Forwarded from سخنرانیها
🔊 فایل صوتی
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: خوانش مهربنیان
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه دوم
23 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: خوانش مهربنیان
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه دوم
23 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
Forwarded from سخنرانیها
🔊 فایل صوتی
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: کارگاه قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه سوم
25 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
امیر حسین ترکاشوند
عنوان: کارگاه قهر و مهر
(خوانشهای اسلام و مسلمانی)
جلسه سوم
25 مهر 1398 مشهد
جلسه قبل اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Telegram
attach 📎
آفتاب مهر
(تو را جز برای مهرگستری اعزام نکردیم)
ای محمّد، به آفتاب بنگر که چگونه نورش، گرمایش، مهرش، انرژیاش و دانهپروریاش را، بیهیچ تبعیض و تمایز، و فارغ از رنگِ سفید و سیاه و سرخ و زردِ آدمیان، و بیتوجه به مذهبِ مسیحی و کلیمی و هندویی و بودایی و زرتشتی و مسلمانی و لامذهبیشان، بیچشمداشت به «همهٔ مردم» هدیه میکند و میپراکند
ای محمّد ببین چگونه پرتوهای آفتاب، خود را با سرسختی از روزنهها میگذرانَد تا مهر و روشنایی به آنسوی روزنهها ارمغان آورَد
پس تو نیز از تابش عالَمگیر آفتاب بیاموز و بر همه بیهیچ تبعیض و تفکیک بتاب و مهر بپراکن، و نگذار هیچ روزنهای از مهرت بینصیب مانَد.
«وَ ما أرسلناک إلّا رحمةً للعالمین»
(و ما تو را مگر برای مهرورزی به همهٔ جهانیان گسیل نداشتیم. سورهٔ انبیا آیه ۱۰۷، ترجمه جزایری)
امروز ۲۸ صفر سالروز درگذشت خاتمالانبیاء محمّد امین است که پرودگارش او را چنان 👆 خواست؛ آیا ما دلدادگان او، در زندگی فردی اجتماعی سیاسی و حکومتیمان با دیگران و جهان چنانیم؟ آیا تصویری مهرمحور از آن دین، در اذهان حک کردهایم؟
خَلط آیات تدافعی و از سرِ ناچاریِ قتال، با موضوع نسخناپذیر این آیه، نادرست است.
کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
#آیین_مهر
(تو را جز برای مهرگستری اعزام نکردیم)
ای محمّد، به آفتاب بنگر که چگونه نورش، گرمایش، مهرش، انرژیاش و دانهپروریاش را، بیهیچ تبعیض و تمایز، و فارغ از رنگِ سفید و سیاه و سرخ و زردِ آدمیان، و بیتوجه به مذهبِ مسیحی و کلیمی و هندویی و بودایی و زرتشتی و مسلمانی و لامذهبیشان، بیچشمداشت به «همهٔ مردم» هدیه میکند و میپراکند
ای محمّد ببین چگونه پرتوهای آفتاب، خود را با سرسختی از روزنهها میگذرانَد تا مهر و روشنایی به آنسوی روزنهها ارمغان آورَد
پس تو نیز از تابش عالَمگیر آفتاب بیاموز و بر همه بیهیچ تبعیض و تفکیک بتاب و مهر بپراکن، و نگذار هیچ روزنهای از مهرت بینصیب مانَد.
«وَ ما أرسلناک إلّا رحمةً للعالمین»
(و ما تو را مگر برای مهرورزی به همهٔ جهانیان گسیل نداشتیم. سورهٔ انبیا آیه ۱۰۷، ترجمه جزایری)
امروز ۲۸ صفر سالروز درگذشت خاتمالانبیاء محمّد امین است که پرودگارش او را چنان 👆 خواست؛ آیا ما دلدادگان او، در زندگی فردی اجتماعی سیاسی و حکومتیمان با دیگران و جهان چنانیم؟ آیا تصویری مهرمحور از آن دین، در اذهان حک کردهایم؟
خَلط آیات تدافعی و از سرِ ناچاریِ قتال، با موضوع نسخناپذیر این آیه، نادرست است.
کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
#آیین_مهر
عمر نوح بخش۲
(دو گزارشِ بظاهر متفاوت در آیات قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۵
@baznegari
قرآن در بارهٔ عمر نوح چه میگوید، آیا عمر او را طبیعی، متعارف و بهاندازهٔ دیگر ابنای بشر گزارش کرده یا آن را معجزه و خارقالعاده و فراتر از عمرهای طبیعی برشمرده؟
برخلاف تصور رایج، از ظاهر قرآن دو توضیح متفاوت در بارهٔ میزان عمر نوح به دست میآید:
یکی آیاتی دالّ بر متعارف و عادی بودنِ عمر نوح
و یکی آیهای با حداقل ۹۵۰ سال سنّ برای وی
اینک آشنایی کوتاه با آن دو گروه آیات:
۱- «به رُخ کشیدنِ ۹۵۰ سال سِن»ّ
قرآن از یکسو در آیهٔ ۱۴ سورهٔ عنکبوت ۹۵۰ سال را به نوح منسوب میکند:
ولَقَد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلَبِثَ فیهم ألف سنةٍ إلا خمسین عاماً (و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند).
۲- «عادی و متعارف شمردنِ همهٔ خصوصیات بشریِ نوح»
قرآن از سوی دیگر، چند بار با تأکید، هم از زبان خودِ نوح و هم از زبان مردمِ قومش (در سورهٔ هود آیهٔ ۲۷ ، سورهٔ ابراهیم آیات ۱۰ و ۱۱ ، سورهٔ مؤمنون آیات ۲۴ و ۲۵) تصریح میکند که نوح هیچ فرقی از جهات بشری با مردم ندارد و پر واضح است یکی از جدیترین جهات بشری، عمرهای متعارف و نزدیک به هم است. جالب اینکه در سورهٔ ابراهیم هنگامی که نوح دعوتش را به قومش ابلاغ میکند آنها در پاسخ میگویند ای بابا، تو که همه چیزت مثل خود ماست پس چرا بیخود ادعای سفارت از سوی خدای نادیده میکنی؟ اگر راست میگویی معجزهای برای صدق ادعایت بیاور؛ نوح نیز در پاسخ حرف آنان را تأیید کرد و پذیرفت که همه چیزش دقیقاً مثل آنهاست و هیچ فرق بشری با آنها ندارد. خواننده حتماً توجه دارد که اگر شخص نوح مثلاً ۸۴۵ سال سِن داشت میتوانست هنگامی که آحاد قومش (که ۲۰ ساله و ۳۵ ساله و ۴۰ ساله و ۵۵ ساله و نهایتاً ۷۰ ، ۸۰ ساله بودند) اعتراض به صدق دعوتش کردند و گفتند تو عین خودمانی و هیچ فرقی نداری و معجزه نداری، در پاسخشان بگوید نخیر به لطف و معجزهٔ خدا من یک فرق فوقالعاده اساسی با شما دارم و برخلاف شما که خودتان و نیاکانتان همگی در سنین شصت هفتاد سالگی فوت کرده و میکنید اما من را از سی چهل نسل قبلتر زنده نگه داشته تا حجت آشکاری برای صدق ادعایم باشد و در واقع با همین سن میتوانست جلوی دهان همه را بگیرد اما او نه تنها چنین استدلالی نکرد بلکه آشکارا حرف آنها را تأیید و بر مطابقت ویژگیهای بشری خود با ایشان تأکید ورزید
(... قالوا إن انتم إلا بشرٌ مثلنا تریدون أن تصدّونا عمّا کان یعبد آباؤنا فأتونا بسلطانٍ مبینٍ. قالت لهم رسلهم إن نحن إلا بشرٌ مثلکم ... ابراهیم ۱۰ و ۱۱)
(فقال المَلَأ الذین کفروا مِن قومه ما نراک إلا بشراً مثلنا. هود ۲۷)
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید أن یتفضّل علیکم ولو شاء الله لأنزل ملائکة ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین. إن هو إلا رجلٌ به جِنّةٌ فتربّصوا به حتّی حین. مؤمنون ۲۳ تا ۲۵).
🔸پس این آیات را میتوان قرینهٔ صارفهای برای عدول از برداشت مشهوری که از ظاهر آیهٔ «الف سنة إلا خمسین عاما» میشود دانست؛ و در نتیجه باید فکری برای انتساب ۹۵۰ سال سِن به نوح کرد، از جمله:
۱- یا همانند زندهیاد محمدمهدی فولادوند سنوات ممتدِ ۹۵۰ سال را مربوط به مجموع رسولان قوم نوح بدانیم و کلمهٔ «نوح» در عبارت (ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً) را در اشاره به «کُلّ رسولان مبعوث در آن قوم» (کذبت قوم نوح المرسلین / و قوم نوح لما کذبوا الرسل) شمرده و آن را همچو فرعون (فراعنه) و ملک (ملوک) عنوانِ مشترک و لقب واحدِ آن سلسله رسولان دانست که البته حادثهٔ طوفان را مربوط به آخرین نوح از آن سلسله شمرد
۲- و یا پای این احتمال اثباتنشده که عمر متعارف نوع بشر در آن دوران، همین عمرهای چند صد ساله و هزار ساله بوده را پیش کشید و در نتیجه ۹۵۰ سال سِن را جزو خصوصیات بشرِ آن زمان دانست.
گفتنی است در این یادداشت به تبیینی که از سوی برخی محققان ادیان (و تشابه این داستان با داستانهایی در دیگر ملل) ارائه میشود و نیز به وجود ظرفیتهای ادبی در نقل داستانهای واقعی و غیر واقعیِ اقوام، توجه نشان داده نشد
T.me/baznegari/453
بخش اول همین یادداشت:
https://t.me/baznegari/442
(دو گزارشِ بظاهر متفاوت در آیات قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۵
@baznegari
قرآن در بارهٔ عمر نوح چه میگوید، آیا عمر او را طبیعی، متعارف و بهاندازهٔ دیگر ابنای بشر گزارش کرده یا آن را معجزه و خارقالعاده و فراتر از عمرهای طبیعی برشمرده؟
برخلاف تصور رایج، از ظاهر قرآن دو توضیح متفاوت در بارهٔ میزان عمر نوح به دست میآید:
یکی آیاتی دالّ بر متعارف و عادی بودنِ عمر نوح
و یکی آیهای با حداقل ۹۵۰ سال سنّ برای وی
اینک آشنایی کوتاه با آن دو گروه آیات:
۱- «به رُخ کشیدنِ ۹۵۰ سال سِن»ّ
قرآن از یکسو در آیهٔ ۱۴ سورهٔ عنکبوت ۹۵۰ سال را به نوح منسوب میکند:
ولَقَد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلَبِثَ فیهم ألف سنةٍ إلا خمسین عاماً (و همانا ما نوح را بهرسالت سوی قومش فرستادیم، او هزار سال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد و چون همه ستمگر و ظالم بودند غرق طوفان هلاک شدند).
۲- «عادی و متعارف شمردنِ همهٔ خصوصیات بشریِ نوح»
قرآن از سوی دیگر، چند بار با تأکید، هم از زبان خودِ نوح و هم از زبان مردمِ قومش (در سورهٔ هود آیهٔ ۲۷ ، سورهٔ ابراهیم آیات ۱۰ و ۱۱ ، سورهٔ مؤمنون آیات ۲۴ و ۲۵) تصریح میکند که نوح هیچ فرقی از جهات بشری با مردم ندارد و پر واضح است یکی از جدیترین جهات بشری، عمرهای متعارف و نزدیک به هم است. جالب اینکه در سورهٔ ابراهیم هنگامی که نوح دعوتش را به قومش ابلاغ میکند آنها در پاسخ میگویند ای بابا، تو که همه چیزت مثل خود ماست پس چرا بیخود ادعای سفارت از سوی خدای نادیده میکنی؟ اگر راست میگویی معجزهای برای صدق ادعایت بیاور؛ نوح نیز در پاسخ حرف آنان را تأیید کرد و پذیرفت که همه چیزش دقیقاً مثل آنهاست و هیچ فرق بشری با آنها ندارد. خواننده حتماً توجه دارد که اگر شخص نوح مثلاً ۸۴۵ سال سِن داشت میتوانست هنگامی که آحاد قومش (که ۲۰ ساله و ۳۵ ساله و ۴۰ ساله و ۵۵ ساله و نهایتاً ۷۰ ، ۸۰ ساله بودند) اعتراض به صدق دعوتش کردند و گفتند تو عین خودمانی و هیچ فرقی نداری و معجزه نداری، در پاسخشان بگوید نخیر به لطف و معجزهٔ خدا من یک فرق فوقالعاده اساسی با شما دارم و برخلاف شما که خودتان و نیاکانتان همگی در سنین شصت هفتاد سالگی فوت کرده و میکنید اما من را از سی چهل نسل قبلتر زنده نگه داشته تا حجت آشکاری برای صدق ادعایم باشد و در واقع با همین سن میتوانست جلوی دهان همه را بگیرد اما او نه تنها چنین استدلالی نکرد بلکه آشکارا حرف آنها را تأیید و بر مطابقت ویژگیهای بشری خود با ایشان تأکید ورزید
(... قالوا إن انتم إلا بشرٌ مثلنا تریدون أن تصدّونا عمّا کان یعبد آباؤنا فأتونا بسلطانٍ مبینٍ. قالت لهم رسلهم إن نحن إلا بشرٌ مثلکم ... ابراهیم ۱۰ و ۱۱)
(فقال المَلَأ الذین کفروا مِن قومه ما نراک إلا بشراً مثلنا. هود ۲۷)
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید أن یتفضّل علیکم ولو شاء الله لأنزل ملائکة ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین. إن هو إلا رجلٌ به جِنّةٌ فتربّصوا به حتّی حین. مؤمنون ۲۳ تا ۲۵).
🔸پس این آیات را میتوان قرینهٔ صارفهای برای عدول از برداشت مشهوری که از ظاهر آیهٔ «الف سنة إلا خمسین عاما» میشود دانست؛ و در نتیجه باید فکری برای انتساب ۹۵۰ سال سِن به نوح کرد، از جمله:
۱- یا همانند زندهیاد محمدمهدی فولادوند سنوات ممتدِ ۹۵۰ سال را مربوط به مجموع رسولان قوم نوح بدانیم و کلمهٔ «نوح» در عبارت (ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلبث فیهم ألف سنة إلا خمسین عاماً) را در اشاره به «کُلّ رسولان مبعوث در آن قوم» (کذبت قوم نوح المرسلین / و قوم نوح لما کذبوا الرسل) شمرده و آن را همچو فرعون (فراعنه) و ملک (ملوک) عنوانِ مشترک و لقب واحدِ آن سلسله رسولان دانست که البته حادثهٔ طوفان را مربوط به آخرین نوح از آن سلسله شمرد
۲- و یا پای این احتمال اثباتنشده که عمر متعارف نوع بشر در آن دوران، همین عمرهای چند صد ساله و هزار ساله بوده را پیش کشید و در نتیجه ۹۵۰ سال سِن را جزو خصوصیات بشرِ آن زمان دانست.
گفتنی است در این یادداشت به تبیینی که از سوی برخی محققان ادیان (و تشابه این داستان با داستانهایی در دیگر ملل) ارائه میشود و نیز به وجود ظرفیتهای ادبی در نقل داستانهای واقعی و غیر واقعیِ اقوام، توجه نشان داده نشد
T.me/baznegari/453
بخش اول همین یادداشت:
https://t.me/baznegari/442
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۲
(دو گزارشِ ظاهراً متفاوت در آیات قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۵
@baznegari
قرآن در بارهٔ عمر نوح چه میگوید، آیا عمر او را طبیعی، متعارف و بهاندازهٔ دیگر ابنای بشر گزارش کرده یا آن را معجزه و خارقالعاده و فراتر از عمرهای طبیعی برشمرده؟
برخلاف…
(دو گزارشِ ظاهراً متفاوت در آیات قرآن)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۵
@baznegari
قرآن در بارهٔ عمر نوح چه میگوید، آیا عمر او را طبیعی، متعارف و بهاندازهٔ دیگر ابنای بشر گزارش کرده یا آن را معجزه و خارقالعاده و فراتر از عمرهای طبیعی برشمرده؟
برخلاف…
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۲ (دو گزارشِ بظاهر متفاوت در آیات قرآن) امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۵ @baznegari قرآن در بارهٔ عمر نوح چه میگوید، آیا عمر او را طبیعی، متعارف و بهاندازهٔ دیگر ابنای بشر گزارش کرده یا آن را معجزه و خارقالعاده و فراتر از عمرهای طبیعی برشمرده؟ برخلاف…
اطلاعیه
بخش سوم مقالهٔ «عمر نوح» در آینده منتشر خواهد شد.
ضمناً متن آیات دو سورهٔ دیگر (هود و مؤمنون) نیز به یادداشت بالا افزوده شد. @baznegari
بخش سوم مقالهٔ «عمر نوح» در آینده منتشر خواهد شد.
ضمناً متن آیات دو سورهٔ دیگر (هود و مؤمنون) نیز به یادداشت بالا افزوده شد. @baznegari
عمر ۲۵۰۰ سالهٔ نوح!؟
(از کورش تا اکنون)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۸/۷
در احادیثی که به دستمان رسیده، مدت عمر نوح، مختلف گزارش شده: ۹۵۰ سال، ۱۰۵۰ سال، ۱۴۵۰ سال، ۱۷۸۰ سال، ۲۳۰۰ سال، ۲۴۵۰ سال، ۲۵۰۰ سال، ۲۸۰۰ سال، ۳۰۰۰ سال
مشهورترین روایت در این باره، تعیین عمر دو هزار و پانصد ساله برای او به شرح زیر است:
۸۵۰ سال پیش از نبوت و رسالتش
۹۵۰ سال در مدت رسالتش
۲۰۰ سال برای ساخت کِشتی
۵۰۰ سال پس از حادثهٔ توفان
آیا وقت آن نرسیده که از «نگاه متعبدانه و خاموش» به مواریث دینی (که آمیزهای از تفاسیر درست و نادرست و نیز انبوهی از روایات جعلی و صحیح است) فاصله گرفته و با استفاده از ظرفیتهای خدادادمان «نگاه محققانه» را جایگزین آن کنیم؟
پذیرش ۲۵۰۰ سال سنّ برای نوح، میدانید چه نتایجی با خود به همراه میآورد؟ چند مورد را با هم مرور کنیم و موارد بیشتر را خود استخراج کنید:
۱- امتداد عمر نوح با ۲۵۰۰ سال سن، به قرنها پس از درگذشت حضرت ابراهیم نیز کشیده میشود!؛ یعنی عمرش نه تنها به روزگار ابراهیم رسیده بلکه چند صد سال پس از مرگ ابراهیم نیز میزیسته. آیا هیچ ردّی از حضور همزمان نوح و ابراهیم سراغ دارید؟
۲- بر این اساس اگر نوح در زمان کورش کبیر (که امروز هفتم آبان به نام او نامگذاری شده) به دنیا آمده بود در این صورت عمرش به زمان ما قد میداد.
۳- نوح با این مقدار عمر توانسته در یک سوم از کلِ تاریخ هفت هزار ساله (کل تاریخ بشر بر مبنای گزارش تورات و روایات) حضور داشته باشد
۴- و اگر عمر سه هزار ساله را بپذیریم باید قائل به معاصر شدن نوح با حضرت موسی نیز شد
آیا فکر کردهاید که عمر ۲۵۰۰ سال و ۳۰۰۰ سال از کجا زاییده شد و چگونه بر ۹۵۰ سال افزوده گشت؟
اگر مؤمنان نسبت به انتساب عدد ۹۵۰ سالِ قرآنی به شخصی واحد تردید میکردند و از لاک تعبد بیرون میآمدند و دست به بررسی عمیقتر برای فهم متن میزدند و یعنی به راحتی تن به ۹۵۰ نمیدادند، فردای آن، دیگر کسی به خود اجازه نمیداد وزن اعداد را چند صد تا چند صد تا بیفزاید تا سر از سه هزار درآورد.
T.me/baznegari/455
عمر نوح بخش۱:
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲:
T.me/baznegari/453
.
(از کورش تا اکنون)
امیر ترکاشوند ۱۳۹۸/۸/۷
در احادیثی که به دستمان رسیده، مدت عمر نوح، مختلف گزارش شده: ۹۵۰ سال، ۱۰۵۰ سال، ۱۴۵۰ سال، ۱۷۸۰ سال، ۲۳۰۰ سال، ۲۴۵۰ سال، ۲۵۰۰ سال، ۲۸۰۰ سال، ۳۰۰۰ سال
مشهورترین روایت در این باره، تعیین عمر دو هزار و پانصد ساله برای او به شرح زیر است:
۸۵۰ سال پیش از نبوت و رسالتش
۹۵۰ سال در مدت رسالتش
۲۰۰ سال برای ساخت کِشتی
۵۰۰ سال پس از حادثهٔ توفان
آیا وقت آن نرسیده که از «نگاه متعبدانه و خاموش» به مواریث دینی (که آمیزهای از تفاسیر درست و نادرست و نیز انبوهی از روایات جعلی و صحیح است) فاصله گرفته و با استفاده از ظرفیتهای خدادادمان «نگاه محققانه» را جایگزین آن کنیم؟
پذیرش ۲۵۰۰ سال سنّ برای نوح، میدانید چه نتایجی با خود به همراه میآورد؟ چند مورد را با هم مرور کنیم و موارد بیشتر را خود استخراج کنید:
۱- امتداد عمر نوح با ۲۵۰۰ سال سن، به قرنها پس از درگذشت حضرت ابراهیم نیز کشیده میشود!؛ یعنی عمرش نه تنها به روزگار ابراهیم رسیده بلکه چند صد سال پس از مرگ ابراهیم نیز میزیسته. آیا هیچ ردّی از حضور همزمان نوح و ابراهیم سراغ دارید؟
۲- بر این اساس اگر نوح در زمان کورش کبیر (که امروز هفتم آبان به نام او نامگذاری شده) به دنیا آمده بود در این صورت عمرش به زمان ما قد میداد.
۳- نوح با این مقدار عمر توانسته در یک سوم از کلِ تاریخ هفت هزار ساله (کل تاریخ بشر بر مبنای گزارش تورات و روایات) حضور داشته باشد
۴- و اگر عمر سه هزار ساله را بپذیریم باید قائل به معاصر شدن نوح با حضرت موسی نیز شد
آیا فکر کردهاید که عمر ۲۵۰۰ سال و ۳۰۰۰ سال از کجا زاییده شد و چگونه بر ۹۵۰ سال افزوده گشت؟
اگر مؤمنان نسبت به انتساب عدد ۹۵۰ سالِ قرآنی به شخصی واحد تردید میکردند و از لاک تعبد بیرون میآمدند و دست به بررسی عمیقتر برای فهم متن میزدند و یعنی به راحتی تن به ۹۵۰ نمیدادند، فردای آن، دیگر کسی به خود اجازه نمیداد وزن اعداد را چند صد تا چند صد تا بیفزاید تا سر از سه هزار درآورد.
T.me/baznegari/455
عمر نوح بخش۱:
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲:
T.me/baznegari/453
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر ۲۵۰۰ سالهٔ نوح!؟
(از کورش تا اکنون)
در احادیثی که به دستمان رسیده، مدت عمر نوح، مختلف گزارش شده: ۹۵۰ سال، ۱۰۵۰ سال، ۱۴۵۰ سال، ۱۷۸۰ سال، ۲۳۰۰ سال، ۲۴۵۰ سال، ۲۵۰۰ سال، ۲۸۰۰ سال، ۳۰۰۰ سال
مشهورترین روایت در این باره، تعیین عمر دو هزار و پانصد ساله برای…
(از کورش تا اکنون)
در احادیثی که به دستمان رسیده، مدت عمر نوح، مختلف گزارش شده: ۹۵۰ سال، ۱۰۵۰ سال، ۱۴۵۰ سال، ۱۷۸۰ سال، ۲۳۰۰ سال، ۲۴۵۰ سال، ۲۵۰۰ سال، ۲۸۰۰ سال، ۳۰۰۰ سال
مشهورترین روایت در این باره، تعیین عمر دو هزار و پانصد ساله برای…
وفات اولِ مهدی (ع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۵
@baznegari
امروز سالروز وفات حسن عسکری امام یازدهم و پدر حضرت مهدی است.
امام حسن عسکری هنگام وفات فقط ۲۸ سال سِن داشت (۲۳۲ تا ۲۶۰ ق)؛
پدر او (امام دهم علیالنقی) نیز عمر کمی داشت و هنگام وفات بیشتر از ۴۱ یا ۴۲ سال نداشت (۲۱۲ تا ۲۵۴ ق)؛
پدر بزرگش (امام نهم محمدتقی) از هر دو کمتر و فقط ۲۵ سال سن داشت که وفات کرد (۱۹۵ تا ۲۲۰ ق)؛
بر این اساس میتوان حدس زد که فرزند امام حسن عسکری (حضرت مهدی) که نسل چهارمِ آن سه امامِ کوتاهعمر است نیز عمری کوتاه داشته و در جوانی و یا اوایل میانسالی دچار «وفات اول» شده باشد.
وفات اول
تعبیر «وفات اول» برخاسته از روایات صادقین (ع) در بارهٔ قائم (حضرت مهدی) است که در آنها او را همانند فردی مذکور در قرآن (عزیر) میدانند که دچار وفات شد و بعدها دوباره به دنیا رجعت کرد، از جمله:
امام محمد باقر
«مثل أمرنا فی کتاب الله مثل صاحبالحمار أماته الله مائة عام ثم بعثه»
امام جعفر صادق
«قلت لأبیعبدالله لأی شئ سمی القائم؟ قال لأنه یقوم بعد ما یموت إنه یقوم بأمر عظیم یقوم بأمر الله سبحانه»
بر اساس این فرض مهدی دارای دو زندگی و طبیعتاً دو تولد و دو وفات است:
تولد نخستش بنا به مشهور در سال ۲۵۵ هجری بوده و وفات اولش بر اساس میانگین عمر پدرانش در سه پُشتِ متوالی قبلی که تخمیناً ۳۲ سال میشود حوالی سال ۲۹۰ هجری و پیش از سال ۳۰۰ است. گفتنی است میانگین عمرِ «ثلث سومِ» ائمه نسبت به میانگین دو ثلث نخست بسیار کمتر است به طوریکه میانگین عمر دو ثلث نخست (هشت امام اول: ۶۳، ۴۷، ۵۷، ۵۷، ۵۷، ۶۵، ۵۵ و ۵۵) عبارت از ۵۷ سال است ولی میانگین عمر ثلث سوم ایشان (چهار امامِ آخر: ۲۵، ۴۲، ۲۸ و ؟) کمتر از ۳۲ سال است. بر این اساس (و صرفنظر از شهادتها که اتفاقاً در بارهٔ ائمهٔ دو ثلثِ نخست، محرزتر است) میانگین عمر دو ثلث نخست ۸۰٪ بیش از میانگین عمر ثلث سوم است.
و امّا تولد دومش (که آن را رجعت میخوانند) طبیعتاً در آستانهٔ ظهور بوده، و وفات دومش نیز پس از دوران ظهور و انجام مأموریت خواهد بود.
امروز همزمان با وفات امام حسن عسکری، امامت امام مهدی در زندگی اولش آغاز میشود که البته چند فرق با آغاز امامتِ ائمهٔ قبلی دارد:
یکی غایب بودن وی و در میان مردم نبودنش است که عملاً موجب عدم بهرهمندی اُمّت و مردم از وی شد
و دیگری خردسالی وی هنگام درگذشت پدر بوده که حتی اگر هم غایب و پنهان نمیشدند باز هم باید اُمت و مردم صبر میکردند تا وی (ع) بالغ شود تا بتوان از علوم اکتسابی و آبائیِ وی بهره برد چنانکه امام دهم نیز که در خردسالی یتیم شدند تا مدتها تحت تکفل فردی منصوب از سوی پدر (امام نهم) روزگار گذراندند.
و سومی تردیدی است که برخی در ولادت او داشته و دارند که معضل را چند چندان میکند و بر پیچیدگی ماجرا بیش از پیش میافزاید زیرا علاوه بر «غایب و رؤیتنشدن از سوی اُمت و مردم» و «صِغَر سنّ در وقت آغاز امامت» همچنین باید پاسخگوی «تردید در ولادت» نیز بود
و چهارم اینکه گشایش در کار جهان و عموم مردم منوط به «ظهور همو» و وابسته به شخص او (و نه حاصل تلاش و خواستِ خود انسانها) دانسته شده که یا:
بنا بر نظر مشهور با کشدار کردنِ عمر او یعنی پس از سالها یا قرنها یا هزارهها یا میلیون و میلیاردها سال از زمان غیبتش (و متأسفانه فقط برای مردم عصر ظهور و نه دیگر انسانها و نسلهایی که در این فاصله آمدند و رفتند) رخ میدهد
و یا مطابق روایاتی که در بالا از صادقین (ع) نقل شد این ظهور پرسشبرانگیز و این گشایش جهانی (که شبههٔ تبعیض میان نسلها را با خود دارد) بدون کشیدگی عمر ولی در زندگی دوم حضرت روی میدهد که همین زندگی دوم، که در ادبیات شیعی از آن با عنوان رجعت یاد میکنیم، نیز پرسش و ابهاماتی در خود دارد که بر گره مسئله خواهد افزود.
از دیگر نکات وقتگیر و زحمتآفرین در بررسی و تحلیل مسئله، این است که:
آنچه خودش دارای دهها گِرِهِ باز نشده در درون خود است، چگونه قرار است گرههای ناگشودهٔ دیگران و عموم بشریّت را با (فَرَجش و ظهورش) بگشاید و باز کند!؟
پاسخ علمای دینی به این ابهامات میتواند به روشنگری بینجامد.
کانال بازنگری
T.me/baznegari/456
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۵
@baznegari
امروز سالروز وفات حسن عسکری امام یازدهم و پدر حضرت مهدی است.
امام حسن عسکری هنگام وفات فقط ۲۸ سال سِن داشت (۲۳۲ تا ۲۶۰ ق)؛
پدر او (امام دهم علیالنقی) نیز عمر کمی داشت و هنگام وفات بیشتر از ۴۱ یا ۴۲ سال نداشت (۲۱۲ تا ۲۵۴ ق)؛
پدر بزرگش (امام نهم محمدتقی) از هر دو کمتر و فقط ۲۵ سال سن داشت که وفات کرد (۱۹۵ تا ۲۲۰ ق)؛
بر این اساس میتوان حدس زد که فرزند امام حسن عسکری (حضرت مهدی) که نسل چهارمِ آن سه امامِ کوتاهعمر است نیز عمری کوتاه داشته و در جوانی و یا اوایل میانسالی دچار «وفات اول» شده باشد.
وفات اول
تعبیر «وفات اول» برخاسته از روایات صادقین (ع) در بارهٔ قائم (حضرت مهدی) است که در آنها او را همانند فردی مذکور در قرآن (عزیر) میدانند که دچار وفات شد و بعدها دوباره به دنیا رجعت کرد، از جمله:
امام محمد باقر
«مثل أمرنا فی کتاب الله مثل صاحبالحمار أماته الله مائة عام ثم بعثه»
امام جعفر صادق
«قلت لأبیعبدالله لأی شئ سمی القائم؟ قال لأنه یقوم بعد ما یموت إنه یقوم بأمر عظیم یقوم بأمر الله سبحانه»
بر اساس این فرض مهدی دارای دو زندگی و طبیعتاً دو تولد و دو وفات است:
تولد نخستش بنا به مشهور در سال ۲۵۵ هجری بوده و وفات اولش بر اساس میانگین عمر پدرانش در سه پُشتِ متوالی قبلی که تخمیناً ۳۲ سال میشود حوالی سال ۲۹۰ هجری و پیش از سال ۳۰۰ است. گفتنی است میانگین عمرِ «ثلث سومِ» ائمه نسبت به میانگین دو ثلث نخست بسیار کمتر است به طوریکه میانگین عمر دو ثلث نخست (هشت امام اول: ۶۳، ۴۷، ۵۷، ۵۷، ۵۷، ۶۵، ۵۵ و ۵۵) عبارت از ۵۷ سال است ولی میانگین عمر ثلث سوم ایشان (چهار امامِ آخر: ۲۵، ۴۲، ۲۸ و ؟) کمتر از ۳۲ سال است. بر این اساس (و صرفنظر از شهادتها که اتفاقاً در بارهٔ ائمهٔ دو ثلثِ نخست، محرزتر است) میانگین عمر دو ثلث نخست ۸۰٪ بیش از میانگین عمر ثلث سوم است.
و امّا تولد دومش (که آن را رجعت میخوانند) طبیعتاً در آستانهٔ ظهور بوده، و وفات دومش نیز پس از دوران ظهور و انجام مأموریت خواهد بود.
امروز همزمان با وفات امام حسن عسکری، امامت امام مهدی در زندگی اولش آغاز میشود که البته چند فرق با آغاز امامتِ ائمهٔ قبلی دارد:
یکی غایب بودن وی و در میان مردم نبودنش است که عملاً موجب عدم بهرهمندی اُمّت و مردم از وی شد
و دیگری خردسالی وی هنگام درگذشت پدر بوده که حتی اگر هم غایب و پنهان نمیشدند باز هم باید اُمت و مردم صبر میکردند تا وی (ع) بالغ شود تا بتوان از علوم اکتسابی و آبائیِ وی بهره برد چنانکه امام دهم نیز که در خردسالی یتیم شدند تا مدتها تحت تکفل فردی منصوب از سوی پدر (امام نهم) روزگار گذراندند.
و سومی تردیدی است که برخی در ولادت او داشته و دارند که معضل را چند چندان میکند و بر پیچیدگی ماجرا بیش از پیش میافزاید زیرا علاوه بر «غایب و رؤیتنشدن از سوی اُمت و مردم» و «صِغَر سنّ در وقت آغاز امامت» همچنین باید پاسخگوی «تردید در ولادت» نیز بود
و چهارم اینکه گشایش در کار جهان و عموم مردم منوط به «ظهور همو» و وابسته به شخص او (و نه حاصل تلاش و خواستِ خود انسانها) دانسته شده که یا:
بنا بر نظر مشهور با کشدار کردنِ عمر او یعنی پس از سالها یا قرنها یا هزارهها یا میلیون و میلیاردها سال از زمان غیبتش (و متأسفانه فقط برای مردم عصر ظهور و نه دیگر انسانها و نسلهایی که در این فاصله آمدند و رفتند) رخ میدهد
و یا مطابق روایاتی که در بالا از صادقین (ع) نقل شد این ظهور پرسشبرانگیز و این گشایش جهانی (که شبههٔ تبعیض میان نسلها را با خود دارد) بدون کشیدگی عمر ولی در زندگی دوم حضرت روی میدهد که همین زندگی دوم، که در ادبیات شیعی از آن با عنوان رجعت یاد میکنیم، نیز پرسش و ابهاماتی در خود دارد که بر گره مسئله خواهد افزود.
از دیگر نکات وقتگیر و زحمتآفرین در بررسی و تحلیل مسئله، این است که:
آنچه خودش دارای دهها گِرِهِ باز نشده در درون خود است، چگونه قرار است گرههای ناگشودهٔ دیگران و عموم بشریّت را با (فَرَجش و ظهورش) بگشاید و باز کند!؟
پاسخ علمای دینی به این ابهامات میتواند به روشنگری بینجامد.
کانال بازنگری
T.me/baznegari/456
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
وفات اولِ مهدی (ع)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۵
@baznegari
امروز سالروز وفات حسن عسکری امام یازدهم و پدر حضرت مهدی است.
امام حسن عسکری هنگام وفات فقط ۲۸ سال سِن داشت (۲۳۲ تا ۲۶۰ ق)؛
پدر او (امام دهم علیالنقی) نیز عمر کمی داشت و هنگام وفات بیشتر از ۴۱ یا ۴۲…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۵
@baznegari
امروز سالروز وفات حسن عسکری امام یازدهم و پدر حضرت مهدی است.
امام حسن عسکری هنگام وفات فقط ۲۸ سال سِن داشت (۲۳۲ تا ۲۶۰ ق)؛
پدر او (امام دهم علیالنقی) نیز عمر کمی داشت و هنگام وفات بیشتر از ۴۱ یا ۴۲…
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۷
« چند وقتی تحمّلش کنید تا اجلش سرآید یا از جنون درآید»
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید أن یتفضّل علیکم ولو شاء الله لأنزل ملائکة ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین. إن هو إلا رجلٌ به جِنّةٌ فتربّصوا به حتّی حین. مؤمنون ۲۳ تا ۲۵).
قرآن در آیهٔ ۲۵ از سورهٔ مؤمنون، واکنش بزرگان قوم نوح نسبت به سخنان آن حضرت را چنین نقل میکند:
«إن هو إلا رجلٌ به جِنّة فتربّصوا به حتی حین»:
این بابا عقل از سرش پریده؛ چند وقتی باهاش سر کنید و تحملش کنید (تا: عمرش سرآید یا عقل به کلهاش برگردد).
در تورات عمر نوح هنگام حادثهٔ طوفان ۶۰۰ سال و در برخی منابع اسلامی ۱۸۰۰ سال دانسته شده و یعنی جملهای که از قول قوم نوح در بالا از قرآن ذکر شد در این حدود سن، به نوح گفته شده است؛ با این توضیح چگونه ممکن است آنان به عمر ۶۰۰ ساله یا ۱۸۰۰ سالهٔ نوح بیتوجه باشند و به همدیگر بگویند:
چند صباحی این بابا رو تحمل کنید تا «با مرگش» از شرّش راحت بشویم!؛ بدیهی است این جمله در بارهٔ کسی که تا آن لحظه عمری اعجازی و چندیننسله داشته و در نتیجه معلوم نیست چند صد سال و چند نسلِ دیگر زنده است بیوجه بوده و بنابراین باید عمر او را عادی و دو رقمی، و آن جملهٔ قوم را حدوداً در سنین شصت هفتاد سالگیِ نوح قابل صدور دانست.
و یا اگر جملهٔ فتربّصوا به حتی حین را اینطور ترجمه و تفسیر کنیم که: «چند صباحی با این بابا مدارا کنید تا عقل به کلهاش برگردد و از جنون درآید» باز هم نمیتواند در بارهٔ کسی که تا آن لحظه چند صد سال دچار جنون بوده و در نتیجه معلوم نیست تا چند صد سال دیگر ادامه داشته باشد صدق کند و ناچار باید سخن آنان را در وصف کسی که چند یا حداکثر چندین سال به تبلیغ پرداخته و اینک در کهولت و مثلاً در شصت هفتاد سالگی است قابل توجیه دانست.
پس این آیه نیز قرینهٔ دیگری برای عدول از انتساب ۹۵۰ سال سن به شخص نوح و روی آوردن به تبییناتی متفاوت برای آیهٔ عمر نوح است.
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۱
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
T.me/baznegari/453
عمر ۲۵۰۰ سالهٔ نوح!؟
T.me/baznegari/455
.
.
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح)
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۱۷
« چند وقتی تحمّلش کنید تا اجلش سرآید یا از جنون درآید»
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید أن یتفضّل علیکم ولو شاء الله لأنزل ملائکة ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین. إن هو إلا رجلٌ به جِنّةٌ فتربّصوا به حتّی حین. مؤمنون ۲۳ تا ۲۵).
قرآن در آیهٔ ۲۵ از سورهٔ مؤمنون، واکنش بزرگان قوم نوح نسبت به سخنان آن حضرت را چنین نقل میکند:
«إن هو إلا رجلٌ به جِنّة فتربّصوا به حتی حین»:
این بابا عقل از سرش پریده؛ چند وقتی باهاش سر کنید و تحملش کنید (تا: عمرش سرآید یا عقل به کلهاش برگردد).
در تورات عمر نوح هنگام حادثهٔ طوفان ۶۰۰ سال و در برخی منابع اسلامی ۱۸۰۰ سال دانسته شده و یعنی جملهای که از قول قوم نوح در بالا از قرآن ذکر شد در این حدود سن، به نوح گفته شده است؛ با این توضیح چگونه ممکن است آنان به عمر ۶۰۰ ساله یا ۱۸۰۰ سالهٔ نوح بیتوجه باشند و به همدیگر بگویند:
چند صباحی این بابا رو تحمل کنید تا «با مرگش» از شرّش راحت بشویم!؛ بدیهی است این جمله در بارهٔ کسی که تا آن لحظه عمری اعجازی و چندیننسله داشته و در نتیجه معلوم نیست چند صد سال و چند نسلِ دیگر زنده است بیوجه بوده و بنابراین باید عمر او را عادی و دو رقمی، و آن جملهٔ قوم را حدوداً در سنین شصت هفتاد سالگیِ نوح قابل صدور دانست.
و یا اگر جملهٔ فتربّصوا به حتی حین را اینطور ترجمه و تفسیر کنیم که: «چند صباحی با این بابا مدارا کنید تا عقل به کلهاش برگردد و از جنون درآید» باز هم نمیتواند در بارهٔ کسی که تا آن لحظه چند صد سال دچار جنون بوده و در نتیجه معلوم نیست تا چند صد سال دیگر ادامه داشته باشد صدق کند و ناچار باید سخن آنان را در وصف کسی که چند یا حداکثر چندین سال به تبلیغ پرداخته و اینک در کهولت و مثلاً در شصت هفتاد سالگی است قابل توجیه دانست.
پس این آیه نیز قرینهٔ دیگری برای عدول از انتساب ۹۵۰ سال سن به شخص نوح و روی آوردن به تبییناتی متفاوت برای آیهٔ عمر نوح است.
T.me/baznegari/457
عمر نوح بخش۱
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲
T.me/baznegari/453
عمر ۲۵۰۰ سالهٔ نوح!؟
T.me/baznegari/455
.
.
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۳
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح)
« چند وقتی تحمّلش کنید تا اجلش سرآید یا از جنون درآید»
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید…
(اشارهٔ قرآن به عمر عادی و گذرای نوح)
« چند وقتی تحمّلش کنید تا اجلش سرآید یا از جنون درآید»
(ولقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فقال یا قوم اعبدوا الله ما لکم مِن إلهٍ غیرُه أفلا تتقون. فقال الملؤا الذین کفروا من قومه ما هذا إلا بشر مثلکم یُرید…
عمر نوح بخش۴
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
برای اولین بار
از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" پردهبرداری میشود:
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم»
بزودی در کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/460
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
برای اولین بار
از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" پردهبرداری میشود:
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم»
بزودی در کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/460
عمر نوح بخش۴
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۲۶
T.me/baznegari/459
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم» از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" است که در این یادداشت برای نخستین بار از آن پردهبرداری میشود.
پیامبران بزرگ و صاحبشریعت که دیگر انبیا تداومبخشِ شریعت آنانند را پیامبران اولوا العزم مینامند؛ تعدادشان اندک و فقط پنج نفر دانسته شده: نوح (ع)، ابراهیم (ع)، موسی (ع)، عیسی (ع) و محمد (ص).
فاصلهٔ انبیای اولوا العزم از یکدیگر بسیار زیاد و بالغ بر چند قرن و حتی هزار سال احصا میشود.
با اینکه هیچکس تردیدی در وجود فاصلهٔ زمانیِ طولانی و چندقرنی مابین این پیامبران ندارد و از شدت وضوح نیاز به اثبات ندارد و هیچ قول مخالفی در این باره وجود ندارد امّا ببینید چگونه قبول عمرهای هزاری یا چند قرنی برای نوح و امثال نوح، میتواند ناآگاهانه به تداخل عمر انبیای اولوا العزم در یکدیگر و همزمانی آنها بینجامد.
«امتداد عمر ۹۵۰ سال و بیشتر»:
برای اینکه ببینیم با پذیرش عمر ۹۵۰ سال یا بیشتر برای حضرت نوح، امتداد این عمر به کجا میرسد و سر از کجا درمیآورد سراغ تقویم تولد و وفاتِ انبیا میرویم. برای این مهم ابتدا از منابع توراتی و سپس از منابع اسلامی بهره میگیریم:
الف- «تقویم عبری»
مطابق تقویم عبری اینک (آذر ۱۳۹۸ ش) در سال ۵۷۸۰ عبری هستیم؛ مبدأ تقویم عبری، آفرینش آدم و حوا (و به عبارتی مبدأ هبوط) است.
مطابق این تقویم؛
آدم در سال ۱ متولد و در سال ۹۳۰ (در سنّ ۹۳۰ سالگی) وفات کرد
نوح در ۱۰۵۶ متولد و در سال ۲۰۰۶ (در سنّ ۹۵۰ سالگی) وفات کرد
سام در ۱۵۵۸ متولد و در سال ۲۱۵۸ وفات کرد
ابراهیم در ۱۹۴۸ متولد و در سال ۲۱۲۳ (در ۱۷۵ سالگی) وفات کرد. او در سال ۱۹۷۳ با سارا ازدواج کرد.
🔸بر این اساس حضرت نوح هنگام ولادت حضرت ابراهیم زنده بوده و و حتی هنگام ازدواج ابراهیم و سارا و یا در حوادث تعیینکنندهای که برای حضرت ابراهیم روی داد نیز وفات نکرده بود؛ هنگامی که نوح وفات کرد ابراهیم ۵۸ ساله بود.
آیا میدانید نوح چه نسبتی با ابراهیم دارد؟ نوح پُشتِ دهم ابراهیم است یعنی او پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ ابراهیم است.
یعنی با پذیرش عمر ۹۵۰ ساله برای نوح، قائل به تلاقی زمانی نوح و ابراهیم (که دومی نسل دهمِ اولی است) و دیدار آنها با یکدیگر در اواخر عمر نوح شدهایم.
آیا یک خط سند در تمام تواریخ دینی دالّ بر این همزمانشدن وجود دارد؟ این پرسش نابجاست زیرا هیچکس ادعای این تلاقی را نکرده و فقط دستودلبازی در اعطای سِنّ و عمرِ عجیبغریب به بزرگان موجب این عجایب غیر واقعی میشود.
🔸و باز بر اساس همین تقویم، حضرت سام (پسر نوح که ادیان سامی و نژاد سامی به او منتسب است) ۳۵ سال پس از ابراهیم که نسل نهمِ اوست وفات کرده و مرگ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ خود را دیده؛ آیا تاکنون هیچ بنیبشری ادعا کرده و یا سندی ارائه شده که امتداد عمر سام به ابراهیم رسید و از او هم گذشت؟ سام کجا ابراهیم کجا!؟
ب- «تعقیب تقویم در منابع اسلامی»
در برخی روایات اسلامی، اختلافاتی با تقویم عبری وجود دارد و آفرینش آدم و مبدأ هبوط به بیش از هفت هزار سال پیش برمیگردد.
تولد و وفات شماری از انبیای معروف را مطابق استخراجاتِ کتاب "تاریخ انبیاء از هبوط آدم تا پیامبر اسلام" (نوشتهٔ احمد امیریپور) مرور میکنیم:
آدم ۱-۹۳۰
نوح ۱۶۴۲-؟
هود ۲۶۴۸-۳۱۰۸
صالح ۲۹۷۳-۳۲۵۳
ابراهیم ۳۳۲۳-۳۴۹۸
اسماعیل ۳۴۱۸-۳۵۵۲
لوط ۳۴۲۲-۳۵۰۲
اسحاق ۳۴۲۳-۳۶۰۳
یعقوب ۳۴۸۳-۳۶۳۰
یوسف ۳۵۵۶-۳۶۷۶
شعیب ۳۶۱۶-۳۸۵۸
ایوب ۳۶۴۲-۳۷۸۲
موسی ۳۷۴۸-۳۸۶۸
هارون ۳۷۴۵-۳۸۶۸
🔸حال اگر عمر نوح را ۲۵۰۰ سالِ مشهور در روایات بگیریم در اینصورت تاریخ وفات نوح، سال ۴۱۴۲ میشود
بر این اساس حضرت نوح زندگی و مرگ دو پیامبر اولواالعزمِ دیگر یعنی حضرت ابراهیم و حتی حضرت موسی را دیده است!
او در این عمر خیالی و غیر واقعی هود و صالح و ابراهیم و اسماعیل و لوط و اسحاق و یعقوب و یوسف و شعیب و ایوب و موسی و هارون را یکتنه جا میگذارد و درمینوردد و تا نزدیکیهای داود و سلیمان پیش میرود
عمر ۴۰۰۰ سالهٔ لقمان
حرفِ فاقد پشتوانه زدن خرج ندارد و بیهزینه است؛ این بلیّه (که برخی امروزه خالیبندی مینامندش) زمانی مصیبت میشود که در آثار دینی باشد و افسون خواننده شود. خوانندهٔ مومن و حقیقتجو نباید خام شود و عمرهای هزار ساله را باور کند روایات نباید عقل را بدزدد زیرا مثلاً روایات در باب مدت عمر لقمان حکیم (که گویند بلندترین عمر را داشته) ۴۰۰۰ سال و ۳۵۰۰ سال و ۳۰۰۰ سال را ذکر کردهاند؛ این در حالی است که او معاصر حضرت داوود بوده و از عصر داود، حتّی تاکنون نیز اینقدرها نمیگذرد چه رسد تا عصر روایات اسلامی
T.me/baznegari/460
ادامه دارد
عمر نوح بخش۱:
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲:
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳:
T.me/baznegari/457
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۸/۲۶
T.me/baznegari/459
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم» از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" است که در این یادداشت برای نخستین بار از آن پردهبرداری میشود.
پیامبران بزرگ و صاحبشریعت که دیگر انبیا تداومبخشِ شریعت آنانند را پیامبران اولوا العزم مینامند؛ تعدادشان اندک و فقط پنج نفر دانسته شده: نوح (ع)، ابراهیم (ع)، موسی (ع)، عیسی (ع) و محمد (ص).
فاصلهٔ انبیای اولوا العزم از یکدیگر بسیار زیاد و بالغ بر چند قرن و حتی هزار سال احصا میشود.
با اینکه هیچکس تردیدی در وجود فاصلهٔ زمانیِ طولانی و چندقرنی مابین این پیامبران ندارد و از شدت وضوح نیاز به اثبات ندارد و هیچ قول مخالفی در این باره وجود ندارد امّا ببینید چگونه قبول عمرهای هزاری یا چند قرنی برای نوح و امثال نوح، میتواند ناآگاهانه به تداخل عمر انبیای اولوا العزم در یکدیگر و همزمانی آنها بینجامد.
«امتداد عمر ۹۵۰ سال و بیشتر»:
برای اینکه ببینیم با پذیرش عمر ۹۵۰ سال یا بیشتر برای حضرت نوح، امتداد این عمر به کجا میرسد و سر از کجا درمیآورد سراغ تقویم تولد و وفاتِ انبیا میرویم. برای این مهم ابتدا از منابع توراتی و سپس از منابع اسلامی بهره میگیریم:
الف- «تقویم عبری»
مطابق تقویم عبری اینک (آذر ۱۳۹۸ ش) در سال ۵۷۸۰ عبری هستیم؛ مبدأ تقویم عبری، آفرینش آدم و حوا (و به عبارتی مبدأ هبوط) است.
مطابق این تقویم؛
آدم در سال ۱ متولد و در سال ۹۳۰ (در سنّ ۹۳۰ سالگی) وفات کرد
نوح در ۱۰۵۶ متولد و در سال ۲۰۰۶ (در سنّ ۹۵۰ سالگی) وفات کرد
سام در ۱۵۵۸ متولد و در سال ۲۱۵۸ وفات کرد
ابراهیم در ۱۹۴۸ متولد و در سال ۲۱۲۳ (در ۱۷۵ سالگی) وفات کرد. او در سال ۱۹۷۳ با سارا ازدواج کرد.
🔸بر این اساس حضرت نوح هنگام ولادت حضرت ابراهیم زنده بوده و و حتی هنگام ازدواج ابراهیم و سارا و یا در حوادث تعیینکنندهای که برای حضرت ابراهیم روی داد نیز وفات نکرده بود؛ هنگامی که نوح وفات کرد ابراهیم ۵۸ ساله بود.
آیا میدانید نوح چه نسبتی با ابراهیم دارد؟ نوح پُشتِ دهم ابراهیم است یعنی او پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ ابراهیم است.
یعنی با پذیرش عمر ۹۵۰ ساله برای نوح، قائل به تلاقی زمانی نوح و ابراهیم (که دومی نسل دهمِ اولی است) و دیدار آنها با یکدیگر در اواخر عمر نوح شدهایم.
آیا یک خط سند در تمام تواریخ دینی دالّ بر این همزمانشدن وجود دارد؟ این پرسش نابجاست زیرا هیچکس ادعای این تلاقی را نکرده و فقط دستودلبازی در اعطای سِنّ و عمرِ عجیبغریب به بزرگان موجب این عجایب غیر واقعی میشود.
🔸و باز بر اساس همین تقویم، حضرت سام (پسر نوح که ادیان سامی و نژاد سامی به او منتسب است) ۳۵ سال پس از ابراهیم که نسل نهمِ اوست وفات کرده و مرگ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ پسرِ خود را دیده؛ آیا تاکنون هیچ بنیبشری ادعا کرده و یا سندی ارائه شده که امتداد عمر سام به ابراهیم رسید و از او هم گذشت؟ سام کجا ابراهیم کجا!؟
ب- «تعقیب تقویم در منابع اسلامی»
در برخی روایات اسلامی، اختلافاتی با تقویم عبری وجود دارد و آفرینش آدم و مبدأ هبوط به بیش از هفت هزار سال پیش برمیگردد.
تولد و وفات شماری از انبیای معروف را مطابق استخراجاتِ کتاب "تاریخ انبیاء از هبوط آدم تا پیامبر اسلام" (نوشتهٔ احمد امیریپور) مرور میکنیم:
آدم ۱-۹۳۰
نوح ۱۶۴۲-؟
هود ۲۶۴۸-۳۱۰۸
صالح ۲۹۷۳-۳۲۵۳
ابراهیم ۳۳۲۳-۳۴۹۸
اسماعیل ۳۴۱۸-۳۵۵۲
لوط ۳۴۲۲-۳۵۰۲
اسحاق ۳۴۲۳-۳۶۰۳
یعقوب ۳۴۸۳-۳۶۳۰
یوسف ۳۵۵۶-۳۶۷۶
شعیب ۳۶۱۶-۳۸۵۸
ایوب ۳۶۴۲-۳۷۸۲
موسی ۳۷۴۸-۳۸۶۸
هارون ۳۷۴۵-۳۸۶۸
🔸حال اگر عمر نوح را ۲۵۰۰ سالِ مشهور در روایات بگیریم در اینصورت تاریخ وفات نوح، سال ۴۱۴۲ میشود
بر این اساس حضرت نوح زندگی و مرگ دو پیامبر اولواالعزمِ دیگر یعنی حضرت ابراهیم و حتی حضرت موسی را دیده است!
او در این عمر خیالی و غیر واقعی هود و صالح و ابراهیم و اسماعیل و لوط و اسحاق و یعقوب و یوسف و شعیب و ایوب و موسی و هارون را یکتنه جا میگذارد و درمینوردد و تا نزدیکیهای داود و سلیمان پیش میرود
عمر ۴۰۰۰ سالهٔ لقمان
حرفِ فاقد پشتوانه زدن خرج ندارد و بیهزینه است؛ این بلیّه (که برخی امروزه خالیبندی مینامندش) زمانی مصیبت میشود که در آثار دینی باشد و افسون خواننده شود. خوانندهٔ مومن و حقیقتجو نباید خام شود و عمرهای هزار ساله را باور کند روایات نباید عقل را بدزدد زیرا مثلاً روایات در باب مدت عمر لقمان حکیم (که گویند بلندترین عمر را داشته) ۴۰۰۰ سال و ۳۵۰۰ سال و ۳۰۰۰ سال را ذکر کردهاند؛ این در حالی است که او معاصر حضرت داوود بوده و از عصر داود، حتّی تاکنون نیز اینقدرها نمیگذرد چه رسد تا عصر روایات اسلامی
T.me/baznegari/460
ادامه دارد
عمر نوح بخش۱:
T.me/baznegari/442
عمر نوح بخش۲:
T.me/baznegari/453
عمر نوح بخش۳:
T.me/baznegari/457
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
عمر نوح بخش۴
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
برای اولین بار
از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" پردهبرداری میشود:
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم»
بزودی در کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/460
«عاقبت بزرگسازیِ عمر انبیا»
برای اولین بار
از نتایج باور نادرستِ "عمرهای هزارساله" پردهبرداری میشود:
«تداخل عمر انبیای اولوالعزم»
بزودی در کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/460
سیستانی و بهرامپور
@baznegari
چنانکه میدانید اعتراضات خشونتباری اخیراً در دو کشور همسایه ،ایران و عراق، روی داده و هنوز نیز پروندههاشان بسته نشده است.
در این میان ابوالفضل بهرامپور مترجم و معلم قرآن با استناد به آیهٔ ۳۳ مائده، خواهان آن شد که ده هزار نفر از معترضان خشمگینی که دستگیر شدهاند را در همان محل و در حضور مردم زجرکش کنند و یا به دار آویزند
از سوی دیگر مرجع عالیقدر سیستانی، معترضان و خشمشان را (هرچند توصیه به آرامش نمود) درک کرده، پشتِ آنها درآمد تا جایی که با اشارهٔ او نخستوزیر عراق سرانجام نجیبانه استعفا داد.
جالب اینجاست که خواستههای معترضان در هر دو کشور شباهت بسیاری به هم دارد.
حال ماییم و آن آیه و این دو رویداد که چگونه این تفاوتِ ۱۸۰ درجهایِ واکنشها را توجیه کنیم:
۱- آیا مرجعْ سیستانی این آیه را در قرآن ندیده و یا از آن غافل بوده؟
۲- آیا برداشت بهرامپور از آیه، قرائتی داعشی از قرآن است؟
۳- و یا
۴- و یا
کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/461
لینک سخنان کامل بهرامپور:
https://t.me/sedanet1/545
.
.
@baznegari
چنانکه میدانید اعتراضات خشونتباری اخیراً در دو کشور همسایه ،ایران و عراق، روی داده و هنوز نیز پروندههاشان بسته نشده است.
در این میان ابوالفضل بهرامپور مترجم و معلم قرآن با استناد به آیهٔ ۳۳ مائده، خواهان آن شد که ده هزار نفر از معترضان خشمگینی که دستگیر شدهاند را در همان محل و در حضور مردم زجرکش کنند و یا به دار آویزند
از سوی دیگر مرجع عالیقدر سیستانی، معترضان و خشمشان را (هرچند توصیه به آرامش نمود) درک کرده، پشتِ آنها درآمد تا جایی که با اشارهٔ او نخستوزیر عراق سرانجام نجیبانه استعفا داد.
جالب اینجاست که خواستههای معترضان در هر دو کشور شباهت بسیاری به هم دارد.
حال ماییم و آن آیه و این دو رویداد که چگونه این تفاوتِ ۱۸۰ درجهایِ واکنشها را توجیه کنیم:
۱- آیا مرجعْ سیستانی این آیه را در قرآن ندیده و یا از آن غافل بوده؟
۲- آیا برداشت بهرامپور از آیه، قرائتی داعشی از قرآن است؟
۳- و یا
۴- و یا
کانال بازنگری (ترکاشوند):
T.me/baznegari/461
لینک سخنان کامل بهرامپور:
https://t.me/sedanet1/545
.
.
Telegram
کانال بازنگری
سیستانی و بهرامپور
@baznegari
چنانکه میدانید اعتراضات خشونتباری اخیراً در دو کشور همسایه ،ایران و عراق، روی داده و هنوز نیز پروندههاشان بسته نشده است.
در این میان ابوالفضل بهرامپور مترجم و معلم قرآن با استناد به آیهٔ ۳۳ مائده، خواهان آن شد که ده هزار…
@baznegari
چنانکه میدانید اعتراضات خشونتباری اخیراً در دو کشور همسایه ،ایران و عراق، روی داده و هنوز نیز پروندههاشان بسته نشده است.
در این میان ابوالفضل بهرامپور مترجم و معلم قرآن با استناد به آیهٔ ۳۳ مائده، خواهان آن شد که ده هزار…
استقبال کمنظیر
دیروز ۱۳۹۸/۹/۱۱ مناظرهٔ ترکاشوند در دانشکدهٔ الهیاتِ دانشگاه فردوسی مشهد با یکی از اساتید آن دانشکده، پیرامون «حدود شرعی حجاب- بازخوانی نظریهٔ حجاب حداقلی» که توسط جهاد دانشگاهی، انجمن ماهاد و بسیج دانشجویی برگزار گردید با حضور خیل کثیر شرکتکنندگان روبرو شد به طوری که بسیاری از دانشجویان به خاطر فقدان جا، ایستاده گفتگو را دنبال کردند.
لینک تصویر:
https://t.me/ElahiateMashhad/5955
(ترکاشوند در این مناظره با گزارشی نو، به فقدان لزومِ رابطه میان «عفاف» با «روسری ، جوراب و آستین بلند» بر اساس منابع دینی پرداخت. وی برداشت قدما از میزان حجاب را دچار افراط (در بارهٔ زنان) و تفریط (در بارهٔ مردان) دانست هر چند احتمال توجیهِ عصری آن را به خاطر تفاوت ویژگیهای اجتماعی اخلاقی رد نکرد. کانال بازنگری @baznegari)
.
.
دیروز ۱۳۹۸/۹/۱۱ مناظرهٔ ترکاشوند در دانشکدهٔ الهیاتِ دانشگاه فردوسی مشهد با یکی از اساتید آن دانشکده، پیرامون «حدود شرعی حجاب- بازخوانی نظریهٔ حجاب حداقلی» که توسط جهاد دانشگاهی، انجمن ماهاد و بسیج دانشجویی برگزار گردید با حضور خیل کثیر شرکتکنندگان روبرو شد به طوری که بسیاری از دانشجویان به خاطر فقدان جا، ایستاده گفتگو را دنبال کردند.
لینک تصویر:
https://t.me/ElahiateMashhad/5955
(ترکاشوند در این مناظره با گزارشی نو، به فقدان لزومِ رابطه میان «عفاف» با «روسری ، جوراب و آستین بلند» بر اساس منابع دینی پرداخت. وی برداشت قدما از میزان حجاب را دچار افراط (در بارهٔ زنان) و تفریط (در بارهٔ مردان) دانست هر چند احتمال توجیهِ عصری آن را به خاطر تفاوت ویژگیهای اجتماعی اخلاقی رد نکرد. کانال بازنگری @baznegari)
.
.
Telegram
کانال دانشکده الهیات مشهد
Forwarded from انجمن علمی بینارشتهای ماهاد
#گزارش_تصویری ۱
#مناظره علمی حدود شرعی #حجاب: بازخوانی نظریه #حجاب_حداقلی
🎙 امیرحسین ترکاشوند و دکتر محمدعلی وطندوست
۱۱ آذر ماه ۱۳۹۸ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
🆔 @mahad313
#مناظره علمی حدود شرعی #حجاب: بازخوانی نظریه #حجاب_حداقلی
🎙 امیرحسین ترکاشوند و دکتر محمدعلی وطندوست
۱۱ آذر ماه ۱۳۹۸ دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد
🆔 @mahad313
اطلاعیه
بخش پنجم یادداشتهای تلگرامیِ «عمر نوح» در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
در آن یادداشت، از ظرفیتهای ادبی داستانیِ موجود در آیهٔ «چگونه جان دادنِ سلیمان» برای توضیح عمر نوح استفاده میشود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
بخش پنجم یادداشتهای تلگرامیِ «عمر نوح» در روزهای آینده منتشر خواهد شد.
در آن یادداشت، از ظرفیتهای ادبی داستانیِ موجود در آیهٔ «چگونه جان دادنِ سلیمان» برای توضیح عمر نوح استفاده میشود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
@baznegari
اندوه و تسلیت
با افسوس و تأسفِ فراوان دکتر حسین داورزنی استاد با اخلاق و فروتنِ دانشکدهٔ الهیات دانشگاه تهران، ناباورانه و در میان بُهت دوستان و آشنایان از میانمان پر کشید و همه را داغدار خاطرات دور و نزدیکش کرد.
اردیبهشت سال ۹۵ با «نقشآفرینی وی» اولین مناظرهٔ بزرگ و علنی پیرامون کتاب
«حجاب شرعی در عصر پیامبر»
با عنوان "حجاب در بستر تاریخ و فرهنگ عصر نزول، همراه با نقد کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر"
با حضور اینجانب به عنوان نویسندهٔ کتاب و سه تن از اساتید آن دانشکده و از جمله خودِ او در دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران برگزار گردید.
آن مناظره یکی از پرشکوهترین و پراستقبالترین نشستهای دانشکدهٔ الهیات بود که سپس با همان شکوه و استقبال توسط سایر مراکز، در قم و اخیراً در مشهد استمرار یافت.
هممحلی قدیمی، چه زود رفتی؛ کاش میبودی و بیحاشیه بودن و بیآزار بودن را همچنان نشانمان میدادی؛
این روزها مدام خاطرات کمرنگِ قدیم و نیز چهرهٔ بیمارت در ملاقات اخیر و همچنین شوق بازگشتت برای ادامهٔ تدریس در طول بیماری را مرور میکنم و البته جملهٔ دوستانه، مزاحگونه و تلطیفآفرینت پیش از مناظره که: «سؤالهای سخت از هم نپرسیم» را؛
کاش میماندی و رسم دوستی و صمیمیت در کنار مناظره را بیشتر ترویج میکردی
بدرود دکتر داورزنیِ کمگوی و گزیدهگوی
کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
https://media.farsnews.com/Uploaded/Files/Images/1395/02/14/13950214174623688_PhotoL.jpg
گزارش تصویری از آن مناظره با حضور زندهیاد دکتر داورزنی:
http://fa.shafaqna.com/news/161478/
و
http://www.farsnews.com/13950214001357
کتب تألیفی زندهیاد:
داورزنی، حسین. "پژوهشی در امکان تعمیم ادله اثبات جرم". تهران: راشدین، ۱۳۹۳.
داورزنی، حسین. "بررسی جایگاه قسامه در فقه و حقوق اسلامی". تهران: راشدین، ۱۳۹۴.
داورزنی، حسین. "بنیادهای دینی مقابله با خشونت و افراطیگری در عصر جهانی شدن". تهران: مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، ۱۳۹۴
https://ftis.ut.ac.ir/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
🔸اطلاعیهٔ مراسم ختم ایشان (یکشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۱ خ آپادانا م نیلوفر مسجد الرضا ساعت سه و نیم تا پنج):
https://t.me/cftis/748
تصویر دکتر داورزنی (نفر دوم از سمت چپ، کنار دکتر آذرنوش) در مناظرهٔ یادشده:
با افسوس و تأسفِ فراوان دکتر حسین داورزنی استاد با اخلاق و فروتنِ دانشکدهٔ الهیات دانشگاه تهران، ناباورانه و در میان بُهت دوستان و آشنایان از میانمان پر کشید و همه را داغدار خاطرات دور و نزدیکش کرد.
اردیبهشت سال ۹۵ با «نقشآفرینی وی» اولین مناظرهٔ بزرگ و علنی پیرامون کتاب
«حجاب شرعی در عصر پیامبر»
با عنوان "حجاب در بستر تاریخ و فرهنگ عصر نزول، همراه با نقد کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر"
با حضور اینجانب به عنوان نویسندهٔ کتاب و سه تن از اساتید آن دانشکده و از جمله خودِ او در دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران برگزار گردید.
آن مناظره یکی از پرشکوهترین و پراستقبالترین نشستهای دانشکدهٔ الهیات بود که سپس با همان شکوه و استقبال توسط سایر مراکز، در قم و اخیراً در مشهد استمرار یافت.
هممحلی قدیمی، چه زود رفتی؛ کاش میبودی و بیحاشیه بودن و بیآزار بودن را همچنان نشانمان میدادی؛
این روزها مدام خاطرات کمرنگِ قدیم و نیز چهرهٔ بیمارت در ملاقات اخیر و همچنین شوق بازگشتت برای ادامهٔ تدریس در طول بیماری را مرور میکنم و البته جملهٔ دوستانه، مزاحگونه و تلطیفآفرینت پیش از مناظره که: «سؤالهای سخت از هم نپرسیم» را؛
کاش میماندی و رسم دوستی و صمیمیت در کنار مناظره را بیشتر ترویج میکردی
بدرود دکتر داورزنیِ کمگوی و گزیدهگوی
کانال بازنگری (ترکاشوند) @baznegari
https://media.farsnews.com/Uploaded/Files/Images/1395/02/14/13950214174623688_PhotoL.jpg
گزارش تصویری از آن مناظره با حضور زندهیاد دکتر داورزنی:
http://fa.shafaqna.com/news/161478/
و
http://www.farsnews.com/13950214001357
کتب تألیفی زندهیاد:
داورزنی، حسین. "پژوهشی در امکان تعمیم ادله اثبات جرم". تهران: راشدین، ۱۳۹۳.
داورزنی، حسین. "بررسی جایگاه قسامه در فقه و حقوق اسلامی". تهران: راشدین، ۱۳۹۴.
داورزنی، حسین. "بنیادهای دینی مقابله با خشونت و افراطیگری در عصر جهانی شدن". تهران: مرکز ملی مطالعات جهانی شدن، ۱۳۹۴
https://ftis.ut.ac.ir/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C
🔸اطلاعیهٔ مراسم ختم ایشان (یکشنبه ۱۳۹۸/۱۰/۱ خ آپادانا م نیلوفر مسجد الرضا ساعت سه و نیم تا پنج):
https://t.me/cftis/748
تصویر دکتر داورزنی (نفر دوم از سمت چپ، کنار دکتر آذرنوش) در مناظرهٔ یادشده:
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیمبندی مردم به بیحجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاحطلب
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ اینها را جذب میکند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.
T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/
..............................
و امّا انتقام سخت
همه میدانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، بهطوریکه هماینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملیاسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریتهای انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمیگردد.
به نظرم «سختترین انتقامی» که میتوان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانهای» از این تنگنای تأسفآور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حقالناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ اینها را جذب میکند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.
T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/
..............................
و امّا انتقام سخت
همه میدانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، بهطوریکه هماینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملیاسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریتهای انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمیگردد.
به نظرم «سختترین انتقامی» که میتوان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانهای» از این تنگنای تأسفآور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حقالناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیمبندی مردم به بیحجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاحطلب
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه…
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه…
Forwarded from کانال بازنگری | ترکاشوند
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیمبندی مردم به بیحجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاحطلب
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ اینها را جذب میکند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.
T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/
..............................
و امّا انتقام سخت
همه میدانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، بهطوریکه هماینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملیاسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریتهای انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمیگردد.
به نظرم «سختترین انتقامی» که میتوان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانهای» از این تنگنای تأسفآور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حقالناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه مثل هم هستند؟
نه.
اما پدر، همهٔ اینها را جذب میکند
و جامعه هم خانوادهٔ شماست.
T.me/baznegari/470
منبع:
(تابناک، ۲۹ مرداد ۱۳۹۶)
https://www.tabnak.ir/fa/news/723308/
..............................
و امّا انتقام سخت
همه میدانیم که در چند سال اخیر «ارزش پول جمهوری اسلامی ایران» در برابر «ارزش پول ایالات متحدهٔ آمریکا» به شدت اُفت کرده، بهطوریکه هماینک هر دلار آمریکا برابر با ۱۳۴۰۰ تومانِ ایران است؛ این در حالی است که دو سه سال پیش هر دلار حدوداً نزدیک به ۴۰۰۰ تومان، و شش هفت سال پیش هر دلار حدوداً برابر با ۱۲۰۰ تومان بود؛ یعنی طیّ دو اُفت یادشده، ارزش دلار آمریکا در برابر ریال ایران به ترتیب سه و نیم برابر و یازده برابر شده است.
نیز تردیدی نیست که بخش بسیار مهمی از این اُفتِ ارزش پولِ ملیاسلامی در برابر پول ملی آمریکا، به مأموریتهای انقلابی و فرامرزی جمهوری اسلامی ایران که مسئولیت آن بر عهدهٔ سردار قاسم سلیمانی بود برمیگردد.
به نظرم «سختترین انتقامی» که میتوان آن را در دستور کار قرار داد و تا ۲۲ بهمن که تقریباً مقارن با چهلم آن سردار است به نتیجه رساند این است که با اقدامی علمی انقلابی و پایدار، ارزش هر دلار را تا آن تاریخ به زیر ۸۰۰۰ تومان برسانند تا «شصت میلیون مردمِ مستحق اعطای کمکِ معیشتی و یارانهای» از این تنگنای تأسفآور فاصله گیرند و آرامشی یابند و «رعایت حقالناس» از ویترین و شعار به صحنهٔ عمل درآید و روح آن سردار نیز شاد گردد و انتقام سخت محقق شود.
کانال بازنگری (ترکاشوند)
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
@baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری
انتقاد سردار قاسم سلیمانی از تقسیمبندی مردم به بیحجاب و باحجاب، و اصولگرا و اصلاحطلب
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه…
اینکه در جامعه مدام بگوییم او بیحجاب و این باحجاب است
یا اصلاحطلب و اصولگراست،
پس چه کسی میماند؟
اینا همه مردمِ ما هستند.
آیا همهٔ بچههای شما متدیناند؟
آیا همه…
واقعیّتها را بپذیریم
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
T.me/baznegari/472
مصیبت از آنجا آغاز میشود که متولّیانمان با وجود ناتوانی و ضعفهای مکرّر و چشمگیر در ادارهٔ کشور امّا با اعتماد به نفسِ عجیب، مشغول توسعهٔ نفوذ، صدور انقلاب و به قول خودشان جهاد در راه خدایاند.
وقتی از عهدهٔ «انتظاماتِ» مراسم تشییع بر نمیآییم و در مهمترین گردهماییِ کرمان در یکصد سال اخیر، در حضور معاون اول، برخی وزرا، فرماندهٔ سپاه و استاندار، ۷۸ (یا ۵۹) نفر از تشییعکنندگان در اثر فشردگی جمعیت معصومانه «لِه» میشوند
وقتی هنگام موشکبارانِ شبانه، و طبیعتاً احتمال حملهٔ جنگندههای دشمن، «یادمان» میرود پروازهای مسافری را لغو کنیم
وقتی هنوز پای جنگندههای دشمن به مرزمان نرسیده، از ترس ورود آن به اشتباه هواپیمای مسافربری را منهدم میکنیم که در پی آن ۱۷۶ انسان جزغاله شوند
وقتی روز بعد، اتوبوسِ بین شهریمان به علت نقص فنی واژگون و به درّه سقوط میکند و حدود ۲۰ اشرف مخلوقات دچار مرگ فجیع میشوند
وقتی فقط در فاصلهٔ حدوداً ۴۰ ساعت، چهار فاجعه و نابلدیِ بالا جلوی چشممان ردیف میشود، دیگر چه جای ادعاهای فراتر از استعداد، چه جای نسخهنوشتن برای منطقه و جهان، و چه جای این است که ایدههای خود را تسکینبخش آلام بشریت بدانیم؛
اگر به نسخهٔ شفابخش و کیمیایی دست یافتهایم ابتدا بهتر است آن را تمام و کمال در سرزمین خود پیاده کنیم تا دیگران از شوق مدینهٔ فاضلهای که ساختیم گروهگروه و دواندوان (بینیاز به جهاد ما) روانهٔ کشورمان شوند تا یا مقیم شوند و یا نسخهبرداری کنند و به کشورشان بازگردند
وقتی میان «استعداد و ادّعا» فاصلهٔ زیادی باشد (و یا همهٔ استعداد صَرف یک چیز شود) مصیبت یکی پس از دیگری گریبانِ خَلق را میگیرد
اگر بزرگترها واقعیات را نپذیرند کوچکترها آمال بدتر و شعارهای وحشتناکتری سر میدهند و علناً از «فتح جهان»!!! سخن میگویند، ببینید این نامه را:
«"نامهای از زینب طهرانی مقدم به زینب سلیمانی": ... و امروز که قدرت موشکی و منطقهای ایران الحمدلله به برکت خونهای پاک شهدای عزیزمان و اقتدار رهبر فرزانهمان مثل خورشید عیان شده، این طلیعهای برای انتقامی سخت و فتح جهانی اسلام خواهد بود. پس، از این پس به صبر زینبیات ادامه ده تا انشاءالله با حضور حضرت منجی(عج) پدرانمان را بار دیگر در نبرد نهایی حق علیه باطل ملاقات کنیم»:
khabaronline.ir/news/1339481
در این نامهٔ بهظاهر معمولی و بیاهمیت ولی بسیار مهم و حساس، علاوه بر «فتح جهانی اسلام» همچنین به «رجعت» (و دوباره زندهشدنِ) آن دو سردار در هنگام ظهور مهدی برای تصرف کل جهان پرداخته شده؛
حال آنکه تصرّفِ دیگر سرزمینها مربوط به دوران قدیم و اعصار جاهلی بوده و نه اینک که حدود و قلمرو کشورها مشخص و محترم است.
ترویج این دو عقیدهٔ پوسیده و قدیمی (فتح جهان / رجعت) در حالی که معضلات و بحرانهای جدی، حیات بشر در کرهٔ زمین را تهدید میکند جای تعجب دارد.
ریشهٔ بسیاری از معضلاتِ کشورمان باور به جهاد "ابتدایی" و نیز قرائت "داعشی" از ظهور است که باید تصحیح شود.
@baznegari
.
.
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
T.me/baznegari/472
مصیبت از آنجا آغاز میشود که متولّیانمان با وجود ناتوانی و ضعفهای مکرّر و چشمگیر در ادارهٔ کشور امّا با اعتماد به نفسِ عجیب، مشغول توسعهٔ نفوذ، صدور انقلاب و به قول خودشان جهاد در راه خدایاند.
وقتی از عهدهٔ «انتظاماتِ» مراسم تشییع بر نمیآییم و در مهمترین گردهماییِ کرمان در یکصد سال اخیر، در حضور معاون اول، برخی وزرا، فرماندهٔ سپاه و استاندار، ۷۸ (یا ۵۹) نفر از تشییعکنندگان در اثر فشردگی جمعیت معصومانه «لِه» میشوند
وقتی هنگام موشکبارانِ شبانه، و طبیعتاً احتمال حملهٔ جنگندههای دشمن، «یادمان» میرود پروازهای مسافری را لغو کنیم
وقتی هنوز پای جنگندههای دشمن به مرزمان نرسیده، از ترس ورود آن به اشتباه هواپیمای مسافربری را منهدم میکنیم که در پی آن ۱۷۶ انسان جزغاله شوند
وقتی روز بعد، اتوبوسِ بین شهریمان به علت نقص فنی واژگون و به درّه سقوط میکند و حدود ۲۰ اشرف مخلوقات دچار مرگ فجیع میشوند
وقتی فقط در فاصلهٔ حدوداً ۴۰ ساعت، چهار فاجعه و نابلدیِ بالا جلوی چشممان ردیف میشود، دیگر چه جای ادعاهای فراتر از استعداد، چه جای نسخهنوشتن برای منطقه و جهان، و چه جای این است که ایدههای خود را تسکینبخش آلام بشریت بدانیم؛
اگر به نسخهٔ شفابخش و کیمیایی دست یافتهایم ابتدا بهتر است آن را تمام و کمال در سرزمین خود پیاده کنیم تا دیگران از شوق مدینهٔ فاضلهای که ساختیم گروهگروه و دواندوان (بینیاز به جهاد ما) روانهٔ کشورمان شوند تا یا مقیم شوند و یا نسخهبرداری کنند و به کشورشان بازگردند
وقتی میان «استعداد و ادّعا» فاصلهٔ زیادی باشد (و یا همهٔ استعداد صَرف یک چیز شود) مصیبت یکی پس از دیگری گریبانِ خَلق را میگیرد
اگر بزرگترها واقعیات را نپذیرند کوچکترها آمال بدتر و شعارهای وحشتناکتری سر میدهند و علناً از «فتح جهان»!!! سخن میگویند، ببینید این نامه را:
«"نامهای از زینب طهرانی مقدم به زینب سلیمانی": ... و امروز که قدرت موشکی و منطقهای ایران الحمدلله به برکت خونهای پاک شهدای عزیزمان و اقتدار رهبر فرزانهمان مثل خورشید عیان شده، این طلیعهای برای انتقامی سخت و فتح جهانی اسلام خواهد بود. پس، از این پس به صبر زینبیات ادامه ده تا انشاءالله با حضور حضرت منجی(عج) پدرانمان را بار دیگر در نبرد نهایی حق علیه باطل ملاقات کنیم»:
khabaronline.ir/news/1339481
در این نامهٔ بهظاهر معمولی و بیاهمیت ولی بسیار مهم و حساس، علاوه بر «فتح جهانی اسلام» همچنین به «رجعت» (و دوباره زندهشدنِ) آن دو سردار در هنگام ظهور مهدی برای تصرف کل جهان پرداخته شده؛
حال آنکه تصرّفِ دیگر سرزمینها مربوط به دوران قدیم و اعصار جاهلی بوده و نه اینک که حدود و قلمرو کشورها مشخص و محترم است.
ترویج این دو عقیدهٔ پوسیده و قدیمی (فتح جهان / رجعت) در حالی که معضلات و بحرانهای جدی، حیات بشر در کرهٔ زمین را تهدید میکند جای تعجب دارد.
ریشهٔ بسیاری از معضلاتِ کشورمان باور به جهاد "ابتدایی" و نیز قرائت "داعشی" از ظهور است که باید تصحیح شود.
@baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری
واقعیّتها را بپذیریم
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
T.me/baznegari/472
مصیبت از آنجا آغاز میشود که متولّیانمان با وجود ناتوانی و ضعفهای مکرّر و چشمگیر در ادارهٔ کشور امّا با اعتماد به نفسِ عجیب، مشغول توسعهٔ نفوذ، صدور انقلاب و به قول خودشان جهاد در راه…
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۱
T.me/baznegari/472
مصیبت از آنجا آغاز میشود که متولّیانمان با وجود ناتوانی و ضعفهای مکرّر و چشمگیر در ادارهٔ کشور امّا با اعتماد به نفسِ عجیب، مشغول توسعهٔ نفوذ، صدور انقلاب و به قول خودشان جهاد در راه…
▪ شلیک عمدی ▪️
به حقوقِ بشریترین آیهٔ قرآن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
T.me/baznegari/473
هر دم از این باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
میگویند شلیک به هواپیمای مسافربری «اشتباهی و غیر عمد» بوده و ما فعلا چارهای جز پذیرش آن نداریم ولی کارشناسان و هیئتهای تحقیق و تفحص باید توجه داشته باشند که درون حکومتمان عتیقههای جاهلی همچون ساماندهندگان قتلهای زنجیرهای در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی (که مقاماتمان از واژهٔ میکروب در توصیف آنان استفاده کرد) یافت میشود که از آنها هر کاری با توجیهات دینی (و در واقع ضد دینی) سر میزند که به عقل جنّ هم نمیرسد.
صد البته دست به دعا برمیداریم که فاجعهٔ شلیک به هواپیما غیر عمدی بوده باشد ولی فاجعهٔ بزرگتر در تشییع کرمان رُخ داده که آن را نمیتوان غیر عمد دانست.
«شلیک عمدی به تشییعکنندگانِ معصوم، در سنگفرشهای کرمان!؟»:
خبر زیر که تازه انتشار یافته را بخوانید تا با نمونهٔ بارز "جهل مقدس" (که این ایام سرِ زبانها افتاده) آشنا شویم. لطفاً هنگام مطالعه حتماً مراقب خودتان باشید که از غُصه دق نکنید:
«علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کردهاند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکردهاند و گفتهاند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد. با این نگاه تصمیمات خامی گرفته شد که منجر به از بین رفتن تعدادی از مردم شدهاند. این نشان میدهد ما متأسفانه برای جان مردم ارزشی قائل نیستیم و این را به حساب شور دینی مردم میگذاریم و بعد هم موضوع را رها میکنیم./سازندگی»:
T.me/MyAsriran/275362
از روز اولی که سلسلهفجایعِ اخیر روی داد با اینکه فاجعهٔ هواپیمای مسافربری به حد کافی بُهتآور و دردناک بود اما شخصاً فاجعهٔ تشییعِ کرمان را دردآورتر حس کردم، و اگر تا دیروز مرگ وحشتناک هفتاد تن از این تشییعکنندگان در اثر ازدحام را به حساب بیتدبیری و بیخیالیِ برگزارکنندگان میگذاشتیم و آن را طبیعتاً غیر عمد میشمردیم اما امروز نمایندهٔ عالیمقامِ مجلس از اخبار دقیقی پرده برمیدارد که مطابق آن، این فاجعه را برنامهریزیشده و «شلیک عمدی» به جان شیرین انسانها نشان میدهد.
چقدر دلمان خوش بود به این آیهٔ قرآن، و طبیعتاً پاسداشتِ بیش از پیشِ آن در نظام دینی؛ چه خیال باطلی.
ننگ بر حاکمان فعلی اگر از این پس در سخنرانیهای تمامنشدنیشان بخواهند به این آیهٔ متعالی استناد کنند و در عمل، زیر پا له کنندش.
مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (سورهٔ مائده آیهٔ ۳۲).
@baznegari
.
.
به حقوقِ بشریترین آیهٔ قرآن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
T.me/baznegari/473
هر دم از این باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
میگویند شلیک به هواپیمای مسافربری «اشتباهی و غیر عمد» بوده و ما فعلا چارهای جز پذیرش آن نداریم ولی کارشناسان و هیئتهای تحقیق و تفحص باید توجه داشته باشند که درون حکومتمان عتیقههای جاهلی همچون ساماندهندگان قتلهای زنجیرهای در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی (که مقاماتمان از واژهٔ میکروب در توصیف آنان استفاده کرد) یافت میشود که از آنها هر کاری با توجیهات دینی (و در واقع ضد دینی) سر میزند که به عقل جنّ هم نمیرسد.
صد البته دست به دعا برمیداریم که فاجعهٔ شلیک به هواپیما غیر عمدی بوده باشد ولی فاجعهٔ بزرگتر در تشییع کرمان رُخ داده که آن را نمیتوان غیر عمد دانست.
«شلیک عمدی به تشییعکنندگانِ معصوم، در سنگفرشهای کرمان!؟»:
خبر زیر که تازه انتشار یافته را بخوانید تا با نمونهٔ بارز "جهل مقدس" (که این ایام سرِ زبانها افتاده) آشنا شویم. لطفاً هنگام مطالعه حتماً مراقب خودتان باشید که از غُصه دق نکنید:
«علی مطهری: در اتفاقات کرمان ما اطلاع دقیق داریم که ۵ نفر در جلسهٔ شورای تأمین اعتراض کردهاند که اگر جمعیت به این نقطهٔ مشخص برسد تلفات خواهیم داشت چون عرض خیابان کم است اما چند نفر دیگر قبول نکردهاند و گفتهاند ما اصرار داریم جمعیت را نشان بدهیم و باید ازدحام چشمگیر باشد. با این نگاه تصمیمات خامی گرفته شد که منجر به از بین رفتن تعدادی از مردم شدهاند. این نشان میدهد ما متأسفانه برای جان مردم ارزشی قائل نیستیم و این را به حساب شور دینی مردم میگذاریم و بعد هم موضوع را رها میکنیم./سازندگی»:
T.me/MyAsriran/275362
از روز اولی که سلسلهفجایعِ اخیر روی داد با اینکه فاجعهٔ هواپیمای مسافربری به حد کافی بُهتآور و دردناک بود اما شخصاً فاجعهٔ تشییعِ کرمان را دردآورتر حس کردم، و اگر تا دیروز مرگ وحشتناک هفتاد تن از این تشییعکنندگان در اثر ازدحام را به حساب بیتدبیری و بیخیالیِ برگزارکنندگان میگذاشتیم و آن را طبیعتاً غیر عمد میشمردیم اما امروز نمایندهٔ عالیمقامِ مجلس از اخبار دقیقی پرده برمیدارد که مطابق آن، این فاجعه را برنامهریزیشده و «شلیک عمدی» به جان شیرین انسانها نشان میدهد.
چقدر دلمان خوش بود به این آیهٔ قرآن، و طبیعتاً پاسداشتِ بیش از پیشِ آن در نظام دینی؛ چه خیال باطلی.
ننگ بر حاکمان فعلی اگر از این پس در سخنرانیهای تمامنشدنیشان بخواهند به این آیهٔ متعالی استناد کنند و در عمل، زیر پا له کنندش.
مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (سورهٔ مائده آیهٔ ۳۲).
@baznegari
.
.
Telegram
کانال بازنگری
▪ شلیک عمدی ▪️
به حقوقِ بشریترین آیهٔ قرآن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
T.me/baznegari/473
هر دم از این باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
میگویند شلیک به هواپیمای مسافربری «اشتباهی و غیر عمد» بوده و ما فعلا چارهای جز پذیرش آن…
به حقوقِ بشریترین آیهٔ قرآن
امیر ترکاشوند، ۱۳۹۸/۱۰/۲۳
T.me/baznegari/473
هر دم از این باغ بری میرسد
تازهتر از تازهتری میرسد
میگویند شلیک به هواپیمای مسافربری «اشتباهی و غیر عمد» بوده و ما فعلا چارهای جز پذیرش آن…