کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
مرجع جعفر سبحانی و محدود نبودن تقسیم انسان‌ها به کافر و مؤمن

(کافر نبودنِ افراد غیرمتمکن، وجود واسط میان کافر و مؤمن)

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۱۳


مرجع جعفر سبحانی چنان‌که خود توضیح می‌دهد برخلاف متکلمین (که انسان‌ها را فقط یا کافر می‌دانند یا مؤمن) اما وی با استناد به روایات و توضیحاتی، قائل است که مطابق قرآن و سنت، افراد غیر متمکن و بی‌اطلاع و غیر مقصّر، از شمول کفر برکنارند. وی برخلاف دیگرانی که عموم غیر مسلمانان را کافر دانسته و آن‌ها را به دو گروه: کافر مقصر و کافر قاصر تقسیم می‌کنند، اساساً قاصر را طبق ادله شرعی کافر نمی‌داند.

متن سخن ایشان:
《هل الجاهل القاصر كافر أو لا ؟
لا شك أنّ الجاهل القاصر ليس بموَمن إنّما الكلام هل هو كافر أو لا ؟ والمعروف بين المتكلّمين أنّه لا واسطة بين الاِيمان والكفر، لاَنّهما من قبيل العدم والملكة، مثلاً الاِنسان إمّا بصير أو أعمي ولا ثالث لهما، هذا وإن كان صحيحاً من حيث الاَبحاث الكلامية، لكنَّ الكلام في إطلاق لفظة الكافر في اصطلاح القرآن والسنّة عليه إذ من الممكن أن يكون للكافر اصطلاح خاص فيهما، فيختص بالجاحد أو الشاكّ مع التمكّن من المعرفة، ولا يعمّ غير المتمكّن أصلاً. وبعبارة أُخرى: ليس الكلام في الثبوت ، حتّى يقال: إنّه لا واسطة بينهما، إنّما الكلام في الاِطلاق والاصطلاح. حيث يظهر من العديد من الروايات وجود الواسطة بينهما. وإليك نقلها:
1ـ عن أبي جعفـر الباقــر ع في تفسـير قولـه سبحـانـه: (إلاّ المستضعفين ... لا يستطيعون حيلة) فيدخلوا في الكفر (ولا يهتدون)فيدخلوا في الايمان، فليس هم من الكفر والايمان في شىء
2ـ عن سماعة: وهم ليسوا بالموَمنين ولا الكفّار وعن زرارة قال: قلت: لاَبی‌عبدالله ع: أتزوّج المرجئة أو الحرورية أو القدرية؟ قال: لا عليك بالبله من النساء. قال زرارة: فقلت: ما هو إلاّ موَمنة أو كافرة. فقال أبو عبد الله ـ عليه السلام ـ : فأين استثناء الله ، قول الله أصدق من قولك (إلاّ المستضعفين من الرجال والنساء)
۳ـ قال حمران: «سألت أباعبدالله ع عن المستضعفين، قال: إنّهم ليسوا بالموَمنين ولا بالكافرين وهم المرجون لاَمر الله»
ولاحظ الروايات الا َُخر المذكورة في ذلك الباب ولا نطيل الكلام بذكرها.
وقد أخرج سليم بن قيس حديثاً عن الاِمام أميرالموَمنين ع يدلّ على وجود المستضعف في مسائل فلاحظ

فإن قلت: إنّ هناك روايات تدلّ على أنّ الشاك والجاحد كافر، والجاهل القاصر في مجال المعارف بين شاك وجاحد، وربّما يكون غافلاً ....
قلت: إنّ هذه الروايات ناظرة إلى المتمكّن، فإنّ الشك أو الجحد إذا استمرّا يكون آية التسامح في التحقيق، والتقصير في طلب الحقيقة.

إلى هنا خرجنا بهذه النتيجة: "إنّ القاصر في مجال المعرفة لا موَمن ولا كافر، إلاّ فيما كان العقل والفطرة كافيين في التعرف على الحقّ وتمييزه عن الباطل كأصل المعرفة بالله وبعض صفاته، ويكون الكفر عندئذ عن تقصير ولا يكون الاِنسان جاحداً لخالقه وبارئه إلاّ لعامل روحي أو مادي يدفعانه إلى الانكار والجحد، أو الشك والترديد، وأمّا ما وراء ذلك فالجاهل القاصر متصوّر ومحقق فهو ليس بموَمن ولا كافر بالمعنى الذي عرفت.

(الإيمان والكفر في الكتاب والسنّة ج۱ ص ۹۷ تا ۹۹ -اینجا-).

https://t.me/baznegari/1582
بسیار خواندنی
ایرادهای آخوند خراسانی بر کافر شمردنِ توده‌های غیر مسلمان

(آیا مردم بی‌اطلاع و ناآگاه از اسلام را می‌توان کافر و مکلّف شمرد؟)

امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۱۸


ملا محمدکاظم خراسانی معروف به آخوند خراسانی، صاحب کفایه (که در سطوح بالای حوزه‌های علمیه تدریس می‌شود) از برجسته‌ترین علمای اسلامی در تشیّع به شمار می‌آید. اینک پاسخ شفاهی وی به پرسشی بسیار مهم را با هم و با دقت می‌خوانیم:

《مرحوم شیخ آقابزرگ [صاحب الذریعه] گفتند: یک بار در محضر آخوند خراسانی این پرسش مطرح شد که آیا خداوند تعالی غیر مسلمانان را به جرم نپذیرفتن اسلام، و مسلمانان غیر شیعی را به جرم نپذیرفتن تشیع عذاب خواهد کرد؟ مرحوم آخوند در پاسخ این سؤال در طیّ چند جلسه مطالبی مطرح کردند از جمله این‌که: خدای تعالی سه بار در قرآن کریم تصریح فرموده است که "لا نکلّف نفساً الّا وسعها: ما هیچ‌کس را جز به قدر توانایی او تکلیف نمی‌کنیم" و یک بار تصریح فرموده است که "لا یکلّف الله نفساً الّا وسعها: خداوند هیچ‌کس را جز به قدر توانایی او تکلیف نمی‌کند" و یک بار تصریح فرموده است که "لا تکلّف نفس الّا وسعها: هیچ‌کس جز به قدر توانایی خود تکلیف ندارد" و یک بار تصریح فرموده است که "لا یکلّف الله نفساً الّا ما آتیها: خدا هیچ‌کس را جز به قدر آن‌چه به او داده است تکلیف نمی‌کند".
در کنار این نصوص مکررۀ صریحۀ قرآنیه، کلام شهید ثانی درخور توجه است: (قالوا في باب التكليف أن المكلف يشترط كونه قادرا على ما كلّف به، إذ التكليف بدون ذلك محال، وظاهر أن هذا لا يتوقف على تحقق البلوغ الشرعي بإحدى العلامات المذكورة في كتب الفروع، بل قد يكون قبل ذلك بسنين أو بعده، كذلك بحسب مراتب الإدراك قوة وضعفا).
بر مبنای این مقدمات، و بر طبق این اصل مسلم عقلی که "عقاب بلا بیان و مؤاخذۀ بلا برهان قبیحان بشهادة الوجدان"، مکلّف شناختنِ یک فرد غیر مسلمان به قبول اسلام، و مجازات او به جرم نپذیرفتن اسلام، وقتی معقول است که حقانیّت اسلام -به عنوان تنها آیین بر حق- و بطلان همۀ ادیان دیگر، صد در صد بر آن فرد ثابت شده؛ و او از سر عناد و کفر جحودی، منکر آن شده باشد. همچنین مؤاخذۀ یک فرد غیر شیعی به دلیل عدم قبول تشیّع، وقتی معقول است که حقانیت تشیع -به عنوان تنها مذهب حق- و بطلان همۀ مذاهب دیگر صد در صد بر آن فرد ثابت شده باشد و باز هم او از سر عناد و ستیزه‌گری با آن مخالفت کرده باشد.
آن‌گاه اثبات حقانیت اسلام و تشیع بر منکران، عقلاً از یکی از سه طریق ذیل امکان دارد:
الف. مواجهه با پیامبر (ص) و امامان (ع) و مشاهده معجزاتی از ایشان که اعجاز آن برای همه قابل درک باشد؛ و عقلاً جای چون چرا در آن‌ها نباشد و به موازات این نیز آگاهی از تعلیمات حقۀ اسلام از زبان آن بزرگواران ...
ب. طریق دومی که برای اثبات حقانیت اسلام و تشیع بر منکران می‌توان فرض کرد آن است که ایشان ببینند جامعه اسلامی و شیعی، در برترین مرتبه ترقی و کمال قرار دارد و انسانیت و فضائل اخلاقی -همچو عدالت، پاکدامنی، درستی، امانت، صداقت، نیکوکاری، نوع‌دوستی، عزت نفس، مساوات و...- در میان مسلمانان عموماً و شیعیان خصوصاً، بیش از هر جای دیگری حاکم و مشهود است ...
ج. .. تفکر و تحقیق و مطالعه دقیق و عمیق در متون اسلامی، و آشنایی صحیح با تعالیم محمدی و مقایسه آن‌ها با تعالیم دیگر مکتب‌هایی است که قبلاً وجود داشته‌اند و اینک وجود دارند؛ این راه گرچه شاید مطمئن‌ترین راه‌ها برای شناخت حق و دین و مذهب حق است لکن عملاً خیلی کم کسی می‌تواند از این راه استفاده کند زیرا ...》
(دیدگاه‌های آخوند خراسانی و شاگردانش ص ۵۳۹ تا ۵۴۷ -اینجا و اینجا-).

وی در خودِ کفایه نیز سخنان مکتوبی که گواه معذور دانستن افراد قاصر و بی‌خبر، و سپس اشاره به جا گرفتن یا نگرفتنِ آنان در دوگانۀ کفر و اسلام است دارد:

《.. وقد انقدح من مطاوي ما ذكرنا، أن القاصر يكون في الاعتقاديات للغفلة، أو عدم الاستعداد للاجتهاد فيها، لعدم وضوح الأمر فيها بمثابة لا يكون الجهل بها إلّا عن تقصير، كما لا يخفى، فيكون معذوراً عقلاً.
ولا يصغى إلى ما ربما قيل: بعدم وجود القاصر فيها، لكنه إنّما يكون معذوراً غير معاقب على عدم معرفة الحق، إذا لم يكن يعانده، بل كان ينقاد له على إجماله لو احتمله.
هذا بعضٍ الكلام مما يناسب المقام ، وأما بيان حكم الجاهل من حيث الكفر والإسلام، فهو مع عدم مناسبته خارج عن وضع الرسالة》
(ج ۱ ص ۳۳۲ و ۳۳۱ -اینجا-)

در همین باره بنگرید تفکیک فیروزآبادی یکی از شارحان کفایه را:
《... (و بالجملة) إن الشاك الجاحد في الظاهر كافر و الشاك المقر في الظاهر بما هو مناط الإسلام مسلم و الشاك المحض الّذي لا يجحد و لا يقر ليس بمسلم بلا كلام و لكن الحكم بكفره و نجاسته مشكل شرعاً مع الاخبار المذكورة》
(عناية الأصول في شرح كفاية الأصول ج۳ ص ۳۹۶)
T.me/baznegari/1583
دوگانگی میانِ:
بقیةاللهِ آخرالزمانی‌ها با بقیةاللهِ ملت

(بقیةاللهِ قرآنی امام زمان نیست ارزانی و سود عادلانۀ ارزاق و کالاهاست)

امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۱۹


بقیةالله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین: اگر اهل ایمان هستید بدانید که بقیّةالله برای‌تان بهتر است (سوره هود آیه ۸۶)

پس از چندی که از استقرار حکومت دینی در کشورمان گذشت نام بقیّت‌الله (بقیّةالله) و استناد فراوان به آیه یادشده  بر سرِ زبان‌ها افتاد و منظور از آن را اشاره به امام زمان (مهدی) القا می‌کردند و حتی به خاطر این انطباق، نام بسیاری جاها (از جمله بیمارستان بزرگی در تهران) را به عشق مهدی، از آن آیه گرفتند و بقیة الله گذاشتند!؛ این در حالی است که آن آیه و این کلمه در آن، هیچ ربطی به مهدی و امام زمان ندارد و هیچ تفسیر کهن و معتبر (از جمله مجمع البیان، تبیان و..) بقیةالله را به مهدی موعود تفسیر نکرده است. شما تفسیر معاصر المیزان را هم که ببینید هیچ اثری از چنین تفسیر و تطبیقی در آن نمی‌بینید.

قضیه از چه قرار است؟
این آیه از جمله اندرزهای حضرت شعیب به هموطنانش است که طیّ آن، ابتدا از آنان می‌خواهد که معبودی در کنار الله برای خود نتراشید (شرک نورزید) و در عرضه کالا به مردم‌تان و فروش محصولات، وفادار به رعایت قسط و عدالت در سنجه و پیمانه و ترازو و قیمت‌گذاری باشید زیرا ( درست است فعلا) شما را در خیر (و رفاه و ارزانی) می‌بینم اما خوف دارم در فردا روزی دچار عذابی فراگیر شوید. ای برادرانم از حق و حقوق مردم نکاهید و عزم فسادِ فی الارض نکنید زیرا باقیماندۀ حلال خدا (بقیة الله) و سود عادلانه‌ای که در عرضه کالا به دست می‌آورید همان برای‌تان بهتر است:

وَ إلى مَدْيَن أخاهُم شُعيبا قال يا قَومِ اعْبُدوا الله ما لكُم مِن إِلهٍ غيرُه ولا تَنقُصوا المِكيال وَالميزان إنّي أراكُم بخَيرٍ وَإنّي أَخاف عليكُم عذابَ يَومٍ محيط ﴿۸۴﴾ وَيا قَومِ أَوفوا المِكيال وَالميزان بِالقسط وَلا تَبخَسوا النّاس أَشياءَهُم وَلا تَعثَوا في الْأَرض مُفسدين ﴿۸۵﴾ بَقيّتُ الله خَيرٌ لَكم إِن كُنتُم مُؤمنين وَما أَنا علَيكم بحفیظ ﴿۸۶﴾


چنان‌که دیدید (و خود برای اطمینان می‌توانید به ترجمه‌ها رجوع کنید) آیه اساساً به موضوع کلامی و اعتقادی نپرداخته بلکه موضوعی اقتصادی و تجاری، و رعایت قسط و عدل و انصاف در سیاست‌گذاری اقتصادی را گوشزد کرده

شاید هشدار شعیب، حکایت دیروز و امروز ما باشد که ارزانی جای خود را به گرانی‌های پیاپی و تمام‌نشدنی داده و در این باره متهم، نه کَسَبه و خرده‌فروشان بلکه کاسبان سیاسی‌اند که برای جبران پیامدهای سیاست فرامرزیِ خود، تمام هزینۀ آن سیاست‌ها و تبعات اقتصادی‌اش را با افزایش پی در پی قیمت کالاها و عوارض گمرکی و... بر سر مردم آوار می‌کنند و از جیب آنان می‌پردازند. آیا این نمی‌تواند فساد فی الارض باشد؟

《ابن‌عباس در تفسیر عبارتِ "شما را (فعلا) در خیر (نعمت/رفاه) می‌بینم" گفت منظور ارزانی کالاهاست، و در تفسیر عبارتِ "ولی از عذاب روزی فراگیر بر شما بیمناکم" گفت منظور از آن گران شدن و افزایش قیمت کالاهاست: عن ابْن عباس في قوله "إنّي أَراكُم بخَير" قال: رخص السّعر إنّي أخاف علیکم عذاب يَوم محيط" قال: غلاء السّعر وَ.. في قَوله "بَقِيَّة الله" قال: رزق الله》.
(الدرالمنثور سيوطی ج ۴ ص ۴۶۶).

گفتنی است امام صادق نیز "خیر" در آیه "انّی أراکم بخیر" را عبارت از ارزانی و رفاه دانسته: عن أبی‌عبدالله: في قول الله: « إنّي أراكُم بِخَيرٍ » قال: كان سعرهم رخيصا (المیزان ج ۱۰ ص ۳۷۶)

کاش متولیان به جای بقیةاللهِ خودخواهانۀ خودشان به فکر بقیةاللهِ ملت و مردم باشند یعنی با وضع سیاست‌های جدید، میان حقوق و هزینه زندگی تناسب عادلانه برقرار کنند تا نعمت که همان رفاه است نصیب ملت گردد؛ آیا می‌توانند؟ نومیدانه امیدوارم بتوانند یا بهتر بگویم: بخواهند! تا بیش از این، از هشدار شعیبِ نبی تخطی نشود. چرا شعیب تورّم و گرانی و ناترازی حقوق و هزینه را با شرک و افساد فی الارض همراه کرده!؟

آقای تقی‌زاده در این باره در کانال تلگرامی خود می‌گوید:
《گرانی گریبان مردم را گرفته و طبق روايت امام صادق در اصول كافی، آنها را ذله كرده و به ستوه آورده است [غلاء السعر... یَضجُر المرءَ المسلم]. در آيه فوق از سوره هود نكته مهمی آمده است: "اني اريكم بخير" یعنی قیمتها ارزان است، "وعذاب يوم محيط" یعنی قيمتها روزبروز گرانتر شود (تفسير الدرالمنثور ج٣ص٣٤٧ [ج۴ ص۴۶۶]). اني اريكم بخير تعليل و علت قبل است يعنی وقتی كالاها ارزان است ديگر شرك و كم‌فروشی و گران‌فروشی دليل و توجيه ندارد (تفسير الميزان ج١٠ص٣٦١) شايد بتوان گفت كه طبق آيه اگر گرانی دامنگير جامعه شود، ترك دين و دینداری و مفاسد اقتصادی توجيه پيدا می‌كند، بمقتضای تعليل اني اريكم بخير، زيرا العلة تعمم وتخصص》(: اینجا).
https://t.me/baznegari/1584
[اختلاف طالبان شهری با طالبان کوه‌نشین بر سرِ تحصیل دختران]

با وجود علما و نویسندگان بی‌شمار زنان حنفی در طول تاریخ

محمدابراهیم ساعدی رودی ۱۴۰۳/۱۱/۲۰


《اقلیت تندرو و ممنوعیت تحصیل زنان در افغانستان.

... والله وبالله وتالله عفو عمومی طالبان خوب بود
این که دزد نیستند خوب است
این که در امنیت شهرها، راه‌سازی و خدمات شهرداری‌ها موفق بوده‌اند خوب است
این که در مهار تورم، صفر کردن قرض‌ها و بالا بردن قیمت افغانی موفق بوده‌اند خوب است
و موارد مثبت زیاد دیگر
لذا هر کار خوبی کرده و می‌کنند خدا خیرشون بده

ولی کارهایی می‌کنند که نه به احناف به عنوان یک مذهب متمدن با اون پهنای تاریخی و جغرافیایی ربط داره نه به دیوبندیت به عنوان یک مکتب علمی گسترده و رفیع که در شبه قاره و جهان پخش است.
همانطور که کارهای مثبت طالبان زیاد است موارد منفی هم کم نیستند که امروز فقط به یکی از مهم‌ترین آن‌ها که بر همگان عیان است می‌پردازم:

مساله‌ی ممنوعیت تحصیل دختران در مقطع دبیرستان دولتی ...؛
شاید در برخی استان‌ها دختران به صورت محدود تحصیل کنند ولی به صورت کلی بیش از نود و پنج درصد مدارس دولتی دخترانه تعطیل است

ابتدا بهانه‌ی آماده‌سازی و تفکیک مدارس را می‌آوردند که بعدا معلوم شد بهانه است و اختلاف بین دو طیف طالبان است:
طالبان ساکن شهرها که موافق تحصیل دختران و اکثریت هستند
و در مقابل اقلیت ساکن کوه‌ها که مخالف تحصیل دختران هستند
یعنی اختلاف بین اکثریت میانه‌رو و اقلیت تندرو بانفوذ -داستانی آشنا برای ما-

مذهب متمدن و گسترده‌ی حنفی در طول تاریخ با تحصیل دختران مشکلی نداشته و دلیلش علما و نویسندگان بیشمار زنان حنفی است

فقط یک نمونه از جایگاه تاریخی زنان احناف را ذکر می کنم:

علاءالدین سمرقندی صاحب کتاب تحفة الفقهاء (از مراجع مذهب حنفى) دختری زیبارو (کتاب‌های تاریخ از زیبایی او سخن گفته‌اند) و دانشمندی داشت به نام فاطمه که تحفةالفقهاء را حفظ بود و در زير فتواهایی که از خانه‌ی آنها خارج می‌شد امضاى پدر و دخترش فاطمه بود و خيلی اوقات اشتباهات پدرش را تصحيح مى‌كرد ... فردی به نام ابوبکر کاسانی که شاگرد پدر فاطمه بود چند جلد شرح بر تحفة الفقهاء می‌نویسد به نام «بدائع الصنایع» و به استادش نشان می‌دهد و شرح آن‌قدر جالب است که استاد، دخترش فاطمه را به ازدواجش در می‌آورد و از آن به بعد سه امضا زیر فتواها هست و مردم گفتند: «شرح تحفته وتروج ابنته» یعنی تحفة العلمايش را شرح داد و با دخترش ازدواج كرد.

برای تاریخ همین بس است؛ بیاییم به عصر حاضر که احناف به عنوان بزرگ‌ترین مذهب مسلمان مدارس و مکاتب مختلفی دارد که همه به تحصیل زنان اهمیت می دهند: اول مکتب عراق با مرکزیت دانشگاه اعظمیه که خاستگاه مذهب احناف و مدفن امام ابوحنیفه است بعد مکتب مصر که احناف معروف به تساهل و تسامح هستند و عرب‌ها به شیر آب حنفیه می‌گویند چون علمای احنافِ مصر نخستین کسانی بودند که از شیر آب استفاده کردند و مذاهب دیگر می‌گفتند بر مذهب حنفیه از این لوله وضو می‌گیریم و اسمش شد حنفیه
بعد مکتب سوریه که علی طنطاوی در نوشته‌هایش نام زنان دانشمند زیادی را در عرصه‌های مختلف می‌آورد مکتب ترکیه هم که در تحصیل زنان پیشرو هست، مکتب دیوبند هم در تحصیل زنان پیشرو هست و هزاران عالم زن در عرصه‌های مختلف در ایران، پاکستان و هندوستان وجود دارند

چقدر مفتی محمدتقی عثمانی نصیحت‌شان کرد که دبیرستان‌های دخترانه را باز کنند چقدر مولانا عبدالحمید و مولانا مطهری و دیگر علمای بزرگ احناف تذکر و سفارش کردند

چاره این است که تمام علما -خرد و کلان- مرتب در منابر ممنوعیت تحصیل زنان در افغانستان را محکوم کنند تا کسی فکر نکند این امر مربوط به مذهب متسامح و متساهل حنفی است و دیوبندیان هم به اقتدا از بزرگان‌شان رد کنند تا فردا تاریخ، مکتب دیوبندیت را متهم به ممنوعیت تحصیل زنان نکند

حتی اغلب طالبان افغانستان هم مخالف این امر هستند ولی متأسفانه اقلیتی بانفوذ در دستگاه قدرت توانسته تا امروز ممنوعیت را اجرا و تحمیل کند

چون بحث فایده‌ای ندارد فقط دعا می‌کنم که هر کس در افغانستان مخالف تحصیل زنان است مجبور شود زن و دختر بیمارش را برای معالجه و جراحی پیش دکتر مرد ببرد تا طعم محروم کردن نصف جامعه از تحصیل را بچشد
عجیب این که همین طیف همیشه دنبال دکتر زن هستند

لطفا دست به دست کنید تا برسد به دست طالبان و ملا هبت الله صاحب.
إن أرید إلا الإصلاح ما استطعت وما توفیقی إلا بالله》:
منبع، کانال نویسنده "اینجا"

کانال بازنگری | ترکاشوند
https://t.me/baznegari/1585
کانال بازنگری | ترکاشوند
دوگانگی میانِ: بقیةاللهِ آخرالزمانی‌ها با بقیةاللهِ ملت (بقیةاللهِ قرآنی امام زمان نیست ارزانی و سود عادلانۀ ارزاق و کالاهاست) امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۱۹ بقیةالله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین: اگر اهل ایمان هستید بدانید که بقیّةالله برای‌تان بهتر است (سوره هود…
مراد از بقیّةاللهِ قرآنی، با روش تفسیر قرآن به قرآن

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۲۱


پس از انتشار یادداشتِ: "(بقیةاللهِ قرآنی امام زمان نیست بلکه اکتفا به سود عادلانه در عرضه ارزاق و کالاهاست -اینجا-)" که در ضمن آن، شرح داده شد که مراد از بقیّةالله در عبارت قرآنیِ "بقیّة الله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین" سود منصفانه در بازار است و نه امام زمان و حضرت مهدی، پرسش‌هایی در گروه‌های مجازی پیش آمد و من لازم دیدم برای اطمینان خواننده نسبت به ترجمه‌ای که آوردم (که البته همه همینطور ترجمه کرده‌اند)، به روش تفسیر قرآن به قرآن روی آورم و با مثالی بسیار گویا و روشن نشان دهم که مراد از بقیة الله در این آیه اساسا ربطی به موضوع مهدی و امام دوازدهم ندارد.
برای این کار آیات سوره هود (حاوی بقیةالله) با آیه سوره اعراف (حاوی ذلکم، جایگزینِ بقیّةالله) که هر دو دقیقاً در یک موضوع واحد و هر دو مربوط به حضرت شعیب است را با ترجمه‌شان می‌آورم تا خود به راحتی پی به موضوع ببرید (عبارت اصلی و ترجمه‌اش در هر دو سوره را پر رنگ کردم):

الف سوره هود آیات ۸۴ تا ۸۶:
وَ إلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْبًا قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا الله ما لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَلا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَالْمِيزانَ إِنِّي أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإنِّي أَخافُ عَلَيْكُم عَذابَ يَوْمٍ مُحيطٍ. وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَالْميزانَ بِالْقِسطِ وَلَا تَبْخَسوا النَّاسَ أَشْياءَهُم وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسدِينَ. "بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" وَ ما أَنَا عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ
ترجمه: و به سوى [اهل] مَدیَن برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما جز او معبودى نيست و پيمانه و ترازو را كم مكنيد به راستى شما را در نعمت مى ‏بينم و[لى] از عذاب روزى فراگير بر شما بيمناكم. و اى قوم من پيمانه و ترازو را به داد تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد. "اگر مؤمن باشيد باقيمانده [حلال] خدا براى شما بهتر است" و من بر شما نگاهبان نيستم.

ب- سوره اعراف آیه ۸۵:
وَ إلى مَدْيَنَ أَخاهُم شُعَيْبًا قال يا قَومِ اعْبُدُوا اللّه ما لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ قَدْ جاءَتْكُمْ بَيّنَةٌ مِنْ رَبِّكُم فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالمِيزانَ وَلا تَبخَسوا النّاسَ أَشياءَهُمْ وَلا تُفسِدُوا فِي الْأرْضِ بَعْدَ إِصلَاحِها "ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ".
ترجمه: و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما هيچ معبودى جز او نيست در حقيقت‏ شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد "اين [رهنمودها] اگر مؤمنيد براى شما بهتر است".

چنان‌که ملاحظه شد موضوعی دقیقاً واحد در دو جای قرآن آمده و در پایان آن‌ها:
یک جا از عبارتِ: بقیّت‌الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین استفاده کرده
و در جای دیگر از عبارت ذلکم خیر لکم ان کنتم مؤمنین بهره برده
و یعنی به جای بقیّةالله، ضمیر اشاره‌ی ذلکم را آورده (که به معنای "آن" است و طبیعتا به جمله ماقبل یعنی قانع بودن به سود منصفانه در معامله برمی‌گردد).
تعویض بقیةالله با ضمیر ذلکم (و فاقد اشاره به انسان) به خوبی نافی معنای هر انسانی (از جمله مهدی موعود) از آن است و تازه پیش‌تر در آن آیه از مهدی نام نبرده که بخواهد در انتهایش با ضمیر به او اشاره کند.

استاد فقید محمدباقر بهبودی هنگام شرح آیات سوره هود، برای روشن شدن تفسیر آن جمله، به خوبی به آیه سوره اعراف ارجاع می‌دهد:
《... به هر حال جمله‌ی "بقیّة الله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین" حامل همان پیامی است که در سوره اعراف آیه ۸۵ وارد شده است که: "فأوفوا الکیل والمیزان ولا تبخسوا الناس أشیاءهم ولا تفسدوا فی الأرض بعد إصلاحها. ذلکم خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین"》  (تدبری در قرآن، انتشارات سَنا، چاپ اول ج ۲ ص ۱۱۳).

گفتنی است دو سه دهه پیش که تفاسیر مهم علمای شیعی‌مان (بجز تفاسیر روایی) از جمله تبیان شیخ طوسی، مجمع‌البیان طبرسی، روض‌الجنان ابوالفتوح رازی، منهج‌الصادقین ملافتح‌الله کاشانی، الکاشف مغنیه و المیزان علامه طباطبایی را که نگاه کردم در هیچ کدام‌شان حتی به عنوان یک قول و احتمال هم از انطباق بقیّةالله بر امام زمان سخن به میان نیامده بود.
تفاسیر روایی (همچو کنزالدقائق و صافی و نورالثقلین، که همه در دوران ترویج اخباری‌گری نوشته شده‌اند) تکلیف‌شان معلوم است چون دأب نویسندگان‌شان جمع‌آوری هر گونه روایتی است که بتواند آیه‌ای را تفسیر کند و به همین خاطر روایات منسوب به ائمه که در آن خود یا مهدی را بقیةالله معرفی کرده‌اند را در ذیل این آیه آورده‌اند.
T.me/baznegari/1586
همۀ ما برادریم

فقط اشخاصی که حقانیّت اسلام را دریافته و با وجودِ این انکار می‌کنند کافرند و نه میلیاردها عوام و خواصِ غیر مسلمان


در نقض تقسیم مردم به مسلمان و کافر، و در تداوم یادداشت‌هایی با این موضوع کلی که غیر مسلمانانِ کنونی جهان را شرعاً و با منطق دینی و قرآنی نباید کافر شمرد، اینک می‌رسیم به کتاب "همۀ ما برادریم" اثر محمد اسفندیاری از تحصیل‌کردگان حوزه که به خوبی، مسئله را شکافته و در اختیار خواننده قرار داده است. با هم بخشی از آن کتاب ،در حدّ پُست‌های تلگرامی، را مرور می‌کنیم (امیر ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۲۱).
@baznegari


محمّد اسفندیاری:

《در این‌که کفر چیست و میان اسلام و کفر چه رابطه‌ای است حداقل دو نظر وجود دارد:
طبق یک نظر اگر اسلام نباشد، کفر است و آن‌که مسلمان نیست کافر است و چیزی میان این دو وجود ندارد. بر این اساس، تقابل اسلام و کفر تقابل تناقض (سلب و ایجاب) است و همۀ غیر مسلمانان، کافر شمرده می‌شوند؛ خواه کفرشان از سر جهل باشد و خواه از سرِ جحد.
طبق نظر دوم، تقابل اسلام و کفر تقابل تضاد است. در تقابل تضاد، اسلام و کفر دو امر وجودی هستند نه یک امر وجودی و یک امر عدمی. چنان‌که در اسلام اظهار شهادتین لازم است در کفر نیز انکار اسلام لازم است و کافر نه به هر نامسلمان بلکه به نامسلمانی گفته می‌شود که اسلام ،چنان‌که بود، به او عرضه شده است و انکار می‌کند. کسانی که اسلام به آن‌ها عرضه نشده است و آن‌ها در مقام انکار و تکذیب نیستند نه کافرند و نه مسلمان بلکه میان این دو قرار دارند. پس واسطه‌ای میان اسلام و کفر وجود دارد و در مواردی نه به اسلام کسی حکم می‌کنیم و نه به کفر او. انسان‌ها به مسلمان و کافر تقسیم نمی‌شوند بلکه به مسلمان و نامسلمان و کافر تقسیم می‌شوند. دلیل این مدّعا آن است که از امام باقر -ع- روایت شده است که برخی از مردم نه ایمان آورده‌اند و نه کافرند: ما هُم بمؤمنینَ و لا کافرینَ. همچنین آن حضرت در دو حدیث دیگر در باره مستضعف فرموده است که او کسی است که نه به کفر تن داده و نه به ایمان راه یافته است. یعنی مستضعف نه کافر است و نه مسلمان، بلکه میان این دو قرار دارد.
در آیاتی از قرآن، کسانی کافر خوانده شده‌اند که دلیلی برای ایشان اقامه شده است و آنان عالمانه و از سر عناد، انکار می‌کنند؛ از جمله: لِمَ تکفرون بآیات الله و أنتم تَشهدون، همچنین: و ما یجحد بآیاتنا الّا الکافرون، همچنین: انّ الذین کفروا بالذّکر لَمّا جائهم، همچنین: بل الذین کفروا فی تکذیب، همچنین: بل الذین کفروا یُکذّبون.
در برخی دیگر از آیات قرآن پس از "کفروا"، "کذّبوا" و "صدّوا عن سبیل الله" آمده است و از این‌جا آشکار می‌شود که کفر، تکذیب آیات خداوند و بازداشتنِ مردم از راه اوست؛ از جمله: والذین کفروا و کذّبوا بآیاتنا اولئک اصحاب النار، همچنین: والذین کفروا و کذّبوا بآیاتنا اولئک اصحاب الجحیم، همچنین: انّ الذین کفروا و صدّوا عن سبیل الله قد ضَلّوا ضلالاً بعیداً، همچنین: انّ الذین کفروا و صدّوا عن سبیل الله زِدناهُم عذاباً فوقَ العذاب بما کانوا یُفسِدون، همچنین: الذین کفروا و صدّوا عن سبیل الله اَضلَّ اَعمالَهم.
بر اساس این آیات کسانی که اسلام را نمی‌شناسند تا آن را تکذیب کنند و مردم را از آن باز دارند، کافر شمرده نمی‌شوند. کفر، عدم اعتراف به اسلام نیست بلکه انکار آگاهانۀ آن است. اغلب کسانی که مسلمان نیستند کافر هم نیستند بلکه میان این دو قرار دارند و نامسلمان قلمداد می‌شوند. این گروه یا از عوام هستند و یا از خواص. آنان که عوام‌اند، اطلاعی از اسلام ندارند و اگر هم چیزی از اسلام شنیده باشند قادر به شناخت حقّانیت آن نیستند. برخی خواص نیز اگر چه در بعضی از جنبه‌های علمی برتر از عوام‌اند اما اطلاع‌شان از اسلام چندان بیشتر از عوام نیست و در شناخت اسلام عوام شمرده می‌شوند. اینان ممکن است که در یک یا چند رشته علمی تخصص داشته باشند ولی از اسلام چندان چیزی نمی‌دانند و ذهن‌شان به لزوم تحقیق در باره اسلام حکم نمی‌کند. حاصل این‌که فقط کسانی را می‌توان کافر واقعی شمرد که کفرشان، کفر جحودی باشد؛ یعنی اشخاصی که حقانیّت اسلام را دریافته‌اند و با وجود این، انکار می‌کنند. کفر واقعی غیر از کفر فقهی است، و کافر واقعی کسی است که کفرش جاحدانه باشد نه جاهلانه》

(همۀ ما برادریم، محمد اسفندیاری، نشر نگاه معاصر، چاپ دوازدهم ص ۱۵۸ تا ۱۶۱)
https://t.me/baznegari/1587
فروردین ۱۳۵۸، مسجد الجواد، استاد مرتضی مطهری:

(چند هفته پس از ۲۲ بهمن ۵۷):
《اگر بنا بشود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را بوجود بیاورد قطعاً شکست خواهد خورد (اسلام دین آزادی است، دینی که مروج آزادی برای همه افراد جامعه‌ است) البته آزادی غیر از هرج و مرج است و منظور ما، آزادی به معنای معقول آن است. هر کس می‌باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است‌ که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد اتفاقا تجربه‌‌های گذشته نشان داده است که هر وقت جامعه از یک نوع آزادی فکری -ولو از روی سوء نیت- برخوردار بوده است این امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلکه در نهایت به سود اسلام بوده است.
اگر در جامعه ما، محیط آزادِ برخورد آراء و عقاید به وجود بیاید بطوری‌که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرفهای‌شان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح‌ کنیم، تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هر چه بیشتر رشد می‌کند.
اینجا بی‌مناسبت نیست که خاطره‌ای برای‌تان تعریف کنم چند سال‌ پیش در دانشکده الهیات، یکی از استادها که ماتریالیست بود بطور مرتب سر کلاسها تبلیغات ماتریالیستی و ضد اسلامی می‌کرد دانشجویان به‌ این عمل اعتراض کردند و کم کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد من نامه‌ای‌ بطور رسمی به دانشکده نوشتم که عین این نامه را در حال حاضر در اختیار دارم و توضیح دادم که به عقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات‌ است یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس بشود و استادی هم که وارد در این مسائل باشد و به ماتریالیسم دیالکتیک معتقد باشد تدریس این درس را عهده‌دار شود. این طریق صحیح برخورد با مسئله‌ است و من با آن موافقم اما این‌که ... -پیرامون انقلاب اسلامی ص ۶۲ تا ۶۴ "اینجا"》.
(استاد چند هفته بعد ترور شد و آسمانی گشت).

آیا متولیان کشور از خود پرسیده‌اند که اگر اینک استاد مرتضی مطهری زنده بود و اوضاع جاری کشور در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و امنیتی و روابط بین‌الملل را لمس می‌کرد آیا امروز در راهپیمایی سالگرد پیروزی انقلاب شرکت می‌کرد؟ دکتر علی شریعتی که از او به عنوان معلم انقلاب یاد می‌شود چطور؟ آیا او را نیز می‌شد در صفوف راهپیمایان دید؟
داوری را به خوانندگان با طیف‌های مختلف فکری و سیاسی وا می‌گذارم.

کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۲۲
https://t.me/baznegari/1588
معاویه محمد الشامی ملقب به ابویزید سرپرست حرم حضرت زینب از بازگشایی حرم می‌گوید

(سفر سه گروه زائران خارجی از عراق و بحرین و عمان به زینبیه)

کانال بازنگری | ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۲۲


《گروه حج و زیارت خبرگزاری فارس؛ «درهای حرم از امروز ۲۱ بهمن از ساعت ۵ صبح تا ۱۸ با قید شروطی باز است» این را معاویه محمد الشامی ملقب به ابویزید که به تازگی به عنوان سرپرست اداره حرم حضرت زینب از سوی جولانی منصوب شده است می‌گوید. ... پس از یک هفته تعطیلی حرم، امروز ۲ گروه از زائران بحرین و عمان به عنوان دومین گروه زائران خارجی (پس از عراقی‌ها) به این آستان مشرف شدند. گفته می‌شود که شرط باز بودن حرم «خلوتی» آن است، و در صورت ازدحام جمعیت درها بسته و اجازه ورود زائران داده نمی‌شود》 منبع "اینجا".
https://t.me/baznegari/1589
💢 آیا «بقیة الله» از القاب امام مهدی (عج) است؟ 💢

✍️ سید حمید حسینی

اخیراً یکی از محققان گرامی در یادداشتی به بررسی تطبیق لقب «بقیة الله» بر امام عصر (عجل الله فرجه) پرداخته و ضمن انکار آن، معنای این عبارت را صرفاً «سود عادلانه» دانسته است. وی در یادداشتی دیگر با روش تفسیر قرآن به قرآن، نکات مفیدی را به‌عنوان دلیل برداشت خود ذکر کرده است.
اگرچه توضیحات ایشان دربارهٔ معنای ظاهری آیه درست و آموزنده به‌نظر می‌رسد، ولی دو اشکال مهم در این اظهار نظر وجود دارد که لازم است به آن توجه شود:

اشکال نخست، بی‌توجهی به این نکته است که آیات قرآن علاوه بر معانی ابتدایی و ظاهری، دارای لایه‌های عمیق‌تری است که به آن باطن یا تأویل گفته می‌شود. لذا اگر بر اساس دلایلی معتبر، با تفسیری متفاوت از یک عبارت قرآنی مواجه شویم، در صورتی که آن برداشت، تضادی با الفاظ آیه و محکمات قرآنی نداشته باشد، می‌توانیم علاوه بر مفهوم ظاهری، معنایی باطنی را نیز به همان کلمات نسبت دهیم.
البته هر پژوهشگری حق دارد دلایلی را که از تأویل یا بطن یک آیه سخن می‌گوید نقد کند، ولی اشکال دوم مطلب ایشان این است که در نقد روایات تطبیق «بقیة الله» بر امام مهدی (عج) فقط به احادیثی می‌پردازد که در تفاسیر روایی دوران رواج اخباریگری آمده و همین نکته را نشانهٔ روشن بودن تکلیف آنها می‌داند. این در حالی است که این نسبت، دقیق و بیانگر همهٔ حقیقت نیست.
احادیثی که چنین تطبیقی را به پیشوایان دین نسبت می‌دهد، علاوه بر تفاسیر روایی، در منابع معتبرتری چون اصول کافی و کمال‌الدین که قرن‌ها قبل از دوران رواج اخباریگری تدوین شده‌اند نیز وجود داشته و نادیده گرفتن این نکته، اعتبار علمی نقد را زیر سؤال می‌برد.

اگرچه همچنان می‌توان این تطبیق و احادیث مرتبط با آن را نقد کرد، یا حتی دربارهٔ حجیت احادیث تفسیری تردید داشت، ولی انکار قاطعانهٔ مطلبی که منافات و تضادی با عقل و نقل ندارد، گذشته از بی‌دقتی علمی، تقابلی بیهوده با ده‌ها دعا، زیارت و حدیثی است که بدون نفی اهمیت «سود عادلانه» در داد و ستد، منفعت ماندگارتر و مهم‌تر را حاکمیت ولی خدا و موعودی می‌داند که عدالت واقعی را برقرار خواهد کرد.

پ.ن: ارجاعات در مطالب آبی‌رنگ لینک شده است.

⭕️ @hamidhossaini
دوران ریاستِ رهبری در ۶۰ تا ۶۸

برخی در کشورمان بر این باورند که نابسامانی‌های بازار و اقتصاد و تورم و اُفت ارزش پول و کوچک شدن سفره‌ها ربطی به رهبری ندارد و حتی مدعی‌اند اتفاقاً این ناکامی‌ها حاصل گوش نکردنِ دولت‌ها به رهنمودهای رهبر است.
اما این ادعا نادرست است زیرا اولی'ترین کس در عمل به اندرزها و رهنمودهای آن کس در درجه نخست خودِ اوست پس باید دید آن هشت سالی که رهبر فعلی، در آن روزگار در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ خودش رئیس جمهور بوده و دولت را مردم به او سپردند چه کارنامه‌ای در شاخص‌های اقتصادی بالا از خود به جا گذاشته است!
بله در دولت وی و نخست‌وزیرش مهندس موسوی شاهد بیشترین افزایش نرخ ارز (دلار تقریباً چهار و نیم برابر شد) و بیشترین افت ارزش پول ملی بودیم. پس مدعیان بدانند که رطب خورده منع رطب نتواند کرد.
اگر هم بر این باورند که آن دوران بهترین دوران مقاومت اقتصادی و شکوفایی (با وجود جنگ) بوده، خب سلّمنا، از رهبری بخواهند حال که هیچ رئیس جمهور و دولتی باب میل او نیست و نمی‌تواند کشور را به روزهای افتخارآمیز دوران ریاست جمهوری خودش برگرداند پس نخست‌وزیر آن دورانش را فرا خوانَد و از وی بخواهد همان الگوها را در قالب سیاست‌های کلی لازم‌الاجرا در اختیار رؤسای جمهور قرار دهد.
نام میرحسین با انضباط اقتصادی و فسادستیزی و ناولنگاری گره خورده ولی افسوس که به آن زوج مدیریتی (با وجود اختلافاتِ همان زمان‌های‌شان) فرصت بازشکل‌گیری داده نشد تا متأسفانه همچنان شاهد تداوم فسادهای خرد و کلان و نجومی چه آن‌ها را ساختاری و سیستماتیک و سلولی بنامیم و چه نه، باشیم.

امیر ترکاشوند، ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
https://t.me/baznegari/1591
▪️ دلخوش به این مقدار نباشید
(امام خمینی)

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۳/۱۱/۲۶


زندگی مادی و زندگی معنوی شما را مرفّه می‌کنیم

هم دنیا هم آخرت‌تان را آباد می‌کنیم

دلخوش به این مقدار نباشید

شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم

ما عمل می‌کنیم حرف نمی‌زنیم


عبارات بالا گزیده‌هایی از سخنان امام خمینى بود که در تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ در روز ورود به قم یعنی ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، با تأکید بر زبان جاری کردند. با هم سخنان حاویِ آن عبارات را می‌خوانیم:

《ما عمل مى‌کنیم، حرف نمى‌زنیم ... ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مى‌خواهیم مرفه بشود، زندگى معنوى شما را هم مى‌خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید. معنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط بسازیم، آب و برق را مجانى مى‌کنیم براى طبقه مستمند، اتوبوس را مجانى مى‌کنیم براى طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید، معنویات شما را، روحیات شما را عظمت مى‌دهیم، شما را به مقام انسانیت مى‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند، اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است. ما، هم دنیا را آباد مى‌کنیم و هم آخرت را ... لاکن یک قدری باید تحمّل کنید》 (صحیفه نور ج ۵ ص ۱۲۷   "اینجا")

درخواست
اینک پس از گذشت ۴۶ سال از پیروزی انقلاب و استقرار نظام مطلوب امام خمینی، لازم است نهادهای مسئول و پژوهشی به کمک کارشناسان خبره بررسی کنند که چه مقدار از آن وعده‌ها در هر دو بُعد اقتصادی و معنوی محقق شده است. بهمن، ماه پیروزی انقلاب بهترین بهانه برای بررسی کارنامه‌ی نظامِ برآمده از آن انقلاب، و استخراج میزان انحراف از آن وعده‌ها و درصد توفیق در تحقق آن وعده‌ها است.
به نظر می‌رسد مردم مدت‌هاست دلِ خوشی از اوضاعِ کلان ندارند و چنانچه نتیجه بررسی نهادهای پژوهشی نیز گواه انحراف بسیار چشمگیر از شاخص‌های رفاهی و مقامات انسانی یادشده باشد ناچار جانشینان امام خمینی دوباره باید به آرای مردم مراجعه کنند تا شرعاً جوازی برای تمدید سلسله فقها و حکمرانی‌شان داشته باشند چه، امام خمینی چند هفته پیش از آن سخنرانی، در روز ورود به ایران (۱۲ بهمن ۱۳۵۷)، مشروعیت حکومت‌ها و نظام‌های سیاسی و نیز حاکمان مطلق الاختیار را منوط به رضایت مردمِ زمان حاضر دانست و نه انتخاب نسل‌های گذشته!؛ به این منتخب از سخنان مفصّل بنیانگذار دقت کنید: 《...... به چه حقى ملتِ پنجاه سال پيش از اين، سرنوشت ملتِ بعد را معين مى‌كند؟ سرنوشت هر ملتى به دست خودش است. ......》 (صحیفه امام ج ۶ ص ۱۱ "اینجا")

آیا اگر خودِ امام خمینی زنده بود
آیا رهبر کنونی با ۳۵ سال ولایت مطلقه
آیا تک تک رؤسای جمهور تاکنون
آیا روی‌شان می‌شود همین دو سخنرانی بسیار مهم و اساسی را پیشِ خود بخوانند و شرمنده نشوند.

شعار امام خمینی، در سال ۱۳۴۳ این بود که فقط با در دست گرفتن وزارت اوقاف می‌تواند فقرا را غنی کند:
《بايد وزارت اوقاف از ما باشد ... آن وقت ببينيد كه اين طورى كه الآن دارد لوطى‌خور مى‌شود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسيد. دست ما بدهيد تا ببينيد چه خواهد شد. آن وقت ببينيد كه ما با همين اوقاف اين فقرا را غنى‌شان مى‌كنيم؛ با همين اوقاف، با همين اوقاف، ما فقرا را غنى مى‌كنيم》
"اینجا"

اماما! ۱۸ روز پس از پیروزی انقلاب، برای تحقق وعده‌های رفاهی، مهلت خواستی و فرمودی: "لاکن قدری باید تحمل کنید" ما نیز با گذشت ۴۶ سال، بسیار تحمل کردیم ولی گویا نه فقط وعده‌ها چندان نصیب نشد و از دیگران بسیار جا ماندیم بلکه همواره عبارتِ "در برهه حساس کنونی" به رخ‌مان کشیده شد و زندگی مرفّهِ (مادی و معنویِ) وعده‌شده که میسور نشد، زندگی معمولی نیز دچار ناترازی‌ها و خطرها و ناامنی‌ها و چه و چه و چه گردید. بگو شکایت به که بریم؟
@baznegari
توجه
ادامۀ یادداشت‌ها در موضوع "شرعی نبودن انتساب کفر به غیر مسلمانان جهان" و نیز تداوم موضوع "بازشناسی مفهوم کفر" پس از مدتی درنگ از سر گرفته خواهد شد.
نیز پس از آن درنگ، در ادامۀ پرداختن به مراد از بقیّةالله در عبارت قرآنیِ "بقیة الله خیر لکم إن کنتم مؤمنین"، بخش سومش، با فرضِ تطبیق آن بر مهدی موعود پی گرفته خواهد شد (السّلامُ عليكَ يا بقيّةَ الله في أَرضِه: سلام بر تو ای "باقیماندۀ خدا"!! در زمينش -زیارت آل‌یاسین-) [بقیۀ خدا ؟]
تا چندی، در پناه حق
کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۳/۱۱/۲۶
@baznegari
🔸چهارده سال گذشت و

(اکثر نتایج ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به کرسی نشست)

✍️امیر ترکاشوند، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴


از مهر ۱۳۸۴ تا مرداد ۱۳۸۸ سرسختانه مشغول تحقیق پیرامون وضعیت پوشیدگی مردم در عصر پیامبر بودم؛ حاصل را در اختیار شماری از محققان و برخی مراکز پژوهشی قرار دادم و متأثر از نظرات دریافتی، تحقیق را در زمستان ۸۹ به پایان رساندم و سرانجام در چنین روزی (۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰) به یاد مرتضی مطهری که با نوشتن کتاب "مسئله حجاب" خط‌شکنی کرد، فایل کتاب و نسخه‌هایی تکثیر شده از آن را اندک اندک در اختیار پژوهشگران قرار دادم و چون برق و باد دست به دست شد.

امروز ۱۴ سال از آن روز می‌گذرد و در این مدت نگاه متولیان نیز دستخوش تحول و تغییر شده و با این‌که در آن روز، فاصله میان نتایج تحقیق اینجانب با برداشت رسمی بسیار زیاد بود ولی اینک این فاصله به حداقلی‌ترین مقدار ممکن رسیده و قرائت قانونی به نتایج کتاب بسیار نزدیک شده است!

کنگره‌ها تَرَک برداشت!
برای پی بردن به عمق این پیروزی کافی است نگاهی فقط به دو فقره از نتایج کتاب و مقایسه آن دو با بندهای مشابه در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته، بیندازیم (به اشکالات مهمی که بر این لایحه وارد است فعلا نمی‌پردازم):

فقره اول- مانتو و واجب نبودنِ آن
فقره دوم- افزایش اندام جایز الکشف

در سال‌هایی که سرگرم پژوهش در موضوع بودم، مطابق قرائت مشهور:
اولاً- استفاده از مانتو/روپوش شرعاً لازم بود
ثانیا- مواضع جایزالکشف شرعاً محدود به دو عضو "وجه و کفین" بود

ولی اینجانب بر اساس یافته‌های پژوهشی‌ام در عصر پیامبر:
اولاً- پوشش مانتو را غیر واجب شمردم (مردم آن زمان همچو امروز نبودند که چند جامه‌ی زیر و رو داشته باشند و چیزی همچو مانتو/روپوش که بر روی جامه‌های زیرین پوشیده شود رایج نبود و همین‌که اندام پوشیده می‌شد مورد رضایت شرع بود).
ثانیاً- قائل به جایزالکشف بودن هفت موضع (وجه و کفین و قدمین و گردن و ساعد و ساق و مو) در آن عصر شدم و نمایان شدن‌شان را موجب گناه نیافتم


اینک پس از گذشتِ سال‌های پر از چالش و پژوهش، می‌بینیم که در لایحه حجاب و عفاف که شرعاً به تأیید شورای نگهبان رسیده:

اولاً- وجوب و لزوم مانتو حذف شده و مطابق تبصره ۱ ماده ۴۸ آن قانون همین که زنان اندام خود را بپوشانند کفایت می‌کند.
شگفت آن‌که بیش از نیمی از چالش گشت‌های ارشاد در سال‌های گذشته، به همین مانتو (و کوتاهی و بلندی آن یا بسته و باز بودن دکمه‌هایش) برمی‌گشت

ثانیاً- آن دو عضوِ جایزالکشف به پنج و نیم عضو افزایش یافت زیرا:
الف- سه عضوِ "قدم و ساعد و گردن" به وجه و کفین افزوده شد
ب- و "خصوص مو" نیز از موضوعیت افتاد و به صِرف قرار داشتن پارچه‌ای بر روی سر (همچو سرانداز زنان مسلمان پاکستانی) بسنده شد

این تغییر فتوا و قانون، به ما می‌گوید که لایحه حجاب در فقره مانتو ۱۰۰٪ و در فقره اندام جایزالکشف ۷۸٪ و بطور میانگین با ۸۹٪ از نتایج کتاب موافق و همراه شده است!
کاش به تعبیر یکی از اعضای هیئت دولت، همان سال ۱۳۸۹ به کتاب توجه می‌شد تا شاهد رخدادهای تأسف‌بار بعدی (به ویژه وقایع تلخ ۱۴۰۱) نمی‌بودیم


تبصره ۱ [ماده ۴۸ قانون حجاب]- بدپوششی در مورد زنان عبارت است از پوشیدن لباسی که قسمتی از بدن پایین‌تر از گردن یا بالاتر از مچ پا یا بالاتر از ساعدِ دست‌ها دیده شود..

ماده ۵۰ [تعریف کشف حجاب و از موضوعیت افتادن عین مو]– هر زنی .. چادر یا مقنعه یا روسری یا شال و امثال آنها بر سر نداشته باشد..


در این ۱۴ سال چند کتاب در نقد کتابم منتشر شد که در زیر به ۴ مورد که نشر رسمی و مکتوب یافت اشاره کرده و خوانندگان را به مطالعه آن‌ها توصیه می‌کنم:

۱- نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر اسلام (سیدمحمدمهدی دزفولی)
۲- حجاب در آیات و روایات: نقدی بر کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر (حسین سوزنچی)
۳- حجاب در صدر اسلام؛ بررسی و نقد نظرات امیرحسین ترکاشوند (محمّدرضا شاه‌سنائی)
۴- پوشش زنان در زمان پیامبر؛ جلد اول از مجموعه سه جلدیِ حجاب پژوهی (مرکز تحقیقات زن و خانواده، ویراستاران علمی: مجید دهقان محمد عشایری منفرد)

در این مدت همچنین بارها به مناظره دعوت شدم اما فقط ۵ دعوت که در دانشکده‌های الهیات یا مؤسسات حوزوی برگزار شد را پذیرفتم تا از موج‌سازی‌های نابهنگام جلوگیری نمایم:
۱- دانشکده الهیات دانشگاه تهران
۲- مؤسسه حوزوی فهیم. قم
۳- دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
۴- اردوی آموزشی دانشگاه فرهنگیان. مشهد
۵- پژوهشگاهِ نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها. تهران


توجه
در پی درخواستِ خوانندگانی که در این سال‌ها خواهان واریز وجه به حساب نویسنده کتاب بودند، شماره زیر اعلام می‌شود:
5892101186804551
یا
IR040150000001177303167211


لطفا این پُست را به مناسبت ۱۴ سالگی کتاب برای دوستان‌تان بازنشر کنید
@baznegari
پوزش‌خواهی .pdf
250.8 KB
یادداشت نفیس، جامع و بسیار خواندنیِ
دکتر محسن رنانی
به بهانۀ پوزش‌خواهی وی

خواندن این یادداشت که به پیوست می‌باشد و تمرینِ "اخلاق و جبران و مسیر رشد و درس‌آموزی و بهره‌گیری از فرصت" در آن موج می‌زند را به خوانندگان کانال بازنگری پیشنهاد می‌کنم.
کاش کمی بیاموزیم و تمرین کنیم.

منبعِ یادداشت:
۱- کانال تلگرامی "پویش فکری توسعه" اینجا.
۲- وبسایت پویش فکری توسعه "اینجا"

تمجید یاسر عرب از آن یادداشت را در "اینجا" بخوانید.

کانال بازنگری | ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۳/۲۱
https://t.me/baznegari/1596
آن زن آمد

(تئاترِ: آیا خدا به اندازۀ مادران، مهربان نیست؟)
این تئاتر برای پیامبر به نمایش درآمد

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۴/۲۵
@baznegari


زن تنور را برای نان بیفروخت

طفلش در کنار او نشسته بود

او از دور دید یا شنید که رسول‌خدا با همراهانش دارند می‌آیند

طرحی در ذهنش نقش بست

سراغ تنور رفت و آن را شعله‌ور ساخت

همین‌که نزدیک شدند پرسید رسول‌خدا کدام‌تان است؟

گفتند: او

زن با رعایت آداب، هوشمندانه پرسید:

مادران به طفل و فرزندشان مهربان‌ترند یا پروردگار به بندگانش؟

پیامبر بگفت: پروردگار به آفریدگانش (حتی از مادر به فرزند) مهربان‌تر است

زن ،در حالی‌که طفل و تنورِ شعله‌ور در دیدرس‌شان بود (در تعریض به وعدۀ آتش جهنم) پیامبر را چنین به چالش کشید:

اما هیچ مادری فرزندش را درون تنورِ آتش نمی‌اندازد!!!

و پیامبر گریست .. و بسیار گریست

به گونه‌ای که چهره‌اش از اشک خیس شد

پس از لَختی که از اشک ریختن باز ایستاد در پاسخ به اشکال هوشمندانه و طراحی دقیق صحنه‌ای که زن شکل داده بود، گفت:

خدا هم بندگانش را دچار عذاب آتش نخواهد کرد

راویان اما آورده‌اند که پیامبر در ادامۀ آن پاسخ، قیدی افزود: مگر کسانی که تن به توحید ندهند

اما تئاتری که آن زن به نمایش درآورد چنان تأثیر بر ذهن پیامبر گرامی نهاد که گویا باید قیدِ قید را نیز می‌زد

چگونه؟

رسول گرامی با یارانش در حال گذر بودند

کودکی در مسیر سرگرم بازی بود

مادرش که از اسیران بود

از بیم آن‌که آن گروه، کودک را نبینند و زیر دست و پا بیفتد

سراسیمه سمت فرزند دوید و

فریادِ بچه‌م بچه‌م سر داد

بی‌درنگ او را در آغوش بگرفت و پستان در دهانش نهاد

پیامبر که صحنه در برابر دیدگانش روی داده بود (و شاید متأثر از سکانس پیشین) رو به همراهان کرد و گفت:

آیا حتی احتمال می‌دهید که این مادر با وجودی که توانش را هم دارد، کودکش را درون آتش بیندازد!!!؟

پاسخ دادند: معلومه که نه

سپس پیامبر گرامی باقیماندۀ دِین خود به آن زن بصیر و هوشمند و انسانی و کارگردان را ادا کرد و چنین گفت:

سوگند به خودِ خدا که او به آفریدگانش از مادر به فرزندش مهربان‌تر است

و یعنی کسی را سال‌ها درون تنور آتش عذاب نمی‌کند


آخرت  ≠ جهنم
https://t.me/baznegari/1597
کانال بازنگری | ترکاشوند pinned «🔸چهارده سال گذشت و (اکثر نتایج ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر به کرسی نشست) ✍️امیر ترکاشوند، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ از مهر ۱۳۸۴ تا مرداد ۱۳۸۸ سرسختانه مشغول تحقیق پیرامون وضعیت پوشیدگی مردم در عصر پیامبر بودم؛ حاصل را در اختیار شماری از محققان و برخی…»
کانال بازنگری | ترکاشوند
نسل‌کشی‌های موسی!؟؟ (بررسی انتساب قتل‌عام غیر نظامیان و زنان و کودکان به موسی) امیر ترکاشوند، ۱۴۰۲/۰۸/۱۹ داستان زندگی هیچ پیامبری، به اندازه بخش‌های مختلف زندگی موسی (ع) مورد توجه و گزارشِ قرآن قرار نگرفته است. با این توضیح اما قرآن (برخلاف تورات و کتاب…
🔸 ۴۷ درصد از مردم اسرائیل خواهان قتل‌عام شهرهای تصرّف‌شده، طبق الگوی کتاب مقدس‌شان‌اند

(نگاه آپارتایدی اسرائیلی‌ها به جان انسان‌ها)

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۴/۲۶



پاسخ ضد بشریِ اسرائیلی‌ها در نظرسنجی:
پرسش- آیا ارتش اسرائیل هنگام فتح شهرهای غزه، باید مطابق با الگوی اریحا در کتاب مقدس عمل کند و نسل فلسطینی‌ها را ریشه‌کن کند؟
پاسخِ ۴۷ درصد از اسرائیلی‌ها «بله» بود


عصر ایران:
《... این نظرسنجی در ماه مارس توسط شرکت نظرسنجی ژئوکارتوگرافی (Geocartography) به سفارش دانشگاه پنسیلوانیا انجام شد و توسط نشریه هاآرتص در تاریخ ۲۲ می منتشر گردید. این نظرسنجی از ۱۰۰۵ یهودی اسرائیلی انجام شد. حمایت اکثریت از پاکسازی قومی در پاسخ به این پرسش که آیا ارتش.. باید مطابق با داستان کتاب مقدس بنی‌اسرائیل و ریشه‌کن کردن همه ساکنان اریحا در طول فتح شهر، عمل کند، ۴۷ درصد از اسرائیلی‌ها پاسخ «بله» دادند. همچنین، ۶۵ درصد از پاسخ دهندگان معتقدند که «تجسم معاصری از عَمالیق» وجود دارد. در آغاز جنگ غزه، بنیامین نتانیاهو.. کارزار تل‌آویو را یک جنگ مقدس خواند که یادآور جنگ کتاب مقدس علیه عَمالیقیان بود - قومی که در کتاب مقدس عبری به بنی اسرائیل باستان دستور نابودی آنها داده شده بود. هاآرتص با استناد به این نظرسنجی می گوید: "۸۲ درصد از شرکت کنندگان در نظرسنجی از اخراج اجباری ساکنان نوار غزه و ۵۶ درصد از اخراج اجباری شهروندان عرب اسرائیل حمایت کردند، که نشان‌دهنده افزایش چشمگیر نسبت به نظرسنجی مشابهی است که ۲۰ سال پیش انجام شده بود"》(عصر ایران ۳ خرداد ۱۴۰۴ "اینجا")

سران مؤثر کشورهای اروپایی، آمریکا و کشورهای غربی (که در ظاهر انسان‌محورند اما) تمام‌قد پشتیبان چنین نژادپرستانِ نسل‌کش‌خواهی هستند هر چند خوشبختانه کثیری از مردمان‌شان از آن پشتیبانی منزجرند.


برای آشنایی با جنگ‌های خانمان‌براندازِ منتسب به موسی در تورات و کتاب مقدس‌شان به این یادداشتم با عنوان 《نسل‌کشی‌های موسی!؟؟ (بررسی انتساب قتل‌عام غیر نظامیان و زنان و کودکان به موسی)》 که در آن به تفاوت شخصیت موسای قرآن با موسای تورات نیز پرداخته‌ام مراجعه شود (: اینجا)

توجه
اگر دوربین‌ها نبود اگر رسانه‌ها نبود اگر شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای نبود اگر خبرنگاران متعهد غربی و عربی و... نبود، اگر تاریخ‌نگاران متعهد یهودی نبود، اسراییل تعارف و رودربایستی را یحتمل کنار می‌گذاشت تا به تمامه، آموزه‌های نامقدس کتاب مقدس‌شان را جامه عمل بپوشاند. این اندک شرمِ موجود نه از سر انسانیت بلکه از ترس آبروریزی بیشتر است.

در تکمیل یادداشت، این گفتگوی ویدئویی با تاریخ‌نگار یهودی را نیز ببینید (: اینجا).



شرح آن گزارش را همچنین در روزنامه شهروند به قلم راضیه زرگری در "اینجا" ببینید.
همچنین میدل‌ایست‌آی در "اینجا".
نیز در خود وبسایت روزنامه هاآرتص در "اینجا" و "اینجا" که البته من نتوانستم باز کنم.

کانال بازنگری | ترکاشوند
@baznegari
🔸هدف ما نه فقط کربلا بود و اینک قدس، بلکه نهایتاً فتح کل جهان و رساندن حکومت جهانی به مهدی است

امیر ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۵/۱۹


《اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه (۱۴ دی ۱۴۰۰) در مراسم گرامیداشت شهدای مدافع حرم تهران، اظهار داشت: ... «اگر روزی شعار برادرانمان در دفاع مقدس رسیدن به کربلا بود، کربلا هدف نهایی نبود بلکه هدف واسط بود. امروز اگر شعار رسیدن به قدس شریف است، که به حول قوه الهی می‌رسیم، باز این هم هدف مقطعی است و هدف نهایی ما در این مرحله رسیدن به حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) و رسیدن به محضر مبارک امام زمان (عج) است و این راه تا آنجا بلاشک ادامه دارد»》 (وب‌سایت دانشگاه عالی دفاع ملی "اینجا" ، ویدئو در کانال دین عقلانی "اینجا")



هر چه شعارها گنده‌تر و عریان‌تر و بی‌پرواتر وبی‌حساب‌تر شود، به همان موازات زندگی مردمان سخت‌تر و تنگ‌تر و بحرانی‌تر می‌شود.


فرض که حکومت جهانی مهدی به توسط قاآنی‌ها محقق شد و حضرت بر سراسر پنج قاره فرمانفرما گشت؛ خب سپس چه خواهد کرد؟ عمران و آبادانی می‌گستراند یا نه، زمین را برای برپایی قیامت و نابودی آن زیر و زبر می‌کند؟
اگر آبادگستر است پس چرا نمونه کوچکِ آن آبادیِ باشکوه را شما زمینه‌سازان ظهور او، در ایران پیاده نکردید و امروز در همه‌چیز (از تورم و آب و برق و گاز و امنیت و خشکی دریاچه‌ها و تهدید فرونشست‌های زمین و ...) هشت‌مان گرو نه‌مان است؟

راستی نگفتی چگونه او قدرت را در سراسر گیتی و در تمام کشورها و در هر پنج قاره تصاحب می‌کند! آیا با سخنان نو، دلپذیر، همه‌فهم و ... که پاکی فطرت جهانیان را به خود آورَد و همه را مجذوب خود کند یا با زور تسلیحات نظامی و جنگنده و موشک و سلاح کشتار جمعی و ...؟
اگر با سخنان سحرگونه‌ی انسانی و یادآوری فطرت‌های خفته است پس چرا کلام قاآنی‌ها و زمینه‌سازانِ خودخوانده‌ای چون او، بکلی تهی از چنان جاذبیت‌های جهانی است و حتی هموطنانش نیز نمی‌توانند مجذوب او شوند

نیز نگفتی وقتی به محضر مهدی رسیدی، به او چه خواهی گفت؟ به نفس خودخواه خودت می‌نگری و از شوق، آقاجان آقاجان راه می‌اندازی یا به میلیاردها همنوعت و انواع دردها و مشکلات و بحران‌های آنان توجه داری که دستور بگیری چگونه به آنان خدمت کنی و مشکلات‌شان را برطرف نمایی؟

قاآنی! آیا نمی‌دانی حقوق الناس هزارها برابر از حق‌الله مهم‌تر است و در اولویت‌بندی، حق الله به گَرد حق‌الناس نمی‌رسد؟



کاش رسالت "برپایی انقلاب جهانی اسلام" و اصول مرتبط با آن، از قانون اساسی‌مان حذف شود تا این بارِ گران از دوش قاآنی‌ها نیز برداشته گردد تا هم مردم نفس راحتی بکشند و هم فکر و ذهن خودش و امثال او که انگیزه‌ها و پتانسیل‌های فراوانی دارند صرف آبادانی کشور و گسترش عدالت گردد.

(گفتنی است این سخنان قاآنی البته مربوط به سه سال و نیم پیش است و در این مدت حوادثی بزرگ در داخل و منطقه روی داده است).
@baznegari
دفاع بازدارنده، آری؛ اما جنگ غیرمتوازن، هرگز

[اگر توان دشمن بیش از دو برابرِ توانِ شماست، از جنگ دوری کنید]

جعفر نکونام ۲۲ تیر ۱۴۰۴

[در زیر، بخش اصلی از یادداشت تأمل‌برانگیز دکتر جعفر نکونام (استاد تمامِ رشته علوم قرآن و حدیث) با عنوان "دفاع بازدارنده آری اما جنگ غیر متوازن هرگز" را به خوانندگان کانال بازنگری تقدیم می‌کنم. طبیعی است تشخیص متوازن و غیر متوازن بودنِ جنگ بر عهده فرماندهان نظامی از یکسو، مدیران اقتصادی از دیگرسو و رهبران سیاسی از سوی سوم و نهایی است. امید است این یادداشت حساس و قرآنی دست به دست به آن مقامات سه‌گانه برسد تا در تصمیمات‌شان دخیل شود. امیر ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۵/۲۱]

۱. ارزیابی جنگ غیرمتوازن
آنچه [پیشتر] به نقد کشیده بودم نه دفاع مشروع بلکه ورود به جنگی بود که به‌وضوح نامتوازن است یعنی یک طرف جنگ از قدرت نظامی برتری برخوردار است و جنگ با آن، شکست احتمالی طرف دیگر را در پی دارد.

تقابل نظامی با جبهۀ متحد اسرائیل، آمریکا و غرب چیزی نیست که ایرانِ امروز، با امکانات محدود نظامی و اقتصادی‌اش بتواند از آن پیروز بیرون بیاید؛ بر این اساس شعارهایی نظیر نابودی اسرائیل و آمریکا و فتح قدس و کاخ سفید نه تنها قابل تحقق به نظر نمی‌رسند بلکه وقتی جنگی برای تحقق این شعارها به پا شود بسا موجودیت و تمامیت ارضی ایران را به خطر خواهد انداخت

این هشدار به معنای ترس یا تسلیم نیست؛ بلکه مبتنی بر همان اصل قرآنی است که می‌فرماید اگر دشمن از نظر نیروی انسانی و تجهیزاتی بر شما غالب و بیش از دو برابر شما باشد، نباید با آن وارد جنگ شوید:
الآن خفّف الله عنکم و عَلِم أنّ فیکم ضَعفاً  فإن یکن منکم مِائة صابرة یَغلِبوا مِائتَین و إن یکن منکم ألف یَغلبوا ألفَین بإذن الله والله مع الصابرین [اینک خداوند بر شما تخفیف داد و معلوم داشت که در شما ضعفی! {ر.ک: آیه ۶۵} هست، پس اگر صد تن صابر از شما باشند {فقط} بر دویست تن غالب آیند و اگر هزار تن از شما باشند {فقط} بر دو هزار تن به اذن خدا غالب شوند؛ و خداوند با صابران است -سوره انفال آیه ۶۶، ترجمه استادولی-]

سیرۀ نبوی نیز گواه همین عقلانیت است؛ پیامبر اسلام (ص) در مکه که توان کافی برای جنگ نداشت هرگز دست به اسلحه نبرد و حتی به ترور دشمنان خود هم روی نیاورد و جز تبلیغ و آگاهی‌بخشی هیچ اقدامی نکرد. وقتی هم مؤمنان به او تحت شکنجۀ قریش واقع می‌شدند آنان را به هجرت از مکه به حبشه یا مدینه امر می‌فرمود

۲. مشروعیت دفاع از خود
در مورد جنگ اخیر اسرائیل و آمریکا و غرب و حتی برخی از کشورهای منطقه با ایران، روشن است که حملات موشکی و پهپادی ایران در حد بازدارندگی به منظور دفاع از کشور و تمامیت ارضی و منافع ملی، اقدامی مشروع به شمار می‌آید

تردیدی نیست که اگر قدرت نظامی ایران، به‌ویژه در حوزۀ پهپادها و موشک‌های نقطه‌زن، وجود نداشت، اسرائیل و آمریکا هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دادند؛ چنان که خود به آن تصریح کردند. بنابراین، این توانمندی نظامی و حملات موشکی و پهپادی ایران در حد بازدارندگی و جلوگیری از ادامۀ تعدیات دشمن، مشروع و منطقی و شایستۀ تقدیر دانسته می‌شود

اما حتی اگر همین دفاع از خود بیش از بازدارندگی ادامه یابد و باعث جری کردن دشمنان و افزایش تعدیات آنان بشود، آن نیز مشروعیت خودش را از دست خواهد داد؛ به همین رو، برخی جنگ‌های میان حماس و اسرائیل و یا حزب الله و اسرائیل را سبب جری شدن اسرائیل و باعث افزایش جنایات او به بهانۀ دفاع از خود بر می‌شمارند

برخی دفاع ایران و یا گروه‌های محور مقاومت از خود را از قبیل جنگ امام حسین می‌‌شمارند که تا مرز شهادت ادامه یافت اما چنین قیاسی مع الفارق است چون ابن زیاد امام حسین را میان جنگ و تسلیم ذلت‌بار مخیر کرده بود و لذا آن امام، جنگ تا مرز شهادت را برگزید وگرنه چنانچه او به آن امام اجازه خروج از کربلا و هجرت به منطقه‌ای دیگر داده بود هرگز آن امام جنگ تا مرز شهادت را بر نمی‌گزید بلکه هجرت به منطقه‌ای دیگر را انتخاب می‌کرد

بنابراین در حالی که برای ایران زندگی عزت‌مند مثل ده‌ها کشور جهان که با اسرائیل و آمریکا و غرب وارد جنگ نشدند وجود دارد هیچ توجیهی ندارد که ایران بخواهد تا مرز نابودی و فروپاشی خودش با اسرائیل و آمریکا و غرب بجنگد

۳. نتیجه‌گیری: تمایز دفاع مشروع از جنگ غیرمتوازن
آنچه ما نیاز داریم تفکیک میان دفاع مشروع و جنگ‌ غیرمتوازن است. دفاع، هم عقلائی و منطقی است و هم در آموزه‌های دینی و حقوق بشری مورد تأکید قرار گرفته است اما جنگ‌ غیرمتوازن و ورود به جنگی که شکست در آن از پیش معلوم است نه تنها مشروع نیست بلکه خیانت به مردم و نسل‌های آینده دانسته می‌شود.
مردم ایران بیش از هر چیز به صلح و آرامش و رفاه و پیشرفت نیاز دارند و این، جز با پرهیز از شعارهای افراطی و ایدئولوژیک، و بازگشت به عقلانیت در سیاست خارجی و تعامل مثبت با جهان، محقق نمی‌شود
T.me/baznegari/1601
[مقدس‌سازیِ جنایت و آپارتاید]

یادداشت سنجیده و نفیس دکتر سید حسن الحسینی خطاب به حاخام شموئل الیاهو (و دیگر تئوریسین‌های دینیِ خشونت و جنایات ضدبشری در اردوگاه اسرائیل) را در کانال تلگرامی‌شان نواندیش (اشاره) به نشانی زیر بخوانید:
https://t.me/Noo_Andish/175
بخش دوم یادداشت در ادامه همان پُست "اینجا".

توجه
دکتر الحسینی معلم بازنشسته، ایده‌پرداز شبکه آموزش مجازی شاد برای دانش‌آموزان در دوران کرونا، مشاور پیشین وزیر آموزش و پرورش، صاحب تفسیر سوره‌های قرآن، فعال و پرتلاش در راه‌اندازی خانه‌هایی استاندارد برای سالمندان، دبیرکل پیشین انجمن اسلامی معلمان (و عضو مرکزی آن در حال حاضر) و... است.

کانال بازنگری | ترکاشوند ۱۴۰۴/۰۵/۲۴
@baznegari