خواهد شد که زن ومرد و پیر و جوان در امنیت کامل به هر جا بخواهند سفر میکنند و در زمینۀ حیات وحش و سازمانهای حفاظت از محیط زیست چنان پیشرفت خواهد شد که حیوانات وحشی در کنار انسانها و حیوانات اهلی حضور یافته و هیچیک به دیگری آسیب نمیرسانند (مطابق روایاتِ دیدگاه نخست، تمام حیوانات غیر اهلی به دستور مهدی قتل عام میشوند). اخلاق و ویژگیهای متعالی در عصر ظهور شکوفا میشود.
اینک ماییم وانتخاب بزرگ در چهل سالگی انقلاب که در فصل جدیدِ آن، به کدامیک از این دو تلقی، تعلق نشان دهد و تحت تأثیر کدام قرائت از عصر ظهور قرار گیرد و سیاستهای کلان خود را بر کدام اساس تنظیم کند وزمینهسازِ ظهورِ کدام مهدی باشد.
شما خوانندۀ این یادداشت در صورتی که اعتقاد به مهدی داری، چه انتظاری از ظهور داری و به انتظارِ چه نشستهای!؟
شما مُبلّغ دین، مروّج کدام دیدگاه خواهی بود؟
عناوین دیگر:
مُنجی یا مُهلک؟
منتظر ظهورِ کدام مهدی؟
T.me/baznegari/390
Telegram
کانال بازنگری
انتظارِ "فَرَج یا نابودی"!؟
(به مناسبت نیمۀ شعبان)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۳۱
@baznegari
اعتقاد به مهدی و انتظار ظهورِ او بیگمان نقشی ممتاز در زندگی ایرانیان و به ویژه مذهبیترها دارد تا جایی که این انتظار "بافضیلتترین عمل" دانسته شده: افضل الاعمال انتظار…
(به مناسبت نیمۀ شعبان)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱/۳۱
@baznegari
اعتقاد به مهدی و انتظار ظهورِ او بیگمان نقشی ممتاز در زندگی ایرانیان و به ویژه مذهبیترها دارد تا جایی که این انتظار "بافضیلتترین عمل" دانسته شده: افضل الاعمال انتظار…
قرائت داعشی از ظهور
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۸
@baznegari
برخی روایات، برخی محافل مذهبی از دیرباز، نیز حوزههای دینی در طول تاریخ، همچنین نظام جمهوری اسلامیِ خودمان از بدو تأسیس، با جدّیّت توجهِ پیروان را به موضوع ظهور و آمادگی نسبت به آن جلب میکنند؛ گویی آفرینش در جمع ادوار تاریخ، طفیلیِ وقوع ظهور مهدی و حکومت وی است.
در یادداشت پیش (انتظار فَرَج یا نابودی!؟) به دو تلقّی از ویژگیهای عصر ظهور پرداختم و اینک تلقی نخست را اینبار با ذکر اسناد گزارش میکنم تا خواننده دریابد که این قرائت هولناک چگونه در تاروپود متون دینیرواییمان حضور دارد و شگفت آنکه این دست روایات در قالب کتبی در همین موضوع ترجمه و تبلیغ! میشود.
مهدی در این قرائت به صغیر و کبیر رحم نمیکند ، سیاستی جز زورِ شمشیر و کشتار ندارد:
چه نسبت به عموم نامسلمانها ،
چه حتی ذمّیهایشان ،
چه مسلمانان غیر شیعه ،
چه شیعیان غیر مقیّد به واجبات شرعی ،
چه حتی مقیّدهای منتقد و مخالف ،
چه حیوانات
و چه ...؛
و معلوم نیست در این دیدگاه چگونه میان این بیرحمیها و کشتارهای فراگیر با مُنجی خواندن وی جمع میکنند و انتظار این نوع ظهور را افضل اعمال میدانند. هدف مهدی در این قرائت، تشکیل حکومت واحد جهانی به زعامت مطلق خودش و الزام اندک افراد باقیمانده به شرعیّات بوده و تنها ذوق علاقهمندان به این دیدگاه این است که مهدی پس از کشتار و فتوحات نظامی هنگامی که به بیتالمقدس میرسد عیسی از آسمان فرود آید و «پشتِ سر مهدی»! نماز جماعت بخواند.
یادداشت را بیپرده با ذکر احادیثی که این قرائت بر پایهٔ آنها بنا شده پی میگیریم (این احادیث از دیدگاه اینجانب ضعیف و غیر صحیح است):
۱- امام کاظم (و امام صادق): قائم در هنگام ظهور، دین اسلام و عقایدش را به تمام نامسلمانها از شرق تا غربِ زمین عرضه میکند، و در صورت پذیرفتن، انجام نماز و زکات و دیگر واجبات را طلب میکند، اگر پذیرفتند که هیچ وگرنه گردنشان را میزند تا جایی که حتی یک نفر! هم در سرتاسر زمین از شرق تا غرب باقی نماند مگر اینکه مسلمان باشد (بحار ج۵۲ ص۳۴۰ ح ۹۰ و ۸۹). از شرق تا غرب در این روایت را با از نیل تا فراتِ داعشیهای یهود مقایسه کنید.
۲- امام باقر: آنقدر مردم را میکشد تا جز دین محمد باقی نماند (ص ۲۹۱ ح۳۴)
۳- امام باقر: سیاستی جز زورِ شمشیر در پیش نمیگیرد (لیس شأنه إلا السیف؛ ص ۳۵۴ ح۱۱۴)
۴- اهل عفو و پذیرش توبه نیست و گوشش بدهکار حرف ملامتگران نمیباشد (همان)
۵- امام باقر: شکم زنان باردار را میشکافد (ص ۳۸۹) فیقتل الرجال و یبقر بطون الحبالی.
۶- امام رضا: هرگاه قائم بپا خیزد ... کسانی که زکات نپردازند را میکشد
۷- رسولخدا: وقتی قائم قیام کند تقیّه ساقط میشود و شمشیر میکشد و میان او و مردم جز شمشیر ردوبدل نمیشود (ج۲۴ ص۴۷ ح۲۱)
۸- امام صادق: قائم آنقدر قتلعام میکند که خون به ساق پاها میرسد ( ج۵۲ ص۳۸۷ ح۲۰۳)
۹- امام باقر: قول کسانی که گویند در قیام قائم خونی ریخته نمیشود و با دیدگاهها بالسویه و با عدل رفتار میکند صحیح نیست. او هرکس نُطُق بکشد را مثل قصاب که گوسفند را ذبح میکند، سر میبُرد (ص ۳۵۷)
۱۰- امام صادق: هنگامی که قائم با شمشیر بپا خیزد از هر هزار نفر ۹۹۹ نفر را میکشد (اذا قام قائم بالسیف فقتل من کل الف تسعمأة وتسعة وتسعین)
۱۱- امام صادق: هنگامی که قائم قیام کند شمشیرهای جنگی از آسمان فرود میآید بطوریکه بر روی این شمشیرها نام و نام پدرِ شخص (که شمشیر باید به او داده شود) نوشته شده (ص۳۵۶ ح۱۲۱) اذا قام القائم نزلت سیوف القتال علی کل سیف اسم الرجل واسم أبیه
۱۲- امام صادق: قائم وقتی ظهور کند اشاره میکند فلاننقطه را در کوفه حفر کنند و ۱۲ هزار زره ، ۱۲ هزار شمشیر و ۱۲ هزار کلاهخودِ دورو از درون خاک بیرون میآورند سپس قائم ۱۲ هزار نفر از موالی و عجم را فرا میخواند و آن ابزار جنگی را به آنها میپوشانَد و میگوید: هرکس را دیدید که این جامه و ابزار بر تنش نبود را بکشید (ص۳۷۷ ح۱۷۹)
۱۳- از امام باقر پرسید آیا قائم به سیرهٔ محمد رفتار میکند؟ پاسخ داد: هرگز؛ همانا رسولخدا در اُمتش با مهر و نرمی رفتار میکرد ولی سیرهٔ قائم کشتار مردم است زیرا در کتابی که با خود دارد مأمور به کشتار و نپذیرفتن توبه است (ص۳۵۳ ح۱۰۹)
۱۴- امام باقر: اگر مردم میدانستند قائم در وقت خروج چه میکند اکثراً دوست نمیداشتند او را ببینند از بس که کشتار میکند تا جایی که بسیاری از مردم گویند: این از آل محمد نیست، اگر بود رحم میکرد
۱۵- امام صادق: برای خروج قائم عجله نکنید ... کارش جز شمشیر و مرگ نیست (ص۳۵۴ ح۱۱۵)
۱۶- قال ابوجعفر: یقوم القائم بأمر جدید وکتاب جدید و قضاء جدید علی العرب شدید، لیس شأنه إلا بالسیف لا یستتیب أحدا ولا یأخذه فی الله لومة لائم (ص۳۵۴ ح۱۱۴)
T.me/baznegari/391
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۸
@baznegari
برخی روایات، برخی محافل مذهبی از دیرباز، نیز حوزههای دینی در طول تاریخ، همچنین نظام جمهوری اسلامیِ خودمان از بدو تأسیس، با جدّیّت توجهِ پیروان را به موضوع ظهور و آمادگی نسبت به آن جلب میکنند؛ گویی آفرینش در جمع ادوار تاریخ، طفیلیِ وقوع ظهور مهدی و حکومت وی است.
در یادداشت پیش (انتظار فَرَج یا نابودی!؟) به دو تلقّی از ویژگیهای عصر ظهور پرداختم و اینک تلقی نخست را اینبار با ذکر اسناد گزارش میکنم تا خواننده دریابد که این قرائت هولناک چگونه در تاروپود متون دینیرواییمان حضور دارد و شگفت آنکه این دست روایات در قالب کتبی در همین موضوع ترجمه و تبلیغ! میشود.
مهدی در این قرائت به صغیر و کبیر رحم نمیکند ، سیاستی جز زورِ شمشیر و کشتار ندارد:
چه نسبت به عموم نامسلمانها ،
چه حتی ذمّیهایشان ،
چه مسلمانان غیر شیعه ،
چه شیعیان غیر مقیّد به واجبات شرعی ،
چه حتی مقیّدهای منتقد و مخالف ،
چه حیوانات
و چه ...؛
و معلوم نیست در این دیدگاه چگونه میان این بیرحمیها و کشتارهای فراگیر با مُنجی خواندن وی جمع میکنند و انتظار این نوع ظهور را افضل اعمال میدانند. هدف مهدی در این قرائت، تشکیل حکومت واحد جهانی به زعامت مطلق خودش و الزام اندک افراد باقیمانده به شرعیّات بوده و تنها ذوق علاقهمندان به این دیدگاه این است که مهدی پس از کشتار و فتوحات نظامی هنگامی که به بیتالمقدس میرسد عیسی از آسمان فرود آید و «پشتِ سر مهدی»! نماز جماعت بخواند.
یادداشت را بیپرده با ذکر احادیثی که این قرائت بر پایهٔ آنها بنا شده پی میگیریم (این احادیث از دیدگاه اینجانب ضعیف و غیر صحیح است):
۱- امام کاظم (و امام صادق): قائم در هنگام ظهور، دین اسلام و عقایدش را به تمام نامسلمانها از شرق تا غربِ زمین عرضه میکند، و در صورت پذیرفتن، انجام نماز و زکات و دیگر واجبات را طلب میکند، اگر پذیرفتند که هیچ وگرنه گردنشان را میزند تا جایی که حتی یک نفر! هم در سرتاسر زمین از شرق تا غرب باقی نماند مگر اینکه مسلمان باشد (بحار ج۵۲ ص۳۴۰ ح ۹۰ و ۸۹). از شرق تا غرب در این روایت را با از نیل تا فراتِ داعشیهای یهود مقایسه کنید.
۲- امام باقر: آنقدر مردم را میکشد تا جز دین محمد باقی نماند (ص ۲۹۱ ح۳۴)
۳- امام باقر: سیاستی جز زورِ شمشیر در پیش نمیگیرد (لیس شأنه إلا السیف؛ ص ۳۵۴ ح۱۱۴)
۴- اهل عفو و پذیرش توبه نیست و گوشش بدهکار حرف ملامتگران نمیباشد (همان)
۵- امام باقر: شکم زنان باردار را میشکافد (ص ۳۸۹) فیقتل الرجال و یبقر بطون الحبالی.
۶- امام رضا: هرگاه قائم بپا خیزد ... کسانی که زکات نپردازند را میکشد
۷- رسولخدا: وقتی قائم قیام کند تقیّه ساقط میشود و شمشیر میکشد و میان او و مردم جز شمشیر ردوبدل نمیشود (ج۲۴ ص۴۷ ح۲۱)
۸- امام صادق: قائم آنقدر قتلعام میکند که خون به ساق پاها میرسد ( ج۵۲ ص۳۸۷ ح۲۰۳)
۹- امام باقر: قول کسانی که گویند در قیام قائم خونی ریخته نمیشود و با دیدگاهها بالسویه و با عدل رفتار میکند صحیح نیست. او هرکس نُطُق بکشد را مثل قصاب که گوسفند را ذبح میکند، سر میبُرد (ص ۳۵۷)
۱۰- امام صادق: هنگامی که قائم با شمشیر بپا خیزد از هر هزار نفر ۹۹۹ نفر را میکشد (اذا قام قائم بالسیف فقتل من کل الف تسعمأة وتسعة وتسعین)
۱۱- امام صادق: هنگامی که قائم قیام کند شمشیرهای جنگی از آسمان فرود میآید بطوریکه بر روی این شمشیرها نام و نام پدرِ شخص (که شمشیر باید به او داده شود) نوشته شده (ص۳۵۶ ح۱۲۱) اذا قام القائم نزلت سیوف القتال علی کل سیف اسم الرجل واسم أبیه
۱۲- امام صادق: قائم وقتی ظهور کند اشاره میکند فلاننقطه را در کوفه حفر کنند و ۱۲ هزار زره ، ۱۲ هزار شمشیر و ۱۲ هزار کلاهخودِ دورو از درون خاک بیرون میآورند سپس قائم ۱۲ هزار نفر از موالی و عجم را فرا میخواند و آن ابزار جنگی را به آنها میپوشانَد و میگوید: هرکس را دیدید که این جامه و ابزار بر تنش نبود را بکشید (ص۳۷۷ ح۱۷۹)
۱۳- از امام باقر پرسید آیا قائم به سیرهٔ محمد رفتار میکند؟ پاسخ داد: هرگز؛ همانا رسولخدا در اُمتش با مهر و نرمی رفتار میکرد ولی سیرهٔ قائم کشتار مردم است زیرا در کتابی که با خود دارد مأمور به کشتار و نپذیرفتن توبه است (ص۳۵۳ ح۱۰۹)
۱۴- امام باقر: اگر مردم میدانستند قائم در وقت خروج چه میکند اکثراً دوست نمیداشتند او را ببینند از بس که کشتار میکند تا جایی که بسیاری از مردم گویند: این از آل محمد نیست، اگر بود رحم میکرد
۱۵- امام صادق: برای خروج قائم عجله نکنید ... کارش جز شمشیر و مرگ نیست (ص۳۵۴ ح۱۱۵)
۱۶- قال ابوجعفر: یقوم القائم بأمر جدید وکتاب جدید و قضاء جدید علی العرب شدید، لیس شأنه إلا بالسیف لا یستتیب أحدا ولا یأخذه فی الله لومة لائم (ص۳۵۴ ح۱۱۴)
T.me/baznegari/391
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
قرائت داعشی از ظهور
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۸
@baznegari
برخی روایات، برخی محافل مذهبی از دیرباز، نیز حوزههای دینی در طول تاریخ، همچنین نظام جمهوری اسلامیِ خودمان از بدو تأسیس، با جدّیّت توجهِ پیروان را به موضوع ظهور و آمادگی نسبت به آن جلب میکنند؛ گویی…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۸
@baznegari
برخی روایات، برخی محافل مذهبی از دیرباز، نیز حوزههای دینی در طول تاریخ، همچنین نظام جمهوری اسلامیِ خودمان از بدو تأسیس، با جدّیّت توجهِ پیروان را به موضوع ظهور و آمادگی نسبت به آن جلب میکنند؛ گویی…
امام رضا و جواز کنار گذاشتنِ روسری و پیدا بودن مو برای زنان پنجاه سال به بالا
(+ سایر زنان در امصار و اعصار متفاوت بنا به قیاس منصوص العلّة)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۰۲/۱۰
امام رضا: نگاه دوختنِ مردان به موی زنان ،از آن رو که واجد هیجاناتِ منجر به فساد و گناه است جایز نیست؛ مگر زنان یائسه (و آب از سر گذشته) که نه پوشاندن مو (و استفاده از روسری) بر آنها واجب است و نه بر مردان در نگاه کردن به مو و سرِ آنها منعی است
در این روایت، توجهِ تحریم نگاه را معطوف به ایجاد هیجانات جنسی در پیِ نگاه به گیسوان میکند و طبیعتاً اگر در جامعهای به تجربه ثابت شده باشد که دیدن موی زنان، به ایجاد چنان تأثیرات و هیجاناتی در بیننده نمیانجامد طبعاً حکم این نگاه نیز به حکم نگاه به زنان سالمند ملحق میشود.
برادرم نگاه!
در این روایت آنچه اهمیت بیشتری دارد حفظ حجاب نیست بلکه کنترل نگاه است چنانکه در آیات مربوطهٔ قرآن (آیات ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، که موضوع پوشش ناحیهٔ دامن مطرح است) نیز کنترل نگاه بر پوشاندنِ حتّی ناحیهٔ دامن، مقدم شمرده شده (یغضّوا مِن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ... یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن).
و حُرّم النظر إلی شعور النساء المحجوبات بالأزواج و إلی غیرهنّ من النساء لما فیه مِن تهییج الرجال وما یدعو التهییج إلیه من الفساد والدخول فیما لا یحلّ ولا یجمل و کذلک ما أشبه الشعور إلا الذی قال الله تعالی: «والقواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحاً فلیس علیهنّ جُناح أن یضعن ثیابهن غیر متبرّجات بزینة» أی غیر الجلباب فلا بأس بالنظر إلی شعور مثلهن (عیون اخبار الرضا ج۲ ص۸۷ باب ۳۳)
گفتنی است روایت صرفنظر از بررسی سندی توضیح داده شد.
🔸نیز گفتنی است در میان احادیثِ نگاه، این روایت غلیظترین محتوا و بیپردهترین ذکرِ علت در تحریم نگاه را در میان آنها داراست. راوی حدیث نیز محمدبنسنان است که محدثین به وی اعتماد ندارند.
مطلب زیر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۰۱ به یادداشت بالا افزوده شد:
قیاس منصوص العلّة
(پاسخ امام رضا به محمد بن سنان پیرامون علتِ نهی مردان از خیره شدن به موی زنان).
محمدبنسنان پرسشهای فراوان مکتوبی از امام مطرح کرد و از جمله پرسید چرا مردان نباید به گیسوان زنان بیروسری یا موپیدا نگاه بدوزند. علی بن موسی الرضا چنانکه در بالا آمد علت نهی را به تهییج جنسی مردان در اثر آن نگاه و سپس سوق یافتنشان به آلودگی، ربط داده است.
حال که علت تحریم، آشکارا در خودِ حکم آمده، و از سوی دیگر میدانیم امروزه در اکثر جوامع (برخلاف آن عصر و مصر) نگاهِ طبیعی به موی زنان موجب تهییج جنسیِ منجر به فساد نمیشود بنابراین بنا به قیاس منصوص العله، حکم یادشده شامل این جوامع نمیشود و یعنی مطابق فحوای روایت نه تنها زنان قانوناً مجبور به پوشاندن سر و مو نبودند بلکه حتی مردان نیز میتوانند به صورت عادی و درصورت ایمنی از خوف فتنه، به آنان نگاه کنند.
گفتنی است آستانه تحریکپذیری در آن بلاد (بلاد مورد پرسش) بسیار پایین بوده و مردان با اندک سببی دچار تهییج میشدند و به دام گناه درمیغلتیدند. این مسئله به اقلیم آنان ربط داشته و دستوراتی اخلاقی از همین باب صادر گردیده است.
https://t.me/baznegari/392
(+ سایر زنان در امصار و اعصار متفاوت بنا به قیاس منصوص العلّة)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۰۲/۱۰
امام رضا: نگاه دوختنِ مردان به موی زنان ،از آن رو که واجد هیجاناتِ منجر به فساد و گناه است جایز نیست؛ مگر زنان یائسه (و آب از سر گذشته) که نه پوشاندن مو (و استفاده از روسری) بر آنها واجب است و نه بر مردان در نگاه کردن به مو و سرِ آنها منعی است
در این روایت، توجهِ تحریم نگاه را معطوف به ایجاد هیجانات جنسی در پیِ نگاه به گیسوان میکند و طبیعتاً اگر در جامعهای به تجربه ثابت شده باشد که دیدن موی زنان، به ایجاد چنان تأثیرات و هیجاناتی در بیننده نمیانجامد طبعاً حکم این نگاه نیز به حکم نگاه به زنان سالمند ملحق میشود.
برادرم نگاه!
در این روایت آنچه اهمیت بیشتری دارد حفظ حجاب نیست بلکه کنترل نگاه است چنانکه در آیات مربوطهٔ قرآن (آیات ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، که موضوع پوشش ناحیهٔ دامن مطرح است) نیز کنترل نگاه بر پوشاندنِ حتّی ناحیهٔ دامن، مقدم شمرده شده (یغضّوا مِن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ... یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن).
و حُرّم النظر إلی شعور النساء المحجوبات بالأزواج و إلی غیرهنّ من النساء لما فیه مِن تهییج الرجال وما یدعو التهییج إلیه من الفساد والدخول فیما لا یحلّ ولا یجمل و کذلک ما أشبه الشعور إلا الذی قال الله تعالی: «والقواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحاً فلیس علیهنّ جُناح أن یضعن ثیابهن غیر متبرّجات بزینة» أی غیر الجلباب فلا بأس بالنظر إلی شعور مثلهن (عیون اخبار الرضا ج۲ ص۸۷ باب ۳۳)
گفتنی است روایت صرفنظر از بررسی سندی توضیح داده شد.
🔸نیز گفتنی است در میان احادیثِ نگاه، این روایت غلیظترین محتوا و بیپردهترین ذکرِ علت در تحریم نگاه را در میان آنها داراست. راوی حدیث نیز محمدبنسنان است که محدثین به وی اعتماد ندارند.
مطلب زیر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۰۱ به یادداشت بالا افزوده شد:
قیاس منصوص العلّة
(پاسخ امام رضا به محمد بن سنان پیرامون علتِ نهی مردان از خیره شدن به موی زنان).
محمدبنسنان پرسشهای فراوان مکتوبی از امام مطرح کرد و از جمله پرسید چرا مردان نباید به گیسوان زنان بیروسری یا موپیدا نگاه بدوزند. علی بن موسی الرضا چنانکه در بالا آمد علت نهی را به تهییج جنسی مردان در اثر آن نگاه و سپس سوق یافتنشان به آلودگی، ربط داده است.
حال که علت تحریم، آشکارا در خودِ حکم آمده، و از سوی دیگر میدانیم امروزه در اکثر جوامع (برخلاف آن عصر و مصر) نگاهِ طبیعی به موی زنان موجب تهییج جنسیِ منجر به فساد نمیشود بنابراین بنا به قیاس منصوص العله، حکم یادشده شامل این جوامع نمیشود و یعنی مطابق فحوای روایت نه تنها زنان قانوناً مجبور به پوشاندن سر و مو نبودند بلکه حتی مردان نیز میتوانند به صورت عادی و درصورت ایمنی از خوف فتنه، به آنان نگاه کنند.
گفتنی است آستانه تحریکپذیری در آن بلاد (بلاد مورد پرسش) بسیار پایین بوده و مردان با اندک سببی دچار تهییج میشدند و به دام گناه درمیغلتیدند. این مسئله به اقلیم آنان ربط داشته و دستوراتی اخلاقی از همین باب صادر گردیده است.
https://t.me/baznegari/392
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
امام رضا و جواز کنار گذاشتنِ روسری و پیدا بودن مو برای زنان پنجاه سال به بالا
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۰۲/۱۰
امام رضا: نگاه دوختنِ مردان به موی زنان ،از آن رو که واجد هیجاناتِ منجر به فساد و گناه است جایز نیست؛ مگر زنان یائسه (و آب از سر گذشته) که نه پوشاندن…
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۰۲/۱۰
امام رضا: نگاه دوختنِ مردان به موی زنان ،از آن رو که واجد هیجاناتِ منجر به فساد و گناه است جایز نیست؛ مگر زنان یائسه (و آب از سر گذشته) که نه پوشاندن…
مأموریت جهانی
(ایران، پایگاه تأسیسِ اُمّت واحدهٔ جهانی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۲۳
@baznegari
آشنایی با قانون اساسی
▪️«رهبر جمهوری اسلامی ایران» یا «رهبر انقلاب جهانی اسلام»؟
این پرسش در ذهن بسیاری از فعالان خطور کرده که چرا پس از درگذشت رهبر انقلاب (امام خمینی) و انتخاب رهبر کنونی، برای وی نیز از همان عنوانِ «رهبر انقلاب» استفاده میشود؟
این پرسشِ اعتراضگونه در جای خود درست است زیرا انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و نهایتاً ظرف مدت کوتاهی پس از آن تثبیت شد و در همان دورهٔ امام خمینی به پایان! رسید و نظامِ برآمده از آن نیز مستقر شد و در نتیجه جایی برای دومین رهبر انقلاب باقی نمیمانَد! بر این اساس رهبر فعلی و رهبران بعدی را باید «رهبر جمهوری اسلامی ایران» نامید و نه رهبر انقلاب!
اما برخلاف آن پرسش طبیعی جالب است بدانید که در قانون اساسی برای رهبر (=ولیّ فقیه) از عنوان «رهبر جمهوری اسلامی ایران» استفاده نشده!!! بلکه رهبر را در قامت امام اُمت و رهبر اُمّت واحد جهانی معرفی کرده و به همین خاطر رسماً ولیّ امر مسلمین جهان خوانده میشود و چون هنوز تمام ملل مسلمان، تن به رهبری وی ندادهاند ناچار برای تحققش «انقلاب ادامه دارد»!!!.
▪️مأموریت جهانی در قانون اساسی:
در این باره بهتر است متن قانون اساسی به ویژه اصل یازدهم را با دقت بخوانیم تا پی ببریم که «جمهوری اسلامی ایران» اولاً بخشی! از حکومت واحد جهانی (به رهبریِ ولیّ فقیه) بوده و ثانیاً باید زمینهٔ تحقق این حکومت را، با استمرار آن انقلاب در دیگر کشورها، دنبال کند:
🔸مقدمهٔ قانون اساسی:
طرح حکومت اسلامی بر پایهٔ ولایت فقیه ...، انگیزهٔ مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نمود و راه اصیل مبارزهٔ مکتبی اسلام را گشود که تلاش مبارزان مسلمان و متعهد را در داخل و خارج کشور فشردهتر ساخت ... قانون اساسی با توجه به محتوای انقلاب اسلامی ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود زمینهٔ تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم میکند، بویژه در گسترش روابط بینالمللی با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی میکوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد
🔸اصل پنجم قانون اساسی:
در زمان غیبت حضرت ولیعصر "عجل الله تعالی فرجه" در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهدهٔ فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد.
🔸اصل یازدهم قانون اساسی:
به حکم آیه کریمهٔ "ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون" همهٔ مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایهٔ ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش دیگر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد
🔸اصل یکصد و هفتم قانون اساسی:
پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیةالله العظمی امام خمینی "قدس سره الشریف" که ...
🔸اصل یکصد و نهم قانون اساسی:
شرایط و صفات رهبر: ۱- ... ۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
🔸اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا میماند ...
🔸به مقدمۀ قانون اساسی باز میگردیم که در آن آشکارا نیروی نظامیِ کشور یعنی ارتش و سپاه را بنیاناً موظف به گسترش جهانیِ این حکومت دانسته:
ارتش مکتبی. در تشكيل و تجهيز نيروهای دفاعی كشور توجه بر آن است كه ايمان و مكتب، اساس و ضابطه باشد بدين جهت ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شكل داده ميشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلكه بار رسالت مكتبی يعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاكميت قانون خدا در جهان را نيز عهدهدار خواهند بود
▪️بر کسی پوشیده نیست که بخش عمدهٔ مشکلات لاینحلِ کشورمان در سطح جهانی (و تأثیر پیامدهای آن در داخل) و نیز جدیترین گره در چهل سال گذشته، به وجود همین مأموریت جهانیِ موجود در قانون اساسی برمیگردد که در جمهوری سوم میتواند اصلاح یا مورد تأکید قرار گیرد.
T.me/baznegari/394
(ایران، پایگاه تأسیسِ اُمّت واحدهٔ جهانی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۲۳
@baznegari
آشنایی با قانون اساسی
▪️«رهبر جمهوری اسلامی ایران» یا «رهبر انقلاب جهانی اسلام»؟
این پرسش در ذهن بسیاری از فعالان خطور کرده که چرا پس از درگذشت رهبر انقلاب (امام خمینی) و انتخاب رهبر کنونی، برای وی نیز از همان عنوانِ «رهبر انقلاب» استفاده میشود؟
این پرسشِ اعتراضگونه در جای خود درست است زیرا انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پیروزی رسید و نهایتاً ظرف مدت کوتاهی پس از آن تثبیت شد و در همان دورهٔ امام خمینی به پایان! رسید و نظامِ برآمده از آن نیز مستقر شد و در نتیجه جایی برای دومین رهبر انقلاب باقی نمیمانَد! بر این اساس رهبر فعلی و رهبران بعدی را باید «رهبر جمهوری اسلامی ایران» نامید و نه رهبر انقلاب!
اما برخلاف آن پرسش طبیعی جالب است بدانید که در قانون اساسی برای رهبر (=ولیّ فقیه) از عنوان «رهبر جمهوری اسلامی ایران» استفاده نشده!!! بلکه رهبر را در قامت امام اُمت و رهبر اُمّت واحد جهانی معرفی کرده و به همین خاطر رسماً ولیّ امر مسلمین جهان خوانده میشود و چون هنوز تمام ملل مسلمان، تن به رهبری وی ندادهاند ناچار برای تحققش «انقلاب ادامه دارد»!!!.
▪️مأموریت جهانی در قانون اساسی:
در این باره بهتر است متن قانون اساسی به ویژه اصل یازدهم را با دقت بخوانیم تا پی ببریم که «جمهوری اسلامی ایران» اولاً بخشی! از حکومت واحد جهانی (به رهبریِ ولیّ فقیه) بوده و ثانیاً باید زمینهٔ تحقق این حکومت را، با استمرار آن انقلاب در دیگر کشورها، دنبال کند:
🔸مقدمهٔ قانون اساسی:
طرح حکومت اسلامی بر پایهٔ ولایت فقیه ...، انگیزهٔ مشخص و منسجم نوینی را در مردم مسلمان ایجاد نمود و راه اصیل مبارزهٔ مکتبی اسلام را گشود که تلاش مبارزان مسلمان و متعهد را در داخل و خارج کشور فشردهتر ساخت ... قانون اساسی با توجه به محتوای انقلاب اسلامی ایران که حرکتی برای پیروزی تمامی مستضعفین بر مستکبرین بود زمینهٔ تداوم این انقلاب را در داخل و خارج کشور فراهم میکند، بویژه در گسترش روابط بینالمللی با دیگر جنبشهای اسلامی و مردمی میکوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند (ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون) و استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام یابد
🔸اصل پنجم قانون اساسی:
در زمان غیبت حضرت ولیعصر "عجل الله تعالی فرجه" در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهدهٔ فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهدهدار آن میگردد.
🔸اصل یازدهم قانون اساسی:
به حکم آیه کریمهٔ "ان هذه امتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون" همهٔ مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایهٔ ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش دیگر بعمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد
🔸اصل یکصد و هفتم قانون اساسی:
پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیةالله العظمی امام خمینی "قدس سره الشریف" که ...
🔸اصل یکصد و نهم قانون اساسی:
شرایط و صفات رهبر: ۱- ... ۲- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
🔸اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی:
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامهٔ نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا میماند ...
🔸به مقدمۀ قانون اساسی باز میگردیم که در آن آشکارا نیروی نظامیِ کشور یعنی ارتش و سپاه را بنیاناً موظف به گسترش جهانیِ این حکومت دانسته:
ارتش مکتبی. در تشكيل و تجهيز نيروهای دفاعی كشور توجه بر آن است كه ايمان و مكتب، اساس و ضابطه باشد بدين جهت ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شكل داده ميشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها بلكه بار رسالت مكتبی يعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاكميت قانون خدا در جهان را نيز عهدهدار خواهند بود
▪️بر کسی پوشیده نیست که بخش عمدهٔ مشکلات لاینحلِ کشورمان در سطح جهانی (و تأثیر پیامدهای آن در داخل) و نیز جدیترین گره در چهل سال گذشته، به وجود همین مأموریت جهانیِ موجود در قانون اساسی برمیگردد که در جمهوری سوم میتواند اصلاح یا مورد تأکید قرار گیرد.
T.me/baznegari/394
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
مأموریت جهانی
(ایران، پایگاه تأسیسِ اُمّت واحدهٔ جهانی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۲۳
@baznegari
آشنایی با قانون اساسی
▪️«رهبر جمهوری اسلامی ایران» یا «رهبر انقلاب جهانی اسلام»؟
این پرسش در ذهن بسیاری از فعالان خطور کرده که چرا پس از درگذشت رهبر انقلاب (امام…
(ایران، پایگاه تأسیسِ اُمّت واحدهٔ جهانی)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۲/۲۳
@baznegari
آشنایی با قانون اساسی
▪️«رهبر جمهوری اسلامی ایران» یا «رهبر انقلاب جهانی اسلام»؟
این پرسش در ذهن بسیاری از فعالان خطور کرده که چرا پس از درگذشت رهبر انقلاب (امام…
زنانی که زیرِ بار روسری نمیروند را تحت فشار قرار ندهید
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۲/۲۵
https://t.me/baznegari/396
.
.
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۲/۲۵
https://t.me/baznegari/396
.
.
Telegram
کانال بازنگری
زنانی که زیرِ بار روسری نمیروند را تحت فشار قرار ندهید
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۲/۲۵…
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۲/۲۵…