کانال بازنگری | ترکاشوند
16.8K subscribers
199 photos
95 videos
15 files
1.24K links
بازنگری
کانال رسمی امیر ترکاشوند
نویسندۀ کتب:
• حجاب شرعی در عصر پیامبر:
T.me/baznegari/4

• نسخ سنگسار توسط اسلام:
T.me/baznegari/6
و گردآورندهٔ کتاب
• رجمِ سنگسار:
T.me/baznegari/314

• فهرست موضوعیِ یادداشت‌های کانال:
T.me/baznegari/1162

.
Download Telegram
انتقادِ پیامبر از ذوب شدن در ولایت

امیر ترکاشوند ۱۳۹۶/۱۲/۰۲


ذوب شدن در ولایت یعنی در مواجهه با فرمانِ خدا، رسول و امام‌وفقیه،
"بر عواطف و اخلاق و عقل و خِرَد قفل زدن! و به چیزی جز اطاعت از آن‌ها نیندیشیدن".
ذوب شدن در ولایت یعنی پا نهادن بر فطرت
ذوب شدن در ولایت یعنی پذیرشِ بی‌چون‌وچرا و بی‌قیدِ "حقِ مطلق آنان بر جان و مال و عِرض مردم"؛ یعنی صاحب‌اختیاریِ مطلقِ آنان

شیعۀ تنوری
نمونۀ روشنِ این "ذوب‌خواهی" را در حدیث موسوم به شیعۀ تنوری می‌توان سراغ گرفت:
«گویند یکی از یارانِ خراسانی امام جعفر صادق، نزد وی آمد و حقِ حضرت برای حکومت را یادآور شد و گلایه کرد که چرا با وجود یاران بی‌شمارِ شمشیر به‌دست، اقدام به قیام نمی‌کند. حضرت دستور داد تنور را از آتش برافروختند و برای سنجش میزان خلوص آن خراسانی، از وی خواست داخل تنور شود. خراسانی حرف خود را پس گرفت و امام نیز او را از رفتن به تنور معاف کرد. در همین هنگام یکی از یاران مخلص و مکیِ حضرت وارد شد و امام به او دستور داد وارد تنور شود و او نیز بی‌درنگ درون آتش رفت و در همان‌حال حضرت و خراسانی به مابقیِ گفت‌وگو پرداختند!! و سپس که خراسانی به خواستِ امام، درون تنور را نگریست، دید که آن مردِ مکی با خیالی آسوده و بی‌آنکه صدمه‌ای دیده باشد درون آتش نشسته و هیچ نمی‌سوزد و سپس سالم بیرون آمد و در این‌جا بود که امام به خراسانی خطاب کرد که در خراسان چند نفر همچو این مرد مکی پیدا می‌شود و چون خراسانی گفت هیچ، امام فرمود: تا زمانی که پنج فرد مثل این مرد مکی نباشد ما قیام نمی‌کنیم» (ر.ک: مناقب ابن شهر آشوب)
گرچه برخی متخصصان، این روایت را ضعیف و غیر قابل اعتماد شمرده‌اند (الروایة ضعیفة لا یعتمد علیها: معجم رجال خوئی) امّا مهم این است که این‌دست جعلیات، اثر خود را در میان مذهبی‌ها گذاشته و ساختار تفکر مذهبی و نیز تلقی‌مان از رابطۀ مردم و اولیاء بر همین پایه‌ها شکل گرفته و به روشنی بی‌مرز بودن ولایت را تحکیم می‌کند و مدارج عالی ذوب‌خواهی را نشان می‌دهد.

الطاعة فی المعروف
فرض کنید پیامبر یا امام، ما را به چیزی خِلافِ عقل و عاطفه و انسانیّت فراخوانند، آیا ما باید چشم‌وگوش‌بسته سمعاً و طاعةً بی‌کنکاش‌ومناقشه اطاعت کنیم؟
حضرت علی بنا به نقل شیعه و سُنی، پاسخ پرسش ما را در قالب نقل بسیار مهمی از پیامبر گرامی می‌دهد:
«او گفت: رسول‌خدا گروهی را به کارزار فرستاد و مردی از انصار را به عنوان فرمانده بر آن‌ها گمارد و به رزمندگان گوشزد کرد که از آن مرد انصاری حرف‌شنوی داشته باشند و مطیعِ اوامرش باشند. روزی در خلال مأموریت، فرماندهِ انصاری از رزمندگان به خشم آمد و به آن‌ها یادآوری کرد که مگر رسول‌خدا به شما دستور نداد که از من اطاعت کنید؟ آن‌ها پاسخ آری دادند و به دنبالِ آن، انصاری امر به جمع‌آوری هیزم و برافروختن آتش کرد و چون چنین شد به آن‌ها دستور داد واردِ آتش شوند! همین‌که برخی (در مقام اطاعت از فرد منصوبِ پیامبر) تصمیم گرفتند وارد آتش شوند برخی دیگر جلوی آن‌ها را گرفتند و گفتند: "ما از دستِ [همین جهالت‌ها و] آتش بود که به رسول‌خدا روی آوردیم [و حالا شما دارید دستی دستی خود را به آتش می‌اندازید؟]" (فررنا إلی رسول‌الله من النار). این کش و قوس ادامه یافت تا خشم انصاری فرو نشست و آتش نیز خاموش شد. موضوع به آگاهی رسول‌خدا رسید و ایشان ضمن تمجید از گروهِ معترض، به انتقاد از گروه ذوب در ولایت (= شیعیان تنوری) پرداخت و فرمود: اطاعت‌پذیری در امور معروف (عقلایی و قابل درک) است و نه در معصیت! اگر واردِ آن آتش می‌شدید، تا قیامت از آن درنمی‌آمدید» (ر.ک: دعائم الاسلام ج۱ ص ۳۵۰ صحیح بخاری ج۵ ص ۱۰۷)

پس امیرِ منصوب از سوی رسول‌خدا با دعوت رزمندگان به ورود به آتش، مرتکب معصیت گردید و بر مردم بود که از وی پیروی نکنند (لا طاعة فی المعصیة)

منصوب پیامبر که جای خود دارد بلکه حتی اگر قرآنِ خدا نیز چیزی بگوید خودش گفته که نباید سراسیمه و بی‌فکر، متعهد به آن شد: و عباد الرحمن ... الذین إذا ذکروا بآیات ربّهم لم‌یخرّوا علیها صمّاً و عمیاناً (فرقان ۷۳)

خلاصی از جهل مقدس
همواره چنین بوده که در میان ما مذهبی‌ها این، پیامِ اولیاء بوده که نشر و پخش می‌شده؛ اینک نوبت نشر پیام پیروان و ایمان‌آورندگان است!
بر اساس آن‌چه مرور شد پیام پیروان راستین پیامبر این است:
ما به او ایمان آوردیم چرا که دعوت او را همسو با دعوت رسول درونی‌مان و فطرت‌مان یافتیم
ما به او ایمان آوردیم چون سرمایه‌های درونی فرد چه عواطف و چه عقول را به رسمیت می‌شناخت و خواهان شکوفا شدن‌شان و از خواب بیدارشدن‌شان بود.
ما با همین کورسوی عواطف و عقل و اخلاق بود که در روز اول دینداری به او ایمان آوردیم و توقعِ بعدی‌مان تقویت این نهادهاست و نه لگدکوب کردنِ آن‌ها.
ما به او ایمان آوردیم تا از این آتش و آتش‌بازی و از این جهل مقدس! رهایی یابیم

T.me/baznegari/252
آیا قرآن به روسری شرعیّت بخشیده؟

امیر ترکاشوند ۱۳۹۶/۱۲/۰۵
@baznegari

در باره نقش روسری و کارکردِ آن در عصر نزول قرآن، دو احتمال وجود دارد:
🔸کارکرد شرعی (چه واجب چه مستحب؛ و صرفنظر از اجباری یا اختیاری بودن)
🔸کارکرد رسومی.

شما پژوهشگرِ ارجمند، در این باره به چه نتیجه‌ای رسیده‌اید؟ آیا قرآن و اسلام استفاده از روسری/مقنعه را ذاتاً مورد توجه قرار داده و لزوم پوشیدنش را تشریع! کرده و یا یادکردِ آن در متون دینی، از باب گزارش واقعیاتِ آداب و رسومیِ آن زمان است!.

این پرونده برای پژوهشگران مفتوح است و در این‌جا پاسخ بر اساس بخش‌هایی از کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر آورده می‌شود (گفتنی است آیه‌ای که برخی آن را در مقام تشریع روسری تفسیر می‌کنند آیه ولیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ است هر چند فقها تا همین دو قرن پیش، چنین استنباطی از آن نداشتند):

《گفته می‌شود به این دلیل دستور ولیضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ نازل شد که زنان مو، گوشواره و گردن را بپوشانند (قیل: إنهن أمرن بذلک لیسترن شعورهن و قرطهن و أعناقهن -مجمع‌البیان ج۷ ص۲۴۲-). مطهری نیز می‌گوید: "دقت فرمائید! خمار=روسری، اساساً برای پوشانیدن سر وضع شده است. ذکر کلمه خُمُر در آیه می‌فهماند که زن باید روسری داشته باشد...".
نقد استنباط ستر مو و گردن:
اما در ردّ این برداشت، علاوه بر مطالب فراوانی که در طول کتاب آورده شد، سه توضیح زیر را می‌آورم:
توضیح اول- کسانی که عبارت را دالّ بر پوشش موی سر و گردن دانسته‌اند به خوبی می‌دانند که هیچ اسمی از موی سر در آیه نیامده و نیز قبول دارند که نصّ عبارت صرفاً دستور به قرار دادنِ سرانداز بر روی سینه (و حداکثر گردن) داده است: «ولیضربن بخُمُرهنّ علی جیوبهنّ. یعنی می‌باید روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند» . بنابراین پیداست که ایشان استنباط پوشش مو را از لابلای عبارت، و نه از صراحت متن، استخراج کرده‌اند و همچنین پیداست که آنان استفاده از سرانداز را از پیش از نزول آیه لازم و به عبارتی شرعی تلقی کرده‌اند. ولی در پاسخ باید گفت استنباط لزوم پوشش مو از راه قهری بودن استتارش در پی پوشش سینه و گردن، در نهایت ضعف و سُستی است. از آن گذشته، شرعی قلمداد شدنِ استفاده از سرانداز در پیش از نزول آیه نیز نادرست است زیرا هیچ آیه‌ای پیش از این آیه (و حتی پس از آن) دالّ بر استفاده از خمار و سرانداز نازل نشده و بلکه هیچ اسمی نیز از آن به میان نیامده است. همچنین "ذکر" خمار و سرانداز به خودی خود نمی‌تواند کاشف از حکم قرآن مبنی بر لزوم استفاده از آن و لزوم پوشش قلمرو تحت استتارش باشد مگر این‏که "امر" به استفاده از آن شده باشد ولی هرگز چنین امری در آیه نیست بلکه از خمار صرفاً به عنوان وسیله‌ای برای قرارگرفتن بر روی ناحیه‌ای دیگر یادشده است. پس همان‌طور که پیش‌تر گفتم حتّی اگر خمار به معنای سرانداز و روسری باشد در این صورت استفاده از آن، به شرایط اقلیمی، عادات جاری، اعتبار اجتماعی، و رسم و عرف رایج‌شان برگشت می‌کرد و در نتیجه "صِرف ذکرِ" سرانداز نمی‌تواند مبنای تفسیرمان از آیه قرار گیرد. در واقع وجود خمار در متن آیه، بدون این‌که آیه وظیفه‌ای برای آن در قبال ستر مو تعریف کند، دلالت بر عرفی بودنِ کاربردش دارد. شرح این مطلب را در مبحث (حمل بر رسم و اعتبار اجتماعی، و نه حجاب شرعی) در فصل دوم از بخش۳ می‌آورم.
به این ترتیب آیه در این عبارت، خمار و سرانداز را به عنوان دَمِ‌دست‌ترین وسیله‌ای که در اختیار فرد است و از همه‌ی جامه‌ها به ناحیه‌ی سینه نزدیک‌تر است انتخاب کرده تا زنان به آن وسیله جیب و سینه را بپوشانند و نه این‏که کاربرد قبلی خمار ،که برخاسته از رسوم، شرایط اقلیمی و نیز مشترک میان زنان و مردان بود را مورد تشریع و امضاء قرار داده باشد.
توضیح دوم- ...》:

(حجاب شرعی در عصر پیامبر، امیرحسین ترکاشوند ص ۵۷۴)

https://t.me/baznegari/253
این حدیث معلومه که ساختگیه چون در روایتی صحیح وقتی اُم‌سلمه (همسر پیامبر) موهایش را در جمعِ عزاداران آویزان و نمایان کرد حضرت هیچ ایرادی به او نگرفت. فما عاب ذلک علیها النبی
t.me/baznegari/194
تبلیغ فحشا!
(کدامیک از این دو، تبلیغ فحشاست؟)
@baznegari
یک- برخی از مسئولان کشورمان کارِ زنانی که بر روی سکّو می‌روند و با درآوردنِ روسری، اعتراض خود به حجاب را به رُخ می‌کشند را تبلیغ فحشا می‌دانند. گفتنی است بسیاری از مسئولان کشورمان این کار را تبلیغ فحشا نمی‌دانند.
دو- اینک به این فتوا بنگرید:
«استحبابِ نکاح، به گرفتنِ یک زن ساقط نمی‌شود بلکه تعدّد مستحب است. و ظاهر آن است که استحباب، مختص به نکاح دائم یا منقطع [نکاح موقت] نباشد بلکه تسرّی به کنیز نیز مستحب است ... و جایز است به ملک [کنیزِ خود] یا به تحلیل [کنیزِ کرایه‌ای یا تعارف‌شده] وطی [آمیزش] کند زیاده از چهار کنیز را ولو به هزار برسد. و همچنین [جایز] است [وطی کند ولو هزار تا] به عقد انقطاع [صیغه‌ای]». (نظر قطبِ فقهای سنتیِ معاصر سیدکاظم یزدی در عروةالوثقی، ترجمه شیخ‌عباس قمی).
بهتر است کمی به خود آییم و جای شاکی و متهم را عوض نکنیم.

امیر ترکاشوند، نهم اسفند ۱۳۹۶
https://t.me/baznegari/256
یادداشت(۶۶)
#نگاره_فقهی

فحشای مشروع / فحشای نامشروع
(قسمت اول : مرد هزار زن)

اکنون با وجود جنبش دختران خیابان انقلاب و نفوذ آنها در میان جامعه و همراهی مردم با آنان، کسانی که معتقدند حجاب زن خاستگاه عفت عمومی و پاکی زن است چنین جنبشی را نامشروع و منجر به فحشا می دانند. در ساختار حکومتی که برای حجاب به هر دلیلی (امر به معروف و نهی از منکر یا فقه اجباری) قانون معین کرده و با بی حجابی برخورد می کند، حجاب نداشتن قطعاً چیزی جز اشاعه فحشا تلقی نخواهد شد چه اینکه در بین عموم دینداران سنتی هم چنین کاری مساوی با بی عفتی است.

امیر حسین ترکاشوند به فتوایی اشاره می کند که شاید کمتر خوانده اید و شنیده اید. فتوایی که در توضیح المسائل های فارسی سانسور شده ولی در توضیح المسائل های عربی آمده است. هدف مطلب به هیچ وجه همسان پنداری میان زنا (رابطه نامشروع جنسی) و نکاح (رابطه مشروع جنسی) چه به صورت دائم و چه موقت، نیست بلکه نشان دادن نوع پیشنهاد فقه رسمی برای جامعه ای است که می خواهد از فحشا دور شود ولی باز منجر به فحشا خواهد شد.

مرور فتوا در فقه سنتی:
در روایات شیعی نقل شده تا زمانی که مؤمنی متعه نکند، به بلوغ و رشد دینی نمی رسد.(الفقیه،ج۵،ص۱۲۹،ح۴۶۱۳) از همین رو عقیده بر این بوده که متعه یکی از سنت ها و خصلت های پیامبراسلام بوده است.(الفقیه،ج۵،ص۱۳۰،ح۴۶۱۵) امام صادق در روایتی توضیح می دهد که چون زن موقت به عنوان کنیز است، تعداد مشخصی ندارد که مرد به آن اکتفا کند(گزیده کافی،ج۵،ص۹۷،ح۳۰۴۲) همچنانکه در روایت دیگری تصریح می کند که اگر فردی هزار زن موقت داشته باشد کار خلاف شرعی انجام نداده زیرا زن موقت برای کامجویی استخدام می شود.(گزیده کافی،ج۵،ص۹۷،ح۳۰۴۶)

فقه رسمی شیعی بنابر همین روایات نه تنها کامجویی از هزاران زن را جایز می شمارد بلکه به آن تشویق و ترغیب می کند. همانطور که ترکاشوند نوشته است، طباطبایی یزدی معتقد است که تعدد زوجات به صورت دائمی، کنیز یا متعه ای مستحب است.(العروة الوثقى،ج۲،ص۷۹۷) او در آخر می گوید:

«و أما في الملك و التحليل فيجوز و لو إلى ألف و كذا في العقد الانقطاعي : کامجویی مرد از زن ملکی یا تحلیل شده جایز است هرچند اگر تعدادشان به هزار زن برسد».(العروة الوثقى،ج۲،ص۸۱۴)

در کتاب عروة الوثقی(المحشی) این فتوا را فقیهانی چون علی جواهری، محمد فیروزآبادی، حسین نائینی، عبدالکریم حائری، ضیاءالدین عراقی، ابوالحسن اصفهانی، محمدرضا آل یاسین، محمد حسین کاشف الغطاء، حسین بروجردی، عبدالهادی شیرازی، محسن حکیم، احمد خوانساری، ابوالقاسم خوئی، محمد رضا گلپایگانی پذیرفته اند. سید خمینی که قوانین جمهوری اسلامی بنابر فتاوی او تنظیم شده است، این مسأله بدون هیچ کم و کاستی تأیید می کند(العروة الوثقى مع تعاليق الإمام الخميني،ص۹۷۵).

محسن حکیم جواز کامجویی از هزار زن را فتوایی می داند که در آن بین مسلمانان هیچ مخالفی ندارد و به فاضل هندی و شهید دوم استناد می کند.(مستمسك العروة الوثقى،ج۱۴،ص۹۷) سند بحرانی بر این فتوا مهر اجماع می زند و به روایاتی اشاره می کند که می گوید زن صیغه شده اجاره ای و به عنوان کنیز است.(سند العروة الوثقى؛كتاب النكاح،ج۱،ص۱۵۴) سبزواری به این اجماع اینگونه تصریح کرده است: «نصا و إجماعا من المسلمین»، به عبارتی او هزارزنی را بنابر نصوص دینی و اجماع می داند.(مهذب الاحکام،ج۲۴،ص۸۱)

در کلیپ ویدیویی معروفی، عبدالکریم حائری(فقیه و رئیس فعلی حوزه علمیه کربلا) به شیعیان توصیه می کند کنیزهای زیادی گرفته تا وقتی دیگران به منزلشان می آیند، آنان را به نوبت در اختیار مردان مهمان خود بگذارند تا از آنان کامجویی کنند.

فحشا زمانی اتفاق می افتد که رابطه های جنسی به صورت افسار گریخته در جامعه پدیدار شود. هزارزنی یکی از انواع گسترش فحشاست که فقیهان به اشتباه آن را پذیرفته اند. اینکه مردی پی در پی به دنبال زن گرفتن و کامجویی از او باشد با کسی که دختران زیادی را به بستر خود آورده است، تفاوتی ندارد. چه اینکه اگر یکی را حلال بدانیم و دیگری را حرام، ساختار این نوع رفتار به گونه ای است که فحشا پرور است ولی فقیهان میان جواز شرعی و کُنش و سلامت اجتماعی فرقی نگذاشته و از این جهت عقیده دارند هر آنچه که شرعی است ضامن سلامت جامعه است. به لحاظ جامعه شناختی تفاوت میان دختری صیغه شده که با فرد مؤمنی همبستر می شود و دختری که رابطه ای به عنوان زنا را تجربه می کند نبوده و هر دو در ذیل رابطه جنسی افسار گسیخته قرار می گیرند.

در یادداشت بعدی فقیهانی که به جواز نگاهِ بدن برهنه و لمس و شوخی عورت فتوا داده اند به عنوان بخش دوم این موضوع بررسی خواهند شد.

✖️فکرک های من|موسوی عقیقی|@fekr_rak
ترکاشوند بزودی پاسخ می‌دهد
telegram.me/baznegari
اطلاعیه
روایتی از معراج پیامبر که در آن سزای زنانی که در دنیا موی‌شان از نامحرم نمی‌پوشانند را عبارت از آویزان شدن از مو و جوشیدنِ سرشان از شدت عذابِ دوزخ دانسته بود مورد توجه برخی قرار گرفته و آن را به صورت پوستر (برعلیه زنانی که از اجبارِ روسری اعتراض دارند) منتشر کرده بودند. امیر ترکاشوند در واکنش به آن استناد، حدیث یادشده را ساختگی دانسته و در مقابل، به روایتی صحیح که اُمّ‌سلمه را موپریشان در جمع عزاداران تصویر می‌کرد استناد کرده بود:
telegram.me/baznegari/254
(یادداشت اصلی ترکاشوند):
telegram.me/baznegari/194
شبکه اجتهاد در کانال تلگرامی خود با ادبیاتی نسبتاً تند، به ترجمه ترکاشوند از حدیث اُم‌سلمه واکنش نشان داد و آن را نادرست و بی‌ربط به ادعا دانست:
telegram.me/ijtihadnetwork/3462
(گفتنی است نقد این شبکه بارها دستخوش ویرایش و تغییر متن شد).
این نقد با حذف اکثر بخش‌های تند و بی‌ربط! در سایت خبرگزاری قرآن ایکنا منتشر گردید:
iqna.ir/fa/news/3695799
به اطلاع خوانندگان کانال بازنگری می‌رساند بزودی پاسخ امیر ترکاشوند به نقد شبکه اجتهاد، در تأیید محتوای ترجمۀ خود و تأکید بر آن (و بی‌آنکه به حواشی ورود شود) منتشر خواهد شد.
ای کاش بخشی از رسالت شبکه‌های ناقد، به بررسی روایتِ مورد استناد آن پوستر (جوشیدن مغز سر و آویزان بودن از مو) اختصاص یابد.

با احترام
کانال بازنگری
سنجش حدیث به "قرآن و حجتِ عقل"

امیر ترکاشوند، ۱۳۹۶/۱۲/۱۳
@baznegari

حسین پورفرج در بخشی از یادداشت خود به حدیث کم‌تر دیده‌شده‌ای توجه نشان داد و چنین نوشت:
«... مع‌الوصف، آنچنان‌که من از آموزه‌های اسلامی آموخته‌ام ملاکِ تشخیص سره از ناسره "قرآن و عقل آدمی‌"ست. این حدیث از پیامبر(ص) سخن مذکور را تایید می‌کند: "هنگامى كه حديثى از من براى شما آمد، آن را بر كتاب خدا و حجت عقلى‌تان عرضه كنيد. پس اگر موافق آن دو بود، بپذيريد، وگرنه آن را به ديوار بزنيد»

(ر.ک: یادداشت وی با عنوان: می‌خواری و چهل روز بی‌نمازی "اینجا")

این حدیث مهم (پیرامون جایگاه ممتاز عقل) را علامه شعرانی در پاورقی‌های خود در کتاب شرح ملاصالح مازندرانی بر اصول کافی و به نقل از تفسیر روض‌الجنانِ ابوالفتوح رازی آورده و متن حدیث چنین است:
«قال رسول‌الله: اذا اتاكم عنّى حديث فاعرضوه على كتاب الله وحجّة عقولکم فان وافقهما فاقبلوه والا فاضربوه علی الجدار»

(متن حدیث در تفسیر روض‌الجنان: ج ۳ ص ۳۹۲ یا ج ۵ ص ۳۶۸).

گرچه هنوز به منبع معنعنی دست نیافتم که بتوان در باره سندش داوری کرد اما محتوایش قابل پذیرش نشان می‌دهد.
نمی‌دانم چرا ما مذهبی‌ها با وجود چنین جایگاه بی‌نظیری که برای حجت عقل، تعریف شده اما همواره آن را رقیب دینداری‌مان می‌دانیم!
https://t.me/baznegari/259
آشفته‌مویی و نوحه‌خوانیِ اُم‌سلمه در میان عزاداران
(پاسخ به نقدِ شبکه اجتهاد)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۶/۱۲/۱۵

T.me/baznegari/255

رسم زنان چنین بود که هنگام عزاداری برای عزیزِ ازدست‌رفته، گیس‌های بافته‌شان را به نشانِ عزا و مصیبت، از هم باز کرده و آن را آشفته و پریشان به اطراف بدن خود فرو می‌هشتند و سپس با همان هیئت ناله و نوحه سرمی‌دادند. این همان کاری است که اُم‌سلمه همسر پیامبر گرامی در مجلس عزاداری یکی از بستگانش و در حضور رسول‌خدا انجام داد و حضرت بر کارِ وی عیب نگرفت: «مات ابن‌الوليد بن المغيرة فقالت أم‌سلمة للنبی ان آل المغيرة قد أقاموا مناحة فأذهب إليهم؟ فاذن لها فلبست ثيابها وتهيأت وكانت من حسنها كأنها جان وكانت إذا قامت فأرخت شعرها جلل جسدها وعقد طرفه بخلخالها فندبت ابن عمها بين يدی رسول‌الله فقالت: (...) فما عاب عليها رسول‌الله فی ذلك ولا قال شيئا -تهذیب شیخ‌طوسی ج۶ ص ۳۵۸-»

چند نکته:
🔸ضمیرِ "قامت" در عبارتِ وکانت إذا قامت، به "مناحة" (=مجلس عزاداری) برمی‌گردد که در آغاز روایت ذکرش رفته بود: قد أقاموا مناحة (=مجلس عزاداری برپا کرده‌اند)؛ در آن‌جا فعلِ قام به صورت متعدی و در باب إفعال به کار رفته بود (أقاموا) و در این‌جا به صورت لازم به کار رفته: "إذا قامت [المناحة]" (=هنگامی که عزاداری بر پا شد / یا شروع شد). معنای قامت در این جمله همانند معنای آن در عبارتِ "قد قامت الصلوة" (=نماز بر پا شد / یا شروع شد، است).
🔸 بنابراین ضمیرِ "قامت" به اُم‌سلمه بر نمی‌گردد! که با ترجمه‌اش به "ایستادنِ او" دچار تکلّف شویم که چگونه در هنگام ایستادن، موهایش به خلخالِ پا می‌رسیده و مو را به آن می‌بسته!؟
🔸و امّا ضمیرِ "کانت" در همان عبارتِ وکانت إذا قامت، به اُم‌سلمه برمی‌گردد که البته با "فأرخت شعرها جلل جسدها" موقعیت می‌یابد. اختلاف مرجعِ ضمیرِ "کانت" با "قامت" در عبارت کوتاهِ وکانت إذا قامت، جای تعجب ندارد و همانندِ این حدیث است: کان النبی إذا قامت الصلوة ...
🔸بر این اساس، متن می‌خواهد چنین تصویرسازی کند که اُم‌سلمه با شروع عزاداری، در حالی‌که طبیعتاً نشسته!! بود، موهای بافته را یکی یکی باز می‌کرد و آن را به نشانِ عزا دورتادورِ بدنش (پشت و جلو و طرفین) آویزان و آشفته می‌کرد و در حالی‌که ناخودآگاه دنباله موها را با انگشتانش دورِ حلقۀ خلخال تاب می‌داد ناله و ندبه سر داد و فلان مرثیه را در حقِ متوفی شروع به خواندن کرد. پس به نظر می‌رسد (گرچه مطمئن نیستم) که عبارتِ وعقد طرفه بخلخالها (وعَقَدَتْ بِطَرَفَيْه خَلْخَالَهَا) ترسیم راوی از اَعمال غیر ارادیِ اُم‌سلمه در هنگام نوحه‌سرایی و عزاداری باشد.
🔸در این روایت فقط عبارتِ وكانت من حسنها كأنها جان، جمله معترضه است و نه تمامِ عبارتِ وكانت من حسنها كأنها جان وكانت إذا قامت فأرخت شعرها جلل جسدها وعقد طرفه بخلخالها. اگر قرار بر معترضه دانستنِ تمام عبارت یادشده باشد در این صورت با حذف آن (یعنی با اتصال ماقبل به مابعدِ جمله معترضه) روایت چندان مفهوم و گویا نخواهد بود!

ترجمه:
فلان خویشِ اُم‌سلمه مُرد. او به پیامبر گفت خانواده‌اش مجلس عزا بر پا کرده‌اند آیا به مراسم‌شان بروم؟ حضرت اذن داد و اُم‌سلمه لباس پوشید و آماده شد (در این‌جا راوی، به ذکرِ این جمله معترضه می‌پردازد که: او از حیث زیبایی بسان پریان بود). راوی ادامه داد: اُم‌سلمه چنین بود که وقتی عزاداری بر پا شد، موهایش را (دسته‌دسته) آویزان (و پریشان) می‌کرد به طوری‌که تمام پیکرِ (بر زمین نشسته‌اش) را در برگرفت؛ و (ناخودآگاه یا به عنوان رسمی که برای ما ناشناخته است) دنبالۀ موها را به خلخال می‌بست. پس (که به هیئت و شمایل عزاداران درآمد) گریستن بر پسر عمویش در مقابل رسول‌خدا را آغاز کرد و این مرثیه را سر داد: (...) حضرت (بر آن هیئت و شمایل و بر آن نوحه‌خوانی در جمع) بر وی عیب نگرفت و چیزی نگفت.

گفتنی است محتوای متفاوت از باورهای سنتیِ این روایت، محدود به مورد حجاب نیست زیرا؛

🔹برخی با حضور زن (نه فقط در اجتماع بلکه حتی) در تشییع و ختم مشکل داشتند ولی پیامبر برخلاف آنان اجازه حضور در آن را داد و همسرش نیز عملا در آن شرکت کرد

🔹برخلاف این تصور فقهی که زنان رسول‌خدا خصوصاً (و سایر زنان عموماً) باید از پسِ پرده و حتی با سنگی در دهان با مردان سخن گویند تا نه دیده شوند و نه صدای‌شان شناخته شود (چرا که ایشان حتی صدا را نیز جزو عورة می‌دانند) اما ام‌سلمه نه از پسِ پرده سخن گفت و نه هرگز سنگی یا چیزی در دهان نهاد بلکه بی‌پرده! و بلند! سخن گفت

🔹با وجود مناهیِ سنتی در بروز صدای آهنگین از زنان در میان جمع، اما همسر پیامبر، در حضور وی به مرثیه‌سرایی پرداخت.

🔹خوشبختانه اُم‌سلمه در این عزا، صورت نخراشید و به جسمش آسیب نزد یعنی همان کارهایی که پیامبر گرامی، عزاداران را از ارتکاب آن‌ها نهی کرده بود
https://t.me/baznegari/260


سابقه:
T.me/baznegari/258

.
🔺بررسی مبانی و محدوده حجاب شرعی با حضور امیرحسین ترکاشوند و حسین سوزنچی در موسسه فهیم قم

@namehayehawzavi
Audio
مناظره علمی "مبانی ومحدوده حجاب شرعی" - اساتید امیرحسین ترکاشوند و دکتر حسین سوزنچی - @FahimInst
Forwarded from 📝 تقریرات
🔸مناظره در قم بر سر مبانی و محدوده حجاب با حضور ترکاشوند؛ نویسنده کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر»
https://t.me/fahiminst/414
تقواسازی یا بی‌ظرفیّت‌سازی!؟

امیر ترکاشوند ۱۳۹۶/۱۲/۲۴
@baznegari
«هرگاه از دور [یک چیزِ] سیاهی ببیند و نتواند تمیز دهد مرد است یا زن؟ یا آن‌چه پیداست کدام عضو اوست؟ بلکه اگر نتواند تمیز دهد که انسان است یا حیوان یا جماد؟ آیا نظر به آن جایز است یا نه؟ احوط اجتناب است» (غایةالقصوی فی ترجمة العروة الوثقی ج۲ ص ۲۷۹ مسأله ۵۲).

اندر باب رو به رو نشدن با زن!! و برای بسته شدن تمامی منافذِ وسوسه‌های جنسی و جلوگیری از تحریکات، و افزودنِ مراتب خودداری و تقوا، کار تا آن‌جا پیش رفته که می‌گوید:

اگر از دور، زنی را دیدید
حتی اگر بکلی قابل تشخیص هویت، نه در اصل و نه در اعضا و اندامش نبود
نیز حتی اگر قابل تشخیص نباشد که آن چیز زن است یا مرد!!
بلکه اگر هم معلوم نباشد که انسان است یا حیوان!!!
چه بگویم برای‌تان حتی اگر ندانید آن چیز، جنبنده است یا جَماد!!!
بهتر است شما مردان چشم از آن سیاهیِ نامعلوم و مجهول‌الهویه برگیرید؛ چه این به احتیاط و تقوا و درنیفتادن به خطرات جنسی نزدیک‌تر است زیرا ممکن است آن چیزی که حتی نمی‌دانید آدم است یا حیوان یا جماد؛ خدای ناکرده، زن باشد و دلِ شما با دیدنش به لرزه افتد و عرش خدا چه و چه شود.

آیا این نسخه‌های خیرخواهانه، سودِ فرضی‌شان بیشتر بوده و یا زیانِ چند ده برابری‌شان در بی‌جنبه و بی‌ظرفیت‌سازیِ مردان مؤمن!؛ به گونه‌ای که با این دیوارهای ضخیمِ بی‌اعتمادی (بی‌اعتمادی به کرامت، شخصیت و والاییِ او) دلش به اندک‌چیزی غش می‌رود و...
چرا با این توصیه‌ها، آستانه تحریک و هیجانات را اینقدر پایین می‌آوریم. چرا زن را برای او به یک موجودِ سراپا صرفاً جنسی تبدیل می‌کنیم!؟

.....................
مسألة: هل المحرم من النظر ما يكون على وجه يتمكن من التميز بين الرجل والمرأة وأنه العضو الفلاني أو غيره أو مطلقه ؟ فلو رأى الأجنبية من بعيد بحيث لا يمكنه تمييزها وتمييز أعضائها أو لا يمكنه تمييز كونها رجلا أو امرأة بل أو لا يمكنه تمييز كونها إنسانا أو حيوانا أو جمادا هل هو حرام أو لا ؟ وجهان ، الأحوط الحرمة (العروة الوثقى ج۵ ص ۴۹۵).


telegram.me/baznegari
.
.
‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ 🔹بخشی از سخنانِ "ترکاشوند" در مناظره با حجه الاسلام "سوزنچی"

🔊فایل صوتی
#حجاب
@rahi_be_rahaei

◽️بیان مشکلات اساسیِ دیدگاه سنتی:

✔️غفلت از کارکرد تزئینی و زیبای‌محورانه‌ی جامه و لباس که قرآن خواستار شده (حجاب زنان قاجار که حجاب ایده‌آلِ فقهی است هدمِ این کارکرد است)
✔️نظرِ قطعی و صریح‌شان درباره‌ی زن، این است که او مطلقاً نباید از خانه بیرون آید و باید پرده‌نشین شده و در خانه حبس شود
✔️مردان را با وضع احکام بسیار محدودکننده در خصوص زنان، به سمتِ بی‌ظرفیت‌شدن سوق دادند و آستانه تحریک‌شان را به صفر رساندند
✔️تفاوت وحشتناک میان حجاب مردان با حجاب زنان (حجاب مردان نزدیک به صفر درصد حجاب زنان نزدیک به صد در صد)

◽️دلایلِ ترکاشوند بر وجه شرعی نداشتن روسری؛ و وجه تشریفاتی، رسومی، آدابی، تشخصی و عرفی داشتنِ آن:

✔️معافیت کنیزهای مسلمان از آن
✔️جواز معافیّت زنان یائسه و پنجاه سال به بالا از آن
✔️رسم بودنِ برداشتن روسری در مجالس سوگ و عزاداری
✔️معافیت زنان ذِمّی و غیر مسلمانی که در جامعه مسلمان زندگی می‌کنند
✔️ستر اجمالیِ سر، و موضوعیت نداشتنِ خصوصِ مو!
✔️پذیرشِ معافیّت زنانی که تن به روسری نمی‌دهند

@rahi_be_rahaei

#کانال_راهی_به_رهایی
2◾️رویدادهای مهم سال

✔️از دوستان کانال نامه های حوزوی خواهش کردم تا از نگاه خودشان مهم ترین رویداد در حوزه دین، حوزه و روحانیت را در سال 96 بنویسید، برخی پیام های رسیده🔻

🔻گفتگو درباره حجاب

🔹علیرضا: از نظر بنده، مهمترین رویداد در حوزه ی دین و روحانیت در سال 96، تبدیل شدن بحث حجاب به یک گفتمان ملی بود و خدا را شاکرم و خشنودم که هم برخی خواص و هم حجم کثیری از عوام، به این گفتمان پیوستند و آن را پویا کردند و آزادانه از حجاب اجباری سخن گفتند

🔻افزایش شهریه رهبری

🔹سبع مثانی: بنظرم مهمترین رویداد سال ۹۶ در حوزه دین و روحانیت، افزایش شهریه مقام معظم رهبری بود، چرا که بعد از حدود ۵ سال عدم افزایش شهریه، بارقه ای از امید را در دلهای طلاب حوزه ها و خانوادهای آنان ایجاد کرد. براستی طلاب بسیاری بودند که به علت عدم تامین معیشت، دچار انواع بیماریهای روحی و روانی شده بودند و افزایش شهریه رهبری، به مانند عصای موسی ع، باطل السحر بیماریهای روانی طلاب بود که مانند سحر، توان حرکت را از طلاب گرفته بود.

🔹بقیه اتفاقاتی که امسال در حوزه روحانیت افتاد، هیچکدام به ارزش توجه به معیشت طلاب و تامین نیازهای ضروری و اولی آنان نیست. وقتی زکریای رازی چشمش در راه بدست آوردن کیمیا آسیب دید و به نزد پرشک رفت، پزشک بعد از دریافت اجرت به او گفت: همین سکه هایی که به من دادی کیمیاست، نه آنچه تو بدنبال آن هستی. منظورم اینه همین که شهریه طلاب افزایش پیدا کرده رضای خدا و رسولش را بدنبال داره، و نه دیگر کارهای انتزاعی و خودگول زنی.

🔻بازخوانی حجاب

🔹زهره: شکل گیری جدیدی از گفتمان های فقهی، علمی، اجتماعی و دینی متفاوت و متعدد از مقوله حجاب و ایجاد فضای مناظره ای اولین بار در همین حوزه با نویسنده کتاب محدوده حجاب شرعی در عصر پیامبر بود که تاکنون مجوز انتشار نگرفته است. هر چند برای بسیاری موضوع حجاب حل شده به نظر می رسید اما بوجود آمدن چنین فضای چند قطبی در مقابل پدیده ای به نام دختران خیابان انقلاب، نشان داد کشور ما نیازمند بازتولید گفتمان های دینی است. شهید مطهری برای مقابله با مارکسیسم آنها را حذف نکرد بلکه در دانشگاه تهران درخواست کرد یک نفر معتقد به مارکسیسم آن را تدریس کند تا خود پاسخ آنها را دهد.

🔻رفتارهای خاص طلبه ها

🔹محمد: آنچه از روحانیت در سال 96 در ذهن من شکل گرفته است رفتارهای عجیب برخی از طلاب است، پورشه سواری یک طلبه زرد پوش، مسابقه سیب خوری طلاب کنار دریا، آخوندی که ویلون می نواخت، آخوندی که برای شاد کردن مردم رفتارهای عجیبی انجام می داد، کلیپی که نشان می داد یک روحانی یک پیرمرد را کتک می زند.

🔻طلبه ای داستان خوان

🔹روزبه: بصورت اتفاقی با یک طلبه آشنا شدم که به روستاها می رفت و برای بچه ها کتاب داستان میخونه، بنظرم کارش خیلی خوب بود، من عضو کانالش شدم و واقعا خیلی خوشم اومد که یک طلبه به کودکان کتاب خوانی یاد می دهد این بهترین چیزی بود که من درباره روحانیت در سال 96 دیدم.

@namehayehawzavi
زنی با موهایی آراسته واردِ خانۀ پیامبر شد

امیر ترکاشوند ۲۷ اسفند ۱۳۹۶

@baznegari

زنی انصاری با موهای آراسته و شانه‌زده، واردِ خانۀ رسول‌خدا شد. او شوهر و فرزند به خود ندیده بود و از طرفی علاقۀ وافری به حضرت داشت پس برخلاف رسمِ زمانه (که مردان خواستگار زنان‌اند اما او) خواستار این شد چنان‌چه حضرت بپذیرد خود را به او ببخشد و زنش شود. پیامبر سخنان ملاطفت‌آمیز در حقّ او و نیز مردان انصار سر داد و در پایان، به او مژدۀ بهشت داد (جاءت امرأة من الأنصار إلى رسول‌الله فدخلت عليه وهو في منزل حفصة والمرأة متلبسة متمشطة ...)

🔹آیا آن زن به خاطر موهای نمایان و آراسته‌اش مرتکب گناه شده بود و باید پیامبر او را در دنیا نهی از منکر می‌کرد (که نکرد) و در آخرت نیز به خاطر همین موهای نمایانش باید از همان‌ها آویزان شود و مغزش به جوش آید؟

🔹یا آیا آن زن چنان‌که از روایتِ اشاره‌شده برمی‌آید بابت نمایان بودن موها و آراسته‌بودنش مرتکب گناهی نشده که لازم باشد رسول‌خدا او را در دنیا نهی از منکری کند و در آخرت وعدۀ عذاب سنگین دهد؛ بلکه برعکس، حضرت درحقِ این زنِ موپیدا و آراسته‌گیسو، سخنان محبت‌آمیز گفت و به جای آویزان شدن از مو در آخرت، وعدۀ بهشت برین را به وی داد.


«عن أبی‌جعفر قال جاءت امرأة من الأنصار إلى رسول‌الله فدخلت عليه وهو في منزل حفصة والمرأة متلبسة متمشطة فدخلت على رسول‌الله فقالت: يا رسول الله أن المرأة لا تخطب الزوج وأنا امرأة أيم لا زوج لي منذ دهر ولا ولد ، فهل لك من حاجة فإن تك فقد وهبت نفسي لك إن قبلتني، فقال لها رسول‌الله: خيرا ودعا لها ثم قال: يا أخت الأنصار جزاكم الله عن رسول‌الله خيرا فقد نصرني رجالكم ورغبت في نساؤكم فقالت لها حفصة : ما أقل حياءك وأجراك وأنهمك للرجال فقال لها رسول‌الله: كفي عنها يا حفصة فإنها خير منك رغبت في رسول الله فلمتها وعيبتها، ثم قال للمرأة: انصرفي رحمك الله فقد أوجب الله لك الجنة لرغبتك في وتعرضك لمحبتي وسروري وسيأتيك أمري إن شاء الله فأنزل الله عز وجل: (وامرأة مؤمنة إن وهبت نفسها للنبي إن أراد النبي أن يستنكحها خالصة لك من دون المؤمنين قال: فأحل الله عز وجل هبة المرأة نفسها لرسول‌الله و لا يحل ذلك لغيره» (کافی کلینی ج ۵ ص ۵۶۸).

(با سپاس از دوستِ حاضر در مناظرۀ اخیرِ قم)

https://t.me/baznegari/270
.
.
Forwarded from آن‌سو | AnSoo
‍ ‍ مناظره سوزنچی و ترکاشوند

• به روایت دکتر محسن شریف‌زاده

به‌نام‌ خدا
خدمت دوستان عزیزم سلام.
برداشت و نظر خودم را در مورد مناظره ارزشمند جناب سوزن‌چی و جناب ترکاشوند تقدیم می‌کنم.
در ابتدا شاید بهتر باشد برای ابراز بی‌طرفی عرض کنم که بنده از خانواده مذهبی سنتی هستم، تقریبا تمام سال‌های نوجوانی را در جبهه‌های جنگ و در خدمت شهیدان گرانقدر جنگ بودم، حدود بیست سال پیش برای گرفتن مدرک دکتری به امریکا آمدم و ماندگار شدم. خانم بنده مقید به حجاب، آن‌هم از نوع وجه و کفین هستند و با همین حجاب در مدارس امریکا تدریس می‌کنند. خود بنده تقریبا هر هفته جمعه‌شب‌ها در جلسات قرآن در دانشگاه شرکت فعال دارم و خانم بنده معلم روخوانی و قرائت و تجوید قرآن در جلسات دانشجویی است، جلساتی که با حضور دانشجویان پسر و دختر (خانم‌های با حجاب و بی‌حجاب) تشکیل می‌شود.
در مورد مناظره جناب ترکاشوند و جناب سوزن‌چی نکاتی را بد نیست عرض کنم.
- بنده کتاب جناب ترکاشوند را، به محض ورود به فضای مجازی مطالعه کردم. و البته تقریبا تمام نقدهای آن را هم خواندم، به دلایلی!
- وقتی کتاب را مطالعه کردم، این کتاب برای من مانند یک فیلم مستند بود که بنده را به فضا-مکان صدر اسلام برد. برای من نکته مهم این کتاب همین بود: آشنایی با تاریخ و جغرافیای صدر اسلام که کلید بسیاری از معما‌های حل ناشده من بود.
- در مورد مناظره، باید از بانیان این مناظره تشکر ویژه‌ای کنم. در این فضای صفر و یک برگزاری چنین مناظره‌ای، انصافا کار بزرگی بود. البته ایکاش این مناظره چندین سال قبل برگزار شده بود.
- مجریان محترم چارچوبی مشخص کرده بودند اما در میان شگفتی بنده (و این‌طور که متوجه شدم، بعضی شنوندگان)، غمض‌عین فرمودند تا جناب سوزن‌چی بیش از یک ساعت و نیم وقت مناظره را قربانی منازعه با مطالب کتاب جناب ترکاشوند کند. اصلا موضوع مناظره کتاب حجاب شرعی نبود.
- در مناظره بنده متوجه شدم که جناب سوزن‌چی هیجان و عصبانیت خاصی دارد. البته ایشان فرموده بود که اهل مناظره نیست و ایکاش به همان نقدهای نوشتاری اکتفا می‌کرد، ولی به نظر بنده ایشان خودش را نماینده تمام فقها و فقه حجاب صد در صدی می‌دانست و برای خودش رسالتی وضع کرده بود که تکلیف کتاب حجاب شرعی را همان شب یکسره کند! تقطیع و تکرار در سخنان ایشان زیاد بود. کاش ایشان خود را از انتظارات رها می‌کرد و با آرامش بیشتری در مناظره شرکت می‌کرد.
- جناب ترکاشوند البته آرامش و اعتماد به نفس خوبی داشت. به گمان من دلیل آن اولا تسلط بر موضوع بود و ثانیا اعتقاد به اقبال عمومی به نظریات ایشان، که هر دو بنظر بنده پسندیده است.
- جناب سوزن‌چی به اصول یک‌ مناظره فنی، یا آشنا نبود و یا وفادار نبود. بارها جناب ترکاشوند را به نظر خود متهم به فضا سازی کرد. غافل از این‌که بنده به عنوان کسی که از دانش اندکی برخوردارم، عرض می‌کنم که فضاسازی یک هنر است نه عیب. باید یک نظریه علمی را در فضای مناسب به مخاطب عرضه کرد. اگر نظر جناب سوزن‌چی شانتاژ بود، انصافا این نظر وارد نیست. ایشان از تمام امکانات رسانه‌ای برای ابراز نظرات خود بهره می‌برد، ولی کتاب جناب ترکاشوند هنوز مجوز چاپ نگرفته است!
- به نظر بنده، بهترین قسمت مناظره همان ۱۵ دقیقه آخر آن بود که جناب ترکاشوند محدوده حجاب شرعی را بخوبی ترسیم کرد. منطق ایشان بنظر بنده اقناعی بود. برای من جای تعجب داشت که جناب سوزن‌چی در این قسمت آمادگی نداشت و نظریات ایشان بیشتر توجیهات غیر فقهی بود. بطور مثال طرح موضوع شهروند درجه یک و دو ربطی به موضوع نداشت.
انشاالله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند.
والسلام

[به‌پیوست فایل صوتی جلسه تقدیم می‌شود:]
🌀 t.me/AnSoo
t.me/fahiminst/424
بزودی یادداشت کوتاه ترکاشوند با عنوان "پاسخ امام صادق در باره زنانی که تن به روسری نمی دهند" در کانال بازنگری منتشر می شود. @baznegari
بهار روح زمان است (امام رضا)

فصل الربیع فإنه روح الزمان (جامع احادیث الشیعه ج ۲۳ ص ۴۹۴)

نوروز! این رستاخیز بزرگ طبیعی، این بزرگ‌عیدِ ایرانی مبارک و فرخنده باد.

کانال بازنگری (امیر ترکاشوند) آرزو دارد سال ۱۳۹۷ در پرتو تلاش‌ها سالی بهتر از سال‌های گذشته شود.

(با سپاس از استاد محمودرضا حقیقت)
@baznegari
.
Forwarded from Simafekr.tv
نه زینت فاش و نه صورت نهان کن
مناظرۀ امیرحسین ترکاشوند و دکتر حسین سوزنچی دربارۀ کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر
http://simafekr.tv/video/26578
@simafekrtv