زنان کمحجاب و نهیگریز
رسالهٔ توضیحالمسائلِ مرجع وحید خراسانی:
《نگاه به زنهايى كه اگر آنها را نهى كنند تأثير ندارد
مسأله ۲۴۹۸ ـ زنهايى كه اگر آنها را از نپوشيدنِ بدن خود از نامحرم نهى كنند تأثير در آنها ندارد ـ چه كافر و چه مسلمان ـ نگاه كردن به جاهايى از بدن آنها كه به حسب متعارف عادت به پوشانيدن آن ندارند در صورتى كه قصد لذّت و ترس وقوع در حرام نباشد ، جايز است》 "اینجا"
یادداشت مرتبط پیشین:
《زنانی که زیرِ بار روسری نمیروند را تحت فشار قرار ندهید
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷》 "اینجا"
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۰۵/۱۳
https://t.me/baznegari/424
رسالهٔ توضیحالمسائلِ مرجع وحید خراسانی:
《نگاه به زنهايى كه اگر آنها را نهى كنند تأثير ندارد
مسأله ۲۴۹۸ ـ زنهايى كه اگر آنها را از نپوشيدنِ بدن خود از نامحرم نهى كنند تأثير در آنها ندارد ـ چه كافر و چه مسلمان ـ نگاه كردن به جاهايى از بدن آنها كه به حسب متعارف عادت به پوشانيدن آن ندارند در صورتى كه قصد لذّت و ترس وقوع در حرام نباشد ، جايز است》 "اینجا"
یادداشت مرتبط پیشین:
《زنانی که زیرِ بار روسری نمیروند را تحت فشار قرار ندهید
امام جعفر صادق:
نگاه به موهای زنانِ روستایی اشکال ندارد زیرا آنها به نهیتان توجه نمیکنند و زیر بارِ روسری پوشیدن نمیروند.
ر.ک: حجاب شرعی در عصر پیامبر ص ۷۱۷》 "اینجا"
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۰۵/۱۳
https://t.me/baznegari/424
Telegram
کانال بازنگری
زنان کمحجاب و نهیگریز
@baznegari
رسالهٔ توضیحالمسائلِ مرجع وحید خراسانی:
《نگاه به زنهايى كه اگر آنها را نهى كنند تأثير ندارد
مسأله ۲۴۹۸ ـ زنهايى كه اگر آنها را از نپوشيدنِ بدن خود از نامحرم نهى كنند تأثير در آنها ندارد ـ چه كافر و چه مسلمان ـ…
@baznegari
رسالهٔ توضیحالمسائلِ مرجع وحید خراسانی:
《نگاه به زنهايى كه اگر آنها را نهى كنند تأثير ندارد
مسأله ۲۴۹۸ ـ زنهايى كه اگر آنها را از نپوشيدنِ بدن خود از نامحرم نهى كنند تأثير در آنها ندارد ـ چه كافر و چه مسلمان ـ…
Forwarded from Article reader|Статей читалка
Telegraph
انتقادِ پیامبر از ذوب شدن در ولایت
امیر ترکاشوند: ذوب شدن در ولایت یعنی در مواجهه با فرمانِ خدا، رسول و امام و فقیه "بر عواطف و اخلاق و عقل و خِرَد قفل زدن! و به چیزی جز اطاعت از آنها نیندیشیدن". ذوب شدن در ولایت یعنی پا نهادن بر فطرت. ذوب شدن در ولایت یعنی پذیرشِ بیچون و چرا و بیقیدِ…
آمیزش جنسی هنگام شُتُرسواری!!!
چگونه است که مطابق احکام فقهیسنتی، بر زن و شوهر "جایز" (و در مواردی حتی "واجب") است که هنگام شترسواری "تماس جنسی" برقرار کنند!!
اما در عین حال امروز بر اساس همان نوع فقه، موتورسواریِ زنان را غیر شرعی میدانند! و تَرکِ موتور بودنشان را نهی نمیکنند!
شاید پاسخ و توجیهی که برای این تعارض ارائه خواهند داد پرده از این راز بردارد
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۵/۱۶
@baznegari
نیز نگاه کنید به:
https://www.aparat.com/v/C2405/
.
.
چگونه است که مطابق احکام فقهیسنتی، بر زن و شوهر "جایز" (و در مواردی حتی "واجب") است که هنگام شترسواری "تماس جنسی" برقرار کنند!!
اما در عین حال امروز بر اساس همان نوع فقه، موتورسواریِ زنان را غیر شرعی میدانند! و تَرکِ موتور بودنشان را نهی نمیکنند!
شاید پاسخ و توجیهی که برای این تعارض ارائه خواهند داد پرده از این راز بردارد
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۵/۱۶
@baznegari
نیز نگاه کنید به:
https://www.aparat.com/v/C2405/
.
.
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
جواب مثبت زنان به شوهران حتی روی شتر
سخنرانی راجع به تمکین زنان در هر نقطه ی زمانی و مکانی ... حتی روی شتر
با دوچرخه، پس از سی چهل سال
یادش بخیر ۴۲ سال پیش، سرتاسر خیابانِ محلمان را بدون گرفتنِ فرمان، رکاب میزدم (البته ظهرها که خلوت بود)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
https://t.me/baznegari/427
یادش بخیر ۴۲ سال پیش، سرتاسر خیابانِ محلمان را بدون گرفتنِ فرمان، رکاب میزدم (البته ظهرها که خلوت بود)
کانال بازنگری (ترکاشوند) ۱۳۹۸/۰۵/۱۹
https://t.me/baznegari/427
اسکورت زنانه
پس از ختم غائلهٔ جمل، امام علی به ۴۰ زن موتورسوار (=اسبسوار) فرمان داد تا در معیّت عایشه که او نیز سوار اسب (=موتور) بود از بصره رهسپار مدینه شوند.
این چهل و یک زن، تمام این مسیر طولانی و بیابانی را سوار بر اسبهای زیندارشان که چیزی شبیه موتورسواران امروزی است طی کردند و نه تنها هیچ مأمور اسلامی آنان را به جرم اسبسواری و موتورسواری و زیننشینی بازخواست نکرد بلکه اساساً این خودِ امیرالمؤمنین بود که آنها را اینگونه رهسپار کرد
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۵/۲۲
@baznegari
با تشکر از آقای حمزهیی
.
.
پس از ختم غائلهٔ جمل، امام علی به ۴۰ زن موتورسوار (=اسبسوار) فرمان داد تا در معیّت عایشه که او نیز سوار اسب (=موتور) بود از بصره رهسپار مدینه شوند.
این چهل و یک زن، تمام این مسیر طولانی و بیابانی را سوار بر اسبهای زیندارشان که چیزی شبیه موتورسواران امروزی است طی کردند و نه تنها هیچ مأمور اسلامی آنان را به جرم اسبسواری و موتورسواری و زیننشینی بازخواست نکرد بلکه اساساً این خودِ امیرالمؤمنین بود که آنها را اینگونه رهسپار کرد
کانال بازنگری (ترکاشوند)، ۱۳۹۸/۵/۲۲
@baznegari
با تشکر از آقای حمزهیی
.
.
تجویز پوشش مردانه برای زنان هنگام اسکورت
در یادداشت اسکورت زنانه، نقل شد که امام علی چهل (و به نقل یعقوبی هفتاد) بانوی اسبسوار (=موتورسوارِ امروزی) را در معیّت عایشه (همسر پیامبر) به مقصد مدینه روانه ساخت.
در برخی نقلها آمده که زنان یادشده با «لباس و پوششی مردانه» عازم این مأموریت شدند:
(پس هفتاد زن از عبدالقیس در لباس مردانه همراهش فرستاد تا او را به مدینه رسانیدند -تاریخ یعقوبی ترجمهٔ آیتی ج۲ ص۸۲-)
بر این اساس پلیس و یگان حفاظت از شخصیتها در حکومت دینی مجاز است در اسکورت و حفاظت از مقامات مؤنثِ داخلی و خارجی، از بانوان موتورسوارِ ملبس به پوشش مردانه و نظامی استفاده کند و در این مقام جایی برای لباسهای دستوپاگیرِ عادیشان نیست.
کانال بازنگری (امیر ترکاشوند) ۱۳۹۸/۵/۲۳
@baznegari
.........
یادداشتِ اسکورت زنانه:
https://t.me/baznegari/429
.
.
در یادداشت اسکورت زنانه، نقل شد که امام علی چهل (و به نقل یعقوبی هفتاد) بانوی اسبسوار (=موتورسوارِ امروزی) را در معیّت عایشه (همسر پیامبر) به مقصد مدینه روانه ساخت.
در برخی نقلها آمده که زنان یادشده با «لباس و پوششی مردانه» عازم این مأموریت شدند:
(پس هفتاد زن از عبدالقیس در لباس مردانه همراهش فرستاد تا او را به مدینه رسانیدند -تاریخ یعقوبی ترجمهٔ آیتی ج۲ ص۸۲-)
بر این اساس پلیس و یگان حفاظت از شخصیتها در حکومت دینی مجاز است در اسکورت و حفاظت از مقامات مؤنثِ داخلی و خارجی، از بانوان موتورسوارِ ملبس به پوشش مردانه و نظامی استفاده کند و در این مقام جایی برای لباسهای دستوپاگیرِ عادیشان نیست.
کانال بازنگری (امیر ترکاشوند) ۱۳۹۸/۵/۲۳
@baznegari
.........
یادداشتِ اسکورت زنانه:
https://t.me/baznegari/429
.
.
Telegram
کانال بازنگری
اسکورت زنانه
پس از ختم غائلهٔ جمل، امام علی به ۴۰ زن موتورسوار (=اسبسوار) فرمان داد تا در معیّت عایشه که او نیز سوار اسب (=موتور) بود از بصره رهسپار مدینه شوند.
این چهل و یک زن، تمام این مسیر طولانی و بیابانی را سوار بر اسبهای زیندارشان که چیزی شبیه…
پس از ختم غائلهٔ جمل، امام علی به ۴۰ زن موتورسوار (=اسبسوار) فرمان داد تا در معیّت عایشه که او نیز سوار اسب (=موتور) بود از بصره رهسپار مدینه شوند.
این چهل و یک زن، تمام این مسیر طولانی و بیابانی را سوار بر اسبهای زیندارشان که چیزی شبیه…
انعطاف فقهی در خصوصِ کمحجابان
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۶/۲
@baznegari
حجاب عبارت از پوشاندنِ «سر» و «بدن» ،هر دو، است!
اگر زنی نه به پوشاندن بدن و نه به پوشاندن سر، پایبند نباشد و نمایان بودن هیچکدامشان را مهم ندانسته و نسبت به آنها توجه! نشان ندهد، وی را در این یادداشت کاملاً «بیحجاب» نامگذاری میکنم (مناطقی خاص در برخی کشورهای افریقایی و نیز در استخرهای عمومی و سواحل دریای بسیاری از کشورها، زنانی کاملاً بیحجاب و حداکثر با سینهبند و مایویی ناچیز حضور دارند).
اما اگر زنی بر پوشاندن بدن (دستِکم اجمالاً) پایبند بوده ولی از روسری استفاده نکند و سر را نپوشانَد، وی را در این یادداشت «کمحجاب» نامگذاری میکنم. بنابراین در اینجا مراد از کمحجاب، زنی است که بدن و پیکره را میپوشانَد ولی سرپوش ندارد.
کمحجابی در متون فقهی:
پوشاندن مو و سر از دیدگاه فقهِ سنتی واجب و شرعی بوده و در نتیجه کمحجابی (و بیسرپوشی) گناه شمرده میشود ولی در همین نوع فقه، چند گروه معاف شده و کمحجابیشان (و بیروسری بودنشان) شرعاً جایز و روا میباشد:
گروه۱- تمام زنان غیر مسلمانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکنند (و به اصطلاح فقهی زنان ذِمّی نامیده میشوند).
گروه۲- تمام زنان مسلمانی که کنیز و غیر آزاد شمرده میشوند.
عجیب اینکه دو گروه یادشده نه تنها مطابق رأی تمام فقهایمان از پوشیدن روسری معافاند (و میتوانند کمحجاب رفتوآمد کنند) بلکه بالاتر اینکه آنان مطابق رأی بسیاری از فقیهان اساساً حق ندارند که روسری بپوشند!! تا نکند شبیه زنان مسلمان و برابر با آنها و شبیه زنان آزاد و برابر با آنها شوند!! (گفتنی است به این ممنوعیّتِ تبعیضآمیز فقهی، از آغاز استقرار جمهوری اسلامی ایران، اعتنا نشد و با زنان غیر مسلمان همانند زنان مسلمان و هممرتبه با آنان رفتار شد).
بنابراین از نظر فقه سنتی، حجاب کامل (= حجاب سر+ حجاب بدن) فقط مختصّ زنانِ «مسلمان! و آزاد!» است و در نتیجه کمحجابی (و بیروسری بودن) حُکم و ابلاغیهٔ شرع است برای زنان غیر مسلمان و زنان مسلمانِ کنیز.
🔸و امّا انعطاف فقهی:
فقه سنتی میگوید حکومت اسلامی و نیز آحاد مردم (در قالب نهی از منکر) وظیفه دارند و باید جلوی گناه را بگیرند و در نتیجه از جمله باید جلوی بیحجابی (و همچنین دیگر گناهان) را گرفت،
اما گویا در خصوص کمحجابی (و بیروسری بودنِ) زنان آزادِ مسلمان، انعطافی به این شرح وجود دارد که:
برخی از زنان مسلمان و آزاد، که از پایبندی به روسریبستن گریزانند و نهیِ ناهیانِ حکومتی و مردمی در آنها تأثیر! ندارد و به آن توجه نشان نمیدهند را نباید کاری به کارشان داشت و نباید سربهسرشان گذاشت و هِی امر و نهیشان کرد چرا که این مداخله در مورد آنان بیاثر! است.
مصداق این زنان در عصر صدور روایات زنان روستایی، کوهنشین، اهل تهامه و گویا کارگرانِ عرقریز بودهاند! امروز اما مصداق این زنان در ایران قطعاً زنان اهل تهامه نیستند زیرا تهامه جزو سرزمین ایران نیست! بلکه در ایرانِ امروز طیف پراکندهای از زناناند که روحیةً آن را برنمیتابند و نسبت به استفاده از آن (روسری) لاقید و بیمبالاتاند و در ادبیات فقهی متأخر تحت عنوان متبذّلات و کمحجابان یاد میشوند.
[سمعت أباعبدالله ع يقول: لا بأس بالنظر إلى رؤوس أهل تهامة والاعراب وأهل السواد والعلوج، لأنهم إذا نهوا لا ينتهون (/لأنهن اذا نهین لا ینتهین) -کافی ج ۵ ص ۵۲۴ ، وسائلالشیعه ج ۱۴ ص ۱۴۹ و ۱۵۰-]
بر اساس آنچه از فقه سنتی نقل شد، کمحجابی (و بیروسری بودن) «حکم قطعی شرع» در بارهٔ عموم غیر مسلمانها و عموم کنیزان، و نیز «انعطاف حکومت اسلامی» در حق زنان مسلمان و آزادی است که نسبت به روسری بیقید و بیاعتنا بوده و نمیتوانند با روسری زندگی را پیش ببرند.
گفتنی است علاوه بر زنان غیر مسلمان و نیز کنیزان مسلمان که معاف از روسری بودند همچنین بنا به رأی اکثر فقها زنان یائسه نیز شرعاً مُجازند که روسری نپوشند گرچه ترجیح و استحباب در مورد اینان (برخلاف دو گروه پیشین) بر پوشیدن است یعنی زنان پنجاه شصت سالهٔ مسلمان و آزاد که دیگر دوران عادت ماهانه ندارند، شرعاً رخصت دارند که بدون روسری رفتوآمد کنند.
توجه:
اینکه چه بخشی از این گزارشات فقه سنتی مورد توجه و تأیید متولیان نظاممان قرار گیرد و یا چه میزان از بازخوانیهایی که از جمله در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر انجام گرفته، پسندشان افتد، تصمیمگیری با خودشان است ولی آنچه اکنون عمل میشود نه با فقه سنتی سازگاری و مطابقت دارد نه با فقه اصیل و بازخوانیشده همراه است و نه به صورت اساسی میتوان عناصر زمانی و مکانیِ فقه پویا را در آن دید
https://t.me/baznegari/435
کانال بازنگری، امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۶/۲
@baznegari
حجاب عبارت از پوشاندنِ «سر» و «بدن» ،هر دو، است!
اگر زنی نه به پوشاندن بدن و نه به پوشاندن سر، پایبند نباشد و نمایان بودن هیچکدامشان را مهم ندانسته و نسبت به آنها توجه! نشان ندهد، وی را در این یادداشت کاملاً «بیحجاب» نامگذاری میکنم (مناطقی خاص در برخی کشورهای افریقایی و نیز در استخرهای عمومی و سواحل دریای بسیاری از کشورها، زنانی کاملاً بیحجاب و حداکثر با سینهبند و مایویی ناچیز حضور دارند).
اما اگر زنی بر پوشاندن بدن (دستِکم اجمالاً) پایبند بوده ولی از روسری استفاده نکند و سر را نپوشانَد، وی را در این یادداشت «کمحجاب» نامگذاری میکنم. بنابراین در اینجا مراد از کمحجاب، زنی است که بدن و پیکره را میپوشانَد ولی سرپوش ندارد.
کمحجابی در متون فقهی:
پوشاندن مو و سر از دیدگاه فقهِ سنتی واجب و شرعی بوده و در نتیجه کمحجابی (و بیسرپوشی) گناه شمرده میشود ولی در همین نوع فقه، چند گروه معاف شده و کمحجابیشان (و بیروسری بودنشان) شرعاً جایز و روا میباشد:
گروه۱- تمام زنان غیر مسلمانی که در قلمرو حکومت اسلامی زندگی میکنند (و به اصطلاح فقهی زنان ذِمّی نامیده میشوند).
گروه۲- تمام زنان مسلمانی که کنیز و غیر آزاد شمرده میشوند.
عجیب اینکه دو گروه یادشده نه تنها مطابق رأی تمام فقهایمان از پوشیدن روسری معافاند (و میتوانند کمحجاب رفتوآمد کنند) بلکه بالاتر اینکه آنان مطابق رأی بسیاری از فقیهان اساساً حق ندارند که روسری بپوشند!! تا نکند شبیه زنان مسلمان و برابر با آنها و شبیه زنان آزاد و برابر با آنها شوند!! (گفتنی است به این ممنوعیّتِ تبعیضآمیز فقهی، از آغاز استقرار جمهوری اسلامی ایران، اعتنا نشد و با زنان غیر مسلمان همانند زنان مسلمان و هممرتبه با آنان رفتار شد).
بنابراین از نظر فقه سنتی، حجاب کامل (= حجاب سر+ حجاب بدن) فقط مختصّ زنانِ «مسلمان! و آزاد!» است و در نتیجه کمحجابی (و بیروسری بودن) حُکم و ابلاغیهٔ شرع است برای زنان غیر مسلمان و زنان مسلمانِ کنیز.
🔸و امّا انعطاف فقهی:
فقه سنتی میگوید حکومت اسلامی و نیز آحاد مردم (در قالب نهی از منکر) وظیفه دارند و باید جلوی گناه را بگیرند و در نتیجه از جمله باید جلوی بیحجابی (و همچنین دیگر گناهان) را گرفت،
اما گویا در خصوص کمحجابی (و بیروسری بودنِ) زنان آزادِ مسلمان، انعطافی به این شرح وجود دارد که:
برخی از زنان مسلمان و آزاد، که از پایبندی به روسریبستن گریزانند و نهیِ ناهیانِ حکومتی و مردمی در آنها تأثیر! ندارد و به آن توجه نشان نمیدهند را نباید کاری به کارشان داشت و نباید سربهسرشان گذاشت و هِی امر و نهیشان کرد چرا که این مداخله در مورد آنان بیاثر! است.
مصداق این زنان در عصر صدور روایات زنان روستایی، کوهنشین، اهل تهامه و گویا کارگرانِ عرقریز بودهاند! امروز اما مصداق این زنان در ایران قطعاً زنان اهل تهامه نیستند زیرا تهامه جزو سرزمین ایران نیست! بلکه در ایرانِ امروز طیف پراکندهای از زناناند که روحیةً آن را برنمیتابند و نسبت به استفاده از آن (روسری) لاقید و بیمبالاتاند و در ادبیات فقهی متأخر تحت عنوان متبذّلات و کمحجابان یاد میشوند.
[سمعت أباعبدالله ع يقول: لا بأس بالنظر إلى رؤوس أهل تهامة والاعراب وأهل السواد والعلوج، لأنهم إذا نهوا لا ينتهون (/لأنهن اذا نهین لا ینتهین) -کافی ج ۵ ص ۵۲۴ ، وسائلالشیعه ج ۱۴ ص ۱۴۹ و ۱۵۰-]
بر اساس آنچه از فقه سنتی نقل شد، کمحجابی (و بیروسری بودن) «حکم قطعی شرع» در بارهٔ عموم غیر مسلمانها و عموم کنیزان، و نیز «انعطاف حکومت اسلامی» در حق زنان مسلمان و آزادی است که نسبت به روسری بیقید و بیاعتنا بوده و نمیتوانند با روسری زندگی را پیش ببرند.
گفتنی است علاوه بر زنان غیر مسلمان و نیز کنیزان مسلمان که معاف از روسری بودند همچنین بنا به رأی اکثر فقها زنان یائسه نیز شرعاً مُجازند که روسری نپوشند گرچه ترجیح و استحباب در مورد اینان (برخلاف دو گروه پیشین) بر پوشیدن است یعنی زنان پنجاه شصت سالهٔ مسلمان و آزاد که دیگر دوران عادت ماهانه ندارند، شرعاً رخصت دارند که بدون روسری رفتوآمد کنند.
توجه:
اینکه چه بخشی از این گزارشات فقه سنتی مورد توجه و تأیید متولیان نظاممان قرار گیرد و یا چه میزان از بازخوانیهایی که از جمله در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر انجام گرفته، پسندشان افتد، تصمیمگیری با خودشان است ولی آنچه اکنون عمل میشود نه با فقه سنتی سازگاری و مطابقت دارد نه با فقه اصیل و بازخوانیشده همراه است و نه به صورت اساسی میتوان عناصر زمانی و مکانیِ فقه پویا را در آن دید
https://t.me/baznegari/435
🔸غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست
(مفهوم غیبت)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
(کانال بازنگری: به دلیل گنجایش محدود پُستهای تلگرام، امکان انتشار متن کامل یادداشت در اینجا نیست بنابراین بخشهایی را در اینجا و متن کامل را در لینک انتهای این متن بخوانید. مواردی که در اینجا حذف شده با ..... مشخص گردیده. مراجعه به متن کامل به ویژه احتمال پنجم و ارتباطش با اختفای ائمهای از اسماعیلیه ضروری است).
درباره امام دوازدهم موضوعات مهمّی برای بررسی وجود دارد. اینک بنا به وعده، به یکی از آنها میپردازم:
امام دوازدهم چگونه غایب شد؟
مفهوم غیبت چیست؟
غیبت دقیقاً به چه رویداد فیزیکی اشاره دارد؟
اینکه میگوییم امام دوازدهم غایب شد این غایب شدن اشاره به چه تحولی در آن لحظه دارد؟
غیبت قائم چگونه رخ داد؟
آیا غیبت اشاره به رویدادی اِعجازی و خارقالعاده دارد و یا امری طبیعی بوده و بیارتباط با معجزه است؟
آیا غیبت تبیینی تاریخی و خردپذیر دارد و یا عقول بشر بدان راه ندارد؟
آیا میان تبیین خارقالعاده یا طبیعی از غیبت با عمر دراز و معمولی رابطهای هست؟
آیا ...؟
پاسخ را در اینجا از دیدگاه روایات شیعی پیگیری میکنیم (فعلاً امّا بیهیچ بررسیِ سندی و محتوایی!).
تا جایی که من بررسی کردم بیان روایات شیعی در بارۀ مفهوم غیبت نه تنها یکسان نیست بلکه تاکنون با پنج نوع تفسیر و احتمال (و بهعبارت دیگر با پنج دسته حدیثِ) متفاوت روبرو شدم. در بارۀ درستی یا نادرستیِ هیچکدام نظر نمیدهم و پژوهش پیرامون هر یک را به خوانندهٔ مؤمن و حقیقتجو واگذار میکنم.
این پنج دسته حدیث، در پاسخ به این پرسش فرضیِ ما، که امام دوازدهم فرزند امام حسن عسکری، چگونه غایب شد، میباشد.
این پنج احتمال را بر مبنای میزان و درجۀ اعجاز یا طبیعی بودنشان ردیفبندی کردم به این صورت که از احتمالِ حاوی اعجازِ بیشتر شروع میشود و در آخر، به موردی که فاقد هرگونه اعجاز است میرسد:
یک- «غیبت یعنی همانند خِضر، تبدیل به موجودی نامرئی و لایموت شدن».
..... در این تفسیر، هم کیفیّت غیبت (نامرئی شدن) و هم دراز شدنِ عُمر (لایموتی)، هر دو خارقالعاده بوده و غیرطبیعیاند. بر این پایه، امام دوازدهم هم اینک زنده و به صورتِ نامرئی در میان مردم زندگی میکند
دو- «غیبت یعنی همانند عیسی، به آسمان بُرده شدن و در آنجا زندگی کردن».
..... در این تفسیر نیز، کیفیّت غیبت (رهسپارِ آسمان شدن؛ که از همان نخستین روز ولادت سابقه داشته) امری خارق عادت بوده و اگرچه صراحتی بر دراز شدنِ عمر در آن نیست ولی اگر چنین بوده باشد در این صورت امام دوازدهم هماینک زنده و در گوشهای از آسمان زندگی میکند و با پرندگانش هر جا بخواهد سفر میکند
سه- «غیبت یعنی همانند اصحاب کهف، دچار خوابِ گران شدن».
..... در این تفسیر نیز کیفیّتِ غیبت (خواب گران) در دسته معجزه و خرق عادت قرار میگیرد. بر این پایه، قائم در لحظه غیبت، دچار چنین خوابی گردید و چنانچه تاکنون تمام نشده باشد، هم اینک در جبل رضوی یا هر جای دیگری در همان وضعیت خواب قرار دارد (درست به مانند باوری که برخی در مورد امام محمد بن علی الحنفیه داشتند)
چهار- «غیبت یعنی همانند عُزیر، جانش را خدا بگرفت تا در دورهای دیگر دوباره به دنیا رجعت! کند».
..... در این تفسیر گرچه کیفیت خودِ غیبت (دچار مرگ شدن) موجبِ خرق عادت نبوده و امری کاملاً طبیعی است امّا رجعتِ پس از مرگش ظاهراً معجزه و خارق عادت مینماید. بر این پایه، امام دوازدهم پس از تولد و سپری شدنِ سالها از زندگی، همانند دیگر انسانها بدرود حیات گفت. او بر این اساس هم اینک نیز در همین نوع موت قرار دارد تا اینکه دوباره به اذن خدا متولد شود و یا با سر برداشتنِ از دل خاک به دنیا رجعت کند
پنج- «غیبت یعنی همانند موسی، از شهر و کشورِ خود به جایی دیگر رفتن و از هموطنانِ خود غایب شدن».
..... در این تفسیر، معنای غیبت (ترکِ دیار و زندگی در اختفا) امری کاملاً طبیعی، و تاکتیکی حساب شده بوده و فاقد عنصر اعجاز و خرق عادت است و فقط از درایت و تدبیر امام حسن عسکری و اصحاب خاصّش سرچشمه میگرفت. بر این پایه، امام دوازدهم در همان ایام ولادت به تدبیر پدر، رهسپار دیاری دگر شد تا با این غیبتِ برنامهریزی شده، فصلی نو در تاریخ شیعه اثنی عشری رقم خورَد. البته فرصت مناسبی که برای حضرت موسی فراهم گردید امّا برای امام دوازدهم به وجود نیامد که بتواند در دوران زندگیِ خود برگردد؛ نیز از فرزندان و جانشینان وی در دورهٔ غیبت خبری در دست نیست همچنانکه از امامانِ دورهٔ ستر اسماعیلی نیز چندان خبری نبود .....
🔸مطالعهٔ متن کامل یادداشت در سایت فرهنگی نیلوفر "اینجا" یا سایت انصاف نیوز "اینجا" (و صدانت "اینجا")
توجه
شش- غیبت یعنی قطع شدن نوار امامت با رحلت امام عسکری و سپس وصل شدنِ دوبارۀ آن در آخرالزمان (شرح در اینجا)
T.me/baznegari/436
(مفهوم غیبت)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۰۶/۱۰
(کانال بازنگری: به دلیل گنجایش محدود پُستهای تلگرام، امکان انتشار متن کامل یادداشت در اینجا نیست بنابراین بخشهایی را در اینجا و متن کامل را در لینک انتهای این متن بخوانید. مواردی که در اینجا حذف شده با ..... مشخص گردیده. مراجعه به متن کامل به ویژه احتمال پنجم و ارتباطش با اختفای ائمهای از اسماعیلیه ضروری است).
درباره امام دوازدهم موضوعات مهمّی برای بررسی وجود دارد. اینک بنا به وعده، به یکی از آنها میپردازم:
امام دوازدهم چگونه غایب شد؟
مفهوم غیبت چیست؟
غیبت دقیقاً به چه رویداد فیزیکی اشاره دارد؟
اینکه میگوییم امام دوازدهم غایب شد این غایب شدن اشاره به چه تحولی در آن لحظه دارد؟
غیبت قائم چگونه رخ داد؟
آیا غیبت اشاره به رویدادی اِعجازی و خارقالعاده دارد و یا امری طبیعی بوده و بیارتباط با معجزه است؟
آیا غیبت تبیینی تاریخی و خردپذیر دارد و یا عقول بشر بدان راه ندارد؟
آیا میان تبیین خارقالعاده یا طبیعی از غیبت با عمر دراز و معمولی رابطهای هست؟
آیا ...؟
پاسخ را در اینجا از دیدگاه روایات شیعی پیگیری میکنیم (فعلاً امّا بیهیچ بررسیِ سندی و محتوایی!).
تا جایی که من بررسی کردم بیان روایات شیعی در بارۀ مفهوم غیبت نه تنها یکسان نیست بلکه تاکنون با پنج نوع تفسیر و احتمال (و بهعبارت دیگر با پنج دسته حدیثِ) متفاوت روبرو شدم. در بارۀ درستی یا نادرستیِ هیچکدام نظر نمیدهم و پژوهش پیرامون هر یک را به خوانندهٔ مؤمن و حقیقتجو واگذار میکنم.
این پنج دسته حدیث، در پاسخ به این پرسش فرضیِ ما، که امام دوازدهم فرزند امام حسن عسکری، چگونه غایب شد، میباشد.
این پنج احتمال را بر مبنای میزان و درجۀ اعجاز یا طبیعی بودنشان ردیفبندی کردم به این صورت که از احتمالِ حاوی اعجازِ بیشتر شروع میشود و در آخر، به موردی که فاقد هرگونه اعجاز است میرسد:
یک- «غیبت یعنی همانند خِضر، تبدیل به موجودی نامرئی و لایموت شدن».
..... در این تفسیر، هم کیفیّت غیبت (نامرئی شدن) و هم دراز شدنِ عُمر (لایموتی)، هر دو خارقالعاده بوده و غیرطبیعیاند. بر این پایه، امام دوازدهم هم اینک زنده و به صورتِ نامرئی در میان مردم زندگی میکند
دو- «غیبت یعنی همانند عیسی، به آسمان بُرده شدن و در آنجا زندگی کردن».
..... در این تفسیر نیز، کیفیّت غیبت (رهسپارِ آسمان شدن؛ که از همان نخستین روز ولادت سابقه داشته) امری خارق عادت بوده و اگرچه صراحتی بر دراز شدنِ عمر در آن نیست ولی اگر چنین بوده باشد در این صورت امام دوازدهم هماینک زنده و در گوشهای از آسمان زندگی میکند و با پرندگانش هر جا بخواهد سفر میکند
سه- «غیبت یعنی همانند اصحاب کهف، دچار خوابِ گران شدن».
..... در این تفسیر نیز کیفیّتِ غیبت (خواب گران) در دسته معجزه و خرق عادت قرار میگیرد. بر این پایه، قائم در لحظه غیبت، دچار چنین خوابی گردید و چنانچه تاکنون تمام نشده باشد، هم اینک در جبل رضوی یا هر جای دیگری در همان وضعیت خواب قرار دارد (درست به مانند باوری که برخی در مورد امام محمد بن علی الحنفیه داشتند)
چهار- «غیبت یعنی همانند عُزیر، جانش را خدا بگرفت تا در دورهای دیگر دوباره به دنیا رجعت! کند».
..... در این تفسیر گرچه کیفیت خودِ غیبت (دچار مرگ شدن) موجبِ خرق عادت نبوده و امری کاملاً طبیعی است امّا رجعتِ پس از مرگش ظاهراً معجزه و خارق عادت مینماید. بر این پایه، امام دوازدهم پس از تولد و سپری شدنِ سالها از زندگی، همانند دیگر انسانها بدرود حیات گفت. او بر این اساس هم اینک نیز در همین نوع موت قرار دارد تا اینکه دوباره به اذن خدا متولد شود و یا با سر برداشتنِ از دل خاک به دنیا رجعت کند
پنج- «غیبت یعنی همانند موسی، از شهر و کشورِ خود به جایی دیگر رفتن و از هموطنانِ خود غایب شدن».
..... در این تفسیر، معنای غیبت (ترکِ دیار و زندگی در اختفا) امری کاملاً طبیعی، و تاکتیکی حساب شده بوده و فاقد عنصر اعجاز و خرق عادت است و فقط از درایت و تدبیر امام حسن عسکری و اصحاب خاصّش سرچشمه میگرفت. بر این پایه، امام دوازدهم در همان ایام ولادت به تدبیر پدر، رهسپار دیاری دگر شد تا با این غیبتِ برنامهریزی شده، فصلی نو در تاریخ شیعه اثنی عشری رقم خورَد. البته فرصت مناسبی که برای حضرت موسی فراهم گردید امّا برای امام دوازدهم به وجود نیامد که بتواند در دوران زندگیِ خود برگردد؛ نیز از فرزندان و جانشینان وی در دورهٔ غیبت خبری در دست نیست همچنانکه از امامانِ دورهٔ ستر اسماعیلی نیز چندان خبری نبود .....
🔸مطالعهٔ متن کامل یادداشت در سایت فرهنگی نیلوفر "اینجا" یا سایت انصاف نیوز "اینجا" (و صدانت "اینجا")
توجه
شش- غیبت یعنی قطع شدن نوار امامت با رحلت امام عسکری و سپس وصل شدنِ دوبارۀ آن در آخرالزمان (شرح در اینجا)
T.me/baznegari/436
Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست؟
(مفهوم غیبت)
@baznegari
امیر ترکاشوند
درباره امام دوازدهم موضوعات مهمّی برای بررسی وجود دارد. اینک بنا به وعده، به یکی از آنها میپردازم:
امام دوازدهم چگونه غایب شد؟
مفهوم غیبت چیست؟
غیبت دقیقاً به چه رویداد فیزیکی اشاره دارد؟
اینکه میگوییم امام دوازدهم غایب شد این غایب شدن اشاره به چه تحولی در آن لحظه دارد؟
غیبت قائم چگونه رخ داد؟
آیا غیبت اشاره به رویدادی اِعجازی و خارقالعاده دارد و یا امری طبیعی بوده و بیارتباط با معجزه است؟
آیا غیبت تبیینی تاریخی و خردپذیر دارد و یا عقول بشر بدان راه ندارد؟
آیا میان تبیین خارقالعاده یا طبیعی از غیبت با عمر دراز و معمولی رابطهای هست؟
آیا ...؟
@baznegari
📄 برای مطالعه متن کاملِ این یادداشت روی "INSTANT VIEW" بزنید:
🔗 telegra.ph/غایب-شدن-امام-دوازدهم-به-چه-معناست-مفهوم-غیبت-09-01
(مفهوم غیبت)
@baznegari
امیر ترکاشوند
درباره امام دوازدهم موضوعات مهمّی برای بررسی وجود دارد. اینک بنا به وعده، به یکی از آنها میپردازم:
امام دوازدهم چگونه غایب شد؟
مفهوم غیبت چیست؟
غیبت دقیقاً به چه رویداد فیزیکی اشاره دارد؟
اینکه میگوییم امام دوازدهم غایب شد این غایب شدن اشاره به چه تحولی در آن لحظه دارد؟
غیبت قائم چگونه رخ داد؟
آیا غیبت اشاره به رویدادی اِعجازی و خارقالعاده دارد و یا امری طبیعی بوده و بیارتباط با معجزه است؟
آیا غیبت تبیینی تاریخی و خردپذیر دارد و یا عقول بشر بدان راه ندارد؟
آیا میان تبیین خارقالعاده یا طبیعی از غیبت با عمر دراز و معمولی رابطهای هست؟
آیا ...؟
@baznegari
📄 برای مطالعه متن کاملِ این یادداشت روی "INSTANT VIEW" بزنید:
🔗 telegra.ph/غایب-شدن-امام-دوازدهم-به-چه-معناست-مفهوم-غیبت-09-01
Telegraph
غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست (مفهوم غیبت)
درباره امام دوازدهم موضوعات مهمّی برای بررسی وجود دارد. اینک بنا به وعده، به یکی از آنها میپردازم: امام دوازدهم چگونه غایب شد، مفهوم غیبت چیست، غیبت دقیقاً به چه رویداد فیزیکی اشاره دارد، اینکه میگوییم امام دوازدهم غایب شد این غایب شدن اشاره به چه تحولی…
ما مذهبیها در این چهل سال، خود و دیگران را
دعوت و بلکه ناچار به «اطاعتِ محض»
از رهبری نظام کردیم
آن را به یک ارزشِ بیچونوچرا و بلکه به
«اصلیترین ارزش در نظام دینی»
تبدیل کردیم
کرامت و ارجمندی را از آحاد مردم و بزرگان ستاندیم
به جای آن پیروی نشاندیم
به جای آنکه به آنان شخصیت دهیم و بزرگشان بداریم و راهِ بزرگتر شدن و شخصیتمندتر شدن را بسترسازی کنیم، آنها را مطیع و پیرو بار آوردیم
و «عملاً» دعوت به بندگی امام خمینی و رهبر خامنهای کردیم
حال آنکه قرآن🌿 ذوبشدگی مردم در شخصیت علمای دینی را محکوم کرده:
إتخذوا أحبارهم و رهبانهم ارباباً مِن دون الله
و بر داستان دور و درازِ اطاعت محض از رئیس قبیله و علمای دینی خط بطلان کشید
و اطاعت را محدود به در برابر خدا و رسولش کرد و حتی اطاعت از امامان و امیرانی که خاصّاً و نصّاً از سوی خودِ پیامبر گرامی منصوب شدند را نیز مشروط کرد و دستوراتشان را قابل مناقشه دانست و اختلاف با آنها را پذیرفت:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیئ فرُدّوه الی الله والرسول
بخشی از یادداشت سال۹۷ ترکاشوند در کانال بازنگری:
T.me/baznegari/322
دعوت و بلکه ناچار به «اطاعتِ محض»
از رهبری نظام کردیم
آن را به یک ارزشِ بیچونوچرا و بلکه به
«اصلیترین ارزش در نظام دینی»
تبدیل کردیم
کرامت و ارجمندی را از آحاد مردم و بزرگان ستاندیم
به جای آن پیروی نشاندیم
به جای آنکه به آنان شخصیت دهیم و بزرگشان بداریم و راهِ بزرگتر شدن و شخصیتمندتر شدن را بسترسازی کنیم، آنها را مطیع و پیرو بار آوردیم
و «عملاً» دعوت به بندگی امام خمینی و رهبر خامنهای کردیم
حال آنکه قرآن🌿 ذوبشدگی مردم در شخصیت علمای دینی را محکوم کرده:
إتخذوا أحبارهم و رهبانهم ارباباً مِن دون الله
و بر داستان دور و درازِ اطاعت محض از رئیس قبیله و علمای دینی خط بطلان کشید
و اطاعت را محدود به در برابر خدا و رسولش کرد و حتی اطاعت از امامان و امیرانی که خاصّاً و نصّاً از سوی خودِ پیامبر گرامی منصوب شدند را نیز مشروط کرد و دستوراتشان را قابل مناقشه دانست و اختلاف با آنها را پذیرفت:
یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فإن تنازعتم فی شیئ فرُدّوه الی الله والرسول
بخشی از یادداشت سال۹۷ ترکاشوند در کانال بازنگری:
T.me/baznegari/322
[کتاب ترکاشوند در دیدار قاضیزاده با مرجع عالیقدر سیستانی]
@baznegari
《بسمه تعالی
گزارش دیدار رئیس موسسه فهیم استاد کاظم قاضیزاده با حضرت آیةاللهالعظمی سیستانی در نجف اشرف
در روز پنجشنبه ۱۳ ذیالحجة الحرام (۹۸/۵/۲۲) قرار ملاقاتی که از قبل توسط وکیل تامالاختیار حضرت آیت العظمی سیستانی جناب حجتالاسلام والمسلمین سیدجواد شهرستانی تنظیم شده بود صورت گرفت. این سومین دیدار خصوصی من با آیةالله در پانزده سال اخیر بود.
در ابتداء و در بدو ورود مورد استقبال گرم اعضاء بیت شریف آیتاللهالعظمی سیستانی بالاخص آقازاده محترمشان جناب آیتالله سید محمدرضا سیستانی قرار گرفتیم که بعد از پانزده دقیقه، ایشان بنده را به اتاق حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی راهنمایی کردند، ملاقات ما حدود نیم ساعت به طول انجامید.
ایشان بحمدالله مانند گذشته به لحاظ فکری همان استحضار و دقت نظر و پاسخگو بودن متناسب را داشتند و اطلاع ایشان از اخرین مطالب علمی و شبهات و اثار و تألیفات و جریانهای فکری در دانشگاههای ایران و مخصوصا حوزه علمیه قم اعجابانگیز بود. خصوصا برای من که در این سفر با عالمان بسیار و مراجع دیگر ساکن نجف دیدارهای متعددی داشتم تفاوت ایشان کاملا مشهود بود.
قبلا کتاب مجموعه مقالات فقهیام و کتابهای موسسه و برخی از جزوات پیادهشدهٔ جلسات موسسه فهیم و جزوه گزارش فعالیتهای موسسه فهیم را به اتاق ایشان بردند. گویا قبل از حضور من تورقی کرده بودند.
وقتی سلاموعلیکِ معمول تمام شد، در آغاز از ارتباط موسسه فهیم با شخصیتهای مختلف و مطرح حوزوی یاد کردم و به حضور و ارتباط و عنایت نماینده تامالاختیار ایشان حضرت حجتالاسلام والمسلمین شهرستانی اشاره کردم و در گزارش های تصویری فهیم حضور حضرات آیات جوادی آملی، محقق داماد، علوی بروجردی، یثربی، حاج سید حسن خمینی و حضور نماینده بیوتات مراجع عظام تقلید در مجالس مختلف موسسه فهیم را به رویت ایشان رساندم.
همچنین به حضور گستردهٔ اساتید و فضلای حوزه علمیه و دانشگاهها در جلسات فهیم به عنوان نظریهپرداز و به عنوان شرکتکننده در جلسات علمی اشاره کردم و به استقبال پرشور و گسترده اقشار مختلف حوزوی و دانشگاهی و حضور چند صد نفری آنان در برخی جلسات و استقبال فضای مجازی از مباحث علمی فهیم بصورت زنده و آرشیوی نیز پرداختم.
در ادامه به دیدار چند سال قبلِ خود با ایشان اشاره کرده و عرض کردم نصیحت شما را به کار بستم و همراه دوستان در جهت توجه به نظریهپردازیهای دینی و پیجویی چالشهای اندیشه دینی و پاسخگویی به هجمهها و دیدگاههای رقیب تلاش کردیم.
به برخی جلسات پرشور موسسه فهیم از جمله جلسهٔ "مبانی و محدوده حجاب شرعی" اشاره شد. متن جلسه و عکس آن را نشان دادم و به استقبال فضای مجازی از فیلم و صوت این جلسه اشاره کردم؛
حضرت آیتالله سیستانی فرمودند: بله من کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر را دیدهام بسیار گسترده است و حجیم، عرض کردم درست است. ما مؤلف را دعوت کردیم و جلسه را با حضور ایشان و ناقد نظر ایشان برگزار کردیم.
به موارد دیگر از جمله بحثهای مربوط به روششناسی اجتهاد ومباحث قرآنی و حدیثی موسسه پرداختم.
آیتالله سیستانی از فعالیتهای انجام شده تمجید کردند و به نکتههایی درباره موسسه فهیم اشاره کردند: نکات ایشان به شرح زیر است:
اول- توجه به شرایط میتواند اختلاف روش مباحث عالمان دین را تحلیل کند. بخشی از تفاوتهای روش کلامی مرحوم شیخ صدوق و شیخ مفید بخاطر تفاوتهای محیط ری و بغداد است، برخی وجود یکی از کتب شیخ مفید را منکر شدند که روش آن با دیگر آثار مفید همخوانی ندارد، غافل از آن که شیخ مفید از این اثر در آثار دیگرش یاد کرده است و این تفاوت بخاطر تفاوت زمان و مکان نگارش آن است. در رجال نسبت به برخی روات گفتهاند: "فلان یونسی" و برخی رجالیها آن را دالّ بر مدح و برخی دالّ بر ذم دانستهاند اما آنچه معلوم است اینکه یونس بن عبدالرحمن روش خاصی در مباحث اعتقادی داشته است و مریدانش به آن مشهور شدند. توجه به این نکته باید در نحوه پاسخگویی شما مد نظر باشد
دوم- نکته دیگر اینکه الآن رقیب فکری تراث فکری حوزه برخی از افراد دانشگاهی هستند، دانشگاهیان به دنبال تولید فکر جدید هستند و شما به دنبال دفاع و تایید و تسدید فکر دینی. شما بیش از آن که به فکر تولید فکر جدید باشید، باید به فکر دفاع از فکر دینی به ارث رسیده باشید.
سوم- دانشگاه امروز با روشها فکری که از غرب آموخته است اندیشه خود را عرضه میکند. البته من نمیخواهم بگویم که دانشگاه همهی محتوا را از غرب گرفته است، ولی روشهای تحقیق علمی را از غرب گرفته است. شما باید این روشهای فکری را بیاموزید و به آنها مسلح شوید تا بتوانید در مقابل دیدگاههای آنها از دیدگاهها و معارف دینی دفاع کنید
این دیدار با دعای حضرت آیةالله سیستانی پایان یافت》:
fahimco.com/Post/Details/43273
@baznegari
《بسمه تعالی
گزارش دیدار رئیس موسسه فهیم استاد کاظم قاضیزاده با حضرت آیةاللهالعظمی سیستانی در نجف اشرف
در روز پنجشنبه ۱۳ ذیالحجة الحرام (۹۸/۵/۲۲) قرار ملاقاتی که از قبل توسط وکیل تامالاختیار حضرت آیت العظمی سیستانی جناب حجتالاسلام والمسلمین سیدجواد شهرستانی تنظیم شده بود صورت گرفت. این سومین دیدار خصوصی من با آیةالله در پانزده سال اخیر بود.
در ابتداء و در بدو ورود مورد استقبال گرم اعضاء بیت شریف آیتاللهالعظمی سیستانی بالاخص آقازاده محترمشان جناب آیتالله سید محمدرضا سیستانی قرار گرفتیم که بعد از پانزده دقیقه، ایشان بنده را به اتاق حضرت آیتاللهالعظمی سیستانی راهنمایی کردند، ملاقات ما حدود نیم ساعت به طول انجامید.
ایشان بحمدالله مانند گذشته به لحاظ فکری همان استحضار و دقت نظر و پاسخگو بودن متناسب را داشتند و اطلاع ایشان از اخرین مطالب علمی و شبهات و اثار و تألیفات و جریانهای فکری در دانشگاههای ایران و مخصوصا حوزه علمیه قم اعجابانگیز بود. خصوصا برای من که در این سفر با عالمان بسیار و مراجع دیگر ساکن نجف دیدارهای متعددی داشتم تفاوت ایشان کاملا مشهود بود.
قبلا کتاب مجموعه مقالات فقهیام و کتابهای موسسه و برخی از جزوات پیادهشدهٔ جلسات موسسه فهیم و جزوه گزارش فعالیتهای موسسه فهیم را به اتاق ایشان بردند. گویا قبل از حضور من تورقی کرده بودند.
وقتی سلاموعلیکِ معمول تمام شد، در آغاز از ارتباط موسسه فهیم با شخصیتهای مختلف و مطرح حوزوی یاد کردم و به حضور و ارتباط و عنایت نماینده تامالاختیار ایشان حضرت حجتالاسلام والمسلمین شهرستانی اشاره کردم و در گزارش های تصویری فهیم حضور حضرات آیات جوادی آملی، محقق داماد، علوی بروجردی، یثربی، حاج سید حسن خمینی و حضور نماینده بیوتات مراجع عظام تقلید در مجالس مختلف موسسه فهیم را به رویت ایشان رساندم.
همچنین به حضور گستردهٔ اساتید و فضلای حوزه علمیه و دانشگاهها در جلسات فهیم به عنوان نظریهپرداز و به عنوان شرکتکننده در جلسات علمی اشاره کردم و به استقبال پرشور و گسترده اقشار مختلف حوزوی و دانشگاهی و حضور چند صد نفری آنان در برخی جلسات و استقبال فضای مجازی از مباحث علمی فهیم بصورت زنده و آرشیوی نیز پرداختم.
در ادامه به دیدار چند سال قبلِ خود با ایشان اشاره کرده و عرض کردم نصیحت شما را به کار بستم و همراه دوستان در جهت توجه به نظریهپردازیهای دینی و پیجویی چالشهای اندیشه دینی و پاسخگویی به هجمهها و دیدگاههای رقیب تلاش کردیم.
به برخی جلسات پرشور موسسه فهیم از جمله جلسهٔ "مبانی و محدوده حجاب شرعی" اشاره شد. متن جلسه و عکس آن را نشان دادم و به استقبال فضای مجازی از فیلم و صوت این جلسه اشاره کردم؛
حضرت آیتالله سیستانی فرمودند: بله من کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر را دیدهام بسیار گسترده است و حجیم، عرض کردم درست است. ما مؤلف را دعوت کردیم و جلسه را با حضور ایشان و ناقد نظر ایشان برگزار کردیم.
به موارد دیگر از جمله بحثهای مربوط به روششناسی اجتهاد ومباحث قرآنی و حدیثی موسسه پرداختم.
آیتالله سیستانی از فعالیتهای انجام شده تمجید کردند و به نکتههایی درباره موسسه فهیم اشاره کردند: نکات ایشان به شرح زیر است:
اول- توجه به شرایط میتواند اختلاف روش مباحث عالمان دین را تحلیل کند. بخشی از تفاوتهای روش کلامی مرحوم شیخ صدوق و شیخ مفید بخاطر تفاوتهای محیط ری و بغداد است، برخی وجود یکی از کتب شیخ مفید را منکر شدند که روش آن با دیگر آثار مفید همخوانی ندارد، غافل از آن که شیخ مفید از این اثر در آثار دیگرش یاد کرده است و این تفاوت بخاطر تفاوت زمان و مکان نگارش آن است. در رجال نسبت به برخی روات گفتهاند: "فلان یونسی" و برخی رجالیها آن را دالّ بر مدح و برخی دالّ بر ذم دانستهاند اما آنچه معلوم است اینکه یونس بن عبدالرحمن روش خاصی در مباحث اعتقادی داشته است و مریدانش به آن مشهور شدند. توجه به این نکته باید در نحوه پاسخگویی شما مد نظر باشد
دوم- نکته دیگر اینکه الآن رقیب فکری تراث فکری حوزه برخی از افراد دانشگاهی هستند، دانشگاهیان به دنبال تولید فکر جدید هستند و شما به دنبال دفاع و تایید و تسدید فکر دینی. شما بیش از آن که به فکر تولید فکر جدید باشید، باید به فکر دفاع از فکر دینی به ارث رسیده باشید.
سوم- دانشگاه امروز با روشها فکری که از غرب آموخته است اندیشه خود را عرضه میکند. البته من نمیخواهم بگویم که دانشگاه همهی محتوا را از غرب گرفته است، ولی روشهای تحقیق علمی را از غرب گرفته است. شما باید این روشهای فکری را بیاموزید و به آنها مسلح شوید تا بتوانید در مقابل دیدگاههای آنها از دیدگاهها و معارف دینی دفاع کنید
این دیدار با دعای حضرت آیةالله سیستانی پایان یافت》:
fahimco.com/Post/Details/43273
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلَبِثَ فیهم ألف سنةٍ إلا خمسین عاماً فأخذهم الطوفان و هُم ظالمون
(سورهٔ عنکبوت آیهٔ ۱۴ ترجمهٔ الهی قمشهای)
چند نظر و احتمال در توجیه عمر نامتعارفِ نوح در اقوال محققان:
۱- عمر بسیار طولانی و نامتعارفِ نوح، «معجزه» و خواستِ ویژهٔ خداست.
اِشکال و بررسی:
این معجزه چنان بزرگ و عجیب است که اگر نوح با این حجّتِ روشن و عینی و مستمر، ادعای خدایی هم میکرد قومش در آن ادوار ابتدایی با جان و دل میپذیرفتند ولی از آنجا که آنها حتی نبوتش را نیز نپذیرفتند پس وقوع آن را جدّاً محلّ تردید میکند. نیز این اشکال در این احتمال مطرح است که اگر چنین معجزهٔ ملموس و مشهودی رخ داده چرا قرآن و خودِ نوح (ع) هیچگاه آن را به رُخ مخالفین نکشیده و از آن برای اقناع قومش استفاده نکرده است!؟.
۲- این میزان عمر، عمری «متعارف» در آن قرون بوده و دیگر مردم آن عصر نیز در همین حد و حدود عمر میکردند.
اِشکال و بررسی:
با اینکه برای این نظر به وفور تأییداتی در تورات و روایات اسلامی وجود دارد و عمر آدم و نوح و برخی دیگر چند قرنی و حتی فراتر از هزار گزارش شده، با اینحال این نظر برای اثبات و اطمینان نیاز به تأیید علمی، تاریخی و باستانشناسی دارد که گویا هنوز فاقد آن است.
۳- شاخص و تعریف سال در آن قرون، هر یک «ماه» بوده و نه دوازده ماه و به عبارت دیگر تقویمشان ماهشمار بوده و نه سالشمار و در نتیجه مراد از ۹۵۰ سال عبارت از ۹۵۰ ماه که برابر با ۷۹ سالِ کنونی است میباشد.
اِشکال و بررسی:
اشکال این نظر از جمله آن است که «عمر طبیعیِ» ۷۹ ساله چه لزومی به ذکر آن در قرآن است؟ زیرا این حدود سنّوسال، در مورد سایرین نیز صادق است. نیز وجود چنین مبنایی در گاهشماریِ آن ادوار که ماه به جای سال نشسته باشد نیاز به بررسی و تأیید دارد.
۴- نوح، «لقب واحدِ» سلسلهای جلیله از انبیا (که گویا نسلاندرنسل به امر ساختِ کِشتی مشغول بودند) میباشد و در نتیجه عدد ۹۵۰ سال مربوط به تمام این سلسله است و نه یک نفر به تنهایی.
(کاربرد لقب واحد برای افراد سلسله امری رایج است همانند فرعون برای سلسلهٔ فراعنه در مصر که در قرآن هم آمده، و یا شاه/پادشاه برای سلسلهٔ پادشاهان ایرانی، و یا امپراتور و قیصر و...).
این برداشت، نظر زندهیاد مرحوم محمدمهدی فولادوند (یکی از برترین مترجمان قرآن مجید به فارسی) است وی میگوید: «نوح نه یک شخص بلکه یک خاندان بوده است. نوحِ پیامبر هم ۶۰ الی ۷۰ سال عمر کرده و آخرین نفر از آن خاندان بوده؛ خاندانی که قریب هزار سال دوام داشته است. این خاندان عموماً نجار دریا یعنی کشتیساز بودهاند. واقعاً هم بعید است که یک شخص نهصد و پنجاه سال عمر کند».
دیگر مترجم قرآن محمد جزایری نیز با استناد به جمع بودنِ واژهٔ «رُسُل» (=رسولان) در آیهٔ زیر که در بارهٔ قوم نوح است، به استنباطی مشابه با مرحوم فولادوند رسیده و نوح را در اشاره به مجموعهای از پیامبران میداند:
و قَوم نوحٍ لمّا کَذّبوا الرُّسُلَ أغرقناهم وجعلنـاهم للناس آیةً وأعتدنا للظـالمین عذاباً ألیماً (سوره فرقان آیهٔ ۳۷).
توضیح جزایری در شرح آیه: «تعبیر صریحِ کذّبوا الرّسل با صیغهٔ جمع در مورد قوم نوح که منحصر در همین یک آیه در زبان وحی نیست نیازمند تأملی ویژه است. لااقل در این تعبیر خاص به نظر میرسد "نوح" در نگاه قرآن بیانگر گروهی و یا گونهای از پیامبران است. بر این مبنا، طول عمر این پیامبر -آنگاه که گروهی از پیامبران مقصود باشد- دیگر مسئلهای پرسشخیز نخواهد بود» وی در جای دیگر نیز میگوید: «دور نیست که در قرآن نوح نام نوعی و یا طبقهای از انبیاء و نه فردی از افراد ایشان باشد که پیش از ابراهیم به دعوت مردم میپرداختهاند و چنانکه در جای خود اشاره شد در دو موضع از قرآن این تعبیر و مشابه آن هست که در آیهٔ ۱۰۵ سورهٔ شعرا کذبت قوم نوح المرسلین و آیهٔ ۳۷ سورهٔ فرقان و قوم نوح لما کذّبوا الرسل. و در اینکه نوح نخستین پیامبر پس از آدم است هرگز تردید نشده است لذا این امکان نیز به کلی منتفی نیست».
اِشکال و بررسی:
این نظر برای تکمیل نیاز به اثبات تاریخی در تأیید وجود این سلسله و تعددِ رُسُلِ آن قوم و نیز تأیید وجود لقب واحد برای ایشان دارد. از قرنها و بلکه هزارها سال پیش، لقب و عنوان پیامبران «نبی» بوده و در گذشتههای دورتر از آن، آنها را «رائی» مینامیدند؛ آیا دورتر از این یکی (و البته در همان قوم خاص) برای اشاره به نوع آنان از عنوان «نوح» استفاده میشده؟
۵- نظرات دیگر
T.me/baznegari/442
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلَبِثَ فیهم ألف سنةٍ إلا خمسین عاماً فأخذهم الطوفان و هُم ظالمون
(سورهٔ عنکبوت آیهٔ ۱۴ ترجمهٔ الهی قمشهای)
چند نظر و احتمال در توجیه عمر نامتعارفِ نوح در اقوال محققان:
۱- عمر بسیار طولانی و نامتعارفِ نوح، «معجزه» و خواستِ ویژهٔ خداست.
اِشکال و بررسی:
این معجزه چنان بزرگ و عجیب است که اگر نوح با این حجّتِ روشن و عینی و مستمر، ادعای خدایی هم میکرد قومش در آن ادوار ابتدایی با جان و دل میپذیرفتند ولی از آنجا که آنها حتی نبوتش را نیز نپذیرفتند پس وقوع آن را جدّاً محلّ تردید میکند. نیز این اشکال در این احتمال مطرح است که اگر چنین معجزهٔ ملموس و مشهودی رخ داده چرا قرآن و خودِ نوح (ع) هیچگاه آن را به رُخ مخالفین نکشیده و از آن برای اقناع قومش استفاده نکرده است!؟.
۲- این میزان عمر، عمری «متعارف» در آن قرون بوده و دیگر مردم آن عصر نیز در همین حد و حدود عمر میکردند.
اِشکال و بررسی:
با اینکه برای این نظر به وفور تأییداتی در تورات و روایات اسلامی وجود دارد و عمر آدم و نوح و برخی دیگر چند قرنی و حتی فراتر از هزار گزارش شده، با اینحال این نظر برای اثبات و اطمینان نیاز به تأیید علمی، تاریخی و باستانشناسی دارد که گویا هنوز فاقد آن است.
۳- شاخص و تعریف سال در آن قرون، هر یک «ماه» بوده و نه دوازده ماه و به عبارت دیگر تقویمشان ماهشمار بوده و نه سالشمار و در نتیجه مراد از ۹۵۰ سال عبارت از ۹۵۰ ماه که برابر با ۷۹ سالِ کنونی است میباشد.
اِشکال و بررسی:
اشکال این نظر از جمله آن است که «عمر طبیعیِ» ۷۹ ساله چه لزومی به ذکر آن در قرآن است؟ زیرا این حدود سنّوسال، در مورد سایرین نیز صادق است. نیز وجود چنین مبنایی در گاهشماریِ آن ادوار که ماه به جای سال نشسته باشد نیاز به بررسی و تأیید دارد.
۴- نوح، «لقب واحدِ» سلسلهای جلیله از انبیا (که گویا نسلاندرنسل به امر ساختِ کِشتی مشغول بودند) میباشد و در نتیجه عدد ۹۵۰ سال مربوط به تمام این سلسله است و نه یک نفر به تنهایی.
(کاربرد لقب واحد برای افراد سلسله امری رایج است همانند فرعون برای سلسلهٔ فراعنه در مصر که در قرآن هم آمده، و یا شاه/پادشاه برای سلسلهٔ پادشاهان ایرانی، و یا امپراتور و قیصر و...).
این برداشت، نظر زندهیاد مرحوم محمدمهدی فولادوند (یکی از برترین مترجمان قرآن مجید به فارسی) است وی میگوید: «نوح نه یک شخص بلکه یک خاندان بوده است. نوحِ پیامبر هم ۶۰ الی ۷۰ سال عمر کرده و آخرین نفر از آن خاندان بوده؛ خاندانی که قریب هزار سال دوام داشته است. این خاندان عموماً نجار دریا یعنی کشتیساز بودهاند. واقعاً هم بعید است که یک شخص نهصد و پنجاه سال عمر کند».
دیگر مترجم قرآن محمد جزایری نیز با استناد به جمع بودنِ واژهٔ «رُسُل» (=رسولان) در آیهٔ زیر که در بارهٔ قوم نوح است، به استنباطی مشابه با مرحوم فولادوند رسیده و نوح را در اشاره به مجموعهای از پیامبران میداند:
و قَوم نوحٍ لمّا کَذّبوا الرُّسُلَ أغرقناهم وجعلنـاهم للناس آیةً وأعتدنا للظـالمین عذاباً ألیماً (سوره فرقان آیهٔ ۳۷).
توضیح جزایری در شرح آیه: «تعبیر صریحِ کذّبوا الرّسل با صیغهٔ جمع در مورد قوم نوح که منحصر در همین یک آیه در زبان وحی نیست نیازمند تأملی ویژه است. لااقل در این تعبیر خاص به نظر میرسد "نوح" در نگاه قرآن بیانگر گروهی و یا گونهای از پیامبران است. بر این مبنا، طول عمر این پیامبر -آنگاه که گروهی از پیامبران مقصود باشد- دیگر مسئلهای پرسشخیز نخواهد بود» وی در جای دیگر نیز میگوید: «دور نیست که در قرآن نوح نام نوعی و یا طبقهای از انبیاء و نه فردی از افراد ایشان باشد که پیش از ابراهیم به دعوت مردم میپرداختهاند و چنانکه در جای خود اشاره شد در دو موضع از قرآن این تعبیر و مشابه آن هست که در آیهٔ ۱۰۵ سورهٔ شعرا کذبت قوم نوح المرسلین و آیهٔ ۳۷ سورهٔ فرقان و قوم نوح لما کذّبوا الرسل. و در اینکه نوح نخستین پیامبر پس از آدم است هرگز تردید نشده است لذا این امکان نیز به کلی منتفی نیست».
اِشکال و بررسی:
این نظر برای تکمیل نیاز به اثبات تاریخی در تأیید وجود این سلسله و تعددِ رُسُلِ آن قوم و نیز تأیید وجود لقب واحد برای ایشان دارد. از قرنها و بلکه هزارها سال پیش، لقب و عنوان پیامبران «نبی» بوده و در گذشتههای دورتر از آن، آنها را «رائی» مینامیدند؛ آیا دورتر از این یکی (و البته در همان قوم خاص) برای اشاره به نوع آنان از عنوان «نوح» استفاده میشده؟
۵- نظرات دیگر
T.me/baznegari/442
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا…
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا…
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۱ (آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴ @baznegari و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند. ولَقَد أرسلنا…
نوح با معجزهٔ ۹۵۰ سال سِن، اگر ادعای «خدایی» هم میکرد قومش باید میپذیرفتند اما حتّی «نبوتش» را نیز نپذیرفتند؛ چرا؟
برای پاسخ، به یادداشت بالا (عمر نوح) 👆 که روی آن ریپلای شده بروید.
گفتنی است که یادداشت بالا بازنویسیِ اساسی شده و مطالب ناگفتهای به آن افزوده گردیده و در نتیجه به خوانندگان کانال بازنگری پیشنهاد میشود دوباره آن را بخوانند و برای دوستانشان نیز بفرستند.
ضمناً هر چهار نظر و احتمالی که در توجیه عمر نامتعارف نوح آورده شده مربوط به دیگران است و ربطی به نویسندهٔ یادداشت (که نقش گردآورنده را ایفا کرده) ندارد. برای رفع این ابهام تیتر مربوطه در داخل یادداشت نیز ویرایش و تصحیح شد (با تشکر از آقای صفاوردی که متذکر وجودِ این ابهام، و موجب رفع آن شدند)
کانال بازنگری @baznegari
لینک یادداشت بالا:
T.me/baznegari/442
.
.
برای پاسخ، به یادداشت بالا (عمر نوح) 👆 که روی آن ریپلای شده بروید.
گفتنی است که یادداشت بالا بازنویسیِ اساسی شده و مطالب ناگفتهای به آن افزوده گردیده و در نتیجه به خوانندگان کانال بازنگری پیشنهاد میشود دوباره آن را بخوانند و برای دوستانشان نیز بفرستند.
ضمناً هر چهار نظر و احتمالی که در توجیه عمر نامتعارف نوح آورده شده مربوط به دیگران است و ربطی به نویسندهٔ یادداشت (که نقش گردآورنده را ایفا کرده) ندارد. برای رفع این ابهام تیتر مربوطه در داخل یادداشت نیز ویرایش و تصحیح شد (با تشکر از آقای صفاوردی که متذکر وجودِ این ابهام، و موجب رفع آن شدند)
کانال بازنگری @baznegari
لینک یادداشت بالا:
T.me/baznegari/442
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۱
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا…
(آیا حضرت نوح ۹۵۰ سال و بلکه بیشتر عمر کرد؟)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۷/۴
@baznegari
و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند.
ولَقَد أرسلنا…
خوشا دیروز
خوشا امروز
خوشا فردا
خوشا آب
خوشا خاک
خوشا جان
خوشا رحمان
خوشا بر آفتاب و مهر عالمتاب
خوشا آیین مهر و مهرورزی
خوشا خود را خدا دیدن
خوشابر أجمعین رحمتفشاندن
خوشا
نفرتنورزیدن
نجنگیدن
نکشتن
خوشا سِلْم
خوشا شیپور صلح و آشتی
خوشا اسلامو تندادن به فطرت
خوشا مِهر خوشا سِلم
بازنگری ، ترکاشوند
T.me/baznegari
.
خوشا امروز
خوشا فردا
خوشا آب
خوشا خاک
خوشا جان
خوشا رحمان
خوشا بر آفتاب و مهر عالمتاب
خوشا آیین مهر و مهرورزی
خوشا خود را خدا دیدن
خوشابر أجمعین رحمتفشاندن
خوشا
نفرتنورزیدن
نجنگیدن
نکشتن
خوشا سِلْم
خوشا شیپور صلح و آشتی
خوشا اسلامو تندادن به فطرت
خوشا مِهر خوشا سِلم
بازنگری ، ترکاشوند
T.me/baznegari
.
Forwarded from سخنرانیها
🔊 فایل صوتی
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
مهر 1398 مشهد
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @cheraqeaql
🆑کانال سخنرانی ها👇👇👇
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
مهر 1398 مشهد
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @cheraqeaql
🆑کانال سخنرانی ها👇👇👇
Forwarded from سخنرانیها
🔊 فایل صوتی
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه اول
22 مهر 1398 مشهد
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه اول
22 مهر 1398 مشهد
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
Forwarded from سخنرانیها
🔊 فایل صوتی
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: خوانش مهربنیان
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه دوم
23 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: خوانش مهربنیان
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه دوم
23 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎